«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

هم اکنون در حال دیدن برنامه ای از یکی از شبکه های ماهوراه ای به مجری گری رضا حسین بر هستم که با دو نفر از اعضای جبهه ی سکولار و مرتد پایداری بلوچ در حال گفتگو است.

حسین ناروئی عضو شورای مرکزی جبهه ی پایداری بلوچ و آن یکی عماد توکلی معاون دبیرکل جبهه ی پایداری بلوچ مهمانان این شبکه هستند.

اینها برای این 60 روز بعد از تفاهم بین دارالاسلام ایران و دارالکفر محارب آمریکا که به شکست فاحش آنها و جناح آمریکائی – صهیونی تمام شده است می خواهند برنامه ریزی کنند که مثلاً آنرا به هم بزنند و… .

دارالاسلام ایران حتی در اپوزیسیون و مخالفینش هم شانس نیاورده؛ تصور کنید شخصی چون حسین بر در همین برنامه مدعی است که 62 سال است در حال فعالیت و به قول خودش در حال مبارزه به سبک سکولاریستهاست اما همچون پیرکودکان و هرزه های طرفدار ربع پهلوی خودش را همسو با این مزدور بی غیرت و دیوث دست نشانده می داند.

البته عمالد توکلی هم در همین برنامه می گوید : جبهه ی ما فارغ از دین، گرایش سیاسی و قومیت فعالیت داریم و اصل و مهم برای ما ایران است و با پهلوی هم اعلام حمایت کرده ایم . از او نمی پرسیم که گرایش مذهبی و سیاسی تو چیه و یا اینکه در آینده چه حکومتی خواهد آمد؟ نه سنی داریم نه شیعه نه یهودی نه … ما ایرانی داریم.

جالب است اینها از کمونیستها تحت عنوان سوسیالیستها نام می برند و بعد از جمهوری خواهان و سلطنت طلبان و …

حسین بر هم با 62 سال فعالیت سکولاریستی می گوید ما باید صدای خود را به ترامپ برسانیم که صدای ما را بشنود و با ما صحبت کند و…

البته حسین بر  می گوید پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان هم بلوچ بودند و مادها و ساسانیان هم که کُرد بودند، طاهریان هم بلوچند، البته رستم فرخزاد هم بلوچ، تمام سالهای شکوه ایران در دست بلوچها بوده و…

به این نتیجه می رسد الان باید با ربع پهلوی دیوث هم مسیر شویم!!

نگاه کنید علی جوانمردی مدیر بخش فارسی صدای آمریکا در مورد ربع پهلوی می گوید: «کسی که مدعی پادشاهی آینده ایران است چرا باید زنش سه ماه با یک پورن استار اجاره‌ای به سه کشور تنهایی به سفر برود؟»

تام مورلی Tom Morley شوهر دوم و اجاره ای یاسمین پهلوی همسر رسمی رضا پهلوی است. فیلم‌های پورن مورلی تحت عنوان Mr. X Yoga در فضای مجازی وجود دارد اما او هنوز فیلمی از این فعالیت‌هایش یا یاسمین پهلوی به شکل عمومی منتشر نکرده است.

اگر می گوئیم هم مسیری سکولاریستهای مرتد با ربع پهلوی و تبلیغ برای آن در واقع تلاش جهت فرهنگی و نهادینه کردن دیاثت و بی غیرتی و حماقت است بدانید که بر اساس حقایق صحبت می کنیم نه اینکه به کسی تهمتی زده باشیم.

ای مومنین بلوچ، الگو و رهبر چنین بلوچهای سکولار و مرتدی چنین شخصی است در حالی که الله تعالی برای مومنین می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (احزاب/21) یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبرالله  الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به الله و روز قیامت امید دارد؛ و الله را بسیار یاد می کند.

سکولاریسم و هم مسیری با مرتدین سکولار یعنی کنار زدن شریعت الله و پذیرش دیوثی تحت شعار آزادی های فردی است.

اولین قدم سکولاریسم برای زن این است که حیای او را می گیرد و از مردم غیرتش را.

نگاه کن در چه مسیری قدم می گذاری و الگویت کیست؟

تحریک طالبان پاکستان (TTP) هشداری جدی در باب فتنه «بی‌ال‌ای» و نقشه شوم آمریکا برای تجزیه سرزمین‌های اسلامی

تحریک طالبان پاکستان (TTP) هشداری جدی در باب فتنه «بی‌ال‌ای» و نقشه شوم آمریکا برای تجزیه سرزمین‌های اسلامی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ (ممتحنه/1) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را  سرپرستان نگیرید؛ شما با آن‌ها ابراز دوستی می‌کنید، در حالی که آنان به حقی که برای شما آمده، کافر شده‌اند.

ای برادران عزیز و مجاهدین شریعت‌گرا در تحریک طالبان پاکستان، خداوند متعال قلوب شما را به نور بصیرت و ثبات در مسیر حق روشن گرداند. آنچه امروز در بلوچستان پاکستان توسط گروه موسوم به «بی‌ال‌ای» (BLA) در حال وقوع است، فتنه‌ای عظیم و تکرار سناریوی شومی است که آمریکا و حامیان صهیونیست‌منش‌شان، پیشتر در مناطق کردنشین سوریه و عراق به اجرا گذاشته‌اند. هوشیاری شما در این برهه حساس، برای صیانت از دین، سرزمین و امت اسلامی، حیاتی است.

آنچه در عراق و سوریه شاهد آن هستیم، ظهور گروه‌های سکولار و ملحد کردی مانند «ی.پ.گ» و «پ.ک.ک» است که تحت لوای «نیروهای دموکراتیک سوریه» (قسد) و با حمایت مستقیم نظامی و مالی آمریکا و رژیم صهیونیستی، به تشکیل مناطق خودمختار و پایگاه‌های نفوذ دشمنان اسلام در قلب سرزمین های اسلامی است . این گروه‌ها نه تنها به شریعت مطهره بی‌اعتنایی کامل دارند، بلکه آشکارا عقاید الحادی و ضد اسلامی را ترویج می‌کنند و در عمل به عنوان ابزاری برای تأمین منافع آمریکا و صهیونیسم در منطقه عمل می‌کنند. پایگاه‌های نظامی آمریکا و صهیونیست‌ها در همین مناطق کردنشین گواه روشنی بر این مدعاست.

همین الگوی خطرناک، اکنون در بلوچستان پاکستان توسط گروه «بی‌ال‌ای» در حال پیاده‌سازی است. این گروه نیز بر اساس ایدئولوژی سکولاریسم و الحاد بنا شده و توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا هدایت می‌شود. هدف آشکار است: ایجاد یک چالش منطقه‌ای خودمختار در آینده، دقیقاً مشابه کردهای سکولار ملحد در عراق و سوریه، تا همچون خنجری در پهلوی هر حکومت اسلامی یا شریعت‌گرا در پاکستان باشد.

سیاست دیرینه و شیطانی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی، «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. آنها با بهره‌برداری از اختلافات قومی و منطقه‌ای، گروه‌های کوچکی مانند «بی‌ال‌ای» را با شعارهای سکولار و ملحدانه در مقابل مجاهدین شریعت‌گرا ایجاد می‌کنند تا وحدت امت را از هم بپاشند. این گروه‌ها، ابزاری هستند برای «گل‌آلود کردن آب تا ماهی بگیرند»؛ یعنی با ایجاد درگیری‌های داخلی و بی‌ثباتی، زمینه را برای نفوذ بیشتر و تجزیه سرزمین‌های اسلامی فراهم سازند.

حمایت‌های مالی و لجستیکی از این گروه «سرمچاران بلوچستان» توسط آمریکا و رژیم‌های عربی آل‌سعود و امارات که خود در خط مقدم عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی قرار دارند، نشانه‌ای دیگر از این نقشه شوم است. هدف نهایی، ایجاد یک منطقه خودمختار تحت نفوذ غرب است که به یک کانون دائمی چالش برای هر دولت مرکزی در پاکستان بدل شود.

ای برادران مجاهد، این طرح صرفاً محدود به پاکستان نیست. قدرت گرفتن گروه‌های سکولار و ملحد دست‌نشانده در مناطق هم‌مرز با افغانستان، یک چالش و خطر مستقیم برای «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» است. دشمنان اسلام همواره در پی محاصره‌ی دولت‌های اسلامی با کمربندهای بحران و بی‌ثباتی هستند. اجازه ندهید که پایگاه‌های کفر و الحاد در همسایگی شما مستقر شوند و ثبات منطقه‌ای را به خطر اندازند.

ای برادران غیور در تحریک طالبان پاکستان،

اکنون زمان بصیرت و عمل است. شما که جهاد را برای اعلای کلمه الله و اقامه شریعت به پا داشته‌اید، باید نسبت به این فتنه‌های جدید هوشیار باشید. جلوگیری از قدرت‌گیری گروه «بی‌ال‌ای سکولار ملحد» نه تنها دفاع از بلوچستان، بلکه دفاع از آینده جهاد و جلوگیری از ایجاد چالشی عظیم برای خود شما در آینده است.

مبادا که امروز از رشد این غده سرطانی غفلت کنید و فردا با دشمنی از داخل و با حمایت خارجی روبرو شوید که نه تنها به جهاد شما ضربه می‌زند، بلکه خود تبدیل به مهره‌ای برای تضعیف اساس اسلام و وحدت امت شود. با توکل بر الله و با استفاده از تمام ابزارهای شرعی، با این فتنه مقابله کنید تا هم دشمنان اسلام را مأیوس سازید و هم مانع از شکل‌گیری یک پایگاه کفر در قلب سرزمین‌های اسلامی شوید.

خداوند متعال شما را در این مسیر یاری رساند و قلوبتان را بر حق و وحدت پایدار سازد.

تاریخ پیدایش گروههای سکولار و مرتد در میان بلوچهای ایران

تاریخ پیدایش گروههای سکولار و مرتد در میان بلوچهای ایران

ارائه دهنده: بالاچ عُمَرزهی

عده ای خیال می کنند کسانی چون حبیب سربازی یا سرخوش که دم از سکولاریسم می زنند چیز تازه ای آورده اند یا جزو اولینها در این کفر و ارتداد آشکار به دین سکولاریسم در میان بلوچهای حنفی مذهب هستند و یا دسته ای از چرخش جیش العدل از گروهی به ظاهر اسلامگرا به اپوزیسیونی سکولار و مرتد در تعجبند، اما اگر به تاریخ پیدایش سکولاریستهای مرتد در میان بلوچها نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ابتدا چگونه سکولارهای مرتد سربرآوردند و بعد از به بن بست رسیدن آنها گروه جند الله با شعار اسلامی سربرآورد و از دل آن کسانی چون حبیب سربازی رسماً به ارتداد سکولاریسم برگشتند و دسته از چون جیش العدل هم بعدها با نازوکرشمه و پیچ دادنهایی در لباس جبهه ی مبارزین مردمی باز به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی ملحل شد.

در ابتدا به تاریخچه ی پیدایش احزاب سکولار و مرتد و حامیان آنها می پردازیم:

جبهه آزادیبخش بلوچستان (به عربی جبهه التحریر بلوچستان) با حمایت حزب بعث سوریه در سال ۱۳۴۳ توسط بعضی از خان‌های بلوچ در دمشق تشکیل شد. در سال ۱۳۴۷ با روی کار آمدن حزب بعث در عراق، تنش بین ایران و عراق شدت گرفت و بعثی‌های عراق هم به حمایت سیاسی، مالی، تبلیغاتی و نظامی از این تشکل پرداختند و به تأسیس شاخه نظامی آن «ارتش آزادیبخش بلوچستان» همت گماردند. به‌جز عراق و سوریه، کشور مصر و شیوخ کشورهای خلیج فارس هم از بلوچ‌های ناراضی ایرانی حمایت کردند. جبهه آزادیبخش بلوچستان در بغداد استقرار یافت. بنیان‌گذاران مهم این تشکیلات جمعه خان (رئیس سابق آکادمی بلوچی در کویته)، عبدالصمد بارکزهی (نویسنده شاعر)، میر عبدی خان (حاکمی از طایفه سردارزهی)، موسی خان (فرد برجسته‌ای از طایفه لاشاری) و رحیم زردکوهی بودند. هدف اصلی این سازمان ایجاد یک بلوچستان بزرگ مستقل بود. برای رسیدن به چنین هدفی جبهه آزادیبخش بلوچستان از روش‌های نظامی علیه دولت مرکزی ایران استفاده می‌کرد.

عبدی خان به همراه جمعه خان برای مدتی در بغداد و زیر سایه حزب ناسوینال سوسیالیست و ارتدادی حزب بعث زندگی می‌کردند. در آن سال‌ها ناراضیان بلوچ در پایگاه‌های این جبهه در عراق آموزش می‌دیدند و سپس برای انجام اقدامات تروریستی در پاکستان مستقر می‌شدند. حزب بعث عراق در مبارزه با شاه ایران یک ائتلاف متشکل از گروه‌های زبانی، قومی و مذهبی ایرانی به وجود آورده بود. به این منظور سرلشکر پناهیان، عضو سابق ارتش ایران و فرقه دموکرات آذربایجان و حزب توده، یک گروه سیاسی به نام «جبهه ملی خلق‌های ایران» در بغداد تشکیل داد. این گروه شاخه‌ای به نام «حزب دموکراتیک بلوچستان» به وجود آورد.

در سال ۱۳۵۰ مجموعه اقدامات خصمانه کشورهای عربی و به‎خصوص رژیم بعثی عراق علیه تمامیت ارضی ایران و همچنین به ثمر نشستن تلاش‌های تجزیه‌طلبان در پاکستان شرقی و تشکیل کشور بنگلادش و هم‌زمان با آن پیروزی حزب عوام ملی بلوچ در اولین انتخابات آزاد ایالتی بلوچستان پاکستان که ایده سرکوب‌شده استقلال بلوچستان دوباره قوت گرفت، ایران نسبت به فعالیت‌های جبهه آزادیبخش بلوچستان احساس خطر کرد. در نتیجه، دولت مرکزی وارد عمل شد. از یک‌سو به مبارزه با جبهه آزادیبخش بلوچستان جهت سرکوب آن متوسل شد و از سوی دیگر برای رسیدن به مصالحه با رژیم بعثی عراق به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی این جبهه دست به کار شد. سال ۱۳۵۴ که قرارداد الجزایر بین شاه و صدام امضا شد، حدود پنج سال بود که بلوچستان هر از گاهی صحنه اقدامات تروریستی‌ای بود که خوانین بلوچ مستقر در پایگاه‌های امنشان در پاکستان عامل آن بودند. با امضای قرارداد الجزایر ضربه‌ای کاری به جبهه آزادیبخش بلوچستان که فاقد پایگاه داخلی بود وارد شد. بر اساس آن قرارداد هر دو کشور توافق کردند از گروهای مخالف علیه یکدیگر حمایت نکنند؛ شاه از حمایت کردهای مخالف صدام و صدام هم از حمایت بلوچ‌های مخالف شاه دست کشیدند.

از میان رهبران جبهه آزادیبخش بلوچستان تنها کسی که تصمیم به ادامه مبارزه گرفت رحیم زردکوهی بود. او گروهی تشکیل داد و مبارزه خود را ادامه داد، اما به‌زودی ارتش او را به همراه برخی از دوستانش دستگیر کرد و در زندان کرمان زندانی شد. در آشفتگی اواخر انقلاب مردم به زندان‌ها حمله کردند و زندانیان را آزاد کردند. در نتیجه رحیم زردکوهی نیز آزاد شد. او به بلوچستان بازگشت و گروه خود را با نام «بلوچستان راجی زرومبش» سازمان‌دهی مجدد کرد و از نو و این بار علیه یک انقلاب مردمی شروع به کار کرد.

زردکوهی با این شعار که فرقی نمی‌کند چه کسی در تهران حکومت کند، برای بلوچ استقلال تنها راه‌حل است، شروع به اقدامات راهزنی و ترور پاسداران کرد. در سال‌های اخیر، برخی از تجزیه‌طلبان که سعی در دامن زدن به تروریسم در بلوچستان را دارند در توجیه راهزنی‌های رحیم زردکوهی می‌نویسند: «بستن راه و مصادره اموال افراد فارس و غیربلوچ توسط رحیم زردکوهی و یارانش یک شیوه از مبارزه ملی برای دور نگه داشتن افراد غیربلوچ از بلوچستان بوده است!». او در تیرماه سال ۱۳۵۸ پیامی به سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان که تشکیلاتی چپ‌گرا بود می‌فرستد و می‌خواهد با رهبری سازمان دیدار و گفت‎وگو کند. در دیدار دو تن از رهبران سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان با او، رحیم زردکوهی اظهار تمایل به همکاری کرده و می‌گوید محمدخان میرلاشاری هم از او خواسته است تا با او همکاری کند. ظاهراً مشارکت او در رهبری سازمان پذیرفته نمی‌شود، ولی نوعی همکاری بین رحیم زردکوهی با سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان آغاز می‌شود. رحیم زردکوهی در ۵ دی سال ۱۳۵۸ توسط سپاه پاسداران ایرانشهر محاصره و کشته شد و در رسانه ی جبهه ی مبارزین مردمی که لباس جدید و سکولار شده ی جیش العدل است دیدیم که از رحیم زردکوهی به عنوانی یکی از الگوهای مبارزاتی خود یاد می شود.

عبدالرحمن بلوچ سخنگوی جبهه ی مرتدین بلوچ و نشخوار شروط 4گانه ی ربع پهلوی

عبدالرحمن بلوچ سخنگوی جبهه ی مرتدین بلوچ و نشخوار شروط 4گانه ی ربع پهلوی

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در مسائل منهجی و عقیدتی هیچ مومن اهل دعوت و جهادی حق توریه و تقیه و پنهان کردن حقیقت را ندارد بلکه باید حق در هر شرایطی( حتی در حالت اکراه) توسط این دعوتگران برای عموم بیان شود، دعوتگر با شخص عادی چون عمار رضی الله عنه فرق دارد.

شبکه ی منافقین آشکار شده ی کلمه که علناً سربازی از سربازان بخش جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران شده اند با تمام خائنین و اپوزیسیون سکولار و مرتد مخالف ایران مصاحبه هائی انجام داده است از عمر ایل خانی زاده رهبر حزب کمونیست کومله آدمکشان کُردستان بگیر تا مصطفی هجری رهبر حزب دمکرات کُردستان ایران تا سایر مرتدین موجود در اپوزیسیون سکولار ایرانی.

در همین راستا و در ویژه برنامه ی «سیمای بلوچستان» و به اجرای حسین ثوری، مصاحبه ای با عبدالرحمان بلوچ، مسئول دفتر سیاسی جبهه مبارزه مردمی انجام داد. 

جالب است بدانید زمانی که در مورد اختلاف بین فاحشه های همسو با ربع پهلو با سایر احزاب سکولار اپوزیسیون از عبدالرحمن بلوچ سوال شد با طبیعی جلوه دادن این دشمنی عمیق عقیدتی، می گوید: “همکاری در نقاط مشترک می‌تواند از گسترش شکاف‌ها جلوگیری کند.”

 یعنی اگر کسی به رسول الله صلی الله علیه وسلم یا ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گفت بیائید قوانین شریعت الله را کنار بزنید و بر نقاط مشترک با ابوجهل و ابولهب و مسلیمه ی کذاب و سایر کفار اصلی و مرتدین تمرکز کنیم چه واکنشی نشان می دادند؟

زمانی که مرتدین تنها یک حکم الله یعنی زکات را انکار می کردند و می گفتند زکات دادن تنها متعلق به زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده و الان دیگر وجود ندارد، با آنکه به تمام قوانین دیگر شریعت الله مثل سایر اصحاب ایمان داشتند و عمل می کردند اما تنها به خاطر این قانون الله که می گفتند مربوط به گذشته است و به درد الان نمی خورد، عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت می کند که ابوبکر صدیق رضی الله عنه خروشید و گفت: إنَّهُ قدِ انقطعَ الوحيُ وتمَّ الدِّينُ أينقصُ وأنا حيٌّ ؟ به درستی که وحی قطع شده و دین تکمیل شد، آیا در حالی که من زنده باشم دین ناقص شود؟

این موضع صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم با این مرتدین بود که می گفتند ایمان دارند که زکات در قرآن وجود دارد و الله آنرا نازل کرده اما به درد الان نمی خورد و متعلق به زمان حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است.

 حالا این مجرم سکولار متعلق به گروه «جم» که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده می خواهد مشترکات بین کمونیستها و لیبرالها و سویال دمکراتها و دهها حزب و گروه سکولار دیگر را به عنوان برنامه و قانون جایگزین قوانین شریعت الله کند به همین دلیل است که در همین مصاحبه ادامه می دهد: “ثبات آینده تنها از مسیر گفتگو و پذیرش متقابل امکان‌پذیر است”.

من مانده ام که این موجود اگر ته مانده ای از اسلام در وجودش مانده باشد چگونه یک کمونیست و هم جنس باز و فاحشه و… را می پذیرد؟

البته در بخش پایانی گفت‌وگو که به زبان بلوچی انجام شد از « حفظ کرامت انسانی» سخن گفت، یعنی کسی که با امثال ربع پهلوی که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران است و زنش دوماه با یک پورن استار فاحشه باز دوماه در سه کشور به تفریح می رود هم کاسه و هم مسیر شده است با چه روئی از کرامت انسانی صحبت می کند؟

کسی که مسلمان هم نباشد اما کمی غیرت در او باقی مانده باشد هرگز با امثال ربع پهلوی هم جبهه ای نمی شود و در مسیری قدم نمی گذارد که خائنین شناسنامه داری چون گروه رجوی در آن قدم می گذارند.

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

بخش دوم: سد آهنین در برابر فتنه سکولاریسم؛ راهبرد مقابله با جریانات سکولاریستی در ایالت بلوچستان پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (النساء/ ۷۶)مؤمنان در راه خدا می‌جنگند و کافران در راه طاغوت.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) در کنار ترویج وحدت مذهبی، باید نسبت به خطر نفوذ تفکرات سکولار و ناسیونالیسم در مناطق استراتژیک، به‌ویژه ایالت بلوچستان، هوشیار باشد. جریانات موسوم به «سرمچاران» که با شعارهای سکولار و جدایی‌طلبانه فعالیت می‌کنند، تهدیدی جدی برای آینده نظام اسلامی و ثبات منطقه هستند.

تاریخ معاصر درس‌های تلخی به امت اسلامی داده است. جریانات سکولار در میان کردها در سوریه و عراق، با بهره‌گیری از شعارهای قومیتی و جلب حمایت استعمار جهانی، خود را به پایگاه‌های خط مقدم آمریکا و صهیونیسم در قلب سرزمین‌های اسلامی تبدیل کردند. این گروه‌ها نه تنها به اسلام پشت کردند، بلکه به خنجری در پهلوی مجاهدین و عاملی برای تجزیه و تضعیف بلاد مسلمین بدل شدند. مجاهدین بلوچستان باید هوشیار باشند که سناریوی کردستان در بلوچستان تکرار نشود.

گروه‌های سکولار بلوچ (سرمچاران) با ترویج ایدئولوژی‌های سکولاریستی، به دنبال ایجاد شکاف میان «هویت قومی بلوچی» و «هویت اسلامی» هستند. اگر این تفکر در میان توده‌های مردم ریشه بگیرد، در آینده به بزرگترین مانع برای برپایی نظام خالص اسلامی تبدیل خواهد شد.

• اقدام فوری: TTP و نیروهای مخلص باید اجازه ندهند این سکولارهای مرتد جای پایی در مناطق نفوذ مجاهدین باز کنند.

• پایگاه‌زدایی: نباید اجازه داد ایالت بلوچستان پاکستان به حیاط خلوتِ دشمنان اسلام و ابزار دست استخبارات کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی برای ضربه زدن به آرمان‌های جهادی تبدیل شود.

بهترین راه برای مقابله با فتنه سکولاریسم، تقویت و حمایت از برادران مجاهد و علمای بلوچستان است که معتقد به حاکمیت شریعت هستند.

• باید تبیین شود که آزادی و عزت بلوچستان تنها در سایه «اسلام» محقق می‌شود، نه شعارهای پوچ سکولاریسم.

• استفاده از پتانسیل عظیم مجاهدین بلوچ برای مقابله فکری و میدانی با جریانات منحرف سکولاریستی ارتدادی، ضامن بقای حرکت اسلامی در این منطقه است.

سکولارهای مرتدی ایالت بلوچستان دقیقاً همان مسیری را می‌روند که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی برای تجزیه امت اسلامی طراحی کرده‌اند. آنان با ایجاد ناامنی و جلب حمایت‌های کفار سکولار خارجی، راه را برای ورود مستقیم صهیونیسم و استعمار به منطقه هموار می‌کنند. TTP باید با قاطعیت اعلام کند که ایالت بلوچستان پاکستان پاره تن امت اسلامی است و اجازه نخواهد داد تفکرات ضداسلامی سکولاریستهای مرتد، این سرزمین را به پایگاهی برای دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل کنند.

بدون شک پیروزی نهایی زمانی به دست می‌آید که مجاهدین همزمان در دو جبهه بجنگند: جبهه «وحدت علیه نفاق مذهبی» و جبهه «ایستادگی در برابر کفر سکولار». ایالت بلوچستان پاکستان باید تحت پرچم شریعت باقی بماند تا همانند تجربیات تلخ خاورمیانه، به زخمی چرکین بر پیکر امت اسلامی تبدیل نشود. هوشیاری امروز مجاهدین در قبال سرمچاران سکولار و مرتد، تضمین‌کننده اقتدار نظام اسلامی در فرداست.

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا (فاطر/ ۶)همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.

حکمت صیانت و تقابلِ «حقیقتِ فیزیک» با «سرابِ آزادی»

حکمت صیانت و تقابلِ «حقیقتِ فیزیک» با «سرابِ آزادی»

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سکولاریسمی که عده یا به سمت آن دعوت می دهند در واقع حرکت به سوی نابودی ارزشهای اسلامی ماست.

برهنگی در منطق فیزیک و حذفِ سپر و آغازِ سقوط را در قوانین جهانِ ماده نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که، هیچ موجودی بدون «پوشش» و «مرز» دوام نمی‌آورد. این یک حقیقت علمی است و همان‌طور که در فیزیک، حذفِ لایه‌های محافظِ یک جسم (مانند جوّ برای زمین یا پوسته برای بذر) آن را در برابر پرتوهای مخرب و فشارهای بیرونی متلاشی می‌کند، برهنگیِ اخلاقی نیز «سپرِ روانی و اجتماعی» انسان را از بین می‌برد. نتیجه‌ی این بی‌دفاعی، چیزی جز سقوطِ ارزش‌ها نیست و موجودی که لایه‌ی محافظ (پوششِ هیدرودینامیک یا حفاظِ هوا) نداشته باشد، در تلاطمِ محیط غرق می‌شود. برهنگی، انسان را در دریای غرایزِ لجام‌گسیخته و نگاه‌های ابزاری غرق می‌کند، نه اینکه به او تعالی ببخشد.

بزرگترین فریبِ قرن حاضر این است که «برهنگی» را معادل «آزادی» معرفی کرده‌اند. اما با نگاهی دقیق‌تر کسی که برای پذیرفته شدن در جامعه مجبور است بدن خود را به نمایش بگذارد، آزاد نیست؛ بلکه برده‌ی «قضاوت دیگران» و «صنعتِ مصرف‌گرایی» است و شعار آزادیِ غربی، در واقع غل و زنجیری است که روح انسان را به بندِ «جذابیت‌های زودگذر» می‌کشد تا او را از تفکر، سیاست و مطالبه‌ی حقوق واقعی‌اش (مانند ایستادگی در برابر استکبار) باز دارد.

آزادیِ واقعی زمانی آغاز می‌شود که انسان خود را از بندِ شعارهای دیکته‌شده توسط رسانه‌های سکولاریستی رها کند و برای رسیدن به قله، باید از بارهای اضافه (هوس‌های ترویج شده) خلاص شد و رهایی یعنی درک این مطلب که «پوشش»، محدودیت نیست؛ بلکه «تعریفِ حریم» برای جلوگیری از تعرضِ بیگانگان به ساحتِ روح و اندیشه است.

چرا مستکبران بر «برهنگی» تأکید دارند؟ چون جامعه‌ای که درگیرِ «تن» شد، از «وطن» و «آرمان» غافل می‌شود و در فیزیکِ قدرت، برهنه کردن یک ملت از هویت و فرهنگش، اولین قدم برای غارتِ منابع آن ملت است و کسی که دست و پای غزه را می‌بندد، ابتدا ذهنِ جوانانِ مسلمان را با شعارِ «آزادیِ کاذب» و «برهنگی» فلج کرده است.

در این صورت برهنگی نه تنها در اخلاق، بلکه در «قانون بقا» نیز نشانه‌ی نابودی است. برای رسیدن به آزادیِ راستین، باید ابتدا از بندِ شعارهایی که پوشش را بند می‌نامند و برهنگی را رهایی، آزاد شد. حقیقت، در حفاظت است، نه در عرضه.

عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

‏جالب است بدانید ابولهب، عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و ابوجهل نیز پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم و نضر بن حارث هم پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.

 هر سه از سرسخت ترین دشمنان اسلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم، پس اگر یکی از هم زبانان یا هم محله ای یا از اقوام و اطرافیان خود را دیدید که از سکولاریسم دفاع می کند و با بهانه های پوچ و بی ارزش در برابر قانون شریعت الله ایستاده است اصلاً تعجب نکنید.  

نضر بن حارث شخصی بود که داستانها عبرت آموز موجود در قرآن را افسانه های قدیمی می دانست که ابن عبارس رضی الله عنهما می گوید: هشت آیه از آیات سوره‌ی قلم درباره‌ی او نازل شده است، به‌ویژه این آیه که می‌فرماید: إِذا تُتْلی‌ عَلَیْهِ آیاتُنا قال أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (قلم/15) چون آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید اسطوره‌های نخستین است.[1]

بر این اساس بود که نضر بن حارث (پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم) به منظور بازداشتن مردم از رفتن به حضور رسول الله صلی الله علیه و سلم و تشکیک در آیات قرآن و رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، داستانهایی از رستم و اسفندیار و… از ایران باستان را می خرید و برای مردم می گفت.

الله جل جلاله این تاریخ باستان و داستانها را سخنان پوچ و یاوه می داند و در این زمینه در قرآن کریم می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ‏(لقمان/6) در میان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان پوچ و یاوه‌اند (مانند: خرافات، افسانه‌های بیفایده، حرفهای مضحک و…) تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند . آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌ای دارند.‏

پس شک نداشته باشیم که تمام افسانه ها و حتی تاریخ باستان ایران که از تیسفون عراق تا خراسان بزرگ و مرزهای چین و بخشهای بزرگی از آسیای میانه گسترش داشت جزو سخنان بیهوده و یاگوئی است، حالا چه فاشیستهای باستان پرست ایرانی خوششان بیاید یا نیاید؛ البته این به معنی تبرئه ی افسانه ها و یاگوئی های سایر ملل نیست بلکه چون بحث ما منحصراً در مورد این یاوه ها و بیهوده گوئی هائیست که آیه ی قرآن هم آنرا تأئید کرده، بر ایران باستان تاکید داریم.

تا کنون کسی نیامده که افسانه های موجود مثلاً در شاهنامه ی فردوسی را مبنای تاریخی قرار دهد مگر کسی که خودش را مورد تمسخر قرار داده باشد، به همین دلیل در هیچ یک از دانشگاههای ایران و جهان هم شاهنامه ی فردوسی به عنوان منبع تاریخی معرفی نشده است.

غیر از این، تاریخ ایران باستان را نیز نگاه کنیم، اکثریت مطالب آنچه به عنوان منبع در دانشگاههای ایران و جهان معرفی می شوند بر اساس ظن و گمان است؛به عنوان مثال، دیاکونوف مولف تاریخ مادها، رومن گيرشمن مولف تاریخ خاخام منشی ها (هخامنشی ها)، کالج، مالکوم کالج مولف تاریخ اشکانیان(پارتیان)، آرتور کریستنسن مولف تاریخ در مورد ساسانیان را نگاه کنیم بر اساس ظن و گمان مطالب خود را نوشته اند نه یقینی؛ حالا چه رسد به مطالب امثال هرودوت که هم به عنوان پدر تاریخ شناخته شده هم پدر دروغ یا مطالب تحریف شده ی تورات در مورد خامام منشی ها و پارتها و…

الله جل جلاله در مورد ظن و گمان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات/12] ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، که برخی از گمانها گناه است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: إيَّاكُمْ والظَّنَّ، فإنَّ الظَّنَّ أكْذَبُ الحَديثِ.(متفق علیه) از گمان برحذر باشید و پرهیز کنید، زیرا گمان دروغ‌ترین سخن است.

این حکم صریح اسلام در مورد تاریخی است که بر اساس ظن و گمان درست شده است حالا چه رسد به افسانه هائی که هیچ قیمت و ارزش تاریخی هم ندارند و الله تعالی آنها را «لَهْوَ الْحَدِیثِ» سخنان پوچ و یاوه‌ نامیده است.

با این وصف، عدوالله (حبیب سربازی) سکولار و مرتد با چنگ زدن به افسانه های گفته شده توسط شاهنامه ی فردوسی می خواهد ثابت کند و به مخاطب خود بفهماند که بلوچهای باغیرت و باشرف جزو مزدکی هائی بودند که مال و زنان خود را به اشتراک گذاشته اند و….

این شخص سکولار و مرتد می گوید: “مزدکیان/ بلوچ‌ها را می‌توان نخستین جنبش‌ سوسیالیستی  دانست. بر اساس منابع تاریخی، تنها مردمی که به‌طور آشکار به‌دلیل پیروی از آیین مزدک مورد کشتار قرار گرفتند، بلوچ‌ها بودند. مزدک جنبشی عدالت‌خواه و ضد نظام طبقاتی بنیان گذاشت و بر برابری زن و مرد تأکید داشت.”

در تائید دروغ و اتهام خودش به قوم باشرف بلوچ به این شعر فردوسی استناد می کند که در داستان کشتار مزدکی ها توسط نوشن روان (انوشیروان) آمده است: ببود ایمن از رنج شاه جهان ….  بلوچى نماند آشکار و نهان.

این اتهام بزرگ عدوالله سربازی با آنکه هیچ مبناری تاریخ ندارد،چیزی جز عادی سازی فرهنگ بی بندوباری اخلاقی سکولاریستی در میان قوم مومن و باغیرت بلوچ با شعار برابری زن و مرد نیست.

سکولاریسم آفتی است که نزدیک به یک قرن است سرزمینهای اسلامی را از درون مورد تهاجم قرار داده است و سکولاریستهای میان مسلمین هم جزو پست ترین موجودات سرزمینهای اسلامی هستند که قصد داشته اند این آفت را عادی سازی و فرهنگی و مردمی کنند.


[1]  ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق:السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبدالحفیظ، ج ‌۱، ص ۶۴۴، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

 گروه مجازی و سکولار سهاب که این روزها سرخوش بیشتر از دیگران بلندگوی گزافه گوپی های آن شده اخیراْ با تهدیداتی توخالی ادعاهای بزرگی کرده و بخصوص در مورد کاهش خشونت در بلوچستان دست به عوام فریبی و هزیان گویی زده است.

همه می دانیم که ایران دارای استانهای متعددی است اما اینکه در میان تمام این استانها باید تنها شاهد گروههای مختلف مسلح و راهزنانی تحت پوشش پاکستان در میان بلوچهای حنفی مذهب و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان باشیم جای سوال دارد.

آمریکا در ایالت سیستان و بلوچستان پاکستان دارای پایگاه نظامی است که از آنجا حملاتی را به ا.ا.افغانستان و وزیرستان و تمام جاهایی که مجاهدین ضد آمریکایی حضور دارند انجام می دهد اما گروههایی چون جیش العدل که در لباس جبهه مبارزین مردمی خودش را بازتعریف کرده در امنیت کامل در پاکستان و بیخ گوش آمریکا به سر می برد.

نکته ی طنز گونه ی این بازی هم این است که آمریکا گروه جیش العدل را جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا از گندکاری آن خودش را مبرا نشان دهد و گرنه اگر مثل گروههای دیگری چون حماس و جهاد اسلامی که آنها تروریستی می داند و سگ هارش یعنی رژیم صهیونیستی را با انواع تجهیزات و خدمات ماهوراه ای و جاسوسی یاری می کند تا این گروهها را با زنان و کودکان و پیر و جوان نابود کند به همین شکل حداقل به حکومت دست نشانده ی پاکستان هم چنین دستوری را می داد یا خودش مستقیماْ آنها را نابود می کرد اما می بینیم که در کنار هم و در یک استان با هم پایگاه دارند.

آیا همین کافی نیست تا بدانیم ریشه های ناامنی در استان سیستان و بلوچستان به حکومت دست نشانده ی پاکستان و آمریکا برمی گردد؟

پس مهیم سرخوش باید بداند که کاهش خشونت در بلوچستان پیش از هر چیز مستلزم نابودی آمریکا به عنوان سر افعی از منطقه و سپس جارو شدن حاکمیتهای دست نشانده و گروههای همسو با سیاستهای آمریکا در منطقه است. تا زمانی که آمریکای اشغالگر و حاکمیت دست شنانده ی پاکستان از گروههایی چون جیش العدل حمایت می کنند و پایگاه راهزنان گردنه گیر هم شده است، حتی نابودی گروههایی چون جندالله ریگی و سرکوب چند راهزن باز به تکرار چرخه‌ی بحران و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان و تولید دسته ها و گروههای جدید خواهد انجامید.

بلوچهای حنفی مذهب باید یکبار برای همیشه متوجه شوند تا زمانی که ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی و حکومتهای دست نشانده ی عربی مثل آل سعود قرار دارد وجود گروههای مختلفی چون جبهه ی مبارزین مردمی در راه آمریکا و شرکای آمریکا و انواع راهزنی ها در استان سیستان و بلوچستان امری اجتناب ناپذیر خواهد بود اما جارو کردن این دست نشانده های دشمنان با آگاهی بلوچها از آنچه وجود دارد بسیار ساده است.

بلوچهای اهل سنت باید به ماهیت حقیقی این مزدوران تاریخ دار دقت داشته باشند و شعارهای مختلف قومیتی و اقتصادی و مذهبی آنها باعث نشود هیزم جنگ این گروهها و دسته ها و اسباب ناامن سازی منطقه برای آمریکا و سایر شرکای آمریکا شوند.

مبارزه ی نهادهای حکومتی ایران با وجود ناامنی در میان بلوچهای حنفی مذهب اگر بدون مشارکت مردم بلوچ و بی‌اعتنایی آنها و تماشاچی بودن آنها پیش برود، افراد و دسته های همسو با جبهه ی آمریکا به سادگی خواهند توانست دسته هایی از جوانان را با خود همسو کنند و همین تماشاچی بودن مردم خود به عاملی تازه برای تنش بدل خواهد شد که تداوم آن، تنها به معنای استمرار چرخه‌ای است که قربانی اصلی آن همواره مردم و جوانان حنفی مذهب بلوچ و سپس سایر قومیتهای ایرانی بوده‌اند۰

پس شک نداشته باشیم که مسئولیت اصلی وضعیت ناامنی، بی‌ثباتی در استان سیستان و بلوچستان، متوجه آمریکا و گروهها و دسته های همسو با آمریکا و شرکای آمریکاست و سکوت و تماشاچی بودن مردم در برابر ناامن سازی منطقه توسط این مزدوران آنها را نیز شریک جرم خواهد کرد.

پس هشدار همه ی ما باید متوجه آمریکا و حاکمیت دست نشانده پاکستان و گروههای مزدور و افرادی چون سرخوش و حبیب شود که مسئولیت هرگونه ناامن شدن استان مستقیماً بر عهده طراحان و مجریان آن خواهد بود که اگر این ھشدارھا را جدی نگرند باید زیر پایشان گرم کرد و منطقه توسط مومنین اهل دعوت و جهاد برایشان تبدیل به جهنمی شود که در سراسر سرزمینهای اسلامی نزدیک به دو قرن است برای مسلمین درست کردہ اند و باید مزہ ناامنی را بچشند.

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در جریان جنگ 12 روزه ایران با اسرائیل و آمریکا دیدیم که کشور سکولار هند از رژیم صهیونیستی حمایت کرد؛ کشور هند هم از بزرگترین تمویل کننده ها و هدایت کننده های گروههای سکولار بلوچ در ایالت بلوچستان پاکستان است.

هماهنگ با این اقدام کشور سکولار هند، باز مدتی قبل دیدیم که کشور سکولار چین و کشور سکولار و دست نشانده ی پاکستان طرحی به سازمان ملل ارائه دادند که طی آن گروه سکولار و مسلح  بلوچ  BLA  جزو گروههای تروریستی محسوب شود اما حکومت سکولار آمریکا این طرح را وتو کردند و اجازه ندادند این گروه سکولار جزو گروههای سکولار محسوب شود.

به این شکل و به صورت واضح می بینیم که این گروههای سکولار یا اسلامگرای موجود در ایالت بلوچستان پاکستان که در امنیت کامل و در کنار پایگاههای آمریکا به فعالیتهای خود بر علیه حکومت پاکستان و ایران می پردازند همگی به نحوی تحت حمایت و هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

در تازه ترین اقدام دیدیم که  گروه مرتد و سکولار بلوچBLA   زنی بلوچ به نام رزینه رفیق را در یک کار انتحاری بر نیروهای حکومت سکولار پاکستان منفجر کرد.

قوم مسلمان و با غیرت بلوچ در برابر دشمنان متجاوز حاضر است خودش را فدای ناموسش کند نه اینکه ناموسش را در برابر متجاوزین قرار دهد و ناموسش را فدای خودش کند.

سکولاریستهای بی غیرت و بی ناموس از لختی گری شروع به بازی با ناموس خود و مردم می کنند تا به اینجا می رسند که جسد تکه تکه ی زن بلوچ باید در اختیار نیروهای دشمن قرار بگیرد.

قوم مسلمان بلوچ باید بداند که جنگ گروههای به ظاهر اسلامگرا به همراه گروههای سکولار که با نام قومیت و خاک و یا با نام اسلام و اهل سنت و … در زیر پرچم آمریکا شروع کرده اند ربطی به قوم بلوچ ندارد بلکه قوم بلوچ را فدای اهداف و سیاستهای آمریکا و اسرائیل و هند می کنند.

رسانه ی امارت اسلامی افغانستان هم باید هوشیار باشد و دشمنی امارت اسلامی با پاکستان باعث نشود کفر و ارتداد این گروههای سکولار نادیده گرفته شود و چنین نشان داده شود که جنگ این مرتدین بلوچBLA  و این حمله انفجاری و انتحاری این زن بلوچ بر مرکز رژیم پاکستان در ایالت بلوچستان نتیجه ی ظلم پنجابی ها بر مردم قبایلی است چون همه ی دنیا می دانند اسکلت حکومتی و بخصوص امنیتی پاکستان در دست پشتونها است و در ایالت بلوچستان پاکستان هم باز اسکلت حاکمیت در اختیار پشتونها و بلوچهاست و جنگ مرتدین بلوچBLA  هم همچون جنگ ترکی و نجیب الله و دوستُم ربطی به قوم مسلمان و عقاید اسلامی مسلمین ندارد.

آیا هنوز نمی دانی احزاب بلوچ مزدور آمریکا و غرب هستند؟

آیا هنوز نمی دانی احزاب بلوچ مزدور آمریکا و غرب هستند؟

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

عده ای هنوز نمیخواهند باور کنند که احزاب مسلح بلوچ موجود در ایالت بلوچستان پاکستان همگی مزدور آمریکا و غربند که بلوچها را در راه اهداف و برنامه های غربی ها خرج می کنند.

غربی ها برایشان مهم نیست این حزب بلوچ خائن حزبی سکولار مثل ارتش آزادیبخش بلوچ BLA) ) است یا حزبی به ظاهر اسلامگرا مثل جیش العدل پاکستان نشین.

آمریکا و غرب اینها را همچون دستمال توالت مورد استفاده قرار می دهد و اصلا برایش مهم نیست این احزاب با شعارهای قومیتی و نژاد پرستی سکولاریستی و داشتن واحد انتحاری تیپ مجید به پیش می روند یا با شعارهای اسلامگرایانه و جهادی و واحد فدائی دارند؛ بلکه مهم برایش منافع مقطعی خودش و گرفتن امتیازات لازم از طرفهای مختلف است.

آشکار ترین علامتی که همه دیدیم این بود زمانی که پاکستان و چین در مورد BLA در سازمان ملل خواستار تروریستی نامیدن آن شدند، آمریکا و و فرانسه قطعنامه پاکستان برای تعیین ارتش آزادیبخش بلوچ (BLA) و واحد انتحاری آن، تیپ مجید، به عنوان سازمان‌های تروریستی جهانی را رد کردند و به این شکل حمایت خود از این حزب بلوچ را اعلام و آشکار کردند.

پاکستان و چین مدعی بودند همچنانکه داعش و القاعده به عنوان سازمانهای تروریستی جهانی معرفی شده اند BLA نیز باید معرفی شود چون هم اردوگاهی خارج از پاکستان و در افغانستان دارد و عملیات آن در آن سوی مرز پاکستان انجام می‌شود که ثابت می‌کند یک سازمان تروریستی جهانی است و گروه انتحاری دارد.

 با این معیارها حکومتهای پاکستان و چین باید جیش العدل را هم جزو گروه تروریستی جهانی معرفی می کردند چون هم گروه فدائی ( به قول آنها انتحاری) دارد و هم خارج از مرزهای ایران و در پاکستان اردوگاه آشکار دارد و از آنجا عملیاتهایش را رهبری و مدیریت می کند، اما تمام این کفار جهانی دارای سیاست یک بام و دو هوا هستند و تمام سیاستهایشان حول محور منافعشان می چرخد نه حقایق و واقعیتها.

همه ی ما می دانیم که ادعای چین و حکومت دست نشانده ی پاکستان مبنی بر داشتن پایگاه حزب سکولار و مرتد (BLA)  دروغ محض است اما در کنار این نه تنها ما بلکه تمام دنیا می داند و خود جیش العدل هم اقرار دارد که در پاکستان پایگاه دارد و پنجگور تنها یکی از مراکز آشکار سکونت خانواده های آنهاست.

آیا هنوز نمی خواهی بپذیری که جیش العدل مزدور آمریکا و غرب است و در حال معامله بر سر جان و ناموس و مال و خاک و امنیت بلوچها و سرزمینش؟