غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در ایران بارها در مورد کسانی چون مولوی عبدالحمید صحبت کرده ایم که با استناد به اینکه اپوزیسیون سکولار و مرتد و خائن ایرانی هم ایرانی هستند پس ایران باید با آنها وارد گفتگو شود و به اینها مجال فعالیت در ایران و … بدهد. درخواستی که تنها از یک انسان جاهل به شریعت انتظار می رود.

عین همین درخواست را اخیرا«حامد کرزی» از غلامان آمریکا و از مروجان سیاست‌های سازش با این غلامان و خائنین به دین و ملت به نظام امارت اسلامی افغانستان داده است.

زمانی که می گفتیم که هدف امثال مولوی عبدالحمید ضربه زدن به امارت اسلامی و فراهم کردن زمینه های نفوذ غلامان آمریکا به نظام حکومتی امارت اسلامی است یعنی همین.

اما باید بگوئیم از آنجا که افغانستان، امروز دارالاسلام و تحت حاکمیت امارت اسلامی است، هرگونه سخن گفتن که با اصول شریعت و ثبات نظام اسلامی در تضاد باشد، تنها یک تلبیس و تلاش برای تضعیف وحدت اسلامی است. کسانی همچون حامد کرزی و عبدالله عبدالله، که همواره در نقش مخالفان نظام شرعی ظاهر شده و اکنون با شعارهای مصالحه و زندگی در کنار هم، قصد دارند ریشه‌های اسلام را در این سرزمین متزلزل کنند، در حکم کسانی هستند که از حریم اسلام خارج شده و حق اظهارنظر در دارالاسلام را ندارند.

در نظامِ اسلامی، مرتد کسی است که 1- آگاهانه 2- عمدا 3- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای چون یاری دادن کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام می شود و از اسباب ضربه زدن به دارالاسلام می شود. کسانی که می‌خواهند با شعارهای «دموکراسی» و «سازش با باطل»، جایگاه حاکمیت الهی را تضعیف کنند، مروج فتنه ی ارتداد هستند.

این مروجان سازش، با تلاش برای جایگزین کردن «قانون بشر» با «شریعت حق»، در واقع در حال افزودن بر کفر و تضعیف ایمان امت هستند.

در سیره مبارک رسول الله صلی الله علیه و خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین، هیچ زمانی اجازه داده نشده است که مفسدان و کسانی چون عبدالله بن ابی یا مسلیمه  یکذاب که قصد تضعیف جبهه اسلام را دارند، در میان مسلمانان به «سخن‌رانی» و «تبلیغ باطل» بپردازند.

زمانی که توسط گروه منافقین فتنه ی مسجد ضرار و سایر فتنه ها در میان مسلمانان به وجود می آمد رسول الله صلی الله علیه وسلم با قاطعیت با کسانی که با شعارهای فریبنده سعی در ایجاد تفرقه داشتند، برخورد کرد. اجازه داده نشد که مفسدان، افکار منحرف خود را در میان صفوف مؤمنان منتشر کنند تا باعث شک و شبهه در دین مبین شوند و زمانی که مومنین در زمان حاکمیت عثمان و علی از این مفسدان غفلت کردند نه تنها دارالاسلام در آن زمان بلکه مومنین تا کنون در حال تحمل ضرباتی هستند که این مفسدین بر جامعه ی مسلمین تحمیل کرده اند.

ما از رهبری مقتدر امارت اسلامی افغانستان، به عنوان حاکم شرعی، می‌خواهیم که در برابر این مفسدین و مروجان باطل، از موضع قاطع استفاده کنند همچنانکه از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران نیز چنین درخواستی را بارها در مورد امثال مولوی عبدالحمید زاهدانی مطرح کرده ایم.

کسانی چون کرزی و عبدالله عبدالله، که حتی حق برخورداری از زندگی در زیر سایه ی حاکمیت اسلامی را ندارند اما به آنها داده شده است، نباید به آنها اجازه داده شود که در خاک دارالاسلام همچون مولوی عبدالحمید زاهدانی، به سخن‌رانی و تبلیغ سیاست‌های بیگانه های کافر بپردازند.

این افراد نباید اجازه داشته باشند که با ادعاهای دموکراسی و مصالحه، نظم حاکم بر دارالاسلام را مختل کنند. برخورد با آنان باید به گونه‌ای باشد که صدای باطل در میان مومنان خاموش گردد.

امارت اسلامی، مأمور به برپایی امر به معروف و نهی از منکر است. اجازه دادن به مروجان سازش برای سخن گفتن، به معنای اجازه دادن به ریشه‌کن کردن حاکمیت شریعت اسلام است.

میانه روهای اسرائیلی  و کشور مستقل فلسطینی مورد نظر مولوی عبدالحمید

میانه روهای اسرائیلی  و کشور مستقل فلسطینی مورد نظر مولوی عبدالحمید

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه ی 20 شهریور 1405 اهل سنت زاهدان از  «تشکیل کشور مستقل فلسطین» صحبت کرد که بر حل مشکلات خاورمیانه و جهان، «تأثیر مثبت» می‌گذارد.

توضیح خواهم داد که این «توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» لطقمه ای جویده و قورت داده شده توسط دشمنان ملت فلسطین است که توسط مولوی عبدالحمید بالاآورده شده و برای چندمین بار است که نشخوار می شود.

اما دو نکته ی مهم در بخشی دیگر از سخنان مولوی عبدالحمید وجود داشت که نیاز دیدیم توضیحی مختصر در مورد آن داده شود و آنهم اینکه گفت: “متأسفانه کشورهای اسلامی اکنون فرصت دفاع از مردم فلسطین را ندارند، زیرا این کشورها را با همدیگر درگیر کرده‌اند به‌طوری‎‌که از جانب یکدیگر احساس خطر می‌کنند و این بدترین دامی بود که مسلمانان در آن گرفتار شدند و تندروهای اسرائیلی نیز از این فرصت، سوءاستفاده می‌کنند.”

مولوی عبدالحمید از کدام کشورهای اسلامی صحبت می کند که حداقل در همسایگی فلسطین هستند اما فرصت دفاع از فلسطین را ندارند و بلکه با هم درگیر هستند؟ ترکیه؟ سوریه ی جولانی؟ اردن؟ آل سعود؟ مصر؟ امارات متحده صهیونی؟ یا پاکستان و تونس و دیگران؟ اینها که همه با هم بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد متحد هستند و همگی در تحالف آمریکائی «مبارزه با تروریسم» مشارکت دارند و همگی هم سنگر همدیگر هستند.

همین الان در یمن بر علیه اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن هم سنگر نیستند؟ اینها چگونه است که فرصت جنگ با گروههای جهادی فلسطین و منطقه را دارند اما فرصت حمایت ار فلسطین را ندارند؟ پس قضیه چیز دیگری است که مولوی عبدالحمید عمداً آنرا کتمان می کند و می خواهد برای این خائنین عذر بدتر از گناه بیاورد و آنها را سفید شوئی کند. 

مورد دیگر سخن از «تندرو های اسرائیلی» است که از این فرصت، سوءاستفاده می‌کنند.

اجازه دهید چهره ی سرشناس صهیونیست معروف به «میانه روی» و بعضی از تفکرات او را به شما نشان دهیم تا پاسخ «توطئه ی دو حاکمیت در یک سرزمین واحد» را نیز داده باشیم که از سوی چنین «میانه رو صهیونیست» ی نیز مطرح شده است.

یائیر گولان۶۴ ساله و جانشین سابق رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب چپ‌گرا و کمونیست «دموکرات‌ها» است که به «میانه روی» و مخالفت با جنگ مسلحانه ی به این شکل بر علیه ایران و فلسطینی ها مخالف است. یوئل استرون، بنیان‌گذار روزنامه اقتصادی کالکالیست در خصوص او می‌گوید: «او به عنوان یک افسر بسیار تهاجمی و خشن نسبت به فلسطینی‌ها بود و حداقل دو بار زخمی شد؛ شگفت‌انگیز است که او اکنون رهبر تنها حزب چپ‌گراست.»

یائیر گولان در گفتگویی با بلومبرگ در تل‌آویو می گوید که نمی‌توان تمام مشکلات را با بمب حل کرد و محاصره اقتصادی ایران روش صحیح‌تری برای مواجهه با این کشور است.

یعنی زمانی که حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آنهم با حمایت اتحادیه ی اروپا و کشورهای خائن عربی با شکست مواجه می شود، گزینه ی مورد نظر چهره ی «میانه رو» اسرائیلی مورد نظر مولوی عبدالحمید این است که محاصره ی اقتصادی درپیش گرفته شود که همین الان توسط آمریکا و امارات و دیگران در حال اجراست.

یائیر گولان یک نظامی است و می داند با قدرت نظامی نمی توان ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین را به زانو درآورد در نتیجه راهکار محاصره ی اقتصادی را نشان می دهد. اینهم  سیاست برجسته ترین «میانه رو» اسرائیلی برای ایران که ترامپ در حال اجرای آن است.

یائیر گولان نیز از«توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» حمایت می کند و این یعنی رسمیت دادن به اشغالگری صهیونیستها در حالی که در منهج اسلامی جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی تا بیرون راندن آنها از سرزمینهای اسلامی بر مومنین همچون نماز «فرض عین» است. 

البته یکی از برنامه های یائیر گولان کمونیست و «میانه رو» مورد نظر مولوی عبدالحمید “حرکت به سوی راهکار میانه‌ای برای شناسایی تدریجی، نه لزوماً ایجاد یک دولت کاملاً مستقل از فردا صبح” است و استدلال می آورد که”  برنامه‌های ائتلاف فعلی برای الحاق کرانه باختری با ۳ میلیون جمعیت فلسطینی کشنده است.” یعنی خنثی کردن مجاهدین با وعده های خیالی و مشارکت دادن آنها در بازی های سیاسی رایج و شناخته شده ای که بیشتر از چند دهه است «فتح عرفات و محمود عباس» را در آن آزموده اند تا اینکه فرصت و زمان مناسب برای الحاق فراهم شود.

مولوی عبدالحمید هم اکنون در حل نشخوار سخنان امثال یائیر گولان است که این کفار محارب و اشغالگر خارجی بارها این سخنان را قورت داده و باز بالا آورده و نشخوار و رسانه ای کرده اند تا اینکه بتوانند این توطئه و توهمات را به مسلمین بقبولانند.

حتی اگر «توطئه ی دوکشور در یک سرزمین واحد» را بخواهند پیاده کنند مومنین اهل دعوت و جهاد باید آنرا رد کرده و به «فرض عین» خود تا آزاد سازی سرزمینهای اشغالی مسلمینعمل کنند.

جریان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید»ی که  مصطفی حامد معروف به ابو الولید المصری از آن صحبت می کند و مولوی عبدالحمید را یکی از افراد این جریان می داند یعنی همین.

دقایقی پیش مولوی یوسف گرگیچ امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول‌الله شهرستان زاهدان توسط جبهه ی آمریکائی – صهیونی ترور شد

دقایقی پیش مولوی یوسف گرگیچ امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول‌الله شهرستان زاهدان توسط جبهه ی آمریکائی – صهیونی ترور شد

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

آمریکا و صهیونیستها که در جنگ نظامی خود بر علیه دارالاسلام ایران شکستی فاحش خورده اند و با محاسبات غلط خود با ملتی متحد و حاکمیتی قدرتمند در دارالاسلام مواجه شده اند هم اکنون با استفاده از لگورها و مزدوران ترسوی خود در پی انتقام از علماهائی هستند که آشکارا کفر به طاغوت و کفر به این کفار خارجی و مرتدین داخلی را اعلام کرده اند.

در همین راستا می بینیم که در میان اهل سنت کُردستان کسی چون ماموستا محمد نزهتی رحمه الله امام جماعت یکی از روستاهای پیرانشهر را چند روز پیش ترور کردند و امروز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ش و چند دقیقه پیش هم مولوی یوسف گرگیچ رحمه الله امام جماعت مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جلو منزلش در خیابان رسالت ۴۷ زاهدان .                                    

این مزدوران چرا عبرت نمی گیرند و چرا تا این اندازه نفهم هستند؟

این لگوران خائن مگر نمی دانند اربابان آنها یعنی آمریکا و اسرائیل کسانی چون رهبر ایران و بیشتر از 40 نفر از بزرگان نظامی و سیاسی ایران را ترور کردند؟

چه اتفاقی افتاد؟ آیا توانستند این نظام و انقلاب را نابود کنند و به اهداف خو برسند؟

نه، بلکه این جنگ به تمام دنیا نشان داد که با یک نظام سروکار دارند نه با چند نفر  که اگر حذف شوند کشور نیز متلاشی خواهد شد. اینها متوجه 37 سال نظام سازی رهبر سابق ایران نشده بودند و همه دیدیم که این نظام هم اکنون به عنوان یک قدرت برتر منطقه ای ابراز وجود کرده است.

ای لگوران خائن پاکستان نشین: شماها هرگز نمی توانید به اندازه ی اربابانتان از بزرگان ایران بکشید و بدانید این جنایات شما با آنکه خانواده هائی را داغدار کرده و شعله های انتقام را نیز در میان ما تیزتر خواهد کرد اما به جائی نخواهید رسید. ملت ایران جانورانی از شماها بدتر را در اوایل انقلاب تجربه کرده است، فقط نگاه کنید متحدین شما یعنی مرتدین گروه رجوی چه ترورها و چه جنایاتی را مرتکب شدند و به کجا رسیدند؟

پس این اولین ترور جبهه ی شماها از علمای اهل سنت و جماعت نیست که به نفع جبهه ی آمریکائی – صهیونی انجام می دهید و این ترورهای بزدلانه از مولوی ها و ماموستاهای غیر مسلح تنها باعث نشان دادن ماهیت خائنانه ی شما لگوران وطن فروش دین فروش خواهد بود.

ما اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص حنفی مذهبهای بلوچ از مسئولین حکومتی خواستاریم به عنوان مهمترین عامل بازدارنده با شدت عمل مورد نظر شریعت الله با این خائنین قاتل برخورد کنند.

از مولوی های تریبون دار و بخصوص از کسانی چون مولوی عبدالحمید نیز می خواهیم جهت نشان دادن جبهه ی خود به صورت آشکارا در برابر این مزدوران جبهه ی آمریکایئ – صهیونی موضع گیری شرعی داشته باشند و خواستار تطبیق شریعت الله بر این قاتلین شوند.  

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

بیائید و به دور از سروصدای رسانه ای از خود بپرسیم که در جنگ کنونی بین ایران و آمریکا – اسرائیل چند جبهه وجود دارد؟

قطعا پاسخ می دهید تنها دو جبهه؛ یکی جبهه ی ایران است که از حماس و جهاد فلسطین در آن وجود دارند تا اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن تا مسلمین ایران و سایر مومنین گروههای جهادی و اسلامی در سرزمینهای اسلامی؛ و دیگری جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست که از ربع پهلوی مرتد تا سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی از جمله جبهه ی مبارزین مردمی که خودش را بخشی از این اپوزیسیون می داند و به خاطر دفاع از مرتدین ربع پهلوی ایلام ترورهائی انجام داد تا طاغوتهای دست نشانده بر کشورهای عربی و پاکستان و سایر اعضای جبهه ی آمریکا و صهیونیستها.

در نهایت به این حکم الله می رسیم که تنها دو جبهه وجود دارد و آنهم:  الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

واضح شد؟

پس دیگر به مکر و نیرنگهای شیطان و جبهه ی شیطان که گاه از ادبیات اسلامی و جهادی و قومیتی و غیره استفاده می کنند اهمیت ندهید و باید با یاران شیطان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها جنگید و فرق ندارد این یار و سرباز شیطان یک بلوچ از جیش العدل یا همین جبهه ی مبارزین بلوچ از میان حنفی زاده ها باشد یا یکی از اعضای ربع پهلوی مرتد یا گروه ارتدادی رجوی از میان شیعه زاده ها.

آمریکا که با مسحابات غلط وارد جنگ با ایران شد و در جنگ مسلحانه با ایران دچار شکستی مفتضحانه ای شده است چند روز پیش مزدوران خودش در یمن را از کانال آل سعود و امارات متحده فعال کرد که دیدیم چه حقارتی نصیبشان شد و در بلوچستان و از کانال حکومت دست نشانده ی پاکستان نیز گروههای خائن بلوچ چون جبهه ی مبارزین مردمی را جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامی های خود بر علیه دارالاسلام ایران فعال کرده است.

در تازه ترین درگیری این گروههای اجاره ای امروز شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت چهار بامداد ما شاهد درگیری نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران با یک هسته ی گروه جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در اطراف مسجد جامع مدنی بخشان و بخش‌هایی از جهادآباد سراوان بودیم که از منزل مسکونی «لامحمد»، معروف به «لامحمد پمپی» شروع شده و هنوز بعد از 5 ساعت درگیری هنوز صداهائی به گوش می رسد.  

با آنکه به دلایل شرایط امنیتی هنوز تعداد کشته و زخمی ها مشخص نیست اما به صورت مشخص از نیروهای گروه اجاره ای و مزدور جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی در میان بلوچها تعداد 4 نفر و از نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران نیز 3 نفر کشته شده اند.

لازم به تاکید و دقت و یادآوری است که در این عملیات بیشتر کسانی که با گروه اجاره ای جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی وارد جنگ شدند نیروهای بومی بلوچ با پوشش و لباس بلوچی بودند که نشان می دهد این لگور های اجاره ای جایگاهی در میان قوم حنفی مذهب بلوچ ندارند و قوم بلوچ این لگورهای اجاره ای پاکستان نشین را تهدید مستقیم و فوری علیه جان، امنیت و کرامت خود می دانند به همین دلیل دفاع مشروع و حق دفاع از خویش را در چارچوب ضرورت و تناسب برای دفع تهدید، حقی بنیادین و انکارناپذیر برای خود می دانند و در کنار سایر نیروهای امنیتی کشورشان بر علیه این مزدوران وارد جنگ شده اند.

نباید از بلوچهای باغیرت انتظار داشت در برابر اجاره ای های آمریکا که از کانال حکومت دست نشانده و متحد آل سعود یعنی حاکمیت پاکستان جهت ضربه زدن به امنیت و روند رشد اقتصادی و اجتماعی مردم دستور گرفته اند و مردم سیستان و بلوچستان با تهدید مستقیم این اجاره ای ها مواجه‌اند انتظار داشت در برابر تعرض به جان و امنیت خود ساکت و تماشاچی و بی‌دفاع بمانند.

اربابان جیش العدل زمانی که دیدند نمی توانند صرفاً با تمرکز بر اختلافات مذهبی اهداف خود در منطقه را به پیش ببرند به همین دلیل با تغییر نقاب و اسم و با متصل کردن آن به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی خیال کردند می توانند جبهه ی بزرگتری با شعار « فرزندان انقلاب ملی ایران» به وجود بیاورند اما قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ نزدیک 80 سال است که با این جانوران سکولار در ایالت بلوچستان پاکستان آشنائی دارند و قطعا اجاره ی رشد و سربلند کردن به این خائنین به دین و مردم را نخواهند داد.

لانه ی این لگورهای اجاره ای توسط همان مردم محل به نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران گزارش شده است و بار دیگر نشان می دهد این اجاره ای ها جایگاهی در میان قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ ایرانی ندارند؛ مردمی بودن یعنی ینروهای حماس که در یک شهر محصور اسرئیل درنده ی تحت حمایت مستقیم آمریکا و غرب را به زانو درآوردند و با دادن آنهمه هزینه و تلفات فرزندان خود در حماس و جهاد اسلامی را رها نکرده اند.

 اما جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در میان بلوچها چه؟ خودتان دارید می بینید و نیاز به توضیح نیست.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالغفار نقشبندی می گوید: “سر و کمر بلوچ در برابر هیچ شاه و پادشاهی کج و خم نشده و بلوچ به هیچ احدی تعظیم نکرده است؛ بجز جلوی یک پادشاه، آن هم فقط و فقط در رکوع و سجده در برابر الله ذوالجلال.”

اینهم باز كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد؛ در مورد بلوچهای مسلمان راست می گوید اما اینکه خودش هم اکنون در خاک پاکستان و در زیر سایه ی حکومت سکولار و مرتد پاکستان زندگی می کرد و تمام حرکات آن توسط سازمان اطلاعات پاکستان آی اس آی مدیریت می شود و پاکستان مزدور مستقیم آمریکاست و آمریکا اصلی ترین حامی اسرائیل است و پاکستان هم با آل سعود مشترک نظامی و امنیتی دارد امری نیست که امثال نقشبندی بتوانند آنرا بپوشانند.

آیا جنگیدن نقشبندی در این جبهه ی آمریکائی – صهیونی و سر و کمر خم کردن برای این اربابان و نوچه های آنها چون پاکستان و آل سعود مخالف با روش و سرت بلوچهائی نیست که رشادتهای آنها با کفار محارب انگلیسی بر کسی پوشیده نیست؟

فرق بین انگلیس با آمریکا چیست که امثال نقشبندی هم اکنون برایشان مزدوری و غلامی می کنند؟

مولوی نقشبندی باز از تاریخ بلوچ مایه می گذارد و می گوید: “بلوچ برای دفاع از دین، حیا و ناموس، در برابر مغول، تاتار، انگلیس و پرتغالی‌ها ایستادند.”

فقط کافی است از نقشبندی پرسیده شود این تاریخ و این قوم با حیا و ناموس و دین چه ربطی به تو دارند که از کانال حکومت سکولار و مرتد پاکستان غلام آمریکا و آل سعود و صهیونیستها شده ای؟ تو را چه به تاریخ قوم بلوچ؟ تو در این قوم چه محلی از اعراب داری؟

ماتین وتن (سرزمین مادری) ما جای کسانی چون آن دو جوان است که با عملیات استشهادی خود به پایگاه کفار محارب انگلیسی زدند نه خائنینی چون نقشبندی که مزدور کفار محارب آمریکائی شده است. بگو فرق انگلیس کافر محارب و اشغالگر با آمریکای کافر محارب و اشغالگر چیست که در همین چند روز گذشته عروسی سیریک را به عزا تبدیل کرد؟

بله نقشبندی، ” امروز، روز بیداری و بازگشت به همان اصالت سلحشوری است” اما مسیر تو مسیر ذلت و خواری و وطن فروشی و ذلت است و زمانی که می گوئی: ” زمان آن است که جوانان به صفوف پرخروش مجاهدان در جنبش دادخواهان و آزادگان بپیوندند. آغوش این جنبش باز است و…”. این را نیز بگو که این جوانان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در چه راهی با سایر مسلمین خواهند جنگید؟

می دانیم که الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

بگو جبهه ی آمریکا و صهیونیستها که آل سعود و پاکستان هم بخشی از آن هستند و تو هم تحت کنترل و دستور و مدیریت سازمان جاسوسی پاکستان هستی و پاکستان به تو مکان و امنیت و امکانات داده در راه الله می جنگد یا در راه شیطان؟

الان فهمیدی که در چه مسیری قرار داری و مردم را به چه راهی دعوت می دهی؟

نقشبندی نیمه محترم، راه تو و اربابانت از راه مومنین اهل سنت و جماعت و کلاً از مسیر مومنین و جبهه ی مسلمین «جدا»ست، مومنین در برابر جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند، این را نمی دانی؟

جوانان آگاه فقط کافی است که صرفنظر از عقیده و فکر طرف مقابل، «جبهه» را نگاه کنند که این شخص در آن قرار دارد. در ارتش آمریکا و اسرائیل و انگلیس و … افرادی نماز خوان و روزه گیر هم وجود دارند همچنانکه هم جنس بازها و آتئیستها و مسیحی ها و یهودی ها و غیره وجود دارند.

پس به فکر و مذهب افراد اهمیت ندهید بلکه به «جبهه»ای نگاه کنید که این شخص در آن قرار دارد، به تابلوی بالاسرش نگاه کنید تا مقصدش برایتان مشخص شود.

هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها به همراه حکام مرتد عربی و عجمی «جبهه»ای واحد بر علیه «جبهه»ی ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و غیره تشکیل داده اند شما بفرمائید نقشبندی و گروهش در کدام جبهه قرار گرفته اند؟

همین برای شناخت امثال نقشبندی کافی است که جوانان ما از فتنه ی آنها در امان بمانند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

گروه مجازی که مولوی عبدالغفار نقسبندی تحت عنوان «جنبش دادخواهان و آزادگان = جدا» راه انداخته و در توهماتش دارای مجاهد و غیره است و به اصطلاح با فریاد اصالت و غیرت در رگ‌های بلوچستان و… قصد دارد عده ای را فریب داده و به خود جذب کند در واقع فرقه ای است «جدا»ی از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت.

 چه کسی این را گفته؟  رسول الله صلی الله علیه وسلم.

 رسول الله صلی الله علیه وسلم. ت. چه ه خود جذب کند در واقع فرقه ای است جدای  کردن دشمنان کافر و اشغالگر اصلی. لله عزام رحمه اللهول الله صلی الله علیه و سلم به حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ حذیفه می گوید عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[1] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

پس کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق که به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم به ما می آموزد که ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی یکی از این گروههای اهل تفرق است که با به کشتن دادن جوانان مردم و جنگیدن در «جبهه ی آمریکائی – صهیونی» بر علیه «جبهه»ی مسلمینی که هم اکنون در حال جهاد با آمریکا و شرکایش هستند مردم را به سوی جهنم دعوت می دهد.

پس اگر نقشبندی می گوید: ” اگر ما و شما به برگ‌های زرین تاریخ خود نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که مردم بلوچ هرگز مردمی سرافکنده و تسلیم‌پذیر نبوده‌اند.”

بله، این كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد. سرافکندگی جنگیدن و حرکت در مسیری است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن نهی کرده است و امثال نقشبندی در آن حرکت می کنند و قوم بلوچ هرگز در آن قدم نمی گذارد بلکه به سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم گوش داده از منهج اسلامی و مسیر شریعت منحرف نمی شود و از این گروههای متفرق و رنگارنگ «جدا» و «جم» (جبهه مبارزین مردمی) و غیره دوری می کند.

عزت در تفرق و جنگیدن به نفع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها نبوده و نیست بلکه تنها سرافکندگی و آتش جهنم نصیب هم مسیران امثال نقشبندی می شود.


[1] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994

«هدف‌گیریِ پنهان»، آیا سخنان مولانا عبدالحمید زاهدانی، کدی برای تضعیف اقتدار امارت اسلامی افغانستان است؟

«هدف‌گیریِ پنهان»، آیا سخنان مولانا عبدالحمید زاهدانی، کدی برای تضعیف اقتدار امارت اسلامی افغانستان است؟

کاتب: محمد اسامه

بررسی تفاوت میان «نقد مسئولین ایران» و «هدف‌گیری فقهی دارالاسلامِ افغانستان» در لایه‌های زیرین سخنان مولانا عبدالحمید اسماعیل‌زهی زاهدانی را به راحتی می توانیم مشاهده کنیم.

در تحلیلِ دقیق رویکرد مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، باید میان «ظاهر سخن» و «مقصد اصلی» تمایز قائل شد. اگرچه ایشان در بسیاری از موارد، با تکیه بر مسائل اقتصادی، سخنان خود را خطاب به مسئولین ایران و حتی به نفع آمریکا و غلامان ایرانی او جهت‌گیری می‌کند، اما با نگاهی عمیق‌تر و بر اساس قواعد فقهی و سیاسی، مشخص می‌شود که هدف نهایی و استراتژیک این فشارها، نه اصلاح ساختارهای اقتصادی در ایران، بلکه «تضعیف حاکمیتِ دارالاسلام در افغانستان» و ضربه زدن به اقتدار «امارت اسلامی» است.

الله جل جلاله نسبت به کسانی که با استفاده از ابزارهای ظاهری و پوشاندن مقاصد واقعی، در پی تضعیف مومنان هستند، هشدار می‌دهد و می فرماید: وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (انفال/ ۳۰) و آنان مکر می‌ورزند و اللله نیز مکر می‌ورزد، و الله بهترین مکرکنندگان است.

استفاده از مسائل «معیشت و اقتصاد» در ایران به عنوان یک «شبهه» یا «ابزار»، در واقع نوعی «تلبیس» (درآمیختن حق و باطل) است. هدف این نیست که از طریق نقد اقتصاد ایران، مدل حکومتی تغییر کند، بلکه هدف این است که با ایجاد یک «الگویِ سازش‌طلبانه»، ذهنیت منطقه را نسبت به «حاکمیتِ استوار بر شریعت» (که در افغانستان برقرار است) مخدوش کنند تا در نهایت، امارت اسلامی نیز به همان «مدل سازشی و سکولار» تن دهد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم همواره در برابر نقدها حساس بوده‌اند، اما مرز میان «نقد برای اصلاح» و «التحریش برای تخریب بنیان‌های اسلام» را روشن کرده‌اند. هر آن که با هدف «تضعیف جبهه‌ی مؤمنان» و «ایجاد شک در اقتدار حاکمیتِ اسلامی» سخن می‌گوید، در زمره‌ی مفسدان فتنه‌انگیز است.

اگر سخنان مولوی عبدالحمید صرفاً برای اصلاح اقتصادِ ایران بود، نباید با سیاست‌های «آمریکا و غرب» (که دشمن شماره‌یک امارت اسلامی و تمام مومنین اهل دعوت و جهاد دنیاست) هم‌سو می‌شد. هم‌سوییِ او با رویکردهای خلیل‌زاد و قدرت‌های غربی نشان می‌دهد که او در پی ایجاد یک «اتحاد نفاق‌آلود» میان مخالفان حاکمیت‌های اسلامی است تا در نهایت، «امارت اسلامی» را که نماد استواری بر فقه امام ابوحنیفه رحمه الله است، از طریق فشار اقتصادی و روانی، به سمت «سازش و سکولاریسم» سوق دهد.

در فقه امام ابوحنیفه، اهمیت بسیار زیادی برای «مقصد حکم» (هدف نهایی یک قانون یا یک اقدام) قائل هستند. اگر اقدامی در ظاهر «صلح» یا «نقد» باشد، اما در باطن، منجر به «تضعیف حاکمیت شرعی» و «آسیب به دارالاسلام» شود، آن اقدام از نظر فقهی «باطل» و «مذموم» است.

از منظر فقهی، هدف اصلی مولوی عبدالحمید زاهدانی، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، «زانو درآوردن اقتدارِ فقهی امارت اسلامی افغانستان» است. از آنجا که افغانستان اکنون بر پایه فقه ابوحنیفه رایج بین مردم اداره می‌شود، این نظام، یکی از بزرگترین موانع برای رسیدن آمریکا و صهیونیسم به اهداف سکولارسازی در منطقه است. لذا، فشار بر ایران و استفاده از آن به عنوان اهرمی برای فشار بر افغانستان، یک استراتژی فقهی-سیاسی برای «تضعیف ستون‌های حاکمیتِ اسلامی» در منطقه است.

باید دانست که مولوی عبدالحمید، با بهره‌گیری از «بحران‌های اقتصادی» در کشورهای اسلامی، در حال اجرای یک «نقشه پنهان» است.

پس در یک جمع بندی ساده در مورد سخنان مووی عبدالحمید می توانیم بگوئیم: ۱. ظاهرِ سخن: انتقاد از مسئولینِ ایران به دلیل مسائلِ معیشتی. ۲. باطن و مقصد: هدف قرار دادن «مدل حکومتی افغانستان» و فشار بر «امارت اسلامی». ۳. ابزار: هم‌سویی با سیاست‌های «آمریکا و غرب» برای ترویج «سازش‌طلبی» و «سکولارسازی». است.

در واقع، او سعی دارد با استفاده از «درد شکم مردم»، «اراده‌ی سیاسیِ امت» را برای پذیرش حاکمیت غیر اسلامی و سازش با دشمنان محارب، از بین ببرد.

 هدف اصلی، نه اصلاحگری در اقتصاد ایران، بلکه «سقوط اقتدار دارالاسلام» است چه این دارالاسلام در ایران باشد یا در افغانستان.

پس هوشیار باشیم و اجازه ندهیم احساسات ما را به مخالفت با دارالاسلام و هم سوئی با کفار محارب خارجی بکشاند.

تلف شدن جوانان اهل سنت بلوچ در جبهه‌ی سکولار کفری

تلف شدن جوانان اهل سنت بلوچ در جبهه‌ی سکولار کفری

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در شریعت الله و بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی از جمله فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله پیوستن به جبهه‌ی کفار در حال محاربه با مسلمانان و دارالاسلام، یکی از مصادیق روشن «تولی به کفار» و «ارتداد» است.

این مصیبت ارتداد گاه ممکن است توسط یک حاکمیت صورت گیرد، مثل حاکمیت آل سعود و پاکستان و باند جولانی در سوریه و امارات متحده ی صهیونی که با شعار مبارزه با تروریسم و جنگ با اهل دعوت و جهاد به جبهه ی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی پیوسته اند و گاه ممکن است توسط گروهکها و احزابی محلی و بومی باشد که به بهانه های همیشه آماده ی قومیتی و مذهبی و اقتصادی و غیره در این جبهه قرار گرفته باشند.

مهم این است که شخص با «زبان یا مال یا اسلحه و بدن» در این جبهه ی کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی قرار گرفته باشد در حالی که الله جل جلاله می فرماید: از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ .[1] با مال و جان و زبان تان به جهاد مشرکان (سکولاریستها) بروید.

در ادبیات قرآنی و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم هر جا اسمی از گروه مشرکین آمد یعنی گروه کفار سکولار که با نام «احزاب» هم از آنها نام برده شده است . مثل دهری (آتئیست، دئیست، ماتریالست و…) لوطی ( دگر باش، رنگین کمانی و…) که هم اکنون با اسامی دیگری از آنها نام برده می شود.

به هر حال اصل در برابر کفار سکولار این است که با زبان یا مال یا جان با آنها جهاد شود نه اینکه شخص در این موارد در اختیار این کفار قرار بگیرد که عین ارتداد است و الله تعالی می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (بقره/217) 

و فتنه (شرک) بزرگتر از قتل است. و (کافران  سکولار) پیوسته با شما مسلمین می جنگند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند، و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّمند و در آن همیشه (معذّب) خواهند بود.

دین در قرآن به 4 معنی و مفهوم 1- قدرت حکومتی 2- قانون و برنامه 3- اطاعت و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش آمده است و دین سکولاریسم و سکولاریستها نیز:

  1. حاکمیت و قدرت حکومتی خاص خود را دارند.
  2. قانون، برنامه، بایدها و نبایدهای خاص خود را دارند.
  3. از شهروندان خود می خواهند که در برابر این قوانین و احکام حکومتی، اطاعت کنند و فرمانبردار باشند.
  4. سیستم قضایی و جزا و پاداش دارند و متناسب با احکام خود جزا و پاداش می دهند.   

هر چهار معنی و مفهوم دین را سکولاریست ها دارند. در این صورت، «دین سکولاریسم» در برابر «دین اسلام» قرار می گیرد و کسی نمی تواند هم «دین سکولاریسم» داشته باشد و هم «دین اسلام» را.  

کفار سکولار تا زمانی با مسلمین می جنگند تا اینکه اگر بتوانند این چهار معنی و مفهوم دین را از دین اسلام بگیرند و به دین سکولاریسم بدهند؟ آیا همین الان هم غیر از این است؟

در این صورت شخص مسلمان اگر 1- آگاهانه 2- عمدا 3- به میل خودش و اختیاری این مفاهیم و معنی 4گانه را به دین سکولاریسم بدهد دچار ارتداد شده است و در صورتی که در این جبهه بر علیه دارالاسلام وارد جنگ شود دچار محاربه شده است؛ محاربه هم باید در دادگاه صالحه ثابت شود، اما «خوب نشان دادن» جبهه‌ی آمریکا و صهیونیسم و سکولارهای ضد اسلامی، در شرایطی که مزدورانشان در قالب احزاب چون جبهه ی مردمی( جیش العدل سابق) و… علیه مردم و دارالاسلام می‌جنگند، نمی‌تواند از نظر قرآن و سنت و مومنین بی‌پاسخ بماند.

از عبدالله بن عَمرو ـ رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: المُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ، وَالمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ. [2]مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند؛ و مهاجر کسی است که آنچه را الله از آن نهی کرده، ترک گوید»

مولوی یا هر کسی که با زبان خود، ناامنی را در ذهن جوانان بلوچ «مبارزه» جلوه دهد، در حالی که خون یکایک آنان به دست مزدوران آمریکا و صهیونیسم پایمال می‌شود، از این حدیث نبوی بسیار دور است.

پس بداینم سخنانی که نظام اسلامی را در برابر آمریکا و صهیونیسم «متهم» معرفی کند و جوانان را به گروهک‌های تجزیه‌طلب و سکولار پیوند بزند، ثمره‌اش همین جنگ‌افروزی‌ها، ناامنی‌ها و کشته‌شدن جوانان فریب‌خورده در استان سیستان و بلوچستان است.


[1]  أخرجه أبو داود (2504)، وأحمد (12246) واللفظ لهما، والنسائي (3096) باختلاف يسير

[2]  بخاري 10، ومسلم 40

جعفر بلوچ ایرانی که از باند جولانی سوریه و گروههای اهل بغی ایرانی برید و در وزیرستان پاکستان به شهادت رسید

جعفر بلوچ ایرانی که از باند جولانی سوریه و گروههای اهل بغی ایرانی برید و در وزیرستان پاکستان به شهادت رسید

کاتب: خالد سیف الله السملول

ای کاش جوانان ما قبل از ورود به میدانهای جهاد و جنگ مسلحانه و پذیرش آنهمه تجربیات تلخ ابتدا منهج جهاد را یاد می گرفتند. این یکی از آرزوهای رهبران اهل دعوت و جهاد چون دکتر عبدالله عزام و سایر مومنین در این مسیر بوده است.

جوانان با شور و هیجان جهادی و تلاش جهت عوض کردن وضع موجود و کمک به مومنین تحت ستم گاه شکار گروگهائی چون جولانی و خائنین مزدوری چون مُلا عبدالرحمن فتاحی نوچه ی جولانی یا خائنینی چون جبهه یمبارزین مردمی بلوچ و امثالهم می شوند که آنها را فی سبیل آمریکا و ناتو و مرتدین داخلی خرج می کنند و سعادتمند کسی است که به محض آگاه شدن از این تاجران جهاد و خون مومنین دوری می کنند.

جعفر بلوچ رحمه الله یکی از این برادرانی است که الله جل جلاله به او منت گذاشت و او را به مسیر صحیح برگرداند و در نهایت در جهاد با مزدوران آمریکا و مرتدین ارتش پاکستان به شهادت رساند . «أحسِبُه کذلک واللهُ حَسيبُه، ولا أُزَكِّي على اللهِ أحَدًا»

او در راه الله جنگید و در راه الله و بر علیه جبهه ی آمریکا و مزدورانش جنگید و در راین راه نیز به قتل رسید و از الله جل جلاله می خواهیم او را جزو کسانی قرار دهد که در موردشان می فرماید: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169) فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (170) ۞ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ( آل عمران-171)

به این شکل یکی دیگر از مجاهدان اهل‌سنت ایرانی به‌ شهادت رسید تا با خونش به ما یادآوری کند که جهاد و شهادت‌ تا قیامت باقی است اما باید مواظب بود که در دام مزدوران آمریکا و ناتو نیافتاد و مواظب بود با نام جهاد گروههایی چون جولانی و جبهه یمبارزین بلوچ و امثالهم با جان و ناموس و مال ما بازی نکنند‌.

جعفر بلوچ تقبله الله از مجاهدان ایران بودند که جهاد مسلحانه خود را از افغانستان آغاز کردند، پس از شروع موج هجرت مجاهدان ایرانی به سرزمین مبارک شام، جعفر هم بی درنگ راه شام را انتخاب کرد و سال ۲۰۱۶ به کاروان مجاهدين شام ملحق شد

جعفر رحمه الله از برادران غیور و حماسی بودند که همواره آماده‌ی جانفدایی بود، او اغلب اوقات آرام و بدون کلام بود. همیشه برای رباط و سنگربانی آماده بودند و در این مهم کوتاهی و‌ کسالت نداشتند.

جعفر رحمه الله پس از سال‌ها جهاد در شام متوجه انحراف و غدر و خیانت باند جولانی شد و از آنها فاصله گرفت اما به گروههای منحرف دیگری چون جیش العدل و امثالهم که تحت کنترل و مدیریت آی اس آی پاکستان هستند ملحق نشد چون همه می دانند ملحق شدن به این گروهها یعنی واگنر آمریکا شدن چون پاکستان غلام آمریکاست، به همین دلیل جعفر بلوچ راه افغانستان و پاکستان را در پیش گرفت تا جهادش را آنجا ادامه دهد تا اینکه چند روز پیش در یک رویارویی با فوج سکولار و مرتد پاکستان در وزیرستان به شهادت رسید.

وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ

از باری تعالی خواهانیم که ما را از شر گروههای شبه جهادی و مزدور و غلام آمریکا به دور نگه دارد و موت ما را در این راه مبارک قرار دهد و شهادت خالصانه نصیبمان کند.

جنگ انحرافی و تحمیلی نجدیت آل سعود در برابر مجاهدین شافعی و زیدی یمن

جنگ انحرافی و تحمیلی نجدیت آل سعود در برابر مجاهدین شافعی و زیدی یمن

کاتب: محمد اسامه
برای سالهاست که ما شاهد سخنرانی های امثال مولوی عبدالحمید هستیم اما با آنکه در مورد جنگ اوکراین و مریخی هایی که ربطی به آنها ندارند صحبت کرده اند در مورد مجاهدین شافعی و زیدی یمن که از حامیان اصلی ملت فلسطین و مجاهدین در برابر آمریکا و صهیونیستها بوده اند چیزی نشنیده ایم و هم اکنون نیز که در معرض توحش آل سعود و امارات و آمریکا و شرکایش هستند باز فقط سکوت را می بینم .

این جنگ نجدیت همسو با آل سعود بر علیه شافعی ها وز یدی های یمن جنگی انحرافی است چون این جنگ می بایست بر علیه آمریکا و صهیونیستها و مزدوران آنها می بود نه بر علیه دشمنان آمریکا و صهیونیستها و غلامانشان .

آیا این است غیرت اسلامی که همچون جولانی نجدی در سوریه در تحالف آمریکائی مبارزه با تروریسم مشارکت کنید و بر علیه اهل دعوت و جهاد وارد جنگ شوید؟
شما که مدعی سلفیت هستید (و سلف صالح از شماها بری و بیزار هستند)، در برابر مسلمانانی که با شما اختلاف فقهی دارند، با تمام توان و غیرت، سلاح برمی‌دارید و به خون آن‌ها دست می‌دهید. اما جالب اینجاست که وقتی نوبت به جنگ با کفار محارب، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها می‌رسد، ناگهان «سلفی» بودن را کنار می‌گذارید، ذلیل و سست می‌شوید و با انواع توجیه‌ها و تلبیس‌های شیطانی، راه سکوت و تسلیم را پیش می‌گیرید. شما برای جنگیدن با مسلمانان مخالف منهج نجدیت، اولویت قائل هستید، اما در برابر دشمنان واقعی اسلام، به دنبال تفریح و سیاست‌مداری درباری هستید.
شما که در سوریه، خون مسلمانان را برای برقراری منهج نجدی ریخته‌اید اما در نهایت به حاکمیت ارتدادی سکولاریستی ختم شده اید چگونه با منهج اهل سنت و جماعت کنار می‌آیید؟ آیا غیرت شما تنها برای کشتن مسلمانان است و در برابر صهیونیست‌ها، غیرت شما به پایان می‌رسد؟
پس منهج نجدی همسو با آل سعود بر پایه ویرانی بنا شده است. از جنگ‌های خونین در شبه‌جزیره عربستان تا امروز در سوریه و یمن، این تفکر تنها باعث شیوع جنگ‌های داخلی و تسلط قدرت‌های کافر خارجی و مرتدین داخلی شده است.
نجدیت درباری، تنها ابزار «تکفیر مسلمانان» برای باز کردن راه «تسلیم در برابر کافران» بوده است و اینها نه پیروان سلف، بلکه وارثان ویرانگری هستند که در تاریخ اسلام، تنها با نام «کشتار و تفرقه» شناخته می‌شوید.
جنگ انحرافی کنونی آمریکا و اسرائیل از کانال آل سعود و سایر غلامانش بر شافعی ها و زیدی های یمن مجازات کردن شافعی ها و زیدی های یمن در حمایت از اهل غزه و جنگ با آمریکا و اسرائیل است .