ابوعبیده و ترشابی تقابل غیرت اسلامی با خیانت رسانه‌ای

ابوعبیده و ترشابی تقابل غیرت اسلامی با خیانت رسانه‌ای

کاتب: براهندک بلوچ

اگر دقت کنیم حوادث منطقه به بهترین شکل ممکن مرز میان «مجاهد واقعی» و «مدعیان دروغین» را آشکار کرده است. تقابلِ دیدگاه‌های ابوعبیده (سخنگوی گردان‌های قسام) و جریانی که افرادی چون ترشابی در شبکه کلمه نمایندگی می‌کنند، داستانی از عزت در برابر ذلت و وفاداری در برابر خیانت است.

ابوعبیده به عنوان نماد مقاومت فلسطین، با درک دقیق از دوست و دشمن، مسیر وحدت امت اسلامی را ترسیم کرده است. موضع‌گیری اخیر او در حمایت از ایران، فراتر از یک تعارف سیاسی و نشان‌دهنده بصیرتِ یک فرمانده میدانی است و ابوعبیده صراحتاً جمهوری اسلامی ایران را حامی اصلی قدس دانسته و امنیت ایران را با امنیت فلسطین گره زده است.او حمله به ایران را حمله به کل امت اسلامی می‌داند و با شجاعت از اقتدار موشکی و دفاعی ایران در برابر صهیونیزم دفاع می‌کند و برای ابوعبیده، هر کسی در برابر اسرائیل بایستد، برادر و همرزم است؛ فارغ از بازی‌های تفرقه‌افکنانه.

در مقابلِ جبهه مقاومت، شبکه کلمه و افرادی مانند ترشابی قرار دارند که با پوشش مذهب،  و با تبلیغ برای سکولاریسم و سکولاریستهای مرتد داخلی تیشه‌ به ریشه وحدت اسلامی می‌زنند. خیانت این جریان در ماه‌های اخیر با نزدیک شدن به محافل پهلوی و صهیونیستی به اوج خود رسیده است.

 ترشابی مرتد که روزی ادعای دفاع از حقوق اهل‌سنت را داشت، اکنون در کنار بازماندگان پهلوی قرار گرفته است؛ جریانی که رسماً با سران رژیم صهیونیستی دست دوستی می‌دهند.

 مأموریت اصلی شبکه کلمه، تضعیف جبهه حامی فلسطین (ایران) از طریق ایجاد آشوب‌های داخلی و مذهبی است تا تمرکز از دشمن اصلی (اسرائیل) برداشته شود.

حمایت این شبکه از جریان‌های سکولار و ضد دین، نشان می‌دهد که شعارهای مذهبی آن‌ها تنها ابزاری برای تأمین منافع دلارهای سعودی و غربی بوده است.

تقابل ابوعبیده و ترشابی، تقابل دو منطق است:

1.  منطق ابوعبیده: ایستادگی، هزینه دادن در راه قدس و دست دادن با هر دست یاری‌گری که علیه صهیونیزم بلند شود.

2.  منطق ترشابی (شبکه کلمه): تفرقه‌افکنی، هم‌صدایی با اپوزیسیونِ وابسته به اسرائیل و ضربه زدن به حامیانِ واقعی فلسطین از پشت سر.

خیانت شبکه کلمه و افرادی مرتد چون ترشابی امروز بیش از هر زمان دیگری برای جوانان بیدارِ امت اسلامی روشن شده است. کسی که با دشمنِ اسرائیل (ایران) دشمنی می‌کند و با دوستانِ اسرائیل (پهلوی) متحد می‌شود، نمی‌تواند مدعی دفاع از دین یا ملت باشد. ابوعبیده با کلام خود، نقاب از چهره این نفاق برداشت تا دنیا بداند مجاهد واقعی کیست و خائنِ مزدور کجا ایستاده است.

تمجیدِ شیطانِ بزرگ آمریکا از غلامانِ حلقه‌به‌گوش؛ نقاب از چهره خائنینِ پاکستان و توطئه واشنگتن علیه غزه

تمجیدِ شیطانِ بزرگ آمریکا از غلامانِ حلقه‌به‌گوش؛ نقاب از چهره خائنینِ پاکستان و توطئه واشنگتن علیه غزه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

وقتی «دونالد ترامپ»، مجسمه استکبار و طاغوتِ اعظم، زبان به تمجید از صاحب‌منصبان یکی از حکام سرزمینهای اسلامی و کشور مدعی اسلام می‌گشاید، این نه یک افتخار، بلکه «مُهرِ ننگی» است که بر پیشانی مزدوران حک می‌شود. تمجیدِ ویژه ترامپ از «شهباز شریف» و «عاصم منیر» (فرمانده ارتش دارالکفر طاری پاکستان) در قلب واشنگتن، پرده از عمق وابستگی و خوش‌خدمتی این عناصر به نظام سلطه برمی‌دارد.

اعتراف ترامپ به اینکه با تهدیدِ «قطع توافقات تجاری»، مقامات پاکستان را به عقب‌نشینی وادار کرده، گویای یک حقیقت تلخ است: برای این دنیاپرستان، «شکم و تجارت» بر «عزت و شریعت» مقدم است. کسی که به خاطر دلارهای آمریکا، از مواضع خود عقب‌نشینی کند، نه تنها لایق رهبری مسلمین نیست، بلکه در زمره «مرتدانِ سیاسی» است که قبله‌نمای خود را به سمت کاخ سفید تنظیم کرده‌اند.

آنچه امروز به نام «شورای صلح غزه» در واشنگتن برپا شده، دامی شیطان‌صفتانه است. هدف از اعزام این مزدورانِ محلی و مسلمان‌زاده‌های مرتد به منطقه، کمک به مردم مظلوم فلسطین نیست؛ بلکه ماموریت اصلی آنان، تکمیلِ «محاصره اقتصادی و اجتماعی» مجاهدین حماس و تضعیف جبهه مقاومت از درون است. این خائنان، جاده‌صاف‌کنِ نقشه‌های صهیونیستی هستند تا با نامِ صلح، ریشه «جهاد» را بخشکانند.

الله جل جلاله تکلیف این‌گونه دوستی‌ها با کفار و طاغوت را روشن کرده است و می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی و دوست خود نگیرید… و هر کس از شما با آنان دوستی کند، از زمره آنان است.

کسانی که امروز در آغوش ترامپ و واشنگتن به دنبال امنیت و قدرت می‌گردند، طبق صریح آیه قرآن، از امت اسلام جدا شده و به جبهه کفر پیوسته‌اند.

این را بدانیم که طاغوت‌ها، مزدوران خود را پس از اتمام تاریخ مصرف، همچون دستمالی آلوده دور می‌اندازند. اما پیش از آن، خشمِ الهی از آستین «مجاهدینِ سرافراز و شریعت‌گرا» بیرون خواهد آمد. این خائنان که به خون شهدای غزه و آرمان اسلام خیانت کرده‌اند، به اذن الله توسط فرزندانِ غیور امت اسلامی که جز به حکم خدا سر فرود نمی‌آورند، مجازات و نابود خواهند شد.

خوش‌رقصیِ شهباز شریف و عاصم منیر در واشنگتن، تنها عزمِ مجاهدین را برای پاکسازی سرزمین‌های اسلامی از لوث وجود مزدوران جزم‌تر می‌کند. همان‌گونه که الله تعالی می‌فرماید: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» (شعراء/ ۲۲۷) و کسانی که ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی بازمی‌گردند.

ان‌شاءالله به زودی شاهد برافراشته شدن پرچم توحید بر ویرانه‌های کاخ‌های نفاق و استکبار خواهیم بود.

حکمت صیانت و تقابلِ «حقیقتِ فیزیک» با «سرابِ آزادی»

حکمت صیانت و تقابلِ «حقیقتِ فیزیک» با «سرابِ آزادی»

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سکولاریسمی که عده یا به سمت آن دعوت می دهند در واقع حرکت به سوی نابودی ارزشهای اسلامی ماست.

برهنگی در منطق فیزیک و حذفِ سپر و آغازِ سقوط را در قوانین جهانِ ماده نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که، هیچ موجودی بدون «پوشش» و «مرز» دوام نمی‌آورد. این یک حقیقت علمی است و همان‌طور که در فیزیک، حذفِ لایه‌های محافظِ یک جسم (مانند جوّ برای زمین یا پوسته برای بذر) آن را در برابر پرتوهای مخرب و فشارهای بیرونی متلاشی می‌کند، برهنگیِ اخلاقی نیز «سپرِ روانی و اجتماعی» انسان را از بین می‌برد. نتیجه‌ی این بی‌دفاعی، چیزی جز سقوطِ ارزش‌ها نیست و موجودی که لایه‌ی محافظ (پوششِ هیدرودینامیک یا حفاظِ هوا) نداشته باشد، در تلاطمِ محیط غرق می‌شود. برهنگی، انسان را در دریای غرایزِ لجام‌گسیخته و نگاه‌های ابزاری غرق می‌کند، نه اینکه به او تعالی ببخشد.

بزرگترین فریبِ قرن حاضر این است که «برهنگی» را معادل «آزادی» معرفی کرده‌اند. اما با نگاهی دقیق‌تر کسی که برای پذیرفته شدن در جامعه مجبور است بدن خود را به نمایش بگذارد، آزاد نیست؛ بلکه برده‌ی «قضاوت دیگران» و «صنعتِ مصرف‌گرایی» است و شعار آزادیِ غربی، در واقع غل و زنجیری است که روح انسان را به بندِ «جذابیت‌های زودگذر» می‌کشد تا او را از تفکر، سیاست و مطالبه‌ی حقوق واقعی‌اش (مانند ایستادگی در برابر استکبار) باز دارد.

آزادیِ واقعی زمانی آغاز می‌شود که انسان خود را از بندِ شعارهای دیکته‌شده توسط رسانه‌های سکولاریستی رها کند و برای رسیدن به قله، باید از بارهای اضافه (هوس‌های ترویج شده) خلاص شد و رهایی یعنی درک این مطلب که «پوشش»، محدودیت نیست؛ بلکه «تعریفِ حریم» برای جلوگیری از تعرضِ بیگانگان به ساحتِ روح و اندیشه است.

چرا مستکبران بر «برهنگی» تأکید دارند؟ چون جامعه‌ای که درگیرِ «تن» شد، از «وطن» و «آرمان» غافل می‌شود و در فیزیکِ قدرت، برهنه کردن یک ملت از هویت و فرهنگش، اولین قدم برای غارتِ منابع آن ملت است و کسی که دست و پای غزه را می‌بندد، ابتدا ذهنِ جوانانِ مسلمان را با شعارِ «آزادیِ کاذب» و «برهنگی» فلج کرده است.

در این صورت برهنگی نه تنها در اخلاق، بلکه در «قانون بقا» نیز نشانه‌ی نابودی است. برای رسیدن به آزادیِ راستین، باید ابتدا از بندِ شعارهایی که پوشش را بند می‌نامند و برهنگی را رهایی، آزاد شد. حقیقت، در حفاظت است، نه در عرضه.

لجاجت مولوی عبدالحمید در برابر جبهه مسلمین از نقاب مذهبی تا سودای سکولاریسم غربی

لجاجت مولوی عبدالحمید در برابر جبهه مسلمین از نقاب مذهبی تا سودای سکولاریسم غربی

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

با آنکه آمریکا قصد دارد با زبان زور و تهدید از دارالاسلام ایران امتیازاتی بگیرد و سایه ی جنگی روانی بر کشور حاکم است و به سادگی می توان تقابل میان جبهه اهل اسلام و جبهه ی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی را دید، مواضع و رفتارهای مولوی عبدالحمید به وضوح نشان‌دهنده انحرافی خطرناک از مسیر مصالح کلان امت اسلامی است. ایشان با اتخاذ رویکردهایی که مستقیماً در راستای تضعیف اقتدار دارالاسلام است، پرسش‌های بی‌پاسخی را در پیشگاه امت واحده ایجاد کرده است.

آنچه امروز از زبان مولوی عبدالحمید شنیده می‌شود، نه ندای وحدت امت، بلکه نوعی لجاجت سیاسی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین بازی آمریکا و صهیونیسم طراحی شده است. ایشان با پنهان شدن پشت مطالبات عمومی، مسیری سکولاریستی را برگزیده که نتیجه‌ای جز ایجاد شکاف در صفوف اهل اسلام و تقویت جبهه کفار اصلی و مرتدین داخلی و گروه منافقین بومی ندارد. این لجاجت تنها در برابر حاکمیت دارالاسلام ایران نیست بلکه در برابر جبهه ی اهل دعوت و جهادی است که قصد حرکت رو به جلو به سمت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت دارد و همین لجبازی مولوی، خنجری است که از پشت بر پیکره جبهه اهل اسلام و مجاهدان راه حق فرود می‌آید.

بسیار مایه شگفتی است که مولوی عبدالحمید به عنوان یک شخصیت مدعی مذهب، به جای ترویج شریعت الهی و ایستادگی در برابر فرهنگ منحط غرب، به بلندگوی ارزش‌های سکولار و لیبرالی تبدیل شده است. هم‌سویی ایشان با استانداردهای دوگانه حقوق‌بشریِ غرب، دقیقاً همان هدفی است که کفر جهانی برای بی‌هویت کردن جوامع اسلامی دنبال می‌کند. این رویکرد، خیانتی آشکار به آرمان‌های اصیل امت اسلامی و تلاش برای عرفی‌سازی دین در قلب دارالاسلام است.

امروز مؤمنان مخلص، مجاهدان اهل دعوت و جهاد و امت بصیر که همواره در برابر زیاده‌خواهی‌های کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی ایستاده‌اند، با تعجب به صبر و سعه‌صدر دارالاسلام ایران در قبال اقدامات مولوی عبدالحمید می‌نگرند. پرسش جدی جبهه ایمان این است: تا به کی قرار است تریبون‌های مذهبی برای تضعیف اساس دین و خدمت به اهداف صهیونیسم و کفر جهانی و مرتدین سکولار داخلی توسط ایشان به کار گرفته شود؟ انتظار امت اسلام، برخورد قاطع با جریانی است که امنیت و ثبات دارالاسلام را فدای خوش‌خدمتی به دشمنان قسم‌خورده رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌کند.

بی‌شک لجاجت در مسیر باطل و هم‌صدایی با رسانه‌های کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی تنها به نفع جبهه ی این دشمنان است و اهل دعوت و جهاد این ظلم آشکار را فراموش نخواهند کرد.

مولوی گرامی، سکوت در برابر توهین به مقدسات، به چه قیمتی؟

مولوی گرامی، سکوت در برابر توهین به مقدسات، به چه قیمتی؟

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

ما همه شاهد به تاراج رفتنِ حرمتِ دین و کتاب خدا در اغتشاشات دی ماه 1404 بودیم، آقای مولوی عبدالحمید، آیا صدای شعارهای رکیک، توهین‌آمیز و سراسر کینه‌توزانه علیه اسلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم را که از سوی هواداران رضا پهلوی و جریان‌های سلطنت‌طلب در خیابان‌ها و فضای مجازی طنین‌انداز شده، نشنیدید؟ شعارهایی که نه رژیم سیاسی، بلکه اساسِ «توحید» و «دین» را نشانه رفته‌اند. سکوت معنادار رضا پهلوی در برابر این هتاکی‌ها جای تعجب ندارد، اما سکوت شما به عنوان کسی که دهه‌ها بر مسندِ تبیینِ قرآن نشسته‌اید، به چه معناست؟

جریان‌های تحت حمایت پهلوی و اراذل و اوباشی که در رکاب آن‌ها حرکت می‌کنند، امروز بی‌پرده فریاد می‌زنند: «هم اسلام هم قرآن، هردو فدای ایران». آقای عبدالحمید، آیا این همان مسیری نیست که شما با چراغ سبز نشان دادن به سکولاریسم و همراهی با مدعیان آزادیِ غربی، در آن گام برمی‌دارید؟ آیا وقت آن نرسیده که به صراحت بگویید: آیا قرآن باید فدای امیال سیاسیِ جریانی شود که با صهیونیسم و استکبار پیوندی ناگسستنی دارد؟

وقتی اغتشاشگران و هواداران پهلوی در کمال وقاحت به قرآن‌سوزی دست می‌زنند، شما کجا هستید؟ آیا دفاع از حقوق بشر و دموکراسی، مجوزی برای سکوت در برابر آتش زدنِ کلام وحی است؟ جناب مولوی، شما با مواضع اخیر خود، عملاً دین و ایمان مردم را به پای کسانی ذبح کرده‌اید که از هیچ توهینی به مقدسات فروگذار نمی‌کنند. آیا قرار است «دین سکولار» مدنظر شما، تماشاگرِ سوختنِ آیات الهی توسط ایادیِ شیطان‌پرستان و مزدوران آمریکا باشد؟

شما امروز در صفوفی ایستاده‌اید که در آن اراذل و اوباش کثیف، عوامل صهیونیسم و دشمنانِ خونیِ اسلام، برای نابودیِ تفکرِ دینی دندان تیز کرده‌اند. جناب مولوی، فریبِ بازی‌های سیاسی را نخورید! این جریانی که شما امروز برای آن‌ها راه باز می‌کنید، همان‌هایی هستند که اگر قدرت بگیرند، اولین قربانی‌شان «عمامه» و «محراب» شما خواهد بود. شما اسلام و قرآن را فداییِ کسانی کردید که هدف‌شان برچیدنِ نام خدا از این سرزمین است.

جناب مولوی عبدالحمید، دین‌فروشی برای رسیدن به محبوبیتِ کاذب نزدِ جریان‌های ضدخدا، عاقبتی جز خسران در دنیا و آخرت ندارد. تا دیر نشده از صفِ کسانی که شعار «فدا کردن قرآن» سر می‌دهند، جدا شوید. آیندگان خواهند خواند که شما در روزگاری که قرآن به آتش کشیده شد و اسلام مورد توهین قرار گرفت، به جای دفاع از حریمِ پروردگار، با سکوت خود در کنارِ دشمنانِ دین ایستادید.

به هوش بیایید، که غیرت دینی حکم می‌کند در برابر این اراذل و اوباشِ شیطان‌پرست سکولار سینه سپر کنید، نه اینکه جاده‌صاف‌کنِ آرزوهای پوچ آنان باشید.

سقوط مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی از منبر عزت به چاه ذلت

سقوط مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی از منبر عزت به چاه ذلت

کاتب: عبدالرحمن براهویی

هیچ اشکالی ندارد در همین ابتدا بپرسیم که ای مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی، چرا فریاد «جهاد» در مصلای شما بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و داخلی خشکیده است؟

امروز که کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و  مرتدین سکولار داخلی با اپوزیسیونی سکولار و مرتد  تشکیل جبهه ای واحد بر علیه حکومت اسلامی بر اساس تمام مذاهب اسلامی شیعی و سنی تشکیل داده اند زمان آن رسیده است که نقاب‌ها کنار زده شود و پاسخگوی وجدان‌های بیدار ملت باشید. شما که خود را پیشوای مذهبی و پاسدار ایمان مردم بلوچستان می‌دانید، بگویید در کدام کتاب و سنت آموخته‌اید که در برابر «کفر جهانی» سکوت کنید و آغوش خود را برای «سکولاریسم» بگشایید؟

مولوی صاحبها، آیا از زنان ریش‌دار و فروپاشی ارزش‌های اخلاقی در غرب چیزی نشنیده‌اید که امروز این‌گونه در برابر نفوذ فرهنگ کفر سکوت کرده‌اید؟ شما که از همه‌چیز سخن می‌گویید، چرا از «غیرت اسلامی» و «حیا» که میراث اجدادی این قوم غیور است، یادی نمی‌کنید؟ آیا غیرت شما تنها برای بازی‌های سیاسی است یا برای پاسداری از مرزهای عقیده؟

ما و تمام تاریخ می‌دانیم که شما جرات و جسارت ایستادگی در برابر مثلث شوم آمریکا، صهیونیسم و مرتدین داخلی را ندارید. شما که منبرهایتان باید کانون تربیت مجاهد علیه ظلم جهانی باشد، به تریبونی برای سستی و تنزل تبدیل شده‌اید. چرا یک بار فریاد جهاد علیه کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی سر نمی‌دهید؟ آیا نانی که از سفره‌ی این مردم می‌خورید، غیرت ایستادگی را از شما گرفته است؟

شما سال‌هاست که با پول، زکات و صدقات همین مردم متدین، شکم‌های خود را سیر و حوزه‌های علمیه و مدارس پرزرق‌وبرق بنا کرده‌اید. اما بفرمایید ثمره‌ی این همه هزینه برای ایمان و دین این ملت چه بوده است؟ جز این است که تحت مدیریت شما، «سکولاریسم» و «گرایش به احزاب سکولار و مرتد» در بین جوانان بلوچ رشد چشم‌گیری یافته؟ شما نه تنها خدمتی به دین نکردید، بلکه با رفتارهای خود، جاده‌صاف‌کنِ سکولاریسم و الحاد و نفاق شده‌اید.

مولوی عبدالحمید، شما مدعی هستید که بخاطر «اکثریت»، از اصول اسلام کوتاه می‌آیید و به سکولارها می‌پیوندید. این کدام اکثریت است؟ همان اکثریتی که خودتان با حذفِ گفتمانِ «جهاد» و «مقاومت» از مساجد، آن‌ها را به سوی سستی و کفر سوق داده‌اید؟ شما از مردمی می‌ترسید که خودتان آن‌ها را از معارف واقعی اسلام دور نگه داشته‌اید تا صندلی قدرتتان نلرزد.

تاسف‌بار است که مساجد و مدارس دینی که باید راه سعادت و عزت آخرت را هموار می‌کردند، امروز به خاستگاه نفاق و ذلیلی تبدیل شده‌اند. شما عزت و ایمان را در چشم این قوم به حقارت تبدیل کردید و کاری کردید که کفر و سکولاریسم برایشان مایه افتخار جلوه کند.

پس ای کسانی که نان اسلام را می‌خورید و به نفع کفر سکولاریسم خارجی و داخلی قدم می‌زنید، تاریخ بلوچستان هرگز خیانت شما را به «غیرت»، «ایمان» و «عقیده» این مرز و بوم فراموش نخواهد کرد. اگر توان جهاد و ایستادگی ندارید، دست‌کم نام مقدس دین را برای مطامع سیاسی خود خرج نکنید.

گزارش تفصیلی عملیات‌های «الخندق» – تحریک طالبان پاکستان (TTP) تاریخ: ۲۵ شعبان المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق (مطابق با ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ میلادی)

گزارش تفصیلی عملیات‌های «الخندق» – تحریک طالبان پاکستان (TTP) تاریخ: ۲۵ شعبان المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق (مطابق با ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ میلادی)

مجموع کل عملیات‌ها در ۲۴ ساعت گذشته: ۱۲ عملیات موفق

جدول پراکندگی جغرافیایی عملیات‌ها:

• وزیرستان شمالی: ۳ عملیات

• ولایت تانک: ۲ عملیات

• ولایت کوهات: ۲ عملیات

• ولایت بنو: ۱ عملیات

• وزیرستان جنوبی: ۱ عملیات

• دیره اسماعیل‌خان: ۱ عملیات

• ولایت باجوړ: ۱ عملیات

• ولایت خیبر: ۱ عملیات

جزئیات نبردها به تفکیک مناطق:

۱. وزیرستان شمالی:

• منطقه شکتوی (ولسوالی گڑیوم): هدف قرار دادن یک عسکر در پاسگاه «ای‌اف‌سی» توسط تک‌تیرانداز (درازکوف)؛ نتیجه: ۱ کشته و ۱ زخمی.

• منطقه وولادین: کمین بر سر راه خودروی نیروهای «ای‌اف‌سی»؛ خودرو به دره سقوط کرد و ۵ تن از سرنشینان کشته و زخمی شدند (تخلیه توسط بالگرد صورت گرفت).

• ولسوالی میرعلی (منطقه حسوخیل): مسدود کردن مسیر کمپ ارتش توسط «قطعه یرموک». کاروان ارتش که از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کرد، پس از مواجهه با کمین مجاهدین، مجبور به عقب‌نشینی و فرار به داخل کمپ شد.

۲. ولایت تانک:

• منطقه سورکمر (ولسوالی گومل): حمله تهاجمی به قلعه نظامی ارتش؛ گزارش‌ها حاکی از تلفات جانی سنگین دشمن است.

• منطقه کوت اعظم: ترور یک عسکر اجیر ارتش توسط تک‌تیرانداز در یک پاسگاه نظامی.

۳. ولایت کوهات (دره آدم‌خیل):

• منطقه تور چپر: حمله تهاجمی به پاسگاه ارتش و وارد کردن خسارات مالی و جانی. همچنین کاروان کمکی دشمن که به سمت محل درگیری در حرکت بود، در کمین مجاهدین گرفتار شده و شماری از عساکر کشته و زخمی شدند.

۴. ولایت بنو (عملیات ویژه انتقامی):

• مجاهدین به محل اقامت «قدیر ولد نورزاده»، مأمور اداره استخباراتی «سی‌تی‌دی» (CTD) در ولسوالی دومیل یورش بردند. این مأمور بازداشت و خانه وی به آتش کشیده شد.

• *هشدار:* این عملیات در پاسخ به تخریب منازل مجاهدین توسط ارتش انجام شد. در صورت توقف نشدن روند تخریب خانه‌ها، TTP توان انجام عملیات‌های انتقامی گسترده‌تری را دارد.

۵. وزیرستان جنوبی:

• منطقه تپرسر (ولسوالی شکتوی): کمین علیه خودروهای ارتش؛ احتمال تلفات سنگین در این منطقه بسیار بالاست.

۶. دیره اسماعیل‌خان:

• منطقه سړه گره (ولسوالی پروآ): درگیری مستقیم با نیروهای ارتش و اعضای «کمیته امن» (شبه‌نظامیان دولتی) که منجر به هلاکت ۳ عسکر اجیر شد.

۷. ولایت باجوړ:

• منطقه چپری (ولسوالی واړه ماموند): حمله هاوانی به پاسگاه ارتش؛ بخش بزرگی از پاسگاه تخریب شده و احتمال تلفات جانی وجود دارد.

۸. ولایت خیبر:

• منطقه اکاخیل خونگی (ولسوالی باړه): هدف قرار دادن عساکر ارتش در پاسگاه توسط تک‌تیرانداز؛ نتیجه: ۱ کشته و ۱ زخمی.

پیروزی تنها از جانب الله توانای حکیم است.

تحریک طالبان پاکستان – بخش رسانه‌ای

د «الخندق» عملیاتو تفصیلي راپور – تحریک طالبان پاکستان نېټه: ۲۵ شعبان المعظم ۱۴۴۷ هـ ق (د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ ۱۳مه)

د «الخندق» عملیاتو تفصیلي راپور – تحریک طالبان پاکستان نېټه: ۲۵ شعبان المعظم ۱۴۴۷ هـ ق (د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ ۱۳مه)

د تېرو ۲۴ ساعتونو د عملیاتو مجموعه: ۱۲ بریالي بریدونه

د عملیاتو جغرافیايي وېش:

• شمالي وزیرستان: ۳ عملیات

• ټانک ولایت: ۲ عملیات

• کوهاټ ولایت: ۲ عملیات

• بنو ولایت: ۱ عملیات

• جنوبي وزیرستان: ۱ عملیات

• ډېره اسماعیل خان: ۱ عملیات

• باجوړ ولایت: ۱ عملیات

• خېبر ولایت: ۱ عملیات

د جګړو او بریدونو جزئیات:

۱. شمالي وزیرستان ولایت:

• د ګړیوم ولسوالۍ (شکتوۍ سیمه): د «ایف سي» پر پوسته د درازکوف (تک‌تیرانداز) برید؛ پایله: ۱ اجیر عسکر هلاک او ۱ بل ژوبل شو.

• وولادین سیمه: د مجاهدینو لخوا د ایف سي پر موټر کمین؛ موټر ژورې کندې ته وغورځېد چې په ترڅ کې یې ۵ عسکر مړه او ژوبل شول (تلفات د چورلکو په وسیله انتقال شول).

• د میرعلي ولسوالۍ (حسوخېلو سیمه): د «یرموک قطعې» لخوا د ناپاک پوځ د کمپ لاره وتړل شوه. یو پوځي کاروان چې ولسي وګړي یې د سپر په توګه کارول، د مجاهدینو له کمین سره مخ او بیرته تېښتې ته اړ شو.

۲. ټانک ولایت:

• د ګومل ولسوالۍ (سورکمر سیمه): پر پوځي کلا تعرضي برید؛ دښمن ته د درنې مرګ‌ژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي.

• کوټ اعظم سیمه: د درازکوف په مټ برید کې یو تن اجیر عسکر ووژل شو.

۳. کوهاټ ولایت (دره آدم خېل):

• تور چپر سیمه: پر پوځي پوسته تعرضي برید وشو چې مالي او ځاني زیانونه یې واړول. وروسته هغه پوځي قطار چې سیمې ته د کومک لپاره روان و، د مجاهدینو په کمین کې ګیر او ګڼ شمېر عسکر پکې هلاک او ژوبل شول.

۴. بنو ولایت (غچ اخیستونکي عملیات):

• مجاهدینو د ډومېل ولسوالۍ کې د «سي ټي ډي» (CTD) ادارې د یو مامور «قدیر ولد نورزاده» پر کور چاپه ووهله. یاد مامور ونیول شو او کور ته یې اور واچول شو.

• *خبرداری:* دا برید د حکومت لخوا د مجاهدینو د کورونو نړولو په ځواب کې شوی. که دا لړۍ بنده نشي، TTP د نورو سختو بریدونو توان لري.

۵. جنوبي وزیرستان ولایت:

• د شکتوۍ ولسوالۍ (ټپرسر سیمه): پر پوځي موټرو کمین؛ په سیمه کې د دښمن د درنې مرګ‌ژوبلې کلک احتمال شتون لري.

۶. ډېره اسماعیل خان ولایت:

• د پروآ ولسوالۍ (سړه ګره سیمه): له امن کمېټۍ او پوځ سره په نښته کې ۳ تنه اجیر امنیتي عسکر ووژل شول.

۷. باجوړ ولایت:

• د واړه ماموند ولسوالۍ (څپري سیمه): پر پوسته د هاوان برید؛ پوسته تر ډېره ویجاړه شوې او دښمن ته ځاني تلفات اوښتي دي.

۸. خېبر ولایت:

• د باړې ولسوالۍ (اکاخېل خونګي سیمه): پر پوځي پوسته د درازکوف برید؛ پایله: ۱ عسکر هلاک او ۱ بل ژوبل شو.

وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

تحریک طالبان پاکستان – میډیا څانګه

مدعیانِ نشسته بر مسندِ فتوا در بلوچستان از سکوتِ مرگ‌بار تا ذلتِ آشکار

مدعیانِ نشسته بر مسندِ فتوا در بلوچستان از سکوتِ مرگ‌بار تا ذلتِ آشکار

کاتب: خالد سیف الله المسلول

اجازه دهید اینگونه رُک و بدون پرده صحیت کنیم که «از این» سفره‌های رنگینی که با مالِ این ملتِ متدین و محروم پهن کرده‌اید، بوی خیانت به آرمان‌های رسول‌الله صلی الله علیه وسلم به مشام می‌رسد. شما که نان اسلام را می‌خورید و به نام دین، جایگاه و اعتبار کسب کرده‌اید، چگونه است که در بزنگاه‌های تاریخی، واژه‌ی «جهاد» و «مقاومت» در برابر «جبهه»ی متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی در گلویتان خشکیده است؟

از این مدارس دینی و مساجد باشکوه که با خونِ دلِ مردمِ بلوچ حنفی مذهب بنا شده، انتظار می‌رفت مجاهدانی چون صحابه بزرگوار تربیت شوند؛ اما دریغ که خروجیِ مدیریت شما، نسلی است که به جای غیرتِ دینی، در برابر اینهمه تهدیدات کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی سکوت کرده و با خیانت سکوت خود به دامن سکولاریسم و بی‌بندوباری غربی سقوط می‌کند. آیا این است ثمره‌ی سال‌ها تدریس و وعظ شما؟ که جوانِ بلوچ، ایستادگی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین سکولار داخلی را فراموش کند و به جای آن، سکوت کند و بی تفاوت باشد و مردم عوام هم در پیِ سرابِ آزادی‌هایِ سکولارغربی بدوند؟

شما از «اکثریت» دم می‌زنید، اما کدام اکثریت؟ همان اکثریتی که خودتان با ترویج سستی و انفعال، آن‌ها را از روحِ حماسیِ اسلام تهی کرده‌اید؟ جناب مولوی! شما از ترسِ خوشامدِ رسانه‌های معاند و برای خوش‌رقصی در پیشگاهِ دشمنانِ دین، اسلام را به مسلخ برده‌اید. سکوت شما در برابر جنایات و تهدیدهای صهیونیسم و آمریکا، نه از روی مصلحت، بلکه نشانه‌ی بارزِ تهی شدن از غیرتِ ایمانی است.

شما از حقوق مردم سخن می‌گویید، اما بزرگترین حق مردم که «هدایت به سوی عزت و شهادت» و محافظت از دارالاسلام است را پایمال کرده‌اید. شکم‌هایتان از اموالِ همین قوم پر شده، اما روحِ جهاد را در آن‌ها کُشته‌اید. خیانتِ شما اینجاست که دشمن را دوست جلوه می‌دهید و با رفتارهای دوگانه، راه را برای نفوذ نفاق و کفر سکولاریسم هموار می‌کنید.

نه تنها شما بلکه دوست و دشمن می داند که تاریخِ بلوچستان، تاریخِ غیرت و شجاعت است، نه تاریخِ سازش و لرزیدن در برابر تهدیدات کفار محارب خارجی؛ تاریخ را بخوان و ببین قوم مسلمان بلوچ با کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی چه برخورد شجاعانه ای کردند در حالی که از حداقل امکانات برخوردار بودند.

پس اگر امروز صدای شما برای مقاومت در برابر آمریکا و شرکایش و صدای شما در برابر کفریات مرتدین سکولار داخلی و توهینهای پیروان آنها به مقدسات اسلامی و قرآن سوزی های آنها بلند نشود، فردا در پیشگاه تاریخ قوم بلوچ و ملل اسلامی و در پیشگاه عدل الهی، به عنوان «خائنین به عقیده» و خائنین به مردم محاکمه خواهید شد. مردم مسلمان بلوچ از شما بازی با شعورشان با کلی گوئی های سکولار مآبانه و همراهی با سکولاریسم را نمی خواهند؛ آن‌ها تشنه‌ی همان اسلامِ نابی هستند که لرزه بر اندام کفار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی می‌اندازد.

.

پس از موضع‌گیری خطرناک از منبر رسول‌الله (ص)، پرسش‌های صریح مردم اهل سنت بلوچ از مولوی عبدالحمید

پس از موضع‌گیری خطرناک از منبر رسول‌الله (ص)، پرسش‌های صریح مردم اهل سنت بلوچ از مولوی عبدالحمید

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی صاحب؛ ما مردم مسلمان و اهل سنت بلوچ، با احترام به جایگاه علم و منبر، پس موضع گیری های اخیر شما در منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم با سؤال‌هایی جدی و دردناک روبه‌رو شده‌ایم؛ سؤال‌هایی که نگرانی عقیدتی و هویت اسلامی ما را نشان می دهد چون سخنانی از شما شنیده شد که پیامد آن، محکوم‌شدن ما نزد مسلمین جهان و ایجاد تردید در اصول ایمان است.

  • سؤال اول (از زبان مردم اهل سنت بلوچ)

آیا درست شنیدیم که شما از منبر رسول‌الله صلی الله علیه وسلم گفتید: اگر مردم «قانون یا سیستم غیر اسلامی» را بخواهند، من پافشاری نمی‌کنم و از حاکمیت اسلامی عبور می‌کنم؟

پاسخ (آنچه از سخنان شما فهمیده شد):

بله، چنین برداشتی از سخنان شما در خطبه‌ها به‌صورت روشن منتقل شد؛ اینکه خواست اکثریت مردم می‌تواند معیار کنار گذاشتن حاکمیت اسلام باشد.

  •  سؤال دوم (از زبان مردم اهل سنت بلوچ)

اگر معیار حق، خواست مردم باشد، پس جایگاه «وحی»، «نص قرآن» و «سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم» کجاست؟

آیا انبیا علیهم‌السلام مأمور بودند تابع خواست اکثریت باشند یا مأمور به ابلاغ حق حتی اگر مردم نپذیرند؟

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (انعام/116)

  •  سؤال سوم (از زبان مردم اهل سنت بلوچ)

اگر اکثریت ملاک است، چرا رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در مکه درحالی‌که اکثریت قریش کافر مشرک (سکولار) بودند از دعوت توحید دست نکشید؟

و نگفت: چون مردم نمی‌خواهند، پس من هم عقب‌نشینی می‌کنم؟

  •  سؤال چهارم (از زبان مردم اهل سنت بلوچ)

آیا اگر این منطق در صدر اسلام حاکم بود، اصلاً چیزی به نام «اسلام»، «هجرت»، «مدینه» و «حاکمیت شریعت» شکل می‌گرفت؟

یا باید پیامبر صلی الله علیه وسلم—نعوذبالله—به خواست اکثریت کفار مشرک(سکولار) تن می‌داد؟

  •  سؤال پنجم (خطاب مستقیم به مولوی عبدالحمید)

مولوی صاحب؛

در این مسئله، چه کسی راست می‌گوید؟

  •  الله و رسولش که حاکمیت را از آنِ شریعت دانسته‌اند؟
  •  یا شما که می‌فرمایید اگر مردم نظام غیر اسلامی بخواهند، باید از اسلام عبور کرد؟

فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (نساء/65)

  •  سؤال ششم (از دردِ مردم اهل سنت بلوچ)

آیا می‌دانید با این سخنان:

  • مردم اهل سنت بلوچ نزد مسلمانان جهان به‌عنوان مردمی با فقر علم شرعی علمای آن و مخالف حاکمیت اسلام معرفی می‌شوند؟
  • دشمنان اسلام از زبان شما برای فشار بر جوامع اسلامی استفاده می‌کنند؟
  • ایمان ساده و صادق مردم دچار تردید و تشویش می‌شود؟

پس مولوی صاحب؛ ما از شما شعارهای احساسی سکولاریستی رسانه پسند و کافر و مرتد پسند نمی‌خواهیم، بلکه وضوح اعتقادی می‌خواهیم و بدان منبر رسول‌الله صلی الله علیه وسلم جای این نیست که گفته شود: «اگر مردم حکومتی اسلامی را نخواستند، از اسلام عبور می‌کنیم»

این سخن دست‌کم سخنی بسیار خطرناک، گمراه‌کننده و مخالف سیره انبیا است و نیازمند توضیح، تصحیح و بازگشت روشن به نص قرآن و سنت می‌باشد.

ما مردم اهل سنت و جماعت بلوچ، اسلام را با اکثریت معامله نمی‌کنیم چون برایمان اسلام، میزان است نه موضوع رأی‌گیری.