
خطرات اصلی همصدایی ناخواسته عده ای از صاحبان تریبون و رسانه با دشمن آمریکائی – صهیونی
کاتب: محمد اسامه
می بینیم که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو آشکارا از ناآرامیها و فشار بر ایران حمایت کردند و هم اکنون نیز «شبح جنگ» تحمیلی بر علیه ایران را به میان کشیده اند، در چنین وضعیتی هر صدایی در داخل که همجهت با این حمایتها تفسیر شود، ناخواسته در معرض پرسش مومنین شریعتگرا قرار میگیرد.
این نکته هم بسیار مهم است که حمایت دشمنان شناختهشده ی امت اسلام از جریانی سکولار و ارتدادی خاص، نه نشانه ی دلسوزی برای مردم است و نه گواه حقانیت یک مسیر؛ بلکه زنگ خطری است که باید همگان را به بازاندیشی وادارد.
وقتی بوی حمایت آشکار آمریکا و صهیونیسم به مشام میرسد و این حمایتها علنی شده است، حداقل از انتظار میرود عالمان دینی با مرزبندی روشن سخن بگویند؛ مرزی که هیچ قرابتی با پروژههای سکولارِ وابسته، آشوبطلبی، تخریب مسجد و قرآنسوزی نداشته باشد. هر موضعی که این مرز را کمرنگ کند اگر با نیت اصلاح هم بیان شود در میدان رسانهای دشمن بهگونهای دیگر مصرف میشود.
مشکلات معیشتی واقعی است و انکار آن خطاست؛ اما تجربهٔ تلخ منطقه نشان داده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی از رنج مردم نردبان فشار سیاسی میسازند، نه پل نجات. همانها که امروز دم از «حمایت» میزنند، دیروز و امروز در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه، ویرانی، کشتار و تفرقه بهجا گذاشتهاند. پس هر جا حمایت آنان پررنگ شد، باید پرسید: سود این مسیر به جیب چه کسی میرود؟
از اینرو، انتظار از امثال مولوی عبدالحمید زاهدان و هر صاحبتریبون دینی آن است که:
• صریحاً حمایت ترامپ و نتانیاهو از ناآرامیها را محکوم کند؛
• مرز خود را با جریانهای سکولارِ وابسته و هر حرکتِ آلوده به خشونت، تخریب مقدسات و ناامنی اجتماعی روشن سازد؛
• و اجازه ندهد مطالبهٔ اصلاح، دستاویز پروژهای شود که نتیجهاش تضعیف دین و شکستن ستونهای جامعه است.
اصلاح از درون، نقد منصفانه و مطالبهٔ عدالت، راهی روشن دارد؛ اما همصدایی، حتی ناخواسته با دشمنان قسمخورده ی اسلام، نه اصلاح میآورد و نه عدالت.
امثال مولوی عبدالحمید بدانند هر جا تریبونها در لحظه ی حساس مرز خود را روشن نکردند، هزینهاش را مردم و دین با هم پرداختند.