خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که الله جل جلاله در مورد کفار سکولار(به زبان عربی = کفار مشرک) می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217) و سکولاریستها(مشرکین) همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از(محتوای 4گانه ی) دینتان برگردانند.[1]

و در حالی که در برابر این جنگ همیشگی و تحمیلی کفار سکولار بر مومنین از اَنَس رضی‌الله‌عنه روایت است که رسول الله صلی ‌‌الله ‌علیه ‌و سلم فرمودند: جَاهِدُوا المشركين بأموالكم وأنفسكم وألسنتكم. [2]با مشرکان (=سکولاریستها)، با اموالتان، جان‌هایتان و زبان‌هایتان جهاد کنید.

اما هم اکنون که با چشم سر می بینیم که کفار محارب آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند و بسیار عادی خواهد بود که بر اساس این آیات و احادیث با آنها برخورد کرد اما دسته هائی از مولوی ها و آخوندها و شیخها بخشی از جبهه ی این کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی شده اند و در برابر حق امت اسلامی که عمل به این آیات و احادیث است سکوت کرده اند.  

 البته لازم است بدانیم که در طول تاریخ، هرگاه برخی عالمان دینی به‌جای ایستادن در کنار حق و دفاع از مظلومان، در خدمت دشمنان دین و ملت قرار گرفته‌اند، دین به ابزار توجیه سیاست این دشمنان و منافع آنها تبدیل شده است.

پس اینکه پرسیده شود چرا در حالی‌که دارالاسلام ایران و غزه و یمن و غیره با جنگ، محاصره، اشغال و رنج روبه‌رو هستند، برخی منبرها از بیان درد مسلمانان و دفاع از مظلومان خالی شده‌اند و بلکه به بلندگوئی جهت ناامید کردن و دور کردن مردم از مجاهدین و آزادیخواهان تبدیل شده اند؟

زمانی که عالم دینی استقلال شرعی خود را از دست بدهد و رضایت کفار محارب خارجی و مزدوران آنها و عوام رسانه زده را بر حقیقت ترجیح دهد، سخنان او نیز در مسیر منافع دشمنان واقعی دین و ملت قرار می‌گیرد، نه در مسیر دفاع از شریعت الله و حق شرعی مومنین.

اینها گاه با سوء استفاده از موقعیتی که برایشان درست شده است و شخصیتی که برایشان ساخته و پرداخته شده است حق و باطل را با هم قاطی می کنند که نتیجه ی حتمی آن پوشاندن و کنار زدن حق است چنانچه الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/42) حق را با باطل درنیامیزید و حقیقت را پنهان نکنید، در حالی‌که می‌دانید.

ای مولوی نگاه کن با بیان بعضی از مشکلات اقتصادی و … جامعه ( که هیچ جامعه ای به نسبتهای مختلفی از مشکلات و حتی مفاسد اداری و اجرائی خالی نیست) خروجی و نتیجه ی صحبتهای شما به نفع کدام جبهه است؟ به نفع جبهه ی مومنین و مدافعان دین و ملت یا به سود جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون همیشه خائن و وطن فروش داخلی؟

جبهه ی خودت را ببین و زمانی که همچون یکی از اعضای جبهه ات نگریسته شدی حق اعتراض نداری.


[1]  محتوا و مفاهیم چهارگانه ی دین عبارتند از : 1- قدرت حاکمیت 2- قانون و برنامه 3- اطاعت و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش .

[2]  سنن ابی‌داوود – 2504

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (2)

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (2)

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

مشرکان  یا سکولاریستهای قریش نیز مانند سکولارهای امروز، می‌گفتند: «دین برای عبادت و امری شخصی باشد، و حکومت برای قبیله و مردم». آنان نیز مانند سکولارها، قانون بشری و هوای نفس را بر شریعت خدا ترجیح می‌دادند. این همان چیزی است که امروز به نام «اسلام آمریکایی» و «دموکراسی» بر مسلمانان تحمیل می‌شود.

امثال مولوی عبدالحمید و ترشابی و خدمتی و کیانی که برای سکولاریسم نعره می زنند آیا می توانند به این سوال پاسخ دهند که الله جل جلاله می فرماید: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/ ۵۰) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ و چه کسی از خدا برای قومی که یقین دارند، بهتر حکم می‌کند؟

ای مسلمانان، ای امت رسول الله صلی الله علیه وسلم، ای بلوچهای اهل سنت و جماعت، این سخنان، سخنان منافقان و خائنان است. آنان هرگز نماینده‌ی اسلام نیستند، بلکه مزدوران آمریکا و آل سعودند و تنها هدفشان، نابودی اسلام و مسلمین و ضربه زدن به نیروهای مخالف آمریکا و صهیونیستهاست.

الله جل جلاله در مورد این جریان می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) اینان دشمن اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

پس با این جریان همچون یک جریان از دشمنان داخلی برخورد کنید و هوشیار باشید که در دام آنها نیافتید

با تمام این توطئه‌ها، ما به وعده‌ی الهی ایمان داریم که باطل، هرگز بر حق پیروز نخواهد شد: بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون (انبیاء/ ۱۸) بلکه حق را بر باطل می‌افکنیم و آن را در هم می‌شکند و ناگهان باطل نابود می‌شود. وای بر شما از آنچه توصیف می‌کنید.

و در پایان، این چند سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم را یادآور می‌شویم که می فرماید:

  •  لا تَزالُ طائفةٌ من أُمَّتي يقاتِلونَ على الحقِّ ، ظاهرينَ إلى يومِ القيامةِ ، فيَنْزِلُ عيسى ابنُ مريمَ ، فيقولُ أميرُهم : تَعَالَ صَلِّ لنا ، فيقولُ : لا ، إنَّ بعضَكم على بعضٍ أميرٌ ، تَكْرِمَةُ اللهِ لهذه الأُمَّةِ. هميشه گروهي از امت من در راه حق قتال مي کنند، و تا قيامت پيروز خواهند بود… تا اينکه عيسي بن مريم پايين مي آيد، پس فرمانده آنها مي گويد: ” بفرما براي ما نماز بگزار (امامت کن)” مي گويد: “نه، همانا بعضي از شما بر بعضي ديگر سروري دارد”، کرامتي است که الله به اين امت عنايت کرده است
  • لا تزال عصابة من أمتي يقاتلون على أمر الله، قاهرين لعدوهم، لا يضرهم من خالفهم، حتى تأتي الساعة وهم على ذلك. [1]هميشه گروهي از امت من براي برپا کردن فرمان الله به قتال مي پردازند، بر دشمنانشان پيروز هستند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند تا اينکه قيامت برپا مي شود و آنان در اين حال هستند. [مسلم]
  • لا يزال من أمتي؛ أمة، يقاتلون في سبيل الله، لا يضرهم من خالفهم، يزيغ الله قلوب قوم يرزقهم منهم، يقاتلون حتى تقوم الساعة . هميشه از امت من؛ گروهي، در راه خدا قتال مي کنند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند، و خداوند قلوب قومي را منحرف مي گرداند و از آنان روزيشان مي دهد، و پيوسته مبارزه مي کنند تا اينکه قيامت فرا مي رسد . [النسائي].

و این روایات:

جابر بن عبدالله رضی الله عنه می‌گوید: سمعت رسول الله صلیالله علیه و سلم یقول: لاتزال طائفة من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین إلی یوم القیامة «رواه مسلم»

همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لن یبرح هذا الدین قیاماً یقتلون علیه عصابة من المسلمین حتی تقوم الساعة «رواه مسلم»

از یزید بن اصم از معاویه بن ابی سفیان از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: من یرد الله به خیراً یفقه فی الدین ولا تزال عصابة من المسلمین یقاتلون علی الحق، ظاهرین علی من ناوأهم إلی یوم القیامة «رواه مسلم»

از عمران بن حسین رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: لا تزال طائفة من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین علی من ناوأهم حتی یقاتل آخرهم المسیح الدجال «رواه حاکم فی المستدرک و قال هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه.

شما بگوئید هم اکنون کدام جریان و طائفه است که با کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در حال جنگ مسلحانه و قتال است؟ حق همانجاست نه پیش گروه منافقینی که با بهانه کردن مسائل مذهبی و قومیتی و اقتصادی و صدها دغل بازی و مکر و فریب دیگر، سربازان جنگ روانی دشمنان شده اند.


[1]  مسلم 156- الألباني، صحيح الجامع 7293

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (1)

ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئه‌ای جهت مشروعیت‌بخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (1)

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین.

اینکه بارها از زبان مولوی عبدالحمید در تنازل و ذلیلی نشان دادن در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مزدوران عرب آنها سخنانی می شنویم و حتی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی که تاریخی سراسر خیانت را طی کرده به عنوان بخشی از مردم ایران نشان داده و ارتداد و خیانت را برای مسلمین عادی سازی می کند خبر از جریانی دارد که به اسلام آمریکائی – صهیونی جدید مشهور شده است.

به همین دلیل شاهدیم که جریان‌های نفاق و ذلیلی، با چهره‌ای حق‌به‌جانب و در لباس مذهب حنفیت و مسجد و شبکه های ماهواره ای، آشکارا علیه اسلام و مسلمین موضع‌گیری می‌کنند. تازه‌ترین نمونه، اظهارات تأسف‌بارِ به اصطلاح «استاد عبدالقادر ترشابی» از شبکه‌ی کلمه است که با مهر تأیید خود، مشروعیت حکومتِ کفار و مرتدانی مانند ربع پهلوی را تأیید کرده است و بلند گوی این مرتد خائن بی غیرت شده است.

ترشابی قبلا به عنوان یک مجری با تفکرات نجدیت در شبکه ی ماهواره ای رسمی شارجه فعالیت داشته و صاحب انتشاراتی حرمین با گرایشات نجدی بوده و در شبکه ی کلمه هم از همین تفکر حمایت می کند و آشکارا می داند که این موضع گیری او ارتداد آشکار است.

پس این سخنان ترشابی و سایر هم مسیرانش به دلیل جهل نیست، بلکه از روی آگاهی و برنامه‌ریزیِ دقیق دشمنانِ اسلام بیان می‌شود. اینجا، سخن از یک اشتباه فردی نیست؛ بلکه سخن از توطئه‌ای هماهنگ است که توسط «اسلام آمریکایی» و هوادارانش بر علیه مومنین مجاهد و دشمنان آمریکا و صهیونیستها به پیش برده می‌شود.

منافقان همیشه با زبان، ادعای ایمان و محبت به مومنین می‌کنند، اما در عمل، در صف دشمنان ایستاده‌اند. این جریان‌ها امروز نیز با نام‌های مختلف و با ادعای دفاع از اسلام، در حال تخریب بنیان‌های اعتقادی امت هستند.

نکته‌ی مهم این است که منافقان امروز بر خلاف منافقین زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، دیگر نفاق خود را پنهان نمی‌کنند؛ آنان علناً از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدان داخلی دفاع کرده و برای آنان مشروعیت می‌سازند. این، نشانه‌ی نهایت شیطنت و پستی آنان است.

حمایت از افرادی مانند «ظاهر شاه» (بازمانده‌ی خاندان سلطنتی افغانستان) و «پهلوی‌ها» (خاندان خائن ایران)، بخشی از یک پروژه‌ی بزرگ است که اهداف زیر را دنبال می‌کند:

۱. احیای حکومت‌های طاغوتی: دشمنان اسلام می‌خواهند با ایجاد مشروعیت برای این خاندان‌ها، بار دیگر ملت‌های مسلمان را به دوران استبداد و وابستگی بازگردانند.

۲. تفرقه‌افکنی میان مسلمانان: آنان با حمایت از جریان‌های مرتد و وابسته، به دنبال ایجاد شکاف میان امت اسلامی هستند.

۳. تثبیت نفوذ آمریکا و غرب: تمام این تلاش‌ها، در راستای منافع آمریکا، اسرائیل و آل سعود صورت می‌گیرد.

الله جل جلاله خطاب به امثال مولوی عبدالحمید و ترشابی و عبدالغفار نقشبندی و امثالهم می فرماید: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹) کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست می‌گیرند، آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ پس همانا عزت، همه از آنِ خداست.

اگر دقت کنیم، عامل اصلی و پشت پرده‌ی این توطئه‌ها، جریان‌هایی قرار دارند که با نام «اسلام» و با استفاده از «تفکر نجدیت» (وهابیت)، به مقابله با مذاهب اسلامی و ارزش‌های اصیل برخاسته‌اند.

آنان دم از توحید و ایمان می‌زنند، اما در عمل، علیه اسلام و مسلمین عمل می‌کنند و با تحریف مفهوم «توحید» و «جهاد»، به تکفیر نابجای مسلمانان پرداخته و راه را برای نفوذ دشمنان خارجی و مرتدین داخلی باز می‌کنند به همین دلیل می بینیم که با بزرگ‌نمایی اختلافات مذهبی و حمایت از جریان‌های خائن و ضد اسلامی، وحدت امت اسلامی را هدف قرار داده‌اند

این تفکر نجدیت درباری آل سعود که امثال عبدالحمید گوشه ای از آن را نشر می دهند و امثال ترشابی و کیانی و خدمتی گوشه هایی دیگر را، ریشه در توطئه‌های استعمار انگلیس دارد که برای تضعیف خلافت عثمانی و ایجاد تفرقه در جهان اسلام، آنها از کانال آل سعود ایجاد شد. امروز نیز این جریان‌ها با حمایت مالی و سیاسی آمریکا و آل سعود، در سراسر جهان اسلام و از جمله در میان بلوچها و افغانی ها به فعالیت مشغولند.

دشمنان اسلام، امروز علیه ایران، فردا علیه افغانستان و پس‌فردا علیه هر کشور اسلامی دیگر وارد عمل می‌شوند. آنان با استفاده از ابزارهای مختلف مانند رسانه‌ها، شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی، به دنبال ترویج اسلام آمریکایی، مشروعیت‌بخشی به کفار و تضعیف روحیه‌ی جهاد و مقاومت در میان مسلمانان هستند.

از اهداف اصلی این توطئه ها جایگزینی اسلام مذاهب اسلامی با اسلام آمریکایی  و حرکت به سوی اسلام سکولار و سازشکار و مشروعیت‌بخشی به حکومت‌های کافر و مرتد و  ترویج قانون سکولاریسم کفری، همان قانون مشرکان قریش در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

دغل بازی و خیانت گروهکهای جیش العدل و جبهه ی بغاوت و حکومت دست نشانده ی پاکستان در برابر جبهه ی اسلام و مجاهدین آزادیخواه ایران و افغانستان

دغل بازی و خیانت گروهکهای جیش العدل و جبهه ی بغاوت و حکومت دست نشانده ی پاکستان در برابر جبهه ی اسلام و مجاهدین آزادیخواه ایران و افغانستان

کاتب: محمد اسامه

حکومت سکولار پاکستان غلامی است همچون حکومتهای امارات و آل سعود و بحرین و قطر و اردن و مصر و… که بخشی از برنامه های سیاسی و امنیتی و نظامی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را در منطقه به پیش می برد.

عده ای که تنها با دیدن می توانند به قناعت برسند و جزو کم هوش ترینهای میان انسانها هستند با دیدن هم پیمانی امنیتی و دفاعی حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان با آل سعود و کویت به یقین رسیدند که پاکستان در محور کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین همسو با آنها قرار گرفته است که هدفی جز مبارزه با دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان و سایر مجاهدین آزادیخواه ندارد.

پس تأسف‌بارتر از دشمنی دشمنان اصلی و کفار محارب آمریکائی – صهیونی، خیانتِ کسانی است که خود را مسلمان و حامی مسلمین معرفی می‌کنند، اما در عمل، ابزار اجرای اهداف شوم آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شده‌اند.

الله تعالی مؤمنان را از اتکا به کسانی که در ظاهر با مسلمین اظهار دوستی می‌کنند اما در باطن با دشمنان اسلام هم‌پیمانند، برحذر داشته اس و می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ (آل عمران/118) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان [دوستان] محرم اسرار نگیرید. آنان از هیچ فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا کینه از دهانشان آشکار شده و آنچه در دل‌هایشان پنهان می‌دارند بزرگ‌تر است.

پس مومنین به صورت عام و مسئولین حکومتی دو دارالاسلام ایران و افغانستان باید مراقب نفوذی‌هایی باشند که در اردوگاه مسلمانان زندگی می‌کنند اما قلبشان و اعمالشان با دشمنان است. برخی دولت‌های منطقه که در ظاهر برای عوام فریب خورده می خواهند نشان دهند که پرچم اسلام و اهل سنت را برافراشته‌اند، با ایجاد پایگاه‌های نظامی برای آمریکا و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، مصداق بارز همین «بِطانَه» (محرم اسرارِ دشمن) هستند.

 پاکستان تحت سلطه ژنرال‌های کرایه‌ای که با وجود ادعای حمایت از مسلمانان، پایگاه‌هایش را در اختیار پهپادهای آمریکایی برای کشتار مسلمانان شریعت‌گرا در افغانستان قرار داده و ترکیه‌ی اردوغان که با وجود تظاهر به دفاع از آرمان فلسطین، در عمل به عضوی مؤثر در ناتو و ابزار فشار بر ایران اسلامی تبدیل شده است، و آل سعود که خود را خادم حرمین شریفین می داند و سایر دولتکهایی چون قطر و کویت و اردن و بحرین و امارات نمونه‌های عینی این خیانت‌اند.

حکام این سرزمینها با زبان چیزهائی در مورد اسلام و دفاع از اهل سنت می گویند اما در عمل در کنار کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار گرفته اند و تیشه به ریشه ی اسلام می زنند و مصداق این آیه شده اند که الله تعالی در موردشان می فرماید: إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ (منافقون/1) چون منافقان نزد تو آیند، گویند: «گواهی می‌دهیم که تو قطعاً فرستاده خدایی.» و خداوند می‌داند که تو قطعاً فرستاده او هستی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان سخت دروغگویند.

پس نفاق، خطرناک‌ترین سلاح دشمنان برای نفوذ در صفوف مسلمانان است. عملکرد دولت‌هایی که با دشمنان اسلام ائتلاف می‌کنند اما در سخنرانی‌های خود خود را حامی فلسطین و قدس می‌نامند، در همین راستا قابل تحلیل است. اردوغان و سران آنکارا، از سویی خود را خادم قدس معرفی می‌کنند و از سوی دیگر با استقرار سامانه‌های پدافندی ناتو و همکاری اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی، به خیانت پنهان خود ادامه می‌دهند. جنرال‌های کرایه‌پاکستان نیز با دریافت دلارهای نفتی و نظامی از عربستان و آمریکا، در برابر جنایات رژیم صهیونیستی سکوت کرده و در پشت پرده، از گروهکهای همسو با آمریکا و صهیونیستها برای ضربه زدن به ایران و افغانستان حمایت می‌کنند.

مومنین ایران و افغانستان بدانند که هر کسی این گروهکهای ظالم مثل جیش العدل و گروه احمد مسعود و محقق و… را یاری دهد که در واقع یاری دادن آمریکا و صهیونیستها است خود را مشمول این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم کرده است که می فرماید: مَنْ أعانَ ظالمًا سلَّطَهُ اللهُ عليهِ. [1]هر کس ستمکاری را یاری کند، خداوند آن ستمکار را بر او مسلط می‌کند.

این وعده ی حقی برای خائنین است اما  در کل، خیانت به امت اسلامی، چه به صورت آشکار و چه پنهان، گناهی نابخشودنی است. گروهکهائی که به بهانه ی مسائل اقتصادی و قومیتی و مذهبی و … و دولت‌هایی که به بهانه‌های واهی، مانند جنگ با تروریسم یا حفظ منافع ملی، به ابزار آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند و علیه مسلمانان شریعت‌گرا در افغانستان و ایران اقدام می‌کنند، در حقیقت در صف دشمنان خدا و رسول صلی الله علیه وسلم قرار گرفته‌اند و با خیانت‌های آشکار و پنهان خود، بلای جان مسلمانان شریعت‌گرا در منطقه شده‌اند.


[1]  ملا علي قاري، الأسرار المرفوعة 317 . أخرجه ابن عساكر في ((تاريخ دمشق)) (34/4)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (3)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (3)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

دسته ای که نمی توانند به اتهام مرتد بودن یا اهل بدعت بودن حاکمیت بر دارالاسلام ایران قتال الفتنه ی خود را توجیه کنند می گویند: ایران به مملکت اسلامی سوریه حمله کرده و تبدیل به دشمن صائل مسلمین شده و چون مردم اهل سنت سوریه توان دفع آن را ندارند بر سایر مسلمین در سایر سرزمینها جهاد با ایران واجب می شود و ما هم بر این اساس با ایران می جنگیم!

اولاً حاکمیت بر سوریه حاکمیتی سکولار و دارالکفر طاری است نه دارالاسلام و حاکمیتی بر اساس هیچ یک از مذاهب اسلامی، و این حاکمیت سالهاست که متحد ایران بر علیه آمریکا و ناتواست.

علاوه بر این، حسون مفتی عام رژیم سکولار سوریه از سنی هاست، بوطی رئیس هیئت علمای سوریه از سنی هاست، اکثریت مطلق ارتش سوریه و مقامات کشوری و اداری سوریه از سنی ها هستند، در کنار اینها، متحدین سوریه هم وجود دارند.

اما جنگ سوریه برای کم هوش ترین انسان ثابت شده است که جنگ آمریکا و ناتو با سوریه و متحدین آن مثل ایران و روسیه است و جنگ ربطی به اهل سنت و جماعت و شیعه و سنی ندارد بلکه خوراک جنگ آمریکا و ناتو با ایران و روسیه و متحدین آنها در سوریه از اهل سنت هستند.

کسی که حتی جاسوس بودن دارودسته ی جولانی برای حکومت سکولار ترکیه و سایر واقعیات را نمی تواند ببیند اما باید وجود ارتش اشغالگر ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه در ادلب و وجود ارتش آمریکا در مناطق تحت کنترل این گروههای متفرق منتسب به اهل سنت را باید دیده باشد و نمی تواند این اشغالگری آشکار را انکار کند هر چند هزاران بهانه بیاورد .

پس دشمن صائل مردم سوریه آمریکا و ناتو و مزدوران محلی آنها هستند چه مزدوران سکولار و چه مزدوران به ظاهر اسلامگرائی که حتی یک قانون شریعت هم در مناطق تحت حاکمیت آنها پیاده نمی شود و جنگ و صلح و پیش روی و عقب نشینی آنها به دستور آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه است .

در همان ابتدای جنگ ارتش آزاد سکولار که مستقیماً از سوی آمریکا هدایت می شدند حکومت سکولار سوریه از دارالاسلام ایران و دارالکفر اصلی روسیه به عنوان متحدین خود درخواست کمک کرد، ایران هم به کمک متحد قدیمی خود بر علیه آمریکا و ناتو و متحدین آنها چون رژیم صهیونیستی و گروههای مختلف متنوع سوری چون ارتش آزاد و گروه علوش و احرار و… رفت.

ممکن است برای عده ای تلخ باشد اما لازم است همه بدانند ، با آنکه غیر مستقیم فعالیتهای فرقه نجدی دوله در مسیر نقشه ها و اهداف دشمنان اهل سنت بود اما تنها فرقه نجدی دوله بود که اختیارش در دست آمریکا و ناتو نبود و جاهلانه جنگ را بر همه از جمله تمام شیعیان جهان و … تحمیل کرده بود و همه مجبور به دفاع از خود بودند.

پس حمایت ایران از دارالکفر طاری سوریه در برابر کفار اصلی آمریکائی و ناتو و صهیونیستها مثل دفاع رسول الله صلی الله علیه وسلم از دارالکفر بنی خزاعه در برابر کفار قریش بود که در نهایت رسول الله صلی الله علیه وسلم به دفاع از دارالکفر بنی خزاعه به مکه حمله کرد و مکه را فتح کرد.  

این باید برای هر مسلمانی واضح و روشن باشد که جنگ در سوریه جنگ بین جناح ایران و روسیه با جناح آمریکا و ناتو است که هر یک دارای متحدین و گروههای همسو با خود هستند و این جنگ هیچ ربطی به جنگ شیعه و سنی ندارد.

در این صورت، فرقه های متفرق اهل بدعت خارج از منهج اهل سنت و جماعت نمی توانند قتال الفتنه و هرج و مرج مسلحانه  یخود بر علیه دارالاسلام ایران را توجیه شرعی کنند.

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

بر علیه حاکم ظالم و فاسد اهل بدعت هم تنها زمانی قیام مشروع است که:

 تحت فرماندهی یک رهبر و دارای یک پرچم باشد(مثل امارت اسلامی افغانستان که دارای یک رهبر واحد و یک پرچم بود)

 «توانائی، اسباب لازم و شرایط و زمان مناسب» برای انقلاب و تغییر این منکر بزرگ با دست فراهم باشد و در وضع موجود انقلاب و قیام مسلحانه منجر به ارتقای این حاکمیت به حاکمیتی اسلامی بالاتر و فقه اسلامی بهتری شود؛ حتی اگر همین الان این نظام حاک بر ایران برود هرگز نظامی اسلامی بر اساس فقه اهل حدیث یا حنفی و شافعی و غیره سرکار نمی آید بلکه دارالکفری سکولار و دشمن سرسخت قوانین شریعت الله بر اساس تمام مذاهب اسلامی سرکار می آید.

پس به قول امام نووی که می گوید:«فَتَكُونُ الْمَفْسَدَةُ فِي عَزْلِهِ أَكْثَرَ مِنْهَا فِي بَقَائِهِ». (شرح النووي على صحيح مسلم كتاب الإمارة باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية وتحريمها في المعصية، حديث رقم: (1840) ص. 539 و540.) مفسده ای که جهت کنار زدن این حاکمیت به وجود می آید بیشتر از مفسده ی ناشی از ماندن آن است به عبارتی دیگر انقلابات نارس وتوسط فرقه های متفرق که جنگشان قطعاً به قتال فتنه ختم می شود بیشتر از مفسده ی باقی ماندن این حاکم بر مسند حکومت است و این حاکم اگر بر حاکمیت خود بر الجماعه ادامه دهد فسادش کمتر از فساد قیامی است که برای کنار زدن او صورت می گیرد و مفسده ی قیام بیشتر است.

بر این اساس در چنین شرایطی، یکی از ویژگی های اهل سنت و جماعت این است که: بر واجب بودن سمع و طاعة در غیر معصیت الله از رهبران دارالاسلام، و عدم جواز قیام و خروج بر علیه آنها اتفاق کرده اند.( ابن رجب الحنبلي، جامع العلوم والحكم ج2 الحديث رقم: (28) ص. 109 إلى 112.)

امام ابن نحاس(وفات804ق) علاوه بر آنکه جنگ مسلحانه و اسلحه کشیدن بر علیه رهبر الجماعة را رد می کند جمع کردن افراد برای این گروههای اسلامی و یارگیری برای آنها و تشویق مردم برای پشتیبانی از این افراد و گروههای مسلح اسلامی را نیز رد می کند یعنی در واقع از هر کاری که منجر به تشویق و تحریک مردم در پیوستن به گروههای اسلامی متفرق شود را منع می کند و می گوید: چون این کار باعث تحریک به الفتنه و به هیجان درآوردن مردم برای انجام شر و از بین رفتن هیبت حاکم در قلب شهروندان می شود و امکان دارد چنین کاری به جری ساختن آنها به قیام بر علیه حاکم و تخریب سرزمین منجر شود. (الموازين لابن النحاس، ص 43/)

پس به این بهانه که حکومت ایران از نگاه مذهب شما اهل بدعت است و حتی به درجه ی حاکمیت معتزلی های زمان امام احمد بن حنبل رسیده باشد هر گونه قیام و جنگ مسلحانه ای بر علیه آن حرام و غیر شرعی است.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است و نمی توان فتنه ی تولید شده توسط فرقه های مختلف را در قالب جهاد توجیه کرد چون اجماع و منهج واضح است و علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داده تابع حاکمیت واحد شویم و  «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و از این فرقه ها و گروهها ی شبه جهادی دوری کنیم: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» (بخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847))

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امربه معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی واضح و آشکار است، بخصوص در سطح حکومتی.

حاکم بر دارالاسلام اگر بر اساس ظوابط تکفیر مورد پذیرش اهل سنت و جماعت (1- اثبات جرم 2- تائید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4- موانع تکفیر) و با یقین و بدون کوچکترین شک و شبهه ای کافر و مرتد شد و از دایره ی اسلام خارج  شد آنوقت امام نووی شافعی از قول قاضی عیاض مالکی بیان می کند که: «أَجْمَعَ الْعُلَمَاءُ عَلَى أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَنْعَقِدُ لِكَافِرٍ وَعَلَى أَنَّهُ لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ الْكُفْرُ انْعَزَلَ» (النووي، أبو زكريا، شرح النووي على مسلم ج 12 ص 229) علماء اجماع دارند که امامت و رهبریت برای کافر منعقد نمی شود و چنانچه رهبر مسلمانی هم کافر شود از مقامش عزل می گردد.

 ابن منذر هم می گوید: تمام اهل علم بر این امر اجماع دارند که به هیچ عنوان کافر ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد. (ابن القيم، أحكام أهل الذِّمَّة (2/ 787))

ابن حجر هم می گوید: به اجماع مسلمین، امام و رهبر به دلیل کافر شدن از مقام خودش عزل می شود « يَنْعَزِلُ بِالْكُفْرِ إِجْمَاعًا »، در این صورت بر هر مسلمانی واجب است که به عزل این رهبر قیام کند، هر کسی به این امر مهم برخاست دارای ثواب و پاداش است و هر کسی هم که سازش کرد گناهکار می گردد و هرکسی هم که در قیام جهت عزل این رهبر ناتوان بود باید از آن زمین هجرت کند. (ابن حجر عسقلانی، فتح الباري” (13/ 123).)

 تمام علمای مذاهب اسلامی بر چنین فتوائی اتفاق دارند، و احادیثی که به صبر در برابر رهبران ظالم و اهل جور دعوت می دهند در مورد رهبرانی است که ظلم و فسق آنها به کفر بواح و آشکار نرسیده باشد که برای این کفر آشکار از سوی الله دلیل و برهانی داشته باشیم «إلَّا أنْ تَرَوْا كُفْرًا بَواحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فيه بُرْهانٌ». (بخاري (7055) مسلم (1840))

بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ امامی در طول تاریخ شیعیان جعفری را به عام تکفیر نکرده اند هر چند آرائی در مورد تکفیر غلاة شیعه از سوی ائمه ی شیعه و سنی وجود دارد، سپس: بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ عالمی در زمان ما وجود ندارد که با استناد به منابع و ظوابط مورد پذیرش اهل سنت و جماعت، حاکمیت کنونی بر ایران را تکفیر کند و از اسلام خارج بداند.

پس با این بهانه کسی نمی تواند با نام اهل سنت و سنی بودن خروج و شورش بر علیه ایران را برای خود توجیه کند و اگر با این بهانه ی غیر شرعی جنگی را شروع کند غیر شرعی و قتال الفتنه و حرام است.

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

عبدالمالک ریگی که نه سواد آکادمیک داشت و نه سواد فقهی در شریعت برای مدتی توانست برای خود دارودسته ای درست کند.

ابتدا با تکفیر شیعه ها شروع کرد و یکبار به القاعده اسامه بن لادن بیعت داد اما بیعت او پذیرفته نشد، این شخص خیال می کرد که اگر کیلویی شیعیان را تکفیر کند و در برابر ایران بایستد می تواند نزد اسامه بن لادن انسان خوبی جلوه کند در حالی که اسامه بن لادن دارای عقاید اخوان المسلمینی با تفکرات و منهج سید قطب رحمه الله بود و رهبر ایران هم از مترجمین آثار سید قطب بود.

به هر حال عبدالمالک ریگی نتوانست حمایت القاعده را به دست آورد به همین دلیل به رسانه های وابسته به آمریکا و انگلیس مثل رنگارنگ و بی بی سی و رسانه های آل سعود مثل العربیه متوسل شد، یعنی به دشمنان اسامه بن لادن.

 عبدالمالک ریگی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رنگارنگ به صراحت خودش را بخشی از ایران می داند و می گوید به نمایندگی از تمام ایرانیان برای ایرانی فدرال می جنگد.

بلوچها قبلا در پاکستان تجربه ی فدرالیسم سکولاریستها را به مدت هشت دهه دارند و می فهمیم که مفهوم این سخن عبدالمالک ریگی چقدر با قانون شریعت الله و منافع بلوچهای حنفی مذهب در تضاد است. فقط کافی است وضعیت الان بلوچهای بلوچستان پاکستان در حکومت فدرال چرکستان را نگاه کنید.

عبدالمالک ریگی در مصاحبه خود می گوید ما خواهان ارتباط با کل کشور ها هستیم، یعنی ولا و برا اصلاً ندارد؛ علاوه بر این می گوید همه مذاهب و عقاید و افکار مبارک هستند و به مرتدین می گوید برادر و برایش فرقی ندارد طرف کی هست و عقیدش چی باشد و فقط هدفش رسیدن به قدرت هست.

در مصاحبه ای دیگر هم  دیدیم که نوچه همین شخص، صلاح الدین فارقی هم می یگوید دنبال دموکراسی و فدرالیسم هستیم .

اینها با شعارهای شبه اسلامی و با سوء استفاده از اختلافات شیعی – سنی و در پناه حکومت سکولار و مرتد پاکستان در واقع همان نقش واگنرهای آمریکا را دارند؛ چون بر احمقترین انسانها نیز روشن شده است که حکومت سکولار و مرتد چرکستان مزدور و غلام آمریکاست به نحوی که حتی حقوق ارتش آنرا آمریکا پرداخت می کند.

حالا آمریکائی که حتی یک زن مومن مثل دکتر عافیه صدیقی پاکستانی را تحمل نمی کند و او را زندانی و شکنجه می کند و اجازه زندگی آزاد به او نمی دهد اما همین گروه ریگی و فاروقی و سایر دسته های بلوچ را آزاد گذاشته با خانواده در پنجگور و … سکونت کنند.

آیا هنوز متوجه نیستید که این گروههای مختلف در راستای اهداف آمریکا در منیطقه کار می کنند و بلوچهای احساسی را به بهانه های قومگرائی و مذهبی قربانی اهداف آمریکا و متحدین آمریکا می کنند؟

بیدار شویم و فریب نخوریم؛ اینها بخشی از اسلام آمریکائی – صهیونی هستند؛ یعنیی در راستای اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ روانی و مسلحانه می کنند.

نتایج نفاق سیاسی و آفت اسلام آمریکائی – صهیونی جدید مولوی ها در میان حنفی های پاکستان و ایران

نتایج نفاق سیاسی و آفت اسلام آمریکائی – صهیونی جدید مولوی ها در میان حنفی های پاکستان و ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

اینکه گفتیم اسلام آمریکائی – صهیونی جدید در میان حنفی های پاکستان و ایران به این معنی نیست که این آفت در میان سایر مذاهب و قومیتها و سرزمینهای اسلامی وجود ندارد بلکه بیشتر تاکید ما بر نوظهور بودن این بیماری عقیدتی و رفتاری در میان مردم ما و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب ایران است.

اسلام آمریکائی – صهیونی جدید که ابوولید المصری کسی چون مولوی عبدالحمید را نیز یکی از پیروان این نوع از اسلامی مخرب می داند، یعنی تاویلی از اسلام که اگر در قالب مسلحانه یا مدنی و صرفاً تبلیغی هم باشد در نهایت سودش به جیب آمریکا و صهیونیستها می رود.

پرچمداران این نوع از اسلام نیز یا کسانی چون تنظیم الدولة هستند یا افرادی چون باند جولانی در سوریه و یا مبلغین و خطبائی چون سیاف و مولوی عبدالحمید که رسماً در جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خراجی و احزاب سکولار و مرتد داخلی و گروه منافقین قرار گرفته اند.

لازم است بدانیم که الله ریشه اصلی مشکلات را در گرویدن به غیر الله و پذیرش نظام‌های کفرآمیز می‌داند و به عنوان مثال می فرماید:وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) هر نظامی که آگاهانه قوانین الهی را کنار گذاشته و از قوانین کفری سکولاریستی پیروی کند، از دیدگاه نص قرآن در مسیر کفر و کفار قرار دارد که در نهایت یا سرپرستی و حاکمیت کفار محارب خارجی را می پذیرند یا در برابر جنایات آنها سکوتیا حتی همکاری تبلیغی و رسانه ای و در بخش جنگ روانی می کنند.

امام ابوحنیفه رحمه الله نه تنها یک فقیه، بلکه نماد مبارزه با مشروعیت‌بخشی به حاکمان ظالم مسلمانی بود که خود را مجری قوانین شریعت الله می دانستند و واقعاً قوانین شریعت الله بر مردم تطبیق داده می شد اما معتقد بود که منصب خلافت و حکومت تنها با شورا و عدالت مشروعیت می‌یابد. ایشان حکومت‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس را به دلیل ستمگری، فاقد صلاحیت می‌دانست و وقتی منصور عباسی از امام خواست منصب قضاوت را بپذیرد تا به نظام او مشروعیت ببخشد، با قاطعیت رد کرد و فرمود: «اگر تو مرا تهدید کنی که در فرات غرقم می‌کنی، برای من آسان‌تر است تا اینکه قاضی تو باشم.» ایشان تازیانه و زندان را به جان خرید و در زندان به شهادت رسید، اما حاضر نشد دین را به سیاست آلوده ی مسلمین بفروشد در حالی که مولوی هایی هستند که دین را به سیاستهای کفار محارب و سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی فروخته اند.

امام ابوحنیفه به همین اندازه از مبارزه ی منفی قناعت نکرد بلکه از قیام زید بن علی شیعی رحمه الله علیه حاکمان جور زمانه با مال و فتوا حمایت کرد و آن را شبیه به جنگ بدر دانست. این راه امام ابوحنیفه رحمه الله را نشان می‌دهد.

در حالی که نظام‌های سکولار و ارتدادی ادعایی با میراث استعمار (مانند سیستم‌های قضایی و سیاسی انگلیس در پاکستان) اداره می‌شوند، قدرت نظامی آن‌ها به جای اینکه « تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ » (انفال/60) باشد، تبدیل به ابزاری برای سرکوب حرکت‌های اصیل اسلامی و خوش‌خدمتی به اربابان سکولار غربی در جنگ‌های نیابتی ریختن خون مسلمانان مظلوم در سرزمین‌های مجاور و بخصوص در امارت اسلامی افغانستان شده اند.

این مولوی‌ها و مفتی‌های سکولار زده ای که به سکولاریستها و گروه منافقین گره خورده اند زمانی به مبانی اسلام پی می‌برند که اولاً از سفره‌ی چرب حاکمان و احزاب سیاسی و استحمار مردم که بر پایه نفع شخصی بنا شده، دست بکشند و ثانیاً  به جای «فقه توجیه»، به «فقه مقاومت» و سیره اصیل امام ابوحنیفه رحمه الله بازگردند که استقلال دین را بر جان خود مقدم می‌داشت.

تا زمانی که قبله‌ی سیاسی این افراد، پارلمان‌های سکولار و جلب رضایت قدرت‌های مادی باشد، آن‌ها تنها «پوششی دینی» برای نظام‌های کفری سکولاریستی هستند.

مثلث تزویر و مروجان سکولاریزم از بلعمهای باعورای لندن و دمشق تا فتنه‌ی زاهدان

مثلث تزویر و مروجان سکولاریزم از بلعمهای باعورای لندن و دمشق تا فتنه‌ی زاهدان

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

هم اکنون که دارالاسلامِ افغانستان پس از دهه‌ها جهاد، پرچم نفاذ شریعت الله را برافراشته، جبهه‌ای نوظهور از «علمای سوء» و دین‌فروشان با نقاب خیرخواهی، تیغ بر پیکره‌ی امت اسلامی می‌کشند. این جریان که به عنوان «مثلث سکولاریسم» شناخته می‌شود، با پیوند میان سلفیت نجدی درباری و قرائت‌های تحریف‌شده‌ی حنفی، مأموریت یافته تا مبانی پوشالی «اسلام آمریکایی» را در منطقه، به‌ویژه علیه نظام نوپای امارت اسلامی، ترویج کند.

این شبکه با مرکزیت سه نقطه‌ی کلیدی، اتاق فکر غرب‌گرایی را میان اهل‌سنت مدیریت می‌کند:

۱. ضلع لندن: با حضور چهره‌هایی چون عبدالقادر ترشابی، عقیل هاشمی، کیانی و عبدالفتاح خدمتی و… ؛ که از قلب بلاد کفر، سموم فکری خود را با تفکرات نجدیت درباری آل سعود تزریق می‌کنند.

۲. ضلع دمشق: با نقش‌آفرینی امثال ملا عبدالرحمن فتاحی که چوچه ای از چوچه های جولانی خائن به دین و ملت استکه به هم پیماین با آمریکا رد جنگ با مجاهدین ملحق شده است.

۳. ضلع زاهدان: با محوریت مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، که با سوءاستفاده از جایگاه دینی، به بلندگوی پروژه‌های عادی سازی سکولاریسم در میان مردم و ذلیلی نشان دادن در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی مبدل گشته است.

این دین‌فروشان با الگوگیری از «بلعم باعورا»، دانش دینی خود را در خدمت پروژه های فرعونی بر علیه مومنین قرار داده‌اند. منطق کفرآلود این جریان بر دو محور استوار است:

  • سفید شوئی و تقدیس حکومت‌های سکولار: اینان وقیحانه اعلام می‌کنند که یک حکومت کافر، مرتد و سکولار (همچون دوران کرزی، غنی یا رژیم پهلوی) برای اهل‌سنت بهتر از یک حکومت مبتنی بر فقه اسلامی (چه حنفی در افغانستان و  چه شیعی در ایران و چه غیر آن) است که اخیرا مُلا عبدالرحمن فتاحی آشکارا به آن اقرار کرد.
  • بهانه‌ی معیشت برای ذبح شریعت: استدلال این مثلث آن است که چون حکومت‌های دینی با آمریکا و صهیونیسم سر سازش ندارند و تحت تحریم هستند، پس باید دین را از سیاست جدا کرد تا شکم‌ها سیر بماند. آنان آرمان‌های جهادی و عزت اسلامی را فدای رفاه تحت سلطه‌ی کفر می‌کنند، رفاهی که کفار تنها وعده ی آنرا می دهند؛ اگر اینها در دوران شعب ابی طالب بودند یا در دورانی بودند که اهل صفه در دارالاسلام مدینه وجود داشت چیزی بهتر از عبدالله بن ابی منافق می بودند؟

صرفنظر از شعارهائی که در مورد ایران می دهند باید مطمئن باشید که بیشترین پیکان حملات این مثلث متوجه امارت اسلامی افغانستان است. آنان با «مظلوم‌نمایی دروغین» و شعارهای فریبنده‌ای چون «حقوق بشر» و «آزادی»، سعی دارند نظامی را که با خون شهدا تحکیم شده، ناکارآمد جلوه دهند.

اعتقاد سکولاریستی این جریان مدعی است اسلام یک مسئله‌ی شخصی و درونی است و نباید در حکومت‌داری دخالت کند و دفاع از مظلومین غزه، لبنان، یمن و ایستادگی در برابر اسرائیل، وظیفه‌ی مسلمانان نیست و صرفاً هزینه‌تراشی برای مردم است؛ اما اینکه آمریکا و صهیونیستها و روسها هزاران کلیومتر آنطرفتر از سرزمین خودشان و در قارات مختلف جهت حفظ منافع ملی خودشان می جنگند حق خودشان است.

الله جل جلاله می فرماید: وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ ‏(اعراف/175) ( ای پیغمبر ! ) برای آنان بخوان خبر آن کسی را که به او ( علم و آگاهی از ) آیات خود را دادیم ( و او را از احکام کتاب آسمانی پیغمبر روزگار خود مطّلع ساختیم ) امّا او از ( دستور ) آنها بیرون رفت ( و بدانها توجّه نکرد ) و شیطان بر او دست یافت و از زمره گمراهان گردید .‏

این مثلث تزویر که آرزوی حاکمیت کفار سکولار و محارب خارجی و بازگشت احزاب سکولار و غرب‌گرا را در سر می‌پروراند، بداند که بیداری امت اسلامی و استقامت مجاهدین در دارالاسلام، نقشه‌های «اسلام آمریکایی – صهیونی جدید» را نقش بر آب خواهد کرد و این بلعم های باعوراها می‌روند، اما نوری که الله برافروخته (وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ) هرگز خاموش نخواهد شد.