قوم بلوچ و بازی مجازی «کمپین بازی» حبیب سربازی

قوم بلوچ و بازی مجازی «کمپین بازی» حبیب سربازی

کاتب: براهندک بلوچ

حبیب سربازی در فضای مجازی با ترجمه ی مطالب سکولاریستهای بلوچ ایالت بلوچستان پاکستان که قدمتی نزدیک به هشت دهه خیانت و جنایت در حاکمیت ظالمانه ی خود بر بلوچهای مسلمان دارند، گاه گردوخاکی برپا می کند که عده ای خیال می کنند از چیز جدیدی صحبت می کند یا از خودش چیزی برای گفتن دارد.

این صحیح است که مطالب سکولاریستهای خائن و جنایتکار ایالت بلوچستان پاکستان برای مردم مسلمان بلوچ ایرانی تازگی دارد، همچنانکه دیدن بسیاری از مطالب فضای مجازی برای ما تازگی دارد اما این یک واقعیت است که با کپی پیس کردن مطالب دیگران شخص نمی تواند خودش را عالم و مبارز و … نشان دهد.

حبیب سربازی در سال 2012 با نگرش سکولاریستی که دارد کمپینی تحت عنوان «کمپین فعالین بلوچ» تشکیل داد و تعدادی هم عضو فیک و غیره برایش دست و پا کرد؛ بعد از اینهمه سال که این کمپین نتوانست با مطالب سبک و سست سکولاریستی و اخبار ضد و نقیض و بی پایه و اساس خود در میان بلوچهای مسلمان ایران جای پائی برای خودش پیدا کند حبیب سربازی دست به دو اقدام جالب زد:

  1. اسم کمپین را به «کمپین حقوق بشر بلوچستان» تغییر داد
  2. لوگو و علامت شناسائی قبلی را به کلی باطل و لوگوئی جدیدی ارائه داد
  3. صفحات مجازی اطلاع‌رسانی کمپین قبلی را از دسترس خارج کرد و دیگر در دسترس نیست تا کسی نتواند به سابقه ی مطالب ضد و نقیض و … آن دسترسی پیدا کند و …

این بازی «کمپین بازی» حبیب سربازی برای هر عاقلی نشان از ورشکستگی و به بن بست رسیدن این مزدور آشکار اسرائیل است که چند روز قبل هم با صهیونیست مشهور اسرائیل مصاحبه کرد و پرده از چهره ی خود برداشت.

حبیب به این بازی ها دلخوش کرده است در حالی که ملت مسلمان بلوچ ایرانی در مسیر بیداری اسلامی در حرکت است، پس: القافلة تسير و الكلاب تنبح .

مولوی هایی که به بدعت بزرگ سکولاریستها و اهل تفرق دعوت می دهند را رها کنید

مولوی هایی که به بدعت بزرگ سکولاریستها و اهل تفرق دعوت می دهند را رها کنید

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

افراد زیادی وجود دارند که بر اساس منهج اهل سنت و جماعت جزو مسلمین اهل بدعت محسوب می شوند، در میان اینها شخص صاحب بدعتی که به بدعتش دعوت کرده و در دفاع از آن مناظره می‌کند، مانند مبتدعی نیست که خاموش است و دعوت نمی‌کند.

شیخ الاسلام حرانی رحمه الله می گوید: «فرق جمهور الأئمة بين الداعية وغير الداعية فإن الداعية أظهر المنكر فاستحق الإنكار عليه بخلاف الساكت فإنه بمنزلة من أسر بالذنب فهذا لا ينكر عليه في الظاهر فإن الخطيئة إذا خفيت لم تضر إلا صاحبها ولكن إذا أعلنت فلم تنكر ضرت العامة»( مجموع الفتاوی 23/342).

 جمهور پیشوایان میان مبتدع داعی و غیر داعی تفاوت قائل شده‌اند؛ زیرا شخص داعی، منکر را آشکار کرده و باید بر او انکار کرد، بر خلاف شخص ساکت که به منزله‌ی کسی است که در خلوت خود گناه کرده باشد؛ بر چنین کسی آشکارا انکار نخواهد شد، زیرا وقتی خطا مخفی بماند، تنها برای صاحبش ضرر دارد ولی وقتی علنی گردد و کسی آن را انکار نکند، به عامه‌ی مردم ضرر خواهد زد.

بزرگترین بدعتی که چند دهه است در میان مسلمین با کمک کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در حال گسترش و فرهنگی شدن است تفکرات سکولاریستی است که هدف نهائی آن کنار زدن قوانین شریعت الله از زندگی اجتماعی و دنیوی انسانهاست.

سکولاریسم عقیده و دین مشرکین است که در طول تاریخ وجود داشته اند.

در میان مبلغین به سکولاریسم با آنکه افرادی مرتد چون حبیب سربازی و مهیم و … وجود دارند که به صراحت کفریات خود را بیان می کنند اما دسته هائی از مولوی ها نیز وجود دارند که با ادبیات شبه اسلامی مردم را به سازگاری با سیاستهای این کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی ترغیب و تشویق می کنند و به نحوی زمینه هیا پذیرش سکولاریسم را در میان مسلمین فراهم می کنند.

فقط کافی است به پارلمان حکومت پاکستان یا اردن یا مصر و غیره نگاه کنید تا به نقش مخرب این مولوی ها در حاکمیتهای سکولار پی ببرید.

امروزه در میان بلوچها افرادی چون مولوی نقشبندی فراری و مولوی های دارای رسانه ی دیگری هم وجود دارند که عملا در جبهه ی کفار سکولار جهانی و احزاب و دسته های همسو با این کفار قرار گرفته اند.

اینها در نهایت به سوی بدعت و کفر سکولاریسم و جامعه ای سکولار هدایت می دهند و باید به کلی رها شوند چون گاه شر اینها برای مومنین از شر یک کافر اصلی بیشتر است چون اینها با ادبیاتی شبه اسلامی صحبت می کنند و مستقیما ایمان مومنین را هدف گرفته اند.

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (3)

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (3)

ارائه دهنده: محمد اسامه

مشکل دیگری که جولانی را در ادامه ی خیانتش کمک کرد اشتباه دکترایمن الظواهری بود که از یکطرف می گوید که با دوله اختلاف منهجی دارد و اختلاف منهجی را در این تعریف می کند که جماعت او بر آمریکا به عنوان هبل عصر و متحدین آن از صهیونیستها و صلیبی ها و مزدوران خائنش تمرکز کرده است و اینکه تمام مسلمین را بر تمرکز بر این دشمن اصلی با هم متحد نموده و از جنگهای جانبی دوری کنند؛ ادامه می دهد که منهج ما احتیاط در خونها و دوری از عملیاتهایی که در آن خونهای به ناحق ریخته می شود مثل عملیات در مساجد و بازارها و محله های مسکونی و همچنین پرهیز از خونهایی که به دلیل جنگ بین جماعتهای جهادی ریخته می شود، چون آمریکا و سکولارها به مردم خود می گویند نگاه کنید که مجاهدین در حق همدیگر چه کارهائی انجام می دهند حالا با شما چه خواهند کرد؟!

این تمرکز بر آمریکا و متحدین و مزدوران محلی آن و رژیم صهیونیستی استراتژی صحیح و ارثی است که از سید قطب و شیخ اسامه بن لادن برجای مانده است اما آیا شیخ ایمن الظواهری  به این ارثیه پایبند بود؟

اگر دقت کنیم القاعده ی تحت رهبری دکتر ایمن الظواهری در یمن، آگاهانه و عمداً و به میل خودش و با تاویلات کاملاً غیر شرعی و صرفاً به دلیل اختلافات مذهبی با اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است؛ چون آل سعود با پشتوانه ی هیئت کبار علمای خود در کنار امارات متحده عربی و به نیابت از آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی جنگی نیابتی را بر علیه اتحادیه ی انقلابیون شافعی – زیدی یمن شروع کرده اند.

 در این جنگ تحمیلی بر اتحادیه ی شافعی ها و زیدیهای یمن نه تنها از طریق هوائی و توپخانه ای مسلمین موجود در مساجد و بازارها و مناطق مسکونی و اماکن عمومی قتل عام شده و این اماکن وسایر اماکن زیربنائی مسلمین تخریب و نابود می شوند بلکه وحشیانه ترین جنایات نظامی مزدوران پیاده نظام در حق زنان و کودکان و پیران و جوانان شافعی مذهب و زیدی مذهب یمن صورت می گیرد، و این غیر از مشکلات اقتصادی و فقر و گرسنگی است که آمریکا و ناتو از کانال مزدوران سعودی و اماراتی و غیره و با تحریمهای وحشیانه ی اقتصادی خود بر مردم تحمیل کرده اند که به گواهی تمام رسانه های جهانی در یمن یک تراژی و فاجعه ی انسانی رخ داده است؛ و این غیر از ربودن زنان و دختران شافعی مذهب و تجاوز آشکارای نظامیان اماراتی و متحدین آنها به این نوامیس مسلمین در مناطق تحت اشغال آنهاست؛ حالا جماعت القاعده یمن متاسفانه در این جبهه ی جنایتکاران قرار گرفته است. 

علاوه بر این، القاعده ی ما در شمال سوریه «عملاً» و ناچاراً در اعلان جنگ و آتش بس بر اساس دستورات آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و و جولانی به پیش می رفت، همچنانکه به بهانه ی جماعت دوله در آفریقای ستمدیده نیز «عملاً» در جبهه ی نیروهای متحد با آمریکا و ناتو قرار گرفته است؛ آیا این پیاده شدن و کپی برداری از طرح دیوید پترائوس، اولین فرمانده نیروهای اشغالگر آمریکایی در عراق، در سایر سرزمینهای تحت اشغال کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی نیست؟

لگورهای بلوچ مانعین توسعه اقتصادی مناطق بلوچ نشین

لگورهای بلوچ مانعین توسعه اقتصادی مناطق بلوچ نشین

کاتب: براهندک بلوچ

یکی از اقدامات ترامپ پس از رسیدن به دور دوم ریاستش جمهوریش بر آمریکا، خارج ساختن بندر چابهار از معافیت تحریمهای آمریکا بود.

 بندر چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران و متصل به آبهای آزاد بین المللی دارای دو بندر بزرگ شهید کلانتری و شهید بهشتی و منطقه ای آزاد تجاری است که فرصتهای سرمایه گذاری فراوانی را برای فعالان اقتصادی بخش خصوصی داخلی و خارجی فراهم کرده است.

توسعه ی این بندر و ساخت زیر ساختهای مختلف چون ساخت ترمینال نفتی و پتروشیمی، خطوط انتقال فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، ساخت انبار کالاهای خشک، ایجاد مخازن فرآورده‌های نفتی و خوراکی، ساخت سیلوی غلات، صنایع غذایی مرتبط با صنعت شیلات، صنایع جانبی محصولات کشاورزی، تولید انرژی، انبار رو باز و محوطه ترمینال و اسکله مسافری دریایی، مراکز رفاهی و خدماتی، محوطه‌های نگهداری لجستیک کانتینر، کارخانه کشتی سازی و اوراق کشتی، ایجاد مرکز خدمات رسانی به کشتی‌ها (تعمیرات، آذوقه و سوخت رسانی) و ایجاد صنایع کوچک پایین دستی پتروشیمی و… در آن، نه تنها آینده درخشانی را برای سیستان و بلوچستان و استانهای شرقی و جنوب شرقی مژده می دهد بلکه برای کشورهای محصور درخشکی مثل افغانستان و ترکمنستان و غیره هم فرصت مناسبی برای توسعه اقتصادی و مبادلات تجاری در آبهای آزاد بین المللی است چون بندر چابهار امن ترین و کم هزینه ترین مسیر برای صادرات و واردات و همچنین ترانزیت کالاهای متعلق به سایر کشورها نظیر هند و افغانستان و کشورهای حوزه CIS است…

هر قوم و ملت پیشرفته و آینده نگری که به رشد و توسعه ی اقتصادی جامعه و آینده ی فرزندان خود اهمیت بدهد سعی می کند جهت پیشبرد این اهداف تلاش و کوشش کند نه اینکه با پیروی از طرح دشمنان خارجی همچون مانعی عمل کند.

در تمام دنیای مدرن مراکزی از این دست معمولا چند قومیتی و حتی بین المللی هستند، شما تصور کنید که در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۱۷ درصد از جمعیت دبی را اتباع اماراتی تشکیل می‌داد. همچنین حدود ۸۵ درصد (۷۱ درصد از جمعیت کل امارات) از جمعیت مهاجر این شهر را اتباع آسیایی تشکیل می‌دهند که عمدتاً هندی (۵۱٪)، پاکستانی (۱۶٪)، بنگلادشی (۹٪)، فیلیپینی (۳٪) و جمعیت قابل ملاحظه‌ای از سومالی که نزدیک به ۳۰،۰۰۰ نفر می‌باشند هستند. یک چهارم از جمعیت کل امارات هم اصلیت ایرانی دارند.

لگوران سکولار بلوچ حتی کارگران ساده ی پاکستانی حنفی مذهب در بلوچستان را نیز به شیوه های مختلفی ربوده و ترور می کنند چه رسد به سایر قومیتها و ادیان جهان. این انتهای توحش و حماقت یک گروه و تفکری را می رساند.

امارات تنها یک نمونه است و مراکز تجاری چین و آمریکا و غیره هم تمام تلاش آنها جذف سرمایه گذاران خارجی است چون به آینده ی اقتصادی خود و آینده ی جامعه ی خود اهمیت می دهند اما لگوران خائن و مزدور خارج نشین و دسته ای از مولوی های نفهم بلوچ در برابر این طرح بزرگ اقتصادی چابهار چکار کرده اند؟

از اینکه ترامپ فرمان اجرایی لغو معافیت چابهار از تحریمهای بین المللی را اعلام کرده  لگوران خائن و مزدور خارج نشینی چون مهیم بلوچ – سرخوش، حبیب سربازی و … چنان از این جنایت اقتصادی ترامپ در حق مردم بلوچ ایران و منطقه ذوق زده شده اند که خواستار آنند که اتحادیه اروپا، انگلیس ، کانادا و دیگر کشورها نیزهمین مسیر ظالمانه ی ترامپ را ادامه داده و از سیاست فشار حداکثری بر مردم منطقه پیروی کنند.

این خیانت آشکار لگوران بلوچ در کنار خیانت مزدورانی چون ربع پهلوی و سایر احزاب و دسته های سکولار در تاریخ این ملت خواهد ماند و ملت ما هرگز این خائنین را فراموش نخواهند کرد.

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (2)

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (2)

ارائه دهنده: محمد اسامه

اکثریت گروههای متفرق منتسب به اهل سنت مخالف ابوبکر بغدادی که از یکطرف از پس همدیگر بر نمی آمدند واز سوی دیگر دوله به عنوان قدرتی نوظهور برایشان تهدیدی جدی محسوب می شد و دوله را تهدیدی برای قدرت دنیوی و منافع دنیوی خود می دانستند نیاز به پشت جبهه ای مطمئن مثل ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه داشتند به همین دلیل بر اثر توافقات خارجی و با بهانه کردن دوله نه تنها نوامیس مسلمین را در درعا و غیره رها کردند بلکه تمام آنچه در اختیار داشتند را تحویل اتحادیه ی مخالفین آمریکا و ناتو دادند و به شمال سوریه فرار کردند.

در اینجا دو نکته در مورد پس مانده های اکثریت گروههای مسلح منتسب به اهل سنت در شمال سوریه که هم اکنون شرکای حکومتی جولانی شده اند قابل توجه است:

  1. صرفنظر از تبلیغات و شعارهای این پس مانده ها، اعمال اینها ثابت کرده است که این پس مانده ها هرگز برای اهل سنت نمی جنگند بلکه اهل سنت را قربانی سناریوها و برنامه ها و اهداف دشمنان اهل سنت و تمام مسلمین کرده اند و اهل سنت را در راستای پروژه های این دشمنان خرج کرده اند.
  2. امتداد دوله تنها یک بهانه برای فرار از مرداب، و پشت بستن به آمریکا و ناتو  و وارد کردن ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به داخل خاک سوریه بود، هر چند دستهائی مثل القاعده  به صورت غیر عمد در این سناریو شرکت کردند و فریب خوردند تا اینکه به رکود و سکون و اضمحلال فعلی رسیده اند، اما سایر گروهها آگاهانه و با هماهنگی های دستهای خارجی بازیگران این سناریو و نمایشنامه بوده اند.  

البته با تبلیغات شیخ ابوعلی انباری بسیاری از سربازان دوله که در اختیار جولانی قرار گرفته بودند دوباره به صف دوله برگشتند و پس مانده های همراه جولانی نیز که موجودیت خود را در خطر می دیدند بهترین گزینه را حمله به دوله تشخیص دادند به همین دلیل می بینیم  که دارودسته ی جولانی در بهمن 1392ش با دوله اعلام جنگ می کند و در کنار گروه علوش و جمال معروف و احرار الشام و فصائل هیئت ارکان و فیلق الرحمن و غیره در غوطه و در عملیاتی که به «ليلة الغدر» مشهور است به مهاجرین در شمال حلب حمله کردند و پس از قتل عام مهاجرین و انداختن بعضی از آنها به داخل چاه نفت و حتی تجاوز به نوامیس این مهاجرین اهل سنت که در واقع نوامیس تمام مسلمین هستند رسماً بر علیه دوله اعلام جنگ کرد و آغازگر جنگی شد که تا کنون ادامه دارد.

در این زمان که برای جولانی مرحله ی گذاری از دوله به خودش پیش آمده و با واکنش افکار عمومی به این خیانت آشکار و جدا شدن اعضای جبهه النصره مواجه می شود، جولانی جهت مدیریت افکار عمومی سربازانش و سرپوش گذاشتن بر این خیانت وبغی و خروج آشکار بر دوله، به ایمن الظواهری بیعت می دهد و متاسفانه ایمن الظواهری بیعت این خائن را قبول می کند؛ اما جالب است بدانید که به محض اینکه مرحله ی گذار در تیر 1395ش تمام می شود جولانی با تغیر اسم جبهه النصره به جبهه فتح الشام به بیعت با ایمن الظواهری نیز خیانت می کند و بیعت خود با الظواهری را زیر پا می گذارد و  ایمن الظواهری از جولانی تحت عنوان ناکث و بیعت شکن نام میبرد.

ثمره ی این سناریوی خیانت آمیز در همان ابتدا این شد که دسته هائی از سربازان دوله از جولانی جدا شده و دوباره به دوله پیوستند و دسته هائی هائی از سربازان جولانی هم با ماندن در صف جولانی  تا کنون به خیانت خود ادامه می دهند و دسته هائی نیزبه جماعتهای دیگر ملحق شدند و یا برای خود جماعت جداگانه ای ساختند مثل جماعت حراس الدین که به القاعده وفادار ماند؛ البته دسته هائی نیز با دیدن این خیانتها و تفرق و جنگ داخلی و حرکت بر اساس توافقات روسیه و ناتو و آمریکا در سوچی و غیره از کانال حکومت سکولار ترکیه کلاً میدانهای جنگ در سوریه را ترک کردند. در هر حال می بینیم که بر اساس نگرش ما این سربازان جدا شده از دوله به فرماندهی جولانی بودند که به دوله خیانت کرده اند و بر علیه دوله خروج کرده اند نه بالعکس.

توسعه مکران و کپی برداری جیش العدل از احزاب سکولار و مرتد بلوچ پاکستان

توسعه مکران و کپی برداری جیش العدل از احزاب سکولار و مرتد بلوچ پاکستان

کاتب: براهندک بلوچ

شهر بندری «گوادر» پاکستان شاهد حملات مختلف گروههای مسلح ناسیونالیست سکولار و مرتد بلوچ بوده است.

این گروههای ناسیونالیست بلوچ با نگرشی قومیتی و سکولار به مسائل نگاه می کنند آنهم نگرش ناسیونالیستها قرن 19 اروپا و سایر سرزمینهای متاثر از آنها.

یعنی این گروههای مسلح حتی در حد ناسیونالیستهای کنونی اروپا هم نیستند بلکه عتیقه هایی عقده ای و کینه توز جاهلی هستند که غیر از نژاد هیچ هوییت دیگری را نمی شناسند به همین دلیل بارها دیده ایم که پشتونهای حنفی مذهب و پنجابی های حنفی مذهب که همه از لحاظ مذهبی با بلوچهای حنفی مذهب یکی هستند صرفا به خاطر نژادشان از ماشینها پیاده شده و توسط این گروههای سکولار ناسیونالیست بلوچ قتل عام شده اند. 

جیش العدل نیز دقیقاً همین رویه را در پیش گرفته است با این اختلاف که همچون مولوی نقشبندی شعارهای ناسیونالیستی و قومیتی را با ادبیاتی شبه اسلامی بیان می کند و سعی می کند با دامن زدن به اختلافات شیعی سنی به این احساسات ناسیونالیستی رنگ و بوی مذهبی هم بدهند.

ناسیونالیستهای بلوچ ایرانی مدتی به دلیل سرمایه گذاری افغانهای حنفی مذهب در چابهار به جای پاکستان چنان گرد و خاکی برپا کرده بودند که انگار چابهار توسط افغانها تسخیر شده است و… 

با بررسی ادبیات گفتمانی احزاب سکولار بلوچ و جیش العدل، احزاب سکولار و ناسیونالیست بلوچ پاکستان بندر گوادر را به همان بهانه هایی مورد حمله قرار می دهند که جیش العدل با بندر چابهار و توسعه مکران برخورد می کند.

 به عنوان مثال زمانی که جیش العدل در چابهار دست به تخریباتی می زند و با واکنش منفی افکار عمومی مردم مواجه می شود، برای توجیه جنایات خود طی بیانیه ای پر از غلط املائی، جلوگیری از توسعه سواحل مکران را علت اقدام خود می خواند؛ دقیقا همان چیزی که بلوچهای ناسیونالیست سکولار و مرتد پاکستان در مورد بندر گوادر بیان می کنند.

البته لازم به یادآوری است که در میان تمام کسانی که با نام بلوچ به مخالفت با توسعه سواحل مکران و چابهار برخواسته اند حتی یک اقتصاد دادن آکادمیک وجود ندارد؛ یعنی یا مولوی های جاهلی هستند که در همان آداب حیض و نفاس و دستشوئی و امور شخص باید حرف می زدند اما رسانه ای شده اند و جاهلانه در مسائل عمومی وارد شده و در این زمینه گنده گوئی می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را «الرویبضه» نامیده است، یا لگوران خارج نشینی چون مهیم و حبیب سربازی و غیره هستند که همچون یک فعال مجازی تنها سخنان چند دهه قبل ناسیونالیستهای بلوچ پاکستان را برای بلوچهای ایران کپی برداری کرده و ارائه می دهند و از خودشان هیچی ندارند یا گروههای مسلحی چون جیش العدل هستند که حتی یک عاقل اقتصادی در میانشان وجود ندارد چه رسد به یک آکادمیک اقتصادی.

این گروهها نه تنها در رستای اهداف آمریکا و متحدین آمریکا توسعه ی اقتصادی منطقه را مورد هدف قرار داده اند بلکه سفره ی مردم بلوچ در حال و آینده را نیز هدف گرفته اند.

ملت بلوچ اگر مفلس بودن گروههای سکولار و به بن بست رسیدن آنها در هشتاد سال گذشته در پاکستان را دیده اند نباید اجازه دهند گروههای مسلح و مجازی بلوچ ایرانی تجربه ی تلخ بلوچستان پاکستان را کپی کرده و سعی در پیاده سازی آن در میان بلوچهای مسلمان ایران کنند.

این گروههای دست نشانده و لگور موانعی هستند که باید برداشته شوند و مردم بلوچ باید اینها را با لگدی جانانه از خود و آینده ی فرزندان خود دور کنند. 

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (1)

سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (1)

ارائه دهنده: محمد اسامه

هم اکنون که جولانی با تفکرات نجدیت چهره ای از یک نجدی درباری را که سالها مخفی کرده بود نشان داده است طرفداران بسیاری از گروههای مسلحی چون جیش العدل و انصارالفرقان و…  را که سالها برای این شخص تبلیغ کرده اند دچار شوک کرده است اما جولانی آینده ی دست نیافتنی این گروههاست که در همان مسیر جولانی در حرکتند.

 در سیر تاریخی جولانی لازم است از ابتدا به بررسی آن بپردازیم. دکتر ایمن الظواهری رهبر القاعده بعد از الشیخ اسامه بن لادن می گوید که بعد از ابوحمزه المهاجر مصری که به ابوعمر بغدادی و دولت عراق اسلامی بیعت داد و در فروردین 1386ش وزیر جنگ این دولت شد و هر دو به همراه هم در اواخر فروردین 1389ش توسط آمریکا کشته شدند دیگر ما چیزی به نام القاعده در بلادرافدین و عراق نداریم.

 خود شیخ ایمن الظواهری در سال 1385ش بعد از تشکیل دولت عراق اسلامی در پیامی تصویری می گوید: دیگر چیزی به اسم القاعده در بلاد رافدین وجود ندارد و تاکید می کند که دولت عراق اسلامی امارتی شرعی است با «منهج شرعی صحیح» که بر اساس شورا اداره می شود…؛ در توضیح این حل شدن القاعده و نماندن آن توضیح داده می شود که: سازمان و جماعتها باید به دولت بیعت دهند نه بالعکس.

به این شکل سازمان القاعده در بلاد رافدین با بیعت به ابوعمر بغدادی در دولت عراق اسلامی حل شد و از آن وقت اثری از آن باقی نماند، تا اینکه جولانی از سربازان دوله به امیر خودش دکترابوبکر بغدادی خیانت می کند و بر امیر خودش بغی و خروج می کند.

آنچه ما دیدیم این بود که جولانی به عنوان فرماندهی از فرماندهان دوله در زمانی که دوله در حالت نیاز به سر می برد به همراه صدها سرباز مهاجر و محلی و با اسلحه و نصفی از مال دوله جهت نصرت و پشتیبانی اهل شام فرستاده شده بود، و در واقع دوله از این زمان و از کانال جولانی وارد سوریه شد و خود جولانی هم در پیامی صوتی به آن اقرار می کند؛ پس ما، در واقع، و بدون بیان منهج خود، در مورد اضطرابات منهجی و مساله ی جولانی با دوله قضاوت را به خود شما موکول می کنیم.

جبهه النصره به صورت رسمی در 3بهمن 1390ش اعلام موجودیت کرد؛ اما به تدریج دوله متوجه تنازلات جولانی در برابر کفار سکولار جهانی از کانال طاغوتهای منطقه ای حاکم بر مسلمین و بخصوص حکومت سکولار ترکیه می شود که این تنازلات جهت برداشته شدن دسته جولانی از لیست سیاه و به رسمیت شناخته شدن آن توسط این کفار سکولار جهانی مثل آمریکا و ناتو بود، جولانی می خواست با این تنازلات و امتیاز دادنها گروهی را از لیست سیاه کفار سکولار جهانی دربیاورد که این گروه متعلق به خودش نبود بلکه امانتی در دست او و گردانی کوچک از یک مجموعه ی بزرگ بود که ابوبکر بغدادی رهبریت آن را بر عهده داشت.

علاوه بر این، دوله از کانال الشیخ عبد الرحمن محمد القادولي (ابوعلی انباری) که قبلاً نائب ابوعبدالله شافعی رهبر انصارالاسلام بود و با بزرگان القاعده در وزیرستان پاکستان چون أبو يحيى الليبي ومصطفى أبو اليزيد وعطية الله الليبي هم ملاقات کرده و بعد ازمشورت با این رهبران القاعده بود که «مجلس شورای مجاهدین در عراق» را به وجود آورد (به پیام صوتی «أبشري أمة الإسلام» گوش بدهید.) و بعدها نائب ابوبکر بغدادی و مسئول انتقالات مالی به سوریه شده بود، متوجه چند چهره بودن جولانی و فساد داخلی جولانی و نزدیکان او می شود، این عامل و جنگهای داخلی صدها گروه و دسته و کتیبه با هم باعث فرسودگی و تضعیف شورش آنها در سوریه شده بود. این دستاورد خود آنها بود؛ الله تعالی می فرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ (انفال/46) در اثر منازعه و سست و بی ابهت و ضعیف می شوید و قدرت و عظمت و ابهت شما نابود خواهد شد.

در این زمان، دوله در عراق قدرتی به هم رسانده بود و در 19 فروردین 1392ش با الغای دولت عراق اسلامی و جبهه النصره «دولت اسلامی در عراق و شام» را اعلام می کند و به صورت رسمی وارد سوریه شد و تصرف مناطق تحت کنترل بشار اسد را دوباره شروع کرد و با رشادت و از خود گذشتگی خاص سربازانش و بخصوص مهاجرین سراسر دنیا حتی به «القرداحه» رسید، یعنی چیزی به سقوط حکومت مرکزی سوریه نمانده بود، پس حضور دوله در سوریه طی یک فرایندی صورت گرفت و در بستر شرایط و موقعیت خاص سوریه رشد کرد.

 دلیل دنیاپرستی، عدم یقین به آخرت است

 دلیل دنیاپرستی، عدم یقین به آخرت است

کاتب: ماهدیم بلوچ

آسیه در داخل قصر زندگی می کرد اما زمانی که با قلبش خوشی های آخرت را درک کرد…

قصرهای فانی دنیا در مقابل چشمانش بی ارزش شد و گفت:ربِّ ابنِ لِي عندكَ بَيتا في الجَنَّة. (تحریم/11) پروردگارا برایم نزد خود خانه ای در بهشت بنا کن.

وقتی در قلب انسان نسبت به حقیقت آخرت یقین حاصل شد، حاضر می شوی بهترین داشتنی های دنیایت را با آن عوض کنی!!

خواهر و برادر مسلمانم :

همه ی ما روزانه نیاز به بازنگری در افکار و رفتارهای خود هستیم تا هر وقت گفتیم « مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » (فاتحه/4) یاد قیامت و نعمتهای آن بیافتیم به مصیبت دنیاپرستی آلوده نشویم.

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

امروزه رقابت برای به دست آوردن مال دنیا بین عده ای تبدیل به آفتی شده است که نه تنها قناعت را از بین برده بلکه آرامش را نیز در این ایین عده از بین برده است. یعنی با آنکه به آسایش قابل توجهیی دست پیدا کرده اند اما آرامش ندارند.

عقبه بن عامر رضى الله عنه  می گوید:  روزی ، رسول الله صلي الله عليه وسلم بيرون رفت و بر شهدای احد ، نماز جنازه خواند. سپس برگشت و بالای منبر رفت و فرمود: من روز قیامت جلوتر از شما خواهم بود و براي شما  گواهي خواهم داد. به الله سوگند ، همین حالا حوض خود (كوثر) را مي بينم. و كليدهای  تمام خزانه های  روی زمين، به من داده شده است و به الله سوگند، ترس من از این نیست که شما بعد از من مشرك شويد، بلكه از اين می  ترسم كه شما برای  بدست آوردن مال دنیا ، به رقابت برخیزید. (بخاری – ١٣٤٤)

آنچه باعث می شود شخص به این بیماری آلوده نشود کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی است؛عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:هیچ گاه انسانی دانشمند نمی‌ شود مگر آنکه به بالاتر از خود حسد نورزد، و به پايین‌ تر از خود در علم بسنده نکند، و در مقابل علم خود از کسی مزدی دریافت نکند (فرائد الکلام، ص 135).‏

و می گوید: تفقّهوا قبل أن تسودوا (فتح الباري1/ 199)‏ علم را فرا گیرید قبل از این که سردار شوید.

و می گوید: موت ألف عابد أهون من موت عالم بصير بحلال الله وحرامه (مفتاح دار السعادة1/121)‏ مرگ هزار عابد آسانتر از مرگ یک عالم آگاه به حرام و حلال الله است.

کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی، یعنی کسب هدایت و دور شدن از آفتهای درونی؛ بنابراین هر آنکس علم بیشتری نسبت به دینش داشته باشد، به هدایت نیز نزدیکتر است و احتمال اغوای او توسط شیاطین، جن و انس کاهش می‌یابد، از اینرو کسب علوم شرعی راه خوبی برای حفظ ایمان و خصلتهای پسندیده ای چون قناعت و عزت نفس و … است.

ایبن قییم رحمه الله می گوید: كل ما كان في القرآن من مدح للعبد فهو من ثمرة العلم، وكل ‏ما كان فيه من ذم للعبد فهو من ثمرة الجهل (مفتاح السعادة 1/ 108)

هر جا در قرآن از عبدی مدح و تمجید شده است بخاطر ثمره ‏علم (او) بوده است، و هر جایی که در قرآن بنده ای مورد ذم و سرزنش قرار گرفته، به دلیل ثمره ‏جهل (او) بوده است.‏

امروزه هم اکثر انحرافات عقیدتی و رفتاری به دلیل جهل افراد به «العلم» است و تنها دسته ای اندک هستند که ضمن آگاهی، دچار این انحرافات می شوند.

دشمنان داخلی و خارجی ما بر این جهالت مردم ما انگشت گذاشته اند و از این جهالت مردم ما بهره برداری می کنند.

احزاب سکولاری چون سهاب و مولوی های همسو با آنها قابل احترام نیستند

احزاب سکولاری چون سهاب و مولوی های همسو با آنها قابل احترام نیستند

ارائه دهنده: محمد اسامه

امروزه دسته ای از مولوی های رسانه ای تبلیغ می کنند که این سکولاریستها هم قابل احترام هستند و قصد دارند با پشتوانه ی تریبونی که در اختیار دارند و همچنین با بهره گیری از احساسات قومیتی مردم زمینه های پذیرش این موجودات را در میان قوم بلوچ فراهم کنند؛ اما واقعاً:

  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج با حیوانات را قانونی کرده و اگر دختر یا پسر یک سکولار بخواهد با یک الاغ یا سگ و هر حیوان دیگری ازدواج کند قانون هم از چنین ازدواجی حمایت کرده و کسی نمی تواند جلویش را بگیرد و انسان را تا این اندازه پست و بی ارزش کرده که خودش را در اختیار یک حیوان قرار دهد؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج مرد با مرد و زن با زن را قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج محارم را در کشوری چون سوئد قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که قوانین خودش را صحیح تر از قوانین الله تعالی می داند؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که درهای تمام مفاسد اخلاقی و اجتماعی را بر روی مفسدین باز کرده؟

حالا بفرمائید در سرزمینهای اسلامی چه کسانی از دین سکولاریسم حمایت می کنند غیر از مجرمین اخلاقی و مزدوران و وطن فروشان و دارودسته ی منافقینی که حتی از نظر اخلاقی و خانوادگی نیز در جامعه منفور و فاسد تشخیص داده شده اند؟

فقط کافی است که اطراف خودتان را نگاه کنید تا بدانید مبلغین دین سکولاریسم چه کسانی هستند؟ بی اخلاق، بی ناموس، نگاه کنید چگونه زنان و دختران و خواهران خود را به نمایش گذاشته اند؟ بد زبان، بی حیا، غیر قابل اعتماد، مشروب خور، مریض روحی و روانی و….

یعنی واقعاً ملت مسلمان، متمدن و بزرگ ما تا این اندازه سبک مغز شده است که به این موجودات فاسد دل خوش کند؟ حاشا و کلا

  سکولارنجسی که قوانین خودش را بهتر از قوانین الله می داند و به این شکل به الله توهین می کند چه احترامی دارد؟ الله تعالی خطاب به مومنین می فرماید : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» و این سکولاریستها را نجس نامیده است. نجس چه احترامی دارد؟

زمانی که الله و رسولش از سکولاریستها بری هستند : وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ  (توبه/3) و اعلامی است از سوی خدا و پیغمبرش به همه مردم در روز بزرگترین حجّ ( یعنی عید قربان) که خدا و پیغمبرش از سکولاریستها (  یا به زبان عربی از مشرکان) بری و بیزارند .

به همین دلیل ما ابتدا از خود این سکولاریستها برائت و بیزاری می جوئم بعد از عقایدشان : «إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» (ممتحنه/4) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا می‌پرستید ، بیزار و گریزانیم ، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم ، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است ، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی می‌پرستید.

به همین دلیل الله تعالی دستور داده که  :

  • با دختران و زنان سکولاریستها ازدواج نکنیم مگر اینکه از عقاید کفری خود دور شده و مومن شوند : وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ
  • نباید به پسران و مردان سکولار هم زن داد مگر اینکه از عقاید کفری خود خارج شده و تسلیم شریعت الله شوند : وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا ۚ

چون آنها به سمت آتش جهنم دعوت می دهند: أُولَٰئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ (بقره/221)

علاوه بر این خوردن طعام و ذبیحه ی سکولاریستها درست نیست و از سکولاریستها جزیه هم قبول نمی شود. حتی رسول الله صلی الله عليه و سلم در زمانی که دارالاسلامی وجود دارد می‌فرمايد: «أنا بريءٌ مِن كُلِّ مُسلِمٍ يُقيمُ بَينَ أظهُرِ المُشرِكينَ»«من ازهر مسلمانی كه بين مشركين اقامت می‌گزيند، بری و بيزارم».

برادران و خواهران گرامی! دقت کنید، ما در مورد کفار یهود، نصارا، مجوس و صابئین صحبت نمی کنیم، ما داریم در مورد یکی از مخلوقات الله صحبت می کنیم که خود الله در قرآن آن ها را نجس نامیده است. الله متعال در هیچ جای قرآن کفار یهود، نصارا و مجوس و صابئین را نجس ننامیده؛ اما سکولاریستها را نجس نامیده است. یعنی این سکولاریستها را الله در حد خوک، حیوان مردار، چرک ناشی از زخم، ادرار، مدفوع، استفراغ، پس مانده ی خوراک سگ و خوک و سایر نجاسات قرار داده است. حالا، کدام انسان عاقلی خودش را با چنین نجاستی آلوده می کند و یا اجازه می دهد چنین نجاستی به او نزدیک شود و یا حتی به چنین نجاستی تکیه می کند؟

نباید اجازه داد چنین نجاساتی به مسلمین برسد، بلکه باید راهی برای پاک کردن و دورانداختن نجاست از خود و خانواده و جامعه پیدا کرد.