نقد تفکر «صبر و تسلیم» در برابر آمریکا توسط مولوی عبدالحمید

نقد تفکر «صبر و تسلیم» در برابر آمریکا توسط مولوی عبدالحمید

کاتب: محمد اسامه

در حالی که دشمنان سکولار غربی و صهیونیستی برای نابودی اساس دارالاسلام  و سرزمین‌های اسلامی دندان تیز کرده‌اند، زمزمه‌هایی از برخی تریبون‌ها شنیده می‌شود که با نام «تدبیر» و «پیشگیری از جنگ»، در حقیقت به دنبال خلع‌سلاح دارالاسلام ایران و هموار کردن مسیر اشغالگری هستند. اظهارات اخیر «مولوی عبدالحمید» که مسئولان را به پذیرش خواسته های آمریکا جهت دوری از رویارویی فرا می‌خواند، در تضاد آشکار با فرامین صریح قرآن کریم در باب استقلال و عزت و جهاد و اعداد و محافظت از دارالاسلام در برابر کفار اشغالگر خارجی است.

خداوند متعال صراحتاً دستور می‌دهد که امت اسلامی باید به قدری از لحاظ نظامی و اسلحه مقتدر باشد و چنان نیروی بازدارندگی تولید کند و در دشمن تولید ترس کند که دشمن جرأت تصور حمله را نداشته باشد و می فرماید:

‏ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قدرت و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ  الله و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و الله آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ [انفال: 60] آنچه از نيرو در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد. و افزود: أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ .[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی (تجهیزات پرتابی/موشکی) است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی (تجهیزات پرتابی/موشکی) است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی(تجهیزات پرتابی/موشکی)  است.

کسانی که امروز از موشک و قدرت دفاعی دارالاسلام ایران انتقاد می‌کنند و آن را عامل جنگ می‌دانند، در حقیقت با دستور «صریح» الله مخالفت می‌کنند. خلع‌سلاح، نه مانع جنگ، بلکه «دعوت‌نامه» برای حمله آمریکا و صهیونیسم است.

ادعای صلح‌طلبی در حالی که دشمن آمریکایی – صهیونیستی به دنبال نابودی قدرت هسته‌ای و موشکی و نیروهای خارجی جبهه مقاومت اسلامی کشور است، چیزی جز افساد در زمین و خیانت به امنیت مسلمین نیست. این «تدبیر» نیست؛ این جاده‌صاف‌کنی برای کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی است.

آمریکا و ترامپ جنایتکارانی هستند که خون میلیون‌ها مسلمان را ریخته‌اند. تکرار ادبیات دشمن و مقصر دانستنِ دارالاسلام در وقوع جنگ، مصداق بارز «رُکون» (تکیه و اعتماد) به ظالمین است.

در گفتمان شرعی، قدرت نظامی مایه عزت است. کسانی که از تریبون‌های مذهبی، مردم را از قدرت دفاعی می‌ترسانند و خواستار آزادی کسانی هستند که در زمین دشمن بازی می‌کنند، در حقیقت در حال تضعیف ستون‌های خیمه اسلام هستند و عالمانی که در حساس‌ترین لحظات تقابل حق و باطل، به جای ترغیب به ایستادگی، بذر ترس و تسلیم می‌پاشند، مصداق همان «علمای سوء» هستند که رسول صلی الله علیه وسلم از فتنه‌ی آن‌ها بر امت خویش بیمناک بود.

اینها را می بینیم زمانی که آمریکا تهدید می‌کند، لبه‌ی تیز انتقاد آنها به سمت قدرت دفاعی خودی و به جای محکومیت جنگ طلبی ها و تحریم‌های ظالمانه، به دنبال تضعیف حاکمیت بر دارالاسلام ایران هستند.

اگر یک کافر آزادیخواه هم در کشورش که در محاصره ی دشمنان است چنین افرادی را می دید چه واکنشی نشان می داد؟


[1]    يُنظر: ((مغني المحتاج)) للشربيني (4/311). والحديث أخرجه مسلم (1917)، من حديثِ عُقبةَ بنِ عامرٍ رَضِيَ اللهُ عنه.

دیپلماسی بیراهه در مسقط و ژنو  و صدای «واشنگتن» از منبر مسجد «مکی» زاهدان

  دیپلماسی بیراهه در مسقط و ژنو  و صدای «واشنگتن» از منبر مسجد «مکی» زاهدان

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در حالی که تیم مذاکره‌کننده دارالاسلام ایران به ریاست عراقچی، چمدان‌های خود را برای سفرهای دور و دراز به مقصد مسقط و سوئیس می‌بندند تا با پاسداری از عزت و استقلال کشور شاید گرهی از کلاف سردرگم روابط با آمریکا بگشایند، یک واقعیت میدانی در جنوب شرق کشور، تمام این تکاپوها را زیر سوال می‌برد و می بینیم که هزینه‌های گزاف دیپلماتیک و سفرهای برون‌مرزی، در کوتاه‌ترین مسیر در داخل مرزها تعبیه شده است و زاهدان تبدیل به پایتخت غیررسمی دیپلماسی ترامپ شده است.

پس دیگر نیازی به پیمودن هزاران کیلومتر تا کوه‌های آلپ یا سواحل دریای عمان نیست. امروز «مسجد مکی زاهدان» به فرستنده‌ای قدرتمند تبدیل شده است که فرکانس‌های آن مستقیماً از کاخ سفید تنظیم می‌شود و مولوی عبدالحمید، با صراحتی بی‌سابقه، عملاً به تریبون و نماینده‌ای تبدیل شده که خواست‌ها، استانداردها و مطالبات مد نظر دونالد ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا را به صورت زنده و مستقیم از فراز منبر به گوش جهانیان می‌رساند و منبرِ مکی  پلی میان تهران و واشنگتن شده است.

اگر هدف از مذاکرات مسقط و سوئیس، شنیدن مطالبات آمریکا است، مولوی عبدالحمید پیشاپیش این وظیفه را به عهده گرفته است. او به کانون مخابره‌ای تبدیل شده که نیازی به مترجم و واسطه‌های عمانی و سوئیسی ندارد. پیام‌هایی که او در خطبه‌های جمعه صادر می‌کند، همان کدهایی است که تیم آمریکائی ماه‌ها در هتل‌های گران‌قیمت اروپا به دنبال آن می‌گردد.

عراقچی و تیم همراه باید پاسخ دهند که چرا وقتی «صدای مستقیم آمریکا» در زاهدان طنین‌انداز است، به دنبال سایه‌ها در مسقط می‌گردند؟ حضور مولوی عبدالحمید به عنوان یک تریبون داخلی که آشکارا با سیاست‌های ترامپ همپوشانی دارد، واقعیتی است که دیپلماسی رسمی ایران نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. هر آنچه ترامپ بخواهد از طریق قطعنامه‌ها و فشارهای بین‌المللی دیکته کند، پیش‌تر از زبان مولوی عبدالحمید به عنوان «حقوق مردم و مطالبات جهانی» تئوریزه و پخش شده است پس صرفه‌جویی در زمان و هزینه مذاکره  را در « مسجد مکی» زاهدان برگذار کنید.

پیشنهاد منطقی این است که به جای سرگردانی در راهروهای سازمان ملل یا اتاق‌های سری در مسقط، میز مذاکرات به زاهدان منتقل شود. جایی که می‌توان بدون واسطه، با کسی سخن گفت که خوسته های آمریکا و صهیونیستها و نبض سیاست‌های جدید آمریکا (به ویژه در دوران ترامپ) را در دست دارد و آن را با ادبیاتی بومی و مذهبی بازتولید می‌کند؛ فقط حیف که مثل سخنان آمریکا پشتوانه اجرائی ندارد.

در این صورت سفرهای عراقچی به سوئیس و عمان، در سایه وجود تریبون پرنفوذ زاهدان، چیزی جز «موازی‌کاری بیهوده» نیست. وقتی دونالد ترامپ سخنگویی غیررسمی اما پرقدرت در داخل مرزهای ایران دارد که پیام‌های او را رسمی و علنی مخابره می‌کند، جستجوی راه حل در خارج از مرزها، تنها نشان‌دهنده سردرگمی در دستگاه دیپلماسی است. وقت آن رسیده که واقعیت «کانال زاهدان» به عنوان تریبون و مترجم خواسته های کفار سکولار و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی به رسمیت شناخته شود.

مولوی عبدالحمید و  صیانت از «دارالاسلام ایران» و فتنه‌ی جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی

مولوی عبدالحمید و  صیانت از «دارالاسلام ایران» و فتنه‌ی جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالحمید خطیبی است که در جایگاه علماء قرارش داده اند اما این جابجائی تاثیری در واقعیت امر ندارد، با این وجود جای تأمل و تأسف است که شخصی در قامت سخنگوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله در خاک «دارالاسلام ایران»، چشم به دستان خون‌آلود کفار محارب و اشغالگر خارجی و جبهه کفر و ارتداد دوخته باشد. آیا گمان می‌برید آمریکا و صهیونیست‌ها که دشمنی‌شان با اساس اسلام و قوانین شریعت الله و نام  رسول الله صلی الله علیه وسلم بر همگان عیان است، به دنبال خیرخواهی برای ملت ایران اعلم از شیعه و سنی و غیره هستند؟ قطعاً خیر، و بدون شک آنچه رسانه‌های فتنه‌گر (مانند ایران اینترنشنال و کلمه و امثالهم) به عنوان آزادی تبلیغ می‌کنند، سرابی است که جز فتنه و کفر و ارتداد و نابودی زیرساخت‌های این سرزمین اسلامی هدفی ندارد.

کمی به کارنامه ی سیاه آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها نگاه کنید تا بدانید که آمریکا و شرکایش برای جان هیچ مسلمانی ارزش قائل نبوده و نیستند چه رسد به ارزش قائل شدن برای مومنین اهل دعوت و جهاد و آزادیخواهانی که نمی خواهند برده ی آنها باشند. نگاهی به ویرانه‌های هیروشیما، ویتنام، افغانستان، عراق، سومالی، مالی، یمن و امروز غزه، نشان‌دهنده «عدالت به سبک آمریکایی» است. آمریکا نه نجات‌بخش، بلکه ویرانگری است که هر جا قدم گذاشته، جز فقر، جنگ مذهبی و هتک حرمت نوامیس مسلمین چیزی به جای نگذاشته است. چگونه می‌توان ردای سفارت چنین جنایتکارانی را در داخل مرزهای اسلام بر تن کرد؟

ایران، به عنوان قلب جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر چنین جرثومه ای در خاورمیانه، دارای تنوع قومی و مذهبی بی‌نظیری است که تحت پرچم اسلام قرن‌ها با مسالمت زیسته‌اند. تجربه تلخ «عراقِ زمان بوش و پس از آن» پیش روی ماست. کسانی که با طناب پوسیده بیگانگان به دنبال تغییرات ساختاری هستند، بدانند که پتانسیل ایران برای درگیری‌های داخلی به دلیل این تنوع، بسیار بالاتر از عراق است. نتیجه‌ی این مسیر، نه آزادی، بلکه ئر خوشبینانه ترین برداشت «سوریه‌ای‌سازی» و «لیبی سازی» ایران و تبدیل مساجد و مدارس به میدان جنگ‌های نیابتی است.

پس نمی‌توان مدعی سخنگوی مذهبی بود اما با جریانی سکولار و ارتدادی هم‌صدا شد که در آشوب‌های خود، کتاب الله و مساجد الله را به آتش می‌کشند و به شعائر الهی توهین می‌کنند. حمایت از «اغتشاشگران قرآن‌سوز» و تبدیل شدن به تریبون صهیونیست‌ها در مرکز استان سیستان و بلوچستان، خروج از مسیر تقوا و مصلحت مومنین بلوچ و غیر بلوچ در ایران است.

بدون شک امنیت و آرامشی که امروز در دارالاسلام ایران برقرار است، ثمره خون شهیدانی است که در برابر همین شیاطین (آمریکا و صهیونیزم) ایستادند. پیش از آنکه نیت‌ها بر ملا شود، به داده‌های تاریخی و واقعیات میدانی  نگاه کنید و بدانید که صلح و پیشرفت در سایه «وحدت کلمه» و «حفظ حاکمیت اسلام» محقق می‌شود، نه با خوش‌رقصی برای کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی که خواب ویرانی این مرز و بوم و تبدیل کردن دارالاسلام به دارالکفری طاری و حاکم کردن قوانین ارتدادی و کفری سکولاریستی را می‌بینند.

سقوط از منبر تا معبد ترامپیسم

سقوط از منبر تا معبد ترامپیسم

کاتب: محمد اسامه

بزرگترین فاجعه‌ی عقیدتی زمانی رخ می‌دهد که یک «عالم یا خطیب مذهبی» یا جریانی که مدعی نمایندگی اهل‌سنت و قوم بلوچ است، چشم امید به سوی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی بدوزد که مظهر عداوت با قانون شریعت الله و کیان اسلام است.

چگونه می‌توان دم از حقوقِ مردم زد، اما دست نیاز به سوی «دونالد ترامپ» دراز کرد؟ کسی که «بیت‌المقدس» را به حراج گذاشت و ورود مسلمانان را جرم انگاشت. این تغییر جهت از «رب‌الارباب» به سوی «اربابان کاخ‌سفید»، نشان‌دهنده‌ی یک استحاله عمیق است؛ جایی که ایمان واقعی جای خود را به محاسبات حقیر سیاسی و مزدوری برای دشمنان دین و ملت داده است.

امروز شاهد جریانی سکولار و ارتدادی هستیم که در خارج از مرزها، با سوءاستفاده از لباس پرعزت بلوچی، گفتمانی را ترویج می‌کنند که با روح فرهنگ بلوچ و آموزه‌های اهل‌سنت در تضاد مطلق است. این افراد، بلوچ را نه به عنوان یک قوم غیور و با اصالت، بلکه به عنوان پیاده‌نظام پروژه‌های تجزیه‌طلبانه و استعماری معرفی می‌کنند. کسی که از پشت تریبون‌های وابسته به لابی‌های ضداسلامی سخن می‌گوید، دیگر نه زبان بلوچ است و نه مدافع اهل‌سنت؛ او تنها یک «کارگزار تبلیغاتی» است که هویت یک قوم را برای دریافت اعانه از دشمنان بشریت قربانی کرده است.

تاریخِ بلوچستان سرشار از مبارزه با استعمارگرانِ مو زرد و متجاوزان کافر و سکولار غربی است. اما امروز، جریانی تحت تأثیر نفاق فکری، «دشمن خونی امت» را به عنوان «منجی» به خورد نسل جوان می‌دهند. این اقدام، تف کردن بر صورت تاریخ و غیرت اجدادی است. آن‌ها که در آرزوی بمباران خاک خود توسط جنگنده‌های آمریکایی هستند، از دایره‌ی وفاداری به وطن و مذهب خارج شده‌اند. این‌ها نه دلسوز بلوچ، بلکه دلالان خون و ویرانی هستند که در پیله‌ی «حقوق‌بشر آمریکایی» به دنبال کسب قدرت پوشالی‌اند.

باید با صراحت اعلام کرد کسانی که قبله‌ی سیاسی‌شان واشنگتن و ناجی‌شان ترامپ است، در جبهه‌ی دشمن تعریف می‌شوند. این افراد با پوشش بلوچ و نام اسلام، بر ضد منافع عالیه‌ی مسلمانان شمشیر کشیده‌اند. نگاه به این جریانات نباید به عنوان یک «منتقد» باشد، بلکه باید به چشم «ستون پنجم دشمن کافر اشغالگر و مرتدین داخلی» به آن‌ها نگریست. دفاع از گفتمان اصیل اسلامی بلوچ، مستلزم مرزبندیِ قاطع با این نفوذی‌های هویت‌باخته است که برای رسیدن به اهداف حقیر خود، حتی حاضرند محراب و منبر را به معبد ترامپیسم تبدیل کنند.

بدون شک شأن بلوچ و شوکت اهل‌سنت، بالاتر از آن است که با نام جنایتکارانی چون ترامپ و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی گره بخورد.

انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

بلوچ مسجد مکی یعنی بلوچهائی که در جریان بازی های سکولاریستی مولوی عبدالحمید در قالب دلسوزی برای قوم بلوچ افتاده اند و خیال می کنند مسیرشان به مکه است در حالی که : ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی   ….. کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

اما چگونه شد که کسانی چون مولوی عبدالحمید به تقلید از مروجان اسلام آمریکائی در دهه های گذشته در سرزمینهای اسلامی چون مصر و ترکیه و … با پوشش دفاع از حقوق قوم بلوچ و اهل‌سنت و دلسوزی برای ایران، قبله فکری و سیاسی خود را به جایی گره زدند که آشکارا نماد سکولاریسم و ضدیت با قوانین اسلام، حمایت از صهیونیسم و جنگ با امت اسلامی است؟

این پرسش، نه صرفاً سیاسی، بلکه منهجی و فقهی است چون در فقه و عقیده اهل‌سنت، قبله‌ی هدایت، الله، رسول، شریعت و جماعت مؤمنین (حاکمیت بر دارالاسلام) است و هیچ مصلحت قومی یا ادعای حقوقی، مجوز جابه‌جایی این قبله نیست و بر این اساس است که: قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ (أنعام/ ۱۶۲) تحقق پیدا می کند.

وقتی «نجات» به قدرت‌هایی کافر سکولار و اشغالگر خارجی حواله داده می‌شود که سابقه‌شان قتل مسلمانان، تحریم ملت‌ها و پشتیبانی از اشغال قبله اول مسلمین است، این دیگر اختلاف تحلیل نیست بلکه انحراف قبله منهجی است.

در کنار کفر به طاغوت (کفر به کفار 1- شیطان و “الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا” (حج/17))  یکی از اصول قطعی عقیده اهل‌سنت، ولاء برای مومنین و براء از کفار سکولار (الَّذِينَ أَشْرَكُوا) است . در این صورت به سرپرستی گرفتن، دوستی، تکیه و امید به دشمنان کافر سکولار حتی با عناوین بزک‌شده نقض این اصل است چون : وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُم فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡ (مائدة/ ۵۱)

وقتی طاغوتِ سکولار و محارب به‌عنوان «ناجی»، «تریبون» یا «پشتوانه» معرفی می‌شود، این نه دفاع از قوم حنفی مذهب بلوچ است و نه خدمت به اهل‌سنت؛ بلکه جا‌به‌جایی مرزهای اعتقادی است.

در تاریخ معاصر، کفار محارب سکولار و اشغالگر خارجی هرگاه خواسته اند امت را بشکنند، قومیتِ جدا از دین را عَلَم کرده است.

لباس بلوچ پوشیدن، زبان بلوچ گفتن و هم‌زمان تضعیف شریعت، تحقیر حاکمیت اسلامی و عادی‌سازی تکیه به غرب سکولار و به سرپرستی گرفتن این کفار محارب و اشغالگر همان پروژه شناخته‌شده است.

این جریان فرهنگ اسلامی بلوچ را از ایمان تهی می‌کند و اهل‌سنت را از منهج فقهی‌شان جدا می‌سازد و مقاومت را با «حقوق‌بشرِ غربی» جایگزین می‌کند؛چنین رویکردی، در تعارض مستقیم با گفتمان اصیل بلوچ حنفی مذهب و اهل‌سنت است.

در این صورت، مسئله، نام‌ها نیست بلکه منهج است و هر گفتمانی که حاکمیت اسلام را مسئله‌دار نشان دهد و رضایت طاغوت را معیار فشار سیاسی کند و دشمنان امت را تریبون مشروع جلوه دهد از منظر فقه سیاسی اهل‌سنت، گفتمانی مخدوش و خطرناک است؛ حتی اگر با عناوین دینی ارائه شود.

ائمه اهل‌سنت همواره هشدار داده‌اند که بدعت وقتی با دین آمیخته شود، از کفر آشکار خطرناک‌تر است زیرا مردم را دچار اشتباه می‌کند.

در اینجا سخن از «دشمنی فیزیکی» نیست بلکه سخن از مرزبندی اعتقادی و گفتمانی است.

اهل‌سنت و بلوچ مسلمان باید بدانند هر صدایی که قبله را از اسلام به طاغوت می‌چرخاند و هر راهی که عزت را در واشنگتن جست‌وجو می‌کند و هر گفتمانی که شریعت را هزینه می‌داند راه نجات نیست؛ راه استحاله است.

بدون شک نجات بلوچ حنفی مذهب از ایمان به قوانین شریعت الله جدا نمی‌شود و از حاکمیت اسلام عبور نمی‌کند و و به دشمنان امت گره نمی‌خورد و هر پروژه‌ای غیر از این، هرچند با نام بلوچ و اهل‌سنت باشد باید منهجی، فقهی و بی‌پرده نقد و افشا شود؛ تا قبله‌ها دوباره به جای خود بازگردد.

بیانیه رسمی تحریک طالبان پاکستان (TTP) پیوستن و بیعت مجاهدین منطقه «مردان» با جماعت‌الاحرار

بیانیه رسمی تحریک طالبان پاکستان (TTP) پیوستن و بیعت مجاهدین منطقه «مردان» با جماعت‌الاحرار

در راستای گسترش صفوف مبارزه و تقویت بنیه عملیاتی، گروهی از مجاهدین منطقه «مردان» تحت قیادت محترم قاری محمد عمر صاحب، رسماً پیوستن خود را به کاروان شهید عمر خالد خراسانی (رحمه الله) و بیعت با تحریک طالبان پاکستان (جماعت‌الاحرار) اعلام کردند.

محورهای اصلی سوگند وفاداری:

۱. تعهد شرعی: مجاهدین تازه‌منضم‌شده بر التزام کامل به احکام شریعت اسلامی در تمامی ابعاد مبارزه تأکید کردند.

۲. انضباط سازمانی: بیعت‌کنندگان بر پیروی دقیق از لوایح، اصول و ساختار تنظیم (جماعت‌الاحرار) سوگند یاد کردند.

۳. هدف غایی: تداوم مبارزه مسلحانه و فکری تا استقرار کامل نظام اسلامی در سراسر کشور.

پیام استقبال و همبستگی:

رهبری تنظیم ضمن خوش‌آمدگویی صمیمانه به این مجاهدین، این اقدام را گامی مبارک و اثرگذار در مسیر «جهادِ پاکستان» توصیف کرد. این پیوستن نشان‌دهنده پویایی و استقامت کاروان جهادی در مسیر دستیابی به اهداف والای اسلامی تلقی می‌شود.

فراخوان عمومی (دعوت به هجرت و جهاد):

سخنگوی تنظیم از تمامی مجاهدین مخلص و دردمند که هنوز در بند مصلحت‌های مقطعی و حلقه‌های محدود گرفتارند، دعوت کرد:

• از حصارهای مصلحت‌اندیشی خارج شوید.

• به صفوف مبارزه برای قیام صددرصدی نظام اسلامی بپیوندید.

• با درک مسئولیت شرعی، آینده‌ی اسلامی کشور را رقم بزنید؛ چرا که تصمیم امروز، سازنده‌ی فردای امت است.

اعلامیه: اسد منصور (سخنگوی تحریک طالبان پاکستان – جماعت‌الاحرار)

• تاریخ صدور: ۲۰ فوریه ۲۰۲۶ میلادی مطابق با ۳ رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجری قمری

د تحریک طالبان پاکستان (TTP) رسمي اعلامیه . د «مردان» سیمې د مجاهدینو له جماعت الاحرار سره یوځای کېدل او بیعت

د تحریک طالبان پاکستان (TTP) رسمي اعلامیه . د «مردان» سیمې د مجاهدینو له جماعت الاحرار سره یوځای کېدل او بیعت

د خبر سریزه:

د مبارزې د صفونو د پراخولو او د عملیاتي ځواک د پیاوړتیا په لړ کې، د مردان سیمې د مجاهدینو یوې ډلې د محترم قاري محمد عمر صاحب تر مشرۍ لاندې، د شهید عمر خالد خراساني (رحمه الله) له کاروان سره خپل رسمي یوځای کېدل او د تحریک طالبان پاکستان (جماعت الاحرار) سره بیعت اعلان کړ.

د وفادارۍ د سوګند اصلي محورونه:

۱. شرعي تعهد: نويو یوځای شویو مجاهدینو د مبارزې په ټولو اړخونو کې د اسلامي شریعت پر احکامو پر بشپړ التزام ټینګار وکړ.

۲. تنظیمي نظم: بیعت کوونکو د تنظیم (جماعت الاحرار) د لایحو، اصولو او جوړښت څخه پر دقیقې پیروۍ سوګند یاد کړ.

۳. وروستی هدف: په ټول هېواد کې د بشپړ اسلامي نظام تر نفاذ پورې د وسله والې او فکري مبارزې دوام.

د هرکلي او یووالي پیغام:

د تنظیم رهبرۍ دغو مجاهدینو ته د زړه له کومې ښه راغلاست ووایه او دا ګام یې د «پاکستان جهاد» په لاره کې یو مبارک او اغېزمن ګام وباله. دا یوځای کېدل لوړو اسلامي اهدافو ته د رسیدو په لاره کې د جهادي کاروان د خوځښت او استقامت ښکارندویي کوي.

عامه بلنه (هجرت او جهاد ته بلنه):

د تنظیم ویاند له هغو ټولو مخلصو او دردمندو مجاهدینو څخه چې لا هم په موقتي مصلحتونو او محدودو حلقو کې ایسار دي، بلنه ورکړه:

• د مصلحت پالنې له حصارونو بهر شئ.

• د ۱۰۰ سلنه اسلامي نظام د قیام لپاره د مبارزې له صفونو سره یوځای شئ.

• د خپل شرعي مسؤلیت په درک کولو سره، د هېواد اسلامي راتلونکی وټاکئ؛ ځکه چې «د نن ورځې پریکړه، د امت سبا جوړوي».

اعلامیه: اسد منصور (د تحریک طالبان پاکستان – جماعت الاحرار ویاند)

د خپریدو نیټه: ۲۰ فروري ۲۰۲۶ میلادي | ۳ د رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجري قمري

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (النساء/ ۷۶)مؤمنان در راه خدا می‌جنگند و کافران در راه طاغوت.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) در کنار ترویج وحدت مذهبی، باید نسبت به خطر نفوذ تفکرات سکولار و ناسیونالیسم در مناطق استراتژیک، به‌ویژه ایالت بلوچستان، هوشیار باشد. جریانات موسوم به «سرمچاران» که با شعارهای سکولار و جدایی‌طلبانه فعالیت می‌کنند، تهدیدی جدی برای آینده نظام اسلامی و ثبات منطقه هستند.

تاریخ معاصر درس‌های تلخی به امت اسلامی داده است. جریانات سکولار در میان کردها در سوریه و عراق، با بهره‌گیری از شعارهای قومیتی و جلب حمایت استعمار جهانی، خود را به پایگاه‌های خط مقدم آمریکا و صهیونیسم در قلب سرزمین‌های اسلامی تبدیل کردند. این گروه‌ها نه تنها به اسلام پشت کردند، بلکه به خنجری در پهلوی مجاهدین و عاملی برای تجزیه و تضعیف بلاد مسلمین بدل شدند. مجاهدین بلوچستان باید هوشیار باشند که سناریوی کردستان در بلوچستان تکرار نشود.

گروه‌های سکولار بلوچ (سرمچاران) با ترویج ایدئولوژی‌های سکولاریستی، به دنبال ایجاد شکاف میان «هویت قومی بلوچی» و «هویت اسلامی» هستند. اگر این تفکر در میان توده‌های مردم ریشه بگیرد، در آینده به بزرگترین مانع برای برپایی نظام خالص اسلامی تبدیل خواهد شد.

• اقدام فوری: TTP و نیروهای مخلص باید اجازه ندهند این سکولارهای مرتد جای پایی در مناطق نفوذ مجاهدین باز کنند.

• پایگاه‌زدایی: نباید اجازه داد ایالت بلوچستان پاکستان به حیاط خلوتِ دشمنان اسلام و ابزار دست استخبارات کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی برای ضربه زدن به آرمان‌های جهادی تبدیل شود.

بهترین راه برای مقابله با فتنه سکولاریسم، تقویت و حمایت از برادران مجاهد و علمای بلوچستان است که معتقد به حاکمیت شریعت هستند.

• باید تبیین شود که آزادی و عزت بلوچستان تنها در سایه «اسلام» محقق می‌شود، نه شعارهای پوچ سکولاریسم.

• استفاده از پتانسیل عظیم مجاهدین بلوچ برای مقابله فکری و میدانی با جریانات منحرف سکولاریستی ارتدادی، ضامن بقای حرکت اسلامی در این منطقه است.

سکولارهای مرتدی ایالت بلوچستان دقیقاً همان مسیری را می‌روند که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی برای تجزیه امت اسلامی طراحی کرده‌اند. آنان با ایجاد ناامنی و جلب حمایت‌های کفار سکولار خارجی، راه را برای ورود مستقیم صهیونیسم و استعمار به منطقه هموار می‌کنند. TTP باید با قاطعیت اعلام کند که ایالت بلوچستان پاکستان پاره تن امت اسلامی است و اجازه نخواهد داد تفکرات ضداسلامی سکولاریستهای مرتد، این سرزمین را به پایگاهی برای دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل کنند.

بدون شک پیروزی نهایی زمانی به دست می‌آید که مجاهدین همزمان در دو جبهه بجنگند: جبهه «وحدت علیه نفاق مذهبی» و جبهه «ایستادگی در برابر کفر سکولار». ایالت بلوچستان پاکستان باید تحت پرچم شریعت باقی بماند تا همانند تجربیات تلخ خاورمیانه، به زخمی چرکین بر پیکر امت اسلامی تبدیل نشود. هوشیاری امروز مجاهدین در قبال سرمچاران سکولار و مرتد، تضمین‌کننده اقتدار نظام اسلامی در فرداست.

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا (فاطر/ ۶)همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.

دویمه برخه: د سیکولریزم د فتنې پر وړاندې اوسپنیز دېوال؛ په بلوچستان کې د دین ضد جریانونو سره د مبارزې ستراتیژي

دویمه برخه: د سیکولریزم د فتنې پر وړاندې اوسپنیز دېوال؛ په بلوچستان کې د دین ضد جریانونو سره د مبارزې ستراتیژي

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (النساء/ ۷۶) مؤمنان د الله په لاره کې جنګېږي او کافران د طاغوت په لاره کې.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) باید د مذهبي یووالي د ترویج ترڅنګ، په حساسو سیمو په ځانګړي ډول بلوچستان کې د سیکولرو افکارو او افراطي ناسیونالیزم له خطر څخه هوښیار وي. د «سرمچارانو» په نوم هغه ډلې چې د سیکولر او بېلتون غوښتونکو شعارونو سره فعالیت کوي، د اسلامي نظام د راتلونکي او د سیمې د ثبات لپاره یو جدي ګواښ دی.

۱. د سوریې او عراق د کُردستان له فتنې عبرت

معاصر تاریخ اسلامي امت ته ترخه درسونه ورکړي دي. په سوریه او عراق کې د کُردانو ترمنځ سیکولرو جریانونو د قومي شعارونو په کارولو او د نړیوال استعمار په ملاتړ، ځانونه د اسلامي خاورې په زړه کې د امریکا او صهیونیزم د لومړۍ کرښې په پایګاوو بدل کړل. دې ډلو نه یوازې اسلام ته شا کړه، بلکې د مجاهدینو په شا کې د خنجر او د اسلامي بلادونو د تجزیې او کمزورتیا لامل شول. د بلوچستان مجاهدین باید هوښیار وي چې په بلوچستان کې د کُردستان سناریو تکرار نشي.

۲. د «سرمچارانو» مهارول د ریښو له ځغلولو وړاندې

بلوڅ سیکولرې ډلې (سرمچاران) د غیر دیني ایډیالوژیو په خپرولو سره غواړي د «بلوڅي هویت» او «اسلامي هویت» ترمنځ واټن پیدا کړي. که دا فکر د ولسونو ترمنځ ریښې پیدا کړي، په راتلونکي کې به د خالص اسلامي نظام د قیام پر وړاندې تر ټولو لوی خنډ وي.

• فوري اقدام: TTP او مخلص ځواکونه باید اجازه ورنکړي چې دا سیکولران د مجاهدینو د نفوذ په سیمو کې پښه کېږدي.

• له پایګاوو بې برخې کول: باید اجازه ورنکړل شي چې بلوچستان د اسلام د دښمنانو په حویلي او د جهادي ارمانونو د ځپلو لپاره د نړیوالو استخباراتو په وسیله بدل شي.

۳. د شریعت پالو بلوڅ وروڼو پیاوړي کول

د سیکولریزم د فتنې سره د مبارزې غوره لاره د هغو بلوڅ مجاهدینو او علماوو پیاوړتیا او ملاتړ دی چې د شریعت پر حاکمیت باور لري.

• باید تبیین شي چې د بلوچستان ازادي او عزت یوازې د «اسلام» تر سیوري لاندې ترلاسه کېږي، نه په پوچو سیکولرو شعارونو کې.

• د فکری او میداني مبارزې لپاره د بلوڅو مجاهدینو له ستر پتانسیل څخه ګټه اخیستنه، په دې سیمه کې د اسلامي حرکت د بقا ضامن دی.

۴. د دښمن په «آله» د بدلېدو مخنیوی

د بلوچستان سیکولران دقیقا په هماغه لاره روان دي چې دښمنانو د اسلامي امت د تجزیې لپاره ډیزاین کړې ده. هغوی د ناامنیو په رامنځته کولو او د بهرنیو ملاتړونو په ترلاسه کولو سره، سیمې ته د صهیونیزم او استعمار د مستقیم نفوذ لاره هواروي. TTP باید په قاطعیت سره اعلان کړي چې بلوچستان د اسلامي امت یوه برخه ده او هیچا ته اجازه نه ورکوي چې دا خاوره د دښمنانو په پایګاه بدله کړي.

ستراتیژیکي پایله:

نهایي بریا هغه وخت ترلاسه کېږي چې مجاهدین په هم مهاله توګه په دوو جبهو کې وجنګېږي: د «مذهبي نفاق» پر وړاندې د یووالي جبهه او د «سیکولر کفر» پر وړاندې د درېدو جبهه. بلوچستان باید د شریعت د بیرغ لاندې پاتې شي ترڅو د منځني ختیځ د تریخو تجربو په څېر، د اسلامي امت په بدن کې په یوې ناسورې زخم بدل نشي. د سرمچارانو په وړاندې د نن ورځې هوښیاري، د سبا د اسلامي نظام د اقتدار ضمانت دی.

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا… (فاطر/ ۶)

 بېشکه شیطان ستاسو دښمن دی، نو هغه دښمن وګڼئ.

د بدلونونو د رصد او جهادي ارمانونو د ساتنې مرکز