بعد از شهادت سیدنا حسین رضی الله بر سر قاتلانش چه آمد؟!

بعد از شهادت سیدنا حسین رضی الله بر سر قاتلانش چه آمد؟!

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

 قاتلان حسین رضی الله توسط لشکریان عبدالله ابن زبیر  رضی الله عنهم مجازات شدند.

بعد از شهادت سیدنا حسین، یزید روز خوش  ندید و حکومتش شاهد شورش های پی در پی بود،

۴ سال بعد از شهادت حسین، یزید کشته شد و ابن زیاد و شمر فراری شدند، عمر بن سعد کشته شد، و سر بریده اش را انداختند جلوی پسرش،گفتند: این را میشناسی؟

گفت:آری و بعد از او زندگی را هم دوست ندارم و پسرش را هم سر بریدند.

شمر را پیدا کردند و او فرار کرد، تعقیبش کردند و  و سرش را بریدند و جسدش را جلوی سگان انداختند

پس خون حسین رضی الله زمین نماند و خیلی زود گرفته شد و  فقط ۵ سال بین ظلم و انتقام از ظالم فاصله افتاد.

از قاتلان سیدنا حسین یک شخص هم جان بدر نبرد حتی سربازانی که در لشکر عمر بن سعد بودند شناسایی و سرشان بریده شد

حتی خولی بن یزید را هم درنهانگاه خانه اش یافتند و کشتند.

او همان کسی است که عمر بن سعد سر بریده حسین را به او داد که به ابن زیاد برساند! او که به کوفه رسید، شب هنگام بود و در های قصر را بسته بودند.

او سر مبارک را برداشت و به خانه خودش آمد ، و سر را در تشتی که زنش در آن لباس میشست، انداخت و بر زن خود وارد شد.

زنش گفت: چه خبر ؟ گفت ثروت دنیا را برایت آورده ام. 

پرسید: ثروت دنیا!

گفت: آری در تشت است 

زن گفت: در تشت؟

گفت: بله سر حسین است که برای به ابن زیاد آورده ام

زن برخاست و گفت سبحان الله، مردم طلا و نقره می آورند وتو سر بریده پسر رسول خدا را به خانه من اوردی!!

قسم به الله که دیگر سرم با سر تو، در یک بالین جمع نمیشود. 

۵ سال بعد وقتی سربازان عبدالله ابن زبیر رضی الله در تعقیب خولی، وارد خانه اش شدند، خولی به نهانگاهی در خانه اش رفت و پنهان شد، سربازان از زن پرسیدند :خولی کجاست؟ او با صدای بلند گفت: نمیدانم کجاست، اما در همان حال محل اختفای اورا با دست اشاره کرد!

و خولی را دستگیر و سربریدند

و‌ابن زیاد هم با آنکه فرار کرده بود بخاطر شرارت باطنش باز در شام، توانست خوش خدمتی کند و در راس سیزده هزار نفر به طرف عراق آمد که باز ابراهیم اشتر آنها را شکست داد و تار و مار کرد و ابن زیاد هم کشته شد و سرش را در دهم محرم ۶۷ هجری؛ یعنی دقیقا ۶ سال بعد از شهادت سیدنا حسین ؛ بریدند و فرستادند به قصر کوفه یعنی همانجایی که ۶ سال پیش سر حسین را آورده بودن جلویش

رویدادهای تاریخی روز عاشورا

رویدادهای تاریخی روز عاشورا

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در چنین روزی  :

پدرمان آدم علیه السلام کلمات الله به وی رسید و با این کلمات از گناه خود توبه نمود

کشتی نوح علیه السلام به ساحل رسید و در جودی لنگر انداخت .

زمانی که مشرکین خواستند ابراهیم علیه السلام را بسوزانند الله متعال او را از آتش نجات داد و آتش را برایش سرد نمود.

الله متعال یونس علیه السلام را از شکم نهنگ آزاد نمود

الله متعال یوسف علیه السلام را از داخل چاه نجات داد

الله متعال چشمهای یعقوب علیه السلام را شفا داده و بینا نمود

الله متعال موسی علیه السلام را از دست فرعون نجات داد

الله متعال سرور جوانان بهشت امام حسین علیه السلام را با درجه ی رفیع شهادت گرامی داشت.

ابن تیمیه می گوید: « حسین در روز عاشورا به وسیله دسته ظالم و سرکش به شهادت رسید. خداوند حسین رضی الله عنه را با شهادت گرامی داشت همانگونه که با آن اهل بیتش حمزه، جعفر، پدرش علی و غیر ایشان را تکریم نمود و جایگاه و منزلت او را به بالاترین درجه رسانید. همانا او و برادرش، حسن، سرور جوانان بهشتند. منازل عالی تنها با تحمل سختی و مشقت بدست می‌آید… حسن و حسین و گذشتگان بزرگ و پاک آن مقام عالی را که خداوند به آنها داده است تنها با سختی و ناراحتی بدست آوردند.ایشان (حسن و حسین) در اسلام متولد شدند و در عزت و کرامت پرورش یافتند. مسلمانان برای آنها احترام قائل بودند و آنها را تکریم و گرامی می داشتند»(مجموع فتاوی)

از انحراف در خلافت راشده و استبداد ملوکی معاویه تا اوضاع کنونی سرزمینهای اسلامی

از انحراف در خلافت راشده و استبداد ملوکی معاویه تا اوضاع کنونی سرزمینهای اسلامی

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

عده ای به تبدیل شدن حکومت اسلامی بر منهاج نبوت به شاهیگری و حاکمیتهای غیر خلافتی همچون مساله ای تاریخی نگاه می کنند در حالی که این یک مساله ی تاریخی صرف نیست بلکه مساله ای است که به شریعت الله بند است و آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد گروه معاویه که بر علیه خلافت راشده ی سیدنا علی رضی الله عنه دچار بغی شدند، فرموده همچون سایر احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بخشی از دین ماست نه فقط یک مساله ی تاریخی گذرا.

با این مقدمه لازم است بگوئیم که مسئله‌ی اضطراب و پریشانی در امت اسلامی که به واسطه ی معاویه به وجود آمد صرفاً یک بحث تاریخی نیست، بلکه یک «حقیقت شرعی» است که ریشه‌های آن را باید در  احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و در تغییر ماهیت «حکومت اسلامی» توسط معاویه جستجو کرد.

علمای بزرگ اهل‌سنت، بر اساس حدیثِ صحیح عمار بن یاسر رضی الله عنهما، در تحلیل جنگ‌های بین معاویه اهل بغی با خلافت راشده ی علی و حسن رضی الله عنهما دچار لکنت زبان نشده‌اند.  به عنوان مثال علامه ابن‌حزم اندلسی در کتاب الفِصَل فی المِلل و الاهواء به صراحت می‌نویسد که معاویه در امر حکومت، حق امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه را غصب کرد و این آغاز انحرافی بود که به ملوکیت موروثی و استبداد ستمگرانه (همانند دوران یزید) ختم شد.

امامانِ فقه و کلامِ اهل‌سنت بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که خلافت مبتنی بر بیعت آزادانه و عدالت بود، اما با روی کار آمدن بنی‌امیه، این سیستم به «مُلکِ عضوض» (پادشاهی گزنده) تبدیل شد.

امام حافظ ابن‌کثیر در البدایه و النهایه (ج ۸، ص ۱۳۵) در ذیل وقایع سال ۶۰ هجری، تلخیِ این تغییر را شرح داده و می‌گوید که بیعت گرفتن برای یزید، بدعتی بود که توسط معاویه آغاز شد و این بدعت، سنت «شورایی بودن اسلام» را به «پادشاهی موروثی» تقلیل داد.

امام تفتازانی در شرح عقاید نسفی، ذیل بحث امامت، به تفاوت میان «خلیفه» (که حافظ شریعت است) و «ملک» (که مطیع هوی و هوس است) اشاره کرده و بیان می‌دارد که سقوط خلافت از مدار عدالت، ریشه‌ی اصلی تمام فتنه‌های بعدی است.

بر این اساس، بزرگان علمای اهل‌سنت معتقدند که واقعه‌ی کربلا یک اتفاق ناگهانی نبود، بلکه «نقطه‌ی فرود» منحنی‌ای بود که از دوران شکاف در خلافت راشده آغاز شده بود.

امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء با سوز و گداز از واقعه‌ی حره و کربلا یاد می‌کند و آن را نتیجه‌ی مستقیم کنار گذاشتن اصل «شورا» و جایگزینی «قدرت قهریه» می‌داند.

از نظرِ این علما، وقتی «خلافت مبتنی بر مشورت» به «سلطنت موروثی» تبدیل شد، صلاحیت حاکم دیگر بر اساس «تقوا و علم» (که در خلافت راشده بود) نبود، بلکه بر اساس «قدرت نظامی و نسب» تعیین می‌شد؛ و این همان «اضطراب و پریشانی» عمیقی است که اسلام را از درون دچار تفرقه کرد.

خلاصه و عصاره‌ی کلامِ پیشوایانِ اهل‌سنت و جماعت این است که:

۱. خلافت راشده (۳۰ سال طلایی) معیار عدالت نبوی بود.

۲. معاویه با خروج از بیعت خلیفه‌ی برحق، باب «فتنه‌ی بغی» را گشود که طبق نص حدیث نبوی، راهی به سوی آتش داشت.

۳. یزید محصول تبدیل «خلافت شرعی» به «سلطنت استبدادی» بود.

امروز، رهاییِ امت از این پریشانی‌ها، نیازمند بازگشت به آن «خلافت بر منهاجِ نبوت» است؛ خلافتی که در آن، حاکم نه یک پادشاه موروثی، بلکه خادم شریعت و منتخب امت است. تا زمانی که امت به الگوی حکمرانیِ نبوی بازنگردد، ریشه‌های این پریشانی و اضطراب همچنان باقی خواهد ماند.

مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

عده ای می پرسند که چرا این اتفاق برای سیدنا حسین بن علی رضی الله عنه نوه ی رسول الله صل یالله علیه وسلم افتاد؟ بعد از آن هم مسلمین یا توسط همدیگر کشته شده اند؛ ریشه ی اینهمه پریشانی و اضطراب و تشویش در میان مسلمین از قرنهای گذشته تا امروز چیست؟

بررسی تاریخی و شرعیِ دورانِ پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه وسلم نشان می‌دهد که ریشه‌های اضطراب و پریشانی در پیکره‌ی امت اسلامی، بسیار عمیق‌تر از دوران یزید بن معاویه است. اگرچه دوران یزید نقطه‌ی اوج فجایع در صدر اسلام بود، اما حقیقت شرعیِ این انحراف را باید در آغاز بدعت «شاهی‌گری» جستجو کرد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوانِ پیامبر رحمت که از آینده‌ی امت خبر داشت، مرز میان دوران خلافت مورد پذیرش شریعت الله و دوران پادشاهی را چنین ترسیم فرمودند: الْخِلافَةُ فِي أُمَّتِي ثَلاثُونَ سَنَةً ثُمَّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[1]

این دوران سی‌ساله با خلافت امیرالمؤمنین حسن بن علی رضی الله عنهما به پایان رسید و با صلحی که بر امیر المومنین حس رضی الله عنه تحمیل شد به عنوان آخرین خلیفه‌ی بر منهاج نبوت، صفحه تاریخ ورق خورد و دورانی آغاز شد که با معیارهای خلافت راشده تفاوت زیر بنائی داشته است.

بسیاری از مسلمانان تصور می‌کنند که اولین شکاف، مربوط به دوران یزید است؛ اما حقیقت شرعی مورد تایید محدثان و فقها، به وقایع دوران خلافت امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه بازمی‌گردد. در حدیثی متواتر و صحیح که در صحیح بخاری (۴۴۷) و مسلم (۲۹۱۵) روایت شده، رسول الله صلی الله علیه وسلم معیار حق را در آن دوران چنین تعیین فرمودند: وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ. وای بر عمار، که گروه سرکش و باغی او را می‌کشند؛ عمار آن‌ها را به بهشت (اتحاد و حق و دفاع از خون مومنین) دعوت می‌کند و آن‌ها او را به آتش (تفرقه و بغی و کشتن مومنین) می‌خوانند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در مجموع‌الفتاوی (جلد ۴، ص ۴۳۷-۴۳۸) با استناد به فقهای مذاهب، تصریح می‌کند که اطلاق عنوان «باغی» بر معاویه و گروهِ همراهش در برابر خلیفه برحق، یک حقیقت شرعی است که قابل توجیه و کتمان نیست. این همان نقطه‌ی آغازی بود که نظم دینی حاکم بر مومنین را به پریشانی و تفرقه کشاند که تا کنون ادامه دارد و فقط الله می داند که این سنت سیئه ای که معاویه به وجود آورده است تا چه وقت ادامه دارد و تا چه اندازه از مسلمین قربانی می گیرد و تا چه میزان برای مسلمین مصیبت درست می کند تا اینکه مومنین باذن الله دوباره به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت دست پیدا کنند.

امت اسلامی از آن زمان تا کنون، با مصائبِ شاهی‌گری، ظلم حکام و تفرقه‌ی ناشی از آن دست‌به‌گریبان است. این وضعیتی است که جهان اسلام امروز با چشمان خود در سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کند. با این حال، مومنان هرگز نباید از اصلاح وضعیت موجود ناامید شوند، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم نوید بازگشت امت به جایگاه حقیقی‌اش را داده‌اند: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ. (مسند احمد۱۸۴۰۶) سپس خلافتی بر منهاج و روشِ نبوت برپا خواهد شد.

پریشانیِ امت، محصول گذار از «خلافت شرعی» به «استبداد پادشاهی» است. یزید تنها یکی از ثمرات تلخِ این بدعت بزرگ (تغییر نظام خلافت به پادشاهی) بود. برای عبور از این پریشانی‌ها و مصائب تاریخی، راهی جز بازگشت به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ و نفی بدعت شاهی‌گری و سایر حاکمیتها وجود ندارد.

از الله جل‌جلاله مسألت داریم که امتِ اسلامی را از یوغ این بدعتِ تاریخی نجات داده و توفیقِ بازگشت به خلافتِ مبتنی بر عدالت و نبوت را نصیبِ مسلمانان گرداند.


[1]  أخرجه الترمذي (2226)

رفق و نرمی مورد ادعای مولوی عبدالحمید  یا قدرت و عدالت  در گسترش اسلام از منظر قرآن، سنت و تاریخ (2)

رفق و نرمی مورد ادعای مولوی عبدالحمید  یا قدرت و عدالت  در گسترش اسلام از منظر قرآن، سنت و تاریخ (2)

کاتب: محمد اسامه

تاریخ اسلام نیز گواه این حقیقت است که پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه وسلم فتوحات گسترده‌ای توسط خلفای راشدین و پس از آن، در دوران امویان و عباسیان صورت گرفت. مناطقی وسیع از جمله شام سوریه، عراق، فارس (ایران زمین)،ترکستان، مصر، شمال آفریقا و بخش‌هایی از اروپا (اندلس)، تحت حاکمیت اسلامی درآمدند. این فتوحات، هرچند با جنگ و قدرت نظامی همراه بود، اما هدف نهایی آن، اشغالگری صرف نبود، بلکه استقرار نظامی مبتنی بر عدالت و فرصت برای نشر دین بود.

پس از فتح این سرزمین‌ها، مردم گروه گروه به اسلام گرویدند. این گرویدن، لزوماً به معنای اجبار به تغییر دین نبود (چرا که اگر چه سکولاریستها «= مشرکین» حق حیات در دارالاسلام را نداشتند امااهل کتاب و زرتشی ها و صابئین حق زندگی در پناه اسلام را داشتند)، اما استقرار حاکمیت اسلامی، برقراری عدالت، برابری (نسبت به حاکمیتهای پیشین مانند ساسانیان و بیزانس که طبقاتی بودند) و آشنایی با تعالیم اسلام، زمینه را برای پذیرش داوطلبانه دین فراهم آورد. مردم مشاهده می‌کردند که مسلمانان به رغم قدرت، به عهدهای خود وفا می‌کنند و عدل و قسط را پیاده می‌سازند.

صحیح است که اخلاق نیکو، عدالت، صداقت و پرهیزگاری مسلمانان، نقش بسیار مهمی در ترغیب مردم به اسلام ایفا کرده است. این عوامل، به‌ویژه در مناطقی مانند مالزی و اندونزی که گسترش اسلام در آنجا عمدتاً از طریق تجار مسلمان و مبلغان دینی و بدون فتوحات نظامی مستقیم صورت گرفت، برجسته است. اما این عوامل تکمیلی در انتشار جهانی اسلام، نباید ما را از اساس اولیه گسترش که همان استقرار دارالاسلام و تثبیت حاکمیت آن از طریق قدرت (که شامل قدرت نظامی نیز می‌شود) بود، غافل کند. ابتدا باید یک پایگاه قدرتمند ایجاد می‌شد تا سپس از آنجا، نور اسلام با اخلاق و عدالت به جهان بتابد.

چنین مواضعی که به طور کامل نقش قدرت و جهاد را در تاریخ گسترش اسلام نادیده می‌گیرد، نه تنها با واقعیت‌های تاریخی و نص صریح قرآن و سنت در تعارض است، بلکه می‌تواند به تضعیف روحیه جهادی مسلمانان در دفاع از دارالاسلام و مقابله با دشمنان محارب منجر شود.

این گونه اظهارات، ناخواسته به روایتی دامن می‌زند که از سوی دشمنان اسلام (از جمله جریانات صهیونیستی و آمریکایی) و گروه منافقین داخلی و مرتدین سکولار ترویج می‌شود، مبنی بر اینکه اسلام ذاتاً دینی خشونت‌گرا بوده و صرفاً با شمشیر گسترش یافته است. در حالی که اسلام، دین عدالت و صلح است، اما صلح با ظالم و متجاوز را روا نمی‌داند و برای دفاع از مظلوم و برقراری عدالت، استفاده از قدرت را مجاز شمرده است.

نادیده گرفتن نقش جهاد در تاریخ اسلام، به معنای نادیده گرفتن مجاهدت‌ها و فداکاری‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم و یارانش و پیشوایان اهل سنت در طول تاریخ برای تأسیس و حفظ حکومت اسلامی و رساندن پیام توحید به جهانیان است.

تاریخ گسترش اسلام یک پدیده چندوجهی است که هم قدرت و جهاد و هم اخلاق و عدالت در آن نقش داشته‌اند. این دو جنبه، مکمل یکدیگر بوده‌اند و نباید یکی را به طور کامل نفی کرد یا بر دیگری بدون در نظر گرفتن شرایط، ترجیح داد.

نادیده گرفتن نقش قدرت و جهاد در گسترش دارالاسلام، به معنای تحریف تاریخ و ارائه تصویری ناقص و غیرواقعی از دین مبین اسلام است که با اصول قرآن و سنت و فقه اهل سنت مغایرت دارد.

 یک عالم دینی وظیفه دارد که تمامی ابعاد شریعت و تاریخ را به طور جامع و مستند تبیین کند و از بیان گزاره‌های کلی و غیرمستند که ممکن است به تضعیف امت اسلامی و خدمت به روایت دشمنان منجر شود، پرهیز نماید.

رفق و نرمی مورد ادعای مولوی عبدالحمید  یا قدرت و عدالت  در گسترش اسلام از منظر قرآن، سنت و تاریخ (1)

رفق و نرمی مورد ادعای مولوی عبدالحمید  یا قدرت و عدالت  در گسترش اسلام از منظر قرآن، سنت و تاریخ (1)

کاتب: محمد اسامه

سخنان اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی مبنی بر اجماع علما، مورخین، اندیشمندان و محققین بر اینکه دین اسلام ” با شمشیر و خشونت و جنگ و کشتن مردم در دنیا گسترش پیدا نکرد، بلکه با اخلاق و عملکرد صحیح و عدالت و انصاف و تقوا و پرهیزگاری جهانیان را متأثر کرد و به سرعت در جهان گسترش یافت”، یک روایت ناقص و تک‌بعدی از دین و شریعت الله و تاریخ پرفراز و نشیب اسلام است که نیازمند بررسی دقیق و روشنگری جامع‌تری از منظر قرآن، سنت نبوی، فقه اهل سنت و شواهد تاریخی است. ادعای «اجماع» در این خصوص، با واقعیت‌های تاریخی و تفاسیر متعدد اسلامی همخوانی ندارد.

مولوی عبدالحمید به صورت دقیق در نماز جمعه هفته قبل جهت کم کردن اهمیت نیروی نظامی دارالاسلام ایران که در گیر جنگ رمضان 1404ش با کفار محجارب آمریکائی صهیونی است در تحریفی تاریخی گفت: “تمام علما، مورخین، اندیشمندان و محققین به این موضوع اذعان دارند که دین اسلام با شمشیر و خشونت و جنگ و کشتن مردم در دنیا گسترش پیدا نکرد، بلکه با اخلاق و عملکرد صحیح و عدالت و انصاف و تقوا و پرهیزگاری جهانیان را متأثر کرد و به سرعت در جهان گسترش یافت.”

باید گفت که این ادعا که «تمام علما، مورخین، اندیشمندان و محققین» بر عدم نقش جنگ و شمشیر در گسترش اسلام اذعان دارند، یک دروغ محض و خلاف واقعیت‌های علمی و تاریخی است. پژوهشگران و مورخین (اعم از مسلمان و غیرمسلمان) در مورد عوامل گسترش اسلام دیدگاه‌های متنوعی دارند و تقریباً هیچ کس نقش قاطعانه و حیاتی قدرت نظامی و فتوحات اسلامی را در گسترش قلمرو دارالاسلام و فراهم آوردن زمینه برای تبلیغ اسلام نادیده نمی‌گیرد. تمایز قائل شدن بین اجبار به پذیرش دین (که اسلام آن را منع کرده: لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ) و استقرار حاکمیت اسلامی از طریق جهاد که فرصت گسترش اسلام را فراهم می‌آورد، نکته‌ای کلیدی است که غالباً در چنین اظهاراتی مغفول می‌ماند.

اسلام، در دوران رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین، ابتدا در مدینه منوره به عنوان یک دولت و نظام حکومتی با پشتوانه قدرت نظامی و دفاعی جان گرفت. حفظ این دولت نوپا در برابر تهدیدات متعدد خارجی (مانند کفار سکولار قریش در مکه و قبایل متخاصم) و داخلی (مانند منافقین و برخی قبایل کفار یهودی)، مستلزم جهاد و مبارزه مسلحانه بود.

الله تعالی می فرماید: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (نصر/1-2) هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرا رسد، و ببینی که مردم دسته‌دسته به دین خدا وارد می‌شوند

این آیات به صراحت، پیروزی (نصر الله) و فتح (فتح مکه) را مقدمه و عامل اصلی ورود دسته‌دسته مردم به دین اسلام معرفی می‌کنند. فتح مکه، یک اقدام نظامی-حکومتی بود که با حرکت بزرگ ارتش اسلام به سوی مکه انجام شد و منجر به سقوط حکومت سکولار قریش و استقرار حاکمیت اسلامی در این شهر گردید. بعد از این فتح بود که بسیاری از قبایل سکولار عرب، با مشاهده قدرت و عدالت دولت اسلامی، وارد اسلام شدند.

در فقه اهل سنت و جماعت، از جمله فقه امام ابوحنیفه رحمه الله نیز، جهاد یکی از ارکان مهم دفاعی و گاهی تهاجمی (جهاد الطلب) برای رفع موانع تبلیغ دین، دفع ظلم و استقرار حاکمیت الهی تلقی می‌شود.

 هدف این جهاد، اجبار به ایمان آوردن نیست، بلکه  برداشتن موانع از سر راه دعوت مردم به اسلام  و  حفظ دارالاسلام  است. این جهاد با قواعد دقیق شرعی و اخلاقی همراه بوده است. چگونه می‌توان نقش جهاد را که به معنای تلاش و مبارزه در راه خداست و گاهی شامل مبارزه مسلحانه نیز می‌شود، در گسترش قلمرو و نفوذ اسلام نادیده گرفت؟

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

به قلم: براهندک بلوچ

اجازه دهید سخن خود را با این عبارت شروع کنم که : بُورِكَ كُلُّ ثَأرٍ قِبلَتُهُ فِلسطین . مبارک است هر انتقامی که قبله‌گاهش فلسطین باشد.Blessed is every act of revenge directed towards Palestine

با آنکه مدتهاست جبهه ی کفار آمریکائی و غرب و صهیونیستها در کنار مرتدین داخلی تمام‌قد در برابر اسلام ایستاده است، اما در این جنگ رمضان 1404ش آنرا بیشتر از هر زمانی لمس می کنیم و تا کنونی آشکارا ندیده بودیم که آمریکا و صهیونیستها و مرتدین آشکارا در یک جنگ مشارکت کنند بلکه یکی از آنها مشارکت می کرد و بقیه پشت صحنه حمایت مالی و نظامی و امنستی و … می کردند.

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش پیوند پولادین میان مجاهدان تمام سرزمینهای اسلامی و بخصوص مجاهدین غزه و پشتیبانان صادق در ایران اسلامی، کابوسی مرگبار برای اشغالگران کافر محارب و خائنین داخلی رقم زده است. این نه یک همکاری تاکتیکی موقتی و گذرا، بلکه پیوندی است ایمانی که ریشه در قرآن و منهج اسلامی دارد.

الله جل جلاله مجاهدانی را که در یک صف واحد علیه باطل می‌جنگند، محبوب خود می‌خواند و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۴) بدرستی که الله کسانی را دوست می‌دارد که در راه او به‌صورت صفی واحد [و استوار] جنگ مسلحانه می‌کنند، گویی بنایی ریخته‌شده از سرب هستند.

گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، با انتشار سخنان سخنگوی دلاور خود، شهید «حذیفه الکحلوت» (ابوعبیده)، بر نقش حیاتی ایران در درگیری مستقیم با غده سرطانی صهیونیسم تأکید کرد. ابوعبیده با بصیرتی الهی، عملیات‌های «وعده صادق» را ضرباتی کاری بر پیکره دشمن دانست ودر مورد وعده صادق 2 گفت: «جمهوری اسلامی ایران با دشمن صهیونیستی وارد درگیری شده و با عملیات‌های وعده صادق، ضربات دردناکی بر این دشمن وارد می‌سازد.»

ایران اسلامی به عنوان پایگاه مقتدر اهل دعوت و جهاد، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و دفاع از فلسطین را دفاع از کیان امت می‌داند. «ابراهیم ذوالفقاری»، سخنگوی نیروهای مسلح ایران، با زبانی عربی و خطاب به مجاهدان غزه، حقیقت این نبرد مقدس را چنین تبیین کرد: «به عزیزان‌مان در سرزمین فلسطین، به‌ویژه غزه‌ی صبور، می‌گوییم: ما امروز تنها برای دفاع از خود نمی‌جنگیم، بلکه برای دفاع از مظلومیت امت اسلامی، ملت فلسطین و خون شهدای آنان می‌جنگیم.»

این هم‌افزایی میان موشک‌های تهران و ایمان غزه، نشانه‌ای از نزدیکی روز موعود و آزادی قدس شریف است. همان‌گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن اُمَّتي عَلَي الحَقِّ ظاهِرينَ لِعَدُوِّهِم قاهِرينَ… قالوا: یا رسول‌الله و أین هم؟ قال: في بَيتِ المَقدِسِ و أكنافِ بَيتِ المَقدِسِ» همواره گروهی از امت من بر حق استوار و بر دشمنانشان چیره هستند… پرسیدند: ای رسول خدا، آن‌ها کجایند؟ فرمود: در بیت‌المقدس و اطراف بیت‌المقدس.»

امروز دارالاسلام ایران و گردان‌های قسام، همان «بنیان مرصوص» هستند که تا آزادی کامل پاره تن اسلام، فلسطین عزیز، آرام نخواهند گرفت.

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

امروز جهان شاهد برهه‌ای است که در آن، بت بزرگ عصر و طاغوت زمان، آمریکای جنایتکار، در برابر اراده‌ی پولادین دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت به زانو درآمده است. این قدرت پوشالی که دهه‌ها بر دوش مزدوران محلی و حکام دست‌نشانده بر مقدرات مسلمین می‌تاخت، اکنون شاخ غرورش در معرکه نبرد شکسته شده و عجز آن بر همگان عیان گشته است.

آنچه بی‌ایمانان و دنیاپرستان، «ابر‌قدرت» می‌نامیدند، در نگاه مؤمن متوکل، چیزی جز تار عنکبوت نیست. خداوند متعال در وصف این قدرت‌های دروغین می‌فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوْ اجْتَمَعُوا لَهُ  (حج/ ۷۳) ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هرچند برای این کار دست به دست هم دهند.

آمریکا و صهیونیسم، با تمام زر و زور خود، در برابر قدرت لایزال الهی و مجاهدان راه حق، همچون مگسی بی‌مقدار گرفتار شده‌اند و این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر الهی است.

آنچه امروز تحت عنوان «سکولاریسم» بر جوامع تحمیل می‌شود، همان عقاید مشرکین (سکولاریستها) ی قریش و عقاید سایر سکولاریستهای باستان و قبل از آنها در لباسی نو است؛ جدا کردن قوانین شریعتهای آسمانی  از ساحت تدبیر  حاکمیت و اداره ی جامعه و تسلیم شدن در برابر قوانین تولید شده توسط بشر. این جریان تاریخی و باستانی، ریشه در عناد با حاکمیت قوانین الله دارد. اما بیداری امت اسلامی نشان داد که فرزندان شریعت‌گرا، دیگر اجازه نخواهند داد این جاهلیت مدرن بر مقدرات آن‌ها حاکم شود.

بزرگ‌ترین درد امت، تبدیل شدن سرزمین‌های وحی (حرمین شریفین) به سنگر امن سکولاریست‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا و صهیونیسم است. حکامی که خود را خادم دین اسلام می‌نامند، اما در عمل، غلام حلقه‌به‌گوش آمریکا و غرب و صهیونیستها شده‌اند، باید بدانند که دوران تاخت‌و‌تاز آن‌ها رو به پایان است.

خداوند درباره‌ی به سرپرستی گرفتن دشمنان اسلام هشدار داده است:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیه‌گاه) خود انتخاب نکنید، آن‌ها اولیای یکدیگرند؛ و هر کس از شما آنها را به سرپرستی گیرد، از آن‌هاست.

خیانت آل‌سعود و نوچه‌های کوچک‌تر در قطر، کویت، بحرین و امارات و اردن که خاک مقدس اسلام را مأمن کفار محارب و سکولار(مشرک) آمریکائی و صهیونی و سایر کفار محارب سکولار غربی کرده‌اند، بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. این‌ها مصداق کسانی هستند که برای حفظ تخت و تاج خویش، عزت اسلام و مسلمین را به بهای ناچیز فروخته‌اند.

در پشت این حکامِ خائن، صنف دیگری از خیانت‌کاران ایستاده‌اند: «دین‌فروشان و بلعم‌باعوراهای فرعونی». عالمانی که با فتواهای سفارشی، جنایات حکام و سلطه‌ی آمریکا را توجیه می‌کنند. خداوند حال این‌گونه عالمان را چنین توصیف می‌کند:فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث (اعراف/ ۱۷۶) پس مَثَلِ او همچون سگ است که اگر بر او هجوم بری، پوزه از کام بیرون می‌آورد و اگر رهایش کنی، باز چنین می‌کند.

این تبریرگران ظلم، که دین را ابزار دنیا کرده‌اند، در پیشگاه الله و امت اسلام رسوا شده‌اند و به زودی به همراه اربابان خود به زیر کشیده خواهند شد.

امروز نبرد حق و باطل بین دارالاسلام ایران و جبهه  ی مقاومت اسلامی با کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به مرحله‌ی سرنوشت‌سازی رسیده است. شکست خفت‌بار آمریکا و صهیونیستها در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی شریعت و آزادی حرمین و سایر سرزمینهای اشغال شده از چنگال مزدوران سکولار است.

ای امت اسلام به قدرت ایمان تکیه کنید و بدانید که: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا (حج/ ۳۸) خداوند از مومنین دفاع می‌کند.

سرنگونی آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن، به اذن‌الله نزدیک است و فردای روشن متعلق به مجاهدان و مؤمنان ثابت‌قدم خواهد بود.

خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله می فرماید: فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ (حج/ ۴۵) و چه بسیار شهرها که آن‌ها را در حالی که ستمکار بودند هلاک کردیم، پس آن شهرها بر سقف‌های خود فرو ریخته است و چه بسیار چاه‌های متروک و قصرهای برافراشته و محکم (که بی‌صاحب ماند) .

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بین جبهه ی همسو با دارالاسلام ایران با جبهه ی همسو با کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونیستی که هنوز در جریان است، جبهه‌ی حق و باطل در رویاروییِ سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌اند، امت بیدار اسلام چشمان امید خود را به «دارالاسلام ایران» دوخته است.

ما از دژ استوار مقاومت می‌خواهیم که دیگر ملاحظه‌ی دیپلماسی‌های بی‌ثمر را کنار گذاشته و صاعقه‌ی خشم الهی را بر سر قصرهای مرمرین طاغوت‌های جهانی و منطقه فرود آورد.

امروز قصرهای باشکوه در عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین، اردن و کویت، دیگر مراکز حکومتی نیستند، بلکه به پناهگاه‌های امن و اتاق‌های جنگ برای جنرال‌های جنایت‌کارِ آمریکایی و فرماندهان متواری صهیونیست تبدیل شده‌اند. این حاکمان خائن، با تبدیل سرزمین‌های اسلامی به حیاط‌خلوت آمریکا و غرب و صهیونیستها، ننگ ابدی را برای خود خریده‌اند. وقت آن رسیده است که این «حصون مشیده» (دژهای محکم) که خیال می‌کنند آن‌ها را از عذاب الهی مصون می‌دارد، به تلی از خاکستر تبدیل شوند.أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ (نساء/ ۷۸) هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هرچند در برج‌های محکم و برافراشته باشید.

حکام مرتد این ۶ کشور خائن، گمان می‌برند که با تکیه بر قدرت پوشالیِ آمریکا و صهیونیستها و غربی ها دیوارهای بلند قصرهایشان، می‌توانند در برابر اراده‌ی اهل دعوت و جهاد بایستند. آن‌ها فرعون‌های مدرنی هستند که با ثروت مسلمین، بساط عیش و خیانت برپا کرده‌اند. اما بدانند که خداوند همان‌گونه که بناهای فرعون را درهم کوبید، قصرهای آن‌ها را نیز گورستان ژنرال‌های غربی خواهد کرد:وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ (اعراف/ ۱۳۷) و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را از بناهایِ استوار برمی‌افراشتند، ویران کردیم.

ای دارالاسلام ایران، همه می دانند که آمریکا چه جنایاتی در حق تمام اهل دعوت و جهاد جهان و سایر ملل غیر مسلمان انجام داده است و چه جنایاتی در حق اهل دالاسلام ایران هم انجام داده است حالا که بعد از اینهمه جنایت جلو دست شما آمده است رهایش نکنید؛ آمریکا و صهیونیستها که با پای خود به میدان آمده اند تا رسیدن به اهداف جهاد رهایشان نکنید.

 اکنون وقت انتقام مظلومان غزه، لبنان، یمن و افغانستان و… فرا رسیده است. ژنرال‌های آمریکائی وصهیونیست که جرأت مقابله در میدان را ندارند، در پس دیوارهای این قصرهای طاغوتی پنهان شده‌اند. بر شماست که با موشک‌های «سجیل» و «خیبرشکن»، پایه‌های این قصرهای شیشه‌ای را فرو بریزید تا جهانیان بدانند که تکیه‌گاه ستمگران، از تار عنکبوت سست‌تر است. قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (نحل/ ۲۶) کسانی که پیش از آنان بودند نیز توطئه کردند، ولی خداوند به سراغِ شالوده‌یِ بنایِ آن‌ها رفت و از اساس آن را کوبید، پس سقف از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت و عذاب از جایی که نمی‌فهمیدند به سراغشان آمد.

ای مزدوران ذلیل و ای پناه دهندگان به شیاطین، نه آمریکا می‌تواند خود را نجات دهد و نه شما را از قهر اهل دعوت و جهاد. زمان حسابرسی فرا رسیده است. قصرهای شما که امروز مرکز فتنه علیه اسلام است، به زودی با قهر انقلابی مجاهدین دارالاسلام، به ویرانه‌هایی بدل خواهد شد که مایه عبرت آیندگان گردد. فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل/ ۵۲) پس این خانه‌های آن‌هاست که به خاطر ستمی که کردند، خالی و فرو ریخته است؛ بی‌تردید در این نشانه روشنی است برای گروهی که دانش دارند.

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

برای سال‌ها این صهیونیستهای اشغالگر بودند که در اطراف غزه می‌نشستند و اصابت بمب‌ها، موشک‌ها و گلوله‌های توپخانه به غزه و ویران شدن این باریکه و قتل عام زنان و کودکان و پیر و جوان و حتی حیوانات را تماشا می‌کردند و قهقهه می‌زدند… اما از آنجایی که کار دست الله است و کار خداوند زیبا و ستودنی است و کسانی که اهل دعوت و جهاد و صبر باشند نصرت الله را نیز می بینند باذن الله، امروز این کودکان و اهل فلسطینی هستند که فریاد می‌زنند و برای اصابت موشک ایرانی به مواضع دشمن صهیونیستی خوشحالی می‌کنند…

بله تاریخ به شکل‌های گوناگونی تکرار می‌شود و دست انتقام خداوند از هر آستینی بیرون می‌آید تا جایی که کسی نمی‌داند که خداوند چگونه از ظالمان انتقام خواهد گرفت. این کودکان فلسطینی هیچ وقت فکر نمی‌کردند روزی روزگاری بابت شلیک این موشک‌ها و اصابت هر شب آن‌ها چشمشان به آسمان باشد و این گونه خوشحالی کنند….

کسانی که در میان بلوچها با نامهای مختلفی چون جیش العدل و جبهه مبارزین مردمی و انصارالفرقان و … سعی دارند به دارالاسلام ایران ضربه زنند و همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده اند و در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند فرقی با این جنایتکاارن ندارند و بلکه بدتر از آنها هستند