قوم‌گرایی از جاهلیت است

قوم‌گرایی از جاهلیت است

به قلم: ماهدیم بلوچ

هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد مگر به وسیله تقوا …

متاسفانه امروزه بیشتر مردم بر این فکر هستند که قومیت و قبیله و اطرافیان خود را مطرح کنند.

❌کردها میگویند هیچ کس به اندازه کرد باعزت وبا ایمان نیست

❌عربها نیز همین را میگویند

❌فارسها هم خود را بر تر از اقوام وملیتها میدانند

❌به همین طریق بلوچها و همه اقوام دیگر،هر کسی بر قوم وقبیله خودش مینازد…

ولی در  میان همین اقوام و ملیتها کسانی هستند که میگویند

ملیت مطرح نیست کورد باشد ،عرب باشد، یا فارس وترک وحتی سیاه پوستی آفریقایی ویا آمریکایی باشد،

همه وهمه باهم مساوی هستیم وهیچ برتری وفضیلتی در بیت ما نیست مگر به وسیله تقوا  تقوا

ودر حقیقت تنها این فکر در نزد الله سبحانه وتعالی مقبول است

وبرتری بینی بی اساس وناجایزاست

پس هر  قوم وقبیله ای ویا هر شخصی  که بیشتر از الله بترسد و خود را برای الله خالص کند در نزد الله

بر بقیه برتری و فضیلت دارد

مدرک ودلیل ما این آیه مبارک از سورة الحجرات آیه ۱۳که خداوند متعال میفرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ (  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،)

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است.

نکته :

پس هر مسلمانی که ادعای ملی گرایی و و رگز پرستی بکند بیشک در اشتباه است و از جاهلیت است

چون تنها ملاک و اساس کار  تقوا و رضایت  خداوند است نه هیچ چیز دیگری …

(  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

از رسول الله صلی الله علیه وسلم  سؤال شد: أيُّ العَمَلِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: إيمَانٌ باللَّهِ ورَسولِهِ. قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: الجِهَادُ في سَبيلِ اللَّهِ قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ.[1]کدام عمل بهتر است؟ فرمود: ایمان به الله و رسولش، گفته شد: سپس چه چیزی است؟ فرمود: جهاد در راه الله، گفته شد سپس کدام؟ فرمود: حج مبرور.

جهاد بعد از ایمان، هیچ عملی با آن برابری نمی کند: مردی گفت: ای رسول الله، مرا به عملی راهنمايی کن که با جهاد برابر باشد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: لَا أَجِدُهُ قَالَ هَلْ تَسْتَطِيعُ إِذَا خَرَجَ الْمُجَاهِدُ أَنْ تَدْخُلَ مَسْجِدَكَ فَتَقُومَ وَلَا تَفْتُرَ وَتَصُومَ وَلَا تُفْطِرَ قَالَ وَمَنْ يَسْتَطِيعُ ذَلِكَ.[2] آيا می توانی هم زمان با خروج مجاهد، به مسجدت بروی و بدون خستگی به نماز بايستی و روزه بگيری و افطار نکنی (تا آن که مجاهد بازگردد؟» آن مرد گفت: چه کسی می تواند چنين عملی را انجام دهد؟!

اما این جهاد هم یک شرط اساسی دارد و آنهم اینکه در یزر یک پرچم واحد دارالاسلام و جماعت مسلمین انجام شود نه توسط فرقه های متفرق و مختلف که همیشه پیام آور شکست و سستی و بی ابهتی و ذلیلی و به بن بست رسیدن بوده اند.

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/4) ‏خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی می‌رزمند ، انگار دیوار سربی بزرگی هستند .‏

جهاد هم زمانی بر مسلمین واجب شد که دارای دارالاسلام و جماعت خاص خودشان در مدینه بودند و تحت پرچم واحدی و رهبر واحدی که بر دارالاسلام حاکم بود جهاد خود را به پیش می بردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز به مومنین امر می کند که با جماعت مسلمین و رهبرشان باشند «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگر حاکمیتی اسلامی وجود نداشت و فرقه های مختلف بودند باید از تمام این فرقه ها و گروهها و حزبها دوری کرد: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[3].

امروزه که دارالاسلام  و حاکمیتی اسلامی وجود دارد -هرچند بر اساس فکر و مذهب بعضی ها نباشد – جهاد با کفار باید تحت پرچم این دارالاسلام و جماعت واحد انجام شود و الله به چنین جهادی راضی است نه جهاد اهل تفرق و فرقه بازها.

ابوامامه رضی الله عنه روایت می کند که مردی نزد رسول الله   صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : آیا دیده ای کسی به خاطر دستمزد و یا کسب نام بجنگد؟ رسول خدا   صلی الله علیه وسلم  فرمود( هیچ) سه بار این جمله را تکرار کرد. ابوامامه گفت: رسول خدا  صلی الله علیه و سلم  فرمود( هیچ) سپس فرمود: إِنَّ اللهَ تعالى لا يَقْبَلُ مِنَ العملِ إلَّا ما كان له خالصًا ، وابْتُغِيَ بِهِ وِجْهَهُ .[4] خداوند عمل انسان را قبول نمی کند مگر اینکه خالص برای رضای او باشد.

پس این جنگ و قتال گروهها و فرقه متفرقی چون جیش العدل و انصارالفرقان و داعش و… بر علیه دارالاسلام ایران نه تنها جهاد فی سبیل الله نیست بلکه قتال الفتنه است و مورد رضایت الله جل جلاله نیست.

[1]  بخاری 26/ الألباني، صحيح النسائي 3130

[2]  بخاری 2785

[3] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[4]  السيوطي، الجامع الصغير 1822 / الألباني، صحيح الجامع 1856

محافظت از کار خوبی که انجام داده ایم که باطل نشود گاه مهمتر و سختتر از انجام آن کار  خوب است

محافظت از کار خوبی که انجام داده ایم که باطل نشود گاه مهمتر و سختتر از انجام آن کار  خوب است

الله تعالی می فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ (بقره/264)

‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقات بذل خود را :

  1. با منّت گذاشتن
  2. و اذیت کردن

 پوچ و تباه نسازید.

صدقه یعنی هر کار خوبی که در حق دیگران انجام می دهیم یعنی از لبخندی که در چهره ی برادر یا خواهر مومنت می زنی تا تمام کارهای خیر دیگری که انجام می دهیم همگی صدقه هستند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

تَبَسُّمُکَ فِی وَجهِ أَخيِكَ صَدَقَةٌ ، وَ اَمْرُكَ بِالْمًعْرُوفِ وَنَهْيِكَ عَنِ الْمُنْكَرِ صَدَقَةٌ، وَإِرْشَادُكَ الرَّجُلَ فَي أَرْضِ الضَّلالِ لَكَ صَدَقَةٌ، وَبَصرُكَ لِلرَّجُلٍ الرَّدِيءِ الْبَصَرِ لَكَ صَدَقَةٌ، وإماطتُكَ الحجرَ والشَّوْكَ والعظمَ عنِ الطَّريقِ لَكَ صدقةٌ، وَإِفْرَاغُكَ مِنْ دَلْوَكَ فَي دَلْوِ أَخِيكَ لَكَ صَدَقَةٌ (الألباني، صحيح الترمذي 1956)

لبخند تو به چهره‌ی برادرت صدقه است. امر بمعروف و نهى از منكر كردنت صدقه است و رهنمائى كسى كه راه را گم كرده صدقه است، راهنمایی شخصی که بینایی اش ضعیف است (یا کور است) صدقه است، دور كردن سنگ و خار و استخوان از راه صدقه است، خالى كردن آب از دلو خود به دلو برادرت، برایت صدقه است.

پس:

  •  هر کار خیری که الله به آن دستور داده و به آن راضی باشد «صدقه» است
  • و صدقه دادن ربطی فقیر یا ثروتمند بودن از لحاظ مالی ندارد
  •  و برای هیچ کسی بهانه ای برای صدقه دادن و محافظت کردن از ثواب آن وجود ندارد.

لطف و منت الله و میزان لیاقت ما

لطف و منت الله و میزان لیاقت ما

لاَ يَزَالُ اللَّهُ يَغْرِسُ فِي هَذَا الدِّينِ غَرْسًا يَسْتَعْمِلُهُمْ فِي طَاعَتِهِ (الاباني السلسلة الصحیحه 2442)

همواره خداوند در این دین کسانی را می رویاند و پرورش میدهد که آنان را برای طاعت و بندگی

خود به کار می گیرد.

یعنی الله در هر زمان افرادی را پدید می آورد و تربیت می کند که اهل ایمان، طاعت و خدمت به دین باشد و آنان برای انجام کارهای نیک و یاری دین استفاده می کند. اینها «غُرَباء»[1] هستند.

غَرْسًا در اینجا به صورت استعاری یعنی (کاشتن و پرورش دادن) مانند بذری که رشد می کند.

الله همچنانکه برای این بذر خاک و آب و هوای مناسب تهیه می کند آنرا از آفات نیز سم پاشی می کند.


[1]  بَدَأ الإسلامُ غَريبًا، وسَيَعودُ كما بَدَأ غَريبًا، فطوبى للغُرَباءِ. (مسلم145)

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد. این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

دارالکفر طاری پاکستان و سیاست‌های صهیونیستی علیه دارالاسلام افغانستان و ایران و مجاهدین پاکستان، پیامی جهت اتحاد

دارالکفر طاری پاکستان و سیاست‌های صهیونیستی علیه دارالاسلام افغانستان و ایران و مجاهدین پاکستان، پیامی جهت اتحاد

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

دارالکفر طاری پاکستان به دنبال سیاست‌های شومی است که ریشه در دسیسه‌های صهیونیستی و آمریکایی دارد. این کشور سکولار و مزدور به صورت مستمر با نقشه‌های تجاوزگرانه و هماهنگ شده با اهداف دشمنان اسلام، تلاش می‌کند محور ناامنی علیه دارالاسلام افغانستان و ایران باشد.

در برابر دارالاسلام افغانستان، این کشور سیاست تجاوز نظامی را در پیش گرفته و با فرستادن مزدوران و گروه‌های مخالف بلوچ به خاک دارالاسلام ایران نیز، قصد برهم زدن امنیت و ثبات منطقه را دارد.

امروز بر برادران دارالاسلام افغانستان و ایران واجب است که با هوشیاری کامل چشم به فتنه‌ها و دسیسه‌های شیطانی آمریکایی، صهیونیستی و همچنین عوامل وابسته مثل آل‌سعود، امارات، قطر و ترکیه داشته باشند که این مزدوران را پرورش داده و اسباب بازی دست خودشان کرده اند چه مزدوران حاکم بر اسلام آباد که حقوق و معاش آنها هم توسط این دشمنان تامین می شود و چه مزدوران بلوچ ایالت بلوچستان پاسکتان که تحت نظر همین غلامان بر اسلام آباد هستند.

امارت اسلامی افغانستان و ایران در یک سنگر هستند و لازم است که دام‌های آنها را بشناسند و هیچ وقت فراموش نکنند که پاکستان با آل سعود که پست ترین حاکم در سرزمینهای اسلامی است پیمان امنیتی دارد و همین الان در برابر اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن در حال جنگ هوائی است.  

پس همه باید مراقب باشند که در میان بازی‌های سیاستمداران دشمن اسلام گرفتار نشوند و وحدت امت اسلامی را حفظ کنند.

این فتنه‌های شوم تنها با آگاهی و اتحاد و همکاری های مختلف دارالاسلام‌های ایران و افغانستان دفع خواهد شد و هر گونه غفلت به نفوذ دشمن و تشدید جنگ‌ها و ناامنی‌ها خواهد انجامید. باشد که خداوند ما را از شر فتنه‌ها حفظ کند و به نور دینش هدایت فرماید.

 الله جل جلاله می فرماید: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (مائده/ ۲) در نیکی و تقوا با هم همکاری کنید و در گناه و تجاوز همکاری نکنید .

واقعیت تاریخی به ما آموخته که امت اسلام زمانی در برابر تهدیدات دشمن متحد و هماهنگ بود و این وحدت، قدرت شکست دشمنان را فراهم می‌کرد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا . مؤمن مثل ساختمان است که بخش‌های آن یکدیگر را محکم نگه می‌دارند .

با توجه به واقعیت امروز، اگر مومنین با هم متحد نشوند و اداره نظامی پاکستان ترسی نداشته باشد و به همین شکل به تخریباتش ادامه دهد، آسیب آن دامنگیر همه مسلمانان منطقه، چه در دارالاسلام ایران باشد و چه امارت اسلامی افغانستان، خواهد شد.

برای کنترل این وضع بحرانی، مجاهدین شریعت‌گرا در پاکستان (مثل تی‌تی‌پی، اتحاد مجاهدین و…)، دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان لازم است اتحاد قوی و استراتژیکی تشکیل دهند.

این اتحاد نه تنها اداره نظامی مزدور و وابسته به آمریکایی و صهیونیستی را مهار می‌کند، بلکه از سرایت جوجه مزدورانی چون جیش العدل و جبهه ی مبارزین آمریکائی جلوگیری می‌کند و ثبات و امنیت را برای همه اسلامی‌ها تأمین خواهد کرد.

پس اتحاد مومنین بر علیه این دشمنان مشترک و غلامان تنها راه نجات و حفظ دارالاسلام‌ها و جریانات جهادی در این منطقه حساس است.وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل‌عمران/ ۱۰۳).

حکومت اسلامی در برابر دولت  سکولار؛ شریعت، هویت اسلامی و مسئولیت حاکمان و مولوی های دعوتگر

حکومت اسلامی در برابر دولت  سکولار؛ شریعت، هویت اسلامی و مسئولیت حاکمان و مولوی های دعوتگر

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

متاسفانه بوچهای حنفی مذهب پاکستان نزدیک به 80 سال است که به بیماری کفری سکولاریسم آلوده شده اند و به خاطر این بیماری گروههای سکولار زیادی در میان آنها به وجود آمده اند .

این بلوچهای حنفی مذهب و اهل سنت ایالت بلوچستان پاکستان هم از سوی حکومت سکولار و مرتد پاکستان مورد ظلم قرار می گیرند و هم از سوی همین گروههای سکولار و مرتد بلوچ. اما این بیماری مدتی است که وارد بلوچهای حنفی مذهب ایران هم شده است که هم گروههای سکولار رسمی چون سهاب آنرا تبلیغ می کنند و گروههای شبه اسلامی چون جیش العدل یا همین جبهه ی مبارزین مردمی که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده اند.

البته مولوی هائی نیز وجود دارند که با تناقض گوئی ها و غرزدنهای همیشگی و ایرادگیری های رسانه پسند و تزریق روحیه ی ناامیدی در میان بلوچهای حنفی مذهب اسبابی جهت هُل دادن جوانان به سمت این گروههای مسلح سکولار و مرتد شده اند.

به همین دلیل بسیاری از کسانی که امروز با عناوین و جایگاه‌های مختلف در رأس امور تبلیغی قرار گرفته‌اند، هنوز ماهیت حکومت دولت سکولار و فلسفه آن را که دشمنی با قوانین شریعتهای آسمانی است به‌درستی درک نکرده‌اند یا همچون گروه منافقین درک کرده اند اما عمداً به آلوده کردن ذهنیت و ایمان جوانان و جاده صاف کردن برای سکولاریسم و سکولاریستها می پردازند. آنان امیدوارند نظام حکومت اسلامی را از طریق مسیرها، ساختارها و نظام‌های دولت سکولار به اجرا درآورند؛ در حالی که ادامه این مسیر، سرانجام به درگیرشدن کامل با قوانین و اصول دولت سکولار خواهد انجامید، نه صرفاً پذیرش ظواهر و شکل‌های آن.

دولت سکولار تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، وزارتخانه‌ها، انتخابات و تشریفات اداری نیست؛ بلکه بر مجموعه‌ای از مبانی، قوانین و اصول فکری استوار است که دین سکولاریسم را تشکیل می دهند. بنابراین، اگر کسی بخواهد حکومت اسلامی را در چارچوب همان مبانی و قوانین سکولاریستی تعریف کند، به‌تدریج اصل پروژه حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله تضعیف شده و از محتوای واقعی خود تهی می گردد.

به همین دلیل، در تجربه معاصر، بسیاری از جنبش‌های اسلامی هنگامی که به قدرت رسیدند، در ساختار دولت سکولار ادغام شدند و در نهایت نتوانستند نظام مورد نظر خود را بر اساس شریعت اجرا کنند. برای نمونه، در مورد حزب عدالت و توسعه در ترکیه، با وجود آنکه توانست تا حدودی فضای آزادی مسلمانان را گسترش دهد، قوانین سکولار همچنان بر ساختار اصلی کشور حاکم باقی ماندند.

از این تجربه باید آموخت که حکومت اسلامی نمی‌تواند تنها با تغییر افراد، عنوان‌ها و ظواهر یک نظام تحقق پیدا کند؛ بلکه باید اصول، قوانین و مبانی حاکم بر جامعه نیز با شریعت اسلامی هماهنگ باشد.

جامعه اسلامی همچنین نباید برای اثبات پیشرفت و مدرن‌بودن خود، به تقلید بی‌حدوحصر از دیگر جوامع سکولار روی آورد. هویت اسلامی باید بر اساس اخلاق، ارزش‌ها و احکام شریعت شکل بگیرد.

حفظ هویت اسلامی به معنای نفی تعامل با جهان نیست؛ بلکه به این معناست که تعامل با دیگران نباید به بهای کنار گذاشتن شریعت، اصول و ارزش‌های اسلامی تمام شود.

یکی از بزرگ‌ترین خطرها برای صاحبان قدرت و کسانی که مسئولیت دینی و اجتماعی بر عهده دارند، این است که پس از شناخت حق، به دنیا و هواهای نفسانی روی آورند.الله متعال می‌فرماید:وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ * وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ[اعراف/ ۱۷۵–۱۷۶]

و بر آنان خبر آن کسی را بخوان که آیات خود را به او داده بودیم، اما او خود را از آن‌ها جدا ساخت؛ پس شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد. و اگر می‌خواستیم، او را به‌وسیله آن آیات رفعت می‌دادیم، ولی او به زمین چسبید و از هوای نفس خود پیروی کرد. پس مَثَل او همچون مَثَل سگ است؛ اگر بر او حمله کنی، زبان از دهان بیرون می‌آورد و اگر او را رها کنی، باز هم زبان از دهان بیرون می‌آورد. این مَثَل قومی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را بازگو کن، باشد که آنان بیندیشند.

این آیات هشدار بزرگی برای هر صاحب علم، قدرت و مسئولیت است: برخورداری از علم و جایگاه به‌تنهایی انسان را نجات نمی‌دهد؛ اگر انسان در برابر دنیا و هواهای نفسانی تسلیم شود، ممکن است از حق فاصله بگیرد.

پس حکومت اسلامی اگر قرار است حقیقتاً اسلامی باشد، شریعت باید در اصول، قوانین، اخلاق، رفتار حاکمان و ساختار جامعه حضور واقعی داشته باشد و تعامل با جامعه سکولار جهانی نباید به معنای تسلیم در برابر مبانی مخالف شریعت باشد. پیشرفت و ارتباط با جهان نیز نباید موجب از دست رفتن هویت اسلامی شود.

همچنین مولوی های صحاب تریبون و رسانه که صدایشان به جائی می رسد نباید تابع جو سکولاریستی حاکم شوند و باید خود را خدمتگزار قانون شریعت الله و حکومت اسلامی و مردم بدانند، از تکبر و تجمل فاصله بگیرند و به یاد داشته باشند که قدرت و جایگاه، آزمونی از جانب الله است و قدرت در اسلام امتیاز شخصی نیست؛ امانت و مسئولیت است و بقای مشروعیت آن در گرو پایبندی به قانون شریعت الله است.

اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگ‌های داخلی و حرکت بر محور مشترکات (2)

اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگ‌های داخلی و حرکت بر محور مشترکات (2)

به قلم: محمد اسامه

در دوره معاصر نیز اختلافات مذهبی در بسیاری از کشورها با عوامل سیاسی، قومی، منطقه‌ای و مداخلات خارجی درهم آمیخته است.

برای نمونه، جنگ داخلی عراق در سال‌های ۲۰۰۶–۲۰۰۷ شاهد خشونت شدید فرقه‌ای میان گروه‌های سنی و شیعه بود و پژوهش‌های دانشگاهی درباره این دوره، ریشه‌های سیاسی و اجتماعی این شکاف را بررسی کرده‌اند.

در سوریه، عراق، یمن و لیبی نیز اختلاف میان گروه‌های اسلام‌گرا و جریان‌های مسلح مختلف، در کنار عوامل داخلی و خارجی، به چندپارگی و طولانی‌شدن بحران‌ها کمک کرده است.

بنابراین نباید همه این حوادث را به یک عامل، یک مذهب یا یک جریان نسبت داد؛ اما یک واقعیت قابل مشاهده است:هرگاه اختلافات مذهبی و ایدئولوژیک به جنگ داخلی تبدیل شود، جامعه اسلامی هزینه سنگینی می‌پردازد.

 پس اتحاد اسلامی یعنی چه؟

وقتی می‌گوییم: «این جنگ‌های داخلی بس است؛ بیایید به جای دشمنی، ابتدا متحد شویم و سپس از مسیر اتحاد به وحدت اسلامی برسیم.»

منظور این نیست که همه مسلمانان باید یک مذهب داشته باشند. بلکه اتحاد اسلامی یعنی:

  • حفظ عقاید و هویت مذهبی
  • حنفی، حنفی بماند؛
  • شافعی، شافعی بماند؛
  • مالکی، مالکی بماند؛
  • حنبلی، حنبلی بماند؛
  • جعفری، جعفری بماند؛
  • زیدی، زیدی بماند.

اما اختلاف مذهبی نباید بهانه‌ای برای دشمنی، تحقیر، تکفیر یا خشونت علیه یکدیگر شود.

اختلاف فقهی می‌تواند در حوزه علمی و مذهبی مورد بحث قرار گیرد؛ اما نباید هر اختلاف فقهی به مسئله‌ای برای جنگ سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.

میان مسلمانان، با وجود اختلافات مذهبی، مشترکات فراوانی وجود دارد. بنابراین در مسائل عمومی، اجتماعی و انسانی، می‌توان بر همین مشترکات تکیه کرد و برای حل مشکلات مشترک همکاری نمود.

پس معنای اتحاد این نیست که کسی مجبور شود از مذهب خود دست بکشد بلکه مسلمان باید بتواند مذهب خود را حفظ کند، بدون اینکه صرفاً به دلیل تعلق مذهبی، مورد ظلم، تحقیر یا حذف قرار گیرد.

جامعه‌ای که در آن حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و جعفری و زیدی بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و در امور مشترک همکاری داشته باشند، از جامعه‌ای که اختلافات مذهبی را به جنگ تبدیل می‌کند، پایدارتر خواهد بود.

بنابراین، اگر می‌گوییم «اتحاد مرحله‌ای برای رسیدن به وحدت است»، منظور این است که مسلمانان ابتدا باید بتوانند با وجود اختلافات خود، در کنار یکدیگر زندگی و همکاری کنند، بعد از آن، شناخت متقابل، گفت‌وگو و همکاری می‌تواند زمینه وحدت بیشتری را فراهم کند.

اتحاد یعنی یکسان‌سازی مذاهب نیست بلکه مدیریت اختلافات است.

اتحاد یعنی حذف تفاوت‌ها نیست بلکه جلوگیری از تبدیل تفاوت‌ها به دشمنی است.

اتحاد یعنی همه مسلمانان یکسان فکر کنند؟ نه. بلکه قرار نیست همه مسلمانان در همه مسائل یکسان فکر کنند، قرار است با وجود تفاوت‌ها، دشمن یکدیگر نباشندتا باذن الله به اجماع واحد و وحدت دست پیدا کنند و آنوقت همه ی مومنین در شورائی واحد مثل یک جسد واحد شوند.  

پس راه‌حل، لزوماً حذف مذاهب نیست؛ بلکه پایان دادن به دشمنی مذهبی، احترام به هویت‌های مختلف، پرهیز از تکفیر و خشونت و همکاری بر سر مسائل مشترک است.

و خلاصه سخن این است که مذهب خود را حفظ کن، به اختلافات علمی احترام بگذار؛ اما اختلاف مذهبی را به دشمنی تبدیل نکن.

اتحاد، آغاز راه است؛ نه پایان اختلافات.

اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگ‌های داخلی و حرکت بر محور مشترکات (1)

اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگ‌های داخلی و حرکت بر محور مشترکات (1)

به قلم: محمد اسامه

وقتی از اتحاد اسلامی سخن می‌گوییم، منظور این نیست که حنفی باید شافعی شود، شافعی باید مالکی شود، شیعه جعفری باید مذهب خود را کنار بگذارد یا زیدی و حنبلی از هویت مذهبی خود دست بکشند.

اتحاد به این معناست که مسلمانان، با حفظ مذهب و باورهای خود، اختلافات را به دشمنی و جنگ تبدیل نکنند و در مسائل مشترک، در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

اگر به تاریخ مسلمانان نگاه کنیم، درمی‌یابیم که بخشی از تلخ‌ترین صدماتی که جوامع اسلامی دیده‌اند، از زمانی آغاز شده که اختلافات مذهبی با رقابت‌های سیاسی، قدرت حکومتی و تعصب اجتماعی درآمیخته و از اختلاف علمی به نزاع و خشونت تبدیل شده است.

این اختلافات هم فقط متعلق به دهه‌های اخیر نیست. در شهرها و دوره‌های مختلف اسلامی، میان پیروان مذاهب گوناگون رقابت و درگیری وجود داشته است.

برای نمونه، پژوهش‌های تاریخی درباره اصفهان در دوره‌های پنجم تا هفتم هجری از رقابت و درگیری میان حنفیان و شافعیان سخن می‌گویند؛ رقابتی که تنها علمی نبود و با ساختارهای اجتماعی، سیاسی، قضایی و آموزشی شهر نیز ارتباط پیدا کرده بود.

درباره ری نیز پژوهش‌های تاریخی از شکل‌گیری محله‌های جداگانه حنفی، شافعی و درگیری‌های میان گروه‌های مذهبی گزارش کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که این کشمکش‌ها بر همبستگی اجتماعی شهر تأثیر گذاشت.

بنابراین، تاریخ نشان می‌دهد که وقتی اختلاف مذهبی از محدوده بحث علمی خارج شود و به رقابت اجتماعی و سیاسی تبدیل گردد، می‌تواند خسارت‌های سنگینی ایجاد کند.

امام شافعی رحمه‌الله در مصر توسط طرفداران یک عالم مالکی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و بر اثر همان جراحات وفات کرد. غیر از این نمونه‌های متعدد و مستند دیگری از نزاع‌های مذهبی در تاریخ وجود دارد که اصل بحث را نشان می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، رقابت میان صفویان شیعه ی حیدری مذهب (چیزی شبیه علی اللهی ها و یزیدی ها و علوی های امروز) و عثمانیان سنی است.

شاه اسماعیل صفوی در سال ۱۵۰۱ میلادی با آنکه خودش حیری مذهب و از غلاة همسو با اسماعیلی ها بود اما به دلیل فقر در عالم و منابع مذهبی به ناچار تشیع دوازده‌امامی را مذهب رسمی حکومت صفوی اعلام کرد. این اقدام به شکل‌گیری یک مرز مذهبی و سیاسی پایدار میان ایران صفوی و همسایگان سنی آن کمک کرد. در مقابل، عثمانیان نیز خود را مدافع اهل‌سنت می‌دانستند و رقابت با صفویان ابعاد مذهبی و سیاسی پیدا کرد.

جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ یکی از مشهورترین نتایج این رقابت بود و پس از آن نیز جنگ‌ها و رقابت‌های متعددی میان دو قدرت ادامه یافت.

اما نکته مهم این است که نباید این جنگ‌ها را صرفاً «جنگ مذهبی» دانست؛ قدرت، سرزمین، نفوذ منطقه‌ای و سیاست نیز در کنار مذهب نقش داشتند.

در دوره صفوی تا پایان قاجارها اهل‌سنت با فشار و خشونت روبه‌رو شدند. دانشنامه ایرانیکا از آزار، خشونت و مهاجرت اجباری بخشی از جمعیت سنی خراسان در دوره شاه اسماعیل گزارش می‌کند و از برخورد خشونت‌آمیز با اهل‌سنت در هرات و دیگر مناطق سخن می‌گوید.

همچنین منابع تاریخی درباره فشار بر برخی جریان‌های شیعی خارج از چارچوب رسمی تشیع  در دوره صفوی نیز گزارش‌هایی دارند.

این تجربه تاریخی یک درس مهم دارد: وقتی حکومت، مذهب را به ابزار حذف رقیب تبدیل کند، اختلاف مذهبی می‌تواند به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.

منظور ما از وحدت چیست؟

‍ منظور ما از وحدت چیست؟

کاتب: صلاح الدین مجاهد

صف متحد دشمنان سکولار جهانی و محلی بر علیه شریعت گرایان و طرفداران حاکمیت شریعت الله را می بینیم، اما در برابر،  غیر از طرفداران «3ابزار» برتر که جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند عده ی کثیری از مسلمین را می بینی که بر طبل تفرقه می کوبند . می بینی شان ؟  عده ای ساز جدایی و تکفیر می زنند . دور هم ایستاده اند و به جای اینکه با دشمن اصلی درگیر باشند مدام با زبان یا دست بر علیه سایر مسلمین مخالف خود هستند.
خبر دارند که گلادستون نخست وزیر اسبق انگلیس گفته بود:” مادامی که قرآن در دست مسلمانان است ، اروپا نه می تواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت کند. “
آیا این قرآن عامل وحدت بخش ما نیست؟ پس دشمن متحد ما می داند که اگر شیعه و سنی زیر پرچم قرآن متحد شوند ، قدرت یگانه جهان خواهند شد.
دشمن متحد ما می داند که برای از بین بردن اسلام، بایستی ابتدا مسلمانان را از یکدیگر جدا کرد .
او خوب می داند که برای اینکه ما از جنگ با او غافل شویم ، باید ما را با یکدیگر درگیر کند .
او می داند که بهترین راه شکست اسلام ، ایجاد تفرقه و اختلاف بین شیعه و سنی است .
و چقدر غافل اند کسانی که دارند در نقشه دشمن ، بازی می کنند و او را خوشحال کرده و به هدفش نزدیک می کنند .
شاید باور نکنی ؟
ولی جبهه کفار شدیدا دنبال اتحاد و انسجام علیه مسلمین هستند .
حتما می دانی که نصرانیت، یهود را به قتل عیسی مسیح متهم می کرد . ولی خبر داری که الآن همچنین خبری نیست .چرا ؟
در حالیکه این دو گروه 20 قرن باهم درگیر بودند الآن خبری از آن درگیری نیست .
می دانی چرا ؟ چون دولت واتیکان برای اتحاد نصرانیت و یهود در برابر مسلمین ، طی یک اطلاعیه رسمی از این اصل صرف نظر کرد و یهود را از این جنایت بزرگ تبرئه کرد.
می دانی چه زمانی این اعلامیه صادر شد؟ سال 1973 همزمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان . تا جبهه کفر باهم متحد شوند . تا یهود و نصرانیت با هم بجنگند در برابر دشمنشان . یعنی مسلمانان .
این ها را که می شنوی بعد با خودت می گویی ، پس چرا در جبهه خودی ها چنین اتحادی نیست .البته اشتباه نشود، هیچ کس دنبال وحدت مذهب نیست . و قرار نیست ذره ای از اعتقاداتت دست برداری .

بلکه همه حرف من و دوستان من این است که باید در برابر دشمن مشترک ، متحد شد . در یک صف . در یک جبهه .