امت تبلور حاکمیت الهی و نظام سیاسی واحد و تبیین رابطه ناگسستنی میان مفهوم امت و تشکیل حکومت

امت تبلور حاکمیت الهی و نظام سیاسی واحد و تبیین رابطه ناگسستنی میان مفهوم امت و تشکیل حکومت

کاتب: محمد اسامه

قرآن کریم وقتی از امت سخن می‌گوید، وظایفی را برای آن برمی‌شمارد که انجام آن‌ها بدون داشتن قدرت سیاسی و حاکمیت محال است:

الله جل جلاله می فرماید: وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ (آل عمران/104) باید از میان شما امتی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند.

«امر و نهی» در سطح کلان جامعه، شأن قدرت و حکومت است. امتی که قدرت اجرایی (حکومت) نداشته باشد، نمی‌تواند حدود الهی را جاری کند که بخش مهم در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر بر عهده ی قدرت حکومتی است.

امت واحد موظف است تنها از «حاکمیت الله» پیروی کند: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/50) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ برای اهل یقین، چه حکمی از حکم خدا بهتر است؟.

امت بدون حکومت، ناچار به پذیرش حکم جاهلیت (قوانین سکولاریستی بشری و ناسیونالیسم) می‌شود.

سیره رسول الله صلی الله علیه وسلم صریح‌ترین گواه بر این است که امت بدون حاکمیت، ناقص است:

  •  هجرت برای تأسیس قدرت: رسول الله صلی الله علیه وسلم ۱۳ سال در مکه «امت» را از نظر فکری ساختند، اما اصطلاح حقوقی و سیاسی «امت» زمانی رسمیت یافت که در مدینه «حکومت» تشکیل شد.
  • وثیقه مدینه (قانون اساسی): در این پیمان‌نامه، رسول الله صلی الله علیه وسلم امت را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل معرفی کرد که دارای رهبری واحد، بیت‌المال واحد، نظام قضایی واحد و قدرت نظامی واحد است. این یعنی «امت» همان «دولت-ملت» مدرن نیست، بلکه «دولت-عقیده» است که مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.
  • تلازم امام و امت: در سیره نبوی، امت بدون «امام» (حاکم) معنا ندارد. امت، پیکره‌ای است که حاکمیت اسلامی، روح و قوه مجریه آن محسوب می‌شود.

در احادیث، بر لزوم پیوند امت با نظام سیاسی (خلافت و امارت) تأکید شده است:

  •  حدیث سپر بودن حاکم: «إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ (مسلم2957) همانا حاکم و امام، سپری است که پشت سر او جنگیده می‌شود و به واسطه او امنیت برقرار می‌گردد.

اگر امت را یک پیکر بدانیم، حکومت «سپر» و حافظ این پیکر است. امت بدون حکومت، پیکری بی‌دفاع و پراکنده است.

  • حدیث بیعت: «مَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً» هر کس بمیرد در حالی که بیعتی [با حاکم مسلمین] بر گردن نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.

 این حدیث نشان می‌دهد که هویت ایمانی فرد در قالب «امت»، تنها با اتصال به یک نظام و حاکم بر دارالاسلام معتبر تکمیل می‌شود.

ناسیونالیسم، امت را به تکه‌های کوچک (کشورها) تقسیم می‌کند که هر کدام حاکمیت مستقل و قوانین جداگانه دارند. اما در دیدگاه اسلامی حاکمیت متعلق به الله و قانون اوست و قلمرو حاکمیت، کل سرزمین‌های اسلامی (ازاندونزی تا الجزائر و مراکش) است و تقسیم این قلمرو به دولت‌های ملی، در واقع تجزیه «حاکمیت اسلام» و تضعیف قدرت سیاسی امت است.

در این صورت منظور از امت در اسلام، تجمعی تشریفاتی نیست؛ بلکه امت یعنی:

۱. نظام سیاسی واحد (حکومت اسلامی).

۲. قانون واحد (شریعت غراء).

۳. رهبری واحد (امامت و خلافت).

۴. جغرافیای واحد (دارالاسلام).

بنابراین، سخن از امت، سخن از تأسیس و حفظ حکومت اسلامی است که وظیفه دارد فراتر از مرزهای ساختگی ناسیونالیسم، عزت و اقتدار را به مسلمانان بازگرداند. هر جا که حکم خدا جاری باشد، آنجا قلمرو پیکر واحد امت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *