«انسانیت = اومانیسم» بدون ایمان به الله؟ نقد فقهی و قرآنی بر سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی

«انسانیت = اومانیسم» بدون ایمان به الله؟ نقد فقهی و قرآنی بر سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید گفته است: «الله تعالی انسان‌ها و به‌ویژه حاکمان و حکومت‌هایی را دوست دارد که برایشان انسانیت مهم باشد و نسبت به تمام انسان‌ها فارغ از هر دین و اعتقادی، ترحم داشته باشند.»

این خلط خطرناک میان «رحمت اسلامی» و «انسان‌گرایی سکولار» است. در قرآن و سنت، رحمت از ایمان جدا نیست. رحمت شرعی، در چارچوب کفر به طاغوت و توحید، ولایت مؤمنان و برائت از کفار سکولار معنا دارد، نه در قالب انسان‌گرایی یا همان اومانیسم بی‌مرز کفار سکولار (مشرک) که آنرا زیر بنای عقیده ی سکولاریستی خود قرار داده و ایمان و کفر را هم‌سطح می‌کند.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا (مائده/ ۵۵) سرپرست شما فقط خدا و رسول او و مؤمنان‌اند.

محبت، ولایت و رضایت الهی مشروط به ایمان است، نه صرف «انسان بودن». و الله تحت هیچ شرایطی انجازه نداده است یک کافر بر مسلمین حاکمیت داشته باشد. یعنی حتی اجازه نداده است یک دختر و زن مسلمان با کافری ازدواج کند و تحت سرپرستی یک کافر قرار گیرند چه رسد به یک جماعت و ملت.

اگر صرف «انسانیت» ملاک محبت خدا بود، آنگاه این آیات چه معنایی دارند؟

  • إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل‌عمران/ ۳۲)
  • وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آل‌عمران/ ۵۷)

پس چگونه می‌توان گفت خدا از حکومت‌هایی فارغ از قانون شریعت الله راضی است، در حالی که خود قرآن نفی صریح این ادعا را بیان کرده است؟

اگر آنچه گفته شده درست بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم باید:

  1. حاکمیت کفار سکولار قریش را می‌پذیرفت،
  2. با نظام سکولار و دموکراسی سکولاریستی مکه کنار می‌آمد،
  3. و رسالت توحید را فدای «همزیستی انسانی» می‌کرد.

اما واقعیت شریعت و حقایق تاریخی برعکس است و رسول الله صلی الله علیه و سلم همچون تمام پیامبران قبل از خود هیچ‌گاه حاکمیت کفر را مشروع ندانست و با آن جنگید، هجرت کرد، محاصره شد، اما از حاکمیت قوانین شریعت اسلام عقب ننشست.

قَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ (بقره/ ۱۹۳)

اهل‌سنت قائل‌اند عدالت با غیرمسلمان واجب است و ظلم به هیچ انسانی جایز نیست، اما این هرگز به معنای رضایت الهی از حکومت کافر یا مشروعیت‌بخشی به نظام‌های غیرالهی نیست.

ابن‌تیمیه رحمه‌الله می‌گوید: «الله دولت عادل حتا اگر کافر باشد—را از حیث بقای دنیوی نگه می‌دارد، اما هرگز آن را از حیث دینی دوست نمی‌دارد و مشروع نمی‌داند.»

این سخنان مولوی عبدالحمید دقیقاً در زمانی مطرح می‌شود که دشمنان اسلام، شریعت و حاکمیت دینی را نشانه گرفته‌اند و «انسانیت = اومانیسم» را که اساس دین سکولاریسم است را جایگزین «اسلام و قوانین شریعت الله» می‌کنند.

چنین ادبیاتی، خواسته یا ناخواسته، همسو با پروژه‌ی سکولاریزه‌کردن جامعه از قوانین شریعت الله است؛ پروژه‌ای که می‌گوید: ایمان به الله مهم نیست، شریعت مهم نیست، فقط انسان‌بودن کافی است و انسان خودش معیار و محک برای تولید و پذیرش قوانین است نه الله و شریعت و قوانینش.

این، همان اسلام بی‌دندان و بی‌حاکمیت و ناقصی است که کفار سکولار قریش هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم طلب کردند و رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها به اسلام کامل راضی شد و بر آن استقامت کرد.

پس می توانیم بگوئیم که:

  •  اسلام، دین رحمت است؛ اما رحمت مقید به توحید.
  • اسلام، ظلم را حرام می‌داند؛ اما کفر را مشروع نمی‌کند.
  • هر سخنی که ایمان و کفر را در رضایت الهی یکسان جلوه دهد، باطل و مخالف قرآن، سنت و منهج اهل‌سنت است. أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ (قلم/۳۵)

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

امروز جهان شاهد برهه‌ای است که در آن، بت بزرگ عصر و طاغوت زمان، آمریکای جنایتکار، در برابر اراده‌ی پولادین دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت به زانو درآمده است. این قدرت پوشالی که دهه‌ها بر دوش مزدوران محلی و حکام دست‌نشانده بر مقدرات مسلمین می‌تاخت، اکنون شاخ غرورش در معرکه نبرد شکسته شده و عجز آن بر همگان عیان گشته است.

آنچه بی‌ایمانان و دنیاپرستان، «ابر‌قدرت» می‌نامیدند، در نگاه مؤمن متوکل، چیزی جز تار عنکبوت نیست. خداوند متعال در وصف این قدرت‌های دروغین می‌فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوْ اجْتَمَعُوا لَهُ  (حج/ ۷۳) ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هرچند برای این کار دست به دست هم دهند.

آمریکا و صهیونیسم، با تمام زر و زور خود، در برابر قدرت لایزال الهی و مجاهدان راه حق، همچون مگسی بی‌مقدار گرفتار شده‌اند و این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر الهی است.

آنچه امروز تحت عنوان «سکولاریسم» بر جوامع تحمیل می‌شود، همان عقاید مشرکین (سکولاریستها) ی قریش و عقاید سایر سکولاریستهای باستان و قبل از آنها در لباسی نو است؛ جدا کردن قوانین شریعتهای آسمانی  از ساحت تدبیر  حاکمیت و اداره ی جامعه و تسلیم شدن در برابر قوانین تولید شده توسط بشر. این جریان تاریخی و باستانی، ریشه در عناد با حاکمیت قوانین الله دارد. اما بیداری امت اسلامی نشان داد که فرزندان شریعت‌گرا، دیگر اجازه نخواهند داد این جاهلیت مدرن بر مقدرات آن‌ها حاکم شود.

بزرگ‌ترین درد امت، تبدیل شدن سرزمین‌های وحی (حرمین شریفین) به سنگر امن سکولاریست‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا و صهیونیسم است. حکامی که خود را خادم دین اسلام می‌نامند، اما در عمل، غلام حلقه‌به‌گوش آمریکا و غرب و صهیونیستها شده‌اند، باید بدانند که دوران تاخت‌و‌تاز آن‌ها رو به پایان است.

خداوند درباره‌ی به سرپرستی گرفتن دشمنان اسلام هشدار داده است:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیه‌گاه) خود انتخاب نکنید، آن‌ها اولیای یکدیگرند؛ و هر کس از شما آنها را به سرپرستی گیرد، از آن‌هاست.

خیانت آل‌سعود و نوچه‌های کوچک‌تر در قطر، کویت، بحرین و امارات و اردن که خاک مقدس اسلام را مأمن کفار محارب و سکولار(مشرک) آمریکائی و صهیونی و سایر کفار محارب سکولار غربی کرده‌اند، بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. این‌ها مصداق کسانی هستند که برای حفظ تخت و تاج خویش، عزت اسلام و مسلمین را به بهای ناچیز فروخته‌اند.

در پشت این حکامِ خائن، صنف دیگری از خیانت‌کاران ایستاده‌اند: «دین‌فروشان و بلعم‌باعوراهای فرعونی». عالمانی که با فتواهای سفارشی، جنایات حکام و سلطه‌ی آمریکا را توجیه می‌کنند. خداوند حال این‌گونه عالمان را چنین توصیف می‌کند:فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث (اعراف/ ۱۷۶) پس مَثَلِ او همچون سگ است که اگر بر او هجوم بری، پوزه از کام بیرون می‌آورد و اگر رهایش کنی، باز چنین می‌کند.

این تبریرگران ظلم، که دین را ابزار دنیا کرده‌اند، در پیشگاه الله و امت اسلام رسوا شده‌اند و به زودی به همراه اربابان خود به زیر کشیده خواهند شد.

امروز نبرد حق و باطل بین دارالاسلام ایران و جبهه  ی مقاومت اسلامی با کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به مرحله‌ی سرنوشت‌سازی رسیده است. شکست خفت‌بار آمریکا و صهیونیستها در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی شریعت و آزادی حرمین و سایر سرزمینهای اشغال شده از چنگال مزدوران سکولار است.

ای امت اسلام به قدرت ایمان تکیه کنید و بدانید که: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا (حج/ ۳۸) خداوند از مومنین دفاع می‌کند.

سرنگونی آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن، به اذن‌الله نزدیک است و فردای روشن متعلق به مجاهدان و مؤمنان ثابت‌قدم خواهد بود.

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

مفتي عام ليبيا الشيخ المجاهد الصادق الغرياني گفت:

إيران -بغضِّ النظر عن النظام القائم بها- بلد يرفع فيها الأذان وتقام فيها صلوات الجماعة وأهلها يصلون ويصومون ويحجّون، فهي -في تعريفها الشرعي- بلد من بلاد الإسلام ومن أهل القبلة، رَضِي مَن رضي وكرِه مَن كره.

این فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران در فقه اهل سنت و جماعت به این معنی است که دفاع از آن و جهاد بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی بر هر مسلمانی «فرض عین» است.

علمای اهل سنت و جماعت ایران هم لازم است با مراجعه به منابع فقهی خود مردم را این امر مهم آگاه کنند و این فرض عین را همچون نماز و روزه به آنها یاد دهند.

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

کاتب: براهندک بلوچ

امروز 25 روز از جنگ رمضان 1404ش می گذرد، جنگی که آمریکا و صهیونیستها برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که با کمک خائنین و مرتدین داخلی بتوانند نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را از بین برده و همچون ونزوئلا و لیبی و عراق و سوریه و … استقلال به همراه نفت و سایر منابع نفتی آنرا بگیرند.

با این وجود همه دیدیم و می بینیم که به صورت پلکانی و مرحله به مرحله دارالاسلام ایران در حال نشان دادن قدرت روزافزون و شگفت انگیز خود و درهم کوبیدن دشمن آمریکائی – صهیونی و همپیمانان خائن عربی آن در منطقه است؛ همین ناکامی در جنگ و فشار میدانی بر دشمن، آنرا در تنگای قابل رویتی قرار داده به گونه ای که دنبال راهی برای نجات از این مردابی است که در آن افتاده است.

 در چنین شرایطی و جهت جبران شکستهایش دست به هر گونه جنگ روانی زده است، یا مکارانه دنبال آتش بس است، اما اصلی ترین و مهمترین موردی که با کودتای دی ماه 1404ش جرقه های آنرا زده بود و در این جنگ رمضان هم به آن دل بسته بود سناریوی بی ثبات کردن داخلی و تولید اغتشاش و قرار دادن دسته هائی از مردم در برابر حاکمیت به بهانه های مختلف و شعارهای رنگارنگ بوده است.

هم اکنون نیز باز با در نظر گرفتن اختلافات مذهبی و قومیتی و مشکلات اقتصادی موجود در دارالاسلام ایران (که یکی از مطالبات 5گانه ی دارالاسلام ایران جهت اتمام این جنگ هم رفع تمام تحریمها و برطرف شدن تدریجی مشکلات اقتصادی است)، دشمن سعی دارد با بهره گیری از ظرفیت اختلاف افکنی مذهبی و قومیتی در میان بلوچهای حنفی مذهب دست به توطئه ای جدید بزند و بلوچهای حنفی مذهب را خوراک و قربانی اهداف و شکستهای فاحش خود در جنگ کند.

با آنکه می بینم که گروههای همسو با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در این مدت تنها در غدر و خیانت تفتان توانستند خائنانه چند نیروی دارالاسلام ایران را به نفع جبهه ی کفار محارب به قتل برسانند اما این حرکتهای ایزائی و خائنانه مثل همیشه تاثیری بر روند قدرت دارالاسلام ایران نداشته و نخواهد داشت، اما دشمن در توطئه ای جدید قصد دارد با تکرار سناریو هائی که قبلا در پاکستان و عراق و یمن و افغانستان و … انجام داده عملیاتهای مشکوکی را انجام دهد و آنها را به نیروهای دارالاسلام ایران نسبت دهد تا به این شکل بتواند با شوراندن مردم محلی بر علیه حاکمیت به اهداف خود برسد.

آمریکا بارها در پاکستان در مدارس و خیابانها و بازارها و اماکن عمومی دست به بمب گذاری می زد و سعی می کرد این عملیاتهای وحشیانه را به مجاهدین ضدآمریکائی نسبت دهد اما با بیانه هایی که امثال یحیی غادن(گادن) صادر می کردند و با شناختی که مردم از مجاهدین داشتند این نقشه های وحشیانه در پاکستان عقیم ماند.

در سال 2003 و در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و انگیس هم  مجاهدین شیعه و سنی متحدا بر علیه این اشغالگران در حال جهاد بودند به گونه ای که شخصی چون ابومصعب الزرقاوی در کنار نیروهای صدر در کربلا و نجف در یک سنگر بر علیه اشغالگران خارجی و مرتدین داخلی در حال جنگ بودند.

 این اتحاد به نفع کفار اشغالگر خارجی و خائنین و مرتدین داخلی همسو با آنها نبود به همین دلیل در مدارس و بازارها و خیابانها و اماکن عمومی و شلوغ متعلق به اهل سنت بمب گذاری و انفجارهائی انجام می دادند و یا شخصیتهای مختلف اهل سنت را ترور می کردند و آنرا به گردن شیعیان می انداختند و یا بلعکس، همین کارها را در امکان شیعیان و نسبت به شخصیتهای بزرگ و علمی شیعیان انجام می دادند و آنرا به گردن اهل سنت می انداختند.

با آنکه سربازان انگلیسی را با ریش مصنوعی و در بصره و مناطق دیگر و در حین بمب گذاری و انجام توطئه دستگیر کردند اما عملیاتهای تخریبی آنها به اندازه ی گسترده و وسیع بود که در نهایت موفق شدند اتحاد میان مجاهدین شیعه و سنی عراقی ها را بر هم بزنند و آنها را به جان هم بیاندازند و خودشان نفس راحتی بکشند.

این اختلاف افکنی ها و تولید جنگ داخلی در عراق تنها با اقدامات نظامی به پیش نرفت بلکه کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و دهها سرباز بخش جنگ تبلیغی کفار محارب در انگلیس و کانادا و اردن و سرزمینهای عربی دیگر  با نام اهل سنت و دهها مورد دیگر از میان شیعیان انگلیسی نیز از نظر فکری و عقیدتی به این فتنه و آتش دامن می زدند و برای این جنگ مذهبی میان شیعه و سنی توجیهات عوام فریبانه تهیه می کردند.

این توطئه و سناریوی تکراری این کفار محارب در اکثر سرزمینهای اسلامی بوده است که به «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مشهور شده و بر تمام مسلمین و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب لازم است از این توطئه و اهداف پشت پرده ی دشمنان آگاهی یابند و به دشمنان کافر و محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها اجازه ندهند مسائل مذهبی و قومیتی آنها را ابزاری جهت پیشبرد سناریوها و برنامه های خود کنند.

محمود بلوچ سخنگوی جم بگوید که در جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی و مرتدین است یا مومنین؟

محمود بلوچ سخنگوی جم بگوید که در جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی و مرتدین است یا مومنین؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

اگر قبل از جنگ 12 روزه و بخصوص بعد از این جنگ رمضان 1404ش که کفار محارب آمریکائی و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند می گفتیم:

  •  در این جنگ تحمیلی، دولتهای خائن عربی  هم بخشهایی از سرزمین خود را به عنوان پایگاه در اختیار این کفار محارب قرار داده و هم از نظر مالی در اختیار این کفار محارب خارجی هستند و هزینه های جنگی این کفار را تامین می کنند،
  • گروههایی چون جیش العدل با اسم جدید جبهه مبارزین مردمی «جم» که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو شده اند سربازان مزدور زمینی این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی هستند
  •  و در جبهه ی جنگ روانی نیز در کنار اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی ما شاهد افرادی چون ترشابی و ملازهی و خدمتی و کیانی و هاشمی و… با اادبیاتی شبه اسلامی در شبکه های ماهواره ای چون «کلمه» سربازی از سربازان کفار به شمار می روند

برای عده ای قابل هضم نبود، اما هم اکنون که همه با چشم سر این جبهه ی مشترک آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی را می بینند برای کسی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمانده است که در دو جبهه ی کاملا مشخص در برابر هم قرار گرفته اند و مصداق این آیه قرآن شده اند که الله جل جلاله در آن می فرماید:  

الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً‏ (نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

پس، تنها دو جبهه وجود دارد که سومی ندارد؛ حالا زمانی که محمود بلوچ و گروهش با برداشتن مرزهای عقیدتی می گوید: «با حفظ اصل احترام متقابل، آغوش جبههٔ مبارزین مردمی به روی هر فرد و هر حزبی که واقعیت‌های میدانی را ، بر مرزبندی‌های سیاسی و شعارهای انتزاعی مقدم بداند، باز است» پاسخ دهد جبهه ای او و گروهش جزو کدام یک است؟

اهل سنت و جماعت بلوچستان باید مواظب باشند که این خائنین به دین و ملت با شعارهای مذهبی و قومیتی و اقتصادی و … آنها را در جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار ندهند و بلوچها را جزو کسانی قرار ندهند که« یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ» و با این کار جزو «أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ» شوند.

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

کاتب: محمد اسامه

حکومت دست نشانده ی پاکستان که حتی حقوق نظامی ها و نیروهای امنیتی خود را از آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود دریافت می کند و مجری پروژه های امنیتی و نظامی آمریکا در این بخش از سرزمینهای اسلامی است، مدتی قبل از شروع جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، با حکومت خائن و مرتد آل سعود نیز پیمان امنیتی و دفاع مشترک بست.

همه ی ما در طول چند دهه ی گذشته متوجه شده ایم و حتی عده ای از نزدیک و به صورت میدانی تجربه کرده اند که قدرت دارالکفرهای اصلی اشغالگر آمریکائی و ناتو و صهیونیستها و امثالهم تنها در نیروی هوائی است و در جنگ زمینی همیشه در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر کفار منهجی و عقیدتی چون کفار کمونیست ویتنامی شکست خورده اند.

بر این اساس، در جنگ زمینی ، خائنین و مرتدین داخلی به همراه فریب خورده های فکری به عنوان بزرگترین بازوی زمینی این کفار محارب و اشغالگر خارجی به کار گرفته شده اند که نزدیکترین نمونه ی آن را در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی دیدیم.

هم اکنون و در جنگ رمضان 1404ش که آمریکا و صهیونیستها در جنگ هوائی دچار شکست فاحشی در برابر دارالاسلام ایران شده اند و نه آمریکا و صهیونیستها بلکه حاکمیتهای خائن عرب نیز توان جنگ زمینی بر علیه دارالاسلام ایران را ندارند، مرزهای ایران و پاکستان در حکم تنگه ی پشت سر مجاهدین در غزوه ی اُحُد در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد.

با آنکه احزابی سکولار و بلوچ قومیت گرایی چون BLA و یا گروههایی چون TTP در پاکستان و ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارند که با حکومت دست نشانده ی پاکستان و مزدوران آنها چون جیش العدل و… در حال جنگ هستند با این وجود خطر تکرار سناریوی جنگ افغانستان و گروههای 7گانه ی پیشاور تحت حمایت پاکستان به بهانه های مذهبی و حتی قومیتی برای ایران هم وجود دارد.

بر این اساس، و به صورت کلی می توانیم بگوئیم که مرزهای دارالاسلام ایران با دارالکفرطاری پاکستان و نیروهای در کمین نشسته ی موجود در پاکستان، ظرفیت تکرار سناریوی گروههای 7گانه ی پاکستان و تنگه ی اُحُد برای دارالاسلام ایران را دارد.

در این میان، اهل سنت و جماعت باید مواظب دارودسته ی منافقین باشند که با ادبیاتی شبه اسلامی و شبه جهادی سعی دارند در این فتنه برای کفار محارب اصلی و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی عده ای از اهل سنت را با شعارهای جهادی هیزم این جنگ کنند همچنانکه دهها خائن چون جولانی این کار را انجام داده اند.

اینها دسته هائی از مفسدین داخلی هستند که أبومحمدالجويني از شیخ الاسلام ابن تیمیه روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[1]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

اهل سنت و جماعت به صورت عام و حنفی مذهبهای بلوچستان به صورت خاص لازم است هوشیار باشند که این خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند و در واقع در همان جبهه ی کفار سکولار بر علیه دارالاسلام فعالیت دارند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…»..

رهبران این گروه منافقین که ممکن است عده ای مسلمین و مومنین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده باشند کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …»

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سخنان زیبای شبیه شریعت آنها تعجب می کرد باید این را نیز بپذیریم که در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ به همین دلیل دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی و قومیتی و شعارهای اقتصادی و … دور خود جمع کرده اند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ای مسلمین، ای اهل سنت و جماعت:

بدانید که در این دو جبهه ای که در یک طرف آن کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی قرار دارند و در طرف دیگر آن دارالاسلام ایران و گروههای جهادی همسو با آن قرار گرفته اند، حتی اگر با یک کلمه از این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی حمایت کنید و موجب تقویت جبهه ی این کفار محارب بر علیه دارالاسلام ایران و مومنین شوید از دایره ی اسلامی خارج شده و مرتد می شوید هر چند تمام عبادتهای شخصی دیگر ار نیز انجام دهید. این منهج اهل سنت و جماعت است که توسط تمام ائمه ی مذاهب اسلامی ما بیان شده است .

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهید مواظب سخنان و اعمالت باش.


[1] ابن تیمیه، الصارم المسلول على شاتم الرسول (2/328 – 339)

خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله می فرماید: فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ (حج/ ۴۵) و چه بسیار شهرها که آن‌ها را در حالی که ستمکار بودند هلاک کردیم، پس آن شهرها بر سقف‌های خود فرو ریخته است و چه بسیار چاه‌های متروک و قصرهای برافراشته و محکم (که بی‌صاحب ماند) .

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بین جبهه ی همسو با دارالاسلام ایران با جبهه ی همسو با کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونیستی که هنوز در جریان است، جبهه‌ی حق و باطل در رویاروییِ سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌اند، امت بیدار اسلام چشمان امید خود را به «دارالاسلام ایران» دوخته است.

ما از دژ استوار مقاومت می‌خواهیم که دیگر ملاحظه‌ی دیپلماسی‌های بی‌ثمر را کنار گذاشته و صاعقه‌ی خشم الهی را بر سر قصرهای مرمرین طاغوت‌های جهانی و منطقه فرود آورد.

امروز قصرهای باشکوه در عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین، اردن و کویت، دیگر مراکز حکومتی نیستند، بلکه به پناهگاه‌های امن و اتاق‌های جنگ برای جنرال‌های جنایت‌کارِ آمریکایی و فرماندهان متواری صهیونیست تبدیل شده‌اند. این حاکمان خائن، با تبدیل سرزمین‌های اسلامی به حیاط‌خلوت آمریکا و غرب و صهیونیستها، ننگ ابدی را برای خود خریده‌اند. وقت آن رسیده است که این «حصون مشیده» (دژهای محکم) که خیال می‌کنند آن‌ها را از عذاب الهی مصون می‌دارد، به تلی از خاکستر تبدیل شوند.أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ (نساء/ ۷۸) هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هرچند در برج‌های محکم و برافراشته باشید.

حکام مرتد این ۶ کشور خائن، گمان می‌برند که با تکیه بر قدرت پوشالیِ آمریکا و صهیونیستها و غربی ها دیوارهای بلند قصرهایشان، می‌توانند در برابر اراده‌ی اهل دعوت و جهاد بایستند. آن‌ها فرعون‌های مدرنی هستند که با ثروت مسلمین، بساط عیش و خیانت برپا کرده‌اند. اما بدانند که خداوند همان‌گونه که بناهای فرعون را درهم کوبید، قصرهای آن‌ها را نیز گورستان ژنرال‌های غربی خواهد کرد:وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ (اعراف/ ۱۳۷) و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را از بناهایِ استوار برمی‌افراشتند، ویران کردیم.

ای دارالاسلام ایران، همه می دانند که آمریکا چه جنایاتی در حق تمام اهل دعوت و جهاد جهان و سایر ملل غیر مسلمان انجام داده است و چه جنایاتی در حق اهل دالاسلام ایران هم انجام داده است حالا که بعد از اینهمه جنایت جلو دست شما آمده است رهایش نکنید؛ آمریکا و صهیونیستها که با پای خود به میدان آمده اند تا رسیدن به اهداف جهاد رهایشان نکنید.

 اکنون وقت انتقام مظلومان غزه، لبنان، یمن و افغانستان و… فرا رسیده است. ژنرال‌های آمریکائی وصهیونیست که جرأت مقابله در میدان را ندارند، در پس دیوارهای این قصرهای طاغوتی پنهان شده‌اند. بر شماست که با موشک‌های «سجیل» و «خیبرشکن»، پایه‌های این قصرهای شیشه‌ای را فرو بریزید تا جهانیان بدانند که تکیه‌گاه ستمگران، از تار عنکبوت سست‌تر است. قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (نحل/ ۲۶) کسانی که پیش از آنان بودند نیز توطئه کردند، ولی خداوند به سراغِ شالوده‌یِ بنایِ آن‌ها رفت و از اساس آن را کوبید، پس سقف از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت و عذاب از جایی که نمی‌فهمیدند به سراغشان آمد.

ای مزدوران ذلیل و ای پناه دهندگان به شیاطین، نه آمریکا می‌تواند خود را نجات دهد و نه شما را از قهر اهل دعوت و جهاد. زمان حسابرسی فرا رسیده است. قصرهای شما که امروز مرکز فتنه علیه اسلام است، به زودی با قهر انقلابی مجاهدین دارالاسلام، به ویرانه‌هایی بدل خواهد شد که مایه عبرت آیندگان گردد. فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل/ ۵۲) پس این خانه‌های آن‌هاست که به خاطر ستمی که کردند، خالی و فرو ریخته است؛ بی‌تردید در این نشانه روشنی است برای گروهی که دانش دارند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

با آنکه رژیم صهیونیستی برای جنگ با دارالسالام ایران بیشتر از 40 سال است که برنامه ریزی کرده است و بارها جنگ با ایران را در مانورهای مختلف بازی کرده است اما رخ دادن آن در چنین زمانی که طی پرونده ی «اپستین»از چهره‌ی واقعی فمینیسمِ صادراتی و دیپلماسی شهوت سکولاریستهای جهانی مطرح شده است و ترامپ بیشترین نقش را در این رسوائی دارد، عده ای از مردم جهان و بخصوص مردم آمریکا را بر این داشته است که به این نتیجه برسند که جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران فرار از این پرونده ی فساد است به همین دلیل به آن می گویند: «خشم اپستین»

اما واقعیت این پرونده در سرزمینهای اسلامی و میان مرتدین چیست؟

در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب و دنباله‌های داخلی‌شان مدام از «حقوق زن» و «کرامت انسانی» سخن می‌گویند، انتشار ایمیل‌های فاش‌شده از پرونده‌ی سیاه جفری اپستین (بزرگ‌ترین قاچاقچی جنسی کودکان در تراز جهانی)، پرده از یک جنایت هولناک برداشته است.

 اجازه دهید از «هند العویس»، دیپلمات اماراتی و مدیر کمیته دائمی حقوق بشر صحبت کنیم. اماراتی که هم اکنون و در سالهای قبل یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل دعوت و جهاد بوده است.

ایمیل‌های رد و بدل شده در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که این مدعی حقوق زنان، نه تنها با اپستین در ارتباط نزدیک بوده، بلکه در کمال وقاحت، خواهر ۱۳ ساله‌ی خود را به این هیولای جنسی پیشنهاد داده است: «خواهر ۱۳ ساله‌ام اینجاست، می‌خواهم با تو ملاقات کند… او حتی از من هم خوشگل‌تر است!» این است حقیقت تمدنی که می‌خواهد برای جهان نسخه بپیچد؛ معامله بر سر معصومیت یک کودک برای جلب نظر یک مفسدِ بین‌المللی.

در این ایمیل‌ها، اپستین صراحتاً به او قول «یک شغل رده‌بالا از طریق دوستانش» را می‌دهد. نتیجه چه شد؟ هند العویس پس از این خوش‌خدمتی‌ها و «آماده کردن دختران برای اپستین»، به سرعت پله‌های سازمان ملل را طی کرد؛ ابتدا مشاور، سپس مشاور ارشد و حالا مدیر کمیته حقوق بشر، آیا کسی که خود «ذبح‌کننده حقوق بشر» و دلال جنسی کودکان بوده، می‌تواند نگهبان حقوق انسان‌ها باشد؟ این کثافتی است که از قلب نهادهای بین‌المللی بیرون می‌زند.

در حالی که غرب با «شهوت حیوانی» و «تجارت برده»، حقوق انسان را به لجن کشیده است، در داخل جوامع ما نیز کسانی هستند که ادای «روشنفکری» در می‌آورند. همان «مولوی‌هایی» که در زهدان خود بزرگ کرده‌ایم و امروز با تقلید از اربابان غربی‌شان می‌گویند: «انسانیت مهم است، اسلام و مذهب مطرح نیست!»

باید از آن‌ها پرسید: منظورتان کدام انسانیت است؟ همان انسانیتی که در ایمیل‌های اپستین و هند العویس معنا می‌شود؟ همان انسانیتی که حقوق بشر را ابزاری برای ارضایِ غرایزِ کثیفِ قدرتمندان می‌بیند؟

پرونده اپستین ثابت کرد که شعارهای «حقوق بشر» و «فمینیسم»، تنها ابزاری برای نفوذ و فاسد کردن جوامع هستند. کسی که دین و مذهب را کنار می‌گذارد و به بهانه‌ی «انسانیت مدرن» به غرب پناه می‌برد، سرانجامی جز این نخواهد داشت. این‌ها بردگان شهوت هستند که می‌خواهند جامعه را به لجن‌زاری که خود در آن غرق شده‌اند، بکشانند.

مردم باید بدانند پشت ویترین شیک سازمان ملل و کمیته‌های حقوق بشر، چه کسانی نشسته‌اند. تمدنی که با «خون کودکان» و «تجارت جنسی» برای رسیدن به قدرت معامله می‌کند، صلاحیت ندارد حتی واژه‌ی «انسان» را بر زبان بیاورد. ما به جای «انسانیت غربی»، به غیرت دینی و بصیرت نیاز داریم تا شکار این صیادان کثیف نشویم.

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین. اما بعد:

اگر می بینیم که حکومت غلام و اجیر پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حملات هوائی انجام می دهد و دهها مسلمان افغان را قتل عام کرده است و همزمان با آن و در سایه ی جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران گروههای مزدور را به دارالاسلام ایران می فرستد و در تفتان ولایت سیستان و بلوچستان ایران چند نیروی مسلح ایرانی را می کشد، در واقع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان ریز و درشت آنها در جنگ با دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی را می بینیم .

در این صورت، امت اسلام در این منطقه در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود قرار گرفته و جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به سرکردگی آمریکای متجاوز و رژیم اشغالگر صهیونیستی، چنگ بر پیکره‌ی بلاد مستقل اسلامی انداخته‌اند، و تبیین مرزهای ایمان و کفر و برائت از کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و تمام غلامان این کفار مهاجم و محارب از منظر فقهی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در فقه و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت، «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» از ارکان توحید است.

 این برائت از مشرکین (کفار سکولار) غیر از به سرپرستی گرفتن کفار را نیز در بر می گیرد که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوانِ ولی و یاور و سرپرست خود نگیرید… و هر کس از شما آنان را به سرپرست بگیرد، از آنان خواهد بود.

ما علاوه بر آنکه هیچ یک از کفار پنج گانه ی: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17) را به سرپرستی نمی گیریم از کفار سکولار برائت هم می جوئیم و این همان برائت از مشرکین است، مشرکینی که هم اکنون به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران حمله ور شده اند و سگهای ریز و درشت خود در پاکستان را نیز بر علیه دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان به کار گرفته اند.

در این صورت باید بگوئیم که از منظر فقهی، هرگونه هم مسیری سیاسی، نظامی و اطلاعاتی با دشمنان حربی اسلام (آمریکا و صهیونیسم) که منجر به تضعیف صفوف مسلمانان می شود، خروج از دایره‌ی «ولای ایمانی مومنین» و سقوط در پرتگاه «مظاهرة المشرکین» (یاری کافران  سکولارعلیه مسلمانان) و سقوط در دایره ی ارتداد است.

فقهای بزرگ اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بر این «اجماع» داشته‌اند که: «هرگاه دشمن کافر به سرزمینی از بلاد اسلام حمله کند، بر تمام مسلمانان واجب و فرض عین است که از آن دفاع کنند.»

امروز که ایران به عنوان «دارالاسلام» و پیشقراول جهاد با آمریکا و صهیونیسم مورد هجوم قرار گرفته است، هرگونه هم‌سویی، سکوت تاییدآمیز یا همکاری با آمریکا و اسرائیل، از نظر فقهی «خیانت عظمی و ارتداد از اسلام» محسوب می‌شود.

علما تصریح کرده‌اند که «مُظاهَرَةُ الکُفّارِ عَلَی المُسلِمین» (پشتیبانی از کافران بر ضد مسلمانان) از نواقض اسلام است که فرد را از دایره ی اسلام خارج می‌سازد.

کسانی که در لباسِ شیخ، مفتی و و حتی رهبر جهادی، تا دیروز شعار اسلام می‌دادند و امروز در برابر جنایات آمریکا و صهیونیسم و غلامان آنها در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان سکوت کرده و با تماشاچی شدن خود علیه مدافعان اسلام (ایران و جبهه مقاومت و امارت اسلامی افغانستان) با دشمن هم‌صدا شده‌اند، همان « گروه منافقین» عصر حاضرند.

دلیل پنهان شدن و سکوت مرگ‌بار آنان در سوراخ‌های ذلت، «بیماری دل» است: يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ. می‌گویند می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار [از جانب غرب و مرتدین داخلی] به ما برسد.

آن‌ها از خشم آمریکا و صهیونیستها و کم شدن منابع مالی مزدوران و غلامان آنها می‌ترسند اما از قهر خدای جبار نمی‌هراسند. اینان همانند منافقان صدر اسلام، در انتظار شکست جبهه‌ی حق نشسته‌اند تا دوباره با نقاب جدید بر سر سفره‌ی قدرت بنشینند.

برادران و خواهرانِ اهل سنت دارالاسلام ایران:

بدانید که اسلام به ظاهر افراد و القاب «شیخ» و «امیر» و مفتی و مولوی و … نگاه نمی‌کند؛ بلکه ملاک، نصرت دین خدا و ایستادگی در برابر کفار محارب است. کسانی که در برابر این کفار محارب و اشغالگر و مرتدین همسو با آنها سکوت کرده اند راه تزویر را در پیش گرفته‌اند؛ وظیفه‌ی شرعی هر مسلمان است که از این «دین‌فروشان منافق» برائت جسته و در جبهه‌ی واحد اسلام علیه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل) بایستد.

حمایت از دارالاسمهای ایران و امارت اسلامی افغانستان و جبهه‌ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین میان مسلمین، «فریضه‌ی شرعی» است. و هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هر بهانه‌ای، « سقوط در نفاق» و خیانت به الله، رسول و مومنین است.وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (یوسف/ ۲۱) و خداوند بر کارِ خود چیره است، ولی بیشترِ مردم نمی‌دانند.

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

برای سال‌ها این صهیونیستهای اشغالگر بودند که در اطراف غزه می‌نشستند و اصابت بمب‌ها، موشک‌ها و گلوله‌های توپخانه به غزه و ویران شدن این باریکه و قتل عام زنان و کودکان و پیر و جوان و حتی حیوانات را تماشا می‌کردند و قهقهه می‌زدند… اما از آنجایی که کار دست الله است و کار خداوند زیبا و ستودنی است و کسانی که اهل دعوت و جهاد و صبر باشند نصرت الله را نیز می بینند باذن الله، امروز این کودکان و اهل فلسطینی هستند که فریاد می‌زنند و برای اصابت موشک ایرانی به مواضع دشمن صهیونیستی خوشحالی می‌کنند…

بله تاریخ به شکل‌های گوناگونی تکرار می‌شود و دست انتقام خداوند از هر آستینی بیرون می‌آید تا جایی که کسی نمی‌داند که خداوند چگونه از ظالمان انتقام خواهد گرفت. این کودکان فلسطینی هیچ وقت فکر نمی‌کردند روزی روزگاری بابت شلیک این موشک‌ها و اصابت هر شب آن‌ها چشمشان به آسمان باشد و این گونه خوشحالی کنند….

کسانی که در میان بلوچها با نامهای مختلفی چون جیش العدل و جبهه مبارزین مردمی و انصارالفرقان و … سعی دارند به دارالاسلام ایران ضربه زنند و همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده اند و در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند فرقی با این جنایتکاارن ندارند و بلکه بدتر از آنها هستند