
عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنههای مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان
کاتب: محمد اسامه
با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.
در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیدهترین دورههای تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند میشود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم میزنند.
در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.
این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.
الله جل جلاله هشدار میدهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنههای مذهبی، «بیعدالتی» زمانی رخ میدهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدتها، خونهای ریخته شده و همسنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.
در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.
در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن میزنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:
- جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویتها (فقه الاولویات) باعث میشود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر میشود.
- بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسلهای مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.
برخی به اشتباه تصور میکنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمییابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کردهاند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او میشتابند، نه اینکه با سرزنش و بیعدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.
بیعدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنهای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.
برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:
- حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسیهای علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
- بصیرتافزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
- ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.
در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» میگذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعلههای فتنهای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.