
1




پیام سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت هفته وحدت 1405ش (2)
زمان برگزاری اوّلین هفتهی وحدت به اسفند ۱۳۵۶ هجری شمسی و دوران مبارزه با دستگاه ستم پهلوی برمیگردد؛ آنگاه که رهبر عظیمالشّأن شهید اعلیالله مقامهالشّریف در دوران تبعید خود در ایرانشهر، این فکر را مطرح نموده و شیعه و سنّی از آن استقبال بهعمل آوردند. بهزودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهتدبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی قدّسسرّهالشّریف، «هفتهی وحدت» رسمیّت یافت. به لطف حضرت باریتعالی، مسئلهی وحدت بین آحاد ملّت مسلمان، نمونهای موفّق در میان ملّت ایران دارد و دسیسههای دشمنان تأثیر زیادی در جهت مخدوش کردن آن نداشته است.
ولی مسلّماً بدخواهان همیشه در کمین این نعمت بزرگ هستند. آنچه آنان را امیدوار میسازد، برجستهسازی اختلافات است. اختلافات عقیدتی و مذهبی گرچه یک وجه مهم از مقصود دشمن اسلام بشمار میرود و او به استفاده از آن بسیار دل بسته است؛ ولی به آن بسنده نخواهد کرد و تلاش دارد تا انواع تفاوتهای نژادی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و جغرافیایی را به بهانههایی برای ایجاد اختلاف بین مردم مسلمان در ایران و در هر کشور اسلامی دیگری تبدیل نماید تا از این منظر، پاره پاره شدن امّت اسلام و تحلیل رفتن قوای آن را به نظاره نشسته و در فرصت مناسب سلطهی خود را بر آنان اِعمال نماید. دستور قرآن کریم در این موارد در آیهی کریمهی «وَ لا تَنازَعوا فَتَفْشَلوا و تَذْهَبَ ریحُکُم» ذکر شده است. بنابراین هر فردی در هر جایگاهی، هر کاری که به تفرقه بین مسلمانان بینجامد را صورت دهد و در جامعهی مسلمین تنازع ایجاد کند، دانسته یا نادانسته و خواسته یا ناخواسته، مقصود دشمنان اسلام را سامان داده است. و چگونه در این روزگار کسی میتواند چنین عملی را به جهل و غفلت خود نسبت دهد در حالیکه اینک طواغیت عالَم و در رأس آنان امریکای جنایکار نقابهای فریبنده و پوشالین را از چهرهی کریه اهداف استعماری و نقشههای استکباری و سلطهجویانهی خود کنار زده و دستکشهای مخملین فریبگر را در آورده و چنگال خونآلود خود را به همهی دنیا نشان دادهاند؟
اکنون وقت آن است که مسلمانان به فکر فرو روند و حوادث را دقیقتر بنگرند. آیا اگر مسلمین یدِ واحدهای میبودند که مشت خود را با استحکام میفشرد، ملّت فلسطین اینگونه بیپناه، مورد ظلم و جنایت اشغالگران قرار میگرفت؟ و آیا اگر ملّتها و دولتهای ساکن در حاشیهی خلیج فارس اتّحاد خود را در زیر عَلَم اسلام برقرار میساختند، رجّالههای بیهویّت و فاسد جرأت پیدا میکردند تا از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینها و داراییهای ایشان طمع ورزند؟
توصیهی مؤکّد و مکرّر اینجانب به حکّام کشورهای اسلامی خصوصاً کشورهای منطقه غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس این است که دشمن واقعی خود را بشناسید و نقشهاش را دریافته، با آن مقابله نمایید. علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در مسیر خیر و نیکی است. حاکمان جنایتکار امریکا و نظام جعلی صهیونی دشمنان قسم خورده این اتّحاد و دوستی هستند. آنان فقط دشمن جمهوری اسلامی و ملّت ایران و جبههی عظیم مقاومت اسلامی نیستند؛ بلکه با همهی امّت اسلام و از جمله ملّتهای غرب آسیا و شمال افریقا دشمنی دارند و در این امر حتی حکّام این کشورها که بسیاری از ایشان همکار آنان محسوب میشوند، از این امر مستثنی نمیباشند؛ همچنانکه بیاحترامی علنی و بهکار بردن تعابیر زشت نسبت به بعضی از سران کشورهای اسلامی از سوی رؤسای استکبار، در حافظهی نزدیک شما و ما موجود است.
درس مهمّ اتّحاد و عدم تنازع، درس اوّل مکتب اسلام در مورد نوع مواجهه با دشمن و دوست است. امّا درس دوّم آن، دفاع از یکدیگر در مقابل کفر و درس سوّم، انواع همکاریها و همافزاییها در مسائل مختلف زندگی مادّی و معنوی مسلمانان از لحاظ ثروت، امنیّت، علم و پیشرفت است که انتهای این مسیر، وصول به تمدّن نوین اسلامی خواهد بود. بنابراین وحدت بین مسلمین سنگ بنای اصلی برای دستیابی به تمدّن اسلامیِ عزیز و غالب است. این بستهی مفهومی و فکری که آرزوی ما برای عالم اسلام در آن نهفته است، به نوبهی خود تا حدّ قابل قبولی در ایران عزیز، صورتِ تحقّق یافته و باز توصیهی این خادم به آحاد ملّت آن است که به هیچوجه اجازهی بروز هیچ اختلافی را در بین خود ندهند.
در پایان امیدوارم با شفاعتهای رسول مکرّم و عترت طاهرین ایشان صلواتالله و سلامه علیه و علیهم، سایهی پررحمت و برکتِ لطف الهی بر جوامع اسلامی افکنده شود و ایشان روز به روز در سایهی عمل به فرامین الهی پلههای ترقّی و عزّت را هر چه بیشتر از پیش بپیمایند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۸/شهریور/۱۴۰۵
۱۷/ ربیعالاوّل/ ۱۴۴۸

پیام سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به مناسبت هفته وحدت 1405ش (1)
متن پیام به این شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
مُحمّدٌ رَسولُ اللهِ وَالّذینَ مَعَهُ اَشِّداءُ عَلی الکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم
ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه را به ملّت شریف ایران و امّت بزرگ اسلام تبریک میگویم.
از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند. زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر میگردد. ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده میشود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور میگردد.
اینک اسلام و اهل آن بعد از گذر از دورانهای سخت و پر تلاطم و طی کردن فراز و نشیبهای متعدّد از صدر اوّل تاکنون به مرحلهای سرنوشتساز و تعیین کننده رسیده است. امروز مسلمین نقشی بسیار مؤثّر و تاریخساز را میتوانند ایفاء کنند. امروز روزی است که چشمانداز غلبهی نهایی حق بر باطل، و اسلام بر کفر بهمراتب بیش از همهی ادوار گذشته به عینیّت نزدیک شده است.
شرط اوّل این مهم، اتّحاد کلمهی مسلمین است. وحدت مسلمین در مقابل کفر جهانی، راهبردی قرآنی و آموزهای اصیل از اسلام ناب محمّدی صلواتالله و سلامه علیه و آله است و نه یک مسئلهی سطحی و گذرا. مقصود از وحدت آن است که در سطح عمومیِ جوامع اسلامی، نقاط مشترک بین همگان، محور و اصل قرار گیرد. البته سعی میشود تا به پشتوانهی استدلال و در عین رعایت همهی شئونِ برادری و همراهی و به همانگونه که از آموزههای قرآنی برمیآید، در کمال صلح و صفا، نقاط افتراق تبدیل به نقاط مشترک گردد.
آنچه مسلّم است آحاد مسلمین در جوامع اسلامی باید در مواجهه با کفر جهانی، اصل قرآنیِ «اَشِدّاءُ عَلی الکُفّار، رُحَماءُ بَیْنَهُم» را محور فکر و بیان و عمل خود قرار دهند و اینگونه است که وحدت و اتّحاد اسلامی به دست میآید. هرگاه هر یک از دو بخش این پیام آسمانی، از مرحلهی عمل مسلمین دور شود، آنان هم از آن جایگاه عزّتی که به حق در مدینةالاسلام واجد آن شده بودند دور خواهند گشت، و این قاعدهای است که تخلّف ندارد.
این قاعده یکی از اصول و پیامهای اساسی انقلاب اسلامی است.

از دمشق تا اسلامآباد، صفآرایی همپیمانان آمریکا در برابر جریانهای اسلامی
کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)
در ۷ اوت ۲۰۲۶، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه توافق دفاعی مشترکی امضا کردند که بر اساس آن حمله مسلحانه به یکی از طرفها، حمله به همه طرفها تلقی میشود. گزارشها همچنین از تلاش برای گسترش این چارچوب به کشورهای دیگر حکایت دارد.
وزیر خارجه سوریه، اسعد الشیبانی، در پاکستان حضور یافته و در شرایطی که دمشق روابط امنیتی و سیاسی خود را با بازیگران منطقهای بازتعریف میکند، سخن از بررسی پیوستن سوریه به این توافق مطرح شده است.
اینجا یک سؤال اساسی مطرح میشود:این ائتلافها در نهایت برای دفاع از چه چیزی و در برابر چه تهدیدی شکل میگیرند؟
آیا معیار، واقعاً دفاع از مسلمانان و سرزمینهای اسلامی است؟
اگر چنین است، چرا مسئله فلسطین و غزه باید در حاشیه قرار گیرد؟
چرا باید در برابر اشغالگری و تجاوز اسرائیل، مسیر مذاکره و ترتیبات امنیتی دنبال شود، اما جریانهای اسلامی مخالف نظم موجود با برچسبهای امنیتی و سیاسی مواجه شوند؟
حتی خود احمد الشرع در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرده بود که سوریه در پی رسیدن به توافق امنیتی با اسرائیل است و آن را مقدمهای برای صلح گستردهتر دانسته است و دو روز پیش هم اسعد الشیبانی در اردن با مسئول نظامی اسرائیل دیدار و گفتگو کرد.
در عین حال، اسرائیل در اوت ۲۰۲۶ به یک پایگاه هوایی سوریه حمله کرد و سوریه و ترکیه این حمله را محکوم کردند. بنابراین نمیتوان واقعیت پیچیده منطقه را با یک شعار ساده توضیح داد بلکه باید پرسید روابط، پیمانها و سیاستها در عمل به کدام سمت میروند.
آیا معیارها دوگانه شدهاند؟
اگر یک گروه یا جریان اسلامی به دلیل مخالفت با آمریکا یا اسرائیل «افراطی» یا «تروریست» خوانده میشود، اما همزمان دولتها با آمریکا وارد همکاری امنیتی و سیاسی میشوند، مسلمانان حق دارند بپرسند:
معیار واقعی چیست؟
آیا مخالفت با اشغالگری جرم است؟
آیا دفاع از فلسطین جرم است؟
یا آنچه برای قدرتهای بزرگ اهمیت دارد، این است که چه کسی در چارچوب نظم سیاسی مورد قبول آنان حرکت میکند؟
بنابراین، مسلمان نباید صرفاً به دلیل دشمنی با یک طرف، تمام رفتارهای طرف مقابل را درست بداند. ایران، آمریکا، اسرائیل، ترکیه، عربستان، پاکستان و حکومت دمشق همگی باید با یک معیار سنجیده شوند: عملکردشان در برابر حق مردم فلسطین، استقلال سرزمینهای اسلامی و حقوق مسلمین بر اساس شریعت آنها.
تاریخ معاصر فلسطین و غزه نشان داده است که شعارهای سیاسی امثال اردوغان بهتنهایی کافی نیست. اهل فلسطین با اسلحه و گوله سرکوب می شوند مسلمانان باید ببینند چه کسی در میدان عمل از مردم فلسطین با اسلحه و حملات نظامی حمایت میکند و چه کسی صرفاً از مسئله فلسطین برای مشروعیت سیاسی استفاده میکند.
پس فریب عنوانهایی مانند «اتحاد اسلامی»، «دفاع مشترک» یا «امنیت منطقهای» را نخوریم و هر پیمان را باید با مفاد، اهداف، طرفهای آن و نتایج عملیاش سنجید.
پس خواسته ی امروز مومنین اهل عوت و جهاد امروز این نیست که چه کسی زیباتر شعار اسلامی میدهد بلکه این است که این صفبندیهای جدید در عمل، امنیت و استقلال مسلمانان را بیشتر میکنند یا وابستگی آنان را به قدرتهای خارجی افزایش میدهند؟
اینجا بار دیگر باید پرسید:
در مقابل، ایران طی سالهای گذشته خود را در رأس محور جهادی در برابر آمریکا و اسرائیل قرار داده و از جریانهایی مانند اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و حزبالله و حماس و جهاد اسلامی فلسطین حمایت کرده است. بنابراین در قضیه ی فلسطین و جهاد با آمریکا و صهیونیستها نباید ایران را در یک ردیف با ترکیه و آل سعود و باند جولانی در سوریه قرار داد.
پس ای مسلمانان، فریب عنوانهای زیبا و پیمانهای پرزرقوبرق را نخورید. هر ائتلافی را با عملکردش بسنجید و ببینید در برابر اشغالگران چه کرده و در برابر مسلمانان چه کرده است و از سرنوشت فلسطین و غزه عبرت بگیرید؛ جایی که فاصله میان شعارهای رسمی و عملکرد واقعی دولتها برای مردم آشکار شده است.
مسلمان آگاه باید بداند که هر اتحاد سیاسی، الزاماً اتحاد اسلامی نیست و هر پیمانی که نام «امنیت» بر خود گذاشته، الزاماً امنیت مسلمانان را تأمین نمیکند.

منظور ما از وحدت چیست؟
کاتب: صلاح الدین مجاهد
صف متحد دشمنان سکولار جهانی و محلی بر علیه شریعت گرایان و طرفداران حاکمیت شریعت الله را می بینیم، اما در برابر، غیر از طرفداران «3ابزار» برتر که جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند عده ی کثیری از مسلمین را می بینی که بر طبل تفرقه می کوبند . می بینی شان ؟ عده ای ساز جدایی و تکفیر می زنند . دور هم ایستاده اند و به جای اینکه با دشمن اصلی درگیر باشند مدام با زبان یا دست بر علیه سایر مسلمین مخالف خود هستند.
خبر دارند که گلادستون نخست وزیر اسبق انگلیس گفته بود:” مادامی که قرآن در دست مسلمانان است ، اروپا نه می تواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت کند. “
آیا این قرآن عامل وحدت بخش ما نیست؟ پس دشمن متحد ما می داند که اگر شیعه و سنی زیر پرچم قرآن متحد شوند ، قدرت یگانه جهان خواهند شد.
دشمن متحد ما می داند که برای از بین بردن اسلام، بایستی ابتدا مسلمانان را از یکدیگر جدا کرد .
او خوب می داند که برای اینکه ما از جنگ با او غافل شویم ، باید ما را با یکدیگر درگیر کند .
او می داند که بهترین راه شکست اسلام ، ایجاد تفرقه و اختلاف بین شیعه و سنی است .
و چقدر غافل اند کسانی که دارند در نقشه دشمن ، بازی می کنند و او را خوشحال کرده و به هدفش نزدیک می کنند .
شاید باور نکنی ؟
ولی جبهه کفار شدیدا دنبال اتحاد و انسجام علیه مسلمین هستند .
حتما می دانی که نصرانیت، یهود را به قتل عیسی مسیح متهم می کرد . ولی خبر داری که الآن همچنین خبری نیست .چرا ؟
در حالیکه این دو گروه 20 قرن باهم درگیر بودند الآن خبری از آن درگیری نیست .
می دانی چرا ؟ چون دولت واتیکان برای اتحاد نصرانیت و یهود در برابر مسلمین ، طی یک اطلاعیه رسمی از این اصل صرف نظر کرد و یهود را از این جنایت بزرگ تبرئه کرد.
می دانی چه زمانی این اعلامیه صادر شد؟ سال 1973 همزمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان . تا جبهه کفر باهم متحد شوند . تا یهود و نصرانیت با هم بجنگند در برابر دشمنشان . یعنی مسلمانان .
این ها را که می شنوی بعد با خودت می گویی ، پس چرا در جبهه خودی ها چنین اتحادی نیست .البته اشتباه نشود، هیچ کس دنبال وحدت مذهب نیست . و قرار نیست ذره ای از اعتقاداتت دست برداری .
بلکه همه حرف من و دوستان من این است که باید در برابر دشمن مشترک ، متحد شد . در یک صف . در یک جبهه .

وحدت عملی و چگونگی محافظت از آن
کاتب: محمد اسامه
در میان تمام مذاهب اسلامی اصول و نقاط مشترک فراوانی وجود دارند که مسلمین می توانند با تمرکز بر این اصول مشترک در مسیر صحیح وحدت قرار گیرند.
البته تمام مذاهب اسلامی دارای مختصات مذهبی خود نیز هستند که با سایر مذاهب در مواردی فرق دارد. در اینگونه موارد لازم است که مسلمین سعه ی صدر داشته باشند و در برابر مخالفین صبر پیشه کنند و کاری نکنند که اصول اساسى مشترک را با تردید و خطر مواجه سازند.
الله تعالی می فرماید: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (انفال/46)
و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و (در میان خود اختلاف و) کشمکش مکنید، (که اگر کشمکش کنید) درمانده و ناتوان میشوید و شکوه و هیبت شما از میان میرود (و ترس و هراسی از شما نمیشود) . شکیبائی کنید که خدا با شکیبایان است.
در اینجا مشخص است که منظور ما از وحدت به این معنی نیست که شخص شافعی یا حنفی یا شیعه یا حنبلی و… دست از باورهای خود بردارند و تابع مذهب دیگر شوند، حتی منظور ما این نیست که شخص عقاید و رفتارهای مذهبی خود را پنهان سازد که با سایر مذاهب اختلافاتی دارد؛ بلکه منظور از وحدت اسلامی این است که هر مسلمانی ضمن تمرکز بر صدها نقطه ی مشترک و منافع مشترکی که با سایر مسلمین دارد به باورهای خاص خودش هم ملتزم باشد و به آنها عمل کند.
در کنار این و در راستای نزدیکی بیشتر قلبها و دیدگاههای مورد اختلاف، شخص می تواند با دیگر مسلمین وارد گفتگوی شرعی گردد و دیدگاه خاص مذهبی خودش را بیان کند، اما هر گاه دید که این گفتگو ممکن است باعث منازعه و دوری قلبها و صدمه زدن به اصول مشترک شود دست از آن بکشد؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:« اقْرَؤُوا القُرْآنَ ما ائْتَلَفَتْ قُلُوبُكُمْ، فإذا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عنْه» (البخاري5060 ومسلم 2267) «قرآن بخوانید تا زمانی که دل های شما بر آن، اتفاق دارند؛ و هرگاه در آن، اختلاف نمودید، دست از آن بکشید و بروید»
آیا برداشتهای خاص فقهی ما از آیات قرآن مهمتر هستند؟
پس، وحدت اولویتی است که بر تمام ضرورتهای دیگر ارجحیت دارد و همه ی صاحبان اندیشه و مومنین از تمام مذاهب اسلامی در برابر آن مسئول هستند.

قیمت و جایگاه اتحاد و وحدت اسلامی برای مسلمین، و فرصت تفرق مسلمین برای مانور دهی بیشتر کفار
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
با بررسی مذاهب مختلف اسلامی متوجه می شویم که هر مسلمان با هر مذهبی که دارد به عقاید و مختصات مذهبی خودش احترام می گذارد و مذهب خودش را برتر از سایر مذاهب می داند، چون اگر برتر نمی دانست به آن پایبند نمی شد و به مذهب دیگری منتقل می شد.
در این صورت احترام گذاشتن به مختصات مذهبی پیروان مذاهب اسلامی حق آنهاست . حق آنهاست که به مذهب خودشان احترام بگذارند و برایش تبلیغ کنند، اما این به معنای اهانت به ارزشها و مختصات مذهبی سایر مسلمین نیست که در مواردی با آنها اختلاف دارند.
همه ی مسلمین متفقاً دارای یک اسلام، یک کعبه، یک پیامبر و یک قرآن و یک نماز و حج و جهاد و یک شریعت هستند. یعنی زمانی که خوب دقت می کنیم متوجه می شویم که مشترکات مسلمین که بتوانند بر اساس این مشترکات با هم متحد شوند بسیار بزرگتر و بیشتر از موارد مورد اختلاف آنهاست.
در کنار اینهمه مشترکات در اسلام باز تمام مذاهب اسلامی دارای دشمنان مشترکی هم هستند که این دشمنان تحت هیچ شرایطی به وحدت مسلمین راضی نیستند و همیشه سعی کرده اند که با ایجاد کینه و اختلاف و برادرکشی بین مذاهب مختلف اسلامی تفرق و جنگ داخلی ایجاد کنند و به این شکل انرژی جهادی مسلمین را به انحراف بکشانند و خیال خودشان را راحت کنند.
الله تعالی می فرماید: وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم ۖ وَاصبِروا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرينَ (انفال/46) و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است!
پس کسانی که خیال می کنند ایجاد اختلاف و کشمکش مذهبی به نفع مذهب آنهاست در واقع در حال معصیت الله و کنار زدن اوامر الله تعالی و در حال پیاده کردن نقشه های دشمنان و حرکت در مسیر اهداف دشمنان هستند.

مولوی عبدالاحد خطیبزاده، رئیس شورای سراسری بلوچهای افغانستان مدافع سازشکاران با آمریکا و اسرائیل
کاتب: براهندک بلوچ
به محترم مولوی عبدالاحد خطیبزاده اخبار نادرست داده اند که گویا نماینده ی رهبر ایران در ولایت سیستان و بلوچستان به مولوی عبدالحمید توهین کرده است و همین امر باعث واکنش غیر شرعی ایشان به مساله شده است .
در ابتدا لازم است بدانیم که آیت الله محامی در مورد مولوی عبدالحمید گفته است:
اگر دقت کنیم این سخنان توهین به مولوی عبدالحمید نیست، بلکه «اتهام» هستند. آیا روش برخورد با کسی که اتهامی به شما زده و روش پاسخگوئی شما به اتهامات این است که سروصدا و جنجال راه بیندازید؟ یا اینکه از طرف مقابل دلیل بخواهید و خودتان هم جهت رد این اتهامات دلیل و برهان ارائه دهید؟
بدون شک ما توهین به هر عالم مسلمانی را محکوم میدانیم و این حق را نیز به خود می دهیم که به اندازه جایگاهی که مولوی عبدالاحد خطیبزاده در آن قرار گرفته سخن نگفت بلکه همچون یک شخص عوام کوچه بازاری وارد بازی شد که این بازی به او هم ربطی نداشت چون ایشان به جای پیروی از سیاست خردمندانهی امارت اسلامی افغانستان، در امور داخلی یک کشور اسلامی همسایه مداخله کرد و از کسی دفاع کرد که کارنامهاش سراسر سازش با افکار کفری سکولاریستی و سازش و تسلیم پذیری در برابر آمریکا و اسرائیل است.
امارت اسلامی افغانستان بهعنوان یک دولت اسلامی و عضوی از خانوادهی امت اسلام، سیاست «حسن همجواری» و «عدم مداخله در امور داخلی کشورهای مسلمان» را در پیش گرفته است. ایران یک کشور مسلمان و همسایهی افغانستان است. هرگونه مداخله در امور داخلی ایران، به هر بهانه و تحت هر عنوانی، خلاف سیاست رسمی امارت اسلامی و خلاف شریعت اسلامی است.
شما بهجای اینکه در دفاع از یک شخصیت جنجالی در ایران، اعلامیه بدهید، بهتر بود از سیاست امارت اسلامی پیروی میکردید و اجازه میدادید تکلیف هر کسی در دادگاههای همان کشور روشن شود و یا اینکه بر اساس «ادلة الفقه» مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله وارد بحث می شدید و ما تنها یک دلیل شرعی از شما می دیدیدم نه تخلیه احساسات را.
ای مولوی خطیبزاده، شما خوب میدانید یا باید بدانید که مولوی عبدالحمید زاهدانی چه مواضع مخربی در برابر تجاوزات نظامی آمریکا و صهیونیستها علیه دارالاسلام ایران داشته است، او یک بار هم در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک ایران نگفت مردم باید جهاد کنند و در این بحران سخنانی گفت که به تضعیف روحیهی مسلمانان و تقویت دشمن انجامید و مکرراً پیام تسلیم به دشمن صادر میکرد که به معنای تسلیم بیقید و شرط در برابر خواستههای آمریکا و اسرائیل و تضعیف امنیت یک کشور اسلامی بود.
آیا به نظر شما این یعنی «خدمت به اسلام»؟ آیا کسی که با دشمنان خدا و رسولش همسو میشود و کشور اسلامی را در برابر بیگانگان تضعیف میکند، سزاوار دفاع شماست؟
اهل علم در ابواب «الحدود» و «أحکام البغاة» تصریح کردهاند: «مَنْ أَعَانَ قَوْمًا مُحَارِبِينَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ بِسِلَاحٍ أَوْ مَالٍ أَوْ رَأْيٍ، فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْبَغْیِ وَالْفَسَادِ، وَيَجِبُ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ الرَّادِعَةَ وَيَمْنَعَهُ مِنَ الْإِفْسَادِ فِي الْأَرْضِ» هر که با اسلحه، مال یا رأی خود به گروهی محارب بر ضد مسلمانان کمک کند، از اهل بغی و فساد است و بر امام واجب است او را مجازات بازدارنده کند و از فساد در زمین بازش دارد.
این قاعده در کتابهایی چون «بدائع الصنائع» و «المبسوط» امام سرخسی رحمهالله نیز به روشنی آمده است. از نظر فقه حنفی، کسی که در زمان جنگ، به نفع دشمن سخن بگوید و مسلمانان را به تسلیم دعوت کند، مشمول همین حکم است و دولت اسلامی حق دارد او را محاکمه و مجازات کند.
شما بفرمائید اگر خود شما همین الان سخنانی در حمایت از بغاوتگران گروه احمد مسعود و محقق و دوستُم و سایر خائنین به دین و وطن بگوئید امارت اسلامی باید چه برخوردی با شما داشته باشد؟ یعنی شما مقدس و معصوم هستید و کسی حق ندارد به شما یا کسانی چون مجددی و سیاف و ربانی و محقق و امثالهم بگوید شماها اشتباه کرده اید؟ اگر کسی هم بگوید دچار توهین شده است؟ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.؟
مولوی صاحب، دفاع از هر عالم مسلمانی بهجاست، اما مشروط به اینکه مواضع او با قرآن و سنت و مصالح امت اسلامی هماهنگ باشد. اگر مواضع کسی در خط دشمن باشد، نقد صریح آن نهتنها توهین نیست، بلکه وظیفهٔ شرعی هر مسلمان و بهخصوص علماست و نقد مواضع دیگران، توهین نیست، بلکه نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر است و چنانچه از تمیم داری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ»: «دین نصیحت است». گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: «لِلهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ»: «برای الله و برای کتابش و برای پیامبرش و برای امامان (حاکمان) مسلمان و عموم آنان».[1]
پس کسی که به او نقد می شود و به جای دلیل و برهان شروع می کند به سروصدا و جنجال و آنرا توهین به خود می داند یا انسان متکبری است که خود را مقدس و به دور از عیب می داند یا انسان ضعیفی است که عیب در او وجود دارد و قدرت پاسخگوئی ندارد یا هر دو.
[1] مسلم 55

مولوی عبدالاحد خطیبزاده بلوچ و دفاع از مواضع «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» مولوی عبدالحمید زاهدانی (2)
کاتب: محمد اسامه
ما می توانیم از شما بپرسیم اگر چنین سخنانی که مولوی عبدالحمید می گوید در افغانستان گفته میشد، چه میشد؟
شما خود بهتر میدانید که اگر کسی در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در زمان حملات آمریکا، بهجای محکومیت کفار محارب و اشغالگر می گفت: «باید با آمریکا سازش کرد» یا «تسلیم خواستههای اسرائیل شویم» آیا امارت اسلامی او را رها میکرد؟ قطعاً نه، بلکه با او همچون سیاف و سایر غلامان برخورد می کرد و به اندازه ی ریش او هم اهمیت نمی داد و تحت عنوان «معاونت با دشمن» به مراجع قضایی معرفی و مجازات میشد.
پس چرا در مورد ایران، که یک کشور اسلامی و همسایه است، باید معیار دیگری داشته باشیم؟
یا اصول اسلامی و قوانین امارت اسلامی برای همهٔ کشورهای اسلامی یکسان است، یا هیچ است.
ای برادر محترم و غیرتمند، اگر غیرت شما واقعاً اسلامی است، این غیرت را صرف حمایت از کسی نکنید که در خط دشمنان اسلام قرار دارد. بهتر است:
• به علمای بلوچ و همهٔ مسلمانان توصیه کنید که حمملههای آمریکا و اسرائیل را محکوم کنند
• دعوت به مقاومت و دفاع از دارالاسلام را تقویت کنید
• به جای «دفاع از یک شخص»، از «دین و امت» دفاع کنید.
با سخنان آن آخوند شیعه نقد بودند و نه توهین و به جای غوغاسالاری و سروصداهای بیجا و جاهلانه، هر کسی می توانست با برهان و دلیل به این سخنان پاسخ دهد اگر پاسخی داشت، با این وجود ما به هیچ خطیب و عالمی توهین نمیکنیم، اما نقد مواضعی که به نفع آمریکا و اسرائیل و سایر کفار محارب و اهل بغی تمام می شود، واجب شرعی است.
شما بهجای این سخنان نسنجیده، بهتر بود از سیاست امارت اسلامی پیروی میکردید و در امور داخلی همسایگان مداخله نمیکردید. و اگر واقعاً میخواهید از مولوی عبدالحمید دفاع کنید، نخست او را دعوت کنید که :
آیا حاضرهستید چنین پیشنهادی به مولوی عبدالحمید بدهید یا قومیت گرائی اجازه نمی دهد و ممکن است اگر زمینه فراهم شود خود شما نیز به خاطر قومیت مرتکب همین انحرافات مولوی عبدالحمید شوید؟
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ