مولوی عبدالحمید و سهل انگاری و بازی با قواعد شرعی در مورد تنگه ی هرمز

مولوی عبدالحمید و سهل انگاری و بازی با قواعد شرعی در مورد تنگه ی هرمز

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قیچی کاری در شریعت الله صرفاً جهت عوام فریبی به کار می رود بخصوص اگر از سوی یک مبلغ یا خطیبی انجام شود که جایگاهی در میان مردم عوام داشته باشد و بخواهد به هر شیوه ای که شده این مردم عوام را نگه دارد و به اصطلاح عوام زده شده باشد.

مثلا عده ای بگویند که الله فرموده « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ» به نماز نزدیک نشوید و مثل علی اللهی ها و یزیدی ها و دروزی ها و نصیری ها و اسماعیلی ها و ذکری ها و… دست از نماز خواندن بکشند در حالی که اصل آیه این است که می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ (نساء/43)

 قواعد فقهی هم با با توجه به مفهوم کلی شریعت الله به کار برده می شوند و از منابع شرعی استنباط شده اند و باید با شریعت الله و با سایر قواعد فقهی مدیریت و کنترل شوند.

در این زمینه به مثالی اشاره می کنیم که مولوی عبدالحمید جهت نشان دادن خوش خدمتی به دشمنان ایران به قاعده ای اشاره کرد و طی آن خواستار باز کردن تنگه هرمز شد. این قاعده می گوید:

«القدیم یترک علی قدمه: هرمسئله ای در قدیم چه حکمی داشته باشد برآن باقی خواهد ماند»

مثلا:کسی قصد دارد که شخصی را از عبور و مروردر مسیری قدیمی منع کند؛یا از بردن آب در جوی آب قدیمی که از مزرعه او می گذرد منع کند؛یا از مصرف کردن آب در رود قدیمی که در مزرعه او هست مانع شود و دلیلش این باشد که این راه یا این جوی آب یا این رود خانه از ملک شخصی وی می گذرد ؛سخن وی قابل قبول نیست .به دلیل اینکه هرمسئله ای در قدیم چه حکمی داشته برآن باقی خواهد ماند ؛تا زمانی که دلیلی آورده شود و ثابت کند که بکارگیریش بتازگی بوده است نه در قدیم.

اما این قاعده با اصول و قواعد دیگری مدیریت می شود؛ به عنوان مثال با قاعده ی :

«الضرر لایکون قدیما؛ در ضرر، قدمت اعتبار ندارد».

یعنی حکم قدیمی بودن چیزی که در آن ضرر فاحش و واضحی است اعتبار ندارد.چون ضرر شرعا باید کنار گذاشته شود .

مثلا: کانال فاضلابی متعفن در معابر عمومی باشد و منشا آلودگی و ضرر باشد به خاطر آلودگی و ضررش می توان مانع عبورش شد هر چند در مسیری قدیمی واقع شده باشد.

یا عبور دشمنان از مسیری عمومی که عبور این دشمن به ضرر مسلمین تمام شود.

یا نگرفتن و بخشش حق و حقوقی که باعث صدمه دیدن و ضرر رسیدن به مومنین و تقویت دشمنان شود در حالی که قبلاً گرفته نشده باشد.

ای کاش مولوی عبدالحمید جامعتر و بر اساس فقه جامع اسلامی صحبت می کرد.

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

کاتب: محمد اسامه

لازم به ذکر آیات و احادیث و آراء فقهی نیست که شریعت الله در آنها از هر گونه کمک و اعانت به کفار محارب خارجی بر علیه مسلمین و از کمک به ظالم نهی شده و در عوض از مومنین خواسته شده با هر وسیله ی مشروعی در برابر ظالمین بایستند، چون این امری بدیهی برای هر مومنی و حتی برای هر انسان کافر آزاده ای است.

شریعت الله از اینکه مومنی با نصف کلمه ظالمی را کمک کند نهی کرده است چه رسد به اینکه سخنانی بگوید یا کاری انجام دهد که طی آن ظالمین تقویت شده و به دارالاسلام و مومنین ضربات بیشتری وارد کنند.

اگر به اثار امثال شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران نگاه کنیم حتی از دوختن لباس برای سربازان حاکم مسلمانی که دچار ظلم می شود نهی کرده اند و خیاط را شریک جرم این حاکم ظالم می دانند حالا چه رسد به طرح خواسته‌هایی چون «باز کردن تنگه هرمز» به عنوان یکی از برگ دارالاسلام ایران در برابر سیاست‌های دشمنانه و ظالمانه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای آنها که مصداق عینی اعانت و کمک به ظالم  و کفار محارب خارجی و خروج از معیارها و ارزشهای اخلاقی و دینی است.

 پس، اگر پُل و جاده ای برای قرنها مسیر عمومی بوده اما هم اکنون عده ای دزد و آدمکش قصد عبور از آن را داشته باشند آیا باید بر اساس قاعده ی «القدیم، یترک علی قدمه» کاری نکرد و اجازه داد این دزدان و قاتلین به اهداف خود برسند؟

هیچ انسان عاقلی با چنین استدلالی اجازه نمی دهد این ظالمین و دزدان و جنایتکاران با چنین شبهاتی به اهداف خود برسند و هر گونه سهل انگاری در این زمینه کمک و اعانت این مفسدین است.

مولوی عبدالحمید زمانی که بر اساس قاعده ی«القدیم یترک علی قدمه»  خواستار بازکردن تنگه هرمز و تقویت جبهه ی کفار محارب بر علیه دارالاسلام می شودباید این را نیز بیان می کرد که این قاعده با دلایلی مثل دفع یک ضرر بزرگتر یا محافظت از امنیت تغییر می کند.   

از شما می پرسم آیا با وجود تهدیدات جنایتکارانی چون آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و منطقه ای آنها بر دارالاسلام  و مردم ایران شرایطی پیش نیامده که استمرار وضع سابق تنگه ی هرمز، ضرر بزرگ‌تری برای مردم ایران ایجاد کند؟

بدون شک بستن راههای تجاری کفار سکولار قریش خدمات بزرگی به دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله کرد و باعث شد کفار سکولار قریش ذلیلانه پیمان حدیبیه را با حاکمیت مدینه ببندند و علاوه بر آن، زمانی که مسلمین فراری در اطراف دریاری سرخ قافله ها و مسیرهای قدیمی و دائمی کاروانهای تجاری کفار سکولار قریش و متحدین آنها را تهدید کردند، باز کفار سکولار قریش مجبور شدند بندی از صلح حدیبیه که طبق آن دارالاسلام می بایست فراری های مسلمان شده بعد از صلح را تحویل کفار دهد لغو کردند.

به نظر شما اگر کسی چون مولوی عبدالحمید می آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفت که این جاده ها و راههای تجاری از قدیم بوده و شما نباید آنها را تهدید کنید و ببندید و کالاهای آنها را نباید مصادره کنید یا همین سخنان را به مومنین موجود در اطراف دریاری سرخ به رهبری ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه می گفت صحابه رضی الله عنهم چگونه گردن او را به عنوان یکی از اعضای گروه منافقین می زدند؟

باید بدانیم که سخنان مولوی عبدالحمید تنها مصرف رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین دارد و تنها کسانی به این گنده گوئی های ضد شرعی او اهمیت می دهند که از شریعت الله و تاریخ مسلمین خبر ندارند و الله و پیامبر و امام مذهب آنها شده ماهواره ها و رسانه های مجازی دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمن تحت عنوان تحلیلگر و …

مولوی عبدالحمید سرسفره ی دارالاسلام ایران و بلندگوی دشمنان

مولوی عبدالحمید سرسفره ی دارالاسلام ایران و بلندگوی دشمنان

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

عده ای چون مولوی عبدالحمید وجود دارند که در منازل اشرافی زندگی کرده و از امکانات اشرافی برخوردار هستند به گونه ای که رهبر ایران برای درمان خود از کشور خارج نشد اما مولوی عبدالحمید برای یک دندان پزشکی ساده یا عمل جراحی ساده ای با صرف ملیاردها تومان به ترکیه و سایر کشورها مسافرت می کند.

با دیدن این اشخاصی که در چنین رفاهی به سر می برند اما دم از حمایت از مردم فقیر و مشکلات اقتصادی مردم می زنند و در عصری که فتنه‌ها از هر سو کیان امت اسلامی را نشانه گرفته‌اند، بازخوانی سیره امامان راستین و انطباق آن با مدعیان علم و دیانت، ضرورتی شرعی است. آنچه امروز در رفتار برخی مدعیان دیده می‌شود، با مبانی فقهی و اخلاقی اسلام در تضاد آشکار است.

الله جل جلاله کسانی را که به زیورهای دنیوی دل خوش کرده و از حال مساکین غافلند، برحذر می‌دارد و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (توبه/ ۳۴)

چگونه کسی خود را پیرو امام ابوحنیفه رحمه الله می‌داند و در چنین رفاهی زندگی کرده و نزد مردم نقش بازی می کند در حالی که آن امام بزرگوار از پذیرش اموال مشکوک سرباز می‌زد و با پارسایی زندگی می‌کرد؟ سیره امام احمد بن حنبل رحمه الله گواه است که ایشان حتی از قبول هدایای حاکمان ابا داشت تا مبادا دینش در گرو دنیا قرار گیرد. زندگی در قصرهای باشکوه و ملوکانه در شهری مانند زاهدان، در حالی که مردم مظلوم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند، با عدل عمری و زهد نبوی فرسخ‌ها فاصله دارد. عالم باید «وارث انبیاء» باشد، نه وارث مترفین و ثروتمندان.

به عنوان مثال در فقه اسلامی، حج بر کسی که توانائی دارد یک‌بار در عمر واجب است. تکرار هر ساله حج در حالی که هزاران زن و مرد مؤمن و تهیدست بلوچ سال‌ها در صف انتظار می‌سوزند، مصداق بارز «ایثار به نفس» نیست، بلکه بهره‌کشی از نفوذ سیاسی برای ترجیح خود بر دیگران است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّى یُحِبَّ لِأَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ» هیچ‌یک از شما مؤمن واقعی نیست مگر آنکه آنچه برای خود می‌پسندد برای برادرش نیز بپسندد. ترجیح دادن لذت حضور در سرزمین وحی برای بار دهم و بیستم بر حق اول یک پیرزن مؤمن، با کدام منطق فقهی سازگار است؟

رژیم آل‌سعود که امروز به «گاو شیرده» آمریکا و متحد پنهان صهیونیست‌ها تبدیل شده، با ترویج اسلام بی‌خطر و سکولار، در پی ضربه زدن به بیداری اسلامی است. همسویی با این جریان و تلاش برای سکولارسازی منطقه تحت لوای آمریکا، خیانتی است که چهره‌ی نفاق را در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ ش و تقابل دارالاسلام با جبهه کفر، بیش از پیش نمایان کرد.

کسی که در سفره‌ی امن دارالاسلام ایران نشسته و از امکانات این سرزمین بهره می‌برد، اما در بزنگاه‌های تاریخی به نفع دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام سخن می‌گوید، مصداق «مار در آستین» است. تاریخ اسلام همواره از ناحیه کسانی که شعار دین می‌دادند اما قلبشان با کافران بود، بیشترین ضربه را خورده است.

بر امت بیدار و جوانان مؤمن لازم است که فریب القاب و خطبه‌های فریبنده را نخورند. خطیبی که ثروتش از راه نامعلوم به دست آمده، زندگیش در تجمل غرق است و سیاستش در راستای منافع آل‌سعود و آمریکا و اپوزیسیون سکولار خائن و وطن فروش ایرانی است، نمی‌تواند راهنمای رستگاری باشد. بازگشت به سیره صادقانه علمای ربانی که در برابر ظلم و کفر ایستادند، تنها راه نجات است.

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

امر به قتال در آیه ۱۴ توبه و سایر آیات جهاد، تا زمانی که تهدید کفار محارب خارجی وجود دارد، فرض عین است. ابراز نگرانی از سلامتی کافر محارب، به معنای تضعیف روحیه جهاد و هم‌دلی با دشمن است. علمای اهل سنت و جماعت اجماع دارند که:

  • تولّی (به سرپرستی گرفتن) کفار محارب، ایمان را نقض می‌کند.[1]
  • محبت و دلسوزی برای دشمنان اسلام، از نشانه‌های نفاق است.[2]
  • هر کس از دشمنان اسلام بر علیه دارالاسلام حمایت کند یا نگرانشان باشد، از صف مسلمانان خارج شده است.[3]

 نظر علمای اهل سنت و جماعت در مورد هم‌پیمانی و دلسوزی برای کفار محارب بر علیه مسلمین و دارالاسلام:

امام شافعی رحمه الله می گوید: من والى كافراً أو أحبّه أو نصحه أو دعا له بالسلامة، فقد خالف أمر الله ورسوله، ولا يخلو ذلك من نقص في الإيمان.[4] هر کس کافری را به سرپرستی بگیرد یا او را دوست بدارد یا به او خیرخواهی کند یا برای سلامتیش دعا کند، از فرمان الله و رسولش صلی الله علیه وسلم تخلف کرده و این عمل از نقص در ایمان خالی نیست.

شیخ الاسلام ابن تیمیه حنبلی مذهب رحمه الله می گوید: موالات الكفار بالحب والنصرة والدعاء لهم تخرج من ملة الإسلام إذا كانت ظاهرة معلنة، وأما إذا كانت خفية فهي من كبائر الذنوب.[5] به سرپرستی گرفتن کفار با محبت و یاری و دعا برای آنان، اگر آشکار و علنی باشد از دایره اسلام خارج می‌کند، و اگر پنهانی باشد از گناهان کبیره است.

امام قرطبی رحمه الله در تفسیر آیه ۵۱ مائده می‌گوید: من أحب كافراً أو دافع عنه أو سعى في دفع الأذى عنه أو دعا له بالبقاء، فقد شاركه في كفره.[6]هر کس کافری را دوست بدارد یا از او دفاع کند یا در دفع آزار از او بکوشد یا برای بقایش دعا کند، در کفر او شریک شده است.

اقدام اردوغان و جولانی در ابراز نگرانی از سلامتی دونالد ترامپ (کافر محارب و قاتل مسلمانان)، بر اساس قرآن و سنت و اجماع علمای اهل سنت، حرام و نشانه ضعف ایمان و خیانت به امت اسلامی است. چنین عملی با وجوب جهاد و نفرت از دشمنان خدا قابل جمع نیست. بر مسلمانان واجب است از این افراد تبرّی بجویند و بیزاری کنند و آنان را به توبه و بازگشت به صف مؤمنان فراخوانند، مگر اینکه از این انحراف دست بردارند و به جهاد با دشمنان اسلام برگردند.


[1]  ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۸

[2]  تفسیر طبری در ذیل آیات سوره ممتحنه

[3]  شرح نووی بر صحیح مسلم، کتاب الإیمان

[4]  تفسیر فخر رازی، ذیل آیه ۵۱ مائده

[5]   مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۲۷

[6]  الجامع لأحكام القرآن

بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 

بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 


متن کامل پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (انفال، ۶۰)

با درود و صلوات بر پیامبر رحمت (ص) و با تبریک هفته معلم و گرامیداشت مقام شهدای مرزنشین، ما علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان به عنوان نمایندگان بخشی از امت همیشه در صحنه ایران، ضمن اعلام حمایت قاطع از تمامیت ارضی کشور، وضعیت خطیر منطقه را مورد بررسی قرار دادیم. متأسفانه در ماه‌های اخیر، شاهد تجاوزات آشکار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های دفاعی ایران اسلامی بوده‌ایم.

به درگاه الهی شکایت می‌بریم که برخی از حکام کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که سال‌ها مهمان سفره امنیت ایران بودند، امروز نه تنها دشمنی ما را کنار نگذاشتند، بلکه اجازه استفاده از خاک، فرودگاه‌ها، حریم هوایی و پایگاه‌های نظامی خود را در تجاوزات اخیر به آمریکا و رژیم صهیونیستی دادند. این اقدام همسایگان جنوبی، مصداق بارز «نقض حسن همجواری» و خیانت به امنیت جمعی منطقه است.

تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی نیست که هر دولت مهاجمی حق استفاده بی‌قید و شرط از آن را داشته باشد. تنگه هرمز در آغوش آب‌های سرزمینی و جزایر سه‌گانه ایران (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) قرار دارد و عرف و قانون به ما می‌گوید: مالک خانه، صاحب کلید است.

در شرایطی که دشمن از پهنه دریا، زمین و آسمان همسایگان به ما حمله می‌کند، بر اساس اصل «دفاع مشروع» و قاعده فقهی «لا ضرر و لا ضرار»، حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است که برای افزایش امنیت خود، تردد در تنگه هرمز را مدیریت کرده و از ورود هرگونه شناور جنگی یا تجاری مرتبط با کشور‌های متجاوز به خلیج فارس جلوگیری نماید.

این مدیریت، بستن تنگه به روی دشمن است، نه بستن تنگه به روی کل جهان. ما این اقدام را نه تجاوز، که دفاع پیشدستانه و افزایش امنیت ملی می‌دانیم.

ما علمای بلوچستان از تمامی مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران سه درخواست قطعی داریم:

۱. تغییر دائم مدل حکمرانی: مدل سابق حکمرانی در تنگه هرمز که بر اساس آن هر کشتی بدون توجه به وفاداری به دشمن عبور می‌کرد، هرگز نباید بازگردد. حکمرانی جدید باید بر مبنای «سیستم تردد هوشمند با اخذ مجوز از مراجع نظامی ایران» باشد.

۲. اخذ خسارت از همدستان متجاوز: تا زمانی که خسارات مادی و معنوی حملات آمریکا و اسرائیل (از جمله شهادت جمعی از مهندسان پهپادی سیستان و بلوچستان در حمله به پایگاه‌های شرق کشور) از کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که پایگاه خود را در اختیار متجاوزین گذاشتند، دریافت نشود، هیچ کشتی متعلق به آن کشور‌ها و متحدان صهیونیسم اجازه عبور از تنگه هرمز را ندارد.

۳. آمادگی مرزنشینان: ما اعلام می‌داریم که علما و طوایف اهل سنت در سواحل مکران، در صورت فرمان رهبری، برای پشتیبانی از نیروی دریایی سپاه و ارتش، آماده هرگونه همکاری لجستیکی و مرزبانی هستند.

تنگه هرمز رگ حیاتی نیست که یک طرفه خون ملت ایران را بمکد. این آبراه هدیه الهی به سرزمین پارس است. ملتی که هزاران شهید در راه عزت داده، حق دارد از این موهبت برای تأمین امنیت خود استفاده کند. ما از دولت و مجلس می‌خواهیم که قوانین الزام‌آوری برای الزام کشتی‌ها به اخذ “گذرنامه امنیتی جمهوری اسلامی ایران”تصویب کنند.

والسلام علی من اتبع الهدی

فضل الرحمن تنهاست یا نماینده ی جریان خائنین دین فروش در پاکستان؟

فضل الرحمن تنهاست یا نماینده ی جریان خائنین دین فروش در پاکستان؟

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

کلماتی که مولوی فضل الرحمن، رهبر حزب جمعیت علمای اسلام، در پارلمان حکومت سکولار و مرتد پاکستان بر زبان راند برای عده ای شوکه کننده بود هر چند این سخنان برای اهل دعوت و جهاد امری عادی و بیانگر وجود جریانی است مخرب که سالهاست توسط کفار محارب خارجی مدیرت و هدایت می شود .

فضل الرحمن گفت:” علما به خاطر حمایت از دموکراسی کشته می‌شوند. ده‌ها نفر از رهبران ما به خاطر صحبت در مورد دموکراسی هدف قرار گرفتند. اگر دولت از خواب بیدار نشود، باید بداند که دموکراسی جایگاه خود را از دست می‌دهد.”

دموکراسی یعنی حاکمیت قانون مردم بر مردم به جای حاکمیت قانون الله بر مردم .

آیا مولوی فضل الرحمن که سالهاست آنرا تجربه کرده این را نمی داند؟

می داند، اما باز چنین سخنانی بر زبان می راندو نشان می دهد این فقط موقف  فضل الرحمن در مورد دولت سکولار، ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) نیست، بلکه موضع همه ملاها، شیوخ و مفتی‌های همسو با دولت سکولار پاکستان است.

پس فضل الرحمن یک فرد نیست، او رهبری حزب «جماعت علمای اسلام» را بر عهده دارد که اکثر ملاهای همسو با حکومت در این حزب جمع شده‌اند.

فضل الرحمن در مراسم فاتحهٔ ادریس آشکارا می‌گوید که همه آنها در کنار آیین، قانون اساسی و نظام پاکستان ایستاده‌اند و مبارزه مسلحانه علیه نظام را بغاوت می‌دانند…

اینها خائنین دین فروشی هستند که سالهاست کارنامه ی سیاه آنها را در پاکستان و در خدمت به سکولاریستها و دشمنان اسلام می بینیم و مولوی عبدالحمید در زاهدان هم در قدم اول این جریان و در 80 سال قبل این جریان ایستاده است .

وحدت مذهبی بنیان اقتدار امت و کلید پیروزی بر جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

وحدت مذهبی بنیان اقتدار امت و کلید پیروزی بر جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

به قلم: محمد اسامه

کسی شک ندارد که کفار آمریکائی – صهیونی با تمام توان خود و با بهره گیری از تمام ظرفیتهای مزدوران منطقه ای خود چون حکومتکهای دست نشانده ی عربی و کمکهای بی دریغ پنهخانی و آشکار اتحادیه ی اروپا جنگ تحمیلی رمضان 1404ش را بر دارالاسلام ایران تحمیل کرد که هنوز تهدیدات و پس لرزه های آن پابرجاست که نه صلحی شده و نه حتی آتش بسی چون هنوز جنگ اقتصادی و تهدیدات نظامی آمریکا و شرکایش پابرجاست.

در این صورت زمانی که جبهه ی دشمنان اسلام با تمام توان برای تضعیف دارالاسلام و ایران و سایر جوامع اسلامی گام برمی‌دارند، تنها راه نجات و رسیدن به نصرت الهی، «وحدت کلمه» و انسجام میان تمامی مذاهب اسلامی، به‌ویژه جامعه ی اهل سنت و تشیع است. بدون یک اقدام عملی برای همگرایی، پیروزی بر نظام‌های سکولار و دشمنان دین و مزدورانشان میسر نخواهد بود.

الله تعالی در قرآن کریم، پیروزی را در گرو دوری از تفرقه و پایبندی به ریسمان الهی دانسته است و بخصوص در مورد یاران پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم و تمام هم مسیران آنها می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران/103)

و همگی به ریسمان الله چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت الله را بر خود یاد کنید آن گاه که با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می سازد تا هدایت شوید.

 واضح است که تفرقه مذهبی، بزرگترین هدیه برای دشمنان است تا قدرت مسلمانان را از درون متلاشی کنند.

علاوه بر این الله تعالی صراحتاً هشدار می‌دهد که اختلافات داخلی باعث از بین رفتن ابهت و قدرت جامعه اسلامی می‌شود و می فرماید:  وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/46) و از الله  و پیامبرش اطاعت کنید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بی ابهت می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و صبر کنید؛ زیرا الله با شکیبایان است.

در این صورت برای غلبه بر جبهه ی کفار مهاجم و شرکای آنها، باید از هرگونه درگیری مذهبی و قومیتی پرهیز کرد.

البته وحدت تنها با شعار محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند گام‌های عملی در منطقه است. تمامی جریان‌هایی که هدفشان اعلای کلمه الله است، باید بر موارد زیر تمرکز کنند:

  •  تشکیل جبهه واحد وتجمیع تمام توانمندی‌های نظامی، سیاسی و اجتماعی مذاهب مختلف برای مقابله با دشمن مشترک.
  •  احترام به مقدسات یکدیگر و بستن راه‌های نفوذ دشمن که از طریق توهین و تکفیر، بذر فتنه می‌پاشد.
  •  آگاهی‌بخشی به مسلمین و تبیین این حقیقت که دشمنان اصلی اسلام، فرقی میان سنی و شیعه قائل نیستند و هدفشان نابودی اصل دین است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم امت اسلام را به یک پیکر تشبیه کرده‌اند که همدیگر را تقویت کرده و منسجم نگه می دارند و می فرماید: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا- وَشَبَّکَ بَیْنَ أَصَابِعِهِ» [1]مؤمن نسبت به مؤمن دیگر، مانند اجزای یک ساختمان است که هر بخش آن، بخش دیگر را محکم نگاه می‌دارد

برای پیروزی بر کفار محارب خارجی و حاکمیت‌های سکولار و رهایی از یوغ مزدوران خارجی، ایجاد یک انسجام منطقه‌ای میان پیروان مذاهب اسلامی یک تکلیف شرعی است. این قدرت برخاسته از وحدت، تنها راهی است که می‌تواند در برابر دشمن مشترک ایستادگی کرده و زمینه‌ساز پیروزی نهایی و استقرار عدالت الهی گردد.

هم اکنون دارالاسلام ایران به اتحاد همه ی مومنین و آزادیخواهان نیاز دارد و همه ی مومنین در حال نوشتن کارنامه ی خود هستند و باید بدانند در این برهه از زمان تنها گروه منافقین نظاره گر و تماشاچی هستند.


[1]  صحیح بخاری ۴۸۱

مولوی عبدالحمید شهروند ایران هستی یا مدافع خواسته های جبهه ی کفار محارب خارجی؟

مولوی عبدالحمید شهروند ایران هستی یا مدافع خواسته های جبهه ی کفار محارب خارجی؟

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

زمانی که از جبهه ی کفار محارب در جنگ با دارالاسلام ایران صحبت می کنیم منظور تنها کفار آمریکائی – صهیونی نیست بلکه حکام خائن اطراف خلیج فارس و شرکای غربی آمریکا و حتی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و گروهها و افراد همسو با آنها را نیز در برمی گیرد.

موضع گیری های مولوی عبدالحمید در چند سال گذشته تماماً نمایانگر اسلام آمریکائی – صهیونی جدید است که ابوولید المصری هم به آن اشاره کرده بود به همین دلیل می بینیم که در تمام اغتشاشات سالهای اخیر و حتی در جنگ شهری دی ماه 1404ش که آشوب طلبان و خائنین داخلی ایران به راه انداخته بودند زخم زبانهای مولوی عبدالحمید به سمت حافظان امنیت مردم و به نفع هرزه های اغتشاشگر بود.

موردی که اخیراً باز به نفع جبهه ی کفار محارب خارجی صحبت کرده مربوط به تنگه ی هرمز است، تنگه ای که در آب های ساحلی ایران قرار دارد و به طور طبیعی و بدیهی چه در زمان پهلوی و چه بعد از انقلاب اسلامی 57 باید به عنوان سرمایه ای ملی و حقوق مردم ایران برای اعمال حاکمیت ایران بر این تنگه ی استراتژیک اقدام می شد اما جنگ رمضان 1404ش این فرصت را پیش آورد که دارالاسلام ایران به اعمالِ حق طبیعی خود برای مدیریت تردد  در تنگه هرمز ایرانی اقدام کند.

مدیریت دارالاسلام ایران بر این تنگه ی مهم به عنوان یکی از عوامل بازدارنده جهت جلوگیری از زیاده خواهی های دشمن و تحریمهای ظالمانه ی اقصادی آنها عمل می کند.

علاوه بر این زمانی که دارالاسلام ایران تردد در این تنگه را مدیریت می کند هم با گرفتن عوارض تردد باعث بهبود وضعیت اقتصادی مردم می شود و هم از امنیت مردم ایران بیشتر محافظت می شود و به این شکل هم برای مسائل امنیتی و هم اقتصادی سود آن به مردم ایران برمی گردد اما مولوی عبدالحمید با استناد اشتباه به قاعده ای فقهی چنین نشان داد که دارالاسلام ایران باید از کنترل تردد در تنگه هرمز صرفنظر کند و آمریکای دزد هم که هزاران کیلومتر آنطرفتر آمده و گروکشی کرده و دریا را بسته است در مالکیت بر آبهای ایران همان حقی را دارد که ایرانی ها دارند به همین دلیل طرفین باید از مدیریت این منطقه دست بردارند!

مولوی عبدالحمید این سخنان مسموم را در قالب «سیاست معاویه» به پیش می برد! یکی از نکات مهمی که در مورد معاویه می دانیم این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد دسته ای از جدا شده های از الجماعة مومنین در زمان حاکمیت امیر المومنین علی ابن ابی طالب می فرماید: وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ .« خدا عمار را خیر بدهد! او را گروه باغی (و سرکش از امام مسلمین) خواهند كشت او آنان را به بهشت دعوت مي كند (که الجماعة و محافظت از ضررویات اصلی است) ولي آنها او را به جهنم مي خوانند (که تفرق و پایمال شدن این ضروریات است)» عمار گفت: ” أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الفِتَنِ[1] من از دست فتنه ها به الله پناه می برم. [2]

شیخ الاسلام ابن تیمیه با استناد به آراء فقهای مذاهب اسلامی می گوید که این باغی و اهل بغی بودن معاویه قابل توجیه نیست. [3]

با این وجود و با کارنامه ای که از معاویه ی اهل بغی که بعدها حاکم بر مسلمین می شود داریم، معاویه هرگز تا این اندازه که مولوی عبدالحمید پیش رفته است و انتظار دارد در برابر کفار محارب خارجی ذلیل نبود؛ یعنی مولوی عبدالحمید جهت تامین خواسته های جبهه ی کفار محارب خارجی و ضربه زدن به دارالاسلام به معاویه هم اتهام می زند و از سیاست ماکیاولیستی پیروی می کند.  

مولوی عبدالحمید باید بداند که امثال ربع پهلوی شهروند آمریکا و غرب هستند نه ایران و دارالاسلام ایران برای آنها ارزشی ندارد به همین دلیل بارها و بارها خواستار تخریب و نابودی ایران و زیر ساختهای آن توسط کفار محارب آمریکائی – صهیونی شده اند تا اینکه آنها بتوانند بر زمین سوخته ی ایران حاکم شوند.

مولوی عبدالحمید در دفاع از دارالاسلام و منافع مردم ایران است که نشان می دهد شهروند دارالاسلام ایران است یا همچون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار ایرانی شهروند دارالحربهای غربی است؟


[1] مسلم (2915). (2916). الترمذي (3800) أحمد (6499)، والنسائي في الكبرى (8496) أبو يعلى في المعجم (283)، والطبراني في الصغير (516).البزار (2948).الطبراني في المعجم الكبير (4030).أبو يعلى في المعجم (181)، والروياني (693)، والطبراني في الكبير (954).ابن أبي شيبة (7/ 552)، والطبراني في الكبير (3720).أبو يعلى (7364)، والطبراني في الكبير (19/ 331). معمر في جامعه (11/ 240- ملحق بمصنف عبد الرزاق) مطولًا، وابن أبي شيبة (37876)، وأبو يعلى (7342، 7346).الطبراني في الأوسط (6315).الطبراني في الكبير (5/ 266)، الحافظ ابن حجر في الإصابة (2/ 484)ابن أبي عاصم في الآحاد والمثاني (2707)، والطبراني في الكبير (5146).الشاشي (1532)، والطبراني في الكبير (5/ 266، 19/ 170).الحارث (1017، 1018- بغية الباحث)، والبزار (1428)، وأبو يعلى (1614)، والطبراني في الأوسط (7526).

[2] رواه البخاري (447).

[3] ((مجموع الفتاوى)) (4/437-438  /  قال شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله تعالى: بعد ذكره لقوله صلى الله عليه وسلم: ((تقتل عماراً الفئة الباغية)) (وهذا أيضاً يدل على صحة إمامة علي ووجوب طاعته وأن الداعي إلى طاعته داع إلى الجنة والداعي إلى مقاتلته داع إلى النار وإن كان متأولاً وهو دليل على أنه لم يمكن يجوز قتال علي وعلى هذا فمقاتله مخطئ وإن كان متأولاً، أو باغ بلا تأويل وهو أصح القولين لأصحابنا وهو الحكم بتخطئة من قاتل علياً وهو مذهب الأئمة الفقهاء الذين فرعوا على ذلك قتال البغاة المتأولين وكذلك أنكر يحيى بن معين على الشافعي استدلاله بسيرة علي في قتال البغاة المتأولين قال: أيجعل طلحة والزبير معاً بغاة؟ رد عليه الإمام أحمد فقال: ويحك وأي شيء يسعه أن يضع في هذا المقام يعني: إن لم يقتد بسيرة علي في ذلك لم يكن معه سنة من الخلفاء الراشدين في قتال البغاة – إلى أن قال – ولم يتردد أحمد ولا أحد من أئمة السنة في أنه ليس غير علي أولى بالحق منه)

مولوی عبدالحمید و بازی با قاعده «القدیم یترک علی قدمه»

مولوی عبدالحمید و بازی با قاعده «القدیم یترک علی قدمه»

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

قاعده «القدیم یترک علی قدمه» زمانی است که امر قدیمی بر اساس شریعت الله باشد و چنانچه امری قدیمی و بر اساس شریعت الله و منافع دارالاسلام و حق مسلمین است که آنرا عوض کنند اما یا قدرت آنرا ندارند یا هنوز زمینه های مناسب این تغییر فراهم نشده است دلیلی بر حقانیت آن امر قدیمی نیست .

رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواست کعبه را به همان شکلی درآورد که توسط ابراهیم ساخته شده بود؛ با آنکه قدرتش را داشت اما به دلیل فراهم نبودن زمینه ی مناسب آنرا انجام نداد.

تنگه هرمز هم بر اساس کیلومترهائی که مقبولیت بین المللی هم دارد حق دارالاسلام ایران است و با آنکه در گذشته قدرت استفاده از این مالکیت و حق خود را داشت اما چون زمینه هایش فراهم نبود وارد عمل نشد؛ بعد از جنگ تحمیلی رمضان 1404ش تمامی زمینه های لازم فراهم شده است و دارالاسلام ایران می خواهد حق مالکیت خود را به خودش اختصاص دهد و امر قدیمی که اشتباه بوده است را دور بریزد.

پس قاعده «القدیم یترک علی قدمه» در فقه اهل سنت یعنی اصل، بر بقای حکم وضعیت سابقی است که مورد پذیرش قانون شریعت الله است؛ نه این‌که هر امر قدیمی خود به‌ خود حقّانیت پیدا کند.

قاعده‌ی «القدیم یترک علی قدمه» مطلق و غیر قابل تغییر نیست بلکه اصلی احتیاطی است که می خواهد بگوید امری قدیمی که مستقر شده اصل بر این است که بر همین حالت بماند مگر اینکه دلیلی شرعی برای تغییرش وجود داشته باشد.

ماندگاری تنگه هرمز بر اساس روند قدیم و استمرار وضع سابق، نوعی ضرر برای دارالاسلام ایران بود که هم اکنون حتی حفظ امنیت دارالاسلام ایران را نیز در معرض خطر قرار می دهد و ضرر بزرگتری برای دارالاسلام و اهل آن تولید می کند؛ در این صورت جلوگیری از استمرار امر قدیمی خود به خود امری واجب می شود و باید متناسب با توان دارالاسلام جلو این ضرر بزرگتر را گرفت.

برای مردم کوچه بازار هم که سالهاست با پیامدهای انواع تحریمهای اقتصادی آمریکا و غربی ها دست و پنجه نرم می کنند می گویم:

نگه داری تنگه هرمز و حمایت از این حق خودمان باعث شده است که بیشتر از دوماه آمریکائی ها و شرکایش مقداری ناچیز از مزه ی تحریم و گرانی را بچشند که ما سالهاست هزاران برابر آنرا تحمل کرده ایم؛ آیا محافظت از تنگه هرمز که از اسباب برداشته شدن تحریمهای ظالمانه ی اقتصادی بر ما شود حق ما نیست؟

چرا هست؛ و مولوی عبدالحمید قصد دارد این اهرم فشار اقتصادی بر غربی ها برداشته شود و همچنان فشار اقتصادی بر مردم ما باقی بماند و بعد مسئولین کشور را مسئول تمام مشکلات اقتصادی حاکم بر جامعه کند.  

آیا این انصاف است یا دغل بازی و عوام فریبی؟  

د یووالي تړون؛ د سیکولر نظامونو او د استکبار د مزدورانو د صفونو ماتولو لپاره د سني او شیعه د پیوستون اړتیا

د یووالي تړون؛ د سیکولر نظامونو او د استکبار د مزدورانو د صفونو ماتولو لپاره د سني او شیعه د پیوستون اړتیا

به قلم: مُلا نور احمد (کوټه)

په اوسنیو حساسو شرایطو کې چې په سیمه کې اسلامي امت، په ځانګړې توګه په پاکستان کې له لویو ننګونو سره مخ دی، د ټولو اسلامي مذاهبو ترمنځ د یوې متحدې جبهې جوړول نه یوازې یوه ستراتیژیکه اړتیا ده، بلکې یو پرېکنده شرعي تکلیف هم دی. په همدې اساس، تحریک طالبان پاکستان (TTP) او ټول جریانونه باید د سني او شیعه وروڼو ترمنځ د حقیقي یووالي لپاره بنسټیز او عملي ګامونه پورته کړي.

۱. یووالی؛ د الهي نصرت او پر دښمن باندې د بریا شرط

پر کفرۍ جبهې او هغو سیکولر حکومتونو بریا چې په اسلامي خاورو کې د “دارالکفر” د مزدورانو په توګه کار کوي، یوازې د اتحاد په سیوري کې ممکنه ده. الله متعال فرمایي:وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَدْهَبَ رِیحُکُمْ (انفال، ۴۶ آیت) او د الله او د هغه د رسول اطاعت وکړئ او په خپل منځ کې شخړې مه کوئ، که نه نو تاسو به کمزوري شئ او ستاسو دبدبه او قوت به له منځه لاړ شي.

دا آیت په صراحت سره بیانوي چې مذهبي تفرقه د امت ځواک له منځه وړي او ګډ دښمن زموږ پر برخلیک واکمنوي.

۲. د عملي اقداماتو لپاره د TTP په نوم بلنه

په پاکستان کې پر سیکولر او لاسپوڅي حکومت د غالبېدو لپاره، لازمه ده چې تحریک طالبان پاکستان (TTP) له شعارونو هاخوا، په عملي ډګر کې له شیعه ګانو او نورو مذاهبو سره د یووالي زمینې برابرې کړي. پدې اقداماتو کې لاندې ټکي شامل دي:

• د رسمي ورورولۍ اعلان او له هغو تکفیري فتنو سره مقابله چې د مجاهدینو صفونه بېلوي.

• د مذهبي تمایلاتو پرته، د سیکولر نظام د ظلم په وړاندې د ټولو مظلومانو د حقونو ملاتړ.

• د ګډ دښمن په وړاندې د ځواکونو د همغږۍ لپاره د ګډو فکري مرکزونو جوړول.

۳. سیمه ییز انسجام او د حق جبهې پیاوړي کول

د مذاهبو د پیروانو ترمنځ اتحاد، په “طاري پاکستان” (د پاکستان په قلمرو) کې دښمنانو او د هغوی غربي ملاتړو ته یو وېروونکی پیغام دی. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمایي:یَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعَةِ (سنن ترمذي) د الله د قدرت لاس له ډلې (او یووالي) سره دی.

کله چې د سیمې خلک وګوري چې د سني او شیعه مبارزانو صفونه یو ځای شوي دي، د مقاومت روحیه به نوره هم پیاوړې شي او د سیکولر دښمنانو او نړیوالو مزدورانو په زړونو کې به لویه وېره خپره شي.

۴. د کفر د جبهې په وړاندې بنیان مرصوص

موږ مامور یو چې د اسلام د دښمنانو په وړاندې د یو کلک او متحد دېوال په څېر عمل وکړو:إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ» (صف، ۴ آیت)

پایله:

د سیکولر او مزدور حکومتونو له منګولو د خلاصون لاره د سني او شیعه له یووالي تېرېږي. هر هغه غږ چې د تفرقې تخم شیندي، د دښمن په ژرنده اوبه اچوي. پر تحریک طالبان پاکستان لازمه ده چې د مذاهبو د یووالي په رسمي اعلان سره، د امت تیت او پرک ځواک متمرکز کړي او د اسلام ضد نظامونو پر بدن وروستی ګوزار وکړي.