فراخوان همه‌جانبه مجاهدین پاکستان برای جهاد علیه رژیم پاکستان؛ اتحاد فرماندهان در میدان نبرد

فراخوان همه‌جانبه مجاهدین پاکستان برای جهاد علیه رژیم پاکستان؛ اتحاد فرماندهان در میدان نبرد

کاتب: حافظ اسامه حقانی

در پی تحولات اخیر و افزایش تنش‌ها، صفوف مبارزه علیه نظامیان پاکستان انسجام بیشتری یافته است. پس از ابلاغیه مقتدرانه شیخ نور ولی محسود، امیر تحریک طالبان پاکستان (TTP)، اکنون گزارش‌ها حاکی از آن است که حافظ گل بهادر، از فرماندهان برجسته و صاحب‌نام، نیز فرمان قاطعانه خود را صادر کرده است.

محورهای اصلی این دستور نظامی:

۱. اعلام جهاد عمومی: حافظ گل بهادر به تمامی نیروهای تحت امر و مجاهدین غیور دستور داده است تا عملیات‌های خود را با شدت هرچه تمام‌تر علیه ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان آغاز کنند.

۲. هدف قرار دادن مراکز حساس: بر اساس این دستور، تمامی تأسیسات نظامی، پایگاه‌ها، کاروان‌های لجستیکی و پرسنل نظامی رژیم پاکستان به عنوان اهداف مشروع تعیین شده‌اند.

۳. اتحاد در فرماندهی: هماهنگی میان رهبری تحریک طالبان و جبهه حافظ گل بهادر نشان‌دهنده شکل‌گیری یک جبهه واحد و مستحکم است که هدف آن پایان دادن به مظالم رژیم پاکستان و دفاع از حقوق مردم منطقه می‌باشد.

این دستور در حالی صادر می‌شود که پیش از این نیز امیر تحریک طالبان پاکستان بر لزوم تشدید حملات تأکید کرده بود. اکنون با پیوستن نیروهای تحت امر حافظ گل بهادر به این موج جدید عملیات‌ها، انتظار می‌رود که لرزه بر اندام نظامیان پاکستان افتاده و پیروزی‌های بزرگی در جبهه‌های نبرد رقم بخورد.

هشداری به منادیان سازش با سکولاریسم و ذلت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ آیا عزت مسلمین را به ثمن بخس می‌فروشید؟

هشداری به منادیان سازش با سکولاریسم و ذلت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ آیا عزت مسلمین را به ثمن بخس می‌فروشید؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الان که دارالاسلام ایران در معرض حملات وحشیانه ی آمریکا قرار گرفته و حتی چند ساعت پیش رهبر آن نیز در راه الله و استقامت و مبارزه با این کفار محارب و اشغالگر خارجی جان خود را نیز فدا کرد،  امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری به اقتدار و ایستادگی نیاز دارد، شنیدن زمزمه‌های سازش و تسلیم از سوی کسانی که ادعای پیشوایی دینی دارند، زخمی بر پیکر عزت مسلمانان است. کسانی که با رویکردهای سکولار، خواهان تسلیم در برابر «شیطان بزرگ» هستند، باید بدانند که هدف دشمن، چیزی جز نابودی هویت، ناموس و اقتدار ما نیست.

آمریکا و غرب به دنبال توافق و مذاکره نیستند، آن‌ها به دنبال «تسلیم و خلع سلاح» ایران هستند. توقف برنامه موشکی، پهپادی و هسته‌ای و رها کردن مبارزین ضد آمریکائی منطقه یعنی باز کردن دروازه‌های سرزمین اسلامی به روی چکمه‌های سربازان متجاوز. کسی که خواهان واگذاری قدرت دفاعی به دشمن است، در واقع راه را برای هتک حرمت به ناموس و خاک مسلمین هموار می‌کند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم (انفال/ ۶۰)و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌های ورزیده آماده کنید تا با آن، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید.

رها کردن قدرت دفاعی و بازدارندگی، سرپیچی صریح از این دستور الهی و سپردن سرنوشت مومنان به دست کافران است.

دل بستن به لبخند دشمنی که تاریخش سرشار از خونریزی و غارت است، نشانه‌ای از جهل یا خیانت است. آمریکا نه به دنبال حقوق بشر است و نه دموکراسی مورد پذیرش خودش؛ آن‌ها تنها به دنبال تسلیم مطلق امت اسلام و منافع خود هستند.

خداوند متعال هشدار می‌دهد:  وَلَن تَرْضَىٰ عَنکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ… (بقره/۱۲۰)هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا زمانی که از آیین (و خواسته‌های) آنان پیروی کنی.

کسانی که علم دین بر دوش دارند اما در بوق کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی می‌دمند و برای خوش‌آمد قدرت‌های خون‌خوار، بر ضد منافع امت اسلامی ناله و نعره سرمی‌دهند، مصداق همان تمثیل تلخ قرآنی هستند که دنیاطلبی را بر حق‌طلبی برگزیدندکه آیات الهی را رها کرد و به دنبال هوای نفس رفت، می‌فرماید: فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث (اعراف/۱۷۶) پس مَثَل او همچون مثل سگ است که اگر بر او هجوم بری، زبان از دهان بیرون می‌آورد و اگر رهایش کنی، باز زبان بیرون می‌آورد.

این فرجام کسانی است که به جای تکیه بر قدرت خدا، به دنبال جلب رضایت مستکبران هستند.

آیا سکوت در برابر جنایات آمریکا و دعوت به تسلیم در برابر کشوری که خون هزاران مسلمان را ریخته و هم اکنون نیز در حال جنایت در دارالاسلام ایران است، خیانت به دین و عزت و ناموس و وطن نیست؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  لا یُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ واحِدٍ مَرَّتَیْنِ. مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود؛

چگونه می‌توان دوباره به دشمنی اعتماد کرد که بارها عهدشکنی و دشمنی خود را ثابت کرده است؟

در این صورت کسانی که با سخنان خود آب به آسیاب دشمن کافر و محارب اشغالگر خارجی می‌ریزند و به دنبال تضعیف دارالاسلام و بنیه دفاعی و غیرت ملی هستند، باید بدانند که امت اسلام هوشیار است. این راهی که شما می‌روید به ترکستان ذلت ختم می‌شود. پس پیش از آنکه قهر الهی و خشم امت گریبان‌گیرتان شود، از این خیانت آشکار دست بردارید و بیش از این با سرنوشت و عزت مسلمین بازی نکنید.

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

کاتب: محمد اسامه

احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کنند که مسلمین در مسیر حرکت خودشان بعد از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و دوران نبوت تا روز قیامت 3 گونه حکومت را خواهند دید:

 قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.

  1. خلافت مطابق منهج و روش رسول الله . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
  2. دوران پادشاهی که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه بودند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها علاوه بر آن با استبداد و خودکامگی (تحمیل عقاید خود بر دیگران) هم به مسیر خودشان ادامه دادند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
  3.  بازگشت خلافت مطابق منهج و روش رسول الله .خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

باید برای چندمین بار یادآور شویم که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم، حاکمیت بر «دارالاسلام» است نه دارالکفر. یعنی این شاهان و حاکمان هر چند خشونت گرا و مستبد باشند نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان و بر اساس «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء/59) از مومنین هستند «مِنكُمْ».

بر این اساس هر حاکمیت بر دارالاسلام مسلمین بین دو  «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» حکومتهای 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند؛ یعنی مطلوب شریعت نیستند و ممنوع هستند و «بدیل» «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» هستند و در حالت «اضطرار» از آنها استفاده می شود تا زمانی که به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» برسیم؛ «اسلامی» هستند چون دستور اسلام است که در حالت ضرورت و اضطرار جهت حفظ ضرورتهای خمسه از آنها استفاده کنیم .

در این صورت نه تنها ایران بلکه امارت اسلامی افغانستان و الشباب سومالی و تمام حاکمیتهای بر دارالاسلامهای کوچک و بزرگ که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا یکی از تفاسیر و جریانات اسلامی اداره می شوند حکومتهای : 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند و قیام بر علیه این حاکمیتها  زمانی صحیح است که مومنین دارالاسلام را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیکتر کند.

بر این اساس چون جنگ بر علیه دارالاسلام ایران کنونی باعث تشکیل دارالکفری سکولار و ارتدادی و حاکمیت سکولاریستهای مرتد می شود و مومنین را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیک نمی کند چنین قیامی غیر شرعی است و چنانچه شخص یا گروهی هماهنگ با حملات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار بگیرد از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود .

دقت داشته باشید: در زمانی که آمریکا و مرتدین جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند هم جبهه ای شدن با این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بزرگترین صدمات را به ایمان و قیامت شخص می زند .

منهج اهل سنت و جماعت بر این است که از «هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفر محارب و اشغالگر خارجی» حمایت می کند و برایش فرق دارد این دارالاسلام توسط امارت اسلامی افغانستان اداره شود یا ایران یا الشباب سومالی یا ….

مولوی عبدالحمید،صدای دانشجو و رفتار دانشجویان در چارچوب مسئولیت‌پذیری اجتماعی

مولوی عبدالحمید، صدای دانشجو و رفتار دانشجویان در چارچوب مسئولیت‌پذیری اجتماعی

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

بار دیگر مولوی عبدالحمید با کلی گوئی در نماز جمعه دیروز 8 اسفند 1404 نکاتی را بیان کرد که بیشتر خوراک رسانه ای و عوام پسندانه بود تا بیان راهکاری شرعی و صحیح. یکی از موارد این سخنان در مورد دانشجویان بود که لازم است نکاتی در این زمینه جهت روشنگری بیان شود.

می دانیم که دانشگاه همواره یکی از میدان‌های اصلی کنش سیاسی و اجتماعی در کشور بوده است. در موقعیتهای حساس (بخصوص هم اکنون در وضعیت جنگ تحمیلی که آمریکا و صهیونیستها بر کشور تحمیل کرده اند)، این فضا یا می‌تواند به موتور پیش‌برنده آگاهی و اصلاح تبدیل شود، یا به بستری برای التهاب، بی‌ثباتی و سوءاستفاده جریان‌های معاند. از همین‌رو، تفکیک میان دانشجوی انقلابی و دانشجوی اغتشاشگر نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت سیاسی و امنیتی است.

دانشجوی انقلابی، آگاه به شرایط کشور، متعهد به منافع ملی و وفادار به اصل اصلاح درون‌زا است. او نقد دارد، مطالبه دارد و حتی معترض است، اما اعتراضش در چارچوب عقلانیت، قانون و مسئولیت‌پذیری تعریف می‌شود. این دانشجو به‌دنبال حل مسئله است، نه ایجاد بحران؛ به‌دنبال شنیده‌شدن است، نه جنجال‌آفرینی. چنین دانشجویی سرمایه نظام و جامعه است و مسئولان موظف‌اند با حفظ حرمت او، پای صحبتش بنشینند، مطالباتش را بشنوند و از نقدهایش برای اصلاح مسیر استفاده کنند.

در نقطه مقابل، جریان دانشجویی اغتشاشگر قرار دارد؛ جریانی که نه دغدغه حل مشکل دارد و نه اعتقادی به گفت‌وگو و اصلاح. این گروه با بهره‌گیری از هیجان، شعارهای ساختارشکن و رفتارهای قانون‌گریز، عملاً نقش پیاده‌نظام پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی را ایفا می‌کند. اغتشاش، تخریب اموال عمومی، ایجاد ناامنی روانی و ملتهب‌کردن فضای دانشگاه، هیچ نسبتی با مطالبه‌گری دانشجویی ندارد. این رفتارها نه از سر دلسوزی، بلکه در امتداد خواست کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار ایرانی و جریان‌هایی است که از آرامش، پیشرفت و استقلال کشور آسیب می‌بینند.

اشتباه بزرگ امثال مولوی عبدالحمید و حتی بعضی از مسئولان زمانی رخ می‌دهد که این دو جریان کاملاً متفاوت، به‌صورت یکسان دیده شوند. برخورد کور و بی‌تفکیک با بدنه دانشجویی، هم به تضعیف دانشجویان انقلابی منجر می‌شود و هم میدان را برای اغتشاشگران بازتر می‌کند. حمایت از نقد سازنده و برخورد قاطع با رفتارهای اغتشاشگرانه، دو روی یک سکه‌اند و نمی‌توان یکی را فدای دیگری کرد.

مسئولان اگر واقعاً به‌دنبال مرهم‌گذاشتن بر زخم‌های دانشجویان هستند، باید مسیر گفت‌وگو را با دانشجویان انقلابی باز کنند، نه اینکه با انفعال یا مماشات، هزینه رفتارهای ساختارشکن را به کل جامعه دانشگاهی تحمیل نمایند. اغتشاش، زخم را درمان نمی‌کند؛ بلکه آن را عمیق‌تر می‌سازد.

در نهایت، آینده دانشگاه و جامعه در گرو انتخابی روشن است: یا تقویت جریان آگاه، منتقد و انقلابی، یا میدان‌دادن به هیجان، آشوب و بی‌مسئولیتی. تفکیک صریح این دو مسیر، شرط لازم برای حفظ آرامش دانشگاه، صیانت از سرمایه انسانی و عبور کشور از چالش‌های پیش‌رو است.

هشدار قاطع به فتنه‌گری‌های «ترشابی»؛ توطئه شبکه شیطان برای نفاق بین دو ملت برادر ایران و افغانستان

هشدار قاطع به فتنه‌گری‌های «ترشابی»؛ توطئه شبکه شیطان برای نفاق بین دو ملت برادر ایران و افغانستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در این روزهائی که آمریکا به صورت مستقیم یاران را تهدید می کند و از کانال حکومت سکولار پاکستان به امارت سالامی افغانستان حمله ور شده است شبکه «کلمه» که مدت‌هاست با حمایت مستقیم از مرتدین سکولار نقاب از چهره برداشته و به تریبون رسمی شیاطین سکولار و مرتد تبدیل شده، این بار با دهان نجس و فتنه‌گر «ترشابی مرتد»، پروژه‌ای خطرناک را علیه انسجام امت اسلامی کلید زده است. سخنان اخیر این مزدوران درباره استفاده از اتباع شریف افغانستان برای مهار اغتشاشات مهر/جدی 1404 در ایران، نه یک تحلیل، بلکه یک «دستورالعمل صهیونیستی» برای ایجاد جنگ داخلی و نفرت قومی است.

ترشابی و شرکای خائن او به خوبی می‌دانند که مردم ایران و افغانستان، دو دارالاسلام مخالف آمریکا و صهیونیستها، دو ملت هم‌زبان، هم‌فرهنگ و برادرانی هستند که ریشه‌هایشان در تاریخ و اسلام گره خورده است.

القای این دروغ که از اتباع افغانستان علیه آشوب طلبان سکولار مجری جنگ شهری استفاده می‌شود، تنها با هدف ضعیف نشان دادن ایران در برابر مشتی آشوب طلب هرزه و ایجاد حس انتقام و کینه بین این دو ملت بزرگ صورت می‌گیرد. آن‌ها می‌خواهند امنیت جانی و روانی پناهجویان و برادران افغانستانی را در ایران به خطر اندازند تا از آب گل‌آلود، برای اربابان آمریکایی خود ماهی بگیرند.

اگر در قلب اروپا تنها به خاطر مخالفت یک مسلمان افغان با برافراشتن پرچم مرتدین سکولار ایرانی این افغان توسط مرتدین سکولار سلطنت طلب هرزه به قتل می رسد بدون شک صدمه زدن به یک افغان ساده و کارگر مسلمان برای این جانوران سکولار مرتد راحتتر خواهد بود.

این سخنان سخیف ترشابی مرتد، مستقیماً از اتاق فکرهای واشنگتن و تل‌آویو دیکته می‌شود.

ترشابی مرتد با ترویج  حمایت از مرتدین سکولار پهلوی و گروههای سکولار و مرتد ایرانی ملی‌گرای افراطی و  با ایجاد تقابل قومی، به دنبال نابودی مفهوم «امت واحده اسلامی» است. او می‌خواهد به جای دشمنی با اشغالگران آمریکائی و صهیونیست، ملت‌های ایران و افغانستان حنفی مذهب را به جان هم بیندازد. این شبکه که نام مبارک «کلمه» را غصب کرده، امروزه عملاً به «ستاد جنگ روانی سیه و موساد و مرتدین سکولار ایرانی» تبدیل شده است.

میزان وقاحت و دروغ‌پردازی این شبکه به قدری است که گویی بر ابلیس پیشی گرفته‌اند.

ترشابی در حالی دم از حقوق مردم می‌زند که جبهه او، جبهه حمایت از احزاب سکولار و کسانی است که مقدسات و قرآن کریم را به آتش می‌کشند. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که آن‌ها نه دلسوز اهل‌سنت هستند و نه دلسوز مردم؛ بلکه تنها به دنبال اجرای نقشه‌های تخریبی دشمنان اسلام هستند.

خطاب به ترشابی و گردانندگان این شبکه شیطانی باید گفت:  دوران فتنه‌گری‌های مذهبی و قومی شما به پایان رسیده است. ملت‌های ایران و افغانستان فریب این «بازی کثیف» را نخواهند خورد. هر سخنی که باعث تفرقه و دشمنی بین دو برادر مسلمان شود حرکت در مسیر کفر و خدمت به کفار خارجی اشغالگر و مرتدین سکولار داخلی است. شما با این مزخرفات، تنها پرونده سیاهی خود را سنگین‌تر کرده و خشم امت اسلامی را علیه خود برمی‌انگیزانید.

پاسخ ما به فتنه‌گری‌های شبکه کلمه، تقویت برادری و هوشیاری در برابر شایعات است. ما اجازه نخواهیم داد مزدوران سکولار و و در عین حال تکفیری، پیوند عمیق میان مهاجرین غیور افغانستانی و ملت ایران و دو دارالاسلام ایران و افغانستان را دستخوش بازی‌های سیاسی خود کنند. زمین سوخته‌ای که شما برای منطقه آرزو دارید، به گورستان آرزوهای اربابان صهیونیست‌تان تبدیل خواهد شد.

سقوط نقاب «توحید درباری»؛ همسوئی شبکه «کلمه» با «جبهه» ی کفر و ارتداد سکولاریسم

سقوط نقاب «توحید درباری»؛ همسوئی شبکه «کلمه» با «جبهه» ی کفر و ارتداد سکولاریسم

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سال‌ها بود که شبکه موسوم به «کلمه» پشت شعارهای فریبنده «توحید» و «دفاع از سنت» پنهان شده بود، اما امروز تقدیر الهی بر آن شد تا چهره کریه و شیطانی و سکولار و ارتدادی این جریان با هم مسیر شدن با جبهه ی متشکل از کفار آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر همگان آشکار شود. آنچه امروز از این رسانه پخش می‌شود، نه صدای اسلام، بلکه طنین «اسلام آمریکایی- صهیونی» و فریاد دشمنان قسم‌خورده الله و رسول اوست.

الله جل جلاله در قرآن کریم نسبت به سرپرستی گرفتن و دوستی و هم‌پیمانی با کسانی که دین را به استهزا می‌گیرند، هشدار داده است: ‏

  • بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً ‏(نساء/138) به منافقان مژده بده که عذاب دردناکی دارند .‏
  •  الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً ‏(نساء/139) این منافقان کسانی هستند که کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی می‌گیرند . آیا عزّت را در پیش کافران می‌جویند ؟  ( چنین چیزی محال است ) چرا که عزّت و شوکت جملگی از آن خدا است ( و هر که از خدا عزّت جوید عزیز شود ، و هر که از غیر او عزّت طلبد ذلیل گردد ) .‏

امروز شبکه کلمه به پاتوقی برای ملحدان، سکولارهای نجس و همجنس‌گرایانی تبدیل شده که آشکارا به ذات اقدس الهی و مقام شامخ نبوت فحاشی می‌کنند. نشست و برخاست با این موجودات کثیف و افتخار به حمایت از اهداف آنان، مصداق بارز خروج از دایره ایمان و ارتداد فکری است.

این شبکه که روزی دم از توحید می‌زد، اکنون به تریبون رسمی جریانات سکولار و مرتد تبدیل شده است تا به زعم خود، دارالاسلام (ایران) را تضعیف نموده و راه را برای به قدرت رسیدن عناصر سکولار و مرتد مزدور آمریکا و صهیونیستها هموار کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَإِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ.[1] و نسبت به امتم از امامان گمراه کننده بيم دارم.

شبکه کلمه و امثالهم با میدان دادنهای کفار غربی و با دلارهای هم مسیران آنها، «اسلام آمریکایی – صهیونی» را ترویج می‌کنند؛ اسلامی که با کفر سکولاریسم و حفظ منافع کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی مشکلی ندارد، اما با وحدت و عزت مسلمانان دشمنی می‌ورزد.

چگونه کسی می‌تواند ادعای پیروی از سنت داشته باشد اما با کسانی میزگرد برگزار کند که با قوانین شریعت الله دشمنی دارند و به رسول الله صلی الله علیه وسلم دشنام می‌دهند؟ الله جل جلاله می فرماید:  لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏(مجادله/22)

‏مردمانی را نخواهی یافت که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند ، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که با خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند ، هرچند که آنان پدران ، یا پسران ، یا برادران ، و یا قوم و قبیله ایشان باشند . چرا که مؤمنان ، خدا بر دلهایشان رقم ایمان زده است ، و با نفخه ربانی خود یاریشان داده است و تقویتشان کرده است ، و ایشان را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که از زیر ( کاخها و درختان ) آنها رودبارها روان است ، و جاودانه در آنجا می‌مانند . خدا از آنان خوشنود ، و ایشان هم از خدا خوشنودند . اینان حزب یزدانند . هان ! حزب الله ، قطعاً پیروز و رستگار است .

‏حمایت از کفار سکولار و اشغالگر خارجی و جریانات سکولار و مرتد داخلی برای ضربه زدن به نظام اسلامی، نشان‌دهنده آن است که «توحید» در زبان این‌ها تنها یک ابزار برای کسب بودجه از سازمان‌های جاسوسی غرب بوده است.

شبکه کلمه و مجریان فتنه‌گر آن مانند ترشابی و خدمتی و هاشمی و کیانی و احراری، بدانند که نشستن بر سفره کفر و حمایت از نجس‌ترین جریانات ضدبشری یعنی سکولاریستها که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/28) آن‌ها را به قدرت نخواهد رساند.

اگر دقت کنیم ما امروز شاهد «جنگ احزاب = مشرکین = سکولاریستها» نوینی هستیم که در آن، منافقینِ مدعی دین با کفار سکولار حربی اشغالگر خارجی و ملحدین سکولار داخلی هم‌پیمان شده‌اند و به این شکل چهره واقعی شبکه کلمه رسوا شده و این ذلت و خواری در پیشگاه مومنین اهل دعوت و جهاد و تاریخ مسلمین برای آنان باقی خواهد ماند.


[1]  الألباني، صحيح الجامع   2316

حکومت سکولار پاکستان و بازسازی نقش «صدام‌حسین» سکولار در برابر طلوع دوباره‌ی دارالاسلام در افغانستان

حکومت سکولار پاکستان و بازسازی نقش «صدام‌حسین» سکولار در برابر طلوع دوباره‌ی دارالاسلام در افغانستان

کاتب:  سلیمان عبدالرحمن

تاریخِ مبارزات حق و باطل گواهی می‌دهد که هرگاه در نقطه‌ای از زمین، پرچم توحید برافراشته شده و نظام «دارالاسلام» بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی پایه‌گذاری شود، مستکبران و بخصوص کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی با حمایت گروه منافقین بومی برای سرنگونی آن، دست به دامان مزدوران منطقه‌ای خود می‌شوند. امروز، جغرافیای نبرد تغییر کرده، اما سناریو همان سناریوی قدیمی کفار اشغالگر خارجی است.

پس از سقوط نظام سکولار شاهنشاهی ایران (که ژاندارم و مزدور بی‌چون و چرای آمریکا در منطقه و متحد اصلی صهیونیستها بود) و تأسیس نظام اسلامی در ایران، جبهه‌ی غرب به رهبری آمریکا که منافع خود را در خطر می‌دید، «صدام‌حسین» سکولار بعثی را به عنوان مهره‌ای انتحاری برگزید. صدام سکولار با تحریک آمریکا و دلارهای نفتی برخی حاکمان منطقه، مأموریت یافت تا به نظام نوپای اسلامی ایران هجوم برده و مانع از استقرار حاکمیت بر دارالاسلام شود.

امروز، با نصرت الهی و پس از شکست اشغالگران کافر و سکولار خارجی به رهبری آمریکا در خاک  افغانستان، «دارالاسلام امارت اسلامی» تأسیس شده است. در این میان، رژیم نظامی و سکولار «دارالکفر طاری پاکستان» دقیقاً همان نقشی را ایفا می‌کند که صدام  سکولاردر دهه‌ی هشتاد میلادی بر عهده داشت. نظامیان سکولار پاکستان که ریشه در وابستگی به تفکر سکولار غربی دارند، امروز به عنوان «پیمانکار جنگی» آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه عمل می‌کنند.

همان‌گونه که تجاوز صدام به ایران، خاستگاهی غربی و سکولار داشت، حملات اخیر و تجاوزات مرزی نظامیان سکولار پاکستان به خاک افغانستان نیز نه یک تصمیم مستقل، بلکه دستوری دیکته‌شده از سوی واشنگتن و اتاق‌های فکر غرب سکولار است. آن‌ها که نتوانستند در میدان نبرد رو در رو حریف مجاهدین شوند، اکنون از طریق مزدوران منطقه‌ای خود (نظامیان پاکستان) به دنبال تضعیف نظام نوپای امارت اسلامی هستند.

در تمام سرزمینهای اشغالی می بینیم که مزدوران آمریکا و سایر کفار محارب و اشغالگر خارجی، تنها ابزاری مصرفی هستند. صدام‌حسین سکولار با وجود تمام حمایت‌های غرب سکولار، در نهایت در برابر اراده‌ی یک ملت مسلمان شکست خورد و توسط همان اربابانش کنار گذاشته شد. نظامیان  سکولار پاکستان نیز باید بدانند که بازی در زمین آمریکا و تجاوز به حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، فرجامی جز ذلت و نابودی نخواهد داشت.

دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان، با بصیرت کامل نسبت به این «سناریوی تکراری»، اعلام می‌دارد که هیچ تهاجمی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. ما اجازه نخواهیم داد که مزدوران استکبار، آرامش ملتی را که پس از دهه‌ها جهاد به استقلال رسیده است، خدشه‌دار کنند.

 پیروزی نهایی از آن متقین است و روسیاهی و شکست برای کفار محارب و اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها. وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (آل عمران/126)

نقد عملکرد احزاب به‌ظاهر اسلامی در پاکستان؛ از انحراف مرجئه‌گری تا تضعیف آرمان حاکمیت شریعت

نقد عملکرد احزاب به‌ظاهر اسلامی در پاکستان؛ از انحراف مرجئه‌گری تا تضعیف آرمان حاکمیت شریعت

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

 نظام سکولار و ابزارسازی از نام اسلام

تا زمانی که احزاب و گروه‌های مدعی اسلام در نظام سکولار پاکستان مشارکت داشته و این حکومت را «اسلامی» قلمداد می‌کنند، این ساختار سیاسی همچون خنجری بر پشت امت اسلامی عمل خواهد کرد. این نظام‌ها تحت لوای مبارزه با تروریسم و دیگر برچسب‌های دیکته شده از سوی اربابان غربی خود، به‌ویژه آمریکا، به سرکوب حرکت‌های اصیل اسلامی می‌پردازند.

احزابی همچون «جمعیت علمای اسلام» (به رهبری فضل‌الرحمن) و «جماعت اسلامی» (در دوران قاضی حسین احمد و پس از آن)، آگاهانه یا ناآگاهانه به ورطه «مرجئه‌گری» سقوط کرده‌اند. این جریان‌ها با سوق دادن مسلمین به سوی احزاب سکولار و دموکراسی کفری، چنین وانمود می‌کنند که:

• اسلام صرفاً یک اعتقاد درونی و قلبی است.

• ایمان با ترک عمل به جوارح (اجرای شریعت و احکام ظاهری) آسیب نمی‌بیند.

• شخص می‌تواند مسلمان بماند در حالی که به قوانین غیرخدا تن می‌دهد.

این تفکر مخرب مرجئه، توده‌های مردم را به پشتوانه‌ای برای حکومت‌های سکولار و غیر اسلامی تبدیل کرده است.

تا زمانی که افکار مخرب مرجئه از بین نرود، مسلمانان در سرزمین‌های خود به حاکمیت پایدار و اصیل دست نخواهند یافت. احزاب سکولار با حمایت غرب و با همکاری «علمای سوء» (دین‌فروشان)، مردم را فریب می‌دهند. در حالی که کفار با زر و زور و تزویر وارد میدان شده‌اند، این مدعیان دین با تفکر مرجئه‌گری، مشارکت در انتخابات و بقای قوانین سکولار را توجیه می‌کنند. این بدبختی بزرگ، قرن‌هاست که امت اسلامی را به خود گرفتار کرده است.

نکته قابل تامل اینجاست که رهبران فعلی «جماعت اسلامی» که خود را پیرو سید ابوالأعلی مودودی می‌دانند، به‌طور کامل از اهداف و دیدگاه‌های بنیادین ایشان دور شده و به سوی مرجئه‌گری روی آورده‌اند.

بر اساس دیدگاه اصیل علامه مودودی (رحمه‌الله):

• حاکمیت مطلق از آنِ خداست: تنها خدا قانون‌گذار است.

• رد نظام‌های بشری: تمامی نظام‌های حکومتی ساخته دست بشر، «جاهلیت نوین» یا «کافرکیشی نوین» هستند که باید برانداخته شوند.

• حاکمیت شریعت: جماعت اسلامی واقعی چیزی جز حاکمیت مطلق قانون شریعت الله را نمی‌پذیرد.

امروز مشارکت احزاب به‌اصطلاح اسلامی در انتخابات پاکستان، بزرگترین همکاری برای بقا و به قدرت رساندن قوانین سکولاریستی و کفرآمیز است. بازگشت به عزت اسلامی تنها از مسیر نفی این الگوهای وارداتی و احیای تفکر اصیل حاکمیت الهی میسر خواهد بود.

په پاکستان کې د اسلامي نومي ګوندونو د کړنو نقد؛ له مرجئیه فکر څخه نیولې تر د شریعت د حاکمیت تر تضعیف پورې

په پاکستان کې د اسلامي نومي ګوندونو د کړنو نقد؛ له مرجئیه فکر څخه نیولې تر د شریعت د حاکمیت تر تضعیف پورې

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

 سیکولر نظام او له اسلام څخه د وسیلې په توګه استفاده

تر هغه وخته چې د اسلام په نوم هغه ډلې او ګوندونه چې د پاکستان په سیکولر حکومت کې برخه اخلي او دغه حکومت “اسلامي” بولي، دا نظام به د اسلامي امت په شا کې د یو خنجر په څېر وي. دا حکومتونه د خپلو بادارانو (امریکا) په لارښوونه، د تروریزم او نورو تهمتونو په نوم په اصیلو اسلامي حرکتونو بریدونه کوي او هغوی ځپي.

۱. عقیدوي انحراف؛ د “مرجئیه” فکر خپرول

هغه ګوندونه چې د اسلام نوم کاروي، لکه «جمعیت علماء اسلام» (د فضل الرحمن په مشرۍ) او «جماعت اسلامي» (د قاضي حسین احمد او له هغه وروسته مشرانو په وخت کې)، په پوهه یا ناپوهۍ سره د “مرجئیه” فکر کندې ته لوېدلي دي. دې ډلو اسلام او مسلمانان د سیکولر ګوندونو او کفري ډیموکراسۍ لور ته بوتلي دي. دوی داسې ښیي چې:

• اسلام یوازې یوه باطني او قلبي عقیده ده.

• په اندامونو (جوارح) باندې د عمل نه کول (یعنې د شریعت او حدودو نه پلي کول) ایمان نه خرابوي او انسان مسلمان پاتې کیږي.

همدا مخرب فکر د دې لامل شوی چې عام خلک د سیکولر او غیر اسلامي حکومتونو په ملاتړو بدل شي.

۲. د اسلامي حاکمیت په وړاندې خنډونه

تر څو چې دا ډول مرجئیه فکر له منځه لاړ نه شي، مسلمانان به په خپلو خاورو کې تلپاتې اسلامي حاکمیت ته ونه رسیږي. سیکولر ګوندونه د امریکا او لوېدیځ په ملاتړ او د “علماء سوء” (دین پلورونکو) په مرسته خلک غولوي. نن سبا هغه ګوندونه چې د اسلام په نوم په ټاکنو کې برخه اخلي، په حقیقت کې د کفري او سیکولر قوانینو د بقا او واک ته رسولو لپاره تر ټولو لویه همکاري کوي. دا هغه بدبختي ده چې له څو پېړیو راهیسې امت ورسره لاس او ګرېوان دی.

۳. له د سید ابوالأعلی مودودي له اهدافو څخه لیرې کېدل

د پام وړ خبره دا ده چې د جماعت اسلامي اوسني مشران ځانونه د سید ابوالأعلی مودودي پیروان بولي، خو د هغه له اهدافو او لیدلوري څخه بیخي لیرې شوي او مرجئیه فکر ته یې مخه کړې ده. که داسې نه وای، نو جماعت اسلامي باید له شریعت او د الله له قانون پرته بل هیڅ نظام نه وای منلی.

د علامه مودودي (رحمه الله) لیدلوری دا و:

• حاکمیت یوازې د الله دی: یوازې الله تعالی قانون جوړوونکی دی.

• د بشري نظامونو ردول: ټول هغه نظامونه چې د انسانانو لخوا جوړ شوي، “نوې جاهلیت” یا “کافرکیشي” ده او باید له منځه یوړل شي.

په پاکستان کې په ټاکنو کې د اسلامي نومي ګوندونو ګډون، د سیکولرزم د ستنو د پیاوړتیا لپاره یوه لویه وسیله ده. د امت ژغورنه یوازې په دې کې ده چې د دې منحرفو افکارو مقابله وشي او د الله د ځمکې پر مخ د الله حاکمیت په حقیقي ډول رامنځته شي.

تیشه بر ریشه اسلام از کانال مشارکت احزاب «اسلام‌گرا» در نظام‌های سکولار (از ترکیه و الجزایر تا مصر و پاکستان)

تیشه بر ریشه اسلام از کانال مشارکت احزاب «اسلام‌گرا» در نظام‌های سکولار (از ترکیه و الجزایر تا مصر و پاکستان)

کاتب: براهندک بلوچ

انحراف احزاب مدعی اسلام از مسیر اصیل حاکمیت الهی، تنها به پاکستان محدود نمی‌شود. امروزه در سرتاسر سرزمین‌های اسلامی، از شمال آفریقا تا قلب خاورمیانه و آسیای میانه، شاهد الگوی یکسانی هستیم و آنهم اینکه احزابی که با شعار اسلام به میدان می‌آیند، اما در نهایت به ابزاری برای تثبیت و مشروعیت‌بخشی به نظام‌های سکولار و مرتد تبدیل می‌شوند.

رهبران این احزاب در کشورهایی مانند ترکیه (نمونه بارز آن اردوغان)، الجزایر، مصر و سوریه ی جولانی و دیگر نقاط، با ادعای «تغییر از درون» وارد ساختارهای سیاسی سکولار شده‌اند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاده، ذوب شدن ارزش‌های اسلامی در دیگ سکولاریسم و پلورالیسم غربی و دموکراسی بوده است. این مشارکت نه تنها به حاکمیت شریعت منجر نشده، بلکه باعث شده است که مفهوم «جهاد» و «حاکمیت الله» به نفع کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار و «ملی‌گرایی» و «منافع حزبی» به حاشیه رانده شود و نظام‌های غیردینی و سکولار، پوششی از «مشروعیت دینی» پیدا کنند تا اعتراضات مردمی سرکوب شود.

در ترکیه، استفاده ابزاری از نمادهای مذهبی در کنار وفاداری کامل به ساختار سکولار آتاتورک و پیمان‌های نظامی با غرب (ناتو)، تضادی آشکار با مبانی اصیل اسلامی دارد. این جریان عملاً اسلام را به یک کالا در بازار سیاستهای کفار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل کرده است.

در الجزایر و مصر هم احزابی که زمانی سودای اجرای احکام را داشتند، یا در پیچ و خم بازی‌های دموکراتیک سکولاریستهای مرتد گرفتار شدند و یا با پذیرش قواعد بازی کفر، عملاً به بخشی از سیستمِ ضداسلامی و سکولاریستی تبدیل گشتند.

این احزاب با پذیرش قوانین سکولاریستی وضع‌شده توسط بشر و ترجیح آن بر نص صریح قرآن، عملاً تیشه به ریشه ایمان مردم می‌زنند. آن‌ها با ترویج این تفکر که «می‌توان هم مسلمان بود و هم به قوانین کفر تن داد»، روحیه ایستادگی در برابر ظلم و کفار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی را در میان جوانان مسلمان می‌کُشند. این همان «مرجئه‌گری نوین» است که ایمان را از عمل به شریعت جدا می‌کند.

آنچه امروز با چشم سر می‌بینیم، فرسایش تدریجی آرمان‌های اسلامی توسط کسانی است که ادعای رهبری امت را دارند. مشارکت در نظام‌های سکولار، نه یک تاکتیک، بلکه یک سقوط عقیدتی است. تا زمانی که امت اسلامی از این احزاب «دین‌فروش» و رهبران «سازشکار» عبور نکند، راه برای برقراری خلافت و حاکمیت واقعی اسلام باز نخواهد شد. این احزاب با تثبیت پایه‌های سکولاریسم در پوشش دین، بزرگترین ضربه را به بدنه امت واحد اسلامی وارد کرده‌اند.