رسوایی مریدان جولانی سوریه و جولانی های ایرانی با بدیل سکولاریستی کفری برای دارالاسلام

رسوایی مریدان جولانی سوریه و جولانی های ایرانی با بدیل سکولاریستی کفری برای دارالاسلام

به قلم: محمد اسامه

برای سالها و دقیقاً بعد از خیانت جولانی به ابوبکر بغدادی بسیاری از برادران آگاه به منهج جهادی و اوضاع گروههای سوری اعلام کردند که جولانی و جبهه ی همسو با آن فی سبیل آمریکا و ناتو در حال قتال هستند و جنگ آنها ربطی به شیعه و سنی ندارد، اما مریدان جولانی و عده ای که جهالت و احساسات وجودشان را تسخیر کرده بود کورکورانه از این خائن به دین و جهاد و ملت و خاک سوریه حمایت می کردند تا اینکه با چشم سر دیدند که جولانی مرتدی است که نه تنها حاکمیتی سکولاریستی را تشکیل داده بلکه سرباز آمریکا و تحالف آمریکائی نیز شده و در حال جنگ با مجاهدین صادق و دشمنان آمریکا است.

الان دیگر تلبیس و مصلحت‌تراشی‌های پس مانده های شکست خورده و لجبازش و تلاش مذبوحانه‌ آنها برای تطهیرِ جریان‌های سکولار در نزد اهل سنتِ ایران و افغانستان، نه تنها راه به جایی نمی‌برد، بلکه پرده از نفاق درونی این جریان خائن برداشته است. آنها با شعار «مصلحت»، دین خدا را به بازی گرفته‌اند و با توجیه حاکمیت سکولاریستی، در حال ترویج کفر صریح هستند.

الله جل جلاله می فرماید: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰) حکم تنها از آن الله است. کسی که برای حکومت سکولار جولانی یا سایر نظام‌های سکولار، مصلحت‌تراشی می‌کند و شریعت را فدای سیاست‌های کفری می‌نماید، در واقع در حال تشریع قانون در مقابل شارع مقدس است. این عین طغیان و کفر است؛ چنانکه الله جل جلاله می‌فرماید:أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/۵۰). مصلحت‌تراشی جریان جولانی چون مُلافتاحی برای حاکمیت سکولار، همان «حکم جاهلیت» است که بر آن اصرار می‌ورزند.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرمایند: يَكونُ بَعدي أئِمَّةٌ لا يَهتَدونَ بهُدايَ، ولا يَستَنُّونَ بسُنَّتي، وسَيَقومُ فيهم رِجالٌ قُلوبُهم قُلوبُ الشَّياطينِ في جُثمانِ إنسٍ، قال: قُلتُ: كيفَ أصنَعُ يا رَسولَ اللهِ، إن أدرَكتُ ذلك؟ قال: تَسمَعُ وتُطيعُ للأميرِ [تسمَعُ وتُطيعُ للأميرِ الأعظَمِ [1]]، وإن ضُرِبَ ظَهرُكَ، وأُخِذَ مالُكَ، فاسمَعْ وأطِعْ.[2]

در برابر کسانی چون ملا فتاحی و مولوی عبدالحمید و گردانندگان شبکه هایی چون شبکه ی ماهوراه ای که  قلب‌های شیاطین دارند که برای ترویج سکولاریسم کفری، تلبیس و نیرنگ به کار می‌برند تا مردم مسلمان ایران و افغانستان را از حاکمیت شریعت دور کنند، بهترین گزینه اطاعت از امیر و رهبر دارالاسلام است هر چند این امیر و رهبر مسلمان به ما ظلم هم کرده باشد و این بهتر از افتادن در فتنه ای است که این رهبران گروهها و جریانات متفرق مردم را به سوی آن می کشانند.

در همین راستا و جهت روشنتر شدن این حدیث باز می بینیم که حذیفه رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ، قومي خواهد آمد كه به غير از هدايت من، ديگران را راهنمايي مي كند، برخي از کارهای شان خوب ومعروف و برخي ديگر از کارهایشان زشت و منكر است؛ گفتم: آيا بعد از آن خير، شري خواهد آمد؟ فرمود : نَعَمْ، دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، بله، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[3] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

این چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را از آن حذر داده و باید هوشیار باشیم بخصوص از کسانی چون ملافتاحی و مولوی عبدالحمید که کفر آشکار سکولاریسم را عادی سازی می کنند چون دعوت به سکولاریسم، دعوت به کنار گذاشتن الله از صحنه‌ی مدیریت جامعه است و این «کفر بواح» است.


[1]  الطبراني، المعجم الأوسط 3/190

[2]  صحيح مسلم 1847

[3] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994

در برابر تهدیدات و حملات کفار آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران شرعی فکر و عمل کنیم

در برابر تهدیدات و حملات کفار آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران شرعی فکر و عمل کنیم

کاتب: خالد سیف الله السملول

هم دیروز جمعه 5تیر و هم امشب 6تیر1405ش باز دیدیم که آمریکای کافر محارب به سیریک و جزیره ی قشم حمله کرد، یعنی زبان این کافر محارب سکولار مثل تمام سکولاریستها همیشه زور و جنگ بوده است تا اینکه اگر بتوانند ما را مجبور به کنار زدن 1- قدرت حکومتی 2- قوانین و برنامه های شریعت 3- اطاعت از این حاکمیت و قوانین 4- مجازات و پاداش بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت کنند که در واقع خالی کردن دین از مفاهیم و محتوای 4گانه ی آن و دور کردن دین از زندگی دنیوی ماست .

الله می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217)  و (مشرکان = سکولاریستها) همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند.

به همین دلیل دیدیم که دارالاسلام ایران هم با زبانی که می فهمند و با قدرت نظامی پاسخ این جنایتکاران متجاوز را داد.

لازم به یادآوری است که در مورد تجاوز به سرزمین‌های اسلامی و مقابله با کفار محارب، قرآن و سنت دستورات صریح و محکمی دارند که بر ایستادگی، عدم تسلیم و توکل بر الله تأکید می‌کنند. تضعیف روحیه مؤمنین، ایجاد یاس و ناامیدی و بزرگ جلوه دادن دشمن، در تضاد با این آموزه‌ها است.

کریم در مورد مقابله با متجاوزین می‌فرماید: وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره/190) و در راه الله با کسانی که با شما می جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.

البته به عنوان مقدمه و به عنوان تنها عامل دنیوی بازدارنده برای دارالاسلام و جماعت مومنین امر می کند که: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن الله و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی الله آنان را می شناسد بترسانید.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است.

پس الله تنها عامل بازدارنده را تیر انداختن می داند حالا زمانی تیر کمان بوده و زمانی تیر برنو و کلاشینکف و الان تیر موشک و پهبادها و…

این فکر شرعی و اسلامی است که باید در قلب و وجود ما رشد و تقویت کند.

تنها به این فکر کنید که اگر دارالاسلام ایران به این حکم شریعت الله که تنها عامل بازدارنده ی دنیوی است عمل نمی کرد چه چیزی وجود داشت که حیوانهای وحشی چون آمریکا و صهیونیستها را از لیبی و عراقی و سومالی کردن ایران باز می داشت؟

بعد از نصرت الله و با چنین زمینه سازی هائی که دارالاسلام ایران تهیه دیده است باید با ایمانی راسخ به این موارد هم ایمان داشت که:

 وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/139) و [در انجام فرمان های الله و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.

آیا مومنید؟ این سوالی است که باید از خودتان بپرسید؛ چون الله فرموده «اگر» مومن باشید. اگر مومن هم نباشید بگذار تا زمان مرگتان در سرگردانی و سستی و تماشاچی بودن و غم و اندوه و اضطراب بپوسید.

    آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم به وضوح بر حفظ روحیه، عدم ناامیدی و توکل بر نصرت الهی تأکید دارند، که در تقابل با هرگونه گفتمانی از سوی شکست خوردگان روحی و گروه منافقین است که به تضعیف روحیه مؤمنین یا بزرگنمایی دشمن منجر شود.

گفتمان یک عالم دین باید تقویت‌کننده ایمان و وحدت صفوف مسلمانان باشد، نه اینکه به گونه‌ای سخن گفته شود که موجب خشنودی دشمنان اسلام و تضعیف جبهه حق گردد.

بر اساس آموزه‌های قرآن و سنت، عالمان دین وظیفه دارند که در تمام خطبه‌ها و رهنمودهای خود، اصول و احکام شریعت را با استناد به آیات الهی و احادیث نبوی بیان کنند تا مومن تولید کنند. در مواجهه با تجاوزات، روحیه ایستادگی، جهاد، صبر و توکل بر الله را در دل مؤمنین زنده نگه دارند و هرگز به ناامیدی، تسلیم یا تضعیف صفوف مسلمانان دامن نزنند. سخنانی که خارج از این چارچوب و بدون استناد به وحی و سنت باشد، از اعتبار ساقط است و نمی‌تواند هدایت‌گر امت اسلامی باشد.


[1]  مسلم 1917

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی عبدالکریم حسین‌پور در سراوان با تأکید بر ضرورت حفظ امنیت، نقش بزرگان و مردم در مقابله با ناامنی را مهم دانست و خواستار تلاش بیشتر مسئولان برای رفع مشکلات اقتصادی و خدمت‌رسانی به مردم شد.

این مولوی در سخنان خود می گوید: “از شما نمازگزاران محترم و همچنین از جناب استاندار محترم، نمایندگان و همه مسئولانی که شبانه‌روز برای رفاه و امنیت این ملت بزرگوار تلاش می‌کنند، قدردانی و تشکر داریم. این ملت، ملتی همیشه در صحنه و وفادار به کشور بوده و هست و ان‌شاءالله امنیت و رفاه آنان بیش از پیش تأمین گردد.

عزیزی که درباره ناامنی سخن گفت، سخنش بحق بود؛ چرا که در منطقه سراوان گاهی امنیت برهم زده می‌شود. اما آنچه بسیار اهمیت دارد این است که من و شما نیز در حفظ امنیت نقش خود را ایفا کنیم. کسانی که امنیت را برهم می‌زنند، غالباً از میان خود ما هستند؛ فرزند من و شما، هم‌طایفه و هم‌محله ما. البته ممکن است افرادی در پشت صحنه باشند و برخی افراد را تحریک کنند، اما در نهایت این افراد به جامعه ما وابسته‌اند.

اگر بزرگان، معتمدان و ریش‌سفیدان با همکاری یکدیگر این افراد را شناسایی کرده و مانع اقدامات آنان شوند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. و اگر لازم شد، می‌توان از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز کمک گرفت تا جلوی کسانی که به دنبال خون‌ریزی و برهم زدن امنیت مردم هستند گرفته شود.

امیدواریم مسئولان محترم، به‌ویژه جناب استاندار بومی و محبوب، همان‌گونه که تاکنون تلاش کرده‌اند، تلاش مضاعفی نیز داشته باشند. همچنین نماینده محترم و هر مسئولی که در هر بخشی از این کشور مسئولیتی برعهده دارد، وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد و برای خدمت به مردم بکوشد.”

این سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور در ضرورت رعایت مسائل امنیتی واقعیتی است که همه یما می بینیم اما گاه با فراافکنی سعی داریم ناامنی به وجود آمده توسط گروههای مسلح و جاهلین میان بلوچها را انکار کنیم؛ این سیاست فریبکارانه هیچ دردی از ما درمان نخواهد کرد، چون مردم ایران در همان قدم اول می گویند چرا سایر استانها امنیت دارند اما استان سیستان و بلوچستان اینهمه ناامنی در آن وجود دارد؟

نمی توان این نا امنی را به مسائل قومیتی و مذهبی ربط داد چون در ایران بیشتر از 28 قومیت کوچک و بزرگ و نزدیک به 180 لهجه وجود دارد و علاوه برآن استانهای مختلف ایران دارای پیروان مذاهب اهل سنت و جماعت هستند و تنها بلوچستان نیست که مذهب اهل سنت دارد؛ پس سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور عین واقعیت است و مشکل ناامنی به خود بلوچها برمی گردد و بلوچهای حنی مذهب باید با کمک نیروهای امنیتی و انتظامی بر این مشکل فائق آیند.

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

کاتب: محمد اسامه

اگر به قرآن کریم و سنتهای ذکر شده در آن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تقابل میان حق و باطل یک سنت الهی و تاریخی است. قرآن کریم همواره مؤمنان را به هوشیاری در برابر جریان‌های کفار آشکار و منافقینی که دشمنان داخلی محسوب شده « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ » (منافقون/4) و این منافقین یا دشمنان داخلی همیشه با دشمنان آشکار اسلام هم‌سو می‌شوند، فراخوانده است.

قرآن کریم به صراحت ماهیت اتحاد میان «کفار اشکار» و «منافقین» را بیان می‌کند و مؤمنان را از پذیرش ولایت و سرسپردگی آنان نهی می‌نماید:

  • نهی از ولایت‌مداری و به سرپرستی گرفتن کفار آشکار: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/51) ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.
  •  ماهیت منافقین:

    قرآن کریم منافقین را کسانی می‌داند که ظاهر اسلامی دارند اما در باطن با دشمنان خدا همکاری می‌کنند تا به قدرت‌های کافر آشکار خدمت کنند: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود می گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.

آنچه امروز در در جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و حکام خائن عرب منطقه و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر دارالاسلام ایران شاهد آن هستیم، تقابل آشکار کفر و اسلام است و این جنگ تلاشی هماهنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم است تا از طریق پایگاه‌های نظامی و بهره‌گیری از جغرافیای سرزمین‌های اسلامی برای محاصره و فشار و نیروهای نیابتی و استفاده از حکام یا گروه‌هایی که با تکیه بر منافع مالی و قدرت، در برابر ملت‌های مسلمان صف‌آرایی کرده‌اند در برابر دارالاسلام ایران است .

دارالاسلام ایرانی که در میان تمام حکومتهای مستقل و رسمی دنیا تنها قدرتی است که آشکارا در برابر آمریکا ابراز وجود نموده و به سمت پایگاهها و هلی کوپتر ها و سایر تجهیزات نظامی او یورش می برد ابراز وجود کرده باشد.

در این راستا آشکارا واضح است که آمریکا و صهیونیستها تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهای بومی و مزدوران مرتد اراده ملت‌های مسلمان را تضعیف کنند.

ضرورت «بصیرت» و «ایستادگی» در برابر این جبهه باطل بر همگان یک فریضه است اما همه باید بدانند که با وجود تمام سختی‌ها و خیانت‌های داخلی، وعده قرآن پیروزی نهایی صالحین است: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء/ آیه ۱۰۵) ما در «زبور» بعد از ذکر (قرآن) نوشتیم که بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

پس از منظر این جهان‌بینی، جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی بر دارالاسلام ایران تنها درگیری‌های جغرافیایی نیستند، بلکه یک «جنگ عقیدتی» میان حق‌طلبان و کفارسلطه‌گر است. در این تقابل، روشنگری نسبت به نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها و شناسایی کسانی که در خدمت جبهه ی کفار محارب قرار گرفته‌اند، گام اول برای حفظ هویت و امنیت سرزمین‌های اسلامی محسوب می‌شود.

نکته ی مهمتر اینکه اگر کسی شک داشته باشد که الله جبهه ی حق دارالاسلام ایران را برای جبهه ی باطل کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی رها می کند در واقع به الله سوء ظن دارد و باید در ایمان خودش تجدید نظر کند.

بدون شک پیروز نهائی برای جبهه ی حقی است که دارالاسلام ایران نماینده ی آن است .

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

کاتب: محمد اسامه

اجازه دهید برگردیم به تناقض گوئی دسته ای از مولوی‌های استان سیستان و بلوچستان.

اگر مولوی‌های امروز واقعاً بر مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله هستند، چرا در گذشته در برابر برهم زنندگان امنیت مردم که همسو با کفار محارب خارجی بوده اند حمایت می‌کردند و امروز امنیت می‌خواهند؟ پاسخ روشن است: آنان یا از مبانی فقهی خود غافل بوده‌اند، یا تحت تأثیر جریان‌های وابسته به بیگانگان عمل کرده‌اند و یا عوام زده شده اند. اما امروز که جامعه از ناامنی رنج می‌برد، به ناچار واقعیت را پذیرفته‌اند. ای کاش قبل از آنکه آسیب ببینند، به فقه امام ابوحنیفه رحمه الله رجوع می‌کردند و از امت اسلام دعوت به وحدت و اطاعت از دارالاسلام در غیر معصیت الله می‌کردند.

با این واقیعت انکار ناپذیری که همه شاهدش هستیم  از علمای اهل سنت و به ویژه مولوی‌های منطقه انتظار می‌رود که با صراحت گروهک‌های تفرقه‌افکن و برهم زنندگان اصلی امنیت مردم چون جبهه ی مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق و انصارالفرقان و … را محکوم کنندو  مردم را از توطئه بیگانگانی چون آمریکا، صهیونیست‌ها و کشورهای خائن عربی و پاکستان آگاه سازند و فتوای صریح امام ابوحنیفه رحمه الله در عدم جواز شورش بر حکومت اسلامی آنهم زمانی که در معرض جنگ با کفار محارب خارجی و تهدیدات دشمنان خارجی است را تبیین کنند.

از مردم عزیز منطقه خواسته می‌شود: به علمای راستینی که از فقه اهل سنت و جماعت می گویند نه آنهائی که اهل رای و مبلغ تفکرات محدود خودشان شده اند مراجعه کنند و در حفظ امنیت و آرامش جامعه کوشا باشند و بدانند که ناامنی جز به سود دشمنان اسلام و مردم  تمام نمی‌شود.

 تأکید می‌گردد زمانی که کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی در کمین نشسته اند، هر گونه قیام مسلحانه علیه نظام حاکم بر دارالاسلام ایران، بر اساس مذهب حنفی، بدعت و خلاف شرع است و مرتکبان آن مرتکب گناه کبیره شده‌اند.

الله همه را به راه راست هدایت کند و ما هم با پیروی از شریعت الله از امنیت و وحدت جامعه ی خود در برابر دشمنان خارجی و داخلی محافظت کنیم.

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (2)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (2)

کاتب: محمد اسامه

برای پاسخ به این پرسش که «آیا شورش علیه دارالاسلام در زمانی که در معرض حملات کفار محارب خارجی و تهدیدات مرتدین سکولار داخلی است جایز است؟» باید به منابع فقه حنفی مراجعه کنیم هر چند هر عقل سلیمی هم می داند زمانی که دشمنان خارجی به سرزمینی حمله آورده اند هر کسی به سرزمین و حاکمیت خودش ضربه بزند خائن است و باید مجازات شود.

امام ابوحنیفه رحمه الله در کتاب «الفقه الأکبر» به صراحت بیان می‌کند: ولا نرى السيف على أحد من أمة محمد صلى الله عليه وسلم إلا من وجب عليه السيف   ) . ش : في الصحيح عن النبي صلى الله عليه وسلم ، أنه قال : «لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: الثَّيِّبُ الزَّانِي، وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ، وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ المُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ».  [1]

یعنی ما شمشیر بلند کردن بر هیچ‌یک از امت محمد (ص) را روا نمی‌دانیم مگر کسی که مستوجب قتل (حدّی) باشد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:«ریختن خون هیچ فرد مسلمانی حلال نیست مگر به یکی از این سه دلیل: شخص همسرداری که زنا کند، و کشتن کسی در برابر کسی (قصاص)، و کسی که دین خود را رها کرده و از جماعت مسلمانان جدا شود.»

این دیدگاه با اصل اجتناب از فتنه و خونریزی تطابق کامل دارد.

امام سرخسی (م ۴۹۰ ق) فقیه حنفی در المبسوط می گوید: إن الخروج على الإمام إذا كان ظالماً لا يجوز إذا أدى إلى فتنة وإراقة الدماء، بل يجب الصبر والوعظ.  قیام بر امام حتی اگر ظالم باشد، اگر به فتنه (ای بزرگتر) و خونریزی بینجامد جایز نیست؛ بلکه باید صبر کرد و پند داد.

آیا فتنه ای بزرگتر از تسلط کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی بر سرزمینهای اسلامی وجود دارد؟ قطعاً وجود ندارد و هر انسان با هوش کمی هم می داند که به فرض محال اگر این حاکمیت بر ایران همین الان کنار بکشد حاکمیتی بر اساس فقه حنفی یا شافعی و سایر تفکرات اسلامی بر ما حاکم نخواهد شد بلکه حاکمیتی کفری و ارتدادی سکولاریستی حاکم خواهد شد؛ آیا کفری بالاتر از این وجود دارد؟

نه، وجود ندارد، چون شخص عادی اگر کفریاتی هم مرتکب شود تنها برای خودش و زمان حیاتش در دنیا می ماند اما حاکمیت کفری ممکن است سالها بماند و آنهمه مفاسد به بار بیاورد.

علامه ابن عابدین (م ۱۲۵۲ ق) فقیه دیگر حنفی در «رد المحتار» می گوید: «لا يجوز الخروج على السلطان الجائر إجماعاً، إلا إذا رأى كفراً بواحاً»  . به اجماع، خروج بر سلطان ظالم جایز نیست، مگر اینکه کفر آشکار ببیند.

این احکام برای بدترین حالتها و برای حکام جائر هستند که شخص می خواهد به جای حکم حاکم جائر مسلمان حکم صحیح اسلامی را اجرا کند، حالا اگر کسی برای حاکم کردن قوانین کفری و ارتدادی بجنگد دچار چه مصیبت و کفر آشکاری شده که ایمان و قیامتش را هدر داده است.

در این صورت می توانیم بگوئیم بر اساس مذهب امام ابوحنیفه و جمهور فقهای حنفی شورش علیه دارالاسلام ایران جایز نیست، حتی اگر حاکم کامل نباشد و نقص‌هایی در اقامه حدود و عدالت وجود داشته باشد و گروهک‌هایی سکولار و غیر سکولار که با نام قوم‌گرایی و ملی‌گرایی و غیر علیه نظام قیام می‌کنند، از مصادیق «بغی» (شورش) هستند که باید توسط دارالاسلام سرکوب شوند و ادعای «مبارزه برای عدالت» یا … از سوی این گروهک‌ها، که منجر به تفرقه، خونریزی و هم‌سویی با آمریکا و صهیونیستها و دشمنان اسلام می شود، حرام و موجب خروج از جماعت مسلمین و هم جبهه ای شدن با کفار محارب خارجی است.


[1]  ابن أبي العز – علي بن علي بن محمد بن أبي العز الدمشقي – شرح العقيدة الطحاوية.ج2  ص 539

 ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (1)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (1)

کاتب: محمد اسامه

سخنرانی اخیر مولوی عبدالکریم حسین‌پور در نماز عید قربان سراوان، بار دیگر ضرورت حفظ امنیت و نقش بزرگان در مقابله با ناامنی را یادآور شد. اما این موضع امروز، با عملکرد برخی از همان مولوی‌ها و ملاها در گذشته تناقض آشکاری دارد. روزگاری همین تریبون‌ها فریاد می‌زدند «منطقه را امنیتی نکنید» و با نیروهای امنیتی مقابله می‌کردند، اما امروز از همان تریبون‌ها می‌گویند «امنیت برقرار کنید و افراد شرور را بگیرید». چه شد که این چرخش موضع رخ داد؟ و چرا در برابر گروهک‌های ضدامنیتی چون جیش العدل و انصارالفرقان و گروهک عبدالغفار نقشبندی که بازیچه دست آمریکا، صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی (هم‌پیمان با رژیم صهیونیستی) شده‌اند، سکوت می‌کنند؟ آیا این مولوی‌ها بر مذهب امام ابوحنیفه نیستند؟ اگر هستند، چرا از دیدگاه فقه حنفی درباره ی اهل بغی و حفظ وحدت آنهم در زمانی که کشور در معرض جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی است سخن نمی‌گویند؟

اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در دهه‌های گذشته، برخی از مولوی‌ها و ملاهای منطقه با طرح شعارهایی نظیر «منطقه را امنیتی نکنید» و «نیروهای امنیتی را از منطقه برانید»، عملاً به ناامنی دامن می‌زدند. آنان با حمایت از برخی عناصر آشوبگر، خود را در مقابل نظام قرار دادند. اما امروز که طعم تلخ ناامنی را چشیده‌اند و جامعه از هرج‌ومرج به ستوه آمده، همان افراد یا شاگردانشان از تریبون مسجد فریاد برمی‌آورند که امنیت را برقرار کنید و افراد شرور را تحویل امنیت دهید. این تناقض نشان می‌دهد که برخی از این روحانیون یا از حقیقت فقه و مصلحت عمومی غافل بوده‌اند، یا تحت تأثیر جریانات قوم‌گرا و سیاست‌های بیگانه و بخصوص تحت تاثیر عوام قرار داشته‌اند و به بیماری عوام زدگی مبتلا شده اند. هر سه حالت، خلاف سیره علمای راستین اهل سنت است که همواره حافظ امنیت و ثبات جامعه بوده‌اند.

نکته تأسف‌بار دیگر، سکوت معنادار این مولوی‌ها در برابر گروهک‌هایی است که با نام‌های فریبنده‌ای چون «جیش العدل» و «انصارالفرقان» در منطقه فعالیت می‌کنند. این مولوی ها به مردم منطقه آگاهی نمی‌دهند که این گروه‌ها در خدمت اهداف آمریکا، صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی دست نشانده همچون آل‌سعود و امارات متحده و بحرین که با رژیم صهیونیستی هماهنگ هستند می‌باشند، یعنی نه از فتنه‌های آنان پرده برمی‌دارند و نه مردم را از خطر نفوذ بیگانگان برحذر می‌دارند و به جای تبیین راه درست مبارزه از طریق مجاری قانونی و شرعی، به توجیه خشونت و قوم‌گرایی پرداخته‌اند که نتیجه ی آن تضعیف امنیت در منطقه و تقویت دشمنان مشترک است.

مگر اسلام به مسلمانان دستور نمی‌دهد که امت را از فتنه و توطئه دشمن آگاه کنند؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم نفرموده است که «منع از منکر» واجب است و هر کس بتواند فتنه‌ای را خنثی کند و نکند، در گناه شریک است؟

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی انسانها در برهه ای از تاریخ قرار می گیرند که برای مسائل حساس خود لازم است از دیگران بشنوند یا اینکه خود بروند و با مطالعات دقیق به آگاهی های لازم دست پیدا کنند؛ اما در این جنگ 12 روزه و آشوبهای شهری دی ماه و جنگ رمضان 1404ش دارالاسلام ایران ما با چشم سر مواردی را دیدیم که شاید در گفار دیگران و مطالعات خود نمی توانیستیم تا این اندازه روح مطلب را لمس و درک کنیم به عنوان مثال:

  1. ما به این آیه و حدیث به عنوان مهمترین ابزار بازدارنده در برابر کفار محارب خارجی پی بردیم که الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تفسیر « قُوَّةٍ » می فرماید: ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ.[1] آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است.

این چیزی بود که ما با چشم سر دیدیم و هنوز در حال دیدن آن هستیم که کفار محارب و دشمنان داخلی ما از تیرهای ما می ترسند چه تیر اسلحه های شخصی چه تیر موشکها و پهبادها و… . مگر ندیدی؟

  • مورد دیگر به اتحاد جبهه ی مقاومت اسلامی و بخصوص به اتحاد مردم دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و حاکمیت بر دارالاسلام ایران برمی گردد که تمام معادلات آمریکا و صهیونیستها و شرکای عربی و اروپائی و منطقه ای آنها را به هم زد.

این دشمنان مردم ایران را در چند خائن آشوب طلب دی ماه 1404ش و مشتی فریب خورده دیده بودند و با محاسبات اشتباه چنین تصور کردند که با کشتن رهبریت و سایر سران بلند پایه ی حاکمیت می توانند زمینه را برای قدرت گیری این خائنین و اغتشاشگران فراهم کنند و کار حاکمیت ایران در 72 ساعت تمام شود اما متوجه شدند هم در مورد حاکمیت و هم در مورد مردم ایران دچار خطای محاسباتی شده اند هنوز نمی دانند چگونه از این خفت و شکست بزرگ خود را بیرون بکشند.

  •  نکته ی دیگر اینکه ما متوجه شدیم که در دارالاسلام ایران با «نظام» طرفیم نه با یک رهبر یا فلان مسئول نظامی و امنیتی که اگر حذف شود پس حاکمیت به هم می ریزد.

در این مورد مهم نه تنها پیامی برای کفار محارب خارجی دربر دارد بلکه برای گروهکهای به ظاهر اسلامگرای اهل بغی و احزاب سکولار و مرتد هم حاوی این پیام است که حتی اگر قدرت نظامی و امنیتی شما به اندازه ی آمریکا و صهیونیستها و ناتو و خائنین مرتد عرب حاشیه خلیج فارس برسد ( که هرگز به یک هزارم آنها نیز  نمی رسد)که همگی به صورت جبهه ای واحد و هماهنگ به دارالاسلام ایران حمله کردند، و حتی اگر به اندازه ی آنها هم موفق شوید که مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران را بکشید و به آنهمه مراکز حکومتی و زیرساختها نیز صدمه بزنید ( که هرگز نخواهید توانست) باز این حاکمیت با قدرت نظامی از بین نمی رود.

و این یعنی مهر باطلی بر مسیری که انتخاب کرده اید. هر چند مرتدین سکولار احمقتر از آنی هستند که در این زمینه ها از عقلشان استفاده کنند اما امیدوارم گروههایی اسلامگر چون انصارالفرقان سر عقل بیایند و به سرانجام کار خود بیاندیشند.

با تمام این احوال لازم است بگوئیم که امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که اختلافات مذهبی و فرقه‌ای را کنار بگذاریم و اولویت را به دشمن مشترک یعنی آمریکا به عنوان سر افعی بدهیم؛ و «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران/ ۱۰۳) با

«فالزمَ جماعَةَ المسلمينَ وإمامَهم» یعنی اهل جماعت شدن و در دارالاسلام در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کنیم و با « فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »[2] از تمام گروههای رنگارنگ دوری کنیم و با پیروی از منهج صحیح اهل سنت و جماعت در انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در هر سه بخش آن نیز فعال باشیم چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ.[3] هر گاه یکی از شما شاهد کار بد و منکری بود بر اوست (در صورت توان) از آن با دست  (با زور) جلو گیری کند، اگر نتوانست به زبان، واگر نتوانست  قلبا از آن عمل تنفر داشته باشد؛ واین ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است.

پس باید به رمزهای پیروزی بر دشمن توجه کنیم که در موارد قبلی به آن اشاره کردیم و با چشم سر هم در این مدت چند ماه گذشته دارالاسلام ایران آنها را به ما نشان داد و به این شکل دین الله را یاری دهیم و خود را مشمول کسانی قرار دهیم که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/ ۴۰)


[1]  الألباني، صحيح أبي داود 2514

[2]  الألباني، صحيح الجامع 2994

[3] ابن تيمية، مجموع الفتاوى 10/460

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

کاتب: محمد اسامه

لازم به ذکر آیات و احادیث و آراء فقهی نیست که شریعت الله در آنها از هر گونه کمک و اعانت به کفار محارب خارجی بر علیه مسلمین و از کمک به ظالم نهی شده و در عوض از مومنین خواسته شده با هر وسیله ی مشروعی در برابر ظالمین بایستند، چون این امری بدیهی برای هر مومنی و حتی برای هر انسان کافر آزاده ای است.

شریعت الله از اینکه مومنی با نصف کلمه ظالمی را کمک کند نهی کرده است چه رسد به اینکه سخنانی بگوید یا کاری انجام دهد که طی آن ظالمین تقویت شده و به دارالاسلام و مومنین ضربات بیشتری وارد کنند.

اگر به اثار امثال شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران نگاه کنیم حتی از دوختن لباس برای سربازان حاکم مسلمانی که دچار ظلم می شود نهی کرده اند و خیاط را شریک جرم این حاکم ظالم می دانند حالا چه رسد به طرح خواسته‌هایی چون «باز کردن تنگه هرمز» به عنوان یکی از برگ دارالاسلام ایران در برابر سیاست‌های دشمنانه و ظالمانه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای آنها که مصداق عینی اعانت و کمک به ظالم  و کفار محارب خارجی و خروج از معیارها و ارزشهای اخلاقی و دینی است.

 پس، اگر پُل و جاده ای برای قرنها مسیر عمومی بوده اما هم اکنون عده ای دزد و آدمکش قصد عبور از آن را داشته باشند آیا باید بر اساس قاعده ی «القدیم، یترک علی قدمه» کاری نکرد و اجازه داد این دزدان و قاتلین به اهداف خود برسند؟

هیچ انسان عاقلی با چنین استدلالی اجازه نمی دهد این ظالمین و دزدان و جنایتکاران با چنین شبهاتی به اهداف خود برسند و هر گونه سهل انگاری در این زمینه کمک و اعانت این مفسدین است.

مولوی عبدالحمید زمانی که بر اساس قاعده ی«القدیم یترک علی قدمه»  خواستار بازکردن تنگه هرمز و تقویت جبهه ی کفار محارب بر علیه دارالاسلام می شودباید این را نیز بیان می کرد که این قاعده با دلایلی مثل دفع یک ضرر بزرگتر یا محافظت از امنیت تغییر می کند.   

از شما می پرسم آیا با وجود تهدیدات جنایتکارانی چون آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و منطقه ای آنها بر دارالاسلام  و مردم ایران شرایطی پیش نیامده که استمرار وضع سابق تنگه ی هرمز، ضرر بزرگ‌تری برای مردم ایران ایجاد کند؟

بدون شک بستن راههای تجاری کفار سکولار قریش خدمات بزرگی به دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله کرد و باعث شد کفار سکولار قریش ذلیلانه پیمان حدیبیه را با حاکمیت مدینه ببندند و علاوه بر آن، زمانی که مسلمین فراری در اطراف دریاری سرخ قافله ها و مسیرهای قدیمی و دائمی کاروانهای تجاری کفار سکولار قریش و متحدین آنها را تهدید کردند، باز کفار سکولار قریش مجبور شدند بندی از صلح حدیبیه که طبق آن دارالاسلام می بایست فراری های مسلمان شده بعد از صلح را تحویل کفار دهد لغو کردند.

به نظر شما اگر کسی چون مولوی عبدالحمید می آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفت که این جاده ها و راههای تجاری از قدیم بوده و شما نباید آنها را تهدید کنید و ببندید و کالاهای آنها را نباید مصادره کنید یا همین سخنان را به مومنین موجود در اطراف دریاری سرخ به رهبری ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه می گفت صحابه رضی الله عنهم چگونه گردن او را به عنوان یکی از اعضای گروه منافقین می زدند؟

باید بدانیم که سخنان مولوی عبدالحمید تنها مصرف رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین دارد و تنها کسانی به این گنده گوئی های ضد شرعی او اهمیت می دهند که از شریعت الله و تاریخ مسلمین خبر ندارند و الله و پیامبر و امام مذهب آنها شده ماهواره ها و رسانه های مجازی دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمن تحت عنوان تحلیلگر و …

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

امر به قتال در آیه ۱۴ توبه و سایر آیات جهاد، تا زمانی که تهدید کفار محارب خارجی وجود دارد، فرض عین است. ابراز نگرانی از سلامتی کافر محارب، به معنای تضعیف روحیه جهاد و هم‌دلی با دشمن است. علمای اهل سنت و جماعت اجماع دارند که:

  • تولّی (به سرپرستی گرفتن) کفار محارب، ایمان را نقض می‌کند.[1]
  • محبت و دلسوزی برای دشمنان اسلام، از نشانه‌های نفاق است.[2]
  • هر کس از دشمنان اسلام بر علیه دارالاسلام حمایت کند یا نگرانشان باشد، از صف مسلمانان خارج شده است.[3]

 نظر علمای اهل سنت و جماعت در مورد هم‌پیمانی و دلسوزی برای کفار محارب بر علیه مسلمین و دارالاسلام:

امام شافعی رحمه الله می گوید: من والى كافراً أو أحبّه أو نصحه أو دعا له بالسلامة، فقد خالف أمر الله ورسوله، ولا يخلو ذلك من نقص في الإيمان.[4] هر کس کافری را به سرپرستی بگیرد یا او را دوست بدارد یا به او خیرخواهی کند یا برای سلامتیش دعا کند، از فرمان الله و رسولش صلی الله علیه وسلم تخلف کرده و این عمل از نقص در ایمان خالی نیست.

شیخ الاسلام ابن تیمیه حنبلی مذهب رحمه الله می گوید: موالات الكفار بالحب والنصرة والدعاء لهم تخرج من ملة الإسلام إذا كانت ظاهرة معلنة، وأما إذا كانت خفية فهي من كبائر الذنوب.[5] به سرپرستی گرفتن کفار با محبت و یاری و دعا برای آنان، اگر آشکار و علنی باشد از دایره اسلام خارج می‌کند، و اگر پنهانی باشد از گناهان کبیره است.

امام قرطبی رحمه الله در تفسیر آیه ۵۱ مائده می‌گوید: من أحب كافراً أو دافع عنه أو سعى في دفع الأذى عنه أو دعا له بالبقاء، فقد شاركه في كفره.[6]هر کس کافری را دوست بدارد یا از او دفاع کند یا در دفع آزار از او بکوشد یا برای بقایش دعا کند، در کفر او شریک شده است.

اقدام اردوغان و جولانی در ابراز نگرانی از سلامتی دونالد ترامپ (کافر محارب و قاتل مسلمانان)، بر اساس قرآن و سنت و اجماع علمای اهل سنت، حرام و نشانه ضعف ایمان و خیانت به امت اسلامی است. چنین عملی با وجوب جهاد و نفرت از دشمنان خدا قابل جمع نیست. بر مسلمانان واجب است از این افراد تبرّی بجویند و بیزاری کنند و آنان را به توبه و بازگشت به صف مؤمنان فراخوانند، مگر اینکه از این انحراف دست بردارند و به جهاد با دشمنان اسلام برگردند.


[1]  ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۸

[2]  تفسیر طبری در ذیل آیات سوره ممتحنه

[3]  شرح نووی بر صحیح مسلم، کتاب الإیمان

[4]  تفسیر فخر رازی، ذیل آیه ۵۱ مائده

[5]   مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۲۷

[6]  الجامع لأحكام القرآن