
جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخنماها
کاتب: محمد اسامه
هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.
مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟
جُندب بن عبدالله رضیاللهعنه میگوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسولالله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمانمان افزوده شد.
این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشهدار، قبل از محفوظات و الفاظ.
مشکل امروز کجاست؟
امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته میشوند، از همین اصلِ بنیادین بیخبرند.
قرآن میخوانند، اما ایمان نمیشناسند.
آیات را حفظ کردهاند، اما ولاء و براء را نفهمیدهاند.
فقه میگویند، اما توحید حاکمیت در دلشان جا نگرفته است.
نتیجهی ایمانِ نیاموخته
وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:
- کفر را با ایمان اشتباه میگیرند
- آمریکا را قبلهی حکومتی و فکری خود میسازند
- بهجای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی میتراشند
- حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمانزاده را «ولیامر» مینامند
- و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج میکنند
اینها قرآن میخوانند، اما قرآن آنها را نساخته است.
ایمان چیست که گم شده؟
ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:
- تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
- وفاداری به اسلام، نه پروژههای سکولار
- دشمنشناسی، نه همسفره شدن با دشمن
- تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی
بازگشت به منهج نبوی
اگر ایمان، همانگونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دلها کاشته میشد:
- نه قبله عوض میشد
- نه طاغوت، ولیامر نام میگرفت
- نه کفر، لباس اسلام میپوشید
قرآن وقتی ایمان میسازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیهگر.