جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (2)

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (2)

به قلم: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید با اشاره بر اینکه «حکومت اسلامی نمی‌تواند رفاه ایجاد کند»، در واقع دارد به جوانان احساساتی می‌گوید: «برای رسیدن به رفاه، باید از دین و حاکمیت اسلامی عبور کرد.» این همان مسیری است که آمریکا و صهیونیسم برای «ضربه زدن به دارالاسلام » و (Secularization) از نسل جدید مسلمان دنبال می‌کنند، یعنی تبدیل جوان مومن به یک «سکولار یا سکولار زده ای» که تنها به دنبال مسائل مادی است.

واضح است که «اسلام آمریکایی» که سید قطب رحمه الله و دیگران از آن صحبت کرده اند مقصد نهایی مروجان گرایشات سکولاریستی در میان مسلمین است و این رویکرد، یک توطئه‌ی دو مرحله‌ای است:

مرحله اول: ایجاد نارضایتی اجتماعی از طریق بزرگ‌نمایی مشکلاتِ اقتصادی و نسبت دادن آن به «ماهیت حکومتِ اسلامی». در حالی که برای همگان واضح و آشکار است که آمریکا و شرکایش هم اکنون از مسببین اصلی این محاصره ی شبیه «شعب ابی طالب»  و «جنگ خندق یا جنگ احزاب» بر دارالاسلام ایران هستند.

مرحله دوم: هدایت این نارضایتی به سمت «ضدیت با حاکمیت بر دارالاسلام» و در نهایت، پذیرش خواسته های آمریکا و بخصوص پذیرش «سکولاریسم» به عنوان تنها راه نجات.

وقتی جوانان مسلمان، به دلیل فشارهای اقتصادی، از حاکمیت بر دارالاسلام بیزار می‌شوند و به سمت ارزش‌های غربی حرکت می‌کنند، در واقع «جبهه‌ی آمریکا و صهیونیسم» تقویت شده است. این یعنی پیروزیِ نهایی آمریکا و شرکایش و تضعیف جبهه‌ی اسلام از درون آنهم توسط کسانی که ادعای پرچمدار یکی از مذاهب و تفاسیر اسلامی را دارند.

در این صورت می توانیم بگوئیم که این سخنان، از نظر فقهی و سیاسی، مصداق «خیانت به امت» و «مروجی سکولاریسم» است و هر عالمی که با سوء استفاده از نیازهای مادی مردم، راه عبور از شریعت به سوی سکولاریسم را هموار می‌کند، در واقع در خدمت فرعونیان مدرن است و هدفش، نه اصلاح معیشت، بلکه تخریب بنیادهایِ ایمان است.

اصلاح مشکلات اقتصادی آنهم زمانی که سرزمین مسلمین در معرض جنگ خارجی است از طریق تحریک مردم به مخالفت با حاکمیت بر دارالاسلام نیست، از طریق کلی گوئی های دشمن پسند نیست بلکه از طریق تقویت ایمان مردم به جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و تقویت اتحاد مومنین و نشان دادن راهکارهای عملی برای حل این معضل است.

 راهکاری عملی قابل اجرا برای این شرایط، نه کلی گوئی و شعار دادن که هر کسی بلد است.  

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (1)

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (1)

به قلم: محمد اسامه

اگر می گوئیم در میان اهل سنت ایران به این معنی نیست که در میان شیعیان چنین جریانی با چنین هدفی وجود ندارد، بلکه در اینجا و به صورت موردی به بررسی شخصیتی رسانه ای فارغ از علم شرعی می پردازیم که توسط دستهای خاصی برای حنفی مذهبها تولید شده است و کار به جائی رسیده که شخصیتی چون ابوولید المصری از نظریه پردازان جهادی اهل سنت و جماعت این شخص را یکی از اعضای «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» معرفی کرده است.

اگر این شخص محقق از چنان مسافتی و با تحقیقات خود به چنین آگاهی رسیده است، به نظر می رسد برای کسانی که در زاهدان و سیستان و بلوچستان زندگی می کنند و از نزدیک با این شخص آشنائی دارند و هنوز به چنین درجه ای از آگاهی نرسیده اند باید در میزان درک و فهم خود تجدید نظری داشته باشند و کسانی هم که به این درجه از آگاهی رسیده اند اما هنوز سکوت کرده اند لازم است به میزان مجازات «کتمان حقیقت» فکر کنند و برای خود نزد الله و مومنین پاسخی آماده کنند.

در این صورت بررسی نقش مروجان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید و مروجان سازش با کفار محارب خارجی که هم اکنون به رهبری دارالحرب آمریکا به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، در هدایت جوانان مسلمان به سوی «اسلام آمریکایی» و تضعیف اتحاد اسلامی و اقتدار دارالاسلام امری مهم و اولویتی است که نیاز روز ماست.

یکی از خطرناک‌ترین و شوم‌ترین ابزارهای آمریکا و صهیونیسم، استفاده از نابسامانی های اقتصادی و امنیتی و اجتماعی و… برای «تضعیف ایمان» است، نابسامانی هائی که یکی از عوامل اصلی آن همین کفار محارب خارجی و جبهه ی همسو با آنها بوده است بخصوص نابسامانی های اقتصادی که بر کسی پوشیده نیست و هم اکنون مردم ایران و منطقه با محاصره ی اقتصادی ایران و تحریمهای کمر شکن توسط آمریکا رد حال تجربه  و دیدن آن هستند.

 رویکرد اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، بر پایه یک مغالطه و اشتباه منطقی خطرناک بنا شده است و آنهم این ادعا که «حاکمیت اسلامی نمی‌تواند در برابر استکبار، رفاه و رونق اقتصادی ایجاد کند، پس بهتر است به سمت سکولاریسم و مدل غربی برگردیم».

این رویکرد، نقدی مصلحانه از سوی یک مومن به شریعت الله نیست، بلکه یک «عملیات روانی خیانت‌بار» برای جدا کردن جاهلان به منهج اسلامی از دارالاسلام و سوق دادن آن‌ها به سوی «اسلام آمریکایی» و سکولاریسم است.

مردم ایران هنوز با تمام مشکلات اقتصادی که دارند هم اکنون جهت حفظ ایمان خود هرگز در شرایط «شعب ابی طالب» قرار نگرفته اند یا جهت حفظ دارالاسلام و ایمان خود هرگز در شرایط «اهل صفه» دارالاسلام مدینه ی تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار ندارند و این مشکلات اقتصادی بهانه ای جهت تنازل و فروش ایمان نیست.

هم اکنون مردم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در شرایط اقتصادی بسیار بدتری نسبت به دارالاسلام ایران قرار دارند به نحوی که برای کار و ماندن در دارالاسلام ایران حتی زندگی خود را به خطر می اندازند که وارد ایران شوند، این چیزی است که بلوچها با چشم سر می بینند.

پس مشکلات اقتصادی اسبابی برای فروش ایمان و دارالاسلام به کفار محارب و اشغالگر خارجی و هر شخص دیگری نبوده و نیست. الله جل جلاله به صراحت هشدار می‌دهد که دشمنان، از طریق «نعمت‌های مادی» و «ترس از فقر»، سعی در دور کردن مؤمنان از مسیر حق دارند اما امر می کند: وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ (طه/ ۱۳۱) ‏چشم خود را مدوز به نعمتهای مادیی که به گروههائی از کافران داده‌ایم . این نعمتهای مادی که زینت زندگی دنیا است ، بدیشان داده‌ایم تا آنان را بدان بیازمائیم . داده ( اخروی جاویدان و سرمدی ) پروردگارت بهتر و پایدارتر ( از این نعمتهای موقّت و زودگذر جهان فانی ) است .

کمی با توجه به این آیه و آیات مشابه آن فکر کنید وقتی سخنرانان همسو با جریان اسلام آمریکائی «رفاه مادی غربی» را که اکثرا با دزدی از سرزمینهای دیگر هم به دست آمده را با «حاکمیت الهی» در چنین شرایطی که پیش آمده است مقایسه می‌کنند، در واقع در حال اجرای همان آزمون قرآنی هستند. هدف این است که با نشان دادن فقر در دارالاسلام و رونق کاذب در کشورهای سکولار، در دل جوانان مسلمان «تزلزل ایمان» ایجاد کنند تا به جای استواری بر شریعت، به دنبال «اسلام آمریکائی» و یا «دین سکولاریسم» باشند.

سکوت مصلحت‌اندیشانه یا نفاق و پیامدهای خطرناک ترویج بدبینی علیه دارالاسلام ایران در زاهدان

سکوت مصلحت‌اندیشانه یا نفاق و پیامدهای خطرناک ترویج بدبینی علیه دارالاسلام ایران در زاهدان

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در حالی که خون علمای اهل سنت مانند مولوی یوسف گرگیچ بر زمین ریخته شده و مزدوران صهیونیسم در خیابان‌های زاهدان به دنبال ترور هستند، سکوت سنگین و مصلحت‌اندیشانه‌ی برخی تریبون‌داران، به‌ویژه مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، دیگر قابل چشم‌پوشی نیست.

 این سکوت در برابر جنایت، در واقع نوعی تایید ضمنی اقدامات مزدوران است. وظیفه یک عالم ربانی، فریاد زدن در برابر خون مسلمانان است، نه سکوت در برابر قاتلان اهل قبله.

از بدبین کردن مردم تا تمجید از سکولاریسم و بسیاری از تحلیل‌ها نشان می‌دهد که رویکرد مولوی عبدالحمید فراتر از یک بی‌تفاوتی ساده، نوعی نفاق در قبال دارالاسلام ایران است. او با بازنمایی ناقص و گزینشی از آموزه‌های اهل سنت، به جای تقویت وحدت، سعی در بدبین کردن ملت مسلمان بلوچ نسبت به حاکمیت اسلامی بر اساس هر مذهب شیعی یا حنفی و … دارد.

بدیهی‌تر از آن، این است که وی با ترویج این ایده که «حکومت اسلامی (با گرایش شیعه امامی) ظالم است» و حتی با القای این مفهوم که «حکومت سکولار و کفری، بر حکومت اسلامی برتری دارد»، راه را برای نفوذ جبهه‌ی احزاب سکولار هموار می‌کند. این خطری بزرگ است، چرا که وقتی جوانان و عوام تحت تأثیر این تفکرات قرار می‌گیرند، از جبهه شریعتگرایان و دفاع از دارالاسلام عقب می‌کشند و به جای دفاع از مرزهای اسلامی، به سوی احزاب سکولاری پناه می‌برند که همگی در جبهه ی آمریکا قرار گرفته اند.

وقتی تریبون‌داران، حکومت اسلامی را سیاه نمائی می کنند و از آزادی هیا سکولار سخن می گویند در واقع به مزدوران صهیونیستی و آمریکایی مجوز شرعی می‌دهند. این همان مسیری است که منجر به این نتیجه می‌شود که هر کسی که از این حکومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم دفاع کند، باید کشته و ترور شود. با این تفکر، مزدوران خود را مأموران مبارزه با «ظلم» می‌نامند، در حالی که در واقع خودشان ظالمین و مأموران تخریب «دارالاسلام» هستند.

برخلاف آنچه در تریبون‌های انحرافی تبلیغ می‌شود، حقیقتِ مذهب حنفی و آراء امام ابوحنیفه رحمه الله بر مدار حفظِ امنیتِ جامعه اسلامی و جلوگیری از تفرقه استوار است.

در فقه  و آراء امام ابوحنیفه رحمه الله تا زمانی که حاکمیت بر بنیادهای اسلام استوار است و امکان برپایی شعائر الهی وجود دارد، آن سرزمین «دارالاسلام» محسوب می‌شود. امام ابوحنیفه بر حفظ نظم و جلوگیری از آشوب و فتنه تأکید ویژه‌ای داشته است. کسی که با ترویج «سکولاریسم» یا «بدبینی نسبت به حاکمیت اسلامی»، امنیت جامعه را به خطر می‌اندازد، در واقع با روح فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در تضاد است.

الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (آل عمران/ ۱۰۵) و مانند کسانی نباشید که تفرقه انداختند و پس از آمدن دلایل روشن، اختلاف کردند که آنان را عذابی بزرگ در کار است.

ای ملت بزرگ و باایمان، مراقب باشید که نفاق تریبون‌داران، شما را از دفاع از دارالاسلام و مقابله با جبهه ی آمریکا که از کفار مختلف اصلی و مرتدین عرب و عجم و مشتی شیخ و مولوی و آخوند مجری جنگ ورانی و غلامانی از گروههای مسلح محلی تشکیل شده باز ندارد.

 ما از مولوی عبدالحمید می‌خواهیم که از این مسیر خطرناک ترویج سکولاریسم و بدبینی نسبت به حکومت اسلامی بازگردد و وظیفه شرعی خود را در دفاع از خون‌های ریخته شده و اتحاد امت اسلامی ایفا کند.

خون خطیبان و ائمه ی مساجد اهل سنت در شرق و غرب ایران و سکوت نفاق‌آمیز تریبون‌داران

خون خطیبان و ائمه ی مساجد اهل سنت در شرق و غرب ایران و سکوت نفاق‌آمیز تریبون‌داران

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

امروز تشیع جنازه ی مولوی یوسف گرگیچ امام مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم زاهدان بود که توسط غلامان بزدل جبهه ی آمریکائی- صهیونی ترور شد.

ترور بزدلانه مولوی یوسف گرگیچ تنها چند روز پس از ترور ماموستا محمد نزهتی در کردستان، نشان‌دهنده یک نقشه‌ی منسجم است. این حملات، نه از سوی گروه‌های خودجوش، بلکه از سوی لگوران مزدوار و مأموران جبهه‌ی آمریکایی-صهیونیستی انجام می‌شود که در پی انتقام از علمایی هستند که با شجاعت، کفر به طاغو» و بیزاری از جبهه ی آمریکائی – صهیونیستی را اعلام کرده‌اند.

سکوت ریاکارانه ی امثال مولوی عبدالحمید در حالی که خون شهدای علمای اهل سنت در خیابان‌های زاهدان و پیرانشهر ریخته می‌شود کمک به جبهه ی آمریکا و غلامان و لگولاران داخلی آنهاست و این برای اهل سنت عیب است که تریبون‌داران اهل سنت، به‌ویژه مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، در برابر این جنایات بزدلانه سکوت می‌کنند اما مثلاً برای فلان تصادف بیانیه صادر می کنند یا در مورد فلان کشور حنجره پاره می کنند در حالی که در همان کشورها یا این موجودات را اصلاً نمی شناسند یا اگر هم بشنوند سخنان اینها برایشان هیچ ارزشی ندارد.

این سکوت مولوی ها و تریبون داران تنها یک سهل انگاری عادی نیست بلکه بی‌تفاوتی به سرنوشت سرزمین اسلامی و مومنین و نشان دادن صفت گروه منافقین است. رفتاری که در آن، به جای تبیین حقایق و دفاع از خون‌های ریخته شده، سعی می‌شود با ایجاد بدبینی نسبت به دارالاسلام ایران و «اهل جماعت ایران»، میان ملت مسلمان بلوچ و حاکمیت اسلامی و اهل جماعت تفرقه افکنی شود. این سم پاشی برخلاف منهج اهل سنت و اهل جماعت و بر خلاف مسیر هدایت و وظیفه علمی و شرعی است.

در فقه امام ابوحنیفه رحمه الله زمانی که حاکمیت بر دارالاسلام تثیب شده است و بخصوص زمانی که کفار محارب خارجی و مزدوران آنها به دارالاسلام یورش آورده اند حفظ نظم و جلوگیری از فتنه و تفرقه در دارالاسلام، از واجبات است. کسی که با ایجاد بدبینی در دل مردم نسبت به حکومت اسلامی، راه را برای نفوذ کفار محارب آمریکائی و صهیونیستها و مزدوران آنها هموار می‌کند، در واقع یکی از اعضای این جبهه ی دشمنان بر علیه جبهه ی مومنین است.

در فقه امام ابوحنیفه رحمه الله هر کسی که از اهل قبله باشد و بر اصول بنیادین ایمان استوار باشد، برادر مسلمان است. تکفیر یا بدبین کردن مسلمانان نسبت به یکدیگر به بهانه‌های سیاسی، با روح فقه ابوحنیفه که بر مدار «وحدت در عین تنوع» حرکت می‌کرد، سازگار نیست.

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (حجرات/ ۱۰) فقط مؤمنان با یکدیگر برادرند . یعنی اصلاً بحث قومیت و عرب و بلوچ و فارس بودن نیست بلکه مساله بر اساس عقیده و ایمان به شریعت الله است و اگر این اصل رعایت نشود و مسلمین دچار تفرق شودند و زمینه برای حملات کفار محارب خارجی و مزدورانش فراهم شود فتنه ای عمومی متوجه همه می شود که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: وَاحْذَرُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً  (انفال/ ۲۵) و از فتنه‌ای بپرهیزید که اگر بیفتد، تنها به کسانی از شما که ستم کرده‌اند، نمی‌رسد (و همه را درگیر می‌کند).

پس باید جلو این ستمگران خائنی که در اختیار جبهه ی آمریکا بر علیه دارالاسلام و مومنین هستند گرفته شود به همین دلیل نه تنها از علما و خطیبان مساجد و اهل رسانه بلکه به صورت خاص از مسئولین حکومتی خواستار برخورد شدید، قاطع و مطابق با شریعت الله با این مزدوران خائن و قاتلان هستیم تا عامل بازدارنده در برابر این حملات بزدلانه عمل شود.

از علمای اهل سنت و تریبون‌داران به‌ویژه از مولوی عبدالحمید، می‌خواهیم که از موضع سکوت و مصلحت‌اندیشی خارج شده و به عنوان پیشوای مذهبی، موضع‌گیری شرعی و صریح در برابر این جنایات داشته باشند. وظیفه شما دفاع از خون‌های ریخته شده و تطبیق شریعت بر این قاتلان است، نه سکوت در برابر دشمنان مشترک دین و مسلمین و وطن.

غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در ایران بارها در مورد کسانی چون مولوی عبدالحمید صحبت کرده ایم که با استناد به اینکه اپوزیسیون سکولار و مرتد و خائن ایرانی هم ایرانی هستند پس ایران باید با آنها وارد گفتگو شود و به اینها مجال فعالیت در ایران و … بدهد. درخواستی که تنها از یک انسان جاهل به شریعت انتظار می رود.

عین همین درخواست را اخیرا«حامد کرزی» از غلامان آمریکا و از مروجان سیاست‌های سازش با این غلامان و خائنین به دین و ملت به نظام امارت اسلامی افغانستان داده است.

زمانی که می گفتیم که هدف امثال مولوی عبدالحمید ضربه زدن به امارت اسلامی و فراهم کردن زمینه های نفوذ غلامان آمریکا به نظام حکومتی امارت اسلامی است یعنی همین.

اما باید بگوئیم از آنجا که افغانستان، امروز دارالاسلام و تحت حاکمیت امارت اسلامی است، هرگونه سخن گفتن که با اصول شریعت و ثبات نظام اسلامی در تضاد باشد، تنها یک تلبیس و تلاش برای تضعیف وحدت اسلامی است. کسانی همچون حامد کرزی و عبدالله عبدالله، که همواره در نقش مخالفان نظام شرعی ظاهر شده و اکنون با شعارهای مصالحه و زندگی در کنار هم، قصد دارند ریشه‌های اسلام را در این سرزمین متزلزل کنند، در حکم کسانی هستند که از حریم اسلام خارج شده و حق اظهارنظر در دارالاسلام را ندارند.

در نظامِ اسلامی، مرتد کسی است که 1- آگاهانه 2- عمدا 3- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای چون یاری دادن کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام می شود و از اسباب ضربه زدن به دارالاسلام می شود. کسانی که می‌خواهند با شعارهای «دموکراسی» و «سازش با باطل»، جایگاه حاکمیت الهی را تضعیف کنند، مروج فتنه ی ارتداد هستند.

این مروجان سازش، با تلاش برای جایگزین کردن «قانون بشر» با «شریعت حق»، در واقع در حال افزودن بر کفر و تضعیف ایمان امت هستند.

در سیره مبارک رسول الله صلی الله علیه و خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین، هیچ زمانی اجازه داده نشده است که مفسدان و کسانی چون عبدالله بن ابی یا مسلیمه  یکذاب که قصد تضعیف جبهه اسلام را دارند، در میان مسلمانان به «سخن‌رانی» و «تبلیغ باطل» بپردازند.

زمانی که توسط گروه منافقین فتنه ی مسجد ضرار و سایر فتنه ها در میان مسلمانان به وجود می آمد رسول الله صلی الله علیه وسلم با قاطعیت با کسانی که با شعارهای فریبنده سعی در ایجاد تفرقه داشتند، برخورد کرد. اجازه داده نشد که مفسدان، افکار منحرف خود را در میان صفوف مؤمنان منتشر کنند تا باعث شک و شبهه در دین مبین شوند و زمانی که مومنین در زمان حاکمیت عثمان و علی از این مفسدان غفلت کردند نه تنها دارالاسلام در آن زمان بلکه مومنین تا کنون در حال تحمل ضرباتی هستند که این مفسدین بر جامعه ی مسلمین تحمیل کرده اند.

ما از رهبری مقتدر امارت اسلامی افغانستان، به عنوان حاکم شرعی، می‌خواهیم که در برابر این مفسدین و مروجان باطل، از موضع قاطع استفاده کنند همچنانکه از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران نیز چنین درخواستی را بارها در مورد امثال مولوی عبدالحمید زاهدانی مطرح کرده ایم.

کسانی چون کرزی و عبدالله عبدالله، که حتی حق برخورداری از زندگی در زیر سایه ی حاکمیت اسلامی را ندارند اما به آنها داده شده است، نباید به آنها اجازه داده شود که در خاک دارالاسلام همچون مولوی عبدالحمید زاهدانی، به سخن‌رانی و تبلیغ سیاست‌های بیگانه های کافر بپردازند.

این افراد نباید اجازه داشته باشند که با ادعاهای دموکراسی و مصالحه، نظم حاکم بر دارالاسلام را مختل کنند. برخورد با آنان باید به گونه‌ای باشد که صدای باطل در میان مومنان خاموش گردد.

امارت اسلامی، مأمور به برپایی امر به معروف و نهی از منکر است. اجازه دادن به مروجان سازش برای سخن گفتن، به معنای اجازه دادن به ریشه‌کن کردن حاکمیت شریعت اسلام است.

میانه روهای اسرائیلی  و کشور مستقل فلسطینی مورد نظر مولوی عبدالحمید

میانه روهای اسرائیلی  و کشور مستقل فلسطینی مورد نظر مولوی عبدالحمید

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه ی 20 شهریور 1405 اهل سنت زاهدان از  «تشکیل کشور مستقل فلسطین» صحبت کرد که بر حل مشکلات خاورمیانه و جهان، «تأثیر مثبت» می‌گذارد.

توضیح خواهم داد که این «توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» لطقمه ای جویده و قورت داده شده توسط دشمنان ملت فلسطین است که توسط مولوی عبدالحمید بالاآورده شده و برای چندمین بار است که نشخوار می شود.

اما دو نکته ی مهم در بخشی دیگر از سخنان مولوی عبدالحمید وجود داشت که نیاز دیدیم توضیحی مختصر در مورد آن داده شود و آنهم اینکه گفت: “متأسفانه کشورهای اسلامی اکنون فرصت دفاع از مردم فلسطین را ندارند، زیرا این کشورها را با همدیگر درگیر کرده‌اند به‌طوری‎‌که از جانب یکدیگر احساس خطر می‌کنند و این بدترین دامی بود که مسلمانان در آن گرفتار شدند و تندروهای اسرائیلی نیز از این فرصت، سوءاستفاده می‌کنند.”

مولوی عبدالحمید از کدام کشورهای اسلامی صحبت می کند که حداقل در همسایگی فلسطین هستند اما فرصت دفاع از فلسطین را ندارند و بلکه با هم درگیر هستند؟ ترکیه؟ سوریه ی جولانی؟ اردن؟ آل سعود؟ مصر؟ امارات متحده صهیونی؟ یا پاکستان و تونس و دیگران؟ اینها که همه با هم بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد متحد هستند و همگی در تحالف آمریکائی «مبارزه با تروریسم» مشارکت دارند و همگی هم سنگر همدیگر هستند.

همین الان در یمن بر علیه اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن هم سنگر نیستند؟ اینها چگونه است که فرصت جنگ با گروههای جهادی فلسطین و منطقه را دارند اما فرصت حمایت ار فلسطین را ندارند؟ پس قضیه چیز دیگری است که مولوی عبدالحمید عمداً آنرا کتمان می کند و می خواهد برای این خائنین عذر بدتر از گناه بیاورد و آنها را سفید شوئی کند. 

مورد دیگر سخن از «تندرو های اسرائیلی» است که از این فرصت، سوءاستفاده می‌کنند.

اجازه دهید چهره ی سرشناس صهیونیست معروف به «میانه روی» و بعضی از تفکرات او را به شما نشان دهیم تا پاسخ «توطئه ی دو حاکمیت در یک سرزمین واحد» را نیز داده باشیم که از سوی چنین «میانه رو صهیونیست» ی نیز مطرح شده است.

یائیر گولان۶۴ ساله و جانشین سابق رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب چپ‌گرا و کمونیست «دموکرات‌ها» است که به «میانه روی» و مخالفت با جنگ مسلحانه ی به این شکل بر علیه ایران و فلسطینی ها مخالف است. یوئل استرون، بنیان‌گذار روزنامه اقتصادی کالکالیست در خصوص او می‌گوید: «او به عنوان یک افسر بسیار تهاجمی و خشن نسبت به فلسطینی‌ها بود و حداقل دو بار زخمی شد؛ شگفت‌انگیز است که او اکنون رهبر تنها حزب چپ‌گراست.»

یائیر گولان در گفتگویی با بلومبرگ در تل‌آویو می گوید که نمی‌توان تمام مشکلات را با بمب حل کرد و محاصره اقتصادی ایران روش صحیح‌تری برای مواجهه با این کشور است.

یعنی زمانی که حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آنهم با حمایت اتحادیه ی اروپا و کشورهای خائن عربی با شکست مواجه می شود، گزینه ی مورد نظر چهره ی «میانه رو» اسرائیلی مورد نظر مولوی عبدالحمید این است که محاصره ی اقتصادی درپیش گرفته شود که همین الان توسط آمریکا و امارات و دیگران در حال اجراست.

یائیر گولان یک نظامی است و می داند با قدرت نظامی نمی توان ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین را به زانو درآورد در نتیجه راهکار محاصره ی اقتصادی را نشان می دهد. اینهم  سیاست برجسته ترین «میانه رو» اسرائیلی برای ایران که ترامپ در حال اجرای آن است.

یائیر گولان نیز از«توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» حمایت می کند و این یعنی رسمیت دادن به اشغالگری صهیونیستها در حالی که در منهج اسلامی جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی تا بیرون راندن آنها از سرزمینهای اسلامی بر مومنین همچون نماز «فرض عین» است. 

البته یکی از برنامه های یائیر گولان کمونیست و «میانه رو» مورد نظر مولوی عبدالحمید “حرکت به سوی راهکار میانه‌ای برای شناسایی تدریجی، نه لزوماً ایجاد یک دولت کاملاً مستقل از فردا صبح” است و استدلال می آورد که”  برنامه‌های ائتلاف فعلی برای الحاق کرانه باختری با ۳ میلیون جمعیت فلسطینی کشنده است.” یعنی خنثی کردن مجاهدین با وعده های خیالی و مشارکت دادن آنها در بازی های سیاسی رایج و شناخته شده ای که بیشتر از چند دهه است «فتح عرفات و محمود عباس» را در آن آزموده اند تا اینکه فرصت و زمان مناسب برای الحاق فراهم شود.

مولوی عبدالحمید هم اکنون در حل نشخوار سخنان امثال یائیر گولان است که این کفار محارب و اشغالگر خارجی بارها این سخنان را قورت داده و باز بالا آورده و نشخوار و رسانه ای کرده اند تا اینکه بتوانند این توطئه و توهمات را به مسلمین بقبولانند.

حتی اگر «توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» را بخواهند پیاده کنند مومنین اهل دعوت و جهاد باید آنرا رد کرده و به «فرض عین» خود تا آزاد سازی سرزمینهای اشغالی مسلمینعمل کنند.

جریان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید»ی که  مصطفی حامد معروف به ابو الولید المصری از آن صحبت می کند و مولوی عبدالحمید را یکی از افراد این جریان می داند یعنی همین.

دقایقی پیش مولوی یوسف گرگیچ امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول‌الله شهرستان زاهدان توسط جبهه ی آمریکائی – صهیونی ترور شد

دقایقی پیش مولوی یوسف گرگیچ امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول‌الله شهرستان زاهدان توسط جبهه ی آمریکائی – صهیونی ترور شد

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

آمریکا و صهیونیستها که در جنگ نظامی خود بر علیه دارالاسلام ایران شکستی فاحش خورده اند و با محاسبات غلط خود با ملتی متحد و حاکمیتی قدرتمند در دارالاسلام مواجه شده اند هم اکنون با استفاده از لگورها و مزدوران ترسوی خود در پی انتقام از علماهائی هستند که آشکارا کفر به طاغوت و کفر به این کفار خارجی و مرتدین داخلی را اعلام کرده اند.

در همین راستا می بینیم که در میان اهل سنت کُردستان کسی چون ماموستا محمد نزهتی رحمه الله امام جماعت یکی از روستاهای پیرانشهر را چند روز پیش ترور کردند و امروز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ش و چند دقیقه پیش هم مولوی یوسف گرگیچ رحمه الله امام جماعت مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جلو منزلش در خیابان رسالت ۴۷ زاهدان .                                    

این مزدوران چرا عبرت نمی گیرند و چرا تا این اندازه نفهم هستند؟

این لگوران خائن مگر نمی دانند اربابان آنها یعنی آمریکا و اسرائیل کسانی چون رهبر ایران و بیشتر از 40 نفر از بزرگان نظامی و سیاسی ایران را ترور کردند؟

چه اتفاقی افتاد؟ آیا توانستند این نظام و انقلاب را نابود کنند و به اهداف خو برسند؟

نه، بلکه این جنگ به تمام دنیا نشان داد که با یک نظام سروکار دارند نه با چند نفر  که اگر حذف شوند کشور نیز متلاشی خواهد شد. اینها متوجه 37 سال نظام سازی رهبر سابق ایران نشده بودند و همه دیدیم که این نظام هم اکنون به عنوان یک قدرت برتر منطقه ای ابراز وجود کرده است.

ای لگوران خائن پاکستان نشین: شماها هرگز نمی توانید به اندازه ی اربابانتان از بزرگان ایران بکشید و بدانید این جنایات شما با آنکه خانواده هائی را داغدار کرده و شعله های انتقام را نیز در میان ما تیزتر خواهد کرد اما به جائی نخواهید رسید. ملت ایران جانورانی از شماها بدتر را در اوایل انقلاب تجربه کرده است، فقط نگاه کنید متحدین شما یعنی مرتدین گروه رجوی چه ترورها و چه جنایاتی را مرتکب شدند و به کجا رسیدند؟

پس این اولین ترور جبهه ی شماها از علمای اهل سنت و جماعت نیست که به نفع جبهه ی آمریکائی – صهیونی انجام می دهید و این ترورهای بزدلانه از مولوی ها و ماموستاهای غیر مسلح تنها باعث نشان دادن ماهیت خائنانه ی شما لگوران وطن فروش دین فروش خواهد بود.

ما اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص حنفی مذهبهای بلوچ از مسئولین حکومتی خواستاریم به عنوان مهمترین عامل بازدارنده با شدت عمل مورد نظر شریعت الله با این خائنین قاتل برخورد کنند.

از مولوی های تریبون دار و بخصوص از کسانی چون مولوی عبدالحمید نیز می خواهیم جهت نشان دادن جبهه ی خود به صورت آشکارا در برابر این مزدوران جبهه ی آمریکایئ – صهیونی موضع گیری شرعی داشته باشند و خواستار تطبیق شریعت الله بر این قاتلین شوند.  

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

بیائید و به دور از سروصدای رسانه ای از خود بپرسیم که در جنگ کنونی بین ایران و آمریکا – اسرائیل چند جبهه وجود دارد؟

قطعا پاسخ می دهید تنها دو جبهه؛ یکی جبهه ی ایران است که از حماس و جهاد فلسطین در آن وجود دارند تا اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن تا مسلمین ایران و سایر مومنین گروههای جهادی و اسلامی در سرزمینهای اسلامی؛ و دیگری جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست که از ربع پهلوی مرتد تا سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی از جمله جبهه ی مبارزین مردمی که خودش را بخشی از این اپوزیسیون می داند و به خاطر دفاع از مرتدین ربع پهلوی ایلام ترورهائی انجام داد تا طاغوتهای دست نشانده بر کشورهای عربی و پاکستان و سایر اعضای جبهه ی آمریکا و صهیونیستها.

در نهایت به این حکم الله می رسیم که تنها دو جبهه وجود دارد و آنهم:  الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

واضح شد؟

پس دیگر به مکر و نیرنگهای شیطان و جبهه ی شیطان که گاه از ادبیات اسلامی و جهادی و قومیتی و غیره استفاده می کنند اهمیت ندهید و باید با یاران شیطان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها جنگید و فرق ندارد این یار و سرباز شیطان یک بلوچ از جیش العدل یا همین جبهه ی مبارزین بلوچ از میان حنفی زاده ها باشد یا یکی از اعضای ربع پهلوی مرتد یا گروه ارتدادی رجوی از میان شیعه زاده ها.

آمریکا که با مسحابات غلط وارد جنگ با ایران شد و در جنگ مسلحانه با ایران دچار شکستی مفتضحانه ای شده است چند روز پیش مزدوران خودش در یمن را از کانال آل سعود و امارات متحده فعال کرد که دیدیم چه حقارتی نصیبشان شد و در بلوچستان و از کانال حکومت دست نشانده ی پاکستان نیز گروههای خائن بلوچ چون جبهه ی مبارزین مردمی را جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامی های خود بر علیه دارالاسلام ایران فعال کرده است.

در تازه ترین درگیری این گروههای اجاره ای امروز شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت چهار بامداد ما شاهد درگیری نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران با یک هسته ی گروه جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در اطراف مسجد جامع مدنی بخشان و بخش‌هایی از جهادآباد سراوان بودیم که از منزل مسکونی «لامحمد»، معروف به «لامحمد پمپی» شروع شده و هنوز بعد از 5 ساعت درگیری هنوز صداهائی به گوش می رسد.  

با آنکه به دلایل شرایط امنیتی هنوز تعداد کشته و زخمی ها مشخص نیست اما به صورت مشخص از نیروهای گروه اجاره ای و مزدور جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی در میان بلوچها تعداد 4 نفر و از نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران نیز 3 نفر کشته شده اند.

لازم به تاکید و دقت و یادآوری است که در این عملیات بیشتر کسانی که با گروه اجاره ای جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی وارد جنگ شدند نیروهای بومی بلوچ با پوشش و لباس بلوچی بودند که نشان می دهد این لگور های اجاره ای جایگاهی در میان قوم حنفی مذهب بلوچ ندارند و قوم بلوچ این لگورهای اجاره ای پاکستان نشین را تهدید مستقیم و فوری علیه جان، امنیت و کرامت خود می دانند به همین دلیل دفاع مشروع و حق دفاع از خویش را در چارچوب ضرورت و تناسب برای دفع تهدید، حقی بنیادین و انکارناپذیر برای خود می دانند و در کنار سایر نیروهای امنیتی کشورشان بر علیه این مزدوران وارد جنگ شده اند.

نباید از بلوچهای باغیرت انتظار داشت در برابر اجاره ای های آمریکا که از کانال حکومت دست نشانده و متحد آل سعود یعنی حاکمیت پاکستان جهت ضربه زدن به امنیت و روند رشد اقتصادی و اجتماعی مردم دستور گرفته اند و مردم سیستان و بلوچستان با تهدید مستقیم این اجاره ای ها مواجه‌اند انتظار داشت در برابر تعرض به جان و امنیت خود ساکت و تماشاچی و بی‌دفاع بمانند.

اربابان جیش العدل زمانی که دیدند نمی توانند صرفاً با تمرکز بر اختلافات مذهبی اهداف خود در منطقه را به پیش ببرند به همین دلیل با تغییر نقاب و اسم و با متصل کردن آن به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی خیال کردند می توانند جبهه ی بزرگتری با شعار « فرزندان انقلاب ملی ایران» به وجود بیاورند اما قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ نزدیک 80 سال است که با این جانوران سکولار در ایالت بلوچستان پاکستان آشنائی دارند و قطعا اجاره ی رشد و سربلند کردن به این خائنین به دین و مردم را نخواهند داد.

لانه ی این لگورهای اجاره ای توسط همان مردم محل به نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران گزارش شده است و بار دیگر نشان می دهد این اجاره ای ها جایگاهی در میان قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ ایرانی ندارند؛ مردمی بودن یعنی ینروهای حماس که در یک شهر محصور اسرئیل درنده ی تحت حمایت مستقیم آمریکا و غرب را به زانو درآوردند و با دادن آنهمه هزینه و تلفات فرزندان خود در حماس و جهاد اسلامی را رها نکرده اند.

 اما جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در میان بلوچها چه؟ خودتان دارید می بینید و نیاز به توضیح نیست.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالغفار نقشبندی می گوید: “سر و کمر بلوچ در برابر هیچ شاه و پادشاهی کج و خم نشده و بلوچ به هیچ احدی تعظیم نکرده است؛ بجز جلوی یک پادشاه، آن هم فقط و فقط در رکوع و سجده در برابر الله ذوالجلال.”

اینهم باز كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد؛ در مورد بلوچهای مسلمان راست می گوید اما اینکه خودش هم اکنون در خاک پاکستان و در زیر سایه ی حکومت سکولار و مرتد پاکستان زندگی می کرد و تمام حرکات آن توسط سازمان اطلاعات پاکستان آی اس آی مدیریت می شود و پاکستان مزدور مستقیم آمریکاست و آمریکا اصلی ترین حامی اسرائیل است و پاکستان هم با آل سعود مشترک نظامی و امنیتی دارد امری نیست که امثال نقشبندی بتوانند آنرا بپوشانند.

آیا جنگیدن نقشبندی در این جبهه ی آمریکائی – صهیونی و سر و کمر خم کردن برای این اربابان و نوچه های آنها چون پاکستان و آل سعود مخالف با روش و سرت بلوچهائی نیست که رشادتهای آنها با کفار محارب انگلیسی بر کسی پوشیده نیست؟

فرق بین انگلیس با آمریکا چیست که امثال نقشبندی هم اکنون برایشان مزدوری و غلامی می کنند؟

مولوی نقشبندی باز از تاریخ بلوچ مایه می گذارد و می گوید: “بلوچ برای دفاع از دین، حیا و ناموس، در برابر مغول، تاتار، انگلیس و پرتغالی‌ها ایستادند.”

فقط کافی است از نقشبندی پرسیده شود این تاریخ و این قوم با حیا و ناموس و دین چه ربطی به تو دارند که از کانال حکومت سکولار و مرتد پاکستان غلام آمریکا و آل سعود و صهیونیستها شده ای؟ تو را چه به تاریخ قوم بلوچ؟ تو در این قوم چه محلی از اعراب داری؟

ماتین وتن (سرزمین مادری) ما جای کسانی چون آن دو جوان است که با عملیات استشهادی خود به پایگاه کفار محارب انگلیسی زدند نه خائنینی چون نقشبندی که مزدور کفار محارب آمریکائی شده است. بگو فرق انگلیس کافر محارب و اشغالگر با آمریکای کافر محارب و اشغالگر چیست که در همین چند روز گذشته عروسی سیریک را به عزا تبدیل کرد؟

بله نقشبندی، ” امروز، روز بیداری و بازگشت به همان اصالت سلحشوری است” اما مسیر تو مسیر ذلت و خواری و وطن فروشی و ذلت است و زمانی که می گوئی: ” زمان آن است که جوانان به صفوف پرخروش مجاهدان در جنبش دادخواهان و آزادگان بپیوندند. آغوش این جنبش باز است و…”. این را نیز بگو که این جوانان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در چه راهی با سایر مسلمین خواهند جنگید؟

می دانیم که الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

بگو جبهه ی آمریکا و صهیونیستها که آل سعود و پاکستان هم بخشی از آن هستند و تو هم تحت کنترل و دستور و مدیریت سازمان جاسوسی پاکستان هستی و پاکستان به تو مکان و امنیت و امکانات داده در راه الله می جنگد یا در راه شیطان؟

الان فهمیدی که در چه مسیری قرار داری و مردم را به چه راهی دعوت می دهی؟

نقشبندی نیمه محترم، راه تو و اربابانت از راه مومنین اهل سنت و جماعت و کلاً از مسیر مومنین و جبهه ی مسلمین «جدا»ست، مومنین در برابر جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند، این را نمی دانی؟

جوانان آگاه فقط کافی است که صرفنظر از عقیده و فکر طرف مقابل، «جبهه» را نگاه کنند که این شخص در آن قرار دارد. در ارتش آمریکا و اسرائیل و انگلیس و … افرادی نماز خوان و روزه گیر هم وجود دارند همچنانکه هم جنس بازها و آتئیستها و مسیحی ها و یهودی ها و غیره وجود دارند.

پس به فکر و مذهب افراد اهمیت ندهید بلکه به «جبهه»ای نگاه کنید که این شخص در آن قرار دارد، به تابلوی بالاسرش نگاه کنید تا مقصدش برایتان مشخص شود.

هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها به همراه حکام مرتد عربی و عجمی «جبهه»ای واحد بر علیه «جبهه»ی ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و غیره تشکیل داده اند شما بفرمائید نقشبندی و گروهش در کدام جبهه قرار گرفته اند؟

همین برای شناخت امثال نقشبندی کافی است که جوانان ما از فتنه ی آنها در امان بمانند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

گروه مجازی که مولوی عبدالغفار نقسبندی تحت عنوان «جنبش دادخواهان و آزادگان = جدا» راه انداخته و در توهماتش دارای مجاهد و غیره است و به اصطلاح با فریاد اصالت و غیرت در رگ‌های بلوچستان و… قصد دارد عده ای را فریب داده و به خود جذب کند در واقع فرقه ای است «جدا»ی از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت.

 چه کسی این را گفته؟  رسول الله صلی الله علیه وسلم.

 رسول الله صلی الله علیه وسلم. ت. چه ه خود جذب کند در واقع فرقه ای است جدای  کردن دشمنان کافر و اشغالگر اصلی. لله عزام رحمه اللهول الله صلی الله علیه و سلم به حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ حذیفه می گوید عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[1] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

پس کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق که به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم به ما می آموزد که ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی یکی از این گروههای اهل تفرق است که با به کشتن دادن جوانان مردم و جنگیدن در «جبهه ی آمریکائی – صهیونی» بر علیه «جبهه»ی مسلمینی که هم اکنون در حال جهاد با آمریکا و شرکایش هستند مردم را به سوی جهنم دعوت می دهد.

پس اگر نقشبندی می گوید: ” اگر ما و شما به برگ‌های زرین تاریخ خود نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که مردم بلوچ هرگز مردمی سرافکنده و تسلیم‌پذیر نبوده‌اند.”

بله، این كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد. سرافکندگی جنگیدن و حرکت در مسیری است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن نهی کرده است و امثال نقشبندی در آن حرکت می کنند و قوم بلوچ هرگز در آن قدم نمی گذارد بلکه به سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم گوش داده از منهج اسلامی و مسیر شریعت منحرف نمی شود و از این گروههای متفرق و رنگارنگ «جدا» و «جم» (جبهه مبارزین مردمی) و غیره دوری می کند.

عزت در تفرق و جنگیدن به نفع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها نبوده و نیست بلکه تنها سرافکندگی و آتش جهنم نصیب هم مسیران امثال نقشبندی می شود.


[1] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994