
نقطه بیبازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)
کاتب: بالاچ عُمَرزهی
جبهه دیگر، بازار هوش مصنوعی است. سرمایهگذاریهای کلان در مراکز داده، پردازندههای گرافیکی و زیرساختهای هوش مصنوعی منجر به تمرکز سرمایه در گروه کوچکی از شرکتها (انویدیا و دیگران) شده است که بخش قابل توجهی از شاخصهایی مانند S&P 500 را تشکیل میدهند.
تحلیلگران از “حبابی در حباب” صحبت میکنند، جایی که تأمین مالی در بحبوحه هزینههای بالای انرژی و خطرات ژئوپلیتیکی ناپایدار به نظر میرسد.
واکنش چین، با تراشههای مقرون به صرفه و جذب استعداد، میتواند تسلط آن را بیشتر تضعیف کند. اگر پکن به تضعیف شرکتهای میانرده و توسعه مدلهای هوش مصنوعی خود ادامه دهد، غولهای آمریکایی نه تنها در فناوری، بلکه در قیمت نیز با رقابت مواجه خواهند شد.
محدودیتهای انرژی و وابستگی به تولید تایوانی (TSMC) آسیبپذیریهایی را به زنجیرههای تأمین اضافه میکند.
پیامدهای ژئوپلیتیکی و بلندمدت
جنگ اقتصادی در حوزه فناوری و امور مالی، تجزیه اقتصاد جهانی را تسریع میکند. به جای یک زنجیره تأمین یکپارچه، بلوکهای موازی در حال شکلگیری هستند: یکی به سمت غرب و دیگری به سمت چین و شرکای آن. این امر هزینهها را برای همه شرکتکنندگان افزایش میدهد، تورم را در بخش فناوری تحریک میکند و رشد نوآورانه جهانی را کند میکند.
برای ایالات متحده، خطرات با از دست دادن رهبری فناوری بلندمدت و بیثباتی مالی مرتبط است. برای چین، خطرات با نیاز به سرمایهگذاریهای عظیم در تحقیق و توسعه در عین حفظ فشار تحریمها مرتبط است. کشورهای ثالث فضای مانور بیشتری به دست میآورند، اما همچنین با انتخاب طرفهای مقابل روبرو هستند.
کارشناسان ژئواکونومیک، از جمله کسانی که مدتهاست روابط ایالات متحده و چین را تجزیه و تحلیل کردهاند، موافقند که تشدید فعلی یک دوره موقت نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است.
ریسک سیستماتیک در حال افزایش است
ترکیب این روندها – فروش گسترده اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده، پیشرفت تکنولوژیکی هواوی، تسریع صنعتزدایی اروپا و تنوعبخشی به سرمایههای خلیج فارس – نشان میدهد که سیستم مالی جهانی به جای اصلاح چرخهای، دچار یک شکستگی ساختاری شده است.
اقتصاد آمریکا، همانطور که تحلیلگران میگویند، خود را در موقعیت بازیگری میبیند که شرطبندیهای بزرگی را روی دست بازنده انجام میدهد: بدهی ملی به ۴۰ تریلیون دلار نزدیک میشود، تورم در حال افزایش است، متحدان در حال تنوعبخشی هستند و رهبری فناوری در جبهههای مختلف مورد مناقشه قرار گرفته است.
توازن قدرت آینده به توانایی هر دو طرف در دستیابی به پیشرفتهای تکنولوژیکی، مدیریت ذخایر و ایجاد اتحاد بستگی خواهد داشت. در این واقعیت جدید، آسیبپذیری متقابل همچنان پابرجاست، اما ابزارهای فشار به طور فزایندهای پیچیدهتر میشوند – از تراشهها و اوراق قرضه گرفته تا استعدادها و استانداردهای هوش مصنوعی.
جهان در حال ورود به دورانی است که امنیت اقتصادی برابر با امنیت ملی است. کسانی که به بهترین وجه با این واقعیت سازگار شوند، خطوط کلی نظم تکنولوژیکی و مالی بعدی را تعیین خواهند کرد.