اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

اراده‌ی مومنین شریعتگرا فراتر از حصارهای استعماری در پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

اعلام مدافعانه‌ی شهباز شریف، نخست‌وزیر دولت سکولار پاکستان، مبنی بر تقویت حصارکشی‌های مرزی با افغانستان به بهانه‌ی امنیت، بار دیگر نشان داد که حکام دست‌نشانده چگونه برای حفظ میراث استعمار انگلیس، میلیاردها روپیه از سرمایه‌ی مسلمین را صرفِ جدایی میان برادران ایمانی می‌کنند. اما آنان نمی‌دانند که این دیوارها در برابر اراده‌ی پولادین «جان‌فدایان اسلام»، لرزان‌تر از شیشه است.

مرزهایی که امروزه حکام سکولار از آن دفاع می‌کنند، خطوطی است که توسط دشمنان انگلیسی و غربی (همچون سایکس-پیکو در بلاد عرب و دیورند در خراسان بزرگ و روسها در آسیای میانه و قفقاز) برای تکه‌تکه کردن پیکره‌ی واحد امت اسلام ترسیم شده است.

واقعیت تاریخی نشان داده است که این مرزها نه برای امنیت، بلکه برای تضعیف قدرت دارالاسلام و امارت‌های اسلامی و ایجاد درگیری بین قبایل مسلمان ساخته شده‌اند. از منظر اسلام، تقسیم دارالاسلام به ملت-دولت‌های سکولار، بدعتی کفرآمیز است.

در قاموس وحی، ملاکِ مرزبندی، «ایمان و کفر» است، نه «خاک و نژاد». حصارکشی بین دو سرزمین اسلامی (افغانستان و پاکستان) که هر دو پاره‌ی تن دارالاسلام هستند، خلاف صریح نصوص دینی است.

قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/92) همانا این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شما هستم، پس مرا عبادت کنید.

ار نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : المُسلِمونَ كرَجُلٍ واحِدٍ، إنِ اشتَكى عَينُه اشتَكى كُلُّه، وإنِ اشتَكى رَأسُه اشتَكى كُلُّه.[1] مسلمان (باہم) ایک انسان کی طرح ہیں، اگر اس کی آنکھ میں تکلیف ہو تو سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے اور اگر سر میں تکلیف ہو تو اس کے سارے جسم کو تکلیف ہوتی ہے.

تقسیم این تن واحد با سیم‌خاردار و دیوارهای فولادی، دهن‌کجی به این اصل اصیل اسلامی است.

امامان اهل‌سنت و جماعت متفق‌القول‌اند که تمامی بلاد مسلمین، حکم «دارالاسلام» را دارند و جابجایی مسلمانان در این اراضی نباید با موانع کفار محدود شود.

فقها معتقدند که مرزبندی به شیوه‌ی سکولاریستی (Nationalism) که مانع از نصرتِ برادران دینی شود، غیرشرعی است. حصارکشی برای جلوگیری از تردد مجاهدین و مؤمنانی که قصد حفظ کیان اسلام را دارند، معاونت با دشمن و پذیرش قواعد کفر (حقوق بین‌الملل سکولار) است.

شهباز شریف و همفکران او گمان می‌کنند با تجهیزات نظارتی پیشرفته و دیوارهای بتنی می‌توانند جلوی نفوذ «نور خدا» و حرکت «مجاهدین شریعت‌گرا» را بگیرند. اما هرگاه ایمان با اراده‌ی جهادی گره بخورد، سخت‌ترین حصارها پودر خواهند شد.

برای کسی که جانش را در کف دست گرفته تا مرزهای ایمان را حفظ کند، این دیوارها تنها یک «پرده‌ی شیشه‌ای» است که با اولین تکبیر صادقانه فرو می‌ریزد. قدرت واقعی در «تکنولوژی غرب» نیست، بلکه در «نصرت الله» است.

ایمان واقعی حکم می‌کند که مرزهای جغرافیایی ساخته‌ی دست بشر، نباید مانع از ادای تکالیف الهی شود. حکام پاکستان با هزینه‌کرد میلیاردها روپیه برای بستن مرز بر روی برادران افغان خود، در حقیقت در حال ساختن «زندانی برای امت» هستند تا رضایت اربابان غربی خود را جلب کنند.

ای حکام ترسو سکولار و ای پاسبانان میراث انگلیس، بدانید که امت بیدار اسلام، این حصارها را به رسمیت نمی‌شناسد. غیرت جهادی در رگ‌های جوانان این مرز و بوم، فراتر از هر سیم‌خاردار و راداری است. روزی که پرچم توحید بر کل منطقه به اهتزاز درآید، این دیوارهای تفرقه، گواهی بر ذلت و کفرِ سازندگانش خواهد بود.


[1]  البخاري 6011 بمعناه، ومسلم 2586

د «ردالظلم» عملیات د قانوني دفاع په توګه

د «ردالظلم» عملیات د قانوني دفاع په توګه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

د دارالکفر (پاکستان) د حملو په غبرګون کې، د دارالاسلام افغانستان اسلامي امارت حکومت د «ردالظلم» عملیات پیل کړل. دا اقدام د دفاعي ځواب په توګه او د افغان ملکي وګړو د وینې بهونې په غبرګون کې ترسره شو. د دغه عملیات موخه دا وه چې د افغانستان د هوایي حریم څخه سرغړونه او د افغانانو وینه تویول بې ځوابه پاتې نشي. د اسلامي حاکمیت د ساتنې لپاره نور اقدامات هم د اجرا په حال کې دي.

د خلکو مثبت غبرګون او د مخالفانو د چوپتیا له امله قهر

دا اقدام د ډېرو افغانانو په نظر د اسلامي حاکمیت دفاع او د خلکو د جائزې غوښتنې ته ځواب وګڼل شو. خو له بلې خوا، د دارالکفر پاکستان د حملو او د دارالاسلام افغانستان د هوایي حریم د څو ځلي سرغړونو په وړاندې د مخالف ډلو او جریانونو چوپتیا، د عامه قهر او نارضایتۍ لامل شوه.

 د مخالفانو د دارالکفر پاکستان سره د تړاو افشا کول

د بغاوتګرو مخالف ډلو (لکه احمد مسعود او نورو مرتد خیانتکارانو) د دغو پېښو په وړاندې چوپتیا، یا په ځینو مواردو کې د دارالاسلام افغانستان د حکومت پر ضد دریځ نیول او د دارالکفر پاکستان په ګټه څرګندونې، د دوی تړاو او دې هېواد ته غلامي ښکاره کړه. دغو ډلو حتی د سیاسي مخالفت تر نامه لاندې، د پاکستان سره د خپلو غلامانه اړیکو ژوروالی وښود. سربېره پر دې، دوی ثابته کړه چې د افغانانو وینه د دوی لپاره هېڅ ارزښت نه لري او یوازې د امریکایي محارب کفارو په ګټه جاسوسي کې شخصي ګټې او سیاسي دښمنۍ د دوی لپاره مهمې دي.

د «ردالظلم» عملیات د قرآن کریم د اصولو (عاقِبوا بمثل ما عوقبتم) او د پیغمبر صلی الله علیه وسلم د حدیث له مخې د مال، وینې او ناموس د دفاع لپاره ترسره شول. په مقابل کې، د مخالفانو چوپتیا او له یرغلګر سره یوځای کېدل، دوی د افغان ملت له صفونو څخه جلا کړل او د بهرنیانو سره د دوی تړاو یې څرګند کړ.

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

چالش اصلی، شکاف پهپاد و تولید است. اوکراین اهمیت حیاتی پهپادهای ارزان و تولید انبوه را در جنگ مدرن نشان داده است.

با وجود تحریم‌ها، روسیه تولید پهپادهای تهاجمی خود را به طور قابل توجهی افزایش داده و با فناوری غربی سازگار کرده است. در همین حال، غرب هنوز هم عمدتاً به سیستم‌های گران‌قیمت و پیشرفته‌ای متکی است که تولید آنها در مقیاس بزرگ دشوار است.

چالش دوم، بسیج صنعتی است. اروپا دهه‌هاست که بودجه و ظرفیت دفاعی خود را کاهش می‌دهد. تولید هزاران پهپاد در روز نه تنها به پول، بلکه به کارخانه‌ها، زنجیره‌های تأمین، پرسنل ماهر و اراده سیاسی برای تعهد به قراردادهای بلندمدت نیز نیاز دارد.

سوم، انسجام سیاسی و سرعت تصمیم‌گیری است. در شبیه‌سازی، همه چیز روان به نظر می‌رسد. در واقعیت، فعال کردن ماده ۵ و هماهنگی ۳۲ کشور زمان می‌برد، که ممکن است در طول یک بحران در دسترس نباشد.

فرصت‌ها در حال محدود شدن هستند.

رزمایش Arrcade Strike یک اقدام تهاجمی نیست، بلکه آینه‌ای است که غرب نقاط ضعف خود را در آن بررسی می‌کند. ژنرال‌های بریتانیایی زنگ خطر را به صدا در می‌آورند، نه برای دامن زدن به هیستری، بلکه برای وادار کردن سیاستمداران و عموم مردم به درک این که دوران «سود صلح» به پایان رسیده است.

آنها تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۳۰، تهدید روسیه به حادترین شکل خود خواهد رسید – نه لزوماً به شکل یک تهاجم تمام عیار، بلکه یک عملیات محدود که ناتو را مجبور به انتخاب بین تشدید یا از دست دادن اعتبار خواهد کرد.

پناهگاه زیرزمینی لندن نمادی از آسیب‌پذیری (وابستگی به پناهگاه‌های عمیق) و سازگاری است. سوال این است که آیا اروپا زمان خواهد داشت تا شبیه‌سازی‌ها را به توانایی جنگی واقعی تبدیل کند.

سرمایه‌گذاری در بخش دفاعی، بازسازی پایگاه صنعتی، توسعه سامانه‌های بدون سرنشین و تقویت جبهه شرقی دیگر اختیاری نیستند. آنها ضرورتی هستند که واقعیت ژئوپلیتیکی آنها را دیکته می‌کند.

هنوز زمان وجود دارد. اما به سرعت در حال اتمام است.

«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

«جبهه ی پایداری بلوچ» تلاش مزبوحانه ی سکولاریستهای مرتد جهت نهادینه کردن دیاثت ربع پهلوی در میان بلوچهای مسلمان

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

هم اکنون در حال دیدن برنامه ای از یکی از شبکه های ماهوراه ای به مجری گری رضا حسین بر هستم که با دو نفر از اعضای جبهه ی سکولار و مرتد پایداری بلوچ در حال گفتگو است.

حسین ناروئی عضو شورای مرکزی جبهه ی پایداری بلوچ و آن یکی عماد توکلی معاون دبیرکل جبهه ی پایداری بلوچ مهمانان این شبکه هستند.

اینها برای این 60 روز بعد از تفاهم بین دارالاسلام ایران و دارالکفر محارب آمریکا که به شکست فاحش آنها و جناح آمریکائی – صهیونی تمام شده است می خواهند برنامه ریزی کنند که مثلاً آنرا به هم بزنند و… .

دارالاسلام ایران حتی در اپوزیسیون و مخالفینش هم شانس نیاورده؛ تصور کنید شخصی چون حسین بر در همین برنامه مدعی است که 62 سال است در حال فعالیت و به قول خودش در حال مبارزه به سبک سکولاریستهاست اما همچون پیرکودکان و هرزه های طرفدار ربع پهلوی خودش را همسو با این مزدور بی غیرت و دیوث دست نشانده می داند.

البته عمالد توکلی هم در همین برنامه می گوید : جبهه ی ما فارغ از دین، گرایش سیاسی و قومیت فعالیت داریم و اصل و مهم برای ما ایران است و با پهلوی هم اعلام حمایت کرده ایم . از او نمی پرسیم که گرایش مذهبی و سیاسی تو چیه و یا اینکه در آینده چه حکومتی خواهد آمد؟ نه سنی داریم نه شیعه نه یهودی نه … ما ایرانی داریم.

جالب است اینها از کمونیستها تحت عنوان سوسیالیستها نام می برند و بعد از جمهوری خواهان و سلطنت طلبان و …

حسین بر هم با 62 سال فعالیت سکولاریستی می گوید ما باید صدای خود را به ترامپ برسانیم که صدای ما را بشنود و با ما صحبت کند و…

البته حسین بر  می گوید پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان هم بلوچ بودند و مادها و ساسانیان هم که کُرد بودند، طاهریان هم بلوچند، البته رستم فرخزاد هم بلوچ، تمام سالهای شکوه ایران در دست بلوچها بوده و…

به این نتیجه می رسد الان باید با ربع پهلوی دیوث هم مسیر شویم!!

نگاه کنید علی جوانمردی مدیر بخش فارسی صدای آمریکا در مورد ربع پهلوی می گوید: «کسی که مدعی پادشاهی آینده ایران است چرا باید زنش سه ماه با یک پورن استار اجاره‌ای به سه کشور تنهایی به سفر برود؟»

تام مورلی Tom Morley شوهر دوم و اجاره ای یاسمین پهلوی همسر رسمی رضا پهلوی است. فیلم‌های پورن مورلی تحت عنوان Mr. X Yoga در فضای مجازی وجود دارد اما او هنوز فیلمی از این فعالیت‌هایش یا یاسمین پهلوی به شکل عمومی منتشر نکرده است.

اگر می گوئیم هم مسیری سکولاریستهای مرتد با ربع پهلوی و تبلیغ برای آن در واقع تلاش جهت فرهنگی و نهادینه کردن دیاثت و بی غیرتی و حماقت است بدانید که بر اساس حقایق صحبت می کنیم نه اینکه به کسی تهمتی زده باشیم.

ای مومنین بلوچ، الگو و رهبر چنین بلوچهای سکولار و مرتدی چنین شخصی است در حالی که الله تعالی برای مومنین می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (احزاب/21) یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبرالله  الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به الله و روز قیامت امید دارد؛ و الله را بسیار یاد می کند.

سکولاریسم و هم مسیری با مرتدین سکولار یعنی کنار زدن شریعت الله و پذیرش دیوثی تحت شعار آزادی های فردی است.

اولین قدم سکولاریسم برای زن این است که حیای او را می گیرد و از مردم غیرتش را.

نگاه کن در چه مسیری قدم می گذاری و الگویت کیست؟

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

یک پناهگاه زیرزمینی در قلب لندن: بریتانیا و ناتو برای جنگ با روسیه آماده می‌شوند (ا)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در تونل‌های متروکه ایستگاه متروی چارینگ کراس لندن، نزدیک میدان ترافالگار و وایت‌هال دولت، ارتش بریتانیا و متحدان ناتو اخیراً یکی از جاه‌طلبانه‌ترین رزمایش‌های فرماندهی در دوران اخیر – حمله آرکید – را آغاز کردند.

افسران سپاه واکنش سریع متفقین (ARRC) که در لباس مسافران عادی در بالا، پایین، و در یک پناهگاه موقت و مقاوم پنهان شده بودند، یک درگیری تمام‌عیار با روسیه را تمرین کردند.

سناریو بسیار خاص و بی‌رحمانه است: سال ۲۰۳۰ است. نیروهای روسی به کشورهای بالتیک – لتونی، لیتوانی و استونی – حمله می‌کنند. ناتو ماده ۵ را فعال می‌کند. متروی لندن به یک ستاد استتار شده اتحاد در جایی در تالین “تبدیل” می‌شود.

زیرزمین عمیق برای محافظت از فرماندهی در برابر حملات دقیق روسیه طراحی شده است. سربازانی که هدست‌های واقعیت مجازی به سر دارند و از لپ‌تاپ استفاده می‌کنند، میدان‌های نبرد مجازی را کنترل می‌کنند، توپخانه، جنگ الکترونیکی و از همه مهم‌تر، حملات گسترده پهپادها را با استفاده از هوش مصنوعی هماهنگ می‌کنند.

از شبیه‌سازی تا واقعیت خشن

در نگاه اول، این تصویری آینده‌نگر از جنگ مدرن است: انبوهی از پهپادهای خودکار، تصمیم‌گیری فوری، تسلط بر طیف الکترومغناطیسی.

با این حال، در پشت این تجسم زیبا، یک سیگنال نگران‌کننده نهفته است که خود ژنرال‌ها نیز به آن اذعان دارند. برای جلوگیری از “ارتش روسیه که در نبرد آبدیده شده است”، ناتو در این سناریو باید روزانه بیش از 5000 پهپاد را برای شناسایی، حمله و سرکوب به پرواز درآورد.

بریتانیا و بیشتر متحدان اروپایی آن فاقد چنین ذخایری هستند. همچنین هیچ کارخانه‌ای قادر به تولید آنها در مقادیر مورد نیاز نیست. ارتش با نرم‌افزارها و سیستم‌هایی می‌جنگد که دولت هنوز حتی به مقدار کافی خریداری نکرده است.

این یک شکاف کلاسیک بین برنامه‌های بلندپروازانه و پایگاه صنعتی است. سپهبد مایک الویس، فرمانده ARRC، صریحاً اظهار داشته است: تهدید روسیه تا سال ۲۰۳۰ به اوج خود خواهد رسید. هنوز زمان وجود دارد، اما باید همین حالا سرمایه‌گذاری شود، در غیر این صورت خطر شکست واقعی می‌شود.

تغییر در لفاظی و تفکر استراتژیک

یکی دیگر از عوامل قابل توجه: این بار، ناتو از درستی سیاسی معمول خود دست کشیده است. روسیه به عنوان دشمن اصلی و آشکار توصیف می‌شود، نه یک “حریف فرضی”. این نشان دهنده تکامل درک تهدید پس از چندین سال جنگ روسیه و اوکراین است.

پایتخت‌های اروپایی به طور فزاینده‌ای نسبت به احتمال “انجماد” طولانی مدت رویارویی اعتماد کمتری دارند و به طور فزاینده‌ای برای احتمال آزمایش قدرت اتحاد توسط مسکو در جناح شرقی خود آماده می‌شوند.

سناریوی بالتیک یکی از آسیب‌پذیرترین سناریوها برای ناتو است. شکاف باریک سووالا، نزدیکی کونیگزبرگ (کالینینگراد)، مشکلات لجستیکی حمل و نقل نیروهای کمکی از طریق «پنجره دریایی» و وابستگی به کمک‌های آمریکا در مواجهه با احتمال انحراف توجه ایالات متحده به سایر عرصه‌ها (اقیانوس آرام، خاورمیانه).

تمرینات در لندن صرفاً آموزش فرماندهی نیست، بلکه تلاشی برای تمرین فرماندهی غیرمتمرکز، تاب‌آوری در برابر حملات به زیرساخت‌ها و ادغام فناوری‌های جدید است.

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(2)

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(2)

کاتب: محمد اسامه

با این وجود می بینم خطیبی که به ناحق و بدون داشتن علم و آثاری قابل توجه که شایسته ی لقب «شیخ‌الاسلام» باشد در خطبه‌های خود مفاهیمی را ترویج می‌کنند که با اساس عبادت و دین اسلام در تضاد است. و مسلمین را به سازش با کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی و دین سکولاریسم ترغیب می کند.

این شخص تا آنجا پیش می رود که می گوید «اگر مردم نخواهند، از اسلام می‌گذریم» که همین کلمات مصداق بارز خروج از دایره تسلیم در برابر امر الهی و ضربه زدن به عبادت و دین اسلام است. در اسلام، مشروعیت از «وحی» است، نه از تمایلات نفسانی اکثریت.

البته جهت توجیه این انحراف و کفری که بر زبان می راند مسائل مادی را مطرح می کند یعنی اگر حاکمیتی کافر سکولار به او امکانات بیشتری بدهد او حاکمیت اسلامی را رها می کند و این مخالف آنچیزی است که الله بیان می کند؛ لفطاً با دقت توجه کنید، الله تعالی در سوره ی قریش می فرماید:

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿١﴾ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿٢﴾

  • فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ ﴿٣﴾ پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند؛
  • الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿٤﴾
  • کسی که آنان را از گرسنگی نجات داد، و از ترس ایمنی شان بخشید.

یعنی در حاکمیت سکولار قریش که توسط پارلمان دارالندوه و به صورت دموکراسی مستقیم اداره می شد برای تمام ساکنان آن که مخالفتی با قوانین سکولاریستی آنها نداشتند، هم «رفاه» وجود داشت هم «امنیت» و انواع آزادی های بیان و غیره، اما الله تعالی انسان را فقط برای رفاه و امنیت در کفرورزی و انجام دادن انواع مفاسد عقیدتی و رفتاری و اخلاقی خلق نکرده است بلکه می فرماید:  وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56) و جن و انس را جز برای اینکه مرا عبادت کنند نیافریدیم؛ به همین دلیل الله تعالی در همین سوره ی قریش می فرماید: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و دیدیم که نه تنها رسول الله صلی الله علیه وسلم بلکه مادرمان خدیجه رضی الله عنه و آنهمه صحابه ی گرامی «رفاه» و «امنیت» خود را قربانی کردند تا «عبادت» و «دین» در تمام اجزای آن تنها مختص الله شود.  

پس تقلیل دین و عبادت به خدمات رفاهی، و زمانی این مولوی سکولار زده ای که همچون گروه منافقین به عقاید و ایمان و قیامت مومنین حمله ور شده و «عبادت» و «دین» را آنگونه که الله خواسته مورد حمله قرار می دهد می بینیم در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران حرکتی راه افتاده است به سوی دین سکولار که در آن مختص کردن عبادت و دین برای الله حذف و انسان جایگزین شده است.

این بزرگترین خطری است که هم اکنون توسط کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین (سکولار زده ها)ی بومی برای ایمان و قیامت مومنین به وجود آورده اند که باید در برابر این فتنه گران ایستاد. امام احمد بن حنبل رحمه الله در فتنه خلق قرآن، در برابر مروجین این انحراف ایستاد و فرمود دین با سازش و تقیه حفظ نمی‌شود.

امثال این مولوی ها و آخوندها و ماموستاها با «قیچی کردن» آیات و احادیث و تفسیرهای ساختگی، دقیقاً در هما سعی دارند ذلت در برابر سکولاریستها و بخصوص آمریکا و صهیونیسم را «تعامل سازنده» و «همزیستی» بنامند. آن‌ها مصداق آیه « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» هستند.

هر خطیب یا هر عالمی که مردم را به همسویی با سکولاریسم و کفار سکولار و اشغالگران آمریکایی، جنایتکاران صهیونیست و نظام‌های سکولار و مرتدین سکولار داخلی دعوت می‌کند، در حقیقت به دشمنی با عبادت و دین مسلمین مشغول است.

در کنار این می توانیم بگوئیم علمی که ثمره آن غیرت دینی نباشد و صاحبش را به آستان آمریکا و صهیونیسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی بکشاند، «علم شیطانی» است.

مردم مسلمان بلوچ در کنار سایر مومنین دنیا باید میان «عالمان ربانی» که در سخت‌ترین شرایط بر توحید و نفی طاغوت پای می‌فشارند، و «دین‌فروشان سکولار» که اسلام را قربانی خوش‌آمد غرب و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی می‌کنند، تفکیک قائل شوند.

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(1)

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(1)

کاتب: محمد اسامه

مردم دارالاسلام ایران برای سالها در معرض انواع تهدیدها و محاصره های ظالمانه ی آمریکا و شرکایش بوده است اما در دو جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش مستقیماً در معرض حملات وحشیانه ی آنها قرار گرفته است.

در این جنگهای تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و در زمانی که دارالاسلام ایران با هجمه‌های سنگین جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی، صهیونیسم بین‌الملل و طاغوت‌های دست‌نشانده روبه‌روست، تلخ‌ترین فاجعه، ظهور چهره‌هایی است که با نام شیخ، مولانا و مفتی و در لباس مبلغ مذهبی فعالیت دارند، اما زبانشان در خدمت جبهه کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی است. اینان همان «علماء السوء» هستند که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بیش از هر فتنه‌ای از آنان بر امت خویش بیمناک بود.

آنچه امروز به نام «سکولاریسم» یا همان جدایی دین از حاکمیت و زندگی اجتماعی انسانها ترویج می‌شود، در حقیقت چیزی جز همان شرک دوران جاهلیت و شرک کفار مشرک (سکولار) نیست.

الله متعال می‌فرماید: أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ (مائده/ ۵۰) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ برای اهل یقین، چه حکمی از حکم الله بهتر است؟

مشرکین قریش نیز منکر وجود الله نبودند، بلکه منکر «حاکمیت» و «قانون الله» در امور زندگی خود بودند. سکولاریسم امروز نیز با الغای حاکمیت الهی، انسان یا اکثریت را به جای الله نشانده است که این عین شرک در «حاکمیت» و دشمنی با قانون شریعت الله است.

کفار سکولار همیشه در پی معامله بر سر قوانین شریعت الله بوده اند و با هر کسی که بر سر شریعت الله معامله کند اهل سازش بوده اند چنانچه الله تعالی می فرماید: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ (قلم/9)دوست دارند سازش کنی تا سازش کنند.

سران سکولار قریش حتی به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد دادند که یک سال آن‌ها الله او را بپرستند و یک سال او بت‌های آنان را. اما وحی الهی با قاطعیت نازل شد:

  • قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿١﴾بگو: ای کافران
  • لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ آنچه را شما عبادت می کنید، من عبادت نمی کنم.
  • وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ و نه شما آنچه را من عبادت می کنم، عبادت می کنید.
  • وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ﴿٤﴾ و نه من آنچه را شما عبادت کرده اید، عبادت می کنم
  • وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٥﴾ و نه شما آنچه را که من عبادت می کنم، عبادت می کنید.
  • لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿٦﴾ دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.  

عبادت یعنی : 1- امور عقیدتی 2- قلبی 3- زبانی 4- بدنی 5- بدنی

و دین هم یعنی :

  1. قدرت حکومتی
  2. قانون و برنامه
  3. اطاعت و فرمانبرداری
  4. مجازات و پاداش

الله می خواهد عبادت و دین تنها متعلق به خودش باشد و هر کسی هر یک از اجزای عبادت و دین را به مخلوقات بدهد مرتکب شرک شده است.

  • إِيَّاكَ نَعْبُدُ (فاتحه/5)
  • أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ (زمر/3)

بیانگر این حقیقت غیر قابل انکار است.

 «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ» هم یعنی کمترین گرایش به سوی مشرکین (سکولاریستها) برابر است با ضربه زدن به عادت و دین مسلمین.

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی عبدالکریم حسین‌پور در سراوان با تأکید بر ضرورت حفظ امنیت، نقش بزرگان و مردم در مقابله با ناامنی را مهم دانست و خواستار تلاش بیشتر مسئولان برای رفع مشکلات اقتصادی و خدمت‌رسانی به مردم شد.

این مولوی در سخنان خود می گوید: “از شما نمازگزاران محترم و همچنین از جناب استاندار محترم، نمایندگان و همه مسئولانی که شبانه‌روز برای رفاه و امنیت این ملت بزرگوار تلاش می‌کنند، قدردانی و تشکر داریم. این ملت، ملتی همیشه در صحنه و وفادار به کشور بوده و هست و ان‌شاءالله امنیت و رفاه آنان بیش از پیش تأمین گردد.

عزیزی که درباره ناامنی سخن گفت، سخنش بحق بود؛ چرا که در منطقه سراوان گاهی امنیت برهم زده می‌شود. اما آنچه بسیار اهمیت دارد این است که من و شما نیز در حفظ امنیت نقش خود را ایفا کنیم. کسانی که امنیت را برهم می‌زنند، غالباً از میان خود ما هستند؛ فرزند من و شما، هم‌طایفه و هم‌محله ما. البته ممکن است افرادی در پشت صحنه باشند و برخی افراد را تحریک کنند، اما در نهایت این افراد به جامعه ما وابسته‌اند.

اگر بزرگان، معتمدان و ریش‌سفیدان با همکاری یکدیگر این افراد را شناسایی کرده و مانع اقدامات آنان شوند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. و اگر لازم شد، می‌توان از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز کمک گرفت تا جلوی کسانی که به دنبال خون‌ریزی و برهم زدن امنیت مردم هستند گرفته شود.

امیدواریم مسئولان محترم، به‌ویژه جناب استاندار بومی و محبوب، همان‌گونه که تاکنون تلاش کرده‌اند، تلاش مضاعفی نیز داشته باشند. همچنین نماینده محترم و هر مسئولی که در هر بخشی از این کشور مسئولیتی برعهده دارد، وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد و برای خدمت به مردم بکوشد.”

این سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور در ضرورت رعایت مسائل امنیتی واقعیتی است که همه یما می بینیم اما گاه با فراافکنی سعی داریم ناامنی به وجود آمده توسط گروههای مسلح و جاهلین میان بلوچها را انکار کنیم؛ این سیاست فریبکارانه هیچ دردی از ما درمان نخواهد کرد، چون مردم ایران در همان قدم اول می گویند چرا سایر استانها امنیت دارند اما استان سیستان و بلوچستان اینهمه ناامنی در آن وجود دارد؟

نمی توان این نا امنی را به مسائل قومیتی و مذهبی ربط داد چون در ایران بیشتر از 28 قومیت کوچک و بزرگ و نزدیک به 180 لهجه وجود دارد و علاوه برآن استانهای مختلف ایران دارای پیروان مذاهب اهل سنت و جماعت هستند و تنها بلوچستان نیست که مذهب اهل سنت دارد؛ پس سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور عین واقعیت است و مشکل ناامنی به خود بلوچها برمی گردد و بلوچهای حنی مذهب باید با کمک نیروهای امنیتی و انتظامی بر این مشکل فائق آیند.

پیام مهم تحریک طالبان پاکستان به علمای پاکستان

پیام مهم تحریک طالبان پاکستان به علمای پاکستان

مفتی ابو منصور عاصم، امیر تحریک طالبان پاکستان می گوید:

در این‌جا مایلم علمای حقِ پاکستان را مخاطب قرار دهم که ما جهاد خود را بر اساس فتاوای علمای پاکستان و مشایخ پاکستان آغاز کرده بودیم؛ جهادی که آن را جهاد دفاعی خود می‌دانیم. اگر همین علمای پاکستانی با دلایل و استدلال‌ها ما را قانع و مطمئن سازند، ما بی‌دلیل و صرفاً از روی علاقه به جنگ، جنگ‌طلب نیستیم.

و اگر نتوانند ما را قانع کنند، از علمای پاکستان درخواست می‌کنیم که بی‌جهت، به خواست دشمن یا در نتیجه‌ی طمع و منفعتی، علیه ما فتاوای نادرست صادر نکنند و با ما مخالفت نورزند؛ زیرا روزی خواهد آمد که هم ما و هم شما باید در پیشگاه الله تعالی حاضر شویم.

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

جبهه دیگر، بازار هوش مصنوعی است. سرمایه‌گذاری‌های کلان در مراکز داده، پردازنده‌های گرافیکی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی منجر به تمرکز سرمایه در گروه کوچکی از شرکت‌ها (انویدیا و دیگران) شده است که بخش قابل توجهی از شاخص‌هایی مانند S&P 500 را تشکیل می‌دهند.

تحلیلگران از “حبابی در حباب” صحبت می‌کنند، جایی که تأمین مالی در بحبوحه هزینه‌های بالای انرژی و خطرات ژئوپلیتیکی ناپایدار به نظر می‌رسد.

واکنش چین، با تراشه‌های مقرون به صرفه و جذب استعداد، می‌تواند تسلط آن را بیشتر تضعیف کند. اگر پکن به تضعیف شرکت‌های میان‌رده و توسعه مدل‌های هوش مصنوعی خود ادامه دهد، غول‌های آمریکایی نه تنها در فناوری، بلکه در قیمت نیز با رقابت مواجه خواهند شد.

محدودیت‌های انرژی و وابستگی به تولید تایوانی (TSMC) آسیب‌پذیری‌هایی را به زنجیره‌های تأمین اضافه می‌کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی و بلندمدت

جنگ اقتصادی در حوزه فناوری و امور مالی، تجزیه اقتصاد جهانی را تسریع می‌کند. به جای یک زنجیره تأمین یکپارچه، بلوک‌های موازی در حال شکل‌گیری هستند: یکی به سمت غرب و دیگری به سمت چین و شرکای آن. این امر هزینه‌ها را برای همه شرکت‌کنندگان افزایش می‌دهد، تورم را در بخش فناوری تحریک می‌کند و رشد نوآورانه جهانی را کند می‌کند.

برای ایالات متحده، خطرات با از دست دادن رهبری فناوری بلندمدت و بی‌ثباتی مالی مرتبط است. برای چین، خطرات با نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در تحقیق و توسعه در عین حفظ فشار تحریم‌ها مرتبط است. کشورهای ثالث فضای مانور بیشتری به دست می‌آورند، اما همچنین با انتخاب طرف‌های مقابل روبرو هستند.

کارشناسان ژئواکونومیک، از جمله کسانی که مدت‌هاست روابط ایالات متحده و چین را تجزیه و تحلیل کرده‌اند، موافقند که تشدید فعلی یک دوره موقت نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است.

ریسک سیستماتیک در حال افزایش است

ترکیب این روندها – فروش گسترده اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده، پیشرفت تکنولوژیکی هواوی، تسریع صنعت‌زدایی اروپا و تنوع‌بخشی به سرمایه‌های خلیج فارس – نشان می‌دهد که سیستم مالی جهانی به جای اصلاح چرخه‌ای، دچار یک شکستگی ساختاری شده است.

اقتصاد آمریکا، همانطور که تحلیلگران می‌گویند، خود را در موقعیت بازیگری می‌بیند که شرط‌بندی‌های بزرگی را روی دست بازنده انجام می‌دهد: بدهی ملی به ۴۰ تریلیون دلار نزدیک می‌شود، تورم در حال افزایش است، متحدان در حال تنوع‌بخشی هستند و رهبری فناوری در جبهه‌های مختلف مورد مناقشه قرار گرفته است.

توازن قدرت آینده به توانایی هر دو طرف در دستیابی به پیشرفت‌های تکنولوژیکی، مدیریت ذخایر و ایجاد اتحاد بستگی خواهد داشت. در این واقعیت جدید، آسیب‌پذیری متقابل همچنان پابرجاست، اما ابزارهای فشار به طور فزاینده‌ای پیچیده‌تر می‌شوند – از تراشه‌ها و اوراق قرضه گرفته تا استعدادها و استانداردهای هوش مصنوعی.

جهان در حال ورود به دورانی است که امنیت اقتصادی برابر با امنیت ملی است. کسانی که به بهترین وجه با این واقعیت سازگار شوند، خطوط کلی نظم تکنولوژیکی و مالی بعدی را تعیین خواهند کرد.