فریاد خون مظلومان دارالاسلام ایران و سکوت مرگبار خطباء و علمای عوام زده در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان 1404ش

فریاد خون مظلومان دارالاسلام ایران و سکوت مرگبار خطباء و علمای عوام زده در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان 1404ش

کاتب: براهندک بلوچ

الله جل جلاله می فرماید: انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ… (توبه/ ۴۱) با شتاب [به سوی میدان نبرد] حرکت کنید، چه سبک‌بار باشید و چه سنگین‌بار، و با اموال و جان‌هایتان در راه خدا جهاد کنید….

امروز که دارالاسلامِ ایران هدف وحشیانه‌ترین تجاوزات کفار حربی آمریکائی و صهیونیستی  قرار گرفته است؛ امروز که خون پاک سرداران رشید اسلام، رهبران مقاومت و حتی کودکان معصوم (از جمله فاجعه‌ی هولناک مدرسه میناب و شهادت ۱۶۸ طفل بی‌گناه) زمین را رنگین کرده، سوالی بزرگ پیش روی «مولوی‌ها»، «شیخ‌ها» و «ماموستاها» قرار دارد: این سکوت شما از چیست؟ ترس از مخلوق یا فراموشی خالق؟

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ… (نساء/ ۷۵) شما که عمری را در محراب و منبر گذرانده‌اید، چگونه ناله‌ی زنان و کودکان مظلوم را می‌شنوید و تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام را می‌بینید، اما لب به حق نمی‌گشایید؟ سکوت در زمان هجوم دشمن به دارالاسلام، به معنای پشت کردن به نصوص صریح وحی است.

اگر مدعی تبعیت از ائمه‌ی بزرگوار اهل سنت هستید، بدانید که در فقه هر دو امام حنفی و شافعی که اهل سنت ایران پیرو این دو مذهب هستند، سکوت امروز شما محکوم است:

  • طبق رأی امام ابوحنیفه رحمه‌الله هنگامی که دشمن به سرزمین اسلام حمله کند، «جهاد» از حالت فرض کفایه  خارج شده و به «فرض عین» تبدیل می‌شود. یعنی بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است که به هر نحوی (زبانی، مالی یا جانی) در برابر دشمن بایستد. سکوت علما در این لحظه، معصیت بزرگ و تخطی از حکم صریح فقه حنفی است.
  • طبق رأی امام شافعی رحمه‌الله نیز اگر دشمن به مرزهای دارالاسلام نفوذ کند، بر همه‌ی ساکنان آن منطقه و مناطق مجاور واجب است که برای دفع دشمن بپا خیزند. امام شافعی سکوت در برابر اشغالگری های کافر به سرزمین مسلمین را جایز نمی‌دانست چون این سکوت در تمام مذاهب برابر است با اینکه شخص را جزو گروه منافقین قرار دهد.

وقتی سردمداران کفر به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها در حال کشتار و از بین بردن زیرساختهای شما هستند، کمترین وظیفه‌ی یک عالم، «تبیین حکم جهاد» و «تهییج مردم» علیه متجاوز است. سکوت شما نه از روی «حکمت»، بلکه از روی «عافیت‌طلبی» و «عقده‌های جناحی یا مذهبی» است که مانع از دیدن حقیقت نبرد حق و باطل شده است و این خیانت سکوت همراهی نانوشته با صهیونیزم و کفار آمریکائی است.

عالمی که در برابر شهادت ۱۶۸ کودک و ترور رهبران دارالاسلام و آنهمه بمباران و توحش کفار محارب خارجی سکوت می‌کند، دانسته یا ندانسته در جبهه‌ی متجاوزان قرار گرفته است. این سکوت، چراغ سبزی به آمریکا و اسرائیل است تا به جنایات خود ادامه دهند. بدانید که فردای قیامت، خون شهیدان میناب و سرداران اسلام، گریبان‌گیر کسانی خواهد بود که «علم» داشتند اما «عمل» و «فریاد» نداشتند.

ای علمای بلاد، یا به رسالت خود بازگردید و حکم جهاد و برائت از مشرکین (=سکولاریستها) را فریاد بزنید، و یا ردای علم را از تن برکنید که این لباس، جایگاه ترسوها و مصلحت‌اندیشان بزدل نیست.

آزمون غیرت حنفی ها و تلنگری به مولوی عبدالحمید برای خروج از پیله‌ی سکوت در زمان جنگ تحمیلی رمضان آمریکائی ها و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران

آزمون غیرت حنفی ها و تلنگری به مولوی عبدالحمید برای خروج از پیله‌ی سکوت در زمان جنگ تحمیلی رمضان آمریکائی ها و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید زاهدانی، در این دو هفته که دارالاسلام ایران زیر آتش کینه‌ی صهیونیزم و آمریکای جنایتکار قرار گرفته، چشمان بسیاری از حنفی مذهبها به زاهدان دوخته شده بود تا فریاد حق‌طلبی و تکبیر جهاد شما را بشنوند؛ اما آنچه نصیب شد، «سکوتی سنگین» و «گوشه‌گیری تأمل‌برانگیز» بود.

در حالی که رهبری دارالاسلام ایران، سرداران غیور سپاه و ارتش دارالاسلام ایران، و معلمان و کودکان بی‌گناه (از جمله شهدای مظلوم حادثه میناب) هدف ترور و تجاوز مستقیم کفار حربی قرار گرفته‌اند، سکوت شما چه معنایی دارد؟ آیا این سکوت، ناشی از همان تمایلاتی است که در دو سه سال اخیر نسبت به نظام‌های سکولار غربی و طاغوت‌های منطقه‌ای همچون آل‌سعود نشان داده‌اید؟ عالم دین نباید در گرماگرم نبرد «حق و باطل»، در جبهه‌ی «مصلحت و نفاق» بایستد.

مولوی عبدالحمید، شما که مدعی پیروی از مذهب امام اعظم، ابوحنیفه رحمه‌الله هستید، بهتر از هر کسی می‌دانید که در فقه حنفی، هنگامی که دشمن کافر به سرزمین اسلام هجوم می‌آورد، «جهاد، فرض عین» است.

امام ابوحنیفه معتقد بود که اگر دشمن به جزیی از بلاد مسلمین حمله کند، بر تمام مسلمین واجب است که برای دفع آن بپا خیزند.

امروز که ایران به عنوان سنگر اصلی مقابله با صهیونیزم و آمریکا مورد تجاوز قرار گرفته، طبق فتوای امام ابوحنیفه، هرگونه کوتاهی در پشتیبانی از نظام اسلامی در برابر اشغالگران، تخلف از امر الهی است و بیطرفی و تماشاچی شدن شخص نماز خوان مسلمان را جزو گروه منافقین قرار می دهد.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ…».

مولوی صاحب، اگر می‌خواهید خود را از شائبه‌ی نفاق و نزدیکی به جبهه‌ی غرب سکولار و طاغوت‌های دست‌نشانده تبرئه کنید، اکنون وقت آن است. نشان دهید که پیوند شما با آرمان اسلام و امنیتِ دارالاسلام، محکم‌تر از پیوندهای منافق گونه و سیاسی گذراست. جبهه‌ی خود را تغییر دهید و صراحتاً در کنار نظام اسلامی و نیروهای مسلح (سپاه و ارتش) بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی بایستید.

نظامی که امروز در برابر تمام دنیای کفر ایستاده و برای دفاع از قدس و مظلومان غزه و لبنان، هزینه‌های جانی و مالی می‌دهد، مصداق بارز «جبهه‌ی حق» است. حمایت از این نظام در برابر تجاوزاتِ آمریکا و اسرائیل، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت فقهی و عقیدتی است.

مولوی عبدالحمید زاهدانی، ما اهل سنت و جماعت داخل و خارج دارالاسلام ایران  در مورد این روزهای شما قضاوت خواهد کرد. بیایید و با تاسی به سیره‌ی امام ابوحنیفه، بر علیه اشغالگران صهیونیست و آمریکایی «اعلام جهاد» کنید و با زبان رسا، از حریم دارالاسلام و رهبری آن در برابر تجاوز کفار حمایت نمایید. نگذارید نام شما در زمره‌ی کسانی ثبت شود که در روز واقعه، مصلحت دنیای خود را بر نصرت دین ترجیح دادند.

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در گیرودار نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، که جبهه کفر حربی  به رهبری آمریکا و صهیونیسم  کیان دارالاسلام ایران را هدف قرار داده است، شاهد ظهور پدیده‌ای شوم‌تر از بمب‌های دشمن هستیم: «سربازان عمامه‌به‌سر و کراواتی دشمن در سنگر رسانه». کسانی که با نام دین و مذهب، دقیقاً در پازل جنگ روانی و تبلیغی کفار محارب و اشغالگر خارج و مرتدین داخلی بازی می‌کنند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه (رح) با دقتی بی‌نظیر، مرز میان «دشمن خارجی» و «نفوذی داخلی» را تبیین کرده است. او معتقد است که رسوا کردن پیشوایان بدعت و کسانی که سخنانشان در تضاد با کتاب و سنت است، یک «واجب عینی» بر تمام مسلمانان است.

ایشان می گوید: دفع گمراهی و تجاوز این‌گونه افراد برای تمامی مسلمانان فرض عین است… زیرا هنگامی که دشمن سرزمین‌ها را تصرف می‌کند، نمی‌تواند قلوب مسلمانان را فاسد گرداند؛ اما اهل گمراهی و بدعت از همان ابتدا قلوب را فاسد می‌گردانند.

این یک قاعده طلایی است؛ دشمن آمریکایی خاک را هدف گرفته، اما «عالم سوء» و رسانه‌هایی چون «کلمه»، ریشه و ایمان را هدف قرار داده‌اند. فساد این دین‌فروشان از فساد تانک‌های دشمن بیشتر است، چرا که آن‌ها جاده‌صاف‌کن تسلیم و ذلت هستند.

امروز شخصیت‌هایی نظیر ترشابی، خدمتی، کیانی، ملازهی، احراری و امثالهم در شبکه ماهواره‌ای «کلمه»، نقاب از چهره برافکنده‌اند. آن‌ها نه در کنار مردم مظلوم ایران و نه در کنار جبهه حق، بلکه علناً در کنار اپوزیسیون سکولار مرتد و جریان‌های وابسته به سازمان‌های جاسوسی غرب ایستاده‌اند.

• خیانتِ اول: سکوت در برابر جنایات صهیونیسم علیه زیرساخت‌های مسلمین.

• خیانتِ دوم: تضعیف روحیه مقاومت امت در برابر کافر حربی.

• خیانتِ سوم: مشروعیت‌بخشی به تهاجم آمریکا تحت پوشش شعارهای مذهبی.

طبق دستور شرع، «رسوا کردن» (تشهیر) این افراد، نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف شرعی است تا امت از شرّ نفاق آن‌ها ایمن بماند.

عمل دیگری که دسته ای از به ظاهر مسلمانان را در جبهه ی کفار و محارب خارجی و مرتدین آشکار شده قرار می دهد  سکوت مرگبار و همسویی با دشمن در پوشش بی‌طرفی است که ابتدا شخص را جزو گروه منافقین (سکولار زده ها) قرار می دهد و بعد در این جبهه ی دشمنان آشکار قرار می گیرد.

همین الان و در جنگ تحمیلی رمضان 1404 کفار محارب آمریکا  و صهیونیستها و شرکایشان بر دارالاسلام ایران می بینیم این است که در کنار مزدورانِ صریح، شاهد «صامتان مصلحت‌بین» در داخل هستیم. برخی مولوی‌ها همچون مولوی عبدالحمید که در مسائل پیش‌پاافتاده فریادشان بلند است، اکنون در برابر تجاوز آشکار صهیونیسم سکوت کرده‌اند.

یادآوری می‌شود که در وقت هجوم کافر حربی بر دارالاسلام، بی‌طرفی معنا ندارد. سکوت عالم در این مقطع، به معنای تایید ظلم است. همان‌طور که ابن‌تیمیه اشاره می‌کند، اگر الله متعال افرادی را برای دفع شر این مفسدان (چه با زبان و چه با شمشیر) برنمی‌انگیخت، دین فاسد می‌شد.

مؤمنان باید بدانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ تنها در مرزها نیست، بلکه در «قلب‌ها و اندیشه‌ها» نیز جریان دارد.

وظیفه ما آگاه‌سازی عموم مسلمین نسبت به ماهیت واقعی این شبکه‌ها و سخنوران مزدوری که دلارهای عبری-عربی را به بهای فروشِ سرزمین و مذهب خود دریافت می‌کنند.

باید تبیین کرد که چگونه این افراد، آیات الهی را برای خدمت به اهداف آمریکا و صهیونیستها تحریف می‌کنند همچنانکه الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (توبه/ ۷۳) جهاد علیه کفار آشکار و منافقان (نفوذی‌ها) دوشادوش هم واجب است.

دشمن کافر محارب و اشغالگر خارجی را می‌توان با سلاح نظامی دفع کرد همچنانکه همین الان دارالاسلام با قدرت و به صورت فراگیر این کار را انجام می دهد، اما دشمن منافق و «عالم سوء» را باید با «رسوایی و روشنگری» از میان برداشت. همان‌گونه که سلف امت در برابر گمراهان ایستادند، امروز نیز بر ماست که با مشتی واحد، هم در برابر بمب‌های آمریکایی – صهیونیستی بایستیم و هم در برابر سموم تبلیغاتی دین‌فروشان رسانه‌ای.

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز 13 روز از معرکه تحمیلی 1404 رمضان کفار آمریکائی و صهیونیست بر دارالاسلام و سرزمین اسلامی ایران می گذرد، در چنین حالتی که چنین سرزمینی اینهمه روز و در جلو چشم تمام مسلمین و کفار جهان در پی حملات ددمنشانه صهیونیستی-آمریکایی در آتش و خون است، بازخوانی تکلیف شرعی مومنین و سلف صالح بیش از هر زمانی ضرورت دارد؛ چون در زمانی که دشمن حربی به خاک اسلام قدم می‌گذارد، دیگر جایی برای درنگ، سکوت و یا مشغول شدن به اختلافات فرعی نیست.

از منظر فقهِ اصیل اسلامی و اجماع امت، هنگامی که دشمن کافر محارب خارجی به سرزمین مسلمین هجوم می‌آورد، جهاد از حالت «فرض کفایی» خارج شده و به «فرض عینی» تبدیل می‌شود.

در این حالت، همان‌گونه که هیچ مؤمنی نمی‌تواند نماز و روزه رمضان را به بهانه اشتغال دیگران ترک کند، دفاع از کیان اسلام نیز بر تک‌تک آحادِ امت واجب می‌گردد. خطبا و مولوی‌هایی که در این شرایط بر طبل اختلافات ریز فقهی می‌کوبند و از تبیین این فرض بزرگ سر باز می‌زنند، در پیشگاه خدا مسئول و در حق امت ستمکارند. اما بدانیم که کوتاهی خواص، رافعِ تکلیف عوام نیست.

سکوت در برابر منکری به بزرگی اشغالگری و کشتار مظلومان، طبق نص صریح حدیث نبوی، مقدمه فروپاشی کل جامعه است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: إِنَّ الله عز وجل لاَ يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرُوا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيْهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَذَّبَ اللهُ الخاصةَ والعامةَ (رواه احمد).

وقتی منکر آشکاری چون نابودی زیرساخت‌های مسلمین و ریختن خون زنان و کودکان توسط کفار محارب رخ می‌دهد، هر کس به قدر توان خود (از زبان و قلم گرفته تا حضور در میدان) اگر انکار و مقابله نکند، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این منکر بزرگ، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن می‌خواهد که متأسفانه برخی مدعیان علم، آن را از دست داده‌اند.

تاریخِ سلف امت سرشار از درس‌های شکوه و عزت است. در زمان هجوم صلیبی‌ها و یا فتنه تاتار و مغولهای سکولار، سلف صالح و علمای ربانی چگونه عمل کردند؟

آنان اصل را بر فرع ترجیح دادند و تمام اختلافات مذهبی و کلامی را در صندوقچه‌ها نهادند و در برابر «دشمن متجاوز» (العدو الصائل) که به هیچ‌کس رحم نمی‌کرد، جبهه‌ای واحد تشکیل دادند.

به عنوان مثال ابن تیمیه رحمه الله در جریان هجوم مغولهای سکولار فتوا داد که در برابر دشمن مهاجم، حتی اگر لشکریانی با بدعت‌ها و گناهانی در صف مسلمین باشند، باید با آن‌ها متحد شد و علیه کفر حربی جنگید؛ چرا که ضرر سلطه کفر بر سرزمین اسلام، بسیار بزرگ‌تر از اختلافات داخلی است.

سلف صالح امت می‌دانستند که در وقت هجوم کفار محارب خارجی، «تفرقه» بزرگ‌ترین منکر و «وحدت» بزرگ‌ترین واجب است. آن‌ها مشت واحدی بودند که اجازه نمی‌دادند دشمن از شکاف بین مذاهب برای نفوذ استفاده کند.

مؤمنان بیدار، نباید منتظر اذن کسانی ماند که در تشخیص منکر آشکار صهیونیسم و آمریکای وحشی ناتوان‌اند. وقتی دشمن بر خانه و کاشانه شما می‌تازد، دفاع تکلیف مستقیمِ شماست.

امروز دارالاسلامِ ایران، سنگر اول دفاع از حیثیت قرآن و سنت در برابر جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستهاست. هر گونه اهمال، همسویی با اهداف جبهه کفر است. ما موظفیم با نیت خالص و تکیه بر قدرت لایزال الهی، دوشادوش نیروهای نظامی و با مشارکت همگانی، فتنه این اشغالگران کافر و محارب خارجی را دفع کنیم.

آنان که دلی برای فهمیدن و چشمی برای دیدن دارند، می‌دانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، نبرد میانِ تمام کفر و تمام اسلام است. ما به سیره سلف بازمی‌گردیم؛ اختلافات را در برابر دشمنِ مشترک کنار می‌گذاریم و با وحدتی پولادین، به فرمان الهی برای دفعِ تجاوز کفار محارب لبیک می‌گوییم.

سکوت ننگین «خواص»(همچون مولوی عبدالحمید)  در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش در منهج اسلامی

سکوت ننگین «خواص»(همچون مولوی عبدالحمید)  در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش در منهج اسلامی

کاتب: محمد اسامه

شکی نیست که می توانیم با استناد به مواردی چون سوره ی روم بگوئیم در جنگ بین گروههای مختلف کفار با هم در میان مومنین «بی طرف» و «ساکت» وجود ندارد چه رسد به اینکه جنگ بین مسلمین با کفار محارب اشغالگر خارجی باشد که «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» بودن صفت بارز گروه منافقین است و مومنین از چنین آفتی به دور هستند.

بر این اساس و در همین قدم اول :

  1. اگر کسی با هر عنوانی را دیدید که در این جنگ بین کفار مخارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام ایران به صورت زبانی یا بدنی وارد جنگ شده و به این شکل جبهه ی کفار محارب را تقویت می کند شک نداشته باشید یک «مرتد» است. این «اجماع» تمام امت است که در چنین موقعیتهائی که جنگ بین دارالکفرهای محارب و دارالاسلام است هر گونه حمایت از کفار محارب باعث ارتداد می شود.
  2. اگر کسی با هر عنوانی در این جنگ بین کفار محارب و اشغالگر خارجی با دارالاسلام موضع «سکوت» و «بی طرفی» و «تماشاچی» شدن را انتخاب کرد شک نداشته باشید که یکی از «گروه منافقین» است که در این گروه هم منافقین اصلی وجود دارند هم کسانی که در دلشان بیماری هست و هم مومنین ضعیف الایمان و جاهل و… به همین دلیل اینها را در دنیا جزو مسلمین محسوب می کنیم و در قیامت الله میداند با این گروه چه برخوردی داشته باشد.  

در این صورت، امروز که دشمن محارب صهیونیستی و آمریکایی از مرزها و جغرافیای دارالاسلام  ایران عبور کرده و خون مومنین و مسلمین ایران را بر زمین ریخته است، «سکوت» دیگر یک موضع سیاسی عوام فریبانه ی صرف نیست، بلکه یک «انحراف فقهی» و « گناه کبیره» است.

در این مورد خاص، غیبت دغلبازانه ی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی لکه ی تاریک و کثیف دیگری بر زندگانی اوست که با القاب پرطمطراقی همچون «شیخ‌الاسلام»، «مولانا» و… را یدک می‌کشد که این عناوین برای صدرنشینی در مجالس و عوامفریبی به کار یم رود نه برای دعوت منهج صحیح اسلامی اهل سنت و جماعت و  «سپر شدن در برابر کفر» و دعوت به جهاد در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی.

شیخ الاسلام و عالم واقعی کسی چون ابن تیمیه است که در زمان هجوم «کفارِ حربی»، معنای «تولّی و تبرّی» را در میدان عمل پیاده کرد و بر علیه کفار محارب و سکولار مغول فتوای جهاد داد و خوش هم به عنوان یک سرباز و الگوی عملی یک مجاهد در میدانهای جهاد حضور پیدا کرد.

شیخ الاسلام و عالم اسمی خطیبی چون مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی است که بدون داشتن حتی یک کتاب علمی یا بدون داشتن بنیه ی علمی لازم که بتوان «خلبان اردنی» را به صورت صحیح به زبان عربی معنی کند و…  هم اکنون و بعد از نزدیک به 12 روز از جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی در رمضان 1404ش خودش را جائی مخفی کرده و به شیوه ای با دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام (آمریکا و صهیونیزم) نرد عشق می‌بازد و با سکوت خود، راه را برای شهادت بیشتر مسلمین ایران و پیشروی های بیشتر کفار محارب خارجی هموار می‌کند.

این دیگر بر کسی پوشیده نیست که در تمامی مذاهب فقهی اعم از حنفی، شافعی و… اجماع و اتفاق نظر وجود دارد که اگر کافر محارب خارجی به سرزمین اسلام (دارالاسلام) حمله کند و جان و مال و ناموس مسلمین را تهدید نماید، جهاد از حالت «فرض کفایه» خارج شده و بر تک‌تک کسانی که توانایی دارند (به‌ویژه عالمان با زبان و نفوذشان) «فرض عین» می‌گردد.

از مولوی عبدالحمید باید پرسید که آیا قتل عام آنهمه از مومنین و مسلمین و تولید آنهمه ویرانی توسط کفار امریکائی – صهیونی در ایران تجاوز آشکار نیست؟ اگر اکنون زمان موضع‌گیری و اعلام جهاد نیست، پس این القاب علمی و دینی به چه کار می‌آیند؟

امروز «بدعت نوین»، پذیرش سلطه‌ی صهیونیزم و سکوت در برابر جنایات آمریکاست. مولوی‌ها و ماموستاهایی که در برابر شهادت مظلومانه‌ی نخبگان نظامی و علمی و کودکان دبستان و سایر مسلمین دارالاسلام سکوت کرده‌اند، چه در گروه مرتدین باشند یا گروه منافقین در دایره‌ی خشم الهی قرار دارند. سکوت در برابر قاتلان «بچه های دبستان میناب»، «هنیه‌ها» و «السنوارها» و سایر رهبران و بزرگان اهل دعوت و جهاد توسط آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار، خیانت به اصل اسلام و ولای مومنین است.

الله جل جلاله می فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ (نساء/75) آقای به اصطلاح شیخ‌الاسلام کتاب و علم نداشته! آقای مولانا! قرآن از شما می‌پرسد «شما را چه شده است که در راه الله و برای نجات مستضعفانی که زیر چکمه‌ی صهیونیزم و آمریکا له می‌شوند، فریاد نمی‌زنید؟» آیا ترس از قطعِ حمایت‌هایِ طاغوت‌های محلی (مانند آل‌سعود و امارات و قطر و… ) یا تمایل به جبهه‌ی سکولار – لیبرال غرب و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران، شما را از ادای تکلیف شرعی بازداشته و خود را مخفی و گم کرده اید؟

وقت آن است که مدعیان فقه نبوی و حنفی، نشان دهند که آگاه به مسائل «ولاء و براء» هستند آنهم با اعلام برائت صریح از رژیم سکولار صهیونیستی و آمریکای سکولار و  جنایتکار چون برائت مختص کفار سکولار (مشرک) است.

در کنار برائت از کفار سکولار، حمایت قاطع و عملی از دارالاسلام و نیروهای مسلح آن که در خط مقدم دفاع از دارالاسلام هستند دومین قدم است با برداشتن این قدمها تبیین وجوب جهاد برای پیروان و مریدان در برابر متجاوزان کافر محارب قدم سوم محسوب می شود؛ در غیر این صورت، مومنین، این سکوت را به پای «نفاق» و «همدستی با دشمن» خواهند نوشت و القاب شما تنها باری بر دوشتان در روز جزا خواهد بود.

غیرت در برابر تهاجم آمریکایی – صهیونی از سنگر «ملا عمر» تا سکوت مصلحتی دسته هائی از مولوی های ایران

غیرت در برابر تهاجم آمریکایی – صهیونی از سنگر «ملا عمر» تا سکوت مصلحتی دسته هائی از مولوی های ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت خاص در مورد جهاد همیشگی با سکولاریستها ( که در زبان عربی به آنها مشرکین و احزاب گفته می شود) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ (رواه أبوداود والنسائي) با مشرکان (سکولاریستها) با اموال، جان‌ها و زبان‌هایتان جهاد کنید.

امروز که جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به پرچمداری آمریکا و صهیونیزم و ایادی سکولار آن‌ها آشكارا به حریمِ دارالاسلام ایران و جان سرداران و مردم مسلمان تجاوز می‌کنند، زمان آن رسیده است که عیار واقعی ادعاهای شما مشخص شود.

در اینجا می توانیم از حنفی مذهبها بپرسیم که الگوی واقعی چند دهه قبل میان حنفی ها کجاست؟ ملا عمر رحمه الله یا دیپلماسی سکوت و تماشاچی شدن گروه منافقین همسو با جبهه ی آمریکا و شرکایش؟

شما که خود را وارثان سنت و فقه می‌دانید، آیا فراموش کرده‌اید که الگوهای راستین جهاد در چند دهه ی گذشته میان حنفی های حاضر چه کسانی بودند؟

  •  امیرالمؤمنین ملا محمد عمر رحمه‌الله: در زیر شدیدترین بمباران‌های هوایی و زمینی آمریکا و ناتو، حتی یک قدم از آرمان اسلام عقب ننشست و از سنگر جهاد خارج نشد و بر علیه این کفار محارب اعلام جهاد کرد.
  • ملا اختر منصور تقبله‌الله : جان خود را در کف دست گرفت و در میدان نبرد علیه اشغالگران و مرتدین محلی، جانفشانی کرد و با اتحاد محکمی که با دارالاسلام ایران بسته بود در هنگام برگشت از ایران و در خاک پاکستان توسط کفار آمریکائی به شهادت رسید.

آن‌ها در میان آتش و خون، «جهاد با جان و مال و زبان» را به کمال رساندند؛ اما هم اکنون آمریکا و صهیونیستها با حمایت غیر مستقیم اتحادیه اروپا و کشورهای خائن عربی و عجمی منطقه به دارالاسلام ایران حمله کرده اند شما چه کرده‌اید؟

ما از شما مولوی ها و شیخهایی که تاریختان را یاد داریم توقع نداریم که مانند ملا عمر و ملا منصور در سنگرهای نبرد فیزیکی حاضر شوید، چرا که می‌دانیم شهامت جهاد با جان و گذشتن از مال در وجود بسیاری از شما خشکیده است. اما شگفت‌آور اینجاست که در امنیت کامل و در حالی که هیچ خطری جان شما را تهدید نمی‌کند، حتی از «جهاد زبانی» با این کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی نیز دریغ می‌کنید.

در این حدیثی که ذکر کردم می بینید که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم صراحتاً در کنار جهاد جانی و مالی دستور به جهاد همیشگی با «زبان» با سکولاریستها را داده‌اند. سکوت شما در برابر تجاوز کفار حربی آمریکا و اسرائیل به سرزمین اسلامی ایران، نه «حکمت» است و نه «مصلحت» بلکه تخلف آشکار از دستور صریح رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

بدانید که در میدانِ نبرد، «بی‌طرفی» وجود ندارد و نگاه کنید زبان گویا و زبان بدن شما ( خیانت سکوت شما) در خدمت کدام جبهه است؟

کسی که زبانش را علیه اشغالگران صهیونیست و آمریکای متجاوز به کار نگیرد، ناخواسته (یا خواسته) زبانش را در خدمت جبهه‌یِ کفر و سکولاریسم قرار داده است بر این اساس است که بسیاری از «علمای سوء» با سکوت خود، جاده‌صاف‌کن احزابِ سکولار و دشمنان توحید و سببی جهت به میدان نیامدن عمومی مسلمین در جهاد با این کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی شده‌اند.

دوباره به شما مولوی عا و شیخها و مُلاها می گوئیم که ما از شما جان‌فشانی نمی‌خواهیم، چرا که عیارِ غیرتِ شما پیش‌تر مشخص شده است. اما دست‌کم به عنوان کسی که لقب «مولوی» و «شیخ» و «مُلا » و حتی «شیخ‌الاسلام» را یدک می‌کشد، زبان خود را به جبهه‌یِ اسلام بسپارید و فقط زبان‌تان را به خدمت اسلام درآورید و به این شکل:

  • علیه مشرکان و سکولاریست‌ها موضع شرعی بگیرید.
  • تجاوز دشمن محارب به خاک ایران و ترور مجاهدان و قتل عام مسلمین عادی و دانش آموزان مدارس را محکوم کنید.
  • نشان دهید که القاب شما، صرفاً کلماتی میان‌تهی برای کسب اعتبار دنیوی نیست.

اگر امروز که دشمن کافر محارب به خانه‌ی مسلمین حمله کرده، زبان شما به نفع جبهه‌ی حق نچرخد، بدانید که در پیشگاه الهی و در برابر خون شهدا، هیچ عذری نخواهید داشت. یا مانند ملا عمر مجاهدانه سخن بگویید، یا القاب مقدس دینی را رها کنید.

بیعت ۴۲۰ سرطایفه سیستان و بلوچستان با سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر سوم انقلاب اسلامی

بیعت ۴۲۰ سرطایفه سیستان و بلوچستان با سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر سوم انقلاب اسلامی

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

در طول تاریخ اسلام یکی از مواردی که جهت دوری از تفرق و محافظت از خاک مسلمین و دین الله بر آن تاکید شده است انتخاب رهبر برای جامعه بوده است.

رهبر و حاکمیت برای جامعه چنان اهمیتی دارد که اهل سنت و جماعت از عمربن خطاب روایت می کنند که در مورد آن گفته است: لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ. [1] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.

در میان شیعیان اصولگرای حاکم بر ایران هم اصل ثابت این است که تا قبل از ظهور امام مهدی علیه السلام یک نفر فقیه به نیابت از ایشان باید ولایت و سرپرستی وحاکمیت مردم را بر عهده بگیرد.

بر این اساس سرداران 420 طایفه، معتمد و ریش‌سفید قبایل و طوایف استان سیستان و بلوچستان طی بیانیه‌ای با آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر انقلاب اسلامی اعلام بیعت کرند.

در متن بیانیه آمده ‌است:
در نیمه شب پر راز و رمز نوزدهم ماه مبارک رمضان، خلف صالح، نور دیده ملت، آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای پس از شهادت دومین پیشوای حکیم انقلاب اسلامی امام خامنه‌ای برای پاسداری از راه ایشان، پرچم عزت و ایمان را به دوش گرفت و بی‌تردید این انتخاب جلوه استمرار بصیرت و وفاداری ملت به مسیر حق و عدالت است.

ما سران طوایف و معتمدین سیستان و بلوچستان ضمن تبریک این انتخاب شایسته ملت بزرگ ایران و آزادگان جهان، با ایمان قلبی و یقین راسخ مراتب بیعت خالصانه خود را با ولی فقیه و همچون دوران رهبری امام شهید، گوش به فرمان و آماده اجرای فرامین و منویات منتخب مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه، رهبر و فرمانده معظم کل قوا، مقتدرتر، باصلابت‌تر و جهادی‌تر از گذشته در حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی در صحنه خواهیم بود.


[1]  سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، 257- 265/ ابوداوود (3664)، احمد (2/338)، دارمی (257)، ابن عبدالبر، جامع بیان العلم وفضله 326/ عَنْ تَمِيمٍ الدَّارِيِّ ، رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، قَالَ : تَطَاوَلَ النَّاسُ فِي الْبِنَاءِ فِي زَمَنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، فَقَالَ عُمَرُ : يَا مَعْشَرَ الْعُرَيْبِ ، الْأَرْضَ الْأَرْضَ ، إِنَّهُ لَا إِسْلَامَ إِلَّا بِجَمَاعَةٍ ، وَلَا جَمَاعَةَ إِلَّا بِإِمَارَةٍ ، وَلَا إِمَارَةَ إِللَّا بِطَاعَةٍ ، فَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى الْفِقْهِ ، كَانَ حَيَاةً لَهُ وَلَهُمْ ، وَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى غَيْرِ فِقْهٍ ، كَانَ هَلَاكًا لَهُ وَلَهُمْ)

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که چند سال است برخی گروه‌های منحرف و فریب‌خورده در ظاهر مدعی دفاع از حقوق مظلومان بلوچ حنفی مذهب ایران هستند، عملکرد گروهک بغاوتگر موسوم به «جیش‌العدل» آشکارا نشان داده است که این جریان نه تنها بویی از ارزش‌های اسلامی نبرده، بلکه به ابزاری برای ناامنی و غارت در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران و همسو کردن جوانان با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تبدیل شده است. این گروه که در خاک دارالکفر طاری پاکستان مأوا گزیده و تحت حمایت سرویس‌های بیگانه و بخصوص دستگاه جاسوسی نظامی پاکستان قرار دارد، امروز به جای «عدالت»، منادی «جنایت» و «باج‌گیری» و همسو کردن جوانان حنفی مذهب با اپوزسیون سکولار و مرتد ایرانی شده است.

گروهک جیش‌العدل ( در لباس جدید جبهه مبارزین مردمی «جم») با فرار از مرزها و پناه گرفتن در مناطق مسکونی خاک پاکستان، عملاً نشان داده است که امنیت خود را در سرزمین‌های تحت سلطه قوانین غیرالهی و حاکمیت دست نشانده ی مستقیم آمریکا جستجو می‌کند. این گروه با سوءاستفاده از خلاءهای امنیتی، به قطب اصلی «قاچاق مواد مخدر» و «قاچاق انسان» در منطقه تبدیل شده است. پولی که از طریق نابودی جوانان با مواد افیونی به دست می‌آید، سوخت ماشین ترور و وحشت این گروهک را تأمین می‌کند.

شرم‌آورترین بخش کارنامه این سارقان، برخورد وحشیانه با برادران مسلمان افغان است. کارگران مظلومی که برای کسب روزی حلال و فرار از فقر، راهی دارالاسلام ایران می‌شوند، در مسیر خود با راهزنان جیش‌العدل مواجه می‌گردند. این گروهک هم اکنون ( یعنی در ابتدای ماه مبارک رمضان 1404ش) از هر کارگر افغان مبلغ یک میلیون تومان (تومان ایران) به عنوان حق عبور و باج، اخاذی می‌کند.

کسانی از افغانی ها که توان پرداخت این مبلغ ناچیز را ندارند، توسط عناصر این گروهک به اسارت گرفته و گروگان می‌شوند. این راهزنان با زیر پا گذاشتن تمام قواعد اخلاقی و اسلامی، این مستضعفین را تحت شکنجه و فشار قرار می‌دهند تا خانواده‌هایشان در افغانستان یا ایران مجبور به پرداخت پول شوند. این رفتار، مصداق بارز «افساد فی‌الارض» و راهزنی (محاربه) است که هیچ توجیه شرعی ندارد.

در این صورت با چشم سر داریم می بینیم که جیش‌العدل نه یک گروه جهادی، بلکه یک شرکت سهامی از قاچاقچیان، راهزنان و جیره‌خواران دارالکفر طاری پاکستان است که حیات خود را در خون مردم منطقه و جیب کارگران فقیر می‌بیند.

دزدی، چپاول اموال مردم و ایجاد وحشت در مسیرهای مواصلاتی، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی جریانی است که با نام اسلام، بر علیه مسلمین و دارالاسلام شمشیر کشیده است. هوشیاری امت اسلامی در برابر این گرگ‌های در لباس میش، ضرورتی انکارناپذیر است.

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

کاتب: محمد اسامه

امروز بر اهل بصیرت و مجاهدین شریعت‌گرا ثابت شده است که حکام مزدوری که بر مقدسات مسلمین در جزیرة‌العرب چنبره زده‌اند، نه تنها حافظان دین نیستند، بلکه زمینه‌ساز اشغالگری نجس‌ترین طواغیت عصر (آمریکا و صهیونیسم) شده‌اند.

نقطه عطف این خیانت بزرگ به سال ۱۹۹۰ میلادی بازمی‌گردد؛ زمانی که حاکمان منطقه تحت عنوان «عملیات سپر صحرا»، خاک مقدس حرمین را به روی لشکریان کفر گشودند. از آن زمان تاکنون، جزیرة‌العرب به پایگاه اصلی تدارکات و لجستیک آمریکا «شیطان بزرگ» و «سرافعی» تبدیل شده است.

بهانه ی این حکام دست نشانده در بازگرداندن ارتش کفار اشغالگر خارجی به جزیره العرب مقابله با صدام حسین بود اما صدام حسین رفت و این کفار محارب خارجی مانده اند تا کنون و پایگاههای مستحکمتری ساختند و مشخص شد که وجود صدام حسین تنها بهانه ای بود جهت گرفتن فتوا از مفتی های درباری و فریب افکار عمومی مسلمین.

در زیر به 3 پایگاه مهم آمریکای وحشی اشغالگر و کارآئی عمومی این پایگاهها دقت کنید:

• پایگاه هوایی شاهزاده سلطان (عربستان): کانون فرماندهی عملیات‌های هوایی علیه عراق و یمن.

• پایگاه العدید و السیلیه (قطر): بزرگترین انبار تسلیحاتی آمریکا که مرکز هدایت جنگ‌ها در افغانستان و شام بوده است.

• کمپ آریفجان (کویت): ایستگاه اصلی نیروهای زمینی متجاوز به بلاد مسلمین.

حاکمان مرتد منطقه، ثروت‌های عظیم مسلمین را صرف خرید تجهیزاتی کرده‌اند که به جای دفاع از قدس، سینه برادران دینی‌شان را در نقاط مختلف هدف قرار داده است:

• عراق و شام: بمباران‌های ویرانگر که زیرساخت‌های این دو سرزمین اسلامی را نابود کرد، عمدتاً از پایگاه‌های مستقر در خاک کشورهای حاشیه خلیج فارس هدایت شد.

• یمن: سال‌ها تجاوز مستقیم و محاصره ظالمانه که با چراغ سبز و پشتیبانی فنی-اطلاعاتی آمریکا انجام شد.

• لیبی و سومالی: مداخلات نظامی که منجر به فروپاشی دولت‌ها و آوارگی میلیون‌ها مسلمان گردید.

خیانت این مزدوران زمانی آشکارتر شد که جبهه مقاومت و حکومت‌های مستقل اسلامی را هدف قرار دادند:

• دارالاسلام ایران: استفاده از حریم هوایی و پایگاه‌های منطقه‌ای برای جاسوسی، ترور دانشمندان هسته‌ای و حمایت از عملیات‌های تروریستی علیه مردم ایران.

• دارالاسلام افغانستان: پس از خروج مفتضحانه آمریکا، هنوز هم از پایگاه‌های منطقه برای حملات پهپادی به خاک افغانستان (مانند هدف قرار دادن بگرام و دیگر نقاط) استفاده می‌شود تا مانع از ثبات یک حکومت اسلامی مستقل شوند.

حاکمان جزیرة‌العرب با علنی کردن روابط خود با رژیم صهیونیستی (پروژه تطبیع/آبراهام)، عملاً به جبهه کفر پیوسته‌اند. آن‌ها با ترویج فرهنگ سکولاریستی و دین‌زدایی از جامعه، به دنبال نابودی غیرت دینی در سرزمین وحی هستند تا اشغالگری آمریکا و صهیونیسم را عادی سازی و دائمی کنند.

بدون شک و طبق آیات صریح قرآن مثل «وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» کسانی که دشمنان الله را به سرپرستی می‌گیرند، از آن‌ها محسوب می‌شوند.

امروز بیداری مجاهدین و رسوایی این حکام در نزد عوام، نویدبخش نزدیکی روزی است که سرزمین وحی و جزیره العرب و سایر سرزمینهای اسلامی از لوث وجود طواغیت پاک شده و به آغوش امت اسلام بازگردند.

مولوی عبدالرحمن چابهاری و مدرسین حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر دارالاسلام ایران را تبریک گفتند

مولوی عبدالرحمن چابهاری و مدرسین حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر دارالاسلام ایران را تبریک گفتند

مولوی عبدالرحمن چابهاری، امام جمعه اهل سنت چابهار و مدیر حوزه علمیه جامعة‌الحرمین‌ الشریفین چابهار و مدرسین این حوزه علمیه طی پیامی، شهادت رهبر انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای را تسلیت گفتند و انتخاب رهبر جدید انقلاب را تبریک گفته و برای ایشان آرزوی موفقیت کردند.