مسلمین یمن چگونه با اتحاد و مقاومت اسلامی پروژه های جنگی آمریکا را عقیم کردند ما چرا نتوانیم؟

مسلمین یمن چگونه با اتحاد و مقاومت اسلامی پروژه های جنگی آمریکا را عقیم کردند ما چرا نتوانیم؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

اگر دقیت کنیم یمن امروز بر یک سرمایه ی بزرگ ایستاده است و آنهم اتحاد شیعیان زیدی‌ و شافعی‌های اهل سنت و جماعت است؛ اتحادی واقعی، میدانی و برخاسته از ایمان، نه ساخته ی رسانه‌ها.

این اتحاد ثابت کرده که اختلاف مذهبی، نقطه ضعف مردم مجاهد یمن نیست؛ بلکه نقطه ی ضعف، نفوذ آمریکا و حکومت‌های دست‌نشانده‌ای است که با پشتیبانی آل‌سعود و امارات متحده ی صهیونیستی در جنوب یمن تحمیل شده‌اند.

از همین‌رو امت اسلامی تأکید می‌کند شریعت‌گرایان یمن باید تمام توان خود را در جهت فشار همه‌جانبه سیاسی، مردمی و مقاومتی

علیه این ساختارهای مزدور به‌کار گیرند؛ زیرا تنها از این مسیر است که اتحاد موجود زیدی و شافعی حفظ و تقویت می‌شود.

رها کردن جنوب به حال نفوذ آمریکا، نه بی‌طرفی است و نه حکمت؛ بلکه تضعیف تدریجی همان اتحادی است که امروز مایه ی عزت یمن است.

امت اسلامی روشن می‌گوید که مردم شافعی مذهب جنوب یمن نیز جزئی از این اتحادند و دشمن، مزدورانی هستند که به ریاض، ابوظبی و واشنگتن تکیه دارند و تضعیف این مزدوران، تقویت مستقیم وحدت یمنی است و تا زمانی که آمریکا و ابزارهایش در جنوب احساس امنیت کنند هیچ اتحادی از گزند توطئه در امان نخواهد بود.

اتحاد زیدی و شافعی یک واقعیت است و حفاظت از آن، با تضعیف نفوذ آمریکا و مزدورانش ممکن می‌شود.

اگر مردم یمن با چنین اتحادی به چنین قدرتی رسیده اند چرا ما نتوانیم؟

با نادیده گرفتن نزدیک به 7 هزار اغتشاشگر سکولار در میان ایرانیان، ملت نزدیک به 90 ملیونی ایران ثابت کرده اند که تا کنون با اتحاد خود توانسته اند مانع دست اندازی های آمریکا و صهیونیستها شوند.

رویدادهای چند روز آینده هم نشان خواهد داد که آمریکا و صهیونیستها در حال تولید «شبح جنگ» و ترساندن مردم ایران و بعضی از مسئولین ایرانی هستند تا با مذاکرات تحمیلی امتیازاتی بگیرند، اما این را نیز می دانند که اسکلت حاکمیت با این بازی ها نمی لرزد و در صورت وقع هر نوع جنگی، حاکمیت ایران با تجربیاتی که از آمریکا و مشابهین آمریکا دارد، منطقه را برای آمریکائی ها و شرکای آن تبدیل به آتشی مرگبار خواهد کرد و صهیونیستها جزو اولین ها هستند که طعم این خشم مردم ایران را خواهند چشید.

خطرات اصلی هم‌صدایی ناخواسته عده ای از صاحبان تریبون و رسانه با دشمن آمریکائی – صهیونی

خطرات اصلی هم‌صدایی ناخواسته عده ای از صاحبان تریبون و رسانه با دشمن آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

می بینیم که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو آشکارا از ناآرامی‌ها و فشار بر ایران حمایت کردند و هم اکنون نیز «شبح جنگ» تحمیلی بر علیه ایران را به میان کشیده اند، در چنین وضعیتی هر صدایی در داخل که هم‌جهت با این حمایت‌ها تفسیر شود، ناخواسته در معرض پرسش مومنین شریعتگرا قرار می‌گیرد.

این نکته هم بسیار مهم است که حمایت دشمنان شناخته‌شده ی امت اسلام از جریانی سکولار و ارتدادی خاص، نه نشانه ی دلسوزی برای مردم است و نه گواه حقانیت یک مسیر؛ بلکه زنگ خطری است که باید همگان را به بازاندیشی وادارد.

وقتی بوی حمایت آشکار آمریکا و صهیونیسم به مشام می‌رسد و این حمایتها علنی شده است، حداقل از انتظار می‌رود عالمان دینی با مرزبندی روشن سخن بگویند؛ مرزی که هیچ قرابتی با پروژه‌های سکولارِ وابسته، آشوب‌طلبی، تخریب مسجد و قرآن‌سوزی نداشته باشد. هر موضعی که این مرز را کمرنگ کند اگر با نیت اصلاح هم بیان شود در میدان رسانه‌ای دشمن به‌گونه‌ای دیگر مصرف می‌شود.

مشکلات معیشتی واقعی است و انکار آن خطاست؛ اما تجربهٔ تلخ منطقه نشان داده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی از رنج مردم نردبان فشار سیاسی می‌سازند، نه پل نجات. همان‌ها که امروز دم از «حمایت» می‌زنند، دیروز و امروز در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه، ویرانی، کشتار و تفرقه به‌جا گذاشته‌اند. پس هر جا حمایت آنان پررنگ شد، باید پرسید: سود این مسیر به جیب چه کسی می‌رود؟

از این‌رو، انتظار از امثال مولوی عبدالحمید زاهدان و هر صاحب‌تریبون دینی آن است که:

• صریحاً حمایت ترامپ و نتانیاهو از ناآرامی‌ها را محکوم کند؛

• مرز خود را با جریان‌های سکولارِ وابسته و هر حرکتِ آلوده به خشونت، تخریب مقدسات و ناامنی اجتماعی روشن سازد؛

• و اجازه ندهد مطالبهٔ اصلاح، دستاویز پروژه‌ای شود که نتیجه‌اش تضعیف دین و شکستن ستون‌های جامعه است.

اصلاح از درون، نقد منصفانه و مطالبهٔ عدالت، راهی روشن دارد؛ اما هم‌صدایی، حتی ناخواسته با دشمنان قسم‌خورده ی اسلام، نه اصلاح می‌آورد و نه عدالت.

امثال مولوی عبدالحمید بدانند هر جا تریبون‌ها در لحظه ی حساس مرز خود را روشن نکردند، هزینه‌اش را مردم و دین با هم پرداختند.

سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد جنگ و مذاکره با آمریکا

سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد جنگ و مذاکره با آمریکا

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

عده ای دغل باز معلوم الحال در میان بلوچها که هدفی غیر از فریب افکار عمومی و هم مسیر کردن جاهلها با اهداف و پروژه های آمریکا و صهیونیستها ندارند به هر مکر و فریب و تحریفی دست می زنند که مردم را از حقایق دور کنند، چون حقیقت برای اینها همچون روز روشن برای خفاشان است و به شدت از آن پرهیز می کنند.

در مسائل تاریخی و تحلیل اتفاقات روز، قیچی کاری و تحریف از شگردهای این دسته از انسانهاست.

به عنوان مثال از قبل از جنگ 12 روزه که مذاکراتی غیر مستقیم بین مسئولین ایرانی با آمریکا در جریان بود و بعد از جنگ تحمیلی 12 روزه ی آمریکا و صهیونیستها بر ایران در رسانه های آمریکائی – صهیونیستی – انگلیسی و بعد از آن در رسانه های متعلق به اپوزیسیون همسو با این دشمنان مستکبر جهانی بر این سخن رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای تمرکز کرده اند که ایشان گفت: نه جنگ می شود نه مذاکره یا صورت می گیرد.

بعد به مخاطب خود می گویند هم مذاکره انجام شد و هم جنگ اتفاق افتاد!

با آنکه چشم بندی و شعبده بازی این فریبکاران برای مردم نا آگاه ممکن است مثل یک امر واقعی به نظر برسد اما زمانی که اصل قضیه و پشت صحنه مشخص می شود همه می فهمند که چه ساده گول خورده اند.

در این مورد مشخص هم فقط کافی است بدانیم که این سخن رهبر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران در 22 مرداد سال 1397 گفته شده است یعنی نزدیک به 7 سال قبل از مذاکرات و جنگ 12 روزه در سال 1404 .

آیا همین کافی نیست تا فریب این شعبده بازان برایمان روشن شود؟

آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب در تاریخ 22 مرداد سال 1397 به نکاتی اشاره کرد که انگار برای امروز صحبت کرده است و هم اکنون نیز متخصصان بر آن اقرار دارند و گفت:

  •  مشکلات اقتصادی و راه‌حلهای آن معلوم است، هیچ بن بستی در کشور وجود ندارد و مسئولان در هر سه قوه باید با تلاش، کار مشترک و استفاده از نظرات کارشناسان، مشکلات و فشارها را از دوش مردم بردارند.
  • من نمی گویم تحریم ها اثر ندارد، اما عمده مشکلات اقتصادی اخیر مربوط به عملکردها است و اگر عملکردها بهتر و با تدبیرتر و به هنگام‌تر و قوی‌تر باشد، تحریم ها تأثیر زیادی نخواهد داشت و می توان مقابل آن ایستاد.
  • وقتی ارز یا سکه به صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به‌وجود می آید … این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم ها ندارد.
  • در کشور هیچ بن بستی وجود ندارد زیرا مشکلات کشور شناخته شده است و برای همه آنها نیز راه حل های شناخته شده ای وجود دارد و فقط باید مسئولان کمر همت ببندند.
  • بنابراین مشکلات اقتصادی کشور راه حل دارد و اینگونه نیست که دشمن و برخی افراد دنباله رو او در داخل و در رسانه ها، خبیثانه تبلیغ کنند که کشور به بن بست رسیده و هیچ راهی جز پناه بردن به فلان شیطان یا شیطان اکبر وجود ندارد.
  • هرکسی که اعلام کند، ما به بن بست رسیده ایم، یا جاهل است و یا حرف او خائنانه است.
  • ملت ایران همواره در مقابل دشمن بصیرت داشته است و همه باید بدانند که دشمن به دنبال سوءاستفاده از نقطه ضعف ها، بر ضدّ خود مردم است.
  • آمریکایی‌ها اخیراً درباره‌ی ما هم بی‌شرمانه حرف می‌زنند. غیر از تحریم دو چیز دیگر را مطرح می‌کنند: یکی مسئله‌ی جنگ و یکی مذاکره.

در همین جلسه رهبر انقلاب اسلامی می گوید: تأکید می کنیم جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد… البته آنها مسئله جنگ را صریحاً مطرح نمی کنند اما درصددند با اشاره و کنایه، «شبح جنگ» را ایجاد و بزرگ کنند تا ملت ایران و یا ترسوها را بترسانند.

آنها برای مذاکره فرمول خاصی دارند که باید آن را درک کرد و سپس به این سؤال پاسخ داد که آیا هیچ آدم عاقلی با این فرمول مذاکره می کند؟

بر این اساس، در سال 97 آمریکا تهدید به جنگ می‌کرد و می‌گفت بیاید مذاکره کنید و شرایط ما را بپذیرید؛ اما در این سال و با توجه به شایط آن روز رهبر انقلاب گفت« تأکید می کنیم جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد» .

دیدیم که در آن زمان نه جنگی اتفاق افتاد و نه مذاکره ای هم شد؛ اما بعداً برای رهبر ایران مشخص شد آمریکا در هر صورت دست به حمله می زند و آمریکا هم در جلو چشم دنیا ادعا کرد که از شروط تحمیلی و فرمول سلطه جویانه فاصله گرفته و بر اساس شروط مساوی و بدون پیش شرط و بر اساس عرف سیاسی «داد و ستد» مذاکره می کند، بر این اساس رهبر ایران اجازه داد مسئولین وارد مذاکره شوند تا بعداً کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید ، جنگ نمی شد و…

به این ترتیب دستگاه دیپلماسی ایران در برجام وارد مذاکره شد، اما آمریکا مثل همیشه غدر کرد؛ و نزدیک به 7 سال بعد این سخن رهبر انقلاب، ایران باز با آمریکا وارد مذاکره شد و دیدیم باز در حین مذاکره و غدارانه به همراه رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و ترامپ اعلام کرد این مذاکرات برای فریب بود.  

این روشنگری برای کسانی مفید است که دارای گوشی شنوا و قلبی سالم باشند چنانچه خداوند می فرماید: إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ (سوره ق آیه 37)

بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت ها] گوش فرا می دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده های خود باشد.

مولوی عبدالحمید از ادعای دیانت تا ترویج سکولاریسم  و اسلام آمریکائی – صهیونی جدید

مولوی عبدالحمید از ادعای دیانت تا ترویج سکولاریسم  و اسلام آمریکائی – صهیونی جدید

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

اسلام آمریکائی – صهیونی جدید اصطلاحی است که توسط مصطفی حامد (ابوولید مصری) از رهبران فکری القاعده و از همرزمان اسامه بن لادن برای دسته ای از مبلغین و خطباء و حتی گروههای مسلح شبه جهادی به کار رفت که خروجی و نتیجه فعالیتهای آنها تماماً به نفع آمریکا و صهیونیستهاست چه آنهائی ادعای اسلامی لیبرال را دارند و چه آنهائی که خود را شریعت گرا و جهادی نامیده اند؛ مهم این است که خروجی و ثمره ی فعالیتهای آنها در نهایت به نفع آمریکا و صهیونیستهاست و خواسته یا ناخواسته بر اساس فیلمنامه  سناریوی این دشمنان بازی می کنند.

نکته ی مورد بحث ما این است که ابوولید المصری رحمه الله شخصی چون مولوی عبدالحمید را جزو همین اسلام آمریکائی – صهیونی جدید معرفی می کند.

با این نگرش و در برهه‌ای که امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری به تمسک به حبل‌الله و هدایت‌های قرآنی نیاز دارد، مواضع و سخنان مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان ابهامات و نگرانی‌های عمیقی را برانگیخته است. بررسی دقیق بیانات ایشان، نشان‌دهنده مسیری است که با اصول بنیادین اسلام و سنت نبوی فرسنگ‌ها فاصله دارد و با ادبیاتی شبه اسلامی مبلغ نوعی اسلام لیبرال است که با معیارهای سکولاریستی حقوق بشری و اهداف دشمنان اسلام و بخصوص کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی همخوانی بیشتری دارد تا با منهج صحیح اسلامی.

تهی بودن سخنان مولوی عبدالحمید از مبانی وحیانی و روایی و تمرکز آن بر رای و نظر و برداشت خودش یکی از اسباب این انحراف آشکار شده است.

بسیار جای تأمل است که در خطبه‌ها و موضع‌گیری‌های کسی که در جایگاه عالم دین نشسته، استناد به آیات صریح قرآن کریم و احادیث گهربار نبوی به کلی رنگ باخته است. ایشان به جای تبیین شریعت، به بیان آراء شخصی و تحلیل‌هایی می‌پردازد که بیش از آنکه ریشه در متون شریعت و ادله الفقه مذاهب اسلامی داشته باشد، از “هوای نفس” و “اندیشه‌های بشری” نشأت گرفته است به همین دلیل تناضات متعددی در سخنان او با منهج صحیح اسلامی و بخصوص منهج اهل سنت و جماعت وجود دارد.

رفتارشناسی ایشان یادآور هشدارهای جدی سلف صالح درباره کسانی است که دین را ابزار مقاصد دنیوی و سیاسی قرار می‌دهندکه به وضوح نشان می‌دهند وقتی عالمی از مسیر حق عدول کرده و به جای رضای الهی، به دنبال جلب رضایت جریان‌های باطل و بیگانه باشد، در زمره «علمای سوء» قرار می‌گیرد که مایه فتنه در امت هستند.

آنچه امروزه در کلام ایشان مشهود است، تلاش برای استحاله فکری اهل سنت در منطقه است. مولوی عبدالحمید با نادیده گرفتن مطالبات واقعی مومنین بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، عملاً نقش جاده‌صاف‌کنِ جریان‌های سکولار را بازی می‌کند و به دنبال حذف نقش دین از مدیریت جامعه و جایگزینی آن با الگوهای غربی و سکولاریستی و شبیه به آنچیزی است که اردوغان در حال پیاده کردن آن است.

ما حق داریم بپرسیم چرا در برابر مفاهیم حیاتی چون حاکمیت الهی و جهاد سکوت کرده اند؟ چرا در قاموسِ ایشان، واژگانی چون «حاکمیت احکام الله»، «تطبیق شریعت الله» و «فریضه جهاد» و «فرض عین بودن جهاد در هنگام اشغال سرزمینهای اسلامی توسط کفار محاربر و اشغالگر خارجی»جایی ندارد؟ ایشان به جای دعوت به عزت اسلامی و ایستادگی در برابر کفر، با بیانی نفاق‌آلود از ارزش‌هایی سخن می‌گوید که تنها در جهت خوش‌آمدِ دشمنان اسلام است. این سکوتِ معنادار در برابر احکام قطعی دین، نشانه دوری از وظیفه خطیر رسالتِ علمایی است.

مردم مسلمان و بیدار باید بدانند که آنچه از این تریبون‌ها شنیده می‌شود، صدای اسلام اصیل نیست؛ بلکه فریادی است که هدف آن سست کردن پایه‌های ایمان و تسلیم کردن جامعه در برابر افکار سکولاریستی و ناامید کردن مردم از حاکمیت اسلامی و بزرگ نشان دادن قدرت کفار اشغالگر خارجی است.

 بصیرت حکم می‌کند که میان «عالم ربانی» و «عالم سوء» که دچار عوام زدگی شده و دین را به بهای ناچیزِ خوش‌نامی در نزد بیگانگان می‌فروشد، تفاوت قائل شویم.

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (2)

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (2)

کاتب: محد اسامه

الإمام العز بن عبد السلام رحمه الله می گوید: ” من دخل قرية فشا فيها الربا، فخطب فيها عن الزنا فقد خان الله ورسوله”. کسی که وارد مکانی شود که در آن ربا رواج یافته باشد اما او در مورد حرمت زنا صحبت کند پس چنین شخصی به الله و رسولش خیانت کرده است.

این یعنی نگاه کنید ببینید اولویت جامعه چیست؟

هم اکنون اولویت جامعه ی ایران مقابله با تهدیدات آمریکا و صهیونیستها و غرب وحشی است و باید از اتحاد و محکم کردن صفوف و تشویق به جهاد صحبت کرد نه مسائل دیگری که ممکن است به این اتحاد مردمی هم صدمه بزند.

شجاعت ایمانی و فرهنگ و روحیه جهادی، دژ مستحکم مسلمین در برابر اشغالگران و متجاوزان است. اما چرا در تریبون‌های مولوی عبدالحمید، یادی از حماسه‌های مجاهدین اسلام علیه کفار متجاوز نیست؟ این سکوت، خصلت بارز «علماءُ السوء» (دانشمندان بدنهاد و خائن) است؛ کسانی که علم دارند اما آن را در خدمت جبهه حق به کار نمی‌گیرند و با مصلحت‌سنجی‌های باطل، جاده‌صاف‌کنِ دشمنان می‌شوند.

زمانی که خطر تهدیدت نظامی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی وجود دارد اولویت پرداختن به این امر مهم است و صحبت کردن در مورد هر مساله ی دیگری هر چند حق هم باشد بر اساس فتوای الإمام العز بن عبد السلام رحمه الله شخص را تبدیل به خیانتکار می کند آنهم خانت به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم سپس خیانت به مردم و سرزمین اسلامی.

تعجب‌آور است که وقتی ترامپ و سردمداران کفر، صراحتاً ایران — که امروز دارالاسلام وتنها حاکمیت مستقل اسلامی در حال جهاد با آمریکا و صهیوینستهاست — را تهدید می‌کنند و برای منافقان و آشوب‌طلبان داخلی پیام حمایت می‌فرستند، هیچ فریادی از سوی این مولوی در دفاع از عزت کشور و دفع شر دشمن شنیده نمی‌شود. گویی ایشان وظیفه‌ای برای خود در صیانت از مرزهای اعتقادی و سیاسی اسلام در برابر تهاجم بیگانه نمی‌بیند.

در تاریخ اسلام مواردی از این دست زیاد دیده ایم اما تاریخ اسلام هرگز کسانی را که در لحظات حساس، میان حق و باطل ایستاده و یا به نفع باطل سکوت کردند، نخواهد بخشید.

 امت بیدار، میان «عالم ربانی» که بر سر کفر فریاد می‌کشد و «عالم سوء» که دعوت به سازش با شیطان بزرگ می‌کند، تفاوتی آشکار قائل است.

ملت ایران و جامعه اهل سنت، هوشیارتر از آن هستند که فریب این رویکردهای نفاق‌آلود را بخورند.

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (1)

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (1)

کاتب: محد اسامه

غیر از مسلمان زاده های مرتد غربگرا و گروه منافقین داخلی کسی نیست که نتواند جبهه کفر به سرکردگی آمریکا در برابر کیان اسلام و بخصوص اهل دعوت و جهاد را نبیند، در چنین وضعیتی مواضع دوگانه و سکوت معنادار و سخنان ضد و نقیض مولوی عبدالحمید زاهدانی در قبال جنایات استکبار جهانی و تهدیدات آشکار آن در برابر دارالاسلام ایران، پرسش‌هایی تلخ و تأمل‌برانگیز را در ذهن امت اسلامی ایجاد کرده است. کسی که خود را مبلغ مذهبی و خطیب مسجد می‌داند، چگونه می‌تواند چشم بر واقعیات روشن جهان و بخصوص تهدیدات آشکاری که متوجه دین و سرزمینش می شود ببندد؟

زمانی که خطر تهدیدات خارجی و مرتدین داخلی وجود دارد صحبت کردن در مورد مشکلات داخلی و مشغول کردن مردم به مسائل داخلی نوعی غدر و خیانت محسوب می شود.

با آنکه امام احمد بن حنبل رحمه الله مخالف حکومت عباسیان بود و 15 سال را در زندان این حاکمیت گذراند آنهم با شکنجه و اذیت و آزار اما زمانی که مرتدین خرمدینی دست به شورش و آشوب طلبی زدند امام احمد بن حنبل رحمه الله اصلا در مورد مشکلات داخلی صحبت نکند بلکه با فتوا در کنار این حاکمیت ایستاد و مردم را به جهاد با این مرتدین تشویق کرد.

کجاید کسانی که خود را اهل سنت و جماعت می نامند اما فتواهای آنها بر علیه مرتدینی چون ربع پهلوی و گروه رجوی و سهاب و کومله ها و دمکراتها و … که با حمایت آمریکا و صهیونیستها آنهمه توحش در دی ماه امسال درست درست کردند شنیده نمی شود؟

ابن تیمیه رحمه الله هم در هنگام حمله ی مغولهای سکولار به شام تمام مباحث متعلق به حاکمیت و اختلافات فقهی با سایر مذاهب را کنار گذاشت و مردم و حاکمیت را متحد و تشویق به جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی کرد؟ آیا مغلولهای سکولار جدید در قابل آمریکا و صهیونیستها و انگلیس و ناتو را نمی بینیم؟ پس کجاست ندای اتحاد و فتواهای تحریضی جهادی بر علیه این کفار محارب و اشغالگر خارجی؟

آیا بر کسی پوشیده است که آمریکا، کشوری سکولار و دشمن سوگندخورده‌ی ارزش‌های الهی، مسئول نیمی از خون‌های ریخته شده در جهان اسلام است؟ آیا مولوی نمی‌داند که «دونالد ترامپ»، این جنایتکارِ کافر، با وقاحت تمام علیه مقدسات مسلمین اقدام کرده و حامی اصلی رژیم‌ کودک‌کش صهیونیستی است؟ او به خوبی می‌داند، اما در کمال ناباوری به جای تبیین خوی درندگی این دشمن شماره یک، مسیر «سازش» و «کرنش» را پیش گرفته است.

بعد از ایمان و اتحاد و نصرت الله، الله تعالی به عنوان «تنها عامل بازدارنده» مادی در برابر دشمنان امر می کند:

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (جنگ با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است»

دارالاسلام ایران که به این آیه عمل کرده و باعث تولید ترس در میان این دشمنان شده و عاملی بازدارنده در برابر اشغالگری ها و زیاده خواهی های آنها شده، این کفار خیلی تمایل و اصرار دارند این عامل بازدارنده را از دارالاسلام ایران بگیرند و اینهمه مشکل آفرینی می کنند.

سوال اینجاست: چرا مولوی که مدعی علم به قرآن است، این آیه را سرلوحه دعوت خود قرار نمی‌دهد؟ چرا به جای تشویق به اقتدار دفاعی و نظامی در برابر کفار، به دنبال تضعیف روحیه مقاومت و حتی عقب نشینی از این دستور الله  و در نهایت لیبی سازی ایران است؟


[1]  أخرجه أبو داود (2514)، ومسلم (1917)، وابن ماجه (2813)

مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

ابتدا اجازه دهید از مغالطه در تعریف «مردم» و نادیده گرفتن مرز آشوب طلبی هرزه های سکولاری که از حمایت آشکار آمریکا و صهیونیستها و احزاب سکولار و مرتد ایرانی و بخصوص ربع پهلوی دزد و خائن مشهور برخوردار بود سخنانی را خطاب به مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان بیان کنیم.

جناب مولوی، در سخنان خودت در مورد «اعتراضات» و «اغتشاشات» و «آشوب طلبی و جنگ شهری اغتشاشگران» به گونه‌ای صحبت می‌کنید که گویا تمامی حاضران در وقایع اخیر، صرفاً مردمی معترض به وضعیت اقتصادی بوده‌اند. این یک «مغالطه خلط مبحث» آشکار است.

در خلوت بعد از نمازت از خودت بپرس آیا کسانی که آگاهانه به مساجد، که خانه‌ی خداست، حمله کرده و آن‌ها را به آتش کشیدند و قرآنها را لگد مال کرده و بعد به آتش کشیدند، در زمره همان «مردم دلسوز» هستند که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید؟ میان «معترض معیشتی» و «آشوبگر هتّاک آشوب طلب حتی مسلح» تفاوت ماهوی وجود دارد که در کلام شما نادیده گرفته شده است.

شما در حالی از حقوق معترضان با استناد به واکنش رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر گروه منافقین سخن می‌گویید که اعتراضی نمانده بود و از معترضین کسی صدمه ندید چون بر اساس قانون و در محافظت نیروهای امنیتی و با تأئید مسئولین حکومتی صورت گرفت و بعد از اینها تنها مشتی «اغتشاشگر» و «آشوب طلب مجری جنگ شهری» وجود داشتند که ربطی به دارودسته ی منافقین عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم نداشته و ندارند.

منافقین در صدر اسلام، نفاق خود را پنهان می‌کردند و در ظاهر جرأت جسارت مستقیم به الله و رسولش و مساجد و قرآن و قوانین شریعت الله و ارکان وحی را نداشتند. اما امروز ما شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن عده‌ای سکولار و مرتد با حمایت کفار محارب و اشغالگر خارجی و دشمن قوانین شریعت الله به اسم اعتراض، به ساحت مقدس قرآن کریم جسارت کرده و آن را آتش می‌زنند و مساجد را آتش می زنند و آشکارا می گویند می خواهیم مساجد را به مشروب فروشی و کاباره و… تبدیل کنیم.

 کجای تاریخ اسلام سراغ دارید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر کسانی که به کتاب خدا و خانه خدا یورش می‌بردند، سکوت کرده یا آنان را صرفاً «مردم معترض» بنامند؟

اهل سنت و جماعت متعجبند دلیل سکوت شما در برابر توهین به مقدسات توسط این خائنین و هرزه های سکولار آشوب طلب همسو با کفار خارجی چیست؟

چرا در بیانات شما اشاره‌ای به سوزاندن مساجد و قرآنها و توهین به مقدسات اسلامی نمی‌شود؟ اگر این افراد به قول شما «خارجی نیستند»، پس چگونه قلب‌شان اجازه می‌دهد به مقدسات اکثریت همین ملت و تمام مومنین دنیا توهین کنند؟ آیا دفاع از حقوق بشر شامل حال کسانی که امنیت روانی و مذهبی یک جامعه و تمام مومنین دنیا را با آتش زدن قرآن و مسجد به مخاطره می‌اندازند نیز می‌شود؟

مورد دیگری که وجود داشت این بود که شما از دین‌گریزی مردم سخن می‌گویید، اما آیا به این اندیشیده‌اید که حمایت یا سکوت در برابر کسانی که به نمادهای دین (قرآن و مسجد) و قوانین شریعت الله در قالب جریانات سکولاریستی و ارتدادی حمله می‌کنند، خود بزرگترین عامل دین‌زدگی و ایجاد بدعت در جامعه است؟ مسئولیت اندیشمندان، تشخیص حق از باطل است، نه قرار گرفتن در موضعی که در آن میان «مظلوم» و «هتاک به مقدسات» تفاوتی قائل نمی‌شود.

تمام مردم ایران و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران  در برابر این آشوب طلبان سکولار هستند و همچنین با اتحادی کفر شکن نشان خواهند داد که در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها خواهند ایستاد و اجازه نخواهند داد که کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام ما صدمه ای بزنند با این وجود انتظار می‌رود نخبگان مذهبی، ضمن پیگیری مطالبات برحق مردم، مرز خود را با کسانی که از خط قرمزهای اعتقادی اسلام عبور کرده و دست به تخریب مساجد و توهین به قرآن زده‌اند و یا با کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی همسو شده اند، به صورت شفاف مشخص کنند تا مسیر اعتراضات به حق اقتصادی، با نفاق و آشوب‌های ضد دینی و ضد مردمی گره نخورد.

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

 ابن علّان صدیقی رحمه‌الله می‌ گوید:

کسی که از نافرمانی‌ها به خاطر ترس از عذاب خداوند متعال بازگردد = تائب است،

و کسی که از روی حیا بازگردد = منیب است،

و کسی که به خاطر بزرگداشت و عظمت جلال خداوند متعال بازگردد = أوّاب است.

دلیل الفالحین، جـ ۱، صـ ۹۰

پلیس آمریکا در توضیح بخشی از خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید اعلام کرد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

پلیس آمریکا در توضیح خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید توضیح داد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه ی 3 بهمن 1404 مسجد مکی زاهدان چیز عجیبی گفت که انسان نمی تواند قبول کند که این سخنان غیر عمدی باشد.

در این خطبه و در نقد برخوردی که نیروهای امنیتی ایران با اغتشاشگران و مزدوران خارجی دی ماه امسال داشتند که متاسفانه عده ای فریب خورده هم جزو سیاهی لشکر این آشوب طلبان مسلح شدند و همین فریب خورده ها خوراک پروژه ی «کشته سازی» توسط همین مزدوران هم شدند می گوید:

«در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

پلیس آمریکا هم به محض شنیدم خطبه ی غرای مولوی عبدالحمید لبیک گویان به معترضین آمریکایی چنین توضیحاتی داد و گفت:

«اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید به زندان می‌روید، اگر خیابان و چهارراه را ببندید به زندان می‌روید، اگر سمت ما تف کنید، اول به بیمارستان و بعد به زندان می‌روید، اگر پلیس را بزنید اول به بیمارستان و بعد زندان می‌روید و احتمالا یکی از سگ‌های گنده‌ای که داریم شما را گاز می‌گیرد! اگر سمت ما آجر، آتش‌زا یا تفنگ نشانه بگیرید به خانواده‌تان اطلاع می‌‌دهیم باقی‌مانده بدن‌تان را از کجا جمع کنند، چون شما را خواهیم کشت …»

این روش برخورد با معترضین در آمریکایی است که هم اکنون به بهانه ی روش برخورد ایران با اغتشاشگران مسلح و با کلی دروغ و داستان سرایی و بزرگ نمایی تهدیدات قلدرمآبانه ای هم می کند و در کنار تحریمهای اقتصادی بیشتر مردم ایران تهدید به مداخله ی نظامی هم دارد.

آیا این دشمن آشکار را نمی بینید؟

مولوی صاحب با آنکه نمی دانم هدفت از گفتن این سخنان چیست اما یک چیز را خوب می دانم و آنهم اینکه هر کسی با یک کلمه در «جبهه» ی آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران بر علیه حاکمیت بر دارالاسلام ایران قرار بگیرد بدون شک جزو همان «جبهه» است.

ما در حال جنگ با آمریکا و شرکا و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم و منهج اهل سنت و جماعت به ما می گوید:

  • از هر مسلمانی بر علیه هر کافری حمایت می کنیم
  • از دارالاسلام (بر اساس هر مذهبی) بر علیه هر دارالکفری حمایت می کنیم

در این جنگ هم تنها دو جبهه وجود دارد یا جبهه ی کفار یا مسلمین چنانچه الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.‏

سید قطب رحمه الله به آمریکا می گفت «شیطان بزرگ» و ما هم اکنون در حال جنگ با این شیطان و یاران خارجی و داخلی اش هستیم، پس مواظب باشید در جبهه ی شیطان قرار نگیرید.

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

کاتب: براهندک بلوچ

با کمال تعجب در این نماز جمعه ی 3 بهمن 1404ش باز دیدیم که مولوی عبدالحمید سخنی از آشوب طلبی و جنگ شهری مزدوران آمریکا و صهیونیستها بر زبان نراند و از کلمات «اعتراضات» و حتی «خیزش» مردم ایران صحبت کرد و با آنکه برای همه روشن است که اعتراضات قانونی بازاری ها چگونه توسط مزدوران و با حمایت آمریکا و صهیونیستها تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی و جنگ شهری شد باز می گوید: «اعتراضات مردم گسترش پیدا کرد و علیه مدیران کشور اعتراض صورت گرفت و مردم مشکلات‌شان را فریاد زدند.»

مولوی گرامی زمانی که اعتراضاتی که مورد تایید قانون بود و توسط نیروهای امنیتی هم محافظت می شد تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد و گسترش پیدا کرد شعارهای آنها علیه حاکمیت اسلامی و حرکت به سوی سکولاریسم بود نه فلان مدیر اقتصادی یا اجرایی و این اغتشاشگران هرگز مشکلات اقتصادی را فریاد نزدند بلکه اصل نظام را هدف گرفتند و مشکل خود را در قرآن و قانون الله و مساجد و مراکز مذهبی و حتی مراکز فرهنگی چون کتابخانه ها می دیدند به همین دلیل به این مراکز حمله ور شدند و آنها را به آتش کشیدند.

مولوی عبدالحمید می داند که این اغتشاشگران آشوب طلب که بر اساس طرح و نقشه ی آمریکا و صهیونیستها جنگ شهری را بر مردم و نیروهای امنیتی ایران تحمیل کردند اصل نظام و حکومت اسلامی بر اساس تمام مذاهب اسلامی را هدف گرفته بودند و برایشان شیعه و سنی فرقی نداشت به همین دلیل اقرار و ادعا می کند: «در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

آیا این سخن را انسانی که با روش برخورد کشورهای کافر و مسلمان دنیا با براندازهای مسلح دیده باشد می تواند قبول کند؟ آنهم براندازهایی که از حمایت دشمنان خارجی برخوردار باشند؟

فقط کافی است بدانید در اواسط دی ماه امسال بود یک زن در تیراندازی نیروهای مهاجرتی آمریکا در شهر مینیاپولیس به قتل رسید و ترامپ از افسر مهاجرتی پس از قتل آن زن حمایت کرد، دیروز هم باز یک نفر دیگر را کشتند و باز ترامپ از قاتل حمایت کرد. این متعلق به یک شهر آمریکا است و آنهم اعتراضی مسالمت آمیز نه اغتشاشی که اغتشاشگران با انواع اسلحه های سرد و گرم شکاری و جنگی روبروی نیروهای امنیتی قرار گرفته باشند.

نمونه های سرکوب و قتل عام معترضین مثل آنچه در رابعه ی مصر توسط سیسی و با حمایت آل سعود و امارات و آمریکا و صهیونیستها صورت گرفت زیاد است که نیاز به یادآوری نیست، اینها مسلح نبودند، فقط کافی است از هر کشوری کافر مثل آمریکا و کانادا و هر یک از کشورهای اتحادیه اروپا که آنها را متمدن تر می دانید و یا از کشور اسلامی امارت اسلامی افغانستان که بر اساس مذهب حنفی اداره می شود (که هم مذهب با بلوچهاست) بپرسی اگر یک جمع آشوب طلب مسلح به سمت نیروهای امنیتی و مردم شلیک کنند چگونه با آنها برخورد کرده و یا برخورد می کنند تا متوجه شویم مولوی عبدالحمید دچار چه دغل بازی و وارونه گویی آشکاری شده است.

این مقدمه را به عنوان ضرورت جهت ورد به اصل سوال مطرح کردم تا با ذهنیتی آگاه متوجه تناقضات مولوی شویم و بدانیم که در مواردی عمدا حقایقی را نادیده می گیرد، به عنوان مثال چند مدت قبل و در مراسم ختم قرآن مجید شهر نصرت‌آباد، از توابع شهرستان زاهدان در واکنش به توهین یک مداح در شبکه پنج سیما به یکی از اصحاب گفت: «از دیدگاه ما اگر یک اهل‌سنت به مقدسات شیعه توهین کند به شدت محکوم است و باید مجازات شود، همین‌طور اگر یک شیعه به مقدسات اهل‌سنت توهین کند باید مجازات شود.»

با آنکه به گفته ی دفتر مولوی عبدالحمید«صدا و سیما مدیر آن شبکه را برکنار کرد و مداح هتاک نیز بازداشت و زندانی شد. مقامات قضایی نیز بیانیه دادند که اهانت‌کنندگان به مقدسات اهل‌سنت تحت تعقیب قرار گرفته و مجازات می‌شوند.»

همین اتفاق و واکنش مدیران صدا و سیما و مقامات قضایی می تواند پاسخ سوال ما باشد و بدانیم اگر کسی به قرآن تمام مسلمین (اعم از شیعه و سنی) که برای همه  یمومنین جزو مقدسات است توهین کند نباید بازداشت و زندانی و مجازات شود؟  فرق اینها با سلوان مومیکای عراقی که در قلب اروپا توسط مومنین مجاهد به درک واصل شد چیست؟

مولوی گرامی، در نزدیک به 300 مسجد و 90 حسینیه و 12 امامزاده و آرامگاه بزرگان گذشته به هزاران قرآن توهین کردند و آنها را زیر پا گذاشتند و آنها را سوزاندند چرا این جرم آشکار را نادیده می گیری و اگر با این اغتشاشگران آشوب طلب برخوردی صورت گیرد و دستگیر و مجازات شوند تو را آشفته می کند؟

خودت قبلا گفتی اگر شیعه یا سنی به مقدسات توهین کند باید مجازات شود، آیا اگر یک مرتد و مزدور سکولار به مقدسات تمام مسلمین توهین کرد نباید مجازات شود؟ \س چرا سکوت کرده ای؟ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (قلم/36) شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟!