مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

ابتدا اجازه دهید از مغالطه در تعریف «مردم» و نادیده گرفتن مرز آشوب طلبی هرزه های سکولاری که از حمایت آشکار آمریکا و صهیونیستها و احزاب سکولار و مرتد ایرانی و بخصوص ربع پهلوی دزد و خائن مشهور برخوردار بود سخنانی را خطاب به مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان بیان کنیم.

جناب مولوی، در سخنان خودت در مورد «اعتراضات» و «اغتشاشات» و «آشوب طلبی و جنگ شهری اغتشاشگران» به گونه‌ای صحبت می‌کنید که گویا تمامی حاضران در وقایع اخیر، صرفاً مردمی معترض به وضعیت اقتصادی بوده‌اند. این یک «مغالطه خلط مبحث» آشکار است.

در خلوت بعد از نمازت از خودت بپرس آیا کسانی که آگاهانه به مساجد، که خانه‌ی خداست، حمله کرده و آن‌ها را به آتش کشیدند و قرآنها را لگد مال کرده و بعد به آتش کشیدند، در زمره همان «مردم دلسوز» هستند که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید؟ میان «معترض معیشتی» و «آشوبگر هتّاک آشوب طلب حتی مسلح» تفاوت ماهوی وجود دارد که در کلام شما نادیده گرفته شده است.

شما در حالی از حقوق معترضان با استناد به واکنش رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر گروه منافقین سخن می‌گویید که اعتراضی نمانده بود و از معترضین کسی صدمه ندید چون بر اساس قانون و در محافظت نیروهای امنیتی و با تأئید مسئولین حکومتی صورت گرفت و بعد از اینها تنها مشتی «اغتشاشگر» و «آشوب طلب مجری جنگ شهری» وجود داشتند که ربطی به دارودسته ی منافقین عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم نداشته و ندارند.

منافقین در صدر اسلام، نفاق خود را پنهان می‌کردند و در ظاهر جرأت جسارت مستقیم به الله و رسولش و مساجد و قرآن و قوانین شریعت الله و ارکان وحی را نداشتند. اما امروز ما شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن عده‌ای سکولار و مرتد با حمایت کفار محارب و اشغالگر خارجی و دشمن قوانین شریعت الله به اسم اعتراض، به ساحت مقدس قرآن کریم جسارت کرده و آن را آتش می‌زنند و مساجد را آتش می زنند و آشکارا می گویند می خواهیم مساجد را به مشروب فروشی و کاباره و… تبدیل کنیم.

 کجای تاریخ اسلام سراغ دارید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر کسانی که به کتاب خدا و خانه خدا یورش می‌بردند، سکوت کرده یا آنان را صرفاً «مردم معترض» بنامند؟

اهل سنت و جماعت متعجبند دلیل سکوت شما در برابر توهین به مقدسات توسط این خائنین و هرزه های سکولار آشوب طلب همسو با کفار خارجی چیست؟

چرا در بیانات شما اشاره‌ای به سوزاندن مساجد و قرآنها و توهین به مقدسات اسلامی نمی‌شود؟ اگر این افراد به قول شما «خارجی نیستند»، پس چگونه قلب‌شان اجازه می‌دهد به مقدسات اکثریت همین ملت و تمام مومنین دنیا توهین کنند؟ آیا دفاع از حقوق بشر شامل حال کسانی که امنیت روانی و مذهبی یک جامعه و تمام مومنین دنیا را با آتش زدن قرآن و مسجد به مخاطره می‌اندازند نیز می‌شود؟

مورد دیگری که وجود داشت این بود که شما از دین‌گریزی مردم سخن می‌گویید، اما آیا به این اندیشیده‌اید که حمایت یا سکوت در برابر کسانی که به نمادهای دین (قرآن و مسجد) و قوانین شریعت الله در قالب جریانات سکولاریستی و ارتدادی حمله می‌کنند، خود بزرگترین عامل دین‌زدگی و ایجاد بدعت در جامعه است؟ مسئولیت اندیشمندان، تشخیص حق از باطل است، نه قرار گرفتن در موضعی که در آن میان «مظلوم» و «هتاک به مقدسات» تفاوتی قائل نمی‌شود.

تمام مردم ایران و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران  در برابر این آشوب طلبان سکولار هستند و همچنین با اتحادی کفر شکن نشان خواهند داد که در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها خواهند ایستاد و اجازه نخواهند داد که کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام ما صدمه ای بزنند با این وجود انتظار می‌رود نخبگان مذهبی، ضمن پیگیری مطالبات برحق مردم، مرز خود را با کسانی که از خط قرمزهای اعتقادی اسلام عبور کرده و دست به تخریب مساجد و توهین به قرآن زده‌اند و یا با کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی همسو شده اند، به صورت شفاف مشخص کنند تا مسیر اعتراضات به حق اقتصادی، با نفاق و آشوب‌های ضد دینی و ضد مردمی گره نخورد.

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

 ابن علّان صدیقی رحمه‌الله می‌ گوید:

کسی که از نافرمانی‌ها به خاطر ترس از عذاب خداوند متعال بازگردد = تائب است،

و کسی که از روی حیا بازگردد = منیب است،

و کسی که به خاطر بزرگداشت و عظمت جلال خداوند متعال بازگردد = أوّاب است.

دلیل الفالحین، جـ ۱، صـ ۹۰

پلیس آمریکا در توضیح بخشی از خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید اعلام کرد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

پلیس آمریکا در توضیح خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید توضیح داد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه ی 3 بهمن 1404 مسجد مکی زاهدان چیز عجیبی گفت که انسان نمی تواند قبول کند که این سخنان غیر عمدی باشد.

در این خطبه و در نقد برخوردی که نیروهای امنیتی ایران با اغتشاشگران و مزدوران خارجی دی ماه امسال داشتند که متاسفانه عده ای فریب خورده هم جزو سیاهی لشکر این آشوب طلبان مسلح شدند و همین فریب خورده ها خوراک پروژه ی «کشته سازی» توسط همین مزدوران هم شدند می گوید:

«در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

پلیس آمریکا هم به محض شنیدم خطبه ی غرای مولوی عبدالحمید لبیک گویان به معترضین آمریکایی چنین توضیحاتی داد و گفت:

«اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید به زندان می‌روید، اگر خیابان و چهارراه را ببندید به زندان می‌روید، اگر سمت ما تف کنید، اول به بیمارستان و بعد به زندان می‌روید، اگر پلیس را بزنید اول به بیمارستان و بعد زندان می‌روید و احتمالا یکی از سگ‌های گنده‌ای که داریم شما را گاز می‌گیرد! اگر سمت ما آجر، آتش‌زا یا تفنگ نشانه بگیرید به خانواده‌تان اطلاع می‌‌دهیم باقی‌مانده بدن‌تان را از کجا جمع کنند، چون شما را خواهیم کشت …»

این روش برخورد با معترضین در آمریکایی است که هم اکنون به بهانه ی روش برخورد ایران با اغتشاشگران مسلح و با کلی دروغ و داستان سرایی و بزرگ نمایی تهدیدات قلدرمآبانه ای هم می کند و در کنار تحریمهای اقتصادی بیشتر مردم ایران تهدید به مداخله ی نظامی هم دارد.

آیا این دشمن آشکار را نمی بینید؟

مولوی صاحب با آنکه نمی دانم هدفت از گفتن این سخنان چیست اما یک چیز را خوب می دانم و آنهم اینکه هر کسی با یک کلمه در «جبهه» ی آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران بر علیه حاکمیت بر دارالاسلام ایران قرار بگیرد بدون شک جزو همان «جبهه» است.

ما در حال جنگ با آمریکا و شرکا و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم و منهج اهل سنت و جماعت به ما می گوید:

  • از هر مسلمانی بر علیه هر کافری حمایت می کنیم
  • از دارالاسلام (بر اساس هر مذهبی) بر علیه هر دارالکفری حمایت می کنیم

در این جنگ هم تنها دو جبهه وجود دارد یا جبهه ی کفار یا مسلمین چنانچه الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.‏

سید قطب رحمه الله به آمریکا می گفت «شیطان بزرگ» و ما هم اکنون در حال جنگ با این شیطان و یاران خارجی و داخلی اش هستیم، پس مواظب باشید در جبهه ی شیطان قرار نگیرید.

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

کاتب: براهندک بلوچ

با کمال تعجب در این نماز جمعه ی 3 بهمن 1404ش باز دیدیم که مولوی عبدالحمید سخنی از آشوب طلبی و جنگ شهری مزدوران آمریکا و صهیونیستها بر زبان نراند و از کلمات «اعتراضات» و حتی «خیزش» مردم ایران صحبت کرد و با آنکه برای همه روشن است که اعتراضات قانونی بازاری ها چگونه توسط مزدوران و با حمایت آمریکا و صهیونیستها تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی و جنگ شهری شد باز می گوید: «اعتراضات مردم گسترش پیدا کرد و علیه مدیران کشور اعتراض صورت گرفت و مردم مشکلات‌شان را فریاد زدند.»

مولوی گرامی زمانی که اعتراضاتی که مورد تایید قانون بود و توسط نیروهای امنیتی هم محافظت می شد تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد و گسترش پیدا کرد شعارهای آنها علیه حاکمیت اسلامی و حرکت به سوی سکولاریسم بود نه فلان مدیر اقتصادی یا اجرایی و این اغتشاشگران هرگز مشکلات اقتصادی را فریاد نزدند بلکه اصل نظام را هدف گرفتند و مشکل خود را در قرآن و قانون الله و مساجد و مراکز مذهبی و حتی مراکز فرهنگی چون کتابخانه ها می دیدند به همین دلیل به این مراکز حمله ور شدند و آنها را به آتش کشیدند.

مولوی عبدالحمید می داند که این اغتشاشگران آشوب طلب که بر اساس طرح و نقشه ی آمریکا و صهیونیستها جنگ شهری را بر مردم و نیروهای امنیتی ایران تحمیل کردند اصل نظام و حکومت اسلامی بر اساس تمام مذاهب اسلامی را هدف گرفته بودند و برایشان شیعه و سنی فرقی نداشت به همین دلیل اقرار و ادعا می کند: «در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

آیا این سخن را انسانی که با روش برخورد کشورهای کافر و مسلمان دنیا با براندازهای مسلح دیده باشد می تواند قبول کند؟ آنهم براندازهایی که از حمایت دشمنان خارجی برخوردار باشند؟

فقط کافی است بدانید در اواسط دی ماه امسال بود یک زن در تیراندازی نیروهای مهاجرتی آمریکا در شهر مینیاپولیس به قتل رسید و ترامپ از افسر مهاجرتی پس از قتل آن زن حمایت کرد، دیروز هم باز یک نفر دیگر را کشتند و باز ترامپ از قاتل حمایت کرد. این متعلق به یک شهر آمریکا است و آنهم اعتراضی مسالمت آمیز نه اغتشاشی که اغتشاشگران با انواع اسلحه های سرد و گرم شکاری و جنگی روبروی نیروهای امنیتی قرار گرفته باشند.

نمونه های سرکوب و قتل عام معترضین مثل آنچه در رابعه ی مصر توسط سیسی و با حمایت آل سعود و امارات و آمریکا و صهیونیستها صورت گرفت زیاد است که نیاز به یادآوری نیست، اینها مسلح نبودند، فقط کافی است از هر کشوری کافر مثل آمریکا و کانادا و هر یک از کشورهای اتحادیه اروپا که آنها را متمدن تر می دانید و یا از کشور اسلامی امارت اسلامی افغانستان که بر اساس مذهب حنفی اداره می شود (که هم مذهب با بلوچهاست) بپرسی اگر یک جمع آشوب طلب مسلح به سمت نیروهای امنیتی و مردم شلیک کنند چگونه با آنها برخورد کرده و یا برخورد می کنند تا متوجه شویم مولوی عبدالحمید دچار چه دغل بازی و وارونه گویی آشکاری شده است.

این مقدمه را به عنوان ضرورت جهت ورد به اصل سوال مطرح کردم تا با ذهنیتی آگاه متوجه تناقضات مولوی شویم و بدانیم که در مواردی عمدا حقایقی را نادیده می گیرد، به عنوان مثال چند مدت قبل و در مراسم ختم قرآن مجید شهر نصرت‌آباد، از توابع شهرستان زاهدان در واکنش به توهین یک مداح در شبکه پنج سیما به یکی از اصحاب گفت: «از دیدگاه ما اگر یک اهل‌سنت به مقدسات شیعه توهین کند به شدت محکوم است و باید مجازات شود، همین‌طور اگر یک شیعه به مقدسات اهل‌سنت توهین کند باید مجازات شود.»

با آنکه به گفته ی دفتر مولوی عبدالحمید«صدا و سیما مدیر آن شبکه را برکنار کرد و مداح هتاک نیز بازداشت و زندانی شد. مقامات قضایی نیز بیانیه دادند که اهانت‌کنندگان به مقدسات اهل‌سنت تحت تعقیب قرار گرفته و مجازات می‌شوند.»

همین اتفاق و واکنش مدیران صدا و سیما و مقامات قضایی می تواند پاسخ سوال ما باشد و بدانیم اگر کسی به قرآن تمام مسلمین (اعم از شیعه و سنی) که برای همه  یمومنین جزو مقدسات است توهین کند نباید بازداشت و زندانی و مجازات شود؟  فرق اینها با سلوان مومیکای عراقی که در قلب اروپا توسط مومنین مجاهد به درک واصل شد چیست؟

مولوی گرامی، در نزدیک به 300 مسجد و 90 حسینیه و 12 امامزاده و آرامگاه بزرگان گذشته به هزاران قرآن توهین کردند و آنها را زیر پا گذاشتند و آنها را سوزاندند چرا این جرم آشکار را نادیده می گیری و اگر با این اغتشاشگران آشوب طلب برخوردی صورت گیرد و دستگیر و مجازات شوند تو را آشفته می کند؟

خودت قبلا گفتی اگر شیعه یا سنی به مقدسات توهین کند باید مجازات شود، آیا اگر یک مرتد و مزدور سکولار به مقدسات تمام مسلمین توهین کرد نباید مجازات شود؟ \س چرا سکوت کرده ای؟ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (قلم/36) شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟!

توجیهات ضد اسلامی و سفیهانه ی مناصرین جیش العدل سابق در توهین به مساجد و قرآنها در اغتشاشات دی 1404 ایران

توجیهات ضد اسلامی و سفیهانه ی مناصرین جیش العدل سابق در توهین به مساجد و قرآنها در اغتشاشات دی 1404 ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الله تعالی در اولین آیه ای که در آن به مومنین اجازه ی جهاد می دهد یکی از اهداف اصلی آنرا محافظت از مکانهای عبادی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب و بعد محافظت از مساجد معرفی می کند و می فرماید:

‏ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ‏(حج/39) اجازه (جنگ مسلحانه) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ می‌گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند .‏

 الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ‏‏(حج/40)

‏همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما الله است ! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند (آن وقت ) دیرهای (راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (مسیحیان) و کنیسه های (یهودیان) ، و مسجدهای ( مسلمانان ) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود ، تخریب و ویران می‌گردد .  (امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی‌کند) و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند . خداوند نیرومند و چیره است.

این حکم صریح الله در مورد مراکز عبادی کفاری چون یهودی ها و نصرانی ها و تارکان دنیاست که در این مراکز آنهمه کفر و شرکیات می شود؛ و در حالی که این مومنین خودشان به خاطر «توحید در ربوبیت» و اینکه می گفتند «رَبُّنَا اللَّهُ» آنهمه رنج و آوارگی کشیده اند در عوض شریعت الله به آنها امر می کند که باید محافظ عبادتگاه کسانی باشند که در این عبادتگاهها آنهمه بت وجود دارد و دیگران را به ربوبیت گرفته اند: اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (توبه/31)

این منهج اسلامی در چگونگی برخورد با مراکز عبادی این کفار است که آنهمه شرکیات در آنها وجود دارد، به نظر شما وظیفه ی مومنین در برابر مساجد مسلمین و مراکز عبادی آنها باید چگونه باشد؟

در اسلام و فقه تمام مذاهب اسلامی زیرپا گرفتن و آتش زدن قرآن به نیت توهین به آن «کفر بواح» است به نظر شما مناصرین جیش العدل سابق با چه استدلال شرعی تخریب نزدیک به 300 مسجد و آتش زدن و توهین به آنهمه قرآن کریم توسط سکولاریستهای مرتد را توجیه و ماستمالی می کنند؟

کانال مجازی راه نجات بلوچستان که از مناصرین اصلی جیش العدل سابق بود و مدتها آیات و احادیث و سیره ی سلف را در توجیه «قتال الفتنه» ی جیش العدل به بازی گرفته بود و این روزها که جیش العدل روی سکولاریستی و ارتدادی خود را در جبهه مبارزین مردمی نشان داده و اینهم لال شده است، اما هم مسیر با این جریان سکولاریستی و ارتدادی و با ادبیات سکولاریستها در پی توجیه آتش زدن مساجد الله و قرآنها بر آمده است و همان سخنان سکولاریستهای هرزه را تکرار کرده است.

 این رسانه ی منحرف در توجیه قرآن سوزی و اهانت به مساجد الله می گوید: “در واقع، مسجد در ایران صرفاً مکانی مذهبی نیست؛ بسیاری از آنها پایگاه‌های بسیج و محل سازماندهی سرکوب اعتراضات هستند. بر اساس آمار رسمی، نزدیک به ۵۰ هزار پایگاه بسیج در مساجد سراسر کشور فعال است.”

  • اولاً منهج و عقیده ی اسلامی به ما می گوید این مساجد حتی اگر مثل کلیساها و کنیسه ها و دیرها مراکز تبیلغ و نشر کفر هم بودند باز کافری سکولار دشمن قرآن و قانون شریعت الله مجاز به آتش زدن و تخریب آنها و سوزاندن کتابهای مقدس و صلیبها و تصاویر شرکی موجود در آن نیست
  • ثانیاً پایگاههای بسیج در تمام ادارات دولتی و دانشگاهها و مدارس و حتی بسیاری از مراکز صنعتی وجود دارند و کار آنها صرفاً امور تبلیغی و فرهنگی است و هیچ یک از این پایگاههای مساجد یا دانشگاه محل سازماندهی سرکوب اعتراضات نبوده اند؛ چون «اعتراضات» ازحمایت قانونی و نهادهای امنیتی و مسئولین حکومتی برخوردارند و نیازی به سرکوب آنها نیست و محل سازماندهی سرکوب «اغتشاشات» و «آشوب طلبی جنگ شهری» هم مراکز امنیتی متعلق به اطلاعات و سپاه و نیروی انتظامی هستند نه این مراکز فرهنگی موجود در مساجد که همگی در زمان اغتشاشات و جنگ شهری دی ماه 1404 تعطیل بودند و کسی ندید نیرویی مسلح در آنها وجود داشته باشد به همین دلیل هرزه های سکولار اغتشاشگر درهای مساجد را شکستند و بعد با ورود به آنها دست به اهانت و آتش زدن قرآنها و مساجد کردند.  
  • ثالثاً این اغتشاشگران هرزه ی دی ماه 1404ش که تماماً سکولار بودند نه تنها به مساجد بلکه به امام زاده هائی که هیچ پایگاه بسیجی در آنها وجود نداشته نیز حمله کردند و آنها را با قرآنها و ادعیه هائی که در آن وجود داشت آتش زدند و تخریب کردند.

این درست است که ممکن است این امامزاده ها مورد پذیرش برخی از اهل سنت و جماعت نباشند یا نزدیک به 90 حسینیه که آتش زده شدند مورد پذیرش اهل سنت نباشند اما مورد پذیرش تمام شیعیان هستند و صرفاً مراکزی مذهبی هستند نه هیچ چیز دیگری و قرآنهائی در آنها وجود داشتند که متعلق به الله و تمام مومنین دنیاست، همین یک مورد را اگر بررسی کنید متوجه خواهید شد که استدلال مناصرین جیش العدل سابق و جبهه ی مبارزین مردمی جدید در توجیه قرآن سوزی و تخزب مساجد و مراکز عبادی مسلمین وجنایات هرزه های سکولار چقدر ضد اسلامی و حتی غیر عقلانی و سفیهانه است.

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

کاتب: محمد اسامه

یکی از مکر و فریبهای گروههای کمونیستی چون حکمتیستها و بخصوص شخصی چون حمید تقوایی این است که می گویند ما می خواهیم نماینده ی «نه» مردم باشیم و نمی خواهیم در مورد آینده و چیزهایی که می خواهیم صحبت کنیم تا زمانی که به قدرت برسیم و آنوقت با همین قدرت حکومتی «بله» و خواسته های خود را در جامعه بیان و اجرا می کنیم.

البته این دقیقا اسلوب تمام حقه بازان سکولاری است که ابتدا با شعارهای فریبنده ی ای چون نان، کار، آزادی، عدالت، برابری و… به میان مردم می آیند بدون آنکه تعریف روشنی از آزادی، عدالت، برابری و… را به مردم مسلمان نشان دهند و قصد دارند با همین کلی گویی ها و بسیج مسلمین به قدرت برسند و پس از کسب قدرت همان دیکتاتوران سکولار چپ و یا لیبرال غربزده ای هستند که هر کدام به سبک خودشان دیکتاتوری قوانین سکولاریستی را بر مسلمین تحمیل می کنند که در این دیکتاتوری هیچ جایی برای قوانین شریعت الله که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.  

در فقه مذاهب اهل سنت و جماعت هم هر جامعه‌ای که احکام اسلامی در آن اجرا نشود، دارالکفر نامیده می‌شود و هر جایی که احکام اسلامی در آن‌جا ظهور و بروز داشته باشد، آن‌جا دارالاسلام خوانده می‌شود.[1]

اینجاست که قبل از هرچیزی باید از گروههایی سکولار چون «جم» (تغییر شکل جیش العدل) که بخشی از اپوزیسیون سکولار و ارتدادی ایران است و از گروههایی اسلامگرا چون انصارالفرقان پرسید بدیل و جایگزین دقیق و تعریف شده ی شما برای این دارالاسلام کنونی ایران چیست؟

خروجی و نتیجه ی نهایی فعالیتهای ضد حکومتی شما به چه حاکمیتی ختم می شود؟

ساده تر بگوییم: تصور کنید به فرض محال همین الان این نظام حاکم بر دارالاسلام ایران برود، چه حاکمیتی جایگزین آن می شود؟ دارالاسلامی بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت و جماعت یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

نیازی به فکر کردن ندارید چون این سوال را از هر انسانی با هر سطحی از هوش بپرسی به شما خواهد گفت که خواست آمریکا و غرب و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار ومرتد ایران حاکمیتی سکولار و ارتدادی و دارالکفری سکولار است که در آن هیچ جایگاهی برای قوانین شریعت الله مادام که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.

در اینجا دارالکفری طاری و سکولار و ارتدادی شکل می گیرد که فورا تبدیل به «دارالحرب» نیز می شود، چون جهاد در چنین حالتی بر مومنین «فرض عین» می شود تا زمانی که نجاست این حاکمیت ارتدادی را از جامعه پاک کنند.

بر همین مبنا است که سید قطب تقبله الله می گوید:

وطن: سرایی است که عقیده، مَنْهَجِ زندگی، و شریعتِ الهی بر آن حاکم است. این است معنای وطنی که شایسته‌ی انسان است.

و تابعیت: عقیده و مَنْهَجِ زندگی است. و این است آن پیوندی که شایسته‌ی آدمیان است.

همچنین، شایسته نیست که در دل‌های داعیانِ راه خدا، آن تردیدهای سطحی درباره‌ی حقیقتِ جاهلیت و حقیقتِ اسلام، و در مورد ماهیتِ دارالحرب و دارالاسلام شکل بگیرد… چرا که بسیاری از آنان دقیقاً از همین نقطه در تصورات و یقین‌شان آسیب می‌بینند. باید بدانند که در سرزمینی که اسلام بر آن حکم نمی‌راند و شریعتش در آن برپا نیست، «اسلام» وجود ندارد؛ و «دارالاسلامی» نیست مگر آن سرایی که اسلام با مَنْهَج و قانونش بر آن سیطره دارد. و ورای ایمان چیزی جز کفر نیست، و پایین‌تر از اسلام چیزی جز جاهلیت نیست… و پس از حق، چیزی جز گمراهی وجود ندارد.

پس ای «جم» یا انصارالفرقان و سایر گروههایی که در پوشش اهل سنت در حال «قتال الفتنه» هستید بدانید که ما اهل سنت و جماعت شک نداریم که شماها برای دارالاسلامی بهتر از این که هست و برای تطبیق شریعت و منهج الله نمی جنگید بلکه برای کفر و ارتداد و حکومتی سکولار و ارتدادی در حال مبارزه هستید، برای جاهلیت و گمراهی تلاش می کنید.

این نتیجه ای است که هر انسانی با هر سطحی از هوش و آگاهی آنرا متوجه می شود.


[1] علی بن نایف الشحود،  المفصل فی فقه الجهاد، بی‌نا، بی‌جا، (1433ق)، ج1 ص586.

در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

امروز 3 بهمن 1404ش در پاسخ به توییت جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا که خطاب به تظاهرکنندگان آمریکایی گفته است؛ «برنامهٔ ما بسیار ساده است: اگر به یک کلیسا یورش ببرید یا به یک مأمور فدرال حمله کنید، ما تمام کاری را که از دستمان برمی‌آید انجام می‌دهیم تا شما را روانهٔ زندان کنیم» آماری رسمی از میزان ویرانی‌ها و تلفات ناشی از آشوب و جنگ شهری اغتشاشگران سکولار دی ماه 1404ش که تحت عنوان اعتراض مدنی مستقیماً مورد حمایت آمریکا قرار می گرفت دیدم که بسیار تکان دهنده بود.  

در گزارش خسارات وارد شده آمده است:

۳۰۵ دستگاه آمبولانس و اتوبوس

۲۴ جایگاه سوخت

۷۰۰ فروشگاه محلی (خواربارفروشی)

۳۰۰ واحد مسکونی خصوصی

۷۵۰ بانک

۴۱۴ ساختمان دولتی

۷۴۹ کلانتری

۱۲۰ مرکز بسیج

۲۰۰ مدرسه

۳۵۰ مسجد

۱۵ کتابخانه

۲ کلیسای ارامنه

۲۵۳ ایستگاه اتوبوس

۶۰۰ دستگاه خودپرداز

۸۰۰ خودروی شخصی

مجموع کشته‌شدگان: ۳٬۱۱۷ نفر

شهروندان و نیروهای امنیتی: ۲٬۴۲۷ نفر

آشوب طلبان اغتشاشگر: ۶۹۰ نفر

تمام این تخریبات و صدمات جانی در حالی از سوی آمریکا مورد حمایت قرار می گرفت که معاون اول ترامپ به معترضان آمریکایی می گوید: به پلیس یا کلیسا حمله کنید، با تمام ابزار فدرال زندانی‌تان می‌کنیم

مایک پنس گفت: اگر به مأموران اجرای قانون حمله کنید، یا اعتراض‌ها از حالت مسالمت‌آمیز خارج شود، دولت فدرال با تمام توان وارد عمل می‌شود. حمله به کلیسا و نقض حق عبادت مردم قابل تحمل نیست و با آن به‌شدت برخورد خواهد شد.

نکته ی مهم و قابل توجه این است که آمریکا و کشورهای غربی نه تنها اغتشاش و جنگ شهری مسلحانه و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی توسط این اغتشاشگران و نفوذی های آمریکا و رژیم صهیونیستی، حمله به مساجد و آتش زدن مساجد و قرآنها و حتی کلیساهاو تخریب آتش زدن اموال عمومی در ایران را محکوم نمی کنند بلکه در مواردی آشکارا یا تلویحاً مردم را به چنین اقداماتی تشویق می‌کنند و آن را «اعتراض مدنی» می‌نامند.

شما اسم چنین سیاستی چه می گذارید؟

آیا این کفار محارب و اشغالگر خارجی زبانی غیر از زبان زور را متوجه می شوند؟

آیا غیر از «قدرت نظامی» عاملی «بازدارنده» در برابر این دشمنان وجود دارد؟

بدانید که سخن الله حق است و ترساندن دشمنان با قدرت نظامی به عنوان تنها عامل بازدارنده تنها گزینه ی مادی بعد از ایمان و نصرت الله است که می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُمۚ(انفال/60)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/60) آنچه از قدرت در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح اضافه کرد: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است. یکی از معجزه های این آیه و حدیث به کارگیری کلمات «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» و « الرَّميُ = تیر اندازی» است که با گذشت زمان و تغییر تکنولوژی های مختلف از تیرو کمان و شمشیر به انواع سلاحهای مختلف و مدرن کاربرد دارند.


[1]  مسلم1917

ای گروه «جم» (جیش العدل سابق) ما اهل سنت و جماعت نه«انسانیت» و آینده ی سکولار و ضد اسلامی شما را می خواهیم نه آزادی سکولاریستی شما را

ای گروه «جم» (جیش العدل سابق) ما اهل سنت و جماعت نه«انسانیت» و آینده ی سکولار و ضد اسلامی شما را می خواهیم نه آزادی سکولاریستی شما را

کاتب: محمد اسامه

گروه تازه تاسیس سکولار و ارتدادی «جم» که از پوست اندازی جیش العدل شکل گرفته است و هم اکنون همچون سازمان منافقین خلق ایران ( گروه سکولار و رتدادی رجوی) با نام مردم ایران و مقاومت مردم ایران حرف می زند هر چند وقت یکبار بیانیه ها و مطالبی را در رسانه ی مجازی خود نشر می دهد که برای اهل دعوت و جهاد و تمام مومنین اهل سنت و جماعت حاوی پیامهای مهمی در رونمائی از این گروه سکولار و ارتدادی است.

تمام ادبیات گفتمانی این گروه بر اساس روش سکولاریستی است، یعنی همان چند آیه و حدیث و تاریخ صحابه ای که قبلاً  و در رسانه رسمی جیش العدل سابق و کانالهای همسو با آن جهت پوشش و فریب افکار عمومی و بسیج بلوچهای اهل سنت با نام جهاد بیان می کردند را نیز کنار زده اند.

این گروه سکولار که خودش را بخشی از جریان اپوزیسیون سکولار و ارتدادی ایران می داند در جدیدترین مطالب خود می گوید:

 ” دیگر نمی‌خواهیم در کشوری زندگی کنیم که هر روز مرگ انسانیت را به چشمان مشاهده کنیم”

لازم به ذکر است که اومانیسم (Humanism )  یا انسان گرائی یا انسانیت یا انسان محوری، ریشه ی سکولاریسم است و توسط کفار سکولار به جای شریعت گرائی یا الله محوری و توحید نشسته است.

ترجمه ی عبارت انسانیت و ورود آن به ادبیات گفتمانی مسلمین با ورود تفکرات سکولاریستی غرب و غربگرائی در میان مسلمین گره خورده است و نمی توان این عبارت را در ادبیات چند قرنه ی مسلمین یافت؛ با این وجود می بینیم که همچون غلطی مصطلح در میان مردم رایج شده و مردم عوام بدون آنکه به محتوای این اصطلاح پی ببرند آنرا به کار می برد و مثلاً می گویند: انسانیت مهم است؛ یا، انسانیت داشته باش

البته دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) و سکولاریستهای مرتد میان مسلمین پشت سرش می گویند دین و مذهب مهم نیست؛ به این شکل چهره ی سکولار خود و ماهیت این اصطلاح را نیز برملاء می کنند.

به هر حال ما مومنین آشکارا می گوئیم تحت هیچ عنوانی تابع انسان مداری و انسان محوری یا انسانیت کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی نمی شویم، بلکه تابع شریعت مداری و الله محوری هستیم و برای چنین هدفی دعوت می دهیم و جهاد می کنیم. ان شاء الله.

مورد دیگر اینکه گروه «جم» (جبهه مبارزین مردمی = جیش العدل سابق) در این متن می گویند:

  “ما برای آینده‌ای روشن و آزاد می‌جنگیم. آینده‌ای که در آن دیگر از ترس، زندان و سرکوب خبری نباشد”

برای هر انسان کم هوشی هم روشن و واضح است: آینده ای که اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برای ایران می خواهد حاکمیتی سکولاریستی و ارتدادی است. آیا کسی در این شکی دارد؟ نه، هرگز.

آیا مومن اهل دعوت و جهادی در میان اهل سنت و جماعت وجود دارد که با آزادی کفری این کفار سکولار سکولار جهانی و مرتدین محلی موافق باشد؟ نه، هرگز.

آیا خود سکولاریسم برای مومنین اهل دعوت و جهاد و قوانین شریعت الله یک دیکتاتوری به تمام معنا نیست؟ بله، بدون شک هست.

در هیچ کشور سکولاری در تمام دنیا شما نمی بینید که اگر قوانین شریعت الله مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد به قوانین شریعت الله عمل شود؛ و حکم و قوانین الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم تا جائی برای سکولاریستها اعتبار دارند که با قوانین سکولاریستی آنها مخالف نباشند. آیا کفری بالاتر از این وجود دارد؟

در این کشورهای سکولار شما اگر به جای قوانین کفری سکولاریستی به قانون و حکم الله و رسولش صلی الله علیه وسلم عمل کنید قطعاً انواع جریمه ها و زندان و سرکوب و انواع محرومیتهای اجتماعی در انتظارتان است، آیا این عین دیکتاتوری سکولاریستی نیست؟

پس «جم» و تمام کفار سکولار جهانی و تمام احزاب سکولار و مرتد محلی بدانندکه ندای ما همان ندای ابراهیم علیه السلام و همراهان او است که : إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/4) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم و از شما بری هستیم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است ، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی عبادت می کنید.

«جبهه ی» مبارزین مردمی بلوچ کجای «جبهه ی» کفار سکولار خارجی و اپوزیسیون مرتد داخلی است؟

«جبهه ی» مبارزین مردمی بلوچ کجای «جبهه ی» کفار سکولار خارجی و اپوزیسیون مرتد داخلی است؟

به قلم: براهندک بلوچ

گروه جیش العدل جهت پوست اندازی و آشکار کردن چهره ی سکولار خود و نشان دادن ثمرات چند سال نفوذ و کارکردن سازمان سکولار رجوی در آن، به همراه چند گروه مجازی راکد «جبهه ی» مبارزین مردمی را شکل داد و علنا اعلام نمود که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده است.

اما این جبهه ی متشکل از مرتدین سکولار ایرانی هم دارای اربابانی از کفار محارب و اشغالگر خارجی هستند که گردانندگان تمام تحرکات این مرتدین سکولار در جنگ با دارالاسلام ایران محسوب می شوند.  

به دقت به این مستندات نگاه کنید تا بدانید که جبهه ی «جم» به عنوان جزیی از جبهه ی اپوزیسیون مرتد داخلی و جبهه ی جهانی کفار محارب و اشغالگر خارجی در کجا قرار گرفته است؟

روبرتا متسولا رئیس پارلمان اروپا در همسویی و حمایت از اغتشاشگران سکولار می گوید: «صدای شما از خیابان‌های تهران تا قلب پارلمان اروپا را می‌شنویم. ایران باید آزاد شود و آزاد خواهد شد»

امروز 2 بهمن 1404ش هم دیدیم که پارلمان اروپا دقایقی با اکثریت قاطع آرا، قطعنامه بی‌سابقه‌ای علیه ‎دارالاسلام ایران تصویب کرد که طی آن  درخواست برای ورود نام سپاه به فهرست تروریستی اتحادیه اروپاو  پافشاری بر اخراج سفرای ایران از پایتخت‌های اروپایی وجود دارد.

زلنسکی اوکراین هم در مورددارالاسلام ‎ایران می گوید: همه منتظرند ببینند آمریکا چه کاری انجام خواهد داد. دفاتر جهانی هیچ کاری نکردند.

«کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم آشکارا در سخنانی مداخله جویانه نسبت به تغییر سیاسی در ایران ابراز تمایل کرده و خواستار تحریمهای بیشتری بر علیه ایران شد که در واقع از تمام قواعد و عرف دیپلماتیک دنیا عبور کرد و همان مسیری را رفت که ترامپ رفته است که این مداخلات تعرض و حمله‌ای بی‌سابقه به گفتمان سیاسی مورد پذیرش دنیای کنونی به شمار می‌رود.

قبل از این هم دیدیم که «مایک پامپئو» وزیر خارجه دولت پیشین ترامپ با ارسال یک پیام در شبکه اجتماعی ایکس سال جدید میلادی را به ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند و به مامورین موساد که در کنار آنها هستند، تبریک گفت!

امروز هم باز دیدیم که ترامپ می گوید: «خواهیم دید در ایران چه اتفاقی می‌افتد. نمی‌خواهم وارد جزئیات اقداماتی که قصد دارم انجام دهم بشوم.»

این واقعیت «جبهه» ای است که در برابر دارالاسلام ایران قرار گرفته است و ما با چشم سر آنرا می بینیم.

به نظر شما گروه جیش العدل در قالب جدید و قدیمش در کجای این «جبهه» قرار گرفته است؟ آیا غیر از مزدوری ناچیز و پادوی این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایرانی می تواند نقش دیگری داشته باشد؟ قطعا غیر.

با این وجود دقت داشته باشید که عقیم ماندن و غیر شرعی و غیر اسلامی بودن جبهه ی مبارزین مردمی به معنی تأیید گروههای به ظاهر اسلامگرای مسلح دیگری چون انصارالفرقان نیست، چون انصار الفرقان هم با ادبیاتی شبه اسلامی باز در همین «جبهه» ی ضد ایرانی قرار گرفته و خروجی تمام فعالیتهایش در نهایت به جیب کفار سکولار واشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی می رود و چه بخواهد چه نخواهد بر اساس سناریو و فیلمنامه ای بازی می کند که کارگرانان اصلی آن آمریکا و غرب و صهیونیستها هستند و اپوزیسیون مرتد داخلی ایران تنها به عنوان پیمانکاران محلی پیاده کردن نقشه های دشمنان به شمار می روند.

نه مسیر گروههایی چون جیش العدل جدید و نه مسیر گروههایی چون انصارالفرقان راهکاری شرعی و مناسب برای خدمت به بلوچهای حنفی مذهب نیستند بلکه همگی کانالهایی جهت پیاده کردن نقشه های دشمنان قوم بلوچ و مردم ایران و تمام اهل دعوت و جهان به شمار می روند.  

در نهایت این اجماع تمام مذاهب اسلامی را به یاد آوریم که: به اجماع تمام مذاهب اسلامی هر کسی در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بر علیه مسلمین و دارالاسلام قرار بگیرد چنین شخصی مرتد است و از دایره ی اسلام خارج می شود.

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

یک هفته پس از مرگ شوهرش، بیوه‌ی او هنوز هیچ تماسی دریافت نکرده است. نه از ICE. نه از GEO Group، شرکت زندان خصوصی که بازداشتگاه را اداره می‌کند. نه از دفتر پزشکی قانونی میشیگان که کالبدشکافی را انجام می‌دهد. از او خواسته نشد جسد را شناسایی کند. از او در مورد اعمال مذهبی‌اش سؤالی پرسیده نشد. از او برای کالبدشکافی اجازه گرفته نشد.

جین ویلسون بروتوس، مهاجر ۴۱ ساله اهل هائیتی، در ۱۱ دسامبر پس از آزادی از زندان شهرستانی، به بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) منتقل شد. او به دلیل خسارت مالی دستگیر شد. او روز بعد پس از یک “حادثه پزشکی” درگذشت.

دلوین فرانسیسکو رودریگز، ۳۹ ساله، اهل نیکاراگوئه. فواد سعید عبدالقادر، ۴۶ ساله، اهل اریتره. اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) اعلام کرد که دو نفر به “علل طبیعی” و دو نفر به دلیل “عوارض پزشکی” جان خود را از دست داده‌اند.

جنیفر ایبانیز ویتلاک از مرکز ملی حقوق مهاجرت می‌گوید: “امسال چندین مورد مرگ در عرض چند روز پس از بازداشت افراد توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا رخ داده است. این موضوع نگرانی‌هایی را در مورد سطح آسیب‌های روحی که افراد از لحظه دستگیری تجربه می‌کنند، ایجاد می‌کند.”

“هیچ افزایش ناگهانی در مرگ و میر وجود ندارد”

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در بیانیه‌های مطبوعاتی ادعا می‌کند: “مرگ و میر در بازداشت در سال گذشته به طور متوسط کمتر از ۱٪ بوده است – کمترین میزان در تاریخ اداره مهاجرت و گمرک آمریکا.” این آژانس جزئیاتی در مورد نحوه محاسبه این رقم ارائه نکرده است.

اما ۳۰ مورد مرگ بیشتر از کل همه‌گیری کووید-۱۹ است.

تریشیا مک‌لافلین، معاون وزیر امنیت داخلی، روز شنبه اظهار داشت: «هیچ افزایشی در مرگ و میر رخ نداده است. همزمان با گسترش بازداشتگاه‌هایمان، استانداردهای مراقبتی بالاتری را نسبت به اکثر زندان‌ها برای شهروندان آمریکایی حفظ می‌کنیم – از جمله دسترسی به مراقبت‌های پزشکی کافی.»

در این دادخواست‌ها ادعا می‌شود که بازداشت‌شدگان در شرایط بسیار شلوغی نگهداری می‌شوند، گاهی اوقات بدون تخت، دوش، مراقبت‌های پزشکی کافی یا غذای باکیفیت.

دبورا فلیشیکر، رئیس موقت ستاد ICE در دوران ریاست جمهوری بایدن، خاطرنشان کرد که افزایش مرگ و میر «سوالاتی را در مورد کیفیت بازداشت مطرح می‌کند، اما بدون اطلاعات بیشتر پاسخ کاملی ارائه نمی‌دهد.»

کریستین ساویج از مرکز حقوق مهاجران میشیگان معتقد است که مرگ گانچف «قابل پیشگیری بود و نشان دهنده یک الگوی بزرگتر است.»

در بیانیه کتبی آمده است: «مرگ آقای گانچف متأسفانه نشان می‌دهد که چگونه دولت ترامپ در حال تشدید شرایط غیرقابل قبول در سیستم بازداشتی است که ثابت شده اساساً غیرانسانی است. به طرز تکان دهنده‌ای، این بیست و نهمین مرگ در بازداشت ICE از زمان تحلیف ترامپ است، بالاترین تعداد مرگ و میر در یک سال تقویمی از زمانی که مدافعان در سال ۲۰۰۶ شروع به پیگیری کردند.

در مقایسه، ۲۶ نفر در طول چهار سال دولت بایدن در بازداشت ICE جان خود را از دست داده‌اند.»

ماشینی که هرگز متوقف نمی‌شود

یک سیستم بازداشت که بدون نظارت مؤثر کار می‌کند. شرکت‌های خصوصی که از حبس سود می‌برند. سهمیه‌های دستگیری. مصونیت از مجازات برای کارمندان. مرگ‌هایی که «طبیعی» نامیده می‌شوند.

تاریخ قرن بیستم به ما آموخته است: وقتی سازمان‌های امنیتی دولتی از کنترل قانون خارج می‌شوند، وقتی اقدامات آنها دیگر قابل پیگرد قانونی نیست، وقتی به «دولتی در درون دولت» تبدیل می‌شوند، این دستورالعملی برای فاجعه است.

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) در حال حاضر حدود ۱۱۰۰ نفر را در روز دستگیر می‌کند. دولت هدف ۳۰۰۰ نفر در روز را تعیین کرده است. مراکز بیش از حد شلوغ هستند. مردم در حال مرگ هستند. هیچ پاسخگویی وجود ندارد.

کاخ سفید قول می‌دهد: «دستگیری‌ها و اخراج‌ها ادامه خواهد یافت.»

ننکو گانچف سی سال را صرف ساختن رویای آمریکایی کرد. او می‌خواست شهروند شود. با یک آمریکایی ازدواج کرد. او برای قانونی کردن وضعیت خود به خدمات مهاجرتی مراجعه کرد.

جسد او در کف سلولش پیدا شد. علت مرگ «در دست بررسی» است. اما این سیستم قبلاً او را «یک مجرم ۵۶ ساله و بیگانه غیرقانونی از بلغارستان» اعلام کرده بود.

در سال ۱۹۴۶، کشیش آلمانی مارتین نیمولر، از بازماندگان اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، نوشت:

“اول سراغ سوسیالیست‌ها آمدند و من سکوت کردم – چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و من سکوت کردم – چون من عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من سکوت کردم – چون یهودی نبودم. بعد سراغ من آمدند – و دیگر کسی نمانده بود که از من دفاع کند.”

ماشین خرد کردن انسان به حرکت درآمده است. امروز – مهاجران. و فردا؟