سقوط از منبر تا معبد ترامپیسم

سقوط از منبر تا معبد ترامپیسم

کاتب: محمد اسامه

بزرگترین فاجعه‌ی عقیدتی زمانی رخ می‌دهد که یک «عالم یا خطیب مذهبی» یا جریانی که مدعی نمایندگی اهل‌سنت و قوم بلوچ است، چشم امید به سوی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی بدوزد که مظهر عداوت با قانون شریعت الله و کیان اسلام است.

چگونه می‌توان دم از حقوقِ مردم زد، اما دست نیاز به سوی «دونالد ترامپ» دراز کرد؟ کسی که «بیت‌المقدس» را به حراج گذاشت و ورود مسلمانان را جرم انگاشت. این تغییر جهت از «رب‌الارباب» به سوی «اربابان کاخ‌سفید»، نشان‌دهنده‌ی یک استحاله عمیق است؛ جایی که ایمان واقعی جای خود را به محاسبات حقیر سیاسی و مزدوری برای دشمنان دین و ملت داده است.

امروز شاهد جریانی سکولار و ارتدادی هستیم که در خارج از مرزها، با سوءاستفاده از لباس پرعزت بلوچی، گفتمانی را ترویج می‌کنند که با روح فرهنگ بلوچ و آموزه‌های اهل‌سنت در تضاد مطلق است. این افراد، بلوچ را نه به عنوان یک قوم غیور و با اصالت، بلکه به عنوان پیاده‌نظام پروژه‌های تجزیه‌طلبانه و استعماری معرفی می‌کنند. کسی که از پشت تریبون‌های وابسته به لابی‌های ضداسلامی سخن می‌گوید، دیگر نه زبان بلوچ است و نه مدافع اهل‌سنت؛ او تنها یک «کارگزار تبلیغاتی» است که هویت یک قوم را برای دریافت اعانه از دشمنان بشریت قربانی کرده است.

تاریخِ بلوچستان سرشار از مبارزه با استعمارگرانِ مو زرد و متجاوزان کافر و سکولار غربی است. اما امروز، جریانی تحت تأثیر نفاق فکری، «دشمن خونی امت» را به عنوان «منجی» به خورد نسل جوان می‌دهند. این اقدام، تف کردن بر صورت تاریخ و غیرت اجدادی است. آن‌ها که در آرزوی بمباران خاک خود توسط جنگنده‌های آمریکایی هستند، از دایره‌ی وفاداری به وطن و مذهب خارج شده‌اند. این‌ها نه دلسوز بلوچ، بلکه دلالان خون و ویرانی هستند که در پیله‌ی «حقوق‌بشر آمریکایی» به دنبال کسب قدرت پوشالی‌اند.

باید با صراحت اعلام کرد کسانی که قبله‌ی سیاسی‌شان واشنگتن و ناجی‌شان ترامپ است، در جبهه‌ی دشمن تعریف می‌شوند. این افراد با پوشش بلوچ و نام اسلام، بر ضد منافع عالیه‌ی مسلمانان شمشیر کشیده‌اند. نگاه به این جریانات نباید به عنوان یک «منتقد» باشد، بلکه باید به چشم «ستون پنجم دشمن کافر اشغالگر و مرتدین داخلی» به آن‌ها نگریست. دفاع از گفتمان اصیل اسلامی بلوچ، مستلزم مرزبندیِ قاطع با این نفوذی‌های هویت‌باخته است که برای رسیدن به اهداف حقیر خود، حتی حاضرند محراب و منبر را به معبد ترامپیسم تبدیل کنند.

بدون شک شأن بلوچ و شوکت اهل‌سنت، بالاتر از آن است که با نام جنایتکارانی چون ترامپ و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی گره بخورد.

انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

بلوچ مسجد مکی یعنی بلوچهائی که در جریان بازی های سکولاریستی مولوی عبدالحمید در قالب دلسوزی برای قوم بلوچ افتاده اند و خیال می کنند مسیرشان به مکه است در حالی که : ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی   ….. کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

اما چگونه شد که کسانی چون مولوی عبدالحمید به تقلید از مروجان اسلام آمریکائی در دهه های گذشته در سرزمینهای اسلامی چون مصر و ترکیه و … با پوشش دفاع از حقوق قوم بلوچ و اهل‌سنت و دلسوزی برای ایران، قبله فکری و سیاسی خود را به جایی گره زدند که آشکارا نماد سکولاریسم و ضدیت با قوانین اسلام، حمایت از صهیونیسم و جنگ با امت اسلامی است؟

این پرسش، نه صرفاً سیاسی، بلکه منهجی و فقهی است چون در فقه و عقیده اهل‌سنت، قبله‌ی هدایت، الله، رسول، شریعت و جماعت مؤمنین (حاکمیت بر دارالاسلام) است و هیچ مصلحت قومی یا ادعای حقوقی، مجوز جابه‌جایی این قبله نیست و بر این اساس است که: قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ (أنعام/ ۱۶۲) تحقق پیدا می کند.

وقتی «نجات» به قدرت‌هایی کافر سکولار و اشغالگر خارجی حواله داده می‌شود که سابقه‌شان قتل مسلمانان، تحریم ملت‌ها و پشتیبانی از اشغال قبله اول مسلمین است، این دیگر اختلاف تحلیل نیست بلکه انحراف قبله منهجی است.

در کنار کفر به طاغوت (کفر به کفار 1- شیطان و “الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا” (حج/17))  یکی از اصول قطعی عقیده اهل‌سنت، ولاء برای مومنین و براء از کفار سکولار (الَّذِينَ أَشْرَكُوا) است . در این صورت به سرپرستی گرفتن، دوستی، تکیه و امید به دشمنان کافر سکولار حتی با عناوین بزک‌شده نقض این اصل است چون : وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُم فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡ (مائدة/ ۵۱)

وقتی طاغوتِ سکولار و محارب به‌عنوان «ناجی»، «تریبون» یا «پشتوانه» معرفی می‌شود، این نه دفاع از قوم حنفی مذهب بلوچ است و نه خدمت به اهل‌سنت؛ بلکه جا‌به‌جایی مرزهای اعتقادی است.

در تاریخ معاصر، کفار محارب سکولار و اشغالگر خارجی هرگاه خواسته اند امت را بشکنند، قومیتِ جدا از دین را عَلَم کرده است.

لباس بلوچ پوشیدن، زبان بلوچ گفتن و هم‌زمان تضعیف شریعت، تحقیر حاکمیت اسلامی و عادی‌سازی تکیه به غرب سکولار و به سرپرستی گرفتن این کفار محارب و اشغالگر همان پروژه شناخته‌شده است.

این جریان فرهنگ اسلامی بلوچ را از ایمان تهی می‌کند و اهل‌سنت را از منهج فقهی‌شان جدا می‌سازد و مقاومت را با «حقوق‌بشرِ غربی» جایگزین می‌کند؛چنین رویکردی، در تعارض مستقیم با گفتمان اصیل بلوچ حنفی مذهب و اهل‌سنت است.

در این صورت، مسئله، نام‌ها نیست بلکه منهج است و هر گفتمانی که حاکمیت اسلام را مسئله‌دار نشان دهد و رضایت طاغوت را معیار فشار سیاسی کند و دشمنان امت را تریبون مشروع جلوه دهد از منظر فقه سیاسی اهل‌سنت، گفتمانی مخدوش و خطرناک است؛ حتی اگر با عناوین دینی ارائه شود.

ائمه اهل‌سنت همواره هشدار داده‌اند که بدعت وقتی با دین آمیخته شود، از کفر آشکار خطرناک‌تر است زیرا مردم را دچار اشتباه می‌کند.

در اینجا سخن از «دشمنی فیزیکی» نیست بلکه سخن از مرزبندی اعتقادی و گفتمانی است.

اهل‌سنت و بلوچ مسلمان باید بدانند هر صدایی که قبله را از اسلام به طاغوت می‌چرخاند و هر راهی که عزت را در واشنگتن جست‌وجو می‌کند و هر گفتمانی که شریعت را هزینه می‌داند راه نجات نیست؛ راه استحاله است.

بدون شک نجات بلوچ حنفی مذهب از ایمان به قوانین شریعت الله جدا نمی‌شود و از حاکمیت اسلام عبور نمی‌کند و و به دشمنان امت گره نمی‌خورد و هر پروژه‌ای غیر از این، هرچند با نام بلوچ و اهل‌سنت باشد باید منهجی، فقهی و بی‌پرده نقد و افشا شود؛ تا قبله‌ها دوباره به جای خود بازگردد.

بیانیه رسمی تحریک طالبان پاکستان (TTP) پیوستن و بیعت مجاهدین منطقه «مردان» با جماعت‌الاحرار

بیانیه رسمی تحریک طالبان پاکستان (TTP) پیوستن و بیعت مجاهدین منطقه «مردان» با جماعت‌الاحرار

در راستای گسترش صفوف مبارزه و تقویت بنیه عملیاتی، گروهی از مجاهدین منطقه «مردان» تحت قیادت محترم قاری محمد عمر صاحب، رسماً پیوستن خود را به کاروان شهید عمر خالد خراسانی (رحمه الله) و بیعت با تحریک طالبان پاکستان (جماعت‌الاحرار) اعلام کردند.

محورهای اصلی سوگند وفاداری:

۱. تعهد شرعی: مجاهدین تازه‌منضم‌شده بر التزام کامل به احکام شریعت اسلامی در تمامی ابعاد مبارزه تأکید کردند.

۲. انضباط سازمانی: بیعت‌کنندگان بر پیروی دقیق از لوایح، اصول و ساختار تنظیم (جماعت‌الاحرار) سوگند یاد کردند.

۳. هدف غایی: تداوم مبارزه مسلحانه و فکری تا استقرار کامل نظام اسلامی در سراسر کشور.

پیام استقبال و همبستگی:

رهبری تنظیم ضمن خوش‌آمدگویی صمیمانه به این مجاهدین، این اقدام را گامی مبارک و اثرگذار در مسیر «جهادِ پاکستان» توصیف کرد. این پیوستن نشان‌دهنده پویایی و استقامت کاروان جهادی در مسیر دستیابی به اهداف والای اسلامی تلقی می‌شود.

فراخوان عمومی (دعوت به هجرت و جهاد):

سخنگوی تنظیم از تمامی مجاهدین مخلص و دردمند که هنوز در بند مصلحت‌های مقطعی و حلقه‌های محدود گرفتارند، دعوت کرد:

• از حصارهای مصلحت‌اندیشی خارج شوید.

• به صفوف مبارزه برای قیام صددرصدی نظام اسلامی بپیوندید.

• با درک مسئولیت شرعی، آینده‌ی اسلامی کشور را رقم بزنید؛ چرا که تصمیم امروز، سازنده‌ی فردای امت است.

اعلامیه: اسد منصور (سخنگوی تحریک طالبان پاکستان – جماعت‌الاحرار)

• تاریخ صدور: ۲۰ فوریه ۲۰۲۶ میلادی مطابق با ۳ رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجری قمری

د تحریک طالبان پاکستان (TTP) رسمي اعلامیه . د «مردان» سیمې د مجاهدینو له جماعت الاحرار سره یوځای کېدل او بیعت

د تحریک طالبان پاکستان (TTP) رسمي اعلامیه . د «مردان» سیمې د مجاهدینو له جماعت الاحرار سره یوځای کېدل او بیعت

د خبر سریزه:

د مبارزې د صفونو د پراخولو او د عملیاتي ځواک د پیاوړتیا په لړ کې، د مردان سیمې د مجاهدینو یوې ډلې د محترم قاري محمد عمر صاحب تر مشرۍ لاندې، د شهید عمر خالد خراساني (رحمه الله) له کاروان سره خپل رسمي یوځای کېدل او د تحریک طالبان پاکستان (جماعت الاحرار) سره بیعت اعلان کړ.

د وفادارۍ د سوګند اصلي محورونه:

۱. شرعي تعهد: نويو یوځای شویو مجاهدینو د مبارزې په ټولو اړخونو کې د اسلامي شریعت پر احکامو پر بشپړ التزام ټینګار وکړ.

۲. تنظیمي نظم: بیعت کوونکو د تنظیم (جماعت الاحرار) د لایحو، اصولو او جوړښت څخه پر دقیقې پیروۍ سوګند یاد کړ.

۳. وروستی هدف: په ټول هېواد کې د بشپړ اسلامي نظام تر نفاذ پورې د وسله والې او فکري مبارزې دوام.

د هرکلي او یووالي پیغام:

د تنظیم رهبرۍ دغو مجاهدینو ته د زړه له کومې ښه راغلاست ووایه او دا ګام یې د «پاکستان جهاد» په لاره کې یو مبارک او اغېزمن ګام وباله. دا یوځای کېدل لوړو اسلامي اهدافو ته د رسیدو په لاره کې د جهادي کاروان د خوځښت او استقامت ښکارندویي کوي.

عامه بلنه (هجرت او جهاد ته بلنه):

د تنظیم ویاند له هغو ټولو مخلصو او دردمندو مجاهدینو څخه چې لا هم په موقتي مصلحتونو او محدودو حلقو کې ایسار دي، بلنه ورکړه:

• د مصلحت پالنې له حصارونو بهر شئ.

• د ۱۰۰ سلنه اسلامي نظام د قیام لپاره د مبارزې له صفونو سره یوځای شئ.

• د خپل شرعي مسؤلیت په درک کولو سره، د هېواد اسلامي راتلونکی وټاکئ؛ ځکه چې «د نن ورځې پریکړه، د امت سبا جوړوي».

اعلامیه: اسد منصور (د تحریک طالبان پاکستان – جماعت الاحرار ویاند)

د خپریدو نیټه: ۲۰ فروري ۲۰۲۶ میلادي | ۳ د رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجري قمري

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (النساء/ ۷۶)مؤمنان در راه خدا می‌جنگند و کافران در راه طاغوت.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) در کنار ترویج وحدت مذهبی، باید نسبت به خطر نفوذ تفکرات سکولار و ناسیونالیسم در مناطق استراتژیک، به‌ویژه ایالت بلوچستان، هوشیار باشد. جریانات موسوم به «سرمچاران» که با شعارهای سکولار و جدایی‌طلبانه فعالیت می‌کنند، تهدیدی جدی برای آینده نظام اسلامی و ثبات منطقه هستند.

تاریخ معاصر درس‌های تلخی به امت اسلامی داده است. جریانات سکولار در میان کردها در سوریه و عراق، با بهره‌گیری از شعارهای قومیتی و جلب حمایت استعمار جهانی، خود را به پایگاه‌های خط مقدم آمریکا و صهیونیسم در قلب سرزمین‌های اسلامی تبدیل کردند. این گروه‌ها نه تنها به اسلام پشت کردند، بلکه به خنجری در پهلوی مجاهدین و عاملی برای تجزیه و تضعیف بلاد مسلمین بدل شدند. مجاهدین بلوچستان باید هوشیار باشند که سناریوی کردستان در بلوچستان تکرار نشود.

گروه‌های سکولار بلوچ (سرمچاران) با ترویج ایدئولوژی‌های سکولاریستی، به دنبال ایجاد شکاف میان «هویت قومی بلوچی» و «هویت اسلامی» هستند. اگر این تفکر در میان توده‌های مردم ریشه بگیرد، در آینده به بزرگترین مانع برای برپایی نظام خالص اسلامی تبدیل خواهد شد.

• اقدام فوری: TTP و نیروهای مخلص باید اجازه ندهند این سکولارهای مرتد جای پایی در مناطق نفوذ مجاهدین باز کنند.

• پایگاه‌زدایی: نباید اجازه داد ایالت بلوچستان پاکستان به حیاط خلوتِ دشمنان اسلام و ابزار دست استخبارات کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی برای ضربه زدن به آرمان‌های جهادی تبدیل شود.

بهترین راه برای مقابله با فتنه سکولاریسم، تقویت و حمایت از برادران مجاهد و علمای بلوچستان است که معتقد به حاکمیت شریعت هستند.

• باید تبیین شود که آزادی و عزت بلوچستان تنها در سایه «اسلام» محقق می‌شود، نه شعارهای پوچ سکولاریسم.

• استفاده از پتانسیل عظیم مجاهدین بلوچ برای مقابله فکری و میدانی با جریانات منحرف سکولاریستی ارتدادی، ضامن بقای حرکت اسلامی در این منطقه است.

سکولارهای مرتدی ایالت بلوچستان دقیقاً همان مسیری را می‌روند که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی برای تجزیه امت اسلامی طراحی کرده‌اند. آنان با ایجاد ناامنی و جلب حمایت‌های کفار سکولار خارجی، راه را برای ورود مستقیم صهیونیسم و استعمار به منطقه هموار می‌کنند. TTP باید با قاطعیت اعلام کند که ایالت بلوچستان پاکستان پاره تن امت اسلامی است و اجازه نخواهد داد تفکرات ضداسلامی سکولاریستهای مرتد، این سرزمین را به پایگاهی برای دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل کنند.

بدون شک پیروزی نهایی زمانی به دست می‌آید که مجاهدین همزمان در دو جبهه بجنگند: جبهه «وحدت علیه نفاق مذهبی» و جبهه «ایستادگی در برابر کفر سکولار». ایالت بلوچستان پاکستان باید تحت پرچم شریعت باقی بماند تا همانند تجربیات تلخ خاورمیانه، به زخمی چرکین بر پیکر امت اسلامی تبدیل نشود. هوشیاری امروز مجاهدین در قبال سرمچاران سکولار و مرتد، تضمین‌کننده اقتدار نظام اسلامی در فرداست.

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا (فاطر/ ۶)همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.

دویمه برخه: د سیکولریزم د فتنې پر وړاندې اوسپنیز دېوال؛ په بلوچستان کې د دین ضد جریانونو سره د مبارزې ستراتیژي

دویمه برخه: د سیکولریزم د فتنې پر وړاندې اوسپنیز دېوال؛ په بلوچستان کې د دین ضد جریانونو سره د مبارزې ستراتیژي

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (النساء/ ۷۶) مؤمنان د الله په لاره کې جنګېږي او کافران د طاغوت په لاره کې.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) باید د مذهبي یووالي د ترویج ترڅنګ، په حساسو سیمو په ځانګړي ډول بلوچستان کې د سیکولرو افکارو او افراطي ناسیونالیزم له خطر څخه هوښیار وي. د «سرمچارانو» په نوم هغه ډلې چې د سیکولر او بېلتون غوښتونکو شعارونو سره فعالیت کوي، د اسلامي نظام د راتلونکي او د سیمې د ثبات لپاره یو جدي ګواښ دی.

۱. د سوریې او عراق د کُردستان له فتنې عبرت

معاصر تاریخ اسلامي امت ته ترخه درسونه ورکړي دي. په سوریه او عراق کې د کُردانو ترمنځ سیکولرو جریانونو د قومي شعارونو په کارولو او د نړیوال استعمار په ملاتړ، ځانونه د اسلامي خاورې په زړه کې د امریکا او صهیونیزم د لومړۍ کرښې په پایګاوو بدل کړل. دې ډلو نه یوازې اسلام ته شا کړه، بلکې د مجاهدینو په شا کې د خنجر او د اسلامي بلادونو د تجزیې او کمزورتیا لامل شول. د بلوچستان مجاهدین باید هوښیار وي چې په بلوچستان کې د کُردستان سناریو تکرار نشي.

۲. د «سرمچارانو» مهارول د ریښو له ځغلولو وړاندې

بلوڅ سیکولرې ډلې (سرمچاران) د غیر دیني ایډیالوژیو په خپرولو سره غواړي د «بلوڅي هویت» او «اسلامي هویت» ترمنځ واټن پیدا کړي. که دا فکر د ولسونو ترمنځ ریښې پیدا کړي، په راتلونکي کې به د خالص اسلامي نظام د قیام پر وړاندې تر ټولو لوی خنډ وي.

• فوري اقدام: TTP او مخلص ځواکونه باید اجازه ورنکړي چې دا سیکولران د مجاهدینو د نفوذ په سیمو کې پښه کېږدي.

• له پایګاوو بې برخې کول: باید اجازه ورنکړل شي چې بلوچستان د اسلام د دښمنانو په حویلي او د جهادي ارمانونو د ځپلو لپاره د نړیوالو استخباراتو په وسیله بدل شي.

۳. د شریعت پالو بلوڅ وروڼو پیاوړي کول

د سیکولریزم د فتنې سره د مبارزې غوره لاره د هغو بلوڅ مجاهدینو او علماوو پیاوړتیا او ملاتړ دی چې د شریعت پر حاکمیت باور لري.

• باید تبیین شي چې د بلوچستان ازادي او عزت یوازې د «اسلام» تر سیوري لاندې ترلاسه کېږي، نه په پوچو سیکولرو شعارونو کې.

• د فکری او میداني مبارزې لپاره د بلوڅو مجاهدینو له ستر پتانسیل څخه ګټه اخیستنه، په دې سیمه کې د اسلامي حرکت د بقا ضامن دی.

۴. د دښمن په «آله» د بدلېدو مخنیوی

د بلوچستان سیکولران دقیقا په هماغه لاره روان دي چې دښمنانو د اسلامي امت د تجزیې لپاره ډیزاین کړې ده. هغوی د ناامنیو په رامنځته کولو او د بهرنیو ملاتړونو په ترلاسه کولو سره، سیمې ته د صهیونیزم او استعمار د مستقیم نفوذ لاره هواروي. TTP باید په قاطعیت سره اعلان کړي چې بلوچستان د اسلامي امت یوه برخه ده او هیچا ته اجازه نه ورکوي چې دا خاوره د دښمنانو په پایګاه بدله کړي.

ستراتیژیکي پایله:

نهایي بریا هغه وخت ترلاسه کېږي چې مجاهدین په هم مهاله توګه په دوو جبهو کې وجنګېږي: د «مذهبي نفاق» پر وړاندې د یووالي جبهه او د «سیکولر کفر» پر وړاندې د درېدو جبهه. بلوچستان باید د شریعت د بیرغ لاندې پاتې شي ترڅو د منځني ختیځ د تریخو تجربو په څېر، د اسلامي امت په بدن کې په یوې ناسورې زخم بدل نشي. د سرمچارانو په وړاندې د نن ورځې هوښیاري، د سبا د اسلامي نظام د اقتدار ضمانت دی.

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا… (فاطر/ ۶)

 بېشکه شیطان ستاسو دښمن دی، نو هغه دښمن وګڼئ.

د بدلونونو د رصد او جهادي ارمانونو د ساتنې مرکز

ضرورت بازنگری راهبردی  در تهدید جریان‌های سکولار بلوچستان برای آینده جهاد طالبان پاکستان

ضرورت بازنگری راهبردی  در تهدید جریان‌های سکولار بلوچستان برای آینده جهاد طالبان پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در حالی که تمرکز اصلی اهل دعوت و جهاد در پاکستان بر سرنگونی حاکمان سکولار مرتد و دست‌نشانده در اسلام آباد  قرار گرفته است، نباید از غده سرطانی سکولاریستی دیگری که در رگ‌های ایالت بلوچستان در حال رشد است، غافل ماند. جریان‌های سکولار موسوم به «سرمچاران»، نه تنها تهدیدی برای امنیت عقیدتی مومنین، بلکه چالشی بنیادین برای برپایی نظام خالص اسلامی در آینده هستند.

تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان عقیدتی داخلی همچون مرتدین سکولار بومی همواره برای ایمان و دنیای مومنین خطرناک‌تر از دشمنان خارجی هستند. گروهک‌های سکولار سرمچار با ترویج ناسیونالیسم افراطی و سکولاریسم، در حال مسموم کردن ذهن و قلب جوانان بلوچ هستند. زیان این گروه‌های سکولار و مرتد  برای مردم مسلمان محلی ، به مراتب فراتر از ظلم‌های حاکمان اسلام آباد است؛ زیرا آن‌ها با زبان و ادبیات و فرهنگ مردم بومی، ریشه ایمان و هویت اسلامی جامعه را هدف قرار داده‌اند.

نگاهی به تحولات خاورمیانه نشان می‌دهد که چگونه گروه‌های سکولار و مرتد کُرد (مانند PKK و YPG) با شعارهای فریبنده قومی، به پیاده‌نظام و مزدوران آمریکا در منطقه تبدیل شدند و در نهایت در معرض فروش و معامله قرار گرفتند. سرمچاران سکولار و مرتد بلوچ نیز دقیقاً همان مسیر را طی می‌کنند. آن‌ها در آینده‌ای نزدیک، به عنوان بازوی زمینی آمریکا و صهیونیستها علیه مجاهدین عمل خواهند کرد تا مانع از تشکیل یک حکومت اسلامی مقتدر شوند.

بر اساس شواهد میدانی، این گروه‌های سکولار و مرتد بلوچ مستقیماً از سوی سازمان‌های جاسوسی هند (RAW) و آمریکا (CIA) پشتیبانی مالی و تسلیحاتی می‌شوند. هدف اصلی این حمایت‌ها، ایجاد جبهه‌ای موازی برای تضعیف توان عملیاتی مجاهدین و ایجاد فتنه در صفوف امت است. آمریکا و شرکایش از سرمچاران مرتد در همان قدم اول به عنوان ابزاری برای تجزیه قدرت اسلام و مهار نفوذ تحریک طالبان استفاده می‌کند.

در این صورت تحریک طالبان پاکستان (TTP) باید پیش از آنکه این فتنه به مرحله غیرقابل مهار برسد، راهبردی روشن و عملیاتی برای مقابله با نفوذ سکولاریسم در بلوچستان اتخاذ کند و در حوزه عقیدتی و فکری به تبیین تضاد میان آرمان‌های اسلامی و شعارهای الحادی سکولارها بپردازد و در حوزه میدانی هم حکیمانه و به تدریج به پاکسازی مناطق تحت نفوذ از عناصر مفسد و مرتد سرمچار که با بیگانگان دست همکاری داده‌اند دست بزند.

بدون شک سکوت یا مدارا با گروه‌های سکولار و مرتد بلوچستان، بسترساز تشکیل یک پایگاه نوین برای کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و شرکایش در قلب سرزمین‌ جهاد خیز پاکستان خواهد بود. مجاهدین باید بدانند که پیروزی نهایی در گرو نابودی تمامی ریشه‌های فتنه، اعم از مرتدین سکولار حاکم و سکولارهای مزدورمحلی است.

د ستراتیژیکې بیاکتنې اړتیا؛ د بلوچستان د سیکولر جریانونو ګواښ د تحریک طالبان پاکستان د جهاد راتلونکې ته

د ستراتیژیکې بیاکتنې اړتیا؛ د بلوچستان د سیکولر جریانونو ګواښ د تحریک طالبان پاکستان د جهاد راتلونکې ته

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

په داسې حال کې چې د مبارزې اصلي تمرکز د پنجاب د مرتدو او لاس‌پوڅو واکمنانو پر نسکورولو دی، باید له بلې سرطاني غدې څخه چې د بلوچستان ایالت په رګونو کې وده کوي، غفلت و نه شي. هغه سیکولر جریانونه چې د «سرمچارانو» په نوم یادیږي، نه یوازې امنیتي ګواښ بلکې د خالص اسلامي نظام د راتلونکې د ټینګښت پر وړاندې بنسټیزه ننګونه ګڼل کېږي.

۱. د خطر لومړیتوب: سیکولریزم د پنجاب له پوځ څخه خطرناک‌تر

تاریخي تجربې ښودلې چې عقیدتي دښمنان (سیکولر ځواکونه) تر سیاسي دښمنانو ډېر خطرناک وي. سرمچار ډلې د افراطي ناسیونالیزم او بې‌دینۍ په خپرولو سره د بلوچ ځوانانو ذهنونه مسموموي. د دوی زیان د پاکستان د مسلمانانو لپاره د پنجاب د واکمنانو له ظلمونو هم ژور دی؛ ځکه دوی د ټولنې د ایمان او اسلامي هویت ریښې په نښه کړې دي.

۲. د کردستان له تجربې (عراق او سوریه)

د منځني ختیځ بدلونونه ښيي چې سیکولر کرد ډلې (لکه PKK او YPG) څنګه د قومي شعارونو تر پردې لاندې د امریکا په ځمکنیو ابزارو واوښتې. بلوچ سرمچار ډلې هم ورته مسیر تعقیبوي. اټکل کېږي چې په نږدې راتلونکې کې به دوی د نړیوال استکبار د ځمکني بازو په توګه د مجاهدینو پر وړاندې وکارول شي څو د ځواکمن اسلامي حکومت د جوړېدو مخه ونیسي.

۳. شوم مثلث: امریکا، هند او سرمچاران

د میداني شواهدو پر بنسټ، دا سیکولر ډلې د هند د استخباراتي ادارې (RAW) او امریکا (CIA) له لوري مالي او پوځي ملاتړ ترلاسه کوي. د دې ملاتړ موخه د مجاهدینو د توان کمزوري کول او د امت په صفوفو کې د فتنې رامنځته کول دي. استکبار سرمچار ډلې د اسلام د ځواک د تجزیې او د تحریک طالبان د نفوذ د مهار لپاره کاروي.

۴. د قاطع اقدام غوښتنه

تحریک طالبان پاکستان (TTP) باید له دې وړاندې چې دا فتنه نه مهارېدونکې شي، په بلوچستان کې د سیکولریزم پر وړاندې روښانه او عملي ستراتیژي خپله کړي:

• فکري ډګر: د اسلامي ارمانونو او سیکولر الحادي شعارونو ترمنځ تضاد روښانه کول.

• میداني ډګر: له هغو سیمو څخه د سرمچار عناصرو تصفیه چې له بهرنیو ځواکونو سره همکاري لري.

له بلوچستان سیکولر ډلو سره سکوت یا مدارا به د استکبار لپاره په اسلامي خاوره کې د نوي مرکز د جوړېدو لامل شي. مجاهدین باید پوه شي چې وروستۍ بریا د هر ډول فتنې د ریښو په له منځه وړلو پورې تړلې ده، که هغه حاکم مرتدین وي او که سیکولر مزدور ځواکونه.

نقاب مذهبی بر چهره سکولاریسم و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه نفاق با واکنش ضعیف در برابر مرتدینی چون علی کریمی

نقاب مذهبی بر چهره سکولاریسم و سقوط مولوی عبدالحمید در چاه نفاق با واکنش ضعیف در برابر مرتدینی چون علی کریمی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

مرتد یعنی مسلمان زاده ای که 1- آگاهانه 2- عمداً 3- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای شده و دایره ی اسلام خارج می شود. علی کریمی یکی از این مرتدین است که با پذیرش دین سکولاریسم و عضویت در گروه سکولار و مرتد سلطنت طلب ربع پهلوی مرتد و توهین به قرآن دچار کفر بواح و ارتداد آشکار شده است.  

واکنش در برابر این مرتد باید همان واکنشی باشد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر مرتدین و توهین کنندگان به اسلام داشت؛ یعنی ارسال افرادی برای ترور آنها یا دستور به مومنین هر قبیله جهت نابودی و کشتن این مرتدین. این دقیقاً همان کاری بود که اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم در زمان خلافت ابوبکر صدیق در برابر جبهه ی مرتدین داشتند که ابوبکر صدیق با 19 لشکر به فرماندهی خالد بن ولید رضی الله عنه ریشه ی این مرتدین را خشکاند.

با این وجود و در ماه‌های اخیر، مواضع «مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی» خطیب مسجد مکی زاهدان  فراتر از یک نقد سازنده، به سمت نوعی همسویی استراتژیک با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار و دشمنان سوگند خورده اسلام و ایران متمایل شده است.

زمانی که علی کریمی مرتد وقیحانه به ساحت مقدس قرآن کریم توهین کرد، مولوی عبدالحمید به جای ایستادن در صف اول مدافعان کلام‌الله، راه فرافکنی را در پیش گرفت. او با استفاده از واژه‌های کلی و مبهم نظیر «مقدسات» و اجتناب از ذکر نام «قرآن»، عملاً تلاش کرد تا قبح این جنایت را کاهش دهد.

او به جای محکوم کردن شخص هتاک، نوک پیکان حمله را به سمت نظام برگرداند؛ گویی که نظام مقصر توهین یک سلبریتی فراری به وحی الهی است، این رفتار، بوی «سکولاریسم» و هم جبهه ای شدن با سکولاریستهای مرتد را می‌دهد؛ جایی که  همسوئی با سکولاریستها بر دیانت و پایبندی به قوانین شریعت الله ترجیح داده می‌شود تا دل کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی و گروه سکولار زده ها و منافقین بومی و شبکه‌های معاند و رسانه‌های صهیونیستی شاد شود.

این انحراف، کاملا در تقابل با الگوی امارت اسلامی افغانستان است، چون در حالی که امارت اسلامی افغانستان کمترین اغماضی را در برابر توهین به شعائر دینی و سوزاندن مساجد برنمی‌تابد، عبدالحمید در ایران برای کسانی که مسجد آتش زدند و به قرآن بی‌احترامی کردند، دایه دلسوزتر از مادر شده است.

اهل سنت و جماعت باید از این شخص بپرسند  بر اساس کدام دلیل شرعی، تخریب خانه خدا و آتش زدن کلام او به بهانه «اعتراض» توجیه‌پذیر است؟ عبدالحمید مدام بر «ایرانی بودن» این افراد تاکید می‌کند، اما باید از او پرسید: «ایرانی بودن به چه قیمتی؟ به قیمت نابودی ایمان مومنین، ویرانی سرزمین و تقدیم امنیت مملکت به آمریکا و صهیونیسم؟» این رویکرد، تیشه به ریشه اسلام زدن در جامه یک مولوی و آخوند است.

البته جالب است بدانید که مولوی عبدالحمید که خود را مدافع حقوق بشر می‌داند، هرگز به این حجم از سرکوب در ترکیه در زمان وقوع کودتای نافرجامی که هرگز به ابعاد آشوب‌های ایران نرسید اعتراض نکرد بلکه اردوغان را به خاطر سرکوب خشن کودتا گران ستایش کرد اما در ایران، از آشوب‌گران سکولاری که جنگ شهری راه انداخته بودند و آنهمه انسان را در پروژه ی کشته سازی های خود به قتل رساندند و امنیت ملی را هدف گرفتند، دفاع می‌کند.

شیفتگی عبدالحمید به «رجب طیب اردوغان» و مدل حکمرانی او، بزرگترین سند بر استانداردهای دوگانه اوست. او در حالی از سعه صدر در ایران انتقاد می‌کند که در قبال برخوردهای آهنین اردوغان با کوچکترین مخالفتی سکوت محض کرده است.

در این صورت می توانیم به این حقیقت برسیم که مواضع مولوی عبدالحمید نشان می‌دهد که او دیگر یک رهبر مذهبی دلسوز برای بلوچهای حنفی مذهب نیست، بلکه به پیاده‌نظام رسانه‌ای و سیاسی جریان‌های سکولار و اتاق‌فکرهای واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شده است. او با تطهیر هتاکان به قرآن و سکوت در برابر جنایات غرب، عملاً در مسیر فروپاشی اخلاقی و دینی و حتی ملی قدم برمی‌دارد. کسی که حرمت قرآن را فدای بازی‌های سیاسی سکولاریستهای رنگارنگ خارجی و داخلی کند، دیگر نمی‌تواند حتی مدعی خطیب و امام یک مسجد حنفی مذهبها نیز باشد.

مولوی عبدالحمید از تطهیر توهین‌کنندگان به قرآن تا استانداردهای دوگانه در قبال ترکیه و ایران

مولوی عبدالحمید از تطهیر توهین‌کنندگان به قرآن تا استانداردهای دوگانه در قبال ترکیه و ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در تحلیل رفتارهای سیاسی و مذهبی اخیر مولوی عبدالحمید، به وضوح می‌توان ردپای یک چرخش آشکار از اصول اسلامی به سمت ادبیات سکولار و لیبرال را مشاهده کرد. این رویکرد نه تنها با آموزه‌های اصیل دینی، بلکه با مواضع قاطع جریانات اسلامی همچون امارت اسلامی افغانستان در تضاد کامل است.

زمانی که «علی کریمی» آن مرتد سکولار سلطنت طلب به ساحت مقدس قرآن کریم توهین کرد، انتظار می‌رفت کسی که خود را پیشوای مذهبی دسته هایی از بلوچهای حنفی مذهب می‌داند، موضعی صریح و قاطع اتخاذ کند. اما مولوی عبدالحمید به جای دفاع قاطع و صریح از کیان قرآن، با استفاده از واژه‌های کلی نظیر «مقدسات»، سعی کرد بار سنگین این جنایت را کم کند و در نهایت، با فرافکنی، همه چیز را به گردن نظام انداخت. این رفتار، نوعی باج‌دهی سیاسی به جریان‌های سکولار ضد دین برای حفظ جایگاه خود در میان آشوب‌طلبان سکولار و هرزه ای بود که در جبهه ی آمریکا وصهیونیستها قرار گرفته اند.

برخلاف مواضع امارت اسلامی افغانستان که اسلام و قرآن را خط قرمز غیرقابل عبور می‌داند و هیچ مرزی را برتر از ایمان نمی‌شناسد، عبدالحمید به بهانه «ایرانی بودن»، روی جنایات کسانی که مسجد آتش زدند و قرآن سوزاندند، سرپوش می‌گذارد. پرسش اینجاست: ایرانی بودن به چه قیمتی؟ به قیمت جاده صاف کردن برای ارتداد و کفر به الله؟ به قیمت ویرانی مملکت و توهین به کتاب الله؟ آیا ملی‌گرایی می‌تواند مجوزی برای سکوت در برابر محاربه با الله و رسول صلی الله علیه وسلم و افساد فی الارض باشد؟ این رویکرد، بوی سکولاریسم و نفاقی را می‌دهد که مستقیماً در زمین آمریکا و صهیونیسم بازی می‌کند.

یکی از بزرگترین تناقضات عبدالحمید، حمایت تمام‌قد او از «رجب طیب اردوغان» است. او در حالی مدعی حقوق بشر و آزادی بیان در ایران است که در برابر سرکوب‌های گسترده پس از کودتای نافرجام ترکیه سکوت کرد.

در این زمینه تنها کافی است به عبرت هاکان شوکور اسطوره فوتبال ترکیه و دارنده سریع‌ترین گل تاریخ جام جهانی نگاه کنیم که تنها به دلیل زاویه داشتن با دولت اردوغان، نه تنها از ورزش محروم، بلکه اموالش مصادره و نامش در تاریخ ترکیه ممنوع شد و اکنون در آمریکا به مسافرکشی مشغول است.

چرا عبدالحمید که برای اردوغان «هلاک» است، هرگز از این برخوردها انتقاد نکرد؟ این نشان می‌دهد که مواضع او نه بر اساس حق و عدالت، بلکه بر اساس منافع سیاسی و دیکته‌های بیرونی و گرایش خاص فکری و هم مسیری اش با اسلام آمریکائی – صهیونی تنظیم می‌شود که امثال اردوغان سکولار و مرتد از پرچمداران آن هستند.

اگر دقت کنیم، امروز مولوی عبدالحمید با مواضع خود، عملاً به صدای دشمنان سکولار اسلام در داخل کشور تبدیل شده است. او با دفاع از سکولاریستهای مرتدی که مقدسات را نشانه گرفته‌اند و با نادیده گرفتن الگوهای سخت‌گیرانه کشورهای مورد علاقه‌اش (مثل ترکیه)، ثابت کرد که بیشتر از آنکه دغدغه دین و شریعت الله و مومنین شریعتگرا و وطن  را داشته باشد، به دنبال اجرای پروژه‌ای است که هدف نهایی آن تضعیف اقتدار اسلامی و خوش‌خدمتی به جبهه کفار سکولار جهانی و اپوزیسیون سکولاریستهای مرتد داخلی است.