از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

ای احزاب بیایید به اصل توحید و وحدت و یکپارچگی  و از شرک فرقه گرائی و تفرق دوری کنید همانا تفرق و ذلیل کردن مسلمانان و شرک گناهی نابخشودنی است… الله جل جلاله می فرماید:

مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (سوره بقره آیه 105)

ترجمه: کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی که خداوند (به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی‌کند و) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می‌دهد، و خدا دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (سوره بقره آیه 256)

اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخّص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی که بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف کند) نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (و سخنان پنهان و آشکار مردمان را می‌شنود و از کردار کوچک و بزرگ همگان آگاهی دارد).

وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (سوره زمر آیه 17)

کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌گزینند، و (با توبه و استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت باد (به اجر و پاداش عظیم خداوندی). مژده بده به بندگانم.

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (سوره نساء آیه 76)

کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره مائده آیه 47)

(ما پس از نزول انجیل بر عیسی، به طرفداران او دستور دادیم که) باید پیروان انجیل به چیزی (از احکام) حکم کنند که خدا در انجیل نازل کرده است، و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند، او و امثال او متمرّد (از شریعت خدا) هستند.

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره مائده آیه 45)

و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند (اعم از قصاص و غیره) او و امثال او ستمگر بشمارند.

حالا از خودمان بپرسیم چه کسی به این آیات و احکام عمل می کند؟ مجاهدان شریعت گرا و یا احزاب بدعتگرا؟

ای احناف که در حزب جماعت تبلیغ هستید امام ابوحنیفه در فقه اکبر می فرماید: هر کس حرام را حلال بداند کافر است؛ آیا تابحال میدانستید؟ اگر میدانستید پس چطور ملاهای حزب شما حکومتهای طاغوت را که هزاران حرام را حلال میدانند و هزاران حلال را حرام، تایید وهمکاری میکنند؟

وهمچنین به اخوان الشیاطین میگویم شما به کدام آیات الله عمل کردید و شما دارای چه عقیده ای می باشید که برعکس آیات الله است؟!!

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

یکی از مشکلات اصلی جامعه اسلامی حضور احزاب متفاوت با انگیزه ها و عقاید مختلف است؛ اگر همه آنها دارای عقیده واحد توحیدی بودند سال ها پیش دولت وخلافت اسلامی مستقل از دستگاه ها وسیستم های دولت های مرتد جهان تشکیل می دادند، اما بیشتر این گروه ها به فکر منافع شخصی خویش می باشند؛ لذا چگونه ممکن است توانایی تشکیل دولت اسلامی را داشته باشند؟ آنها به همین دولت های سکولار راضی بوده و با شعار تغییر جامعه سکولاری به اسلامی داخل آنها شده و بجای تغییر آنها بیشتر خودشان را تغییر داده اند! مانند همین حزب اخوان الشیاطین و احزاب پیرو اینها .

یک مثال می زنم در مورد این احزاب  : در هند حرکتی اسلامی بوجود آمد بنام جماعت تبلیغ (صرف نظر از بدعت ها وخرافات موسسش) که موسس آن ذکریا کاندهلوی بود. هدف از آن تبلیغ توحید به مناطقی بود که مردم کلمه لااله الاالله را نمی دانستند ونماز بلد نبودند و در این راستا موفق بودند و افراد زیادی مانند کافران ذگری به اسلام گرویدند و به زودی این حرکت فراگیر و جهانی شد! اما هنوز  که هنوز است این حزب با همان برنامه ی قدیمی کاندهلوی درحال رشد است و اصلا به فکر وضع امروز مسلمین و یادگیری اصل توحید و جهاد نیست. بنابراین چگونه می توان از این حزب انتظار اصلاح کلی جامعه را داشت؟

من در بلوچستان زندگی می کنم و این حزب سالهاست در حال فعالیت همین تفکر نیمه توحیدی وبدعتی خودش می باشد که جوانان زیادی را جزب خودش کرده اما نتوانسته فساد را کمرنگ کند زیرا نمی تواند حدود الله را اجرا کند به این علت که اصلا حکومت اسلامی را نه در پاکستان و نه در هند و نه در سایر نقاط تشکیل نداده است . چون هم اکنون این حزب جهاد برایش شده تبلیغ ودعوت به سوی بدعت و انحرافات بیش از حدش که خودتان بهتر می دانید…

و در مورد احزاب دیگر هم به همین منظور!!!سوال این احزاب به چه دردی میخورند وقتی که:

اولا=هرگز توانایی حمایت از مسلمین جهان که زیر ظلم کفار هستند را ندارند و اوووج حمایتشان اینست که محکوم می کنیم!!

دوما= هرگز توانایی از بین بردن فساد را ندارند و سال به سال فساد وفحشا در جامعه اسلامی بیشتر میشود واوووج کارشان در این زمینه برگزاری سخنرانی ها بدعت گرایانه هست

سوما= هرگز توانایی رفع مشکلات مردم از فقر تا بیکاری ومشکل ازدواج جوانان را ندارند چون اصلا قدرتی ندارند!!!

چهارما=هرگز توانایی مقابله با فشار طاغوتها به مسلمانان را ندارند؛ وحتی بعضهم با دولت های طاغوت  همکاری همه جانبه می کنند!

تمام این احزاب گمراه ونابود کننده مسلمین اصلاح نمی شوند مگر اینکه توبه کنند وبه سمت اصل توحید بیایند و دست از شایعه سازی و دشمنی با مسلمین شریعت گرا بر دارند و در راه وحدت مسلمین وتحکیم شریعت الله وگسترش حکومت اسلامی علی رغم اشتباهاتشان همکاری کنند.

ای ملت اینان دچار انحرافات آشکاری شده اند به همین دلیل جامعه اسلامی صدبرابر از قبل دچار فساد و فحشا شده است..

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

به قلم: مُلا نور احمد (کوټه)

در بین بلوچهای ایران جماعة ها و منظماتی وجود دارند  کی در ظاهر   پرچم های جهاد و دفاع از اهل سنت بلوچ و یا دفاع از قومیت بلوچ را حمل میکند و شعارش هم مجاهدانه و قومیت گرایانه میباشد اما دعوتگران به سوی آتش جهنم هستند که هر کسی به دعوت آنها جواب نثبت بدهد در آتش می افتد:  دُعَاةٌ إلى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

این جماعة ها و منظمات در مسیر تفرق و ذلیلی و هرج و مرج و مبارزه با اهل جماعت قدم برمی دارند اینها دلسوز قون بلوچ نیستند بلکه فرقه هایی هستند که باید از آنها دوری شود.

این احزاب و فرقه ها که نواقض ایمان و تنزلات از احکام الله میکنند و بر مجاهدین اهل جماعتی که ثابت میماند و از ذره ای شریعت و احکام الله متعال تنزل نمیکند به کافر،کافر میګوید به منافق،منافق میګوید،به مرتد،مرتد میګوید و همرایش همان معاملات انجام میدهد که رسول الله و صحابه کرام انجام میدادند  تهمت تندرو،ظالم و سختګیر و مدافع ظلمها و ستمهای مجریان حکومتی میزنند.

شناخت این ګروهای اهل تفرق که باید از آنها دوری کرد از مؤحدین واقعی اهل جماعت واقعا سخت است.

پس ای بلوچها دقت کنید:

۱. ایران دارالاسلام است و مثل حاکمیت سکولار چرکستان بر پاکستان نیست پس : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ. در غیر معصیت الله تابع حاکمیت و رهبر آن شوید.

۲. در راهای این دعوتگران به سوی جهنم نروید و از آنها کناره گیری کنید چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:  فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا، ولو أَنْ تَعَضَّ بأَصْلِ شَجَرَةٍ، حتَّى يُدْرِكَكَ المَوْتُ وأَنْتَ علَى ذلكَ..

پس، کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق و «منفردین از سه ابزار و الجماعة» که اکثراً به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

أخـــوکم فی الله

[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (184

قوم‌گرایی از جاهلیت است

قوم‌گرایی از جاهلیت است

به قلم: ماهدیم بلوچ

هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد مگر به وسیله تقوا …

متاسفانه امروزه بیشتر مردم بر این فکر هستند که قومیت و قبیله و اطرافیان خود را مطرح کنند.

❌کردها میگویند هیچ کس به اندازه کرد باعزت وبا ایمان نیست

❌عربها نیز همین را میگویند

❌فارسها هم خود را بر تر از اقوام وملیتها میدانند

❌به همین طریق بلوچها و همه اقوام دیگر،هر کسی بر قوم وقبیله خودش مینازد…

ولی در  میان همین اقوام و ملیتها کسانی هستند که میگویند

ملیت مطرح نیست کورد باشد ،عرب باشد، یا فارس وترک وحتی سیاه پوستی آفریقایی ویا آمریکایی باشد،

همه وهمه باهم مساوی هستیم وهیچ برتری وفضیلتی در بیت ما نیست مگر به وسیله تقوا  تقوا

ودر حقیقت تنها این فکر در نزد الله سبحانه وتعالی مقبول است

وبرتری بینی بی اساس وناجایزاست

پس هر  قوم وقبیله ای ویا هر شخصی  که بیشتر از الله بترسد و خود را برای الله خالص کند در نزد الله

بر بقیه برتری و فضیلت دارد

مدرک ودلیل ما این آیه مبارک از سورة الحجرات آیه ۱۳که خداوند متعال میفرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ (  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،)

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است.

نکته :

پس هر مسلمانی که ادعای ملی گرایی و و رگز پرستی بکند بیشک در اشتباه است و از جاهلیت است

چون تنها ملاک و اساس کار  تقوا و رضایت  خداوند است نه هیچ چیز دیگری …

(  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

از رسول الله صلی الله علیه وسلم  سؤال شد: أيُّ العَمَلِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: إيمَانٌ باللَّهِ ورَسولِهِ. قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: الجِهَادُ في سَبيلِ اللَّهِ قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ.[1]کدام عمل بهتر است؟ فرمود: ایمان به الله و رسولش، گفته شد: سپس چه چیزی است؟ فرمود: جهاد در راه الله، گفته شد سپس کدام؟ فرمود: حج مبرور.

جهاد بعد از ایمان، هیچ عملی با آن برابری نمی کند: مردی گفت: ای رسول الله، مرا به عملی راهنمايی کن که با جهاد برابر باشد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: لَا أَجِدُهُ قَالَ هَلْ تَسْتَطِيعُ إِذَا خَرَجَ الْمُجَاهِدُ أَنْ تَدْخُلَ مَسْجِدَكَ فَتَقُومَ وَلَا تَفْتُرَ وَتَصُومَ وَلَا تُفْطِرَ قَالَ وَمَنْ يَسْتَطِيعُ ذَلِكَ.[2] آيا می توانی هم زمان با خروج مجاهد، به مسجدت بروی و بدون خستگی به نماز بايستی و روزه بگيری و افطار نکنی (تا آن که مجاهد بازگردد؟» آن مرد گفت: چه کسی می تواند چنين عملی را انجام دهد؟!

اما این جهاد هم یک شرط اساسی دارد و آنهم اینکه در یزر یک پرچم واحد دارالاسلام و جماعت مسلمین انجام شود نه توسط فرقه های متفرق و مختلف که همیشه پیام آور شکست و سستی و بی ابهتی و ذلیلی و به بن بست رسیدن بوده اند.

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/4) ‏خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی می‌رزمند ، انگار دیوار سربی بزرگی هستند .‏

جهاد هم زمانی بر مسلمین واجب شد که دارای دارالاسلام و جماعت خاص خودشان در مدینه بودند و تحت پرچم واحدی و رهبر واحدی که بر دارالاسلام حاکم بود جهاد خود را به پیش می بردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز به مومنین امر می کند که با جماعت مسلمین و رهبرشان باشند «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگر حاکمیتی اسلامی وجود نداشت و فرقه های مختلف بودند باید از تمام این فرقه ها و گروهها و حزبها دوری کرد: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[3].

امروزه که دارالاسلام  و حاکمیتی اسلامی وجود دارد -هرچند بر اساس فکر و مذهب بعضی ها نباشد – جهاد با کفار باید تحت پرچم این دارالاسلام و جماعت واحد انجام شود و الله به چنین جهادی راضی است نه جهاد اهل تفرق و فرقه بازها.

ابوامامه رضی الله عنه روایت می کند که مردی نزد رسول الله   صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : آیا دیده ای کسی به خاطر دستمزد و یا کسب نام بجنگد؟ رسول خدا   صلی الله علیه وسلم  فرمود( هیچ) سه بار این جمله را تکرار کرد. ابوامامه گفت: رسول خدا  صلی الله علیه و سلم  فرمود( هیچ) سپس فرمود: إِنَّ اللهَ تعالى لا يَقْبَلُ مِنَ العملِ إلَّا ما كان له خالصًا ، وابْتُغِيَ بِهِ وِجْهَهُ .[4] خداوند عمل انسان را قبول نمی کند مگر اینکه خالص برای رضای او باشد.

پس این جنگ و قتال گروهها و فرقه متفرقی چون جیش العدل و انصارالفرقان و داعش و… بر علیه دارالاسلام ایران نه تنها جهاد فی سبیل الله نیست بلکه قتال الفتنه است و مورد رضایت الله جل جلاله نیست.

[1]  بخاری 26/ الألباني، صحيح النسائي 3130

[2]  بخاری 2785

[3] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[4]  السيوطي، الجامع الصغير 1822 / الألباني، صحيح الجامع 1856

محافظت از کار خوبی که انجام داده ایم که باطل نشود گاه مهمتر و سختتر از انجام آن کار  خوب است

محافظت از کار خوبی که انجام داده ایم که باطل نشود گاه مهمتر و سختتر از انجام آن کار  خوب است

الله تعالی می فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ (بقره/264)

‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقات بذل خود را :

  1. با منّت گذاشتن
  2. و اذیت کردن

 پوچ و تباه نسازید.

صدقه یعنی هر کار خوبی که در حق دیگران انجام می دهیم یعنی از لبخندی که در چهره ی برادر یا خواهر مومنت می زنی تا تمام کارهای خیر دیگری که انجام می دهیم همگی صدقه هستند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

تَبَسُّمُکَ فِی وَجهِ أَخيِكَ صَدَقَةٌ ، وَ اَمْرُكَ بِالْمًعْرُوفِ وَنَهْيِكَ عَنِ الْمُنْكَرِ صَدَقَةٌ، وَإِرْشَادُكَ الرَّجُلَ فَي أَرْضِ الضَّلالِ لَكَ صَدَقَةٌ، وَبَصرُكَ لِلرَّجُلٍ الرَّدِيءِ الْبَصَرِ لَكَ صَدَقَةٌ، وإماطتُكَ الحجرَ والشَّوْكَ والعظمَ عنِ الطَّريقِ لَكَ صدقةٌ، وَإِفْرَاغُكَ مِنْ دَلْوَكَ فَي دَلْوِ أَخِيكَ لَكَ صَدَقَةٌ (الألباني، صحيح الترمذي 1956)

لبخند تو به چهره‌ی برادرت صدقه است. امر بمعروف و نهى از منكر كردنت صدقه است و رهنمائى كسى كه راه را گم كرده صدقه است، راهنمایی شخصی که بینایی اش ضعیف است (یا کور است) صدقه است، دور كردن سنگ و خار و استخوان از راه صدقه است، خالى كردن آب از دلو خود به دلو برادرت، برایت صدقه است.

پس:

  •  هر کار خیری که الله به آن دستور داده و به آن راضی باشد «صدقه» است
  • و صدقه دادن ربطی فقیر یا ثروتمند بودن از لحاظ مالی ندارد
  •  و برای هیچ کسی بهانه ای برای صدقه دادن و محافظت کردن از ثواب آن وجود ندارد.

بعد از توحید، احسان و رحمت آمیخته با ذلت در برابر والدینی که درهای ورود به بهشت هستند

بعد از توحید، احسان و رحمت آمیخته با ذلت در برابر والدینی که درهای ورود به بهشت هستند

وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیماً ‏(اسراء/23)

‏(ای انسان) پروردگارت فرمان داده است که :

  1. جز او را عبادت نکنید،
  2. و به پدر و مادر احسان کنید.
  3.  هرگاه یکی از آن دو، و یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری برسند، ( کمترین اهانتی بدیشان مکن و حتی سبکترین تعبیر نامؤدّبانه همچون ) اُف به آنان مگو
  4. و آنان را از پیش خود مران
  5. و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو .‏

‏ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً ‏(اسراء/24)

‏

  • و بال خواری از رحمت را برایشان فرود آور
  • و بگو: پروردگارا به اینها رحم کن، همان گونه که آنان در کوچکی مرا تربیت و بزرگ نمودند.‏
  • پدر و مادر درهایی هستند که فرزند از طریق آنها به بهشت می رود.  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

رَغِمَ أَنْفُ، ثُمَّ رَغِمَ أَنْفُ، ثُمَّ رَغِمَ أَنْفُ»، قِيلَ: مَنْ؟ يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ: «مَنْ أَدْرَكَ أَبَوَيْهِ عِنْدَ الْكِبَرِ، أَحَدَهُمَا أَوْ كِلَيْهِمَا فَلَمْ يَدْخُلِ الْجَنَّةَ (مسلم 2551 – الألباني، صحيح الجامع 3511)

بینی‌اش به خاک مالیده باد، سپس بینی‌اش به خاک مالیده باد، سپس بینی‌اش به خاک مالیده باد. گفتند: چه کسی ای رسول الله؟ فرمود: آنکه والدینش یا یکی از آن دو را به هنگام پیری درک کند، سپس [به سبب نیکی به آنان] بهشتی نشود.

لطف و منت الله و میزان لیاقت ما

لطف و منت الله و میزان لیاقت ما

لاَ يَزَالُ اللَّهُ يَغْرِسُ فِي هَذَا الدِّينِ غَرْسًا يَسْتَعْمِلُهُمْ فِي طَاعَتِهِ (الاباني السلسلة الصحیحه 2442)

همواره خداوند در این دین کسانی را می رویاند و پرورش میدهد که آنان را برای طاعت و بندگی

خود به کار می گیرد.

یعنی الله در هر زمان افرادی را پدید می آورد و تربیت می کند که اهل ایمان، طاعت و خدمت به دین باشد و آنان برای انجام کارهای نیک و یاری دین استفاده می کند. اینها «غُرَباء»[1] هستند.

غَرْسًا در اینجا به صورت استعاری یعنی (کاشتن و پرورش دادن) مانند بذری که رشد می کند.

الله همچنانکه برای این بذر خاک و آب و هوای مناسب تهیه می کند آنرا از آفات نیز سم پاشی می کند.


[1]  بَدَأ الإسلامُ غَريبًا، وسَيَعودُ كما بَدَأ غَريبًا، فطوبى للغُرَباءِ. (مسلم145)

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد. این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

 پاسخ به سخنان کفرآمیز و برخلاف شریعت عبدالقادر ترشابی از بوقهای ربع پهلوی مرتد

 پاسخ به سخنان کفرآمیز و برخلاف شریعت عبدالقادر ترشابی از بوقهای ربع پهلوی مرتد

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

تکفیر مسلمانانی که در راه دفاع از سرزمین‌های اسلامی و در کنار رهبری مسلمان در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی می‌جنگند امری کاملاً عجیب و نادر در تاریخ اسلام است که تنها از خائنینی چون ترشابی برمی آید.

اظهارات اخیر عبدالقادر ترشابی که مدعی شده است هرکس در کنار رهبر ایران در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی بجنگد و کشته شود، در جهنم است؛ سخنانی نیست که تنها از باب خطا باشد، بلکه سخنی است که با معیارهای قرآن، سنت نبوی و اجماع فقهای اهل سنت در تضاد است و می‌تواند مرز میان ایمان و ارتداد را جابجا کند.

قرآن کریم مرز میان مؤمن و کافر را بر اساس اعتقاد به توحید و دفاع از حق تعیین می‌کند، نه بر اساس وابستگی سیاسی به اشخاص. خداوند متعال در مورد کسانی که در راه دفاع ازاسلام می‌جنگند، وعده بهشت داده است، نه جهنم و نباید به کسی که نشانه‌های اسلام را دارد، با سوءظن برخورد کرد.

در آیات مربوط به جهاد، خداوند کسانی را که در راه او می‌جنگند و جان خود را فدا می‌کنند، در رتبه‌های عالی قرار داده است.

هم اکنون که کفار محارب آمریکائی صهیونیستی به سرزمین اسلامی ایران حمله کرده اند جهاد بر مسلمین فرض عین است.  ادعای اینکه کشته شدن در راه دفاع از سرزمین اسلامی در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی منجر به جهنم می‌شود، مصداق آشکار «تکفیر بی‌اساس» است که در قرآن به شدت مورد مذمت قرار گرفته است.

جنگ با دشمنانی که به دنبال نابودی اسلام و تضعیف قدرت مسلمین هستند، بالاترین مرتبه ایمان شناخته شده است.

هیچ آیه یا روایتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم یا سخنی از فقه یکی از مذاهب اسلامی و حتی سخنی از هیچ ملا و مولوی وجود ندارد که در آن گفته باشد اگر مسلمانی در کنار یک رهبر مسلمان برای دفع دشمن کافر و محارب و اشغالگر خارجی بجنگد و کشته شود، مورد خشم الهی قرار می‌گیرد.

این ادعا که جنگیدن در کنار رهبری مسلمان با دشمنان کافری چون  آمریکا و اسرائیل باعث جهنم می‌شود، با فقه چهار مذهب در تضاد مطلق است:

در فقه حنفی، دفاع از مرزهای سرزمین‌های اسلامی (ثغور) در برابر دشمنان خارجی، یک وظیفه شرعی و فریضه است. اگر دشمنی ماند صهیونیست‌ها یا آمریکائی ها  به قصد نابودی اسلام و اشغال سرزمین‌های مسلمانان حمله کنند، جنگیدن در برابر آن‌ها برای تمام مسلمانان واجب است. ادعای ترشابی، در واقع دعوت به تسلیم در برابر دشمن  است که در فقه حنفی،  خیانت نامیده می شود.   

 بر اساس آرای ائمه اربعه، اگر هدف از جنگ، دفاع از حریم اسلام و جلوگیری از ظلم کافران باشد، خون کشته‌شدگان «خون شهید» است باذن الله. ادعای او که می‌گوید «از کنار رهبری دور شوید تا جهنمی نشوید»، نوعی «فتنه و تفرقه‌افکنی» میان مسلمانان و تکفیر نابجا و غیر شرعی است که با اصل شریعت الله در تضاد است.

این حجم از جهل، تنفر و لجاجت نسبت به مسلمانانی که در خط مقدم دفاع از مقدسات و سرزمین‌های اسلامی ایستاده‌اند، و قرار گرفتن در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی می‌تواند انسان را از دایره اسلام خارج کند.

این کلامی که ترشابی بر زبان رانده‌، از نظر شرعی کلامی کفرآمیز و ارتدادآمیز و برخلاف صریح قرآن، سنت نبوی و آرای ائمه اربعه است.

تمامی ائمه چهار مذهب بر واجب بودن دفاع از مرزهای اسلامی در برابر کفار خارجی اتفاق نظر دارند.کسی نیست به این احمق خائن و دستمالچی ربع پهلوی بگوید از کجا و بر چه اساسی به این فهم رسیده‌ای که یک مسلمان، در کنار رهبر مسلمان خود و در میانه جهاد با جنایتکارترین دشمنان سکولار، کافر، آمریکایی و صهیونیستِ اشغالگر، در حال دفاع از اسلام، مسلمین و سرزمین‌های اسلامی است، اما کشته شدن او به جهنم می‌انجامد؟!