تاریخ پیدایش گروههای سکولار و مرتد در میان بلوچهای ایران

تاریخ پیدایش گروههای سکولار و مرتد در میان بلوچهای ایران

ارائه دهنده: بالاچ عُمَرزهی

عده ای خیال می کنند کسانی چون حبیب سربازی یا سرخوش که دم از سکولاریسم می زنند چیز تازه ای آورده اند یا جزو اولینها در این کفر و ارتداد آشکار به دین سکولاریسم در میان بلوچهای حنفی مذهب هستند و یا دسته ای از چرخش جیش العدل از گروهی به ظاهر اسلامگرا به اپوزیسیونی سکولار و مرتد در تعجبند، اما اگر به تاریخ پیدایش سکولاریستهای مرتد در میان بلوچها نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ابتدا چگونه سکولارهای مرتد سربرآوردند و بعد از به بن بست رسیدن آنها گروه جند الله با شعار اسلامی سربرآورد و از دل آن کسانی چون حبیب سربازی رسماً به ارتداد سکولاریسم برگشتند و دسته از چون جیش العدل هم بعدها با نازوکرشمه و پیچ دادنهایی در لباس جبهه ی مبارزین مردمی باز به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی ملحل شد.

در ابتدا به تاریخچه ی پیدایش احزاب سکولار و مرتد و حامیان آنها می پردازیم:

جبهه آزادیبخش بلوچستان (به عربی جبهه التحریر بلوچستان) با حمایت حزب بعث سوریه در سال ۱۳۴۳ توسط بعضی از خان‌های بلوچ در دمشق تشکیل شد. در سال ۱۳۴۷ با روی کار آمدن حزب بعث در عراق، تنش بین ایران و عراق شدت گرفت و بعثی‌های عراق هم به حمایت سیاسی، مالی، تبلیغاتی و نظامی از این تشکل پرداختند و به تأسیس شاخه نظامی آن «ارتش آزادیبخش بلوچستان» همت گماردند. به‌جز عراق و سوریه، کشور مصر و شیوخ کشورهای خلیج فارس هم از بلوچ‌های ناراضی ایرانی حمایت کردند. جبهه آزادیبخش بلوچستان در بغداد استقرار یافت. بنیان‌گذاران مهم این تشکیلات جمعه خان (رئیس سابق آکادمی بلوچی در کویته)، عبدالصمد بارکزهی (نویسنده شاعر)، میر عبدی خان (حاکمی از طایفه سردارزهی)، موسی خان (فرد برجسته‌ای از طایفه لاشاری) و رحیم زردکوهی بودند. هدف اصلی این سازمان ایجاد یک بلوچستان بزرگ مستقل بود. برای رسیدن به چنین هدفی جبهه آزادیبخش بلوچستان از روش‌های نظامی علیه دولت مرکزی ایران استفاده می‌کرد.

عبدی خان به همراه جمعه خان برای مدتی در بغداد و زیر سایه حزب ناسوینال سوسیالیست و ارتدادی حزب بعث زندگی می‌کردند. در آن سال‌ها ناراضیان بلوچ در پایگاه‌های این جبهه در عراق آموزش می‌دیدند و سپس برای انجام اقدامات تروریستی در پاکستان مستقر می‌شدند. حزب بعث عراق در مبارزه با شاه ایران یک ائتلاف متشکل از گروه‌های زبانی، قومی و مذهبی ایرانی به وجود آورده بود. به این منظور سرلشکر پناهیان، عضو سابق ارتش ایران و فرقه دموکرات آذربایجان و حزب توده، یک گروه سیاسی به نام «جبهه ملی خلق‌های ایران» در بغداد تشکیل داد. این گروه شاخه‌ای به نام «حزب دموکراتیک بلوچستان» به وجود آورد.

در سال ۱۳۵۰ مجموعه اقدامات خصمانه کشورهای عربی و به‎خصوص رژیم بعثی عراق علیه تمامیت ارضی ایران و همچنین به ثمر نشستن تلاش‌های تجزیه‌طلبان در پاکستان شرقی و تشکیل کشور بنگلادش و هم‌زمان با آن پیروزی حزب عوام ملی بلوچ در اولین انتخابات آزاد ایالتی بلوچستان پاکستان که ایده سرکوب‌شده استقلال بلوچستان دوباره قوت گرفت، ایران نسبت به فعالیت‌های جبهه آزادیبخش بلوچستان احساس خطر کرد. در نتیجه، دولت مرکزی وارد عمل شد. از یک‌سو به مبارزه با جبهه آزادیبخش بلوچستان جهت سرکوب آن متوسل شد و از سوی دیگر برای رسیدن به مصالحه با رژیم بعثی عراق به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی این جبهه دست به کار شد. سال ۱۳۵۴ که قرارداد الجزایر بین شاه و صدام امضا شد، حدود پنج سال بود که بلوچستان هر از گاهی صحنه اقدامات تروریستی‌ای بود که خوانین بلوچ مستقر در پایگاه‌های امنشان در پاکستان عامل آن بودند. با امضای قرارداد الجزایر ضربه‌ای کاری به جبهه آزادیبخش بلوچستان که فاقد پایگاه داخلی بود وارد شد. بر اساس آن قرارداد هر دو کشور توافق کردند از گروهای مخالف علیه یکدیگر حمایت نکنند؛ شاه از حمایت کردهای مخالف صدام و صدام هم از حمایت بلوچ‌های مخالف شاه دست کشیدند.

از میان رهبران جبهه آزادیبخش بلوچستان تنها کسی که تصمیم به ادامه مبارزه گرفت رحیم زردکوهی بود. او گروهی تشکیل داد و مبارزه خود را ادامه داد، اما به‌زودی ارتش او را به همراه برخی از دوستانش دستگیر کرد و در زندان کرمان زندانی شد. در آشفتگی اواخر انقلاب مردم به زندان‌ها حمله کردند و زندانیان را آزاد کردند. در نتیجه رحیم زردکوهی نیز آزاد شد. او به بلوچستان بازگشت و گروه خود را با نام «بلوچستان راجی زرومبش» سازمان‌دهی مجدد کرد و از نو و این بار علیه یک انقلاب مردمی شروع به کار کرد.

زردکوهی با این شعار که فرقی نمی‌کند چه کسی در تهران حکومت کند، برای بلوچ استقلال تنها راه‌حل است، شروع به اقدامات راهزنی و ترور پاسداران کرد. در سال‌های اخیر، برخی از تجزیه‌طلبان که سعی در دامن زدن به تروریسم در بلوچستان را دارند در توجیه راهزنی‌های رحیم زردکوهی می‌نویسند: «بستن راه و مصادره اموال افراد فارس و غیربلوچ توسط رحیم زردکوهی و یارانش یک شیوه از مبارزه ملی برای دور نگه داشتن افراد غیربلوچ از بلوچستان بوده است!». او در تیرماه سال ۱۳۵۸ پیامی به سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان که تشکیلاتی چپ‌گرا بود می‌فرستد و می‌خواهد با رهبری سازمان دیدار و گفت‎وگو کند. در دیدار دو تن از رهبران سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان با او، رحیم زردکوهی اظهار تمایل به همکاری کرده و می‌گوید محمدخان میرلاشاری هم از او خواسته است تا با او همکاری کند. ظاهراً مشارکت او در رهبری سازمان پذیرفته نمی‌شود، ولی نوعی همکاری بین رحیم زردکوهی با سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان آغاز می‌شود. رحیم زردکوهی در ۵ دی سال ۱۳۵۸ توسط سپاه پاسداران ایرانشهر محاصره و کشته شد و در رسانه ی جبهه ی مبارزین مردمی که لباس جدید و سکولار شده ی جیش العدل است دیدیم که از رحیم زردکوهی به عنوانی یکی از الگوهای مبارزاتی خود یاد می شود.

دکتر الحسن عبدالرحمن واتارا، از نمادهای تواضع و ساده‌زیستی در میان رهبران حاکم بر مسلمین

دکتر الحسن عبدالرحمن واتارا، از نمادهای تواضع و ساده‌زیستی در میان رهبران حاکم بر مسلمین

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

رهبران زیادی در میان مسلمین را در تاریخ گذشته و حتی معاصر دیده ایم که به نشان داده اند هر کسی به هر میزانی که به اسلام نزدیکتر باشد به همان اندازه از تجملات دنیوی دور شده و برای آباد کردن قیامتش تلاش دارد. تصویری که از دکتر الحسن عبدالرحمن واتارا، رئیس‌جمهور ساحل عاج، در سرزمین وحی منتشر شده است، برای بسیاری از مسلمانان یادآور ارزش‌هایی است که اسلام بر آن‌ها تأکید دارد؛ ارزش‌هایی همچون تواضع، فروتنی، دوری از تکبر و بی‌اعتنایی به مظاهر تجمل و تشریفات دنیوی.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، دکتر واتارا از پذیرش اقامت در کاخ سلطنتی و بهره‌مندی از تشریفات ویژه خودداری کرده و ترجیح داده است همانند دیگر حجاج در فضای عمومی حج حضور داشته باشد.

حج، بزرگ‌ترین نمایش برابری امت اسلامی است؛ جایی که همه مسلمانان، فارغ از مقام، ثروت و جایگاه سیاسی، لباس احرام بر تن کرده و در برابر پروردگار خویش می‌ایستند.

الله متعال می‌فرماید:إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات/13) همانا گرامی‌ترین شما نزد الله، پرهیزگارترین شماست.

از این رو، ارزش انسان در نگاه اسلام به مقام و قدرت نیست، بلکه به تقوا، اخلاص و بندگی خداوند بستگی دارد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ.[1]هر کس برای الله فروتنی کند، الله او را بلندمرتبه می‌گرداند.

چنین رفتارهایی برای بسیاری از مسلمانان یادآور این حقیقت است که عزت و بزرگی در تواضع و بندگی الله نهفته است، نه در تشریفات و امتیازات ویژه.

یکی از نکات مورد توجه در این حضور، نبود حلقه‌های گسترده محافظان و کاروان‌های تشریفاتی است. این موضوع برای بسیاری این پرسش را ایجاد کرده که چگونه یک رئیس‌جمهور می‌تواند با چنین آرامشی در میان مردم حضور داشته باشد اما مولوی عبدالحمید با آنکه تنها خطیب یک مسجد است در میان مردم بلوچ و حنفی مذهب خود باید اینهمه محافظ داشته باشد؟

هواداران دکتر الحسن عبدالرحمن واتارا این وضعیت را نشانه‌ای از ثبات و امنیت کشور ساحل عاج و نتیجه سال‌ها مدیریت سیاسی و امنیتی می‌دانند. آنان معتقدند که ایجاد امنیت، عدالت و ثبات، زمینه اعتماد و آرامش بیشتری را در جامعه فراهم کرده است.

از عبدالله بن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: كُلُّكُمْ رَاعٍ فَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، فَالأَمِيرُ الَّذِي عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ، وَالرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ، وَالمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى بَيْتِ بَعْلِهَا وَوَلَدِهِ وَهِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ، وَالعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَيِّدِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ، أَلاَ فَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ. [2] هریک از شما مسئولید و دربارهٔ رعیت خود سوال می‌شوید، بنابراین امیری که بر مردم گمارده شده مسئول آنان است و دربارهٔ آنان سوال خواهد شد؛ و مرد مسئول خانواده‌ی خود است و دربارهٔ آنان سوال خواهد شد؛ و زن مسئول خانهٔ شوهرش و فرزند اوست و دربارهٔ آنان سوال خواهد شد؛ و برده مسئول مال آقای خود است و دربارهٔ آن سوال خواهد شد؛ پس بدانید که همهٔ شما مسئولید و همهٔ شما دربارهٔ رعیت خود مورد سوال و بازخواست قرار خواهید گرفت.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین وظایف هر حاکم، تأمین امنیت، عدالت و آرامش برای مردم است.

حج به مسلمانان یادآوری می‌کند که همه مقام‌ها و قدرت‌های دنیوی گذرا هستند و آنچه باقی می‌ماند، ایمان، تقوا و عمل صالح است.

برای بسیاری از مسلمانان، چنین صحنه‌هایی یادآور این حقیقت است که ارزش و کرامت انسان در بندگی الله، تواضع، عدالت و خدمت به مردم است. در سرزمین وحی، جایی که میلیون‌ها مسلمان در یک صف قرار می‌گیرند، مقام‌ها و تشریفات رنگ می‌بازند و تنها تقوا و اخلاص باقی می‌ماند. وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ (بقره/197)


[1]  الألباني، السلسلة الصحيحة 2328

[2] أخرجه البخاري (2554)، ومسلم (1829)، وأبو داود (2928)، والترمذي (1705)

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی انسانها در برهه ای از تاریخ قرار می گیرند که برای مسائل حساس خود لازم است از دیگران بشنوند یا اینکه خود بروند و با مطالعات دقیق به آگاهی های لازم دست پیدا کنند؛ اما در این جنگ 12 روزه و آشوبهای شهری دی ماه و جنگ رمضان 1404ش دارالاسلام ایران ما با چشم سر مواردی را دیدیم که شاید در گفار دیگران و مطالعات خود نمی توانیستیم تا این اندازه روح مطلب را لمس و درک کنیم به عنوان مثال:

  1. ما به این آیه و حدیث به عنوان مهمترین ابزار بازدارنده در برابر کفار محارب خارجی پی بردیم که الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تفسیر « قُوَّةٍ » می فرماید: ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ.[1] آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است.

این چیزی بود که ما با چشم سر دیدیم و هنوز در حال دیدن آن هستیم که کفار محارب و دشمنان داخلی ما از تیرهای ما می ترسند چه تیر اسلحه های شخصی چه تیر موشکها و پهبادها و… . مگر ندیدی؟

  • مورد دیگر به اتحاد جبهه ی مقاومت اسلامی و بخصوص به اتحاد مردم دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و حاکمیت بر دارالاسلام ایران برمی گردد که تمام معادلات آمریکا و صهیونیستها و شرکای عربی و اروپائی و منطقه ای آنها را به هم زد.

این دشمنان مردم ایران را در چند خائن آشوب طلب دی ماه 1404ش و مشتی فریب خورده دیده بودند و با محاسبات اشتباه چنین تصور کردند که با کشتن رهبریت و سایر سران بلند پایه ی حاکمیت می توانند زمینه را برای قدرت گیری این خائنین و اغتشاشگران فراهم کنند و کار حاکمیت ایران در 72 ساعت تمام شود اما متوجه شدند هم در مورد حاکمیت و هم در مورد مردم ایران دچار خطای محاسباتی شده اند هنوز نمی دانند چگونه از این خفت و شکست بزرگ خود را بیرون بکشند.

  •  نکته ی دیگر اینکه ما متوجه شدیم که در دارالاسلام ایران با «نظام» طرفیم نه با یک رهبر یا فلان مسئول نظامی و امنیتی که اگر حذف شود پس حاکمیت به هم می ریزد.

در این مورد مهم نه تنها پیامی برای کفار محارب خارجی دربر دارد بلکه برای گروهکهای به ظاهر اسلامگرای اهل بغی و احزاب سکولار و مرتد هم حاوی این پیام است که حتی اگر قدرت نظامی و امنیتی شما به اندازه ی آمریکا و صهیونیستها و ناتو و خائنین مرتد عرب حاشیه خلیج فارس برسد ( که هرگز به یک هزارم آنها نیز  نمی رسد)که همگی به صورت جبهه ای واحد و هماهنگ به دارالاسلام ایران حمله کردند، و حتی اگر به اندازه ی آنها هم موفق شوید که مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران را بکشید و به آنهمه مراکز حکومتی و زیرساختها نیز صدمه بزنید ( که هرگز نخواهید توانست) باز این حاکمیت با قدرت نظامی از بین نمی رود.

و این یعنی مهر باطلی بر مسیری که انتخاب کرده اید. هر چند مرتدین سکولار احمقتر از آنی هستند که در این زمینه ها از عقلشان استفاده کنند اما امیدوارم گروههایی اسلامگر چون انصارالفرقان سر عقل بیایند و به سرانجام کار خود بیاندیشند.

با تمام این احوال لازم است بگوئیم که امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که اختلافات مذهبی و فرقه‌ای را کنار بگذاریم و اولویت را به دشمن مشترک یعنی آمریکا به عنوان سر افعی بدهیم؛ و «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران/ ۱۰۳) با

«فالزمَ جماعَةَ المسلمينَ وإمامَهم» یعنی اهل جماعت شدن و در دارالاسلام در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کنیم و با « فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »[2] از تمام گروههای رنگارنگ دوری کنیم و با پیروی از منهج صحیح اهل سنت و جماعت در انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در هر سه بخش آن نیز فعال باشیم چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ.[3] هر گاه یکی از شما شاهد کار بد و منکری بود بر اوست (در صورت توان) از آن با دست  (با زور) جلو گیری کند، اگر نتوانست به زبان، واگر نتوانست  قلبا از آن عمل تنفر داشته باشد؛ واین ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است.

پس باید به رمزهای پیروزی بر دشمن توجه کنیم که در موارد قبلی به آن اشاره کردیم و با چشم سر هم در این مدت چند ماه گذشته دارالاسلام ایران آنها را به ما نشان داد و به این شکل دین الله را یاری دهیم و خود را مشمول کسانی قرار دهیم که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/ ۴۰)


[1]  الألباني، صحيح أبي داود 2514

[2]  الألباني، صحيح الجامع 2994

[3] ابن تيمية، مجموع الفتاوى 10/460

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

کاتب: محمد اسامه

عده ای می گویند که این تحمیلی رمضان 1404ش تماماً ضرر بود هر چند دارالاسلام ایران در آن برنده ی میدان شد اما همینکه دارالاسلام ایران به عنوان ابرقدرت نوین جهانی رونمایی شد خودش یکی از بزرگترین دستاوردهای این جنگ نه تنها برای دارالاسلام ایران بلکه برای تمام مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد دنیا بوده است.

به این شکل و در عصر ما، پس از قرن‌ها، شاهد ظهور دوباره عزت و اقتدار دارالاسلام هستیم. این ظهور به ویژه پس از “جنگ دارالاسلام ایران با جبهه ی آمریکائی – صهیونی» مشهود گشته است. این نبرد آشکارا نشان داد که دارالاسلام، در صورت عمل به فرامین الهی و رسولش یعنی حفظ وحدت در صفوف و تجهیز نظامی و تسلیحات جنگی همواره پیروز است. ان شاء الله.

جرقه افول و زوال «طاغوت اصلی زمان و سر افعی یعنی آمریکا» با این جنگ زده شد. شکست و نابودی این غول کاغذی اکنون به وضوح نمایان گشته و تمام اندیشمندان جهان نیز این حقیقت را درک کرده‌اند که آمریکا دیگر همان ابهت گذشته را ندارد. در این جنگ رمضان با دارالاسلام ایران، آمریکا فرعونیّت خود را از دست داده است.

در واقعیت، آنچه آمریکا را هنوز در منطقه سرپا نگاه داشته، صرفاً حمایت حکام خائن منطقه‌ای نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان و امارات متحده صهیونی است. وگرنه آمریکا از ضربه‌ای که خورده، هوش و قدرت حقیقی خود را از دست داده است. این خود گواه تاریخی از قدرت دارالاسلام و پیروزی اراده الهی است که در این عصر آشکار شده است.

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

کاتب: عبدالرحمن براهویی

موضع‌گیری اخیر شهباز شریف، نخست‌وزی پاکستان، در محکومیت حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های امارات متحده صهیونی، بار دیگر پرسش‌های جدی را در خصوص استقلال سیاسی و جهت‌گیری‌های راهبردی این کشور در قبال جهان اسلام و قدرت‌های بین‌المللی برانگیخته است.

حمایت تمام‌قد اسلام‌آباد از ابوظبی در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از ناظران، دولت‌های حاشیه خلیج فارس را مهره‌های اصلی پیشبرد سیاست‌های آمریکا و متحدانش در منطقه می‌دانند. از نگاه منتقدان، این اقدام پاکستان نه یک موضع‌گیری مستقل، بلکه نشانه‌ای از دنباله‌روی از سیاست‌های دیکته شده از سوی واشینگتن و تلاش برای جلب رضایت پایتخت‌هایی است که پیوندهای نزدیکی با تل‌آویو برقرار کرده‌اند.

در حالی که تهران اگر حمله ای انجام دهد اقدامات خود را پاسخی دفاعی و مشروع در قبال تهدیدات منطقه‌ای و تحرکات جبهه معارض می‌داند، محکومیت سریع این حملات توسط پاکستان، به عنوان جانبداری از جبهه‌ای تلقی می‌شود که امنیت خود را با منافع آمریکا و مزدوران عرب اطراف خلیج فارس گره زده است. این رویکرد، در تضاد با شعارهای همبستگی اسلامی با مسلمین است که مقامات پاکستان همواره بر زبان می‌آورند در حالی که با حکومت خائن آل سعود پیمان نظامی و امنیتی دارد.

بی‌شرمی سیاسی آنجا آشکار می‌شود که دولت پاکستان از یک سو تلاش می‌کند خود را به عنوان «میانجی» میان ایران و آمریکا معرفی کند و از سوی دیگر، در بزنگاه‌های حساس، به طور کامل در کنار جبهه مقابل ایران می‌ایستد. این رفتار دوگانه نشان می‌دهد که نقش میانجی‌گری اسلام‌آباد، بیش از آنکه با هدف حل منازعات باشد، ابزاری برای تعدیل فشارهای آمریکا بر خود و بازی در زمین قدرت‌های محارب است.

منتقدان بر این باورند که تبدیل شدن به «مزدور منطقه‌ای» برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی کوتاه‌مدت، نه تنها جایگاه پاکستان را در میان ملت‌های مسلمان تضعیف کرده، بلکه این کشور را به ابزاری برای تثبیت هژمونی آمریکا و امنیت دولت‌هایی بدل کرده است که مسیر سازش را برگزیده‌اند. این بی‌غیرتی سیاسی در قبال آرمان‌های اصیل اسلامی، هزینه‌های سنگینی برای اعتبار بین‌المللی اسلام‌آباد در میان نیروهای مقاومت خواهد داشت.

حمایت از دولت‌هایی که به آرمان‌های امت خیانت کرده‌اند، تحت پوشش «امنیت غیرنظامیان»، تنها پوششی برای خوش‌خدمتی به اربابان غربی است. تا زمانی که سیاست خارجی پاکستان از سایه نفوذ واشینگتن خارج نشود، سخن گفتن از میانجی‌گری صادقانه یا همبستگی با جهان اسلام، ادعایی بی‌اساس بیش نخواهد بود.

لازم به ذکر است که وزارت دفاع امارات متحده صهیونی در بیانیه ای نوشته است: سه پهپاد از سمت مرزهای غربی وارد حریم ما شده است! دو پهپاد با موفقیت رهگیری شدند، اما پهپاد سوم موجب آسیب به یک مولد برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه هسته‌ای براکه در منطقه الظفره شد.

از نظر جغرافیایی، کشوری که در سمت غرب امارات متحده عربی قرار دارد، عربستان سعودی است.

ضمن اینکه وزارت دفاع امارات این بار برخلاف بیانیه‌های قبلی، ادعای مستقیمی علیه ایران مطرح نکرده و گفته است که منشأ حملات در حال بررسی است.

بر اساس این گزارش برخی گمانه‌زنی‌ها می‌گوید که امارات احتمالاً عربستان را عامل حملات امروز می‌داند!

مولوی عبدالحمید و سهل انگاری و بازی با قواعد شرعی در مورد تنگه ی هرمز

مولوی عبدالحمید و سهل انگاری و بازی با قواعد شرعی در مورد تنگه ی هرمز

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قیچی کاری در شریعت الله صرفاً جهت عوام فریبی به کار می رود بخصوص اگر از سوی یک مبلغ یا خطیبی انجام شود که جایگاهی در میان مردم عوام داشته باشد و بخواهد به هر شیوه ای که شده این مردم عوام را نگه دارد و به اصطلاح عوام زده شده باشد.

مثلا عده ای بگویند که الله فرموده « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ» به نماز نزدیک نشوید و مثل علی اللهی ها و یزیدی ها و دروزی ها و نصیری ها و اسماعیلی ها و ذکری ها و… دست از نماز خواندن بکشند در حالی که اصل آیه این است که می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ (نساء/43)

 قواعد فقهی هم با با توجه به مفهوم کلی شریعت الله به کار برده می شوند و از منابع شرعی استنباط شده اند و باید با شریعت الله و با سایر قواعد فقهی مدیریت و کنترل شوند.

در این زمینه به مثالی اشاره می کنیم که مولوی عبدالحمید جهت نشان دادن خوش خدمتی به دشمنان ایران به قاعده ای اشاره کرد و طی آن خواستار باز کردن تنگه هرمز شد. این قاعده می گوید:

«القدیم یترک علی قدمه: هرمسئله ای در قدیم چه حکمی داشته باشد برآن باقی خواهد ماند»

مثلا:کسی قصد دارد که شخصی را از عبور و مروردر مسیری قدیمی منع کند؛یا از بردن آب در جوی آب قدیمی که از مزرعه او می گذرد منع کند؛یا از مصرف کردن آب در رود قدیمی که در مزرعه او هست مانع شود و دلیلش این باشد که این راه یا این جوی آب یا این رود خانه از ملک شخصی وی می گذرد ؛سخن وی قابل قبول نیست .به دلیل اینکه هرمسئله ای در قدیم چه حکمی داشته برآن باقی خواهد ماند ؛تا زمانی که دلیلی آورده شود و ثابت کند که بکارگیریش بتازگی بوده است نه در قدیم.

اما این قاعده با اصول و قواعد دیگری مدیریت می شود؛ به عنوان مثال با قاعده ی :

«الضرر لایکون قدیما؛ در ضرر، قدمت اعتبار ندارد».

یعنی حکم قدیمی بودن چیزی که در آن ضرر فاحش و واضحی است اعتبار ندارد.چون ضرر شرعا باید کنار گذاشته شود .

مثلا: کانال فاضلابی متعفن در معابر عمومی باشد و منشا آلودگی و ضرر باشد به خاطر آلودگی و ضررش می توان مانع عبورش شد هر چند در مسیری قدیمی واقع شده باشد.

یا عبور دشمنان از مسیری عمومی که عبور این دشمن به ضرر مسلمین تمام شود.

یا نگرفتن و بخشش حق و حقوقی که باعث صدمه دیدن و ضرر رسیدن به مومنین و تقویت دشمنان شود در حالی که قبلاً گرفته نشده باشد.

ای کاش مولوی عبدالحمید جامعتر و بر اساس فقه جامع اسلامی صحبت می کرد.

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

کاتب: محمد اسامه

لازم به ذکر آیات و احادیث و آراء فقهی نیست که شریعت الله در آنها از هر گونه کمک و اعانت به کفار محارب خارجی بر علیه مسلمین و از کمک به ظالم نهی شده و در عوض از مومنین خواسته شده با هر وسیله ی مشروعی در برابر ظالمین بایستند، چون این امری بدیهی برای هر مومنی و حتی برای هر انسان کافر آزاده ای است.

شریعت الله از اینکه مومنی با نصف کلمه ظالمی را کمک کند نهی کرده است چه رسد به اینکه سخنانی بگوید یا کاری انجام دهد که طی آن ظالمین تقویت شده و به دارالاسلام و مومنین ضربات بیشتری وارد کنند.

اگر به اثار امثال شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران نگاه کنیم حتی از دوختن لباس برای سربازان حاکم مسلمانی که دچار ظلم می شود نهی کرده اند و خیاط را شریک جرم این حاکم ظالم می دانند حالا چه رسد به طرح خواسته‌هایی چون «باز کردن تنگه هرمز» به عنوان یکی از برگ دارالاسلام ایران در برابر سیاست‌های دشمنانه و ظالمانه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای آنها که مصداق عینی اعانت و کمک به ظالم  و کفار محارب خارجی و خروج از معیارها و ارزشهای اخلاقی و دینی است.

 پس، اگر پُل و جاده ای برای قرنها مسیر عمومی بوده اما هم اکنون عده ای دزد و آدمکش قصد عبور از آن را داشته باشند آیا باید بر اساس قاعده ی «القدیم، یترک علی قدمه» کاری نکرد و اجازه داد این دزدان و قاتلین به اهداف خود برسند؟

هیچ انسان عاقلی با چنین استدلالی اجازه نمی دهد این ظالمین و دزدان و جنایتکاران با چنین شبهاتی به اهداف خود برسند و هر گونه سهل انگاری در این زمینه کمک و اعانت این مفسدین است.

مولوی عبدالحمید زمانی که بر اساس قاعده ی«القدیم یترک علی قدمه»  خواستار بازکردن تنگه هرمز و تقویت جبهه ی کفار محارب بر علیه دارالاسلام می شودباید این را نیز بیان می کرد که این قاعده با دلایلی مثل دفع یک ضرر بزرگتر یا محافظت از امنیت تغییر می کند.   

از شما می پرسم آیا با وجود تهدیدات جنایتکارانی چون آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و منطقه ای آنها بر دارالاسلام  و مردم ایران شرایطی پیش نیامده که استمرار وضع سابق تنگه ی هرمز، ضرر بزرگ‌تری برای مردم ایران ایجاد کند؟

بدون شک بستن راههای تجاری کفار سکولار قریش خدمات بزرگی به دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله کرد و باعث شد کفار سکولار قریش ذلیلانه پیمان حدیبیه را با حاکمیت مدینه ببندند و علاوه بر آن، زمانی که مسلمین فراری در اطراف دریاری سرخ قافله ها و مسیرهای قدیمی و دائمی کاروانهای تجاری کفار سکولار قریش و متحدین آنها را تهدید کردند، باز کفار سکولار قریش مجبور شدند بندی از صلح حدیبیه که طبق آن دارالاسلام می بایست فراری های مسلمان شده بعد از صلح را تحویل کفار دهد لغو کردند.

به نظر شما اگر کسی چون مولوی عبدالحمید می آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفت که این جاده ها و راههای تجاری از قدیم بوده و شما نباید آنها را تهدید کنید و ببندید و کالاهای آنها را نباید مصادره کنید یا همین سخنان را به مومنین موجود در اطراف دریاری سرخ به رهبری ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه می گفت صحابه رضی الله عنهم چگونه گردن او را به عنوان یکی از اعضای گروه منافقین می زدند؟

باید بدانیم که سخنان مولوی عبدالحمید تنها مصرف رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین دارد و تنها کسانی به این گنده گوئی های ضد شرعی او اهمیت می دهند که از شریعت الله و تاریخ مسلمین خبر ندارند و الله و پیامبر و امام مذهب آنها شده ماهواره ها و رسانه های مجازی دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمن تحت عنوان تحلیلگر و …

مولوی عبدالحمید سرسفره ی دارالاسلام ایران و بلندگوی دشمنان

مولوی عبدالحمید سرسفره ی دارالاسلام ایران و بلندگوی دشمنان

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

عده ای چون مولوی عبدالحمید وجود دارند که در منازل اشرافی زندگی کرده و از امکانات اشرافی برخوردار هستند به گونه ای که رهبر ایران برای درمان خود از کشور خارج نشد اما مولوی عبدالحمید برای یک دندان پزشکی ساده یا عمل جراحی ساده ای با صرف ملیاردها تومان به ترکیه و سایر کشورها مسافرت می کند.

با دیدن این اشخاصی که در چنین رفاهی به سر می برند اما دم از حمایت از مردم فقیر و مشکلات اقتصادی مردم می زنند و در عصری که فتنه‌ها از هر سو کیان امت اسلامی را نشانه گرفته‌اند، بازخوانی سیره امامان راستین و انطباق آن با مدعیان علم و دیانت، ضرورتی شرعی است. آنچه امروز در رفتار برخی مدعیان دیده می‌شود، با مبانی فقهی و اخلاقی اسلام در تضاد آشکار است.

الله جل جلاله کسانی را که به زیورهای دنیوی دل خوش کرده و از حال مساکین غافلند، برحذر می‌دارد و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (توبه/ ۳۴)

چگونه کسی خود را پیرو امام ابوحنیفه رحمه الله می‌داند و در چنین رفاهی زندگی کرده و نزد مردم نقش بازی می کند در حالی که آن امام بزرگوار از پذیرش اموال مشکوک سرباز می‌زد و با پارسایی زندگی می‌کرد؟ سیره امام احمد بن حنبل رحمه الله گواه است که ایشان حتی از قبول هدایای حاکمان ابا داشت تا مبادا دینش در گرو دنیا قرار گیرد. زندگی در قصرهای باشکوه و ملوکانه در شهری مانند زاهدان، در حالی که مردم مظلوم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند، با عدل عمری و زهد نبوی فرسخ‌ها فاصله دارد. عالم باید «وارث انبیاء» باشد، نه وارث مترفین و ثروتمندان.

به عنوان مثال در فقه اسلامی، حج بر کسی که توانائی دارد یک‌بار در عمر واجب است. تکرار هر ساله حج در حالی که هزاران زن و مرد مؤمن و تهیدست بلوچ سال‌ها در صف انتظار می‌سوزند، مصداق بارز «ایثار به نفس» نیست، بلکه بهره‌کشی از نفوذ سیاسی برای ترجیح خود بر دیگران است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّى یُحِبَّ لِأَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ» هیچ‌یک از شما مؤمن واقعی نیست مگر آنکه آنچه برای خود می‌پسندد برای برادرش نیز بپسندد. ترجیح دادن لذت حضور در سرزمین وحی برای بار دهم و بیستم بر حق اول یک پیرزن مؤمن، با کدام منطق فقهی سازگار است؟

رژیم آل‌سعود که امروز به «گاو شیرده» آمریکا و متحد پنهان صهیونیست‌ها تبدیل شده، با ترویج اسلام بی‌خطر و سکولار، در پی ضربه زدن به بیداری اسلامی است. همسویی با این جریان و تلاش برای سکولارسازی منطقه تحت لوای آمریکا، خیانتی است که چهره‌ی نفاق را در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ ش و تقابل دارالاسلام با جبهه کفر، بیش از پیش نمایان کرد.

کسی که در سفره‌ی امن دارالاسلام ایران نشسته و از امکانات این سرزمین بهره می‌برد، اما در بزنگاه‌های تاریخی به نفع دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام سخن می‌گوید، مصداق «مار در آستین» است. تاریخ اسلام همواره از ناحیه کسانی که شعار دین می‌دادند اما قلبشان با کافران بود، بیشترین ضربه را خورده است.

بر امت بیدار و جوانان مؤمن لازم است که فریب القاب و خطبه‌های فریبنده را نخورند. خطیبی که ثروتش از راه نامعلوم به دست آمده، زندگیش در تجمل غرق است و سیاستش در راستای منافع آل‌سعود و آمریکا و اپوزیسیون سکولار خائن و وطن فروش ایرانی است، نمی‌تواند راهنمای رستگاری باشد. بازگشت به سیره صادقانه علمای ربانی که در برابر ظلم و کفر ایستادند، تنها راه نجات است.

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

امر به قتال در آیه ۱۴ توبه و سایر آیات جهاد، تا زمانی که تهدید کفار محارب خارجی وجود دارد، فرض عین است. ابراز نگرانی از سلامتی کافر محارب، به معنای تضعیف روحیه جهاد و هم‌دلی با دشمن است. علمای اهل سنت و جماعت اجماع دارند که:

  • تولّی (به سرپرستی گرفتن) کفار محارب، ایمان را نقض می‌کند.[1]
  • محبت و دلسوزی برای دشمنان اسلام، از نشانه‌های نفاق است.[2]
  • هر کس از دشمنان اسلام بر علیه دارالاسلام حمایت کند یا نگرانشان باشد، از صف مسلمانان خارج شده است.[3]

 نظر علمای اهل سنت و جماعت در مورد هم‌پیمانی و دلسوزی برای کفار محارب بر علیه مسلمین و دارالاسلام:

امام شافعی رحمه الله می گوید: من والى كافراً أو أحبّه أو نصحه أو دعا له بالسلامة، فقد خالف أمر الله ورسوله، ولا يخلو ذلك من نقص في الإيمان.[4] هر کس کافری را به سرپرستی بگیرد یا او را دوست بدارد یا به او خیرخواهی کند یا برای سلامتیش دعا کند، از فرمان الله و رسولش صلی الله علیه وسلم تخلف کرده و این عمل از نقص در ایمان خالی نیست.

شیخ الاسلام ابن تیمیه حنبلی مذهب رحمه الله می گوید: موالات الكفار بالحب والنصرة والدعاء لهم تخرج من ملة الإسلام إذا كانت ظاهرة معلنة، وأما إذا كانت خفية فهي من كبائر الذنوب.[5] به سرپرستی گرفتن کفار با محبت و یاری و دعا برای آنان، اگر آشکار و علنی باشد از دایره اسلام خارج می‌کند، و اگر پنهانی باشد از گناهان کبیره است.

امام قرطبی رحمه الله در تفسیر آیه ۵۱ مائده می‌گوید: من أحب كافراً أو دافع عنه أو سعى في دفع الأذى عنه أو دعا له بالبقاء، فقد شاركه في كفره.[6]هر کس کافری را دوست بدارد یا از او دفاع کند یا در دفع آزار از او بکوشد یا برای بقایش دعا کند، در کفر او شریک شده است.

اقدام اردوغان و جولانی در ابراز نگرانی از سلامتی دونالد ترامپ (کافر محارب و قاتل مسلمانان)، بر اساس قرآن و سنت و اجماع علمای اهل سنت، حرام و نشانه ضعف ایمان و خیانت به امت اسلامی است. چنین عملی با وجوب جهاد و نفرت از دشمنان خدا قابل جمع نیست. بر مسلمانان واجب است از این افراد تبرّی بجویند و بیزاری کنند و آنان را به توبه و بازگشت به صف مؤمنان فراخوانند، مگر اینکه از این انحراف دست بردارند و به جهاد با دشمنان اسلام برگردند.


[1]  ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۸

[2]  تفسیر طبری در ذیل آیات سوره ممتحنه

[3]  شرح نووی بر صحیح مسلم، کتاب الإیمان

[4]  تفسیر فخر رازی، ذیل آیه ۵۱ مائده

[5]   مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۲۷

[6]  الجامع لأحكام القرآن

بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 

بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 


متن کامل پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (انفال، ۶۰)

با درود و صلوات بر پیامبر رحمت (ص) و با تبریک هفته معلم و گرامیداشت مقام شهدای مرزنشین، ما علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان به عنوان نمایندگان بخشی از امت همیشه در صحنه ایران، ضمن اعلام حمایت قاطع از تمامیت ارضی کشور، وضعیت خطیر منطقه را مورد بررسی قرار دادیم. متأسفانه در ماه‌های اخیر، شاهد تجاوزات آشکار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های دفاعی ایران اسلامی بوده‌ایم.

به درگاه الهی شکایت می‌بریم که برخی از حکام کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که سال‌ها مهمان سفره امنیت ایران بودند، امروز نه تنها دشمنی ما را کنار نگذاشتند، بلکه اجازه استفاده از خاک، فرودگاه‌ها، حریم هوایی و پایگاه‌های نظامی خود را در تجاوزات اخیر به آمریکا و رژیم صهیونیستی دادند. این اقدام همسایگان جنوبی، مصداق بارز «نقض حسن همجواری» و خیانت به امنیت جمعی منطقه است.

تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی نیست که هر دولت مهاجمی حق استفاده بی‌قید و شرط از آن را داشته باشد. تنگه هرمز در آغوش آب‌های سرزمینی و جزایر سه‌گانه ایران (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) قرار دارد و عرف و قانون به ما می‌گوید: مالک خانه، صاحب کلید است.

در شرایطی که دشمن از پهنه دریا، زمین و آسمان همسایگان به ما حمله می‌کند، بر اساس اصل «دفاع مشروع» و قاعده فقهی «لا ضرر و لا ضرار»، حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است که برای افزایش امنیت خود، تردد در تنگه هرمز را مدیریت کرده و از ورود هرگونه شناور جنگی یا تجاری مرتبط با کشور‌های متجاوز به خلیج فارس جلوگیری نماید.

این مدیریت، بستن تنگه به روی دشمن است، نه بستن تنگه به روی کل جهان. ما این اقدام را نه تجاوز، که دفاع پیشدستانه و افزایش امنیت ملی می‌دانیم.

ما علمای بلوچستان از تمامی مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران سه درخواست قطعی داریم:

۱. تغییر دائم مدل حکمرانی: مدل سابق حکمرانی در تنگه هرمز که بر اساس آن هر کشتی بدون توجه به وفاداری به دشمن عبور می‌کرد، هرگز نباید بازگردد. حکمرانی جدید باید بر مبنای «سیستم تردد هوشمند با اخذ مجوز از مراجع نظامی ایران» باشد.

۲. اخذ خسارت از همدستان متجاوز: تا زمانی که خسارات مادی و معنوی حملات آمریکا و اسرائیل (از جمله شهادت جمعی از مهندسان پهپادی سیستان و بلوچستان در حمله به پایگاه‌های شرق کشور) از کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که پایگاه خود را در اختیار متجاوزین گذاشتند، دریافت نشود، هیچ کشتی متعلق به آن کشور‌ها و متحدان صهیونیسم اجازه عبور از تنگه هرمز را ندارد.

۳. آمادگی مرزنشینان: ما اعلام می‌داریم که علما و طوایف اهل سنت در سواحل مکران، در صورت فرمان رهبری، برای پشتیبانی از نیروی دریایی سپاه و ارتش، آماده هرگونه همکاری لجستیکی و مرزبانی هستند.

تنگه هرمز رگ حیاتی نیست که یک طرفه خون ملت ایران را بمکد. این آبراه هدیه الهی به سرزمین پارس است. ملتی که هزاران شهید در راه عزت داده، حق دارد از این موهبت برای تأمین امنیت خود استفاده کند. ما از دولت و مجلس می‌خواهیم که قوانین الزام‌آوری برای الزام کشتی‌ها به اخذ “گذرنامه امنیتی جمهوری اسلامی ایران”تصویب کنند.

والسلام علی من اتبع الهدی