مولوی عبدالحمید که درباره آزادی داکتر ماهرنگ سخنرانی کرد چرا در مورد کشتار بلوچهای پاکستان توسط این افغانها سکوت کرده است؟

مولوی عبدالحمید که درباره آزادی داکتر ماهرنگ سخنرانی کرد چرا در مورد کشتار بلوچهای پاکستان توسط این افغانها سکوت کرده است؟

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

یکی از ویژگی های احزاب سکولار و مرتد این است که جنگ بر علیه خودشان را جنک بر علیه قومشان معرفی می کنند و نمی گویند مثلا حکومت سکولار پاکستان و ایالت سکولار بلوچستان با حزب سکولار ما می جنگد بلکه می گویند پاکستان با ملت بلوچ می جنگد. 

واقعیت این است که حاکمیت ایالت بلوچستان پاکستان در اختیار همین بلوچهای سکولار و مرتد است که با کمک حکومت سکولار پاکستان و افغانهای مزدور آمریکا که ۲۰ سال بر علیه مسلمین افغانستان جنگیدند در حال جنگ با این احزاب سکولار  ایالت بلوچستان پاکستان هستند.

این افغان‌ها در مدت ۲۰ سال در اختیار کفار محارب سکولار آمریکائی و اعضای ناتو بر علیه ملت مسلمان افغانستان جنگیدند و هم اکنون نیز در برابر مردم مسلمان افغانستان قرار دارند و دشمنان مردم افغان‌ هستند.

پس کسی که آنها را نماینده مردم مسلمان افغانستان بداند یا یک جاهل و نفهم است یا یک دشمن آگاه ملت مسلمان افغان‌ و هدفش تولید تفرق بين افغان‌ها و بلوچهاست.

باید بدانیم که در امارت اسلامی افغانستان بلوچهای زیادی زندگی می کنند و در مسئولیت‌های مختلف حکومتی هم قرار گرفته اند.

پس لازم است بدانیم:

۱. جنگ کنونی احزاب سکولار بلوچ با حکومت سکولار ایالت بلوچستان و حکومت سکولار مرکزی پاکستان، ربطی به مسلمین بلوچ و پشتو و پنجابی و سندی و… ندارد و این جنگ، جنگ مسلمین نیست، بلکه جنگ داخلی سکولاریستها است.

۲. این مزدوران افغان که سالها بر علیه مردم افغانستان و در خدمت کفار محارب و سکولار خارجی بوده اند دشمنان مردم مسلمان افغانستان و امارت اسلامی هستند و همه ی ما به نابودی تمام مزدوران آمریکا چه افغان و بلوچ و عرب و فارس و غیره خوشحال هستیم.

اما اینکه چرا مولوی عبدالحمید در برابر جنگ طلبی های این احزاب مختلف بلوچ و مزدوران آمریکا در میان بلوچها و قربانی کردن آنهمه مسلمان بلوچ سکوت کرده است سوال خیلی مهمی است، چون مولوی عبدالحمید در برابر همکاری نظامی و امنیتی دولت‌های عربی و پاکستان با آمریکا و اسرائیل در جنگ با مردم ایران هم سکوت کرده است.

آیا شما دیده اید که مثلا در مورد خیانت‌های حکومت خائن آل سعود یا قطر یا امارات متحده صهیونی یا کویت و سایر مزدوران آمریکا که از خاک آنها به ایران حمله می شود چیزی در محکومیت آنها و افشای خیانت و کفر آنها و دعوت مسلمین به جهاد با آنها بگوید؟

حتی امارات متحده صهیونی به صورت مستقیم بر علیه ایران حملاتی نظامی انجام داد اما باز مولوی عبدالحمید سکوت کرده است.

این سکوت معنادار امثال مولوی عبدالحمید در منهج اهل سنت و جماعت، سکوتِ بی‌طرفی نیست؛ این سکوت، تاییدِ جنایت و هم‌سویی با ساختار قدرت آمریکای اشغالگر و مزدورانش است.

وَآخِرُ دعوانا أَنِ الحمد لِلَّهِ رَبِّ العالمين

السلام‌  علیکم ورحمة الله و برکاته

توطئه غرب برای تفرقه میان ملت‌های مسلمان، از اشغال افغانستان تا بی‌ثباتی در ایالت بلوچستان پاکستان

توطئه غرب برای تفرقه میان ملت‌های مسلمان، از اشغال افغانستان تا بی‌ثباتی در ایالت بلوچستان پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در پاسخ به گزارش‌های اخیر مبنی بر حضور نظامیان پیشین حکومت غلامان آمریکا در جمهوری افغانستان در کنار ارتش پاکستان برای عملیات علیه احزاب سکولار بلوچ، باید با صراحت اعلام کرد که این اقدامات بخشی از یک پروژه شوم جهانی برای به کارگیری مسلمان زاده ها علیه همدیگر و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد و مردم عوام و تلاشی جهت تفرقه میان امت اسلامی است.

تفکیک میان ملت افغانستان و امارت اسلامی افغانستان و مزدوران ناتو نخستین نکته‌ای که باید روشن شود، تفکیک میان «ملت مسلمان افغانستان» و «ارتش و اربکی‌های مزدور ناتو و آمریکا» است. نظامیان حکومت جمهوری پیشین که امروز به عنوان ابزار جنگی و واگنرهای پاکستان در مناطق مختلف به کار گرفته می‌شوند، هیچ پیوندی با ارزش‌ها، دین و حاکمیت امارت اسلامی افغانستان ندارند. این افراد، مزدورانِ وابسته به غرب هستند که بیست سال گذشته، هم‌دست آمریکا و ناتو در اشغال و ویرانی ۴۵ کشور جهان بودند. این مزدوران، ابزارهای متحرک سیاست‌های امپریالیستی هستند که هر جا آمریکا بخواهد آتش جنگ روشن کند، در آنجا (از میدان‌های خونین اوکراین گرفته تا مرزهای پاکستان) به خدمت گرفته می‌شوند.

مورد دوم اینکه  توطئه مشترک آمریکا، رژیم دست‌نشانده پاکستان و جریان‌های سکولار حضور این نیروها در بلوچستان، یک توطئه سازمان‌یافته است. این نقشه میان ایالات متحده، رژیم‌های دست‌نشانده در پاکستان و جریان‌های سکولار محلی در بلوچستان طراحی شده است تا با ایجاد جنگ و درگیری، پیوند میان ملت‌های مسلمان منطقه را از هم بپاشند. هدف نهایی، ایجاد بی‌ثباتی در قلب جهان اسلام و پیشبرد منافع آمریکا است.

باید به این واقعیت نیز توجه کرد که منافع گروه‌های ملحد (مانند BLA و سرمچاران) و ارتش سکولار پاکستان در یک نقطه مشترک قرار گرفته است: خدمت به اهداف آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی.

در حالی که گروه‌های شبه‌مسلح تحت پوشش شعارهای قومی، در واقع ابزاری برای بی‌ثباتی هستند؛ ارتش سکولار پاکستان نیز با استفاده از نیروهای بیگانه، در مسیر اهداف آمریکائی – صهیونی حرکت می‌کند.

این جنگ‌ها و درگیری‌های میان سکولاریستهای رنگارنگ، نه به نفع مردم مسلمان بلوچ است و نه به نفع مردم مسلمان افغانستان؛ بلکه تنها ضرر و زیان آن متوجه ملت‌های مسلمان و کل امت اسلامی خواهد بود. هرگونه تلاش برای استفاده از رنج‌های گذشته و ترویج تنفر میان بلوچ‌ها و افغان‌ها، تنها زمینه‌ساز قدرت‌گیری صهیونیست‌ها و جریان‌های ملحد در منطقه خواهد شد.

ما هشدار می‌دهیم که نباید اجازه داد مزدورانِ بدون دین و وطن، با استفاده از نام ملت‌های مسلمان، آتش جنگ را میان برادران مسلمان شعله‌ور کنند. تقابل واقعی، تقابل میان ملت‌های مسلمان با پروژه‌های سکولاریستی غربی است، نه تقابل میان قومیت‌ها و مذاهب اسلامی.

خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که الله جل جلاله در مورد کفار سکولار(به زبان عربی = کفار مشرک) می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217) و سکولاریستها(مشرکین) همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از(محتوای 4گانه ی) دینتان برگردانند.[1]

و در حالی که در برابر این جنگ همیشگی و تحمیلی کفار سکولار بر مومنین از اَنَس رضی‌الله‌عنه روایت است که رسول الله صلی ‌‌الله ‌علیه ‌و سلم فرمودند: جَاهِدُوا المشركين بأموالكم وأنفسكم وألسنتكم. [2]با مشرکان (=سکولاریستها)، با اموالتان، جان‌هایتان و زبان‌هایتان جهاد کنید.

اما هم اکنون که با چشم سر می بینیم که کفار محارب آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند و بسیار عادی خواهد بود که بر اساس این آیات و احادیث با آنها برخورد کرد اما دسته هائی از مولوی ها و آخوندها و شیخها بخشی از جبهه ی این کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی شده اند و در برابر حق امت اسلامی که عمل به این آیات و احادیث است سکوت کرده اند.  

 البته لازم است بدانیم که در طول تاریخ، هرگاه برخی عالمان دینی به‌جای ایستادن در کنار حق و دفاع از مظلومان، در خدمت دشمنان دین و ملت قرار گرفته‌اند، دین به ابزار توجیه سیاست این دشمنان و منافع آنها تبدیل شده است.

پس اینکه پرسیده شود چرا در حالی‌که دارالاسلام ایران و غزه و یمن و غیره با جنگ، محاصره، اشغال و رنج روبه‌رو هستند، برخی منبرها از بیان درد مسلمانان و دفاع از مظلومان خالی شده‌اند و بلکه به بلندگوئی جهت ناامید کردن و دور کردن مردم از مجاهدین و آزادیخواهان تبدیل شده اند؟

زمانی که عالم دینی استقلال شرعی خود را از دست بدهد و رضایت کفار محارب خارجی و مزدوران آنها و عوام رسانه زده را بر حقیقت ترجیح دهد، سخنان او نیز در مسیر منافع دشمنان واقعی دین و ملت قرار می‌گیرد، نه در مسیر دفاع از شریعت الله و حق شرعی مومنین.

اینها گاه با سوء استفاده از موقعیتی که برایشان درست شده است و شخصیتی که برایشان ساخته و پرداخته شده است حق و باطل را با هم قاطی می کنند که نتیجه ی حتمی آن پوشاندن و کنار زدن حق است چنانچه الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/42) حق را با باطل درنیامیزید و حقیقت را پنهان نکنید، در حالی‌که می‌دانید.

ای مولوی نگاه کن با بیان بعضی از مشکلات اقتصادی و … جامعه ( که هیچ جامعه ای به نسبتهای مختلفی از مشکلات و حتی مفاسد اداری و اجرائی خالی نیست) خروجی و نتیجه ی صحبتهای شما به نفع کدام جبهه است؟ به نفع جبهه ی مومنین و مدافعان دین و ملت یا به سود جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون همیشه خائن و وطن فروش داخلی؟

جبهه ی خودت را ببین و زمانی که همچون یکی از اعضای جبهه ات نگریسته شدی حق اعتراض نداری.


[1]  محتوا و مفاهیم چهارگانه ی دین عبارتند از : 1- قدرت حاکمیت 2- قانون و برنامه 3- اطاعت و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش .

[2]  سنن ابی‌داوود – 2504

حذف یا کم رنگ شدن «العلم» در خطبه‌های مساجد اهل سنت بلوچستان

حذف یا کم رنگ شدن «العلم» در خطبه‌های مساجد اهل سنت بلوچستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

بین «العلم» و«الرأي» فرق وجود دارد و بزرگان فقیه ما به قرآن و حدیث می گفتند «العلم» و هر چه غیر از آن بود را «الرأي» می نامیدند. ابن حجر می گوید: و الحاصل اگر رأی مستند به نقل از قرآن و سنت باشد پسندیده است « وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم» و چنانچه از «العلم» جدا باشد ناپسند و مذموم است چنانچه حدیث عبدالله بن عمرو اشاره دارد که بعد از نبود «العلم» جاهلها با رای خودشان فتوا می دهند. [1]

الله جل جلاله از طریق وحی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم، برای تمام امور زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی رهنمود کرده است. هیچ امر مهمی که برای اداره مسلمانان لازم باشد، نادیده گرفته نشده و همه جوانب بیان گردیده است چنانچه الله تعالی می فرماید:

  •  وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ (نحل/89) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیان‌کننده هر چیزی است و هدایت و رحمت و بشارتی برای مسلمانان است.
  • الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا (مائده/3) امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم.

    این آیات گواهی بر جامعیت و کمال دین اسلام و کتاب آسمانی آن است که تمام نیازهای بشر را در همه اعصار پوشش می‌دهد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید:

  • إنِّي تارِكٌ فيكُم ما إن تمسَّكتُمْ بِهِ لن تضلُّوا بَعدي أحدُهُما أعظَمُ منَ الآخرِ: كتابُ اللَّهِ حَبلٌ ممدودٌ منَ السَّماءِ إلى الأرضِ. وعِترتي أَهْلُ بيتي، ولَن يتفرَّقا حتَّى يَرِدا عليَّ الحوضَ فانظُروا كيفَ تخلُفوني فيهِما.[2]
  • إني قد تركتُ فيكم ما إن اعتصمتُم به فلن تَضِلُّوا أبدًا ، كتابَ اللهِ ، و سُنَّةَ نبيِّه.[3] من در میان شما چیزی را بر جا گذاشتم که اگر به آن چنگ زنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب الله و سنت من.

با این اوصاف نقش عالمان دین و کسانی که ادعای شیخ‌الاسلام و مولوی بودن دارند، تبیین مسائل از منظر قرآن و سنت است. اهل فقه و درک و حکمت وارثان انبیا هستند و مسئولیت دارند که امت را بر اساس شریعت الهی راهنمایی کنند، نه همچون خطبای رسانه ای  بر اساس شکم و هوا و هوس نفسانی.

ما در سخنرانی های این خطباء بیشتر از آنکه از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم بشنویم از رای و نظر آنها آگاه می شویم، در حالی که اگر رای و نظری هم وجود داشته باشد ابتدا باید آیه و حدیث صحیح آورده شود و بعد گفته شود: بر این اساس رای و نظر بنده چنین است، تا مردم فرق بین حکم الله و نظر این شخص را متوجه شوند.

این نکات بخصوص برای امثال مولوی عبدالحمید که رسانه دارد و رسانه ای شده است اما بر اساس سکولاریسم و عوام سکولار زده دیدگاههایش را ارائه می دهد بسیار مناسب هستند که اگر مورد رحمت الله قرار گرفته باشند به خود آیند و توبه کنند و به مسیر اهل «العلم» برگردند.

دیدگاههای آلوده ای که از یکطرف رنگ و بوی نجدیت دارد و از سوی دیگر جاده صاف کن سکولاریسم و عادی سازی پذیرش مرتدین سکولار در میان مسلمین است نمی تواند دیدگاه یک مومن دارای «العلم» باشد.

همه لازم است بدانیم قرار نیست مولوی عبدالحمید با چنین تفکرات آشفته ای در داخل ایران کپی امثال ترشابی و کیانی و خدمتی شود و برای رسانه های آنها گله جمع کند.

اهل سنت و جماعت باید با پیش کشیدن «العلم» جلو این مفسدین را بگیرند که ابتدا ایمان مسلمین را هدف گرفته و بعد قصد دارند آنها را مثل گوسفند رام کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی کنند.


[1]  أحمد بن علي بن حجر العسقلاني (1407 هـ/ 1986م). فتح الباري شرح صحيح البخاري كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب ما كان النبي ﷺ يسأل مما لم ينزل عليه الوحي فيقول لا أدري. حديث رقم: (6879). دارالريان للتراث./ «والحاصل أن الرأي إن كان مستندا للنقل من الكتاب أو السنة فهو محمود وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم، وعليه يدل حديث عبد الله بن عمرو المذكور، فإنه ذكر بعد فقد العلم أن الجهال يفتون برأيهم»

[2]  الألباني، صحيح الترمذي 3788

[3]  الألباني، صحيح الترغيب 40

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (2)

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (2)

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

مشرکان  یا سکولاریستهای قریش نیز مانند سکولارهای امروز، می‌گفتند: «دین برای عبادت و امری شخصی باشد، و حکومت برای قبیله و مردم». آنان نیز مانند سکولارها، قانون بشری و هوای نفس را بر شریعت خدا ترجیح می‌دادند. این همان چیزی است که امروز به نام «اسلام آمریکایی» و «دموکراسی» بر مسلمانان تحمیل می‌شود.

امثال مولوی عبدالحمید و ترشابی و خدمتی و کیانی که برای سکولاریسم نعره می زنند آیا می توانند به این سوال پاسخ دهند که الله جل جلاله می فرماید: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/ ۵۰) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ و چه کسی از خدا برای قومی که یقین دارند، بهتر حکم می‌کند؟

ای مسلمانان، ای امت رسول الله صلی الله علیه وسلم، ای بلوچهای اهل سنت و جماعت، این سخنان، سخنان منافقان و خائنان است. آنان هرگز نماینده‌ی اسلام نیستند، بلکه مزدوران آمریکا و آل سعودند و تنها هدفشان، نابودی اسلام و مسلمین و ضربه زدن به نیروهای مخالف آمریکا و صهیونیستهاست.

الله جل جلاله در مورد این جریان می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) اینان دشمن اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

پس با این جریان همچون یک جریان از دشمنان داخلی برخورد کنید و هوشیار باشید که در دام آنها نیافتید

با تمام این توطئه‌ها، ما به وعده‌ی الهی ایمان داریم که باطل، هرگز بر حق پیروز نخواهد شد: بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون (انبیاء/ ۱۸) بلکه حق را بر باطل می‌افکنیم و آن را در هم می‌شکند و ناگهان باطل نابود می‌شود. وای بر شما از آنچه توصیف می‌کنید.

و در پایان، این چند سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم را یادآور می‌شویم که می فرماید:

  •  لا تَزالُ طائفةٌ من أُمَّتي يقاتِلونَ على الحقِّ ، ظاهرينَ إلى يومِ القيامةِ ، فيَنْزِلُ عيسى ابنُ مريمَ ، فيقولُ أميرُهم : تَعَالَ صَلِّ لنا ، فيقولُ : لا ، إنَّ بعضَكم على بعضٍ أميرٌ ، تَكْرِمَةُ اللهِ لهذه الأُمَّةِ. هميشه گروهي از امت من در راه حق قتال مي کنند، و تا قيامت پيروز خواهند بود… تا اينکه عيسي بن مريم پايين مي آيد، پس فرمانده آنها مي گويد: ” بفرما براي ما نماز بگزار (امامت کن)” مي گويد: “نه، همانا بعضي از شما بر بعضي ديگر سروري دارد”، کرامتي است که الله به اين امت عنايت کرده است
  • لا تزال عصابة من أمتي يقاتلون على أمر الله، قاهرين لعدوهم، لا يضرهم من خالفهم، حتى تأتي الساعة وهم على ذلك. [1]هميشه گروهي از امت من براي برپا کردن فرمان الله به قتال مي پردازند، بر دشمنانشان پيروز هستند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند تا اينکه قيامت برپا مي شود و آنان در اين حال هستند. [مسلم]
  • لا يزال من أمتي؛ أمة، يقاتلون في سبيل الله، لا يضرهم من خالفهم، يزيغ الله قلوب قوم يرزقهم منهم، يقاتلون حتى تقوم الساعة . هميشه از امت من؛ گروهي، در راه خدا قتال مي کنند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند، و خداوند قلوب قومي را منحرف مي گرداند و از آنان روزيشان مي دهد، و پيوسته مبارزه مي کنند تا اينکه قيامت فرا مي رسد . [النسائي].

و این روایات:

جابر بن عبدالله رضی الله عنه می‌گوید: سمعت رسول الله صلیالله علیه و سلم یقول: لاتزال طائفة من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین إلی یوم القیامة «رواه مسلم»

همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لن یبرح هذا الدین قیاماً یقتلون علیه عصابة من المسلمین حتی تقوم الساعة «رواه مسلم»

از یزید بن اصم از معاویه بن ابی سفیان از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: من یرد الله به خیراً یفقه فی الدین ولا تزال عصابة من المسلمین یقاتلون علی الحق، ظاهرین علی من ناوأهم إلی یوم القیامة «رواه مسلم»

از عمران بن حسین رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین علی من ناوأهم حتی یقاتل آخرهم المسیح الدجال «رواه حاکم فی المستدرک و قال هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه.

شما بگوئید هم اکنون کدام جریان و طائفه است که با کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در حال جنگ مسلحانه و قتال است؟ حق همانجاست نه پیش گروه منافقینی که با بهانه کردن مسائل مذهبی و قومیتی و اقتصادی و صدها دغل بازی و مکر و فریب دیگر، سربازان جنگ روانی دشمنان شده اند.


[1]  مسلم 156- الألباني، صحيح الجامع 7293

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (1)

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (1)

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین.

اینکه بارها از زبان مولوی عبدالحمید در تنازل و ذلیلی نشان دادن در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مزدوران عرب آنها سخنانی می شنویم و حتی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی که تاریخی سراسر خیانت را طی کرده به عنوان بخشی از مردم ایران نشان داده و ارتداد و خیانت را برای مسلمین عادی سازی می کند خبر از جریانی دارد که به اسلام آمریکائی – صهیونی جدید مشهور شده است.

به همین دلیل شاهدیم که جریان‌های نفاق و ذلیلی، با چهره‌ای حق‌به‌جانب و در لباس مذهب حنفیت و مسجد و شبکه های ماهواره ای، آشکارا علیه اسلام و مسلمین موضع‌گیری می‌کنند. تازه‌ترین نمونه، اظهارات تأسف‌بارِ به اصطلاح «استاد عبدالقادر ترشابی» از شبکه‌ی کلمه است که با مهر تأیید خود، مشروعیت حکومتِ کفار و مرتدانی مانند ربع پهلوی را تأیید کرده است و بلند گوی این مرتد خائن بی غیرت شده است.

ترشابی قبلا به عنوان یک مجری با تفکرات نجدیت در شبکه ی ماهواره ای رسمی شارجه فعالیت داشته و صاحب انتشاراتی حرمین با گرایشات نجدی بوده و در شبکه ی کلمه هم از همین تفکر حمایت می کند و آشکارا می داند که این موضع گیری او ارتداد آشکار است.

پس این سخنان ترشابی و سایر هم مسیرانش به دلیل جهل نیست، بلکه از روی آگاهی و برنامه‌ریزیِ دقیق دشمنانِ اسلام بیان می‌شود. اینجا، سخن از یک اشتباه فردی نیست؛ بلکه سخن از توطئه‌ای هماهنگ است که توسط «اسلام آمریکایی» و هوادارانش بر علیه مومنین مجاهد و دشمنان آمریکا و صهیونیستها به پیش برده می‌شود.

منافقان همیشه با زبان، ادعای ایمان و محبت به مومنین می‌کنند، اما در عمل، در صف دشمنان ایستاده‌اند. این جریان‌ها امروز نیز با نام‌های مختلف و با ادعای دفاع از اسلام، در حال تخریب بنیان‌های اعتقادی امت هستند.

نکته‌ی مهم این است که منافقان امروز بر خلاف منافقین زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، دیگر نفاق خود را پنهان نمی‌کنند؛ آنان علناً از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدان داخلی دفاع کرده و برای آنان مشروعیت می‌سازند. این، نشانه‌ی نهایت شیطنت و پستی آنان است.

حمایت از افرادی مانند «ظاهر شاه» (بازمانده‌ی خاندان سلطنتی افغانستان) و «پهلوی‌ها» (خاندان خائن ایران)، بخشی از یک پروژه‌ی بزرگ است که اهداف زیر را دنبال می‌کند:

۱. احیای حکومت‌های طاغوتی: دشمنان اسلام می‌خواهند با ایجاد مشروعیت برای این خاندان‌ها، بار دیگر ملت‌های مسلمان را به دوران استبداد و وابستگی بازگردانند.

۲. تفرقه‌افکنی میان مسلمانان: آنان با حمایت از جریان‌های مرتد و وابسته، به دنبال ایجاد شکاف میان امت اسلامی هستند.

۳. تثبیت نفوذ آمریکا و غرب: تمام این تلاش‌ها، در راستای منافع آمریکا، اسرائیل و آل سعود صورت می‌گیرد.

الله جل جلاله خطاب به امثال مولوی عبدالحمید و ترشابی و عبدالغفار نقشبندی و امثالهم می فرماید: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹) کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست می‌گیرند، آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ پس همانا عزت، همه از آنِ خداست.

اگر دقت کنیم، عامل اصلی و پشت پرده‌ی این توطئه‌ها، جریان‌هایی قرار دارند که با نام «اسلام» و با استفاده از «تفکر نجدیت» (وهابیت)، به مقابله با مذاهب اسلامی و ارزش‌های اصیل برخاسته‌اند.

آنان دم از توحید و ایمان می‌زنند، اما در عمل، علیه اسلام و مسلمین عمل می‌کنند و با تحریف مفهوم «توحید» و «جهاد»، به تکفیر نابجای مسلمانان پرداخته و راه را برای نفوذ دشمنان خارجی و مرتدین داخلی باز می‌کنند به همین دلیل می بینیم که با بزرگ‌نمایی اختلافات مذهبی و حمایت از جریان‌های خائن و ضد اسلامی، وحدت امت اسلامی را هدف قرار داده‌اند

این تفکر نجدیت درباری آل سعود که امثال عبدالحمید گوشه ای از آن را نشر می دهند و امثال ترشابی و کیانی و خدمتی گوشه هایی دیگر را، ریشه در توطئه‌های استعمار انگلیس دارد که برای تضعیف خلافت عثمانی و ایجاد تفرقه در جهان اسلام، آنها از کانال آل سعود ایجاد شد. امروز نیز این جریان‌ها با حمایت مالی و سیاسی آمریکا و آل سعود، در سراسر جهان اسلام و از جمله در میان بلوچها و افغانی ها به فعالیت مشغولند.

دشمنان اسلام، امروز علیه ایران، فردا علیه افغانستان و پس‌فردا علیه هر کشور اسلامی دیگر وارد عمل می‌شوند. آنان با استفاده از ابزارهای مختلف مانند رسانه‌ها، شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی، به دنبال ترویج اسلام آمریکایی، مشروعیت‌بخشی به کفار و تضعیف روحیه‌ی جهاد و مقاومت در میان مسلمانان هستند.

از اهداف اصلی این توطئه ها جایگزینی اسلام مذاهب اسلامی با اسلام آمریکایی  و حرکت به سوی اسلام سکولار و سازشکار و مشروعیت‌بخشی به حکومت‌های کافر و مرتد و  ترویج قانون سکولاریسم کفری، همان قانون مشرکان قریش در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، روابط کابل و تهران؛ زمینه‌ساز رفاه مشترک

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، روابط کابل و تهران؛ زمینه‌ساز رفاه مشترک

 ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، در تازه‌ترین اظهارات خود روابط افغانستان و ایران را «خوب» توصیف کرده و از ادامه روند عادی تجارت میان دو کشور خبر داده است.

تأکید بر روابط حسن همجواری

آقای مجاهد با اشاره به اهمیت همکاری‌های منطقه‌ای، خاطرنشان کرده است که امارت اسلامی خواهان حل‌وفصل تنش‌ها و کنترل کامل وضعیت امنیتی در منطقه می‌باشد. به گفته او، ثبات امنیتی نه‌تنها برای افغانستان، بلکه برای تمام کشورهای همسایه حیاتی است و در همین راستا کابل آماده تعامل سازنده با تهران است.

سود متقابل دو ملت

سخنگوی امارت اسلامی تصریح کرده است که افغانستان و ایران از دیرباز پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی عمیقی داشته‌اند. او ادامه این روابط را «به‌سود مردم هر دو کشور» دانسته و بر گسترش همکاری‌ها در زمینه‌های بازرگانی، ترانزیت و انرژی تأکید ورزیده است.

چشم‌انداز آینده

با توجه به اظهارات مقامات امارت اسلامی، انتظار می‌رود که تعاملات اقتصادی میان کابل و تهران در ماه‌های آینده افزایش یابد و دو طرف با درک مشترک از چالش‌های منطقه‌ای، گام‌های عملی برای تحکیم روابط بردارند. این رویکرد می‌تواند به تقویت صلح و ثبات در غرب آسیا نیز کمک شایانی کند.

مروری بر خاطرات شیخ انور دهواری،پیشگام بیداری اسلامی معاصر و ترویج فرهنگ کتاب در بلوچستان (بخش پنجم)


مروری بر خاطرات شیخ انور دهواری،پیشگام بیداری اسلامی معاصر و ترویج فرهنگ کتاب در بلوچستان (بخش پنجم)


نویسنده:محمد صدیق دهواری
از « صوت‌الاسلام » تا « میثاق خون »؛ پیوند فرهنگی با جریان‌های اسلامی افغانستان

در کنار فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی، ارتباط من با جمعیت اسلامی افغانستان نیز شکل گرفت. از نظر فکری، این جمعیت با اندیشه‌های اخوان‌المسلمین ارتباط داشت و همین موضوع باعث شد توجه من به فعالیت‌های آن‌ها جلب شود.
پس از اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی، جمعیت اسلامی افغانستان دفتری در زاهدان، در خیابان آزادی، بالاتر از دادگستری راه‌اندازی کرد. وقتی از فعالیت این دفتر باخبر شدم، به آنجا رفتم و با مسئول دفتر، عبدالکریم صیفی، آشنا شدم. در همان دیدارها و رفت‌وآمدهایی که با او داشتم، او را مردی تشکیلاتی، قوی و بسیار منظم یافتم که با جدیت و اقتدار کارها را پیش می‌برد.
از آنجا نشریات، مجلات و کتاب‌هایشان را می‌گرفتم. یکی از مهم‌ترین نشریاتشان مجله «میثاق خون» بود. در این مجله، علاوه بر زندگی‌نامه صحابه، درباره زندگی و مبارزات شهدای افغانستان نیز مطالبی منتشر می‌شد؛ از جمله شهید پروفسور غلام‌محمد نیازی، شهید مهندس حبیب‌الرحمن، شهید مهندس محمد عمر و شهید مولوی محمد عمر که از بنیان‌گذاران جنبش اسلامی افغانستان بودند.
من مطالب و عکس‌های مربوط به جنایات شوروی را از این مجلات انتخاب می‌کردم و به‌صورت روزنامه دیواری تنظیم می‌کردم. بعد آن‌ها را روی دیوار کنار آموزش‌وپرورش سراوان نصب می‌کردم. مردم، معلمان و دانش‌آموزان می‌ایستادند و مطالب را می‌خواندند و با نهضت اسلامی افغانستان و حوادثی که در آن کشور می‌گذشت، بیشتر آشنا می‌شدند. کاری ساده برای من بود ولی در سال 1358 و 1359 در شرایطی که رسانه ای وجود نداشت تا مردم را از شرایط حاکم بر افغانستان اگاه سازد، ارزشمند بود، و احساس می‌کردم می‌توانم بخشی از آنچه را در افغانستان می‌گذرد، به مردم منطقه منتقل کنم.
در یکی از شماره‌های ویژه «صوت‌الاسلام» ــ که از آخرین شماره‌هایی بود که پیش از تعطیلی نشریه منتشر کردیم ــ زندگی‌نامه شهید پروفسور غلام‌محمد نیازی و مطالبی درباره جنبش اسلامی افغانستان را به چاپ رساندیم. این موضوع برای بسیاری از جوانان منطقه تازگی داشت و آنان را با بخشی از تحولات و مبارزات اسلامی در افغانستان آشنا می‌کرد.
یکی دیگر از خاطرات مهم من مربوط به انتشار زندگی‌نامه خالد بن ولید است. مجله «میثاق خون» زندگی‌نامه او را به‌صورت سلسله‌وار منتشر می‌کرد. من همه شماره‌ها را جمع کردم، مطالب را تایپ کردم و تصمیم گرفتم آن‌ها را به صورت کتاب منتشر کنم. بعدها برای گرفتن اجازه چاپ به پیشاور پاکستان رفتم. کمیته فرهنگی جمعیت اسلامی با مهربانی و احترام، مجوز رسمی چاپ را صادر کرد. و احساس ‌کردم کاری که از علاقه شخصی به کتاب و مطالعه شروع کرده‌ام، می‌تواند به انتشار یک اثر مکتوب هم برسد. گرچه سال ها نیز بگذرد. جزئیات آن سفر و اتفاقاتی که در پیشاور برایم افتاد، مربوط به سال ۱۳۶۴ است و در جای خود به آن خواهم پرداخت.
یکی از خاطرات دیگری که از آن روزها در ذهنم مانده، مربوط به زمانی است که عصری به دفتر جمعیت اسلامی در زاهدان رفتم. دیدم عبدالکریم صیفی بسیار نگران و مشغول سازماندهی مجاهدان برای اعزام فوری با خودورهای سیمرغ است. گفت «نیروهای دولت کمونیستی تا نیمروز پیشروی کرده‌اند». به او گفتم:
ـ «می‌خواهم همراه شما اعزام شوم.»
با آرامش پاسخ داد:
ـ «مجاهد کم نیست؛ کمبود اسلحه و پول داریم. شما مراقب سرزمین خودتان باشید؛ اگر از این طرف بیایند، تا چابهار و گوادر پیش می‌آیند.»
بعد از من خواست گروهی از مجاهدان را به سراوان ببرم تا برای کمک به مردم و مجاهدان افغانستان، کمک جمع‌آوری کنیم.
ابتدا در گشت پیاده شدیم و به دیدار شیخ‌الحدیث مولوی محمد یوسف حسین‌پور رفتیم. ایشان فرمودند:
ـ «نیازی به ماندن شما نیست، من خودم کمک جمع می‌کنم. شما به سراوان بروید.»
در سراوان نیز حاج ملک‌محمد ملازهی پذیرفت شخصاً برای جمع‌آوری کمک‌ها اقدام کند. در مسجد نور، مولوی دین‌محمد حسین‌زهی همکاری گسترده‌ای داشت. سپس به سوران رفتیم و علمای آنجا نیز مبالغ قابل توجهی برای کمک به مجاهدان افغانستان جمع‌آوری کردند.
این ارتباط با جمعیت اسلامی افغانستان برای من تجربه مهمی بود. احساس می‌کردم فاصله میان ما و مردم افغانستان، با وجود مرزهای جغرافیایی، چندان زیاد نیست. کتاب و نشریه، ارتباط با علما و فعالان دینی و حتی کمک‌هایی که مردم جمع می‌کردند، همه نشان می‌داد که دغدغه‌های مشترک می‌تواند انسان‌ها را به هم نزدیک کند.
این ارتباط در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد در کنار این ارتباط، به دفتر حزب اسلامی افغانستان در زاهدان نیز رفت‌وآمد داشتم و از آنجا کتاب و نشریه می‌گرفتم. «تفسیر کابلی» را نیز از آنان تهیه کردم و برای فروش به
سراوان آوردم. با این حال، شخصیت پروفسور برهان‌الدین ربانی برای من جذابیت خاصی داشت و بیشتر به فعالیت‌ها و دیدگاه‌های جمعیت اسلامی توجه پیدا کردم. شعار نشریات آنان نیز همان شعار معروف اخوان‌المسلمین بود و این شباهت فکری برای من جالب و قابل توجه بود.


ادامه دارد….ان شاءالله

امارت اسلامی افغانستان و احیای الگوی دیگری از حکومت نبوی در قرن معاصر

امارت اسلامی افغانستان و احیای الگوی دیگری از حکومت نبوی در قرن معاصر

کاتب: براهندک بلوچ

پس از دهه‌ها اشغالگری، جنگ و بی‌ثباتی، افغانستان امروز شاهد استقرار نظامی است که بنیان خود را بر حاکمیت شریعت محمدی (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) نهاده است. امارت اسلامی افغانستان، به عنوان یک دارالاسلام، تلاش می‌کند تا الگوی حکومت نبوی را در قرن بیست و یکم احیا کند. این نظام، علی‌رغم تمام چالش‌های بین‌المللی، با اتکا به ایمان مردم و اجرای احکام الهی، گام‌های بلندی در جهت ایجاد یک جامعه اسلامی برداشته است.

مهم‌ترین ویژگی امارت اسلامی، اجرای حدود و احکام الهی در جامعه است. این نظام، برخلاف دولت‌های سکولار و غرب‌گرا که دین را از حاکمیت جدا می‌کنند، تمام ارکان حکومت را بر محور قرآن و سنت استوار کرده است. از اجرای حدود شرعی (مانند اقامه نماز، حجاب، مبارزه با ربا و فساد) تا ساختار قضایی بر مبنای فقه حنفی، همگی نشان‌دهنده عزم جدی این نظام برای تطبیق زندگی مسلمانان با دستورات خداوند است.

یکی از سنت‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشد پس از ایشان در حکومت اسلامی و دارالاسلام، جابجایی فرماندهان و والیان بر اساس صلاحدید رهبری برای ایجاد پویایی در نظام بود. امارت اسلامی این سنت را در عمل زنده کرده است. جابجایی وزیران، والیان و مقامات کشوری و لشکری بر اساس تشخیص رهبری و مصلحت امت، باعث می‌شود تا هیچ فردی در قدرت احساس استبداد نکند و همواره انگیزه خدمت در میان مسئولان حفظ شود. این اقدام، دقیقاً همان الگویی است که خلفای راشدین نیز برای تربیت نخبگان و مبارزه با رخوت اداری به کار می‌گرفتند.

امارت اسلامی افغانستان با پایان دادن به ۲۰ سال اشغالگری آمریکا، یکی از بزرگترین پیروزی‌های امت اسلامی در برابر نظام سلطه را رقم زد. این نظام، بدون هیچ وابستگی به قدرت‌های شرقی و غربی، سیاست خارجی مستقل خود را بر اساس منافع ملی و اسلامی دنبال می‌کند. این استقلال، درس بزرگی برای دیگر کشورهایی است که زیر یوغ آمریکا و اسرائیل قرار دارند. افغانستان امروز در کنار دارالاسلام ایران و بجهه ی مقاومت همسو با آن به نماد مقاومت در برابر زورگویی بین‌المللی تبدیل شده است.

پس از سال‌ها ناامنی و جنگ، امارت اسلامی توانسته است امنیت پایداری را در سراسر کشور برقرار کند. این امنیت، زمینه ساز اجرای عدالت و توسعه اقتصادی است. همچنین، مبارزه جدی با کشت مواد مخدر و فساد اداری که از ریشه‌های اصلی عقب‌ماندگی افغانستان بود، از اولویت‌های اصلی این نظام محسوب می‌شود. این اقدامات، نشان‌دهنده عزم راسخ حاکمان اسلامی برای ساختن جامعه‌ای پاک و عادلانه است.

امارت اسلامی تلاش می‌کند تا با تکیه بر اصل «لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ» به عنوان کلمه توحید، وحدت را میان اقوام مختلف افغانستان (پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک و…) ایجاد کند. در اسلام، هیچ برتری برای قومی بر قوم دیگر نیست و این اصل، مبنای عمل امارت اسلامی در ایجاد یک هویت اسلامی مشترک است. این وحدت، در مقابل توطئه‌های تفرقه‌انگیز دشمنان، سپر دفاعی مهمی به شمار می‌رود.

رهبری امارت اسلامی همواره بر دفاع از مردم مظلوم فلسطین و غزه تأکید کرده و اشغالگری اسرائیل را محکوم نموده است. این موضع‌گیری، نشان‌دهنده تعهد این نظام به آرمان‌های بزرگ امت اسلامی است و آن را در صف اول حامیان مقاومت قرار می‌دهد.

در این صورت امارت اسلامی افغانستان اگرچه با چالش‌های بزرگی روبروست، اما نمایانگر یک تلاش صادقانه برای احیای حکومت اسلامی در عصر حاضر است. این نظام با تأسی به قرآن، سنت نبوی و سیره خلفای راشدین، در مسیر ساختن جامعه‌ای مبتنی بر عدل و تقوا گام برمی‌دارد. امید است که این الگو، الهام‌بخش دیگر ملت‌های مسلمان برای رهایی از سلطه کفار سکولار جهانی و بازگشت به حاکمیت شریعت باشد.

خطر «بلوک‌بندی مذهبی» در جهان اسلام  در برابر خطر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی

خطر «بلوک‌بندی مذهبی» در جهان اسلام  در برابر خطر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

اصلی که تمام ملل کافر و مسلمان دنیا پذیرفته اند این است که در هنگام هجوم دشمنان خارجی، ایجاد تفرق و بلوک بندی بر اساس امور قومیتی و مذهبی و غیره خطری است که سودش تنها به جیب دشمنان خارجی می رود.

امروزه نیز که امت اسلامی از فلسطین و غزه تا یمن، سودان، سوریه، لبنان، سومالی و اخیراً ایران با تهدید و تهاجم کفار آمریکائی – صهیونی روبه‌رو است، سخنان فرقه گرایانه و کلی گوئی های رسانه پسند امثال مولوی عبدالحمید که در نهایت به دامن زدن به روحیه ی ناامیدی و ضربه زدن به اطاعت مردم منجر می شود کاری است که تنها گروه منافقین و ستون پنجم دشمن از عهده ی آن برمی آید نه دلسوز دین و مردم .

در کنار این، هرگونه پیمان و ائتلافی که به جای وحدت امت، مسلمانان را به نام «سنی» و «شیعه» در برابر هم قرار دهد، زنگ خطر بزرگی برای ایران و منطقه و آینده جهان اسلام است.

اگر توافق‌هایی میان برخی دولت‌های دست نشانده مانند عربستان، پاکستان، ترکیه و دیگر کشورها به نام «بلوک سنی»، «دفاع از حرمین» یا «امنیت منطقه» مطرح شود، اما در عمل به مقابله با اشغالگران، دفاع از مظلومان و تقویت وحدت امت نینجامد، لازم است گفته شود که پیمانی است در خدمت کفار محارب آمریکائی – صهیونی.

اصل بنیادین سیاست اسلامی در دارالاسلام بر «اهل جماعت» شدن استوار است که در آیاتی چون : وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  (آل عمران/103) بر آن تاکید شده است که : الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[1] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب. عذابی که الله تعالی آنرا در ردیف عذابهای آسمانی و زمینی مثل زلزله نام برده است و می فرماید: ‏ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ ‏(انعام/65) بگو : الله می‌تواند که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد و یا شما را دسته‌دسته و پراکنده کند و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد و عذاب و تندی بعضی را به بعضی دیگرتان بچشاند. نگاه کن که چگونه آیات را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلکه بفهمند.‏

به همین دلیل همین فرقه بازی ها و حزب بازی ها باعث تولید جنگهای داخلی بی شمار و مشغول شدن مسلمین به مسلمین و نابودی تدریجی آنها – مثل آنچه در اندلس به عنوان یک عبرت اتفاق افتاد- و باعث تضعیف عمومی مسلمین در گذشته و حال شده است چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[2] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام) بود.

ما از حاکمیتهای سکولار و دست نشانده ای چون پاکستان و ترکیه و آل سلول انتظاری غیر از ضربه زدن به مومنین نداریم چون مجریان پروژه های دشمنان در میان مسلمین هستند و بلوک بندی های مذهبی آنها امری عادی است اما آیا امثال مولوی عبدالحمید چنین آیات و احادیثی را ندیده اند؟

اگر دیده اند چرا مسلمین را به چنین عذابی دعوت می دهند که الله و رسولش صلی الله علیه و سلم به صراحت از آن نهی کرده اند؟ آنهم زمانی که دارالاسلام ایران در معرض انواع تهدیدهای امنیتی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و جنگ همه جانبه ی روانی و رسانه ای بی سابقه ای است!

 این یک خطر جدی است که نباید نادیده گرفته شود چون به: «فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (انفال/46) از بین رفتن قدرت و هیبت مومنین ختم می شود .


[1]  مسند أحمد،  4/ 278 مسند الكوفيين بقية حديث النعمان بن بشير (حديث رقم: 19351 )/ الألباني، السلسلة الصحيحة 667 

[2] مسند أحمد 1539