حذف یا کم رنگ شدن «العلم» در خطبه‌های مساجد اهل سنت بلوچستان

حذف یا کم رنگ شدن «العلم» در خطبه‌های مساجد اهل سنت بلوچستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

بین «العلم» و«الرأي» فرق وجود دارد و بزرگان فقیه ما به قرآن و حدیث می گفتند «العلم» و هر چه غیر از آن بود را «الرأي» می نامیدند. ابن حجر می گوید: و الحاصل اگر رأی مستند به نقل از قرآن و سنت باشد پسندیده است « وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم» و چنانچه از «العلم» جدا باشد ناپسند و مذموم است چنانچه حدیث عبدالله بن عمرو اشاره دارد که بعد از نبود «العلم» جاهلها با رای خودشان فتوا می دهند. [1]

الله جل جلاله از طریق وحی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم، برای تمام امور زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی رهنمود کرده است. هیچ امر مهمی که برای اداره مسلمانان لازم باشد، نادیده گرفته نشده و همه جوانب بیان گردیده است چنانچه الله تعالی می فرماید:

  •  وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ (نحل/89) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیان‌کننده هر چیزی است و هدایت و رحمت و بشارتی برای مسلمانان است.
  • الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا (مائده/3) امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم.

    این آیات گواهی بر جامعیت و کمال دین اسلام و کتاب آسمانی آن است که تمام نیازهای بشر را در همه اعصار پوشش می‌دهد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید:

  • إنِّي تارِكٌ فيكُم ما إن تمسَّكتُمْ بِهِ لن تضلُّوا بَعدي أحدُهُما أعظَمُ منَ الآخرِ: كتابُ اللَّهِ حَبلٌ ممدودٌ منَ السَّماءِ إلى الأرضِ. وعِترتي أَهْلُ بيتي، ولَن يتفرَّقا حتَّى يَرِدا عليَّ الحوضَ فانظُروا كيفَ تخلُفوني فيهِما.[2]
  • إني قد تركتُ فيكم ما إن اعتصمتُم به فلن تَضِلُّوا أبدًا ، كتابَ اللهِ ، و سُنَّةَ نبيِّه.[3] من در میان شما چیزی را بر جا گذاشتم که اگر به آن چنگ زنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب الله و سنت من.

با این اوصاف نقش عالمان دین و کسانی که ادعای شیخ‌الاسلام و مولوی بودن دارند، تبیین مسائل از منظر قرآن و سنت است. اهل فقه و درک و حکمت وارثان انبیا هستند و مسئولیت دارند که امت را بر اساس شریعت الهی راهنمایی کنند، نه همچون خطبای رسانه ای  بر اساس شکم و هوا و هوس نفسانی.

ما در سخنرانی های این خطباء بیشتر از آنکه از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم بشنویم از رای و نظر آنها آگاه می شویم، در حالی که اگر رای و نظری هم وجود داشته باشد ابتدا باید آیه و حدیث صحیح آورده شود و بعد گفته شود: بر این اساس رای و نظر بنده چنین است، تا مردم فرق بین حکم الله و نظر این شخص را متوجه شوند.

این نکات بخصوص برای امثال مولوی عبدالحمید که رسانه دارد و رسانه ای شده است اما بر اساس سکولاریسم و عوام سکولار زده دیدگاههایش را ارائه می دهد بسیار مناسب هستند که اگر مورد رحمت الله قرار گرفته باشند به خود آیند و توبه کنند و به مسیر اهل «العلم» برگردند.

دیدگاههای آلوده ای که از یکطرف رنگ و بوی نجدیت دارد و از سوی دیگر جاده صاف کن سکولاریسم و عادی سازی پذیرش مرتدین سکولار در میان مسلمین است نمی تواند دیدگاه یک مومن دارای «العلم» باشد.

همه لازم است بدانیم قرار نیست مولوی عبدالحمید با چنین تفکرات آشفته ای در داخل ایران کپی امثال ترشابی و کیانی و خدمتی شود و برای رسانه های آنها گله جمع کند.

اهل سنت و جماعت باید با پیش کشیدن «العلم» جلو این مفسدین را بگیرند که ابتدا ایمان مسلمین را هدف گرفته و بعد قصد دارند آنها را مثل گوسفند رام کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی کنند.


[1]  أحمد بن علي بن حجر العسقلاني (1407 هـ/ 1986م). فتح الباري شرح صحيح البخاري كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب ما كان النبي ﷺ يسأل مما لم ينزل عليه الوحي فيقول لا أدري. حديث رقم: (6879). دارالريان للتراث./ «والحاصل أن الرأي إن كان مستندا للنقل من الكتاب أو السنة فهو محمود وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم، وعليه يدل حديث عبد الله بن عمرو المذكور، فإنه ذكر بعد فقد العلم أن الجهال يفتون برأيهم»

[2]  الألباني، صحيح الترمذي 3788

[3]  الألباني، صحيح الترغيب 40

خطر «بلوک‌بندی مذهبی» در جهان اسلام  در برابر خطر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی

خطر «بلوک‌بندی مذهبی» در جهان اسلام  در برابر خطر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

اصلی که تمام ملل کافر و مسلمان دنیا پذیرفته اند این است که در هنگام هجوم دشمنان خارجی، ایجاد تفرق و بلوک بندی بر اساس امور قومیتی و مذهبی و غیره خطری است که سودش تنها به جیب دشمنان خارجی می رود.

امروزه نیز که امت اسلامی از فلسطین و غزه تا یمن، سودان، سوریه، لبنان، سومالی و اخیراً ایران با تهدید و تهاجم کفار آمریکائی – صهیونی روبه‌رو است، سخنان فرقه گرایانه و کلی گوئی های رسانه پسند امثال مولوی عبدالحمید که در نهایت به دامن زدن به روحیه ی ناامیدی و ضربه زدن به اطاعت مردم منجر می شود کاری است که تنها گروه منافقین و ستون پنجم دشمن از عهده ی آن برمی آید نه دلسوز دین و مردم .

در کنار این، هرگونه پیمان و ائتلافی که به جای وحدت امت، مسلمانان را به نام «سنی» و «شیعه» در برابر هم قرار دهد، زنگ خطر بزرگی برای ایران و منطقه و آینده جهان اسلام است.

اگر توافق‌هایی میان برخی دولت‌های دست نشانده مانند عربستان، پاکستان، ترکیه و دیگر کشورها به نام «بلوک سنی»، «دفاع از حرمین» یا «امنیت منطقه» مطرح شود، اما در عمل به مقابله با اشغالگران، دفاع از مظلومان و تقویت وحدت امت نینجامد، لازم است گفته شود که پیمانی است در خدمت کفار محارب آمریکائی – صهیونی.

اصل بنیادین سیاست اسلامی در دارالاسلام بر «اهل جماعت» شدن استوار است که در آیاتی چون : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  (آل عمران/103) بر آن تاکید شده است که : الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[1] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب. عذابی که الله تعالی آنرا در ردیف عذابهای آسمانی و زمینی مثل زلزله نام برده است و می فرماید: ‏ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ ‏(انعام/65) بگو : الله می‌تواند که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد و یا شما را دسته‌دسته و پراکنده کند و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد و عذاب و تندی بعضی را به بعضی دیگرتان بچشاند. نگاه کن که چگونه آیات را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلکه بفهمند.‏

به همین دلیل همین فرقه بازی ها و حزب بازی ها باعث تولید جنگهای داخلی بی شمار و مشغول شدن مسلمین به مسلمین و نابودی تدریجی آنها – مثل آنچه در اندلس به عنوان یک عبرت اتفاق افتاد- و باعث تضعیف عمومی مسلمین در گذشته و حال شده است چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[2] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام) بود.

ما از حاکمیتهای سکولار و دست نشانده ای چون پاکستان و ترکیه و آل سلول انتظاری غیر از ضربه زدن به مومنین نداریم چون مجریان پروژه های دشمنان در میان مسلمین هستند و بلوک بندی های مذهبی آنها امری عادی است اما آیا امثال مولوی عبدالحمید چنین آیات و احادیثی را ندیده اند؟

اگر دیده اند چرا مسلمین را به چنین عذابی دعوت می دهند که الله و رسولش صلی الله علیه و سلم به صراحت از آن نهی کرده اند؟ آنهم زمانی که دارالاسلام ایران در معرض انواع تهدیدهای امنیتی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و جنگ همه جانبه ی روانی و رسانه ای بی سابقه ای است!

 این یک خطر جدی است که نباید نادیده گرفته شود چون به: «فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (انفال/46) از بین رفتن قدرت و هیبت مومنین ختم می شود .


[1]  مسند أحمد،  4/ 278 مسند الكوفيين بقية حديث النعمان بن بشير (حديث رقم: 19351 )/ الألباني، السلسلة الصحيحة 667 

[2] مسند أحمد 1539

وحدت در دارالاسلام ایران در برابر کفار آمریکائی – صهیونی یا تولید بی اعتمادی و ضربه زدن به اطاعت مردم؟

وحدت در دارالاسلام ایران در برابر کفار آمریکائی – صهیونی یا تولید بی اعتمادی و ضربه زدن به اطاعت مردم؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

انتظار می رفت افرادی همچون مولوی عبدالحمید لااقل در دوران جنگ تحمیلی رمضان 1404ش که هنوز به شیوه های مختلفی ادامه دارد دست از ضربه زدن به اطاعت مردم برمی داشتند و تمام توان خود را بر وحدت و گرفتن اطاعت مردم جهت مقابله با این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی می گذاشتند یا اگر نمی توانستند خیر بگوید، سکوت می کردند چنانچه از ابوهريره رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ والْيوْمِ الآخِر، فلْيقُلْ خيراً أَوْ لِيَصمُتْ.[1] «هرکس به الله و روز قيامت ايمان دارد، باید يا سخن نيک بگويد يا ساکت باشد.

مولوی ساکت نشد و به تولید بی اعتمادی مردم نسبت به جهاد با این کفار محارب و اشغالگر خارجی ادامه داد و کار را به جائی رسانده است که می رود به اطاعت مردم از حاکمیت بر دارالاسلام در این فرض عین نیز صدمه بزند که در واقع صدمه زدن به اصل اسلام است چنانچه عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[2] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با امارت و حاکمیت و حاکمیت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.

دیدید؟ مولوی عبدالحمید درواقع اصل اسلام را مورد هدف قرار داده است، بخصوص زمانی که برای کفر سکولاریسم نیز تبلیغ می کند و کم هوش ترین انسان هم می داند که در حاکمیت کفار سکولار برای تمام قوانین شریعت الله که مخالف قوانین سکولاریستی باشند هیچ جایگاهی وجود ندارد و هیچ مومنی قادر به عمل به اسلام کامل نیست و به این شکل در عمل اسلام کاملی باقی نمی ماند.

چون اسلام تنها یک دین فردی نیست بلکه یک نظام کامل زندگی است که برای اداره جامعه و حکومت نیز برنامه ای جامع و متعالی دارد. قرآن کریم و سنت نبوی، دو منبع اصلی این نظام هستند که در طول تاریخ، الگوی حکمرانی عادلانه و پیشرفت امت اسلامی بوده اند. در عصر حاضر که امت اسلامی با چالش های متعددی مانند اشغالگری، اختلافات داخلی و فساد مواجه است، بازگشت به این دو منبع، تنها راه نجات و بازیابی عزت از دست رفته است.

الله جل جلاله بر اساس دستوراتی چون: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳)  امر شورا را جهت ایجاد وحدت میان مومنین و پیشبرد امور زندگی آنها ارائه می دهد و می فرماید: وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ (شوری/ ۳۸)

رسول الله صلی الله علیه وسلم در مثالی که عینیت وحدت و ثمرات آن را به زیباترین و ساده ترین شیوه ی ممکن نشان می دهد می فرماید: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ الْوَاحِدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.[3] مؤمنان در دوستی و مهربانی و عطوفت نسبت به هم، مانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن بیمار شود، سایر اعضا با بی‌خوابی و تب با او همدردی می‌کنند.

آیا ما جنایات آمریکا و صهیونیستها در غزه و یمن و ایران و سایر سرزمینهای اسلامی را ندیده و نمی بینم؟ وظیفه ی ما چیست؟ جهت با این کفار محارب اشغالگر و اطاعت از رهبرتی که این جهاد را به پیش می برد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: عَلَى الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ فِيمَا أَحَبَّ وَكَرِهَ، مَا لَمْ يُؤْمَرْ بِمَعْصِيَةٍ؛ فَإِنْ أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ فَلَا سَمْعَ وَلَا طَاعَةَ. [4] بر مسلمان است که (در امور نیک) بشنود و اطاعت کند، چه آن را دوست بدارد چه نپسندد، مگر آنکه به گناه و معصیت فرمان داده شود؛ پس اگر به معصیت فرمان داده شد، نه شنیدنی است و نه اطاعتی.

آیا بخصوص در زمان جنگ دعوت به وحدت و همسو کردن مردم جهت مقاومت در برابر اشغالگران معصیت است یا ناامیدن کردن و تولید بی اعتمادی در میان مردم و ضربه زدن به اطاعت مردم که بزرگترین سرمایه ی هر حاکمیتی در جهان است؟

مولوی عبدالحمید نه تنها بر اساس معیارهای اهل سنت و جماعت بلکه بر اساس معیارهای تمام مذاهب اسلامی و حتی بر اساس معیارهای حاکمیتهای غیر مسلمان نیز در مسیر ضربه زدن به جامعه و خدمت به دشمنان اشغالگر است و این جرمی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.

نکته ی مهم آخر این صحیح است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آتش بس مدت دار حدیبیه، نرمش و انعطاف سیاسی به کار گرفتند تا امنیت و فرصت رشد برای جامعه نوپای اسلامی فراهم کنند، اما در برابر دشمنان متجاوز، قاطعانه ایستادگی کردند و زمانی هم این کفار دچار غدر و خیانت شدند بدون پذیرش عذر و بهانه های ابوسفیان به آنها حمله کرد. آیا آمریکا بارها به آتش بسی که با دارالاسلام ایران انجام داده خیانت نکرده است؟

پس اگر امروز امت اسلامی با بحران‌هایی مانند تجاوز به غزه، اشغالگری در فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی و تهدیدات متعدد به دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان مواجه است تنها راه نجات، بازگشت به اصول وحدت گرای اسلامی و پرهیز از تفرقه، تکفیرنابجا و بی اعتمادی است.


[1]  أخرجه البخاري (6018)، ومسلم (47)

[2] سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، 257- 265/ ابوداود(3664)، احمد (2/338)،

[3]  أخرجه البخاري (6011)، ومسلم (2586) واللفظ له

[4]  أخرجه البخاري (2955 )، ومسلم (1839)

چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

به قلم: مولوی محمد رخشانی بادینی

اخیرا مولوی هبة الله رهبر امارت اسلامی افغانستان هر گونه دامن زدن به اختلافات قومیتی را ممنوع کردند، این به چه معنا است؟ آیا یک مسلمان باید از قوم خودش دست بکشد؟ آیا یک مسلمان قوم خودش را دوست ندارد؟

در مفکوره ی اسلامی وجود سلمان فارسی و بلال حبشی و صهیب رومی و عمر و ابوبکر عربی و غیره تضادی با برادری اسلامی و « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات:10) ندارد.

زمانی که شخص برای قانون شریعت الله تلاش و کوشش می کند این شریعت تمام حقوق قومی او را به او می دهد و تلاش برای تطبیق قانون شریعت الله نه تنها تردید محبت با وطن و سرزمین و هویت تاریخی نیست بلکه تساوی حقوقی قومیتها و رسیدن به حقوق شریعی تمام مومنین است؛. هنگامی که می گوییم جهاد در راه الله، یعنی دفاع از قانون شریعت الله که دفاع از عرض و ناموس و عقیده و سرزمین و مال و زبان خویش.

به همین دلیل، مومن، اسلام را محور فعالیت و مبارزه خود می داند؛ و اسلام هیچگونه مخالفتی با قوم دوستی و محبت با سرزمین اعلام ننموده اند. این اصل در تاریخ اسلام  کاملا متبلور است و وجود اینهمه زبان و لهجه ی تاریخی و آزادی قومیتهای مختلف و حتی آزادی در انتخاب زبان جدید توسط مسلمین امر یعادی بوده است.

سکولاریستها که هویت اسلامی را نفی کرده و بر هویت نژادی تأکید دارند و تماما در حال تولید کینه و نفرت میان نژادهای مختلف و تولید توهم خودبزرگ بینی و قوم پرستی جاهلی هستند می خواهند چنین نشان دهند که مومنین نسبت به قوم وز بان و فرهنگ و لباس و تاریخ خود بی تفاوت هستند در حالی که این لباس و زبان و هویت اسلامی ما توسط مسلمین و علمای دینی به ما رسیده است نه توسط سکولاریستها

این افراد لگور سکولار، می خواهند که مومنین آنهمه مبانی شریعت را کنار بگذارند و مثل آنها به نژادی افتخار کنند که از طریق آلت تناسلی پدران به انسان می رسد! اگر شخص مثل آنها آلت تناسلی پدرش را جایگزین آنهمه آیه و حدیث و فقه اسلامی کرد و مثل آنها انسانی بی ارزش و نفهم شد آنوقت مدافع قوم بلوچ و کُرد و تُرک و عرب و اوزبیک و پشتو و غیره می شود و آنوقت یکی مثل همین سکولارهای لگور می شود و این لگورها از او راضی می شوند.  

رسول الله صلی الله علیه وسلم با وجود آنهمه محبتی که به زادگاهش مکه داشت می گوید:مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أوْ يَدْعُو إلى عَصَبَةٍ، أوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فقِتْلَةٌ جاهِلِيَّةٌ» [مسلم ۱۸۴۸] هرکس زير پرچم مجهولی بجنگد که خشم وی جهت تعصب قومی و قبیله ای است یا به آن دعوت می دهد یا آن را ياری می کند و در اين راه کشته شود، در مسیر جاهليت مرده است.

پس، اسلام اجازه ی این قومیت گرائی کثیف را به مومنین نمی دهد و یک مسلمان متعهد و مومن نمی تواند وارد این گنداب شود .

به صراحت بگویم: قوگرائی در واقع یعنی فداکردن منابع اسلامی و فقهی و ارزشهای اسلامی به خاطر آلت تناسلی پدر است که نژاد را به ما رسانده، پس اینکه شخص مسلمان با مردم و سرزمین و تاریخ اسلامی خودش احساس دوستی و محبت داشته باشد و حماسه های اسلامی ملتش را بازگو کند و در راه سعادت و امنیت و آرامش و خوشبختی مردمش تلاش کند قومگرائی نیست بلکه انجام دستورات شریعت الله است.

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

به قلم: محمد اسامه

فرقه بازهای پاکستان نشینی که هر چند وقت یکبار دست به عملیاتهای کور و ایزایی در ایران می زنند و پیام آور نا امنی و رواج انواع راهزنی ها و قتلهای کور و آدم ربایی برای ملت بلوچ ایرانی شده اند با بازی با اصطلاحات شرعی می خواهند قتال الفتنه ی خودشان در لباس «جهاد دفع» به مردم نشان دهند.

اینها خوب می دانند «جهاد دفع» یعنی چه، اما شعور مخاطبین خود را به بازیچه گرفته اند.

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ میلادی، بعد از خیانت‌های پشت پرده دولت سکولار و مرتد پاکستان، اکنون آشکارا افواج سکولار – صهیونی بر سرزمین اِشغالی پاکستان قدم گذاشته و گشت و گزار می کنند.

سوال پرسیده می‌شد که چرا جهاد در افغانستان فرض است؟ در جواب گفته می شد؛ افواج سکولار- صهیونی به رهبری آمریکا در افغانستان قدم گذاشته و به خاک این کشور تجاوز کرده‌اند لذا به همین خاطر جهاد فرض بود «جهاد دفع».

ما نیز اکنون می پرسیم اگر اینگونه است بنابراین چرا در پاکستان جهاد فرض نیست ؟ آیا مگر افواج کافر سکولار اشغالگر در پاکستان نیامده‌اند ؟ نیروی‌های آمریکایی در پاکستان نیز آمده اند، فتوی چگونه خواهد بود، یا هنوز نیز می خواهند باطل را با حق بیامیزند. «الساکت عن الحق شیطان اخرس».

به جیش العدل و گروه الفرقان و محازی های حرافی چون نقشبندی و گروه مجازی ج.د.ا و سایر فرقه های پاکستان می گوئیم :

«جهاد دفع» در همانجاست و آنچه شما در ایران انجام می دهید قتال الفتنه است .

اهل سنت و جماعت اجازه ندهیم با تعریف وارونه از اصطلاحات شرعی فریبمان دهند.

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد.

این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

اهل سنت و جماعت بلوچستان به اندازه ی توانائی خود آشکارا منهج اهل سنت و جماعت در مورد گروههای اهل تفرق و فرقه باز کوچک و بزرگ مسلح و غیر مسلح در دارالاسلام ایران را اعلام کرده اند و یک روز هم دیدگاه خود را درباره ضرارسازها و حزب بازان و پیروان و طرفداران سرگردانشان پنهان نکرده اند و از همان روزهای ابتدای فعالیتشان در بلوچستان اعلام کردند که فرقه بازی و تفرق عذاب و مصیبت است که باید بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم از تمام این فرقه ها دوری کرد« فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »( صحيح الجامع 2994)  

همچنین آشکارا پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم را اعلام کرده ایم که سران و سردمداران این فرقه های متفرق رنگارنگ در کنار ضرار سازها  دعوتگران به سوی آتش و جهنم هستند و هر کسی دعوت آنها را اجابت کند او را در آتش جهنم می اندازند « دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» (بخاری7084) .

چرا در آتش جهنم؟ چون باعث ریخته شدن به ناحق خون خودشان و سایر انسانها می شود و الله هرگز کسی که خون به ناحق بریزد را نمی بخشد و به اندازه ای که خودش می داند چند سال است او را در آتش جهنم می اندازد و اگر مسلمان باشد به اذن الله بعد از عذاب دیدن از جهنم بیرون آورده می شود.

با چشم سر می بینیم که این فرقه های مختلف پیام آور قتال الفتنه و عادی سازی قتل به ناحق در میان مردم ما بوده اند.

استاد من بیان می کرد که قبل از انقلاب 57 یک نفر را در خارج از سراوان کشته بودند همه ی مردم هراسان بودند که الله بر سر ما بلائی نازل نکند، و اگر قاتل به زنی پناه می برد به خاطر آن زن یک بلوچ به او نزدیک نمی شد، اما الان در داخل سراوان یک زن را به خاطر گوشواره و چند مثقال طلا می کشند و کشتن انسانها اینهمه عادی شده است.

مدتی قبل پشت دانشگاه ما یک جوان را با شلیک به سرش کشته بودند و هنوز در حال جان دادن بود که مردم به سر جسدش رسیدند.

واقعاً فاجعه است، و تمام این فجایع به خاطر وجود این گروههای مختلف مسلح و قتال الفتنه ی آنها و عادی سازی کشتن انسانها به بهانه های جاهلی و اینهمه نا امنی است که این گروهها تولید کرده اند. منبع فتنه اینها هستند؛ باید جهت درمان اینهمه جنایت، این منبع را نابود کرد.

من مدتی پیش که یکی از سرداران منطقه به این گروهها و افراد تولید کننده ی ناامنی و قتل و دزدی هشدار جدی داده بود که اگر اموال سرقتی را برنگردانند او آنها را سرکوب می کند از هر قوم و قبیله ای که باشند.

در سخنان این سردار دو نکته وجود دارد:

همه می دانند که این قاتلین و دزدها و گردنه گیرها از خود بلوچها هستند و اگر هر یک از سرادران مختلف بخواهند می تواند این جریان پست قتلهای جاهلانه و دزدی ها و گردنه گیری ها را در قوم و قبیله ی خود ریشه کن کند و به این شکل ما شاهد اهلی شدن این منحرفین در تمام بلوچستان خواهیم شد.

این سرداران به جای اقدام خود سرانه، مثل تمام کشورهای مدرن و پیشرفته ی دنیا که مورد تائید اسلام هم هست، باید با نهادهای امنیتی هماهنگ شوند و امنیت را قانونمند برقرار کنند.

ما اهل سنت و جماعت بلوچستان در کنار هر فرد و جریان و نیرویی هستی

دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

به قلم: بالاچ عمًرزهی

آیا هنوز سردرگم هستی و فرق دوست و دشمن را نمیدانی؟ به دلیل قوم گرایی جاهلانه و لجبازی چشمان ات را بستی و گوش هایت را گرفتی و از حقایق فرار میکنی؟

دشمن کیست؟

اگر در کنار اهل سنت بودن اهل جماعت هم هستی دشمن تو تمام اهل تفرق هستند و بخصوص دشمن تو و من همان سکولار و همان مولوی و قلم به دست دین فروشی است که در اختیار این سکولار خارجی و بومی درآمده است.

دشمن تو همان سکولار پنجابی و بلوچی است که هستاد سال است در بلوچستان پاکستان فدرال یک ایالت خودمختار تشکیل داده اند و هر چه جنایت از دستشان برآمده در حق قوم بلوچ مسلمان انجام داده اند.

دشمن من و تو آمریکا و ناتو سکولار است که از این جانیان حمایت می کنند و این جانیان هم هر جنایتی را که دلش بخواهد در حق تو و برادر و خواهران مسلمان ات انجام می دهند.‌

آیا هنوز هم آنها را هموطن خود می دانی؟ کسانی که با نادیده گرفتن قوانین شریعت الله به الله و بهترین خلق الله سیدنا محمد صلی الله علیه وسلم و تمام مومنین توهین می کنند؛ آیا آبرو و فرهنگ و عرض و ناموس بلوچها و برادران مسلمان ات از شر آنها در امان مانده و خواهد ماند؟

آیا صحبت ها و شعارهای آنها را باور میکنی، در حالی که کل دین سکولاریسم بر کنار زدن قوانین شریعت الله در زندگی اجتماعی و خانوادگی و جتی فردی انسانها استوار است؟

مسلمانان راستین، در دین خود با کسی مسامحه نمیکنند و نهج آنها با کسانی که از دین خارج شدند همانند نهج صحابه رضی الله عنهم اجمعین خواهد بود.

پس با این احزاب و گروههای سکولار و با این مولوی هایی که با سکوت خائنانه ی خود زمینه را برای رشد این سکولاریستهای مرتد فراهم کرده اند و حتی مردم را به همزیستی با این سکولاریستها دعوت می دهند مثل یک دشمن داخلی برخورد کنید.

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

ای احزاب بیایید به اصل توحید و وحدت و یکپارچگی  و از شرک فرقه گرائی و تفرق دوری کنید همانا تفرق و ذلیل کردن مسلمانان و شرک گناهی نابخشودنی است… الله جل جلاله می فرماید:

مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (سوره بقره آیه 105)

ترجمه: کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی که خداوند (به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی‌کند و) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می‌دهد، و خدا دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (سوره بقره آیه 256)

اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخّص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی که بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف کند) نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (و سخنان پنهان و آشکار مردمان را می‌شنود و از کردار کوچک و بزرگ همگان آگاهی دارد).

وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (سوره زمر آیه 17)

کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌گزینند، و (با توبه و استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت باد (به اجر و پاداش عظیم خداوندی). مژده بده به بندگانم.

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (سوره نساء آیه 76)

کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره مائده آیه 47)

(ما پس از نزول انجیل بر عیسی، به طرفداران او دستور دادیم که) باید پیروان انجیل به چیزی (از احکام) حکم کنند که خدا در انجیل نازل کرده است، و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند، او و امثال او متمرّد (از شریعت خدا) هستند.

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره مائده آیه 45)

و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند (اعم از قصاص و غیره) او و امثال او ستمگر بشمارند.

حالا از خودمان بپرسیم چه کسی به این آیات و احکام عمل می کند؟ مجاهدان شریعت گرا و یا احزاب بدعتگرا؟

ای احناف که در حزب جماعت تبلیغ هستید امام ابوحنیفه در فقه اکبر می فرماید: هر کس حرام را حلال بداند کافر است؛ آیا تابحال میدانستید؟ اگر میدانستید پس چطور ملاهای حزب شما حکومتهای طاغوت را که هزاران حرام را حلال میدانند و هزاران حلال را حرام، تایید وهمکاری میکنند؟

وهمچنین به اخوان الشیاطین میگویم شما به کدام آیات الله عمل کردید و شما دارای چه عقیده ای می باشید که برعکس آیات الله است؟!!

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

به قلم: مُلا نور احمد (کوټه)

در بین بلوچهای ایران جماعة ها و منظماتی وجود دارند  کی در ظاهر   پرچم های جهاد و دفاع از اهل سنت بلوچ و یا دفاع از قومیت بلوچ را حمل میکند و شعارش هم مجاهدانه و قومیت گرایانه میباشد اما دعوتگران به سوی آتش جهنم هستند که هر کسی به دعوت آنها جواب نثبت بدهد در آتش می افتد:  دُعَاةٌ إلى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

این جماعة ها و منظمات در مسیر تفرق و ذلیلی و هرج و مرج و مبارزه با اهل جماعت قدم برمی دارند اینها دلسوز قون بلوچ نیستند بلکه فرقه هایی هستند که باید از آنها دوری شود.

این احزاب و فرقه ها که نواقض ایمان و تنزلات از احکام الله میکنند و بر مجاهدین اهل جماعتی که ثابت میماند و از ذره ای شریعت و احکام الله متعال تنزل نمیکند به کافر،کافر میګوید به منافق،منافق میګوید،به مرتد،مرتد میګوید و همرایش همان معاملات انجام میدهد که رسول الله و صحابه کرام انجام میدادند  تهمت تندرو،ظالم و سختګیر و مدافع ظلمها و ستمهای مجریان حکومتی میزنند.

شناخت این ګروهای اهل تفرق که باید از آنها دوری کرد از مؤحدین واقعی اهل جماعت واقعا سخت است.

پس ای بلوچها دقت کنید:

۱. ایران دارالاسلام است و مثل حاکمیت سکولار چرکستان بر پاکستان نیست پس : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ. در غیر معصیت الله تابع حاکمیت و رهبر آن شوید.

۲. در راهای این دعوتگران به سوی جهنم نروید و از آنها کناره گیری کنید چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:  فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا، ولو أَنْ تَعَضَّ بأَصْلِ شَجَرَةٍ، حتَّى يُدْرِكَكَ المَوْتُ وأَنْتَ علَى ذلكَ..

پس، کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق و «منفردین از سه ابزار و الجماعة» که اکثراً به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

أخـــوکم فی الله

[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (184