مولوی عبدالحمید و هم‌نوایی با جبهه کفر سکولاریستی و دشمنان قرآن

مولوی عبدالحمید و هم‌نوایی با جبهه کفر سکولاریستی و دشمنان قرآن

کاتب: محمد اسامه

این روزها نیاز نیست توضیح دهیم که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی به رهبری ترامپ چه تهدیداتی را به همراه نتانیابو علیه دارالاسلام ایران انجام داده و می دهند و چگونه تمام قدرت نظامی خود را در اطراف ایران جمع آوری کرده اند؛ در چنین در شرایطی که دارالاسلام آماج حملات وحشیانه جبهه متحد کفر و صهیونیسم قرار دارد، مواضع و سکوت‌های معنادار مولوی عبدالحمید با آنکه باعث به به و چه چه عده ای از عوام جاهل به شریعت الله و فریب خورده توسط رسانه های مختلف ماهوراه ای و مجازی شده است اما موجی از حیرت و حتی انزجار را در میان مؤمنان اهل دعوت و جهاد برانگیخته است.

چگونه است که مولوی عبدالحمید که خود را مبلغی صاحب رسانه در میان بلوچها می‌داند و حتی در مورد جنگ روسیه و اوکراین نظر می دهد و اگر مرتدی سکولار در ایران زندانی یا مجازات شود ناله  یاو به همه جا می رسد، اما در برابر فجیع‌ترین جنایات عقیدتی همین مرتدین سکولار یعنی «قرآن‌سوزی» و توهین به الله و مقدسات اسلامی سکوتی مرگبار اختیار کرده است؟ در حالی که قلوب تمام موحدان عالم از توهین به کلام‌الله و قرآن و مقدسات اسلامی به درد آمده، ایشان به جای فریاد علیه دشمنان کفرپیشه، سرگرم بازی‌های سیاسی در جهت تضعیف انسجام دارالاسلام است. آیا دفاع از حریم وحی جزو اولویت‌های ایشان نیست، یا هم‌سویی با اربابان سکولار اجازه خروش علیه این فتنه را نمی‌دهد؟

تعجب‌آورتر آن است که مواضع مولوی عبدالحمید به شکلی عجیب با مطامع جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو گره خورده است. چگونه یک خطیب مسجد که بدون داشتن حتی یک کتاب علمی او را شیخ الاسلام هم نامیده اند می‌تواند در جبهه‌ای قرار بگیرد که مورد تشویق مستقیم و حمایت سیاسی جانیانی است که دستشان به خون هزاران مسلمان در فلسطین و جای‌جای بلاد اسلامی آغشته است؟ هم‌صدایی با جبهه کفر صهیونیستی و  آمریکایی، خروج آشکار از مرزهای عزت امت اسلامی و درافتادن در چاه ویل ذلت و وابستگی است.

در همین راستا می بینم که آیه ی « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ »(فتح/29) را وارونه کرده است و با لجاجتی آمیخته به تحریف، آیات رحمت و نصوص دینی را برای توجیه رفتارهای جبهه دین‌ستیز و سکولار به کار می‌گیرد وبا استفاده ابزاری از کلام وحی و سنت نبوی برای تطهیر دشمنان قسم‌خورده اسلام استفاده می کند اما در برابر مومنین اهل دعوت و جهاد و بخصوص در برابر دارالاسلام شغل اصلی او شده زخم زبان و کنایه زدن و ایجاد تفرقه در دارالاسلام، که همین مورد  مصداق بارز کج‌فهمی و خیانت به علم است. چرا ایشان به جای هدایت مؤمنان به سمت وحدت و مبارزه با کفر، برای جریان‌هایی سکولار و مرتدین سکولاری توجیه‌تراشی می‌کند که اساساً با حاکمیت دین و قرآن بر اساس تمام مذاهب اسلامی مخالف‌اند؟

اهل سنت و جماعت بلوچ که آگاه به منهج صحیح اسلامی هستند حق دارند از مولوی عبدالحمید بپرسند: آیا زمان آن نرسیده است که به جای تلبیس با آیات الهی به نفع دشمنان، به آغوش پرمهر امت و آرمان‌های اصیل دارالاسلام و جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی بازگردید و مرز خود را با کفار محارب و اشغالگر خارچی چون آمریکا و صهیونیستها و با قرآن‌سوزان و توهین کننده های به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم و مساجد و سایر مقدسات اسلام شفاف کنید؟

ضرورت روشنگریِ منهجی بر سخنان مولوی فضل‌الرحمن کوهی در همسوئی با مواضع انحرافی مولوی عبدالحمید

ضرورت روشنگریِ منهجی بر سخنان مولوی فضل‌الرحمن کوهی در همسوئی با مواضع انحرافی مولوی عبدالحمید

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

فقر علمی و دوری از منهج و فقه اصولی اهل سنت و جماعت در میان دسته هائی از مولوی های رسانه ای بلوچها باعث بروز مشکلات جدی و خطرناک عقیدتی در میان بلوچهای حنفی مذهب شده است.

این دسته از مولوی ها در سخنان خود به منهج اهل سنت و جماعت و ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله استناد نمی کنند بلکه تنها دیدگاه خودشان را بیان می کنند به همین دلیل اینها فرقی با یک منتقد سکولار یا غیر سکولار حکومتی ندارند و اگر از جانب حاکمیت هم برایشان محدودیتی ایجاد شود و یا حتی زندانی شوند، این محدودیتها و زندانی شدنهای آنها ربطی به اطاعت آنها از منهج و فقه اهل سنت و جماعت ندارد بلکه می توان گفت به خاطر «جبهه»ای است که در آن قرار گرفته اند؛ جبهه ای که متاسفانه رهبران آن آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولاری چون پهلوی و رجوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد هستند.  

مولوی عبدالحمید یکی از سرشناس ترین و معروفترین لیدر منتسب به مذهب حنفی و بلوچهاست که در این جبهه قرار گرفته و سخنان اخیر مولانا فضل‌الرحمن کوهی درباره همسویی با مواضع مولوی عبدالحمید و «سکوت علما» پرسش‌هایی جدی را در فضای فکری اهل دعوت و جهاد و و فضای اجتماعی عموم مومنین شریعت گرا ایجاد کرده است.

باید بدانیم که برای اهل دعوت و جهاد اصل پذیرفته‌شده، گفتمان دینی است که باید بر اساس ادله الفقه و منابع شرعی، فراگیر، متوازن و بی‌ملاحظه ی جریانات جاهلیت وحاکم بر مردمان فریب خورده و جاهل باشد.

اگر عالم دینی خود را موظف به دفاع از حقوق مردم می‌داند، این مسئولیت باید شامل تمام عرصه‌های تهدیدکننده ی دین و جامعه نیز باشد:

  • اهانت به مقدسات اسلامی در هر نقطه ی جهان
  • توهین به قرآن کریم
  • سیاست‌های قدرت‌های خارجی علیه جهان اسلام
  • جنگ‌ها، تحریم‌ها و اشغالگری‌ها

آیا روشنگری می‌تواند تنها به بخشی از واقعیت‌ها محدود شود؟

در فضای سیاسی معاصر، نقش چهره‌هایی چون دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در تحولات منطقه‌ای برای کسی پوشیده نیست.انتظار طبیعی از گفتمان دینی این است که نسبت به ظلم و تجاوز، موضعی شفاف داشته باشد و معیارهای دینی را مستقل از قطب‌بندی‌های جناحی بیان کند چون سکوت یا کم‌رنگی موضع در این حوزه‌ها، خود محل سؤال است.

وقتی عالم دینی وارد تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی می‌شود، مخاطب انتظار دارد معیار قضاوت، شریعت باشد نه مصلحت‌های متغیر افراد، و مرز میان نقد اجتماعی و جهت‌گیری سیاسی روشن باشد. آیا چارچوب نظری این مواضع برای جامعه تبیین شده است؟

در این راستا، همسویی با مواضع سکولار زده ی مولوی عبدالحمید، خود نیازمند توضیح است که مبنای فقهی این مواضع چیست؟ نسبت آن با نظریه ی حاکمیت دینی چگونه تعریف می‌شود؟ و مرز میان عدالت‌خواهی و قرائت سکولار کجاست؟

اگر در این زمینه ها تبیین نظری نشود، سوءبرداشت و تنش اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

روشنگری دینی زمانی اثرگذار و مورد اعتماد است که گزینشی نباشد، معیارمحور باشد، نسبت به تهدیدهای بیرونی نیز شفاف باشد و از ادبیات تنش‌زا فاصله بگیرد چون جامعه ی دینی کنونی ما بیش از هر زمان دیگری به وضوح، انسجام و ثبات معیارها نیاز دارد.

ما به عنوان اهل سنت و جماعت این حق را برای خود محفوظ می دانیم از مولوی فضل‌الرحمن کوهی هداه الله بپرسیم شما بر چه اساس منهجی و عقیدتی از مواضع مولوی عبدالحمید مثل تبدیل حاکمیت اسلامی بر دارالاسلام به حاکمیتی کفری دفاع می کنید و حتی این گونه مواضع سکولاریستی مولوی عبدالحمید را موضع علمای اهل سنت می دانید؟

ما اهل سنت و جماعت از قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و قول صحابی و اجماع دلیل می خواهیم؛ اگر می بینید که سخنانتان مخالف این ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله است پس از روش این افراد استفاده کنید: الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا (بقره/160) توبه کنید، اصلاح و روشنگری کنید.

جم (جیش العدل جدید) و دفاع از توهین کننده های به قرآن و مقدسات اسلامی و همسوئی با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرمتدین سکولار داخلی با نعره الله اکبر

جم (جیش العدل جدید) و دفاع از توهین کننده های به قرآن و مقدسات اسلامی و همسوئی با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرمتدین سکولار داخلی با نعره الله اکبر

کاتب: محمد اسامه

دو هفته قبل و در نماز جمعه ی اهل سنت زاهدان ما شاهد سخنانی ضد اسلامی از سوی مولوی عبدالحمید مبنی بر تسلیم در برابر خواست سکولاریستهای مرتد و تسلیم حکومت اسلامی و تبدیل آن به حاکمیتی کفری بودیم؛ نکته ی مصیبت بار مورد نظر ما اینجا بودکه  به محض تمام شدن این جملات کفری و ضد اسلامی مولوی عبدالحمید عده ای از نمازگذاران شروع کردند به سر دادن تکبیر!!. حسبنا الله و نعم الوکیل از اینهمه جهالت و حماقت عوام فریب خورده.

امروز یک‌شنبه ۲۶ بهمن ماه 1404 نیز ویدیویی از لحظه هدف قرار گرفتن یکی از ماشینهای نیروهای انتظامی کشور در دو راهی ناگان، نزدیک شهر سراوان با بمب کنار جاده ای توسط جم (جیش العدل جدید) بودیم که شخص منفجر کننده ی بمب آنرا در انتقام کسانی انجام داده است که :

  • این افراد از توهین کننده های به اسلام و قرآن و مساجد و مقدسات اسلامی بودند
  • این افراد برای حاکمیتی سکولار و ارتدادی شروع به اغتشاش و آشوب طلبی و جنگ شهری کرده بودند
  • این افراد از حمایت و هدایت مستقیم و آشکار آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برخوردار بودند.

جم(جیش العدل جدید هم جبهه ای با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی) بعد از انجام این خدمت به دشمنان دین و ملت طی بیانیه ای می گوید: «شهروندان رنج دیده و در بند کشور که ماه گذشته مظلومانه قتل عام شدند بی‌پناه نیستند و فرزندان شجاع بلوچستان در جبهه مبارزین مردمی در کنار آنها ایستاده‌اند.»

در واقع، جم، در کنار آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایستاده است نه در کنار قربانیانی که اکثر آنها پروژه ی کشته سازی توسط همین دشمنان دین و ملت بودند.

علاوه بر این، این شخص نیز همچون نمازگذاران جاهل، در حین منفجر کردن بمب کنار جاده ای نعره ی تکبیر سر می دهد! 

این همان اسلام آمریکائی صهیونی جدید است که ما نمونه ی بزرگتر و نزدیکش را در جولانی مرتد و در سوریه می بینیم؛ اسلامی که خروجی تمامی فعالیتهایش در نهایت به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود و از اسلام برای مسلمین تنها مسائل شخصی و فردی باقی می ماند و از ثمره ی همسوئی آنها با این موجودات مزدور هم تنها مصیبتهای حاکمیتی سکولار وابسته به غرب.

پس این فعالیتهای جیش العدل همسو شدن با جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی نه تنها در قالب دفاع مشروع نمی گنجد بلکه در قالب خیانت به دین و ملت و خدمت به جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی تعریف می شود.

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (2)

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (2)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

مورد دیگر اینکه مولوی کوهی با تکرار سخنان مولوی عبدالحمید گفته است که ” الان چاره‌ای جز تن دادن به خواسته‌های مردم نیست.”

مولوی صاحب، اولاً مشخص کن این «مردم» کدامها هستند؟

  • مشتی اغتشاشگر هرزه ی سکولار و مرتد که به الله و رسولش صلی الله علیه و سلم و مساجد و مقدسات ما توهین کردند و شماها تا کنون در برابر این کفریات آشکار آنها سکوت کرده اید و آنها و اربابانشان چون آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها به حاکمیتی کفری و ارتدادی راضی هستند؟
  • یا «مردم» جمعیت بالای 26 ملیون نفری هستند که به گفته ی رسانه های خارجی در راهپیمائی 22 بهمن شرکت کردند؟
  • یا «مردم» جمیت نزدیک به 90 ملیونی ایران هستند که اسلام و حاکمیت اسلامی را می خواهند اما دارای مطالباتی در زمینه های معیشتی و اقتصادی هم هستند؟  

ثانیاً، اگر تمام مردم روی زمین یک چیزی بخواهند و الله چیز دیگری بخواهد موضع گیری یک مومن چه باید باشد؟ موضع گیری پیامبران چه بوده؟ موضع گیری رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه رضی الله عنهم چه بود؟ زمانی که معیار بشود اکثریت مردم آنوقت جایگاه قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و قول صحابی و اجماع کجاست؟

مولوی صاحب، خودت هم می دانی که این کلی گوئی های شما و امثال مولوی عبدالحمید تنها به درد خودتان می خورد و خوراک تبلیغاتی هستند که ربطی به منهج اهل سنت و جماعت ندارند و شماها بر اساس وصیت عبدالله بن سبأ بر خورد می کنید که می گفت: ابدؤوا في الطعن على أمرائكم و أظهروا الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر تستميلوا قلوب الناس و ادعوهم إلى هذا الأمر؛ [1]با ایراد گیری و طعنه زدن به امیرانتان شروع کنید، و امر به معروف و نهی از منکر را (در زمینه امراء ومسئولین حکومتی) آشکار کنید تا به این شکل، دل‌های مردم را به سوی خود متمایل کنید و مردم را هم به این امر دعوت کنید.

این قاعده و بدعت که زیر پرچم امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح طلبی و حمایت از حقوق مردم و … انجام می شود بزرگترین ضربه را به «السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ»[2] «حرفشنوی» و «اطاعت» مردم می زند و به جای آن کینه و تنفر و ظرفیت شورش و اغتشاش و.. را می کارد.

مولوی صاحب، بلوچهای حنفی مذهب  و اهل سنت و جماعت از امثال شما انتظار دارند بر اساس ادله الفقه امام ابوحنیفه رحمه الله آنها را راهنمائی کنید بخصوص هم اکنون که کفاری چون آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولار محلی ایران را محاصره کرده و قصد تولید فتنه و ناامنی و ضربه زدن به موجودیت دارالاسلام را دارند.

امام ابوحنیفه رحمه الله در مورد چنین موقعیتی می گوید: اگر مردم بر امامی از مسلمین گرد آمدند، و مردم در امنیت قرار گرفتند، و راهها امن شد،در این حال اگر افرادی از میان مسلمین بخواهند بر امام و رهبر اهل الجماعة «على إمامِ أهلِ الجَماعةِ» قیام و خروج کند، باید مسلمین «أن يُعينوا إمامَ أهلِ الجَماعةِ» این امام اهل جماعت را یاری برسانند، و چنانچه قادر به این کار نبودند باید در منازل خود بمانند و با کسانی که بر إمامَ أهلِ الجَماعةِ خروج و قیام کرده اند بیرون نروند و آنها را نیز یاری ندهند.[3]

مولوی صاحب گرامی، اگر اهل سنت و جماعت و پیرو امام ابوحنیفه رحمه الله هستی هم اکنون باید در کنار حاکمیت بر دارالاسلام و بر علیه تمام کسانی باشید که دنبال فتنه گری و اغتشاش و حرکت به سوی دارالکفری سکولار و ارتدادی هستند؛ اما اگر تابع هوا و هوس و گنده گوئی و راضی کردن مشتی عوام فریب خورده و سحر شده توسط رسانه ها هستی هرچه دلت می خواهد انجام بده اما این را بدان که سخنان و رفتار شما ربطی به منهج اهل سنت و جماعت و مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله ندارد.


[1] الطبري، محمد بن جرير الطبري أبو جعفر، تاريخ الأمم والملوك، ج ٢/ص ٦٤٧، الناشر : دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة الأولى ، 1407 / ابن الأثير، الكامل في التاريخ – ج ٣ – ص46- ١٥٤

[2]  مسلم 1709/ بخاری  7199

[3]  حاشية الشلبي على تبيين الحقائق (3/294)./ إن كان النَّاسُ مُجتَمِعينَ على إمامٍ من المُسلِمينَ، والنَّاسُ آمنون، والسُّبُلُ آمنةٌ، فخَرجَ ناسٌ مِمَّن يَنتَحِلُ الإسلامَ على إمامِ أهلِ الجَماعةِ، فيَنبَغي للمُسلِمين أن يُعينوا إمامَ أهلِ الجَماعةِ، وإن لم يَقدِروا على ذلك لزِموا بُيوتَهم ولم يَخرُجوا مَعَ الَّذينَ خَرجوا على إمامِ أهلِ الجَماعةِ ولم يُعينوهم

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه می گوید: هیچ کس حق ندارد تعریف و تمجید و نکوهش، حُبّ و بُغض، و دوستی و دشمنی را به اسمِ قبیله، شهر، مذهب یا راه و روشی که به یکی از ائمه و مشایخ نسبت می‌دهند، یا به دیگر انتسابها، وابسته بداند. به همین دلیل هر کس مؤمن است، موالات و دوستی با او واجب است از هر قشری که باشد؛ و اگر کافر است، باید با او معادات و دشمنی داشت و وی را دشمن دانست، از هر قشری که باشد؛ و کسی که ایمانی آمیخته با فسق و فجور دارد، بر حسب ایمانش باید با او موالات داشت.[1]

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه در جای دیگری می گوید: هر کس شخصی غیر از رسول الله صلی الله علیه وسلم را انتخاب کند و دوستی و همسویی با این شخص را معیارِ اهل سنت و جماعت بودنِ افراد قرار داده و مخالفینش را از اهل بدعت و جدایی‌طلبان بخواند، خودش مبتدع و جدایی‌طلب و اخلال‌گر محسوب می‌شود.[2]

متوجه شدی مولوی کوهی صاحب؟

این منهج اهل سنت و جماعت در چگونگی تنظیم روابط اجتماعی با افراد است و برای ما معیار و محک قانون شریعت الله است نه اشخاص، و خط قرمز ما شریعت الله و منهج صحیح اسلامی است نه اشخاص، آنهم شخصی چون مولوی عبدالحمید که می گوید اگر اکثریت مردم بخواهند، از حکومت اسلامی و اسلام صرفنظر می کنم و به حکومتی کفری و ارتدادی رضایت می دهم.

لازم به ذکر است که مولوی کوهی دیروز (۲۴ بهمن۱۴۰۴)در مراسم نماز جمعه پشامگ می گوید: «شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید خط قرمز و زبان گویای اهل‌سنت» است.

 نخیر مولوی صاحب، یا منهج اهل سنت و جماعت را اصلاً نفهمده ای، یا اصلاً نمی دانی اهل سنت و جماعت یعنی چه؟ تو از این شخص بتی ساخته ای که عده ای با کنار زدن قرآن و سنت صحیح و منهج صحابه و اهل سنت و جماعت در حال پرستش آن هستند به همین دلیل است که می گوئی: “بدانید که سخنان ایشان تنها متعلق به خودش نیستند وی به نمایندگی از علمای اهل‌سنت صحبت می‌کند. صدای ایشان صدای کل اهل‌سنت است.”

خودت هم را این را می دانی که این سخنت عین دروغ و دغل بازی است؛ چون اولاً کل اهل سنت فقط شامل چند صد هزار بلوچ حنفی مذهب نمی شود بلکه نزدیک به دو ملیارد اهل سنت وجود دارد، علاوه بر این، در ایران هم چندین ملیون اهل سنت وجود دارد که دارای تفکر و دیدگاه خاص خود هستند و مولوی عبدالحمید برایشان محلی از اعراب ندارد.

اینکه شبکه های ماهوراه ای مثل کلمه یا مرتدینی سکولار چون ربع پهلوی و غیره او را بزرگ کرده اند و به خاطر تناقض گوئی ها و سخنانی که به نفع کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی می گوید او را برجسته کرده اند و مریدان شبکه های ماهوره ای و مجازی هم از او اسم می برند دلیل بر این نیست که او صدای کل اهل سنت باشد. حتی در بلوچستان هم صدای تمام حنفی مذهبها نیست چه رسد به این که در سایر مناطق اهل سنت ایران صدای شافعی مذهبها و سایر مذاهب اهل سنت باشد.

مولوی صاحب، لطف کنید و برای اهل سنت و جماعت به صورت مستدل و موردی مسخص کنید که با چه استدلالی موضع گیری 600 عالم اهل سنت در برابر سخنان آشفته و موضع گیری های ضد شرعی و سکولاریستی مولوی عبدالحمید را زیر سوال می برید و ادعا می کنی که “علمای اهل‌سنت به اندازه سر سوزنی از سخنان حضرت شیخ‌الاسلام موضعی دیگر ندارند و حتی کم‌ترین فکر و خیالی هم برخلاف دیدگاه و سیاست ایشان نداریم.”

این علمائی که از آنها اسم می بری کدامها هستند؟ تو می توانی از سوی خودت حرف بزنی، اما با چه دلیلی از سوی صدها عالم اهل سنت و عوام اهل سنت صحبت می کنی؟ مگر از آنها پرسیده ای؟

این را بدان زمانی که مولوی عبدالحمید به حاکمیت کفری و سکولاریستی به جای حاکمیت اسلامی راضی می شود و حاضر نیست همچون ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اجماع صحابه رضی الله عنهم اجمعین در جنگ با مرتدین عمل کند دیگر ربطی به منهج اهل سنت و جماعت ندارد و به قول ابوولید المصری رحمه الله مولوی عبدالحمید در مسیر اسلام آمریکائی – صهیونی جدید قرار دارد و مبلغ اسلام سکولار و لیبرالی است که کیلومترها از منهج و مسیر اهل سنت و جماعت فاصله دارد.


[1] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج۲۸ ص ۲۲۷-۲۲۹.

[2] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج ۳ ص ۳۴۷

لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در برهه حساس کنونی که تقابل میان جبهه توحید و جنود کفر به اوج خود رسیده است، ضرورت تبیین و روشنگری درباره مواضع دوگانه و انحرافی برخی چهره‌ها، تکلیفی شرعی بر دوش نخبگان امت است.

یکی از مواضع دوگانه ای که خاص و عام اهل سنت و جماعت را متعجب کرده است معمای سکوت مولوی عبدالحمید و بسیاری دیگر از خطبای مساجد در برابر قرآن سوزی و توهین پیروان پهلوی مرتد به مقدسات اسلامی و خود اسلام است.

در حالی که جهان اسلام از اهانت‌های سیستماتیک به ساحت مقدس قرآن کریم در قلب اروپا به خشم آمده، سکوت سنگین مولوی عبدالحمید در قبال این جنایات فرهنگی-دینی، لکه‌ای تاریک در کارنامه ایشان است. کسی که مدعی خیرخواهی است، چگونه می‌تواند در برابر آتش زدن کلام‌الله توسط سکولاریستهای مرتد خاموش بماند، اما برای تضعیف اقتدار دارالاسلام هر هفته تریبون خود را فعال کند؟ این سکوت، نه‌تنها بی‌تفاوتی، بلکه چراغ سبزی به دشمنان شریعت تلقی می‌شود.

یکی از بزرگترین تناقضات رفتاری ایشان، قرار گرفتن در جبهه‌ای است که رهبران آن جنایتکارترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیسم بین‌الملل و استکبار آمریکایی هستند. حمایت‌های علنی و غیرعلنی جریان‌های وابسته به نتانیاهو و ترامپ از مواضع ایشان، نشان‌دهنده یک «انحراف عمیق» است. چگونه ممکن است ندای یک عالم دینی با شعارهای قاتلان کودکان غزه و عاملان اسلام‌هراسی در جهان هم‌سو شود؟ این هم‌گرایی، خروج از دایره غیرت اسلامی و افتادن در دام فتنه دجالان زمان است.

البته خطرناک‌ترین بخش عملکرد مولوی عبدالحمید، استفاده ابزاری از آیات قرآن و احادیث نبوی برای توجیه جریان‌های دین‌ستیز و سکولار است. ایشان با تقطیع نصوص دینی و تفسیر به رأی، به دنبال مشروعیت‌بخشی به مطالبات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی است که اساساً با مبانی حاکمیت الهی در تضادند. این «تلبیس» (پوشاندن حق بر باطل)، باعث گمراهی بخشی از توده‌ها و ایجاد شکاف در بدنه مسلمین می‌گردد؛ امری که در لسان روایات از آن به عنوان «فتنه علمای سوء و الریبضه» یاد شده است.

اصرار بر تکرار مواضعی که تنها سود آن به جیب رسانه‌های معاند و اتاق فکرهای غربی می‌رود، نشان‌دهنده لجاجتی است که از مرز نقد خیرخواهانه عبور کرده و به فاز تقابل مستقیم با مصالح کلان امت رسیده است. ایشان به جای دعوت به وحدت علیه کفر جهانی، با دوقطبی‌سازی‌های کاذب، امنیت و ثبات دارالاسلام را هدف گرفته است که این خود بزرگترین خدمت به پروژه‌های آمریکائی – صهیونیستی در منطقه است.

به همین دلیل، روشنگری در قبال این جریان، وظیفه‌ای است برای صیانت از عقیده و مرزهای فکری امت. لجاجت در برابر حق و هم‌سویی با دشمنان قرآن، مسیری است که پایان آن جز انزوا در میان مؤمنان و روسیاهی در تاریخ مردم و بازخواست سخت در پیشگاه عدل الهی نخواهد بود.

.

فریادِ هرزه های مرتد سکولار ایرانی از حنجره‌ی مدعیانِ دین بلوچ و خیانت به عزت و ناموسِ امت در پای طاغوتِ پهلوی

فریادِ هرزه های مرتد سکولار ایرانی از حنجره‌ی مدعیانِ دین بلوچ و خیانت به عزت و ناموسِ امت در پای طاغوتِ پهلوی

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

نزدیک به پنج جمعه است که منتظرم مولوی عبدالحمید این همه توهین به الله و قرآن و اسلام و مسجد و مقدساتی که توسط مرتدین سکولار طرفدار ربع پهلوی مرتد شد را نقد و رد کند اما نه تنها سکوت کرده بلکه در راستای اهداف این مرتدین سکولار و با ادبیات دیگری در حرکت است.

همه می دانیم که نقد با دلیل و مستند با توهین فرق دارد و حتی بر اساس قوانین سکولاریستی غربی توهین به دین و مقدسات نه نشانه دموکراسی است و نه با ادعای آزادی و پلورالیسم نسبتی دارد، بلکه مصداق بارز نفرت‌پراکنی و تحریک مذهبی محسوب می‌شود، با این وجود مولوی عبدالحمید بر اساس این دموکراسی که گاهگاهی از آن صحبت می کند نیز از مقدسات مسلمین دفاع نکرده است.

در حالی که دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام برای نابودی اقتدار بلاد اسلامی دندان تیز کرده‌اند، شنیدن زمزمه‌های کنار زدن حاکمیت اسلامی و پذیرش حاکمیت کفری و ارتدادی از زبان کسانی چون مولوی عبدالحمید که جامه دین بر تن دارند، خنجری است که از پشت بر پیکر امت فرو می‌رود. خطاب به مولوی عبدالحمید و همفکران سکولار او که قبله‌نمای خود را به سمت واشنگتن تنظیم کرده‌اند، باید حقایقی را از متن قرآن و واقعیت‌های سیاسی بازگو کرد.

خداوند متعال در قرآن کریم، سیمای کسانی را که علم دین دارند اما در خدمت کفار و هوای نفس قرار می‌گیرند، با تندترین تعابیر ترسیم کرده است. همان‌گونه که شما با رویکردی ذلیلانه خواستار تسلیم در برابر آمریکا و غرب هستید، قرآن درباره امثال «بلعم باعورا» می‌فرماید:فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ…» (اعراف/۱۷۶) مَثَل او همچون سگ است که اگر بر او هجوم بری، زبان از کام بیرون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز زبان بیرون می‌آورد.

ای کسانی که برای خوش‌آمدِ آمریکا و مرتدین سکولاری چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون مرتد ایرانی نعر ی « حاکمیت غیر اسلامی» سر می‌دهید! آیا نمی‌بینید که این رفتارِ ذلیلانه، دقیقاً همان چیزی است که استکبار برای خلع سلاح کردن و سپس درهم شکستنِ ناموس و عزت این سرزمین به آن نیاز دارد؟

این را خوب بدانید که آمریکا و غرب هرگز حتی به دنبال دموکراسی یا حقوق بشر سکولاریستی مورد پذیرش خودشان نبوده و نیستند. مطالبه‌ی اصلی آن‌ها کاملاً روشن است: یا جنگ یا تسلیم و توقف برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و پهپادی.و رها کردن مومنین و مبارزین آزادیخواه خارج از ایران.  

شما که مدعی خیرخواهی هستید، آیا متوجه نیستید که موشک و پهپاد، سپر دفاعی ناموس و خاک این سرزمین اسلامی است؟ اگر این سلاح‌ها را به دشمنِ الله و دشمنِ خلق تحویل دهیم، چه چیزی مانع خواهد شد که چکمه‌پوشان آمریکایی و صهیونیست، خاک و سرزمین و ناموس مسلمین را لگدمال نکنند؟ آیا سرنوشت لیبی، عراق و افغانستان برای شما درس عبرت نیست که پس از خلع سلاح، چگونه به ویرانه‌ای تبدیل شدند؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «أَلإِسلامُ يَعْلُو وَ لا يُعْلَى»[1] اسلام همیشه برتر است و هیچ‌چیز نباید بر آن برتری یابد.

اما شما با دعوت به حرکت به سوی حاکمیت کفری و ارتدادی و رها کردن حکومت اسلامی که تنها ابزار دنیوی جهت محافظت از قوانین شریعت الله و مومنین است و با دعوت به تسلیم در برابر آمریکا و غرب و مرتدین داخلی، در حال ترویج اسلامی هستید که زیردستِ کفر و ارتداد باشد. این نه دین‌داری، بلکه «دین‌فروشی» است. کسی که امنیت و قدرتِ بلاد اسلامی را به لبخندِ گرگ‌های کاخ سفید و تعریفهای مرتدینی چون ربع پهلوی می‌فروشد، خائنی است که بر سرِ عزت و ناموسِ مسلمین معامله کرده است.

چگونه یک مدعیِ مولوی‌گری می‌تواند به نفع خون‌خوارترین و متجاوزترین کشور جهان، یعنی آمریکا، و به نفع مرتدین داخلی سخن بگوید؟ آمریکا کشوری که دستش به خون میلیون‌ها مسلمان آلوده است، همان فرعون و نمرودی است که قرآن ما را از نزدیکی به آن‌ها و نزدیکی به مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر سکولاریستهای مرتد برحذر داشته است و می فرماید: وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ (هود/ ۱۱۳) ‏و به ظالمان تکیه مکنید ( که اگر چنین کنید ) آتش جهنم شما را فرو می‌گیرد.

آیا ظلمی بالاتر از کفر و ارتداد و ظالمی بالاتر از کفار اصلی و مرتدین وجود دارند؟

مولوی می دانی به سمت چه ظلمی دعوت می دهی؟ یقین دارم که این نعره های تو و امثال تو به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی، نه از سرِ دلسوزی، بلکه ناشی از جهلی است که بوی خیانت می‌دهد.

عزتِ ما در سایه‌ی «اشداءُ علی الکفار» اعلم از کفار اصلی و مرتدین داخلی و تقویتِ قدرتِ دفاعی و نظامی‌مان است، نه در تسلیم کفار و مرتدین شدن که خروجیِ آن چیزی جز ذلت و نابودی نیست.

بس کنید این نفاق را و بیش از این با سرنوشت و ناموس امت بازی نکنید؛ مومنین، هرگز کسانی را که در لحظه‌ی نبرد، به نفع دشمن پارس کردند، نخواهد بخشید.


[1]  ابن حجر العسقلاني، فتح الباري لابن حجر 3/261

عملیات الخندق . گزارش تفصیلی از حملات و عملیات‌های انجام‌شده توسط مجاهدین تحریک طالبان پاکستان در تاریخ ۲۴ شعبان‌المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق، مطابق با ۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶ میلادی

عملیات الخندق . گزارش تفصیلی از حملات و عملیات‌های انجام‌شده توسط مجاهدین تحریک طالبان پاکستان در تاریخ ۲۴ شعبان‌المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق، مطابق با ۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶ میلادی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مجموع عملیات‌ها: ۲۱

محل عملیات‌ها:

ولایت لکی مروت: ۵

ولایت دیره اسماعیل خان: ۴

ولایت وزیرستان شمالی: ۴

ولایت وزیرستان جنوبی: ۴

ولایت پشاور: ۱

ولایت بنو: ۱

ولایت پشین: ۱

ولایت تانک: ۱

ولایت لکی مروت

۱. بر پوسته‌ای موسوم به «سره بنگله» در مربوطات ولسوالی نورنگ، با هاوان حمله صورت گرفت که احتمال تلفات قوی گزارش شده است.

۲. در منطقهٔ سره درگه ولسوالی نورنگ، نیروهای ارتش تحت محاصرهٔ مجاهدین قرار دارند و درگیری همچنان ادامه دارد.

۳. بر مخفیگاه سردراز، رئیس کمیتهٔ امن در تختی‌خیل ولسوالی نورنگ، حملهٔ هاوانی انجام شد که طی آن چند تن از اعضای کمیته زخمی شدند.

۴. نزدیک میدان فوتبال منطقهٔ تختی‌خیل ولسوالی نورنگ، بر اعضای کمیتهٔ امن حملهٔ نارنجکی صورت گرفت که گزارش‌هایی از تلفات دریافت شده است.

۵. در منطقهٔ سره درگه – سره بنگه ولسوالی نورنگ، در حملهٔ هاوانی دو نیروی نظامی، از جمله یک میجر، کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.

ولایت دیره اسماعیل خان

۱. نصرالله، از نیروهای پلیس مربوط به منطقهٔ نایویله ولسوالی پروآ، در یک حمله کشته شد.

۲. در منطقهٔ سره گره ولسوالی پروآ، نیروهای ارتش و اعضای کمیتهٔ امن کمین مشترکی اجرا کردند. در حملهٔ متقابل، گزارش‌هایی از تلفات طرف مقابل منتشر شده و مجاهدین به‌صورت امن عقب‌نشینی کردند.

۳. در مربوطات ولسوالی درابن، بر یک پوستهٔ پلیس حملهٔ تعرضی انجام شد که دیوارهای پوسته تخریب گردید و احتمال تلفات جانی نیز وجود دارد.

۴. نزدیک منطقهٔ هتاله ولسوالی کلاچی، در امتداد جادهٔ تانک، بر موتر متعلق به DSP کمین زده شد که احتمال تلفات گزارش شده و موتر نیز آسیب دید.

وزیرستان شمالی

۱. در منطقهٔ جلیز زکرخیل ولسوالی میرعلی، بر پوستهٔ نظامی حملهٔ تعرضی انجام شد که احتمال تلفات قوی وجود دارد.

۲. در مربوطات ولسوالی میرعلی، ارتباط زمینی کمپ نظامی حسوخیل با خیسور قطع شد. همچنین ماین‌هایی کار گذاشته شده و کمپ از یک جهت در محاصره قرار گرفته است.

۳. بر پوستهٔ نظامی شش‌کروز در میرعلی، حمله انجام شد که احتمال تلفات جانی گزارش شده است.

۴. در منطقهٔ تپّی ولسوالی میرانشاه، بر پوستهٔ پیران حمله صورت گرفت که احتمال تلفات وجود دارد.

وزیرستان جنوبی

۱. در امتداد جادهٔ عمومی واڼا – دیره اسماعیل خان، نیروهای امنیتی محافظ کاروان نظامی هدف کمین قرار گرفتند که طی آن یک نظامی کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.

۲. در منطقهٔ شین ورسک ولسوالی واڼا، در حمله با درازکوف یک نظامی کشته و یک دوربین امنیتی تخریب شد.

۳. در منطقهٔ خیسوره ولسوالی تیارزه، بر قلعهٔ نظامی حمله انجام شد که احتمال تلفات گزارش شده و یک دوربین امنیتی تخریب گردید.

۴. در منطقهٔ ټپرسر ولسوالی شکتوۍ، در حمله با درازکوف یک دوربین امنیتی تخریب شد.

پشاور

در ولسوالی سیتی، قریهٔ امیرگل، بر اتاق پلیس وابسته به DIG انفجار ماین صورت گرفت که طی آن اتاق تخریب و دو پلیس کشته شدند.

بنو

در منطقهٔ گلبهار چوک ولسوالی میریان، در امتداد جادهٔ CPEC، هنگام تلاش پلیس برای توقف افراد، درگیری رخ داد که طی آن سه پلیس زخمی شدند و مهاجمان عقب‌نشینی کردند.

پشین

در مربوطات ولسوالی چمن، به‌اساس گزارش TIA، یک نیروی FC در حمله کشته شد.

تانک

در منطقهٔ کوټ اعظم ولسوالی گومل، گزارش‌هایی از تلفات نیروهای مقابل در پی یک حمله منتشر شده است.

الخندق عملیات. د تحریک طالبان پاکستان د مجاهدینو له‌خوا د ۱۴۴۷هـ‌ق کال د شعبان المعظم په ۲۴مه نېټه چې د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ له ۱۲مې نېټې سره سمون خوري، د ترسره شویو بریدونو او عملیاتو تفصيلي راپور!

الخندق عملیات. د تحریک طالبان پاکستان د مجاهدینو له‌خوا د ۱۴۴۷هـ‌ق کال د شعبان المعظم په ۲۴مه نېټه چې د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ له ۱۲مې نېټې سره سمون خوري، د ترسره شویو بریدونو او عملیاتو تفصيلي راپور!

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

ټولټال عملیات: ۲۱

د عملیاتو ځایونه:

لکي مروت ولایت: ۵

ډېره اسماعیل خان ولايت: ۴

شمالي وزیرستان ولايت: ۴

جنوبي وزیرستان ولایت: ۴

پېښور ولایت: ۱

بنو ولايت: ۱

پشین ولایت: ۱

ټانک ولايت: ۱

لکي مروت ولایت

۱ـ د نورنګ ولسوالۍ اړوند پر سره بنګله نومې پوسته د هاوان پر وسیله برید ترسره شو چې د مرګژوبلې قوي احتمال له ځانه سره لري.

۲ـ د نورنګ ولسوالۍ په سره درګې سیمه کې د ناپاک پوځ عسکر د مجاهدینو تر محاصرې لاندې دي، جګړه لاهم روانه ده.

۳ـ د نورنګ ولسوالۍ تختي خېل د امن کمېټۍ د مشر سردراز پر پټنځای د هاوان په مټ برید کې یوشمېر د کمېټۍ اجیر غړي ټپیان شول.

۴ـ د نورنګ ولسوالۍ د ټپ تختي خېل سیمې د فټبال لوبغالي ته نېږدې د امن کمېټۍ پر غړو د نارنجکو په وسیله برید ترسره شو چې په ترڅ کې د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي.

۵ـ د نورنګ ولسوالۍ سره درګه سره بنګه سیمه کې د هاوان په برید کې د یوه میجر په ګډون دوه تنه اجیر پوځي عسکر هلاک او یوشمېر نور ژوبل شول.

ډېره اسماعیل خان ولایت

۱ـ د پروآ ولسوالۍ د نایوېلې سیمې سره تړاو لرونکی پولیس نصرالله د یوه برید په ترڅ کې ووژل شو.

۲ـ د پروآ ولسوالۍ سره ګره سیمه کې ناپاک پوځ او د امن کمېټۍ غړو په ګډه پر مجاهدینو کمین وواهه، د ځوابي برید په ترڅ کې اجیر دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي، او مجاهدین له سیمې په خوندي ډول وتلو کې بریالي شول.

۳ـ د درابن ولسوالۍ په مربوطاتو کې د پولیسو پر پوسته تعرضي برید ترسره شو چې په ترڅ کې د پوستې دیوالونو تر ډېره ونړېدل او د ځاني تلفانو امکان هم پکې شتون لري.

۴ـ د کلاچې ولسوالۍ هتاله سیمې ته څېرمه د ټانک سړک په اوږدو کې مجاهدینو د ډي ایس پي موټر ته کمین ورکړ چې د مرګژوبلې احتمال پکې شتون لري او موټر یې هم زیانمن شو.

شمالي وزیرستان ولایت

۱ـ د میرعلي ولسوالۍ جلیز زکرخېل سیمه کې پر پوځي پوسته تعرضي برید کې د مرګژوبلې قوي احتمال شتون لري.

۲ـ د میرعلي ولسوالۍ په مربوطاتو کې د تحریک طالبان پاکستان مجاهدینو د حسوخېلو د پوځي کمپ ځمکنۍ اړیکه له خیسور سره پرې کړه، همداراز د یرموک قطعې مجاهدینو ځای ځای ماینونه هم خښ کړي، او دښمن ته په کمین کې ناست دي، او کمپ له یوې خوا په بشپړه توګه د مجاهدینو تر محاصرې لاندې دی.

۳ـ د میرعلي ولسوالۍ په مربوطاتو کې پر شش کروز پوځي پوسته د هشکې په مټ برید کې د ځاني تلفاتو کلک احتمال شتون لري.

۴ـ د میرانشاه ولسوالۍ تپۍ سیمه کې پر پیران پوځي پوسته تعرضي برید ترسره شو چې اجیر دښمن ته پکې د مرګژوبلې اوښتو احتمال شتون لري.

جنوبي وزیرستان ولایت

۱ـ د واڼا ولسوالۍ اړوند د واڼا-ډېره اسماعیل خان عمومي سړک په اوږدو کې د پوځي قطار پر امنیت موظف عسکر د کمیني برید ښکار شول چې په ترڅ کې یو پوځي عسکر هلاک او یوشمېر نور ژوبل شول.

۲ـ د واڼا ولسوالۍ شین ورسک سیمه کې پر پرته پوسته د درازکوف د برید په ترڅ کې یو پوځي عسکر هلاک شو، ترڅنګ یې یوه امنیتي کامره هم تخریب شوه.

۳ـ د تیارزې ولسوالۍ خیسوره سیمه کې پر پوځي کلا تعرضي برید کې اجیر دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو کلک احتمال شتون لري، په برید کې یوه امنیتي کامره هم تخریب شوه.

۴ـ د شکتوۍ ولسوالۍ ټپرسر سیمه کې پر پوځي پوسته د درازکوف د برید په ترڅ کې یوه امنیتي کامره تخریب شوه.

پېښور ولایت

د پېښور سيټي ولسوالۍ امیرګل کلي کې د ډي آي جي پر ځمکه جوړه شوې د پولیسو کوټې ته د ماین په مټ انفجار ورکړل شو چې په ترڅ کې کوټه ویجاړه او پکې دوه پولیس هلاک شول، یاد ځای د برحاله پولیسو لخوا د بد فعلۍ د اډې په توګه کارول کېده.

ولس باید خپل بچي د ډي آي جي پولیسو سره له اړیکو لري وساتي.

بنو ولایت

د میریان ولسوالۍ د ګلبهار چوک سیمې اړوند د سي پیک سړک په اوږدو کې پولیسو د تالاشۍ پر مهال د مجاهدینو د ودرولو هڅه وکړه، چې مجاهدینو پرې ځوابي ډزې وکړې چې په پاېله کې درې پولیس ټپیان شول، او مجاهدین په خوندي ډول وتلو کې بریالي شول. الحمدلله

پشین ولایت

د چمن ولسوالۍ په مربوطاتو کې د ټي آي ای د راپور په اساس دندې ته روان د ایف سي عسکر چریکي مجاهدینو له موټر ښکته او په هلاکت ورساوه.

ټانک ولایت

د ګومل ولسوالۍ کوټ اعظم سیمه کې له تعرضي بریده دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي.

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در پی اظهارات اخیر «خواجه آصف»، وزیر دفاع پاکستان مبنی بر احتمال عملیات نظامی در خاک افغانستان پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، تحلیل‌ها نشان از پوشالی بودن این تهدیدات و وابستگی عمیق لشکریان اسلام‌آباد به قدرت‌های استعباری دارد.

هشدارهای مقامات پاکستانی درباره عملیات نظامی در خاک افغانستان، چیزی جز بلوف‌های نمایشی و فرار از بحران‌های داخلی نیست. این لاف‌های نظامی در حالی مطرح می‌شود که ارتش این کشور توان مقابله با چالش‌های امنیتی درون مرزهای خود را ندارد و با فرافکنی، سعی در متهم کردن دیگران دارد.

قدرت ادعایی پاکستان نه از اراده ملی، بلکه نشأت گرفته از خوش‌خدمتی به اربابان خارجی و در رأس آن‌ها آمریکای جنایتکار است. رژیم اسلام‌آباد به عنوان ابزاری در دست شیطان بزرگ، تنها در راستای منافع واشنگتن در منطقه گام برمی‌دارد و هویت خود را در وابستگی به استکبار جهانی تعریف کرده است.

برخلاف تصور سران اسلام‌آباد، قدرت واقعی در دست کسانی است که به نصرت الهی ایمان دارند. مجاهدین دلیر تی‌تی‌پی (طالبان پاکستان) با تکیه بر ایمان و جهاد، لرزه بر اندام مزدوران انداخته‌اند. این وعده الهی است که به اذن الله، مستکبران و غلامان‌شان به زباله‌دانی تاریخ افکنده خواهند شد.

پاکستان که به جای تکیه بر همسایگان مسلمان، به دامن آمریکا پناه برده است، باید بداند که دوران سلطه شیطان بزرگ به پایان رسیده است. مجاهدین راه حق ثابت کرده‌اند که هیچ قدرت مادی نمی‌تواند در برابر اراده ایمانی بایستد و به زودی شاهد اضمحلال نفوذ آمریکا و ایادی منطقه‌ای آن خواهیم بود.