
سخنان بی پایه و اساس مولوی عبدالحمید در مورد جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و دستگاه دیپلماسی دارالاسلام ایران
کاتب: خالد سیف الله المسلول
سخنان اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی در زمانز جمعه ی اهل سنت زاهدان که بر عدم موفقیت دستگاه دیپلماسی دارالاسلام ایران در جلوگیری از جنگ و تذکرهای مکرر برای اجتناب از آن به دلیل تلفات جانی و مالی تأکید دارد، در شرایطی که جنگ تحمیلی رمضان 1404ش همچون جنگ 12 روزه از سوی کفار محارب خارجی آمریکائی – صهیونی و دولتکهای خائن حاشیه ی خلیج فارس بر «دارالاسلام ایران» تحمیل شد و دیپلماسی با خیانت و نقض عهد طرف مقابل ناکام مانده است.
مولوی عبدالحمید می گوید: “قبل از وقوع جنگ بارها فریاد زده شد که مانع جنگ شوید. ما هم به نوبۀ خودمان بهخاطر احساس مسئولیت و تکلیف و دلسوزی برای مردم و شخصیتها و زیرساختهای کشور ندا دادیم که جلوی جنگ را بگیرید زیرا جنگ تلفات جانی و مالی دارد، اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی کشور نتوانست جلوی وقوع جنگ را بگیرد.”
همچنانکه بر همگان آشکار است و به آن نیز اشاره شد جنگ را آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران تحمیل کردند و در هر دو نوبت ایران در حال مذاکره و دیپلماسی بود و مذاکره ناقص ماند و آمریکا غدر و خیانت کرد.
در صورتی که جنگ تحمیلی و تهاجمی از سوی دشمنان باشد و دارالاسلام مورد تجاوز قرار گیرد، رویکرد شریعت الله بر فرض عین بودن و جهاد و بر دفاع و مقابله با متجاوز تأکید دارد که در این زمینه به چند نکته ی مهم اشاره می کنیم:
- واجب و فرض عین بودن دفاع در برابر جنگ مسلحانه ی کفار محارب بر دارالاسلام : خداوند متعال میفرماید: وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره/۱۹۰). این آیه به صراحت امر به جنگ با کسانی میکند که با شما میجنگند و دفاع از خود را مشروع میشمارد. در جایی دیگر میفرماید: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (حج/۳۹) که به مظلومان اجازه جهاد و دفاع داده شده است.
آیا دارالاسلام مورد تهاجم قرار نگرفت؟ آیا دارالاسلام ایران مورد ظلم قرار نگرفت؟ پس در هر دو مورد جهاد بر علیه این کفار محارب آمریکائی – صهیونی حق شرعی مومنین و اولویت اول مومنین بعد از نماز است.
- اهمیت وحدت در برابر دشمن محارب : قرآن کریم بر لزوم حفظ وحدت و انسجام در برابر دشمن تأکید دارد و از تفرقه و اختلاف نهی میکند: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا” (آل عمران/۱۰۳) و : وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۴۶). در شرایط تهاجم خارجی، هرگونه سخنی که روحیه دفاع مشروع مومنین را تضعیف کرده یا به جای محکوم کردن متجاوز، بر کاستیهای داخلی تأکید صرف کند، میتواند به تفرقه و سستی در برابر دشمن منجر شود.
- پاسخ به نقض عهد (غدر و خیانت): اگر دشمنی پیمانشکن باشد و به تعهدات دیپلماتیک عمل نکند، قرآن کریم راهکار مقابله با خیانت را مطرح میکند: وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ (انفال/۵۸). در این صورت، اتخاذ موضع دفاعی و عدم اعتماد به پیمانشکن، امری مشروع و حتی واجب است.
با توجه به این آیات، اگر جنگی تحمیلی باشد و دیپلماسی با خیانت طرف متجاوز بینتیجه مانده باشد، سخنانی که تنها بر عدم موفقیت دستگاه دیپلماسی و تلفات جنگ تأکید میکنند، بدون اشاره به عامل اصلی تحمیل جنگ و وجوب دفاع، ممکن است از جهات زیر محل نقد باشند:
- انحراف از مسئولیت اصلی: مسئولیت اصلی در چنین شرایطی، دفاع از دارالاسلام و سرزمین مسلمانان است و تقلیل دادن مسئله به صرف «جلوگیری از تلفات» بدون در نظر گرفتن ماهیت تهاجمی جنگ، میتواند به معنای غفلت از این مسئولیت باشد.
- تضعیف روحیه مقاومت: تأکید صرف بر «تلفات جانی و مالی» بدون ذکر فرض عین بودن جهاد و غیرت اسلامی و مقابله با ظالمین کافر محارب خارجی، میتواند روحیه ایستادگی در برابر متجاوز را در جامعه تضعیف کند.
- همسویی ناخواسته با روایت دشمن: زمانی که متجاوز، جنگ را بر ملتی تحمیل میکند، سخنانی که مسئولیت اصلی را متوجه «ناتوانی داخلی در دیپلماسی» کرده و از «جرم متجاوز» چشمپوشی میکند، خواسته و ممکن است ناخواسته به روایت دشمن که جنگ را نتیجه «سوءمدیریت» یا «عدم همکاری» طرف مقابل میداند، کمک کند.
پس مولوی گرامی مواظب سخنان متناقض و رسانه پسند خودت باش آنهم در چنین موقعیتی که دارالاسلام در معرض تهدید وحشی ترین موجودات تاریخ بشریت است.