خطر سکوت دسته هائی از خطبا و علمای ایران در قبال سیاستهای دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ رمضان 1404ش

خطر سکوت دسته هائی از خطبا و علمای ایران در قبال سیاستهای دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ رمضان 1404ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سکوت امثال مولوی عبدالحمید و مولوی ها و شیوخ و آخندهای دیگر در برابر جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران که دولتهای خائن خاطراف خلیج فارس نیز خود را بخشی از این جنگ کرده اند مایه ی تعجب مومنین شده است چون این مولوی ها برای کوچکترین مساله ی اختلافی آنهمه سروصدا برپا می کردند و هم اکنون که اصل دارالاسلام در معرض خطر قرار گرفته و جهاد فرض عین شده است از بیان و توضیح این فرض عین هم کوتاهی می کنند.

 چه کسی هست که نداند حضور نیروهای آمریکایی در سرزمین وحی و همکاری حاکمان منطقه با کشورهای کافر محارب غربی، مصداق اشغالگری و خیانت به آرمان‌های اسلامی است که باید صراحتاً محکوم شود.

بر اساس آموزه‌های قرآن، سنت نبوی و فقه امام ابوحنیفه رحمه الله، واگذاری خاک اسلام به بیگانگان و کفار محارب بر علیه دارالاسلام، عملی در تضاد با ایمان و حتی در حکم ارتداد است.

حالا به نظر شما چرا این مباحث فقهی و سیاسی برای جوانان باایمان بلوچ تشریح نمی‌شود تا نسبت به خطر «کفر و خیانت» حاکمان دست‌نشانده آگاه شوند؟

تمرکز این مولوی‌ها بر آموزش احکام جزئی و مسائل طهارت و عبادات فردی است، در حالی که از مسائل کلان و شکننده اسلام (نواقض اسلام) چشم‌پوشی می‌کنند. آگاه نکردن مردم از وضعیت قبله مسلمین و مدینه منوره، کوتاهی در وظیفه دینی و نادیده گرفتن تهدیدات اصلی علیه جهان اسلام است.

از جامعه بلوچ  می‌خواهیم که از رهبران مذهبی خود درباره حکم شرعی وجود پایگاه‌های نظامی بیگانگان در کشورهای اسلامی نظیر عربستان، امارات و بحرین و قطر و کویت که هم اکنون نقش بارزی در ضربه زدن به دارالاسلام ایران دارند سؤال کنند و اجازه ندهند سکوت این مراجع، حقیقت جبهه کفر و نفاق را پنهان سازد.

فریاد بیداری و چرایی سکوت مرگبار مولوی عبدالحمید در برابر کفار اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

فریاد بیداری و چرایی سکوت مرگبار مولوی عبدالحمید در برابر کفار اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ی 7 فروردین 1404ش علت سکوتش در برابر جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران را اینگونه بیان کرد که انگار چون قبلاً به حرفهایش گوش نداده اند او هم سکوت کرده است. واقعاً بهانه ای غیر شرعی و کاملاً بچه گانه است.

در منابع تاریخی اهل سنت و جماعت آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 250 بار دسته هائی از مردم مکه را دعوت داد اما همیشه جواب رد می شنید، آیا در فقه یکی از مذاهب اسلامی آمده است چون مردم یا دسته هائی از مردم از پذیرش سخن یک خطیب یا دعوتگر سرباز می زنند پس این دعوتگر حق دارد که دعوت را ترک کند؟ قطعاً خیر. فقط کافی است ترک دعوت توسط یونس علیه السلام و اتفاقات بعد از آن بررسی شود تا به میزان پوچی بهانه ی مولوی عبدالحمید پی ببریم.

علاوه بر این، زمانی که مولوی عبدالحمید زبان باز کرد به جای دعوت به بسیج عمومی برای جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و روشن کردن فرض عین بودن جهاد بر تمام مومنین در چنین حالتی، باز شاهد سخنانی بودیم که با بررسی تاریخ کمونیستهای شوروی و عدم حمایت مردم از آنها و فروپاشی آنها و… به نحوی باز با سخنان دوپهلو، سخنانش کمکی به تقویت جبهه ی دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی نداشت.

خطاب به جوانان با ایمان و غیرتمند بلوچ این است شما که همواره خود را پاسدار منافع مردم و کشور نشان داده اید، امروز در برهه‌ای حساس از تاریخ اسلام قرار دارید. سؤالی بزرگ در برابر ماست که پاسخ به آن، مرز میان «دین‌داری واقعی» و «نفاق مصلحتی» را روشن می‌کند.

ای مردم غیور بلوچ، مولوی‌هایی که سال‌هاست وقت شما را صرف جزئی‌ترین مسائل طهارت، آداب مستراح، حیض و نفاس  و یا کلی گوئی های رسانه پسند در دفاع از منافع مردم کرده‌اند، چرا امروز که «اصل نظام» و «دارالاسلام» در خطر است، مهر سکوت بر لب زده‌اند؟ آیا شکستن وضو مهم‌تر است یا شکستن دارالاسلام و حاکمیت بر دارالاسلام که بزرگترین و مهمترین سپر مومنین در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی است؟

آن‌ها به شما آموختند که چگونه بدن خود را پاک کنید، اما هرگز نگفتند که حضور چکمه‌های سربازان «کفار حربی آمریکایی و صهیونیستی» در سرزمینهای اسلامی، بزرگترین نجاستی است که دامن امت اسلام و مسلمین را گرفته است. چرا مولوی عبدالحمید از این «کفر صریح» سخنی نمی‌گوید؟

بر اساس نص صریح الله جل جلاله که می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/ ۵۱) هر حکمی که دست دوستی و اتحاد به سوی کفار محارب دراز کند و خاک اسلام را پایگاه آنان قرار دهد، از دایره اسلام خارج است.

آل‌سعود مرتد با در اختیار قرار دادن قبله مسلمین و شهر رسول‌الله صلی الله علیه وسلم به بدترین دشمنان اسلام (آمریکا)، مرتکب خیانتی شده است که در فقه اسلامی هیچ توجیهی ندارد. امارات، کویت، بحرین و قطرو اردن به انبار باروت و پایگاه کفر علیه «دارالاسلام ایران» تبدیل شده‌اند. سکوت در برابر این فاجعه، چیزی جز «نفاق» و «دین‌فروشی» نیست.

مولوی عبدالحمید که خود را پیرو مذهب حنفی می‌داند، چرا به فتاوای صریح امام اعظم رجوع نمی‌کند؟ در فقه حنفی، حمایت از کفار علیه مسلمین و سپردن سرزمین‌های اسلامی به دست اشغالگران کافر، مایه ابطال حاکمیت و کفر آشکار و بواح حاکم است.

مولوی عبدالحمید که در مورد جنگ دو دارالکفر اصلی روسیه و اوکراین ( که هیچ ارزشی برای سخنانش قائل نیستند) خطبه ی مسجد را اختصاص می دهد چرا در مورد حضور کفار سکولار و اشغالگر خارجی در سرزمینهای اسلامی سخنی نمی گوید در حالی در این مورد خاص، رسول الله صلی الله علیه وسلم در بستر رحلت فرمودند: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ. سکولاریستها(=مشرکان) را از جزیرة‌العرب بیرون کنید. امروز نه تنها مشرکان (=سکولاریستها) بیرون نرفته‌اند، بلکه با دعوت و حمایت آل‌سعود، و بن زیاد و آل ثانی و … بر مقدرات مسلمین عربستان و امارات و بحرین و قطر و کویت و اردن و … حاکم شده‌اند. چرا مولوی عبدالحمید این سنت نبوی را برای جوانان بلوچ بازگو نمی‌کند؟

دلیل این سکوت مرموز چیست؟ آیا پیوندهای پنهان و دلارهای نفتی، زبان حق‌گوی این مدعیان را بسته است؟ چرا جوان با غیرت بلوچ نباید بداند که هر حاکمی که خاک خود را در اختیار اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی و سایر کفار سکولار خارجی قرار دهد تا علیه دیگر مسلمانان توطئه کنند، خائن به الله و رسول صلی الله علیه وسلم است؟

این مولوی‌ها موظف بودند به شما بگویند که «ولایت و به سرپرستی گرفتن این کفار سکولار خارجی»، ایمان را باطل می‌کند. آن‌ها باید پاسخ دهند که چرا برای مسائل پیش‌پاافتاده فریاد می‌زنند، اما در برابر تبدیل شدن کعبه به حیاط‌خلوت ژنرال‌های آمریکایی خفقان گرفته‌اند؟

ای جوانانِ بیدار بلوچ، ایمان شما در خطر است. بدانید که اسلام واقعی، مبارزه با سلطه کفر است، نه فقط رعایت آداب دستشویی، از علمای خود مطالبه کنید؛ بپرسید حکم شرعی حاکمان خائنی که پایگاه‌های نظامی کفار سکولار آمریکائی و سایر کفار محارب غربی را در سرزمینهای اسلامی بنا کرده‌اند چیست؟ اجازه ندهید با سکوت و نفاق، غیرت دینی شما را به مسلخ سیاست‌هایِ آل‌سعود و اربابان آمریکایی‌شان ببرند.

عزت از آن الله، رسول و مؤمنان بیدار است.

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

سالهاست که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقیم و بخصوص از کانال حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر کشورهای همسایه ی ایران با دارالاسلام ایران در حال جنگ بوده است اما به صورت مستقیم در دو نوبت جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش وارد جنگ شده اند و امروز 33ومین روز این جنگ رمضان است.

در این صورت، جبهه حق در تقابلی سرنوشت‌ساز با سرافعی و کفر جهانی قرار دارد، در چنین جنگی اتحاد شوم میان نفاق داخلی و مزدوری خارجی، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. اقدامات اخیر ارتش دارالکفر طاری پاکستان در تسهیل عبور ناوگان شیطان بزرگ از تنگه هرمز، تنها یک معامله تجاری نیست، بلکه خنجری از پشت بر پیکر جبهه ی مجاهدین و جریان اصیل مقاومت در برابر کفر جهانی به پرچمداری آمریکاست.

تبانی ارتش پاکستان با آمریکا برای عبور کشتی‌های نفتی تحت پرچم نفاق، هدفی جز محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام ایران و تضعیف توان رزمندگان مقاومت ندارد. این مزدوران با قرار دادن امکانات خود در اختیار صهیونیسم بین‌الملل، عملاً راه را بر مجاهدانی که در صف اول مبارزه با کفر هستند، می‌بندند و امنیت حریم دارالاسلام را وجه‌المصالحه دلارهای آمریکایی قرار داده‌اند.

در این میان، نقش مزدوران رسانه ای وابسته به پاکستان در گمراه کردن افکار عمومی و جابجایی حقایق غیرقابل کتمان است. این سربازان بخش جنگ روانی و تبلیغی جریان نفاق با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، جای مدافع از سرزمین اسلامی و اشغالگران کافر محارب و اشغالگر خارجی را عوض کرده و با پوشاندن خیانت‌های آشکار مزدوران منطقه‌ای، سعی در تطهیر چهره‌های مرتد و وابسته دارند. این سربازن بخش جنگ روانی دشمن با واژگون نشان دادن واقعیت‌های میدان، به دنبال سرپوش گذاشتن بر معاملات پنهانی هستند که هدف نهایی آن‌ها ضربه زدن به عمق استراتژیک مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی است.

ارتش دارالکفر طاری پاکستان و دنباله‌های فکری آن‌ها در جبهه نفاق، با این خوش‌خدمتی‌ها ثابت کردند که در جبهه دشمن تعریف می‌شوند. اما دارالاسلام ایران با اشراف کامل بر این تحرکات، اجازه نخواهد داد که غلامان آمریکا و اسرائیل و غرب با لفاظی و جابجایی حقایق، خیانت‌های بزرگ را کوچک جلوه دهند. تنگه هرمز برای کسانی که پرچم نفاق به دست گرفته‌اند، به بن‌بستی مرگبار تبدیل خواهد شد.

امروز بر تمامی مجاهدین اهل دعوت و جهاد و پویندگان راه حق واجب است که مرز میان مدافعین از دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی و نفاق جاده‌صاف‌کن کفار محارب و اشغالگر خارجی را بشناسند. خیانت پاکستان و دروغ‌پراکنی‌های باند رسانه ای همسو با آن، دو روی یک سکه‌اند که هدف‌شان تنها بقای آمریکا و غرب و حکام دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی و تضعیف اقتدار دارالاسلام است؛ اما اراده پولادین مومنین اهل دعوت و جهاد و مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی، این نقشه شوم را نقش بر آب خواهد کرد.

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

کاتب: محمد اسامه

اگر کسی قبل از این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران در خیمه شب بازی نهادهای بین المللی سکولاریستی در حمایت از حقوق بشر و حاکمیتها و… شک داشت امروز برای امت اسلامی و تمامی آزادگان جهان، حقیقت پشت پرده‌ی مؤسسات ملل کفری و شعارهای پوچ سکولاریستی آن‌ها کاملاً روشن شده است.

امثال مولوی عبدالحمید که همیشه نهادهای بین المللی سکولاریستی را به جای مومنین و دارالاسلام و قرآن و شریعت الله به عنوان محک و میزان و عامل نظم دهنده و صلح و … معرفی می کنند لازم است بدانند که آنچه به عنوان نظم سکولاریستی جهانی و حقوق بشر فروخته می‌شود، جز ابزاری برای تثبیت اشغالگری کفار سکولار قدرت مند بر ملل دیگر نیست.

باید دانست که چیزی به نام «قانون بین‌الملل سکولاریستی» یا «احترام به حاکمیت کشورها» وجود خارجی ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در برنامه‌های درسی فرزندان مسلمان و حتی در خطبه های گروه منافقین نیز گنجانده شده‌اند تا روحیه جهادی آنان را تضعیف کرده و آنان را مطیع و رام نظم کفری سکولاریستی سازند.

هم اکنون که دارالاسلام ایران در جنگ با آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و مزدوران منطقه ای آنهاست واقعیت میدان ساده و صریح است: در منطق کفار محارب و سکولار خارجی، هر که قدرت دارد، حق دارد تهدید کند، طغیان نماید و سرکشی کند. لذا بر والدین و مربیان و خطبای مساجد و سایر صاحبان رسانه واجب است که فرزندان خود و مردم جامعه را بر اساس فرمان الهی «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ یعنی آمادگی همه‌جانبه برای مقابله با کفار محارب سکولار خارجی و شرکای آنها، به جای دل بستن به معاهدات فریبکارانه جهانی.

بزرگترین معضل جهان اسلام در سده‌های اخیر، وجود حکامی است که توسط همین ملل کفری سکولاریستی بر سرزمین‌های اسلامی تحمیل شده‌اند. وظیفه این حکام دست‌نشانده، چیزی جز تثبیت چنبره اشغالگران سکولار خارجی نیست. آن‌ها جاده‌صاف‌کن نفوذ آمریکا، صهیونیست‌ها، انگلیس، فرانسه و دیگر قدرت‌های استعماری سکولاریستی هستند تا منابع و جغرافیای مسلمین در خدمت اهداف کفر باقی بماند.

نمود عینی این خیانت بزرگ، اقدامات «آل‌سعود مرتد» است که امت اسلامی را شوک‌زده کرده است. آن‌ها سرزمین مکه و مدینه، یعنی قلب وحی الهی را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. امروز شاهدیم که نیروهای متجاوز آمریکایی با امنیت کامل در سرزمین وحی مستقر شده و از آنجا به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای حملات علیه «دارالاسلام ایران» استفاده می‌کنند. این حضور کفر در مقدس‌ترین خاک اسلام، سندی بر سقوط اخلاقی و دینی حکامی است که قبله مسلمانان را به پایگاه نظامی شیاطین تبدیل کرده‌اند.

در کنار این حکام خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی کسانی در قالب خطیب و حتی عالم وجود دارند که این اشغالگری و خیانت آشکار را با بازی با منابع شرعی و با سوء استفاده از جایگاهی که نزد مسلمین پیدا کرده اند برای مومنین توجیه می کنند

وقت آن است که مسلمانان از فریب نهادهای ساخته‌دست کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی بیدار شوند. حقیقت این است که تا زمانی که حکام دست‌نشانده بر مقدرات بلاد اسلامی حاکم باشند، زنجیرهای اشغالگری آمریکا و صهیونیسم گسسته نخواهد شد. تنها راه عزت، بازگشت به قدرت ایمانی و نظامی و کوتاه کردن دست مزدوران کفار سکولار و اشغالگر خارجی از سرزمین‌های اسلامی است.

مولوی عبدالحمید، در هنگام تهاجم کفار محارب خارجی بر دارالاسلام، اولویت نزد اهل سنت چیست؟

مولوی عبدالحمید، در هنگام تهاجم کفار محارب خارجی بر دارالاسلام، اولویت نزد اهل سنت چیست؟

کاتب: براهندک بلوچ

به صورت کلی و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، در هنگام حمله ی کفار محارب و اشغالگر خارجی بر دارالاسلام، اولویت بعد از ایمان و نماز، دفع این کفار مهاجم است.

اینجاست که عزلت‌نشینی شک‌برانگیز در نبرد سرنوشت‌ساز کنونی برای مومنین سوالی به وجود آورده که چرا صدای مدعیانِ زاهدان در برابر آمریکا و صهیونیسم بر اساس ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله خاموش است؟

الان بعد از نماز، فقط جهاد و سخن گفت از جهاد دفع اولویت مومنین و دارالاسلام ایران است. فتوای جهاد مولوی عبدالحمید بر علیه کفار محارب اشغالگر آمریکائی – صهیونی کجاست؟

در چنین وضعیتی که «دارالاسلام ایران» به عنوان پرچمدار حقیقی جهاد بر علیه کفار آمریکائی و صهیونیستی در غرب آسیا، سینه سپر کرده است، و مرتدین تحت عنوان «کنگره آزادی سکولاریستی» جهت اتحاد و در هم مسیری با این کفار محارب تشکیل داده اند، سکوت مرگبار و غیبت معنادار برخی چهره‌ها، علامت سؤال‌های بزرگی را در ذهن بیدار اهل سنت ایجاد کرده است.

آن روز که رسانه‌های همین اعضای «کنگره ی مفسدین» برای سخنان تفرقه‌افکنانه ایشان هلهله می‌کردند، ایشان با جبهه کفر دل‌بسته بود؛ اما امروز که موشک‌های دارالاسلام، قلب تلاویو و پایگاههای آمریکا در منطقه را می‌شکافد، نه صدایی از ایشان شنیده می‌شود و نه موضعی در حمایت از مجاهدین منطقه.

مولوی عبدالحمید که «خطیب»ی دارای رسانه هستی به این حکم سلطان العلماء عزبن عبدالسلام از «علما»ی مطرح اهل سنت و جماعت و جهان اسلام نگاه کن و جایگاه خودت را مشخص کن که می فرماید: من نزل بقريةٍ فشى فيها الربا، فخَطَب عن الزنا، فقد خان الله ورسوله.[1] اگر کسی وارد مکانی شود که در آن مکان ربا منتشر شده است اما او در مورد زنا سخنرانی کند یا فتوا دهد، به الله و رسولش خیانت کرده است.


[1]  محمد علي الصابوني، روائع البيان في تفسير آيات الأحكام المعروف بـتفسير آيات الأحكام .، تفسیر سوره نور

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

کاتب: ماهدیم بلوچ

امروز که دارالاسلام ایران در تهاجمی بی سابقه از سوی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آنها قرار گرفته است باید همچون یک امتحان به آن نگاه کرد که باید با نمره ی عالی از آن بیرون آمد.

در این زمینه در فتح‌الباری، ۷/۳۴۷ نکته ی مهمی را دیدیم که با مرور چند باره ی آن باذن الله به ما کمک خواهد کرد نمره ی خوبی در کارنامه ی خود ثبت کنیم.

در این کتاب گرانمایه آمده است:

” در تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها، درسی‌ست برای فروتنی و شکستنِ غرور و تکبر نفس. 

مؤمنان در این ابتلا صبر پیشه می‌کنند و سرافراز می‌مانند، در حالی‌که منافقان بی‌تاب و سست می‌شوند.

نیز خداوند برای مؤمنان در سرای کرامت، مقام‌هایی در نظر گرفته که تنها با اعمال‌شان به آن نمی‌رسند؛ پس آن‌ها را در بوته‌ی آزمون‌ها و سختی‌ها قرار می‌دهد تا به جایگاهی که شایسته‌اش‌اند برسند.

و شهادت، که والاترین مرتبه‌ی اولیای خداست، در پرتو همین امتحانات، نصیب آنان می‌شود که لایق آن‌اند.”

هم اکنون که کفار محارب خارجی به دارالاسلام حمله آورده اند بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی، جهاد بر عموم مومنین فرض عین شده است مثل نماز.

ما نماز را برای خودمان و بدون اجازه ی دیگران برپا می داریم؛ جهاد در چنین حالتی هم مثل نماز است.

به کسی گوش نده و نگاه کن در جهاد با این کفار چه کاری از دستت برمی آید انجام بده و با الله جل جلاله معامله کن .

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

آنهائی که تابع رسانه ها و بخصوص رسانه های ماهواره ای هستند متاسفانه شناختی دقیق از اهل سنت ایران ندارند و تنها مولوی ها و خطبای رسانه ای چون مولوی عبدالحمید را می بینند که با سخنان متناقض خود همسو با سیاستهای لیبرال اسلام آمریکائی – صهیونی در حرکت هستند.

جریانی که امثال مولوی عبدالحمید نماینده ی آن هستند با آنکه ممکن است برای اهل سنت ایران و بخصوص برای حنفی مذهبی های بلوچ استان سیستان و بلوچستان پدیده ای تازه باشد اما برای جهان اسلام ویروسی قدیمی و مخربی است که چندین دهه است سرزمینهای مختلف اسلامی با مجریان این بیماری دست و پنجه نرم می کنند به گونه ای که چندین دهه قبل کسی چون سید قطب رحمه الله فکر و منهج و برنامه ی این افراد را «اسلام آمریکائی» نامید.

اسلام آمریکائی یعنی اسلامی که تنها به مسائل شخصی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان کافر اشغالگر و طاغوتهای حاکم بر مسلمین می پردازد و اگر در مسائل حکومتی وسیاسی عمومی و اجتماعی هم صحبت کند همان «الرویبضه» هائی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 1400 قبل ماهیت آنها را برملاء کرده است.

به همین دلیل خروجی این مجریان جنگ روانی دشمنان و حاملان اسلام آمریکائی تماماً به نفع آمریکا و شرکایش است؛ اسلام لیبرال آمریکائی- صهیونی جدید هم چه در قالب مسلح خودش را نشان دهد چه در قالب فعالیتهای تبلیغی و مدنی محض، باز نتیجه ی تمام فعالیتهای عمده اش به نفع آمریکا و صهیونیستهاست.

در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران مثل قبل از آن باز ما این حمالان اسلام آمریکائی را یا در تماشاچی و نظاره گر بودن و سیاست سکوت خائنانه دیدیم یا باز سخنان دوپهلوئی زدند که محرکی برای «فرض عین جهاد» در چنین موقعیتی، و بسیج و تحریک و تحریض مومنین به جهاد با این کفار محارب خارجی نبود.

در کنار این طیف، هم در میان شافغی ها و هم در میان حنفی های ایران ما شاهد سخنان و بیانیه های مختلفی درحمایت از دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و مردم حاضر در میدان بوده ایم که در زری به دو نمونه اشاره می کنیم:

مولوی بزمانی امام جمعه  حنفی مذهب ایرانشهر گفت: نقش مردم در تحولات منطقه کلیدی است و امروز اراده مردم است که زمان و چگونگی پایان این وضعیت را رقم می‌زند و درگیری‌های جاری موجب کاهش برخی مؤلفه‌های قدرت در منطقه شده و این شرایط، برتری نظامی و فناوری کشورهای مداخله‌گر را با چالش جدی مواجه کرده است.طی سال‌های اخیر توانمندی‌های دفاعی کشور افزایش یافته و زیرساخت‌های نظامی به شکل چشمگیری تقویت شده است.

امام جمعه ی شافعی مذهب بندر عباس نیز اعلام کرد که قدردان رشادت نیروهای مسلح هستیم و آرزوی همه ما رفع فتنه جنگ و ایجاد آرامش در کشوراست و در این مسیر از رشادت‌های نیروهای مسلح تشکر می کنیم.

با هم بودن مسلمین شیعه و سنی را در بطن جامعه باید دید نه در سخنان بیهوده ای که حتی کسانی چون نتانیابو که با این توهمات توانست ترامپ نیمه دیوانه ی نامتعادل را به مرداب جنگی بکشد که سرابی برایش مانده است و ناامیدی و شکست و آنهمه صدمه ای که دیده است.

آنها انتظار داشتند هرزه های سکولار و خائنین بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به خیبابانها یم ریزند و ظرف 72 ساعت حاکمیت ایران را با چند ضربه ی اساسی نابود می کنند؛ اما امروز و بعد از 28 روز از حضور مردم در میدانهای و خیابانها و دیپلماسی قدرتمند دولت، ما شاهد بودیم برای اولین بار در تاریخ آمریکا و به صورت فله ای و یکجا 500 نیروی نظامی آنها در خاک امارات و ساحل دُبی بر اثر حملات کوبنده ی نیروهای نظامی دارالاسلام ایران کشته و زخمی شدند و وزراری خارجه ی شرکا و مزدورانش از ترکیه و عربستان و مصر و پاکستان را در پاکستان بسیج کرده که راهی برای فرار آمریکا و صهیونیستها از این مهلکه پیدا کنند.

آیا نصرت الله را که بعد از قدرت نظامی دارالاسلام که در اتحاد مسلمین شیعه و سنی ایران است نمی بینید؟

البته امروز 8 فروردین 14104ش نیز اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن رسماً به جبهه ی جهاد بر علیه کفار محارب آمریکائی صهیونی پیوست و اولین حملات موشکی خود را به سرزمینهای اشغالی انجام داد.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و نقش مولوی عبدالحمید زاهدانی در بخش جنگ تبلیغی و روانی و ستون پنجم دشمن

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش و نقش مولوی عبدالحمید زاهدانی در بخش جنگ تبلیغی و روانی و ستون پنجم دشمن

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله در مورد کسانی که لباس دین بر تن کرده اند اما به نفع دشمنان عمل می کنند می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/ ۴) آن‌ها دشمن واقعی‌اند، از ایشان برحذر باش؛ خدا آنان را بکشد، چگونه [از حق] منحرف می‌شوند.

این یک حقیقت تاریخی است که جبهه‌ی جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی متشکل از آمریکا و صهیونیسم و غربی های محارب هرگز بدون اتکا به «مزدوران داخلی»، جرأت طمع به حریم دارالاسلام ایران را نداشته است. اگر امروز آمریکا و صهیونیستها با وقاحت از گزینه‌های مختلف خود بر علیه دارالاسلام ایران خود سخن می‌گویند، به دلیل سیگنال‌های خیانتی است که از سوی خائنین موجود در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و مرتدین و منافقین داخلی دریافت می‌کنند. دشمن در کنار مرتدین به کسانی دل بسته است که در ظاهر دم از اسلام می‌زنند، اما در باطن، جاده‌صاف‌کن تهاجمِ فرهنگی و نظامی بیگانگان هستند.

در صف مقدم این خیانت، کسانی قرار دارند که «دین اسلام» را ابزار تجارت سیاستهای سکولارپسند کرده‌اند که بیشتر در دو محور فعالیت دارند:

  1. امیدبخشی به دشمن: شخصی چون مولوی عبدالحمید زاهدانی و همفکران او، با مواضع تفرقه‌افکنانه و همسو با رسانه‌های اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و رسانه های آمریکائی و صهیونیستی، به دشمن زبون این‌گونه القا می‌کنند که ملت مسلمان ایران از آرمان‌های خود دست کشیده‌اند و در همین نماز جمعه ی 7 اردیبهشت 1404ش می خواست چنین القاء کند که مردم ایران جنگ نمی خواهند و نظامی ها جنگ طلبند و… تا به این شکل مردمی خیالی در فکرش را از حاکمیتی که با پشتوانه ی همین مردم در حال جهاد است و بزرگترین رهبران و فرماندهان خودش را فدای اسلام و این مردم کرده است جدا کند.
  2. وارونه‌سازی حقیقت: این گروه منافقین با سوءاستفاده از تریبون‌های مذهبی، تلاش می‌کنند تا جای «جلاد» و «شهید» را عوض کرده و به نام مردمی که در خیال خود تصور کرده اند و در زمین واقع وجود ندارد، به دشمن بشریت و سر افعی(آمریکا) و صهیونیستهای جنایتکار وحشی و غلامان خلیج فارس و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی امید واهی بدهند که گویی مردم خواهان سلطه‌ی کفار محارب و سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.

باید بدانیم که مرز میان «انتقاد» و «خیانت» کاملاً روشن است. کسی که در حساس‌ترین لحظات نبرد حق و باطل، کلامش بوی سازش با آمریکا و اسرائیل را می‌دهد و یا با اقدامات خود امنیت ملی دارالاسلام را به خطر می‌اندازد، خائن به دین و دارالاسلام و مردم و خون شهداست.

این افراد نه تنها به «دین خدا» پشت کرده‌اند، بلکه با فرش قرمز پهن کردن برای بیگانگان، ناموس و خاک این سرزمین را هدف معامله قرار داده‌اند. تاریخ نشان داده است که هر جا پای آمریکا و صهیونیسم باز شود، جز هتک حرمت و نابودی استقلال و زیرساخت‌ها، ارمغان دیگری نخواهد داشت.

ای غافلان همسو شده با جبهه ی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی، بدانید که محاسبات شما و اربابانِ صهیونیست‌تان، همچون «خانه‌ی عنکبوت» سست و لرزان است؛ چون ملت هوشیار ایران و مومنین اهل دعوت و جهاد منطقه و جهان، فریب لبخندهای مسموم و بازی‌های سیاسی لیبرالیستی و دلسوزنمایانه ی شما را نخواهند خورد.

دارالاسلام ایران تحت سایه‌ی نظام و حاکمیت مقتدر اسلامی، هرگز اجازه نخواهد داد که نوکران آمریکا، خون پاک جوانان این مرز و بوم را به ثمن بخس بفروشند.

البته اگر به تاریخ هم نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که سرنوشت تمامی همسو شدگان با جبهه ی کفار محارب خارجی بر علیه دارالاسلام، انزوا و سقوط ابدی بوده است. امروز هم همان‌طور که می بینیم اربابان آنها در جبهه‌های نبرد شکست خورده‌اند، آنها نیز در پیشگاه امت اسلام و عدل الهی رسوا خواهند شد. ان‌شاءالله به زودی شاهد فروپاشی کامل جبهه‌ی کفر و اذناب داخلیِ آن‌ها خواهیم بود و الله تعالی هم قطعاً به وعده  یخودش وفا می کند که می فرماید:  «إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا»

چرا مولوی عبدالحمید به نام اهل سنت در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران از ذلت می گوید و اهل تشیع از عزت؟

چرا مولوی عبدالحمید به نام اهل سنت در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران از ذلت می گوید و اهل تشیع از عزت؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

این هفته مردم مسلمان زاهدان شاهد دو خطبه با دو نگرش متفاوت در مورد جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران بودیم.

با آنکه در زاهدان غیر از مولوی عبدالحمید نمازهای جمعه ی دیگری هم برگذار می شوند اما عده ای سعی دارند دیدگاههای مولوی عبدالحمید را دیدگاه اهل سنت و جماعت جا بزنند که این ظلم بزرگی به اهل سنت و جماعت است.

مولوی عبدالحمید به گواهی کسانی چون ابولید المصری از نظریه پردازان جهادی میان اهل سنت که حتی مدتی با اسامه بن لادن نیز بوده است، کسی چون مولوی عبدالحمید جزو جریان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» محسوب می شود؛ یعنی به شیوه ای اسلام را بیان می کند که خروجی سخنانش در نهایت به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود.

پس مولوی عبدالحمید نه نماینده ی منهج اهل سنت و جماعت است نه حتی نماینده ی منهج فقهی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بلکه تنها نماینده ی یک جریان مخرب در جهان اسلام است.

مولوی عبدلحمید با چنین پیش زمینه ای، در نماز جمعه ی امروز 7 فروردین مسجد مکی زاهدان در مورد جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب و سکولار اشغالگر آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران گفت:  «این کشورها به ظاهر می‌گویند که ما برای حمایت از ملت ایران آمده‌ایم اما برای آنها مهم منافع خودشان است… هیچ یک از ملت ایران خواهان جنگ نیست زیرا جنگ همواره با خود نقصان به دنبال دارد و مردم بی‌گناه کشته می‌شوند.»

اینکه آمریکا و صهیونیستها صرفاً جهت حفظ منافع خودشان و ضربه زدن به بزرگترین مانع زیاده خواهی های آنها در منطقه با دارالاسلام ایران وارد جنگ شده اند حقیقتی واضع برای دوست و دشمن است؛ اما اگر فقط به خیابانهای ایران در تمام این دوران جنگ نگاه کنید و به تعداد شهدا و جایگاه آنها نگاه کنی متوجه خواهی شد که مردم ایران با آنکه شروع کننده  یجنگ نبوده اند اما خواهان ادامه و اتمام این جنگ تا زمان رسیدن به اهداف تعیین شده ی آن هستند.

در برابر این واکنش ذلیلانه ی مولوی عبدالحمید ما شاهد واکنش دیگری از سوی امام جمعه موقت اهل تشیع زاهدان بودیم که اعلام کرد: «ملت ایران مردمی خدا باور هستند که تنها در برابر خداوند سر تعظیم فرود می‌آورند و هرگز در برابر تهدیدها و قدرت‌های پوشالی دشمنان عقب‌نشینی نخواهند کرد.دشمنان تلاش کردند با انواع توطئه‌ها و اقدامات خصمانه به ملت ایران ضربه بزنند اما به فضل الهی نتیجه آن برعکس و این رفتارها موجب جوشش و استحکام بیشتر مردم شد.»

اگر نگاه کنید این سخنان عزتمندانه واقعیت خیابان و حضور مردم ایران در صحنه را نشان می دهد تا سخنان ذلیلانه ی مولوی عبدالحمید که سعی دارد مردم را در برابر نظامی هایی قرار دهد که بخشی از همین مردمند که با جان خود از این مردم محافظت می کنند.

مردم اهل سنت ایران دارای هزاران عالم و خطیب است که در نوبتهای مختلف در استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی و شمالی و گرگان و اردبیل و آذربایجان غربی و کُردستان و کرمانشاه و بوشهر و هرمزگان همگی طی بیانیه هائی حمایت خود را از دارالاسلام ایران در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی اعلام کرده اند.

مولوی عبدالحمید با آنکه از نظر رسانه های چهره ای شناخته شده تر از دیگران است اما واقعیت آن است که مولوی عبدالحمید تنها یک نفر از میان هزاران خطیب اهل سنت و جماعت ایران است و دیدگاه او هم تنها نماینده طرز فکر خودش است نه اهل سنت و جماعت ایران.

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

هم اکنون و بعد از 26 روز از جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران که به جنگ رمضان 1404ش مشهور شده است می گذرد و قرار است دارالکفر طاری پاکستان واسطه ی رساندن پیام آمریکا در مذاکرات مشکوک و غیر صادقانه ی آمریکا شود.

لازم به ذکر است که هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که قاضی فدرال در پاکستان، دولت ایران را «تروریستی» خوانده؛ حکمی که در فضای سیاسی امروز، با حمایت عملی دولت شهباز شریف و هم‌راستا با منافع واشنگتن صادر شده است.

این رخداد، خواه در قالب حکم قضایی یا موضع‌سازی حقوقی، یک پیام روشن دارد:

وقتی قانون، قانون کفری سکولاریستی و حکومت، حکومت کافر سکولار مزدور باشد، خروجی آن چیزی جز هم‌صدایی با پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی نیست.

اکنون باید صریح پرسید: آیا آنانی که در تهران برای پاکستان لابی می‌کنند تا روابط دارالاسلام افغانستان و ایران بر اساس دستورات اسلام‌آباد مدیریت شود، پاسخ‌گو هستند؟

آیا هنوز می‌توان ادعا کرد که پاکستان «دوست» یا حتی «بی‌طرف» است؛ در حالی‌که در بزنگاه‌ها، هم‌نوا با فشار غرب علیه دارلاسلام های  امارت اسلامی افغانستان  و ایران موضع می‌گیرد؟

واقعیت پنهان‌نشدنی این است که پاکستان سکولار با ساختار سیاسی وابسته و قانون‌گذاری بریده از شریعت، نه امروز و نه دیروز، مدافع اسلام و سرزمین‌های اسلامی نبوده است.

هرکس گمان کند «دارالکفر طاری پاکستان» دوست اسلام است یا دست‌کم بی‌طرف می‌ماند، یا جاهل به معادلات قدرت است، یا نفوذی و گرفتار نفاق سیاسی.

این واقعه (یا موضع‌گیری) بار دیگر نشان داد که قانون غیرالهی در بزنگاه‌ها علیه امت به کار می‌افتد و حکومت‌های سکولار مزدور، حتی با شعارهای اسلامی، در صف‌بندی نهایی کنار آمریکا می‌ایستند و توهم مدیریت روابط منطقه‌ای از مسیر اسلام‌آباد، هزینه‌ساز و گمراه‌کننده است.

وقت آن است که با عینک واقع‌گرایی ایمانی به صحنه نگاه کنیم: دوستی با اسلام، با موضع روشن در دفاع از امت سنجیده می‌شود؛ نه با لبخندهای دیپلماتیک و لابی‌های پشت‌پرده.