نقدی صریح بر سکوت مولوی عبدالرحمن چابهاری وقتی قرآن سوزانده شد و هم اکنون که به دارالاسلام حمله نظامی می شود

نقدی صریح بر سکوت مولوی عبدالرحمن چابهاری وقتی قرآن سوزانده شد و هم اکنون که به دارالاسلام حمله نظامی می شود

 کاتب: نذیر احمد بارکزایى

زمانی که در کودتای دی ماه 1404ش که اغتشاشگران و آشوب طلبان سکولار و مرتد با حمایت و هدایت آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی به خیابانها ریختند و اعتراض مسلمان آمیز بازاری ها و مردم را تبدیل به جنگ شهری کردند یکی از اقدامات آنها حمله به مساجد و سوزاندن قرآنها بود.

در این هنگام بیانیه ای منسوب به مولوی عبدالرحمن چابهای در بعضی از رسانه ها در محکومیت این اعمال کفرآمیز دیده شد اما به دنبال آن بیانیهٔ رسمی دفتر مولوی عبدالرحمن چابهاری دیده شد که هرگونه صدور موضع یا بیانیه را تکذیب می‌کرد، و این یک واقعیت را آشکار می‌سازد و آنهم اینکه در برابر آشوب طلبی دی ماه 1404ش، از جمله قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار، موضع روشنی برای دفاع از کلام‌الله مجید اعلام نشد.

مسئله این نیست که مولوی کتمان کننده و عوام زده وارد مسائل اساسی متعلق به دارالاسلام شود مسئله این است که وقتی قرآن کریم به آتش کشیده می‌شود و شعائر الهی هتک می‌گردد، سکوت عالم چگونه توجیه می‌شود؟

الله جل جلاله می فرماید: وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج/ ۳۲)

تعظیم شعائر الهی نشانهٔ تقواست؛ و دفاع از قرآن، حدّاقل این تعظیم است. وقتی قرآن سوزانده می‌شود، انتظار طبیعی از هر مومنین و بخصوص از عالم دین، اعلام محکومیت روشن و دفاع صریح از کلام‌الله است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ» دین، موضع مسئولانه و خیرخواهی برای خدا، کتاب او و مؤمنان است. بر این اساس، پرسش‌ها روشن‌اند و نیازمند پاسخ شفاف:

  • آیا قرآن‌سوزیِ اغتشاشگران به‌صراحت محکوم شده است؟
  • چرا دفاعی علنی از کلام‌الله مجید صورت نگرفت؟
  • سکوت در برابر هتک قرآن با منهج اهل‌سنت و جماعت چگونه جمع می‌شود؟

علاوه بر این و بعد از دو جنگ 12 روزه و کودتای دی ماه و در جنگ سومی که آمریکا و اسرائیل بر علیه دارالاسلام ایران راه انداخته اند موضع صریح مولوی عبدالرحمن چابهاری چیست؟

ما اهل سنت و جمعات حق داریم از امثال مولوی عبدالرحمن چابهاری و مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و صدها مولوی دیگر بپرسیم آیا زمانی که کفار محارب خارجی به سرزمین اسلامی و دارالاسلام حمله بیاورند جهاد بر تمام مردم آن سرزمین همچون نماز فرض عین نمی شود؟

پس کجاست فتوای جهاد شما بر علیه کفار آمریکائی – صهیونیستی و متحدین مرتد آنها در دولتهای حاشیه خلیج فارس و خارج از آن؟

این سکوت و عدم روشنگری بوی کتمان حق و خیانت می دهد جناب مولوی .

به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

 به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

در چند روز گذشته و در حین جنگ رمضان و تهدیدات آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران ما شاهد اعدام چند نفر از گروه سکولار و مرتد رجوی بودیم و همزمان با اعدام این افراد، با نام بلوچها چند نفر نقابدار را دیدیم که اعلام کردند جزو این گروه سکولاریستی و ارتدادی هستند.

لازم است خدمت خوانندگان محترم عرض شود که بلوچه هم حنفی دارند هم شیعه و هم ذکری و هم دسته ای نوپیدا از مرتدین سکولار و اگر به تاریخ مبارزاتی بلوچهای حنفی مذهب و کل اهل سنت ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مذاهب اهل سنت با آنکه با حاکمیت شیعه متحد شده اند اما هرگز بخشی از احزاب مذهبی ضد حکومتی میان شیعه نشده اند.

یعنی در زمان پهلوی ها نیز باز بلوچها و جنوبی ها و عربها و ترکها و تالشی ها و ترکمنها و کُردهای اهل سنت هرگز عضو گروه شبه مذهبی سازمان منافقین خلق نشدند با آنکه سکولاریستهای میان اینها در احزاب مختلف سکولاری چون توده و راه کارگر و چریکهای فدائی خلق و … عضو شدند.

به هر حال همه بدانند با آنکه ما شاهد ادبیاتی سکولاریستی در میان گروههایی چون جیش العدل (جم) هستیم اما بلوچهای حنفی مذهب ربطی به این گروه خائن به دین و ملت ندارند که کارنامه ی سیاه آنها در خدمت به صدام حسین و غرب برای همه روشن شده است.

با این مقدمه لازم است گفته شود که دارالاسلام ایران، حتی با تکیه بر فقه تشیّع، از ظرفیت کامل حقوقی و فقهی برای تنظیم قوانین بازدارنده در حوزهٔ اغتشاشات، امنیت داخلی و صیانت از مقدسات برخوردار است. با این حال، این پرسش جدی مطرح است که چرا این ظرفیت به‌گونه‌ای شفاف، قاطع و بازدارنده به اجرا درنمی‌آید؛ به‌نحوی که عملاً مانع جرأت هتک حرمت قرآن و مساجد شود همچنانکه هم اکنون امارت اسلامی افغانستان و سایر حکومتهای مذهبی اسلامی در طول تاریخ به اجرا درآورده اند؟

در روند فقه اسلامی اعم از تشیّع و تسنن قانون زمانی مؤثر است که مرز اعتراض مشروع با تعدی به مقدسات را دقیق تعریف کند و پیامد حقوقی روشن داشته باشد و اجرای بی‌تبعیض آن اعتماد عمومی را تقویت کند.

وقتی این سه رکن سست شود، قانون کارکرد بازدارندهٔ خود را از دست می‌دهد.

در جهان کافر سکولار غرب، به‌ویژه آمریکا، با وجود ادعاهای گسترده درباره آزادی بیان، در حوزهٔ امنیت داخلی و نظم عمومی صراحت قانونی و شدت اجرا بالاست. گزارش‌های متعدد از برخورد پلیس نشان می‌دهد که عبور از خطوط قرمز امنیتی، پیامد فوری و سخت دارد و هشدارها پیشاپیش اعلام می‌شود و ابهامی در عواقب باقی نمی‌ماند و اجرای قانون، فارغ از شعارها، قاطع است.

این مقایسه نشان می‌دهد که بازدارندگی نه با شعار آزادی، بلکه با قانون شفاف و اجرای قاطع محقق می‌شود.

وقتی در جامعه‌ای شاهد هتک حرمت قرآن و مسجد و یا آشوب طلبی و قتل انسانها و هدف گرفتن اصل نظام جهت تشکیل حکومتی ارتدادی سکولار آنهم با حمایت کفار سکولار خارجی هستیم، مسئله صرفاً یک «اعتراض» نیست؛ بلکه نقض آشکار مقدسات و امنیت معنوی جامعه و ضربه زدن به مهمترین سپر مومنین در برابر کفار خارجی و دشمنان داخلی است. پرسشهای کلیدی این است که چرا همچون اعدام این چند نفر از گروه سکولار رجوی:

  •  چارچوب حقوقی صریحی که بازدارندگی واقعی ایجاد کند، به‌طور مؤثر اعمال نمی‌شود؟
  • پیامدهای حقوقی روشن و فوری برای چنین اعمالی به‌صورت شفاف به جامعه اعلام و اجرا نمی‌گردد؟

اگر حتی نظام‌های سکولار غربی در حوزهٔ امنیت داخلی خط قرمزهای روشن و برخورد قاطع دارند، انتظار می‌رود دارالاسلام ایران، با تکیه بر فقه اسلامی، قوانین شفاف‌تر و بازدارنده‌تر را برای صیانت از مقدسات و حفظ دارالاسلام اجرا کند؛ قوانینی که جرأت هتک حرمت را از میان ببرد و مرز اعتراض و تعدی را روشن سازد و اعتماد عمومی به کارآمدی قانون را احیا کند.

صیانت از مقدسات و محافظت از دارالاسلام، با ابهام حقوقی ممکن نیست بلکه با قانون روشن و اجرای قاطع ممکن است.

امت به جای قومیت گرائی

امت به جای قومیت گرائی

کاتب: مولوی عبدالسمیع غزنوی حفظه الله

ما باید در سخنان خود همیشه از واژهٔ «امت» استفاده کنیم؛ زیرا ما ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) را نمی‌پذیریم. از دیدگاه اسلامی، از خراسان تا آفریقا همه یک امت و یک پیکر واحد هستند. از همین‌رو، لازم است با تلاش و جدیت این اندیشهٔ نادرست را کنار بگذاریم و بر اصلِ امتِ واحد تأکید کنیم.»

وظیفهٔ کنونی علما این اسـت که حق را بیـان کننــد، بــــاطل را رد نمایند، مردم را از فتنه ها حفظ کنند و امت را به سـوی وحدت هدایت نمایند.

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

عده یا با سروصدای زیاد می خواهند چنین نشان دهند که بعد از تمام شدن جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها از در صلح و آشتی وارد می شوند و منطقه گل و بلبل می شود اما به دلایل زیاد و با اصرار می گوئیم و خواهیم گفت – و فارغ از تفکر آرزومندانه – که باید از ایران در مقابله با تجاوز آمریکائی – صیهونی به سرزمین‌های اسلامی حمایت کرد و از تسلیم کردن منطقه و به زانو درآوردن ملت‌های آن توسط رژیم صهیونیستی و تشکیل «اسرائیل بزرگ» جلوگیری نمود و گرنه جنگ دامنگر همه خواهد شد.

هر کس گمان می‌کند وقتی من این حرف‌ها را می‌زنم، از وضعیت بحث و جدل یا کَل‌کَل خوشحالم، یا گمان می‌کند هدفم تحریک است، کاملاً بد گمان کرده و اشتباه قضاوت نموده است. زیرا من نه وقت اضافه دارم و نه فرصت راحتی برای کَل‌کَل و جدل، چون «آنقدر که من غم و غصه دارم، به همه دنیا می‌رسد». الحمدلله در خوشی و ناخوشی.

ضمناً… آسان‌ترین کار برای من این است که همچون مولوی عبدالحمید احساسات مردم را مخاطب قرار دهم و نوازش کنم و به آنها چیزی را بشنوانم که دوست دارند و گوش‌هایشان از آن لذت می‌برد. اما در این صورت، من به امانت «امانت کلمه»خیانت کرده‌ام، و رسول الله صلی الله علیه و سلم خطاب به اصحاب قلم، و کسانی که با آگاهی و عقول مردم سخن می‌گویند، فرمودند: «پیشرو (الرائد) به قومش دروغ نمی‌گوید.»

و این سخن من از آن روست که نبرد آگاهی بین ما و دشمنمان، مادر جنگ‌هاست و آینده ملت‌ها و امت ما و ماهیت رابطه ما با قدرت‌های بزرگ در نظم نوین جهانی که در حال شکل‌گیری است، بر آن بنا شده است.

ضمناً، دشمن اصلی ما  تفکر احساسی و روش آرزومندانه در تحلیل وقایع است، که بی‌تردید ما را به برداشت‌ها و تصورات تحریف شده از رویدادها و اتفاقات سوق خواهد داد و به ناچار به نتایج گمراه‌کننده و فاجعه‌بار منجر خواهد شد… همانطور که می‌گویند: «حکم بر چیزی، فرع بر تصور آن است.»

ای کسانی که درگیر اختلافات داخلی هستند بخوابید، فردا که آتش خانه‌هایتان را بسوزاند – خدای ناکرده – این حرف‌ها به یادتان خواهد آمد.

حافظ قرآن هم باشی اما منهج اهل سنت را ندانی احتمال می رود یکی از سربازان کافر شوی

حافظ قرآن هم باشی اما منهج اهل سنت را ندانی احتمال می رود یکی از سربازان کافر شوی

کاتب: محمد اسامه

اینکه شخص عرب باشد یا غیر عرب و قرآن را آنگونه حفظ کرده باشد که همچون زبان مادری اش آنرا در ظاهر متوجه شود اما از منهج صحیح اسلامی غافل باشد امکان اینکه تبدیل به یکی از سربازان جنگ روانی و حتی یکی از سربازان بخش مدیریتی یا حتی نظامی دشمن شود وجود دارد.

در زمان حمله ی مغولهای سکولار و وجود آنهمه به ظاهر عالم و دانشمند مسلمان در ارتش و حکومت آنها نمونه ی بارز تاریخ است اما نمونه ی امروزی آن را در کسی چون راشد العفاسی می بینیم در صفحه ایکس (توییتر) خود از حملات آمریکا به ایران حمایت کرده و نوشته بود: «آقای رئیس‌جمهور ترامپ دروازه‌های جهنم را به روی ایران باز خواهد کرد.»

العفاسی که خود حافظ قرآن کریم است، با این نوشته‌اش واکنش‌های گسترده‌ای را در جهان اسلام برانگیخت که در نتیجه آن، وب‌سایت مشهور قرآنی نام او را از صفحه خود حذف کرد.

اگرچه تلاوت مشاری العفاسی همچنان در وب‌سایت معروف «قرآن دات کام» (Quran.com) وجود دارد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند تلاوت قرآن را با صدای او بشنود (دسترسی به آن غیرفعال شده است).

به طور کلی، در حال حاضر در میان تمام مسلمین جهان باور بر این است که آمریکا و اسرائیل آشکارا علیه اسلام اعلام جنگ کرده‌اند و در این شرایط حساس، لازم است جهان اسلام بدون توجه به هرگونه اختلاف مذهبی، در کنار یکدیگر بایستند.

العفاسی و مجریان شبکه ی کلمه و دهها خائن دیگر در میان شیعیه ها و سنی ها کسانی هستند که چه بخواهند چه نخواهند بخشی از سربازان بخش جنگ روانی و سرد کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در سال پنجم هجری، جبهه متحد کفار سکولار به رهبری قریش و با همکاری یهودیان و منافقان داخلی، تمامی توان خود را برای نابودی اسلام و محو نام دین خدا به کار بستند. آن نبرد، «جنگ احزاب» بود؛ روزگاری که سختی به اوج رسید، اما ایستادگی مسلمانان پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم به عنوان حاکم بر دارالاسلام، یکپارچگی امت و ثبات قدم در مسیر حق، در کنار امدادهای غیبی، ورق را برگرداند. آن شکست سنگین جبهه متحد کفر، سرآغازی شد برای پیروزی‌های بزرگ‌تر که در نهایت به فتح مکه انجامید.

امروز نیز شاهد تکرار همان تاریخ هستیم. اختلافات عمیق میان جبهه مشرکان زمان به رهبری آمریکا و متحدان صهیونیست آن‌ها، یادآور درگیری‌های درونی احزاب (= سکولاریستها = مشرکین) در صدر اسلام است. ایالات متحده از درون دچار فروپاشی اجتماعی و سیاسی شده و افکار عمومی آن دیگر تاب حمایت از جنگ‌افروزی‌های این رژیم را ندارد. این تزلزل، نشانه‌ای آشکار از نزدیک شدن به پایان هژمونی استکبارگری این وحشی ضعیف است.

امروز دارالاسلام ایران مقتدر با اتکا به نصرت الهی و اتحاد و حمایتهای مردمی و تجهیز به پیشرفته‌ترین سلاح‌ها، از موشک‌های نقطه‌زن تا پهپادهای تهاجمی، توازن قوا را تغییر داده است. این قدرت برآمده از ایمان، نه تنها دشمن اصلی را درهم شکسته، بلکه لرزه بر اندام حاکمان خائن، مزدور و مرتد محلی انداخته است؛ همانانی که به جای تکیه بر امت اسلامی، به دامان آمریکا و صهیونیسم پناه برده‌اند.

بشارت پیروزی نهایی نزدیک است. همان‌گونه که پس از سختی‌های احزاب، دروازه‌های مکه به روی مسلمانان گشوده شد، ان‌شاءالله با خروج و برچیده شدن سلطه آمریکا از جزیره العرب و بخصوص سرزمین وحی (حجاز و مکه مکرمه)، بساط این حاکمان خودفروخته و پیروان شیطان نیز برچیده خواهد شد و باذن الله، فتح مکه دیگری در راه است و پیروزی نهایی از آن جبهه حق خواهد بود.

توهم شکست‌ناپذیری آمریکا و صهیونیستها در دلها و نزد حکام وابسته

توهم شکست‌ناپذیری آمریکا و صهیونیستها در دلها و نزد حکام وابسته

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

این جنگ رمضان 1404 که ما در 37مین روز آن هستیم بار دیگر و به صورت روشن و واضح افسانه ی شکست ناپذیری ارتش آمریکا و صهیونیستها را به دوست و دشمن نشان داد به گونه ای که ترامپ برای صلح در حال گدائی و التماس کردن است و با وجود سانسور شدید خبری همه شاهد میزان نابودی سرزمینهای تحت اشغال رژیم صهیونیستی و مراکز نظامی و اقتصادی و امنیتی آمریکا رد دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس هستیم.

با این وجود و در تحلیل چالش‌های جهان اسلام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضروری است که مرز میان «واقع‌گرایی استراتژیک» و «توهم ضعف ناشی از مزدوری» را به وضوح ترسیم کنیم. زمانی که از «تغییر قواعد مبارزه و جهاد» سخن به میان می‌آید، این ندا باید از حلقوم رهبرانی برخیزد که خود را نه غلام و بنده دشمن، بلکه حافظ منافع امت اسلامی می‌دانند. اما متأسفانه، امروز شاهد آن هستیم که همین تئوری «شکست‌ناپذیری دشمن» از سوی کسانی ترویج می‌شود که در عمل، سال‌هاست به بندگی قدرت‌های کافر سکولار و محارب غربی خو گرفته و هویت اسلامی خود را به حراج گذاشته اند.

نکته قابل تأمل اینجاست که کشورهایی نظیر ترکیه، مصر و پاکستان، بر خلاف تصور رایج، فاقد توانایی‌های نظامی و تکنولوژیک نیستند. این حاکمیتهای خائن که با ادعای نمایندگی مسلمین، بر سرزمین‌های اسلامی حکم می‌رانند در حوزه‌هایی چون ساخت پهپادهای جنگی پیشرفته، تولید موشک و توسعه صنایع دفاعی، دستاوردهای قابل توجهی دارند،اما با وجود در اختیار داشتن این ابزارها، دائماً بر طبل ضعف و ناتوانی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌کوبند و ضرورتِ تسلیم در برابر «برتری تکنولوژیک» دشمن را گوشزد می‌کنند

این رویکرد، نه از روی واقع‌بینیِ راهبردی، بلکه ناشی از عادت به مزدوری، بردگی و فقدان ایمان و غیرت اسلامی است. وقتی ایمان راستین از قلبی رخت بربندد و روحیه جهادی و غیرت حفظ عزتِ امت جای خود را به خودباختگی بدهد، دشمن به ناحق، شکست‌ناپذیر پنداشته می‌شود و هرگونه مقابله‌ای بی‌معنا تلقی می‌گردد. اینجاست که رهبران، به جای تقویت روحیه مقاومت، به توجیه‌گران انفعال تبدیل می‌شوند.

این رژیم‌ها، به جای آنکه در راستای منافع اصیل امت اسلامی گام بردارند و از آرمان‌های مسلمین دفاع کنند، عملاً به آلت دست و غلام قدرت‌های استکباری، به‌ویژه آمریکا، تبدیل شده‌اند. نمونه بارز آن، ترکیه است که با وجود لفاظی‌های ظاهری و مانورهای سیاسی، در عمل به یکی از بزرگترین همکاران و حامیان سیاست‌های آمریکا در منطقه تبدیل شده است. همکاری‌های اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی پنهان و آشکار این کشورها با دشمنان قسم‌خورده اسلام، پرده از چهره واقعیِ آنها برمی‌دارد.

این خیانت، تنها به پشت‌پرده ختم نمی‌شود؛ بلکه در سیاست‌های علنی تضعیف جبهه مقاومت، سرکوب جنبش‌های اصیل اسلامی، و از همه مهم‌تر، عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی نیز نمود پیدا می‌کند. حاکمانی که خود را متولی بخشی از جهان اسلام می‌دانند، اما در خفا و آشکارا با دشمنان مسلمین پیمان همکاری می‌بندند، در واقع، مرتکب خیانتی نابخشودنی به امت واحده اسلامی شده‌اند.

این تفکرِ ذلیلانه که دشمن را قدر مطلق می‌بیند و هرگونه مواجهه را بی‌حاصل می‌خواند، در واقع تلاشی مذبوحانه برای توجیه وابستگی و تداوم بندگی است. حاکمانی که به جای پرورش اراده مقاومت و تقویت روحیه جهاد در میان ملت‌های خود، به ترویج یأس و القای برتریِ موهومِ دشمن می‌پردازند، در حقیقت به منافع امت اسلامی پشت کرده و راه را برای غارت بیشتر منابع، تحمیل اراده بیگانگان و تداوم اشغالگری هموار می‌سازند. اینگونه حاکمیتهای خائن که با پوشش اسلام و با زبان ظاهری حمایت از مسلمین، در خدمت کفار محارب خارجی قرار گرفته‌اند، بزرگترین ضربه را به پیکره امت وارد می‌کنند و از عوامل اصلی توقف حرکت رو به جلوی مسلمین در مسیر عزت و استقلال هستند.

تا زمانی که حاکمان این سرزمین‌ها از ذلت مزدوری و بردگی دست نکشند و ایمان، غیرت و اراده مقاومت را سرلوحه کار خود قرار ندهند، سخن گفتن از هرگونه مقابله‌ای با دشمن بی‌معنا خواهد بود. قدرت حقیقی نه در داشتن تجهیزات نظامی، بلکه در اراده‌ای پولادین و قلبی سرشار از ایمانی است که هرگز دشمن را شکست‌ناپذیر نمی‌داند. رهایی از این وضع، تنها با طرد حاکمان وابسته و بازگشت به اصول و مبانی اسلامی و تکیه بر ایمان و اتحاد و توان و غیرت درونی امت و اسلحه میسر خواهد شد.

سرانجام تلخ مزدوران نجدیت درباری آل سعود از تکفیر نابجای مسلمین و حلال کردن خون اهل دعوت و جهاد تا زباله‌دانی تاریخ

سرانجام تلخ مزدوران نجدیت درباری آل سعود از تکفیر نابجای مسلمین و حلال کردن خون اهل دعوت و جهاد تا زباله‌دانی تاریخ

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مسلمین در یکی دو قرن گذشته به دو بیماری مختلف و حتی متضاد آلوده شده اند، یکی تفکرات نجدیت از کانال دستگاه رسمی آل سعود و دیگری عقیده ی دین سکولاریسم از اکانال احزاب و گروهها و افراد مرتد داخل یکه از حمایت کفار سکولار و محارب خارجی هم برخوردار بوده اند.

نطفه‌ی تفکر نجدیت درباری آل سعود که توسط شیخ محمد بن عبدالوهاب حنبلی مذهب پایه گذاری شد، در واقع و عملاً نه برای اعتلای کلمه الله، بلکه با دلارها و نقشه های انگلیسی و برای درهم‌شکستن وحدت امت اسلامی در قلب نجد کاشته و دامن زده شد. این جریان مسموم از همان روز نخست، پیوندی نامقدس با خاندان فاسد آل‌سعود بست تا خون مسلمانان را مباح و غارت ثروت‌های آنان را برای این خاندان دست نشانده ی منحرف قانونی جلوه دهد.

تفکر نجدیت از آغاز، ابزاری در دست انگلیس بود تا دولت عثمانی را تضعیف و جغرافیای دارالاسلام را بیشتر تکه‌تکه کند. شیوخ نجدی درباری آل سعود با قرائتی وارونه از بعضی از مفاهیم دین اسلام، به جای مبارزه با اشغالگران کافر محارب خارجی، لوله‌ی تفنگ‌های خود را به سمت سینه برادران مسلمان خود گرفتند. آن‌ها «دین» را به حراج گذاشتند تا آل‌سعود بر اریکه‌ی قدرت تکیه بزند و کفار محارب خارجی هم به اهداف خود در سرزمینهای اسلامی برسند.

امروز که محمد بن سلمان برای خوش‌خدمتی به اربابان غربی و صهیونیست خود، به دنبال «سعودی جدید» و سکولار است، تاریخ مصرف این شیوخ درباری نیز ظاهرا به پایان رسیده است. شیوخی مانند «صالح الفوزان» که روزگاری با فتاوای خود حکم مرگ هزاران مجاهد اهل دعوت و جهاد بی‌گناه را صادر می‌کردند، اکنون مانند «سگان پیری» هستند که دیگر دندان و زبانی برای ارباب ندارند. حذف ده هزار فتوای فوزان، پیامی آشکار است: «مزدور، تا زمانی عزیز است که سودمند باشد.» بن‌سلمان با تیپا زدن به این شیوخ، آن‌ها را به همان زباله‌دانی می‌اندازد که پیش‌تر عقایدشان امت اسلام را به آن گرفتار کرده بود.

شیوخ نجدیت درباری برای جلب رضایت آل‌سعود، آیات خدا را تحریف کردند و اکنون پاداش خود را با ذلت و بایکوت دریافت می‌کنند در حالی که  می دانستند الله فرموده است: وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ (بقره/ ۴۱) و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید، و تنها از من پرهیز کنید.

سرنوشت صالح الفوزان و امثال او، درس عبرتی برای تمام کسانی است که دین را در پای تخت سلاطین جور قربانی می‌کنند. آل‌سعود مرتد، پس از آنکه دهه‌ها از این شیوخ برای تثبیت قدرت خود استفاده کرد، اکنون آن‌ها را همچون دستمالی کهنه به دور می‌اندازد. این فرجام دنیایی آن‌هاست و عذاب آخرت برای خائنان به امت رسول الله صلی الله علیه وسلم سخت‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

در حالی که مرتدین سکولار گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

در حالی که مرتدین گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سیستان و بلوچستان مرکب از اکثریتی حفنی مذهب و به دنبال آن شیعیان و اقلیتی بسیار اندک از گروه زکری ها است. در این ترکیب جمعیتی نزدیک به چند سال است در فضای مجازی و با نام این مردم گروه منافقین آشکار شده یا همان دارودسته ی سکولار و مرتد رجوی فعالیت داشتند، یا اثرات آنها را در بیانیه ها و ادبیات گفتمانی گروه تازه تاسیس «جبهه ی مبارزین مردمی» می دیدیم اما امروز شاهد روخوانی بیانیه ای توسط گروهی چند نفره بودیم که آشکارا خود را بخشی از اینس ازمان سکولار و مرتد معرفی کردند.

آیا منکر و بدعتی بالاتر از این گروههای سکولار و مرتد می تواند برای ایمان و قیامت مردم مسلمان وجود داشته باشد؟ پس چرا مولوی های ما هنوز سکوت کرده اند؟

در اینجا فراخوان غیرت دینی و مسئولیت شرعی علمای بلوچ در برابر انحرافات عقیدتی ضرورت دارد و سکوت نخبگان و علمای ربانی، پرسشی بزرگ در اذهان امت ایجاد خواهد کرد. تلبیس حق به باطل و تفسیر سکولار از آیات الهی، بدعتی است که اگر امروز با پاسخ علمی و قاطع مواجه نشود، فردا کیان ایمان مردم را به باد خواهد داد.

علمای بزرگوار بلوچستان، امروز که مفاهیم لیبرالیستی و زمزمه‌های خروج از حاکمیت الله تحت عنوان «آزادی و انسانیت» از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، مصداق بارز ظهور بدعت است. سکوت در این مقطع، نه از باب مصلحت، بلکه به معنای پذیرش تدریجی انحراف است. کجایند وارثان سنت که در برابر این تحریفات قد علم کنند؟

استناد به آیه «لا إکراه فی الدین» برای توجیه نظام‌های کافر سکولار و زیر سوال بردن حدود الهی، تیشه زدن به ریشه فقه اسلامی است. علمای بلوچ که همواره به تمسک به سیره سلف صالح شناخته می‌شدند، نباید اجازه دهند افراد و گروهها با رویکردهای سیاسی، مسلمات دین را به بازی بگیرد.

آنهمه مولوی عبدالحمید در مورد حکومت سکولار  و زمینه سازی برای این تفکر ارتدادی صحبت کرد و آشکارا در برابر این جریان مخرب نایستادید تا اینکه مرتدینی سکولار چون گروه رجوی به خود جرئت داده اند در میان مردم سیستان و بلوچستان یارگیری کنند.

علمای گرامی، آیا پذیرش حاکمیت اکثریت و سکولاریسم در مقابل حاکمیت نص، با اصول عقیدتی اهل‌سنت سازگار است؟ چرا پاسخ مستند و فقهی خود را برای آگاهی جوانان منتشر نمی‌کنید؟

انحراف فکری امثال مولوی عبدالحمید و حبیب سربازی و سرخوش و BLA و امثالهم تنها یک موضع شخصی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر هویت مذهبی مردم غیور بلوچ از یک جامعه متشرع به یک جامعه سکولار و خنثی است. اگر امروز در برابر این «کفرگویی‌های سکولاریستی» ایستادگی نشود، فردا پاسخگویی به نسل‌های آینده که دینشان را در مسلخ مرتدین سکولار از دست داده‌اند، غیرممکن خواهد بود.

جامعه متدین بلوچستان منتظر است تا ببیند کدام عالم ربانی، رضایت الله را بر مصلحت‌های دنیوی و پیوندهای جناحی ترجیح می‌دهد. ما خواهان تشکیل جلسات نقد علمی، صدور بیانیه‌های روشنگرانه و مرزبندی صریح با افکاری هستیم که بوی شرک و نفاق و ارتداد از آن استشمام می‌شود.

ای علمای حق، «حق» ستودنی‌تر از اشخاص است. اگر امروز جلوی این انحراف عقیدتی سکولاریستهای مرتد در هر لباسی و با هر عنوانی گرفته نشود، فردا نام اسلام تنها پوششی برای نظام‌های طاغوتی و ارتدادی خواهد بود. برخیزید و با سلاح برهان و غیرت دینی، از حریم شریعت دفاع کنید که «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا».

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

به قلم: براهندک بلوچ

اجازه دهید سخن خود را با این عبارت شروع کنم که : بُورِكَ كُلُّ ثَأرٍ قِبلَتُهُ فِلسطین . مبارک است هر انتقامی که قبله‌گاهش فلسطین باشد.Blessed is every act of revenge directed towards Palestine

با آنکه مدتهاست جبهه ی کفار آمریکائی و غرب و صهیونیستها در کنار مرتدین داخلی تمام‌قد در برابر اسلام ایستاده است، اما در این جنگ رمضان 1404ش آنرا بیشتر از هر زمانی لمس می کنیم و تا کنونی آشکارا ندیده بودیم که آمریکا و صهیونیستها و مرتدین آشکارا در یک جنگ مشارکت کنند بلکه یکی از آنها مشارکت می کرد و بقیه پشت صحنه حمایت مالی و نظامی و امنستی و … می کردند.

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش پیوند پولادین میان مجاهدان تمام سرزمینهای اسلامی و بخصوص مجاهدین غزه و پشتیبانان صادق در ایران اسلامی، کابوسی مرگبار برای اشغالگران کافر محارب و خائنین داخلی رقم زده است. این نه یک همکاری تاکتیکی موقتی و گذرا، بلکه پیوندی است ایمانی که ریشه در قرآن و منهج اسلامی دارد.

الله جل جلاله مجاهدانی را که در یک صف واحد علیه باطل می‌جنگند، محبوب خود می‌خواند و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۴) بدرستی که الله کسانی را دوست می‌دارد که در راه او به‌صورت صفی واحد [و استوار] جنگ مسلحانه می‌کنند، گویی بنایی ریخته‌شده از سرب هستند.

گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، با انتشار سخنان سخنگوی دلاور خود، شهید «حذیفه الکحلوت» (ابوعبیده)، بر نقش حیاتی ایران در درگیری مستقیم با غده سرطانی صهیونیسم تأکید کرد. ابوعبیده با بصیرتی الهی، عملیات‌های «وعده صادق» را ضرباتی کاری بر پیکره دشمن دانست ودر مورد وعده صادق 2 گفت: «جمهوری اسلامی ایران با دشمن صهیونیستی وارد درگیری شده و با عملیات‌های وعده صادق، ضربات دردناکی بر این دشمن وارد می‌سازد.»

ایران اسلامی به عنوان پایگاه مقتدر اهل دعوت و جهاد، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و دفاع از فلسطین را دفاع از کیان امت می‌داند. «ابراهیم ذوالفقاری»، سخنگوی نیروهای مسلح ایران، با زبانی عربی و خطاب به مجاهدان غزه، حقیقت این نبرد مقدس را چنین تبیین کرد: «به عزیزان‌مان در سرزمین فلسطین، به‌ویژه غزه‌ی صبور، می‌گوییم: ما امروز تنها برای دفاع از خود نمی‌جنگیم، بلکه برای دفاع از مظلومیت امت اسلامی، ملت فلسطین و خون شهدای آنان می‌جنگیم.»

این هم‌افزایی میان موشک‌های تهران و ایمان غزه، نشانه‌ای از نزدیکی روز موعود و آزادی قدس شریف است. همان‌گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن اُمَّتي عَلَي الحَقِّ ظاهِرينَ لِعَدُوِّهِم قاهِرينَ… قالوا: یا رسول‌الله و أین هم؟ قال: في بَيتِ المَقدِسِ و أكنافِ بَيتِ المَقدِسِ» همواره گروهی از امت من بر حق استوار و بر دشمنانشان چیره هستند… پرسیدند: ای رسول خدا، آن‌ها کجایند؟ فرمود: در بیت‌المقدس و اطراف بیت‌المقدس.»

امروز دارالاسلام ایران و گردان‌های قسام، همان «بنیان مرصوص» هستند که تا آزادی کامل پاره تن اسلام، فلسطین عزیز، آرام نخواهند گرفت.