عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب: محمد اسامه

با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.

در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند می‌شود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم می‌زنند.

در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.

این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.

 الله جل جلاله هشدار می‌دهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنه‌های مذهبی، «بی‌عدالتی» زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدت‌ها، خون‌های ریخته شده و هم‌سنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.

در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.

در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن می‌زنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:

  • جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویت‌ها (فقه الاولویات) باعث می‌شود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر می‌شود.
  • بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسل‌های مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.

برخی به اشتباه تصور می‌کنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمی‌یابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کرده‌اند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او می‌شتابند، نه اینکه با سرزنش و بی‌عدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.

بی‌عدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنه‌ای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.

برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:

  1.  حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسی‌های علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
  2. بصیرت‌افزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
  3. ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.

در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» می‌گذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعله‌های فتنه‌ای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان: خون‌خواه رهبر خود هستیم؛ این جنایتکاران را هرگز رها نخواهیم کرد که مرتکب این همه جنایات شدند

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان: خون‌خواه رهبر خود هستیم؛ این جنایتکاران را هرگز رها نخواهیم کرد که مرتکب این همه جنایات شدند

‌

مولوی سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنت سراوان اضافه کرد:

  • رهبر مقاوم ما و عزیز ما در راه لا اله الا الله به شهادت رسیدند.
  • ما در مقابل منفورترین و بدترین دشمن مسلمانان قرار گرفته‌ایم.
  • آنهایی که ادعای اسلام می‌کنند آنهایی که همسایه هستند و مسلمان هستند، نباید به دشمن موقعیت بدهند.
  • در راه اسلام جان و مال و اولاد ما حاضر است.
  • تاریخ اسلام را مطالعه کنید همین صهیونیست‌ها بودند که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را اذیت کردند.
  • آمریکای جنایتکار از فرسخ‌های دور قائد عظیم الشان، رهبر شجاع و مجاهد مسلمانان را ترور و به شهادت رساند.

بیش از ۹۴۰ عالم اهل‌ سنت و حنفی مذهب استان گلستان جنایات اخیر آمریکائی – صهیونی را در جنگ تحمیلی بر دارالاسلام ایران محکوم کردند

بیش از ۹۴۰ عالم اهل‌ سنت و حنفی مذهب استان گلستان جنایات اخیر آمریکائی – صهیونی را در جنگ تحمیلی بر دارالاسلام ایران محکوم کردند

ارائه دهنده: جواد شاهوزهی بامری

به دنبال وارد صحنه شدن مولویهای حنفی مذهب استان سیستان و بلوچستان امروز شاهد بیانیه ی علمای حنفی مذهب استان گلستان بودیدم که در این بیانیه آمده است:

  • شهادت امام فرزانه، قائد امت، مقام معظم رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای(رَحِمَهُ اللهُ) را محضر ملت بزرگ ایران اسلامی و امت اسلام، تسلیت عرض می‌کنیم.
  •  این واقعه تلخ، گرچه قلوب مسلمین و ملت مان را اندوهگین ساخت، اما مشعلی فروزان برای ادامه راه صبر، مقاومت و ایستادگی روشن کرد.
  • دشمنان بدانند که با شهادت عزیزان ما، اراده پولادین ملت ایران سست نخواهد شد، بلکه چون کوهی استوارتر بر عهد و پیمان خود باقی خواهیم ماند.
  • اتحاد مقدس و صبر و استقامت، سلاح ما و ادامه راه شهدا، وظیفه ماست.
  • دشمنان اسلام با این‌گونه اقدامات جاهلانه، نه‌تنها به اهداف خود نخواهند رسید، بلکه سبب تقویت ایمان، آگاهی و انس بیشتر مسلمانان با قرآن و آرمان های نظام و انقلاب و اندیشه رهبر شهید خواهند شد.
  • با رهبر شهید عهد می‌بندیم پاسدار اندیشه‌های ناب آن روحانی عزیز باشیم و برای وحدت اقوام و مذاهب تلاش کنیم تا زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی را فراهم آوریم.

بیانیه ۶۶۰ مولوی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان در پی شهادت قائد امت اسلام حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)

بیانیه ۶۶۰ مولوی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان در پی شهادت قائد امت اسلام حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)

ارائه دهنده: جواد شاهوزهی بامری

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

صدق الله العظیم

إنّا لله وإنّا إلیه راجعون

امت اسلام در سوگی سترگ فرو رفته است. خورشیدی فروزان از افق جهاد و مقاومت غروب کرد؛ اما نور هدایتش برای همیشه در آسمان بیداری امت باقی خواهد ماند.

حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای، عبد صالح خداوند، ولیّ فقیه و رهبر حکیم امت اسلام، پس از عمری مجاهدت خالصانه در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام ناب و حمایت از مستضعفان عالم، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به قافله نورانی شهیدان راه حق پیوست.

این رهبر مجاهد، شجاع، بصیر و حکیم، ادامه‌دهنده راه بزرگانی بود که تاریخ اسلام با نام آنان روشن است؛ از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی ﷺ تا امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه، شهید محراب، و سیدالشهداء امام حسین رضی الله عنه. اکنون او نیز در زمره پیشوایان شهید امت اسلام در تاریخ پرافتخار مقاومت جای گرفت.

امام خامنه‌ای با رهبری حکیمانه و اراده‌ای استوار، ارکان جمهوری اسلامی ایران را تثبیت و مستحکم ساخت و ایران اسلامی را به قدرتی عزتمند و استوار در عرصه‌های علم، پیشرفت، جهاد و مقاومت تبدیل کرد؛ کشوری که با صلابت در برابر استکبار جهانی ایستاد و پرچم عزت و استقلال را برافراشته نگاه داشت.

سرانجام این رهبر بزرگ در ماه مبارک رمضان، ماه جهاد و نزول قرآن، به دست شقی‌ترین جنایتکاران عصر، یعنی تروریست‌های آمریکایی و صهیونیستی، به شهادت رسید و خون پاکش بار دیگر ماهیت خبیث دشمنان اسلام و انسانیت را آشکار ساخت.

ما روحانیون و علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان، این مصیبت بزرگ را به امت اسلام، ملت شریف ایران و همه آزادگان جهان تبریک و تسلیت عرض می‌کنیم و از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که این رهبر شهید را با شهدای صدر اسلام و اولیای صالح خویش محشور گرداند.

بی‌تردید امروز وظیفه شرعی و تاریخی علما، اندیشمندان و همه آزادی‌خواهان جهان، به‌ویژه مسلمانان، آن است که در برابر این تجاوز آشکار و جنایت بزرگ آمریکایی ـ صهیونیستی سکوت نکنند؛ چراکه این حمله صرفاً متوجه یک ملت یا یک سرزمین نیست، بلکه تعرضی آشکار به اسلام، ایمان و هویت امت اسلامی است.

از این رو ما علمای اهل سنت بلوچستان ضمن محکومیت قاطع این جنایت هولناک و ضایعه جانسوز، با قلب‌هایی آکنده از اندوه و در عین حال سرشار از عزم و غیرت اسلامی، جهاد در برابر رژیم جنایتکار صهیونیستی و حامیان مستکبر آن را فریضه‌ای بزرگ اعلام می‌داریم.

همچنین با تقدیر و خدا قوت به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حمایت کامل خود را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع از عزت و امنیت کشور اعلام می‌کنیم.

در پایان از مردم شریف و بصیر استان سیستان و بلوچستان می‌خواهیم ضمن حفظ آرامش، وحدت و اعتماد به نیروهای مسلح، با هوشیاری و بصیرت انقلابی، توطئه‌ها و فتنه‌های دشمنان و گروهک‌های معاند و مزدوران پهلوی‌صفت را در نطفه خفه کرده و همچون همیشه پاسدار امنیت، وحدت و عزت ایران اسلامی باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

……

منقول

مولوی عبدالحمید زاهدانی در آزمایش نهائی در هنگام حمله آمریکا و اسرائیل به دارالاسلام ایران  

مولوی عبدالحمید زاهدانی در آزمایش نهائی در هنگام حمله آمریکا و اسرائیل به دارالاسلام ایران  

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

صرفنظر از مسلمان یا کافر بودن اعضای دارالاسلام ایران باید گفت که هم اکنون که دشمنان خارجی به کشور حمله کرده اند  سکوت در برابر این اشغالگران در زمانی که نیاز به تعیین موضعگیری صحیح هست، خیانت به شمار می رود.

با این نگرش و به صورت مختصر پرسش‌های کلیدی از مولوی عبدالحمید داریم:

در لحظه‌ای که دشمن خونخواری چون آمریکا، با خون‌ریزی و ددمنشی، و صهیونیسم کودک‌کش، با تجاوز آشکار، دارالاسلام ایران را هدف قرار داده و به خاک و خون کشیده، در حالی که رهبر این دارالاسلام و مردم مظلوم آن به قتل رسیده‌اند؛ شما چه می‌گویید؟

  • حالا چه می‌گویید؟ آیا در این شرایط، موضع شما چیست؟
  • شما کجا ایستاده اید و چرا سکوت اختیار کرده‌اید؟ آیا سکوت در برابر چنین ظلم فاحشی جایز است؟
  • چرا اعلام جهاد و مقاومت نمی‌کنید؟ آیا تکلیف شرعی شما در این موقعیت حساس، اعلام بسیج عمومی نیست؟
  • چرا پشتیبانی و حمایت خود را از دارالاسلام ایران به عمل نمی‌آورید؟ مگر نه اینکه حمایت از دارالاسلام و مسلمین وظیفه هر مسلمان و شهروندی است؟
  • آیا هنوز هم معتقدید که دارالاسلام ایران باید در برابر کفار و استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل صهیونیستی تسلیم شود؟

امت اسلامی به صورت عام و اهل سنت و جماعت ایران به صورت خاص چشم به راه پاسخ و اقدام شما در دفاع از کیان اسلام و مسلمین و دارالاسلام است در حالی که بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی بر «فرض عین» بودن جهاد در هنگام حمله کفار خارجی به دارالاسلام تاکید دارند.

صیانت از محراب و منبر در برابر انحرافات عقیدتی و لزوم واکنش جدی در برابر مولوی عبدالحمید

صیانت از محراب و منبر در برابر انحرافات عقیدتی و لزوم واکنش جدی در برابر مولوی عبدالحمید

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

نماز، ستون دین و پیوند میان بنده و خالق است. در فقه اسلامی، «امامت» مقامی است بس خطیر که نیازمند سلامت عقیده، پایبندی به نصوص صریح وحی و دوری از هرگونه آلودگی به بدعت و کفر است. تحولات اخیر و اظهارات جنجالی در مسجد مکی زاهدان توسط مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، نگرانی‌های عمیقی را در میان دلسوزان دین و پاسداران عقیده ایجاد کرده است.

ایشان در خطبه‌های متعدد، مفاهیمی را مطرح کرده‌اند که با روح صریح اسلام در تضاد است. اوج این انحراف، کلامی است که بوی «ارتداد از حاکمیت الهی» می‌دهد؛ آنجا که اعلام شد: «اگر اکثریت مردم سیستم دیگری غیر از اسلام را بخواهند، من از اسلام می‌گذرم». این سخن، ترجیح دادن میل مخلوق بر حکم خالق و به معنای نادیده گرفتن کمال دین و حاکمیت مطلق الله است.

قرآن کریم به صراحت کسانی را که حکم غیرخدا را بر حکم خدا ترجیح می‌دهند، از دایره اسلام خارج دانسته و می فرماید: وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/44) و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان همان کافرانند.

وقتی شخصی صراحتاً بیان می‌کند که در صورت خواست اکثریت، از احکام اسلام عبور می‌کند، عملاً مشروعیت وحی را زیر سوال برده و به دموکراسیِ سکولار اصالت داده است که این عین ضلالت است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در احادیث متعددی نسبت به پیشوایان گمراه‌کننده هشدار داده‌اند چنانچه می فرماید: إِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ . من بر امتم تنها از پیشوایان گمراه‌کننده بیم دارم.

امامی که عقیده او به جای توحید خالص و تسلیم محض در برابر فرمان خدا، به سمت «سکولاریسم» (جدایی قوانین شریعت الله از زندگی و حاکمیت) میل کند، مصداق بارز امامِ مُضل (گمراه‌کننده) است.

در فقه اهل‌سنت و جماعت (به‌ویژه مذهب حنفی که مسجد مکی مدعی اتباع از آن است)، سلامت عقیده شرط صحت اقتدا است چنانچه بر اساس قاعده فقهی آمده است که اقتدا به کسی که دارای بدعت مکفّره (بدعتی که منجر به کفر شود) باشد، باطل است. سخن گفتن از عبور از اسلام، از مصادیق «کفر صریح» و ارتداد محسوب می‌شود.

بسیاری از فقها معتقدند اگر بر همگان ثابت شود که امام از اصول قطعی دین عدول کرده یا سخنی کفرآمیز (مانند نادیده گرفتن شریعت در برابر خواست اکثریت) بر زبان رانده، نماز پشت سر او غیر شرعی است.

مردم متدین و نمازگزاران باید هوشیار باشند. ایمان، گرانبها‌ترین دارایی یک مسلمان است. تبعیت کورکورانه از شخصی که افکار سکولاریستی را در محراب پیامبر ترویج می‌کند و حاکمیت مردم را بر حاکمیت الله مقدم می‌شمارد، خطر سقوط در پرتگاه ضلالت را به همراه دارد.

 بر هر فرد مسلمان واجب است که از افکار باطل دوری جسته و برای حفظ صحت عبادات خود، پشت سر کسی نماز بگزارد که در عقیده‌اش به توحید و ضرورت اجرای احکام الهی، کوچکترین لرزشی نباشد.

جبهه کنونی مولوی عبدالحمید در هنگام حملات وحشیانه آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، جبهه نفاق و بی‌غیرتی یا جبهه عزت و جهاد؟

جبهه کنونی مولوی عبدالحمید در هنگام حملات وحشیانه آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، جبهه نفاق و بی‌غیرتی یا جبهه عزت و جهاد؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

امروز که آمریکا و صهیونیستها به صورت مشترک به دارالاسلام ایران حمله آورده اند و مرتکب بدترین جنایات ضد بشری شده اند که در همان قدم اول با کشتار نزدیک به 180 دانش آموز دبستانی میناب شروع شد تنها 3 جبهه وجود دارد:

  1. جبهه ی مومنین
  2. جبهه کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی
  3. جبهه گروه منافقین تماشاچی و نظاره گر که اکثراً در همان جبهه ی کفاراشغالگر خارجی هستند و در طول تاریخ همیشه خواستار پیروزی این کفار بر دارالاسلام بوده اند.

ما حق داریم بگوئیم که مولوی عبدالحمید، شما که نام «عالم دین» را یدک می‌کشید، تا کی می‌خواهید زیر عبای مذهب، تیشه به ریشه اسلام بزنید؟ امروز وقت آن رسیده که صادقانه به امت اسلام پاسخ دهید: دقیقاً در کدام نقطه از اسلام گذشتید و قبله خود را به سمت سکولاریسم لجن‌وار غربی چرخاندید و هم اکنون جبهه ی تو کدام است؟

شما امروز در سفره‌ای نشسته‌اید که سر سفره‌داران آن، یعنی کفار محارب و اشغالگر صهیونیست و جریان پهلوی و اپوزیسیون فاسد سکولار و مرتد، صراحتاً از حاکمیت قوانین کفری سکولاریستی و از جمله قانونی کردن «همجنس‌بازی» و رسمیت بخشیدن به کثیف‌ترین رذایل اخلاقی سخن می‌گویند. چطور می‌توانید دم از حقوق بشر بزنید در حالی که با کسانی دست دوستی داده‌اید که می‌خواهند ایران را به «سدوم و عموره» (شهرهای قوم لوط) تبدیل کنند؟

الله جل جلاله در سوره هود فرجام نکبت‌بار کسانی که به دنبال ترویج فحشا و لواط بودند را چنین ترسیم می‌کند:

فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ * مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ … (هود ۸۲ و ۸۳) پس چون فرمان ما فرا رسید، آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آن سنگ‌هایی از گل پخته به‌صورت لایه‌لایه باراندیم؛ سنگ‌هایی که نزد پروردگارت نشانه‌دار بودند….

مولوی عبدالحمید، فردا که اربابان سکولار آمریکائی – صهیونی و پهلوی‌چی شما بساط لواط و ازدواج همجنس‌بازان را در این سرزمین پهن کردند، آیا باز هم سکوت خواهید کرد؟ یا شاید آن زمان هم برای حفظ صندلی و جایگاه سیاسی‌تان، آستین بالا زده و «فتوای حلال بودن لواط» را از محراب مسجد صادر خواهید کرد؟

ادعای مسلمانی با حمایت از جریانی سکولار و ارتدادی که اساس آن بر شریعت زدائی و ترویج ولنگاری است، جز نفاقی آشکار نیست. شما که برای هر مسئله کوچکی فریاد می‌زنید، چرا در برابر وعده رسمی متحدانتان برای ترویج همجنس‌گرایی خفقان گرفته‌اید؟ آیا بوی قدرت پوشالی اشغالگران آمریکائی – صهیونی و پهلوی و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی، مشامتان را چنان پر کرده که دیگر بوی تعفن گناه قوم لوط را حس نمی‌کنید؟

اما این را بدانید که غیرت جوانان مسلمان و مومنین این سرزمین، اجازه نخواهد داد که فتاوای سکولار شما و نقشه‌های شوم اربابان سکولار و اشغالگر و متحدان همجنس‌بازتان عملی شود. سنگ‌های نشانه‌دار الهی که بر سر قوم لوط بارید، در انتظار تمام کسانی است که به اسم آزادی، ترویج‌دهنده فحشا و هموارکننده راه شیطان و فروش دین و خاک و مردم خود هستند.

مبانی قرآنی در شناخت جاده‌صاف‌کن‌های استکبار آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی در میان بلوچها

مبانی قرآنی در شناخت جاده‌صاف‌کن‌های استکبار آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی در میان بلوچها

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله در سوره مبارکه عنکبوت، منطق فریبکارانه کافران و منافقان را چنین افشا می‌فرماید:

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/12) و كافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پيروى كنيد و ما بار گناهانتان را بر عهده مى‌گيريم، در حالى كه آن‌ها هيچ چيز از گناهانشان را بر دوش نخواهند گرفت؛ قطعاً آن‌ها دروغگويند.

وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَعَ أَثْقَالِهِمْ ۖ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ(عنکبوت/13)آن‌ها قطعاً بار سنگین گناهان خودشان را بر دوش می‌کشند، و بارهای دیگری را هم راه با بار خود حمل می‌کنند (بار گناه کسانی را که گمراه کردند)؛ و مسلماً در روز قيامت از افتراهايى كه مى‌بستند، بازخواست خواهند شد.

با تکیه بر این آیات، می‌توان چهره‌های زیر را به عنوان «مفتونین» و «خائنین به امت» تحلیل کرد:

۱. مولوی عبدالحمید؛ ترویج سکولاریسم در پوشش مذهب

او با اتکا به همین منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا» (از راه ما پیروی کنید)، پیروان خود را به مسیری فراخواند که دقیقاً خواستِ استکبار جهانی است:

• دعوت به راه کفر: او با حمایت از جریان‌های سکولار و حتی فرقه‌های ضاله (مانند بهائیت) و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، عملاً راهِ «کفار» را به عنوان راهِ رهایی معرفی کرد.

• مصداق «إنهم لکاذبون»: او با وعده آزادی و حقوق بشر، جوانان را به آشوب‌های تحت حمایت آمریکا و موساد ترغیب کرد؛ اما این وعده‌ها دروغی بیش نبود و تنها به تضعیف صفوف مسلمین انجامید.

• حمل بارهای سنگین (أثقالاً مَعَ أثقالهم): گناه تمام خون‌های ریخته شده و فتنه‌های ایجاد شده در سیستان و بلوچستان که ناشی از فتواهای شالوده‌شکن اوست، طبق آیه ۱۳ بر دوش او خواهد بود.

در کنار مولوی عبدالحمید که سرباز بخش جنگ روانی کفار سکولار و محارب اغشالگر خارجی درآمده است ما شاهد جبهه ای متشکل از چند گروه تحت عنوان «جبهه مبارزین مردمی» با محوریت همان جیش العدل سابق هستیم که به عنوان سربازان مسلح زمینی در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران قرار گرفته اند.

زمانی چند روز قبل تعداد 6 نفر از نیروهای جبهه مبارزین مردمی توسط گروه جبهه آزادیبخش بلوچستان به قتل رسیده و تعدادی دیگر از آنها موفق به فرار شدند ابتدا برای ما جای سوال بود چرا باید بزرگترین گروه مسلح ایالت بلوچستان پاکستان این بلوچهای ایرانی را به قتل برساند تا اینکه بیانیه ی جبهه آزادیبخش بلوچستان را دیدیم که در آن اعلام کرده بود که جیش العدل مزدوران و جاسوسان پاکستان هستند.

بر این اساس می توانیم بگوئیم که جیش العدل مصداق بارز کسی است که با «افترا» (يَفْتَرُونَ)، همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را رنگ و بوی شرعی بخشیده است.

جیش العدل در لباس جدید «جم» به جای فراخواندن مردم به جهاد علیه کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، به مؤمنان گفت از راه همکاری با ناتو و آمریکا و مرتدین سکولار اپوزیسیون داخلی پیروی کنید. این گروه منحرف با توجیهات غیر شرعی مدعی است که مسئولیت شرعی این حضور غیر شرعی بر عهده اوست (وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ).

جیش العدل با سوء استفاده از تحرکات نظامی و شعارهای مذهبی و احساسات جوانان، از جاده‌صاف‌کنهای فکری برای ورود ارتش‌های کافر سکولار خارجی به یک سرزمین اسلامی شده است. جیش العدل با افترا بستن به دین، همسوئی با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران که بخشی از جبهه ی کفار اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستهاست را «تعاون بر بِرّ و تقوا» نامید.

جیش العدل بار گناه حضور اینهمه بلوچ کشته شده در اغتشاشات هرزه های سکولار ایرانی و کشته شده های درگیری با نیروهای امنیتی ایران را به واسطه شعارهای غلط خود بر دوش دارد، در روز قیامت بابت این «افترا» (عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ) مورد سخت‌ترین بازخواست‌ها قرار خواهد گرفت.

در این صورت و طبق آیات ۱۲ و ۱۳ سوره عنکبوت، جریان «نفاق داخلی» و «جبهه خائنین داخلی» دو ویژگی اصلی دارند:

1.  دروغگویی در وعده‌ها: ادعای اینکه با پیروی از الگوهای غربی و سکولار، جامعه به سعادت می‌رسد، از نظر قرآن کذب محض است (إنهم لکاذبون).

2.  رهبری ضلالت: این افراد تنها گناهکار نیستند، بلکه «رهبرِ گناه» هستند. آن‌ها علاوه بر گناه خود، بار گناهان تمام کسانی را که فریب داده و به دامن آمریکا و صهیونیسم انداخته‌اند، حمل خواهند کرد (أثقالاً مَعَ أثقالهم).

شناخت این چهره‌ها که به اسم «مصلحت» و «تسامح» و «جهاد و جنگ مسلحانه»، راه نفوذ دشمن را هموار می‌کنند، از شناخت خود دشمن خارجی واجب‌تر است؛ زیرا این‌ها با دست بردن در دین، سد راه ایمان مردم می‌شوند.

دانشجویانی که مولوی عبدالحمید از آنها سخن می گفت

دانشجویانی که مولوی عبدالحمید از آنها سخن می گفت

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در برهه هائی از زمان می توانستیم بگوئیم که دانشجویان به‌عنوان یکی از آگاه‌ترین و تأثیرگذارترین اقشار جامعه بودند که نقش مهمی در طرح مطالبات اجتماعی و اصلاح امور ایفا می کردند. با این حال، امروزه با مشکلات هویتی که برای دسته هائی از دانشجویان به وجود آمده و این دسته از دانشجویان دچار عوام زدگی موجود در میان مردم کوچه بازار شده و ذسانه های ماهوراه ای و فضای مجازی هدایت دهنده ی تفکرات و حتی عمل آنها هستند، باعث شده شاهد این واقعیت باشیم که همه رفتارها و شیوه‌های مطالبه‌گری در میان دانشجویان یکسان نیست و لازم است میان نقد سازنده و رفتارهای آسیب‌زا تمایز قائل شد. همان‌گونه که مسئولان موظف به حفظ حرمت دانشجویان و شنیدن سخنان آنان هستند، دانشجویان نیز در قبال شیوه بیان مطالبات خود مسئولیت دارند.

دسته‌ای از دانشجویان، با رویکردی آگاهانه و منطقی، مشکلات و خواسته‌های خود را از مسیر گفت‌وگو، نقد مستدل و احترام متقابل مطرح می‌کنند. این گروه با درک شرایط جامعه و دانشگاه، به‌دنبال حل مسئله هستند نه تشدید تنش. چنین دانشجویانی شایسته بیشترین توجه و حمایت‌اند، چراکه نقد آنان نه‌تنها به تخریب منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند راهگشای اصلاح و پیشرفت باشد. شنیدن سخنان این گروه و رسیدگی به مطالباتشان، مصداق واقعی احترام به جایگاه دانشجو است.

در مقابل، گروهی دیگر از دانشجویان ممکن است به‌جای نقد سازنده، به رفتارهای هیجانی، افراطی یا غیرمسئولانه روی آورند. بی‌توجهی به قوانین، استفاده از ادبیات تند، یا ایجاد فضای تنش‌آلود، نه‌تنها کمکی به حل مشکلات نمی‌کند، بلکه موجب پیچیده‌تر شدن شرایط و ایجاد زخم‌های جدید در فضای دانشگاه می‌شود. نقد این‌گونه رفتارها ضروری است، زیرا مطالبه‌گری بدون منطق و احترام، اعتبار سخن دانشجو را کاهش داده و مسیر گفت‌وگو با مسئولان را مسدود می‌کند.

نکته مهم آن است که نقد رفتار نادرست برخی دانشجویان، به‌معنای نادیده‌گرفتن مشکلات واقعی آنان نیست. بلکه هدف، هدایت انرژی و دغدغه دانشجویی به مسیری عقلانی و مؤثر است. مسئولان باید مرهم زخم‌های دانشجویان باشند، اما این امر زمانی محقق می‌شود که دانشجویان نیز با رویکردی مسئولانه، زمینه شنیده‌شدن صدای خود را فراهم کنند.

در نهایت، دانشگاه زمانی به محیطی پویا و سالم تبدیل می‌شود که هر دو طرف—مسئولان و دانشجویان—به وظایف خود آگاه باشند. دانشجویانی که نقد را با عقلانیت، احترام و هدف اصلاح مطرح می‌کنند، سرمایه‌های واقعی جامعه‌اند؛ در حالی که رفتارهای هیجانی و غیرسازنده، هرچند از دل نارضایتی برخیزند، نیازمند نقد و اصلاح جدی هستند تا مسیر مطالبه‌گری به بیراهه نرود.

مولوی عبدالحمید زمانی که یم گوید باید سخنان دانشجویان شنیده شود منظورش کدام دسته از دانشجویان است؟

این یکی از مشکلات اصلی و اساسی مولوی عبدالحمید است که سعی دارد با کلی گوئی، سکولارزده ها و منحرفین را راضی و مومنین صادق و اصلاح طلب را نادیده بگیرد.

جبهه آزادیبخش بلوچستان نیروهای جیش العدل جدید(جم) را به جرم جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI) قتل عام کرد

جبهه آزادیبخش بلوچستان نیروهای جیش العدل جدید(جم) را به جرم جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI) قتل عام کرد

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

چند روز پیش تعداد 6 نفر از نیروهای جیش العدل که با لباس و نقاب جبهه مبارزین مردمی و همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی قرار گرفته است را به قتل رساند.

رسانه های جم و جیش العدل هرگز نگفتند که دلیل این قتل عام چه بوده و توسط چه گروهی صورت گرفته است.

با این وجود، جبهه آزادیبخش بلوچستان مسئولیت قتل اعضای جیش العدل را بر عهده گرفته و گفته است که این اعضا در یک ایست بازرسی متوقف شده‌اند، اما به جای معرفی خود، آتش گشوده‌اند که در پاسخ، اعضای جبهه آزادیبخش بلوچستان آتش گشوده و اعضای دو خودرو را کشته‌اند، در حالی که خودروی سوم فرار کرده است. بعداً، جنگجویان جبهه آزادیبخش بلوچستان از آنها سلاح کشف کرده و یکی از خودروهای آنها را به آتش کشیده‌اند، در حالی که خودروی دوم به دلیل تیراندازی از قبل آتش گرفته بود.

جبهه آزادیبخش بلوچستان اعلام کرد که در جریان فرآیند شناسایی، مشخص شد که این اعضا وابسته به جیش العدل، یک گروه شبه‌نظامی که برای ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان کار می‌کند، بوده‌اند.

جبهه آزادیبخش بلوچستان، جیش العدل را به جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI)، قاچاق و محافظت از مسیرهای قاچاق با همکاری سازمان‌های پاکستانی متهم کرده و به آنها هشدار داده است که از اهداف شوم خود در بلوچستان دست بردارند.

این چهره ی واقعی جیش العدل است که هم اکنون در اختیار حکومت سکولار و مرتد پاکستان قرار گرفته است و حکومت پاکستان برای خاص و عام روشن است که دست نشانده ی آمریکا و همسو با سیاستهای آمریکا و آل سعود در حرکت است جهت جنگ با دشمنان آمریکا و رژیم صهیونیستی از جمله دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران.