
سکوت ننگین «خواص»(همچون مولوی عبدالحمید) در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش در منهج اسلامی
کاتب: محمد اسامه
شکی نیست که می توانیم با استناد به مواردی چون سوره ی روم بگوئیم در جنگ بین گروههای مختلف کفار با هم در میان مومنین «بی طرف» و «ساکت» وجود ندارد چه رسد به اینکه جنگ بین مسلمین با کفار محارب اشغالگر خارجی باشد که «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» بودن صفت بارز گروه منافقین است و مومنین از چنین آفتی به دور هستند.
بر این اساس و در همین قدم اول :
- اگر کسی با هر عنوانی را دیدید که در این جنگ بین کفار مخارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام ایران به صورت زبانی یا بدنی وارد جنگ شده و به این شکل جبهه ی کفار محارب را تقویت می کند شک نداشته باشید یک «مرتد» است. این «اجماع» تمام امت است که در چنین موقعیتهائی که جنگ بین دارالکفرهای محارب و دارالاسلام است هر گونه حمایت از کفار محارب باعث ارتداد می شود.
- اگر کسی با هر عنوانی در این جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام موضع «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» شدن را انتخاب کرد شک نداشته باشید که یکی از «گروه منافقین» است که در این گروه هم منافقین اصلی وجود دارند هم کسانی که در دلشان بیماری هست و هم مومنین ضعیف الایمان و جاهل و… به همین دلیل اینها را در دنیا جزو مسلمین محسوب می کنیم و در قیامت الله میداند با این گروه چه برخوردی داشته باشد.
در این صورت، امروز که دشمن محارب صهیونیستی و آمریکایی از مرزها و جغرافیای دارالاسلام ایران عبور کرده و خون مومنین و مسلمین ایران را بر زمین ریخته است، «سکوت» دیگر یک موضع سیاسی عوام فریبانه ی صرف نیست، بلکه یک «انحراف فقهی» و « گناه کبیره» است.
در این مورد خاص، غیبت دغلبازانه ی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی لکه ی تاریک و کثیف دیگری بر زندگانی اوست که با القاب پرطمطراقی همچون «شیخالاسلام»، «مولانا» و… را یدک میکشد که این عناوین برای صدرنشینی در مجالس و عوامفریبی به کار یم رود نه برای دعوت منهج صحیح اسلامی اهل سنت و جماعت و «سپر شدن در برابر کفر» و دعوت به جهاد در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی.
شیخ الاسلام و عالم واقعی کسی چون ابن تیمیه است که در زمان هجوم «کفارِ حربی»، معنای «تولّی و تبرّی» را در میدان عمل پیاده کرد و بر علیه کفار محارب و سکولار مغول فتوای جهاد داد و خوش هم به عنوان یک سرباز و الگوی عملی یک مجاهد در میدانهای جهاد حضور پیدا کرد.
شیخ الاسلام و عالم اسمی خطیبی چون مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی است که بدون داشتن حتی یک کتاب علمی یا بدون داشتن بنیه ی علمی لازم که بتوان «خلبان اردنی» را به صورت صحیح به زبان عربی معنی کند و… هم اکنون و بعد از نزدیک به 12 روز از جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی در رمضان 1404ش خودش را جائی مخفی کرده و به شیوه ای با دشمنان قسمخوردهی اسلام (آمریکا و صهیونیزم) نرد عشق میبازد و با سکوت خود، راه را برای شهادت بیشتر مسلمین ایران و پیشروی های بیشتر کفار محارب خارجی هموار میکند.
این دیگر بر کسی پوشیده نیست که در تمامی مذاهب فقهی اعم از حنفی، شافعی و… اجماع و اتفاق نظر وجود دارد که اگر کافر محارب خارجی به سرزمین اسلام (دارالاسلام) حمله کند و جان و مال و ناموس مسلمین را تهدید نماید، جهاد از حالت «فرض کفایه» خارج شده و بر تکتک کسانی که توانایی دارند (بهویژه عالمان با زبان و نفوذشان) «فرض عین» میگردد.
از مولوی عبدالحمید باید پرسید که آیا قتل عام آنهمه از مومنین و مسلمین و تولید آنهمه ویرانی توسط کفار امریکائی – صهیونی در ایران تجاوز آشکار نیست؟ اگر اکنون زمان موضعگیری و اعلام جهاد نیست، پس این القاب علمی و دینی به چه کار میآیند؟
امروز «بدعت نوین»، پذیرش سلطهی صهیونیزم و سکوت در برابر جنایات آمریکاست. مولویها و ماموستاهایی که در برابر شهادت مظلومانهی نخبگان نظامی و علمی و کودکان دبستان و سایر مسلمین دارالاسلام سکوت کردهاند، چه در گروه مرتدین باشند یا گروه منافقین در دایرهی خشم الهی قرار دارند. سکوت در برابر قاتلان «بچه های دبستان میناب»، «هنیهها» و «السنوارها» و سایر رهبران و بزرگان اهل دعوت و جهاد توسط آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار، خیانت به اصل اسلام و ولای مومنین است.
الله جل جلاله می فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ (نساء/75) آقای به اصطلاح شیخالاسلام کتاب و علم نداشته! آقای مولانا! قرآن از شما میپرسد «شما را چه شده است که در راه الله و برای نجات مستضعفانی که زیر چکمهی صهیونیزم و آمریکا له میشوند، فریاد نمیزنید؟» آیا ترس از قطعِ حمایتهایِ طاغوتهای محلی (مانند آلسعود و امارات و قطر و… ) یا تمایل به جبههی سکولار – لیبرال غرب و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران، شما را از ادای تکلیف شرعی بازداشته و خود را مخفی و گم کرده اید؟
وقت آن است که مدعیان فقه نبوی و حنفی، نشان دهند که آگاه به مسائل «ولاء و براء» هستند آنهم با اعلام برائت صریح از رژیم سکولار صهیونیستی و آمریکای سکولار و جنایتکار چون برائت مختص کفار سکولار (مشرک) است.
در کنار برائت از کفار سکولار، حمایت قاطع و عملی از دارالاسلام و نیروهای مسلح آن که در خط مقدم دفاع از دارالاسلام هستند دومین قدم است با برداشتن این قدمها تبیین وجوب جهاد برای پیروان و مریدان در برابر متجاوزان کافر محارب قدم سوم محسوب می شود؛ در غیر این صورت، مومنین، این سکوت را به پای «نفاق» و «همدستی با دشمن» خواهند نوشت و القاب شما تنها باری بر دوشتان در روز جزا خواهد بود.