درسهایی از هتاکی یک سرباز در سیستان و بلوچستان ایران تا هتاکی یک درجه دار آل سعود در جوار بیت‌الله

درسهایی از هتاکی یک سرباز در سیستان و بلوچستان ایران تا هتاکی یک درجه دار آل سعود در جوار بیت‌الله

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

امروز شاهد کلیپی دردناک بودم که در جوار خانهٔ خدا، نیروی امنیتی آل سعود یکی از خواهران ما را با خشونت می‌کشد و مردی را با قساوت می‌زند.

با دیدن این کلیپ، یاد صحنه‌ای در ذهنم زنده شد؛ آن‌گاه که در ایران، یک سرباز به دو مادر پیر بلوچ ما توهین کرد.  

سرباز ایرانی بلافاصله اظهار پشیمانی کرد، با این وجود بازداشت شد و برایش پرونده ی قضایی تشکیل شد، از مردم عذر خواست، و به دادگاه سپرده شد.

اما در سرزمین حرمین، سرزمین نزول وحی، جایی که باید مظهر رحمت و عدالت باشد، پلیسی در کنار کعبه مرتکب چنین رفتار زشت و ظالمانه‌ای می‌شود، و هیچ صدایی از علمای آل سعود برنمی‌خیزد.

در ایران، همین مولوی عبدالحمید زاهدانی به سبب جرم آن سرباز، منبرها را لرزاند و فریاد مظلومیت سر داد. اما امروز که زنِ مسلمانی در حرم امن الهی تحقیر و ضرب می‌شود، چرا هیچ عالمی از آل سعود و حجاز لب به اعتراض نمی‌گشاید؟

چرا صدایی از مدعیان غیرت و دعوت نمی‌آید؟

آیا شریعتِ خدا تنها در مرزهای ایران معنا دارد؟

یا سکوت در برابر آل‌سعود و طاغوتِ حجاز، همان چیزی است که به نام “حکمت” توجیه می‌کنند؟

این سکوت، سکوتِ نفاق است، نه تقوا.

و این خاموشی، نشان از وابستگی دارد، نه حکمت.

ممکن است عده ای بگویند مولوی های ما چه کار دارند به عربستان و تنها به مسایل داخلی خودمان می پردازند!

اما اینهم دغل بازی است چون همین مولوی عبدالحمید در مورد اتفاقات اوکراین و روسیه در منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت می کند (هر چند کسی از این کفار به سخنان او اهمیتی نمی دهند) یا همین مولوی سعی می کند حماس را همچون صهیونیستها تندرو و… نشان دهد و در قضیه فلسطین همان طرح خاپنانه ی دو دولت جهت به رسمیت شناختن اشغالگری کفار محارب در سرزمین اسلامی فلسطین را مطرح می کند و…

پس اگر شخص مومن باشد برایش فرق ندارد در مرز میلک سیستان و بلوچستان حقی از مومنی ضایع شود یا در سودان وفلسطین و جوار بیت الله و سایر مکانها بلکه انجام جرم در جوار بیت الله آنهم در حق حجاج و مهمانان الله بسیار بدتر از سایر مکانهاست.   

مولوی ها و ماموستاها و شیخها و آخوندهایی که منابر و رسانه هایی در اختیار دارند حق ندارند در برابر جنایاتی که در گوشه و کنار جهان نسبت به مسلمین انجام می شود سکوت کنند و در این مورد خاص همچنانکه نسبت به هتاکی آن سرباز واکنش نشان دادند نسبت به جرم این مامور آل سعود در جوار بیت الله نیز واکنش نشان دهند.

نصیحت به مقلدین تفکر نجدیت جهت بازگشت به منهجِ اهل‌السنة والجماعة

نصیحت به مقلدین تفکر نجدیت جهت بازگشت به منهجِ اهل‌السنة والجماعة

کاتب: محمد اسامه

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سید الأنبیاء و المرسلین، نبینا محمد و علی آله و أصحابه أجمعین، و من تبعهم بإحسانٍ إلى یوم الدین.

اما بعد؛

به علمای محترم و دعوت‌گرانِ منتسب به تفکر نجدیت و منهجِ محمد بن عبدالوهاب — که با نیتِ اصلاح و تجدید، ولی با خطاهای فکری و رفتاریِ آشکار، موجبِ تفرقه و فتنه در امت شدند — سخنی صریح و خیرخواهانه عرض می‌شود:

تاریخ گواه است که منهجِ نجدیت با برداشت اشتباه از بعضی از اصطلاحات شرعی چون مشرک و مشرکین و توحید و بدعت و کفر به طاغوت و ولاء و براء و تکفیر و برداشتن عذرهای معتبر برای مسلمین، با افراط و خروج بر منهج امت، نه تنها اصلاح نیاورد بلکه با برهم زدن دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان امتِ اسلامی را از درون زخمی ساخت و باعث مسلط شدن کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین شده است.

 از سرزمینِ وحی تا  الجزائر، شام، عراق، یمن، لیبی، چچن، افغانستان و دیگر بلادِ اسلام، آثارِ این تفکر در قالبِ خون‌ریزی، نفرت، و دشمنیِ داخلی و در نهایت حاکم گردانیدن کفار و مرتدین مشهود است. بر شما لازم است که با صداقت، در پیشگاه الله و امت، به این انحرافات آشکار در برداشت از آندسته از مفاهیم اعتراف کنید و از آن توبه نمایید و به منهج و اصولِ اهل‌السنة والجماعة برگردید.

امامانِ اربعه (رحمهم‌الله) و علمای بزرگِ امت، هرگز در مورد آن دسته زا اصطلاحات و مفاهیم همچون نجدیت فکر نکرده اند و به سبک نجدیت راهِ خشونت بر اهل قبله را تجویز نکرده‌اند. پیرویِ حقیقی از سلفِ صالح یعنی تمسک به علم، حلم، و انصاف — نه ادعای سلفیت در ظاهر و دشمنی با مسلمانان در باطن و در عمل.

شما که سال‌ها به عنوان مراجعِ فکری و دعوت‌گران شناخته شده‌اید، در برابر خون‌هایی که به نامِ  نجدیت ریخته شده و تفرقه‌هایی که برپا شده است، مسئولید. سکوت در برابر انحراف، خیانت به علم است. از شما انتظار می‌رود که با صدورِ بیانیه‌های روشن و صادقانه، نسبتِ خود را با انحرافات اندیشهٔ نجدیت و افراط‌گرایی قطع نموده، و مردم را به منهج اهل سنت و جماعت و وحدت دعوت کنید.

توبهٔ حقیقی تنها با کلام حاصل نمی‌شود؛ بلکه با عمل باید ثابت گردد. ازجمله راه‌های عملیِ اصلاح:

  • بازنگری در متونِ آموزشی و دعوتیِ این مکتب؛
  • نشرِ رسائل علمی در بیان صحیح مفاهیمی که نجدیت در آن دچار اشتباه و انحراف شده است
  • ارتباط و گفت‌وگو با علمای سایر بلاد برای بازسازی اعتماد؛
  • و مشارکت در پروژه‌های علمی و اجتماعی برای ترمیمِ امتِ مجروح.

امت اسلامی امروز بیش از هر زمان، نیازمندِ شورا و منهج صحیح و اتحاد، عقلانیت و انصاف است. اختلاف در اجتهاد پذیرفته است و شورا می تواند این اختلاف را حل کند، اما برداشت غلط از مفاهیم و اصطلاحات و تکفیرِ اهل قبله و شکستنِ صف امت، و برهم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و در نهایت، حاکم کردن کفار سکولار و مرتدین سکولار داخلی خیانتی است بزرگ. بازگردید به جادهٔ مستقیم، به سنتِ اهل علم، و به رحمتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش مبعوث شد.

در پایان، ما به عنوان اهلِ نصیحت و خیرخواهی، از خداوند متعال مسئلت می‌نماییم که قلوبِ علما و دعوت‌گران را به حق هدایت فرماید، امتِ اسلامی را از تفرقه و فتنه نجات دهد، و وحدت را بر مبنای العلم (قرآن و سنت صحیح)، عدالت و اخلاص استوار سازد.

جیش العدل و مشکل مشروعیت و قیاس غلط به قیام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم

جیش العدل و مشکل مشروعیت و قیاس غلط به قیام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم

کاتب: براهندک بلوچ

این روزها که نارضایتی مردم حنفی مذهب بلوچ از اقدامات تخریبی و ناامن سازی مناطق بلوچ نشین توسط جیش العدل پاکستان نشین افزایش یافته و جیش العدل قادر به فریب و انحراف جوانان نیست، ابوعاصم در رسانه ی همسو با گروه جیش العدل سعی دارد این عدم اقبال مردم بلوچ و این شکست بزرگ را با قیاس به قیامهای مبارک حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم اجمعین برای خود توجیه کند و چنین نشان دهد که به ثمر نرسیدن اینهمه تخریبات جیش العدل بخاطر عدم مشروعیت نیست بلکه بخاطر عدم همراهی جامعه و تنها گذاشتن آنها می باشد.

ابوعاصم ضمن ابراز این واقعیت ادامه می دهد که: “امروز نیز جهاد مشروع و جاری در بلوچستان، تنها زمانی به ثمر خواهد رسید که مردم اهل‌سنت و بلوچستان با آگاهی، اتحاد و استقامت در کنار آن بایستند.”

اگر واقعیت را نگاه کنیم جیش العدل اصلا قابل مقایسه با قیام بزرگورانی چون حسین بن علی و عبدالله بن زیر رضی الله عنهم اجمعین نیست و اهل بغی بودن جیش العدل مشکل مشروعیتی دارد و از نگاه شریعت الله و به صورت خاص از نگاه امام ابوحنیفه رحمه الله جنگش «قتال الفتنه» است و مشروعیت ندارد.

حسین بن علی و عبدالله بن زیر رضی الله عنهم اجمعین زمانی قیام کردند که هنوز حاکمیت یزید تثبیت نشده بود و کل جامعه حول یک رهبر جمع نشده بود و جامعه در یک مرحله ی گذار قرار داشت مثل مرحله ی گذار از حاکمیت اموی ها به عباسیان که خود امام ابوحنیفه رحمه الله نیز با فتوا و پول در قیام زید بن علی رهبر شیعیان زیدی مشارکت کرد اما زمانی که حاکمیت تثبیت شد هر گونه قیام مسلحانه را غیر شرعی دانست که به دو فتوای ایشان اشاره می کنیم.

امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: اگر مردم بر امامی از مسلمین گرد آمدند، و مردم در امنیت قرار گرفتند، و راهها امن شد،(یعنی مرحله ی گذار انقلابات و خلاء قدرت تمام شد و جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام اسقرار پیدا کرد) در این حال اگر افرادی از میان مسلمین بخواهند بر امام و رهبر اهل الجماعة «على إمامِ أهلِ الجَماعةِ» قیام و خروج کند، باید مسلمین «أن يُعينوا إمامَ أهلِ الجَماعةِ» این امام اهل جماعت را یاری برسانند، و چنانچه قادر به این کار نبودند باید در منازل خود بمانند و با کسانی که بر إمامَ أهلِ الجَماعةِ خروج و قیام کرده اند بیرون نروند و آنها را نیز یاری ندهند.[1]

أبو مُطيع البَلخي از امام ابوحنیفه سوال می کند: در مورد کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند و به این دلیل افرادی از او تبعیت می کنند و این شخص بر الجماعة( حاکمیت بر دارالاسلام)  قیام و خروج می کند، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، آیا این کار را صحیح می دانی؟ امام ابوحنیه گفت: نه.  بلخی می گوید گفتم: برای چه؟ در حالی که الله تعالی و رسولش به امر به معروف و نهی از منکر دستور داده اند و این فریضه ی واجبی است. امام ابوحنیفه با شناختی که از این افراد و ثمرات قیام نارس آنها داشت جواب داد: آنچه گفتی همانگونه است، اما این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال.[2]

واضح و آشکار است که از نگاه امام ابوحنیفه رحمه الله گروههایی مسلح چون جیش العدل و انصارالفرقان و غیره از نظر مشروعیت مشکل دارند و جنگ آنها هرگز جهاد فی سبیل الله محسوب نمی شود بلکه قتال الفتنه ای است که باید بر اساس فتوای امام ابوحنیفه رحمه الله از آن دوری و پرهیز کرد و علت عدم اقبال مردم بلوچ از این گروهها و عقیم و بی ثمر ماندن اقدامات مسلحانه و تخریبی آنها نیز ریشه در غیر مشروع بودن جنگ مسلحانه ی آنها دارد.


[1]  حاشية الشلبي على تبيين الحقائق (3/294)

[2]  الفقه الأبسط، ص 108

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (3)

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (3)

کاتب: براهندک بلوچ

…. به همین دلیل می بینیم که در چرخشی 180 درجه سهاب و حبیب سربازی و دارودسته ی مجازی اش که می خواستند نقش نلسون ماندلا و گاندی را بازی کنند یک شبه تبدیل شدند به قاضی محمد کوردها و برای چند جوان فریب خورده ی مجازی مشی مسلحانه را بر علیه دارالاسلام ایران انتخاب کرد و در اساسنامه ی خود اعلام کرد که: ضمن مخالفت با «تروریسم» با رژیم ایران می جنگد. 

فقط کافی است بدانید که اصطلاح «تروریسم» که برای سرزمینهای اسلامی توسط کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مزدور محلی به کار می رود یعنی جنگ و مبارزه با تمام آزادیخوان و شریعت گرایانی که در برابر اشغالگران خارجی و مزدوران داخلی آنها به دفاع از قوانین شریعت الله و مردم مسلمان خود ایستاده اند.

البته بزرگتر و سابقه دارتر از سهاب و حبیب سربازی در میان بلوچها، یعنی دکتر الله نظر بلوچ، رهبر (بی ال اف) از سرمچاران پاکستان، در نامه ای سرگشاده برای ترامپ  همین وعده ی مبارزه با تروریسم را داده بود و با قتل عام بلوچهای شریعت گرا آنرا عملی کرد؛ همچنانکه سازمان سکولار بلوچ پاکستان (بی آر ای) و  گروه مسلح سکولار و ملی گرای یو.بی.ای (ارتش متحد بلوچستان) همین کار را در برابر بلوچهای شریعت گرا انجام داد همچنانکه کوردهای سکولار در برابر کوردهای شریعت گرا انجام می دهند و ازبکهای سکولار در برابر ازبکهای شریعت گرا انجام داده اند و به همین ترتیب سایر مزدوران سکولار داخلی در برابر هم وطنهای شریعت گرای خود انجام داده و می دهند.

واضح است که سهاب و مشخصاً حبیب سربازی در واقع قبل از آنکه جنگ بر علیه جمهوری اسلامی ایران را شروع کند وعده ی جنگ با بلوچهای شریعت گرا تحت عنوان مبارزه با «تروریسم» را داده است و آن چند جوان بلوچِ تنها و فریب خورده ی سکولار و مجازی را ابتدا برای جنگ با بلوچهای شریعت گرا آماده می کند.

حبیب سربازی مثل تمام سکولارهای بومی میان مسلمین در همان قدم اول برای طرفدران مجازی اما اسماً مسلحش، اسمی جدا گانه انتخاب کرد که بتواند عنوان «مجاهد» که به صورت سنتی در میان مسلمین برای جنگجوهای مسلمان به کار می رفت را به حاشیه براند .

به همین دلیل ابتدا به تقلید از سکولارهای بلوچ پاکستان اسم این چند جوان مجازی بلوچ ایرانی که قرار است برایش بجنگند را گذاشت «سرمچار»، اما به ناگاه اسم «مزاران» را انتخاب کرد. کوردهای سکولار ایرانی هم در سال 1324ش اسم «پیشمرگ» را برای سربازان خود انتخاب کردند اما اوجالان سکولار کورد ترکیه جهت تمایز مریدانش اسم «گریلا» را انتخاب کرد. گريلا از ريشه لاتينی  گری به معنای جنگ مي آيد  و گريلا نيز اسم فاعل آن به معنای جنگجو است.

سهاب و سکولارهای تازه از تخم بیرون آمده ی بلوچ دقیقاً قدم به قدم جا پای احزاب سکولار کهنه و قدیمی سرزمینهای اسلامی دیگری می گذارند که چندین دهه قبل از حبیب و بهمن این مسیر را رفته اند و هم اکنون یا مثل لیبی و عراق و سومالی و یمن و غیره از بین رفته و منفور ملت خود شده اند یا در حال از بین رفتن توسط ملت بیدار شده ی خود هستند و تنها قدرتهای سکولار جهانی و منطقه ای هستند که این سکولاریستهای مزدور بومی را بر علیه ملت خودشان سرپا نگه داشته و بر مردم همزبانشان تحمیل کرده اند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

ناموسِ مسلمینِ سودان توسط مزدوران امارات متحده عربی لکه‌دار است و مولوی های ما سکوت کرده اند

ناموسِ مسلمینِ سودان توسط مزدوران امارات متحده عربی لکه‌دار است و مولوی های ما سکوت کرده اند

کاتب: محمد اسامه

مولوی های دارای منبر ما که در رسانه ها نیز صدای آنها منعکس می شود و در مورد جنگ دو کافر اصلی در اوکراین صحبت می کنند و از منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم برای این کفار اصلی راهکار هم نشان می دهند(هر چند کسی از این کفار به ندای آنها اهمیتی هم نمی دهد) اما در برابر جنایات وحشتانکی که مزدوران امارات متحده عربی در سودان در حال انجام آن هستند خاموش شده اند.

آیا از این می ترسند که کمکهای مالی از امارات سایر گاوهای شیرده متحد با امارات به آنها نرسد؟

عزت در حمایت از مظلوم رقم می‌خورد، نه در معامله با ظالم.

ای صاحبانِ منابرِ ادعا شده، آنچه امروز در الفاشر می‌گذرد، شرم‌آور است و ناموسِ امت را لکه‌دار می‌کند: دختران ربوده شده، کودکانِ کشته و زنانِ آواره — این‌ها همه شهادتِ زنده‌ای است بر ناکامیِ وجدانِ جمعی و به‌خصوص شرمِ بی‌پایانِ حکام و شبکه‌هایی که به نام دین و عربیت سنگ می‌زنند اما در برابر جنایتِ علیه مسلمین سکوت می‌کنند.

هنوز قساوت و جنایتِ میلیشیا در برابر چشم‌هاست، ناموسِ مسلمینِ سودان، امانتی است در گردنِ هر مسلمان و هر خطیب و هر حکومتی که خود را نمایندهٔ امت می‌داند. اگر امروز از حمایت و دفاع بازایستید، فردا شرمساریِ شما به نسل‌ها خواهد رسید.

به مولوی ها و شیوخِ و شبکه‌های منبری می‌گویم: آیا منبرِ شما جز سخن‌پراکنی علیه هم‌کیشان است و در برابر طاغوت و ستمگران لال شده‌اید؟ آیا دین را در تابلوها و شعارها خلاصه کرده‌اید و در برابر خون‌ریزیِ مسلمین سکوت اختیار می‌کنید؟ این سکوت، رسوایی است که بر جبین و پیشانیِ دعوتِ شما لکه می‌زند.

ناموسِ مسلمین امانتی است که پیشِ خدا و خلق، هرگز نباید فراموش یا پایمال شود. امروز الفاشر، فردا جای دیگر؛ اگر امروز سکوت کنیم، فردا هیچ‌کدام از ما امن نخواهیم بود.

مسجدی در پیسهیون بریتانیا به آتش کشیده شد.

مسجدی در پیسهیون بریتانیا به آتش کشیده شد.

پلیس در حال بررسی حمله آتش‌سوزی عمدی به مسجدی در پیسهیون به عنوان یک اقدام تروریستی و جرم اسلام‌هراسی است. افراد ناشناسی که صورت خود را پوشانده بودند، سعی کردند وارد ساختمان شوند، جایی که در آن زمان افرادی در آنجا حضور داشتند و ورودی و یک ماشین متعلق به رئیس هیئت امنای مسجد را به آتش کشیدند.

آتش‌سوزی کمی پس از نماز عصر، حدود ساعت ۹:۵۰ شب، رخ داد. دو نفر از داخل مسجد پس از استشمام بوی دود موفق به فرار شدند.

این حمله در بحبوحه افزایش تنش‌ها و فعالیت گروه‌های راست افراطی که پرچم‌های انگلیس را در شهرهای ساحلی برافراشته‌اند، رخ داد. نمایندگان سازمان‌های مسلمان این حمله را محکوم کردند و آن را یک اقدام تروریستی خواندند.

نارندر کاور، مجری تلویزیون، نوشت: «اگر رهبران کشور می‌توانند به سرعت حمله به یک کنیسه را محکوم کنند، باید همین کار را در اینجا نیز انجام دهند. آتش زدن یک مسجد تروریسم است، همین.» با این حال، مقامات بریتانیایی سکوت کرده‌اند.

این مسجد که تا ۵۰۰ نفر را در خود جای می‌دهد، به شدت آسیب دیده است و جامعه اکنون در حال جمع‌آوری کمک‌های مالی برای مرمت آن است. یکی از داوطلبان گفت: «ما فقط خوشحالیم که کسی کشته نشده است.»

 شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (2)

 شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (2)

کاتب: براهندک بلوچ

سکولاریسم کلاً یعنی کنار گذاشتن و جدا کردن قوانین شریعتهای آسمانی از مسائل حکومتی، چون قوانین دادگاهای مختلف و مسائل اقتصادی و امنیتی و اجتماعی و فرهنگی و کلاً هر چه متعلق به زندگی اداری و اجتماعی انسانها باشد. به همین دلیل می بینیم که حبیب سربازی خودش به صراحت به رد قوانین شریعت الله می پردازد و می گوید:

« قوانین صدر اسلام نظیر دیه و میزان بهره مندی از ارث که در آن برهه از زمان با توجه به شرایط آن دوره عادلانه و قابل درک بوده ولی امروزه این قوانین بنابر مقتضیات زمان و پیدایش مدرنیته، صنعت، تکنولوژی….. لازم است این قوانین بازنگری شوند … هر چیز عصر و زمانی دارد، بپذیریم یا نپذیریم اکنون عصر سکولاریسم و دموکراسی و نظام های این چنین است.»

دموکراسی (democracy) هم یک ابزار مثل «شورا» نیست که مثل اسلحه و ماشین و موبایل هم مسلمین بتوانند از این ابزار استفاده کنند و هم کمونیستهای چینی و هم سکولاریستهای لیبرال غربی و غیره؛ بلکه دموکراسی در تعریف دقیق آن عقیده ای است که در برابر تئوکراسی قرار گرفته است؛ یعنی حاکمیت قوانین مردم بر مردم به جای حاکمیت قوانین الله بر مردم .

 در این صورت دموکراسی عقیده و دینی است در برابر دین اسلام که با قوانین سکولاریستی و با مرکزیت قرار دادن انسان و انسان محوری (اومانیسم = انسانیت) به جای الله محوری آشکارا در برابر الله و قوانین الله صف آرائی و سنگربندی کرده است.

3-  تمرکز بر برخی از شخصیتهای سکولار خارج نشین و عده ای از سرداران و روسای قبیله های بلوچ و به حاشیه راندن علمای حنفی و خطبای مساجد، جهت از بین بردن مرکزیتی که توسط علمای حنفی مذهب برای قرنها در میان بلوچها با اتحاد اقشار مختلف مردم و سرداران به وجود آمده بود.

چند نفر از این سرداران حتی توانستند دسته هائی از این جوانان فریب خورده و جدا شده و تنها را با «سرمچاران» (عنوانی برای ملی گراهای سکولار مخالف پاکستان که با روپیه های حکومت سکولار هند شارژ می شوند) همراه نموده و جهت جنگ با ارتش پاکستان روانه قتلگاه بلوچستان پاکستان کنند همچنانکه مزدوران سکولار شناخته شده ی حزب کارگران اوجالان هم در میان کوردهای ایران عده ای از جوانان ملی گرا و سکولار را روانه ی قتلگاه سوریه و عراق و ترکیه کرده اند.  

 تا اینجا ثمره ی واحد و خدشه ناپذیر فعالیتهای سهاب و حبیب سربازی و بهمن و سایر هم مسیران آنها تولید تفرق و ایجاد چنددستگی در میان بلوچها و قرار دادن بلوچها در برابر بلوچها و رواج انواع بی بندوباری عقیدتی و فکری و اخلاقی و رفتاری در میان بلوچهای حنفی مذهب و در کل ضایع کردن تمام زحماتی بود که رهبران اسلامی بلوچ در طول قرنهای متمادی برای بلوچستان کشیده اند.

این روند جنگ نرم و زمینه سازی ها و بستر سازی ها ادامه داشت تا اینکه در شبکه ی «کلمه» چندین روز برای راه اندازی شبکه ی ماهواره ای دیگری تحت عنوان شبکه «آزادی» تبلیغ شد که خبر از وقایع و مسائل پشت پرده  و نوعی چرخش حرکتی این جریان را نشان می داد و پشت صحنه و دستهای پنهان و دم خروسی را آشکار می کرد که عده ای پنهانش کرده بودند.

شبکه «آزادی» به سبک سازمان سکولار دارودسته ی رجوی و با تجربیات چند دهه ای این خائنین در جنگ روانی، مردم ایران را به تخریب و درگیری و جنگ مسلحانه دعوت می کرد و زمینه های توجیه اغتشاش و ترور و رویاروئی مسلحانه آنهم در میان حنفی ها و شافعی ها و سایر فرقه های اهل سنت ایران را ترویج می داد و مشخص می کرد که اگر شبکه های ماهواره ای چون کلمه و نور و وصال حق و غیره با هزینه ی آل سعود جهت «جنگ نرم و روانی» با ج.ا.ایران راه اندازی شده اند قرار است بی تجربه ها و مترسکهای سکولار میان بلوچها نیز با هدایت و خط دهی و سازماندهی دارودسته ی رجوی در مسیر خشونت طلبی و «جنگ مسلحانه» هدایت و مدیریت شوند. 

ادامه دارد …. ان شاء الله

مقاومت روزنامه‌نگاران آمریکایی در برابر سانسور: بیانیه‌ای رسواکننده از قلب پنتاگون

مقاومت روزنامه‌نگاران آمریکایی در برابر سانسور: بیانیه‌ای رسواکننده از قلب پنتاگون

کاتب: محمد اسامه

در یک اقدام قابل توجه، تعدادی از روزنامه‌نگاران برجسته از رسانه‌های بزرگ ایالات متحده، که در ساختمان پنتاگون مشغول به کار بودند، به دلیل امتناع از امضای یک قانون جدید مطبوعاتی که به باور آن‌ها تهدیدی جدی برای آزادی بیان و نظارت رسانه‌ها بود، دفاتر خود را ترک کردند و اعتبارنامه‌های خود را تحویل دادند.

این قانون جدید، که به بهانه مدیریت و ساماندهی اطلاعات و اخبار منتشر شده از پنتاگون معرفی شده بود، در واقع مشوق نوعی سانسور بود که بر آزادی عمل روزنامه‌نگاران اثر منفی می‌گذاشت. به گفته منتقدان، این قانون نه تنها متناقض با حقوق اولیه قانونی تحت قانون اساسی ایالات متحده بود، بلکه می‌توانست استقلال رسانه‌ها را زیر سوال ببرد و مانع از پوشش اخبار به شکل واقعی و بی‌پرده شود.

گروهی از روزنامه‌نگاران تصمیم به ترک محل کارشان گرفتند. این اقدام رسواگرایانه برای کشوری که خود را پرچمدار آزادی بیان می نامد نه تنها به عنوان یک عمل اعتراضی علیه این قانون تلقی شد بلکه به صورتی نمادین نشان‌دهنده وجود سانسور غیر رسمی خبری در رسانه های آمریکاست که می خواست قانونی شود.

دست‌اندرکاران این حرکت بر این باور بودند که هر گونه تلاش برای سانسور اطلاعات و محدود کردن آزادی بیان غیر قابل قبول است و باید با صراحت و قاطعیت مورد اعتراض قرار گیرد. این اقدام نه تنها در رسانه‌ها بلکه در میان فعالان اجتماعی مورد استقبال قرار گرفت و وجود سانسور خبری در سرانه های آمریکائی را بیشتر برملا کرد.

تحرکات روزنامه‌نگاران آمریکائی در برابر سانسور خبری نشان‌دهنده ی بازی سیاستمداران آمریکائی با شعارهای آزادی بیان و حقوق بشر است. این اقدام از سوی آن‌ها یادآور این نکته است که آزادی مطبوعات در آمریکا به صورت غیر رسمی به راحتی نادیده گرفته می شود و در مسیر قانونی شدن پیش می رفت.

شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (1)

‍  شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (1)

کاتب: براهندک بلوچ

در بلوچستان ایران مثل تمام سرزمینهای اسلامی در طول تاریخ اسلام افرادی از دارودسته ی منافقین (ضالین) هستند که مثل عبدالله بن ابی در زمان صدر اسلام آشکار می شوند و عده ای از آنها دارالاسلام را ترک می کنند و آشکارا در جبهه ی سکولاریستها قرار گرفته و برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها فعالیت می کنند (سکولاریستها درادبیات قرآن و سنت فقه مذاهب اسلامی معادل مشرکین و احزاب هستند).

 البته دارودسته ی منافقین میان بلوچها به دلیل قدرت بازدارندگی اسلامی میان بلوچها خیلی دیر شروع کرده اند و در بسیاری از سرزمینها رفقای سکولارشان نزدیک به یک قرن پیش به راه افتاده اند و به بن بست رسیده اند و بلوچهای سکولار به دلیل سهل انگاری و دنیا دوستی و غفلت علما و بزرگان و عوام بلوچ، فرصت را غنیمت شمرده و ابراز وجود کرده اند و تازه می خواهند مسیر رفته ی رفقایشان در طول تاریخ اسلام و در میان سایر قومیتهای مسلمان معاصر را از صفر شروع کنند.

به صورت واضح و روشن سکولاریسم در میان بلوچها با فعالیت های تبلیغی و جنگ روانی جریان سهاب در شبکه های ماهواره ای وابسته به آل سعود و امارت چون کلمه و نور و شبکه های اینترنتی و مجازی استارت خورد که در ابتدا به حرکات مسالمت آمیز و نافرمانی مدنی و تحصن و اعتصاب و مغازه بستن و صدور بیا نیه و محکوم کردن و سایر بازیهای رایج سیاسی سکولاریستها دعوت می داد و معتقد بود جنگ مسلحانه عملی جذباتی است که تنها باعث تشدید خشونت و امنیتی تر شدن منطقه و به معنای سوریه و افغانستان کردن بلوچستان می شود و تنها از سوی دوستان جاهل صورت می گیرد.

این روند تا چهار سال ادامه داشت؛ در این چهار سال توانست بر بخشی ناچیز از جوانان نا آگاه بلوچ دو تاثیر مهم بگذارد:

1-  با ترویج قوم پرستی و ملی گرایی و ناسیونالیسم این بخش از جوانان را از بدنه ی جامعه ی اهل سنت ایران و جهان جدا کرده و آنها را تنها و ضربه پذیر کند.

 البته احزاب سکولار کورد هم 70 سال قبل همین مسیر را پیمودند و ما مثل یک فیلم، تراژدی کسانی که به این احزاب سکولار دل بسته اند را به صورت زنده می بینم. همچنانکه جهت تجزیه ی عثمانی کفار سکولار جهانی هم ناسیونالیسم و قومیت گرائی را بهترین گزینه جهت ضربه زدن به عثمانی و این قومیتها می دانستند و مزدورانی داخلی را جهت پیاده کردن این پروسه انتخاب و تقویت کردند.

2-  رواج دین سکولاریسم و قرار دادن جوانان سکولار در برابر قوانین شریعت الله و علمای دینی و مردم مسلمان بلوچ که بالاجبار منجر به تولید تفرق میان بلوچهای حنفی مذهب و قرار گرفتن بلوچهای شریعت گرا در برابر بلوچهای سکولار شد.

اگر ناسیونالیسم این دسته از بلوچها را از بدنه ی جهان اسلام و اهل سنت جدا کرد سکولاریسم این دسته از بلوچها را نیز از جامعه ی مذهبی و حنفی بلوچستان جدا کرد و باعث ایجاد چند دستگی در میان بلوچها شد و بلوچ را در برابر بلوچ قرار داد.

مرجع تقلید حبیب سربازی جهت نهادینه کردن سکولاریسم در میان بلوچهایی که پایبندی سنتی عجیبی به شریعت و قوانین الله دارند عبدالکریم سروش است که در توهمات خودش سکولاریسم را به فلسفی و سیاسی تقسیم کرده است که مثلاً سکولاریسم سیاسی مغایر با قوانین شریعت و مسلمانانه زندگی کردن نیست و تنها سکولاریسم فلسفی مخالف قوانین شریعت و مسلمانانه زندگی کردن است و خودش را سکولاری سیاسی نامید.

این توهمات را اگر برای یک اسکلت هم تعریف کنی خنده اش می گیرد چه رسد به کسی که الفبای سکولاریسم را بداند. خود سکولاریستهای غربی هم به چنین توهماتی که دارودسته ی منافقین آشکار شده میان مسلمین برای فریب مسلمین تولید کرده اند می خندند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

په قنیطره؛ د اسرائیل خباثت او د شام د مزدورانو چوپتيا

په قنیطره؛ د اسرائیل خباثت او د شام د مزدورانو چوپتيا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

په هغه ورځو کې چې خلک د سوریې په ټاکنو بوخت دي، اشغالګر صهیونستان بیا خپله خبیث څېره ښودلې.

په جباتا الخشاب کې د هوايي بریدونو او د لوګی بمونو په کارولو سره یې بزګران ویریولي او ترې اړ کړي چې خپلې ځمکې پرېږدي — هماغه کړنه چې په فلسطین کې د اتیا کلونو په اوږدو کې ترسره شوه، اوس د سوریې په جنوب کې هم تکرارېږي، تر څو د سوریې ځمکې غصب کړي او د «لوی اسراییل» لپاره لار هواره کړي.

همدارنګه اشغالګرو اعلان وکړ چې په جنوبي سوریه کې عملیات کړي، ډېر سوري سرتېري یې نیولي او د پوځ د وسلو او تجهیزاتو زېرمه یې ضبط کړې.

اوس پوښتنه دا ده — اسرائیل باید کوم خباثت ترسره کړي تر څو د سوریې حکومت عکس‌العمل وښيي؟!

الله تعالی په کتاب کې فرمایي:

وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا (۴)

موږ اوس د هغه فساد او سرکشي تکرار په شام کې وینو — خو دا ځل نه یوازې د صهیونستانو له‌خوا، بلکې د دمشق د حکومت د کمزورتیا او د جولاني په څېر د خاینانو د خیانت له امله هم دی.

ای د شام خلکو!

خبر اوسئ چې اصلي دښمن ستاسو په منځ کې نه دی؛ دښمن هغه کسان دي چې د اسلام جامه اغوستې، خو د امت پر ضد کار کوي.

جولاني (احمد الشرع) هغه څوک دی چې د جهاد نوم یې لوړه کړی، خو عمل یې د امریکا او اسرائیل په ګټه تمامېږي. هغه د علماوو زنداني کوونکی، د مجاهدینو د نوم بدوونکی او د مقاومت د لارې بندوونکی دی.