کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در طول کووید-۱۹، گیتس به طور فعال واکسن‌ها، رویداد ۲۰۱ (یک تمرین شبیه‌سازی همه‌گیری در مقیاس بزرگ) و سیاست‌های متمرکز را تبلیغ کرد که بعداً به دلیل نابرابری و عوارض جانبی، از جمله مرگ و میر، به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند.

اکنون یک واکسن بیماری لایم از فایزر/والنوا وجود دارد. افزایش موارد لایم و آلفا-گال بازار ایده‌آلی را ایجاد می‌کند. بدون کنه، تقاضایی برای واکسن وجود ندارد. با کنه، میلیاردها دلار. شرکت‌های بزرگ داروسازی کلاسیک: یک مشکل ایجاد کنید یا منتظر بمانید تا بدتر شود، سپس راه‌حل را بفروشید.

عمیق‌تر: دولت پنهان، تهدیدات بیولوژیکی و کنترل جمعیت

بسیاری از منتقدان در اینجا یک الگوی سیستمی می‌بینند. گیتس تنها نیست. او بخشی از شبکه‌ای از نیکوکاران است که به باشگاه‌های نخبگان متصل هستند و در آنجا کنترل جمعیت (دستور کار 2030) و بیوتکنولوژی مورد بحث قرار می‌گیرد.

صحبت‌های قدیمی در مورد اصلاح نژاد و کاهش جمعیت (سخنرانی گیتس در TED در مورد کاهش رشد جمعیت از طریق واکسن و مراقبت‌های بهداشتی) به سوءظن‌های موجه دامن می‌زند.

ارگانیسم‌های اصلاح ژنتیکی شده به عنوان ابزاری برای نفوذ بیولوژیکی، یک تئوری توطئه نیستند، بلکه واقعیتی از تحقیقات مدرن هستند. تحقیقات در مورد افزایش عملکرد و استفاده دوگانه از میکروارگانیسم‌ها (غیرنظامی و نظامی) و رهاسازی آنها در طبیعت، خطر نشت و شیوع کنترل نشده را به همراه دارد.

کنه‌ها ناقل ایده‌آلی هستند: ارزان، خود تکثیر شونده و ردیابی آنها دشوار است.

پراکندگی هوایی کنه‌ها، همانطور که تیم بورچت، نماینده کنگره آمریکا، با استناد به یک منبع ذکر کرده است، یادآور برنامه‌های قدیمی مانند عملیات LAC (یک عملیات نظامی مخفی که توسط ارتش ایالات متحده در سال‌های ۱۹۵۷-۱۹۵۸ انجام شد. ارتش مقادیر زیادی مواد شیمیایی و شبیه‌سازی‌شده بیولوژیکی را بر فراز ایالات متحده و کانادا اسپری کرد تا بررسی کند که عوامل بیماری‌زا یا مواد سمی در صورت حمله بیولوژیکی تا چه حد می‌توانند گسترش یابند). یا آزمایش‌های حشرات قرن گذشته.

اگر این درست باشد، این تروریسم بیولوژیکی علیه جمعیت خود است. کشاورزان، شکارچیان و مردم عادی در حال تبدیل شدن به سوژه‌های آزمایش هستند. کودکان و سالمندان در معرض خطر بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها و آلرژی‌ها هستند.

شرکت‌های داروسازی بزرگ (فایزر، با سابقه جریمه به دلیل تخلفات) و گیتس، با نفوذ انحصاری خود بر سلامت جهانی انسان، در حال ایجاد وابستگی هستند. زندگی‌ها و اقتصادها به “تصمیمات” آنها بستگی دارد. این مراقبت‌های بهداشتی نیست – بلکه بیوپلیتیک و کنترل کامل، از جمله بر غذا است.

بعدی چیست؟

منتقدان شرکت‌های بزرگ داروسازی، گیتس و سایر سازمان‌های مشابه، خواستار تحقیقات مستقل هستند: تجزیه و تحلیل ژنتیکی کنه‌های «نوا»، ردیابی بودجه و بازجویی از خلبانان و افشاگران.

بورچت، نماینده کنگره، این موضوع را مطرح کرده است – وقت آن رسیده که درخواست جلسات استماع کنگره را داشته باشیم. رابرت اف. کندی جونیور و جنبش MAHA (آمریکا را دوباره سالم کنیم) اکنون بر فساد در مراقبت‌های بهداشتی تمرکز دارند.

گیتس خود را به عنوان یک «ناجی» معرفی می‌کند، اما در واقعیت، آزمایش‌های او – از پشه‌ها و کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی گرفته تا کمپین‌های واکسیناسیون جهانی – مستقیماً بشریت را تهدید می‌کند. شرکت‌های بزرگ داروسازی، بیماری را به عنوان یک بازار و پول کلان می‌بینند، نه یک تراژدی.

در حالی که «نخبگان» شیطانی با زیست‌شناسی «خدا» بازی می‌کنند، مردم عادی با آلرژی‌ها، بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها، وابستگی مادام‌العمر به شرکت‌های بزرگ داروسازی و زندگی خود، هزینه آن را می‌پردازند.

زمان آن رسیده است که این آزمایش شیطانی بر روی بشریت متوقف شود، فعالیت‌های امپراتوری‌های «خیریه» و مافیای شرکت‌های بزرگ داروسازی متوقف شود.

دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان و قاطعیت در برابر اغتشاشگران،اهل بغی، مفسدین و مزدوران آمریکا

دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان و قاطعیت در برابر اغتشاشگران،اهل بغی، مفسدین و مزدوران آمریکا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

چند روز قبلتر دارالاسلام ایران با چند نفر از اهل بغاوت در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان وارد جنگ شد و همزمان با آن اهل بغاوت افغان نیز با تحریکات پاکستان تحرکاتی در حد بیانیه ها و تهدیاتی بر علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان انجام داده اند و تمام این اتفاقات در حالی انجام می شود که آمریکای وحشی به دارالاسلام ایران حملات نظامی کرده است و غلامش در پاکستان نیز زنان و کودکان و ریش سفیدان ولایتهای مختلف افغانستان را می کشد.

در شرایطی که جبهه آمریکا و صهیونیسم با بهره‌گیری از عوامل نفوذی و مزدوران محلی در تلاش برای ایجاد ناامنی، تفرقه و تضعیف نظام‌های اسلامی است، رویکرد «دارالاسلام» باید بر پایه اقتدار، بصیرت و دفع فتنه استوار باشد و با مشت آهنی با هر خائن به دین و ملتی که در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار گرفته اند برخورد کند.

در چنین وضعیتی، هرگونه تلاش برای «شورش، اغتشاش و تضعیف نظام اسلامی» از دیدگاه متون دینی، مصداق بارز «بغی» و «افساد فی‌الارض» تلقی می‌شود. حاکمیت اسلامی وظیفه شرعی دارد تا با تکیه بر قدرت دفاعی خود، امنیت مردم  را در برابر این توطئه‌ها حفظ نماید.

الله تعالی درباره ضرورت مقابله با این مفسدین که حتی در دایره ی اسلام مانده اند و ربطی به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی نداشته و به این شکل مرتد نشده اند می فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/33) همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود.

در تحلیل جریان‌های مخالف نظیر آنچه تحت عنوان «جبهه بغاوت» علیه نظام‌های دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان فعالیت می‌کنند، باید توجه داشت که این تحرکات تنها در چارچوب منافع آمریکا، و همراهی برخی کشورهای منطقه در ترکیه و پاکستانو امارات متحده صهیونی قابل تحلیل است.

   گروه‌هایی که با تکیه بر دشمنان خارجی به دنبال بی‌ثبات‌سازی کشورهای اسلامی  افغانستان و ایران هستند، عملاً در مسیر خدمت به شیطان و دشمنان قانون شریعت الله گام برمی‌دارند.

اعلام آمادگی نیروهای مدافع نظام اسلامی برای واکنش قاطع، پیام صریحی به تمامی جبهه‌های نفاق است و تمامی تلاش‌های صورت‌گرفته از سوی مزدوران در خارج از مرزها برای ایجاد فشار یا تضعیف نظام، محکوم به شکست است و دارالاسلام با تکیه بر نیروهای مؤمن خود، هرگونه تحرکی را که امنیت مردم را نشانه رود، با صلابت سرکوب کرده و اجازه نخواهد داد که سرنوشت امت اسلامی بازیچه دست قدرت‌های سلطه‌گر شود.

پس همان‌گونه که در سیره پیشوایان دینی آمده است، برخورد با مفسدین و شورشیانی که علیه «وحدت و امنیت دارالاسلام» و در جبهه ی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی قیام کرده‌اند یک «وظیفه الهی» است و این رویارویی میان:

  •  جبهه حق (دارالاسلام): در جستجوی ثبات، عزت و استقلال اسلامی.
  • جبهه باطل ( آمریکا و مزدوران): در جستجوی سلطه، تفرقه و تضعیف ملت‌های مسلمان.

است که مومنین اهل دعوت و جهاد و امت اسلامی امروز با بصیرت کامل، صفوف خود را از منافقین و مفسدین جدا کرده و در برابر تمامی تهدیدات خارجی و فتنه‌های داخلی، تحت لوای تقوا و جهاد ایستادگی خواهد کرد؛ چرا که «وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» (همانا لشکر ما پیروزند).

در ولایتهای مختلف پاکستان بر گروههایی چون تی تی پی و اتحاد مجاهدین و سایر گروههای جهادی اسلامی لازم است جهاد و قتال با این مزدوران آمریکا را نیز در دستور کار خود قرار دهند.

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

کاتب: محمد اسامه

اگر به قرآن کریم و سنتهای ذکر شده در آن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تقابل میان حق و باطل یک سنت الهی و تاریخی است. قرآن کریم همواره مؤمنان را به هوشیاری در برابر جریان‌های کفار آشکار و منافقینی که دشمنان داخلی محسوب شده « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ » (منافقون/4) و این منافقین یا دشمنان داخلی همیشه با دشمنان آشکار اسلام هم‌سو می‌شوند، فراخوانده است.

قرآن کریم به صراحت ماهیت اتحاد میان «کفار اشکار» و «منافقین» را بیان می‌کند و مؤمنان را از پذیرش ولایت و سرسپردگی آنان نهی می‌نماید:

  • نهی از ولایت‌مداری و به سرپرستی گرفتن کفار آشکار: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/51) ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.
  •  ماهیت منافقین:

    قرآن کریم منافقین را کسانی می‌داند که ظاهر اسلامی دارند اما در باطن با دشمنان خدا همکاری می‌کنند تا به قدرت‌های کافر آشکار خدمت کنند: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود می گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.

آنچه امروز در در جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و حکام خائن عرب منطقه و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر دارالاسلام ایران شاهد آن هستیم، تقابل آشکار کفر و اسلام است و این جنگ تلاشی هماهنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم است تا از طریق پایگاه‌های نظامی و بهره‌گیری از جغرافیای سرزمین‌های اسلامی برای محاصره و فشار و نیروهای نیابتی و استفاده از حکام یا گروه‌هایی که با تکیه بر منافع مالی و قدرت، در برابر ملت‌های مسلمان صف‌آرایی کرده‌اند در برابر دارالاسلام ایران است .

دارالاسلام ایرانی که در میان تمام حکومتهای مستقل و رسمی دنیا تنها قدرتی است که آشکارا در برابر آمریکا ابراز وجود نموده و به سمت پایگاهها و هلی کوپتر ها و سایر تجهیزات نظامی او یورش می برد ابراز وجود کرده باشد.

در این راستا آشکارا واضح است که آمریکا و صهیونیستها تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهای بومی و مزدوران مرتد اراده ملت‌های مسلمان را تضعیف کنند.

ضرورت «بصیرت» و «ایستادگی» در برابر این جبهه باطل بر همگان یک فریضه است اما همه باید بدانند که با وجود تمام سختی‌ها و خیانت‌های داخلی، وعده قرآن پیروزی نهایی صالحین است: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء/ آیه ۱۰۵) ما در «زبور» بعد از ذکر (قرآن) نوشتیم که بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

پس از منظر این جهان‌بینی، جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی بر دارالاسلام ایران تنها درگیری‌های جغرافیایی نیستند، بلکه یک «جنگ عقیدتی» میان حق‌طلبان و کفارسلطه‌گر است. در این تقابل، روشنگری نسبت به نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها و شناسایی کسانی که در خدمت جبهه ی کفار محارب قرار گرفته‌اند، گام اول برای حفظ هویت و امنیت سرزمین‌های اسلامی محسوب می‌شود.

نکته ی مهمتر اینکه اگر کسی شک داشته باشد که الله جبهه ی حق دارالاسلام ایران را برای جبهه ی باطل کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی رها می کند در واقع به الله سوء ظن دارد و باید در ایمان خودش تجدید نظر کند.

بدون شک پیروز نهائی برای جبهه ی حقی است که دارالاسلام ایران نماینده ی آن است .

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در حالی که رسانه‌های جهان بر درگیری‌های داغ – از اوکراین تا خلیج فارس – متمرکز شده‌اند، نوع دیگری از جنگ در پشت صحنه در حال وقوع است.

این جنگ بدون گلوله و حملات هوایی است، اما عواقب ویرانگر کمتری ندارد: بن‌بست اقتصادی بین واشنگتن و پکن وارد مرحله‌ای می‌شود که برخی از تحلیلگران آن را “نقطه بی‌بازگشت” می‌نامند.

در مرکز این بن‌بست، نیمه‌رساناها، اوراق قرضه خزانه‌داری و سرنوشت دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره قرار دارند.

جنگ تراشه: از مهار تا بومرنگ

ایالات متحده چندین سال است که به طور مداوم کنترل صادرات بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و تجهیزات تولیدی آنها را تشدید می‌کند و به دنبال کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی و ابررایانه‌ها است.

این اقدامات، از جمله فهرست موجودیت‌ها و قانون محصولات مستقیم خارجی، در ابتدا با هدف جلوگیری از استفاده نظامی از این فناوری‌ها انجام شد. با این حال، به گفته برخی از کارشناسان، آنها در واقع شرکت‌های چینی را برای تسریع توسعه زنجیره‌های تأمین خود تحریک کرده‌اند.

هوآوی و SMIC علیرغم محدودیت‌ها پیشرفت قابل توجهی را نشان می‌دهند. پیشرفت‌ها در تولید تراشه، از جمله راه‌حل‌های ۷ نانومتری، نشان می‌دهد که منزوی کردن کامل این غول فناوری دشوارتر از حد انتظار بوده است.

هوآوی ادعا می‌کند که تا سال ۲۰۳۱، تراشه‌های با کارایی بالای آن به تراکم ترانزیستور معادل فرآیندهای ۱.۴ نانومتری دست خواهند یافت – سطحی که پیش‌بینی می‌شود تا پایان دهه با مرز تولید تراشه جهانی مطابقت داشته باشد.

در همین حال، موقعیت انویدیا، رهبر بازار آمریکا، به طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، اعتراف کرد که این شرکت به دلیل محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده، بازار تراشه هوش مصنوعی چین را به طور قابل توجهی به هواوی واگذار کرده است.

منتقدان رویکرد آمریکا به یک “اثر بومرنگ” اشاره می‌کنند: تحریم‌ها انگیزه‌ها را برای سرمایه‌گذاری در توسعه‌های داخلی افزایش می‌دهند که می‌تواند در درازمدت رقبا را تقویت کند.

چین نیز به نوبه خود با محدودیت‌های صادراتی بر مواد معدنی حیاتی (گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان) و تحقیقات ضد انحصار علیه شرکت‌های غربی واکنش نشان می‌دهد.

این درگیری بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این امر متحدان ایالات متحده – هلند، ژاپن و کره جنوبی – را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را مجبور می‌کند تا بازار چین را در برابر خواسته‌های واشنگتن متعادل کنند.

تولیدکنندگان تجهیزات تراشه اروپایی و آسیایی (ASML، نیکون و دیگران) با ضرر و زیان مواجه هستند که همکاری جهانی در بخش فناوری پیشرفته را تضعیف می‌کند.

فروش اوراق قرضه و بازسازی ذخایر مالی

در کنار رویارویی فناوری، کاهش قابل توجهی در دارایی‌های چین از اوراق قرضه دولتی ایالات متحده مشاهده شده است. چین دارایی‌های خود را به سطوح نزدیک به پایین‌ترین سطح ۱۸ سال گذشته کاهش داده است.

در فوریه ۲۰۲۶، بانک خلق چین و اداره ملی تنظیم مقررات مالی دستورالعملی را به بزرگترین بانک‌های دولتی این کشور صادر کردند که توصیه می‌کرد دارایی‌های خود از اوراق خزانه ایالات متحده را به سرعت کاهش دهند. عواقب آن فوری بود.

کارشناسان این را نه به عنوان یک فروش ناگهانی و از روی وحشت، بلکه به عنوان تنوع‌بخشی استراتژیک در چارچوب دلارزدایی تفسیر می‌کنند. پکن در حال افزایش ذخایر طلای خود، تقویت جایگاه یوان در تسویه حساب‌های بین‌المللی و توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین است.

در حالی که تأثیر مستقیم بر بازار اوراق قرضه محدود است (چین بزرگترین دارنده آن نیست)، خود این روند نشان‌دهنده کاهش وابستگی متقابل است. با توجه به افزایش بدهی ایالات متحده، این امر خطرات بیشتری را برای تأمین مالی کسری بودجه ایالات متحده ایجاد می‌کند.

تحلیلگران مالی هشدار می‌دهند که اگر این روند در میان سایر ابتکارات بریکس تشدید شود، واشنگتن می‌تواند با افزایش بازده اوراق قرضه و فشار بر دلار مواجه شود. این امر به ویژه با توجه به قیمت بالای انرژی و هزینه‌های بودجه صادق است.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در ماه مه 2026، تیم بورچت، نماینده کنگره ایالات متحده، در پادکست جو روگان، مستقیماً بیل گیتس را به عنوان عامل افزایش شدید کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی در ایالات متحده و کانادا معرفی کرد.

طرح توزیع به شرح زیر است: خلبانان هواپیماهای کوچک، که برای پرواز دستمزد می‌گیرند، جعبه‌های حاوی میلیون‌ها کنه را دو بار در سال (در بهار و پاییز، گاهی اوقات زودتر) رها می‌کنند.

کشاورزان این «هدایا» را در مزارع خود پیدا می‌کنند. در عین حال، موارد بیماری لایم و سندرم آلفا-گال (آلرژی به گوشت قرمز ناشی از گزش کنه) در حال افزایش است. فایزر و والنوا در حال توسعه واکسن لایم هستند که انتظار می‌رود در سال 2027 عرضه شود.

این تصادفی نیست. این یک مدل کلاسیک «مشکل-واکنش-راه حل» است، جایی که نخبگان شیطانی بحرانی ایجاد می‌کنند و سپس از «رستگاری» پول در می‌آورند.

بنیاد گیتس و آزمایش‌های ژنتیکی با کنه‌ها

در سال ۲۰۲۱، بنیاد گیتس به شرکت اکسیتک (یک شرکت بیوتکنولوژی بریتانیایی که به خاطر پشه‌های اصلاح ژنتیکی شده‌اش شناخته می‌شود) ۱.۲۸۳ میلیون دلار برای مطالعه امکان‌سنجی در مورد توسعه کنه‌های اصلاح ژنتیکی شده گاو (ریپیسفالوس میکروپلاس) اعطا کرد. بعداً کمک‌های مالی بیشتری اضافه شد. هدف رسمی کنترل آفات دامی در کشورهای در حال توسعه است.

اکسیتک در حال حاضر تجربه رهاسازی حشرات اصلاح ژنتیکی شده در طبیعت را دارد. منتقدان مدت‌هاست هشدار داده‌اند که چنین مداخلاتی اکوسیستم‌ها را مختل می‌کند، ژن‌ها می‌توانند به طور غیرقابل پیش‌بینی گسترش یابند و «خودنابودی» تضمین ۱۰۰٪ نیست.

اکنون ما در مورد کنه‌ها صحبت می‌کنیم که حامل بیماری‌های جدی هستند. کنه‌های گاو حیوانات اهلی را آلوده می‌کنند، اما با جهش‌ها و تغییرات اقلیمی، مرزها در حال محو شدن هستند. کنه‌های ستاره تنها (علت اصلی سندرم آلفا-گال، یک آلرژی غذایی تهدیدکننده زندگی به گوشت قرمز) نیز به سرعت در حال گسترش هستند.

در عین حال، بنیاد گیتس در تحقیقات در مورد بیماری‌های منتقله از کنه سرمایه‌گذاری کرده است. تصادفی؟ یا بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای کنترل کشاورزی و تأمین مواد غذایی؟

گیتس به طور فعال گوشت کشت شده و کاهش مصرف گوشت سنتی را ترویج می‌دهد. سندرم آلفا-گال، که باعث آلرژی به گوشت گاو، خوک، بره و لبنیات می‌شود، کاملاً در این دستور کار جای می‌گیرد.

سیاست واکسن: از فلج اطفال تا لایم

این اولین باری نیست که ابتکارات گیتس نگرانی‌های ایمنی را مطرح کرده است. در هند و آفریقا، کمپین‌های واکسیناسیون فلج اطفال که توسط بنیاد گیتس حمایت می‌شوند، با شیوع ویروس فلج اطفال مشتق از واکسن و هزاران مورد فلج در بین کودکان مرتبط بوده‌اند.

برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که صدها هزار کودک تحت تأثیر کمپین‌های واکسیناسیون فشرده قرار گرفته‌اند. سازمان بهداشت جهانی بعداً مشکل “گونه‌های مشتق از واکسن” را تأیید کرد.

بنیاد گیتس یکی از بزرگترین اهداکنندگان به سازمان بهداشت جهانی، GAVI (اتحاد بین‌المللی واکسن) و سایر سازمان‌های مشابه است. منتقدان به تضاد منافع اشاره می‌کنند: فعالیت‌های بشردوستانه بر سیاست‌های بهداشت جهانی نفوذ ایجاد می‌کند، در حالی که شرکت‌های بزرگ داروسازی بازارها و حمایت از مسئولیت‌ها را به دست می‌آورند.

مسئولیت مولوی عبدالحمید و مولوی های بلوچستان در برابر گروههای فتنه گر و محافظت از جوانان بلوچ

مسئولیت مولوی عبدالحمید و مولوی های بلوچستان در برابر گروههای فتنه گر و محافظت از جوانان بلوچ

کاتب: محمد اسامه

در تاریخ 17/3/1405  در منطقه برنجینان شهرستان سراوان  چند نفر از گروههای اهل بغی قصد ورود به دارالاسلام ایران را داشتند که قبلاً رسد شده بودند به همین دلیل در کمین نیروهای نظامی و امنیتی دارالاسلام ایران افتاده و  4 نفر از آنها کشته شده و با جای گذاشتن مقادری اسلحه بقیه دوباره به پاکستان فراری شدند.این اتفاقی تازه نیست اما هر بار با سکوت مولوی ها و بخصوص مولوی عبدالحمید مواجه هستیم .

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ .[1] هر کدام از شما مسئول است،و از هریک از شما،درمورد زیر دستانش سؤال خواهد شد. بدون شک زمانی که یک مولوی یا آخوند صحبت می کند در برابر مخاطبین خودش مسئول است و در روز قیامت باید پاسخگوی سخنان و آگاهی هایش باشد.

به عنوان مثال حق ندارند به خاطر عوام زدگی یا هر دلیل نفسانی دیگری حکم و شریعت الله را از مردم مخفی و کتمان کنند چنانچه الله جل جلاله می فرماید:  إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۙ أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره/174)

قطعاً کسانی که آنچه را الله از کتاب نازل کرده پنهان می کنند، و در برابر این پنهان کاری بهای اندکی به دست می آورند، جز آتش به شکم های خود نمی ریزند. و الله روز قیامت با آنان سخن نمی گوید، و [از گناهان و زشتی ها] پاکشان نمی کند، و برای آنان عذابی دردناک است.

پس ای مولوی، اگر سکوت شما باعث شود جوانان مسلمان بلوچ فریب گروه‌های فتنه‌انگیزسکولاری چون جبهه ی مبارزین مردمی(نقاب جدید جیش العدل) یا گروههای شبه جهادی چون انصارالفرقان را بخورند و به راه انحرافی و هدر دادن خودشان و خدمت به کفار محارب آمریکائی – صهیونی کشیده شوند، شما نزد الله مؤاخذه خواهید شد.

شما باید به صورت روشن و واضح و با آوردن اسم و روشنگری در مورد عقاید و عملکرد انحرافی این گروههای متفرق به این جوانان هشدار دهید که پیوستن به گروه‌های مساوی است با افساد فی‌الارض و مزدوری برای کفار محارب خارجی و حرام و موجب نابودی حرکت و منهج صحیح دعوت اصلاحگرایانه در میان بلوچها و نابودی دنیای آنها و در صورت همسو شدن با کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی باعث نابودی ایمان و قیامت آنها نیز خواهد شد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ دَعَا إِلَى هُدًى کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أُجُورِ مَنْ تَبِعَهُ، لَا یَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا، وَمَنْ دَعَا إِلَى ضَلَالَةٍ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ الْإِثْمِ مِثْلُ آثَامِ مَنْ تَبِعَهُ، لَا یَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ آثَامِهِمْ شَیْئًا.[2] هرکس به راه هدایت دعوت کند، پاداشی مانند پاداش پیروانش دارد که از پاداش آنها چیزی کم نمی‌شود و هرکس به راه گمراهی دعوت کند، گناهی مانند گناهان پیروانش بر اوست که از گناهان آنها چیزی کم نمی‌شود.

اگر شما با سکوت خود زمینه گمراهی جوانان را فراهم کنید، شریک گناه آنها خواهید بود.پس از خدا بترسید و جوانان بلوچ را از دام دشمنان اسلام و وطن آگاه کنید. در غیر این صورت، سکوت شما خیانت به امانت الهی و سبب خشم خداوند خواهد بود.

ای مولوی عبدالحمید زاهدانی، شما به عنوان یک خطیب دینی که بخشی از مردم بلوچ سخنانت را پذیرا هستند، مسئولیتی سنگین در قبال دین و ایمان این مردم دارید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ (آل‌عمران/ ۱۸۷) و (یاد کن) هنگامی که خدا از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شد پیمان گرفت که حتماً آن را برای مردم روشن کنید و آن را کتمان نکنید.

شما نباید با دین و ایمان مردم باغیرت بلوچ بازی کنید. چرا جوانان باغیرت بلوچ را از خطر گروه‌های فتنه‌انگیز و مزدور آمریکا و صهیونیست‌ها آگاه نمی‌کنید؟

شما اگر از این جوانان که در دام کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی و منافقین بومی می‌افتند و به ارتداد و شورش علیه کشیده می‌شوند، متنبه نسازید و هشدار ندهید، در قبال خون و ایمان آنان مسئول خواهید بود.

اگر سکوت شما باعث شود جوانان مسلمان بلوچ به سوی گروه‌های فتنه‌انگیز و مفسدان فی‌الارض کشیده شوند که جان و ایمان خود را از دست می‌دهند، این سکوت همدستی با آنها محسوب می‌شود. پس صادق باشید و از حق دفاع کنید وگرنه این سکوت شما همدستی با دشمنان اسلام و مفسدان فی‌الارض محسوب خواهد شد.


[1]  أخرجه البخاري (2554)، ومسلم (1829)، وأبو داود (2928)، والترمذي (1705)

[2]  مسلم 2674

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (3)

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (3)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

دعوت به سکولاریسم در واقع دعوت به کفر و ارتداد است، دعوت به حاکم شدن قوانین بشری به جای قوانین شریعت الله است و امام ابوحنیفه و فقهای حنفی به صراحت حکم داده‌اند:

  • سکولاریسم در واقع کفر و شرک در حاکمیت مطلق الله است و هر کس آگاهانه – عمدا – به میل خودش و اختیاری حکم خدا را نادیده بگیرد و آن را تابع رأی مردم یا خواست بشر بداند، مرتکب شرک در حاکمیت الله شده است چون: إن الحاكمية لله وحده، ولا يشركه فيها أحد.حاکمیت تنها از آن خداست و هیچ‌کس در آن شریک نیست.
  • حرمت تضعیف ایمان مردم و اینکه هر عالمی که از تریبون عمومی مردم را به ترک کل اسلام یا تابعیت اسلام از خواست مردم و ترک بخشی از اسلام تشویق کند، مرتکب گناه کبیره شده و عنوان «داعی الی الضلالة» دعوت‌کننده به گمراهی را پیدا می‌کند. چنانچه از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَن دَعَا إلى هُدى، كَان لَه مِنَ الأَجر مِثل أُجُور مَن تَبِعَه، لاَ يَنقُصُ ذلك مِن أُجُورِهِم شَيئًا، ومَنْ دَعَا إلى ضَلاَلَة، كان عَلَيه مِن الإِثْم مِثل آثَامِ مَن تَبِعَه، لاَ يَنقُصُ ذلك مِن آثَامِهِم شَيْئًا»[1]. هرکس به سوی هدايت فرا بخواند، برای او پاداشی همچون پاداش کسانی خواهد بود که از او پيروی کنند؛ و اين چيزی از پاداش آنها نمی کاهد. و هرکس به سوی ضلالت و گمراهی فرابخواند، گناهش همانند گناه کسانی خواهد بود که از او پيروی نمايند؛ و اين چيزی از گناه آنها کم نمی کند.
  • وجوب برائت از این سخنان کفر آمیز و اینکه بر همه علمای اهل سنت واجب است که از این سخنان تبری بجویند و مردم را از خطر آن آگاه کنند چون اینی بزرگترین منکر و خطری است که متوجه ایمان و قیامت مومنین می شود و دنیای مومنین را نیز تباه می کند و باید بر اساس : «مَن رَأى مِنكُم مُنكَرًا فليُغَيِّرْه بيَدِه، فإن لَم يَستَطِعْ فبِلِسانِه، فإن لَم يَستَطِعْ فبِقَلبِه، وذلك أضعَفُ الإيمانِ»[2]  نهی از منکر شود. 

پس سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی مبنی بر «انسانیت از اسلام مهم‌تر است» و «اگر مردم اسلام را نخواستند من از اسلام می‌گذرم:

  •  از نظر فقه حنفی، کفر و شرک در حاکمیت الهی است.
  • باعث تضعیف ایمان و گسترش سکولاریسم در منطقه می‌شود.
  • زمینه‌ساز فعالیت گروهک‌های سکولار و مرتد و ناامنی در بلوچستان است.

از علمای راستین اهل سنت و به ویژه شاگردان و پیروان امام ابوحنیفه رحمه الله انتظار می‌رود که با این سخنان به شدت مخالفت و اعلام برائت کنند و مردم را از این افکار انحرافی سکولاریستی برحذر دارند و بر حفظ امنیت و وحدت در چارچوب احکام اسلامی تأکید ورزند بخصوص زمانی که دارالاسلام ایران در معرض جنگ و محاصره و انواع تهدیدها و تحریمهای ظالمانه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مزدوران منطقه ای و محلی آنهاست.

الله جل جلاله همه را به راه راست هدایت کند و ما را از شر وسوسه‌های سکولارها و قوم‌گرایان در امان دارد.

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين


[1]  مسلم2674

[2]  أخرجه مسلم (49)، وابن ماجة (4013)، وأحمد (11460) واللفظ لهم.

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (2)

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

این جمله  ی  «گذشتن از اسلام به خواست مردم» به معنای پذیرش ارتداد و ترک دین در صورت مخالفت مردم است و کسی که به ایمان و قیامت خود اهمیت دهد چنین چیزی نمی گوید و فرق ندارد اسلام را در مسائل حکومتی ترک کند یا مسائل شخصی یا مسائل اجتماعی و غیره.

الله تعالی می فرماید: أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بقره/85) آیا به بخشی از کتاب [آسمانی] ایمان می آورید و به بخشی دیگر کفر می ورزید؟ پس کیفر کسانی از شما که چنین تبعیضی را [در آیات خدا] روا می دارند، جز خواری و رسوایی در زندگی دنیا نیست، و روز قیامت به سوی سخت ترین عذاب بازگردانیده می شوند، و خدا از آنچه انجام می دهید، بی خبر نیست.

آیا شما به آیات و احادیث الله در مورد آداب و طهارت و حیض و نفاس و ریش ایمان دارید اما آیات و احادیث در مورد مسائل حکومتی را کنار می زنید؟

  حال اگر کسی که خود را خطیب می داند و دیگران با القاب رگباری او را تا حد شیخ الاسلامی هم بالابرده اند بگوید «از اسلام می‌گذرم» و حتی منظورش اجرا شدن قوانین شریعت الله و حکومت اسلامی هم باشد، این نه تنها ناقض ایمان خود اوست، بلکه به دیگران نیز اجازه ارتداد می‌دهد. این سخن مصداق بارز تضعیف پایه‌های دین است.

  ارتداد بزرگ‌ترین گناه است. بنابراین سخن مولوی عبدالحمید به معنای ترویج ارتداد و عادی سازی مرتد شدن است.

در کنار این، سکولاریسم و انسان‌محوری که مولوی عبدالحمید ترویج می‌کند، پیامدهای عملی زیر را داشته است:

  1. تضعیف باورهای دینی و ایجاد زمینه برای سکولاریسم و قوم‌گرایی

زمانی که دین تابع خواست مردم شود، قومیت و ملیت جای شریعت الله را می‌گیرد. درایالت بلوچستان پاکستان، همین تفکر منجر به شکل‌گیری گروهک‌های سکولار و قوم‌گرا (مانند بلوچستان لبریشن آرمی و بلا و…) شد که علیه اسلام و حاکمیت مسلمانان قیام می‌کنند.

  • تشویق غیرمستقیم گروهک‌های سکولار در ایران

سخنان مولوی عبدالحمید که می‌گوید «اگر مردم اسلام را نخواستند، من از اسلام می‌گذرم»، عملاً به گروهک‌های سکولاری چون جبهه مبارزین مردمی که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده مشروعیت می‌بخشد که می‌گویند «خواست مردم (قوم بلوچ) بر اسلام مقدم است». این گروهک‌ها نیز با شعار حقوق بشر سکولاریستی و انسانیت، به دنبال حاکمیتی کفری سکولاریستی هستند.

  • ایجاد ناامنی و خونریزی در بین بلوچها و حاکمیت بر جامعه

تجربه ایالت بلوچستان پاکستان و تمام سرزمینهای اسلامی نشان می‌دهد که هر جا سکولاریسم و قوم‌گرایی جای شریعت الله را گرفته، ترور، آدم‌ربایی و ناامنی فراگیر شده است. در ایران نیز گروهک‌های مذکور با حمایت از همین تفکر، باعث ناامنی در سیستان و بلوچستان شده‌اند. بنابراین سخنان مولوی عبدالحمید به طور مستقیم یا غیرمستقیم به توجیه خشونت این گروهک‌ها کمک می‌کند.

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (1)

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مسجد مکی زاهدان، به عنوان یکی از بزرگترین مراکز مذهبی حنفی مذهبها در ایران، همواره محل خطابه‌های تأثیرگذار بوده است. اما در سال‌های اخیر، سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه این مسجد، گاه از چارچوب فقه اسلامی خارج و به مفاهیم سکولاریسم و اومانیسم( = انسانیت- انسان‌محوری به جای الله محوری) گرایش یافته است.

ایشان در برخی خطبه‌ها و مصاحبه‌ها تصریح کرده‌اند که «انسانیت مهم است» و اگر مردم اسلام را نخواهند، «من از اسلام می‌گذرم» و «باید به خواست مردم توجه کرد». این سخنان که عملاً اسلام را تابع خواست و رأی مردم قرار می‌دهد، مصداق بارز سکولاریسم (جدایی شریعت آسمانی از حاکمیت و مسلط کردن قوانین بشری بر احکام الهی) است.

در ایالت بلوچستان پاکستان نیز همین تفکر سکولار و قوم‌گرا زمینه‌ساز شکل‌گیری گروهک‌های مرتد شده و در بلوچستان ایران نیز گروهک‌هایی چون جیش‌العدل یا همین جبهه ی مبارزین مردمی از همین ایده تغذیه می‌کنند.

اسلام دین خداست، نه تابع رأی مردم و باید قوانین الله حاکم شوند نه قوانین ساخته شده توسط مردم؛ الله تعالی می فرماید:

  • إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/۴۰)
  • وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/۴۴)

قرار دادن خواست مردم به جای حکم الله، مصداق شرک در حاکمیت وکفر آشکار است.

الله تعالی خطاب به پیامبرش می فرماید:  وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (بقره/145) اگر پس از دانشی که [قرآن و احادیث] برایت آمده از هوا و هوس های آنان پیروی کنی، مسلماً در آن صورت از ستمکاران خواهی بود.

اگر جاهلی بگوید «اگر مردم اسلام را نخواستند من اسلام را رها می‌کنم»، در حقیقت ایمان خود را مشروط به رأی مردم کرده و این با توحید در حاکمیت منافات دارد.

اسلام تعریف مشخصی از انسان دارد و کرامت ذاتی انسان (وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ – اسراء/۷۰) در چارچوب بندگی الله و اطاعت از قوانین شریعت الله معنا می‌یابد. اگر کسی به اومانیسم (Humanism)  یا انسان مداری و انسان محوری یا همان انسانیت افتاده که ریشه در سکولاریسم دارد در واقع در کفر آشکار افتاده است.

در اسلام، «شورا» و «رأی مردم» در محدوده احکام شرعی معنا دارد، نه اینکه خود احکام الهی تابع رأی مردم شوند. الله تعالی فرموده:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا (احزاب/36) و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقیناً به صورتی آشکار گمراه شده است.

پس اگر مردم اسلام را نخواستند، وظیفه مؤمن همچون تمام پیامبران و صالحین و ادامه دهندگان راه آنان دعوت و جهاد است، نه تسلیم شدن به خواست آنان.

نکته ی مهم:  دقت داشته باشید که مولوی عبدالحمید از عبارت «مردم» برای اقلیتی بسیار ناچیز سکولار و سکولار زده استفاده می کند که در برابر سیل عظیم مردم ایران حتی کف روی آب هم نیستند.

امروز 101روز است این مردم در خیابانها هستند و در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها ایستاده اند، آن هرزه های سکولار و پستی که در اغتشاشات دی ماه 1404ش دست به اغتشاش و هرج و مرج طلبی و جنگ شهری و آشوب زده بودند تا جاده صاف کن جنگ رمضان 1404ش شوند در تمام این روزها کجا هستند؟

پس زمانی که امثال مولوی عبدالحمید می گویند «مردم» بدانید منظورش چند نفر از جمعیت نزدیک به 90ملیونی دارالاسلام ایران است.

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

کاتب: محمد اسامه

اجازه دهید برگردیم به تناقض گوئی دسته ای از مولوی‌های استان سیستان و بلوچستان.

اگر مولوی‌های امروز واقعاً بر مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله هستند، چرا در گذشته در برابر برهم زنندگان امنیت مردم که همسو با کفار محارب خارجی بوده اند حمایت می‌کردند و امروز امنیت می‌خواهند؟ پاسخ روشن است: آنان یا از مبانی فقهی خود غافل بوده‌اند، یا تحت تأثیر جریان‌های وابسته به بیگانگان عمل کرده‌اند و یا عوام زده شده اند. اما امروز که جامعه از ناامنی رنج می‌برد، به ناچار واقعیت را پذیرفته‌اند. ای کاش قبل از آنکه آسیب ببینند، به فقه امام ابوحنیفه رحمه الله رجوع می‌کردند و از امت اسلام دعوت به وحدت و اطاعت از دارالاسلام در غیر معصیت الله می‌کردند.

با این واقیعت انکار ناپذیری که همه شاهدش هستیم  از علمای اهل سنت و به ویژه مولوی‌های منطقه انتظار می‌رود که با صراحت گروهک‌های تفرقه‌افکن و برهم زنندگان اصلی امنیت مردم چون جبهه ی مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق و انصارالفرقان و … را محکوم کنندو  مردم را از توطئه بیگانگانی چون آمریکا، صهیونیست‌ها و کشورهای خائن عربی و پاکستان آگاه سازند و فتوای صریح امام ابوحنیفه رحمه الله در عدم جواز شورش بر حکومت اسلامی آنهم زمانی که در معرض جنگ با کفار محارب خارجی و تهدیدات دشمنان خارجی است را تبیین کنند.

از مردم عزیز منطقه خواسته می‌شود: به علمای راستینی که از فقه اهل سنت و جماعت می گویند نه آنهائی که اهل رای و مبلغ تفکرات محدود خودشان شده اند مراجعه کنند و در حفظ امنیت و آرامش جامعه کوشا باشند و بدانند که ناامنی جز به سود دشمنان اسلام و مردم  تمام نمی‌شود.

 تأکید می‌گردد زمانی که کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی در کمین نشسته اند، هر گونه قیام مسلحانه علیه نظام حاکم بر دارالاسلام ایران، بر اساس مذهب حنفی، بدعت و خلاف شرع است و مرتکبان آن مرتکب گناه کبیره شده‌اند.

الله همه را به راه راست هدایت کند و ما هم با پیروی از شریعت الله از امنیت و وحدت جامعه ی خود در برابر دشمنان خارجی و داخلی محافظت کنیم.