«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

کاتب: محمد اسامه

لازم به ذکر آیات و احادیث و آراء فقهی نیست که شریعت الله در آنها از هر گونه کمک و اعانت به کفار محارب خارجی بر علیه مسلمین و از کمک به ظالم نهی شده و در عوض از مومنین خواسته شده با هر وسیله ی مشروعی در برابر ظالمین بایستند، چون این امری بدیهی برای هر مومنی و حتی برای هر انسان کافر آزاده ای است.

شریعت الله از اینکه مومنی با نصف کلمه ظالمی را کمک کند نهی کرده است چه رسد به اینکه سخنانی بگوید یا کاری انجام دهد که طی آن ظالمین تقویت شده و به دارالاسلام و مومنین ضربات بیشتری وارد کنند.

اگر به اثار امثال شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران نگاه کنیم حتی از دوختن لباس برای سربازان حاکم مسلمانی که دچار ظلم می شود نهی کرده اند و خیاط را شریک جرم این حاکم ظالم می دانند حالا چه رسد به طرح خواسته‌هایی چون «باز کردن تنگه هرمز» به عنوان یکی از برگ دارالاسلام ایران در برابر سیاست‌های دشمنانه و ظالمانه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای آنها که مصداق عینی اعانت و کمک به ظالم  و کفار محارب خارجی و خروج از معیارها و ارزشهای اخلاقی و دینی است.

 پس، اگر پُل و جاده ای برای قرنها مسیر عمومی بوده اما هم اکنون عده ای دزد و آدمکش قصد عبور از آن را داشته باشند آیا باید بر اساس قاعده ی «القدیم، یترک علی قدمه» کاری نکرد و اجازه داد این دزدان و قاتلین به اهداف خود برسند؟

هیچ انسان عاقلی با چنین استدلالی اجازه نمی دهد این ظالمین و دزدان و جنایتکاران با چنین شبهاتی به اهداف خود برسند و هر گونه سهل انگاری در این زمینه کمک و اعانت این مفسدین است.

مولوی عبدالحمید زمانی که بر اساس قاعده ی«القدیم یترک علی قدمه»  خواستار بازکردن تنگه هرمز و تقویت جبهه ی کفار محارب بر علیه دارالاسلام می شودباید این را نیز بیان می کرد که این قاعده با دلایلی مثل دفع یک ضرر بزرگتر یا محافظت از امنیت تغییر می کند.   

از شما می پرسم آیا با وجود تهدیدات جنایتکارانی چون آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و منطقه ای آنها بر دارالاسلام  و مردم ایران شرایطی پیش نیامده که استمرار وضع سابق تنگه ی هرمز، ضرر بزرگ‌تری برای مردم ایران ایجاد کند؟

بدون شک بستن راههای تجاری کفار سکولار قریش خدمات بزرگی به دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله کرد و باعث شد کفار سکولار قریش ذلیلانه پیمان حدیبیه را با حاکمیت مدینه ببندند و علاوه بر آن، زمانی که مسلمین فراری در اطراف دریاری سرخ قافله ها و مسیرهای قدیمی و دائمی کاروانهای تجاری کفار سکولار قریش و متحدین آنها را تهدید کردند، باز کفار سکولار قریش مجبور شدند بندی از صلح حدیبیه که طبق آن دارالاسلام می بایست فراری های مسلمان شده بعد از صلح را تحویل کفار دهد لغو کردند.

به نظر شما اگر کسی چون مولوی عبدالحمید می آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفت که این جاده ها و راههای تجاری از قدیم بوده و شما نباید آنها را تهدید کنید و ببندید و کالاهای آنها را نباید مصادره کنید یا همین سخنان را به مومنین موجود در اطراف دریاری سرخ به رهبری ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه می گفت صحابه رضی الله عنهم چگونه گردن او را به عنوان یکی از اعضای گروه منافقین می زدند؟

باید بدانیم که سخنان مولوی عبدالحمید تنها مصرف رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین دارد و تنها کسانی به این گنده گوئی های ضد شرعی او اهمیت می دهند که از شریعت الله و تاریخ مسلمین خبر ندارند و الله و پیامبر و امام مذهب آنها شده ماهواره ها و رسانه های مجازی دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمن تحت عنوان تحلیلگر و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *