چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

بر علیه حاکم ظالم و فاسد اهل بدعت هم تنها زمانی قیام مشروع است که:

 تحت فرماندهی یک رهبر و دارای یک پرچم باشد(مثل امارت اسلامی افغانستان که دارای یک رهبر واحد و یک پرچم بود)

 «توانائی، اسباب لازم و شرایط و زمان مناسب» برای انقلاب و تغییر این منکر بزرگ با دست فراهم باشد و در وضع موجود انقلاب و قیام مسلحانه منجر به ارتقای این حاکمیت به حاکمیتی اسلامی بالاتر و فقه اسلامی بهتری شود؛ حتی اگر همین الان این نظام حاک بر ایران برود هرگز نظامی اسلامی بر اساس فقه اهل حدیث یا حنفی و شافعی و غیره سرکار نمی آید بلکه دارالکفری سکولار و دشمن سرسخت قوانین شریعت الله بر اساس تمام مذاهب اسلامی سرکار می آید.

پس به قول امام نووی که می گوید:«فَتَكُونُ الْمَفْسَدَةُ فِي عَزْلِهِ أَكْثَرَ مِنْهَا فِي بَقَائِهِ». (شرح النووي على صحيح مسلم كتاب الإمارة باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية وتحريمها في المعصية، حديث رقم: (1840) ص. 539 و540.) مفسده ای که جهت کنار زدن این حاکمیت به وجود می آید بیشتر از مفسده ی ناشی از ماندن آن است به عبارتی دیگر انقلابات نارس وتوسط فرقه های متفرق که جنگشان قطعاً به قتال فتنه ختم می شود بیشتر از مفسده ی باقی ماندن این حاکم بر مسند حکومت است و این حاکم اگر بر حاکمیت خود بر الجماعه ادامه دهد فسادش کمتر از فساد قیامی است که برای کنار زدن او صورت می گیرد و مفسده ی قیام بیشتر است.

بر این اساس در چنین شرایطی، یکی از ویژگی های اهل سنت و جماعت این است که: بر واجب بودن سمع و طاعة در غیر معصیت الله از رهبران دارالاسلام، و عدم جواز قیام و خروج بر علیه آنها اتفاق کرده اند.( ابن رجب الحنبلي، جامع العلوم والحكم ج2 الحديث رقم: (28) ص. 109 إلى 112.)

امام ابن نحاس(وفات804ق) علاوه بر آنکه جنگ مسلحانه و اسلحه کشیدن بر علیه رهبر الجماعة را رد می کند جمع کردن افراد برای این گروههای اسلامی و یارگیری برای آنها و تشویق مردم برای پشتیبانی از این افراد و گروههای مسلح اسلامی را نیز رد می کند یعنی در واقع از هر کاری که منجر به تشویق و تحریک مردم در پیوستن به گروههای اسلامی متفرق شود را منع می کند و می گوید: چون این کار باعث تحریک به الفتنه و به هیجان درآوردن مردم برای انجام شر و از بین رفتن هیبت حاکم در قلب شهروندان می شود و امکان دارد چنین کاری به جری ساختن آنها به قیام بر علیه حاکم و تخریب سرزمین منجر شود. (الموازين لابن النحاس، ص 43/)

پس به این بهانه که حکومت ایران از نگاه مذهب شما اهل بدعت است و حتی به درجه ی حاکمیت معتزلی های زمان امام احمد بن حنبل رسیده باشد هر گونه قیام و جنگ مسلحانه ای بر علیه آن حرام و غیر شرعی است.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است و نمی توان فتنه ی تولید شده توسط فرقه های مختلف را در قالب جهاد توجیه کرد چون اجماع و منهج واضح است و علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داده تابع حاکمیت واحد شویم و  «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و از این فرقه ها و گروهها ی شبه جهادی دوری کنیم: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» (بخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847))

مولوی محمدعثمان خاش و تکرار کلی گوئی های رسانه و عوام پسند در مورد رویکرد دفاعی دارالاسلام ایران در برابر جنگ طلبی کفار خارجی و مزدوران داخلی آنها

مولوی محمدعثمان خاش و تکرار کلی گوئی های رسانه و عوام پسند در مورد رویکرد دفاعی دارالاسلام ایران در برابر جنگ طلبی کفار خارجی و مزدوران داخلی آنها

کاتب: محمد أسامة
بعضی اوقات سخنانی را از بعضی از مدعیان می،شنویم و می بینیم که انگار سخنان یک چوپان نا آگاه به شریعت و اوضاع جامعه ‌ البته بی غیرت را می شنویم.
کسی شک ندارد که کفار آمریکائی – صهیونی با حمایت غرب سکولار و دولت‌های دست نشانده ی عربی به دارالاسلام ایران حمله کرده اند و هنوز جنگ اقتصادی آنها با محاصره‌ی دریایی ایران در جریان است.
حالا چه کسانی جنگ طلب هستند؟
در اسلام مقاومت و جهاد با این کفار محارب و اشغالگر خارجی بر هر مومن زن و مردی مثل نماز فرض عین است.
نزد کفار با غیرت هم دفاع از وطن در برابر مهاجمین خارجی یک وظیفه و ارزش است.‌
کاری به مرتدین سکولاری چون ربع پهلوی که در جبهه ی کفار محارب خارجی نداریم، تکلیف این خائنین به دین و وطن مشخص است اما زمانی که عده ای از مدعیان اسلام با ادبیاتی دیگر به نفع جبهه ی کفار اشغالگر فعالیت دارند چه؟
اینها جزو گروه منافقین هستند که عده ای از مومنین را نیز فریب داده و با خود همراه کرده اند و خروجی سخنان و فعالیت‌های آنها به نفع دشمنان است.
مولوی محمد عثمان امام جمعه خاش با وجود سایه ی جنگی که هنوز وجود دارد و بعد از الله تنها با اتحاد اهل ایران و قدرت موشک‌ها و پهبادها در حال از،بین رفتن است می گوید: «اداره کشور با جنگ‌طلبی و زور ممکن نیست»
ببخشید جناب مولوی، در برابر موشک‌های آمریکا و صهیونیستها و اسلحه ی مزدورانشان چون جم یا همان جيش العدل جدید غير از زور چه سلاحی را می شناسی که بتوان با آن به دفاع از دارالاسلام و اهل آن پرداخت؟
کدام عقل سالمی دفاع در برابر کفار اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی و ریشه کن کردن یکباره ی توحش آنها را جنگ طلبی می نامد؟
این رویکرد نظامی دارالاسلام در برابر زبان زور دشمنان بزرگترین عامل بازدارنده ی مومنین متحد دارالاسلام است که الله به آن دستور داده و می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰)
آیا این آیه را ندیده ای؟ یا ندیده ای که از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است»

پس رویکر دفاعی دارالاسلام ایران در برابر رویکرد جنگ‌طلبانه ی دشمنان خارجی و داخلی غیر از کانال اتحاد و زور موشکی،و پهبادی و… ممکن نیست.

ای کاش زمانی که در خطبه‌های نماز جمعه مسجد جامع الخلیل خاش از عامل بازدارندگی صحبت کردی به صورت شرعی زبان باز می کردی نه آنگونه که عوام رسانه زده می پسندند.

هم اکنون دارالاسلام در معرض تهاجم کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و گروه منافقین بومی است، نگاه کنید سخنان و عمل شما، شما را در کدام دو جبهه قرار می دهد که سومی ندارد.

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امربه معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی واضح و آشکار است، بخصوص در سطح حکومتی.

حاکم بر دارالاسلام اگر بر اساس ظوابط تکفیر مورد پذیرش اهل سنت و جماعت (1- اثبات جرم 2- تائید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4- موانع تکفیر) و با یقین و بدون کوچکترین شک و شبهه ای کافر و مرتد شد و از دایره ی اسلام خارج  شد آنوقت امام نووی شافعی از قول قاضی عیاض مالکی بیان می کند که: «أَجْمَعَ الْعُلَمَاءُ عَلَى أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَنْعَقِدُ لِكَافِرٍ وَعَلَى أَنَّهُ لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ الْكُفْرُ انْعَزَلَ» (النووي، أبو زكريا، شرح النووي على مسلم ج 12 ص 229) علماء اجماع دارند که امامت و رهبریت برای کافر منعقد نمی شود و چنانچه رهبر مسلمانی هم کافر شود از مقامش عزل می گردد.

 ابن منذر هم می گوید: تمام اهل علم بر این امر اجماع دارند که به هیچ عنوان کافر ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد. (ابن القيم، أحكام أهل الذِّمَّة (2/ 787))

ابن حجر هم می گوید: به اجماع مسلمین، امام و رهبر به دلیل کافر شدن از مقام خودش عزل می شود « يَنْعَزِلُ بِالْكُفْرِ إِجْمَاعًا »، در این صورت بر هر مسلمانی واجب است که به عزل این رهبر قیام کند، هر کسی به این امر مهم برخاست دارای ثواب و پاداش است و هر کسی هم که سازش کرد گناهکار می گردد و هرکسی هم که در قیام جهت عزل این رهبر ناتوان بود باید از آن زمین هجرت کند. (ابن حجر عسقلانی، فتح الباري” (13/ 123).)

 تمام علمای مذاهب اسلامی بر چنین فتوائی اتفاق دارند، و احادیثی که به صبر در برابر رهبران ظالم و اهل جور دعوت می دهند در مورد رهبرانی است که ظلم و فسق آنها به کفر بواح و آشکار نرسیده باشد که برای این کفر آشکار از سوی الله دلیل و برهانی داشته باشیم «إلَّا أنْ تَرَوْا كُفْرًا بَواحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فيه بُرْهانٌ». (بخاري (7055) مسلم (1840))

بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ امامی در طول تاریخ شیعیان جعفری را به عام تکفیر نکرده اند هر چند آرائی در مورد تکفیر غلاة شیعه از سوی ائمه ی شیعه و سنی وجود دارد، سپس: بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ عالمی در زمان ما وجود ندارد که با استناد به منابع و ظوابط مورد پذیرش اهل سنت و جماعت، حاکمیت کنونی بر ایران را تکفیر کند و از اسلام خارج بداند.

پس با این بهانه کسی نمی تواند با نام اهل سنت و سنی بودن خروج و شورش بر علیه ایران را برای خود توجیه کند و اگر با این بهانه ی غیر شرعی جنگی را شروع کند غیر شرعی و قتال الفتنه و حرام است.

إیلی کوهینهای بلوچ

به قلم: براهندک بلوچ

إیلی کوهین در سوریه او را کامل امین می‌شناختند، مردی تندرو و مخالف اسرائیل! اما دراصل مأمور مخفی اسرائیل که تا یک قدمی نخست وزیری سوریه پیش رفت.

درمجلس ملی سوریه فریاد می‌زد و اسرائیل را به هزار کار کرده و نکرده متهم می‌کرد، اما شب‌ها در خانه، برای اسرائیل اطلاعات بسیار سودمندی را ارسال می‌کرد

دستور العمل از تل اویو می‌رسید و آن فقط یک چیز بود: شلوغ کن و وانمود کن دشمن قسم خوردۀ اسرائیل هستی!!

دو چیز، او را گرفتار کرد:اول شنود تصادفی پیامهایش به اسرئیل..

دوم، این که هرچه می‌گفت و می‌خواست،در نهایت، به سود اسرائیل بود.

در واقع هنراین مرد آن بود که خواسته‌های اسرائیل را به بهترین شکل، در قالبی ضد اسرائیلی بیان می‌کرد و در راستای تحقق آن می‌کوشید.

خوب فکر کنید! چند نفر ایلی‌کوهین یا کامل امین در میان فرقه های مختلف بلوچ و سوریه و… وجود دارد که بر علیه آمریکا و آل سعود و ناتو و اسرائیل و حکومت چرکستان در پاکستان هیاهو میکنند ولی همه در نهایت نوکر آمریکا و ناتو و صهیونیستها هستند؟

اگر ضد صحبت کردن، نتیجه گیری مشخصی نداشته باشد تماما به نفع همان است که سفارش کرده ضد صحبت کنید و بازی مخالف بکنید .

مولوی نقشبندی و حبیب سربازی و … را نگاه کنید.

چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

به قلم: مولوی محمد رخشانی بادینی

اخیرا مولوی هبة الله رهبر امارت اسلامی افغانستان هر گونه دامن زدن به اختلافات قومیتی را ممنوع کردند، این به چه معنا است؟ آیا یک مسلمان باید از قوم خودش دست بکشد؟ آیا یک مسلمان قوم خودش را دوست ندارد؟

در مفکوره ی اسلامی وجود سلمان فارسی و بلال حبشی و صهیب رومی و عمر و ابوبکر عربی و غیره تضادی با برادری اسلامی و « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات:10) ندارد.

زمانی که شخص برای قانون شریعت الله تلاش و کوشش می کند این شریعت تمام حقوق قومی او را به او می دهد و تلاش برای تطبیق قانون شریعت الله نه تنها تردید محبت با وطن و سرزمین و هویت تاریخی نیست بلکه تساوی حقوقی قومیتها و رسیدن به حقوق شریعی تمام مومنین است؛. هنگامی که می گوییم جهاد در راه الله، یعنی دفاع از قانون شریعت الله که دفاع از عرض و ناموس و عقیده و سرزمین و مال و زبان خویش.

به همین دلیل، مومن، اسلام را محور فعالیت و مبارزه خود می داند؛ و اسلام هیچگونه مخالفتی با قوم دوستی و محبت با سرزمین اعلام ننموده اند. این اصل در تاریخ اسلام  کاملا متبلور است و وجود اینهمه زبان و لهجه ی تاریخی و آزادی قومیتهای مختلف و حتی آزادی در انتخاب زبان جدید توسط مسلمین امر یعادی بوده است.

سکولاریستها که هویت اسلامی را نفی کرده و بر هویت نژادی تأکید دارند و تماما در حال تولید کینه و نفرت میان نژادهای مختلف و تولید توهم خودبزرگ بینی و قوم پرستی جاهلی هستند می خواهند چنین نشان دهند که مومنین نسبت به قوم وز بان و فرهنگ و لباس و تاریخ خود بی تفاوت هستند در حالی که این لباس و زبان و هویت اسلامی ما توسط مسلمین و علمای دینی به ما رسیده است نه توسط سکولاریستها

این افراد لگور سکولار، می خواهند که مومنین آنهمه مبانی شریعت را کنار بگذارند و مثل آنها به نژادی افتخار کنند که از طریق آلت تناسلی پدران به انسان می رسد! اگر شخص مثل آنها آلت تناسلی پدرش را جایگزین آنهمه آیه و حدیث و فقه اسلامی کرد و مثل آنها انسانی بی ارزش و نفهم شد آنوقت مدافع قوم بلوچ و کُرد و تُرک و عرب و اوزبیک و پشتو و غیره می شود و آنوقت یکی مثل همین سکولارهای لگور می شود و این لگورها از او راضی می شوند.  

رسول الله صلی الله علیه وسلم با وجود آنهمه محبتی که به زادگاهش مکه داشت می گوید:مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أوْ يَدْعُو إلى عَصَبَةٍ، أوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فقِتْلَةٌ جاهِلِيَّةٌ» [مسلم ۱۸۴۸] هرکس زير پرچم مجهولی بجنگد که خشم وی جهت تعصب قومی و قبیله ای است یا به آن دعوت می دهد یا آن را ياری می کند و در اين راه کشته شود، در مسیر جاهليت مرده است.

پس، اسلام اجازه ی این قومیت گرائی کثیف را به مومنین نمی دهد و یک مسلمان متعهد و مومن نمی تواند وارد این گنداب شود .

به صراحت بگویم: قوگرائی در واقع یعنی فداکردن منابع اسلامی و فقهی و ارزشهای اسلامی به خاطر آلت تناسلی پدر است که نژاد را به ما رسانده، پس اینکه شخص مسلمان با مردم و سرزمین و تاریخ اسلامی خودش احساس دوستی و محبت داشته باشد و حماسه های اسلامی ملتش را بازگو کند و در راه سعادت و امنیت و آرامش و خوشبختی مردمش تلاش کند قومگرائی نیست بلکه انجام دستورات شریعت الله است.

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

به قلم: محمد اسامه

فرقه بازهای پاکستان نشینی که هر چند وقت یکبار دست به عملیاتهای کور و ایزایی در ایران می زنند و پیام آور نا امنی و رواج انواع راهزنی ها و قتلهای کور و آدم ربایی برای ملت بلوچ ایرانی شده اند با بازی با اصطلاحات شرعی می خواهند قتال الفتنه ی خودشان در لباس «جهاد دفع» به مردم نشان دهند.

اینها خوب می دانند «جهاد دفع» یعنی چه، اما شعور مخاطبین خود را به بازیچه گرفته اند.

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ میلادی، بعد از خیانت‌های پشت پرده دولت سکولار و مرتد پاکستان، اکنون آشکارا افواج سکولار – صهیونی بر سرزمین اِشغالی پاکستان قدم گذاشته و گشت و گزار می کنند.

سوال پرسیده می‌شد که چرا جهاد در افغانستان فرض است؟ در جواب گفته می شد؛ افواج سکولار- صهیونی به رهبری آمریکا در افغانستان قدم گذاشته و به خاک این کشور تجاوز کرده‌اند لذا به همین خاطر جهاد فرض بود «جهاد دفع».

ما نیز اکنون می پرسیم اگر اینگونه است بنابراین چرا در پاکستان جهاد فرض نیست ؟ آیا مگر افواج کافر سکولار اشغالگر در پاکستان نیامده‌اند ؟ نیروی‌های آمریکایی در پاکستان نیز آمده اند، فتوی چگونه خواهد بود، یا هنوز نیز می خواهند باطل را با حق بیامیزند. «الساکت عن الحق شیطان اخرس».

به جیش العدل و گروه الفرقان و محازی های حرافی چون نقشبندی و گروه مجازی ج.د.ا و سایر فرقه های پاکستان می گوئیم :

«جهاد دفع» در همانجاست و آنچه شما در ایران انجام می دهید قتال الفتنه است .

اهل سنت و جماعت اجازه ندهیم با تعریف وارونه از اصطلاحات شرعی فریبمان دهند.

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد.

این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

عبدالمالک ریگی که نه سواد آکادمیک داشت و نه سواد فقهی در شریعت برای مدتی توانست برای خود دارودسته ای درست کند.

ابتدا با تکفیر شیعه ها شروع کرد و یکبار به القاعده اسامه بن لادن بیعت داد اما بیعت او پذیرفته نشد، این شخص خیال می کرد که اگر کیلویی شیعیان را تکفیر کند و در برابر ایران بایستد می تواند نزد اسامه بن لادن انسان خوبی جلوه کند در حالی که اسامه بن لادن دارای عقاید اخوان المسلمینی با تفکرات و منهج سید قطب رحمه الله بود و رهبر ایران هم از مترجمین آثار سید قطب بود.

به هر حال عبدالمالک ریگی نتوانست حمایت القاعده را به دست آورد به همین دلیل به رسانه های وابسته به آمریکا و انگلیس مثل رنگارنگ و بی بی سی و رسانه های آل سعود مثل العربیه متوسل شد، یعنی به دشمنان اسامه بن لادن.

 عبدالمالک ریگی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رنگارنگ به صراحت خودش را بخشی از ایران می داند و می گوید به نمایندگی از تمام ایرانیان برای ایرانی فدرال می جنگد.

بلوچها قبلا در پاکستان تجربه ی فدرالیسم سکولاریستها را به مدت هشت دهه دارند و می فهمیم که مفهوم این سخن عبدالمالک ریگی چقدر با قانون شریعت الله و منافع بلوچهای حنفی مذهب در تضاد است. فقط کافی است وضعیت الان بلوچهای بلوچستان پاکستان در حکومت فدرال چرکستان را نگاه کنید.

عبدالمالک ریگی در مصاحبه خود می گوید ما خواهان ارتباط با کل کشور ها هستیم، یعنی ولا و برا اصلاً ندارد؛ علاوه بر این می گوید همه مذاهب و عقاید و افکار مبارک هستند و به مرتدین می گوید برادر و برایش فرقی ندارد طرف کی هست و عقیدش چی باشد و فقط هدفش رسیدن به قدرت هست.

در مصاحبه ای دیگر هم  دیدیم که نوچه همین شخص، صلاح الدین فارقی هم می یگوید دنبال دموکراسی و فدرالیسم هستیم .

اینها با شعارهای شبه اسلامی و با سوء استفاده از اختلافات شیعی – سنی و در پناه حکومت سکولار و مرتد پاکستان در واقع همان نقش واگنرهای آمریکا را دارند؛ چون بر احمقترین انسانها نیز روشن شده است که حکومت سکولار و مرتد چرکستان مزدور و غلام آمریکاست به نحوی که حتی حقوق ارتش آنرا آمریکا پرداخت می کند.

حالا آمریکائی که حتی یک زن مومن مثل دکتر عافیه صدیقی پاکستانی را تحمل نمی کند و او را زندانی و شکنجه می کند و اجازه زندگی آزاد به او نمی دهد اما همین گروه ریگی و فاروقی و سایر دسته های بلوچ را آزاد گذاشته با خانواده در پنجگور و … سکونت کنند.

آیا هنوز متوجه نیستید که این گروههای مختلف در راستای اهداف آمریکا در منیطقه کار می کنند و بلوچهای احساسی را به بهانه های قومگرائی و مذهبی قربانی اهداف آمریکا و متحدین آمریکا می کنند؟

بیدار شویم و فریب نخوریم؛ اینها بخشی از اسلام آمریکائی – صهیونی هستند؛ یعنیی در راستای اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ روانی و مسلحانه می کنند.

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

اهل سنت و جماعت بلوچستان به اندازه ی توانائی خود آشکارا منهج اهل سنت و جماعت در مورد گروههای اهل تفرق و فرقه باز کوچک و بزرگ مسلح و غیر مسلح در دارالاسلام ایران را اعلام کرده اند و یک روز هم دیدگاه خود را درباره ضرارسازها و حزب بازان و پیروان و طرفداران سرگردانشان پنهان نکرده اند و از همان روزهای ابتدای فعالیتشان در بلوچستان اعلام کردند که فرقه بازی و تفرق عذاب و مصیبت است که باید بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم از تمام این فرقه ها دوری کرد« فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »( صحيح الجامع 2994)  

همچنین آشکارا پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم را اعلام کرده ایم که سران و سردمداران این فرقه های متفرق رنگارنگ در کنار ضرار سازها  دعوتگران به سوی آتش و جهنم هستند و هر کسی دعوت آنها را اجابت کند او را در آتش جهنم می اندازند « دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» (بخاری7084) .

چرا در آتش جهنم؟ چون باعث ریخته شدن به ناحق خون خودشان و سایر انسانها می شود و الله هرگز کسی که خون به ناحق بریزد را نمی بخشد و به اندازه ای که خودش می داند چند سال است او را در آتش جهنم می اندازد و اگر مسلمان باشد به اذن الله بعد از عذاب دیدن از جهنم بیرون آورده می شود.

با چشم سر می بینیم که این فرقه های مختلف پیام آور قتال الفتنه و عادی سازی قتل به ناحق در میان مردم ما بوده اند.

استاد من بیان می کرد که قبل از انقلاب 57 یک نفر را در خارج از سراوان کشته بودند همه ی مردم هراسان بودند که الله بر سر ما بلائی نازل نکند، و اگر قاتل به زنی پناه می برد به خاطر آن زن یک بلوچ به او نزدیک نمی شد، اما الان در داخل سراوان یک زن را به خاطر گوشواره و چند مثقال طلا می کشند و کشتن انسانها اینهمه عادی شده است.

مدتی قبل پشت دانشگاه ما یک جوان را با شلیک به سرش کشته بودند و هنوز در حال جان دادن بود که مردم به سر جسدش رسیدند.

واقعاً فاجعه است، و تمام این فجایع به خاطر وجود این گروههای مختلف مسلح و قتال الفتنه ی آنها و عادی سازی کشتن انسانها به بهانه های جاهلی و اینهمه نا امنی است که این گروهها تولید کرده اند. منبع فتنه اینها هستند؛ باید جهت درمان اینهمه جنایت، این منبع را نابود کرد.

من مدتی پیش که یکی از سرداران منطقه به این گروهها و افراد تولید کننده ی ناامنی و قتل و دزدی هشدار جدی داده بود که اگر اموال سرقتی را برنگردانند او آنها را سرکوب می کند از هر قوم و قبیله ای که باشند.

در سخنان این سردار دو نکته وجود دارد:

همه می دانند که این قاتلین و دزدها و گردنه گیرها از خود بلوچها هستند و اگر هر یک از سرادران مختلف بخواهند می تواند این جریان پست قتلهای جاهلانه و دزدی ها و گردنه گیری ها را در قوم و قبیله ی خود ریشه کن کند و به این شکل ما شاهد اهلی شدن این منحرفین در تمام بلوچستان خواهیم شد.

این سرداران به جای اقدام خود سرانه، مثل تمام کشورهای مدرن و پیشرفته ی دنیا که مورد تائید اسلام هم هست، باید با نهادهای امنیتی هماهنگ شوند و امنیت را قانونمند برقرار کنند.

ما اهل سنت و جماعت بلوچستان در کنار هر فرد و جریان و نیرویی هستی

دموکراسی رژیم اشغالگر صهیونیستی و احزاب سکولار محلی ما بلوچها

دموکراسی رژیم اشغالگر صهیونیستی و احزاب سکولار محلی ما بلوچها

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

 تمام منابع دموکراسی خواه و سکولار جهانی اذعان داشته و دارند که رژیم صهیونیستی بزرگترین دموکراسی خاورمیانه را دارد اما داریم می بینیم که بزرگترین دموکراسی خاورمیانه چه بلایی بر سر غزه آورد؟

دموکراسی سکولاریستها در هر سرزمین اسلامی پا بگذارد، برای مسلمانان خرابی، و برای کفار سکولار جهانی و منطقه ای رونق می آورد.

در بلوچستان پاکستان نیز 80 سال است که دموکراسی سکولاریستهای فدرالیست و لیبرال حاکم است، نتیجه چه شده؟

هر جا بلوچی مسلمان اعتراض کرده به شدیدترین شیوه ی ممکن سرکوب و زندانی و حتی اعدام شده است.

بلوچهای سکولار هم همگی به جان هم افتاده اند و با آنکه بلوچهای سکولار سوسیالیست و بلوچهای سکولار لیبرال همگی «بلوچ زنده باد» می گویند، اما برای بلوچهای مخالف خود غیر از مرگ و نابودی چیزی ندارند.

نزد این بلوچهای سکولار، بلوچ یعنی همفکران آنها و بقیه اش همگی شعار است و عوام فریبی و دروغ .

به همین دلیل شما هرگز متوجه نمی شوید که  کدام ملی گرایی این احزاب حقیقی است؟

آیا به نظر شما اصلا تعریفی واحد از ملی گرایی نزد این احزاب و فرقه های دغل بازی که در زبان شعار چیزی می دهند و درعمل بدترین دشمنان مخالفین بلوچ خود هستند وجود دارد؟

پس فریب نخورید و بیدار شوید، راهکار شرعی برای ما در اتحاد اسلامی در دارالاسلام است نه در تفرق و فرقه بازی ضرار سازها و احزاب متفرق و رنگارنگ ضد هم.