پاسخ به سخنان کفرآمیز و برخلاف شریعت عبدالقادر ترشابی از بوقهای ربع پهلوی مرتد

 پاسخ به سخنان کفرآمیز و برخلاف شریعت عبدالقادر ترشابی از بوقهای ربع پهلوی مرتد

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

تکفیر مسلمانانی که در راه دفاع از سرزمین‌های اسلامی و در کنار رهبری مسلمان در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی می‌جنگند امری کاملاً عجیب و نادر در تاریخ اسلام است که تنها از خائنینی چون ترشابی برمی آید.

اظهارات اخیر عبدالقادر ترشابی که مدعی شده است هرکس در کنار رهبر ایران در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی بجنگد و کشته شود، در جهنم است؛ سخنانی نیست که تنها از باب خطا باشد، بلکه سخنی است که با معیارهای قرآن، سنت نبوی و اجماع فقهای اهل سنت در تضاد است و می‌تواند مرز میان ایمان و ارتداد را جابجا کند.

قرآن کریم مرز میان مؤمن و کافر را بر اساس اعتقاد به توحید و دفاع از حق تعیین می‌کند، نه بر اساس وابستگی سیاسی به اشخاص. خداوند متعال در مورد کسانی که در راه دفاع ازاسلام می‌جنگند، وعده بهشت داده است، نه جهنم و نباید به کسی که نشانه‌های اسلام را دارد، با سوءظن برخورد کرد.

در آیات مربوط به جهاد، خداوند کسانی را که در راه او می‌جنگند و جان خود را فدا می‌کنند، در رتبه‌های عالی قرار داده است.

هم اکنون که کفار محارب آمریکائی صهیونیستی به سرزمین اسلامی ایران حمله کرده اند جهاد بر مسلمین فرض عین است.  ادعای اینکه کشته شدن در راه دفاع از سرزمین اسلامی در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی منجر به جهنم می‌شود، مصداق آشکار «تکفیر بی‌اساس» است که در قرآن به شدت مورد مذمت قرار گرفته است.

جنگ با دشمنانی که به دنبال نابودی اسلام و تضعیف قدرت مسلمین هستند، بالاترین مرتبه ایمان شناخته شده است.

هیچ آیه یا روایتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم یا سخنی از فقه یکی از مذاهب اسلامی و حتی سخنی از هیچ ملا و مولوی وجود ندارد که در آن گفته باشد اگر مسلمانی در کنار یک رهبر مسلمان برای دفع دشمن کافر و محارب و اشغالگر خارجی بجنگد و کشته شود، مورد خشم الهی قرار می‌گیرد.

این ادعا که جنگیدن در کنار رهبری مسلمان با دشمنان کافری چون  آمریکا و اسرائیل باعث جهنم می‌شود، با فقه چهار مذهب در تضاد مطلق است:

در فقه حنفی، دفاع از مرزهای سرزمین‌های اسلامی (ثغور) در برابر دشمنان خارجی، یک وظیفه شرعی و فریضه است. اگر دشمنی ماند صهیونیست‌ها یا آمریکائی ها  به قصد نابودی اسلام و اشغال سرزمین‌های مسلمانان حمله کنند، جنگیدن در برابر آن‌ها برای تمام مسلمانان واجب است. ادعای ترشابی، در واقع دعوت به تسلیم در برابر دشمن  است که در فقه حنفی،  خیانت نامیده می شود.   

 بر اساس آرای ائمه اربعه، اگر هدف از جنگ، دفاع از حریم اسلام و جلوگیری از ظلم کافران باشد، خون کشته‌شدگان «خون شهید» است باذن الله. ادعای او که می‌گوید «از کنار رهبری دور شوید تا جهنمی نشوید»، نوعی «فتنه و تفرقه‌افکنی» میان مسلمانان و تکفیر نابجا و غیر شرعی است که با اصل شریعت الله در تضاد است.

این حجم از جهل، تنفر و لجاجت نسبت به مسلمانانی که در خط مقدم دفاع از مقدسات و سرزمین‌های اسلامی ایستاده‌اند، و قرار گرفتن در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی می‌تواند انسان را از دایره اسلام خارج کند.

این کلامی که ترشابی بر زبان رانده‌، از نظر شرعی کلامی کفرآمیز و ارتدادآمیز و برخلاف صریح قرآن، سنت نبوی و آرای ائمه اربعه است.

تمامی ائمه چهار مذهب بر واجب بودن دفاع از مرزهای اسلامی در برابر کفار خارجی اتفاق نظر دارند.کسی نیست به این احمق خائن و دستمالچی ربع پهلوی بگوید از کجا و بر چه اساسی به این فهم رسیده‌ای که یک مسلمان، در کنار رهبر مسلمان خود و در میانه جهاد با جنایتکارترین دشمنان سکولار، کافر، آمریکایی و صهیونیستِ اشغالگر، در حال دفاع از اسلام، مسلمین و سرزمین‌های اسلامی است، اما کشته شدن او به جهنم می‌انجامد؟!

مولوی عبدالغفار نقشبندی و بازی با مفاهیم «محرض» و «تجاوز» در فاجعه ی جمعه ی خونین زاهدان و…

مولوی عبدالغفار نقشبندی و بازی با مفاهیم «محرض» و «تجاوز» در فاجعه ی جمعه ی خونین زاهدان و…

کاتب: عبدالرحمن براهویی

الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (اسراء/36)  و از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همگی مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.

در پی حوادث ناگوار زاهدان و خاش و …، بازی با احساسات جونان و مردم غیور بلوچ و استفاده از واژگان مخدوش مذهبی توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی در مورد ادعای تعرض به دختری در چابهار، نیازمند یک بازنگری علمی و شرعی است. او با استفاده از عبارت «این حادثه برای ما محرض شد»، در واقع از یک اصطلاح سنگین مذهبی برای «قضاوت پیش از اثبات» و «تحریک خونبار» استفاده کرده‌اند.

 در فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله برخورد با اتهاماتی نظیر تجاوز و تعرض، نه با فریاد و سخنان احساسی تحریک آمیز، بلکه با «تثبیت حجت» و «رعایت موازین شهادت» انجام می‌شود.

وقتی مبلغان با بیان اینکه «این حادثه محرض شد»، از پیش حکم انزجار و کفر یا جریمه‌های سنگین را صادر می‌کنند، در واقع در جایگاه «قاضی» قرار گرفته‌اند، در حالی که وظیفه آن‌ها «مبلغ» و «هدایتگر» است.

در فقه حنفی، برای اثبات جرایم مربوط به حرمت زنان، دقت و رعایت قوانین بسیار سخت‌گیرانه است تا از تهمت و بی‌عدالتی جلوگیری شود. استفاده از واژه «محرض» توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی تلاشی بود برای دور زدن فرآیند «جستجوی حقیقت در مجاری قضایی» و جایگزین کردن آن با «خشم کنترل‌نشده». مولوی عبدالغفار نقشبندی می خواست با پایین آوردن سطح علمی و فقهی و قضائی بحث، موضوع را به یک درگیری فیزیکی و امنیتی تبدیل کند تا به آنچه می خواست برسد هر چند خونهائی به ناحق ریخته شوند.

شریعت ما در مورد برخورد با اتهامات مربوط به زنان مانند قذف یا تعرض، دستور به «پرسیدن از چهار شاهد» و «پرهیز از تسرّع در قضاوت» می‌دهد. وقتی مولوی عبدالغفار نقشبندی با استفاده از کلمات هیجانی، از پیش بر روی یک حادثه حکم صادر می‌کند، در واقع دستور الهی مبنی بر تثبیت حقیقت از طریق میانجی‌های قانونی و شرعی را نادیده می‌گیرند. او به جای اینکه مردم را به سمت قاضی شرعی و دستگاه قضایی هدایت کند، با کلمات خود، جوانان را به سمت پاسگاه‌ها و درگیری‌های خونین سوق داد.

استفاده از واژگانی چون «محرض» توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی حقیقت را به جای روشن کردن، در اعماق خشم و آشوب فرو برد. آیا وظیفه یک عالم دین این است که با استفاده از واژه‌های سنگین، آتش فتنه را در دل جوانان روشن کند؟ یا اینکه وظیفه او این است که با تکیه بر فقهِ دقیق امام ابوحنیفه، راهِ رسیدن به حق را از طریق قانون و عدالت روشن سازد؟

آنچه از سوی امثال مولوی عبدالغفار نقشبندی انجام می‌شود دفاع از حقوق یک دختر بلوچ نیست بلکه استفاده ابزاری از آن برای «تحریف مسیرِ عدالت» و تبدیل آن به «مسیر قتل‌گاه» و به کارگیری جوانان بلوچ در سناریوی دشمنان است. آن‌ها با این کار، به جای اینکه مسبب اصلی بی‌قانونی و بی‌عدالتی باشند، خود به عامل اصلی ناامنی و خونریزی تبدیل شده اند.

مقایسه ساده ی مواضع مولوی عبدالغفار نقشبندی در مسائل ناموسی با فقه حنفی و مواضع دیگر علمای اهل‌سنت ایران

مقایسه ساده ی مواضع مولوی عبدالغفار نقشبندی در مسائل ناموسی با فقه حنفی و مواضع دیگر علمای اهل‌سنت ایران

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

امروز که چهارمین سالگر واقعه ی خونین مسجد مکی زاهدان در سال 1401 است که امثال مولوی  عبدالغفار نقشبندی بعد از اغتشاشات زن زندگی آزادی نتوانسته بودند مردم اهل سنت بلوچ و جنوب ایران و ترکمنها و طالشی ها و اردبیلی ها و بوشهری ها و خوزستانی ها را به خیابانها بکشانند در نهایت مولوی نقشبندی به خاطر غفلت نیروهای امنیتی ایران و همچنین سکوت تریبون دارانی چون مولوی عبدالحمید موفق شد با انگشت گذاشتن بر مسائل ناموسی بخشی از جوانان نمازگذار و اهل غیرت بلوچ را به قتلگاه بفرستد و با جریان زن زندگی آزادی یکی کند که آرزوی آمریکا و صهیونیستها و احزاب سکولار و خائن ایرانی بود.

تلاشها و عملکرد عبدالغفار نقشبندی کاملا در تقابل مستقیم با رویکرد عاقلانه و فقهی سایر علمای اهل سنت منطقه و ایران بود.  

علمای طراز اول اهل‌سنت بر اساس فقه حنفی و شافعی و غیره، در مواجهه با پرونده‌های ناموسی و اتهام‌زنی بسیار محتاط عمل می‌کنند. آن‌ها معتقدند طرح علنی این اتهامات بدون طی شدن مراحل دقیق قضاوت شرعی و اثبات با ادله قطعی مانند شهادت شهود عادل، مصداق بارز اشاعه فحشا و گناه کبیره «قذف» است. موضوعات حساس باید از مسیرهای حقوقی، فقهی و از طریق معتمدین طوایف حل‌وفصل شودتا آبروی خانواده‌ها حفظ شود.

مولوی عبدالغفار نقشبندی  بدون توجه به قواعد محکم شریعت و فقه امام ابوحنیفه، ادعاها و شایعات اثبات‌نشده را فوراً رسانه‌ای کرد. این شتاب‌زدگی و بوق و کرنا کردن مسائل ناموسی در فضای مجازی، ارزش و حرمت چادر و ناموس زن بلوچ را مخدوش کرده و آبروی افراد را دست‌مایه جنجال‌های فضای مجازی و یوتیوبی و تلگرامی قرار می‌دهد.

شخصیت‌های برجسته مذهبی استان همواره بر «گفتمان مطالبه‌گری مسالمت‌آمیز»، حفظ امنیت عمومی منطقه و دوری از درگیری قومی و مذهبی تأکید دارند. آن‌ها از تریبون‌های خود برای کنترل خشم جوانان و هدایت مطالبات به مجاری قانونی و صلح‌آمیز استفاده می‌کنند

مواضع م. ع. نقشبندی به‌ویژه پس از خروج از کشور، آشکارا به سمت ادبیات تهیج‌کننده و تحریک مستقیم جوانان به تقابل‌های خشن حرکت کرده است که به دور از فقه حنفی و با استفاده از حیله های رسانه‌ای و مکر گفتاری، از احساسات پاک و غیرت ناموسی جوانان سوءاستفاده می‌کند تا آن‌ها را به مسیرهای پرخطر بکشاند؛ در حالی که خود در فضای امن خارج از مرزها به‌سر می‌برد.

مراجع مذهبی بلوچستان باید تلاش ‌کنند بر اساس قواعد فقهی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله پیش بروند و اجازه ندهند جوانان خوراک پروژه ها و سناریوهای کفار خارجی و منافقین و لگوران داخلی شوند و این علماء بر اساس مذهب حنفی  مرجعیت حل اختلافات طایفه‌ای و اجتماعی باشند.

همه لازم است بدانیم که مولوی عبدالغفار نقشبندی عملاً خط فکری خود را از بدنه علمی و فقهی بلوچستان جدا کرده و تریبون خود را در اختیار اهداف رسانه‌های همسو با برنامه ها و پروژه های آمریکا و صهیونیستها و جریان‌های تحت حمایت کشورهای خارجی قرار داده است. بیانیه‌های او نیز ربطی به احقاق حق مردم حنفی مذهب بلوچ ندارد بلکه به عنوان دستورکارهای دیکته‌شده برای ناامن‌سازی اقتصادی و اجتماعی سیستان و بلوچستان است.

شما از خودتان بپرسید از سخنان امثال م.ع. نقشبندی غیر از آمریکا و صهیونیستها و دولتهای دست نشانده ای چون پاکستان و عربهای حاشیه ی خلیج فارس چه کسی سود برده است؟

خون و آبرو را بلوچ حنفی مذهب می دهد و سودش را دشمنان اسلام و بلوچ و هر ایرانی .

 رفتارهای مبتنی بر دروغ، بزرگ‌نمایی و تحریک عواطف عمومی مخل امنیت عرض و جان مسلمانان  است . برای کسانی که علم ندارند و عقلشان به چشمشان است باید این درس را از واقعه ی زاهدان و سخنان م.ع. نقشبندی یاد گرفته باشند.

چرا خروج مسلحانه در سیستان و بلوچستان بازی در زمین استراتژیک آمریکا است؟ (2)

چرا خروج مسلحانه در سیستان و بلوچستان بازی در زمین استراتژیک آمریکا است؟ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

یکی از لایه‌های پنهان و استراتژیک در بررسی عملکرد جریان‌های مسلح در سیستان و بلوچستان، واکاوی مدیریت ادراک رسانه‌ای از سوی رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی غرب به‌ویژه رسانه‌های آمریکایی و لندنی است.

 خط رسانه‌ای جبهه غرب در قبال عملیات‌های تروریستی گروه‌هایی نظیر جیش‌العدل و جبهه مبارزین مردمی، بر پایه یک مهندسی معکوس و متناقض استوار است که تلاش می‌کند جای جلاد و شهید را در افکار عمومی تغییر دهد.

رسانه‌های غربی (مانند صدای آمریکا، بی‌بی‌سی و رادیو فردا و ایران عنترناشنال) در پوشش اخبار حملات این گروه‌ها، به طور هماهنگ از به‌کارگیری واژه حقوقی و بین‌المللی «تروریسم» امتناع می‌ورزند. آن‌ها جنایتکارانی را که به پایگاه‌های مرزی و علمای اهل سنت و ائمه ی مساجد که همگی بی سلاح هستند حمله کرده، دست به رعب و وحشت می‌زنند و مردم عادی را به شهادت می‌رسانند، با عناوینی دوقطبی و مشروعیت‌بخش مانند شبه‌نظامیان بلو»، مبارزان مسلح یا اپوزیسیون محلی بازتعریف می‌کنند.

همچنین بوق‌های تبلیغاتی غرب به جای محکوم کردن کشتار انسان‌های بی‌گناه، تلاش می‌کنند این حملات کور را به عنوان واکنش طبیعی اهل‌سنت یا مبارزه قوم بلوچ علیه تبعیض جلوه دهند تا از یک سو بر تروریستی بودن ماهیت این گروه‌ها سرپوش بگذارد و از سوی دیگر، گسل‌های اجتماعی را تحریک کند.

علاوه بر این پخش مصاحبه‌های زنده رسانه‌های دولتی آمریکا با سرکردگان این جریان‌های مزدور، اعطای مستقیم خط تلاقی و تریبون به کسانی است که دستشان به خون مردم آغشته است تا آنان را مدافع حقوق مردم جلوه دهند.

بررسی رفتارهای میدانی این جبهه ائتلافی نشان می‌دهد که هدف اصلی، سوءاستفاده از مطالبات اقتصادی جامعه برای کشاندن کشور به ورطه ناامنی و ناپایدارسازی مرزها بوده است. مهم‌ترین تحرکات و عملیات‌های تروریستی ثبت‌شده این جبهه در بازه تشکیل جبهه ی مبارزین مردمی تا زمستان ۱۴۰۴ به شرح زیر است:

  •  آذرماه ۱۴۰۴ (اعلام موجودیت و ائتلاف): شکل‌گیری ائتلاف موسوم به «جبهه مبارزین مردمی» با مشارکت هسته اصلی جیش‌العدل و چند گروهک تکفیری-تحریک‌کننده فرعی، هم‌زمان با خط‌دهی رسانه‌ای و پمپاژ بیانیه‌های تصویری سخنگوی این تشکل (محمود بلوچ) جهت سازمان‌دهی شورش‌های مسلحانه.
  • دی‌ماه ۱۴۰۴ (موج‌سواری بر ناآرامی‌ها و ترور دشتیاری): هم‌زمان با شکل‌گیری برخی تجمعات اقتصادی در کشور، این جبهه تلاش کرد فضا را به سمت جنگ شهری سوق دهد. نقطه اوج این توطئه، حمله مسلحانه به واحد گشتی فراجا در محور دشتیاری در ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ بود که با هدف ایجاد رعب و وحشت عمومی و انسداد مسیرهای مواصلاتی اقتصادی منطقه مکران صورت گرفت.
  •  بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (کمین‌های جاده‌ای و ترور کور نیروهای بومی): اجرای چندین فقره عملیات کمین جاده‌ای در محورهای مواصلاتی خاش و زاهدان علیه خودروهای تدارکاتی و گشتی؛ اقدامات تروریستی که در جریان آن‌ها تعدادی از نیروهای مرزبانی و مدافعان بومی امنیت (اعم از جوانان شیعه و سنی بلوچ) به شهادت رسیدند.
  • • اسفندماه ۱۴۰۴ (تلاش برای خرابکاری زیرساختی در آستانه سال نو): رصد، کشف و خنثی‌سازی چندین محموله انفجاری و تله‌های جاده‌ای هدایت‌شده در مناطق مرزی که به دستور اتاق‌فکرهای خارجی برای انفجار در مراکز خدماتی و زیرساختی چابهار و ناامن جلوه دادن استان در آستانه سفرهای نوروزی طراحی شده بود.

پس خط‌کشی میان جبهه مردم بلوچ و جبهه وابستگان به آمریکا امروز واضح‌تر از هر زمان دیگری است. وقایع و اسناد زمستان ۱۴۰۴ و پس از آن تا چند روز پیش در سراوان نشان داد که جبهه مبارزین مردمی، چیزی جز یک ویترین جدید برای ائتلاف ترور و جیش‌العدل نیست که مأموریت آن تزریق خشونت به بستر مطالبات مدنی است. این لایه تبلیغاتی و نظامی اثبات می‌کند که جنگ مسلحانه در بلوچستان، یک پروژه دو لبه است؛ یک لبه آن اسلحه در میدان و لبه دیگر آن مکر رسانه‌ای در واشنگتن و لندن است. حقیقت غیرقابل‌انکار آن است که لوله تفنگ این گروه‌ها نه به سمت بدخواهان، بلکه به سوی قلب آرامش و آینده جوانان بلوچ نشانه رفته است و طرد همه‌جانبه آنان از سوی متن جامعه و رهبران مذهبی، شرط نخست تحقق مطالبات واقعی و بومی منطقه خواهد بود.

چرا خروج مسلحانه در سیستان و بلوچستان بازی در زمین استراتژیک آمریکا است؟ (1)

چرا خروج مسلحانه در سیستان و بلوچستان بازی در زمین استراتژیک آمریکا است؟ (1)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در تحلیل تحولات سیاسی و امنیتی جنوب شرق ایران، مرزبندی میان مطالبات واقعی جامعه و تحرکات ایزائی به نفع دشمنان دین و ملت که آمریکا هم اکنون پرچمدار این دشمنان است یکی از کلیدی‌ترین شاخص‌های شناخت حقیقت است.

 گروه‌های مسلحی چون جند الله و جیش العدل و انصارالفرقان و جبهه ی مبارزین مردمی و غیره که با عناوین گوناگون در سیستان و بلوچستان دست به سلاح برده اند، همواره تلاش کرده‌اند اَعمال خود را تحت لوای دادخواهی برای ملت بلوچ یا دفاع از حقوق مذهبی و قومی مشروعیت ببخشند. اما بازخوانی کالبدشکافانه روندها، منابع مالی، پوشش‌های رسانه‌ای و مهم‌تر از همه، خروجی و پیامدهای عملکرد این جریانات، حقیقتی کاملاً معکوس را آشکار می‌سازد: کسانی که در میان بلوچ‌ها دست به جنگ مسلحانه می‌زنند، نه در جبهه مردم غیور بلوچ، بلکه به طور دقیق در پازل استراتژیک و جبهه عملیاتی آمریکا حرکت می‌کنند.

جامعه بلوچ، جامعه‌ای اصیل، سنتی و پایبند به اصول اخلاقی، مذهبی و قواعد عرفی است. خواسته‌ها و مطالبات به حق مردم این خطه اعم از توسعه زیرساخت‌ها، رفع محرومیت‌های اقتصادی، اشتغال‌زایی و حفظ کرامت بومی، همواره از مسیرهای مسالمت‌آمیز، ریش‌سفیدی، گفتمان‌های مدنی و تعاملات اجتماعی پیگیری شده است. در مقابل، رویکرد گروه‌های مسلحی نظیر جیش‌العدل و ائتلاف نوظهور آنان، چیزی جز بمب‌گذاری، ترور مأموران بومی، ناامن‌سازی جاده‌ها و گروگان‌گیری نبوده است.

این اقدامات خشن، بزرگ‌ترین ضربه استراتژیک را به امنیت و فرآیند سرمایه‌گذاری اقتصادی در منطقه وارد می‌سازد و با فراری دادن پزشکان، مهندسان و سرمایه‌گذاران، روند توسعه بلوچستان را به تعویق می‌اندازد. بنابراین، این جریانات با گروگان گرفتن آینده اقتصادی منطقه، عملاً علیه منافع و رفاه روزمره مردم بلوچ شمشیر کشیده‌اند.

بررسی دکترین امنیت ملی آمریکا در قبال خاورمیانه و فلات ایران نشان می‌دهد که ایجاد  تنش‌های فرسایشی پیرامونی، دوقطبی‌سازی‌های قومی-مذهبی و  ناامن‌سازی کلیدورهای تجاری جنوب شرق (مانند بندر چابهار از محورهای اصلی سیاست خارجی واشنگتن برای مهار قدرت منطقه‌ای ایران است. گروه‌های مسلح در بلوچستان با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و ایجاد آشوب، دقیقاً همان اهدافی را محقق می‌کنند که در اتاق‌های فکر پنتاگون و سازمان‌های اطلاعاتی غربی طراحی شده است.

حمایت‌های رسانه‌ای وسیع شبکه‌های وابسته به غرب از این جریانات و تلاش برای تروریست‌زدایی از چهره آنان در افکار عمومی جهان، سند محکمی بر این واقعیت است که این اسلحه، نه برای دفاع از مظلوم، بلکه به عنوان نیابت مأموریت از سوی کاخ سفید برای فشار بر حاکمیت مرکزی به کار گرفته شده است.

از منظر مذهبی نیز اکثریت قاطع اهل‌سنت بلوچستان پیرو فقه امام ابوحنیفه هستند که در آن حفظ امنیت عمومی جامعه اسلامی و نفی فتنه و تکفیر، از واجبات قطعی شریعت است. گروه‌های مسلح با فروافتادن در ورطه اندیشه‌های افراطی و خارجی، عملاً با مبانی فقهی و عرفی منطقه مرزبندی دارند. آن‌ها با ترور مسلمانان شیعه و سنی و ایجاد تفرقه مذهبی، مصلحت امت اسلامی را فدای منافع جریان‌های سلطه‌گر بین‌المللی می‌کنند. سکوت یا حمایت از این اقدامات از سوی هر فرد یا تریبونی، بازی در زمین دشمنان اسلام و مخل عرض و دماء مسلمین است.

رفتار رسانه‌ای و مواضع مولوی عبدالغفار نقشبندی در قبال مسائل اجتماعی مرتبط با زنان و غیرت بلوچها

رفتار رسانه‌ای و مواضع مولوی عبدالغفار نقشبندی در قبال مسائل اجتماعی مرتبط با زنان و غیرت بلوچها

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

اگر به سخنان مولوی عبدالغفار نقشبندی در تحریک احساسات جوانان بلوچ بر اساس شک و گمان و اتهامات اثبات نشده از قبل از جمعه خونین زاهدان تاکنون نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که روش تفکر و رویکرد رسانه‌ای او نشان‌دهنده عدم ارزش‌گذاری واقعی برای ناموس، آبرو و عفت زنان بلوچ و بازی با غیرت و احساسات جوانان بلوچ است.

نشر شایعات بدون اثبات قضایی و شرعی هیچ جایگاهی در فقه اسلامی و بخصوص در فقه امام ابوحنیفه رحمه الله ندارد. از منظر فقه اسلامی و فرهنگ سنتی بلوچ، طرح ادعاهای مرتبط با مسائل ناموسی نیازمند اثبات دقیق، شهادت شهود و بررسی‌های متقن قضایی و شرعی است اما مولوی عبدالغفارنقشبندی با مبنا قرار دادن شایعات اثبات‌نشده و بازنشر وسیع آن‌ها در فضای مجازی، پیش از آنکه صحت و سقم ماجرا روشن شود، حریم خصوصی و آبروی خانواده‌های بلوچ را دست‌مایه بیانیه‌های سیاسی و رسانه‌ای خود قرار می‌دهد.

مولوی عبدالغفار از جنسیت و ناموس برای اهداف سیاسی استفاده ابزاری می کند و رسانه های تحت هدایت او از حساسیت‌های شدید فرهنگی و ناموسی در جامعه بلوچستان سوءاستفاده می‌کند و بزرگ‌نمایی و بازنشر ادعاهای اثبات‌نشده، بیش از آنکه به احقاق حق زنان کمک کند، با هدف تحریک احساسات عمومی، ایجاد تقابل‌های قومی-مذهبی و کسب سرمایه سیاسی در فضای مخالفت با حاکمیت صورت می‌گیرد، که نتیجه آن قربانی شدن آرامش و آبروی همان زنان در رسانه‌ها و بی اعتبار شدن آبرو و غیرت مردان بلوچ است.

 اقدامات مولوی عبدالغفار نقشبندی ربطی به شجاعت و تلاش برای صیانت از حقوق و ناموس زنان بلوچ ندارد بلکه عین ترسوئی و خیانت به حقوق شرعی زنان بلوچ و بازی با  آبرو و ناموس بلوچها ونقض حریم خصوصی و بازنشر اتهامات اثبات‌نشده رسانه‌ای و آسیب‌زننده به بافت سنتی، اخلاقی و آبروی زنان جامعه بلوچ است.

در فقه اسلامی، اعم از حنفی که مذهب عمده اهل‌سنت سیستان و بلوچستان است و فقه سایر مذاهب اسلامی، نظام ادله اثبات در موضوعات ناموسی و حفظ دماء و اعراض مؤمنان، بر پایه «حداکثر احتیاط، ستر (پوشاندن) و سخت‌گیری شدید در پذیرش اتهام» بنا شده است.

طبق نص صریح قرآن کریم (سوره نور، آیه ۴)، اگر کسی اتهامی ناموسی به فردی وارد کند و نتواند چهار شاهد عادل و عینی معرفی کند، خود مستحق مجازات (۸۰ ضربه شلاق) است و شهادت او در جامعه ساقط می‌شود.

در فقه، بازنشر، شایعه‌پراکنی و بوق و کرنا کردن ادعاهای اثبات‌نشده، مصداق بارز «اشاعه فحشا» در جامعه اسلامی تلقی می‌شود. شرع مقدس، حتی در صورت وقوع جرم نیز فرمان به ستر و عدم علنی کردن آن در افکار عمومی داده است، مگر آنکه جرم در دادگاه صالح شرعی با ادله قطعی (اقرار یا شهادت اربعه) ثابت شود.

عرف اجتماعی و مصلحت‌های قومی در بلوچستان، به شدت بر روی حفظ آبرو (عزت و ناموس) استوار است. در ساختار سنتی بلوچ، هرگونه طرح علنی مباحث مربوط به عفاف و ناموس زنان در فضای رسانه‌ای یا تریبون‌های عمومی، تحقیر بافت خانوادگی و نقض حریم خصوصی جامعه بلوچ به شمار می‌رود. عرف منطقه همواره حل این‌گونه مسائل حساس را از طریق حکمین، ریش‌سفیدان و معتمدین مؤمن، به دور از جنجال‌آفرینی‌های تنش‌زا طلب می‌کند.

مولوی عبدالغفار بدون داشتن چهار شاهد عادل یا رأی قطعی از سوی یک دادگاه صالحه، صرفاً بر اساس ادعاها یا گزارش‌های تاییدنشده، مبادرت به صدور بیانیه‌های قاطع و متهم‌سازی در مقیاس وسیع کرده است؛ اقدامی که از نظر فقهی فاقد وجاهت و مایه هتک حرمت اعراض است.

نقشبندی با علم به حساسیت‌های عمیق و غیرت ناموسی جوانان بلوچ، از این بستر به عنوان یک «دسیسه رسانه‌ای و ابزار فریب» بهره‌برداری می‌کند. هدف او نه احقاق حقوق واقعی زنان، بلکه سوار شدن بر موج احساسات پاک و مذهبی جوانان منطقه، ایجاد تقابل، ناامنی، تنش‌های قومی-مذهبی و پیگیری مقاصد سیاسی شخصی در خارج از مرزها است.

این رویکرد تحریک‌آمیز، با قرار دادن جوانان در بازوان امنیتی و مواجهه‌های خشن، عملاً آینده آنان را دست‌مایه بازی‌های رسانه‌ای خود می‌کند.از همین رو، حرکت مولوی عبدالغفار نقشبندی در نشر این اتهامات پیش از اثبات قانونی، از سوی کارشناسان فقهی و بومی به عنوان خروجی از قواعد شرع و ابزاری برای تهییج غیرقانونی جوانان ارزیابی می‌شود.

اثبات دروغگوئی مولوی عبدالغفار نقشبندی از سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمر بن خطاب رضی الله عنه که جان و حیاء و ناموس بلوچ برایش ارزشی ندارد

اثبات دروغگوئی مولوی عبدالغفار نقشبندی از سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمر بن خطاب رضی الله عنه که جان و حیاء و ناموس بلوچ برایش ارزشی ندارد

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

مولوی ع. نقشبندی فاسد رسانه ای و دلقکی است که آنچه برایش مهم نیست خون و ناموس و دین و آبروی مردم مسلمان بلوچ است و تنها به رسانه و دست زدنهای مشتی احمق و جاهل و دشمنان دین اسلام و قوم بلوچ فکر می کند و برایش مهم است.

این مولوی رسانه ای بدون آنکه به موازین شریعت الله بر اساس فقه مذاهب اسلامی و بخصوص فقه غرای مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله توجه کند در مورد اتهام زنای آن بلوچ شیعه با آن بلوچ حنفی مذهب سروصدا برپا کرد و مسبب اصلی فاجعه ی مسجد مکی زاهدان و شهرهای دیگر در آن زمان شد. چون آمریکا و کشورهای خائن عربی می خواستند که مردم مسلمان بلوچ هم به اغتشاشات هرزه های سکولار در سال 1401ش ملحق شوند اما نتوانسته بودند و این مولوی خائن و فاسد موفق به این کار شد.

چند روزی هم هست که شایعه کرده است که شیعیان فاطمیون در منطقه سمسور در بخش کورین زاهدان دست به تعرض به حریم زنان و کودکان و غارت دام‌های مردم زده اند و می خواهد به این شکل فتنه ی دیگری راه اندازی کند.

او مدعی است که یک زن بلوچ همراه همسرش هنگام تردد با موتورسیکلت در منطقه سمسور توسط افراد منتسب به فاطمیون تعقیب شده و این زوج برای نجات جان و حفظ امنیت خود از محل دور شده‌اند.

فقط کمی در مورد این ادعای ع. نقشبندی فکر کنید تا متوجه شوید که این مزدور پروژه بگیر جهت تولید ناامنی در میان بلوچها آنهم به هر قیمتی به چه استدلال بی ارزش چنگ زده است؟

البته باز مدعی شده است که این شیعیان درباره «صیغه» و ازدواج موقت از شهروندان بلوچ پرس‌وجو کرده و درباره زنان بومی منطقه درخواست‌هایی مطرح کرده‌اند یا از درخواست‌هایی با ماهیت جنسی از کودکان سخنانی وجود دارد،!

ای تُف به روی سیاهت مولوی ع. نقشبندی که با «شایعات» که خودت می دانی چه جایگاهی درفقه ما دارند در حال بازی کردن با آبرو و حیاء و ناموس بلوچهای باغیرت و باشرف هستی و در حال عادی سازی دیوسی گری میان بلوچها هستی.

این اشکالی ندارد که می گوئی کوسفندان مردم را برده اند یا به این گوسفندان تیراندازی کرده اند، این دروغ و شایعه ی شما برای مردم مسلمان ما قابل تحمل است اما چرا بر غیرت و ناموس قوم بلوچ انگشت گذاشته ای؟

تو در همان قدم اول و بر اساس قضاوت رسول الله صلی الله علیه وسلم یک دروغگوی کذاب هستی، چون فقط شایعه پخش کرده ای و به هزاران نفر رسانده ای و و می گوئی « این ادعاها نیازمند بررسی و مستندسازی مستقل است» اما رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد امثال تو حکم داده است و می فرماید: كَفى بالمَرءِ كَذِبًا أن يُحَدِّثَ بكُلِّ ما سَمِعَ . کافی است برای فرد از دروغ ؛ این که هر سخنی را که شنیده است بیان می کند.

عمر بن الخطاب رضی الله تعالى عنه نیز می گوید: بحسب المرء من الکذب أن یحدث بکل ما سمع. کافی است برای فرد از دروغ؛ این که هر سخنی را که شنیده است بیان می کند.

البته فراموش نکنیم که همزمان با این مولوی دروغگوی کذاب، دیدیم که کلیپی از سوی سکولاریستهای مرتد نیز با هدف سیاسی و جهت متشنج کردن فضای سیستان و بلوچستان و بدنام کردن زنان پاک دامن بلوچ منتشر شد که در آن بانویی با ادعاهای واهی و با نام مستعار و در پوششی دروغین ، مدعی شده است که در بلوچستان مورد تجاوز قرار گرفته است.!!

حقیقت شرم آور این کلیپ که توسط عده ای نشر شد چه بود؟  اما حقیقت، بسیار تلخ‌تر و شرم‌آورتر از این ادعاست که تنها غیرت بلوچها را هدف گرفته است تا به دنیا نشان دهند به ناموس بلوچ تجاوز می شود و اینها دیوسهائی هستند که فقط تماشا می کنند و…

اما جالب است بدانید که همان رسانه ها اعلام کردند که این زن کسی جز همسر «عبدالله سربازی»، برادر حبیب‌الله سربازی سکولار و مرتد نیست، که این زن سال‌هاست در ترکیه اقامت دارد و هرگز در این مدتی که ادعا دارد در سیستان و بلوچستان نبوده است.

به عنوان یک مسلمان با غیرت کمی فکر کنید و از خودتان بپرسید چه کسی زن و ناموس خودش را وارد این بازی کثیف می کند تا چنین کلیپهائی بسازد؟  و چه زنی به چنین بی آبروئی تن می دهد؟

بله، اهل سنت و جماعت بلوچستان با چنین خائنین و با چنین مرتدین سکولاری طرفند که همگی در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند.

بشارت به گروههای مسلح بلوچ، مزدوران غیر مستقیم آمریکا و صهیونیسم  

 بشارت به گروههای مسلح بلوچ، مزدوران غیر مستقیم آمریکا و صهیونیسم  

 کاتب:  عبدالملک اربابی مکرانی

در تاریخ 7 و 14 و 21 شهریور و امروز اول دی 1405ش هم باز ما شاهد درگیری نیروهای نظامی و امنیتی ج.ا.ایران با هسته های گروهک جبهه ی مبارزیم مردمی در استان سیستان و بلوچستان بودیم که علاوه بر آن پیام نابودی تدریجی این مزدوران پاکستان و طبعاً آمریکا را به ما می دهد، این پیام را نیز دربردارد: با اینکه این نوع عملیاتها برای حفظ امنیت دارالاسلام است اما در همین شرایط، اگر کسی پیوسته نظام اسلامی را به باد انتقاد بگیرد، جوانان دلیر بلوچ را به جای دفاع از کیان اسلامی به جبهه سکولارهای مزدور آمریکا بکشاند و مرگ آنها را در این جبهه «مبارزه» و «نجات» معرفی کند، باید پرسید نتیجه این سخنان در واقع چه خواهد بود؟ این دقیقاً همان چیزی است که دشمنان اسلام می خواهند.

 کسی که مردم را به حزبهای سکولار و جدا از اسلام فرا بخواند و در عمل پل پیروزی برای سربازان آمریکا و صهیونیسم باشد، «ولی» آنان شده است.

جوانان اهل سنت بلوچستان هم بدانند پیوستن به جبهه ی کفار سکولار در حال جنگ به نام قوم و زبان، از بزرگترین گناهان است، چون شخص را یکی از همین جبهه قرار می دهد . مگر الله نفرموده: وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/51) و هر کس از شما، کفار را سرپرست خود گیرد از زمره آنان است.

همه ی ما و شما می دانیم که تمام گروههایی که در پاکستان هستند باید مسئولین پاسکتان را به سرپرستی بگیرند و تابع دستورات آنها شوند و گرنه از پاکستان اخزاج می شوند، باز همه ی ما و شما می دانیم که پاسکتان خودش غلام و دستوربگیر آمریکا و آل سعود است.

پس نگاه کنید به یک واسطه چه کسانی را به عنوان سرپرست خود انتخاب کرده اید؟

علاوه بر این، از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند:

مَنْ ‌خَرَجَ ‌مِنَ ‌الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ.[1]

هر كه از اطاعت [حاكم اسلامی] خارج شود و خود را از جماعت [مسلمانان] جدا نماید و [در اين حالت] بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است؛ و هركس زیر پرچم مجهولى بجنگد که براى ايل و تبار خشمگین شود يا به سوى ايل و تبار و قوم فرابخواند يا از باب تعصب نسبت به ایل و تبار و قوم آن را یاری کند و (در این مسیر) كشته شد، كشته شدنش جاهلی است (در مسیر جاهليت مرده است)؛ و هر كسى بر امتم قيام كند و نيكوكار و بدكار را بزند و از عاقبت چنین رفتاری با مومنان نترسد و پروا نکند و به عهد و پيمان صاحب عهد وفا نكند، او از من نيست و من از او نيستم.

ای پیروان فریب خورده ی جیش العدل و جبهه ی مبارزین مردمی و سایر گروههای مسلح و اهل تفرق بلوچ بیدار شوید و دنیا و قیامت خود را با شعارهای فریبنده برای دیگران هدر ندهید.


[1]  مسلم   1848

بیانیه محمد طاهر محمود اشرفی، رئیس شورای علمای پاکستان نمادی دیگر از علمای درباری و دین فروش  

بیانیه محمد طاهر محمود اشرفی، رئیس شورای علمای پاکستان نمادی دیگر از علمای درباری و دین فروش  

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

محمد طاهر محمود اشرفی رئیس شورای علمای درباری و تحت مدیریت آمریکا و آل سعود در پاکستان، در بیانیه‌ای امنیت و ثبات رژیم آل‌سعود را «خط قرمز» پاکستان خوانده و گفته است علمای این کشور «اجازه نخواهند داد امنیت عربستان تهدید شود». او حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی آل‌سعود را «غیرقابل معامله» دانسته و مدعی شده علمای پاکستان در برابر هر تهدیدی علیه این کشور خواهند ایستاد.

اصلاً چنین واکنشی جای شگفتی نیست، این همان رویه ی دیرینه‌ی عالم درباری است که به مخاطبینش دینی را ارائه می دهد  که وظیفه‌اش دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم و بخصوص در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی بود، اکنون به پاسداری از کفار آمریکائی – صهیونی و به پاسداری سفره‌های نفتی و کاخ‌های ریاض بدل شده است، به نظر شما اینها از کدام اسلام دفاع می‌کنند که رضایت آمریکا و شرکایش و مزدوران آنها را نیز دربردارد؟

اینها دین را به بهای ناچیز دنیا به دشمنان شریعت الله فروخته اند و بخشهای زیادی از دین و شریعت الله را نیز از مردم پنهان کرده اند، البته الله جل جلاله ماهیت اینها را در چندین آیه در قرآن بیان کرده است و مثلاً به عنوان مثال می فرماید:  إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۙ أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ (بقره/174) آنان که آنچه الله فرو فرستاده پنهان می‌دارند و آن را به بهای ناچیز می‌فروشند، در شکم خود جز آتش فرو نمی‌برند.

 همچنین الله تعالی می فرماید:

  •  وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ (آل عمران/187) و الله از اهل کتاب پیمان گرفت که کتاب را برای مردم آشکار کنید و پنهان نسازید؛ ولی آن را پشت سر افکندند و به بهای اندک فروختند. چه بد معامله‌ای کردند.
  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ (توبه/34) ای مؤمنان  بسیاری از دانشمندان دینی و راهبان، اموال مردم را به باطل می‌خورند و از راه الله بازمی‌دارند.

مشکلی که بعد از این معامله ی کثیف دین فروشان به وجود می اید این است که دین و شریعت الله کنار زده می شود و سخنان این مولوی ها و شیخها و آخوندها برای مردم معیار شریعت الله می شود و اینجاست که الله تعالی می فرماید: اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ (توبه/ ۳۱)  علمای مذهبی و راهبان خود را به جای الله ارباب گرفتند؛ یعنی سخنان اینها را بر فرمان الله مقدم داشتند.

الله تعالی نمونه ای از این دین فروشان را که در منابع اسلامی با نام بلعم باعورا معرفی شده است به ما معرفی می کنی، کسی از پیروان موسی علیه السلام که صاحب آگاهی هائی شده بود اما خودش را به فرعون و دستگاه حکومتی آن فروخت که الله جل جلاله در موردش می فرماید:

  • وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ.

 و بر آنان بخوان خبر آن کس را که آیات خود را به او دادیم، ولی از آن‌ها بیرون رفت و شیطان او را از پی گرفت و از گمراهان شد.

  • وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ. (اعراف /۱۷۵–۱۷۶) و اگر می‌خواستیم، او را با این آیات برمی‌کشیدیم؛ ولی او به زمین چسبید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ پس مَثَلش مَثَلِ سگ است.

بلعم با داشتن نشانه‌های هدایت، به‌سبب طمع به مال و جاه فرعون، علمش را در خدمت باطل به کار برد. بلعم، نه با شمشیر، بلکه با دینش به یاری ستمگر شتافت. و چه بسیار بلعم‌های امروز که با فتوا و بیانیه، دین را در خدمت سلاطین می‌گذارند.

پس این دین فروشان یک پدیده ی تازه نیستند بلکه سابقه ای طولانی در تاریخ دارند و باید از این سربازان بخش تبلیغی دشمن با مذهب و احساسات دینی مردم بازی می کنند پرهیز کرد.

امروز کسانی وجود دارند که فتوای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی دادند، تجاوز و حمله به یمن در کنار آمریکائی ها و مستشاران صهیونیست و هواپیماهای جنگی ایتالیا و سایر اعضای ناتو و پاکستان را «جهاد» خواندند و دفاع از مظلومان را «توطئه‌ی ایران» نامیدند.

کسی که در نظامی سکولار و ارتدادی چون نظام پاکستان زندگی می‌کند، حاکمیت آن نظام را می‌پذیرد، از منافعش تغذیه می‌کند و سپس آیه و حدیث را در خدمت آن به کار می‌برد، چه نسبتی با پیامبران دارد؟ او تنها یکی از پیروان بلعم باعورا است.

پس کسی که تمام وزن دینی خود را پشت خط قرمز ریاض می‌گذارد و از مظلومان یمن و فلسطین چیزی نمی‌گوید، یا از این دین چیزی نمی‌فهمد، یا آن را عامدانه در خدمت باطل گرفته است. و در هر دو صورت، سخنش ربطی به دین اسلام و شریعت الله ندارد.

ای مولوی های دین فروش بدانید که امنیت کاخ‌های ریاض و کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و سایر مرتدین در سرزمین وحی «خط قرمز» دین نیست بلکه یکی از خطوط قرمز دین هم جبهه ای شدن با این کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی آنها و خون مسلمینی است که توسط این دشمنان ریخته می شود.

ریاکاری و ترس مولوی طیب عبدالحمید زاهدان از حقیقت اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن

ریاکاری و ترس مولوی طیب عبدالحمید زاهدان از حقیقت اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن

کاتب: براهندک بلوچ

مولوی عبدالحمید و تناقضاتش برای حنفی مذهبهای بلوچ کافی نبود حالا نوچه و جوجه ای از خودش را رها کرده که از گفتن هیچ دروغی جهت جمع کردن گوسفندانی دور خود اباء ندارد.

با آنکه عوام الناسی که توسط رسانه های آل سعود و امارات و شبکه های همسو با آنها سحر شده اند از واقعیت اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن بی خبرند اما عقلاء مسلمان و غیر مسلمان می دانند که این اتحادیه دنبال چه هست و هم اکنون به چه دلیلی مورد حمله ی جنگ مسلحانه و جنگ تبلیغی و روانی قرارگرفته است؟

صرفنظر از شافعی ها که بیشترین اعضای این اتحادیه را از لحاظ جمعیت تشکیل می دهند اجازه دهید با مخاطب قرار دادن مولوی محمد طیب بچه ی مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد زیدی های متحد با اینها صحبت کنیم که حمایتهای آنها از اهل غزه که همگی شافعی مذهب هستند بر کسی پوشیده نیست.

ای مولوی محمدطیب تو که ادعا می‌کنی از راه فقه امام ابوحنیفه رحمه الله سخن می‌گویی، چرا از بیان حقیقت شافعی ها و زیدی‌ها ( که به رهبر حوثی‌ آنها مشهور شده اند) برای مردم می‌ترسی؟ چرا با مخدوش کردن واقعیت‌ها، به روایت‌های دروغین آل‌سعود و امارات و دشمنان تمام اهل قبله خدمت می‌کنی؟

اگر واقعاً مدعی پیروی از مذهب حنفی هستی، بدان که یکی از اصول بنیادین فقه و عقیده، صراحت در بیان حق و اجتناب از تزویر و فریب است. تو با پنهان کردن واقعیت اتحادیه ی شافعی ها و زیدی ها و با پنهان کردن مبانی اعتقادی زیدی‌ها، در حال انجام یک عوام فریبی و بخصوص یک جنایت علمی هستی تا آن‌ها را در چشم مسلمانان، برخلاف واقعیت نشان دهی.

بیا با هم از حقیقت سخن بگوییم، حقیقتی که تو برای حفظ منافع آمریکا و مرتدیان آل‌سعود پنهان می‌کنی:

۱. در مورد عقیده و ولایت: تو می‌پرسی این‌ها کجا تربیت شده‌اند؟ اما حقیقت این است که عقیده زیدی‌ها بر پایه ولایت اهل‌بیت و ضرورت وجود امام عادل از نسل رسول الله صلی الله علیه وسلم که با شمشیر قیام کرده باشد است؛ عقیده‌ای که ریشه در عمق تاریخ و سنت صحابه و تابعین دارد. حوثی‌ها بر اساس این عقیده، در برابر ظلم صهیونیستها و استکبار جهانی یعنی آمریکا به دفاع از خود و حمایت از اهل سنت غزه و سایر مسلمین ایستاده‌اند. تو اما برای اینکه مسیر آل‌سعود و امارات و در کل مسیر آمریکا و صهیونیستها را برای جوانان هموار کنی، سعی می‌کنی این پیوند با اهل‌بیت را به «پستی و رذالت» تشبیه کنی آیا در فقه ابوحنیفه، وفاداری به خاندان رسول الله صلی الله علیه وسلم و ایستادگی در برابر ظالم و در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و دفاع از مسلمین و بخصوص مسلمین اهل سنت غزه، نشانه پستی است؟!

۲. در مورد فقه و جهاد: در فقه حنفی، دفاع از مقدسات و مقابله با حاکمان ظالم که از حدود الهی تجاوز می‌کنند، از واجبات است. زیدی‌ها بر اساس مبانی فقهی خود، دفاع از حرمین و مقدسات را در برابر نفوذ آمریکا و اسرائیل، یک وظیفه دینی می‌دانند. اما تو، با پنهان کردن این مبانی فقهی و تغییر دادن ماهیت عقاید آن‌ها، می‌خواهی مردم را متقاعد کنی که آن‌ها دشمن مقدسات هستند و به کعبه و مکه حمله کرده اند در حالی که بیانیه های مکرر آنها و تظاهرات عظیم مردم صنعا نشان داد که آن‌ها پاسداران واقعی کعبه‌اند و تو و اربابان کافر و مرتدت و سایر الرویبضه ها و روسیاهان مولوی نما و شیخ نما دروغ گفته اید.

ای نیمه مولوی، وقتی تو عقاید واقعی زیدی‌ها و جهاد بر حق آنها بر علیه آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی را پنهان می‌کنی و تنها بر اساس اتهامات دروغین عربستان سخن می‌گویی، در واقع داری جنگ روانی آمریکا و اسرائیل را پیش می‌بری. تو با این کار، جبهه اهل دعوت و جهاد راستین  را از درون با ایجاد شک و تردید، تضعیف می‌کنی. این یعنی خدمت به صهیونیسم در پوشش مذهب!

ای نیمه مولوی و جریان آمریکائی – صهیونی پدرت، مردم یمن با تظاهرات خود، پاسخ تو را دادند. آن‌ها نشان دادند که حقیقت، فراتر از لفاظی‌های توست. تو و پدرت، با پنهان کردن حقیقت مومنین و جهاد آنها چه در ایران و چه در یمن و چه در غزه و سایر جاها راه را برای آمریکا و صهیونیست‌ها و مرتدین همسو با آنها باز کرده‌اید.

اگر واقعاً حنفی هستی، از حقیقت نترس و این دروغ خودت را اصلاح کن، اما اگر بی حیائی در خدمت آمریکا و آل‌سعود هستی منتظر باش ببین الله برای خائنین به دین و ملت چه چیزی در نظر گرفته است؟