اهداف آمریکا، صهیونیسم اشغالگر و مزدوران محلی علیه دارالاسلام ایران، افغانستان و مقاومت منطقه

اهداف آمریکا، صهیونیسم اشغالگر و مزدوران محلی علیه دارالاسلام ایران، افغانستان و مقاومت منطقه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

آمریکا و صهیونیست‌های اشغالگر، محور اصلی شرارت و جنگ تحمیلی در منطقه اسلامی هستند. اهداف این قدرت‌ها نه تنها سلطه جغرافیایی و اقتصادی، بلکه نابودی هویت اسلامی و از بین بردن هرگونه مقاومت دینی است.

ایران و افغانستان به‌عنوان دو قطب مهم مقاومت اسلامی در برابر آمریکا هدف اصلی‌اند. نابودی شریعت اسلامی و جایگزینی نظام‌های سکولار و وابسته از نخستین گام‌های آنهاست.

با تحریک نزاع‌های فرقه‌ای و قومی، به‌ویژه در سیستان و بلوچستان ایران قصد دارند اتحاد مسلمانان را بشکنند.

این گروه‌ها، از سکولارهای فاسد گرفته تا اسلامگراهای دست‌نشانده، ابزارهای آمریکا برای ضربه زدن به دارالاسلام ایران و افغانستان و اجرای پروژه‌های اشغالگرانه‌اند.

آنها با تفرقه‌افکنی و خیانت، امنیت و وحدت داخلی دارالاسلام‌ها را از بین می‌برند و اجازه نمی‌دهند تمدن اسلامی به قدرت برسد.

این جنگ، نبرد حق و باطل است. سکولاریسم و دست‌نشاندگان کفر نمی‌توانند اراده جوامع اسلامی را به زانو درآورند. راه نجات، جهاد متحدانه و پایبندی به اصل توحید و شریعت است.

در پایان، همه مجاهدان و هواداران حق باید هوشیار باشند؛ دشمنی که تصویرش سکولار، لیبرال و مزدور و اسلام آمریکائی است، نه فقط با فرد یا گروه بلکه با اصل دین و امت اسلامی در تضاد است. شکست آنها تنها با یکپارچگی، بصیرت متحقق می‌شود.

بیانیه عزم و اقتدار از سوی مجاهدین و مناصرین دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در پاکستان به غلامان و مزدوران مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و صهیونیستها

بیانیه عزم و اقتدار از سوی مجاهدین و مناصرین دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در پاکستان به غلامان و مزدوران مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و صهیونیستها

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

الله جل جلاله می فرماید: إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ (غافر/ ۵۱) ما قطعاً پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و در روزی که گواهان برخیزند، یاری می‌کنیم.

به تمام جهانیان و دشمنان نهفته در لباس دین و سیاست، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، که بر پایه ایمان، شریعت و اقتدار مجاهدین بنا شده است، با ایستادگی در برابر جبهه ی آمریکائی – صهیونی و غلامان عرب و داخلی آنها، پیام روشن خود را به گوش همگان می‌رساند. ما در برابر هجمه‌های ترکیبیِ آمریکا، صهیونیسم اشغالگر و حکام مزدوری عربی و پاکستانی که دین و میهن خود را به قیمت چند سکه در خدمت آمریکا و شرکایش فروخته‌اند، همچون کوهی استوار ایستاده‌ایم.

ما آگاهیم که دارالکفر طاری پاکستان، به فرمان مستقیم و تحت مدیریت ایالات متحده، تلاش می‌کند با ایجاد فشارهای بی‌مورد و تهمت‌های دروغین، امارت اسلامی را هدف قرار دهد. آن‌ها می‌خواهند ناامنی‌های ناشی از فروپاشی ساختار مزدور خود را به دامن دارالاسلام امارت اسلامی بیفکنند.  

در این نبرد بزرگ، مرز میان حق و باطل کاملاً روشن است. ما در کنار مجاهدین شریعت‌گرا که برای براندازی نظام‌های مزدور و برقراری حاکمیت الهی جان می‌سپارند، هستیم. اما در مقابل، سکولارها و شورشیان مرتد که تحت حمایت مستقیم آمریکا و آل‌سعود هستند، تنها ابزارهای گذرا و خائن در دست کفار محارب خارجی و مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی هستند.

این لگوران و مزدوران که از کانال حکومت سکولار و مرتد پاکستان و با هدف ناامن کردن مرزهای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران (و لایت بلوچستان) دست به اقدامات خرابکارانه و ناامنی می‌زنند، تنها مایه بدبختی و شکست خود خواهند بود.

۳به تمام کسانی که در خدمت صهیونیسم و آمریکا هستند و با استفاده از گروه‌های اهل بغی و بخصوص با استفاده از گروههای سکولار مرتد برای ایجاد ناامنی در مرزهای اسلامی تلاش می‌کنند، هشدار می‌دهیم: شما در مسیر «خائنین» به دین و ملت گام برمی‌دارید

شما با فروختن حاکمیت خود به اشغالگران کافر و محارب آمریکائی و صهیونیستها از کانال پاکستان و دولتهای دست نشانده ی عربی حاشیه ی خلیج فارس تنها خود را به نابودی نزدیک کرده‌اید. هیچ قدرت دنیایی، نمی‌تواند در برابر اراده‌ی الهی و اقتدار مجاهدین ایستادگی کند؛ مگر فرار ذلیلانه ی آمریکا از افغانستان را ندیدید؟ مگر شکست خفت بار و ذلیلانه ی آمریکا و صهیونیستها و متحدین آنها را در برابر دارالاسلام ایران نمی بینید؟ اینها اربابان بزرگ شما هستند که به این شکل ذلیلانه مفتضح شدند، خود شما هیچی نیستید.

ما بدانیم که هر تلاشی برای تضعیف حاکمیت اسلام از طریق گروه‌های  مزدور، تنها به شدت برخورد ما و شکست سنگین دشمن منجر خواهد شد. دشمنان بدانند که: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا (حج/ ۳۸) همانا الله از کسانی که ایمان آورده‌اند، دفاع می‌کند.

امارت اسلامی افغانستان، با تکیه بر خون مجاهدین و فرمان پروردگار، بر مسیر حق ثابت‌قدم است و هرگونه توطئه برای ناامن کردن مرزهای اسلامی را با قدرت شریعت در هم خواهد شکست.

نفوذ مزدوران آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان و توطئه بزرگ برای بی‌ثباتی در دارالاسلام ایران و افغانستان

نفوذ مزدوران آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان و توطئه بزرگ برای بی‌ثباتی در دارالاسلام ایران و افغانستان

کاتب: محمد اسامه

برای مدت 20 سال در افغانستان عده ای دین فروش و وطن فروش به اجاره ی آمریکائی ها در آمدند و در برابر مجاهدینی قرار گرفتند که با شعار«یا شریعت یا شهادت» قصد آزاد سازی کشور خود از اشغالگران کافر و محارب آمریکائی و بیشتر از 46 کشور کافر و محارب متحد با آمریکای وحشی بودند.

این خائنین بعد از پیروزی مردم افغانستان و فرار ذلیلانه ی آمریکائی ها از افغانستان به همراه اربابان خود خاک افغانستان را ترک کردند اما پس شروع حملات مشترک آمریکا و اسرائیل بر علیه دارالاسلام ایران و با حمایتهای قاطع امارت اسلامی از ایران، این غلامان بار دیگر در حال فعال شدن در خاک پاکستان هستند که هدفی جز بی ثبات کردن دو دارالاسلام ایران و افغانستان به آنها سپرده نشده است.

البته این مزدوران آمریکا بر علیه بلوچهای سکولار و مرتد BLA نیز مورد استفاده قرار می گیرند، چون عده ای بر این باورند که BLA مورد حمایت ایران هستند.

با این وجود عده ای می پرسند که آیا جبهه‌ی کفار آمریکائی – صهیونی از طریق انتقال مزدوران فراری افغان در حال بازسازی جبهه‌ی جنگ علیه دارالاسلام ایران و افغانستان است؟

گزارش‌های اخیر از بلوچستان پاکستان، پرده از یک نقشه پلید و فرامرزی برمی‌دارد. ادعای انتقال هزاران سرباز و مزدور دولت پیشین افغانستان به مناطق نزدیک خط دیورند تنها یک جابجایی نظامی ساده نیست بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ برای ایجاد آشوب و بی‌ثباتی در قلب دارالاسلام است.

این جنگ‌جویان، کسانی هستند که در سایه‌ی اشغالگری های دارالکفر آمریکا تربیت شدند و به عنوان ابزار دست واشنگتن در خاک افغانستان خدمت کردند. زمانی که آمریکا از افغانستان فرار کرد، قرار بود این مزدوران و مهره‌های نفوذناپذیرش به خاک آمریکا منتقل شوند، اما امروز شاهد یک بازی جدید و خطرناک هستیم.

این افراد، محصولِ پروژه‌های جاسوسی و نظامی واشنگتن هستند که تنها به منافع غربی های کافر محارب به رهبری آمریکا وفادارند و اکنون، دارالکفر طاری پاکستان با انتقال این هزاران مزدور به مرزهای دیورند، در حال تبدیل کردن این جنگ‌جویان به آتش‌پراکنی برای ناامنی در منطقه است.

انتقال این نیروها به ایالت بلوچستان، دقیقاً با هدف ایجاد تنش در مرزهای افغانستان انجام می‌شود. آن‌ها می‌خواهند با استفاده از این مزدوران بی‌سرنشین شکاف‌ها و بی‌ثباتی‌ها را در میان مسلمانان ایجاد کنند تا راه برای اشغالگری‌های جدید و مداخلات دوباره‌ی قدرت‌های جهانی هموار شود.

این‌ها، جنگ‌جویانی نیستند که برای الله و دین بجنگند بلکه این‌ها محاربین اشغالگران و ابزارهای بی‌ارزشی هستند که از خاک پاکستان برای تخریب امنیت دوباره‌ی افغانستان و سایر مناطق اسلامی استفاده می‌شوند.

مراقب باشید که این جابجایی‌ها، سکوت دولت‌های محلی و ادعای نبود مدارک در ایالت بلوچستان، تنها پوششی برای یک حقیقت تلخ است و آنهم توطئه‌ی مشترکِ آمریکا و پاکستان برای بی‌ثبات کردن جبهه‌ی اسلام.

ما با لشکری از مزدوران بی‌وفا روبرو هستیم که نه به خاک خود وفادارند و نه به دین اسلام و مردم خو، آن‌ها تنها ابزاری برای اجرای دستورات اربابان خود در واشنگتن و اسلام‌آباد هستند.

غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

غلامان آمریکا و مروجان سازش در امارت اسلامی افغانستان حق سخن گفتن در سرزمین اسلام را ندارند

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در ایران بارها در مورد کسانی چون مولوی عبدالحمید صحبت کرده ایم که با استناد به اینکه اپوزیسیون سکولار و مرتد و خائن ایرانی هم ایرانی هستند پس ایران باید با آنها وارد گفتگو شود و به اینها مجال فعالیت در ایران و … بدهد. درخواستی که تنها از یک انسان جاهل به شریعت انتظار می رود.

عین همین درخواست را اخیرا«حامد کرزی» از غلامان آمریکا و از مروجان سیاست‌های سازش با این غلامان و خائنین به دین و ملت به نظام امارت اسلامی افغانستان داده است.

زمانی که می گفتیم که هدف امثال مولوی عبدالحمید ضربه زدن به امارت اسلامی و فراهم کردن زمینه های نفوذ غلامان آمریکا به نظام حکومتی امارت اسلامی است یعنی همین.

اما باید بگوئیم از آنجا که افغانستان، امروز دارالاسلام و تحت حاکمیت امارت اسلامی است، هرگونه سخن گفتن که با اصول شریعت و ثبات نظام اسلامی در تضاد باشد، تنها یک تلبیس و تلاش برای تضعیف وحدت اسلامی است. کسانی همچون حامد کرزی و عبدالله عبدالله، که همواره در نقش مخالفان نظام شرعی ظاهر شده و اکنون با شعارهای مصالحه و زندگی در کنار هم، قصد دارند ریشه‌های اسلام را در این سرزمین متزلزل کنند، در حکم کسانی هستند که از حریم اسلام خارج شده و حق اظهارنظر در دارالاسلام را ندارند.

در نظامِ اسلامی، مرتد کسی است که 1- آگاهانه 2- عمدا 3- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای چون یاری دادن کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام می شود و از اسباب ضربه زدن به دارالاسلام می شود. کسانی که می‌خواهند با شعارهای «دموکراسی» و «سازش با باطل»، جایگاه حاکمیت الهی را تضعیف کنند، مروج فتنه ی ارتداد هستند.

این مروجان سازش، با تلاش برای جایگزین کردن «قانون بشر» با «شریعت حق»، در واقع در حال افزودن بر کفر و تضعیف ایمان امت هستند.

در سیره مبارک رسول الله صلی الله علیه و خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین، هیچ زمانی اجازه داده نشده است که مفسدان و کسانی چون عبدالله بن ابی یا مسلیمه  یکذاب که قصد تضعیف جبهه اسلام را دارند، در میان مسلمانان به «سخن‌رانی» و «تبلیغ باطل» بپردازند.

زمانی که توسط گروه منافقین فتنه ی مسجد ضرار و سایر فتنه ها در میان مسلمانان به وجود می آمد رسول الله صلی الله علیه وسلم با قاطعیت با کسانی که با شعارهای فریبنده سعی در ایجاد تفرقه داشتند، برخورد کرد. اجازه داده نشد که مفسدان، افکار منحرف خود را در میان صفوف مؤمنان منتشر کنند تا باعث شک و شبهه در دین مبین شوند و زمانی که مومنین در زمان حاکمیت عثمان و علی از این مفسدان غفلت کردند نه تنها دارالاسلام در آن زمان بلکه مومنین تا کنون در حال تحمل ضرباتی هستند که این مفسدین بر جامعه ی مسلمین تحمیل کرده اند.

ما از رهبری مقتدر امارت اسلامی افغانستان، به عنوان حاکم شرعی، می‌خواهیم که در برابر این مفسدین و مروجان باطل، از موضع قاطع استفاده کنند همچنانکه از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران نیز چنین درخواستی را بارها در مورد امثال مولوی عبدالحمید زاهدانی مطرح کرده ایم.

کسانی چون کرزی و عبدالله عبدالله، که حتی حق برخورداری از زندگی در زیر سایه ی حاکمیت اسلامی را ندارند اما به آنها داده شده است، نباید به آنها اجازه داده شود که در خاک دارالاسلام همچون مولوی عبدالحمید زاهدانی، به سخن‌رانی و تبلیغ سیاست‌های بیگانه های کافر بپردازند.

این افراد نباید اجازه داشته باشند که با ادعاهای دموکراسی و مصالحه، نظم حاکم بر دارالاسلام را مختل کنند. برخورد با آنان باید به گونه‌ای باشد که صدای باطل در میان مومنان خاموش گردد.

امارت اسلامی، مأمور به برپایی امر به معروف و نهی از منکر است. اجازه دادن به مروجان سازش برای سخن گفتن، به معنای اجازه دادن به ریشه‌کن کردن حاکمیت شریعت اسلام است.

خطر جنگ ترکیبی از سوی کفار محارب آمریکایی و صهیونیستی و حکام خائن مزدور محلی آمریکا

خطر جنگ ترکیبی از سوی کفار محارب آمریکایی و صهیونیستی و حکام خائن مزدور محلی آمریکا

به قلم: محمد اسامه

در پی گزارش‌های اخیر وال‌استریت ژورنال، زنگ خطر جدی برای کشورهای اسلامی به صدا درآمده است. دولت آمریکا به طور بی‌سابقه‌ای روند انتقال مهمات و تجهیزات نظامی به خاورمیانه را تسریع کرده است. این اقدام نه تنها به منظور افزایش آمادگی نظامی در برابر تهدیدهای احتمالی مرتبط با دارالاسلام ایران، بلکه به عنوان یک نشانه واضح از تشدید تنش‌ها در منطقه تلقی می‌شود.

امضای پیمان مکه توسط سه کشور مزدور آمریکا، یعنی آل سعود، ترکیه و پاکستان، نشان‌دهنده‌ی یک جنگ تمام‌عیار علیه دارالاسلام ایران و دارالاسلام افغانستان است. این اقدام به وضوح نشان می‌دهد که آمریکا قصد دارد هر دو نظام اسلامی را هدف قرار دهد و از این طریق نفوذ خود را در منطقه تقویت کند.

آمریکا پس از ضربه‌ای که از دارالاسلام ایران متحمل شد و قدرت خود را از دست داد، به هیچ وجه از این جنگ دست نخواهد کشید. اینجا است که مومنین اهل دعوت و جهاد دنیا و بخصوص منطقه باید متحد شوند و در برابر این تهدیدات آمریکا و صهیونیستها و غلامانش ایستادگی کنند. جنگی که اکنون در افق دیده می‌شود، نه تنها از سوی آمریکا و صهیونیست‌ها بلکه همچنین با حمایت حکام خائن و مزدور محلی مانند آل سعود و ترکیه و امارات نیز هدایت می‌شود.

در این شرایط حساس، وحدت و همبستگی میان مومنینی که به ایمان و قیامت خود اهمیت می دهند ضروری‌تر از هر زمان دیگری است. تنها با همکاری و اتحاد می‌توانیم در برابر این جنگ تمام‌عیار ایستادگی کنیم و از سرزمین‌ها و ارزش‌های اسلامی خود دفاع کنیم. بیایید با هم به مقابله با این تهدیدات بپردازیم و اجازه ندهیم که دشمنان اسلام بر ما تسلط یابند.

اصلاً نمی توانیم پنهان کنیم که مدتهاست از سوی آمریکا به عنوان سرافعی و شرکایش، زنگ خطر جدی برای تمام مومنین شریعت گرای منطقه به صدا درآمده است. با امضای پیمان مکه توسط سه کشور مزدور آمریکا، یعنی آل سعود، ترکیه و پاکستان، نشانه‌های یک جنگ تمام‌عیار علیه دارالاسلام ایران و دارالاسلام افغانستان به وضوح نمایان شده است. این اقدام نه تنها نشان‌دهنده‌ی هم‌پیمانی این کشورها با اهداف آمریکا است، بلکه به وضوح بر عزم آنها برای تضعیف دو نظام اسلامی تاکید دارد.

آمریکا که پس از ضربه‌ای که از دارالاسلام ایران متحمل شده است، قدرت خود را به شدت کاهش یافته می‌بیند، به هیچ وجه از این جنگ دست نخواهد کشید. دشمنان اسلام با حمایت حکام خائن و مزدور محلی خود، در صددند تا هر دو نظام اسلامی را هدف قرار دهند. اینجا است که کشورهای اسلامی باید به طور جدی به فکر وحدت و همبستگی باشند.

قرآن کریم در آیه ۵۲ سوره مائده می‌فرماید: «و هرگز کفار را ولی و سرپرست خود نگیرید». این آیه به ما یادآوری می‌کند که دشمنان اسلام هرگز در پی خیر ما نیستند و باید با هوشیاری و اتحاد در برابر آنها ایستادگی کنیم. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند: «المؤمنون في توادهم وتراحمهم كالجسد الواحد»؛ یعنی مؤمنان در محبت و رحمت به یکدیگر مانند یک بدن هستند.

در این شرایط حساس، ضروری است که دارالاسلام‌های ایران و امارت اسلامی افغانستان به همراه تمام مومنین اهل دعوت و جهاد دنیا با هم متحد شوند و یک اتحاد مستحکم ایجاد کنند تا بتوانند در برابر این جنگ تمام‌عیار از سوی آمریکا، صهیونیست‌ها و حکام مزدور محلی ایستادگی کنند. بیایید با هم به مقابله با این تهدیدات بپردازیم و اجازه ندهیم که دشمنان اسلام بر ما تسلط یابند.

صف‌آرایی هم‌پیمانان آمریکا از دمشق تا اسلام‌آباد در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

صف‌آرایی هم‌پیمانان آمریکا از دمشق تا اسلام‌آباد در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب:   مُلا نور احمد (کوټه)

با پیوستن و نزدیک‌تر شدن حکومت جدید و سکولار سوریه به حاکمیت سکولار پاکستان و گسترش روابط آن با دولت‌هایی که سال‌هاست با سیاست‌های آمریکا و غرب همسو بوده‌اند، به نظر می‌رسد صف‌بندی تازه‌ای در منطقه در حال شکل‌گیری است؛ صف‌بندی‌ای که اگر مومنین اهل دعوت و جهاد هوشیار نباشند، می‌تواند به زیان جریان‌های اسلامی مستقل و به سود سیاست‌های آمریکا و متحدانش تمام شود.

این گردهمایی سیاسی و امنیتی، اگر در همین مسیر گسترش یابد، باید برای مسلمانان منطقه یک زنگ هشدار جدی باشد؛ به‌ویژه برای دارالاسلامهای امارت اسلامی افغانستان و ایران که هر دو در معادلات منطقه‌ای با فشار و رقابت قدرت‌های خارجی روبه‌رو هستند.

در این میان، مواضع اسعد الشیبانی نیز قابل تأمل است؛ کسی که در گذشته دربارهٔ حاکمیت امارت اسلامی افغانستان مورد پرسش قرار گرفت و طالبان را «افراطی» توصیف کرد.

یعنی حق داریم بپرسیم چرا جریانی که خود را نماینده ی اهل جهاد می‌داند، حکومت اسلامی افغانستان را «افراطی» می‌خواند، اما هم‌زمان حکومتی سکولار و کفری تشکیل داده و به سمت ائتلاف‌ها و روابطی حرکت می‌کند که به آمریکا و غرب نزدیک‌اند و به صورت رسمی بخشی از تحالف آمریکائی جهت مبارزه با تروریسم که جنگ با اهل دعوت و جهاد است شده است؟

اگر معیار، مبارزه با افراط‌گرایی است، این معیار باید برای همه یکسان باشد؛ نه اینکه هر جریان مخالف سیاست‌های غرب «افراطی» و هر جریان نزدیک به آن «میانه‌رو» نامیده شود.

سابقهٔ فکری الشیبانی و ارتباط جریان‌های سیاسی سوریه با اردوغانیسم نیز از موضوعاتی است که باید دربارهٔ آن بحث و بررسی تاریخی صورت گیرد که اینها معادل این آیه اند که الله تعالی می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ(انفال/73) کافران برخی دوست و یاور و سرپرستان برخی دیگرند.

بنابراین، مسلمانان باید صف‌بندی‌های جدید منطقه را با بصیرت بررسی کنند.

اگر امروز کسانی که دیروز در یک صف بودند، در برابر جریان‌های اسلامی مستقل صف‌آرایی می‌کنند، باید پرسید این تغییر موضع به سود چه کسی است؟

افغانستان و ایران نباید تحولات منطقه را ساده‌انگارانه نگاه کنند. گسترش ائتلاف‌های سیاسی و امنیتی جدید می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد.

منافقین بر مؤمنین جمع می‌شوند؛ اما مؤمنان نیز باید با بصیرت، اتحاد، عدالت و شناخت درستِ دوست و دشمن، فریب صف‌بندی‌های سیاسی را نخورند.

پاکستان که حتی حقوق سربازان ارتش خود را از آمریکا و آل سعود می گیرد و واگنرهای آنها در منطقه هستند باید همچون بخشی از جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیونیستها و مزدورانی چون آل سعود تصور شوند.

انفجارهای هدفمند، ترفند مشترک آمریکا و مزدوران پاکستانی برای بدنام‌کردن مجاهدین  

انفجارهای هدفمند، ترفند مشترک آمریکا و مزدوران پاکستانی برای بدنام‌کردن مجاهدین  

کاتب: خالد سیف الله المسلول

همزمان با اعتراض مردم سوات و خیبر پشتونخواه به ناامنی‌های اخیر، انفجاری رخ داد که بلافاصله رسانه‌های وابسته به استخبارات پاکستان (ISI) و ارتش این کشور، آن را به مجاهدین تی‌تی‌پی نسبت دادند. این در حالی است که این انفجار و انفجارهای مشابه، ترفندی آشنا از سوی آمریکا، غرب و مزدوران منطقه‌ای آنان است.

 پیش از این نیز اشغالگران آمریکایی و غربی در افغانستان، با انجام انفجارهای هدفمند در میان مردم، آن را به مجاهدین امارت اسلامی نسبت می‌دادند. اکنون همین ترفند شوم، توسط رژیم دست‌نشانده و سکولار پاکستان و جنرالان مزدور پنجابی (از جمله منیر باجو و همدستانش) در خاک پاکستان تکرار می‌شود.

در دوران اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو، بارها انفجارهایی در میان مردم انجام شد و بلافاصله رسانه‌های غربی آن را به مجاهدین نسبت می‌دادند. هدف این بود که چهره مجاهدین را در نزد مردم تخریب کنند و عملیات آنان را تروریستی معرفی نمایند.

با وجود این تبلیغات گسترده، مردم افغانستان به خوبی دریافتند که این انفجارها توسط اشغالگران و ایادی آنان طراحی می‌شود. در نهایت، مجاهدین امارت اسلامی توانستند با مقاومت خود، اشغالگران را شکست دهند و افغانستان را آزاد کنند.

رژیم دست‌نشانده پاکستان و جنرالان مزدور پنجابی (از جمله منیر باجو و همدستانش)، همان ترفندهای آمریکا و غرب را در خاک پاکستان اجرا می‌کنند. آنان با انجام انفجارهای هدفمند در مناطق قبایلی و خیبر پشتونخواه، تلاش می‌کنند تا مجاهدین تی‌تی‌پی و دیگر گروه‌های جهادی را بدنام کنند.

 هدف اصلی این انفجارها:

– بدنام کردن مجاهدین: وانمود کردن اینکه مجاهدین عامل این انفجارها هستند.

– توجیه عملیات نظامی: ایجاد بهانه برای حملات نظامی ارتش پاکستان به مناطق قبایلی.

– سرکوب مقاومت: ایجاد ترس و وحشت در میان مردم و سرکوب اعتراضات مردمی.

جنرالان ارتش پاکستان، به ویژه جنرال منیر باجو، با همکاری مستقیم استخبارات پاکستان (ISI) و آمریکا، انفجارهای هدفمند را طراحی و اجرا می‌کنند. آنان با این اقدامات، نه تنها مردم پاکستان را به خطر می‌اندازند، بلکه چهره اسلام و مجاهدین را نیز تخریب می‌کنند.

مردم پاکستان، به ویژه مردم خیبر پشتونخواه، باید بدانند که این انفجارها توسط دشمنان اسلام و مزدوران آنان طراحی می‌شود و هدف آن، بدنام کردن مجاهدین و سرکوب مقاومت است.

راه مقابله با این ترفندها نیز شناخت چهره واقعی منافقان و مزدوران و حمایت از مجاهدین واقعی و گروه‌های جهادی و اتحاد و همبستگی در برابر دشمنان اسلام و بخصوص تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدورانش و پرهیز از هر گونه جنگ انحرافی است.

این انفجارهای هدفمند، همان ترفندهای شومی است که آمریکا و غرب در افغانستان به کار گرفتند و شکست خوردند. اکنون مزدوران آنان در پاکستان نیز با اجرای همین ترفندها، تلاش می‌کنند تا مجاهدین را بدنام کنند و چهره اسلام را تخریب کنند. اما بدانید که این نیرنگ‌ها هرگز نمی‌تواند حقیقت را پنهان کند و مجاهدین، همچنان پرچمدار عزت و سربلندی اسلام خواهند بود.

سکولاریسم در تاجیکستان و مبارزه با جزئی ترین امور شخصی مومنین چون حجاب برای زنان و ریش برای مردان

سکولاریسم در تاجیکستان و مبارزه با جزئی ترین امور شخصی مومنین چون حجاب برای زنان و ریش برای مردان

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سکولاریسم در هر جامعه ای بر اساس قدرتی که دارد پیش می رود، یعنی اگر مثلا همچون فرانسه قدرتش بیشتر باشد پیشروی بیشتری در حاکم کردن قوانین خود دارد و اگر مردم همچون آمریکائی ها پایبندی بیشتری به شریعتهای آسمانی داشته باشند قادر به پیشروی بیشتر نیست بلکه سعی می کند با بهره گیری از پروسه ی سکولاریزاسیون به تدریج جاهلیت را در میان مردم رواج دهد تا اینکه مردم تابع کثافت بیشتری از قوانین دین سکولاریسم شوند.

در این راستا، حاکمیتهای سکولار ازبکستان و ترکمنستان و تاجیکستان جزو بدتدترین حاکمیتهای بر مسلمین هستند که بیشترین پیشروی را در حاکم گرداندن سکولاریسم بر مسلمین داشته اند.

حاکمیت سکولار تاجیکستان حجاب برای زنان، که به عنوان “لباس عربی” شناخته می‌شود، و ریش برای مردان جوان و میانسال را ممنوع کرده است. رژیم رحمان آنها را “بیگانه با فرهنگ تاجیک” اعلام کرده است. این ممنوعیت به طور خاص در مورد حجاب سیاه اعمال می‌شود. به طور کلی، رنگ سیاه اکنون در تاجیکستان یک رنگ “تروریستی” محسوب می‌شود.

ریش برای مردان، که رژیم  سکولارحاکم آن را با “مظاهر افراط‌گرایی مذهبی” مرتبط می‌داند، نیز مشمول محدودیت‌هایی است. در حالی که ریش برای پیر مردان هنوز مجاز است، ممکن است به زودی ممنوع شود. تاجیکستان همچنین سیاستی را وضع کرده است که مردان را ملزم می‌کند با ارسال عکس به پلیس، مرتباً تأیید کنند که ریش آنها تراشیده شده است.

دیکتاتور رحمان ادعا می‌کند که این اقدامات با هدف مبارزه با “رادیکالیسم مذهبی، تروریسم و افراط‌گرایی” انجام می‌شود.

پس اگر دیدید سکولاریستهای مرتد میان بلوچها و پشتونها و … نتوانسته اند به جایگاه امثال علی رحمان اف برسند به دلیل پایبندی مردم ما به شریعت الله است که اینها جرئت پیشروی بیشتر ندارند و اگر به آنها میدان داده شود چیزی همچون حاکمیتهای سکولار ازبکستان و تاجیکستان و ترکیه و امثالهم برای مردم ما می خواهند.

جبهه ی مبارزین مردمی بلوچ و سهاب و  ب. ل . ا  و دیگران بدترین دشمنان قوم مسلمان بلوچ هستند. هوشیار باشیم و آینده نگر و اجازه ی رشد و فعالیت را از این موجودات مضر و علفهای هرز بگیریم.

۲۰۲۷؛ سال سقوط پاکستان سقوطی به‌زودی…

۲۰۲۷؛ سال سقوط پاکستان سقوطی به‌زودی…

— مُلا نور احمد (کوټه)

سال ۲۰۲۷ شاهد تحولاتی خواهد بود که تعریف جدید سیاسی و ژئوپلیتیکی این منطقه را به جهان نشان خواهد داد.

آیا تاکنون با دقت به معادلات اطلاعاتی و ارقام اقتصادی نگاه کرده‌اید؟ کسانی که به وضعیت ظاهری کنونی پاکستان نگاه می‌کنند، شاید بی‌خبر باشند، اما بزرگ‌ترین تحلیلگران نظامی و اقتصادی جهان بر این باورند که سال ۲۰۲۷، زمان فروپاشی کامل و سقوط تاریخی کشور پاکستان است.

تحریک طالبان پاکستان (TTP) اکنون دیگر تنها یک گروه چریکی نیست، بلکه به‌عنوان یک نیروی نظامی منظم و آموزش‌دیده، بخش‌های وسیعی از خیبر پختونخوا را تحت کنترل خود درآورده است. تحرکات نظامی، سلاح‌های پیشرفته و حمایت مردمی آنان ثابت می‌کند که به‌زودی و تا سال ۲۰۲۷، تحریک طالبان پاکستان در پاکستان به قدرت خواهد رسید.

پاکستان هم‌اکنون از نظر اقتصادی در آستانه فلج شدن قرار دارد و تاریخ بار دیگر در حال تکرار است. حاکمان اسلام‌آباد، به‌ویژه فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، و ژنرال‌های ارشد او، در صورت سقوط و وخامت اوضاع، اقامت‌های خارجی، سرمایه‌ها و هواپیماهای شخصی خود را از پیش آماده کرده‌اند. آنان در آخرین لحظات سقوط، موفق خواهند شد به کشورهای خارجی فرار کنند.

اما آن سربازان، نیروهای شبه‌نظامی و اربکی‌های پشتون که برای تحقق اهداف شوم ژنرال‌های پنجابی و در برابر لقمه‌ای نان و حقوقی ناچیز در صفوف آنان ایستاده‌اند و به خط مقدم جنگ فرستاده شده‌اند، نخستین کسانی خواهند بود که در شعله‌های آتش خواهند سوخت و به‌عنوان قربانی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

امپراتوری جدیدی در حال شکل‌گیری است و زمام امور این منطقه به دست تحریک خواهد افتاد.

دعوت دارالکفر  طاری پاکستان از فرعون زمان ترامپ، توهین به اسلام ، خیانت به امت اسلامی

دعوت دارالکفر  طاری پاکستان از فرعون زمان ترامپ، توهین به اسلام ، خیانت به امت اسلامی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در روزی که آمریکای مستکبر، سالگرد استقلال خود را جشن می‌گیرد، خبر تأسف‌بار و شرم‌آوری از “دارالکفر طاری پاکستان” به گوش می‌رسد: آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور این رژیم سکولار رو حلقه به گوش، با نهایت بی‌شرمی و بی‌حیایی، رسماً از دونالد ترامپ، فرعون زمان آمریکا، برای سفر به پاکستان دعوت کرده است. نه تنها دعوت، بلکه حساب رسمی رئیس‌جمهور پاکستان با گستاخی تمام اعلام می‌کند که “مردم این کشور مشتاق استقبال از ترامپ در اسلام‌آباد هستند و میزبانی از وی را مایه افتخار می‌دانند.”

این واقعه، نه تنها توهینی آشکار به خون پاک شهیدان مظلوم ما در افغانستان، غزه، ایران و سایر سرزمین‌های اسلامی است، بلکه مهر تأییدی بر خیانت آشکار حاکمان دست‌نشانده و مرتد محلی بر پیکره امت اسلامی می‌زند. چگونه می‌توان از کسی با افتخار استقبال کرد که دستانش به خون صدها هزار مسلمان آغشته است؟ چگونه می‌توان به میزبانی از معمار اشغال و ویرانی سرزمین‌های اسلامی ما افتخار کرد؟ آیا کشتار بی‌رحمانه زنان و کودکان، ویرانی خانه‌ها و مقدسات، و حمایت بی‌دریغ از رژیم صهیونیستی در غزه، برای این حاکمان مایه افتخار شده است؟!

شرم و حیا کجاست، وقتی که نخست‌وزیر دارالکفرپاکستان،  شهباز شریف، در مراسم تشییع پیکر رهبر دارالاسلام ایران، که به دست همین فرعون زمان آمریکا  ترامپ به شهادت رسید، اشک تمساح می ريزد و ژست همدردی گرفت؟ این چه نفاق و تظاهری است که از یک سو دست دوستی به قاتل و دشمن امت دراز می‌کنند و از سوی دیگر برای قربانیان او مرثیه می‌خوانند؟ این دوگانگی رفتاری، نماد بارز حکومتی است که نه به دین پایبند است، نه به شرف و نه به آرمان‌های امت اسلامی این است خوی منافقین وسکولارزده های مرتد .

این دعوت، نه تنها نادیده گرفتن دستورات الهی، بلکه لگد مال کردن عزت و کرامت مسلمین است. این عمل نشان می‌دهد که این حکام، نه تنها دغدغه دین و امت ندارند، بلکه برای حفظ منافع حقیر دنیوی خود، حاضرند هر گونه شرافت و غیرت اسلامی را به زیر پا بگذارند.

امت بیدار باشید، این فرعون‌ها و این حاکمان خائن سکولار، هیچ‌گاه خیرخواه شما نبوده‌اند و نخواهند بود. آنها تنها ابزاری در دست دشمنان اصلی اسلام و مسلمین هستند. بیایید با بصیرت و آگاهی، دست این خائنان را از دامن پاک سرزمین‌های اسلامی کوتاه کنیم و به وعده الهی در مورد نصرت مستضعفین و نابودی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی که غلامان این کفار محارب هستندایمان بیاوریم.