صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

 صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

20 روز از جنگ تحمیلی 1404ش رمضان که توسط کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی وباحمایت حاکمان مرتد و دست نشانده بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است می گذرد و دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر هجوم وحشیانه‌ی این مثلث شوم صهیونیسم، آمریکا و اذنابشان ایستاده‌اند، با این وجود شاهد پدیده‌ای تلخ و دردناکی در میان خطباء و باسوادهای مذهبی هستیم.

  کسانی که خود را «شیخ» و «مفتى» و «مولوی» و حتی «شیخ الاسلام» و پیرو شریعت می‌نامند در برابر این جنگ تحمیلی که بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی جهاد در برابر این کفار محارب خارجی بر دارالاسلام «فرض عین» است اما زبانشان در برابر جنایات کفار حربی قفل شده و پنهان و آشکار، جانب دشمنان خونی تمام پیامبران و شریعتگرایان را می‌گیرند.

سخن ما در اینجا با آن «ضالین و مضلین» (گمراهان و گمراه‌کنندگان) مثل ترشابی و خدمتی و کیانی و احراری و امثالهم در شبکه های ماهواره ای مختلف نیست که نفاقشان عیان شده و در جبهه ی آشکار کفار محارب قرار گرفته و مرتد شده اند، بلکه با آن دسته از مسلمینی است که فریب این جعل‌کاران و بازی کننده های با شریعت در میان گروه منافقین را خورده اند و می‌گویند: «این جنگ میان ایران و آمریکاست و به ما ربطی ندارد!»

دین‌فروشان می‌کوشند این نبرد را یک درگیری  مذهبی محدود جلوه دهند تا تکلیف جهاد را از دوش امت ساقط کنند. اما بر اساس نص صریح قرآن، زمانی که «کفار حربی» به سرزمینی از بلاد مسلمین هجوم می‌برند، بی‌طرفی معنایی جز خیانت ندارد.

الله تعالی می فرماید:إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ممتحنه/ ۹) خداوند شما را از کسانی نهی می‌کند که در کار دین با شما جنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون رانده‌اند و در بیرون راندن شما با یکدیگر هم‌پیمان شده‌اند که آنها را به سرپرستی بگیرید. و هر کسی آنها را به سرپرستی بگیرد آنان همان ستمگرانند.»

آمریکا و صهیونیسم که امروز به دارالاسلام ایران هجوم آورده‌اند، مصداق بارز «الذین قاتلوکم فی الدین» در بسیاری از سرزمینهای اسلامی هستند که با سایر کفار بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد هم پیمان شده اند و مسلمین را از فلسطین اخراج کرده و مومنین اهل دعوت و جهاد را نیز از بسیاری از سرزمینهای اسلامی یا به قتل رسانده اند یا زندانی کرده اند و یا فراری داده اند و واضح است که ادعای بی‌طرفی در برابر این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی، خروج از منهچ صریح و صحیح اسلامی در متمام مذاهب اسلامی است.

الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ… (انفال/ ۲۴) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خوانند که به شما حیات می‌بخشد….

در اینجا واضح است کسانی که می‌گویند این جنگ به ما ربطی ندارد از منهج صحیح اسلامی دور شده اند و به روش گروه منافقین پیوسته اند، فقط به این حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاه کنید تا بدانید این منحرفین چقدر از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز دور شده اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى (صحیح مسلم) مَثَلِ مؤمنان در دوستی و رحمت و عطوفت میان خود، بسانِ یک پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایِ آن با بی‌خوابی و تب با او همدردی می‌کنند.

چگونه می‌توان خود را مسلمان نامید و شاهد هجوم کفار به سرزمین برادران مسلمان بود و گفت «به ما ربطی ندارد»؟ این سخن، سخن گروه منافقین است، نه سخنی از ایمان و مومنین.

در برابر این مصیبتها باز در میان عوان الناس نیز کسانی از مردم به بهانه‌ی اینکه «شیخ و مولوی ما چنین گفت»، راه سکوت خائنانه و سازش خفت بار و مسیر گروه منافقین را برگزیده‌اند. قرآن کریم عاقبت این تبعیت جاهلانه را چنین توصیف می‌کند: وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (احزاب/ ۶۷) و [در قیامت] می‌گویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنان ما را از راه راست گمراه ساختند.

ای امت اسلام و بخصوص ای اهل سنت و جماعت ایران، فریب این «بلعم‌باعوراهای» زمان را نخورید که برای حفظ جیره و مواجب خود از کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و یا فقط به خاطر دشمنی با دارالاسلام و به صورت مجانی، آیات الهی را تحریف می‌کنند و دشمن حربی را «غیر دشمن» جلوه می‌دهند.

دین‌فروشان می‌خواهند دشمنی با آمریکا و صهیونیسم را از قلب‌های شما بزدایند. اما شریعت الله بر پایه‌ی «بغض در راه خدا و دوستی در راه خدا» بنا شده است.

کسی که امروز در کنار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیستها نمی‌ایستد، در واقع در سنگر آمریکا ایستاده است؛ چرا که در نبرد حق و باطل، حدِ وسطی وجود ندارد.

پس ای جوانان و مجاهدان امت، راه نجات، بازگشت به قرآن و سنت و سیره‌ی جهادی سلف صالح است، نه گوش سپردن به اراجیف دین‌فروشانی که قبله‌ی خود را واشنگتن و تل‌آویو قرار داده‌اند. تجاوز به دارالاسلام ایران، تجاوز به عزت اسلام است و هرگونه سستی در این راه، معصیت پروردگار و خدمت به طاغوتهای زمان است.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

کاتب: محمد اسامه

هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.  

مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟

جُندب بن عبدالله رضی‌الله‌عنه می‌گوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمان‌مان افزوده شد.

این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشه‌دار، قبل از محفوظات و الفاظ.

مشکل امروز کجاست؟

امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته می‌شوند، از همین اصلِ بنیادین بی‌خبرند.

قرآن می‌خوانند، اما ایمان نمی‌شناسند.

آیات را حفظ کرده‌اند، اما ولاء و براء را نفهمیده‌اند.

فقه می‌گویند، اما توحید حاکمیت در دل‌شان جا نگرفته است.

نتیجه‌ی ایمانِ نیاموخته

وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:

  • کفر را با ایمان اشتباه می‌گیرند
  • آمریکا را قبله‌ی حکومتی و فکری خود می‌سازند
  • به‌جای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی می‌تراشند
  • حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمان‌زاده را «ولی‌امر» می‌نامند
  • و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج می‌کنند

این‌ها قرآن می‌خوانند، اما قرآن آن‌ها را نساخته است.

ایمان چیست که گم شده؟

ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:

  •  تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
  • وفاداری به اسلام، نه پروژه‌های سکولار
  • دشمن‌شناسی، نه هم‌سفره شدن با دشمن
  • تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی

بازگشت به منهج نبوی

اگر ایمان، همان‌گونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دل‌ها کاشته می‌شد:

  • نه قبله عوض می‌شد
  • نه طاغوت، ولی‌امر نام می‌گرفت
  • نه کفر، لباس اسلام می‌پوشید

قرآن وقتی ایمان می‌سازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیه‌گر.

با وجود جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی رمضان 1404 بر کشور و کشتار آنهمه مسلمان بی گنه باز از مولوی عبدالحمید فتوای جهاد ندیدیم

با وجود جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی رمضان 1404 بر کشور و کشتار آنهمه مسلمان بی گنه باز از مولوی عبدالحمید فتوای جهاد ندیدیم

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قرآن کریم داستان قوم لوط را نه به عنوان یک واقعه تاریخی صرف، بلکه به عنوان هشداری ابدی برای جوامعی ذکر می‌کند که مرزهای حیا، فطرت و احکام الهی را می‌شکنند. الله جل جلاله می‌فرماید: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِینَ * إِنَّکُمْ لَتأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ( اعراف/۸۰ -۸۱) و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: آیا آن کار بسیار زشتی را انجام می‌دهید که هیچ‌کس از جهانیان پیش از شما انجام نداده است؟ شما از روی شهوت به جای زنان با مردان آمیزش می‌کنید؛ شما گروهی اسرافکار و متجاوزید.

پرسشی صریح از مولوی عبدالحمید: عبور از اسلام یا پناه به سکولاریسم؟

مولوی صاحب؛ سؤالی که امروز افکار عمومی و جامعه متدینین را به خود مشغول کرده این است که مرز میان «مطالبات مدنی» و «پشت کردن به نصوص صریح قرآن» کجاست؟

۱. ائتلاف با دشمنان خدا: شما در حالی دم از آزادی و حقوق بشر به سبک غربی می‌زنید که متحدان سیاسی شما (جریان پهلوی و سکولارها) صراحتاً از قانونی کردن «لواط» و رسمیت بخشیدن به همجنس‌بازی در ایران آینده سخن می‌گویند. شما دقیقاً در چه زمانی قصد دارید رسماً اعلام کنید که از احکام اسلام عبور کرده و به آیین سکولاریسم گرویده‌اید؟

۲. فتوای اباحه‌گری: وقتی جریان پهلوی با افتخار از آزادی ازدواج مرد با مرد و زن با زن سخن می‌گوید و آن را پیشرفت می‌نامد، سکوت شما چه معنایی دارد؟ آیا قرار است پس از به قدرت رسیدن این جریان‌های ضد دین، شما نیز قلم به دست بگیرید و برای خوشامد اربابان جدید، فتوا بر حلال بودن منکرات و فواحش صادر کنید؟

۳. خیانت به جایگاه مذهبی: ترویج بی‌ناموسی و بی‌غیرتی تحت نام «آزادی»، دقیقاً همان مسیری است که قوم لوط پیمودند و به عذاب الهی دچار شدند. همراهی با کسانی که قصد دارند ایران را به مرکز فحشا و دوری از غیرت تبدیل کنند، با هیچ منطق شرعی و مذهبی سازگار نیست.

مولوی صاحب، کسانی که امروز فرش قرمز زیر پای جریان‌های همجنس‌باز و ضددین پهن می‌کنند، باید بدانند که غیرت ملت ایران و سنت‌های الهی، اجازه نخواهد داد که ایران به جولانگاه مفسدانی تبدیل شود که روی قوم لوط را سفید کرده‌اند. تاریخ و آیندگان درباره این نفاق و همراهی با باطل قضاوت خواهند کرد.

سکوت ننگین یا کوری باطنی؟ تحلیل فقهی و منهجی خیانت «عالمان صامت» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

سکوت ننگین یا کوری باطنی؟ تحلیل فقهی و منهجی خیانت «عالمان صامت» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: عبدالرحمن براهویی

در ایامی که عطر معنویت رمضان با خون مظلومان در دارالاسلام ایران و جبهه‌های مقاومت اسلامی ضد آمریکائی – صهیونی درآمیخته است، پارادوکسی تلخ رخ می‌نماید: برخی از صاحبان جبه و دستار همچون مولوی عبدالحمید که برای «جزئی‌ترین مسائل اختلافی» ساعت‌ها تریبون‌ها را قرق می‌کنند، در برابر هجمه وحشیانه صهیونیستها و آمریکا و اذنابشان که دیروز جنایت تفتان را مرتکب شدند، مهر سکوت بر لب زده‌اند..

قرآن کریم برای کسانی که ابزارهای شناخت (قلب، چشم و گوش) را در مسیر درک حقایق و دفاع از مظلوم به کار نمی‌گیرند، تعبیری تکان‌دهنده دارد. خداوند متعال می‌فرماید: لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/ ۱۷۹).

این آیه دقیقاً توصیف‌گر حال «شیخ‌ها و مولوی‌هایی» است که هیاهوی بمب‌های آمریکایی و صهیونیستها و ترورهای کور گروههای خائن داخلی و ناله کودکان و زنان ومردان بی گناه را نمی‌شنوند. کسی که قلبش لایه‌های پنهان جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی علیه دارالاسلام را نمی‌فهمد و چشمانش جنایات آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی را نمی‌بیند، از مرتبه انسانیت به مرتبه «انعام» (چهارپایان) و حتی پست‌تر سقوط کرده است؛ چرا که چهارپا تکلیفی ندارد، اما عالمی که سکوت می‌کند، در حال «کتمان حق» است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در دعایی راهبردی از خداوند می‌طلبند که قوای ادراکی را مایه بهره‌مندی و «وارث» انسان قرار دهد و می فرماید: اللهمَّ متِّعْنَا بأسماعِنا، وأبصارِنا، وقوَّتِنا ما أحْيَيْتَنا، واجْعَلْهُ الوارِثَ مِنَّا… وانصرْنا عَلَى مَنْ عادَانا» (صحیح الترمذی).

این حدیث نشان می‌دهد که «شنوایی و بینایی واقعی» آن است که تا لحظه مرگ در خدمت نصرت بر دشمنان (وانصرْنا عَلَى مَنْ عادَانا) باشد. عالمی که بینایی‌اش را تنها خرج اختلافات فقهی قرون گذشته و به هیجان درآوردن عوام الناس در برابر مسلمین مخالف می‌کند اما دشمن حی و حاضر زمانه را نمی‌بیند، عملاً از این میراث نبوی محروم گشته است. کوری بصیرتی، مقدمه کوری اخروی است.

از منظر فقهی، هنگامی که «کافر حربی» به مرزهای دارالاسلام یورش می‌برد، دفاع «واجب عینی» است. در این شرایط، «تبیین حق» و «تحریض مؤمنان بر جهاد» بر هر صاحب منبری واجب است.

چگونه است که پرداختن به اختلافات جزئی وضو و نماز «مهم» شمرده می‌شود، اما دفاع از کیان دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی که «أهم» است، مسکوت می‌ماند؟

سکوت در این مقطع، مصداق «کتمان علم» است که رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره آن می فرماید: هر کس دانشی داشته باشد و از او پرسیده شود (یا زمان نیاز باشد) و آن را کتمان کند، در قیامت لجام از آتش بر او زده می‌شود.

هر مومنین حق دارد بپرسد که دلیل سکوت این افراد چیست؟ یا چنان در «نفاق» غرق شده‌اند که پیروزی کفر را به پیروزی برادر مسلمان خود ترجیح می‌دهند، و یا بنده «عافیت» شده‌اند که باز آنها را جزو گروه منافقین قرار می دهد.

مولوی یا آخوندی که در برابر جنایات رمضان ۱۴۰۴ سکوت می‌کند، در واقع به «بخشی از جبهه ی کفر و مرجئه نوین» تبدیل شده است؛ کسانی که معتقدند ایمان فقط در دل است و عمل (جهاد و برائت) تأثیری در آن ندارد. این‌ها همان «علماء السوء» (دانشمندان بدکار) هستند که دین را به بهای ناچیز امنیت پوشالی یا جیره طاغوت فروخته‌اند.

بدون شک نبرد امروز با کفار محارب آمریکائی و صهیونی و مرتدین موجود در جبهه ی این کفار محارب در ایران و غزه و یمن، ترازوی سنجش است. کسی که در این نبرد، در کنار «دارالاسلام» نایستد و با زبان و قلم خود به آمریکا و اسرائیل نتازد، قطعاً در صف همان‌هایی است که خداوند آن‌ها را «غافلون» و گروه منافقین نامیده است که ضمن دشمن نامیدن آنها فرموده است: فَاحْذَرُوهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ». از آنان حذر کنید، خدا آنان را بکشد، چگونه از حق بازگردانده می‌شوند؟

ایمانِ واقعی نه در لابلای بیان اختلافات هزار ساله فقهی قابل چشم پوشی، بلکه در میان دود باروت جنگ با کفار محارب بر دارالاسلام سنجیده می‌شود.

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

ساعتی قبل نیروهای مزدور مسلح ارسال شده از خاک پاکستان به سمت خودروی گشت انتظامی شهرستان تفتان که در حال برقراری نظم و امنیت شهروندان بود، با سلاح گرم تیراندازی کردند که 5 نفر از کارکنان انتظامی و یک شهروند عادی به قتل رسیدند.

با آنکه تلاش برای دستگیری عاملان این اقدام وحشتیانه ادامه دارد و در منطقه پیرامونی طرح امنیتی انتظامی در حال اجراست اما در هر حال می توانیم بگوئیم زمانی که خانه و سرزمین شخصی مورد تهاجم دشمنان خارجی قرار گرفته باشد واقعاً ننگ است چنین شخصی در جبهه ی دشمنان خارجی قرار بگیرد و به اهل خانه ی خودش ضربه بزند؛ این کار نزد تمام انسانهای سالم مسلمان و غیر مسلمان خیانت و ننگ بزرگی است.

این ننگ بزرگ تنها از کسانی بر می آید که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده اند و عملاً و به صورت رسمی جزئی از خائنان به دین و مردم و خاک خود شده اند که افسار آنها در اختیار آمریکا و صهیونیستهاست.

این خائنین با شعارهای قومیتی و اقتصادی و گاه مذهبی و.. سعی دارند این خیانت آشکار خود را بپوسانند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

امروز شانزده روز است که شاهد جنگ تحمیلی از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم شگفت‌زده‌ایم از کسانی در رسانه های ماهوراه ای چون کلمه و غیره و یا در فضای مجازی که در کشورهای غربی یا در امارات و عربستان و غیره ساکنند و خود را پرچمدار «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامند، اما در عمل، پشت به قبله و رو به واشینگتن و تل‌آویو ایستاده‌اند.

این عده یا با زبان و دست در اختیار این جبهه ی کفار محارب برا علیه دارالاسلام هستند که جزو مرتدین به شمار می روند یا با خیانت «سکوت» خود به صورت تماشاچی و نظاره گر درآمده اند وعملا در این جبهه ایستاده اند که جزو گروه منافقین محسوب می شوند؛ در هر دو حالت اینها با «مومنین» نیستند.

 منهج امامان بزرگوار ما همچون امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل رحمهم الله  همواره بر حفظ کیان دارالاسلام و وحدت کلمه در برابر «کفار محارب» استوار بوده است. چگونه دم از سنت می‌زنید در حالی که صریح‌ترین دستور قرآن مبنی بر عدم «موالات» با دشمنان خدا را نادیده می‌گیرید؟

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به سرپرستی نگیرید؛ آنان دوستان و سرپرستان یکدیگرند. هر کس از شما آنها را به سرپرستی بگیرد، قطعاً از آنان است.

آیا حکمی صریحتر از این می خواهید؟

شماها تنها یهود و نصارا را به سرپرستی نگرفته اید بلکه کفار محارب سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که از حمایت بسیاری از یهودی زاده ها و مسیحی زاده ها و مسلمان زاده های مرتد و… هم برخوردارند.

ای کسانی که به دلیل اختلافات مذهبی با شیعه، چشمان خود را بر عقیده و منهج اهل سنت و جماعت و بر جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بسته‌اید، منهج اهل‌سنت به ما آموخته است که اختلاف در فروعات و حتی برخی اصول، هرگز مجوزی برای هم‌پیمانی با «کفار محارب» علیه یک گروه از منسوبین به قبله و دارالاسلام نیست.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در بحث «دفع دشمن متجاوز» (العدو الصائل) تصریح می‌کند که وقتی دشمن کافر به بلاد مسلمین هجوم می‌آورد، دفع آن بر همه‌ی مسلمانان واجب است و اختلافات داخلی نباید مانع از جهاد علیه کفرِ اصلی شود. شما با بغض و بی‌انصافی، آرای سخیف خود را بر نصّ صریح قرآن مقدم داشته‌اید و در جبهه کسانی ایستاده‌اید که بمب‌هایشان بر سر کودکان غزه و لبنان و اکثر سرزمینهای اسلامی فرود می‌آید.

اتحاد با آمریکا و صهیونیسم تحت عناوین فریبنده‌ای چون «ائتلاف بین‌المللی» یا «مصلحت سیاسی»، از نظر فقهی لغزشگاهی است که به «موالات کبری» منتهی می‌شود. امامان اهل‌سنت «مظاهره الکفار علی المسلمین» (پشتیبانی از کافران علیه مسلمانان) را از موجبات خروج از اسلام دانسته‌اند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «المُسلِمُ أَخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُهُ ولا يُسلِمُهُ» مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را در برابر دشمن رها نمی‌سازد.

شما نه تنها برادران خود را رها کرده‌اید، بلکه با گرا دادن به پهپادهای آمریکایی – صهیونیستی و خوشحالی از ضربات صهیونیست‌ها و آمریکائی ها به جبهه دارالاسلام و مسلمین، عملاً در خون مسلمانان شریک شده‌اید. این تمرد از راهنمایی‌های قرآن، سرانجامی جز تباهی و ارتداد نخواهد داشت.

بس است این همه دروغ و تلبیس، اهل‌سنت واقعی آن مجاهدی است که در قدس و یمن و ایران و سومالی و… لوله تفنگش به سمت اشغالگر است، نه آن مدعی عافیت‌طلبی که در رسانه‌ها، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های پنتاگون و موساد شده است.

الله تعالی می فرماید:تَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده/ ۸۰) بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران را به سرپرستی می گیرند؛ چه بد است آنچه برای خود پیش فرستادند که خشم خدا بر آن‌هاست و در عذاب جاودانند.

ما به مدعیانی که تحت نام اهل‌سنت که در کشورهائی چون امارات و بحرین و عربستان و اردن و قطر و غیره ، آب به آسیاب صهیونیسم و آمریکا می‌ریزند، می‌گوییم: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» و از همین چند دهه ی گذشته عبرت بگیرید. کسانی که به آمریکا و صهیونیستها تکیه کردند، جز خواری نصیبشان نشد. به منهج امامان خود بازگردید؛ به وحدت و انسجام در برابر دشمن مشترک (آمریکا و اسرائیل) ایمان بیاورید و اجازه ندهید تعصبات مذهبی، شما را به هیزم‌آور آتش کفر تبدیل کند. پیش از آنکه دیر شود و در محکمه مومنین و دادگاه الله به عنوان «خائنین به دین و امت» محاکمه شوید، توبه کنید.

فریاد خون مظلومان دارالاسلام ایران و سکوت مرگبار خطباء و علمای عوام زده در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان 1404ش

فریاد خون مظلومان دارالاسلام ایران و سکوت مرگبار خطباء و علمای عوام زده در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان 1404ش

کاتب: براهندک بلوچ

الله جل جلاله می فرماید: انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ… (توبه/ ۴۱) با شتاب [به سوی میدان نبرد] حرکت کنید، چه سبک‌بار باشید و چه سنگین‌بار، و با اموال و جان‌هایتان در راه خدا جهاد کنید….

امروز که دارالاسلامِ ایران هدف وحشیانه‌ترین تجاوزات کفار حربی آمریکائی و صهیونیستی  قرار گرفته است؛ امروز که خون پاک سرداران رشید اسلام، رهبران مقاومت و حتی کودکان معصوم (از جمله فاجعه‌ی هولناک مدرسه میناب و شهادت ۱۶۸ طفل بی‌گناه) زمین را رنگین کرده، سوالی بزرگ پیش روی «مولوی‌ها»، «شیخ‌ها» و «ماموستاها» قرار دارد: این سکوت شما از چیست؟ ترس از مخلوق یا فراموشی خالق؟

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ… (نساء/ ۷۵) شما که عمری را در محراب و منبر گذرانده‌اید، چگونه ناله‌ی زنان و کودکان مظلوم را می‌شنوید و تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام را می‌بینید، اما لب به حق نمی‌گشایید؟ سکوت در زمان هجوم دشمن به دارالاسلام، به معنای پشت کردن به نصوص صریح وحی است.

اگر مدعی تبعیت از ائمه‌ی بزرگوار اهل سنت هستید، بدانید که در فقه هر دو امام حنفی و شافعی که اهل سنت ایران پیرو این دو مذهب هستند، سکوت امروز شما محکوم است:

  • طبق رأی امام ابوحنیفه رحمه‌الله هنگامی که دشمن به سرزمین اسلام حمله کند، «جهاد» از حالت فرض کفایه  خارج شده و به «فرض عین» تبدیل می‌شود. یعنی بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است که به هر نحوی (زبانی، مالی یا جانی) در برابر دشمن بایستد. سکوت علما در این لحظه، معصیت بزرگ و تخطی از حکم صریح فقه حنفی است.
  • طبق رأی امام شافعی رحمه‌الله نیز اگر دشمن به مرزهای دارالاسلام نفوذ کند، بر همه‌ی ساکنان آن منطقه و مناطق مجاور واجب است که برای دفع دشمن بپا خیزند. امام شافعی سکوت در برابر اشغالگری های کافر به سرزمین مسلمین را جایز نمی‌دانست چون این سکوت در تمام مذاهب برابر است با اینکه شخص را جزو گروه منافقین قرار دهد.

وقتی سردمداران کفر به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها در حال کشتار و از بین بردن زیرساختهای شما هستند، کمترین وظیفه‌ی یک عالم، «تبیین حکم جهاد» و «تهییج مردم» علیه متجاوز است. سکوت شما نه از روی «حکمت»، بلکه از روی «عافیت‌طلبی» و «عقده‌های جناحی یا مذهبی» است که مانع از دیدن حقیقت نبرد حق و باطل شده است و این خیانت سکوت همراهی نانوشته با صهیونیزم و کفار آمریکائی است.

عالمی که در برابر شهادت ۱۶۸ کودک و ترور رهبران دارالاسلام و آنهمه بمباران و توحش کفار محارب خارجی سکوت می‌کند، دانسته یا ندانسته در جبهه‌ی متجاوزان قرار گرفته است. این سکوت، چراغ سبزی به آمریکا و اسرائیل است تا به جنایات خود ادامه دهند. بدانید که فردای قیامت، خون شهیدان میناب و سرداران اسلام، گریبان‌گیر کسانی خواهد بود که «علم» داشتند اما «عمل» و «فریاد» نداشتند.

ای علمای بلاد، یا به رسالت خود بازگردید و حکم جهاد و برائت از مشرکین (=سکولاریستها) را فریاد بزنید، و یا ردای علم را از تن برکنید که این لباس، جایگاه ترسوها و مصلحت‌اندیشان بزدل نیست.

آزمون غیرت حنفی ها و تلنگری به مولوی عبدالحمید برای خروج از پیله‌ی سکوت در زمان جنگ تحمیلی رمضان آمریکائی ها و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران

آزمون غیرت حنفی ها و تلنگری به مولوی عبدالحمید برای خروج از پیله‌ی سکوت در زمان جنگ تحمیلی رمضان آمریکائی ها و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید زاهدانی، در این دو هفته که دارالاسلام ایران زیر آتش کینه‌ی صهیونیزم و آمریکای جنایتکار قرار گرفته، چشمان بسیاری از حنفی مذهبها به زاهدان دوخته شده بود تا فریاد حق‌طلبی و تکبیر جهاد شما را بشنوند؛ اما آنچه نصیب شد، «سکوتی سنگین» و «گوشه‌گیری تأمل‌برانگیز» بود.

در حالی که رهبری دارالاسلام ایران، سرداران غیور سپاه و ارتش دارالاسلام ایران، و معلمان و کودکان بی‌گناه (از جمله شهدای مظلوم حادثه میناب) هدف ترور و تجاوز مستقیم کفار حربی قرار گرفته‌اند، سکوت شما چه معنایی دارد؟ آیا این سکوت، ناشی از همان تمایلاتی است که در دو سه سال اخیر نسبت به نظام‌های سکولار غربی و طاغوت‌های منطقه‌ای همچون آل‌سعود نشان داده‌اید؟ عالم دین نباید در گرماگرم نبرد «حق و باطل»، در جبهه‌ی «مصلحت و نفاق» بایستد.

مولوی عبدالحمید، شما که مدعی پیروی از مذهب امام اعظم، ابوحنیفه رحمه‌الله هستید، بهتر از هر کسی می‌دانید که در فقه حنفی، هنگامی که دشمن کافر به سرزمین اسلام هجوم می‌آورد، «جهاد، فرض عین» است.

امام ابوحنیفه معتقد بود که اگر دشمن به جزیی از بلاد مسلمین حمله کند، بر تمام مسلمین واجب است که برای دفع آن بپا خیزند.

امروز که ایران به عنوان سنگر اصلی مقابله با صهیونیزم و آمریکا مورد تجاوز قرار گرفته، طبق فتوای امام ابوحنیفه، هرگونه کوتاهی در پشتیبانی از نظام اسلامی در برابر اشغالگران، تخلف از امر الهی است و بیطرفی و تماشاچی شدن شخص نماز خوان مسلمان را جزو گروه منافقین قرار می دهد.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ…».

مولوی صاحب، اگر می‌خواهید خود را از شائبه‌ی نفاق و نزدیکی به جبهه‌ی غرب سکولار و طاغوت‌های دست‌نشانده تبرئه کنید، اکنون وقت آن است. نشان دهید که پیوند شما با آرمان اسلام و امنیتِ دارالاسلام، محکم‌تر از پیوندهای منافق گونه و سیاسی گذراست. جبهه‌ی خود را تغییر دهید و صراحتاً در کنار نظام اسلامی و نیروهای مسلح (سپاه و ارتش) بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی بایستید.

نظامی که امروز در برابر تمام دنیای کفر ایستاده و برای دفاع از قدس و مظلومان غزه و لبنان، هزینه‌های جانی و مالی می‌دهد، مصداق بارز «جبهه‌ی حق» است. حمایت از این نظام در برابر تجاوزاتِ آمریکا و اسرائیل، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت فقهی و عقیدتی است.

مولوی عبدالحمید زاهدانی، ما اهل سنت و جماعت داخل و خارج دارالاسلام ایران  در مورد این روزهای شما قضاوت خواهد کرد. بیایید و با تاسی به سیره‌ی امام ابوحنیفه، بر علیه اشغالگران صهیونیست و آمریکایی «اعلام جهاد» کنید و با زبان رسا، از حریم دارالاسلام و رهبری آن در برابر تجاوز کفار حمایت نمایید. نگذارید نام شما در زمره‌ی کسانی ثبت شود که در روز واقعه، مصلحت دنیای خود را بر نصرت دین ترجیح دادند.

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در گیرودار نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، که جبهه کفر حربی  به رهبری آمریکا و صهیونیسم  کیان دارالاسلام ایران را هدف قرار داده است، شاهد ظهور پدیده‌ای شوم‌تر از بمب‌های دشمن هستیم: «سربازان عمامه‌به‌سر و کراواتی دشمن در سنگر رسانه». کسانی که با نام دین و مذهب، دقیقاً در پازل جنگ روانی و تبلیغی کفار محارب و اشغالگر خارج و مرتدین داخلی بازی می‌کنند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه (رح) با دقتی بی‌نظیر، مرز میان «دشمن خارجی» و «نفوذی داخلی» را تبیین کرده است. او معتقد است که رسوا کردن پیشوایان بدعت و کسانی که سخنانشان در تضاد با کتاب و سنت است، یک «واجب عینی» بر تمام مسلمانان است.

ایشان می گوید: دفع گمراهی و تجاوز این‌گونه افراد برای تمامی مسلمانان فرض عین است… زیرا هنگامی که دشمن سرزمین‌ها را تصرف می‌کند، نمی‌تواند قلوب مسلمانان را فاسد گرداند؛ اما اهل گمراهی و بدعت از همان ابتدا قلوب را فاسد می‌گردانند.

این یک قاعده طلایی است؛ دشمن آمریکایی خاک را هدف گرفته، اما «عالم سوء» و رسانه‌هایی چون «کلمه»، ریشه و ایمان را هدف قرار داده‌اند. فساد این دین‌فروشان از فساد تانک‌های دشمن بیشتر است، چرا که آن‌ها جاده‌صاف‌کن تسلیم و ذلت هستند.

امروز شخصیت‌هایی نظیر ترشابی، خدمتی، کیانی، ملازهی، احراری و امثالهم در شبکه ماهواره‌ای «کلمه»، نقاب از چهره برافکنده‌اند. آن‌ها نه در کنار مردم مظلوم ایران و نه در کنار جبهه حق، بلکه علناً در کنار اپوزیسیون سکولار مرتد و جریان‌های وابسته به سازمان‌های جاسوسی غرب ایستاده‌اند.

• خیانتِ اول: سکوت در برابر جنایات صهیونیسم علیه زیرساخت‌های مسلمین.

• خیانتِ دوم: تضعیف روحیه مقاومت امت در برابر کافر حربی.

• خیانتِ سوم: مشروعیت‌بخشی به تهاجم آمریکا تحت پوشش شعارهای مذهبی.

طبق دستور شرع، «رسوا کردن» (تشهیر) این افراد، نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف شرعی است تا امت از شرّ نفاق آن‌ها ایمن بماند.

عمل دیگری که دسته ای از به ظاهر مسلمانان را در جبهه ی کفار و محارب خارجی و مرتدین آشکار شده قرار می دهد  سکوت مرگبار و همسویی با دشمن در پوشش بی‌طرفی است که ابتدا شخص را جزو گروه منافقین (سکولار زده ها) قرار می دهد و بعد در این جبهه ی دشمنان آشکار قرار می گیرد.

همین الان و در جنگ تحمیلی رمضان 1404 کفار محارب آمریکا  و صهیونیستها و شرکایشان بر دارالاسلام ایران می بینیم این است که در کنار مزدورانِ صریح، شاهد «صامتان مصلحت‌بین» در داخل هستیم. برخی مولوی‌ها همچون مولوی عبدالحمید که در مسائل پیش‌پاافتاده فریادشان بلند است، اکنون در برابر تجاوز آشکار صهیونیسم سکوت کرده‌اند.

یادآوری می‌شود که در وقت هجوم کافر حربی بر دارالاسلام، بی‌طرفی معنا ندارد. سکوت عالم در این مقطع، به معنای تایید ظلم است. همان‌طور که ابن‌تیمیه اشاره می‌کند، اگر الله متعال افرادی را برای دفع شر این مفسدان (چه با زبان و چه با شمشیر) برنمی‌انگیخت، دین فاسد می‌شد.

مؤمنان باید بدانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ تنها در مرزها نیست، بلکه در «قلب‌ها و اندیشه‌ها» نیز جریان دارد.

وظیفه ما آگاه‌سازی عموم مسلمین نسبت به ماهیت واقعی این شبکه‌ها و سخنوران مزدوری که دلارهای عبری-عربی را به بهای فروشِ سرزمین و مذهب خود دریافت می‌کنند.

باید تبیین کرد که چگونه این افراد، آیات الهی را برای خدمت به اهداف آمریکا و صهیونیستها تحریف می‌کنند همچنانکه الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (توبه/ ۷۳) جهاد علیه کفار آشکار و منافقان (نفوذی‌ها) دوشادوش هم واجب است.

دشمن کافر محارب و اشغالگر خارجی را می‌توان با سلاح نظامی دفع کرد همچنانکه همین الان دارالاسلام با قدرت و به صورت فراگیر این کار را انجام می دهد، اما دشمن منافق و «عالم سوء» را باید با «رسوایی و روشنگری» از میان برداشت. همان‌گونه که سلف امت در برابر گمراهان ایستادند، امروز نیز بر ماست که با مشتی واحد، هم در برابر بمب‌های آمریکایی – صهیونیستی بایستیم و هم در برابر سموم تبلیغاتی دین‌فروشان رسانه‌ای.

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز 13 روز از معرکه تحمیلی 1404 رمضان کفار آمریکائی و صهیونیست بر دارالاسلام و سرزمین اسلامی ایران می گذرد، در چنین حالتی که چنین سرزمینی اینهمه روز و در جلو چشم تمام مسلمین و کفار جهان در پی حملات ددمنشانه صهیونیستی-آمریکایی در آتش و خون است، بازخوانی تکلیف شرعی مومنین و سلف صالح بیش از هر زمانی ضرورت دارد؛ چون در زمانی که دشمن حربی به خاک اسلام قدم می‌گذارد، دیگر جایی برای درنگ، سکوت و یا مشغول شدن به اختلافات فرعی نیست.

از منظر فقهِ اصیل اسلامی و اجماع امت، هنگامی که دشمن کافر محارب خارجی به سرزمین مسلمین هجوم می‌آورد، جهاد از حالت «فرض کفایی» خارج شده و به «فرض عینی» تبدیل می‌شود.

در این حالت، همان‌گونه که هیچ مؤمنی نمی‌تواند نماز و روزه رمضان را به بهانه اشتغال دیگران ترک کند، دفاع از کیان اسلام نیز بر تک‌تک آحادِ امت واجب می‌گردد. خطبا و مولوی‌هایی که در این شرایط بر طبل اختلافات ریز فقهی می‌کوبند و از تبیین این فرض بزرگ سر باز می‌زنند، در پیشگاه خدا مسئول و در حق امت ستمکارند. اما بدانیم که کوتاهی خواص، رافعِ تکلیف عوام نیست.

سکوت در برابر منکری به بزرگی اشغالگری و کشتار مظلومان، طبق نص صریح حدیث نبوی، مقدمه فروپاشی کل جامعه است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: إِنَّ الله عز وجل لاَ يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرُوا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيْهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَذَّبَ اللهُ الخاصةَ والعامةَ (رواه احمد).

وقتی منکر آشکاری چون نابودی زیرساخت‌های مسلمین و ریختن خون زنان و کودکان توسط کفار محارب رخ می‌دهد، هر کس به قدر توان خود (از زبان و قلم گرفته تا حضور در میدان) اگر انکار و مقابله نکند، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این منکر بزرگ، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن می‌خواهد که متأسفانه برخی مدعیان علم، آن را از دست داده‌اند.

تاریخِ سلف امت سرشار از درس‌های شکوه و عزت است. در زمان هجوم صلیبی‌ها و یا فتنه تاتار و مغولهای سکولار، سلف صالح و علمای ربانی چگونه عمل کردند؟

آنان اصل را بر فرع ترجیح دادند و تمام اختلافات مذهبی و کلامی را در صندوقچه‌ها نهادند و در برابر «دشمن متجاوز» (العدو الصائل) که به هیچ‌کس رحم نمی‌کرد، جبهه‌ای واحد تشکیل دادند.

به عنوان مثال ابن تیمیه رحمه الله در جریان هجوم مغولهای سکولار فتوا داد که در برابر دشمن مهاجم، حتی اگر لشکریانی با بدعت‌ها و گناهانی در صف مسلمین باشند، باید با آن‌ها متحد شد و علیه کفر حربی جنگید؛ چرا که ضرر سلطه کفر بر سرزمین اسلام، بسیار بزرگ‌تر از اختلافات داخلی است.

سلف صالح امت می‌دانستند که در وقت هجوم کفار محارب خارجی، «تفرقه» بزرگ‌ترین منکر و «وحدت» بزرگ‌ترین واجب است. آن‌ها مشت واحدی بودند که اجازه نمی‌دادند دشمن از شکاف بین مذاهب برای نفوذ استفاده کند.

مؤمنان بیدار، نباید منتظر اذن کسانی ماند که در تشخیص منکر آشکار صهیونیسم و آمریکای وحشی ناتوان‌اند. وقتی دشمن بر خانه و کاشانه شما می‌تازد، دفاع تکلیف مستقیمِ شماست.

امروز دارالاسلامِ ایران، سنگر اول دفاع از حیثیت قرآن و سنت در برابر جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستهاست. هر گونه اهمال، همسویی با اهداف جبهه کفر است. ما موظفیم با نیت خالص و تکیه بر قدرت لایزال الهی، دوشادوش نیروهای نظامی و با مشارکت همگانی، فتنه این اشغالگران کافر و محارب خارجی را دفع کنیم.

آنان که دلی برای فهمیدن و چشمی برای دیدن دارند، می‌دانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، نبرد میانِ تمام کفر و تمام اسلام است. ما به سیره سلف بازمی‌گردیم؛ اختلافات را در برابر دشمنِ مشترک کنار می‌گذاریم و با وحدتی پولادین، به فرمان الهی برای دفعِ تجاوز کفار محارب لبیک می‌گوییم.