اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

آنهائی که تابع رسانه ها و بخصوص رسانه های ماهواره ای هستند متاسفانه شناختی دقیق از اهل سنت ایران ندارند و تنها مولوی ها و خطبای رسانه ای چون مولوی عبدالحمید را می بینند که با سخنان متناقض خود همسو با سیاستهای لیبرال اسلام آمریکائی – صهیونی در حرکت هستند.

جریانی که امثال مولوی عبدالحمید نماینده ی آن هستند با آنکه ممکن است برای اهل سنت ایران و بخصوص برای حنفی مذهبی های بلوچ استان سیستان و بلوچستان پدیده ای تازه باشد اما برای جهان اسلام ویروسی قدیمی و مخربی است که چندین دهه است سرزمینهای مختلف اسلامی با مجریان این بیماری دست و پنجه نرم می کنند به گونه ای که چندین دهه قبل کسی چون سید قطب رحمه الله فکر و منهج و برنامه ی این افراد را «اسلام آمریکائی» نامید.

اسلام آمریکائی یعنی اسلامی که تنها به مسائل شخصی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان کافر اشغالگر و طاغوتهای حاکم بر مسلمین می پردازد و اگر در مسائل حکومتی وسیاسی عمومی و اجتماعی هم صحبت کند همان «الرویبضه» هائی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 1400 قبل ماهیت آنها را برملاء کرده است.

به همین دلیل خروجی این مجریان جنگ روانی دشمنان و حاملان اسلام آمریکائی تماماً به نفع آمریکا و شرکایش است؛ اسلام لیبرال آمریکائی- صهیونی جدید هم چه در قالب مسلح خودش را نشان دهد چه در قالب فعالیتهای تبلیغی و مدنی محض، باز نتیجه ی تمام فعالیتهای عمده اش به نفع آمریکا و صهیونیستهاست.

در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران مثل قبل از آن باز ما این حمالان اسلام آمریکائی را یا در تماشاچی و نظاره گر بودن و سیاست سکوت خائنانه دیدیم یا باز سخنان دوپهلوئی زدند که محرکی برای «فرض عین جهاد» در چنین موقعیتی، و بسیج و تحریک و تحریض مومنین به جهاد با این کفار محارب خارجی نبود.

در کنار این طیف، هم در میان شافغی ها و هم در میان حنفی های ایران ما شاهد سخنان و بیانیه های مختلفی درحمایت از دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و مردم حاضر در میدان بوده ایم که در زری به دو نمونه اشاره می کنیم:

مولوی بزمانی امام جمعه  حنفی مذهب ایرانشهر گفت: نقش مردم در تحولات منطقه کلیدی است و امروز اراده مردم است که زمان و چگونگی پایان این وضعیت را رقم می‌زند و درگیری‌های جاری موجب کاهش برخی مؤلفه‌های قدرت در منطقه شده و این شرایط، برتری نظامی و فناوری کشورهای مداخله‌گر را با چالش جدی مواجه کرده است.طی سال‌های اخیر توانمندی‌های دفاعی کشور افزایش یافته و زیرساخت‌های نظامی به شکل چشمگیری تقویت شده است.

امام جمعه ی شافعی مذهب بندر عباس نیز اعلام کرد که قدردان رشادت نیروهای مسلح هستیم و آرزوی همه ما رفع فتنه جنگ و ایجاد آرامش در کشوراست و در این مسیر از رشادت‌های نیروهای مسلح تشکر می کنیم.

با هم بودن مسلمین شیعه و سنی را در بطن جامعه باید دید نه در سخنان بیهوده ای که حتی کسانی چون نتانیابو که با این توهمات توانست ترامپ نیمه دیوانه ی نامتعادل را به مرداب جنگی بکشد که سرابی برایش مانده است و ناامیدی و شکست و آنهمه صدمه ای که دیده است.

آنها انتظار داشتند هرزه های سکولار و خائنین بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به خیبابانها یم ریزند و ظرف 72 ساعت حاکمیت ایران را با چند ضربه ی اساسی نابود می کنند؛ اما امروز و بعد از 28 روز از حضور مردم در میدانهای و خیابانها و دیپلماسی قدرتمند دولت، ما شاهد بودیم برای اولین بار در تاریخ آمریکا و به صورت فله ای و یکجا 500 نیروی نظامی آنها در خاک امارات و ساحل دُبی بر اثر حملات کوبنده ی نیروهای نظامی دارالاسلام ایران کشته و زخمی شدند و وزراری خارجه ی شرکا و مزدورانش از ترکیه و عربستان و مصر و پاکستان را در پاکستان بسیج کرده که راهی برای فرار آمریکا و صهیونیستها از این مهلکه پیدا کنند.

آیا نصرت الله را که بعد از قدرت نظامی دارالاسلام که در اتحاد مسلمین شیعه و سنی ایران است نمی بینید؟

البته امروز 8 فروردین 14104ش نیز اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن رسماً به جبهه ی جهاد بر علیه کفار محارب آمریکائی صهیونی پیوست و اولین حملات موشکی خود را به سرزمینهای اشغالی انجام داد.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و نقش مولوی عبدالحمید زاهدانی در بخش جنگ تبلیغی و روانی و ستون پنجم دشمن

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و نقش مولوی عبدالحمید زاهدانی در بخش جنگ تبلیغی و روانی و ستون پنجم دشمن

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله در مورد کسانی که لباس دین بر تن کرده اند اما به نفع دشمنان عمل می کنند می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/ ۴) آن‌ها دشمن واقعی‌اند، از ایشان برحذر باش؛ خدا آنان را بکشد، چگونه [از حق] منحرف می‌شوند.

این یک حقیقت تاریخی است که جبهه‌ی جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی متشکل از آمریکا و صهیونیسم و غربی های محارب هرگز بدون اتکا به «مزدوران داخلی»، جرأت طمع به حریم دارالاسلام ایران را نداشته است. اگر امروز آمریکا و صهیونیستها با وقاحت از گزینه‌های مختلف خود بر علیه دارالاسلام ایران خود سخن می‌گویند، به دلیل سیگنال‌های خیانتی است که از سوی خائنین موجود در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و مرتدین و منافقین داخلی دریافت می‌کنند. دشمن در کنار مرتدین به کسانی دل بسته است که در ظاهر دم از اسلام می‌زنند، اما در باطن، جاده‌صاف‌کن تهاجمِ فرهنگی و نظامی بیگانگان هستند.

در صف مقدم این خیانت، کسانی قرار دارند که «دین اسلام» را ابزار تجارت سیاستهای سکولارپسند کرده‌اند که بیشتر در دو محور فعالیت دارند:

  1. امیدبخشی به دشمن: شخصی چون مولوی عبدالحمید زاهدانی و همفکران او، با مواضع تفرقه‌افکنانه و همسو با رسانه‌های اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و رسانه های آمریکائی و صهیونیستی، به دشمن زبون این‌گونه القا می‌کنند که ملت مسلمان ایران از آرمان‌های خود دست کشیده‌اند و در همین نماز جمعه ی 7 اردیبهشت 1404ش می خواست چنین القاء کند که مردم ایران جنگ نمی خواهند و نظامی ها جنگ طلبند و… تا به این شکل مردمی خیالی در فکرش را از حاکمیتی که با پشتوانه ی همین مردم در حال جهاد است و بزرگترین رهبران و فرماندهان خودش را فدای اسلام و این مردم کرده است جدا کند.
  2. وارونه‌سازی حقیقت: این گروه منافقین با سوءاستفاده از تریبون‌های مذهبی، تلاش می‌کنند تا جای «جلاد» و «شهید» را عوض کرده و به نام مردمی که در خیال خود تصور کرده اند و در زمین واقع وجود ندارد، به دشمن بشریت و سر افعی(آمریکا) و صهیونیستهای جنایتکار وحشی و غلامان خلیج فارس و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی امید واهی بدهند که گویی مردم خواهان سلطه‌ی کفار محارب و سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.

باید بدانیم که مرز میان «انتقاد» و «خیانت» کاملاً روشن است. کسی که در حساس‌ترین لحظات نبرد حق و باطل، کلامش بوی سازش با آمریکا و اسرائیل را می‌دهد و یا با اقدامات خود امنیت ملی دارالاسلام را به خطر می‌اندازد، خائن به دین و دارالاسلام و مردم و خون شهداست.

این افراد نه تنها به «دین خدا» پشت کرده‌اند، بلکه با فرش قرمز پهن کردن برای بیگانگان، ناموس و خاک این سرزمین را هدف معامله قرار داده‌اند. تاریخ نشان داده است که هر جا پای آمریکا و صهیونیسم باز شود، جز هتک حرمت و نابودی استقلال و زیرساخت‌ها، ارمغان دیگری نخواهد داشت.

ای غافلان همسو شده با جبهه ی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی، بدانید که محاسبات شما و اربابانِ صهیونیست‌تان، همچون «خانه‌ی عنکبوت» سست و لرزان است؛ چون ملت هوشیار ایران و مومنین اهل دعوت و جهاد منطقه و جهان، فریب لبخندهای مسموم و بازی‌های سیاسی لیبرالیستی و دلسوزنمایانه ی شما را نخواهند خورد.

دارالاسلام ایران تحت سایه‌ی نظام و حاکمیت مقتدر اسلامی، هرگز اجازه نخواهد داد که نوکران آمریکا، خون پاک جوانان این مرز و بوم را به ثمن بخس بفروشند.

البته اگر به تاریخ هم نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که سرنوشت تمامی همسو شدگان با جبهه ی کفار محارب خارجی بر علیه دارالاسلام، انزوا و سقوط ابدی بوده است. امروز هم همان‌طور که می بینیم اربابان آنها در جبهه‌های نبرد شکست خورده‌اند، آنها نیز در پیشگاه امت اسلام و عدل الهی رسوا خواهند شد. ان‌شاءالله به زودی شاهد فروپاشی کامل جبهه‌ی کفر و اذناب داخلیِ آن‌ها خواهیم بود و الله تعالی هم قطعاً به وعده  یخودش وفا می کند که می فرماید:  «إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا»

چرا مولوی عبدالحمید به نام اهل سنت در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران از ذلت می گوید و اهل تشیع از عزت؟

چرا مولوی عبدالحمید به نام اهل سنت در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران از ذلت می گوید و اهل تشیع از عزت؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

این هفته مردم مسلمان زاهدان شاهد دو خطبه با دو نگرش متفاوت در مورد جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران بودیم.

با آنکه در زاهدان غیر از مولوی عبدالحمید نمازهای جمعه ی دیگری هم برگذار می شوند اما عده ای سعی دارند دیدگاههای مولوی عبدالحمید را دیدگاه اهل سنت و جماعت جا بزنند که این ظلم بزرگی به اهل سنت و جماعت است.

مولوی عبدالحمید به گواهی کسانی چون ابولید المصری از نظریه پردازان جهادی میان اهل سنت که حتی مدتی با اسامه بن لادن نیز بوده است، کسی چون مولوی عبدالحمید جزو جریان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» محسوب می شود؛ یعنی به شیوه ای اسلام را بیان می کند که خروجی سخنانش در نهایت به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود.

پس مولوی عبدالحمید نه نماینده ی منهج اهل سنت و جماعت است نه حتی نماینده ی منهج فقهی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بلکه تنها نماینده ی یک جریان مخرب در جهان اسلام است.

مولوی عبدلحمید با چنین پیش زمینه ای، در نماز جمعه ی امروز 7 فروردین مسجد مکی زاهدان در مورد جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب و سکولار اشغالگر آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران گفت:  «این کشورها به ظاهر می‌گویند که ما برای حمایت از ملت ایران آمده‌ایم اما برای آنها مهم منافع خودشان است… هیچ یک از ملت ایران خواهان جنگ نیست زیرا جنگ همواره با خود نقصان به دنبال دارد و مردم بی‌گناه کشته می‌شوند.»

اینکه آمریکا و صهیونیستها صرفاً جهت حفظ منافع خودشان و ضربه زدن به بزرگترین مانع زیاده خواهی های آنها در منطقه با دارالاسلام ایران وارد جنگ شده اند حقیقتی واضع برای دوست و دشمن است؛ اما اگر فقط به خیابانهای ایران در تمام این دوران جنگ نگاه کنید و به تعداد شهدا و جایگاه آنها نگاه کنی متوجه خواهی شد که مردم ایران با آنکه شروع کننده  یجنگ نبوده اند اما خواهان ادامه و اتمام این جنگ تا زمان رسیدن به اهداف تعیین شده ی آن هستند.

در برابر این واکنش ذلیلانه ی مولوی عبدالحمید ما شاهد واکنش دیگری از سوی امام جمعه موقت اهل تشیع زاهدان بودیم که اعلام کرد: «ملت ایران مردمی خدا باور هستند که تنها در برابر خداوند سر تعظیم فرود می‌آورند و هرگز در برابر تهدیدها و قدرت‌های پوشالی دشمنان عقب‌نشینی نخواهند کرد.دشمنان تلاش کردند با انواع توطئه‌ها و اقدامات خصمانه به ملت ایران ضربه بزنند اما به فضل الهی نتیجه آن برعکس و این رفتارها موجب جوشش و استحکام بیشتر مردم شد.»

اگر نگاه کنید این سخنان عزتمندانه واقعیت خیابان و حضور مردم ایران در صحنه را نشان می دهد تا سخنان ذلیلانه ی مولوی عبدالحمید که سعی دارد مردم را در برابر نظامی هایی قرار دهد که بخشی از همین مردمند که با جان خود از این مردم محافظت می کنند.

مردم اهل سنت ایران دارای هزاران عالم و خطیب است که در نوبتهای مختلف در استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و شمالی و گرگان و اردبیل و آذربایجان غربی و کُردستان و کرمانشاه و بوشهر و هرمزگان همگی طی بیانیه هائی حمایت خود را از دارالاسلام ایران در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی اعلام کرده اند.

مولوی عبدالحمید با آنکه از نظر رسانه های چهره ای شناخته شده تر از دیگران است اما واقعیت آن است که مولوی عبدالحمید تنها یک نفر از میان هزاران خطیب اهل سنت و جماعت ایران است و دیدگاه او هم تنها نماینده طرز فکر خودش است نه اهل سنت و جماعت ایران.

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

هم اکنون و بعد از 26 روز از جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران که به جنگ رمضان 1404ش مشهور شده است می گذرد و قرار است دارالکفر طاری پاکستان واسطه ی رساندن پیام آمریکا در مذاکرات مشکوک و غیر صادقانه ی آمریکا شود.

لازم به ذکر است که هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که قاضی فدرال در پاکستان، دولت ایران را «تروریستی» خوانده؛ حکمی که در فضای سیاسی امروز، با حمایت عملی دولت شهباز شریف و هم‌راستا با منافع واشنگتن صادر شده است.

این رخداد، خواه در قالب حکم قضایی یا موضع‌سازی حقوقی، یک پیام روشن دارد:

وقتی قانون، قانون کفری سکولاریستی و حکومت، حکومت کافر سکولار مزدور باشد، خروجی آن چیزی جز هم‌صدایی با پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی نیست.

اکنون باید صریح پرسید: آیا آنانی که در تهران برای پاکستان لابی می‌کنند تا روابط دارالاسلام افغانستان و ایران بر اساس دستورات اسلام‌آباد مدیریت شود، پاسخ‌گو هستند؟

آیا هنوز می‌توان ادعا کرد که پاکستان «دوست» یا حتی «بی‌طرف» است؛ در حالی‌که در بزنگاه‌ها، هم‌نوا با فشار غرب علیه دارلاسلام های  امارت اسلامی افغانستان  و ایران موضع می‌گیرد؟

واقعیت پنهان‌نشدنی این است که پاکستان سکولار با ساختار سیاسی وابسته و قانون‌گذاری بریده از شریعت، نه امروز و نه دیروز، مدافع اسلام و سرزمین‌های اسلامی نبوده است.

هرکس گمان کند «دارالکفر طاری پاکستان» دوست اسلام است یا دست‌کم بی‌طرف می‌ماند، یا جاهل به معادلات قدرت است، یا نفوذی و گرفتار نفاق سیاسی.

این واقعه (یا موضع‌گیری) بار دیگر نشان داد که قانون غیرالهی در بزنگاه‌ها علیه امت به کار می‌افتد و حکومت‌های سکولار مزدور، حتی با شعارهای اسلامی، در صف‌بندی نهایی کنار آمریکا می‌ایستند و توهم مدیریت روابط منطقه‌ای از مسیر اسلام‌آباد، هزینه‌ساز و گمراه‌کننده است.

وقت آن است که با عینک واقع‌گرایی ایمانی به صحنه نگاه کنیم: دوستی با اسلام، با موضع روشن در دفاع از امت سنجیده می‌شود؛ نه با لبخندهای دیپلماتیک و لابی‌های پشت‌پرده.

«انسانیت = اومانیسم» بدون ایمان به الله؟ نقد فقهی و قرآنی بر سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی

«انسانیت = اومانیسم» بدون ایمان به الله؟ نقد فقهی و قرآنی بر سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید گفته است: «الله تعالی انسان‌ها و به‌ویژه حاکمان و حکومت‌هایی را دوست دارد که برایشان انسانیت مهم باشد و نسبت به تمام انسان‌ها فارغ از هر دین و اعتقادی، ترحم داشته باشند.»

این خلط خطرناک میان «رحمت اسلامی» و «انسان‌گرایی سکولار» است. در قرآن و سنت، رحمت از ایمان جدا نیست. رحمت شرعی، در چارچوب کفر به طاغوت و توحید، ولایت مؤمنان و برائت از کفار سکولار معنا دارد، نه در قالب انسان‌گرایی یا همان اومانیسم بی‌مرز کفار سکولار (مشرک) که آنرا زیر بنای عقیده ی سکولاریستی خود قرار داده و ایمان و کفر را هم‌سطح می‌کند.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا (مائده/ ۵۵) سرپرست شما فقط خدا و رسول او و مؤمنان‌اند.

محبت، ولایت و رضایت الهی مشروط به ایمان است، نه صرف «انسان بودن». و الله تحت هیچ شرایطی انجازه نداده است یک کافر بر مسلمین حاکمیت داشته باشد. یعنی حتی اجازه نداده است یک دختر و زن مسلمان با کافری ازدواج کند و تحت سرپرستی یک کافر قرار گیرند چه رسد به یک جماعت و ملت.

اگر صرف «انسانیت» ملاک محبت خدا بود، آنگاه این آیات چه معنایی دارند؟

  • إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل‌عمران/ ۳۲)
  • وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آل‌عمران/ ۵۷)

پس چگونه می‌توان گفت خدا از حکومت‌هایی فارغ از قانون شریعت الله راضی است، در حالی که خود قرآن نفی صریح این ادعا را بیان کرده است؟

اگر آنچه گفته شده درست بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم باید:

  1. حاکمیت کفار سکولار قریش را می‌پذیرفت،
  2. با نظام سکولار و دموکراسی سکولاریستی مکه کنار می‌آمد،
  3. و رسالت توحید را فدای «همزیستی انسانی» می‌کرد.

اما واقعیت شریعت و حقایق تاریخی برعکس است و رسول الله صلی الله علیه و سلم همچون تمام پیامبران قبل از خود هیچ‌گاه حاکمیت کفر را مشروع ندانست و با آن جنگید، هجرت کرد، محاصره شد، اما از حاکمیت قوانین شریعت اسلام عقب ننشست.

قَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ (بقره/ ۱۹۳)

اهل‌سنت قائل‌اند عدالت با غیرمسلمان واجب است و ظلم به هیچ انسانی جایز نیست، اما این هرگز به معنای رضایت الهی از حکومت کافر یا مشروعیت‌بخشی به نظام‌های غیرالهی نیست.

ابن‌تیمیه رحمه‌الله می‌گوید: «الله دولت عادل حتا اگر کافر باشد—را از حیث بقای دنیوی نگه می‌دارد، اما هرگز آن را از حیث دینی دوست نمی‌دارد و مشروع نمی‌داند.»

این سخنان مولوی عبدالحمید دقیقاً در زمانی مطرح می‌شود که دشمنان اسلام، شریعت و حاکمیت دینی را نشانه گرفته‌اند و «انسانیت = اومانیسم» را که اساس دین سکولاریسم است را جایگزین «اسلام و قوانین شریعت الله» می‌کنند.

چنین ادبیاتی، خواسته یا ناخواسته، همسو با پروژه‌ی سکولاریزه‌کردن جامعه از قوانین شریعت الله است؛ پروژه‌ای که می‌گوید: ایمان به الله مهم نیست، شریعت مهم نیست، فقط انسان‌بودن کافی است و انسان خودش معیار و محک برای تولید و پذیرش قوانین است نه الله و شریعت و قوانینش.

این، همان اسلام بی‌دندان و بی‌حاکمیت و ناقصی است که کفار سکولار قریش هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم طلب کردند و رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها به اسلام کامل راضی شد و بر آن استقامت کرد.

پس می توانیم بگوئیم که:

  •  اسلام، دین رحمت است؛ اما رحمت مقید به توحید.
  • اسلام، ظلم را حرام می‌داند؛ اما کفر را مشروع نمی‌کند.
  • هر سخنی که ایمان و کفر را در رضایت الهی یکسان جلوه دهد، باطل و مخالف قرآن، سنت و منهج اهل‌سنت است. أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ (قلم/۳۵)

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

شکست خفت‌بار آمریکا در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی بیداری اسلامی و آزادی از چنگال مزدوران سکولار

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

امروز جهان شاهد برهه‌ای است که در آن، بت بزرگ عصر و طاغوت زمان، آمریکای جنایتکار، در برابر اراده‌ی پولادین دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت به زانو درآمده است. این قدرت پوشالی که دهه‌ها بر دوش مزدوران محلی و حکام دست‌نشانده بر مقدرات مسلمین می‌تاخت، اکنون شاخ غرورش در معرکه نبرد شکسته شده و عجز آن بر همگان عیان گشته است.

آنچه بی‌ایمانان و دنیاپرستان، «ابر‌قدرت» می‌نامیدند، در نگاه مؤمن متوکل، چیزی جز تار عنکبوت نیست. خداوند متعال در وصف این قدرت‌های دروغین می‌فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوْ اجْتَمَعُوا لَهُ  (حج/ ۷۳) ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هرچند برای این کار دست به دست هم دهند.

آمریکا و صهیونیسم، با تمام زر و زور خود، در برابر قدرت لایزال الهی و مجاهدان راه حق، همچون مگسی بی‌مقدار گرفتار شده‌اند و این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر الهی است.

آنچه امروز تحت عنوان «سکولاریسم» بر جوامع تحمیل می‌شود، همان عقاید مشرکین (سکولاریستها) ی قریش و عقاید سایر سکولاریستهای باستان و قبل از آنها در لباسی نو است؛ جدا کردن قوانین شریعتهای آسمانی  از ساحت تدبیر  حاکمیت و اداره ی جامعه و تسلیم شدن در برابر قوانین تولید شده توسط بشر. این جریان تاریخی و باستانی، ریشه در عناد با حاکمیت قوانین الله دارد. اما بیداری امت اسلامی نشان داد که فرزندان شریعت‌گرا، دیگر اجازه نخواهند داد این جاهلیت مدرن بر مقدرات آن‌ها حاکم شود.

بزرگ‌ترین درد امت، تبدیل شدن سرزمین‌های وحی (حرمین شریفین) به سنگر امن سکولاریست‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا و صهیونیسم است. حکامی که خود را خادم دین اسلام می‌نامند، اما در عمل، غلام حلقه‌به‌گوش آمریکا و غرب و صهیونیستها شده‌اند، باید بدانند که دوران تاخت‌و‌تاز آن‌ها رو به پایان است.

خداوند درباره‌ی به سرپرستی گرفتن دشمنان اسلام هشدار داده است:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را ولّی (و سرپرست و تکیه‌گاه) خود انتخاب نکنید، آن‌ها اولیای یکدیگرند؛ و هر کس از شما آنها را به سرپرستی گیرد، از آن‌هاست.

خیانت آل‌سعود و نوچه‌های کوچک‌تر در قطر، کویت، بحرین و امارات و اردن که خاک مقدس اسلام را مأمن کفار محارب و سکولار(مشرک) آمریکائی و صهیونی و سایر کفار محارب سکولار غربی کرده‌اند، بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. این‌ها مصداق کسانی هستند که برای حفظ تخت و تاج خویش، عزت اسلام و مسلمین را به بهای ناچیز فروخته‌اند.

در پشت این حکامِ خائن، صنف دیگری از خیانت‌کاران ایستاده‌اند: «دین‌فروشان و بلعم‌باعوراهای فرعونی». عالمانی که با فتواهای سفارشی، جنایات حکام و سلطه‌ی آمریکا را توجیه می‌کنند. خداوند حال این‌گونه عالمان را چنین توصیف می‌کند:فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث (اعراف/ ۱۷۶) پس مَثَلِ او همچون سگ است که اگر بر او هجوم بری، پوزه از کام بیرون می‌آورد و اگر رهایش کنی، باز چنین می‌کند.

این تبریرگران ظلم، که دین را ابزار دنیا کرده‌اند، در پیشگاه الله و امت اسلام رسوا شده‌اند و به زودی به همراه اربابان خود به زیر کشیده خواهند شد.

امروز نبرد حق و باطل بین دارالاسلام ایران و جبهه  ی مقاومت اسلامی با کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به مرحله‌ی سرنوشت‌سازی رسیده است. شکست خفت‌بار آمریکا و صهیونیستها در برابر جبهه مقاومت و ایران، نویدبخش طلوع دوباره‌ی شریعت و آزادی حرمین و سایر سرزمینهای اشغال شده از چنگال مزدوران سکولار است.

ای امت اسلام به قدرت ایمان تکیه کنید و بدانید که: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا (حج/ ۳۸) خداوند از مومنین دفاع می‌کند.

سرنگونی آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن، به اذن‌الله نزدیک است و فردای روشن متعلق به مجاهدان و مؤمنان ثابت‌قدم خواهد بود.

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

مفتي عام ليبيا الشيخ المجاهد الصادق الغرياني گفت:

إيران -بغضِّ النظر عن النظام القائم بها- بلد يرفع فيها الأذان وتقام فيها صلوات الجماعة وأهلها يصلون ويصومون ويحجّون، فهي -في تعريفها الشرعي- بلد من بلاد الإسلام ومن أهل القبلة، رَضِي مَن رضي وكرِه مَن كره.

این فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران در فقه اهل سنت و جماعت به این معنی است که دفاع از آن و جهاد بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی بر هر مسلمانی «فرض عین» است.

علمای اهل سنت و جماعت ایران هم لازم است با مراجعه به منابع فقهی خود مردم را این امر مهم آگاه کنند و این فرض عین را همچون نماز و روزه به آنها یاد دهند.

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

کاتب: براهندک بلوچ

امروز 25 روز از جنگ رمضان 1404ش می گذرد، جنگی که آمریکا و صهیونیستها برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که با کمک خائنین و مرتدین داخلی بتوانند نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را از بین برده و همچون ونزوئلا و لیبی و عراق و سوریه و … استقلال به همراه نفت و سایر منابع نفتی آنرا بگیرند.

با این وجود همه دیدیم و می بینیم که به صورت پلکانی و مرحله به مرحله دارالاسلام ایران در حال نشان دادن قدرت روزافزون و شگفت انگیز خود و درهم کوبیدن دشمن آمریکائی – صهیونی و همپیمانان خائن عربی آن در منطقه است؛ همین ناکامی در جنگ و فشار میدانی بر دشمن، آنرا در تنگای قابل رویتی قرار داده به گونه ای که دنبال راهی برای نجات از این مردابی است که در آن افتاده است.

 در چنین شرایطی و جهت جبران شکستهایش دست به هر گونه جنگ روانی زده است، یا مکارانه دنبال آتش بس است، اما اصلی ترین و مهمترین موردی که با کودتای دی ماه 1404ش جرقه های آنرا زده بود و در این جنگ رمضان هم به آن دل بسته بود سناریوی بی ثبات کردن داخلی و تولید اغتشاش و قرار دادن دسته هائی از مردم در برابر حاکمیت به بهانه های مختلف و شعارهای رنگارنگ بوده است.

هم اکنون نیز باز با در نظر گرفتن اختلافات مذهبی و قومیتی و مشکلات اقتصادی موجود در دارالاسلام ایران (که یکی از مطالبات 5گانه ی دارالاسلام ایران جهت اتمام این جنگ هم رفع تمام تحریمها و برطرف شدن تدریجی مشکلات اقتصادی است)، دشمن سعی دارد با بهره گیری از ظرفیت اختلاف افکنی مذهبی و قومیتی در میان بلوچهای حنفی مذهب دست به توطئه ای جدید بزند و بلوچهای حنفی مذهب را خوراک و قربانی اهداف و شکستهای فاحش خود در جنگ کند.

با آنکه می بینم که گروههای همسو با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در این مدت تنها در غدر و خیانت تفتان توانستند خائنانه چند نیروی دارالاسلام ایران را به نفع جبهه ی کفار محارب به قتل برسانند اما این حرکتهای ایزائی و خائنانه مثل همیشه تاثیری بر روند قدرت دارالاسلام ایران نداشته و نخواهد داشت، اما دشمن در توطئه ای جدید قصد دارد با تکرار سناریو هائی که قبلا در پاکستان و عراق و یمن و افغانستان و … انجام داده عملیاتهای مشکوکی را انجام دهد و آنها را به نیروهای دارالاسلام ایران نسبت دهد تا به این شکل بتواند با شوراندن مردم محلی بر علیه حاکمیت به اهداف خود برسد.

آمریکا بارها در پاکستان در مدارس و خیابانها و بازارها و اماکن عمومی دست به بمب گذاری می زد و سعی می کرد این عملیاتهای وحشیانه را به مجاهدین ضدآمریکائی نسبت دهد اما با بیانه هایی که امثال یحیی غادن(گادن) صادر می کردند و با شناختی که مردم از مجاهدین داشتند این نقشه های وحشیانه در پاکستان عقیم ماند.

در سال 2003 و در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و انگیس هم  مجاهدین شیعه و سنی متحدا بر علیه این اشغالگران در حال جهاد بودند به گونه ای که شخصی چون ابومصعب الزرقاوی در کنار نیروهای صدر در کربلا و نجف در یک سنگر بر علیه اشغالگران خارجی و مرتدین داخلی در حال جنگ بودند.

 این اتحاد به نفع کفار اشغالگر خارجی و خائنین و مرتدین داخلی همسو با آنها نبود به همین دلیل در مدارس و بازارها و خیابانها و اماکن عمومی و شلوغ متعلق به اهل سنت بمب گذاری و انفجارهائی انجام می دادند و یا شخصیتهای مختلف اهل سنت را ترور می کردند و آنرا به گردن شیعیان می انداختند و یا بلعکس، همین کارها را در امکان شیعیان و نسبت به شخصیتهای بزرگ و علمی شیعیان انجام می دادند و آنرا به گردن اهل سنت می انداختند.

با آنکه سربازان انگلیسی را با ریش مصنوعی و در بصره و مناطق دیگر و در حین بمب گذاری و انجام توطئه دستگیر کردند اما عملیاتهای تخریبی آنها به اندازه ی گسترده و وسیع بود که در نهایت موفق شدند اتحاد میان مجاهدین شیعه و سنی عراقی ها را بر هم بزنند و آنها را به جان هم بیاندازند و خودشان نفس راحتی بکشند.

این اختلاف افکنی ها و تولید جنگ داخلی در عراق تنها با اقدامات نظامی به پیش نرفت بلکه کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و دهها سرباز بخش جنگ تبلیغی کفار محارب در انگلیس و کانادا و اردن و سرزمینهای عربی دیگر  با نام اهل سنت و دهها مورد دیگر از میان شیعیان انگلیسی نیز از نظر فکری و عقیدتی به این فتنه و آتش دامن می زدند و برای این جنگ مذهبی میان شیعه و سنی توجیهات عوام فریبانه تهیه می کردند.

این توطئه و سناریوی تکراری این کفار محارب در اکثر سرزمینهای اسلامی بوده است که به «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مشهور شده و بر تمام مسلمین و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب لازم است از این توطئه و اهداف پشت پرده ی دشمنان آگاهی یابند و به دشمنان کافر و محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها اجازه ندهند مسائل مذهبی و قومیتی آنها را ابزاری جهت پیشبرد سناریوها و برنامه های خود کنند.

محمود بلوچ سخنگوی جم بگوید که در جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی و مرتدین است یا مومنین؟

محمود بلوچ سخنگوی جم بگوید که در جبهه ی کفار محارب آمریکائی صهیونی و مرتدین است یا مومنین؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

اگر قبل از جنگ 12 روزه و بخصوص بعد از این جنگ رمضان 1404ش که کفار محارب آمریکائی و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند می گفتیم:

  •  در این جنگ تحمیلی، دولتهای خائن عربی  هم بخشهایی از سرزمین خود را به عنوان پایگاه در اختیار این کفار محارب قرار داده و هم از نظر مالی در اختیار این کفار محارب خارجی هستند و هزینه های جنگی این کفار را تامین می کنند،
  • گروههایی چون جیش العدل با اسم جدید جبهه مبارزین مردمی «جم» که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو شده اند سربازان مزدور زمینی این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی هستند
  •  و در جبهه ی جنگ روانی نیز در کنار اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی ما شاهد افرادی چون ترشابی و ملازهی و خدمتی و کیانی و هاشمی و… با اادبیاتی شبه اسلامی در شبکه های ماهواره ای چون «کلمه» سربازی از سربازان کفار به شمار می روند

برای عده ای قابل هضم نبود، اما هم اکنون که همه با چشم سر این جبهه ی مشترک آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی را می بینند برای کسی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمانده است که در دو جبهه ی کاملا مشخص در برابر هم قرار گرفته اند و مصداق این آیه قرآن شده اند که الله جل جلاله در آن می فرماید:  

الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً‏ (نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

پس، تنها دو جبهه وجود دارد که سومی ندارد؛ حالا زمانی که محمود بلوچ و گروهش با برداشتن مرزهای عقیدتی می گوید: «با حفظ اصل احترام متقابل، آغوش جبههٔ مبارزین مردمی به روی هر فرد و هر حزبی که واقعیت‌های میدانی را ، بر مرزبندی‌های سیاسی و شعارهای انتزاعی مقدم بداند، باز است» پاسخ دهد جبهه ای او و گروهش جزو کدام یک است؟

اهل سنت و جماعت بلوچستان باید مواظب باشند که این خائنین به دین و ملت با شعارهای مذهبی و قومیتی و اقتصادی و … آنها را در جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار ندهند و بلوچها را جزو کسانی قرار ندهند که« یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ» و با این کار جزو «أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ» شوند.

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

کاتب: محمد اسامه

حکومت دست نشانده ی پاکستان که حتی حقوق نظامی ها و نیروهای امنیتی خود را از آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود دریافت می کند و مجری پروژه های امنیتی و نظامی آمریکا در این بخش از سرزمینهای اسلامی است، مدتی قبل از شروع جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، با حکومت خائن و مرتد آل سعود نیز پیمان امنیتی و دفاع مشترک بست.

همه ی ما در طول چند دهه ی گذشته متوجه شده ایم و حتی عده ای از نزدیک و به صورت میدانی تجربه کرده اند که قدرت دارالکفرهای اصلی اشغالگر آمریکائی و ناتو و صهیونیستها و امثالهم تنها در نیروی هوائی است و در جنگ زمینی همیشه در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر کفار منهجی و عقیدتی چون کفار کمونیست ویتنامی شکست خورده اند.

بر این اساس، در جنگ زمینی ، خائنین و مرتدین داخلی به همراه فریب خورده های فکری به عنوان بزرگترین بازوی زمینی این کفار محارب و اشغالگر خارجی به کار گرفته شده اند که نزدیکترین نمونه ی آن را در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی دیدیم.

هم اکنون و در جنگ رمضان 1404ش که آمریکا و صهیونیستها در جنگ هوائی دچار شکست فاحشی در برابر دارالاسلام ایران شده اند و نه آمریکا و صهیونیستها بلکه حاکمیتهای خائن عرب نیز توان جنگ زمینی بر علیه دارالاسلام ایران را ندارند، مرزهای ایران و پاکستان در حکم تنگه ی پشت سر مجاهدین در غزوه ی اُحُد در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد.

با آنکه احزابی سکولار و بلوچ قومیت گرایی چون BLA و یا گروههایی چون TTP در پاکستان و ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارند که با حکومت دست نشانده ی پاکستان و مزدوران آنها چون جیش العدل و… در حال جنگ هستند با این وجود خطر تکرار سناریوی جنگ افغانستان و گروههای 7گانه ی پیشاور تحت حمایت پاکستان به بهانه های مذهبی و حتی قومیتی برای ایران هم وجود دارد.

بر این اساس، و به صورت کلی می توانیم بگوئیم که مرزهای دارالاسلام ایران با دارالکفرطاری پاکستان و نیروهای در کمین نشسته ی موجود در پاکستان، ظرفیت تکرار سناریوی گروههای 7گانه ی پاکستان و تنگه ی اُحُد برای دارالاسلام ایران را دارد.

در این میان، اهل سنت و جماعت باید مواظب دارودسته ی منافقین باشند که با ادبیاتی شبه اسلامی و شبه جهادی سعی دارند در این فتنه برای کفار محارب اصلی و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی عده ای از اهل سنت را با شعارهای جهادی هیزم این جنگ کنند همچنانکه دهها خائن چون جولانی این کار را انجام داده اند.

اینها دسته هائی از مفسدین داخلی هستند که أبومحمدالجويني از شیخ الاسلام ابن تیمیه روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[1]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

اهل سنت و جماعت به صورت عام و حنفی مذهبهای بلوچستان به صورت خاص لازم است هوشیار باشند که این خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند و در واقع در همان جبهه ی کفار سکولار بر علیه دارالاسلام فعالیت دارند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…»..

رهبران این گروه منافقین که ممکن است عده ای مسلمین و مومنین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده باشند کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …»

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سخنان زیبای شبیه شریعت آنها تعجب می کرد باید این را نیز بپذیریم که در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ به همین دلیل دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی و قومیتی و شعارهای اقتصادی و … دور خود جمع کرده اند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ای مسلمین، ای اهل سنت و جماعت:

بدانید که در این دو جبهه ای که در یک طرف آن کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی قرار دارند و در طرف دیگر آن دارالاسلام ایران و گروههای جهادی همسو با آن قرار گرفته اند، حتی اگر با یک کلمه از این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی حمایت کنید و موجب تقویت جبهه ی این کفار محارب بر علیه دارالاسلام ایران و مومنین شوید از دایره ی اسلامی خارج شده و مرتد می شوید هر چند تمام عبادتهای شخصی دیگر ار نیز انجام دهید. این منهج اهل سنت و جماعت است که توسط تمام ائمه ی مذاهب اسلامی ما بیان شده است .

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهید مواظب سخنان و اعمالت باش.


[1] ابن تیمیه، الصارم المسلول على شاتم الرسول (2/328 – 339)