مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

عده ای می پرسند که چرا این اتفاق برای سیدنا حسین بن علی رضی الله عنه نوه ی رسول الله صل یالله علیه وسلم افتاد؟ بعد از آن هم مسلمین یا توسط همدیگر کشته شده اند؛ ریشه ی اینهمه پریشانی و اضطراب و تشویش در میان مسلمین از قرنهای گذشته تا امروز چیست؟

بررسی تاریخی و شرعیِ دورانِ پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه وسلم نشان می‌دهد که ریشه‌های اضطراب و پریشانی در پیکره‌ی امت اسلامی، بسیار عمیق‌تر از دوران یزید بن معاویه است. اگرچه دوران یزید نقطه‌ی اوج فجایع در صدر اسلام بود، اما حقیقت شرعیِ این انحراف را باید در آغاز بدعت «شاهی‌گری» جستجو کرد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوانِ پیامبر رحمت که از آینده‌ی امت خبر داشت، مرز میان دوران خلافت مورد پذیرش شریعت الله و دوران پادشاهی را چنین ترسیم فرمودند: الْخِلافَةُ فِي أُمَّتِي ثَلاثُونَ سَنَةً ثُمَّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[1]

این دوران سی‌ساله با خلافت امیرالمؤمنین حسن بن علی رضی الله عنهما به پایان رسید و با صلحی که بر امیر المومنین حس رضی الله عنه تحمیل شد به عنوان آخرین خلیفه‌ی بر منهاج نبوت، صفحه تاریخ ورق خورد و دورانی آغاز شد که با معیارهای خلافت راشده تفاوت زیر بنائی داشته است.

بسیاری از مسلمانان تصور می‌کنند که اولین شکاف، مربوط به دوران یزید است؛ اما حقیقت شرعی مورد تایید محدثان و فقها، به وقایع دوران خلافت امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه بازمی‌گردد. در حدیثی متواتر و صحیح که در صحیح بخاری (۴۴۷) و مسلم (۲۹۱۵) روایت شده، رسول الله صلی الله علیه وسلم معیار حق را در آن دوران چنین تعیین فرمودند: وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ. وای بر عمار، که گروه سرکش و باغی او را می‌کشند؛ عمار آن‌ها را به بهشت (اتحاد و حق و دفاع از خون مومنین) دعوت می‌کند و آن‌ها او را به آتش (تفرقه و بغی و کشتن مومنین) می‌خوانند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در مجموع‌الفتاوی (جلد ۴، ص ۴۳۷-۴۳۸) با استناد به فقهای مذاهب، تصریح می‌کند که اطلاق عنوان «باغی» بر معاویه و گروهِ همراهش در برابر خلیفه برحق، یک حقیقت شرعی است که قابل توجیه و کتمان نیست. این همان نقطه‌ی آغازی بود که نظم دینی حاکم بر مومنین را به پریشانی و تفرقه کشاند که تا کنون ادامه دارد و فقط الله می داند که این سنت سیئه ای که معاویه به وجود آورده است تا چه وقت ادامه دارد و تا چه اندازه از مسلمین قربانی می گیرد و تا چه میزان برای مسلمین مصیبت درست می کند تا اینکه مومنین باذن الله دوباره به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت دست پیدا کنند.

امت اسلامی از آن زمان تا کنون، با مصائبِ شاهی‌گری، ظلم حکام و تفرقه‌ی ناشی از آن دست‌به‌گریبان است. این وضعیتی است که جهان اسلام امروز با چشمان خود در سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کند. با این حال، مومنان هرگز نباید از اصلاح وضعیت موجود ناامید شوند، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم نوید بازگشت امت به جایگاه حقیقی‌اش را داده‌اند: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ. (مسند احمد۱۸۴۰۶) سپس خلافتی بر منهاج و روشِ نبوت برپا خواهد شد.

پریشانیِ امت، محصول گذار از «خلافت شرعی» به «استبداد پادشاهی» است. یزید تنها یکی از ثمرات تلخِ این بدعت بزرگ (تغییر نظام خلافت به پادشاهی) بود. برای عبور از این پریشانی‌ها و مصائب تاریخی، راهی جز بازگشت به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ و نفی بدعت شاهی‌گری و سایر حاکمیتها وجود ندارد.

از الله جل‌جلاله مسألت داریم که امتِ اسلامی را از یوغ این بدعتِ تاریخی نجات داده و توفیقِ بازگشت به خلافتِ مبتنی بر عدالت و نبوت را نصیبِ مسلمانان گرداند.


[1]  أخرجه الترمذي (2226)

مولوی عبدالحمید و نادیده گرفتن واقعیت موجود ایران و دشمنان آمریکائی- صهیونی

مولوی عبدالحمید و نادیده گرفتن واقعیت موجود ایران و دشمنان آمریکائی- صهیونی

کاتب: محمد اسامه

ممکن است عده ای از مردم از عمق دستاوردهای این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش خبر نداشته باشند اما اگر به اخبار مذاکرات اخیر و تاکید ایران بر آتش بس در لبنان توجه کنیم به یکی از عظیم ترین مراحل تاریخی ایران پی میبریم که این جنگ باعث شد ایران وارد آن شود.

توضیح آنکه، قبلاً آمریکا می گفت مثلاً حمله به کویت و بحرین و قطر و آل سعود و… حمله به من است و اگر صورت بگیرد چنین و چنان می کنم، فرانسه و سایر قدرتهای اروپائی و شرقی هم چنین پیمانهای امنیتی داشتند اما ایران در طول این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش به تمام این سرزمینها و پایگاههای آمریکائی موجود در آنها حمله کرد و حالا می گوید کسی که به جنوب لبنان حمله کند با من طرف است و آمریکا و سگ هارش را به این شکل مدیریت می کند.

این یکی از بزرگترین ثمرات این جنگ بود که قبلاً ایران آنرا بیان نکرده بود.

حالا ایران با چنین قدرتی که ظهور کرده است انتظار می رود مدعیان دفاع از دین و ملت در همین حد خود را بزرگ ببینند و در همین حد با دشمنان کافر محارب خارجی روبرو شوند و واقعیت این قدرت غیر قابل انکار را به مردم نشان دهند و همچون تیم مذاکره کننده ایرانی از موضع قدرت میدانی که آشکار شده با این کفار محارب خارجی و نوکران آنها صحبت کنند اگر مومن به وعده های الله هستند و به این واقعیت هم ایمان دارند چنانچه الله تعالی می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/139) شما هرگز سستی نکنید و اندوهناک نشوید، زیرا شما پیروزمندترین و بلندترین هستید اگر از مومنین باشید.

 واقعیت موجودی که ایران در آن افتاده و همچنین آیات قرآنی که مومنین را اینگونه تشویق و ترغیب می کند با روحیه ی تسلیم طلبی و سازش و یاسی که مولوی عبدالحمید در خطبه های خود القاء می کند در تضاد است و این سخنان سازشکارانه به دلیل نادیده گرفتن قدرت خودی و بزرگ نمائی جایگاه دشمن آمریکائی – صهیونی است که حتی مردم آمریکا و سرزمینهای اشغالی فلسطین هم به شکست حاکمیتهای خود در این جنگ اقرار کرده اند چه رسد به سایر مردم جهان.

نه تنها مولوی عبدالحمید بلکه هر کسی که ادعای ایمان دارد لازم است بداند هر سخنی که باعث تضعیف صفوف مسلمانان یا خوشحالی دشمنان شود، با واقعیتی که ایران به دنیا نشان داده و همچنین با روح «وحدت و اقتدار اسلامی» و «تقویت جبهه خودی» در تضاد است و عملاً خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های معاند فراهم کرده و موجب دلسردی نیروهای خودی می‌شود.

ما از جاهلان به شریعت الله انتظاری نداریم اهل انصاف و عدالت باشند و بر اساس شریعت الله با واقعیتهایی که به به وجود آمده برخورد کنند اما از هر کسی که مدعی مولوی گری و ملائی گری است انتظار داریم حداقل بر اساس «ادلة الفقه» مذهب خودش با این کفار محارب خارجی و مرحله ی گذاری که ایران در آن قرار گرفته صحبت کند، از قدرت بلامنازع چهارم جهانی و مرحله ی گذار و رشد و رفاه عمومی اقتصادی که ان شاء الله به چنان درجه ای می رسد که این ملت از ابتدای تاریخ خود تا کنون به خود ندیده است.

نگاهی موردی به عملکرد و مواضع عوامزده ی مولوی عبدالحمید

نگاهی موردی به عملکرد و مواضع عوامزده ی مولوی عبدالحمید

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

از مشخصه های بارز مومنین این است که در مواجهه با مسائل مختلف حکومتی و اجتماعی و غیره از اصول و ارزشها و مبانی خاصی پیروی می کنند که توسط شریعت الله بیان شده اند و در مسائل اجتهادی هم همین مبانی و اصول باز معیار قرار می گیرند؛ اما متاسفانه در طول تاریخ اسلامی و بخصوص از زمان هارون الرشید به بعد عده ای پیدا شدند که با عینک تفکرات فلسفی و عقلگرائی یونانی و ایران باستان و غیره به شریعت الله نگاه کرده اند که اولین مصیبت آن پیدایش معتزله در زمان مامون و معتصم و واثق عباسی آنهم تحت مدیریت یک مولوی حنفی مذهب به اسم احمد بن ابی دؤاد ایادی بود که در آن زمان قاضی القضات هم شده بود و معیارش شده بود عقل و رای خودش و آنچه بر سر امثال امام احمد بن حنبل آورد تنها یک نمونه از جنایات این جریان فاسد در طول تاریخشان بوده است.

هم اکنون نیز همین جریان تفکرات سکولاریستی غربی ها را معیار قرار داده است و شریعت الله را با این تفکر نگاه می کند که در تمام سرزمینهای اسلامی مفاسد آن برملا شده است.

مولوی عبدالحمید هم در مواجهه با چالش‌های کلان سیاسی، امنیتی و اجتماعی، گفتمانش بیش از آنکه بر استنادهای دقیق و مستقیم به آیات قرآن و سنت نبوی در باب «جهاد»، «استقامت در برابر دشمن» و «عزت مؤمنین» استوار باشد، متأثر از تحلیل‌های سکولاریستها و دیدگاه‌های شخصی عوام پسندانه و رسانه پسند است.

این نگرش سکولار زده و عوام پسندانه ی مولوی عبدالحمید بخصوص در موقعیتهای حساس دارالاسلام که نیاز دارد بر اساس اصول و ارزشهای اسلامی با آن برخورد شود و نیاز به تقویت روحیه ایستادگی در برابر فشارهای خارجی یا دشمنان محارب است، نه تنها مومنین را در برابر جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی بسیج نکرده است بلکه نهایتش این بوده که مردم را تماشاچی کرده و صفت بارز گروه منافقین است.

این در حالی است که انتظار می‌رود مواضع یک خطیب دینی صراحتاً بر آیات صریحی نظیر «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» (سست نشوید و غمگین مباشید که شما برترید) تأکید داشته باشد، در حالی که برخی مواضع ایشان در راستای «یاس‌آفرینی» یا «بزرگ‌نمایی قدرت دشمن» بوده است دشمنی که در برابر قدرت دارالاسلام ایران به زانو درآمده است.

به همین دلیل می توان گفت که دیپلماسی و نحوه سخنرانی‌های مولوی عبدالحمید در قبال کفار غربی و طاغوتهای حاکم بر دولتکهای عربی حاشیه ی خلیج فارس که شرکای این کفار محارب خارجی بوده اند با مفهوم «ولاء و براء» (دوستی با مؤمنان و بیزاری و برائت از کفار سکولار) در تضاد است و تأکید او بر مذاکره ی ذلیلانه و سازشکارانه با جریاناتی که از دیدگاه اسلامی «محارب» و «متجاوز» شناخته می‌شوند، به‌جای تکیه بر «عزت ایمانی»، موجب تضعیف جبهه مؤمنین و جری شدن دشمن می‌گردد.

با آنکه بعضی اوقات در مورد وحدت داخلی هم چیزهائی می گوید اما این سخنان آشفته و اکثراً متناقض او که در مسیر سازشکارای و دوری از اصول است به‌جای کاهش تنش‌ها و دعوت به انسجام اسلامی، موجب ایجاد دوگانگی در صفوف مسلمانان شده و در نهایت به نفع دشمنان وحدت امت اسلام تمام می‌شود، این در حالی است که یک خطیب اسلامی باید بر اساس اصول اسلامی پیش از هر چیز، عامل همگرایی باشد، نه عاملی که بر شکاف‌ها دامن می‌زند.

فردی با عنوان «مولوی» که حتی لقب بزرگ «شیخ‌الاسلام» برایش تراشیده اند و اصلاً در چنین جایگاهی نیست، باید در تمام ابعاد زندگی (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، مرجعیت علمی خود را با استخراج دقیق احکام از قرآن و سنت به اثبات برساند اما به عنوان مثال می بینیم در مسائلی که مستقیماً با «امنیت»، «تجاوز به سرزمین اسلامی» و «حفظ کیان مسلمین» مرتبط است، کمتر از ابزارهای فقهی و نص صریح قرآن برای تبیین تکلیف شرعی بهره می‌برد و به‌جای آن، از ادبیاتی استفاده می‌کند که «نفسانی» و «مبتنی بر هوای نفس و عوام پسند و رسانه پسند» است که با موازین جهاد و ایستادگی اسلامی همخوانی ندارد.

در مجموع، و در این متن کوتاه می توان گفت که مواضع مولوی عبدالحمید با «الگوی نبوی» که ترکیبی از «عزت»، «صلابت در برابر دشمن» و «حکمت در عین ایستادگی» است، فاصله دارد و جایگاه تریبون نماز جمعه باید جایگاه تبیین احکام الهی برای نصرت دین خدا باشد، نه جایی که در آن، ناامیدی از نصرت الهی یا تسلیم در برابر اراده دشمنان، ولو به زبان دیپلماتیک، ترویج شود.

آنچه از مولوی عبدالحمید زاهدانی در تعهد به جهاد و بصیرت دینی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش دیدیم

آنچه از مولوی عبدالحمید زاهدانی در تعهد به جهاد و بصیرت دینی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش دیدیم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

هر کسی که ادبیات ابتدائی اسلامی را خوانده باشد، با هر مذهبی که دارد، متوجه می شود که در زمان حمله ی کفار محارب به سرزمین اسلامی جهاد بر اهل آن سرزمین «فرض عین» می شود و اگر این مردم توان ایستادگی نداشتند به صورت دایره وار بر تمام مومنین دنیا فرض عغین می شود اما سکوت یا مواضع غیرصریح مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و پرهیز از تبیین جایگاه جهاد در اسلام، انحرافی آشکار بوده که ریشه در ملاحظات دنیوی و تلاش برای حفظ پایگاه اجتماعی و موقعیت فعلی ایشان دارد. تعلقات به «اموال، جایگاه و امنیت شخصی» نباید مانع از ادای تکلیف الهی در تبیین حقایق و فراخواندن مردم به ایستادگی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی شود.

قرآن کریم به صراحت کسانی را که به خاطر ترس از دست دادن اموال و موقعیت دنیوی، از نصرت حق و جهاد در برابر دشمنان بازمی‌مانند، مورد عتاب و هشدار قرار داده است و به عنوان مثال می فرماید: قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (توبه/24) بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خاندان شما و اموالی که فراهم کرده‌اید و تجارتی که از کسادش می‌ترسید و خانه‌هایی که به آن دل خوش کرده‌اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب‌ترند، پس منتظر باشید که خدا فرمانش را جاری کند و الله قوم فاسقین را هدایت نمی کند.

دشمن حیوان صفت آمریکائی – صهیونی که تنها زبان زور را متوجه می شوند با محاسبات اشتباه و با تکیه بر اغتشاشات هرزه های سکولار داخلی در دی ماه 1404ش به دارالاسلام ایران حمله کردند که د رهمان ابتدا مدرسه ی ابتدائی بچه های خردسان را زدند که 167 بچه  یبیگناه را قتل عام کردند تا به همه بگویند که نگاه کنید چه حیوانی هستند که جهت رسیدن به اهدافشان از هیچ پستی دریغ نمی کنند حتی اگر کشتن بچه ها باشد یا نابود کردن منبع آب و آب شیرینکن مردم و پلها و مراکز تولید برق مردم و….

اینها برای نابودی مردم ایران آمده بودند و سکوت در برابر «کفار محارب» و بزرگ‌نمایی قدرت دشمن و دعوت مسئولین به سازش ذلیلانه و امتیاز دهی به این کفار محارب، با روح شریعت الله در تضاد است و مؤمنان را به سستی و ذلت می‌کشاند.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم هرگز برای حفظ محبوبیت یا جلوگیری از زوال مال و تجارت، از مواجهه با دشمنان عقب‌نشینی نکردند. ایشان در سخت‌ترین شرایط، مسلمانان را به «عزت» و «مبارزه» فرامی‌خواندند و به عنوان مثال از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ، وَلَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بالغزو، مَاتَ عَلَی شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ.[1]هرکس بميرد و جهاد نکند و نيت جهاد هم نداشته باشد، بر شعبه ای از نفاق مرده است.

این رویکرد مولوی عبدالحمید زاهدانی که به‌جای تکیه بر آیات صریح جهاد، به گفتمان‌های انفعالی روی آورده شود، ریشه در این تصور دارد که مبادا با دعوت به جهاد و مبارزه با آمریکا و صهیونیستها و دولتکهای خائن خلیج فارس همسو با آن، امنیت اقتصادی و موقعیت اجتماعیِ ایشان و اطرافیانشان به خطر بیفتد در حالی که «مصلحت امت» و «حکم الهی» را می بایست بر «مصلحت شخصی» مقدم بشمارد.

این یک حقیقت شرعی است که زمانی دارالاسلام با تجاوزات آشکار کفار محارب روبروست، سکوت یا توجیه عدم مبارزه، نه تنها با نص صریح قرآن در باب ضرورت «اعداد قوا» و «جهاد فی‌سبیل‌الله» مغایرت دارد، بلکه باعث یأس در جامعه می‌شود.

همه ی آگاهان لازم است بخ خود یادآوری کنند که روشنگری در این زمینه وظیفه شرعی آنهاست تا مردم مسلمان با آگاهی از شریعت اسلام و بخصوص با آگاهی بر فقه امام ابوحنیفه رحمه الله که مردم بلوچ اکثراً بر این مذهب هستند، فریب تحلیل‌های دنیامحور و خارج از فقه اسلامی را نخورند و بدانند که عزت دنیوی و اخروی، تنها در گرو ایستادگی بر اصول شریعت الله است، نه در جلب رضایت دشمن یا ترس از دست دادن متاع ناچیز دنیا.


[1]  مسلم 1910 – الألباني، صحيح أبي داود 2502

آیا مولوی عبدالحمید آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم  را می بیند؟

آیا مولوی عبدالحمید آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم  را می بیند؟

کاتب: محمد اسامه

ایران به گواهی دوست و دشمن در این جنگ رمضان و قبل از آن و در کودتای دی ماه و جنگ 12 روزه در برابر تهدیداتی قرار گرفت که همه انتظار نداشتند اینگونه قدرتمند و به عنوان قدرت چهارم دنیا ظاهر شود بلکه سخنان ترامپ را مد نظر داشتند که برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که ایران متلاشی و تجزیه شود و برای ایران حتی نقشه ی جدیدی ارائه داده بودند.

در چنین موقعیتی و در زمان مواجهه با تهدیدات امنیتی و تجاوزات به کیان سرزمین‌های اسلامی، از امثال مولوی عبدالحمید انتظار می رفت که به جای سخنانِ مأیوس‌کننده، به آیات صریح جهاد و استقامت استناد کند.

به عنوان مثال الله جل جلاله می فرماید وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/ ۶۰). و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی خدا آنان را می شناسد بترسانید.

سکوت در برابر این دسته از آیات و ترویج ادبیات تسلیم‌طلبانه، در تضاد با امر الهی مبنی بر ایجاد ترس در دل دشمنان با استفاده از اقتدارو قدرت نظامی است آنهم زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را اینگونه تفسیر کرده است که از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است».[1]

آیا مولوی این آیات و احادیث را نمی بیند؟ می بیند اما سخنان تضعیف‌کننده که قدرت دشمن را بزرگ جلوه داده و مردم را از نصرت الهی ناامید می‌کند را بر زبان می راند که با آموزه‌های قرآنی و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم و منهج اهل سنت و جماعت در تضاد است چون الله تعالی به عنوان مثال می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (آل عمران/۱۳۹) و یک عالم دینی موظف است روحیه عزت و برتری مؤمنین را تقویت کند اما مواضع ایشان نه تنها این روحیه را تقویت نمی‌کند، بلکه به صفوف مسلمانان آسیب می‌زند.

بهترین الگوی ما در تمام زمینه های مختلف زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم است«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب/ ۲۱)و رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان الگوی کامل، در برابر دشمنان متجاوز، همواره با حکمت، صلابت و توکل عمل می‌کردند اما چرا در گفتمان مولوی عبدالحمید، استراتژی‌های نبوی برای حفظ عزت «دارالاسلام» در برابر کفار محارب غایب است و به جای آن، رویکردهایی اتخاذ می‌شود که ناشی از هم سوئی با رسانه های مختلف ماهوراه ای و مجازی دشمنان اصلی و گروه منافقین داخلی است؟

مولوی عبدالحمید حتماً دیده است که عالمان دین وارثان انبیا هستند و کتمان حقایق یا بیان سخنانی که باعث تفرقه و ضعف مسلمین شود، تبعات سنگینی دارد چنانچه الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹). کسانی که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را الله و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن می‌کنند.

پس جایگاه خطبه نماز جمعه باید تریبون «تبیین شریعت» باشد اما وقتی از آیات و احادیث صحیح و منهج صحیح اسلامی برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی آنهم زمانی که به شدت به آن نیاز هست استفاده نمی‌شود، آن سخنان از اعتبار شرعی ساقط شده و نمی‌تواند راهگشای امت باشد.

بر این اساس می بینیم که عملکرد مولوی عبدالحمید در موقعیتهای حساس، با معیارهای «عزت ایمانی» و «جهاد اسلامی» فاصله دارد به همین دلیل لازم است او با تکیه بر «قرآن و سنت» و بدون توجه به فشارهای رسانه ای یا خواسته های مردم رسانه زنده یا تمایلات شخصی، تنها «حکم الهی» را تبیین کرده و امت را به سوی وحدت و ایستادگی در برابر دشمنان اسلام سوق دهد، نه آنکه با ادبیات مأیوسانه، باعث جری‌تر شدن دشمن آمریکائی – صهیونی و تضعیف جبهه حق گردد.


[1]  مسلم 1917

اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

اعلام مدافعانه‌ی شهباز شریف، نخست‌وزیر دولت سکولار پاکستان، مبنی بر تقویت حصارکشی‌های مرزی با افغانستان به بهانه‌ی امنیت، بار دیگر نشان داد که حکام دست‌نشانده چگونه برای حفظ میراث استعمار انگلیس، میلیاردها روپیه از سرمایه‌ی مسلمین را صرفِ جدایی میان برادران ایمانی می‌کنند. اما آنان نمی‌دانند که این دیوارها در برابر اراده‌ی پولادین «جان‌فدایان اسلام»، لرزان‌تر از شیشه است.

مرزهایی که امروزه حکام سکولار از آن دفاع می‌کنند، خطوطی است که توسط دشمنان انگلیسی و غربی (همچون سایکس-پیکو در بلاد عرب و دیورند در خراسان بزرگ و روسها در آسیای میانه و قفقاز) برای تکه‌تکه کردن پیکره‌ی واحد امت اسلام ترسیم شده است.

واقعیت تاریخی نشان داده است که این مرزها نه برای امنیت، بلکه برای تضعیف قدرت دارالاسلام و امارت‌های اسلامی و ایجاد درگیری بین قبایل مسلمان ساخته شده‌اند. از منظر اسلام، تقسیم دارالاسلام به ملت-دولت‌های سکولار، بدعتی کفرآمیز است.

در قاموس وحی، ملاکِ مرزبندی، «ایمان و کفر» است، نه «خاک و نژاد». حصارکشی بین دو سرزمین اسلامی (افغانستان و پاکستان) که هر دو پاره‌ی تن دارالاسلام هستند، خلاف صریح نصوص دینی است.

قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/92) همانا این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شما هستم، پس مرا عبادت کنید.

ار نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : المُسلِمونَ كرَجُلٍ واحِدٍ، إنِ اشتَكى عَينُه اشتَكى كُلُّه، وإنِ اشتَكى رَأسُه اشتَكى كُلُّه.[1] مسلمان (باہم) ایک انسان کی طرح ہیں، اگر اس کی آنکھ میں تکلیف ہو تو سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے اور اگر سر میں تکلیف ہو تو اس کے سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے.

تقسیم این تن واحد با سیم‌خاردار و دیوارهای فولادی، دهن‌کجی به این اصل اصیل اسلامی است.

امامان اهل‌سنت و جماعت متفق‌القول‌اند که تمامی بلاد مسلمین، حکم «دارالاسلام» را دارند و جابجایی مسلمانان در این اراضی نباید با موانع کفار محدود شود.

فقها معتقدند که مرزبندی به شیوه‌ی سکولاریستی (Nationalism) که مانع از نصرتِ برادران دینی شود، غیرشرعی است. حصارکشی برای جلوگیری از تردد مجاهدین و مؤمنانی که قصد حفظ کیان اسلام را دارند، معاونت با دشمن و پذیرش قواعد کفر (حقوق بین‌الملل سکولار) است.

شهباز شریف و همفکران او گمان می‌کنند با تجهیزات نظارتی پیشرفته و دیوارهای بتنی می‌توانند جلوی نفوذ «نور خدا» و حرکت «مجاهدین شریعت‌گرا» را بگیرند. اما هرگاه ایمان با اراده‌ی جهادی گره بخورد، سخت‌ترین حصارها پودر خواهند شد.

برای کسی که جانش را در کف دست گرفته تا مرزهای ایمان را حفظ کند، این دیوارها تنها یک «پرده‌ی شیشه‌ای» است که با اولین تکبیر صادقانه فرو می‌ریزد. قدرت واقعی در «تکنولوژی غرب» نیست، بلکه در «نصرت الله» است.

ایمان واقعی حکم می‌کند که مرزهای جغرافیایی ساخته‌ی دست بشر، نباید مانع از ادای تکالیف الهی شود. حکام پاکستان با هزینه‌کرد میلیاردها روپیه برای بستن مرز بر روی برادران افغان خود، در حقیقت در حال ساختن «زندانی برای امت» هستند تا رضایت اربابان غربی خود را جلب کنند.

ای حکام ترسو سکولار و ای پاسبانان میراث انگلیس، بدانید که امت بیدار اسلام، این حصارها را به رسمیت نمی‌شناسد. غیرت جهادی در رگ‌های جوانان این مرز و بوم، فراتر از هر سیم‌خاردار و راداری است. روزی که پرچم توحید بر کل منطقه به اهتزاز درآید، این دیوارهای تفرقه، گواهی بر ذلت و کفرِ سازندگانش خواهد بود.


[1]  البخاري 6011 بمعناه، ومسلم 2586

د «ردالظلم» عملیات د قانوني دفاع په توګه

د «ردالظلم» عملیات د قانوني دفاع په توګه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

د دارالکفر (پاکستان) د حملو په غبرګون کې، د دارالاسلام افغانستان اسلامي امارت حکومت د «ردالظلم» عملیات پیل کړل. دا اقدام د دفاعي ځواب په توګه او د افغان ملکي وګړو د وینې بهونې په غبرګون کې ترسره شو. د دغه عملیات موخه دا وه چې د افغانستان د هوایي حریم څخه سرغړونه او د افغانانو وینه تویول بې ځوابه پاتې نشي. د اسلامي حاکمیت د ساتنې لپاره نور اقدامات هم د اجرا په حال کې دي.

د خلکو مثبت غبرګون او د مخالفانو د چوپتیا له امله قهر

دا اقدام د ډېرو افغانانو په نظر د اسلامي حاکمیت دفاع او د خلکو د جائزې غوښتنې ته ځواب وګڼل شو. خو له بلې خوا، د دارالکفر پاکستان د حملو او د دارالاسلام افغانستان د هوایي حریم د څو ځلي سرغړونو په وړاندې د مخالف ډلو او جریانونو چوپتیا، د عامه قهر او نارضایتۍ لامل شوه.

 د مخالفانو د دارالکفر پاکستان سره د تړاو افشا کول

د بغاوتګرو مخالف ډلو (لکه احمد مسعود او نورو مرتد خیانتکارانو) د دغو پېښو په وړاندې چوپتیا، یا په ځینو مواردو کې د دارالاسلام افغانستان د حکومت پر ضد دریځ نیول او د دارالکفر پاکستان په ګټه څرګندونې، د دوی تړاو او دې هېواد ته غلامي ښکاره کړه. دغو ډلو حتی د سیاسي مخالفت تر نامه لاندې، د پاکستان سره د خپلو غلامانه اړیکو ژوروالی وښود. سربېره پر دې، دوی ثابته کړه چې د افغانانو وینه د دوی لپاره هېڅ ارزښت نه لري او یوازې د امریکایي محارب کفارو په ګټه جاسوسي کې شخصي ګټې او سیاسي دښمنۍ د دوی لپاره مهمې دي.

د «ردالظلم» عملیات د قرآن کریم د اصولو (عاقِبوا بمثل ما عوقبتم) او د پیغمبر صلی الله علیه وسلم د حدیث له مخې د مال، وینې او ناموس د دفاع لپاره ترسره شول. په مقابل کې، د مخالفانو چوپتیا او له یرغلګر سره یوځای کېدل، دوی د افغان ملت له صفونو څخه جلا کړل او د بهرنیانو سره د دوی تړاو یې څرګند کړ.

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

چالش اصلی، شکاف پهپاد و تولید است. اوکراین اهمیت حیاتی پهپادهای ارزان و تولید انبوه را در جنگ مدرن نشان داده است.

با وجود تحریم‌ها، روسیه تولید پهپادهای تهاجمی خود را به طور قابل توجهی افزایش داده و با فناوری غربی سازگار کرده است. در همین حال، غرب هنوز هم عمدتاً به سیستم‌های گران‌قیمت و پیشرفته‌ای متکی است که تولید آنها در مقیاس بزرگ دشوار است.

چالش دوم، بسیج صنعتی است. اروپا دهه‌هاست که بودجه و ظرفیت دفاعی خود را کاهش می‌دهد. تولید هزاران پهپاد در روز نه تنها به پول، بلکه به کارخانه‌ها، زنجیره‌های تأمین، پرسنل ماهر و اراده سیاسی برای تعهد به قراردادهای بلندمدت نیز نیاز دارد.

سوم، انسجام سیاسی و سرعت تصمیم‌گیری است. در شبیه‌سازی، همه چیز روان به نظر می‌رسد. در واقعیت، فعال کردن ماده ۵ و هماهنگی ۳۲ کشور زمان می‌برد، که ممکن است در طول یک بحران در دسترس نباشد.

فرصت‌ها در حال محدود شدن هستند.

رزمایش Arrcade Strike یک اقدام تهاجمی نیست، بلکه آینه‌ای است که غرب نقاط ضعف خود را در آن بررسی می‌کند. ژنرال‌های بریتانیایی زنگ خطر را به صدا در می‌آورند، نه برای دامن زدن به هیستری، بلکه برای وادار کردن سیاستمداران و عموم مردم به درک این که دوران «سود صلح» به پایان رسیده است.

آنها تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۳۰، تهدید روسیه به حادترین شکل خود خواهد رسید – نه لزوماً به شکل یک تهاجم تمام عیار، بلکه یک عملیات محدود که ناتو را مجبور به انتخاب بین تشدید یا از دست دادن اعتبار خواهد کرد.

پناهگاه زیرزمینی لندن نمادی از آسیب‌پذیری (وابستگی به پناهگاه‌های عمیق) و سازگاری است. سوال این است که آیا اروپا زمان خواهد داشت تا شبیه‌سازی‌ها را به توانایی جنگی واقعی تبدیل کند.

سرمایه‌گذاری در بخش دفاعی، بازسازی پایگاه صنعتی، توسعه سامانه‌های بدون سرنشین و تقویت جبهه شرقی دیگر اختیاری نیستند. آنها ضرورتی هستند که واقعیت ژئوپلیتیکی آنها را دیکته می‌کند.

هنوز زمان وجود دارد. اما به سرعت در حال اتمام است.

«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

هم اکنون در حال دیدن برنامه ای از یکی از شبکه های ماهوراه ای به مجری گری رضا حسین بر هستم که با دو نفر از اعضای جبهه ی سکولار و مرتد پایداری بلوچ در حال گفتگو است.

حسین ناروئی عضو شورای مرکزی جبهه ی پایداری بلوچ و آن یکی عماد توکلی معاون دبیرکل جبهه ی پایداری بلوچ مهمانان این شبکه هستند.

اینها برای این 60 روز بعد از تفاهم بین دارالاسلام ایران و دارالکفر محارب آمریکا که به شکست فاحش آنها و جناح آمریکائی – صهیونی تمام شده است می خواهند برنامه ریزی کنند که مثلاً آنرا به هم بزنند و… .

دارالاسلام ایران حتی در اپوزیسیون و مخالفینش هم شانس نیاورده؛ تصور کنید شخصی چون حسین بر در همین برنامه مدعی است که 62 سال است در حال فعالیت و به قول خودش در حال مبارزه به سبک سکولاریستهاست اما همچون پیرکودکان و هرزه های طرفدار ربع پهلوی خودش را همسو با این مزدور بی غیرت و دیوث دست نشانده می داند.

البته عمالد توکلی هم در همین برنامه می گوید : جبهه ی ما فارغ از دین، گرایش سیاسی و قومیت فعالیت داریم و اصل و مهم برای ما ایران است و با پهلوی هم اعلام حمایت کرده ایم . از او نمی پرسیم که گرایش مذهبی و سیاسی تو چیه و یا اینکه در آینده چه حکومتی خواهد آمد؟ نه سنی داریم نه شیعه نه یهودی نه … ما ایرانی داریم.

جالب است اینها از کمونیستها تحت عنوان سوسیالیستها نام می برند و بعد از جمهوری خواهان و سلطنت طلبان و …

حسین بر هم با 62 سال فعالیت سکولاریستی می گوید ما باید صدای خود را به ترامپ برسانیم که صدای ما را بشنود و با ما صحبت کند و…

البته حسین بر  می گوید پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان هم بلوچ بودند و مادها و ساسانیان هم که کُرد بودند، طاهریان هم بلوچند، البته رستم فرخزاد هم بلوچ، تمام سالهای شکوه ایران در دست بلوچها بوده و…

به این نتیجه می رسد الان باید با ربع پهلوی دیوث هم مسیر شویم!!

نگاه کنید علی جوانمردی مدیر بخش فارسی صدای آمریکا در مورد ربع پهلوی می گوید: «کسی که مدعی پادشاهی آینده ایران است چرا باید زنش سه ماه با یک پورن استار اجاره‌ای به سه کشور تنهایی به سفر برود؟»

تام مورلی Tom Morley شوهر دوم و اجاره ای یاسمین پهلوی همسر رسمی رضا پهلوی است. فیلم‌های پورن مورلی تحت عنوان Mr. X Yoga در فضای مجازی وجود دارد اما او هنوز فیلمی از این فعالیت‌هایش یا یاسمین پهلوی به شکل عمومی منتشر نکرده است.

اگر می گوئیم هم مسیری سکولاریستهای مرتد با ربع پهلوی و تبلیغ برای آن در واقع تلاش جهت فرهنگی و نهادینه کردن دیاثت و بی غیرتی و حماقت است بدانید که بر اساس حقایق صحبت می کنیم نه اینکه به کسی تهمتی زده باشیم.

ای مومنین بلوچ، الگو و رهبر چنین بلوچهای سکولار و مرتدی چنین شخصی است در حالی که الله تعالی برای مومنین می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (احزاب/21) یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبرالله  الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به الله و روز قیامت امید دارد؛ و الله را بسیار یاد می کند.

سکولاریسم و هم مسیری با مرتدین سکولار یعنی کنار زدن شریعت الله و پذیرش دیوثی تحت شعار آزادی های فردی است.

اولین قدم سکولاریسم برای زن این است که حیای او را می گیرد و از مردم غیرتش را.

نگاه کن در چه مسیری قدم می گذاری و الگویت کیست؟

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در تونل‌های متروکه ایستگاه متروی چارینگ کراس لندن، نزدیک میدان ترافالگار و وایت‌هال دولت، ارتش بریتانیا و متحدان ناتو اخیراً یکی از جاه‌طلبانه‌ترین رزمایش‌های فرماندهی در دوران اخیر – حمله آرکید – را آغاز کردند.

افسران سپاه واکنش سریع متفقین (ARRC) که در لباس مسافران عادی در بالا، پایین، و در یک پناهگاه موقت و مقاوم پنهان شده بودند، یک درگیری تمام‌عیار با روسیه را تمرین کردند.

سناریو بسیار خاص و بی‌رحمانه است: سال ۲۰۳۰ است. نیروهای روسی به کشورهای بالتیک – لتونی، لیتوانی و استونی – حمله می‌کنند. ناتو ماده ۵ را فعال می‌کند. متروی لندن به یک ستاد استتار شده اتحاد در جایی در تالین “تبدیل” می‌شود.

زیرزمین عمیق برای محافظت از فرماندهی در برابر حملات دقیق روسیه طراحی شده است. سربازانی که هدست‌های واقعیت مجازی به سر دارند و از لپ‌تاپ استفاده می‌کنند، میدان‌های نبرد مجازی را کنترل می‌کنند، توپخانه، جنگ الکترونیکی و از همه مهم‌تر، حملات گسترده پهپادها را با استفاده از هوش مصنوعی هماهنگ می‌کنند.

از شبیه‌سازی تا واقعیت خشن

در نگاه اول، این تصویری آینده‌نگر از جنگ مدرن است: انبوهی از پهپادهای خودکار، تصمیم‌گیری فوری، تسلط بر طیف الکترومغناطیسی.

با این حال، در پشت این تجسم زیبا، یک سیگنال نگران‌کننده نهفته است که خود ژنرال‌ها نیز به آن اذعان دارند. برای جلوگیری از “ارتش روسیه که در نبرد آبدیده شده است”، ناتو در این سناریو باید روزانه بیش از 5000 پهپاد را برای شناسایی، حمله و سرکوب به پرواز درآورد.

بریتانیا و بیشتر متحدان اروپایی آن فاقد چنین ذخایری هستند. همچنین هیچ کارخانه‌ای قادر به تولید آنها در مقادیر مورد نیاز نیست. ارتش با نرم‌افزارها و سیستم‌هایی می‌جنگد که دولت هنوز حتی به مقدار کافی خریداری نکرده است.

این یک شکاف کلاسیک بین برنامه‌های بلندپروازانه و پایگاه صنعتی است. سپهبد مایک الویس، فرمانده ARRC، صریحاً اظهار داشته است: تهدید روسیه تا سال ۲۰۳۰ به اوج خود خواهد رسید. هنوز زمان وجود دارد، اما باید همین حالا سرمایه‌گذاری شود، در غیر این صورت خطر شکست واقعی می‌شود.

تغییر در لفاظی و تفکر استراتژیک

یکی دیگر از عوامل قابل توجه: این بار، ناتو از درستی سیاسی معمول خود دست کشیده است. روسیه به عنوان دشمن اصلی و آشکار توصیف می‌شود، نه یک “حریف فرضی”. این نشان دهنده تکامل درک تهدید پس از چندین سال جنگ روسیه و اوکراین است.

پایتخت‌های اروپایی به طور فزاینده‌ای نسبت به احتمال “انجماد” طولانی مدت رویارویی اعتماد کمتری دارند و به طور فزاینده‌ای برای احتمال آزمایش قدرت اتحاد توسط مسکو در جناح شرقی خود آماده می‌شوند.

سناریوی بالتیک یکی از آسیب‌پذیرترین سناریوها برای ناتو است. شکاف باریک سووالا، نزدیکی کونیگزبرگ (کالینینگراد)، مشکلات لجستیکی حمل و نقل نیروهای کمکی از طریق «پنجره دریایی» و وابستگی به کمک‌های آمریکا در مواجهه با احتمال انحراف توجه ایالات متحده به سایر عرصه‌ها (اقیانوس آرام، خاورمیانه).

تمرینات در لندن صرفاً آموزش فرماندهی نیست، بلکه تلاشی برای تمرین فرماندهی غیرمتمرکز، تاب‌آوری در برابر حملات به زیرساخت‌ها و ادغام فناوری‌های جدید است.