
اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگهای داخلی و حرکت بر محور مشترکات (2)
به قلم: محمد اسامه
در دوره معاصر نیز اختلافات مذهبی در بسیاری از کشورها با عوامل سیاسی، قومی، منطقهای و مداخلات خارجی درهم آمیخته است.
برای نمونه، جنگ داخلی عراق در سالهای ۲۰۰۶–۲۰۰۷ شاهد خشونت شدید فرقهای میان گروههای سنی و شیعه بود و پژوهشهای دانشگاهی درباره این دوره، ریشههای سیاسی و اجتماعی این شکاف را بررسی کردهاند.
در سوریه، عراق، یمن و لیبی نیز اختلاف میان گروههای اسلامگرا و جریانهای مسلح مختلف، در کنار عوامل داخلی و خارجی، به چندپارگی و طولانیشدن بحرانها کمک کرده است.
بنابراین نباید همه این حوادث را به یک عامل، یک مذهب یا یک جریان نسبت داد؛ اما یک واقعیت قابل مشاهده است:هرگاه اختلافات مذهبی و ایدئولوژیک به جنگ داخلی تبدیل شود، جامعه اسلامی هزینه سنگینی میپردازد.
پس اتحاد اسلامی یعنی چه؟
وقتی میگوییم: «این جنگهای داخلی بس است؛ بیایید به جای دشمنی، ابتدا متحد شویم و سپس از مسیر اتحاد به وحدت اسلامی برسیم.»
منظور این نیست که همه مسلمانان باید یک مذهب داشته باشند. بلکه اتحاد اسلامی یعنی:
- حفظ عقاید و هویت مذهبی
- حنفی، حنفی بماند؛
- شافعی، شافعی بماند؛
- مالکی، مالکی بماند؛
- حنبلی، حنبلی بماند؛
- جعفری، جعفری بماند؛
- زیدی، زیدی بماند.
اما اختلاف مذهبی نباید بهانهای برای دشمنی، تحقیر، تکفیر یا خشونت علیه یکدیگر شود.
اختلاف فقهی میتواند در حوزه علمی و مذهبی مورد بحث قرار گیرد؛ اما نباید هر اختلاف فقهی به مسئلهای برای جنگ سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
میان مسلمانان، با وجود اختلافات مذهبی، مشترکات فراوانی وجود دارد. بنابراین در مسائل عمومی، اجتماعی و انسانی، میتوان بر همین مشترکات تکیه کرد و برای حل مشکلات مشترک همکاری نمود.
پس معنای اتحاد این نیست که کسی مجبور شود از مذهب خود دست بکشد بلکه مسلمان باید بتواند مذهب خود را حفظ کند، بدون اینکه صرفاً به دلیل تعلق مذهبی، مورد ظلم، تحقیر یا حذف قرار گیرد.
جامعهای که در آن حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و جعفری و زیدی بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و در امور مشترک همکاری داشته باشند، از جامعهای که اختلافات مذهبی را به جنگ تبدیل میکند، پایدارتر خواهد بود.
بنابراین، اگر میگوییم «اتحاد مرحلهای برای رسیدن به وحدت است»، منظور این است که مسلمانان ابتدا باید بتوانند با وجود اختلافات خود، در کنار یکدیگر زندگی و همکاری کنند، بعد از آن، شناخت متقابل، گفتوگو و همکاری میتواند زمینه وحدت بیشتری را فراهم کند.
اتحاد یعنی یکسانسازی مذاهب نیست بلکه مدیریت اختلافات است.
اتحاد یعنی حذف تفاوتها نیست بلکه جلوگیری از تبدیل تفاوتها به دشمنی است.
اتحاد یعنی همه مسلمانان یکسان فکر کنند؟ نه. بلکه قرار نیست همه مسلمانان در همه مسائل یکسان فکر کنند، قرار است با وجود تفاوتها، دشمن یکدیگر نباشندتا باذن الله به اجماع واحد و وحدت دست پیدا کنند و آنوقت همه ی مومنین در شورائی واحد مثل یک جسد واحد شوند.
پس راهحل، لزوماً حذف مذاهب نیست؛ بلکه پایان دادن به دشمنی مذهبی، احترام به هویتهای مختلف، پرهیز از تکفیر و خشونت و همکاری بر سر مسائل مشترک است.
و خلاصه سخن این است که مذهب خود را حفظ کن، به اختلافات علمی احترام بگذار؛ اما اختلاف مذهبی را به دشمنی تبدیل نکن.
اتحاد، آغاز راه است؛ نه پایان اختلافات.











