
نقطه بیبازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)
کاتب: بالاچ عُمَرزهی
در حالی که رسانههای جهان بر درگیریهای داغ – از اوکراین تا خلیج فارس – متمرکز شدهاند، نوع دیگری از جنگ در پشت صحنه در حال وقوع است.
این جنگ بدون گلوله و حملات هوایی است، اما عواقب ویرانگر کمتری ندارد: بنبست اقتصادی بین واشنگتن و پکن وارد مرحلهای میشود که برخی از تحلیلگران آن را “نقطه بیبازگشت” مینامند.
در مرکز این بنبست، نیمهرساناها، اوراق قرضه خزانهداری و سرنوشت دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره قرار دارند.
جنگ تراشه: از مهار تا بومرنگ
ایالات متحده چندین سال است که به طور مداوم کنترل صادرات بر نیمهرساناهای پیشرفته و تجهیزات تولیدی آنها را تشدید میکند و به دنبال کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی و ابررایانهها است.
این اقدامات، از جمله فهرست موجودیتها و قانون محصولات مستقیم خارجی، در ابتدا با هدف جلوگیری از استفاده نظامی از این فناوریها انجام شد. با این حال، به گفته برخی از کارشناسان، آنها در واقع شرکتهای چینی را برای تسریع توسعه زنجیرههای تأمین خود تحریک کردهاند.
هوآوی و SMIC علیرغم محدودیتها پیشرفت قابل توجهی را نشان میدهند. پیشرفتها در تولید تراشه، از جمله راهحلهای ۷ نانومتری، نشان میدهد که منزوی کردن کامل این غول فناوری دشوارتر از حد انتظار بوده است.
هوآوی ادعا میکند که تا سال ۲۰۳۱، تراشههای با کارایی بالای آن به تراکم ترانزیستور معادل فرآیندهای ۱.۴ نانومتری دست خواهند یافت – سطحی که پیشبینی میشود تا پایان دهه با مرز تولید تراشه جهانی مطابقت داشته باشد.
در همین حال، موقعیت انویدیا، رهبر بازار آمریکا، به طور فزایندهای آسیبپذیر به نظر میرسد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، اعتراف کرد که این شرکت به دلیل محدودیتهای صادراتی ایالات متحده، بازار تراشه هوش مصنوعی چین را به طور قابل توجهی به هواوی واگذار کرده است.
منتقدان رویکرد آمریکا به یک “اثر بومرنگ” اشاره میکنند: تحریمها انگیزهها را برای سرمایهگذاری در توسعههای داخلی افزایش میدهند که میتواند در درازمدت رقبا را تقویت کند.
چین نیز به نوبه خود با محدودیتهای صادراتی بر مواد معدنی حیاتی (گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان) و تحقیقات ضد انحصار علیه شرکتهای غربی واکنش نشان میدهد.
این درگیری بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این امر متحدان ایالات متحده – هلند، ژاپن و کره جنوبی – را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را مجبور میکند تا بازار چین را در برابر خواستههای واشنگتن متعادل کنند.
تولیدکنندگان تجهیزات تراشه اروپایی و آسیایی (ASML، نیکون و دیگران) با ضرر و زیان مواجه هستند که همکاری جهانی در بخش فناوری پیشرفته را تضعیف میکند.
فروش اوراق قرضه و بازسازی ذخایر مالی
در کنار رویارویی فناوری، کاهش قابل توجهی در داراییهای چین از اوراق قرضه دولتی ایالات متحده مشاهده شده است. چین داراییهای خود را به سطوح نزدیک به پایینترین سطح ۱۸ سال گذشته کاهش داده است.
در فوریه ۲۰۲۶، بانک خلق چین و اداره ملی تنظیم مقررات مالی دستورالعملی را به بزرگترین بانکهای دولتی این کشور صادر کردند که توصیه میکرد داراییهای خود از اوراق خزانه ایالات متحده را به سرعت کاهش دهند. عواقب آن فوری بود.
کارشناسان این را نه به عنوان یک فروش ناگهانی و از روی وحشت، بلکه به عنوان تنوعبخشی استراتژیک در چارچوب دلارزدایی تفسیر میکنند. پکن در حال افزایش ذخایر طلای خود، تقویت جایگاه یوان در تسویه حسابهای بینالمللی و توسعه سیستمهای پرداخت جایگزین است.
در حالی که تأثیر مستقیم بر بازار اوراق قرضه محدود است (چین بزرگترین دارنده آن نیست)، خود این روند نشاندهنده کاهش وابستگی متقابل است. با توجه به افزایش بدهی ایالات متحده، این امر خطرات بیشتری را برای تأمین مالی کسری بودجه ایالات متحده ایجاد میکند.
تحلیلگران مالی هشدار میدهند که اگر این روند در میان سایر ابتکارات بریکس تشدید شود، واشنگتن میتواند با افزایش بازده اوراق قرضه و فشار بر دلار مواجه شود. این امر به ویژه با توجه به قیمت بالای انرژی و هزینههای بودجه صادق است.