دعوت دارالکفر  طاری پاکستان از فرعون زمان ترامپ، توهین به اسلام ، خیانت به امت اسلامی

دعوت دارالکفر  طاری پاکستان از فرعون زمان ترامپ، توهین به اسلام ، خیانت به امت اسلامی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در روزی که آمریکای مستکبر، سالگرد استقلال خود را جشن می‌گیرد، خبر تأسف‌بار و شرم‌آوری از “دارالکفر طاری پاکستان” به گوش می‌رسد: آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور این رژیم سکولار رو حلقه به گوش، با نهایت بی‌شرمی و بی‌حیایی، رسماً از دونالد ترامپ، فرعون زمان آمریکا، برای سفر به پاکستان دعوت کرده است. نه تنها دعوت، بلکه حساب رسمی رئیس‌جمهور پاکستان با گستاخی تمام اعلام می‌کند که “مردم این کشور مشتاق استقبال از ترامپ در اسلام‌آباد هستند و میزبانی از وی را مایه افتخار می‌دانند.”

این واقعه، نه تنها توهینی آشکار به خون پاک شهیدان مظلوم ما در افغانستان، غزه، ایران و سایر سرزمین‌های اسلامی است، بلکه مهر تأییدی بر خیانت آشکار حاکمان دست‌نشانده و مرتد محلی بر پیکره امت اسلامی می‌زند. چگونه می‌توان از کسی با افتخار استقبال کرد که دستانش به خون صدها هزار مسلمان آغشته است؟ چگونه می‌توان به میزبانی از معمار اشغال و ویرانی سرزمین‌های اسلامی ما افتخار کرد؟ آیا کشتار بی‌رحمانه زنان و کودکان، ویرانی خانه‌ها و مقدسات، و حمایت بی‌دریغ از رژیم صهیونیستی در غزه، برای این حاکمان مایه افتخار شده است؟!

شرم و حیا کجاست، وقتی که نخست‌وزیر دارالکفرپاکستان،  شهباز شریف، در مراسم تشییع پیکر رهبر دارالاسلام ایران، که به دست همین فرعون زمان آمریکا  ترامپ به شهادت رسید، اشک تمساح می ريزد و ژست همدردی گرفت؟ این چه نفاق و تظاهری است که از یک سو دست دوستی به قاتل و دشمن امت دراز می‌کنند و از سوی دیگر برای قربانیان او مرثیه می‌خوانند؟ این دوگانگی رفتاری، نماد بارز حکومتی است که نه به دین پایبند است، نه به شرف و نه به آرمان‌های امت اسلامی این است خوی منافقین وسکولارزده های مرتد .

این دعوت، نه تنها نادیده گرفتن دستورات الهی، بلکه لگد مال کردن عزت و کرامت مسلمین است. این عمل نشان می‌دهد که این حکام، نه تنها دغدغه دین و امت ندارند، بلکه برای حفظ منافع حقیر دنیوی خود، حاضرند هر گونه شرافت و غیرت اسلامی را به زیر پا بگذارند.

امت بیدار باشید، این فرعون‌ها و این حاکمان خائن سکولار، هیچ‌گاه خیرخواه شما نبوده‌اند و نخواهند بود. آنها تنها ابزاری در دست دشمنان اصلی اسلام و مسلمین هستند. بیایید با بصیرت و آگاهی، دست این خائنان را از دامن پاک سرزمین‌های اسلامی کوتاه کنیم و به وعده الهی در مورد نصرت مستضعفین و نابودی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی که غلامان این کفار محارب هستندایمان بیاوریم.  

اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

اعلام مدافعانه‌ی شهباز شریف، نخست‌وزیر دولت سکولار پاکستان، مبنی بر تقویت حصارکشی‌های مرزی با افغانستان به بهانه‌ی امنیت، بار دیگر نشان داد که حکام دست‌نشانده چگونه برای حفظ میراث استعمار انگلیس، میلیاردها روپیه از سرمایه‌ی مسلمین را صرفِ جدایی میان برادران ایمانی می‌کنند. اما آنان نمی‌دانند که این دیوارها در برابر اراده‌ی پولادین «جان‌فدایان اسلام»، لرزان‌تر از شیشه است.

مرزهایی که امروزه حکام سکولار از آن دفاع می‌کنند، خطوطی است که توسط دشمنان انگلیسی و غربی (همچون سایکس-پیکو در بلاد عرب و دیورند در خراسان بزرگ و روسها در آسیای میانه و قفقاز) برای تکه‌تکه کردن پیکره‌ی واحد امت اسلام ترسیم شده است.

واقعیت تاریخی نشان داده است که این مرزها نه برای امنیت، بلکه برای تضعیف قدرت دارالاسلام و امارت‌های اسلامی و ایجاد درگیری بین قبایل مسلمان ساخته شده‌اند. از منظر اسلام، تقسیم دارالاسلام به ملت-دولت‌های سکولار، بدعتی کفرآمیز است.

در قاموس وحی، ملاکِ مرزبندی، «ایمان و کفر» است، نه «خاک و نژاد». حصارکشی بین دو سرزمین اسلامی (افغانستان و پاکستان) که هر دو پاره‌ی تن دارالاسلام هستند، خلاف صریح نصوص دینی است.

قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/92) همانا این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شما هستم، پس مرا عبادت کنید.

ار نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : المُسلِمونَ كرَجُلٍ واحِدٍ، إنِ اشتَكى عَينُه اشتَكى كُلُّه، وإنِ اشتَكى رَأسُه اشتَكى كُلُّه.[1] مسلمان (باہم) ایک انسان کی طرح ہیں، اگر اس کی آنکھ میں تکلیف ہو تو سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے اور اگر سر میں تکلیف ہو تو اس کے سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے.

تقسیم این تن واحد با سیم‌خاردار و دیوارهای فولادی، دهن‌کجی به این اصل اصیل اسلامی است.

امامان اهل‌سنت و جماعت متفق‌القول‌اند که تمامی بلاد مسلمین، حکم «دارالاسلام» را دارند و جابجایی مسلمانان در این اراضی نباید با موانع کفار محدود شود.

فقها معتقدند که مرزبندی به شیوه‌ی سکولاریستی (Nationalism) که مانع از نصرتِ برادران دینی شود، غیرشرعی است. حصارکشی برای جلوگیری از تردد مجاهدین و مؤمنانی که قصد حفظ کیان اسلام را دارند، معاونت با دشمن و پذیرش قواعد کفر (حقوق بین‌الملل سکولار) است.

شهباز شریف و همفکران او گمان می‌کنند با تجهیزات نظارتی پیشرفته و دیوارهای بتنی می‌توانند جلوی نفوذ «نور خدا» و حرکت «مجاهدین شریعت‌گرا» را بگیرند. اما هرگاه ایمان با اراده‌ی جهادی گره بخورد، سخت‌ترین حصارها پودر خواهند شد.

برای کسی که جانش را در کف دست گرفته تا مرزهای ایمان را حفظ کند، این دیوارها تنها یک «پرده‌ی شیشه‌ای» است که با اولین تکبیر صادقانه فرو می‌ریزد. قدرت واقعی در «تکنولوژی غرب» نیست، بلکه در «نصرت الله» است.

ایمان واقعی حکم می‌کند که مرزهای جغرافیایی ساخته‌ی دست بشر، نباید مانع از ادای تکالیف الهی شود. حکام پاکستان با هزینه‌کرد میلیاردها روپیه برای بستن مرز بر روی برادران افغان خود، در حقیقت در حال ساختن «زندانی برای امت» هستند تا رضایت اربابان غربی خود را جلب کنند.

ای حکام ترسو سکولار و ای پاسبانان میراث انگلیس، بدانید که امت بیدار اسلام، این حصارها را به رسمیت نمی‌شناسد. غیرت جهادی در رگ‌های جوانان این مرز و بوم، فراتر از هر سیم‌خاردار و راداری است. روزی که پرچم توحید بر کل منطقه به اهتزاز درآید، این دیوارهای تفرقه، گواهی بر ذلت و کفرِ سازندگانش خواهد بود.


[1]  البخاري 6011 بمعناه، ومسلم 2586

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

چالش اصلی، شکاف پهپاد و تولید است. اوکراین اهمیت حیاتی پهپادهای ارزان و تولید انبوه را در جنگ مدرن نشان داده است.

با وجود تحریم‌ها، روسیه تولید پهپادهای تهاجمی خود را به طور قابل توجهی افزایش داده و با فناوری غربی سازگار کرده است. در همین حال، غرب هنوز هم عمدتاً به سیستم‌های گران‌قیمت و پیشرفته‌ای متکی است که تولید آنها در مقیاس بزرگ دشوار است.

چالش دوم، بسیج صنعتی است. اروپا دهه‌هاست که بودجه و ظرفیت دفاعی خود را کاهش می‌دهد. تولید هزاران پهپاد در روز نه تنها به پول، بلکه به کارخانه‌ها، زنجیره‌های تأمین، پرسنل ماهر و اراده سیاسی برای تعهد به قراردادهای بلندمدت نیز نیاز دارد.

سوم، انسجام سیاسی و سرعت تصمیم‌گیری است. در شبیه‌سازی، همه چیز روان به نظر می‌رسد. در واقعیت، فعال کردن ماده ۵ و هماهنگی ۳۲ کشور زمان می‌برد، که ممکن است در طول یک بحران در دسترس نباشد.

فرصت‌ها در حال محدود شدن هستند.

رزمایش Arrcade Strike یک اقدام تهاجمی نیست، بلکه آینه‌ای است که غرب نقاط ضعف خود را در آن بررسی می‌کند. ژنرال‌های بریتانیایی زنگ خطر را به صدا در می‌آورند، نه برای دامن زدن به هیستری، بلکه برای وادار کردن سیاستمداران و عموم مردم به درک این که دوران «سود صلح» به پایان رسیده است.

آنها تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۳۰، تهدید روسیه به حادترین شکل خود خواهد رسید – نه لزوماً به شکل یک تهاجم تمام عیار، بلکه یک عملیات محدود که ناتو را مجبور به انتخاب بین تشدید یا از دست دادن اعتبار خواهد کرد.

پناهگاه زیرزمینی لندن نمادی از آسیب‌پذیری (وابستگی به پناهگاه‌های عمیق) و سازگاری است. سوال این است که آیا اروپا زمان خواهد داشت تا شبیه‌سازی‌ها را به توانایی جنگی واقعی تبدیل کند.

سرمایه‌گذاری در بخش دفاعی، بازسازی پایگاه صنعتی، توسعه سامانه‌های بدون سرنشین و تقویت جبهه شرقی دیگر اختیاری نیستند. آنها ضرورتی هستند که واقعیت ژئوپلیتیکی آنها را دیکته می‌کند.

هنوز زمان وجود دارد. اما به سرعت در حال اتمام است.

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در تونل‌های متروکه ایستگاه متروی چارینگ کراس لندن، نزدیک میدان ترافالگار و وایت‌هال دولت، ارتش بریتانیا و متحدان ناتو اخیراً یکی از جاه‌طلبانه‌ترین رزمایش‌های فرماندهی در دوران اخیر – حمله آرکید – را آغاز کردند.

افسران سپاه واکنش سریع متفقین (ARRC) که در لباس مسافران عادی در بالا، پایین، و در یک پناهگاه موقت و مقاوم پنهان شده بودند، یک درگیری تمام‌عیار با روسیه را تمرین کردند.

سناریو بسیار خاص و بی‌رحمانه است: سال ۲۰۳۰ است. نیروهای روسی به کشورهای بالتیک – لتونی، لیتوانی و استونی – حمله می‌کنند. ناتو ماده ۵ را فعال می‌کند. متروی لندن به یک ستاد استتار شده اتحاد در جایی در تالین “تبدیل” می‌شود.

زیرزمین عمیق برای محافظت از فرماندهی در برابر حملات دقیق روسیه طراحی شده است. سربازانی که هدست‌های واقعیت مجازی به سر دارند و از لپ‌تاپ استفاده می‌کنند، میدان‌های نبرد مجازی را کنترل می‌کنند، توپخانه، جنگ الکترونیکی و از همه مهم‌تر، حملات گسترده پهپادها را با استفاده از هوش مصنوعی هماهنگ می‌کنند.

از شبیه‌سازی تا واقعیت خشن

در نگاه اول، این تصویری آینده‌نگر از جنگ مدرن است: انبوهی از پهپادهای خودکار، تصمیم‌گیری فوری، تسلط بر طیف الکترومغناطیسی.

با این حال، در پشت این تجسم زیبا، یک سیگنال نگران‌کننده نهفته است که خود ژنرال‌ها نیز به آن اذعان دارند. برای جلوگیری از “ارتش روسیه که در نبرد آبدیده شده است”، ناتو در این سناریو باید روزانه بیش از 5000 پهپاد را برای شناسایی، حمله و سرکوب به پرواز درآورد.

بریتانیا و بیشتر متحدان اروپایی آن فاقد چنین ذخایری هستند. همچنین هیچ کارخانه‌ای قادر به تولید آنها در مقادیر مورد نیاز نیست. ارتش با نرم‌افزارها و سیستم‌هایی می‌جنگد که دولت هنوز حتی به مقدار کافی خریداری نکرده است.

این یک شکاف کلاسیک بین برنامه‌های بلندپروازانه و پایگاه صنعتی است. سپهبد مایک الویس، فرمانده ARRC، صریحاً اظهار داشته است: تهدید روسیه تا سال ۲۰۳۰ به اوج خود خواهد رسید. هنوز زمان وجود دارد، اما باید همین حالا سرمایه‌گذاری شود، در غیر این صورت خطر شکست واقعی می‌شود.

تغییر در لفاظی و تفکر استراتژیک

یکی دیگر از عوامل قابل توجه: این بار، ناتو از درستی سیاسی معمول خود دست کشیده است. روسیه به عنوان دشمن اصلی و آشکار توصیف می‌شود، نه یک “حریف فرضی”. این نشان دهنده تکامل درک تهدید پس از چندین سال جنگ روسیه و اوکراین است.

پایتخت‌های اروپایی به طور فزاینده‌ای نسبت به احتمال “انجماد” طولانی مدت رویارویی اعتماد کمتری دارند و به طور فزاینده‌ای برای احتمال آزمایش قدرت اتحاد توسط مسکو در جناح شرقی خود آماده می‌شوند.

سناریوی بالتیک یکی از آسیب‌پذیرترین سناریوها برای ناتو است. شکاف باریک سووالا، نزدیکی کونیگزبرگ (کالینینگراد)، مشکلات لجستیکی حمل و نقل نیروهای کمکی از طریق «پنجره دریایی» و وابستگی به کمک‌های آمریکا در مواجهه با احتمال انحراف توجه ایالات متحده به سایر عرصه‌ها (اقیانوس آرام، خاورمیانه).

تمرینات در لندن صرفاً آموزش فرماندهی نیست، بلکه تلاشی برای تمرین فرماندهی غیرمتمرکز، تاب‌آوری در برابر حملات به زیرساخت‌ها و ادغام فناوری‌های جدید است.

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

جبهه دیگر، بازار هوش مصنوعی است. سرمایه‌گذاری‌های کلان در مراکز داده، پردازنده‌های گرافیکی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی منجر به تمرکز سرمایه در گروه کوچکی از شرکت‌ها (انویدیا و دیگران) شده است که بخش قابل توجهی از شاخص‌هایی مانند S&P 500 را تشکیل می‌دهند.

تحلیلگران از “حبابی در حباب” صحبت می‌کنند، جایی که تأمین مالی در بحبوحه هزینه‌های بالای انرژی و خطرات ژئوپلیتیکی ناپایدار به نظر می‌رسد.

واکنش چین، با تراشه‌های مقرون به صرفه و جذب استعداد، می‌تواند تسلط آن را بیشتر تضعیف کند. اگر پکن به تضعیف شرکت‌های میان‌رده و توسعه مدل‌های هوش مصنوعی خود ادامه دهد، غول‌های آمریکایی نه تنها در فناوری، بلکه در قیمت نیز با رقابت مواجه خواهند شد.

محدودیت‌های انرژی و وابستگی به تولید تایوانی (TSMC) آسیب‌پذیری‌هایی را به زنجیره‌های تأمین اضافه می‌کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی و بلندمدت

جنگ اقتصادی در حوزه فناوری و امور مالی، تجزیه اقتصاد جهانی را تسریع می‌کند. به جای یک زنجیره تأمین یکپارچه، بلوک‌های موازی در حال شکل‌گیری هستند: یکی به سمت غرب و دیگری به سمت چین و شرکای آن. این امر هزینه‌ها را برای همه شرکت‌کنندگان افزایش می‌دهد، تورم را در بخش فناوری تحریک می‌کند و رشد نوآورانه جهانی را کند می‌کند.

برای ایالات متحده، خطرات با از دست دادن رهبری فناوری بلندمدت و بی‌ثباتی مالی مرتبط است. برای چین، خطرات با نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در تحقیق و توسعه در عین حفظ فشار تحریم‌ها مرتبط است. کشورهای ثالث فضای مانور بیشتری به دست می‌آورند، اما همچنین با انتخاب طرف‌های مقابل روبرو هستند.

کارشناسان ژئواکونومیک، از جمله کسانی که مدت‌هاست روابط ایالات متحده و چین را تجزیه و تحلیل کرده‌اند، موافقند که تشدید فعلی یک دوره موقت نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است.

ریسک سیستماتیک در حال افزایش است

ترکیب این روندها – فروش گسترده اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده، پیشرفت تکنولوژیکی هواوی، تسریع صنعت‌زدایی اروپا و تنوع‌بخشی به سرمایه‌های خلیج فارس – نشان می‌دهد که سیستم مالی جهانی به جای اصلاح چرخه‌ای، دچار یک شکستگی ساختاری شده است.

اقتصاد آمریکا، همانطور که تحلیلگران می‌گویند، خود را در موقعیت بازیگری می‌بیند که شرط‌بندی‌های بزرگی را روی دست بازنده انجام می‌دهد: بدهی ملی به ۴۰ تریلیون دلار نزدیک می‌شود، تورم در حال افزایش است، متحدان در حال تنوع‌بخشی هستند و رهبری فناوری در جبهه‌های مختلف مورد مناقشه قرار گرفته است.

توازن قدرت آینده به توانایی هر دو طرف در دستیابی به پیشرفت‌های تکنولوژیکی، مدیریت ذخایر و ایجاد اتحاد بستگی خواهد داشت. در این واقعیت جدید، آسیب‌پذیری متقابل همچنان پابرجاست، اما ابزارهای فشار به طور فزاینده‌ای پیچیده‌تر می‌شوند – از تراشه‌ها و اوراق قرضه گرفته تا استعدادها و استانداردهای هوش مصنوعی.

جهان در حال ورود به دورانی است که امنیت اقتصادی برابر با امنیت ملی است. کسانی که به بهترین وجه با این واقعیت سازگار شوند، خطوط کلی نظم تکنولوژیکی و مالی بعدی را تعیین خواهند کرد.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در طول کووید-۱۹، گیتس به طور فعال واکسن‌ها، رویداد ۲۰۱ (یک تمرین شبیه‌سازی همه‌گیری در مقیاس بزرگ) و سیاست‌های متمرکز را تبلیغ کرد که بعداً به دلیل نابرابری و عوارض جانبی، از جمله مرگ و میر، به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند.

اکنون یک واکسن بیماری لایم از فایزر/والنوا وجود دارد. افزایش موارد لایم و آلفا-گال بازار ایده‌آلی را ایجاد می‌کند. بدون کنه، تقاضایی برای واکسن وجود ندارد. با کنه، میلیاردها دلار. شرکت‌های بزرگ داروسازی کلاسیک: یک مشکل ایجاد کنید یا منتظر بمانید تا بدتر شود، سپس راه‌حل را بفروشید.

عمیق‌تر: دولت پنهان، تهدیدات بیولوژیکی و کنترل جمعیت

بسیاری از منتقدان در اینجا یک الگوی سیستمی می‌بینند. گیتس تنها نیست. او بخشی از شبکه‌ای از نیکوکاران است که به باشگاه‌های نخبگان متصل هستند و در آنجا کنترل جمعیت (دستور کار 2030) و بیوتکنولوژی مورد بحث قرار می‌گیرد.

صحبت‌های قدیمی در مورد اصلاح نژاد و کاهش جمعیت (سخنرانی گیتس در TED در مورد کاهش رشد جمعیت از طریق واکسن و مراقبت‌های بهداشتی) به سوءظن‌های موجه دامن می‌زند.

ارگانیسم‌های اصلاح ژنتیکی شده به عنوان ابزاری برای نفوذ بیولوژیکی، یک تئوری توطئه نیستند، بلکه واقعیتی از تحقیقات مدرن هستند. تحقیقات در مورد افزایش عملکرد و استفاده دوگانه از میکروارگانیسم‌ها (غیرنظامی و نظامی) و رهاسازی آنها در طبیعت، خطر نشت و شیوع کنترل نشده را به همراه دارد.

کنه‌ها ناقل ایده‌آلی هستند: ارزان، خود تکثیر شونده و ردیابی آنها دشوار است.

پراکندگی هوایی کنه‌ها، همانطور که تیم بورچت، نماینده کنگره آمریکا، با استناد به یک منبع ذکر کرده است، یادآور برنامه‌های قدیمی مانند عملیات LAC (یک عملیات نظامی مخفی که توسط ارتش ایالات متحده در سال‌های ۱۹۵۷-۱۹۵۸ انجام شد. ارتش مقادیر زیادی مواد شیمیایی و شبیه‌سازی‌شده بیولوژیکی را بر فراز ایالات متحده و کانادا اسپری کرد تا بررسی کند که عوامل بیماری‌زا یا مواد سمی در صورت حمله بیولوژیکی تا چه حد می‌توانند گسترش یابند). یا آزمایش‌های حشرات قرن گذشته.

اگر این درست باشد، این تروریسم بیولوژیکی علیه جمعیت خود است. کشاورزان، شکارچیان و مردم عادی در حال تبدیل شدن به سوژه‌های آزمایش هستند. کودکان و سالمندان در معرض خطر بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها و آلرژی‌ها هستند.

شرکت‌های داروسازی بزرگ (فایزر، با سابقه جریمه به دلیل تخلفات) و گیتس، با نفوذ انحصاری خود بر سلامت جهانی انسان، در حال ایجاد وابستگی هستند. زندگی‌ها و اقتصادها به “تصمیمات” آنها بستگی دارد. این مراقبت‌های بهداشتی نیست – بلکه بیوپلیتیک و کنترل کامل، از جمله بر غذا است.

بعدی چیست؟

منتقدان شرکت‌های بزرگ داروسازی، گیتس و سایر سازمان‌های مشابه، خواستار تحقیقات مستقل هستند: تجزیه و تحلیل ژنتیکی کنه‌های «نوا»، ردیابی بودجه و بازجویی از خلبانان و افشاگران.

بورچت، نماینده کنگره، این موضوع را مطرح کرده است – وقت آن رسیده که درخواست جلسات استماع کنگره را داشته باشیم. رابرت اف. کندی جونیور و جنبش MAHA (آمریکا را دوباره سالم کنیم) اکنون بر فساد در مراقبت‌های بهداشتی تمرکز دارند.

گیتس خود را به عنوان یک «ناجی» معرفی می‌کند، اما در واقعیت، آزمایش‌های او – از پشه‌ها و کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی گرفته تا کمپین‌های واکسیناسیون جهانی – مستقیماً بشریت را تهدید می‌کند. شرکت‌های بزرگ داروسازی، بیماری را به عنوان یک بازار و پول کلان می‌بینند، نه یک تراژدی.

در حالی که «نخبگان» شیطانی با زیست‌شناسی «خدا» بازی می‌کنند، مردم عادی با آلرژی‌ها، بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها، وابستگی مادام‌العمر به شرکت‌های بزرگ داروسازی و زندگی خود، هزینه آن را می‌پردازند.

زمان آن رسیده است که این آزمایش شیطانی بر روی بشریت متوقف شود، فعالیت‌های امپراتوری‌های «خیریه» و مافیای شرکت‌های بزرگ داروسازی متوقف شود.

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در حالی که رسانه‌های جهان بر درگیری‌های داغ – از اوکراین تا خلیج فارس – متمرکز شده‌اند، نوع دیگری از جنگ در پشت صحنه در حال وقوع است.

این جنگ بدون گلوله و حملات هوایی است، اما عواقب ویرانگر کمتری ندارد: بن‌بست اقتصادی بین واشنگتن و پکن وارد مرحله‌ای می‌شود که برخی از تحلیلگران آن را “نقطه بی‌بازگشت” می‌نامند.

در مرکز این بن‌بست، نیمه‌رساناها، اوراق قرضه خزانه‌داری و سرنوشت دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره قرار دارند.

جنگ تراشه: از مهار تا بومرنگ

ایالات متحده چندین سال است که به طور مداوم کنترل صادرات بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و تجهیزات تولیدی آنها را تشدید می‌کند و به دنبال کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی و ابررایانه‌ها است.

این اقدامات، از جمله فهرست موجودیت‌ها و قانون محصولات مستقیم خارجی، در ابتدا با هدف جلوگیری از استفاده نظامی از این فناوری‌ها انجام شد. با این حال، به گفته برخی از کارشناسان، آنها در واقع شرکت‌های چینی را برای تسریع توسعه زنجیره‌های تأمین خود تحریک کرده‌اند.

هوآوی و SMIC علیرغم محدودیت‌ها پیشرفت قابل توجهی را نشان می‌دهند. پیشرفت‌ها در تولید تراشه، از جمله راه‌حل‌های ۷ نانومتری، نشان می‌دهد که منزوی کردن کامل این غول فناوری دشوارتر از حد انتظار بوده است.

هوآوی ادعا می‌کند که تا سال ۲۰۳۱، تراشه‌های با کارایی بالای آن به تراکم ترانزیستور معادل فرآیندهای ۱.۴ نانومتری دست خواهند یافت – سطحی که پیش‌بینی می‌شود تا پایان دهه با مرز تولید تراشه جهانی مطابقت داشته باشد.

در همین حال، موقعیت انویدیا، رهبر بازار آمریکا، به طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، اعتراف کرد که این شرکت به دلیل محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده، بازار تراشه هوش مصنوعی چین را به طور قابل توجهی به هواوی واگذار کرده است.

منتقدان رویکرد آمریکا به یک “اثر بومرنگ” اشاره می‌کنند: تحریم‌ها انگیزه‌ها را برای سرمایه‌گذاری در توسعه‌های داخلی افزایش می‌دهند که می‌تواند در درازمدت رقبا را تقویت کند.

چین نیز به نوبه خود با محدودیت‌های صادراتی بر مواد معدنی حیاتی (گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان) و تحقیقات ضد انحصار علیه شرکت‌های غربی واکنش نشان می‌دهد.

این درگیری بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این امر متحدان ایالات متحده – هلند، ژاپن و کره جنوبی – را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را مجبور می‌کند تا بازار چین را در برابر خواسته‌های واشنگتن متعادل کنند.

تولیدکنندگان تجهیزات تراشه اروپایی و آسیایی (ASML، نیکون و دیگران) با ضرر و زیان مواجه هستند که همکاری جهانی در بخش فناوری پیشرفته را تضعیف می‌کند.

فروش اوراق قرضه و بازسازی ذخایر مالی

در کنار رویارویی فناوری، کاهش قابل توجهی در دارایی‌های چین از اوراق قرضه دولتی ایالات متحده مشاهده شده است. چین دارایی‌های خود را به سطوح نزدیک به پایین‌ترین سطح ۱۸ سال گذشته کاهش داده است.

در فوریه ۲۰۲۶، بانک خلق چین و اداره ملی تنظیم مقررات مالی دستورالعملی را به بزرگترین بانک‌های دولتی این کشور صادر کردند که توصیه می‌کرد دارایی‌های خود از اوراق خزانه ایالات متحده را به سرعت کاهش دهند. عواقب آن فوری بود.

کارشناسان این را نه به عنوان یک فروش ناگهانی و از روی وحشت، بلکه به عنوان تنوع‌بخشی استراتژیک در چارچوب دلارزدایی تفسیر می‌کنند. پکن در حال افزایش ذخایر طلای خود، تقویت جایگاه یوان در تسویه حساب‌های بین‌المللی و توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین است.

در حالی که تأثیر مستقیم بر بازار اوراق قرضه محدود است (چین بزرگترین دارنده آن نیست)، خود این روند نشان‌دهنده کاهش وابستگی متقابل است. با توجه به افزایش بدهی ایالات متحده، این امر خطرات بیشتری را برای تأمین مالی کسری بودجه ایالات متحده ایجاد می‌کند.

تحلیلگران مالی هشدار می‌دهند که اگر این روند در میان سایر ابتکارات بریکس تشدید شود، واشنگتن می‌تواند با افزایش بازده اوراق قرضه و فشار بر دلار مواجه شود. این امر به ویژه با توجه به قیمت بالای انرژی و هزینه‌های بودجه صادق است.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در ماه مه 2026، تیم بورچت، نماینده کنگره ایالات متحده، در پادکست جو روگان، مستقیماً بیل گیتس را به عنوان عامل افزایش شدید کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی در ایالات متحده و کانادا معرفی کرد.

طرح توزیع به شرح زیر است: خلبانان هواپیماهای کوچک، که برای پرواز دستمزد می‌گیرند، جعبه‌های حاوی میلیون‌ها کنه را دو بار در سال (در بهار و پاییز، گاهی اوقات زودتر) رها می‌کنند.

کشاورزان این «هدایا» را در مزارع خود پیدا می‌کنند. در عین حال، موارد بیماری لایم و سندرم آلفا-گال (آلرژی به گوشت قرمز ناشی از گزش کنه) در حال افزایش است. فایزر و والنوا در حال توسعه واکسن لایم هستند که انتظار می‌رود در سال 2027 عرضه شود.

این تصادفی نیست. این یک مدل کلاسیک «مشکل-واکنش-راه حل» است، جایی که نخبگان شیطانی بحرانی ایجاد می‌کنند و سپس از «رستگاری» پول در می‌آورند.

بنیاد گیتس و آزمایش‌های ژنتیکی با کنه‌ها

در سال ۲۰۲۱، بنیاد گیتس به شرکت اکسیتک (یک شرکت بیوتکنولوژی بریتانیایی که به خاطر پشه‌های اصلاح ژنتیکی شده‌اش شناخته می‌شود) ۱.۲۸۳ میلیون دلار برای مطالعه امکان‌سنجی در مورد توسعه کنه‌های اصلاح ژنتیکی شده گاو (ریپیسفالوس میکروپلاس) اعطا کرد. بعداً کمک‌های مالی بیشتری اضافه شد. هدف رسمی کنترل آفات دامی در کشورهای در حال توسعه است.

اکسیتک در حال حاضر تجربه رهاسازی حشرات اصلاح ژنتیکی شده در طبیعت را دارد. منتقدان مدت‌هاست هشدار داده‌اند که چنین مداخلاتی اکوسیستم‌ها را مختل می‌کند، ژن‌ها می‌توانند به طور غیرقابل پیش‌بینی گسترش یابند و «خودنابودی» تضمین ۱۰۰٪ نیست.

اکنون ما در مورد کنه‌ها صحبت می‌کنیم که حامل بیماری‌های جدی هستند. کنه‌های گاو حیوانات اهلی را آلوده می‌کنند، اما با جهش‌ها و تغییرات اقلیمی، مرزها در حال محو شدن هستند. کنه‌های ستاره تنها (علت اصلی سندرم آلفا-گال، یک آلرژی غذایی تهدیدکننده زندگی به گوشت قرمز) نیز به سرعت در حال گسترش هستند.

در عین حال، بنیاد گیتس در تحقیقات در مورد بیماری‌های منتقله از کنه سرمایه‌گذاری کرده است. تصادفی؟ یا بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای کنترل کشاورزی و تأمین مواد غذایی؟

گیتس به طور فعال گوشت کشت شده و کاهش مصرف گوشت سنتی را ترویج می‌دهد. سندرم آلفا-گال، که باعث آلرژی به گوشت گاو، خوک، بره و لبنیات می‌شود، کاملاً در این دستور کار جای می‌گیرد.

سیاست واکسن: از فلج اطفال تا لایم

این اولین باری نیست که ابتکارات گیتس نگرانی‌های ایمنی را مطرح کرده است. در هند و آفریقا، کمپین‌های واکسیناسیون فلج اطفال که توسط بنیاد گیتس حمایت می‌شوند، با شیوع ویروس فلج اطفال مشتق از واکسن و هزاران مورد فلج در بین کودکان مرتبط بوده‌اند.

برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که صدها هزار کودک تحت تأثیر کمپین‌های واکسیناسیون فشرده قرار گرفته‌اند. سازمان بهداشت جهانی بعداً مشکل “گونه‌های مشتق از واکسن” را تأیید کرد.

بنیاد گیتس یکی از بزرگترین اهداکنندگان به سازمان بهداشت جهانی، GAVI (اتحاد بین‌المللی واکسن) و سایر سازمان‌های مشابه است. منتقدان به تضاد منافع اشاره می‌کنند: فعالیت‌های بشردوستانه بر سیاست‌های بهداشت جهانی نفوذ ایجاد می‌کند، در حالی که شرکت‌های بزرگ داروسازی بازارها و حمایت از مسئولیت‌ها را به دست می‌آورند.

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

کاتب: محمد اسامه

عده ای می گویند که این تحمیلی رمضان 1404ش تماماً ضرر بود هر چند دارالاسلام ایران در آن برنده ی میدان شد اما همینکه دارالاسلام ایران به عنوان ابرقدرت نوین جهانی رونمایی شد خودش یکی از بزرگترین دستاوردهای این جنگ نه تنها برای دارالاسلام ایران بلکه برای تمام مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد دنیا بوده است.

به این شکل و در عصر ما، پس از قرن‌ها، شاهد ظهور دوباره عزت و اقتدار دارالاسلام هستیم. این ظهور به ویژه پس از “جنگ دارالاسلام ایران با جبهه ی آمریکائی – صهیونی» مشهود گشته است. این نبرد آشکارا نشان داد که دارالاسلام، در صورت عمل به فرامین الهی و رسولش یعنی حفظ وحدت در صفوف و تجهیز نظامی و تسلیحات جنگی همواره پیروز است. ان شاء الله.

جرقه افول و زوال «طاغوت اصلی زمان و سر افعی یعنی آمریکا» با این جنگ زده شد. شکست و نابودی این غول کاغذی اکنون به وضوح نمایان گشته و تمام اندیشمندان جهان نیز این حقیقت را درک کرده‌اند که آمریکا دیگر همان ابهت گذشته را ندارد. در این جنگ رمضان با دارالاسلام ایران، آمریکا فرعونیّت خود را از دست داده است.

در واقعیت، آنچه آمریکا را هنوز در منطقه سرپا نگاه داشته، صرفاً حمایت حکام خائن منطقه‌ای نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان و امارات متحده صهیونی است. وگرنه آمریکا از ضربه‌ای که خورده، هوش و قدرت حقیقی خود را از دست داده است. این خود گواه تاریخی از قدرت دارالاسلام و پیروزی اراده الهی است که در این عصر آشکار شده است.

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

کاتب: عبدالرحمن براهویی

موضع‌گیری اخیر شهباز شریف، نخست‌وزی پاکستان، در محکومیت حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های امارات متحده صهیونی، بار دیگر پرسش‌های جدی را در خصوص استقلال سیاسی و جهت‌گیری‌های راهبردی این کشور در قبال جهان اسلام و قدرت‌های بین‌المللی برانگیخته است.

حمایت تمام‌قد اسلام‌آباد از ابوظبی در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از ناظران، دولت‌های حاشیه خلیج فارس را مهره‌های اصلی پیشبرد سیاست‌های آمریکا و متحدانش در منطقه می‌دانند. از نگاه منتقدان، این اقدام پاکستان نه یک موضع‌گیری مستقل، بلکه نشانه‌ای از دنباله‌روی از سیاست‌های دیکته شده از سوی واشینگتن و تلاش برای جلب رضایت پایتخت‌هایی است که پیوندهای نزدیکی با تل‌آویو برقرار کرده‌اند.

در حالی که تهران اگر حمله ای انجام دهد اقدامات خود را پاسخی دفاعی و مشروع در قبال تهدیدات منطقه‌ای و تحرکات جبهه معارض می‌داند، محکومیت سریع این حملات توسط پاکستان، به عنوان جانبداری از جبهه‌ای تلقی می‌شود که امنیت خود را با منافع آمریکا و مزدوران عرب اطراف خلیج فارس گره زده است. این رویکرد، در تضاد با شعارهای همبستگی اسلامی با مسلمین است که مقامات پاکستان همواره بر زبان می‌آورند در حالی که با حکومت خائن آل سعود پیمان نظامی و امنیتی دارد.

بی‌شرمی سیاسی آنجا آشکار می‌شود که دولت پاکستان از یک سو تلاش می‌کند خود را به عنوان «میانجی» میان ایران و آمریکا معرفی کند و از سوی دیگر، در بزنگاه‌های حساس، به طور کامل در کنار جبهه مقابل ایران می‌ایستد. این رفتار دوگانه نشان می‌دهد که نقش میانجی‌گری اسلام‌آباد، بیش از آنکه با هدف حل منازعات باشد، ابزاری برای تعدیل فشارهای آمریکا بر خود و بازی در زمین قدرت‌های محارب است.

منتقدان بر این باورند که تبدیل شدن به «مزدور منطقه‌ای» برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی کوتاه‌مدت، نه تنها جایگاه پاکستان را در میان ملت‌های مسلمان تضعیف کرده، بلکه این کشور را به ابزاری برای تثبیت هژمونی آمریکا و امنیت دولت‌هایی بدل کرده است که مسیر سازش را برگزیده‌اند. این بی‌غیرتی سیاسی در قبال آرمان‌های اصیل اسلامی، هزینه‌های سنگینی برای اعتبار بین‌المللی اسلام‌آباد در میان نیروهای مقاومت خواهد داشت.

حمایت از دولت‌هایی که به آرمان‌های امت خیانت کرده‌اند، تحت پوشش «امنیت غیرنظامیان»، تنها پوششی برای خوش‌خدمتی به اربابان غربی است. تا زمانی که سیاست خارجی پاکستان از سایه نفوذ واشینگتن خارج نشود، سخن گفتن از میانجی‌گری صادقانه یا همبستگی با جهان اسلام، ادعایی بی‌اساس بیش نخواهد بود.

لازم به ذکر است که وزارت دفاع امارات متحده صهیونی در بیانیه ای نوشته است: سه پهپاد از سمت مرزهای غربی وارد حریم ما شده است! دو پهپاد با موفقیت رهگیری شدند، اما پهپاد سوم موجب آسیب به یک مولد برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه هسته‌ای براکه در منطقه الظفره شد.

از نظر جغرافیایی، کشوری که در سمت غرب امارات متحده عربی قرار دارد، عربستان سعودی است.

ضمن اینکه وزارت دفاع امارات این بار برخلاف بیانیه‌های قبلی، ادعای مستقیمی علیه ایران مطرح نکرده و گفته است که منشأ حملات در حال بررسی است.

بر اساس این گزارش برخی گمانه‌زنی‌ها می‌گوید که امارات احتمالاً عربستان را عامل حملات امروز می‌داند!