توجیهات ضد اسلامی و سفیهانه ی مناصرین جیش العدل سابق در توهین به مساجد و قرآنها در اغتشاشات دی 1404 ایران

توجیهات ضد اسلامی و سفیهانه ی مناصرین جیش العدل سابق در توهین به مساجد و قرآنها در اغتشاشات دی 1404 ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الله تعالی در اولین آیه ای که در آن به مومنین اجازه ی جهاد می دهد یکی از اهداف اصلی آنرا محافظت از مکانهای عبادی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب و بعد محافظت از مساجد معرفی می کند و می فرماید:

‏ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ‏(حج/39) اجازه (جنگ مسلحانه) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ می‌گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند .‏

 الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ‏‏(حج/40)

‏همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما الله است ! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند (آن وقت ) دیرهای (راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (مسیحیان) و کنیسه های (یهودیان) ، و مسجدهای ( مسلمانان ) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود ، تخریب و ویران می‌گردد .  (امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی‌کند) و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند . خداوند نیرومند و چیره است.

این حکم صریح الله در مورد مراکز عبادی کفاری چون یهودی ها و نصرانی ها و تارکان دنیاست که در این مراکز آنهمه کفر و شرکیات می شود؛ و در حالی که این مومنین خودشان به خاطر «توحید در ربوبیت» و اینکه می گفتند «رَبُّنَا اللَّهُ» آنهمه رنج و آوارگی کشیده اند در عوض شریعت الله به آنها امر می کند که باید محافظ عبادتگاه کسانی باشند که در این عبادتگاهها آنهمه بت وجود دارد و دیگران را به ربوبیت گرفته اند: اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (توبه/31)

این منهج اسلامی در چگونگی برخورد با مراکز عبادی این کفار است که آنهمه شرکیات در آنها وجود دارد، به نظر شما وظیفه ی مومنین در برابر مساجد مسلمین و مراکز عبادی آنها باید چگونه باشد؟

در اسلام و فقه تمام مذاهب اسلامی زیرپا گرفتن و آتش زدن قرآن به نیت توهین به آن «کفر بواح» است به نظر شما مناصرین جیش العدل سابق با چه استدلال شرعی تخریب نزدیک به 300 مسجد و آتش زدن و توهین به آنهمه قرآن کریم توسط سکولاریستهای مرتد را توجیه و ماستمالی می کنند؟

کانال مجازی راه نجات بلوچستان که از مناصرین اصلی جیش العدل سابق بود و مدتها آیات و احادیث و سیره ی سلف را در توجیه «قتال الفتنه» ی جیش العدل به بازی گرفته بود و این روزها که جیش العدل روی سکولاریستی و ارتدادی خود را در جبهه مبارزین مردمی نشان داده و اینهم لال شده است، اما هم مسیر با این جریان سکولاریستی و ارتدادی و با ادبیات سکولاریستها در پی توجیه آتش زدن مساجد الله و قرآنها بر آمده است و همان سخنان سکولاریستهای هرزه را تکرار کرده است.

 این رسانه ی منحرف در توجیه قرآن سوزی و اهانت به مساجد الله می گوید: “در واقع، مسجد در ایران صرفاً مکانی مذهبی نیست؛ بسیاری از آنها پایگاه‌های بسیج و محل سازماندهی سرکوب اعتراضات هستند. بر اساس آمار رسمی، نزدیک به ۵۰ هزار پایگاه بسیج در مساجد سراسر کشور فعال است.”

  • اولاً منهج و عقیده ی اسلامی به ما می گوید این مساجد حتی اگر مثل کلیساها و کنیسه ها و دیرها مراکز تبیلغ و نشر کفر هم بودند باز کافری سکولار دشمن قرآن و قانون شریعت الله مجاز به آتش زدن و تخریب آنها و سوزاندن کتابهای مقدس و صلیبها و تصاویر شرکی موجود در آن نیست
  • ثانیاً پایگاههای بسیج در تمام ادارات دولتی و دانشگاهها و مدارس و حتی بسیاری از مراکز صنعتی وجود دارند و کار آنها صرفاً امور تبلیغی و فرهنگی است و هیچ یک از این پایگاههای مساجد یا دانشگاه محل سازماندهی سرکوب اعتراضات نبوده اند؛ چون «اعتراضات» ازحمایت قانونی و نهادهای امنیتی و مسئولین حکومتی برخوردارند و نیازی به سرکوب آنها نیست و محل سازماندهی سرکوب «اغتشاشات» و «آشوب طلبی جنگ شهری» هم مراکز امنیتی متعلق به اطلاعات و سپاه و نیروی انتظامی هستند نه این مراکز فرهنگی موجود در مساجد که همگی در زمان اغتشاشات و جنگ شهری دی ماه 1404 تعطیل بودند و کسی ندید نیرویی مسلح در آنها وجود داشته باشد به همین دلیل هرزه های سکولار اغتشاشگر درهای مساجد را شکستند و بعد با ورود به آنها دست به اهانت و آتش زدن قرآنها و مساجد کردند.  
  • ثالثاً این اغتشاشگران هرزه ی دی ماه 1404ش که تماماً سکولار بودند نه تنها به مساجد بلکه به امام زاده هائی که هیچ پایگاه بسیجی در آنها وجود نداشته نیز حمله کردند و آنها را با قرآنها و ادعیه هائی که در آن وجود داشت آتش زدند و تخریب کردند.

این درست است که ممکن است این امامزاده ها مورد پذیرش برخی از اهل سنت و جماعت نباشند یا نزدیک به 90 حسینیه که آتش زده شدند مورد پذیرش اهل سنت نباشند اما مورد پذیرش تمام شیعیان هستند و صرفاً مراکزی مذهبی هستند نه هیچ چیز دیگری و قرآنهائی در آنها وجود داشتند که متعلق به الله و تمام مومنین دنیاست، همین یک مورد را اگر بررسی کنید متوجه خواهید شد که استدلال مناصرین جیش العدل سابق و جبهه ی مبارزین مردمی جدید در توجیه قرآن سوزی و تخزب مساجد و مراکز عبادی مسلمین وجنایات هرزه های سکولار چقدر ضد اسلامی و حتی غیر عقلانی و سفیهانه است.

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

کاتب: محمد اسامه

یکی از مکر و فریبهای گروههای کمونیستی چون حکمتیستها و بخصوص شخصی چون حمید تقوایی این است که می گویند ما می خواهیم نماینده ی «نه» مردم باشیم و نمی خواهیم در مورد آینده و چیزهایی که می خواهیم صحبت کنیم تا زمانی که به قدرت برسیم و آنوقت با همین قدرت حکومتی «بله» و خواسته های خود را در جامعه بیان و اجرا می کنیم.

البته این دقیقا اسلوب تمام حقه بازان سکولاری است که ابتدا با شعارهای فریبنده ی ای چون نان، کار، آزادی، عدالت، برابری و… به میان مردم می آیند بدون آنکه تعریف روشنی از آزادی، عدالت، برابری و… را به مردم مسلمان نشان دهند و قصد دارند با همین کلی گویی ها و بسیج مسلمین به قدرت برسند و پس از کسب قدرت همان دیکتاتوران سکولار چپ و یا لیبرال غربزده ای هستند که هر کدام به سبک خودشان دیکتاتوری قوانین سکولاریستی را بر مسلمین تحمیل می کنند که در این دیکتاتوری هیچ جایی برای قوانین شریعت الله که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.  

در فقه مذاهب اهل سنت و جماعت هم هر جامعه‌ای که احکام اسلامی در آن اجرا نشود، دارالکفر نامیده می‌شود و هر جایی که احکام اسلامی در آن‌جا ظهور و بروز داشته باشد، آن‌جا دارالاسلام خوانده می‌شود.[1]

اینجاست که قبل از هرچیزی باید از گروههایی سکولار چون «جم» (تغییر شکل جیش العدل) که بخشی از اپوزیسیون سکولار و ارتدادی ایران است و از گروههایی اسلامگرا چون انصارالفرقان پرسید بدیل و جایگزین دقیق و تعریف شده ی شما برای این دارالاسلام کنونی ایران چیست؟

خروجی و نتیجه ی نهایی فعالیتهای ضد حکومتی شما به چه حاکمیتی ختم می شود؟

ساده تر بگوییم: تصور کنید به فرض محال همین الان این نظام حاکم بر دارالاسلام ایران برود، چه حاکمیتی جایگزین آن می شود؟ دارالاسلامی بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت و جماعت یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

نیازی به فکر کردن ندارید چون این سوال را از هر انسانی با هر سطحی از هوش بپرسی به شما خواهد گفت که خواست آمریکا و غرب و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار ومرتد ایران حاکمیتی سکولار و ارتدادی و دارالکفری سکولار است که در آن هیچ جایگاهی برای قوانین شریعت الله مادام که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.

در اینجا دارالکفری طاری و سکولار و ارتدادی شکل می گیرد که فورا تبدیل به «دارالحرب» نیز می شود، چون جهاد در چنین حالتی بر مومنین «فرض عین» می شود تا زمانی که نجاست این حاکمیت ارتدادی را از جامعه پاک کنند.

بر همین مبنا است که سید قطب تقبله الله می گوید:

وطن: سرایی است که عقیده، مَنْهَجِ زندگی، و شریعتِ الهی بر آن حاکم است. این است معنای وطنی که شایسته‌ی انسان است.

و تابعیت: عقیده و مَنْهَجِ زندگی است. و این است آن پیوندی که شایسته‌ی آدمیان است.

همچنین، شایسته نیست که در دل‌های داعیانِ راه خدا، آن تردیدهای سطحی درباره‌ی حقیقتِ جاهلیت و حقیقتِ اسلام، و در مورد ماهیتِ دارالحرب و دارالاسلام شکل بگیرد… چرا که بسیاری از آنان دقیقاً از همین نقطه در تصورات و یقین‌شان آسیب می‌بینند. باید بدانند که در سرزمینی که اسلام بر آن حکم نمی‌راند و شریعتش در آن برپا نیست، «اسلام» وجود ندارد؛ و «دارالاسلامی» نیست مگر آن سرایی که اسلام با مَنْهَج و قانونش بر آن سیطره دارد. و ورای ایمان چیزی جز کفر نیست، و پایین‌تر از اسلام چیزی جز جاهلیت نیست… و پس از حق، چیزی جز گمراهی وجود ندارد.

پس ای «جم» یا انصارالفرقان و سایر گروههایی که در پوشش اهل سنت در حال «قتال الفتنه» هستید بدانید که ما اهل سنت و جماعت شک نداریم که شماها برای دارالاسلامی بهتر از این که هست و برای تطبیق شریعت و منهج الله نمی جنگید بلکه برای کفر و ارتداد و حکومتی سکولار و ارتدادی در حال مبارزه هستید، برای جاهلیت و گمراهی تلاش می کنید.

این نتیجه ای است که هر انسانی با هر سطحی از هوش و آگاهی آنرا متوجه می شود.


[1] علی بن نایف الشحود،  المفصل فی فقه الجهاد، بی‌نا، بی‌جا، (1433ق)، ج1 ص586.

در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

امروز 3 بهمن 1404ش در پاسخ به توییت جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا که خطاب به تظاهرکنندگان آمریکایی گفته است؛ «برنامهٔ ما بسیار ساده است: اگر به یک کلیسا یورش ببرید یا به یک مأمور فدرال حمله کنید، ما تمام کاری را که از دستمان برمی‌آید انجام می‌دهیم تا شما را روانهٔ زندان کنیم» آماری رسمی از میزان ویرانی‌ها و تلفات ناشی از آشوب و جنگ شهری اغتشاشگران سکولار دی ماه 1404ش که تحت عنوان اعتراض مدنی مستقیماً مورد حمایت آمریکا قرار می گرفت دیدم که بسیار تکان دهنده بود.  

در گزارش خسارات وارد شده آمده است:

۳۰۵ دستگاه آمبولانس و اتوبوس

۲۴ جایگاه سوخت

۷۰۰ فروشگاه محلی (خواربارفروشی)

۳۰۰ واحد مسکونی خصوصی

۷۵۰ بانک

۴۱۴ ساختمان دولتی

۷۴۹ کلانتری

۱۲۰ مرکز بسیج

۲۰۰ مدرسه

۳۵۰ مسجد

۱۵ کتابخانه

۲ کلیسای ارامنه

۲۵۳ ایستگاه اتوبوس

۶۰۰ دستگاه خودپرداز

۸۰۰ خودروی شخصی

مجموع کشته‌شدگان: ۳٬۱۱۷ نفر

شهروندان و نیروهای امنیتی: ۲٬۴۲۷ نفر

آشوب طلبان اغتشاشگر: ۶۹۰ نفر

تمام این تخریبات و صدمات جانی در حالی از سوی آمریکا مورد حمایت قرار می گرفت که معاون اول ترامپ به معترضان آمریکایی می گوید: به پلیس یا کلیسا حمله کنید، با تمام ابزار فدرال زندانی‌تان می‌کنیم

مایک پنس گفت: اگر به مأموران اجرای قانون حمله کنید، یا اعتراض‌ها از حالت مسالمت‌آمیز خارج شود، دولت فدرال با تمام توان وارد عمل می‌شود. حمله به کلیسا و نقض حق عبادت مردم قابل تحمل نیست و با آن به‌شدت برخورد خواهد شد.

نکته ی مهم و قابل توجه این است که آمریکا و کشورهای غربی نه تنها اغتشاش و جنگ شهری مسلحانه و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی توسط این اغتشاشگران و نفوذی های آمریکا و رژیم صهیونیستی، حمله به مساجد و آتش زدن مساجد و قرآنها و حتی کلیساهاو تخریب آتش زدن اموال عمومی در ایران را محکوم نمی کنند بلکه در مواردی آشکارا یا تلویحاً مردم را به چنین اقداماتی تشویق می‌کنند و آن را «اعتراض مدنی» می‌نامند.

شما اسم چنین سیاستی چه می گذارید؟

آیا این کفار محارب و اشغالگر خارجی زبانی غیر از زبان زور را متوجه می شوند؟

آیا غیر از «قدرت نظامی» عاملی «بازدارنده» در برابر این دشمنان وجود دارد؟

بدانید که سخن الله حق است و ترساندن دشمنان با قدرت نظامی به عنوان تنها عامل بازدارنده تنها گزینه ی مادی بعد از ایمان و نصرت الله است که می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُمۚ(انفال/60)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/60) آنچه از قدرت در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح اضافه کرد: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است. یکی از معجزه های این آیه و حدیث به کارگیری کلمات «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» و « الرَّميُ = تیر اندازی» است که با گذشت زمان و تغییر تکنولوژی های مختلف از تیرو کمان و شمشیر به انواع سلاحهای مختلف و مدرن کاربرد دارند.


[1]  مسلم1917

ای گروه «جم» (جیش العدل سابق) ما اهل سنت و جماعت نه«انسانیت» و آینده ی سکولار و ضد اسلامی شما را می خواهیم نه آزادی سکولاریستی شما را

ای گروه «جم» (جیش العدل سابق) ما اهل سنت و جماعت نه«انسانیت» و آینده ی سکولار و ضد اسلامی شما را می خواهیم نه آزادی سکولاریستی شما را

کاتب: محمد اسامه

گروه تازه تاسیس سکولار و ارتدادی «جم» که از پوست اندازی جیش العدل شکل گرفته است و هم اکنون همچون سازمان منافقین خلق ایران ( گروه سکولار و رتدادی رجوی) با نام مردم ایران و مقاومت مردم ایران حرف می زند هر چند وقت یکبار بیانیه ها و مطالبی را در رسانه ی مجازی خود نشر می دهد که برای اهل دعوت و جهاد و تمام مومنین اهل سنت و جماعت حاوی پیامهای مهمی در رونمائی از این گروه سکولار و ارتدادی است.

تمام ادبیات گفتمانی این گروه بر اساس روش سکولاریستی است، یعنی همان چند آیه و حدیث و تاریخ صحابه ای که قبلاً  و در رسانه رسمی جیش العدل سابق و کانالهای همسو با آن جهت پوشش و فریب افکار عمومی و بسیج بلوچهای اهل سنت با نام جهاد بیان می کردند را نیز کنار زده اند.

این گروه سکولار که خودش را بخشی از جریان اپوزیسیون سکولار و ارتدادی ایران می داند در جدیدترین مطالب خود می گوید:

 ” دیگر نمی‌خواهیم در کشوری زندگی کنیم که هر روز مرگ انسانیت را به چشمان مشاهده کنیم”

لازم به ذکر است که اومانیسم (Humanism )  یا انسان گرائی یا انسانیت یا انسان محوری، ریشه ی سکولاریسم است و توسط کفار سکولار به جای شریعت گرائی یا الله محوری و توحید نشسته است.

ترجمه ی عبارت انسانیت و ورود آن به ادبیات گفتمانی مسلمین با ورود تفکرات سکولاریستی غرب و غربگرائی در میان مسلمین گره خورده است و نمی توان این عبارت را در ادبیات چند قرنه ی مسلمین یافت؛ با این وجود می بینیم که همچون غلطی مصطلح در میان مردم رایج شده و مردم عوام بدون آنکه به محتوای این اصطلاح پی ببرند آنرا به کار می برد و مثلاً می گویند: انسانیت مهم است؛ یا، انسانیت داشته باش

البته دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) و سکولاریستهای مرتد میان مسلمین پشت سرش می گویند دین و مذهب مهم نیست؛ به این شکل چهره ی سکولار خود و ماهیت این اصطلاح را نیز برملاء می کنند.

به هر حال ما مومنین آشکارا می گوئیم تحت هیچ عنوانی تابع انسان مداری و انسان محوری یا انسانیت کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی نمی شویم، بلکه تابع شریعت مداری و الله محوری هستیم و برای چنین هدفی دعوت می دهیم و جهاد می کنیم. ان شاء الله.

مورد دیگر اینکه گروه «جم» (جبهه مبارزین مردمی = جیش العدل سابق) در این متن می گویند:

  “ما برای آینده‌ای روشن و آزاد می‌جنگیم. آینده‌ای که در آن دیگر از ترس، زندان و سرکوب خبری نباشد”

برای هر انسان کم هوشی هم روشن و واضح است: آینده ای که اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برای ایران می خواهد حاکمیتی سکولاریستی و ارتدادی است. آیا کسی در این شکی دارد؟ نه، هرگز.

آیا مومن اهل دعوت و جهادی در میان اهل سنت و جماعت وجود دارد که با آزادی کفری این کفار سکولار سکولار جهانی و مرتدین محلی موافق باشد؟ نه، هرگز.

آیا خود سکولاریسم برای مومنین اهل دعوت و جهاد و قوانین شریعت الله یک دیکتاتوری به تمام معنا نیست؟ بله، بدون شک هست.

در هیچ کشور سکولاری در تمام دنیا شما نمی بینید که اگر قوانین شریعت الله مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد به قوانین شریعت الله عمل شود؛ و حکم و قوانین الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم تا جائی برای سکولاریستها اعتبار دارند که با قوانین سکولاریستی آنها مخالف نباشند. آیا کفری بالاتر از این وجود دارد؟

در این کشورهای سکولار شما اگر به جای قوانین کفری سکولاریستی به قانون و حکم الله و رسولش صلی الله علیه وسلم عمل کنید قطعاً انواع جریمه ها و زندان و سرکوب و انواع محرومیتهای اجتماعی در انتظارتان است، آیا این عین دیکتاتوری سکولاریستی نیست؟

پس «جم» و تمام کفار سکولار جهانی و تمام احزاب سکولار و مرتد محلی بدانندکه ندای ما همان ندای ابراهیم علیه السلام و همراهان او است که : إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/4) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم و از شما بری هستیم، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است ، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی عبادت می کنید.

«جبهه ی» مبارزین مردمی بلوچ کجای «جبهه ی» کفار سکولار خارجی و اپوزیسیون مرتد داخلی است؟

«جبهه ی» مبارزین مردمی بلوچ کجای «جبهه ی» کفار سکولار خارجی و اپوزیسیون مرتد داخلی است؟

به قلم: براهندک بلوچ

گروه جیش العدل جهت پوست اندازی و آشکار کردن چهره ی سکولار خود و نشان دادن ثمرات چند سال نفوذ و کارکردن سازمان سکولار رجوی در آن، به همراه چند گروه مجازی راکد «جبهه ی» مبارزین مردمی را شکل داد و علنا اعلام نمود که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده است.

اما این جبهه ی متشکل از مرتدین سکولار ایرانی هم دارای اربابانی از کفار محارب و اشغالگر خارجی هستند که گردانندگان تمام تحرکات این مرتدین سکولار در جنگ با دارالاسلام ایران محسوب می شوند.  

به دقت به این مستندات نگاه کنید تا بدانید که جبهه ی «جم» به عنوان جزیی از جبهه ی اپوزیسیون مرتد داخلی و جبهه ی جهانی کفار محارب و اشغالگر خارجی در کجا قرار گرفته است؟

روبرتا متسولا رئیس پارلمان اروپا در همسویی و حمایت از اغتشاشگران سکولار می گوید: «صدای شما از خیابان‌های تهران تا قلب پارلمان اروپا را می‌شنویم. ایران باید آزاد شود و آزاد خواهد شد»

امروز 2 بهمن 1404ش هم دیدیم که پارلمان اروپا دقایقی با اکثریت قاطع آرا، قطعنامه بی‌سابقه‌ای علیه ‎دارالاسلام ایران تصویب کرد که طی آن  درخواست برای ورود نام سپاه به فهرست تروریستی اتحادیه اروپاو  پافشاری بر اخراج سفرای ایران از پایتخت‌های اروپایی وجود دارد.

زلنسکی اوکراین هم در مورددارالاسلام ‎ایران می گوید: همه منتظرند ببینند آمریکا چه کاری انجام خواهد داد. دفاتر جهانی هیچ کاری نکردند.

«کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم آشکارا در سخنانی مداخله جویانه نسبت به تغییر سیاسی در ایران ابراز تمایل کرده و خواستار تحریمهای بیشتری بر علیه ایران شد که در واقع از تمام قواعد و عرف دیپلماتیک دنیا عبور کرد و همان مسیری را رفت که ترامپ رفته است که این مداخلات تعرض و حمله‌ای بی‌سابقه به گفتمان سیاسی مورد پذیرش دنیای کنونی به شمار می‌رود.

قبل از این هم دیدیم که «مایک پامپئو» وزیر خارجه دولت پیشین ترامپ با ارسال یک پیام در شبکه اجتماعی ایکس سال جدید میلادی را به ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند و به مامورین موساد که در کنار آنها هستند، تبریک گفت!

امروز هم باز دیدیم که ترامپ می گوید: «خواهیم دید در ایران چه اتفاقی می‌افتد. نمی‌خواهم وارد جزئیات اقداماتی که قصد دارم انجام دهم بشوم.»

این واقعیت «جبهه» ای است که در برابر دارالاسلام ایران قرار گرفته است و ما با چشم سر آنرا می بینیم.

به نظر شما گروه جیش العدل در قالب جدید و قدیمش در کجای این «جبهه» قرار گرفته است؟ آیا غیر از مزدوری ناچیز و پادوی این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایرانی می تواند نقش دیگری داشته باشد؟ قطعا غیر.

با این وجود دقت داشته باشید که عقیم ماندن و غیر شرعی و غیر اسلامی بودن جبهه ی مبارزین مردمی به معنی تأیید گروههای به ظاهر اسلامگرای مسلح دیگری چون انصارالفرقان نیست، چون انصار الفرقان هم با ادبیاتی شبه اسلامی باز در همین «جبهه» ی ضد ایرانی قرار گرفته و خروجی تمام فعالیتهایش در نهایت به جیب کفار سکولار واشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی می رود و چه بخواهد چه نخواهد بر اساس سناریو و فیلمنامه ای بازی می کند که کارگرانان اصلی آن آمریکا و غرب و صهیونیستها هستند و اپوزیسیون مرتد داخلی ایران تنها به عنوان پیمانکاران محلی پیاده کردن نقشه های دشمنان به شمار می روند.

نه مسیر گروههایی چون جیش العدل جدید و نه مسیر گروههایی چون انصارالفرقان راهکاری شرعی و مناسب برای خدمت به بلوچهای حنفی مذهب نیستند بلکه همگی کانالهایی جهت پیاده کردن نقشه های دشمنان قوم بلوچ و مردم ایران و تمام اهل دعوت و جهان به شمار می روند.  

در نهایت این اجماع تمام مذاهب اسلامی را به یاد آوریم که: به اجماع تمام مذاهب اسلامی هر کسی در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بر علیه مسلمین و دارالاسلام قرار بگیرد چنین شخصی مرتد است و از دایره ی اسلام خارج می شود.

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

یک هفته پس از مرگ شوهرش، بیوه‌ی او هنوز هیچ تماسی دریافت نکرده است. نه از ICE. نه از GEO Group، شرکت زندان خصوصی که بازداشتگاه را اداره می‌کند. نه از دفتر پزشکی قانونی میشیگان که کالبدشکافی را انجام می‌دهد. از او خواسته نشد جسد را شناسایی کند. از او در مورد اعمال مذهبی‌اش سؤالی پرسیده نشد. از او برای کالبدشکافی اجازه گرفته نشد.

جین ویلسون بروتوس، مهاجر ۴۱ ساله اهل هائیتی، در ۱۱ دسامبر پس از آزادی از زندان شهرستانی، به بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) منتقل شد. او به دلیل خسارت مالی دستگیر شد. او روز بعد پس از یک “حادثه پزشکی” درگذشت.

دلوین فرانسیسکو رودریگز، ۳۹ ساله، اهل نیکاراگوئه. فواد سعید عبدالقادر، ۴۶ ساله، اهل اریتره. اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) اعلام کرد که دو نفر به “علل طبیعی” و دو نفر به دلیل “عوارض پزشکی” جان خود را از دست داده‌اند.

جنیفر ایبانیز ویتلاک از مرکز ملی حقوق مهاجرت می‌گوید: “امسال چندین مورد مرگ در عرض چند روز پس از بازداشت افراد توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا رخ داده است. این موضوع نگرانی‌هایی را در مورد سطح آسیب‌های روحی که افراد از لحظه دستگیری تجربه می‌کنند، ایجاد می‌کند.”

“هیچ افزایش ناگهانی در مرگ و میر وجود ندارد”

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در بیانیه‌های مطبوعاتی ادعا می‌کند: “مرگ و میر در بازداشت در سال گذشته به طور متوسط کمتر از ۱٪ بوده است – کمترین میزان در تاریخ اداره مهاجرت و گمرک آمریکا.” این آژانس جزئیاتی در مورد نحوه محاسبه این رقم ارائه نکرده است.

اما ۳۰ مورد مرگ بیشتر از کل همه‌گیری کووید-۱۹ است.

تریشیا مک‌لافلین، معاون وزیر امنیت داخلی، روز شنبه اظهار داشت: «هیچ افزایشی در مرگ و میر رخ نداده است. همزمان با گسترش بازداشتگاه‌هایمان، استانداردهای مراقبتی بالاتری را نسبت به اکثر زندان‌ها برای شهروندان آمریکایی حفظ می‌کنیم – از جمله دسترسی به مراقبت‌های پزشکی کافی.»

در این دادخواست‌ها ادعا می‌شود که بازداشت‌شدگان در شرایط بسیار شلوغی نگهداری می‌شوند، گاهی اوقات بدون تخت، دوش، مراقبت‌های پزشکی کافی یا غذای باکیفیت.

دبورا فلیشیکر، رئیس موقت ستاد ICE در دوران ریاست جمهوری بایدن، خاطرنشان کرد که افزایش مرگ و میر «سوالاتی را در مورد کیفیت بازداشت مطرح می‌کند، اما بدون اطلاعات بیشتر پاسخ کاملی ارائه نمی‌دهد.»

کریستین ساویج از مرکز حقوق مهاجران میشیگان معتقد است که مرگ گانچف «قابل پیشگیری بود و نشان دهنده یک الگوی بزرگتر است.»

در بیانیه کتبی آمده است: «مرگ آقای گانچف متأسفانه نشان می‌دهد که چگونه دولت ترامپ در حال تشدید شرایط غیرقابل قبول در سیستم بازداشتی است که ثابت شده اساساً غیرانسانی است. به طرز تکان دهنده‌ای، این بیست و نهمین مرگ در بازداشت ICE از زمان تحلیف ترامپ است، بالاترین تعداد مرگ و میر در یک سال تقویمی از زمانی که مدافعان در سال ۲۰۰۶ شروع به پیگیری کردند.

در مقایسه، ۲۶ نفر در طول چهار سال دولت بایدن در بازداشت ICE جان خود را از دست داده‌اند.»

ماشینی که هرگز متوقف نمی‌شود

یک سیستم بازداشت که بدون نظارت مؤثر کار می‌کند. شرکت‌های خصوصی که از حبس سود می‌برند. سهمیه‌های دستگیری. مصونیت از مجازات برای کارمندان. مرگ‌هایی که «طبیعی» نامیده می‌شوند.

تاریخ قرن بیستم به ما آموخته است: وقتی سازمان‌های امنیتی دولتی از کنترل قانون خارج می‌شوند، وقتی اقدامات آنها دیگر قابل پیگرد قانونی نیست، وقتی به «دولتی در درون دولت» تبدیل می‌شوند، این دستورالعملی برای فاجعه است.

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) در حال حاضر حدود ۱۱۰۰ نفر را در روز دستگیر می‌کند. دولت هدف ۳۰۰۰ نفر در روز را تعیین کرده است. مراکز بیش از حد شلوغ هستند. مردم در حال مرگ هستند. هیچ پاسخگویی وجود ندارد.

کاخ سفید قول می‌دهد: «دستگیری‌ها و اخراج‌ها ادامه خواهد یافت.»

ننکو گانچف سی سال را صرف ساختن رویای آمریکایی کرد. او می‌خواست شهروند شود. با یک آمریکایی ازدواج کرد. او برای قانونی کردن وضعیت خود به خدمات مهاجرتی مراجعه کرد.

جسد او در کف سلولش پیدا شد. علت مرگ «در دست بررسی» است. اما این سیستم قبلاً او را «یک مجرم ۵۶ ساله و بیگانه غیرقانونی از بلغارستان» اعلام کرده بود.

در سال ۱۹۴۶، کشیش آلمانی مارتین نیمولر، از بازماندگان اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، نوشت:

“اول سراغ سوسیالیست‌ها آمدند و من سکوت کردم – چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و من سکوت کردم – چون من عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من سکوت کردم – چون یهودی نبودم. بعد سراغ من آمدند – و دیگر کسی نمانده بود که از من دفاع کند.”

ماشین خرد کردن انسان به حرکت درآمده است. امروز – مهاجران. و فردا؟

اگر اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان با گروه «جم» همچون اپوزیسیون مرتد ایرانی برخورد کرد

اگر اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان با گروه «جم» همچون اپوزیسیون مرتد ایرانی برخورد کرد

کاتب: محمد اسامه

 الله جل جلاله می فرماید: فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (النساء/ ۶۵) نه، سوگند به پروردگارت که آنان ایمان نمی‌آورند مگر آنکه تو را در اختلافاتی که میانشان است به داوری بطلبند، سپس از حکمی که کرده‌ای در دل‌های خود هیچ‌گونه تنگی و ناراحتی احساس نکنند و کاملاً تسلیم شوند.

سید قطب رحمه الله می گوید: این است و فقط این است اسلام … سرزمینی که اسلام در آن حاکمیت ندارد و شریعتش در آن اجرا نمی‌شود، «دارالحرب» است؛ مسلمان با آن سرزمین می‌جنگد، حتی اگر زادگاهش در آن باشد و خویشاوندان نسبی و سببی‌اش در آن باشند و اموال و منافعش در آن قرار داشته باشد.

و این‌چنین بود که محمد (صلی الله علیه وسلم) با مکه جنگید، در حالی که مکه زادگاهش بود و قبیله و خانواده‌اش در آن بودند و خانه او و یارانش و اموالشان که رها کرده بودند، در آنجا بود. پس مکه برای او و امتش «دارالاسلام» نشد مگر زمانی که در برابر اسلام سر تسلیم فرود آورد و شریعتش در آن به اجرا درآمد.

آیا گروه تازه تاسیس «جبهه مبارزین مردمی» که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده و حتی به خاطر دفاع و انتقام از کشته های آنها دست به قتل مخالفین آنها در ایرانشهر می زند مومن است؟

قعطاً خیر« فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ » چون در اختلافی که به وجود آمده به حکم شریعت الله مراجعه نکرده است بلکه به حکم کفری سکولاریستی سکولاریستهای مرتد داخلی و کفار سکولار خارجی پناه برده است.

آیا گروه مرتدین «جم» مجاهد محسوب می شوند و حتی اگر به نفع «جبهه ی اپوزیسیون مرتد ایرانی» ترورهائی از نیروهای شیعه یا سنی مذهب ایرانی انجام دهند برایشان پیروزی محسوب می شود و کشته های گروه  «جم» شهید محسوب می شوند؟

قطعاً خیر؛ چرا؟ اجازه دهید سید قطب تقبله الله پاسخ دهد؛ او می گوید:

” پیروزی زیر پرچم عقیده است و نه هیچ پرچم دیگری، و جهاد برای یاری دین خدا و شریعت اوست، نه برای هیچ هدف دیگری. و دفاع از «دارالاسلام» با همان شروطی که ذکر شد، نه از هر سرای دیگری. و پس از همه‌ی اینها، خالص گردانیدنِ عمل برای خداست، نه برای غنیمت، نه برای شهرت، نه از روی تعصب برای خاک یا قوم، و نه برای دفاع از خانواده یا فرزند، مگر برای حفاظت آنان از فتنه‌ای که آنان را از دین خدا بازدارد.

از ابوموسی (رضی الله عنه) روایت است که گفت: از رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) درباره‌ی مردی سؤال شد که برای شجاعت می‌جنگد، و مردی که از روی تعصب (قومی) می‌جنگد، و مردی که برای ریا می‌جنگد، کدام‌یک از اینها در راه خداست؟ ایشان فرمودند: «هر کس بجنگد تا کلمه‌ی الله برترین باشد، پس او در راه خداست…». و شهادت، تنها در این راه است و نه در هیچ جنگ دیگری که برای هدفی غیر از این هدف یگانه باشد.”

این واقعیتی است که باید پذیرای آن باشیم اگر جزو مومنین هستیم.

بدون شک اهل سنت بلوچستان همچون سایر مردم ایران دارای مشکلات و حق و حقوق خود هستند اما راه رفع مشکلات و رسیدن به حقوق آنها نه با شعارهای شبه اسلامی «اهل بغی» شدن و شروع کردن «قتال الفتنه» است ( مثل همان کاری که جندالله و جیش العدل سابق و انصارالفرقان و… انجام داده اند) و نه با پیوستن به اپوزیسیون سکولار و مرتد و یکی از جبهه ی مرتدین شدن ( مثل آنچه «جم» یا جیش العدل جدید در حال انجام آن است).

پس اگر اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان با گروه «جم» همچون اپوزیسیون مرتد ایرانی برخورد کرد نباید از کسی جز خودش گلایه ای داشته باشد.

برای مومنین، فرقی بین ترامپ و نتانیاهو و ربع پهلوی و گروه رجوی و سایر احزاب سکولار و مرتد در کافر بودنشان وجود ندارد؛ بلکه در حکم شریعت باید گفت که حکم مرتدین بسیار سنگینتر از حکم کفار اصلی است.

آیا مریدان گروه جم متوجه هستند در چه گنداب و مردابی دست و پا می زنند و به سمت چه کفر بواحی در حرکتند؟

عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

‏جالب است بدانید ابولهب، عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و ابوجهل نیز پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم و نضر بن حارث هم پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.

 هر سه از سرسخت ترین دشمنان اسلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم، پس اگر یکی از هم زبانان یا هم محله ای یا از اقوام و اطرافیان خود را دیدید که از سکولاریسم دفاع می کند و با بهانه های پوچ و بی ارزش در برابر قانون شریعت الله ایستاده است اصلاً تعجب نکنید.  

نضر بن حارث شخصی بود که داستانها عبرت آموز موجود در قرآن را افسانه های قدیمی می دانست که ابن عبارس رضی الله عنهما می گوید: هشت آیه از آیات سوره‌ی قلم درباره‌ی او نازل شده است، به‌ویژه این آیه که می‌فرماید: إِذا تُتْلی‌ عَلَیْهِ آیاتُنا قال أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (قلم/15) چون آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید اسطوره‌های نخستین است.[1]

بر این اساس بود که نضر بن حارث (پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم) به منظور بازداشتن مردم از رفتن به حضور رسول الله صلی الله علیه و سلم و تشکیک در آیات قرآن و رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، داستانهایی از رستم و اسفندیار و… از ایران باستان را می خرید و برای مردم می گفت.

الله جل جلاله این تاریخ باستان و داستانها را سخنان پوچ و یاوه می داند و در این زمینه در قرآن کریم می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ‏(لقمان/6) در میان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان پوچ و یاوه‌اند (مانند: خرافات، افسانه‌های بیفایده، حرفهای مضحک و…) تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند . آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌ای دارند.‏

پس شک نداشته باشیم که تمام افسانه ها و حتی تاریخ باستان ایران که از تیسفون عراق تا خراسان بزرگ و مرزهای چین و بخشهای بزرگی از آسیای میانه گسترش داشت جزو سخنان بیهوده و یاگوئی است، حالا چه فاشیستهای باستان پرست ایرانی خوششان بیاید یا نیاید؛ البته این به معنی تبرئه ی افسانه ها و یاگوئی های سایر ملل نیست بلکه چون بحث ما منحصراً در مورد این یاوه ها و بیهوده گوئی هائیست که آیه ی قرآن هم آنرا تأئید کرده، بر ایران باستان تاکید داریم.

تا کنون کسی نیامده که افسانه های موجود مثلاً در شاهنامه ی فردوسی را مبنای تاریخی قرار دهد مگر کسی که خودش را مورد تمسخر قرار داده باشد، به همین دلیل در هیچ یک از دانشگاههای ایران و جهان هم شاهنامه ی فردوسی به عنوان منبع تاریخی معرفی نشده است.

غیر از این، تاریخ ایران باستان را نیز نگاه کنیم، اکثریت مطالب آنچه به عنوان منبع در دانشگاههای ایران و جهان معرفی می شوند بر اساس ظن و گمان است؛به عنوان مثال، دیاکونوف مولف تاریخ مادها، رومن گيرشمن مولف تاریخ خاخام منشی ها (هخامنشی ها)، کالج، مالکوم کالج مولف تاریخ اشکانیان(پارتیان)، آرتور کریستنسن مولف تاریخ در مورد ساسانیان را نگاه کنیم بر اساس ظن و گمان مطالب خود را نوشته اند نه یقینی؛ حالا چه رسد به مطالب امثال هرودوت که هم به عنوان پدر تاریخ شناخته شده هم پدر دروغ یا مطالب تحریف شده ی تورات در مورد خامام منشی ها و پارتها و…

الله جل جلاله در مورد ظن و گمان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات/12] ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، که برخی از گمانها گناه است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: إيَّاكُمْ والظَّنَّ، فإنَّ الظَّنَّ أكْذَبُ الحَديثِ.(متفق علیه) از گمان برحذر باشید و پرهیز کنید، زیرا گمان دروغ‌ترین سخن است.

این حکم صریح اسلام در مورد تاریخی است که بر اساس ظن و گمان درست شده است حالا چه رسد به افسانه هائی که هیچ قیمت و ارزش تاریخی هم ندارند و الله تعالی آنها را «لَهْوَ الْحَدِیثِ» سخنان پوچ و یاوه‌ نامیده است.

با این وصف، عدوالله (حبیب سربازی) سکولار و مرتد با چنگ زدن به افسانه های گفته شده توسط شاهنامه ی فردوسی می خواهد ثابت کند و به مخاطب خود بفهماند که بلوچهای باغیرت و باشرف جزو مزدکی هائی بودند که مال و زنان خود را به اشتراک گذاشته اند و….

این شخص سکولار و مرتد می گوید: “مزدکیان/ بلوچ‌ها را می‌توان نخستین جنبش‌ سوسیالیستی  دانست. بر اساس منابع تاریخی، تنها مردمی که به‌طور آشکار به‌دلیل پیروی از آیین مزدک مورد کشتار قرار گرفتند، بلوچ‌ها بودند. مزدک جنبشی عدالت‌خواه و ضد نظام طبقاتی بنیان گذاشت و بر برابری زن و مرد تأکید داشت.”

در تائید دروغ و اتهام خودش به قوم باشرف بلوچ به این شعر فردوسی استناد می کند که در داستان کشتار مزدکی ها توسط نوشن روان (انوشیروان) آمده است: ببود ایمن از رنج شاه جهان ….  بلوچى نماند آشکار و نهان.

این اتهام بزرگ عدوالله سربازی با آنکه هیچ مبناری تاریخ ندارد،چیزی جز عادی سازی فرهنگ بی بندوباری اخلاقی سکولاریستی در میان قوم مومن و باغیرت بلوچ با شعار برابری زن و مرد نیست.

سکولاریسم آفتی است که نزدیک به یک قرن است سرزمینهای اسلامی را از درون مورد تهاجم قرار داده است و سکولاریستهای میان مسلمین هم جزو پست ترین موجودات سرزمینهای اسلامی هستند که قصد داشته اند این آفت را عادی سازی و فرهنگی و مردمی کنند.


[1]  ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق:السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبدالحفیظ، ج ‌۱، ص ۶۴۴، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (2)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

آینه تمامیت‌خواهی

گشتاپو تا پایان سال ۱۹۴۴ تقریباً ۳۲۰۰۰ کارمند داشت. این سازمان برای انجام تحقیقات خود به اعلام جرم‌های محلی متکی بود. ICE تقریباً ۲۱۰۰۰ کارمند دارد، اما این آژانس به طور فعال به کمک سایر آژانس‌ها – گشت مرزی، سرویس مخفی، اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) و حتی سرویس درآمد داخلی (IRS) – متکی است.

گشتاپو “بدون محدودیت‌های مدنی” عمل می‌کرد. این سازمان قدرت دستگیری پیشگیرانه را داشت. اقدامات آن مشمول بررسی قضایی نبود. هزاران چپ‌گرا، روشنفکر، یهودی و عضو اتحادیه‌های کارگری پس از دستگیری به سادگی در اردوگاه‌های کار اجباری ناپدید شدند.

در دهه ۱۹۳۰، NKVD سیستم گولاگ را کنترل می‌کرد و بزرگترین کارفرما در اتحاد جماهیر شوروی محسوب می‌شد. این سازمان اعدام‌های دسته‌جمعی انجام می‌داد و می‌توانست مردم را بدون محاکمه به زندان محکوم کند.

تا سال ۱۹۸۹، اشتازی به شبکه‌ای متشکل از ۵۰۰۰۰۰ تا ۲ میلیون خبرچین متکی بود. این سازمان پرونده‌هایی از ۶ میلیون شهروند – یک سوم جمعیت جمهوری دموکراتیک آلمان – را نگهداری می‌کرد.

پلیس آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید، “لوله‌گذاری” – نوعی شکنجه شامل خفگی با کیسه پلاستیکی روی سر – را انجام می‌داد. پس از پایان آپارتاید در سال ۱۹۹۴، قانون اساسی دموکراتیک جدید صراحتاً شکنجه را ممنوع کرد.

با این حال، تجزیه و تحلیل داده‌ها از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ نشان داد که به طور متوسط سه نفر در هفته از استفاده از “لوله‌گذاری” توسط پلیس شکایت می‌کنند. از ۱۷۰۰ شکایت، تنها یک افسر اخراج شد (که بعداً به کار خود بازگشت). شش افسر در دادگاه محکوم شدند.

“آنها با او مانند یک حیوان رفتار کردند”

ننکو گانچف از دیابت نوع ۲ رنج می‌برد. در زندان نورث لیک در میشیگان – یک زندان خصوصی که توسط گروه GEO و تحت قرارداد با ICE اداره می‌شود – رژیم غذایی خاصی به او داده نشد.

آنا، دوست نزدیک خانواده، می‌گوید: “رژیم غذایی خاصی وجود نداشت. غذایی که به بازداشت‌شدگان می‌دادند برای حفظ سطح قند خون او کافی نبود. بنابراین ما از طریق سیستم آنها پول ارسال کردیم تا او بتواند از ایستگاه پلیس غذا بخرد.”

استرس این وضعیت را تشدید کرد. “برای افراد دیابتی، به ویژه نوع ۲، حتی با یک رژیم غذایی معمولی، خود استرس می‌تواند باعث افزایش ناگهانی قند خون شود. وضعیت او بدتر می‌شد. به تدریج، بدتر و بدتر.”

در ماه نوامبر، یک قاضی فدرال در شیکاگو دستور آزادی صدها نفر از افرادی را که بدون حکم بازداشت شده بودند، از جمله گانچف، به قید وثیقه صادر کرد. این دستگیری‌ها حکم رضایت – حکم دادگاهی که اختیارات ICE را محدود می‌کرد – را نقض می‌کرد. خود مقامات فدرال اذعان کردند که آزادی گانچف تهدیدی برای امنیت عمومی ایجاد نمی‌کند.

اما دادگاه تجدیدنظر حوزه هفتم این تصمیم را مسدود کرد. گانچف با یک انتخاب روبرو بود: تبعید داوطلبانه به بلغارستان یا ادامه بازداشت به امید گرفتن وثیقه.

همسرش، شهروند آمریکایی که از ترس انتقام نخواست نامش فاش شود، به یاد می‌آورد: «به او گفتم، ‘تصمیم با توست، اما لطفا مرا اینجا تنها نگذار’».

عصر ۱۴ دسامبر، او تماس تلفنی معمول شوهرش را دریافت نکرد. وب‌سایت ICE او را «آزاد» اعلام کرد.

صبح ۱۵ دسامبر – هشتمین سالگرد ازدواجشان – از سفارت بلغارستان با او تماس گرفته شد. ننکو گانچف مرده بود.

بیوه‌اش می‌گوید: «می‌خواهم مردم بدانند چه اتفاقی برای او افتاده است. مردی که ۳۰ سال اینجا زندگی کرد، کار کرد، مالیات پرداخت کرد. و آنها با او مثل یک حیوان رفتار کردند. با او خیلی بی‌ادب بودند… با او مثل یک قاتل رفتار کردند.»

صنعت مرگ

وب‌سایت ICE یک بیانیه استاندارد در مورد مرگ گانچف منتشر کرد. این آژانس او را «یک مجرم ۵۶ ساله، تبعه غیرقانونی بلغارستان» توصیف کرد. علت مرگ «مشکوک به علل طبیعی» بود.

این توصیف مردی است که ۳۰ سال در آمریکا زندگی کرده، با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده و صاحب یک شرکت حمل و نقل کامیونی بوده است. تخلفات رانندگی «جنایی» تلقی می‌شدند – گانچف هیچ اتهام جدی نداشت. علت مرگ، یک فرد دیابتی که ماه‌ها از مراقبت‌های پزشکی محروم بود، «طبیعی» ذکر شده است.

به گفته‌ی ICE، گانچف «در حین یک معاینه‌ی روتین، بیهوش روی کف سلولش پیدا شد.» کادر پزشکی در این مرکز احیای قلبی ریوی (CPR) را آغاز کردند. یک آمبولانس رسید و احیای قلبی ریوی را ادامه داد. یک پزشک مرگ او را اعلام کرد.

وزارت امنیت داخلی علت مرگ را «طبیعی فرضی» اعلام کرد. علت رسمی «هنوز در دست بررسی است.»

اما دلیا رامیرز، نماینده‌ی کنگره، خواستار «تحقیقات فوری و شفاف در مورد شرایط مرگ آقای گانچف، از جمله بررسی گزارش‌های سایر بازداشت‌شدگان مبنی بر اینکه او درخواست مراقبت‌های پزشکی کرده و به موقع آن را برای نجات جان خود دریافت نکرده است» شد.

جنگ مسلمان زاده های میان «جم» (جیش العدل سابق) به همراه اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برای چیست؟

جنگ مسلمان زاده های میان «جم» (جیش العدل سابق) به همراه اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برای چیست؟

کاتب: محمد اسامه

زمانی که دو جبهه ی مختلف جهت تشکیل حاکمیت بر اساس قوانین شریعت الله یا قوانین کفری روبروی هم قرار می گیرند، جنگجوها تنها در یکی از دو راه می جنگند که الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: مَن قاتَل لتكونَ كلمةُ اللهِ هي العليا فهو في سبيلِ اللهِ.[1] کسی که بجنگد تا اینکه کلمه و حکم و قانون و حاکمیت الله برتر و بالاتر شود چنین جنگ قتالی در راه الله است.

سید قطب رحمه الله نیز می گوید: “وطنِ مسلمان، خاک نیست، بلکه وطنش «دارالاسلام» است. همان سرایی که عقیده‌اش بر آن سیطره دارد و تنها شریعت الله در آن حکم می‌راند. سرایی که به آن پناه می‌برد و از آن دفاع می‌کند و برای حفاظت و گسترش قلمرواش، به شهادت می‌رسد… و این «دارالاسلام»، برای هر کسی است که به اسلام به عنوان عقیده ایمان دارد و شریعتش را به عنوان قانون می‌پذیرد.”

مسلمان زاده هائی که مدتها ندای جهاد و صحابه و شریعت الله سر می دادند اما هم اکنون با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی «هم جبهه ای» و «هم سو» شده اند و قطعاً سرپرستی آنها را (به دلیل اکثریت مطلق داشتن) پذیرفته اند بر اساس « وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ» (مائده/21) یکی از آنها محسوب می شوند.

حالا این مسلمان زاده ها پاسخ دهند جبهه ی آنها که این مرتدین بر آن حاکمیت قطعی دارند و اهداف آنها نیز روشن است آیا برای برای «دارلاسلام» ی بهتر از این می جنگند که تنها شریعت الله در آن حکم می راند یا برای داراکفری سکولار و ارتدادی؟

پاسخ به این سوال هم واقعیت آنها را برای عموم مسلمین بلوچستان نشان می دهد و هم خفتگان و فریب خورده ها را (باذن الله) هوشیار می کند.

پاسخ به این سوال به صورت روشن به آنها نشان خواهد داد زمانی که آنها بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده اند که آمریکا و صهیونیستها اربابان اصلی این اپوزیسیون ارتدادی هستند پس جنگ آنها بدون شک « فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ » است و ربطی به جهاد « فِی سَبِیلِ اللّهِ » ندارد، چون همه ی اینها برای حاکمیتی سکولار و ارتدادی در حال جنگ هستند نه حاکمیت اسلامی مجری قوانین شریعت الله.


[1]  أخرجه البخاري (7458)، ومسلم (1904)، وأبو داود (2517)، والترمذي (1646)