سکوت ننگین «خواص»(همچون مولوی عبدالحمید)  در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش در منهج اسلامی

سکوت ننگین «خواص»(همچون مولوی عبدالحمید)  در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش در منهج اسلامی

کاتب: محمد اسامه

شکی نیست که می توانیم با استناد به مواردی چون سوره ی روم بگوئیم در جنگ بین گروههای مختلف کفار با هم در میان مومنین «بی طرف» و «ساکت» وجود ندارد چه رسد به اینکه جنگ بین مسلمین با کفار محارب اشغالگر خارجی باشد که «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» بودن صفت بارز گروه منافقین است و مومنین از چنین آفتی به دور هستند.

بر این اساس و در همین قدم اول :

  1. اگر کسی با هر عنوانی را دیدید که در این جنگ بین کفار مخارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام ایران به صورت زبانی یا بدنی وارد جنگ شده و به این شکل جبهه ی کفار محارب را تقویت می کند شک نداشته باشید یک «مرتد» است. این «اجماع» تمام امت است که در چنین موقعیتهائی که جنگ بین دارالکفرهای محارب و دارالاسلام است هر گونه حمایت از کفار محارب باعث ارتداد می شود.
  2. اگر کسی با هر عنوانی در این جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام موضع «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» شدن را انتخاب کرد شک نداشته باشید که یکی از «گروه منافقین» است که در این گروه هم منافقین اصلی وجود دارند هم کسانی که در دلشان بیماری هست و هم مومنین ضعیف الایمان و جاهل و… به همین دلیل اینها را در دنیا جزو مسلمین محسوب می کنیم و در قیامت الله میداند با این گروه چه برخوردی داشته باشد.  

در این صورت، امروز که دشمن محارب صهیونیستی و آمریکایی از مرزها و جغرافیای دارالاسلام  ایران عبور کرده و خون مومنین و مسلمین ایران را بر زمین ریخته است، «سکوت» دیگر یک موضع سیاسی عوام فریبانه ی صرف نیست، بلکه یک «انحراف فقهی» و « گناه کبیره» است.

در این مورد خاص، غیبت دغلبازانه ی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی لکه ی تاریک و کثیف دیگری بر زندگانی اوست که با القاب پرطمطراقی همچون «شیخ‌الاسلام»، «مولانا» و… را یدک می‌کشد که این عناوین برای صدرنشینی در مجالس و عوامفریبی به کار یم رود نه برای دعوت منهج صحیح اسلامی اهل سنت و جماعت و  «سپر شدن در برابر کفر» و دعوت به جهاد در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی.

شیخ الاسلام و عالم واقعی کسی چون ابن تیمیه است که در زمان هجوم «کفارِ حربی»، معنای «تولّی و تبرّی» را در میدان عمل پیاده کرد و بر علیه کفار محارب و سکولار مغول فتوای جهاد داد و خوش هم به عنوان یک سرباز و الگوی عملی یک مجاهد در میدانهای جهاد حضور پیدا کرد.

شیخ الاسلام و عالم اسمی خطیبی چون مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی است که بدون داشتن حتی یک کتاب علمی یا بدون داشتن بنیه ی علمی لازم که بتوان «خلبان اردنی» را به صورت صحیح به زبان عربی معنی کند و…  هم اکنون و بعد از نزدیک به 12 روز از جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی در رمضان 1404ش خودش را جائی مخفی کرده و به شیوه ای با دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام (آمریکا و صهیونیزم) نرد عشق می‌بازد و با سکوت خود، راه را برای شهادت بیشتر مسلمین ایران و پیشروی های بیشتر کفار محارب خارجی هموار می‌کند.

این دیگر بر کسی پوشیده نیست که در تمامی مذاهب فقهی اعم از حنفی، شافعی و… اجماع و اتفاق نظر وجود دارد که اگر کافر محارب خارجی به سرزمین اسلام (دارالاسلام) حمله کند و جان و مال و ناموس مسلمین را تهدید نماید، جهاد از حالت «فرض کفایه» خارج شده و بر تک‌تک کسانی که توانایی دارند (به‌ویژه عالمان با زبان و نفوذشان) «فرض عین» می‌گردد.

از مولوی عبدالحمید باید پرسید که آیا قتل عام آنهمه از مومنین و مسلمین و تولید آنهمه ویرانی توسط کفار امریکائی – صهیونی در ایران تجاوز آشکار نیست؟ اگر اکنون زمان موضع‌گیری و اعلام جهاد نیست، پس این القاب علمی و دینی به چه کار می‌آیند؟

امروز «بدعت نوین»، پذیرش سلطه‌ی صهیونیزم و سکوت در برابر جنایات آمریکاست. مولوی‌ها و ماموستاهایی که در برابر شهادت مظلومانه‌ی نخبگان نظامی و علمی و کودکان دبستان و سایر مسلمین دارالاسلام سکوت کرده‌اند، چه در گروه مرتدین باشند یا گروه منافقین در دایره‌ی خشم الهی قرار دارند. سکوت در برابر قاتلان «بچه های دبستان میناب»، «هنیه‌ها» و «السنوارها» و سایر رهبران و بزرگان اهل دعوت و جهاد توسط آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار، خیانت به اصل اسلام و ولای مومنین است.

الله جل جلاله می فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ (نساء/75) آقای به اصطلاح شیخ‌الاسلام کتاب و علم نداشته! آقای مولانا! قرآن از شما می‌پرسد «شما را چه شده است که در راه الله و برای نجات مستضعفانی که زیر چکمه‌ی صهیونیزم و آمریکا له می‌شوند، فریاد نمی‌زنید؟» آیا ترس از قطعِ حمایت‌هایِ طاغوت‌های محلی (مانند آل‌سعود و امارات و قطر و… ) یا تمایل به جبهه‌ی سکولار – لیبرال غرب و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران، شما را از ادای تکلیف شرعی بازداشته و خود را مخفی و گم کرده اید؟

وقت آن است که مدعیان فقه نبوی و حنفی، نشان دهند که آگاه به مسائل «ولاء و براء» هستند آنهم با اعلام برائت صریح از رژیم سکولار صهیونیستی و آمریکای سکولار و  جنایتکار چون برائت مختص کفار سکولار (مشرک) است.

در کنار برائت از کفار سکولار، حمایت قاطع و عملی از دارالاسلام و نیروهای مسلح آن که در خط مقدم دفاع از دارالاسلام هستند دومین قدم است با برداشتن این قدمها تبیین وجوب جهاد برای پیروان و مریدان در برابر متجاوزان کافر محارب قدم سوم محسوب می شود؛ در غیر این صورت، مومنین، این سکوت را به پای «نفاق» و «همدستی با دشمن» خواهند نوشت و القاب شما تنها باری بر دوشتان در روز جزا خواهد بود.

غیرت در برابر تهاجم آمریکایی – صهیونی از سنگر «ملا عمر» تا سکوت مصلحتی دسته هائی از مولوی های ایران

غیرت در برابر تهاجم آمریکایی – صهیونی از سنگر «ملا عمر» تا سکوت مصلحتی دسته هائی از مولوی های ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت خاص در مورد جهاد همیشگی با سکولاریستها ( که در زبان عربی به آنها مشرکین و احزاب گفته می شود) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ (رواه أبوداود والنسائي) با مشرکان (سکولاریستها) با اموال، جان‌ها و زبان‌هایتان جهاد کنید.

امروز که جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به پرچمداری آمریکا و صهیونیزم و ایادی سکولار آن‌ها آشكارا به حریمِ دارالاسلام ایران و جان سرداران و مردم مسلمان تجاوز می‌کنند، زمان آن رسیده است که عیار واقعی ادعاهای شما مشخص شود.

در اینجا می توانیم از حنفی مذهبها بپرسیم که الگوی واقعی چند دهه قبل میان حنفی ها کجاست؟ ملا عمر رحمه الله یا دیپلماسی سکوت و تماشاچی شدن گروه منافقین همسو با جبهه ی آمریکا و شرکایش؟

شما که خود را وارثان سنت و فقه می‌دانید، آیا فراموش کرده‌اید که الگوهای راستین جهاد در چند دهه ی گذشته میان حنفی های حاضر چه کسانی بودند؟

  •  امیرالمؤمنین ملا محمد عمر رحمه‌الله: در زیر شدیدترین بمباران‌های هوایی و زمینی آمریکا و ناتو، حتی یک قدم از آرمان اسلام عقب ننشست و از سنگر جهاد خارج نشد و بر علیه این کفار محارب اعلام جهاد کرد.
  • ملا اختر منصور تقبله‌الله : جان خود را در کف دست گرفت و در میدان نبرد علیه اشغالگران و مرتدین محلی، جانفشانی کرد و با اتحاد محکمی که با دارالاسلام ایران بسته بود در هنگام برگشت از ایران و در خاک پاکستان توسط کفار آمریکائی به شهادت رسید.

آن‌ها در میان آتش و خون، «جهاد با جان و مال و زبان» را به کمال رساندند؛ اما هم اکنون آمریکا و صهیونیستها با حمایت غیر مستقیم اتحادیه اروپا و کشورهای خائن عربی و عجمی منطقه به دارالاسلام ایران حمله کرده اند شما چه کرده‌اید؟

ما از شما مولوی ها و شیخهایی که تاریختان را یاد داریم توقع نداریم که مانند ملا عمر و ملا منصور در سنگرهای نبرد فیزیکی حاضر شوید، چرا که می‌دانیم شهامت جهاد با جان و گذشتن از مال در وجود بسیاری از شما خشکیده است. اما شگفت‌آور اینجاست که در امنیت کامل و در حالی که هیچ خطری جان شما را تهدید نمی‌کند، حتی از «جهاد زبانی» با این کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی نیز دریغ می‌کنید.

در این حدیثی که ذکر کردم می بینید که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم صراحتاً در کنار جهاد جانی و مالی دستور به جهاد همیشگی با «زبان» با سکولاریستها را داده‌اند. سکوت شما در برابر تجاوز کفار حربی آمریکا و اسرائیل به سرزمین اسلامی ایران، نه «حکمت» است و نه «مصلحت» بلکه تخلف آشکار از دستور صریح رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

بدانید که در میدانِ نبرد، «بی‌طرفی» وجود ندارد و نگاه کنید زبان گویا و زبان بدن شما ( خیانت سکوت شما) در خدمت کدام جبهه است؟

کسی که زبانش را علیه اشغالگران صهیونیست و آمریکای متجاوز به کار نگیرد، ناخواسته (یا خواسته) زبانش را در خدمت جبهه‌یِ کفر و سکولاریسم قرار داده است بر این اساس است که بسیاری از «علمای سوء» با سکوت خود، جاده‌صاف‌کن احزابِ سکولار و دشمنان توحید و سببی جهت به میدان نیامدن عمومی مسلمین در جهاد با این کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی شده‌اند.

دوباره به شما مولوی عا و شیخها و مُلاها می گوئیم که ما از شما جان‌فشانی نمی‌خواهیم، چرا که عیارِ غیرتِ شما پیش‌تر مشخص شده است. اما دست‌کم به عنوان کسی که لقب «مولوی» و «شیخ» و «مُلا » و حتی «شیخ‌الاسلام» را یدک می‌کشد، زبان خود را به جبهه‌یِ اسلام بسپارید و فقط زبان‌تان را به خدمت اسلام درآورید و به این شکل:

  • علیه مشرکان و سکولاریست‌ها موضع شرعی بگیرید.
  • تجاوز دشمن محارب به خاک ایران و ترور مجاهدان و قتل عام مسلمین عادی و دانش آموزان مدارس را محکوم کنید.
  • نشان دهید که القاب شما، صرفاً کلماتی میان‌تهی برای کسب اعتبار دنیوی نیست.

اگر امروز که دشمن کافر محارب به خانه‌ی مسلمین حمله کرده، زبان شما به نفع جبهه‌ی حق نچرخد، بدانید که در پیشگاه الهی و در برابر خون شهدا، هیچ عذری نخواهید داشت. یا مانند ملا عمر مجاهدانه سخن بگویید، یا القاب مقدس دینی را رها کنید.

بیعت ۴۲۰ سرطایفه سیستان و بلوچستان با سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر سوم انقلاب اسلامی

بیعت ۴۲۰ سرطایفه سیستان و بلوچستان با سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر سوم انقلاب اسلامی

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

در طول تاریخ اسلام یکی از مواردی که جهت دوری از تفرق و محافظت از خاک مسلمین و دین الله بر آن تاکید شده است انتخاب رهبر برای جامعه بوده است.

رهبر و حاکمیت برای جامعه چنان اهمیتی دارد که اهل سنت و جماعت از عمربن خطاب روایت می کنند که در مورد آن گفته است: لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ. [1] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.

در میان شیعیان اصولگرای حاکم بر ایران هم اصل ثابت این است که تا قبل از ظهور امام مهدی علیه السلام یک نفر فقیه به نیابت از ایشان باید ولایت و سرپرستی وحاکمیت مردم را بر عهده بگیرد.

بر این اساس سرداران 420 طایفه، معتمد و ریش‌سفید قبایل و طوایف استان سیستان و بلوچستان طی بیانیه‌ای با آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر انقلاب اسلامی اعلام بیعت کرند.

در متن بیانیه آمده ‌است:
در نیمه شب پر راز و رمز نوزدهم ماه مبارک رمضان، خلف صالح، نور دیده ملت، آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای پس از شهادت دومین پیشوای حکیم انقلاب اسلامی امام خامنه‌ای برای پاسداری از راه ایشان، پرچم عزت و ایمان را به دوش گرفت و بی‌تردید این انتخاب جلوه استمرار بصیرت و وفاداری ملت به مسیر حق و عدالت است.

ما سران طوایف و معتمدین سیستان و بلوچستان ضمن تبریک این انتخاب شایسته ملت بزرگ ایران و آزادگان جهان، با ایمان قلبی و یقین راسخ مراتب بیعت خالصانه خود را با ولی فقیه و همچون دوران رهبری امام شهید، گوش به فرمان و آماده اجرای فرامین و منویات منتخب مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه، رهبر و فرمانده معظم کل قوا، مقتدرتر، باصلابت‌تر و جهادی‌تر از گذشته در حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی در صحنه خواهیم بود.


[1]  سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، 257- 265/ ابوداوود (3664)، احمد (2/338)، دارمی (257)، ابن عبدالبر، جامع بیان العلم وفضله 326/ عَنْ تَمِيمٍ الدَّارِيِّ ، رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، قَالَ : تَطَاوَلَ النَّاسُ فِي الْبِنَاءِ فِي زَمَنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، فَقَالَ عُمَرُ : يَا مَعْشَرَ الْعُرَيْبِ ، الْأَرْضَ الْأَرْضَ ، إِنَّهُ لَا إِسْلَامَ إِلَّا بِجَمَاعَةٍ ، وَلَا جَمَاعَةَ إِلَّا بِإِمَارَةٍ ، وَلَا إِمَارَةَ إِللَّا بِطَاعَةٍ ، فَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى الْفِقْهِ ، كَانَ حَيَاةً لَهُ وَلَهُمْ ، وَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى غَيْرِ فِقْهٍ ، كَانَ هَلَاكًا لَهُ وَلَهُمْ)

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که چند سال است برخی گروه‌های منحرف و فریب‌خورده در ظاهر مدعی دفاع از حقوق مظلومان بلوچ حنفی مذهب ایران هستند، عملکرد گروهک بغاوتگر موسوم به «جیش‌العدل» آشکارا نشان داده است که این جریان نه تنها بویی از ارزش‌های اسلامی نبرده، بلکه به ابزاری برای ناامنی و غارت در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران و همسو کردن جوانان با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تبدیل شده است. این گروه که در خاک دارالکفر طاری پاکستان مأوا گزیده و تحت حمایت سرویس‌های بیگانه و بخصوص دستگاه جاسوسی نظامی پاکستان قرار دارد، امروز به جای «عدالت»، منادی «جنایت» و «باج‌گیری» و همسو کردن جوانان حنفی مذهب با اپوزسیون سکولار و مرتد ایرانی شده است.

گروهک جیش‌العدل ( در لباس جدید جبهه مبارزین مردمی «جم») با فرار از مرزها و پناه گرفتن در مناطق مسکونی خاک پاکستان، عملاً نشان داده است که امنیت خود را در سرزمین‌های تحت سلطه قوانین غیرالهی و حاکمیت دست نشانده ی مستقیم آمریکا جستجو می‌کند. این گروه با سوءاستفاده از خلاءهای امنیتی، به قطب اصلی «قاچاق مواد مخدر» و «قاچاق انسان» در منطقه تبدیل شده است. پولی که از طریق نابودی جوانان با مواد افیونی به دست می‌آید، سوخت ماشین ترور و وحشت این گروهک را تأمین می‌کند.

شرم‌آورترین بخش کارنامه این سارقان، برخورد وحشیانه با برادران مسلمان افغان است. کارگران مظلومی که برای کسب روزی حلال و فرار از فقر، راهی دارالاسلام ایران می‌شوند، در مسیر خود با راهزنان جیش‌العدل مواجه می‌گردند. این گروهک هم اکنون ( یعنی در ابتدای ماه مبارک رمضان 1404ش) از هر کارگر افغان مبلغ یک میلیون تومان (تومان ایران) به عنوان حق عبور و باج، اخاذی می‌کند.

کسانی از افغانی ها که توان پرداخت این مبلغ ناچیز را ندارند، توسط عناصر این گروهک به اسارت گرفته و گروگان می‌شوند. این راهزنان با زیر پا گذاشتن تمام قواعد اخلاقی و اسلامی، این مستضعفین را تحت شکنجه و فشار قرار می‌دهند تا خانواده‌هایشان در افغانستان یا ایران مجبور به پرداخت پول شوند. این رفتار، مصداق بارز «افساد فی‌الارض» و راهزنی (محاربه) است که هیچ توجیه شرعی ندارد.

در این صورت با چشم سر داریم می بینیم که جیش‌العدل نه یک گروه جهادی، بلکه یک شرکت سهامی از قاچاقچیان، راهزنان و جیره‌خواران دارالکفر طاری پاکستان است که حیات خود را در خون مردم منطقه و جیب کارگران فقیر می‌بیند.

دزدی، چپاول اموال مردم و ایجاد وحشت در مسیرهای مواصلاتی، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی جریانی است که با نام اسلام، بر علیه مسلمین و دارالاسلام شمشیر کشیده است. هوشیاری امت اسلامی در برابر این گرگ‌های در لباس میش، ضرورتی انکارناپذیر است.

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

کاتب: محمد اسامه

امروز بر اهل بصیرت و مجاهدین شریعت‌گرا ثابت شده است که حکام مزدوری که بر مقدسات مسلمین در جزیرة‌العرب چنبره زده‌اند، نه تنها حافظان دین نیستند، بلکه زمینه‌ساز اشغالگری نجس‌ترین طواغیت عصر (آمریکا و صهیونیسم) شده‌اند.

نقطه عطف این خیانت بزرگ به سال ۱۹۹۰ میلادی بازمی‌گردد؛ زمانی که حاکمان منطقه تحت عنوان «عملیات سپر صحرا»، خاک مقدس حرمین را به روی لشکریان کفر گشودند. از آن زمان تاکنون، جزیرة‌العرب به پایگاه اصلی تدارکات و لجستیک آمریکا «شیطان بزرگ» و «سرافعی» تبدیل شده است.

بهانه ی این حکام دست نشانده در بازگرداندن ارتش کفار اشغالگر خارجی به جزیره العرب مقابله با صدام حسین بود اما صدام حسین رفت و این کفار محارب خارجی مانده اند تا کنون و پایگاههای مستحکمتری ساختند و مشخص شد که وجود صدام حسین تنها بهانه ای بود جهت گرفتن فتوا از مفتی های درباری و فریب افکار عمومی مسلمین.

در زیر به 3 پایگاه مهم آمریکای وحشی اشغالگر و کارآئی عمومی این پایگاهها دقت کنید:

• پایگاه هوایی شاهزاده سلطان (عربستان): کانون فرماندهی عملیات‌های هوایی علیه عراق و یمن.

• پایگاه العدید و السیلیه (قطر): بزرگترین انبار تسلیحاتی آمریکا که مرکز هدایت جنگ‌ها در افغانستان و شام بوده است.

• کمپ آریفجان (کویت): ایستگاه اصلی نیروهای زمینی متجاوز به بلاد مسلمین.

حاکمان مرتد منطقه، ثروت‌های عظیم مسلمین را صرف خرید تجهیزاتی کرده‌اند که به جای دفاع از قدس، سینه برادران دینی‌شان را در نقاط مختلف هدف قرار داده است:

• عراق و شام: بمباران‌های ویرانگر که زیرساخت‌های این دو سرزمین اسلامی را نابود کرد، عمدتاً از پایگاه‌های مستقر در خاک کشورهای حاشیه خلیج فارس هدایت شد.

• یمن: سال‌ها تجاوز مستقیم و محاصره ظالمانه که با چراغ سبز و پشتیبانی فنی-اطلاعاتی آمریکا انجام شد.

• لیبی و سومالی: مداخلات نظامی که منجر به فروپاشی دولت‌ها و آوارگی میلیون‌ها مسلمان گردید.

خیانت این مزدوران زمانی آشکارتر شد که جبهه مقاومت و حکومت‌های مستقل اسلامی را هدف قرار دادند:

• دارالاسلام ایران: استفاده از حریم هوایی و پایگاه‌های منطقه‌ای برای جاسوسی، ترور دانشمندان هسته‌ای و حمایت از عملیات‌های تروریستی علیه مردم ایران.

• دارالاسلام افغانستان: پس از خروج مفتضحانه آمریکا، هنوز هم از پایگاه‌های منطقه برای حملات پهپادی به خاک افغانستان (مانند هدف قرار دادن بگرام و دیگر نقاط) استفاده می‌شود تا مانع از ثبات یک حکومت اسلامی مستقل شوند.

حاکمان جزیرة‌العرب با علنی کردن روابط خود با رژیم صهیونیستی (پروژه تطبیع/آبراهام)، عملاً به جبهه کفر پیوسته‌اند. آن‌ها با ترویج فرهنگ سکولاریستی و دین‌زدایی از جامعه، به دنبال نابودی غیرت دینی در سرزمین وحی هستند تا اشغالگری آمریکا و صهیونیسم را عادی سازی و دائمی کنند.

بدون شک و طبق آیات صریح قرآن مثل «وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» کسانی که دشمنان الله را به سرپرستی می‌گیرند، از آن‌ها محسوب می‌شوند.

امروز بیداری مجاهدین و رسوایی این حکام در نزد عوام، نویدبخش نزدیکی روزی است که سرزمین وحی و جزیره العرب و سایر سرزمینهای اسلامی از لوث وجود طواغیت پاک شده و به آغوش امت اسلام بازگردند.

مولوی عبدالرحمن چابهاری و مدرسین حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر دارالاسلام ایران را تبریک گفتند

مولوی عبدالرحمن چابهاری و مدرسین حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر دارالاسلام ایران را تبریک گفتند

مولوی عبدالرحمن چابهاری، امام جمعه اهل سنت چابهار و مدیر حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار و مدرسین این حوزه علمیه طی پیامی، شهادت رهبر انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای را تسلیت گفتند و انتخاب رهبر جدید انقلاب را تبریک گفته و برای ایشان آرزوی موفقیت کردند.

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب: محمد اسامه

با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.

در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند می‌شود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم می‌زنند.

در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.

این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.

 الله جل جلاله هشدار می‌دهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنه‌های مذهبی، «بی‌عدالتی» زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدت‌ها، خون‌های ریخته شده و هم‌سنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.

در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.

در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن می‌زنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:

  • جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویت‌ها (فقه الاولویات) باعث می‌شود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر می‌شود.
  • بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسل‌های مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.

برخی به اشتباه تصور می‌کنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمی‌یابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کرده‌اند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او می‌شتابند، نه اینکه با سرزنش و بی‌عدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.

بی‌عدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنه‌ای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.

برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:

  1.  حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسی‌های علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
  2. بصیرت‌افزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
  3. ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.

در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» می‌گذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعله‌های فتنه‌ای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان: خون‌خواه رهبر خود هستیم؛ این جنایتکاران را هرگز رها نخواهیم کرد که مرتکب این همه جنایات شدند

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان: خون‌خواه رهبر خود هستیم؛ این جنایتکاران را هرگز رها نخواهیم کرد که مرتکب این همه جنایات شدند

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان اضافه کرد:

  • رهبر مقاوم ما و عزیز ما در راه لا اله الا الله به شهادت رسیدند.
  • ما در مقابل منفورترین و بدترین دشمن مسلمانان قرار گرفته‌ایم.
  • آنهایی که ادعای اسلام می‌کنند آنهایی که همسایه هستند و مسلمان هستند، نباید به دشمن موقعیت بدهند.
  • در راه اسلام جان و مال و اولاد ما حاضر است.
  • تاریخ اسلام را مطالعه کنید همین صهیونیست‌ها بودند که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را اذیت کردند.
  • آمریکای جنایتکار از فرسخ‌های دور قائد عظیم الشان، رهبر شجاع و مجاهد مسلمانان را ترور و به شهادت رساند.

بیش از ۹۴۰ عالم اهل‌ سنت و حنفی مذهب استان گلستان جنایات اخیر آمریکائی – صهیونی را در جنگ تحمیلی بر دارالاسلام ایران محکوم کردند

بیش از ۹۴۰ عالم اهل‌ سنت و حنفی مذهب استان گلستان جنایات اخیر آمریکائی – صهیونی را در جنگ تحمیلی بر دارالاسلام ایران محکوم کردند

ارائه دهنده: جواد شاهوزهی بامری

به دنبال وارد صحنه شدن مولویهای حنفی مذهب استان سیستان و بلوچستان امروز شاهد بیانیه ی علمای حنفی مذهب استان گلستان بودیدم که در این بیانیه آمده است:

  • شهادت امام فرزانه، قائد امت، مقام معظم رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای(رَحِمَهُ اللهُ) را محضر ملت بزرگ ایران اسلامی و امت اسلام، تسلیت عرض می‌کنیم.
  •  این واقعه تلخ، گرچه قلوب مسلمین و ملت مان را اندوهگین ساخت، اما مشعلی فروزان برای ادامه راه صبر، مقاومت و ایستادگی روشن کرد.
  • دشمنان بدانند که با شهادت عزیزان ما، اراده پولادین ملت ایران سست نخواهد شد، بلکه چون کوهی استوارتر بر عهد و پیمان خود باقی خواهیم ماند.
  • اتحاد مقدس و صبر و استقامت، سلاح ما و ادامه راه شهدا، وظیفه ماست.
  • دشمنان اسلام با این‌گونه اقدامات جاهلانه، نه‌تنها به اهداف خود نخواهند رسید، بلکه سبب تقویت ایمان، آگاهی و انس بیشتر مسلمانان با قرآن و آرمان های نظام و انقلاب و اندیشه رهبر شهید خواهند شد.
  • با رهبر شهید عهد می‌بندیم پاسدار اندیشه‌های ناب آن روحانی عزیز باشیم و برای وحدت اقوام و مذاهب تلاش کنیم تا زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی را فراهم آوریم.

بیانیه ۶۶۰ مولوی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان در پی شهادت قائد امت اسلام حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)

بیانیه ۶۶۰ مولوی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان در پی شهادت قائد امت اسلام حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)

ارائه دهنده: جواد شاهوزهی بامری

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

صدق الله العظیم

إنّا لله وإنّا إلیه راجعون

امت اسلام در سوگی سترگ فرو رفته است. خورشیدی فروزان از افق جهاد و مقاومت غروب کرد؛ اما نور هدایتش برای همیشه در آسمان بیداری امت باقی خواهد ماند.

حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای، عبد صالح خداوند، ولیّ فقیه و رهبر حکیم امت اسلام، پس از عمری مجاهدت خالصانه در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام ناب و حمایت از مستضعفان عالم، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به قافله نورانی شهیدان راه حق پیوست.

این رهبر مجاهد، شجاع، بصیر و حکیم، ادامه‌دهنده راه بزرگانی بود که تاریخ اسلام با نام آنان روشن است؛ از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی ﷺ تا امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه، شهید محراب، و سیدالشهداء امام حسین رضی الله عنه. اکنون او نیز در زمره پیشوایان شهید امت اسلام در تاریخ پرافتخار مقاومت جای گرفت.

امام خامنه‌ای با رهبری حکیمانه و اراده‌ای استوار، ارکان جمهوری اسلامی ایران را تثبیت و مستحکم ساخت و ایران اسلامی را به قدرتی عزتمند و استوار در عرصه‌های علم، پیشرفت، جهاد و مقاومت تبدیل کرد؛ کشوری که با صلابت در برابر استکبار جهانی ایستاد و پرچم عزت و استقلال را برافراشته نگاه داشت.

سرانجام این رهبر بزرگ در ماه مبارک رمضان، ماه جهاد و نزول قرآن، به دست شقی‌ترین جنایتکاران عصر، یعنی تروریست‌های آمریکایی و صهیونیستی، به شهادت رسید و خون پاکش بار دیگر ماهیت خبیث دشمنان اسلام و انسانیت را آشکار ساخت.

ما روحانیون و علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان، این مصیبت بزرگ را به امت اسلام، ملت شریف ایران و همه آزادگان جهان تبریک و تسلیت عرض می‌کنیم و از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که این رهبر شهید را با شهدای صدر اسلام و اولیای صالح خویش محشور گرداند.

بی‌تردید امروز وظیفه شرعی و تاریخی علما، اندیشمندان و همه آزادی‌خواهان جهان، به‌ویژه مسلمانان، آن است که در برابر این تجاوز آشکار و جنایت بزرگ آمریکایی ـ صهیونیستی سکوت نکنند؛ چراکه این حمله صرفاً متوجه یک ملت یا یک سرزمین نیست، بلکه تعرضی آشکار به اسلام، ایمان و هویت امت اسلامی است.

از این رو ما علمای اهل سنت بلوچستان ضمن محکومیت قاطع این جنایت هولناک و ضایعه جانسوز، با قلب‌هایی آکنده از اندوه و در عین حال سرشار از عزم و غیرت اسلامی، جهاد در برابر رژیم جنایتکار صهیونیستی و حامیان مستکبر آن را فریضه‌ای بزرگ اعلام می‌داریم.

همچنین با تقدیر و خدا قوت به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حمایت کامل خود را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع از عزت و امنیت کشور اعلام می‌کنیم.

در پایان از مردم شریف و بصیر استان سیستان و بلوچستان می‌خواهیم ضمن حفظ آرامش، وحدت و اعتماد به نیروهای مسلح، با هوشیاری و بصیرت انقلابی، توطئه‌ها و فتنه‌های دشمنان و گروهک‌های معاند و مزدوران پهلوی‌صفت را در نطفه خفه کرده و همچون همیشه پاسدار امنیت، وحدت و عزت ایران اسلامی باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

……

منقول