دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

به قلم: بالاچ عمًرزهی

آیا هنوز سردرگم هستی و فرق دوست و دشمن را نمیدانی؟ به دلیل قوم گرایی جاهلانه و لجبازی چشمان ات را بستی و گوش هایت را گرفتی و از حقایق فرار میکنی؟

دشمن کیست؟

اگر در کنار اهل سنت بودن اهل جماعت هم هستی دشمن تو تمام اهل تفرق هستند و بخصوص دشمن تو و من همان سکولار و همان مولوی و قلم به دست دین فروشی است که در اختیار این سکولار خارجی و بومی درآمده است.

دشمن تو همان سکولار پنجابی و بلوچی است که هستاد سال است در بلوچستان پاکستان فدرال یک ایالت خودمختار تشکیل داده اند و هر چه جنایت از دستشان برآمده در حق قوم بلوچ مسلمان انجام داده اند.

دشمن من و تو آمریکا و ناتو سکولار است که از این جانیان حمایت می کنند و این جانیان هم هر جنایتی را که دلش بخواهد در حق تو و برادر و خواهران مسلمان ات انجام می دهند.‌

آیا هنوز هم آنها را هموطن خود می دانی؟ کسانی که با نادیده گرفتن قوانین شریعت الله به الله و بهترین خلق الله سیدنا محمد صلی الله علیه وسلم و تمام مومنین توهین می کنند؛ آیا آبرو و فرهنگ و عرض و ناموس بلوچها و برادران مسلمان ات از شر آنها در امان مانده و خواهد ماند؟

آیا صحبت ها و شعارهای آنها را باور میکنی، در حالی که کل دین سکولاریسم بر کنار زدن قوانین شریعت الله در زندگی اجتماعی و خانوادگی و جتی فردی انسانها استوار است؟

مسلمانان راستین، در دین خود با کسی مسامحه نمیکنند و نهج آنها با کسانی که از دین خارج شدند همانند نهج صحابه رضی الله عنهم اجمعین خواهد بود.

پس با این احزاب و گروههای سکولار و با این مولوی هایی که با سکوت خائنانه ی خود زمینه را برای رشد این سکولاریستهای مرتد فراهم کرده اند و حتی مردم را به همزیستی با این سکولاریستها دعوت می دهند مثل یک دشمن داخلی برخورد کنید.

ثمرات قوم گرائی و ناسیونالیسم برای بلوچها و سایر اقوام

ثمرات قوم گرائی و ناسیونالیسم برای بلوچها و سایر اقوام

به قلم: براهندک بلوچ

اسلام انسانها را بر اساس عقایدی که دارند تقسیم می کند نه بر اساس رنگ و نژاد و قوم و …..

انسانها به سه دسته ی 1- مومنین (أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ)  2- کفار (الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ) 3- مسلمین سرگردان یا دارودسته ی منافقین (الضَّالِّينَ)

در این نگرش اسلامی فرقی ندارد این کافر پدر پیامبر الله ابراهیم علیه السلام باشد یا پسر نوح علیه السلام یا همسر لوط علیه اسلام یا عموی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم؛ نژاد و قومیت و نزدیکی این کفار به پیامبران امتیازی برای آنها محسوب نمی شود و مومنینی چون بلال حبشی و صهیب رومی و سلمان فارسی و ابوبصیر الکوردی و… بر اینها برتری دارند و از حقوق خاص مومنین برخوردار می شوند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: يا أيُّها الناسُ، ألَا إنَّ ربَّكم عزَّ وجلَّ واحدٌ، ألَا وإنَّ أباكُمْ واحدٌ، ألَا لا فضْلَ لعربيٍّ على عجَميٍّ، ألَا لا فضْلَ لأسودَ على أحمرَ إلَّا بالتقوى، ألَا قد بلَّغْتُ؟ قالوا: نعم, قال: لِيُبْلِغِ الشاهِدُ الغائبَ.[1] ای مردم، آگاه باشید که پروردگارتان عزوجل یکی است، آگاه باشید که پدر شما (آدم) هم یکی است، آگاه باشید فضيلتى ندارد عرب بر غیر عرب و غیر عرب بر عرب و سرخ پوست بر سیاه پوست  مگر بسبب تقوى و پرهیزگاری؛ آگاه باشید آیا این را رسانده ام؟ اصحاب گفتند: بله، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: کسی که حاضر است این پیام را به غائب برساند.

در نگرش اسلامی، اینکه یکی بلوچ باشد یا تُرک یا عرب یا کُرد و… به عنوان یک حق شرعی به آن احترام گذاشته می شود و دوست داشتن زبان و فرهنگ اسلامی خود تنها یک احساس است که الله در دل انسانها قرار داده و مومنین بیشتر از همه قوم و سرزمین خود را دوست دارند.

اما در دین سکولاریسم  (غیر از کمونیستهای میان سکولاریستها)عامل هویت بخش نژاد و قومیت است و زمانی که شخص قومگرا می شود و جزو ملی گراها و ناسیونالیستها قرار می گیرد، در واقع با محور قرار دادن نژاد و با پس زمینه هائی از عقاید یکی از احزاب سکولار، قوم و نژاد را تبدیل به قانون و برنامه می کنند و با پرچم قومیت و نژاد و سرزمین مادری عقاید سکولاریستی خود را به پیش می برند و قومیت و نژاد نقابی می شود برای پوشاندن عقاید سکولاریستی آنها.

برای این سکولاریستهای ملی گرا نیز آنچه مهم است عقاید سکولاریستی آنهاست به همین دلیل نه تنها با تمام احزاب و جریانات اسلامی شریعت گرا مخالفت می کنند بلکه با احزاب سکولار و قوم گرای هم قوم خودشان نیز که مخالف بخشی از عقاید و برنامه ها و افکار آنها هستند سرناسازگاری دارند و گاهگاهی اگر نیاز هم باشد با این احزاب سکولار هم قوم خودشان هم وارد جنگهای خونینی می شوند. مگر اینهمه تفرق و گاهگاهی جنگ بین احزاب سکولار هم قوم را نمی بینید؟

پس برای این احزاب سکولار هم، قومیت و نژاد تنها شعار و نقابی است برای پیش بردن برنامه ها و عقاید سکولاریستی خودشان.

در کنار این، ناسیونالیسم در بعد داخلی برای پیروانش نوعی حقارت نسبت به دیگر اقوام و کینه ی نابجا از اقوام دیگر و نوعی نفاق را تولید می کند، پس ملی گرائی و قومیتگرائی سکولاریستها با هر پس زمینه ای از عقاید سکولاریستی باشد نوعی سم کشنده و بازدارنده است که باعث مسموم شدن افراد جامعه می شود.

نکته ی طنز این قومیت گراهای سکولار این است که همگی بلااستثناء قوم و ملت خودشان را به یکی از کفار سکولار جهانی و منطقه ای می فروشند و قوم خودشان را قربانی اهداف و برنامه های دشمنان خارجی می کنند. مگر نمی بینید؟

[1]  ابن تيمية، اقتضاء الصراط المستقيم  1/412/ أبو

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

بعد از ایمان، جهاد بهترین عمل است اما تحت چه شرطی؟

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

از رسول الله صلی الله علیه وسلم  سؤال شد: أيُّ العَمَلِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: إيمَانٌ باللَّهِ ورَسولِهِ. قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: الجِهَادُ في سَبيلِ اللَّهِ قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ.[1]کدام عمل بهتر است؟ فرمود: ایمان به الله و رسولش، گفته شد: سپس چه چیزی است؟ فرمود: جهاد در راه الله، گفته شد سپس کدام؟ فرمود: حج مبرور.

جهاد بعد از ایمان، هیچ عملی با آن برابری نمی کند: مردی گفت: ای رسول الله، مرا به عملی راهنمايی کن که با جهاد برابر باشد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: لَا أَجِدُهُ قَالَ هَلْ تَسْتَطِيعُ إِذَا خَرَجَ الْمُجَاهِدُ أَنْ تَدْخُلَ مَسْجِدَكَ فَتَقُومَ وَلَا تَفْتُرَ وَتَصُومَ وَلَا تُفْطِرَ قَالَ وَمَنْ يَسْتَطِيعُ ذَلِكَ.[2] آيا می توانی هم زمان با خروج مجاهد، به مسجدت بروی و بدون خستگی به نماز بايستی و روزه بگيری و افطار نکنی (تا آن که مجاهد بازگردد؟» آن مرد گفت: چه کسی می تواند چنين عملی را انجام دهد؟!

اما این جهاد هم یک شرط اساسی دارد و آنهم اینکه زمانی که دارالاسلام وجود دارد در زیر یک پرچم واحد دارالاسلام و جماعت مسلمین انجام شود نه توسط فرقه های متفرق و مختلف که همیشه پیام آور شکست و سستی و بی ابهتی و ذلیلی و به بن بست رسیدن بوده اند.

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/4) ‏خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی می‌رزمند ، انگار دیوار سربی بزرگی هستند .‏

جهاد هم زمانی بر مسلمین واجب شد که دارای دارالاسلام و جماعت خاص خودشان در مدینه بودند و تحت پرچم واحدی و رهبر واحدی که بر دارالاسلام حاکم بود جهاد خود را به پیش می بردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز به مومنین امر می کند که با جماعت مسلمین و رهبرشان باشند «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگر حاکمیتی اسلامی وجود نداشت و فرقه های مختلف بودند باید از تمام این فرقه ها و گروهها و حزبها دوری کرد: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[3].

امروزه که دارالاسلام  و حاکمیتی اسلامی وجود دارد -هرچند بر اساس فکر و مذهب بعضی ها نباشد – جهاد با کفار باید تحت پرچم این دارالاسلام و جماعت واحد انجام شود و الله به چنین جهادی راضی است نه جهاد اهل تفرق و فرقه بازها.

ابوامامه رضی الله عنه روایت می کند که مردی نزد رسول الله   صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : آیا دیده ای کسی به خاطر دستمزد و یا کسب نام بجنگد؟ رسول خدا   صلی الله علیه وسلم  فرمود( هیچ) سه بار این جمله را تکرار کرد. ابوامامه گفت: رسول خدا  صلی الله علیه و سلم  فرمود( هیچ) سپس فرمود: إِنَّ اللهَ تعالى لا يَقْبَلُ مِنَ العملِ إلَّا ما كان له خالصًا ، وابْتُغِيَ بِهِ وِجْهَهُ .[4] خداوند عمل انسان را قبول نمی کند مگر اینکه خالص برای رضای او باشد.

پس این جنگ و قتال گروهها و فرقه متفرقی چون جیش العدل و انصارالفرقان و داعش و… بر علیه دارالاسلام ایران نه تنها جهاد فی سبیل الله نیست بلکه قتال الفتنه است و مورد رضایت الله جل جلاله نیست.

[1]  بخاری 26/ الألباني، صحيح النسائي 3130

[2]  بخاری 2785

[3] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[4]  السيوطي، الجامع الصغير 1822 / الألباني، صحيح الجامع 1856

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

ای احزاب بیایید به اصل توحید و وحدت و یکپارچگی  و از شرک فرقه گرائی و تفرق دوری کنید همانا تفرق و ذلیل کردن مسلمانان و شرک گناهی نابخشودنی است… الله جل جلاله می فرماید:

مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (سوره بقره آیه 105)

ترجمه: کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی که خداوند (به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی‌کند و) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می‌دهد، و خدا دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (سوره بقره آیه 256)

اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخّص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی که بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف کند) نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (و سخنان پنهان و آشکار مردمان را می‌شنود و از کردار کوچک و بزرگ همگان آگاهی دارد).

وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (سوره زمر آیه 17)

کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌گزینند، و (با توبه و استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت باد (به اجر و پاداش عظیم خداوندی). مژده بده به بندگانم.

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (سوره نساء آیه 76)

کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره مائده آیه 47)

(ما پس از نزول انجیل بر عیسی، به طرفداران او دستور دادیم که) باید پیروان انجیل به چیزی (از احکام) حکم کنند که خدا در انجیل نازل کرده است، و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند، او و امثال او متمرّد (از شریعت خدا) هستند.

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره مائده آیه 45)

و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند (اعم از قصاص و غیره) او و امثال او ستمگر بشمارند.

حالا از خودمان بپرسیم چه کسی به این آیات و احکام عمل می کند؟ مجاهدان شریعت گرا و یا احزاب بدعتگرا؟

ای احناف که در حزب جماعت تبلیغ هستید امام ابوحنیفه در فقه اکبر می فرماید: هر کس حرام را حلال بداند کافر است؛ آیا تابحال میدانستید؟ اگر میدانستید پس چطور ملاهای حزب شما حکومتهای طاغوت را که هزاران حرام را حلال میدانند و هزاران حلال را حرام، تایید وهمکاری میکنند؟

وهمچنین به اخوان الشیاطین میگویم شما به کدام آیات الله عمل کردید و شما دارای چه عقیده ای می باشید که برعکس آیات الله است؟!!

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

یکی از مشکلات اصلی جامعه اسلامی حضور احزاب متفاوت با انگیزه ها و عقاید مختلف است؛ اگر همه آنها دارای عقیده واحد توحیدی بودند سال ها پیش دولت وخلافت اسلامی مستقل از دستگاه ها وسیستم های دولت های مرتد جهان تشکیل می دادند، اما بیشتر این گروه ها به فکر منافع شخصی خویش می باشند؛ لذا چگونه ممکن است توانایی تشکیل دولت اسلامی را داشته باشند؟ آنها به همین دولت های سکولار راضی بوده و با شعار تغییر جامعه سکولاری به اسلامی داخل آنها شده و بجای تغییر آنها بیشتر خودشان را تغییر داده اند! مانند همین حزب اخوان الشیاطین و احزاب پیرو اینها .

یک مثال می زنم در مورد این احزاب  : در هند حرکتی اسلامی بوجود آمد بنام جماعت تبلیغ (صرف نظر از بدعت ها وخرافات موسسش) که موسس آن ذکریا کاندهلوی بود. هدف از آن تبلیغ توحید به مناطقی بود که مردم کلمه لااله الاالله را نمی دانستند ونماز بلد نبودند و در این راستا موفق بودند و افراد زیادی مانند کافران ذگری به اسلام گرویدند و به زودی این حرکت فراگیر و جهانی شد! اما هنوز  که هنوز است این حزب با همان برنامه ی قدیمی کاندهلوی درحال رشد است و اصلا به فکر وضع امروز مسلمین و یادگیری اصل توحید و جهاد نیست. بنابراین چگونه می توان از این حزب انتظار اصلاح کلی جامعه را داشت؟

من در بلوچستان زندگی می کنم و این حزب سالهاست در حال فعالیت همین تفکر نیمه توحیدی وبدعتی خودش می باشد که جوانان زیادی را جزب خودش کرده اما نتوانسته فساد را کمرنگ کند زیرا نمی تواند حدود الله را اجرا کند به این علت که اصلا حکومت اسلامی را نه در پاکستان و نه در هند و نه در سایر نقاط تشکیل نداده است . چون هم اکنون این حزب جهاد برایش شده تبلیغ ودعوت به سوی بدعت و انحرافات بیش از حدش که خودتان بهتر می دانید…

و در مورد احزاب دیگر هم به همین منظور!!!سوال این احزاب به چه دردی میخورند وقتی که:

اولا=هرگز توانایی حمایت از مسلمین جهان که زیر ظلم کفار هستند را ندارند و اوووج حمایتشان اینست که محکوم می کنیم!!

دوما= هرگز توانایی از بین بردن فساد را ندارند و سال به سال فساد وفحشا در جامعه اسلامی بیشتر میشود واوووج کارشان در این زمینه برگزاری سخنرانی ها بدعت گرایانه هست

سوما= هرگز توانایی رفع مشکلات مردم از فقر تا بیکاری ومشکل ازدواج جوانان را ندارند چون اصلا قدرتی ندارند!!!

چهارما=هرگز توانایی مقابله با فشار طاغوتها به مسلمانان را ندارند؛ وحتی بعضهم با دولت های طاغوت  همکاری همه جانبه می کنند!

تمام این احزاب گمراه ونابود کننده مسلمین اصلاح نمی شوند مگر اینکه توبه کنند وبه سمت اصل توحید بیایند و دست از شایعه سازی و دشمنی با مسلمین شریعت گرا بر دارند و در راه وحدت مسلمین وتحکیم شریعت الله وگسترش حکومت اسلامی علی رغم اشتباهاتشان همکاری کنند.

ای ملت اینان دچار انحرافات آشکاری شده اند به همین دلیل جامعه اسلامی صدبرابر از قبل دچار فساد و فحشا شده است..

در سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها، انسان تبدیل به اله می شود

در سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها، انسان تبدیل به اله می شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الله (ج) می فرماید: أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (جاثیه:23) ‏هیچ دیده‌ای کسی را که هوا و هوس خود را به خدائی خود گرفته است، و با وجود آگاهی ( از حق و باطل ، آرزوپرستی کرده است و) خدا او را گمراه ساخته است، و بر گوش و دل او مهر گذاشته است و بر چشمش پرده‌ای انداخته است‌؟ ! پس چه کسی جز خدا (و خدا هم از وی رویگردان است) می‌تواند او را راهنمائی کند؟ آیا پند نمی‌گیرید و بیدار نمی‌شوید؟‏

سکولاریستها با انتخاب عقاید سکولاریسم به جای قوانین شریعت الله دموکراسی خود را بر  دو اندیشه استوار کرده اند :

الف) سیادت (صلاحیت حلال و حرام قرار دادن ) از آن مردم است .

ب) مردم مصدر و منبع قدرت ها و صلاحیت ها می باشند . 

زمانی که مردم به این شکل تابع هوا و هوس خود می شوند و هوا و هوس خود را اله می کنند بدین باور بودند که آنان دارای حق مشروع الهی و خدایی بر خود هستند ، تنها آن ها مالک وضع شریعت و قانون ، حکم و قضاوت اند و آن ها خود ، دولت به شمار رفته ، سخنان الله، احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم، فقه مذاهب اسلامی اتباع آن ها اند و هیچ گونه حقی در زمینه وضع قوانین ، قدرت و قضاوت و… ندارند ، پس آن ها هیچ دیدگاه و اراده یی در برابر اراده و قوانین مردم ندارند(نعوذ بالله)

بناء این دومفکوره یا اندیشه پدایدار شد تا اندیشه حق الهی را طور کامل لغو نموده و حق تشریع و صلاحیت را برای مردم وا گذارند، به این ترتیب که ملت خود دارای صلاحیت و حاکمیت است و نه بنده و عبد الله ، او مالک قوانین و زندگی دنیوی خویش بوده و هیچ کس حتی الله بر وی حق مالیکیت وآقایی ندارد، ازاین رو او باید مالک اراده خویش گردیده و حق اجراء و تمثیل آن را احراز نماید و اگر چنین نشود او در واقع بنده خواهد بود، چون معنای بندگی اینست که شخص به اراده دیگران حرکت نماید و اگر خود اراده خویش را تعیین و اجرا نکند کماکان برده باقی خواهد ماند ، پس برای این که مردم از بندگی الله آزاد شوند لازم است اراده خویش را خود عملی نمایند و بنده و عبد خود باشند.

الله (ج) می فرماید: أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا (فرقان:43) به من بگو ببینم، آیا کسی که هوی و هوس خود را معبود خویش می‌کند (آرزوپرستی را جایگزین خداپرستی می‌سازد ) آیا تو وکیل او خواهی بود؟  ( و می‌توانی او را از هواپرستی به خداپرستی برگردانی، و از ضلالت به هدایت بکشانی‌؟!) .‏

 بناءً زمانی که سکولاریستها دموکراسی خود را تشکیل می دهند خود آنها حق دارند قوانینی را که می خواهند وضع نمایند و حق دارند تا قوانینی را که نمی پسندند باطل و لغو سازند . پس ملت مطلقا صاحب صلاحیت بوده و حق تنفیذ قوانینی را دارد که خود آن را می سازد . پس او برای همین منظور حاکمی را بر می گزیند که خودش خواسته باشد و قاضیی را تعین می نماید که خواسته باشد تا همان احکامی را تطبیق نماید که زاده خواسته و اراده خودش می باشد بدین اساس ملت مصدر همه صلاحیت ها بوده و حکام صلاحیت و قدرت خویش را از آن به دست می آورند .

بنابر این بارز ترین و مهم ترین مشخصه مرجع نظام دموکراسی همانا اکثریت می باشد و از دیدگاه نظام دموکراسی ، رای اکثریت ، واقعی ترین معیار است که بیان گر دیدگاه مردم می باشد .

الله (ج) می فرماید: وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ ۚ بَلْ أَتَیْنَاهُم بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِکْرِهِم مُّعْرِضُونَ ‏ (مومنون: 71) ‏اگر حق و حقیقت از خواستها و هوسهای ایشان پیروی می‌کرد آسمانها و زمین و همه کسانی که در آنها بسر می‌برند تباه می‌گردیدند. ما قرآن را به آنان داده‌ایم که در آن ( موجبات ) آوازه ایشان است ، ولی آنان از ( چیزی که مایه ) عزّت و آبرویشان ( است ) رویگردانند ( و انگار راه بیداری و خوشبختی خود را نمی‌دانند ) .‏

اهمیت دشمن شناسی برای مسلمین

اهمیت دشمن شناسی برای مسلمین

به قلم: عبدالملک نارویی مکرانی

اگر به آیات اولیه سوره روم نگاه کنیم که در مکه نازل شدند متوجه خواهیم شد که آموزش و یادگیری دشمن شناسی مقدم بر آنهمه احکامی است که در مدینه نازل شدند.

به هر میزانی که در این ساحت دشمن خود را بشناسیم بیشتر اهل اسلام را دوست خواهیم داشت. با هر فکر و مذهبی که باشند.

مشکل ما اینکه ایرادات و اشکالات اهل اسلام را بیشتر از کفر می شناسیم. تا زمانی که نتوانیم بین این دو امر توازن ایجاد کنیم نخواهیم توانست بویی حتی از گذشته داشته باشیم.

فقه توازن و موازنات به ما می گوید انتقاد هم باید باشد، تصحیح خطای دیگر مسلمانان نیز باید باشد اما نه با حقد و کینه، نا به ایجاد دشمنی، نه با بعض و دوری دلها. نه با فراموش کردن کفر و حیله های کفری و سکولاریسم

امروز جبهه هایی که میان ما مسلمین وجود دارد بدتر از جبهه‌ های کفر و ایمان است. با مراجعه با قلب خود به این واقعیت دست می یابیم.

دشمن روبروی ما آمریکا و سگ هارش صهیونیستها هستند و هر کسی که با آنها همکاری می کند و با آنها هم مسبر شده است . پس فریب نخوریم .

قوم‌گرایی بلوچها و غیر بلوچها از جاهلیت است

قوم‌گرایی بلوچها و غیر بلوچها از جاهلیت است

به قلم: ماهدیم بلوچ

هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد مگر به وسیله تقوا …

متاسفانه امروزه بیشتر مردم بر این فکر هستند که قومیت و قبیله و اطرافیان خود را مطرح کنند.

❌کردها میگویند هیچ کس به اندازه کرد باعزت وبا ایمان نیست

❌عربها نیز همین را میگویند

❌فارسها هم خود را بر تر از اقوام وملیتها میدانند

❌به همین طریق بلوچها و همه اقوام دیگر،هر کسی بر قوم وقبیله خودش مینازد…

ولی در  میان همین اقوام و ملیتها کسانی هستند که میگویند

ملیت مطرح نیست کورد باشد ،عرب باشد، یا فارس وترک وحتی سیاه پوستی آفریقایی ویا آمریکایی باشد،

همه وهمه باهم مساوی هستیم وهیچ برتری وفضیلتی در بیت ما نیست مگر به وسیله تقوا  تقوا

ودر حقیقت تنها این فکر در نزد الله سبحانه وتعالی مقبول است

وبرتری بینی بی اساس وناجایزاست

پس هر  قوم وقبیله ای ویا هر شخصی  که بیشتر از الله بترسد و خود را برای الله خالص کند در نزد الله

بر بقیه برتری و فضیلت دارد

مدرک ودلیل ما این آیه مبارک از سورة الحجرات آیه ۱۳که خداوند متعال میفرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ (  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،)

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است.

نکته :

پس هر مسلمانی که ادعای ملی گرایی و و رگز پرستی بکند بیشک در اشتباه است و از جاهلیت است

چون تنها ملاک و اساس کار  تقوا و رضایت  خداوند است نه هیچ چیز دیگری …

(  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

 الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه: 28) اے ایمان والو مشرک نرے(بالکل)ناپاک ہیں. / ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان ( سکولاریستها) پلید و نجس هستند.

پس سکولار، سکولار است فرق ندارد ابولهب عمدی رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد یا پسر نوح باشد یا پدر ابراهیم یا همسر نوح و لوط یا هر یک از نزدیکان و قوم و خویشهای ما باشد.

اینکه سکولاریسم را به فرهنگی و عقیدتی و سیاسی و ورزشی و … تقسیم می کنند مثل این است که اسلام را به اسلام نمازی و اسلام حجی و اسلام جهادی و اسلام روزه ای و… تقسیم کنند؛ اسلام، اسلام است با تمام اجزای آن و سکولاریسم، سکولاریسم با تمام اجزای آن.

شخص سکولار چه از نوع آبکی و میانه رو آن و چه از نوع خشک و خشن و رادیکال آن همگی قوانین شریعت الله کنار می زنند و مناسب برای اداره ی زندگی بشر نمی دانند در حالی که تمام پیامبران برای این آمده اند که قوانین الله را به بشر یاد بدهند تا در زندگی خود اجرا کنند.

پس دستور شرع ایجاد حکومتی بر مبنای اصول و قواعد دین است، اما سکولاریسم هیچگونه حقی به قرآن و حدیث در اظهار نظر پیرامون قوانین کشور نمی دهد و اسلام را منحصر به  مسجد میداند. یک دکتر یا مهندس یا سیاستمدارِ مسلمان در امور مرتبط به فن خود تا آن زمان که مغایر با اسلام نباشند آزاد است اما اگر مخالف با شرع عمل کند روز قیامت مورد محاسبه قرار خواهد گرفت

سکولاریسم  در طول تاریخ بشریت عقیده سکولاریستها (مشرکین) بوده که سعی دارد نظامی که الله تعالی برای اداره ی زندگی درونی و ظاهری انسانها امر نموده اند را کنار بزند؛ بنابراین سکولاریسم مانند علوم و اختراعاتی نیست که متغایر با نظریات اسلامی نمیباشند، بلکه مانند نظريه های عقیدتی و جهانبینی و اقتصادی و همجنسگرایی، نکاح محارم، عقول عشره و… است که در تضاد با اسلام هستند .

سکولاریستها اجازه نمی دهند الله و قوانین الله که توسط علما، مدارس دینی، دینداران، طلبا و مردم مومن بیان می شوند در قوانین کلی حاکم بر جامعه تاثیر داشته باشند؛ و با آنکه اسلام برای مسلمانان در تمام شعبه های زندگی اجتماعی وس یاسی و فرهنگی و اقتصادی و … برنامه دارد اما سکولاریسم این حق را از او سلب می کند و آنرا در یک شعبه که قلبی و فردی باشد محصور می کند.

این واقعیت سکولاریستهای نجس است و به هر میزان که مسلمین از این واقعیت باخبر می شوند بیشتر از همیشه سرمچاران لگور سکولار را از جامعه ی مسلمین به حاشیه می رانند و بیشتر از همیشه آنها را به بن بست می کشانند.

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

به قلم: مُلا نور احمد (کوټه)

در بین بلوچهای ایران جماعة ها و منظماتی وجود دارند  کی در ظاهر   پرچم های جهاد و دفاع از اهل سنت بلوچ و یا دفاع از قومیت بلوچ را حمل میکند و شعارش هم مجاهدانه و قومیت گرایانه میباشد اما دعوتگران به سوی آتش جهنم هستند که هر کسی به دعوت آنها جواب نثبت بدهد در آتش می افتد:  دُعَاةٌ إلى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

این جماعة ها و منظمات در مسیر تفرق و ذلیلی و هرج و مرج و مبارزه با اهل جماعت قدم برمی دارند اینها دلسوز قون بلوچ نیستند بلکه فرقه هایی هستند که باید از آنها دوری شود.

این احزاب و فرقه ها که نواقض ایمان و تنزلات از احکام الله میکنند و بر مجاهدین اهل جماعتی که ثابت میماند و از ذره ای شریعت و احکام الله متعال تنزل نمیکند به کافر،کافر میګوید به منافق،منافق میګوید،به مرتد،مرتد میګوید و همرایش همان معاملات انجام میدهد که رسول الله و صحابه کرام انجام میدادند  تهمت تندرو،ظالم و سختګیر و مدافع ظلمها و ستمهای مجریان حکومتی میزنند.

شناخت این ګروهای اهل تفرق که باید از آنها دوری کرد از مؤحدین واقعی اهل جماعت واقعا سخت است.

پس ای بلوچها دقت کنید:

۱. ایران دارالاسلام است و مثل حاکمیت سکولار چرکستان بر پاکستان نیست پس : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ. در غیر معصیت الله تابع حاکمیت و رهبر آن شوید.

۲. در راهای این دعوتگران به سوی جهنم نروید و از آنها کناره گیری کنید چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:  فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا، ولو أَنْ تَعَضَّ بأَصْلِ شَجَرَةٍ، حتَّى يُدْرِكَكَ المَوْتُ وأَنْتَ علَى ذلكَ..

پس، کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق و «منفردین از سه ابزار و الجماعة» که اکثراً به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

أخـــوکم فی الله

[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (184