مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

دیروز امارت اسلامی افغانستان با صراحت تمام اعلام کرد که قانون ما یعنی قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و فقه مستند مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و هر کسی با آن مخالفت کند یا اعتراض کند مجرم است و توسط مراجع امنیتی و قضائی مورد محاسبه قرار می گیرد.

با آنکه صدای سکولاریستهای کافر جهانی و مزدوران داخلی درآمده است اما امارت سالامی افغانستان با قاطعیت بر حکم شریعت الله ایستاده است.

هم امارت اسلامی افغانستان بر اساس مذهب حنفی است و هم اکثریت مطلق بلوچها دارای مذهب حنفی هستند اما در این سال‌ها مولوی عبدالحمید که با زبان «اصلاح» و «مدارا»، به‌تدریج از حاکمیت شریعت فاصله گرفته است و از «دارالسلام ایران» خواسته که حتی قانون اسلامی را تغییر دهد و حدود الهی را کنار بگذارد و مجازاتِ مجرمان و محاربان را حذف کند؛ در ماه گذشته ما ثمره ی این مسیر انحرافی را ندیدیم؟

ثمره‌اش همین تنزل آشکار است، جایی که مجرم جری می‌شود، شرارت عادی می‌گردد، و کار به جایی می‌رسد که حتی به صورت فراگیر به قرآن کریم ـ این کلام عظیمِ خداوند ـ اهانت می‌شود و خانه ی خدا به آتش کشیده می‌شود و حریم دین شکسته می‌گردد.

مولوی عبدالحمید گرامی بدان که این‌ها نتیجه ی «بی‌هزینه کردن جرم» است، نتیجه ی تضعیف حدود الهی، نتیجه ی جایگزین کردن رضایت جریان‌های سکولار به‌جای رضایت الله متعال.

بدان ای مولوی که شریعت خدا با حذف و تعلیق، نابود نمی شود و حساب الهی با توجیهات سیاسی از میان نمی‌رود.

ممکن است در دنیا سکوت‌ها و سازش‌ها توجیه شود اما در میزان عدل الهی هیچ عالمی بدون پاسخ از کنار مسئولیتش عبور نخواهد کرد.

ما داریم می بینیم و آیندگان نیز به قضاوت خواهند نشست و داوری نهایی با خداوند عادل است اما این را بدان که اگر خون یک مسلمان از کعبه هم بالاتر است در این اغتشاشات حمایت شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی ایران صدها مسلمان توسط این آشوب طلبان خائن یا فریب خورده کشته شدند و علاوه بر این صدها جلد قرآن در بیشتر از 300 مسجد و مرکز دینی سوزانده شدند.

آیا توهین به کلام الله توهین به الله نیست؟

کجاست واکنش شرعی شما در برابر توهین کننده های به قرآن؟

مگر این قرآن متعلق به یک مذهب خاص است یا تمام مومنین جهان؟

ما نه تنها هزینه های جانی و تخریب آنهمه مسجد و اماکن عمومی و بیمارستانها و … را متحمل شدیم بلکه توهین به الله از طریق توهین به کلامش را نیز بر ما تحمیل کردند؟

واکنش شما در برابر این مصیب بزرگ چیست؟

اگر حنفی مذهب هستی بگو بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله باید در برابر این توهین کننده های به قرآن چکار کرد؟

اگر این توهین به قرآن و مساجد در امارت اسلامی افغانستان اتفاق می افتاد می دانی چه بر سر این مجرمین می آمد؟ البته اگر قبل از اینکه توسط مردم مجازات نمی شدند و دست حاکمیت به زنده ی این هرزه ی سکولار می رسید.

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

کاتب: فضل احمد هراتی

به عنوان کسانی که خود را همچون بلوچها پیرو مذهب ابوحنیفه و اهل سنت و جماعت می دانیم و قرآن نیز کلام الله و متعلق به تمام مومنین جهان است از مولوی عبدالحمید زاهدانی با صراحت می‌پرسیم شما که در حوادث اخیر، از اغتشاشگرانی حمایت کردید که با پشتیبانی رسانه‌ای و سیاسی آمریکا و اسرائیل به صحنه آمدندهمان افرادی که به قرآن کریم اهانت کردند، کلام‌الله را به آتش کشیدند و به مقدسات اسلامی جسارت ورزیدند حکم شرعی این اعمال از نظر شما چیست؟

آیا اهانت به قرآن کریم را جرم شرعی می‌دانید یا خیر؟ و سوزاندن کلام‌الله را مصداق آزادی بیان می‌شمارید یا هتک حرمت دین؟و بر اساس فقه اهل‌سنت و جماعت، این رفتار را گناه ساده می‌دانید یا عملی که با اصل ایمان در تعارض آشکار است؟

اگر مدعی پایبندی به فقه اهل‌سنت هستید پس بفرمایید چرا در برابر اهانت علنی به قرآن کریم سکوت کردید اما در برابر اجرای قوانین مبتنی بر شریعت، زبان اعتراض گشودید؟

این پرسش، سیاسی یا شخصی نیست بلکه سؤال صریح فقهی و اعتقادی است.

به صورت صریح جواب بدهید چون در میان سلف صالح رایج است که علما در امور عقیدتی با مواضع مبهم شناخته نمی‌شوند بلکه با دفاع روشن از قرآن، شعائر الهی و حدود شریعت سنجیده می‌شوند.

مولوي عبدالحمید زاهداني څخه مستقیم پوښتنه

مولوي عبدالحمید زاهداني څخه مستقیم پوښتنه

مولوي عبدالحمید زاهداني!

تاسو چې د دین او اهل سنت د دفاع دعوه کوئ، اوس باید ځواب ورکړئ:

هماغه ګډوډوونکي چې د امریکا او اسرائیل په څرګند ملاتړ صحنې ته راغلل او د قرآن کریم توهین یې وکړ، د خدای کتاب یې وسوځاوه او د الهي شعایرو سره یې بی‌حرمتي وکړه؛

• د دغو اعمالو شرعي حکم ستاسو په نظر څه دی؟

• ایا دا چلند د «بیان د آزادۍ» مثال ګڼئ، که د دین او د خلکو ایمان ته ښکاره تعرض؟

• ایا د کلام‌الله بی‌حرمتي او د شعایرو سپکاوی ستاسو لپاره ساده عمل دی، یا د اهل سنت فقه سره سم کفر او ارتداد ګڼل کیږي؟

تاسو چې د حنفي شریعت د قوانینو او د دارالاسلام د امارت اسلامي افغانستان د عملي کولو پر وړاندې اعتراض کوئ، خو د قرآن په وړاندې څرګنده بی‌حرمتي ته چوپ پاتې کیږئ؛

پوه شئ:

دا چوپتیا د اسلام د دښمنانو، د امریکا او صهیونیست مزدورانو، او هغو کسانو سره همکاري ده چې دین سره  لوبه کړی.

عالمان او د اهل سنت پیروان د مبهم موقف له مخې نه ارزول کیږي؛

بلکې د قرآن، شریعت او شعایرو د بشپړ دفاع له لارې پیژندل کیږي.

مولوي عبدالحمید!

که تاسو ریښتینی د شریعت مدعی یاست، اوس د ځواب ویلو وخت دی؛ نه چوپتیا او د کفري مزدورانو توجیه او ملاتړ.

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حکومت حنفی مذهب و شریعت‌محور دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر اساس کتاب الله، سنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم و فقه حنفی قوانین خود را تدوین کرده است. تمامی اسناد تقنینی امارت اسلامی کاملاً مطابق با شریعت هستند و بر این اساس می توان گفت هرگونه مخالفت عقلی و بدون پشتوانه ای از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم با این قوانین، عملاً اعتراض به شریعت و حکم خدا محسوب می‌شود.

در مقابل، مولوی عبدالحمید زاهدانی با ادعاهای خلاف واقع و مواضع شبه سکولار، تلاش می‌کند اجرای حدود شرعی و مجازات مفسدین فی‌الارض را زیر سؤال ببرد.

 او مدعی است که اعدام و برخورد با اغتشاشگران سکولار و مفسدان و محاربینی که بر اسسا معیارهای شرعی حکم آنها عادلانه ثابت شده است در شریعت جایگاهی ندارد و از حکومت دارالاسلام ایران خواست که اغتشاشگرانی را که به خدا، قرآن و مساجد توهین کرده‌اند آزاد کند. این مواضع نه تنها با فقه حنفی و حکم الهی در قرآن و سنت مخالف است، بلکه آشکارا در خدمت دشمنان اسلام و آمریکا قرار می‌گیرد.

مولوی عبدالحمید با همراهی محاربین، اراذل اوباش و مزدوران آمریکایی، تلاش می‌کند اسلام و شریعت را ضعیف و مردم را از حکومت شرعی دور کند. او با این اقدامات، نه تنها به مسیر امت اسلامی خیانت کرده، بلکه تلاش دارد فتنه و آشوب را مشروع جلوه دهد و وحدت مسلمین را تضعیف نماید.

حکومت حنفی امارت اسلامی افغانستان، بر خلاف ادعاهای دروغین او، با ثبات، عدالت و اجرای شریعت امنیت و حقوق مردم را تامین می‌کند و اجازه نمی‌دهد اغتشاشگران سکولار، مزدور آمریکا و ضد اسلام، با توهین به دین و مقدسات، فضای جامعه را ناامن کنند.

این یک واقعیت روشن است که اجرای شریعت، وحدت امت و مقابله با دشمنان اسلام، خط قرمز حکومت امارت اسلامی افغانستان است و هرگونه سخن یا عمل خلاف آن، به‌وضوح در خدمت دشمنان دین و امت قرار دارد.

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: فضل احمد هراتی

دوست دارم به صورت مستقیم به مولوی عبدالحمید زاهدانی بگویم تو که مدعی دفاع از اهل‌سنت و شریعت هستی، اکنون باید پاسخ شجاعانه بدهی:

همان اغتشاشگرانی که با هدایت و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل وارد  دارالاسلام ایران شدند، قرآن کریم را آتش زدند، شعائر الهی را هتک کردند و دین مردم را به بازی گرفتند حکم شریعت الله بر اساس مذهب اهل سنت و جماعت در مورد آنها چیست؟ 

ابتدا به چند نمونه از آراء فقهای اهل‌سنت درباره هتک قرآن نگاه کن:

• مذهب حنفی:

ابن عابدین و فقهای حنفی: کسی که قرآن را عمداً بسوزاند، مرتد است.[1]

• مذهب مالکی:

امام مالک رحمه‌الله: هرگونه اهانت به قرآن، کفر آشکار است و مستحق شدیدترین احکام شرعی.[2]

• مذهب شافعی:

امام نووی رحمه‌الله: هر کس قرآن را تحقیر یا بسوزاند، بی‌تردید کافر شده است.[3]

• مذهب حنبلی:

ابن قدامه مقدسی: اهانت به قرآن خروج آشکار از اسلام است.[4]

مولوی عبدالحمید، اینها مشتی از خروار آراء فقها و بزرگان اهل سنت و جماعت است که نوعی اجماع تمام مذاهب اسلامی نیز به حساب می آید، آیا این آراء فقهای اهل‌سنت را قبول داری و بدون ترس از سرزنشِ سرزنش ککنده ها آنرا بیان می کنی یا سکوت می‌کنی؟

آیا سوزاندن قرآن و اهانت به شعایر الهی را جرم ساده می‌دانی یا طبق فقه اهل‌سنت، کفر و ارتداد است؟

چرا در برابر اجرائی شدن قوانین شریعت در دارالاسلام‌های ایران و افغانستان اعتراض می‌کنی، اما در برابر قرآن‌سوزی سکوت مرگبار اختیار می‌کنی؟

بدان که سکوت تو در برابر هتک قرآن، همراهی با دشمنان اسلام و مزدوران آمریکا و اسرائیل است.

هم اکنون عالمان و پیروان اهل‌سنت با دفاع شجاعانه و بی‌کم‌وکاست از قرآن و شعایر الهی شناخته می‌شوند، نه با مواضع مبهم و سکوت در برابر هتک دین.


[1]  رد المحتار، الفقه الحنفي

[2]  الشفا، قاضی عیاض

[3] روضة الطالبين

[4]  المغني

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

کاتب: محمد اسامه

ای مردم اهل سنت و جماعت بلوچ، شما که به غیرت، شجاعت و پایبندی به دین شهره‌اید، بعد از اعتراضاتی که در ایران تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد توسط این هرزه های اغتشاشگرسکولار اتفاقاتی رخ داد که یک پرسش روشن و بی‌پرده پیشِ روی شما و هر مومنی در سراسر ایران و جهان قرار داده است و آنهم اینکه:  

  • چرا از شیخ‌ها، مفتی‌ها و مولوی‌های خود حقّ قرآن را مطالبه نمی‌کنید؟
  • چرا در برابر قرآن‌سوزی و بی‌حرمتی به کلام‌الله، سکوت حاکم شده است؟

قرآنی که معجزه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و کلام الله جل جلاله و قانون زندگی ما است؛ کتابی که الله متعال درباره‌اش فرمود: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ (حشر/ ۲۱)

کتابی که اگر بر کوه نازل می‌شد، از خشیت خدا متلاشی می‌گشت؛ اما امروز، گروه‌هایی سکولار و ضد شریعت الله با شعار اعتراض، در ایران دست به هتک حرمت قرآن زدند و آن را سوزاندند و سکوتِ برخی مدعیان دین، درد را دوچندان کرد.

آیا ما حق نداریم از خطبائی چون مولوی عبدالحمید که رسانه دارند و از علمائی که قادر به دفاع از حرمت قرآن هستند بپرسیم:

  • چرا در برابر این جنایتِ آشکار علیه شعائر الهی، موضع صریح گرفته نشد؟
  • چرا به‌جای دفاع روشن از قرآن، ابهام و سکوت دیده شد؟
  • و چرا برخی، به‌جای محکوم‌کردن هتک قرآن، در کنار آشوبگران ایستادند؟

الله متعال هشدار داده است: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ (احزاب/ ۵۷)

علمای اهل سنت و جماعت گفته‌اند: اهانت به قرآن، آزار خدا و رسول اوست؛ زیرا قرآن، کلام مستقیم الله جل جلاله است.

و اما شما ای مردم اهل سنت بلوچ، بدانید که مطالبه حقّ قرآن، وظیفه ایمانی است و سکوت در برابر بی‌حرمتی به کلام‌الله، با ادعای اهل‌سنت بودن و با غیرت بودن جمع نمی‌شود.

اگر به خدا، قیامت و آنچه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آورده ایمان دارید،از علما پاسخ روشن بخواهید: محکومیت صریح قرآن‌سوزی، بدون اما و اگر.

این را نیز بدانید که دفاع از قرآن، ربطی به سیاست بازی های رایج ندارد، بلکه دین است؛ و بی‌تفاوتی در برابر هتک آن، نه نشانه عقلانیت و میانه روی و شل روی رایج شده توسط گروه منافقین، بلکه زنگ خطر برای ایمان و غیرت است.

فقط کافی است به یاد بیاورید که سلوان مومیکا عراقی در سال 2023 چند برگه قرآن را در سوئد آتش زد و در تمام دنیا بر علیه آن راهپیمائی شد و در نهایت این معلون در سال 2025 توسط مومنین در قلب اروپا به درک واصل شد.

سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار اعدام سلوان مومیکا شد. امارت اسلامی افغانستان تمامی فعالیت‌های سوئدی‌ها در افغانستان را که شامل گروه‌های امدادگر سوئدی نیز می‌شود، به حالت تعلیق درآورد و گفت که این ممنوعیت تا زمانی که سوئد از اقدامات آنها عذرخواهی نکند، فعال خواهد بود

آیا ما باید با اغتشاشگران سکولاری که در ایران صدها قرآن را لگد مال کرده و سوزاندن باید چکار کنیم؟

آیا برای دفاع از قرآن و مجازات قرآن سوزها یک راهپیمائی انجام دادیم؟

کمی تفکر برای اهل ایمان و غیرت لازم است.

وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

کاتب: عبدالرحمن براهویی

امت اسلام امروز با دشمنی روبه‌روست که نه پنهان است و نه تازه.

آمریکا همان قدرتی است که افغانستان را بیست سال کوبید، عراق را سوزاند و لیبی و یمن و سومالی را ویران کرد و هر جا قدم گذاشت، دین را تضعیف و ملت‌ها را به جان هم انداخت. این واقعیتِ تاریخی است، نه ادعا.

در چنین صحنه‌ای، هر سخنی که خواسته یا ناخواسته ادبیات دشمن را بازتولید کند، دیگر «نصیحت» نیست؛ لغزشِ خطرناک است.

مولوی عبدالحمید به عنوان یک خطیب رسانه ای و  شناخته‌شده، در بزنگاه‌های حساس گزاره‌هایی را برجسته می‌کند که دقیقاً تیتر رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی می‌شود و به‌جای افشای ریشه‌های فتنه، تمرکز را از دشمنِ محارب برمی‌دارد و به ادبیاتی میدان می‌دهد که در پازل «فشار، اغتشاش، تحریم» جا می‌گیرد، این دیگر اختلافِ اجتهادی نیست؛ خطای روش است، خطایی که هزینه‌اش را امت می‌پردازد.

اهل‌سنت و جماعت به‌روشنی گفته‌اند نصیحتِ حکّام با حفظ اصلِ کیانِ اسلام است و علنی‌سازیِ فتنه‌زا مردود است و یاریِ دشمن و کافر محارب و اشغالگر خارجی با دست و زبان و قلب حرام است.

مشکلات معیشتی، تبعیض‌ها یا نارضایتی‌ها هرچه باشد مجوز شرعی برای هم‌صدایی با پروژه‌های کفار محارب و اشغالگر خارجی نمی‌شود. دشمنی که دیروز کابل را هدف گرفت، امروز تهران را نشانه گرفته و فردا همان سناریو را علیه هر سرزمین اسلامی دیگری که بخواهد مستقل باشد اجرا می‌کند.

در ماجرای نامه‌نگاریِ حاطب بن ابی بلتعه رضی الله عنه، یکی از صحابه به کفار قریش،حضرت عمر رضی‌الله‌عنه از شدتِ خطرِ «یاری دشمن» واکنش نشان داد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم با علم، عدل و ضابطه حکم داد.

این رخداد به ما می گوید: نه تساهلِ ساده‌لوحانه در برابر دشمن، نه هیجانِ بی‌ضابطه؛ بلکه بصیرتِ سخت‌گیرانه نسبت به هر نشانه‌ی هم‌صدایی با خصم.

در اینجا مولوی عبدالحمید زاهدانی و هر صاحب تریبونی باید بداند سخنی که سوختِ رسانه‌های دشمن شود، مسئولیت دارد و سکوتِ حکیمانه گاه از فریادِ ناپخته واجب‌تر است و عالمِ دین اگر ناخواسته به پلِ عبورِ پروژه‌های بیگانه بدل شود، به امت ظلم کرده است حتی اگر نیتش خیر باشد.

در آخر باید بدانیم که آمریکا دشمنِ ثابتِ امت است، نه داورِ بی‌طرف. هر ادبیاتی که فشار او را توجیه یا تکمیل کند، به زیان اسلام تمام می‌شود.

حق با میزانِ شرع سنجیده می‌شود، نه با تشویقِ رسانه‌های بیگانه و توجیهات خطبای عوام زده ی غربزده.

«اللهم أرِنا الحقَّ حقًّا وارزقنا اتباعه، وأرِنا الباطلَ باطلًا وارزقنا اجتنابه.»

در ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله، تازیانه‌ی نقد بر بدعت‌های سیاسی مولوی عبدالحمید به نسبت هتاکان به قرآن و مقدسات و…

در ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله، تازیانه‌ی نقد بر بدعت‌های سیاسی مولوی عبدالحمید به نسبت هتاکان به قرآن و مقدسات و…

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

بیائید به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما که سال‌هاست بر کرسیِ پشت منبر مسجد بلوچهای حنفی مذهب تکیه زده‌اید و خود را پیرو «امام اعظم، ابوحنیفه (رح)» می‌دانید، پاسخ دهید: در کدام صفحه از کتب فقهی مذهب حنفی، «فتنه»، «آشوب»، «هتک حرمت مقدسات» و «توجیهِ جنایت» مجاز شمرده شده است؟ آیا شما پیرو ابوحنیفه هستید یا پیرو جریانات سیاسیِ خارج‌نشین که اساس اسلام را هدف گرفته‌اند؟

طبق فقه امام ابوحنیفه و اجماع علمای حنفی، ایجاد فتنه و خروج علیه امنیت جامعه (حتی اگر نقد هم داشته باشید) ممنوع است؛ زیرا «خون مسلمین و امنیت سرزمین اسلام» خط قرمز است.

امام ابوحنیفه همواره بر حفظ نظام جامعه تأکید داشت تا خون کسی به ناحق ریخته نشود. شما با چه مجوزی از آشوب‌هایی حمایت کردید که نتیجه آن ناامنی، ترور و به خاک و خون کشیدن مردم بی‌گناه بود؟ این کجایِ فقه ابوحنیفه است؟

جناب مولوی، در مذهب حنفی، «تعظیم شعائر الله» از واجبات قلب است. چگونه است که در فتنه‌های اخیر، قرآن‌ها سوخت، مساجد به آتش کشیده شد و چادر از سر زنان مسلمان کشیدند، اما شما به جای محکومیت قاطع این «محاربان با خدا»، با جملات دوپهلو سعی در تطهیر آنان کردید؟

قرآن می‌فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَا (بقره/ ۱۱۴)

کسی که در برابر تخریب‌گرانِ مساجد سکوت می‌کند، طبق این آیه در زمره «ظالم‌ترینِ افراد» است. آیا امام ابوحنیفه رحمه الله به شما آموخته که مصالح سیاسی خود را بر حرمت خانه خدا و کتاب خدا ترجیح دهید؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ قَتْلِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ. نابود شدن دنیا نزد خدا آسان‌تر از کشته شدن یک شخص مسلمان است.

تحریکات شما و فضای غبارآلودی که ایجاد کردید، باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری شد. طبق فقه حنفی، هر کسی که در ریختن قطره‌ای خون مسلمان شریک باشد (حتی با یک کلمه تحریک‌آمیز)، در پیشگاه خدا مسئول است. شما چگونه در قیامت پاسخگوی یتیمانی خواهید بود که پدرانشان قربانیِ ناامنیِ ناشی از سخنان شما شدند و یا فرزندانشان قربانی تحریکات غیر شرعی شما شدند؟

در حدیث شریف آمده است: اَلْفِتْنَةُ نائِمَةٌ لَعَنَ اللهُ مَنْ اَيْقَظَها .[1]  فتنه خواب است؛ لعنت خدا بر کسی که آن را (دوباره) بیدار کند.

جناب عبدالحمید، چرا تریبون نماز جمعه را که باید سنگر تقوا و وحدت باشد، به بلندگویِ نفاق و بیدار کردن فتنه‌های خفته تبدیل کرده‌اید؟ آیا این است وفاداری به سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و راه امام ابوحنیفه رحمه الله؟

قرآن صراحتاً می‌فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مائده/ ۸۲)

امروز صهیونیست‌ها و سکولاریستها برای سخنان شما هورا می‌کشند. از کی تا حالا یهود و مشرکین (=سکولاریستها) مصلحت‌خواه مسلمانان شده‌اند؟ این هم‌صدایی شما با رسانه‌های کفر، بزرگترین گواه بر انحراف از مسیر حق و فقه سلیم امام ابوحنیفه رحمه الله است.

جناب مولوی، میان «مطالبه‌گری» و «آشوب‌طلبی» مرز باریکی است که شما آن را شکستید. یا لباسِ مذهب ابوحنیفه را از تن درآورید و رسماً ردایِ سیاست‌بازانِ  سکولار و سکولار زده ی غربی را بپوشید، و یا به قرآن و سنت و فقه امام اعظم رحمه الله بازگردید و از این فتنه‌انگیزی‌ها توبه کنید.

بدانید که «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» (یقیناً پروردگارت در کمینگاه است).


[1]  رواه الإمام أحمد في ” الزهد ” ( 46 ) ، والبيهقي في ” شعب الأيمان ” ( 6 / 145 ) والطبراني في ” المعجم الكبير ” ( 7738 ) ، وصححه الألباني في ” الصحيحة ” ( 741 )

موضعگیری غیر شرعی مولوی عبدالحمید در برابر آشوب طلبان سکولار ایرانی

موضعگیری غیر شرعی مولوی عبدالحمید در برابر آشوب طلبان سکولار ایرانی

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

در همین ابتدای امر اگر به قرآن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که بر اساس آیاتی چون آیه 191 سوره بقره، فتنه و آشوب؛ خط قرمز قرآن است و ما حق داریم خطاب به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما در بیانات خود بر لزوم مدارا با کسانی که در خیابان‌ها دست به تخریب می‌زنند تأکید دارید. اما قرآن کریم مرز میان «اعتراض» و «فتنه» را به وضوح ترسیم کرده است و می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه (و بازگرداندن مردم به قوانین کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی) از قتل هم بدتر است.

وقتی جریانی کفری سکولار با حمایت کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی اصل قوانین شریعت الله را هدف قرار داده، به مقدسات توهین کرده و جامعه را به سمت دوقطبی‌سازی و خون‌ریزی سوق می‌دهد، این دیگر یک مطالبه مدنی نیست، بلکه «فتنه» است. سکوت یا حمایت از فتنه‌گران، با منطق قرآن که فتنه را گناهی عظیم‌تر از قتل می‌داند، فرسنگ‌ها فاصله دارد.

یکی از ملاک‌های قرآنی برای سنجش درستیِ مسیر، نگاه به موضع دشمنان اسلام (یهود و نصاری و معاندان) است. قرآن می‌فرماید:

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/ ۱۲۰) هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا زمانی که از آیین‌شان پیروی کنی.

جناب مولوی، وقتی رسانه‌های صهیونیستی و آمریکائی و انگلیسی و معاندانِ اسلام، سخنان شما را بازنشر کرده و برای آن سوت و کف می‌زنند، آیا زمان آن نرسیده که در مواضع خود تجدیدنظر کنید؟ طبق این آیه، رضایت آن‌ها نشان‌دهنده انحراف از مسیر اصیل اسلامی است. چگونه است که مواضع شما دقیقاً در پازل دشمنان قسم‌خورده اسلام قرار می‌گیرد؟

مولوی گرامی، آتش زدن قرآن، هتاکی به حجاب و حمله به مساجد، بزرگترین بدعت‌ها و منکرات زمانه ماست. «اظهار علمِ» یک عالم در این زمان، باید در جهت محکومیت این جنایات باشد، نه در جهت هم‌سویی با جریانی که اساس دین را هدف گرفته است.

این را بدان مولوی گرامی که قرآن مجید ما را به عدالت حتی در مواجهه با دشمنان فرا می‌خواند و می فرماید: وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى. دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ پس حتی اگر نقدی به دولت یا حاکمیت بر ایران دارید دارید، نباید این نقد باعث شود که چشمان خود را بر جنایات آشوبگران و هتاکان ببندید. نادیده گرفتن حقوق کسانی که در این آشوب‌ها جان و مالشان به خطر افتاده و تمرکز صرف بر دفاع از متهمان، خروج از دایره عدل قرآنی است.

جناب مولوی عبدالحمید در نهایت به شما می گوئیم که بر اساس آموزه‌های وحیانی:

۱. مسجد و قرآن خط قرمز لایتبدل اسلام هستند و هرگونه تسامح در برابر هتاکان به این دو، خیانت به آرمان‌های نبوی است.

۲. نفاق در صدر اسلام هرگز به جسارت علنی علیه کتاب خدا نرسید؛ لذا کسانی که امروز چنین می‌کنند، در جبهه‌ای خطرناکتر از منافقینِ مدینه ایستاده‌اند.

۳. عالم دینی باید دیده‌بان اسلام باشد، نه تریبون جریانی که از خارج مرزهای دارالاسلام و توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدینی چون ربع پهلوی و گروه رجوی و سایر مرتدین و گروه منافقین هدایت می‌شود.

پرسش: موضع مولوی عبدالحمید در برابر بیانیه دارالاسلام حنفی مذهب امارت اسلامی افغانستان چیست؟

پرسش: موضع مولوی عبدالحمید در برابر بیانیه دارالاسلام حنفی مذهب امارت اسلامی افغانستان چیست؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

پس از صدور بیانیه رسمی وزارت عدلیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که تأکید کرده است:

• تمامی اسناد تقنینی حکومت کاملاً مطابق شریعت حنفی تدوین شده‌اند،

• هرگونه اعتراض به این قوانین، عملاً اعتراض به شریعت است،

سؤال اساسی این است که مولوی عبدالحمید زاهدانی اکنون چه پاسخی دارد؟

آیا او می‌تواند با نصوص قرآن و سنت و فقه معتبر حنفی مخالفت کند و اصرار داشته باشد که برخورد با اغتشاشگران و مفسدان غیر اسلامی است؟

آیا ادعاهای او در دفاع از اغتشاشگران سکولار ایرانی که به مقدسات توهین کرده‌اند و قرآنها و مساجد را سوزانده اند، با حقیقت این بیانیه و شریعت اهل‌سنت همخوانی دارد؟

به‌ویژه وقتی که بیانیه وزارت عدلیه تصریح می‌کند:

• اعتراضات بر قوانین، فاقد پایه شرعی و علمی است،

• و افرادی که قوانین شرعی را زیر سؤال ببرند، از نظر شرعی جرم محسوب می‌شوند.

این پرسش مطرح می‌شود: آیا مواضع مولوی عبدالحمید، همراهی با اغتشاشگران و مزدوران آمریکا و ضد اسلام، قابل توجیه است یا با حقیقت شریعت و نصوص قرآن و سنت در تعارض آشکار است؟

این پرسش روشن می‌کند که اختلاف او با امارت اسلامی افغانستان صرفاً اختلاف فکری نیست، بلکه همسو با دشمنان اسلام و ضد وحدت امت و ضد تطبیق شریعت الله تلقی می‌شود.