بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 

بیانیه و تاکید علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بر لزوم تداوم مدیریت و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط دارالاسلام ایران 


متن کامل پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (انفال، ۶۰)

با درود و صلوات بر پیامبر رحمت (ص) و با تبریک هفته معلم و گرامیداشت مقام شهدای مرزنشین، ما علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان به عنوان نمایندگان بخشی از امت همیشه در صحنه ایران، ضمن اعلام حمایت قاطع از تمامیت ارضی کشور، وضعیت خطیر منطقه را مورد بررسی قرار دادیم. متأسفانه در ماه‌های اخیر، شاهد تجاوزات آشکار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های دفاعی ایران اسلامی بوده‌ایم.

به درگاه الهی شکایت می‌بریم که برخی از حکام کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که سال‌ها مهمان سفره امنیت ایران بودند، امروز نه تنها دشمنی ما را کنار نگذاشتند، بلکه اجازه استفاده از خاک، فرودگاه‌ها، حریم هوایی و پایگاه‌های نظامی خود را در تجاوزات اخیر به آمریکا و رژیم صهیونیستی دادند. این اقدام همسایگان جنوبی، مصداق بارز «نقض حسن همجواری» و خیانت به امنیت جمعی منطقه است.

تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی نیست که هر دولت مهاجمی حق استفاده بی‌قید و شرط از آن را داشته باشد. تنگه هرمز در آغوش آب‌های سرزمینی و جزایر سه‌گانه ایران (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) قرار دارد و عرف و قانون به ما می‌گوید: مالک خانه، صاحب کلید است.

در شرایطی که دشمن از پهنه دریا، زمین و آسمان همسایگان به ما حمله می‌کند، بر اساس اصل «دفاع مشروع» و قاعده فقهی «لا ضرر و لا ضرار»، حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است که برای افزایش امنیت خود، تردد در تنگه هرمز را مدیریت کرده و از ورود هرگونه شناور جنگی یا تجاری مرتبط با کشور‌های متجاوز به خلیج فارس جلوگیری نماید.

این مدیریت، بستن تنگه به روی دشمن است، نه بستن تنگه به روی کل جهان. ما این اقدام را نه تجاوز، که دفاع پیشدستانه و افزایش امنیت ملی می‌دانیم.

ما علمای بلوچستان از تمامی مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران سه درخواست قطعی داریم:

۱. تغییر دائم مدل حکمرانی: مدل سابق حکمرانی در تنگه هرمز که بر اساس آن هر کشتی بدون توجه به وفاداری به دشمن عبور می‌کرد، هرگز نباید بازگردد. حکمرانی جدید باید بر مبنای «سیستم تردد هوشمند با اخذ مجوز از مراجع نظامی ایران» باشد.

۲. اخذ خسارت از همدستان متجاوز: تا زمانی که خسارات مادی و معنوی حملات آمریکا و اسرائیل (از جمله شهادت جمعی از مهندسان پهپادی سیستان و بلوچستان در حمله به پایگاه‌های شرق کشور) از کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس که پایگاه خود را در اختیار متجاوزین گذاشتند، دریافت نشود، هیچ کشتی متعلق به آن کشور‌ها و متحدان صهیونیسم اجازه عبور از تنگه هرمز را ندارد.

۳. آمادگی مرزنشینان: ما اعلام می‌داریم که علما و طوایف اهل سنت در سواحل مکران، در صورت فرمان رهبری، برای پشتیبانی از نیروی دریایی سپاه و ارتش، آماده هرگونه همکاری لجستیکی و مرزبانی هستند.

تنگه هرمز رگ حیاتی نیست که یک طرفه خون ملت ایران را بمکد. این آبراه هدیه الهی به سرزمین پارس است. ملتی که هزاران شهید در راه عزت داده، حق دارد از این موهبت برای تأمین امنیت خود استفاده کند. ما از دولت و مجلس می‌خواهیم که قوانین الزام‌آوری برای الزام کشتی‌ها به اخذ “گذرنامه امنیتی جمهوری اسلامی ایران”تصویب کنند.

والسلام علی من اتبع الهدی

کشتار شیعیان کوټه توسط داعش خدمتی به کفار آمریکائی و مرتدین سکولار محلی

کشتار شیعیان کوټه توسط داعش خدمتی به کفار آمریکائی و مرتدین سکولار محلی

 کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

داعش را باید با تفکرات شیخ محمد عبدالوهاب شناخت که در میان مسلمین به وهابیت شناخته شده است و خودشان به خودشان می گویند سلفیت؛ اما واقعیت این است آنها را باید «نجدیت» نامید چون در اساس به فکر خودشان می گویند«الدعوة النجدیة».

این تفکر دیروز در کویته مرتکب کشتار شیعیان شد که از زمان پیدایش محمد بن عبدالوهاب تا کنون جریان داشته است. در حالی شیعیان را مورد هدف قرار داد که آمریکائی ها در بلوچستان پاکستان پایگاه دارند و حکومت مرتد پاکستان هم هست و  احزاب سکولار و مرتد BLA که بلوچهای ایالت بلوچستان پاکستان هستند نیز چند وقت قبل چند نفر از افراد داعش را ترور کردند و دشمنی آشکار خود را با داعش اعلام کرده اند. با این وجود این مرتدین از دست داعش در امان هستند اما شیعیان بی سلاح و غیر نظامی نه. شما اسم این جنایت بزدلانه را چه می گذارید؟

نزدیک به دو قرن پیش، منهجی در نجد ظهور کرد که به جای مقابله با استعمار و کفار خارجی انگلیسی، نوک پیکان حملات خود را متوجه مسلمانان کرد. محمد بن عبدالوهاب با برداشتی سطحی و نادرست از مفهوم «شرک و مشرک»، سرزمین وحی را به خون مسلمانان آغشته کرد و پیروان این منهج، علمای بزرگ حنفی، حنبلی، مالکی و شافعی را در مکه و مدینه تکفیر کرده و قتل آنان را مباح شمردند.

به بهانه مبارزه با شرک و مشرکین، به کشتار اهل قبله پرداختند، دز حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ . من مأمورم با مردم بجنگم تا زمانی که شهادتین بگویند؛ پس هرگاه چنین کردند، خون و مالشان در امان است.

در حالی که نجدیت به کانون تکفیر تبدیل شده بود، استعمار پیر انگلیس از این ایدئولوژی برای تجزیه جهان اسلام استفاده کرد. در دوران حاکمیت عثمانی که نماد وحدت سیاسی مسلمانان بود، جریان نجدیت و آل‌سعود با حمایت تسلیحاتی و سیاسی انگلیس، پیکر امت اسلامی را پاره‌پاره کردند تا راه برای سلطه غربی‌های کافر محارب بر منابع منطقه باز شود.

آتش این انحراف منهجی در نجد خاموش نماند و در قرن اخیر به سراسر جهان اسلام سرایت کرد. از کشتارهای دهه ۹۰ در الجزایر گرفته تا فجایع شام (سوریه)، عراق، لیبی، یمن، چچن و افغانستان؛ همه جا رد پای تکفیر نجدی دیده می‌شود. این جریان با متهم کردن مسلمانان به شرک و مشرک، قدرت دفاعی امت را از درون نابود کرد و بهترین جوانان مسلمان را در جنگ‌های داخلی به کام مرگ فرستاد.

علاوه بر این، یکی از اساسی‌ترین لغزش‌های منهج نجدی، ناتوانی در تمایز بین گروه‌های مختلف کفار است.  الله در جاهای مختلفی میان کفار مشرک با سایر کفار فرق گذاشته است و به عنوان مثال در این آیه مرزها را روشن کرده است: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.(حج/17)

مشرکین سکولارهای امروز هستند و  «مشرکین» گروهی جداگانه از کفار اصلی هستند. آن‌ها حاکمیت خدا را نفی کرده و انسان یا ایدئولوژی‌های مادی را جایگزین خدا و قوانین الله کرده‌اند.

مصیبت بزرگ اینجاست که نجدی‌ها مسلمانان را مشرک (سکولار) می‌نامند و به صورت خودکار مسلمین را تکفیر می کنند، اما در برابر صهیونیست‌های سکولار و قدرت‌های مشرک غربی  به رهبری آمریکا  که دشمن واقعی هستند، راه سازش در پیش می‌گیرند. در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم هشدار داده است که : أَیُّمَا رَجُلٍ قَالَ لأَخِیهِ یَا کَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا . هرگاه کسی به برادر مسلمانش بگوید «ای کافر»، این کفر به یکی از آن دو بازمی‌گردد.

وظیفه هر مسلمان، تأسی به سیدنا ابراهیم علیه السلام در برائت از مشرکین و احزاب سکولار آن‌هاست: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ(ممتحنه/ ۴) برای شما در ابراهیم و یارانش الگوی خوبی بود؛ آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه جز خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما به شما کافریم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی آشکار شده است، تا وقتی که به خدای یگانه ایمان بیاورید.

منهج محمد بن عبدالوهاب با آدرس غلط دادن به امت، «دوست» (مسلمانان) را «دشمن» (مشرک) معرفی کرد و «دشمن واقعی» (سکولاریستهای خارجی و داخلی) را در سایه امن قرار داد. امروز بر هر مسلمان آگاهی واجب است که از این منهج تکفیری برائت جسته و نوک پیکان جهاد و برائت خود را به سمت مشرکین واقعی (سکولاریستهائی چون آمریکا و اسرائیل و مرتدین سکولار داخلی) نشانه رود، نه برادران مسلمان خود در هر مذهبی که باشند.

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

کاتب: محمد اسامه

حکومت دست نشانده ی پاکستان که حتی حقوق نظامی ها و نیروهای امنیتی خود را از آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود دریافت می کند و مجری پروژه های امنیتی و نظامی آمریکا در این بخش از سرزمینهای اسلامی است، مدتی قبل از شروع جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، با حکومت خائن و مرتد آل سعود نیز پیمان امنیتی و دفاع مشترک بست.

همه ی ما در طول چند دهه ی گذشته متوجه شده ایم و حتی عده ای از نزدیک و به صورت میدانی تجربه کرده اند که قدرت دارالکفرهای اصلی اشغالگر آمریکائی و ناتو و صهیونیستها و امثالهم تنها در نیروی هوائی است و در جنگ زمینی همیشه در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر کفار منهجی و عقیدتی چون کفار کمونیست ویتنامی شکست خورده اند.

بر این اساس، در جنگ زمینی ، خائنین و مرتدین داخلی به همراه فریب خورده های فکری به عنوان بزرگترین بازوی زمینی این کفار محارب و اشغالگر خارجی به کار گرفته شده اند که نزدیکترین نمونه ی آن را در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی دیدیم.

هم اکنون و در جنگ رمضان 1404ش که آمریکا و صهیونیستها در جنگ هوائی دچار شکست فاحشی در برابر دارالاسلام ایران شده اند و نه آمریکا و صهیونیستها بلکه حاکمیتهای خائن عرب نیز توان جنگ زمینی بر علیه دارالاسلام ایران را ندارند، مرزهای ایران و پاکستان در حکم تنگه ی پشت سر مجاهدین در غزوه ی اُحُد در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد.

با آنکه احزابی سکولار و بلوچ قومیت گرایی چون BLA و یا گروههایی چون TTP در پاکستان و ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارند که با حکومت دست نشانده ی پاکستان و مزدوران آنها چون جیش العدل و… در حال جنگ هستند با این وجود خطر تکرار سناریوی جنگ افغانستان و گروههای 7گانه ی پیشاور تحت حمایت پاکستان به بهانه های مذهبی و حتی قومیتی برای ایران هم وجود دارد.

بر این اساس، و به صورت کلی می توانیم بگوئیم که مرزهای دارالاسلام ایران با دارالکفرطاری پاکستان و نیروهای در کمین نشسته ی موجود در پاکستان، ظرفیت تکرار سناریوی گروههای 7گانه ی پاکستان و تنگه ی اُحُد برای دارالاسلام ایران را دارد.

در این میان، اهل سنت و جماعت باید مواظب دارودسته ی منافقین باشند که با ادبیاتی شبه اسلامی و شبه جهادی سعی دارند در این فتنه برای کفار محارب اصلی و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی عده ای از اهل سنت را با شعارهای جهادی هیزم این جنگ کنند همچنانکه دهها خائن چون جولانی این کار را انجام داده اند.

اینها دسته هائی از مفسدین داخلی هستند که أبومحمدالجويني از شیخ الاسلام ابن تیمیه روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[1]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

اهل سنت و جماعت به صورت عام و حنفی مذهبهای بلوچستان به صورت خاص لازم است هوشیار باشند که این خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند و در واقع در همان جبهه ی کفار سکولار بر علیه دارالاسلام فعالیت دارند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…»..

رهبران این گروه منافقین که ممکن است عده ای مسلمین و مومنین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده باشند کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …»

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سخنان زیبای شبیه شریعت آنها تعجب می کرد باید این را نیز بپذیریم که در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ به همین دلیل دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی و قومیتی و شعارهای اقتصادی و … دور خود جمع کرده اند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ای مسلمین، ای اهل سنت و جماعت:

بدانید که در این دو جبهه ای که در یک طرف آن کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی قرار دارند و در طرف دیگر آن دارالاسلام ایران و گروههای جهادی همسو با آن قرار گرفته اند، حتی اگر با یک کلمه از این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی حمایت کنید و موجب تقویت جبهه ی این کفار محارب بر علیه دارالاسلام ایران و مومنین شوید از دایره ی اسلامی خارج شده و مرتد می شوید هر چند تمام عبادتهای شخصی دیگر ار نیز انجام دهید. این منهج اهل سنت و جماعت است که توسط تمام ائمه ی مذاهب اسلامی ما بیان شده است .

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهید مواظب سخنان و اعمالت باش.


[1] ابن تیمیه، الصارم المسلول على شاتم الرسول (2/328 – 339)

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

کاتب: فضل احمد هراتی

به عنوان کسانی که خود را همچون بلوچها پیرو مذهب ابوحنیفه و اهل سنت و جماعت می دانیم و قرآن نیز کلام الله و متعلق به تمام مومنین جهان است از مولوی عبدالحمید زاهدانی با صراحت می‌پرسیم شما که در حوادث اخیر، از اغتشاشگرانی حمایت کردید که با پشتیبانی رسانه‌ای و سیاسی آمریکا و اسرائیل به صحنه آمدندهمان افرادی که به قرآن کریم اهانت کردند، کلام‌الله را به آتش کشیدند و به مقدسات اسلامی جسارت ورزیدند حکم شرعی این اعمال از نظر شما چیست؟

آیا اهانت به قرآن کریم را جرم شرعی می‌دانید یا خیر؟ و سوزاندن کلام‌الله را مصداق آزادی بیان می‌شمارید یا هتک حرمت دین؟و بر اساس فقه اهل‌سنت و جماعت، این رفتار را گناه ساده می‌دانید یا عملی که با اصل ایمان در تعارض آشکار است؟

اگر مدعی پایبندی به فقه اهل‌سنت هستید پس بفرمایید چرا در برابر اهانت علنی به قرآن کریم سکوت کردید اما در برابر اجرای قوانین مبتنی بر شریعت، زبان اعتراض گشودید؟

این پرسش، سیاسی یا شخصی نیست بلکه سؤال صریح فقهی و اعتقادی است.

به صورت صریح جواب بدهید چون در میان سلف صالح رایج است که علما در امور عقیدتی با مواضع مبهم شناخته نمی‌شوند بلکه با دفاع روشن از قرآن، شعائر الهی و حدود شریعت سنجیده می‌شوند.

پاسخی به چند شبه سکولاریستها (2)

پاسخی به چند شبه سکولاریستها (2)

به قلم:  الکوردی. شافعی

افزایش سطح توقعات و تجمل گرایی: آنچه که در این کانالها و سریال ها  بصورت نامحسوس بسیار مورد توجه قرار میگیرد تجمل گرایی و عیش و نوش است.آپارتمانها و اتومبیل های آنچنانی و ریخت و پاش های زیادی.یعنی بطور غیر مستقیم مردم را تشویق به اینگونه زندگی میکنند و این به نوبه ی خود سطح انتظارات دختران از پسران را بالا میبرد و آنهایی که قادر به تامین این زندگیها نباشند نمیتوانند زن بگیرند و به سمت خلاف کشیده میشوند.حال آنکه اسلام بشدت از تجمل گرایی نهی کرده و مردم را تشویق به ساده زیستی می نماید.خود پیغمبر صلی الله علیه و سلم , خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین زندگی ساده ای داشته اند با وجودیکه میتوانستند بسیار زندگی ثروتمندانه ای را برای خود ترتیب دهند پس حتما حکمتی در آن وجود داشته است.پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامیکه معاذ بن جبل رضی الله عنه را به سمت یمن فرستاد به ایشان چنین توصیه میکند” إِيَّاكَ وَالتَّنَعُّمَ؛ فَإِنَّ عِبَادَ اللهِ لَيْسُوا بِالْمُتَنَعِّمِينَ”( مسند امام احمد) از خوشگذراني و غرق شدن در رفاه بپرهيز که براستي بندگان خدا خوشگذران نيستند.

زماني که امت اسلام در خوشگذراني و رفاه طلبي غرق شود و در برخورداري دائم از امکانات زندگي باشد، بر ديباج و حرير بخوابد و زرق و برق تمدن غربي چشمهايش را خيره کند، بسرعت عقب مينشيند و در مقابل هجوم دشمنان تسليم ميشود و بزودي آتش صبر و مقاومت و جهاد در او رو به خاموشي مينهد، سقوط اندلس سند تاريخي نه چندان دوري بر اثبات اين ادعاست.

پيامبر عزيز و ارجمند ما-که سلام و درود خدا بر او باد- بهترين الگوي ما مسلمانان براي زندگي آميخته با زهد و سادگي است، آن پيامبر گرامي در تمامي جنبه ها چه در پوشش و چه در غذا و مسکن، اسوه اي کامل و تمام عيار هستند که بايد تمامي نسلهاي مسلمان به ايشان تأسي کنند و در طريقي که با نور وصاياي ارزشمند آن حضرت روشن شده است، گام بردارند تا همواره آماده براي برخورد با حوادث مختلف حيات خويش بوده، براي تحمل هر مصيبتي که در زندگي پيش ميآيد، بالاترين توانايي را داشته باشند

عادی سازی منکرات: “قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ…”(اعراف\33) (اي پيامبر)بگو: خداوند كارهاي زشت و نابهنجار (مانند زنا و شراب خواري و …) را خواه آشكارا انجام پذيرد يا پنهان حرام گردانيده است…

اوایل که تازه این کانالهای سکولار آغاز به کار کردند مردم بی نهایت شاکی بودند چون هنوز تحمل این برنامه ها برایشان سخت بود و نمیتوانستند قبول کنند خانواده یشان به تماشای این صحنه های زشت بنشینند اما با گذشت زمان از حساسیت ها کاسته شد و چه بسا خانواده هایی که دست جمعی به تماشای این برنامه های مبتذل می نشینند و این دقیقا هدفی بود که دشمن دنبال می کرد یعنی حساسیت زدایی تدریجی.

بدن انسان نسبت به بوی بد حساسیت دارد اما اگر مدت زمانی در معرض آن بو قرار گیرد به آن عادت میکند و دیگر آن را احساس نمیکند داستان مردم ما نیز همین است برای مدت زیادی به تماشای این برنامه ها نشسته اند و اکنون  متاسفانه زیادند کسانیکه برایشان مهم نیست ناموسشان چگونه لباس میپوشد با چه کسانی نشست و برخاست دارد چه موقع میرود و چه موقع می آید.از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است “إِنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإِيمَانِ، وَإِنَّ الْبَذَاءَ مِنَ النِّفَاقِ”. همانا غیرت از ایمان است و بی غیرتی از نفاق است. همچنین خیانت کردن به همسر و زیر پا گذاشتن قانون ازدواج و افزایش آمار طلاق یکی از دلایلش همین برنامه ها میباشد.

دین را خرافاتی نشان دادن: در این برنامه ها دین رسم و رسومی است برای مراسم تدفین و خاکسپاری و  همراه با یکسری اعمال خرافه نشان داده میشود و افراد پایبند به اصول شرعی را افرادی خرافاتی نشان میدهند العیاذ باالله.حال آنکه دین داری یک امر فطری است و دین در کل زندگی انسان مومن  و در رفتار و گفتار و پندارش تاثیر میگذارد.

پس ای برادر و خواهر مسلمان به راه حقیقی زندگی و سنت پیغمبر صلی الله علیه و سلم و صحابه و سلف صالح امت برگردید و فریب این شیطان پرستان را نخورید.در راه الله به جهاد برخیزید و با هر وسیله ای بر آنان بتازید که همانا بیشترین ترس آمریکا و هم پیمانانش از بیدارشدن جوانان مسلمان و امت اسلامی است.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

امروزه رقابت برای به دست آوردن مال دنیا بین عده ای تبدیل به آفتی شده است که نه تنها قناعت را از بین برده بلکه آرامش را نیز در این ایین عده از بین برده است. یعنی با آنکه به آسایش قابل توجهیی دست پیدا کرده اند اما آرامش ندارند.

عقبه بن عامر رضى الله عنه  می گوید:  روزی ، رسول الله صلي الله عليه وسلم بيرون رفت و بر شهدای احد ، نماز جنازه خواند. سپس برگشت و بالای منبر رفت و فرمود: من روز قیامت جلوتر از شما خواهم بود و براي شما  گواهي خواهم داد. به الله سوگند ، همین حالا حوض خود (كوثر) را مي بينم. و كليدهای  تمام خزانه های  روی زمين، به من داده شده است و به الله سوگند، ترس من از این نیست که شما بعد از من مشرك شويد، بلكه از اين می  ترسم كه شما برای  بدست آوردن مال دنیا ، به رقابت برخیزید. (بخاری – ١٣٤٤)

آنچه باعث می شود شخص به این بیماری آلوده نشود کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی است؛عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:هیچ گاه انسانی دانشمند نمی‌ شود مگر آنکه به بالاتر از خود حسد نورزد، و به پايین‌ تر از خود در علم بسنده نکند، و در مقابل علم خود از کسی مزدی دریافت نکند (فرائد الکلام، ص 135).‏

و می گوید: تفقّهوا قبل أن تسودوا (فتح الباري1/ 199)‏ علم را فرا گیرید قبل از این که سردار شوید.

و می گوید: موت ألف عابد أهون من موت عالم بصير بحلال الله وحرامه (مفتاح دار السعادة1/121)‏ مرگ هزار عابد آسانتر از مرگ یک عالم آگاه به حرام و حلال الله است.

کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی، یعنی کسب هدایت و دور شدن از آفتهای درونی؛ بنابراین هر آنکس علم بیشتری نسبت به دینش داشته باشد، به هدایت نیز نزدیکتر است و احتمال اغوای او توسط شیاطین، جن و انس کاهش می‌یابد، از اینرو کسب علوم شرعی راه خوبی برای حفظ ایمان و خصلتهای پسندیده ای چون قناعت و عزت نفس و … است.

ایبن قییم رحمه الله می گوید: كل ما كان في القرآن من مدح للعبد فهو من ثمرة العلم، وكل ‏ما كان فيه من ذم للعبد فهو من ثمرة الجهل (مفتاح السعادة 1/ 108)

هر جا در قرآن از عبدی مدح و تمجید شده است بخاطر ثمره ‏علم (او) بوده است، و هر جایی که در قرآن بنده ای مورد ذم و سرزنش قرار گرفته، به دلیل ثمره ‏جهل (او) بوده است.‏

امروزه هم اکثر انحرافات عقیدتی و رفتاری به دلیل جهل افراد به «العلم» است و تنها دسته ای اندک هستند که ضمن آگاهی، دچار این انحرافات می شوند.

دشمنان داخلی و خارجی ما بر این جهالت مردم ما انگشت گذاشته اند و از این جهالت مردم ما بهره برداری می کنند.

با تنها دعا کردن این احزاب مختلف بلوچ و گردنه گیرها تمام نمی شوند

با تنها دعا کردن این احزاب مختلف بلوچ و گردنه گیرها تمام نمی شوند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

عده ای ایراد می گیرند که تا کی قرار است این گروههای مختلفی که هر چند وقت یکبار ترورهایی انجام می دهند و باعث اینهمه ناامنی در بلوچستان شده اند از بین بروند؟ ما که اینهمه دعا می کنیم چرا الله اینان را از بین نمی‌برد، بیشتر از 30 سال است که دارند ظلم و جنایت می کنند و…

 برای از بین بردن هر منکری باید اسبابش فراهم شود، الله جل جلاله جهت مجازات عمومی قومی ممکن است با طوفان یا سیل یا زلزله و رعد و برق همه را عذاب دهد اما جهت از بین بردن منکرات میان هر قومی، خود آن قوم باید دست به کار شوند.

امروزه احساسات قوم گرائی و نژاد پرستی باعث شده است که عده ای از مردم ما به حاکمیت ایران جهت از بین بردن منکرات مراجعه نکنند، منکراتی که در تمام دنیا تنها از کانال حاکمیت از بین می روند و کار افراد به تنهایی نیست.

پس تو خودت یاریگر ایین مفسدین هستی دیگر انتظار داری الله چه چیزی را از تو دور کند؟

تو خودت با تماشاچی بودن و دوری کردن از اسباب از بین بردن این ناامنی ها این مفسدین را پشتیبانی میکنی و با سکوتت آنها حمایت و بالا میبری

برو خانواده و عمو و عمه و دایی و دایی زاده و عمه و خاله زاده و عموزاده ها رو از کنارشون بیار بیرون، از کانال ها و محل های حمایت و تبلیغات انان و ..ببینید چه کسانی برای آنان می‌ماند تا آنان را حمایت و پشتیبانی کند

خودتون آنان را نگهداشتین، بعد میخواهید الله آنان را نابود کند!

تو خودت آنان را نگهداشتی، پس انتظار نداشت باش الله آنان را از بین ببرد

یعنی شما باید با توکل به الله و مقابله با آنان ، تغییر ایجاد کنید تا الله شما را حمایت کند، بعد مثل تمام کشورهای دنیا با بهره گیری صحیح از مراجع ذی صلاح قانونی و امنیتی در داخل کشور جهت خشکاندن این مفسدین به پیش بروید و بی طرف و نظاره گر نشوید.

سکوت شما باعث عادی شدن این منکرات می شود چنانکه امام اوزاعی می گوید: «إذا ظهرت البدع، فلم ينكرها أهل العلم صارت سنة».

اگر بدعت ظاهر شد و نمایان شد و هیچ کسی از اهل علم، به مخالف آن بر نخواست و انکار نکرد پس نزد مردم، می‌شود سنت.

مگر نمی بینی کشت و کشتار و نا امنی در میان بلوچها چگونه عادی شده است؟

پدر و جایگاه آن در خانواده

پدر و جایگاه آن در خانواده

کاتب: دکتر أسامه زیدان

 مترجم: فریبا کریم‌نژاد

زنِ خوب؛ زنی‌ است که شوهر خود را گرامی می‌دارد و در جلوی فرزندانش او را تکریم می‌کند و نیز ارزش پدر و منزلتش را در خانه در دل فرزندان خود نهادینه می‌سازد تا محبت و احترام آن‌ها نسبت به پدرشان بیشتر شود و با گذشت زمان نیز احترام‌شان نسبت به او بیشتر می‌شود.

این جمله علی‌رغم سادگی، نقش بسیار مهم زن در تحکیم جایگاه شوهر در داخل خانواده را برجسته می‌سازد.

پس دقت کن دختر عزیزم:

که یک همسر خوب، احترام و قدردانی خود نسبت به شوهرش به‌ویژه در مقابل فرزندانش را آشکارا نشان می‌دهد. این رفتار نه تنها بیانگر عشق و احترام است، بلکه نشان‌دهنده‌ی ارزش‌های اخلاقی است که در فرزندان خود القا می‌کند.

وقتی بچه‌ها می‌بینند که مادرشان به پدرشان احترام می‌گذارد و از او قدردانی می‌کند، از طریق همین مثال عملی، اهمیت جایگاه پدر در خانواده را می‌آموزند و در نتیجه احساس اهمیت به نقش پدر و احترام به او در آن‌ها تقویت می‌شود.

احترام به شوهر در مقابل فرزندان سبب می‌شود که پدر در نظر آن‌ها بزرگ‌تر و مهم‌تر جلوه کند. بنابراین پدر در نزد آن‌ها به یک الگو و فردی شایسته‌ی احترام و قدردانی تبدیل می‌شود.

خلاصه، زنی که همسر خود را در مقابل فرزندانش گرامی می‌دارد، در تربیت نسلی که به والدین خود احترام می‌گذارند و قدردانشان هستند کمک می‌کند، که در نهایت منجر به خانواده‌ای منسجم و هماهنگ‌تر می‌‌شود.

اهل جماعت شدن را حکیمانه و به تدریج آموزش بده

اهل جماعت شدن را حکیمانه و به تدریج آموزش بده

کاتب: محمد اسامه

اکثریت مطلق مسلمانانی که خودشان را اهل سنت و اهل جماعت می نامند بر اساس احادیث رسول الله صلی الله علیه و سخنان ائمه ی مذاهب خود نمی دانند اهل جماعت شدن یعنی چه؟

اکثریت مطلق این مردم خیال می کنند اهل جماعت شدن یعنی نماز ها را در جماعت خواندن، و عده ای هم خیال می کنند یعنی همفکران خودشان!

اما «اهل جماعت شدن» یعنی در دارالاسلام در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کردن و از تفرق و فرقه بازها دوری کردن.

در این مفهوم ساده اما مهم و اساسی یک کافر اهل ذمه هم می تواند اهل جماعت شود و بر اساس پیمانی که با دارالاسلام دارد به زندگی خودش ادامه دهد؛ به همین شکل تمام مسلمین با تمام مذاهب و تفکراتیی که دارند می توانند اهل جماعت شوند و در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کنند.

امروزه گفتن همین مفهوم برای ما در دارالاسلام ایران که مذهب حاکمه با مذهب ما تفاوتهای جزئی دارد تبدیل به یک معضل شده است؛ به همین دلیل باید با استناد به احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و آراء صحابه رضی الله عنهم اجمعین و ائمه ی مذاهب اسلامی این اصطلاح و مفهوم را برای مردم به تدریج و با صبر روشن و تبیین کرد.

ابن مسعود رضي الله عنه میفرماید : شما برای قومی سخنانی می‌گوید و آنان درک آنان سخنان را ندارند و آن سخن می‌شود فتنه برای برخی از آنان.

همچنین امیر المومنین علی رضی الله عنه در صحیح بخاری میفرمایند : برای مردم به اندازه عقل و فهم آنان سخن بگوید. که می‌توانند بفهمند آیا میخواهید به الله و رسولش دروغ ببندید

یعنی بگویند چنین نیست و آنان چنین نگفتند، چون برخی مسائل در همان ابتدا برای عوام اصلا قابل فهم نیست و حتی مفاهیمی از این دست برای طلاب علم هم قدم قدم برای آنان بیان می‌شود؛پس در هر جا و مکانی هستید بنگرید، فهم و درک جمع در چه سطحی است و در همان مقدار سخن بگوئیم.

الله جل جلاله بعد از ایمان و زمانی که دارالاسلام وجود دارد مومنین را به هجرت و «اهل جماعت شدن» امر می کند، پس یاد دادن اهل جماعت شدن به مومنین یک اولویت است اما با صبر و حوصله و حکیمانه.

مختصر ی در شناخت فرقه دیوبندیت وفرقه بریلویت

مختصر ی در شناخت فرقه دیوبندیت وفرقه بریلویت

به قلم: عبدالرحمن براهویی

در مورد دیوبندیه و بریلویه که بسیاری از مولوی ها حنفی مذهب خود را به آنها منسوب می کنند مطالب زیادی گفته شده است که به صورت مختصر اطلاعاتی از این جریانات و فرقه ها در اختیار شما قرار می دهم:

رهبر وبنیان گذار فرقه دیوبندی: صوفی محمدقاسم نانوتوی چشتی

تقسیمات اجمالی  فرقه دیوبندیه:

  1. فرقه دیوبندی حیاتی
  2. فرقه دیوبندی مماتی
  3. فرقه رایوندی(جماعت تبلیغ )
  4. فرقه دیوبندی پُرچمنی
  5. وچند فرقه  کوچک دیگر.

رهبروبنیان گذار فرقه بریلوی : صوفی احمد رضا خان بریلوی (اصلیت افغانی از ولایت قندهار).

تقسیمات اجمالی فرقه بریلویه :

  1. فرقه  رضوی
  2. فرقه منهجی
  3. فرقه عطاری
  4. فرقه سیفی

البته به دلیل وجود حکومت سکولار چرکستان در پاکستان این فرقه ها به دهها فرقه ی ریز دیگری تقسیم شده اند و هر کدام برای خود عده ای را جمع کرده و به شکم چرانی بر این عده مشغول هستند و تحت آزادی های فردی که در نظامهای سکولار دموکراسی خواه وجود دارد هر کسی می تواند هر ادعایی داشته باشد حتی ادعای پیامبری و خدایی و برای خودش گله ای هم جمع کند.