التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در جنگ بین رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار قریش ما شاهد دو «جبهه» بودیم:

  1. جبهه ی دارالاسلام مدینه تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم که در این جبهه هم « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ» وجود داشتند هم کفار یهودی اطراف مدینه، هم کفار نصرانی نجران، هم کفار مجوس الاحساء و هم کفار سکولار(مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و…
  2. جبهه ی دالکفر مکه تحت حاکمیت کفار سکولار قریش که در این جبهه نیز کفار مختلف سکولار بنی بکر و غطفان، سُلَیم، اَسد، اَشجع و… وجود داشتند.

بعد از آن و تا کنون نیز باز باید به «جبهه»ی همسو با دارالاسلام یا ضد آن نگاه کرد.

اگر جبهه ی دارالاسلام ایران برای همه واضح است باید جبهه ی همسو با کفار محارب آمریکائی – صهیونی نیز واضح شود. یعنی اهمیت نداد که جبهه ی مبارزین بلوچ در آن قرار گرفته اند و در هنگام آشوب خیابانی دی 1404ش و بعد از آن به نفع اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی وارد جنگ و انقام گیری از نیروهای امنیتی دارالاسلام اسران می شود، اینها نیز بخشی از این «جبهه»ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.  

یکی از اعضای این اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شخصی خائن و مزدو به اسم موشه ربع پهلوی است که در بی ناموسی و بی غیرتی و خیانت به تمام ارزشهای انسانی نمادی از پستی و بی ارزشی است و با آن کارنامه ی سیاهی که دارد دیدیم که دیروز و در نشست امنیتی پولیتیکو، بخشی از اظهارات خود را به اقناع‌سازی آمریکا و متحدانش برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران اختصاص داد. او در این رابطه گفته است: اکنون با یک جانور زخمی روبرو هستیم؛ این فرصتی است که نباید از دست برود، بلکه باید کار را یک‌بار برای همیشه تمام کرد.

این خائن بی ارزش و بی وطن با نادیده گرفتن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم کشورمان، با تلاش برای سفیدشویی جنایات این کفار محارب، مدعی شد که جنگ اخیر علیه رژیم ایران بود نه علیه ملت و بار دیگر اعتراف کرد که عناصر همسو با او دنبال فرصت مناسبی برای بازگشت به خیابان‌ها و ایجاد آشوب هستند.

التماس کردنهای امثال موشه ربع پهلوی در حمله ی مجدد کفار محارب خارجی به مردم و زیرساختهای مردم ایران در راستای اقدامات عملی امثال گروههایی چون جبهه ی مبارزین بلوچ و انصارالفرقان و دیگران است که با حملات ایزائی خود به «جبهه»ی کفار محارب خارجی خدمت می کنند.

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

زمانی که دیدیه می شود که دارالاسلام ایران در جریان جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بیشترین حملات موشکی را به پایگاههای نظامی و منافع اقتصادی آمریکا و صهیونیستها در سرزمینهای تحت اشغال کفار محارب آمریکائی در حاشیه ی خلیج فارس شلیک کرد عده ای می پرسیدند چرا؟

حتی عده ای هم قصد داشتند از این مساله سوء استفاده کنند و آنرا :

  1. جنگ ایران فارس بر علیه عربها
  2. جنگ شیعه بر علیه اهل سنت

جا بزنند، اما با روشن شدن زوایای مختلف حملات «جبهه»ی دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی همسو با آمریکا و صهیونیستها، و همچنین با روشن شدن نقش مستقیم این دولتکهای دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی در حاشیه ی خلیج فارس در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران، نه تنها برای مومنین آگاه بلکه حتی برای رسانه های معتبر کفار غربی هم نقش این دولتکها در این جنگ و برحق بودن حملات دارالاسلام ایران تحت عنوان «دفاع مشروع» آشکار شده است .

در این زمینه اجاره دهید به چند سند معتبر اشاره کنیم:

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع مطلع ضمن راستی آزمائی خبر می گوید: “امارات به ایران حمله نظامی کرده؛ این حملات مخفیانه بوده و امارات مسئولیت آن را برعهده نگرفته است.این حملات شامل هدف قرار دادن پالایشگاه نفت در جزیره لاوان ایران در اوایل ماه آوریل بوده است.

این حمله که توسط امارات به طور علنی تأیید نشده است، باعث آتش‌سوزی بزرگی شد و بخش عمده‌ای از ظرفیت پالایشگاه را برای ماه‌ها از کار انداخت. آمریکا از این حملات ناراحت نشد و به طور خصوصی از مشارکت امارات و دیگر کشورهای عربی که مایل به پیوستن بودند، استقبال کرد.”

همچنین وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش کرد که بارنیا، رئیس موساد، در زمان جنگ علیه ایران، دست‌کم دو بار برای هماهنگی عملیات‌ها علیه ایران به امارات سفر کرده است.براساس این گزارش، هدف از دیدارهای بارنیا، همگام‌سازی تبادل اطلاعات و برنامه‌ریزی تهاجم علیه ایران بوده است.

وال‌استریت‌ژرونال همچنین گزارش کرده که «نقش ابوظبی در جنگ با ایران فراتر از هماهنگی اطلاعاتی بود» و فاش کرد که «امارات به‌طور مخفیانه حملات نظامی مستقلی را علیه ایران انجام داده و تنها کشوری به‌جز آمریکا و اسرائیل است که دست به چنین اقدامی زده است».

متوجه شدید؟

امارات متحده ی صهیونی لایق نابودی توسط مومنین اهل دعوت و جهاد است؛ نه تنها به خاطر این خیانت و همسوئی و هم جبهه ای با کفار محارب آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران بلکه به خاطر تمام جنایاتی که در جبهه ی این کفار محارب بر علیه مسلمین سومالی و سودان و یمن و عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در شاخ آفریقا و سایر سرزمینهای اسلامی مرتکب شده است.  

مولوی عبدالرشید شبه بخش زابلی و غوغاسالاری در مورد مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی (2)

مولوی عبدالرشید شبه بخش زابلی و غوغاسالاری در مورد مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی (2)

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالرشید می گوید:

  • «مسئولان کشور باید بدانند که حمایت و همراهی اهل‌سنت، در گرو احترام و همراهی با حضرت شیخ‌الاسلام است.»

نه، این تنها یک گزافه گوئی و گنده گوئی خاص شماست؛ مولوی عبدالحمید با تمام سروصدائی که رسانه های مختلف برای آن کرده و می کنند تنها خطیبی در زاهدان است که در میان دسته هائی از بلوچها محبوبیتی دارد مثل مولوی عبدالرحمن چابهاری و دهها مولوی دیگر و در میان اهل سنت جنوب ایران و کُردستان و بوشهر و طالش و ترکمنها و آذربایجان غربی هم علمای خاص آن منطقه وجود دارند و هرگز حمایت و همراهی اهل سنت ایران به مولوی عبدالحمید گره نخورده است بلکه می توان گفت مولوی عبدالحمید به نحوی سخنگوی گروه منافقین و هرزه های سکولار و بلندگوی اسلام آمریکائی در میان بلوچها شده است.

مولوی عبدالرشید ضمن نکته ای از اوباما رئیس جمهور دارالحرب آمریکا می گوید:

«سنت الهی نیز بر این بوده که برای هدایت هر قومی، افرادی از میان همان قوم برگزیده شوند؛ چراکه آنان با فرهنگ، آداب و رسوم جامعه خود آشناتر هستند».

در امور حکومتی و اجرائی اصل بر میزان تعهد و همسوئی با دارالاسلام و تخصص است نه فقط بومی منطقه ای بودن . اگر به فتوحات صدر اسلام نگاه کنیم حکام تمام سرزمینهای فتح شده غیر از تیسفون ( تحت حاکمیت سلمان فارسی) در اختیار مومنینی بود که امیرالمومنین برای آن مناطق انتخاب می کرد.

 هم اکنون نیز در امارت اسلامی افغانستان این مقامها از سوی رهبریت امارت اسلامی انتخب می شوند و بارها دیده شده است که والی یا مسئول امر به معروف و نهی از منکر میان پشتونها یک تاجیک بوده یا یک ازبک یا بالعکس.

رهبریت دارالاسلام با تخصص و نیروهای امنیتی و اطلاع رسانی که در اختیار دارد است که تشخیص می دهد چه کسی شایسته است که از سوی او نماینده ی کاری شود و در این مسئولت اولویت با میزان تعهد و تخصص است نه قومیت و حتی تخصص خالی.

من اگر بین مولوی عبدالحمید که بزرگ عده ای شده اما بلندگوی ستون پنجم و اسلام آمریکائی و دارودسته ی منافقین در میان بلوچهاست با یک مولوی عادی بخواهم یکی را انتخاب کنم قطعاً مولوی عبدالحمید را انتخاب نخواهم کرد.

مولوی کوهی هم که از اینکه در آشوب طلبی های دی ماه 1404ش که توسط خائنین و پیش قراولان جنگ تحمیلی رمضان 1404ش به وجود آمد ساکت شده و طرف آنها را نگرفته اظهار پشیمانی می کند نیز غیر قابل احترام است و می توان او را با فتنه گرانی چون مولوی عبدالغفار نقشبندی و سایر مجریان جنگ روانی دشمن مقایسه کرد نه کسی که بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله در مسیر شریعت الله و در برابر کفار محارب خارجی و توهین کنندگان به قرآن و شریعت و مساجد گام بر داشته باشد.  

فقط کافی است بدانید که در همین آشوب طلبی و جنگ شهری هرزه های سکولار و خائنین و پیش قراولان آمریکا و صهیونیستها در دی ماه 1404ش نه تنها به مساجد و شریعت الله بلکه به قرآنها نیز توهین شد؛ آیا شما غیر سکوت چیزی از مولوی کوهی دیدید؟ خیر.

این تماشاچی و سکوت امثال مولوی کوهی ممکن است مسیر و روش گروه منافقین باشد اما روش اهل سنت و جماعت نبوده و نیست.

مولوی عبدالرشید شبه بخش زابلی و غوغاسالاری در مورد مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی (1)

مولوی عبدالرشید شبه بخش زابلی و غوغاسالاری در مورد مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی (1)

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالرشید شه‌بخش در خطبه‌های نماز جمعه ۱۸ اردیبهشت‌ماه در مسجد جامع زابل، بدون استناد به نقدها و سخنان مطرح شده علیه مولوی عبدالحمید در استان، با غوغاسالاری و کلی گوئی هائی، سخنانش صرفاً در جایگاه یک تملق و چاپلوسی و تعریف و تجمید بی جا باقی مانده اند.

مولوی شه بخش  در این خطبه ها می گوید:

  • «اخیراً در استان، سخنان تندی علیه حضرت شیخ‌الاسلام مطرح شده که موجب نگرانی شدید مردم شده است.»

اولاً این مردم کدامند؟ چون در میان بلوچها دیدگاههای مختلفی وجود دارد و مولوی عبدالحمید و طرفدارانش تنها بخشی از این مردم هستند، این درست نیست همچون مولوی و رسانه های غربی عبارت را «مردم» رابرای دسته ای از «مردم» به کار برد؛ ثانیاً این سخنان چه هستند که بر علیه این شیخ الاسلام بدون کتاب گفته شده اند که از نظر فقه امام ابوحنیفه رحمه الله تند محسوب می شوند و باید با همین فقه اهل سنت نقد شوند؟

  •  «متأسفانه گاهی از سوی حاج‌آقای محامی، نماینده رهبری در استان، اظهارنظرهایی درباره مولانا عبدالحمید مطرح می‌شود که باعث ناراحتی و نگرانی مردم اهل‌سنت شده است».

محامی و دیگران نه پیامبر و معصوم از خطا هستند نه غیر قابل نقد؛ اما نقد با کلی گوئی و اتهام فرق دارد، نقد با دلیل و روشنائی و ارائه ی راه حل همراه است، شما بفرمائید که این سخنان آقای محامی چه هستند که چنان آن دسته از «مردم» مورد نظر شما را ناراحت کرده که در این وضعیت جنگی کشور، اولویت شما شده نقد این سخنان؟

علاوه بر این، مولوی عبدالرشید ضمن تعاریف و ارائه ی خدماتی از مولوی عبدالحمید در استان می گوید:

  • «از مسئولان کشور و مجموعه رهبری درخواست داریم افرادی معتدل، دلسوز، وحدت‌طلب و بومی را برای مسئولیت‌های استان منصوب کنند؛ افرادی که حساسیت‌های منطقه را درک کرده و حرمت بزرگان، به‌ویژه حضرت شیخ‌الاسلام، را حفظ نمایند.»

در خطبه های نماز جمعه ی قبلی مولوی عبدالحمید دیدیم که نیروهای مسلح محافظ دارالاسلام ایران در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی را با لفظ «تندرو» مورد خطاب قرار داد، البته قبلاً نیز مجاهدین حماس و جهاد اسلامی فلسطین که در برابر صهیونیستها در حال جهاد بوده اند را نیز «تند رو» خطاب کرد؛ حالا شما بفرمائید منظور شما از «معتدل» چیست؟

ما از زمان سید قطب رحمه الله با اسلام آمریکائی و اسلام شل رو و آبکی مورد پسند کفار محارب غربی آشنائی داریم، شما بر اساس ادله فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله استدلال کنید که این شخص در فلان مساله تندرو است و بعد بگوئید راه درست این است، تا ما هم در کنار شما بایستیم؛ اما شما چیزی بگوئید و طرفداران آقای محامی هم در برابر شما چیزی بگویند این جنگ محله ای شما ربطی به منهج اهل سنت و جماعت و مومنین حق طلب ندارد.

افتادن نقاب و آشکار شدن انحراف جیش العدل دلیلی بر مقبولیت انصار الفرقان در میان بلوچها نیست

افتادن نقاب و آشکار شدن انحراف جیش العدل دلیلی بر مقبولیت انصار الفرقان در میان بلوچها نیست

کاتب: براهندک بلوچ

در حالی که امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری به انسجام و همدلی نیاز دارد، کج‌فهمی از مفاهیم عمیقی چون «جهاد» و «هجرت» باعث شده است تا برخی از جوانان، مسیر اصلی را گم کرده و به جای سازندگی، به ویرانی بلاد مسلمین روی آورند.

جیش العدل برای چند سال سعی کرد چهره ای شریعتگرا و مجاهد از خودش نشان دهد اما در نهایت سر از آخور اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی درآورد و ادبیات سکولاریستی خود را همسو با این جریان ارتدادی به نمایش گذاشت.

برداشته شدن نقاب سکولاریستی جیش العدل باعث رونق گرفتن تبلیغات گروه انصارالفرقان شده است و سعی دارد آشکار شدن چهره ی واقعی جیش العدل را ابزاری جهت سرباز گیری و تکرار پروسه ی به بن رسیده ی چند ساله ی جیش العدل گرداند.

از مصیبتهایی ناشی از تفرق و صدمات عمومی که از کانال این گروهها به مردم رسیده است می توان به ریخته شدن به ناحق خون مسلمین اشاره کرد.  

خداوند متعال در قرآن کریم، کشتن به ناحق یک مؤمن به خاطر ایمانش را جنایتی عظیم برمی‌شمارد و می فرماید:وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا ( نساء/ ۹۳) هر کس مؤمنی را ( به خاطر ایمانش) عمداً بکشد، مجازات او جهنم است که در آن جاودانه خواهد بود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: کُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَی الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَ مَالُهُ وَ عِرْضُهُ.[1] خون، مال و آبروی هر مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است.

بر این اساس است که رسول الله صلی الله علیه وسلم  در حجة‌الوداع فرمودند: «پس از من به کفر برنگردید که گردن یکدیگر را بزنید.»

هم اکنون گروه انصار الفرقان باید بر اساس منهج اهل سنت و جماعت و فقه امام ابوحنیفه رحمه الله ثابت کند که جنگ مسلحانه اش بر علیه دارالاسلام ایران که تماماً به سود کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار ایرانی است، شرعی است یا بغی و انحراف آشکار؟

شما از هر انسان کافر یا مسلمانی بپرسید که:

  1. جنگ با دارالاسلام ایران به نفع آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی است یا مومنین شریعتگرا؟ قطعاً خواهند گفت به نفع کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی
  2. اگر به فرض محال، همین الان این حاکمیت برود حاکمیتی بر اسا فقه امام ابوحنیفه یا هر یک از مذاهب اسلامی سرکار خواهند آمد؟ قطعاً خواهند گفت حکومتی سکولار و ارتدادی سرکار خواهد آمد که با فقه تمام مذاهب اسلامی بر اسسا تمام مذاهب اسلامی که با قوانین سکولاریستی آن مخالفت داشته باشد سرناسازگاری و سرکوب دارد.

پس شما بگوئید جنگ شما فی سبیل الله است یا فی سبیل کفار خارجی و مرتدین داخلی؟

قطعاً فی سبیل کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی است چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: من قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللهِ.[2] کسی که بجنگد تا سخن و حکم و قانون الله بلند شود، او در راه خداست.

پس بدانید با آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّات» اما چون بر خاص و عام و باسواد و بی سواد روشن است که ثمره ی جنگ شما به حاکمیت و قدرت گیری کفر و ارتداد در میان مسلمین ختم می شود باید به این سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم دقت کنید که «انما الاعمال بالخواتیم» و به سرانجام و نتیجه ی عمل و کارهای خود نگاه کنید و از مسیر اشتباهی که در آن قدم گذاشته اید برگردید .

جوانان اهل سنت و جماعت هم بدانند که آشکار شدن انحرافات جیش العدل باعث مطلوب شدن گروه انصارالفرقان نمی شود؛ چون مسیر و هدف و نتیجه ی هر دو ثابت است هر چند با هم در شعارها فرق داشته باشند.


[1]  مسلم- سنن ابن ماجه 3933

[2]  صحیح بخاری، حدیث ۲۸۱۰

منبر مصلحت مآبانه ی مولوی عبدالحمید و تقابل میان غیرت شرعی و تسلیم در برابر آمریکا

منبر مصلحت مآبانه ی مولوی عبدالحمید و تقابل میان غیرت شرعی و تسلیم در برابر آمریکا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

خطابی به آنان که بر منبر رسول‌الله صلی الله علیه وسلم تکیه زده‌اند اما حق را فدای مصلحت کفار محارب خارجی و سایر سکولاریستهای محلی می‌کنند.

بسیارند کسانی که امروز عناوین پرطمطراق «ملا، مولوی، شیخ، مفتی» را با خود یدک می‌کشند و بر صدر مجالس تکیه می‌زنند، اما گویا چشم بر حقایق تلخ قرن حاضر بسته‌اند. ما از این آقایان، به‌ویژه کسانی چون مولوی عبدالحمید می‌پرسیم: آیا شما ماهیت واقعی آمریکای جنایتکار را نمی‌شناسید یا خود را به تغافل زده‌اید؟

نزدیک به یک قرن است که امنیت جهان توسط موجودی سکولار به نام آمریکا بلعیده شده است. از بمباران‌های اتمی و وحشیانه در ویتنام و کره تا اشغالگری‌های خونین در عراق و افغانستان و یمن و سومالی و غیره. این قدرت استکباری با خودش بدترین سلاحهای کشتار جمعی را در اختیار دارد با ادعاهای دروغین «سلاح‌های کشتار جمعی»، خون میلیون‌ها بی‌گناه را بر زمین ریخت و فقر و ویرانی را برای امت اسلامی به ارمغان آورد.

امروز نیز در غزه، با حمایت تمام‌عیار از سگ دست‌آموزش، نتانیاهو، شفاخانه‌ها و مدارس را به خاک و خون کشیده است. آیا شرم‌آور نیست که این متجاوز غارتگر، اکنون از ملت‌هایی که به آن‌ها ظلم کرده، بهای گزاف و تسلیم می‌طلبد؟ این همان استعمار مدرن است که بوی خون می‌دهد.

مولوی عبدالحمید، اگر آمریکا را با این خوی درندگی می‌شناسید، پس چگونه است که با گفتار مستقیم و غیرمستقیم، نظام‌های اسلامی را که در برابر این طاغوت ایستاده‌اند، مورد تهاجم قرار می‌دهید؟

چرا به جای حمایت از امارت اسلامی افغانستان که بر اساس فقه اصیل امام ابوحنیفه رحمه‌الله بنا شده و استقلال را به چنگ آورده است، طوری سخن می‌گویید که گویی راه نجات در تسلیم شدن به خواسته‌های آمریکا و حکام مزدور منطقه همچون آل‌سعود است؟ پذیرش خواسته‌های طاغوت، نه تدبیر است و نه دیپلماسی؛ بلکه خیانت به خون شهدایی است که برای عزت اسلام جان داده‌اند.

الله جل جلاله در قرآن کریم صراحتاً از همکاری و اعتماد به جبهه‌ی کفر یهودی و نصرانی نهی فرموده است و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/۵۱) ای مومنین، یهود و نصاری را سرپرستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.

این در مورد کفار اهل کتاب است در حالی که اصل در مورد کفار سکولار (مشرک) بر برائت است:

  • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/4)
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ (توبه/3)

با آنکه «الکفرُ ملّةٌ واحدة» و جبهه‌ی کفر در برابر قوانین شریعت الله یکپارچه است، اما این کفار با هم فرق دارند، با این وجود چگونه یک مبلیغ اسلام می‌تواند نسخه‌ی سازش با دشمن شماره یک مسلمین را بپیچد؟

شما که مدعی پیروی از امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله هستید، آیا فراموش کرده‌اید که ایشان زندگی خود را در زندان و زیر شکنجه‌ی حکام جور گذراند اما حاضر نشد علم خود را در خدمت اهداف حاکم مسلمان اهل بدعت قرار دهد چه رسد به کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی؟ امام ابوحنیفه به ما آموخت که «عالم دین» باید مستقل باشد و در برابر قدرت‌های ستمگر سر خم نکند.

ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا و دفاع از حاکمیت شریعت، جوهره‌ی مذهب حنفی است. هرگونه چراغ سبز نشان دادن به دشمنان کینه‌توز اسلام، خروج از منهج امام اعظم رحمه الله است.

مصیبت امروز امت ما، ظهور «علماء سوء» و «الرویبضه»هائی است که راه نفوذ دشمن را هموار می‌کنند. ما به کسانی که بر منبرهای مساجد تکیه زده‌اند هشدار می‌دهیم: یا در کنار امت و شریعت بایستید و علیه استکبار آمریکایی – صهیونی و غلامان منطقه ای آنها فریاد بزنید، یا بدانید که مومنین اهل دعوت و جهاد و محکمه‌ی الهی، شما را به جرم همدستی و هم مسیر شدن با خائنان و تضعیف دارالاسلام، بازخواست خواهد کرد.

عزت از آن الله، رسول او و مومنان مجاهد است، نه در گرو لبخندهای مسموم کاخ سفید و تل آویو و سکولاریستهای مرتد داخلی.

د منبرونو فریاد؛ د شرعي غیرت او استکبار ته د تسلیمۍ ترمنځ ټکر

د منبرونو فریاد؛ د شرعي غیرت او استکبار ته د تسلیمۍ ترمنځ ټکر

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

هغو کسانو ته خطاب چې د رسول الله صلی الله علیه وسلم پر منبر ناست دي، خو حق د طواغیتو د مصلحتونو قرباني کوي!

نن سبا داسې کسان ډېر دي چې د «ملا، مولوي، شېخ، مفتي» درانه نومونه له ځان سره ګرځوي او د مجلسونو په سر کې ناست وي، خو ګواکې د روانې پېړۍ پر تریخو حقایقو یې سترګې پټې کړې دي. موږ له دې ښاغلو، په ځانګړې توګه له مولوي عبدالحمید څخه پوښتنه کوو: ایا تاسو د جنایتکارې امریکا اصلي څېره نه پېژنئ او که ځان مو په ناپوهۍ وهلی دی؟

۱. د پېړۍ د ځناور (امریکا) تور کارنامې

نږدې یوه پېړۍ کېږي چې د نړۍ امنیت د امریکا په نوم یو ځناور خوړلی دی. په ویتنام او کوریا کې له وحشیانه اتومي بمبارونو نیولې، په عراق او افغانستان کې تر خونړیو اشغالونو پورې. دې استکباري ځواک د «ډله‌ییزې وژنې وسلو» په درواغجنو ادعاوو د میلیونونو بې‌ګناه انسانانو وینې وبهولې او اسلامي امت ته یې له فقر او ویرانۍ پرته نور څه پرې نښودل.

نن هم په غزه کې، د خپل روزل شوي سپي (نتانیاهو) په بشپړ ملاتړ، روغتونونه او ښوونځي په سرو وینو لړي. ایا دا د شرم ځای نه دی چې دا غاصب او غارتګر اوس له هغو ملتونو څخه چې ظلم یې پرې کړی، د تسلیمۍ باج غواړي؟ دا هماغه عصري استعمار دی چې د وینو بوی ترې ځي.

۲. د استکبار پر وړاندې د مذهبي مدعیانو پر کړنو نیوکه

ښاغلی مولوي عبدالحمید! که تاسو امریکا په دې درنده خټه پېژنئ، نو دا څنګه انصاف دی چې په خپلو مستقیمو او غیرمستقیمو خبرو هغه اسلامي نظامونه تر برید لاندې نیسئ چې د دې طاغوت پر وړاندې ولاړ دي؟

تاسو ولې د افغانستان اسلامي امارت پر ځای، چې د امام ابوحنیفه (رحمه الله) د اصیلې فقهې پر اساس بنا دی او خپله خپلواکي یې په نره اخیستې ده، داسې خبرې کوئ چې ګواکې د خلاصون لاره د امریکا او د سیمې د مزدورانو (لکه آل سعود) غوښتنو ته په تسلیمېدو کې ده؟ د طاغوت غوښتنې منل نه تدبیر دی او نه ډیپلوماسي؛ بلکې دا د هغو شهیدانو د وینو سره خیانت دی چې د اسلام د عزت لپاره یې خپل ځانونه قرباني کړل.

۳. د قرآن او سنت په رڼا کې؛ له کفارو سره د دوستۍ حرمت

الله متعال په قرآن کریم کې په ښکاره توګه له کفارو سره له همکارۍ او پر هغوی له اعتماد څخه منع فرمایلې ده:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» (المائده /۵۱)

ای هغو کسانو چې ایمان مو راوړی! یهود او نصارا خپل دوستان مه نیسئ… او هر څوک چې له تاسو څخه هغوی خپل دوستان ونیسي، نو هغه له هغوی څخه دی.

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم خبرداری ورکړی چې: «الکفرُ ملّةٌ واحدة»؛ د کفر جبهه د اسلام پر وړاندې یوه ده. نو یو مفتي څنګه کولی شي د مسلمانانو د لومړي نمبر دښمن سره د سازش نسخه وړاندې کړي؟

۴. د امام ابوحنیفه (رح) میراث؛ د ظلم پر وړاندې کلک درېدل

تاسو چې د امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله د پیروۍ دعوه کوئ، ایا دا مو هېر کړي چې هغه مبارک خپل ژوند د وخت د ظالمو واکمنو په زندانونو او شکنجو کې تېر کړ، خو حاضر نه شو چې خپل علم د طاغوت د موخو لپاره وکاروي؟ امام ابوحنیفه موږ ته وښودل چې «دیني عالم» باید خپلواک وي او د ستمګرو ځواکونو پر وړاندې سر ټیټ نه کړي.

د امریکا د نفوذ پر وړاندې درېدل او د شریعت له حاکمیت څخه دفاع کول د حنفي مذهب اصل دی. د اسلام کینه کښو دښمنانو ته شنه اشارې ورکول د امام اعظم له منبج څخه وتل دي.

پایله

د ننني امت لویه بدمرغي د «سوء علماوو» او مجهول‌الهویه کسانو ظهور دی چې د دښمن نفوذ ته لاره هواروي. موږ هغو کسانو ته چې د جوماتونو پر منبرونو ناست دي، خبرداری ورکوو: یا د امت او شریعت تر څنګ ودرېږئ او د امریکایي استکبار پر وړاندې غږ پورته کړئ، او یا پوه شئ چې تاریخ او د الهي عدالت محکمه به تاسو د خائنانو سره د ملګرتیا او د دارالاسلام د کمزوري کولو په جرم، سخت محاکمه کړي.

عزت د الله، د هغه د رسول او د مومنو مجاهدینو لپاره دی، نه د سپینې ماڼۍ په مسمومو مسکاګانو کې.

فرار مولوی کوهی و کلی گوئی و جنجنال سازی تکراری مولوی عبدالحمید به جای شفافیت  

فرار مولوی کوهی و کلی گوئی و جنجنال سازی تکراری مولوی عبدالحمید به جای شفافیت  

 کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

بزرگترین صدماتی که مردم عادی اهل سنت و جماعت دنیا دیده اند از سوی مولو یها و شیخهائی بوده است که به دلایل مختلف از گفتن شریعت الله که حق و سخنان اساسی را می آموزد دوری کرده اند و از این دستور الله جل جلاله فاصله گرفته اند که می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (احزاب/70) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن استوار و محکم بگویید.[1]

در طول هفته ی قبل شایعاتی مبنی بر فرار مولوی کوهی همچون فرار مولوی عبدالغفار نقشبندی در بین بلوچها رایج شد تا اینکه این هفته و مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ی 11 اردیبهشت این فرار را تأئید کرد و شروع کرد به گفتن سخنانی که برای مخاطب بیشتر توصیف و کلی گوئی و جنجال سازی بود تا شفافیت در مورد علت احضار و حکمی که بر مولوی کوهی صادر شده و اینکه در فقه اهل سنت و جماعت این احضار و حتی بازداشت و حکم دادنها چه اشکال فقهی و شرعی دارد؟

به همین دلیل بار دیگر شاهد بودیم که مولوی عبدالحمید در واکنشی کلی و بدون ارائه هیچ‌گونه سند و دلیلی، احضار برخی از خطبا و علما به دادگاه ویژه روحانیت را محکوم کرد. این رویه، یادآور مواضع مولوی در جریان آشوب‌ها و اغتشاشات گذشته و حتی جنگ شهری دی ماه 1404ش است که در آن بدون تفکیک میان مطالبات و اغتشاشات، از کسانی دفاع کرد که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین آمریکا و اسرائیل و امثال موشه ربع پهلوی و گروه رجوی وسایر خائنین و دشمنان دین و وطن بازی کردند.

ما خواهان تطبیق شریعت الله هستیم، بخصوص در مورد کفار محارب خارجی و تمام خائنین و مرتدینی که در اختیار این کفار محارب خارجی قرار گرفته اند و برایمان فرق ندارد الله خودش با بیماری و زلزله و صاعقه و سیل و طوفان آنها را از بین می برد یا با لگد یک الان و یا توسط سگ یا تصادف رانندگی یا در عامل دیگری، و یا این دشمنان توسط خودشان از بین می روند یا توسط مومنین اهل دعوت و جهاد، برای ما مهم نابودی این دشمنان است.

حالا، در این راستا، مسئولین قضائی دارالاسلام ایران تشخیص داده اند که فلان آخوند یا مولوی نیز با سخنان و اعمالش به نفع کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی خارج نشین فعالیت می کند و آنها را احضار می کند؛ مولوی عبدالحمید در همین نماز جمعه مدعی است این احضارها به خاطر «مسائل پیش‌پاافتاده» است. اگر چنین است، چرا به جای کلی‌گویی، دلیل اصلی احضار این افراد را برای افکار عمومی و جامعه اهل‌سنت روشن نمی‌کنید؟

آیا اتهام این افراد ارتباط با جریانات معاند، جاسوسی برای بیگانگان یا تحریک به فتنه‌گری علیه امنیت دارالاسلام است یا مسائل سلقیه ای و اذیت کردنهای بی جا و … در میان است؟ عقل و بصیرت جامعه اهل‌سنت ایجاب می‌کند که ابتدا «علت» را بدانند و سپس قضاوت کنند. فرار از بیان دلیل و پناه گرفتن پشت کلمات مظلوم‌نمایانه، تنها به سود رسانه‌هایی است که دشمنی‌شان با اصل اسلام ،چه شیعه و چه سنی، بر همگان عیان است.

مولوی عیدالحمید خود را پیشوای مذهبی و پیرو امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله می‌داند. اما در کجای فقه حنفی، دفاع از «اغتشاشگران سکولار» و «خائنین به دارالاسلام» مجاز شمرده شده است؟

در مذهب حنفی، حفظ امنیت دارالاسلام و پرهیز از هرگونه اقدامی که منجر به فتنه و تضعیف اقتدار دارالاسلام در برابر کفار محارب خارجی و گروه مرتدین و اهل بغی داخلی شود، از اصول قطعی است.چگونه می‌توان مدعی پیروی از فقهی بود که بر «نظم و جماعت» تأکید دارد، اما همزمان با جریانات هرزه و جاسوسان آمریکا و اسرائیل که هدفشان نابودی دارالاسلام و اشغال سرزمین مسلمین است، در یک جبهه ایستاد؟

ما هم اکنون برای پیروان مذهب حنفی نمونه ای داریم که با چشم سر آنرا می بینیم و آنهم امارت اسلامی افغانستان است که بر اسا فقه امام ابوحنیفه مدیریت می شود که اگر کسی کوچکترین حرکتی علیه امنیت ملی و مصالح نظام حاکم انجام بدهد، با سخت‌ترین و قاطع‌ترین مجازات‌های تعیین شده در شریعت الله روبرو می شود. فقط کافی است بدانید با جبهه ی بغاوت احمد مسعود و … چه برخوردی دارد.

این معقول نیست که اگر دارالاسلام ایران هم همان برخورد قضائی و شرعی را با این این مجرمین داشت آنرا «ظلم»‌نامید، اما در برابر قوانین جدی مذهب اهل سنت و جماعت خودمان در امارت اسلامی افغانستان سکوت کرد یا آن‌ها را نادیده گرفت؟ آیا این برخوردها صرفاً برای جلب رضایت مخاطبان رسانه‌های سکولارغربی  و اپوزیسیون سکولار ایرانی نیست؟

مردم و علمای دلسوز اهل‌سنت، خواهان شنیدن حقایق هستند، نه بیانیه‌های سیاسی دشمن پسند و عوام جاهل به شریعت پسند. اگر این مولوی‌ها بابت فعالیت‌های دینی و مذهبی بر اساس فقه اهل سنت و جماعت احضار شده‌اند، اسناد آن را منتشر کنید. اما اگر احضار آن‌ها بابت جرم رسانه ای و خیانت به دین، ملت و همسوئی با سرویس‌های بیگانه است که در فقه اهل سنت و جماعت مجازات خاص و مشخص و قاطع و شدید خود را دارد، دفاع شما از آن‌ها نه تنها وجهه شرعی ندارد، بلکه ضربه‌ای مهلک به جایگاه مولوی گری و و اهل‌سنت و شریعت گرائی در ایران و خدمت به اسلامی آمریکائی و ضد شریعت است.

ای کاش مولوی عبدالحمید به جای تبدیل شدن به تریبونی برای جریانات سکولار و ضد قانون شریعت الله، بر اساس همان فقهی که مدعی‌اش هست (فقه حنفی)، مصلحت امت و وحدت دارالاسلام را بر خوش‌آمد بیگانگان ترجیح می‌داد.

 مردم اهل سنت حق دارند با دلیل و مستندات شرع پسند بدانند پشت پرده‌ی این احضارها چیست و آیا شما واقعاً از مظلوم دفاع می‌کنید یا از مهره‌های نفوذی؟


[1]  سديد: سد: بستن و اصلاح كردن «سد الثلمة: اصلحها و وثّقها» قول سديد: سخن صواب و محكم كه باطل را در آن راهى نيست/  «قول سديد» سخنى است كه در آن سستى و لغو و دروغ و نفاق نباشد. سخنى كه همچون سدّى محكم، جلو شكّ و شبهه و فساد را بگيرد.

شفافیت و مستند گوئی حلقه‌ی مفقوده در کلی گوئی ها و لفاظی‌های رسانه‌پسند مولوی عبدالحمید

شفافیت و مستند گوئی حلقه‌ی مفقوده در کلی گوئی ها و لفاظی‌های رسانه‌پسند مولوی عبدالحمید

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الله جل جلاله در برابر توهمات بی پایه و اساس کفار نصرانی و یهودی می فرماید: وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ  (و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این دروغ ها و اباطیل آنان است؛) قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ  (بقره/111) بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.

یعنی، الله جل جلاله به مومنین یاد می دهد که فقط تابع دلیلی مستند باشند نه توهمات و کلی گوئی های عامه پسند. در مسائل شرعی دلیل تنها در منابع شرعی است و در مسائل تجربی نیز، دلیل باید عینی و واضح و آشکار برای همه می باشد.

با این وجود می بینیم که مولوی عبدالحمید باز هم در موضع‌گیری اخیر خود در نماز جمعه ی 11 اردیبهشت 1405ش، بدون اشاره به جزئیات و حقایق، احضار برخی خطبا به دادگاه ویژه روحانیت را ناشی از «بهانه‌های پوچ» و «مسائل پیش‌پاافتاده» خوانده‌اند. این رویه، تکرار همان الگوی محکومیت‌های کلی است که ایشان در جریان آشوب‌های هرزه ها ی سکولار و خائنین گذشته و در دفاع از جریان‌های سکولار و نفوذی‌های بیگانه در پیش گرفته بودند.

مولوی باید پاسخ دهد، ما مردم عادی از جریان مسائل دادگاهی مولوی ها و به طور کلی از جریان دادگاهی شیخها و آخوندها و ماموستاها در دادگاههای ویژه ی روحانیت بی اطلاع هستیم، اگر دلایل احضار این افراد واقعاً «پوچ» است، چرا شجاعانه و با جزئیات، موارد اتهامی آن‌ها را برای مردم بیان نمی‌کنید؟

عقل بیدار و شریعت گرای اهل‌سنت نمی‌پذیرد که بدون دانستن علت، قضاوت کند. آیا اتهام این افراد، تحریک به تفرقه، همکاری با عناصری که امنیت ملی دارالاسلام را در شرایط جنگی و عادی هدف قرار داده‌اند، یا پیوند با شبکه‌های کفار محارب و معاند و اپوزیسیون سکولار و مرتد خارج‌نشین است؟ صِرف ادعای «پیش‌پاافتاده بودن»، وقتی با اسناد امنیتی و قضایی روبه‌رو می‌شویم، بیشتر به یک «فرار رسانه‌ای» شبیه است تا یک دلسوزی مذهبی و نوعی  تناقض در دفاع از «ارزش‌ها» و از آشوبگران سکولار و خطبای حاشیه‌ساز را می رساند تا حرکت بر اساس شریعت الله.

مولوی عبدالحمید پیش از این نیز در برابر برخورد قانونی حاکمیت با اغتشاشگران هرزه‌ی سکولار و جاسوسان اسرائیل و آمریکا، مواضعی مشابه داشت. گاهی انسان تعجب می کند زمانی که همه ی کفار بر اساس عقاید خود با قضایا برخورد می کنند چگونه یک عالم دینی که مدعی پیروی از قرآن و سنت نبوی است، می‌تواند میان «دفاع از دین» و «هم‌صدایی با کفار آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی به عنوان دشمنان خونی قوانین شریعت اسلام» جمع کند؟ حمایت از کسانی که در حمایت از جنگ کفار محارب خارجی به دارالاسلام و وطن و ملت خیانت می‌کنند، در هیچ کجای شریعت جایگاهی ندارد.

بر این اساس است که  ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله نیز مجازات فتنه‌انگیزان است نه دفاع از آنها.

اگر ملاک مولوی عبدالحمید فقه امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله است، باید بداند که در این فقه، و در این شرایط جنگی که کفار محارب بر دارالاسلام تحمیل کرده اند، حفظ «دارالاسلام و نظام جامعه» و جلوگیری از «بغی» از اوجب واجبات است.

در فقه حنفی، برای کسانی که با زبان و خطابه، امنیت دارالاسلام را به خطر می‌اندازند و در زمین کفار محارب خارجی و مرتدین بازی می‌کنند، سنگین‌ترین تعزیرات در نظر گرفته شده است.امام ابوحنیفه رحمه الله هرگز اجازه نمی‌داد که از لباس مولوی گری برای سست کردن پایه‌های اقتدار امت اسلام و دارالاسلام در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و حتی در برابر منحرفینی چون مرجئه استفاده شود.

مولوی عبدالحمید اگر دقت کند همین الان یک آینه‌ی عبرت برایش وجود دارد: امارت اسلامی افغانستان و فقه حنفی

پس می توانیم به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما که همواره تمایل خود را به ساختار امارت اسلامی افغانستان نشان داده‌اید، خوب می‌دانید که در آنجا که بر اساس فقه حنفی اداره می‌شود برخورد با «مفسدین فی‌الارض» و کسانی که علیه مصالح نظام حاکم سخن بگویند یا با بیگانگان در ارتباط باشند، چگونه است.

اگر این خطبا و مولوی‌هایی که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید، در کابل یا قندهار مرتکب چنین تحریکاتی می‌شدند، آیا با آن‌ها با رأفت دادگاه‌های مشهد برخورد می‌شد؟ یقیناً خیر؛ آن‌ها با بدترین و قاطع‌ترین مجازات‌ها روبه‌رو می‌شدند. پس چگونه است که در ایران، اجرای قانون را «تندروی» می‌نامید اما در جای دیگر آن را «اجرای شریعت»؟

دوران سخنان کلی و «رسانه‌پسند» که برای خوش‌آمد شبکه‌هایی نظیر اینترنشنال و بی‌بی‌سی و کلمه ایراد می‌شود، گذشته است. اهل‌سنت غیور و با بصیرت و شریعت گرا، تفاوت میان «عالم مصلح» و «فعال سیاسی جناحی» و «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» را می‌فهمند.

باید به مولوی عبدالحمید گفته شود اگر صادق هستید، ابتدا دلایل احضار را شفاف بگویید تا مشخص شود آیا این احضارها برای صیانت از دین و امنیت دارالاسلام بوده است یا خیر؟ بعد حکمی که بر این افراد صادر شده است بر اساس قرآن و حدیث و فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله صحیح است یا خیر؟

اگر به این شکل واقعیت را روشن کنید همه ی ما نیز در کنار حق خواهیم بود که شریعت الله است، در غیر این صورت، این مظلوم‌نمایی‌ها تنها پوششی برای حمایت از کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه، در پازل دشمنان قسم‌خورده‌ی این آب و خاک بازی می‌کنند.

مولوی عبدالحمید و فرار به جلو با واژه‌ی «تندروی» و تمرکز بر مسائل داخلی در سایه اغماض نسبت به کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها (2)

مولوی عبدالحمید و فرار به جلو با واژه‌ی «تندروی» و تمرکز بر مسائل داخلی در سایه اغماض نسبت به کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها (2)

کاتب: محمد اسامه

این را نیز می دانیم که در فقه مذهب حنفی، «مصلحت عامه» بر «مصلحت شخصی یا گروهی» مقدم است. بدون دلیلی از قرآن و احادیث صحیح، مشغول کردن افکار عمومی به احضار چند فرد به دادگاه و «پیش‌پاافتاده» خواندن ریشه‌های قضایی، در حالی که آمریکا و دشمن صهیونیستی در حال پیشروی در قلب‌های برخی حاکمان منطقه و هنوز در فکر تدارک جنگی دیگر بر دارالاسلام ایران است، خلاف بصیرت آگاه مذهب حنفی است.

وظیفه عالم، صیانت از مرزهای اعتقادی است، نه تبدیل شدن به تریبونی برای تضعیف حاکمیت اسلامی در برابر چشمان طمع‌کار دشمنان خارجی و گروه منافقین و مزدوران داخلی.

اینکه بدون استناد به قرآن و احادیث و فقه مذهب حنفی در تعریف اصطلاح «تند روی» و بدون آشکار کردن تند روی بر اساس ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله فقط ادعا شود مسائل از جانب «برخی افراد تندرو در داخل استان» شدت گرفته است، نوعی تقلیل دادن مسائل کلان به درگیری‌های حاشیه ای محلی است.

کسی که مدعی رهبری مذهبی است، نباید با ادبیاتی سخن بگوید که رسانه‌های معاند در این شرایط جنگی که نیاز به بسیج عمومی است، از آن به عنوان «شکاف بین دولت و ملت» بهره‌برداری کنند. آن هم در زمانی که صهیونیسم با حمایت آمریکای وحشی برای هر مسلمان (فارغ از شیعه و سنی) نقشه‌ی نابودی در سر دارد.

مولوی عبدالحمید گرامی، ای کاش همان‌گونه که برای احضار چند نفر به دادگاه مشهد بیانیه صادر می‌کنید، در برابر کسانی که به اتحاد مسلمین در این شرایط جنگی صدمه می زنند و راه «ذلت و عادی سازی جنایات اشغالگران» را پیش گرفته‌اند، با زبان قاطعِ قرآن و حدیث سخن می‌گفتید.

عالم بصیر کسی است که «طناب دار روی کیک صهیونیست‌ها» را ببیند و بداند که دشمن، تفاوتی میان زاهدان و غزه و تهران قائل نیست.

 پشت کردن به آرمان‌های جهادی و مشغول شدن به بازی‌های سیاسیِ داخلی انحرافی است که تنها خروجی آن، لبخند رضایت بر لبان دشمنان اسلام است به همین دلیل است که می بینم اکثرا شبکه های کفار محارب و بخصوص شبکه هایی چون «کلمه» که نماد خیانت به اهل سنت و جماعت و مزدوری برای کفار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی است سخنان مولوی عبدالحمید را در نوبتهای مختلف بازتاب می دهند.