خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

خواست امت اسلام به دارالاسلام ایران در جنگ رمضان 1404ش: درهم کوبیدن آشیانه‌ی شیاطین و قصرهای طاغوتها

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله می فرماید: فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ (حج/ ۴۵) و چه بسیار شهرها که آن‌ها را در حالی که ستمکار بودند هلاک کردیم، پس آن شهرها بر سقف‌های خود فرو ریخته است و چه بسیار چاه‌های متروک و قصرهای برافراشته و محکم (که بی‌صاحب ماند) .

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بین جبهه ی همسو با دارالاسلام ایران با جبهه ی همسو با کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونیستی که هنوز در جریان است، جبهه‌ی حق و باطل در رویاروییِ سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌اند، امت بیدار اسلام چشمان امید خود را به «دارالاسلام ایران» دوخته است.

ما از دژ استوار مقاومت می‌خواهیم که دیگر ملاحظه‌ی دیپلماسی‌های بی‌ثمر را کنار گذاشته و صاعقه‌ی خشم الهی را بر سر قصرهای مرمرین طاغوت‌های جهانی و منطقه فرود آورد.

امروز قصرهای باشکوه در عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین، اردن و کویت، دیگر مراکز حکومتی نیستند، بلکه به پناهگاه‌های امن و اتاق‌های جنگ برای جنرال‌های جنایت‌کارِ آمریکایی و فرماندهان متواری صهیونیست تبدیل شده‌اند. این حاکمان خائن، با تبدیل سرزمین‌های اسلامی به حیاط‌خلوت آمریکا و غرب و صهیونیستها، ننگ ابدی را برای خود خریده‌اند. وقت آن رسیده است که این «حصون مشیده» (دژهای محکم) که خیال می‌کنند آن‌ها را از عذاب الهی مصون می‌دارد، به تلی از خاکستر تبدیل شوند.أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ (نساء/ ۷۸) هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هرچند در برج‌های محکم و برافراشته باشید.

حکام مرتد این ۶ کشور خائن، گمان می‌برند که با تکیه بر قدرت پوشالیِ آمریکا و صهیونیستها و غربی ها دیوارهای بلند قصرهایشان، می‌توانند در برابر اراده‌ی اهل دعوت و جهاد بایستند. آن‌ها فرعون‌های مدرنی هستند که با ثروت مسلمین، بساط عیش و خیانت برپا کرده‌اند. اما بدانند که خداوند همان‌گونه که بناهای فرعون را درهم کوبید، قصرهای آن‌ها را نیز گورستان ژنرال‌های غربی خواهد کرد:وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ (اعراف/ ۱۳۷) و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را از بناهایِ استوار برمی‌افراشتند، ویران کردیم.

ای دارالاسلام ایران، همه می دانند که آمریکا چه جنایاتی در حق تمام اهل دعوت و جهاد جهان و سایر ملل غیر مسلمان انجام داده است و چه جنایاتی در حق اهل دالاسلام ایران هم انجام داده است حالا که بعد از اینهمه جنایت جلو دست شما آمده است رهایش نکنید؛ آمریکا و صهیونیستها که با پای خود به میدان آمده اند تا رسیدن به اهداف جهاد رهایشان نکنید.

 اکنون وقت انتقام مظلومان غزه، لبنان، یمن و افغانستان و… فرا رسیده است. ژنرال‌های آمریکائی وصهیونیست که جرأت مقابله در میدان را ندارند، در پس دیوارهای این قصرهای طاغوتی پنهان شده‌اند. بر شماست که با موشک‌های «سجیل» و «خیبرشکن»، پایه‌های این قصرهای شیشه‌ای را فرو بریزید تا جهانیان بدانند که تکیه‌گاه ستمگران، از تار عنکبوت سست‌تر است. قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (نحل/ ۲۶) کسانی که پیش از آنان بودند نیز توطئه کردند، ولی خداوند به سراغِ شالوده‌یِ بنایِ آن‌ها رفت و از اساس آن را کوبید، پس سقف از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت و عذاب از جایی که نمی‌فهمیدند به سراغشان آمد.

ای مزدوران ذلیل و ای پناه دهندگان به شیاطین، نه آمریکا می‌تواند خود را نجات دهد و نه شما را از قهر اهل دعوت و جهاد. زمان حسابرسی فرا رسیده است. قصرهای شما که امروز مرکز فتنه علیه اسلام است، به زودی با قهر انقلابی مجاهدین دارالاسلام، به ویرانه‌هایی بدل خواهد شد که مایه عبرت آیندگان گردد. فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل/ ۵۲) پس این خانه‌های آن‌هاست که به خاطر ستمی که کردند، خالی و فرو ریخته است؛ بی‌تردید در این نشانه روشنی است برای گروهی که دانش دارند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

با آنکه رژیم صهیونیستی برای جنگ با دارالسالام ایران بیشتر از 40 سال است که برنامه ریزی کرده است و بارها جنگ با ایران را در مانورهای مختلف بازی کرده است اما رخ دادن آن در چنین زمانی که طی پرونده ی «اپستین»از چهره‌ی واقعی فمینیسمِ صادراتی و دیپلماسی شهوت سکولاریستهای جهانی مطرح شده است و ترامپ بیشترین نقش را در این رسوائی دارد، عده ای از مردم جهان و بخصوص مردم آمریکا را بر این داشته است که به این نتیجه برسند که جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران فرار از این پرونده ی فساد است به همین دلیل به آن می گویند: «خشم اپستین»

اما واقعیت این پرونده در سرزمینهای اسلامی و میان مرتدین چیست؟

در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب و دنباله‌های داخلی‌شان مدام از «حقوق زن» و «کرامت انسانی» سخن می‌گویند، انتشار ایمیل‌های فاش‌شده از پرونده‌ی سیاه جفری اپستین (بزرگ‌ترین قاچاقچی جنسی کودکان در تراز جهانی)، پرده از یک جنایت هولناک برداشته است.

 اجازه دهید از «هند العویس»، دیپلمات اماراتی و مدیر کمیته دائمی حقوق بشر صحبت کنیم. اماراتی که هم اکنون و در سالهای قبل یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل دعوت و جهاد بوده است.

ایمیل‌های رد و بدل شده در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که این مدعی حقوق زنان، نه تنها با اپستین در ارتباط نزدیک بوده، بلکه در کمال وقاحت، خواهر ۱۳ ساله‌ی خود را به این هیولای جنسی پیشنهاد داده است: «خواهر ۱۳ ساله‌ام اینجاست، می‌خواهم با تو ملاقات کند… او حتی از من هم خوشگل‌تر است!» این است حقیقت تمدنی که می‌خواهد برای جهان نسخه بپیچد؛ معامله بر سر معصومیت یک کودک برای جلب نظر یک مفسدِ بین‌المللی.

در این ایمیل‌ها، اپستین صراحتاً به او قول «یک شغل رده‌بالا از طریق دوستانش» را می‌دهد. نتیجه چه شد؟ هند العویس پس از این خوش‌خدمتی‌ها و «آماده کردن دختران برای اپستین»، به سرعت پله‌های سازمان ملل را طی کرد؛ ابتدا مشاور، سپس مشاور ارشد و حالا مدیر کمیته حقوق بشر، آیا کسی که خود «ذبح‌کننده حقوق بشر» و دلال جنسی کودکان بوده، می‌تواند نگهبان حقوق انسان‌ها باشد؟ این کثافتی است که از قلب نهادهای بین‌المللی بیرون می‌زند.

در حالی که غرب با «شهوت حیوانی» و «تجارت برده»، حقوق انسان را به لجن کشیده است، در داخل جوامع ما نیز کسانی هستند که ادای «روشنفکری» در می‌آورند. همان «مولوی‌هایی» که در زهدان خود بزرگ کرده‌ایم و امروز با تقلید از اربابان غربی‌شان می‌گویند: «انسانیت مهم است، اسلام و مذهب مطرح نیست!»

باید از آن‌ها پرسید: منظورتان کدام انسانیت است؟ همان انسانیتی که در ایمیل‌های اپستین و هند العویس معنا می‌شود؟ همان انسانیتی که حقوق بشر را ابزاری برای ارضایِ غرایزِ کثیفِ قدرتمندان می‌بیند؟

پرونده اپستین ثابت کرد که شعارهای «حقوق بشر» و «فمینیسم»، تنها ابزاری برای نفوذ و فاسد کردن جوامع هستند. کسی که دین و مذهب را کنار می‌گذارد و به بهانه‌ی «انسانیت مدرن» به غرب پناه می‌برد، سرانجامی جز این نخواهد داشت. این‌ها بردگان شهوت هستند که می‌خواهند جامعه را به لجن‌زاری که خود در آن غرق شده‌اند، بکشانند.

مردم باید بدانند پشت ویترین شیک سازمان ملل و کمیته‌های حقوق بشر، چه کسانی نشسته‌اند. تمدنی که با «خون کودکان» و «تجارت جنسی» برای رسیدن به قدرت معامله می‌کند، صلاحیت ندارد حتی واژه‌ی «انسان» را بر زبان بیاورد. ما به جای «انسانیت غربی»، به غیرت دینی و بصیرت نیاز داریم تا شکار این صیادان کثیف نشویم.

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین. اما بعد:

اگر می بینیم که حکومت غلام و اجیر پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حملات هوائی انجام می دهد و دهها مسلمان افغان را قتل عام کرده است و همزمان با آن و در سایه ی جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران گروههای مزدور را به دارالاسلام ایران می فرستد و در تفتان ولایت سیستان و بلوچستان ایران چند نیروی مسلح ایرانی را می کشد، در واقع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان ریز و درشت آنها در جنگ با دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی را می بینیم .

در این صورت، امت اسلام در این منطقه در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود قرار گرفته و جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به سرکردگی آمریکای متجاوز و رژیم اشغالگر صهیونیستی، چنگ بر پیکره‌ی بلاد مستقل اسلامی انداخته‌اند، و تبیین مرزهای ایمان و کفر و برائت از کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و تمام غلامان این کفار مهاجم و محارب از منظر فقهی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در فقه و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت، «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» از ارکان توحید است.

 این برائت از مشرکین (کفار سکولار) غیر از به سرپرستی گرفتن کفار را نیز در بر می گیرد که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوانِ ولی و یاور و سرپرست خود نگیرید… و هر کس از شما آنان را به سرپرست بگیرد، از آنان خواهد بود.

ما علاوه بر آنکه هیچ یک از کفار پنج گانه ی: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17) را به سرپرستی نمی گیریم از کفار سکولار برائت هم می جوئیم و این همان برائت از مشرکین است، مشرکینی که هم اکنون به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران حمله ور شده اند و سگهای ریز و درشت خود در پاکستان را نیز بر علیه دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان به کار گرفته اند.

در این صورت باید بگوئیم که از منظر فقهی، هرگونه هم مسیری سیاسی، نظامی و اطلاعاتی با دشمنان حربی اسلام (آمریکا و صهیونیسم) که منجر به تضعیف صفوف مسلمانان می شود، خروج از دایره‌ی «ولای ایمانی مومنین» و سقوط در پرتگاه «مظاهرة المشرکین» (یاری کافران  سکولارعلیه مسلمانان) و سقوط در دایره ی ارتداد است.

فقهای بزرگ اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بر این «اجماع» داشته‌اند که: «هرگاه دشمن کافر به سرزمینی از بلاد اسلام حمله کند، بر تمام مسلمانان واجب و فرض عین است که از آن دفاع کنند.»

امروز که ایران به عنوان «دارالاسلام» و پیشقراول جهاد با آمریکا و صهیونیسم مورد هجوم قرار گرفته است، هرگونه هم‌سویی، سکوت تاییدآمیز یا همکاری با آمریکا و اسرائیل، از نظر فقهی «خیانت عظمی و ارتداد از اسلام» محسوب می‌شود.

علما تصریح کرده‌اند که «مُظاهَرَةُ الکُفّارِ عَلَی المُسلِمین» (پشتیبانی از کافران بر ضد مسلمانان) از نواقض اسلام است که فرد را از دایره ی اسلام خارج می‌سازد.

کسانی که در لباسِ شیخ، مفتی و و حتی رهبر جهادی، تا دیروز شعار اسلام می‌دادند و امروز در برابر جنایات آمریکا و صهیونیسم و غلامان آنها در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان سکوت کرده و با تماشاچی شدن خود علیه مدافعان اسلام (ایران و جبهه مقاومت و امارت اسلامی افغانستان) با دشمن هم‌صدا شده‌اند، همان « گروه منافقین» عصر حاضرند.

دلیل پنهان شدن و سکوت مرگ‌بار آنان در سوراخ‌های ذلت، «بیماری دل» است: يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ. می‌گویند می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار [از جانب غرب و مرتدین داخلی] به ما برسد.

آن‌ها از خشم آمریکا و صهیونیستها و کم شدن منابع مالی مزدوران و غلامان آنها می‌ترسند اما از قهر خدای جبار نمی‌هراسند. اینان همانند منافقان صدر اسلام، در انتظار شکست جبهه‌ی حق نشسته‌اند تا دوباره با نقاب جدید بر سر سفره‌ی قدرت بنشینند.

برادران و خواهرانِ اهل سنت دارالاسلام ایران:

بدانید که اسلام به ظاهر افراد و القاب «شیخ» و «امیر» و مفتی و مولوی و … نگاه نمی‌کند؛ بلکه ملاک، نصرت دین خدا و ایستادگی در برابر کفار محارب است. کسانی که در برابر این کفار محارب و اشغالگر و مرتدین همسو با آنها سکوت کرده اند راه تزویر را در پیش گرفته‌اند؛ وظیفه‌ی شرعی هر مسلمان است که از این «دین‌فروشان منافق» برائت جسته و در جبهه‌ی واحد اسلام علیه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل) بایستد.

حمایت از دارالاسمهای ایران و امارت اسلامی افغانستان و جبهه‌ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین میان مسلمین، «فریضه‌ی شرعی» است. و هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هر بهانه‌ای، « سقوط در نفاق» و خیانت به الله، رسول و مومنین است.وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (یوسف/ ۲۱) و خداوند بر کارِ خود چیره است، ولی بیشترِ مردم نمی‌دانند.

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

زمانی که اهل غزه تماشاچی اصابت موشکهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت بر شهرکهای صهیونیست هستند

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

برای سال‌ها این صهیونیستهای اشغالگر بودند که در اطراف غزه می‌نشستند و اصابت بمب‌ها، موشک‌ها و گلوله‌های توپخانه به غزه و ویران شدن این باریکه و قتل عام زنان و کودکان و پیر و جوان و حتی حیوانات را تماشا می‌کردند و قهقهه می‌زدند… اما از آنجایی که کار دست الله است و کار خداوند زیبا و ستودنی است و کسانی که اهل دعوت و جهاد و صبر باشند نصرت الله را نیز می بینند باذن الله، امروز این کودکان و اهل فلسطینی هستند که فریاد می‌زنند و برای اصابت موشک ایرانی به مواضع دشمن صهیونیستی خوشحالی می‌کنند…

بله تاریخ به شکل‌های گوناگونی تکرار می‌شود و دست انتقام خداوند از هر آستینی بیرون می‌آید تا جایی که کسی نمی‌داند که خداوند چگونه از ظالمان انتقام خواهد گرفت. این کودکان فلسطینی هیچ وقت فکر نمی‌کردند روزی روزگاری بابت شلیک این موشک‌ها و اصابت هر شب آن‌ها چشمشان به آسمان باشد و این گونه خوشحالی کنند….

کسانی که در میان بلوچها با نامهای مختلفی چون جیش العدل و جبهه مبارزین مردمی و انصارالفرقان و … سعی دارند به دارالاسلام ایران ضربه زنند و همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شده اند و در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند فرقی با این جنایتکاارن ندارند و بلکه بدتر از آنها هستند

 صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

 صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

20 روز از جنگ تحمیلی 1404ش رمضان که توسط کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی وباحمایت حاکمان مرتد و دست نشانده بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است می گذرد و دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر هجوم وحشیانه‌ی این مثلث شوم صهیونیسم، آمریکا و اذنابشان ایستاده‌اند، با این وجود شاهد پدیده‌ای تلخ و دردناکی در میان خطباء و باسوادهای مذهبی هستیم.

  کسانی که خود را «شیخ» و «مفتى» و «مولوی» و حتی «شیخ الاسلام» و پیرو شریعت می‌نامند در برابر این جنگ تحمیلی که بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی جهاد در برابر این کفار محارب خارجی بر دارالاسلام «فرض عین» است اما زبانشان در برابر جنایات کفار حربی قفل شده و پنهان و آشکار، جانب دشمنان خونی تمام پیامبران و شریعتگرایان را می‌گیرند.

سخن ما در اینجا با آن «ضالین و مضلین» (گمراهان و گمراه‌کنندگان) مثل ترشابی و خدمتی و کیانی و احراری و امثالهم در شبکه های ماهواره ای مختلف نیست که نفاقشان عیان شده و در جبهه ی آشکار کفار محارب قرار گرفته و مرتد شده اند، بلکه با آن دسته از مسلمینی است که فریب این جعل‌کاران و بازی کننده های با شریعت در میان گروه منافقین را خورده اند و می‌گویند: «این جنگ میان ایران و آمریکاست و به ما ربطی ندارد!»

دین‌فروشان می‌کوشند این نبرد را یک درگیری  مذهبی محدود جلوه دهند تا تکلیف جهاد را از دوش امت ساقط کنند. اما بر اساس نص صریح قرآن، زمانی که «کفار حربی» به سرزمینی از بلاد مسلمین هجوم می‌برند، بی‌طرفی معنایی جز خیانت ندارد.

الله تعالی می فرماید:إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ممتحنه/ ۹) خداوند شما را از کسانی نهی می‌کند که در کار دین با شما جنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون رانده‌اند و در بیرون راندن شما با یکدیگر هم‌پیمان شده‌اند که آنها را به سرپرستی بگیرید. و هر کسی آنها را به سرپرستی بگیرد آنان همان ستمگرانند.»

آمریکا و صهیونیسم که امروز به دارالاسلام ایران هجوم آورده‌اند، مصداق بارز «الذین قاتلوکم فی الدین» در بسیاری از سرزمینهای اسلامی هستند که با سایر کفار بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد هم پیمان شده اند و مسلمین را از فلسطین اخراج کرده و مومنین اهل دعوت و جهاد را نیز از بسیاری از سرزمینهای اسلامی یا به قتل رسانده اند یا زندانی کرده اند و یا فراری داده اند و واضح است که ادعای بی‌طرفی در برابر این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی، خروج از منهچ صریح و صحیح اسلامی در متمام مذاهب اسلامی است.

الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ… (انفال/ ۲۴) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خوانند که به شما حیات می‌بخشد….

در اینجا واضح است کسانی که می‌گویند این جنگ به ما ربطی ندارد از منهج صحیح اسلامی دور شده اند و به روش گروه منافقین پیوسته اند، فقط به این حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاه کنید تا بدانید این منحرفین چقدر از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز دور شده اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى (صحیح مسلم) مَثَلِ مؤمنان در دوستی و رحمت و عطوفت میان خود، بسانِ یک پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایِ آن با بی‌خوابی و تب با او همدردی می‌کنند.

چگونه می‌توان خود را مسلمان نامید و شاهد هجوم کفار به سرزمین برادران مسلمان بود و گفت «به ما ربطی ندارد»؟ این سخن، سخن گروه منافقین است، نه سخنی از ایمان و مومنین.

در برابر این مصیبتها باز در میان عوان الناس نیز کسانی از مردم به بهانه‌ی اینکه «شیخ و مولوی ما چنین گفت»، راه سکوت خائنانه و سازش خفت بار و مسیر گروه منافقین را برگزیده‌اند. قرآن کریم عاقبت این تبعیت جاهلانه را چنین توصیف می‌کند: وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (احزاب/ ۶۷) و [در قیامت] می‌گویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنان ما را از راه راست گمراه ساختند.

ای امت اسلام و بخصوص ای اهل سنت و جماعت ایران، فریب این «بلعم‌باعوراهای» زمان را نخورید که برای حفظ جیره و مواجب خود از کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و یا فقط به خاطر دشمنی با دارالاسلام و به صورت مجانی، آیات الهی را تحریف می‌کنند و دشمن حربی را «غیر دشمن» جلوه می‌دهند.

دین‌فروشان می‌خواهند دشمنی با آمریکا و صهیونیسم را از قلب‌های شما بزدایند. اما شریعت الله بر پایه‌ی «بغض در راه خدا و دوستی در راه خدا» بنا شده است.

کسی که امروز در کنار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیستها نمی‌ایستد، در واقع در سنگر آمریکا ایستاده است؛ چرا که در نبرد حق و باطل، حدِ وسطی وجود ندارد.

پس ای جوانان و مجاهدان امت، راه نجات، بازگشت به قرآن و سنت و سیره‌ی جهادی سلف صالح است، نه گوش سپردن به اراجیف دین‌فروشانی که قبله‌ی خود را واشنگتن و تل‌آویو قرار داده‌اند. تجاوز به دارالاسلام ایران، تجاوز به عزت اسلام است و هرگونه سستی در این راه، معصیت پروردگار و خدمت به طاغوتهای زمان است.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

کاتب: محمد اسامه

هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.  

مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟

جُندب بن عبدالله رضی‌الله‌عنه می‌گوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمان‌مان افزوده شد.

این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشه‌دار، قبل از محفوظات و الفاظ.

مشکل امروز کجاست؟

امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته می‌شوند، از همین اصلِ بنیادین بی‌خبرند.

قرآن می‌خوانند، اما ایمان نمی‌شناسند.

آیات را حفظ کرده‌اند، اما ولاء و براء را نفهمیده‌اند.

فقه می‌گویند، اما توحید حاکمیت در دل‌شان جا نگرفته است.

نتیجه‌ی ایمانِ نیاموخته

وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:

  • کفر را با ایمان اشتباه می‌گیرند
  • آمریکا را قبله‌ی حکومتی و فکری خود می‌سازند
  • به‌جای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی می‌تراشند
  • حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمان‌زاده را «ولی‌امر» می‌نامند
  • و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج می‌کنند

این‌ها قرآن می‌خوانند، اما قرآن آن‌ها را نساخته است.

ایمان چیست که گم شده؟

ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:

  •  تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
  • وفاداری به اسلام، نه پروژه‌های سکولار
  • دشمن‌شناسی، نه هم‌سفره شدن با دشمن
  • تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی

بازگشت به منهج نبوی

اگر ایمان، همان‌گونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دل‌ها کاشته می‌شد:

  • نه قبله عوض می‌شد
  • نه طاغوت، ولی‌امر نام می‌گرفت
  • نه کفر، لباس اسلام می‌پوشید

قرآن وقتی ایمان می‌سازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیه‌گر.

با وجود جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی رمضان 1404 بر کشور و کشتار آنهمه مسلمان بی گنه باز از مولوی عبدالحمید فتوای جهاد ندیدیم

با وجود جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی رمضان 1404 بر کشور و کشتار آنهمه مسلمان بی گنه باز از مولوی عبدالحمید فتوای جهاد ندیدیم

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قرآن کریم داستان قوم لوط را نه به عنوان یک واقعه تاریخی صرف، بلکه به عنوان هشداری ابدی برای جوامعی ذکر می‌کند که مرزهای حیا، فطرت و احکام الهی را می‌شکنند. الله جل جلاله می‌فرماید: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِینَ * إِنَّکُمْ لَتأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ( اعراف/۸۰ -۸۱) و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: آیا آن کار بسیار زشتی را انجام می‌دهید که هیچ‌کس از جهانیان پیش از شما انجام نداده است؟ شما از روی شهوت به جای زنان با مردان آمیزش می‌کنید؛ شما گروهی اسرافکار و متجاوزید.

پرسشی صریح از مولوی عبدالحمید: عبور از اسلام یا پناه به سکولاریسم؟

مولوی صاحب؛ سؤالی که امروز افکار عمومی و جامعه متدینین را به خود مشغول کرده این است که مرز میان «مطالبات مدنی» و «پشت کردن به نصوص صریح قرآن» کجاست؟

۱. ائتلاف با دشمنان خدا: شما در حالی دم از آزادی و حقوق بشر به سبک غربی می‌زنید که متحدان سیاسی شما (جریان پهلوی و سکولارها) صراحتاً از قانونی کردن «لواط» و رسمیت بخشیدن به همجنس‌بازی در ایران آینده سخن می‌گویند. شما دقیقاً در چه زمانی قصد دارید رسماً اعلام کنید که از احکام اسلام عبور کرده و به آیین سکولاریسم گرویده‌اید؟

۲. فتوای اباحه‌گری: وقتی جریان پهلوی با افتخار از آزادی ازدواج مرد با مرد و زن با زن سخن می‌گوید و آن را پیشرفت می‌نامد، سکوت شما چه معنایی دارد؟ آیا قرار است پس از به قدرت رسیدن این جریان‌های ضد دین، شما نیز قلم به دست بگیرید و برای خوشامد اربابان جدید، فتوا بر حلال بودن منکرات و فواحش صادر کنید؟

۳. خیانت به جایگاه مذهبی: ترویج بی‌ناموسی و بی‌غیرتی تحت نام «آزادی»، دقیقاً همان مسیری است که قوم لوط پیمودند و به عذاب الهی دچار شدند. همراهی با کسانی که قصد دارند ایران را به مرکز فحشا و دوری از غیرت تبدیل کنند، با هیچ منطق شرعی و مذهبی سازگار نیست.

مولوی صاحب، کسانی که امروز فرش قرمز زیر پای جریان‌های همجنس‌باز و ضددین پهن می‌کنند، باید بدانند که غیرت ملت ایران و سنت‌های الهی، اجازه نخواهد داد که ایران به جولانگاه مفسدانی تبدیل شود که روی قوم لوط را سفید کرده‌اند. تاریخ و آیندگان درباره این نفاق و همراهی با باطل قضاوت خواهند کرد.

سکوت ننگین یا کوری باطنی؟ تحلیل فقهی و منهجی خیانت «عالمان صامت» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

سکوت ننگین یا کوری باطنی؟ تحلیل فقهی و منهجی خیانت «عالمان صامت» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: عبدالرحمن براهویی

در ایامی که عطر معنویت رمضان با خون مظلومان در دارالاسلام ایران و جبهه‌های مقاومت اسلامی ضد آمریکائی – صهیونی درآمیخته است، پارادوکسی تلخ رخ می‌نماید: برخی از صاحبان جبه و دستار همچون مولوی عبدالحمید که برای «جزئی‌ترین مسائل اختلافی» ساعت‌ها تریبون‌ها را قرق می‌کنند، در برابر هجمه وحشیانه صهیونیستها و آمریکا و اذنابشان که دیروز جنایت تفتان را مرتکب شدند، مهر سکوت بر لب زده‌اند..

قرآن کریم برای کسانی که ابزارهای شناخت (قلب، چشم و گوش) را در مسیر درک حقایق و دفاع از مظلوم به کار نمی‌گیرند، تعبیری تکان‌دهنده دارد. خداوند متعال می‌فرماید: لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/ ۱۷۹).

این آیه دقیقاً توصیف‌گر حال «شیخ‌ها و مولوی‌هایی» است که هیاهوی بمب‌های آمریکایی و صهیونیستها و ترورهای کور گروههای خائن داخلی و ناله کودکان و زنان ومردان بی گناه را نمی‌شنوند. کسی که قلبش لایه‌های پنهان جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی علیه دارالاسلام را نمی‌فهمد و چشمانش جنایات آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی را نمی‌بیند، از مرتبه انسانیت به مرتبه «انعام» (چهارپایان) و حتی پست‌تر سقوط کرده است؛ چرا که چهارپا تکلیفی ندارد، اما عالمی که سکوت می‌کند، در حال «کتمان حق» است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در دعایی راهبردی از خداوند می‌طلبند که قوای ادراکی را مایه بهره‌مندی و «وارث» انسان قرار دهد و می فرماید: اللهمَّ متِّعْنَا بأسماعِنا، وأبصارِنا، وقوَّتِنا ما أحْيَيْتَنا، واجْعَلْهُ الوارِثَ مِنَّا… وانصرْنا عَلَى مَنْ عادَانا» (صحیح الترمذی).

این حدیث نشان می‌دهد که «شنوایی و بینایی واقعی» آن است که تا لحظه مرگ در خدمت نصرت بر دشمنان (وانصرْنا عَلَى مَنْ عادَانا) باشد. عالمی که بینایی‌اش را تنها خرج اختلافات فقهی قرون گذشته و به هیجان درآوردن عوام الناس در برابر مسلمین مخالف می‌کند اما دشمن حی و حاضر زمانه را نمی‌بیند، عملاً از این میراث نبوی محروم گشته است. کوری بصیرتی، مقدمه کوری اخروی است.

از منظر فقهی، هنگامی که «کافر حربی» به مرزهای دارالاسلام یورش می‌برد، دفاع «واجب عینی» است. در این شرایط، «تبیین حق» و «تحریض مؤمنان بر جهاد» بر هر صاحب منبری واجب است.

چگونه است که پرداختن به اختلافات جزئی وضو و نماز «مهم» شمرده می‌شود، اما دفاع از کیان دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی که «أهم» است، مسکوت می‌ماند؟

سکوت در این مقطع، مصداق «کتمان علم» است که رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره آن می فرماید: هر کس دانشی داشته باشد و از او پرسیده شود (یا زمان نیاز باشد) و آن را کتمان کند، در قیامت لجام از آتش بر او زده می‌شود.

هر مومنین حق دارد بپرسد که دلیل سکوت این افراد چیست؟ یا چنان در «نفاق» غرق شده‌اند که پیروزی کفر را به پیروزی برادر مسلمان خود ترجیح می‌دهند، و یا بنده «عافیت» شده‌اند که باز آنها را جزو گروه منافقین قرار می دهد.

مولوی یا آخوندی که در برابر جنایات رمضان ۱۴۰۴ سکوت می‌کند، در واقع به «بخشی از جبهه ی کفر و مرجئه نوین» تبدیل شده است؛ کسانی که معتقدند ایمان فقط در دل است و عمل (جهاد و برائت) تأثیری در آن ندارد. این‌ها همان «علماء السوء» (دانشمندان بدکار) هستند که دین را به بهای ناچیز امنیت پوشالی یا جیره طاغوت فروخته‌اند.

بدون شک نبرد امروز با کفار محارب آمریکائی و صهیونی و مرتدین موجود در جبهه ی این کفار محارب در ایران و غزه و یمن، ترازوی سنجش است. کسی که در این نبرد، در کنار «دارالاسلام» نایستد و با زبان و قلم خود به آمریکا و اسرائیل نتازد، قطعاً در صف همان‌هایی است که خداوند آن‌ها را «غافلون» و گروه منافقین نامیده است که ضمن دشمن نامیدن آنها فرموده است: فَاحْذَرُوهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ». از آنان حذر کنید، خدا آنان را بکشد، چگونه از حق بازگردانده می‌شوند؟

ایمانِ واقعی نه در لابلای بیان اختلافات هزار ساله فقهی قابل چشم پوشی، بلکه در میان دود باروت جنگ با کفار محارب بر دارالاسلام سنجیده می‌شود.

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

ساعتی قبل نیروهای مزدور مسلح ارسال شده از خاک پاکستان به سمت خودروی گشت انتظامی شهرستان تفتان که در حال برقراری نظم و امنیت شهروندان بود، با سلاح گرم تیراندازی کردند که 5 نفر از کارکنان انتظامی و یک شهروند عادی به قتل رسیدند.

با آنکه تلاش برای دستگیری عاملان این اقدام وحشتیانه ادامه دارد و در منطقه پیرامونی طرح امنیتی انتظامی در حال اجراست اما در هر حال می توانیم بگوئیم زمانی که خانه و سرزمین شخصی مورد تهاجم دشمنان خارجی قرار گرفته باشد واقعاً ننگ است چنین شخصی در جبهه ی دشمنان خارجی قرار بگیرد و به اهل خانه ی خودش ضربه بزند؛ این کار نزد تمام انسانهای سالم مسلمان و غیر مسلمان خیانت و ننگ بزرگی است.

این ننگ بزرگ تنها از کسانی بر می آید که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده اند و عملاً و به صورت رسمی جزئی از خائنان به دین و مردم و خاک خود شده اند که افسار آنها در اختیار آمریکا و صهیونیستهاست.

این خائنین با شعارهای قومیتی و اقتصادی و گاه مذهبی و.. سعی دارند این خیانت آشکار خود را بپوسانند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

امروز شانزده روز است که شاهد جنگ تحمیلی از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم شگفت‌زده‌ایم از کسانی در رسانه های ماهوراه ای چون کلمه و غیره و یا در فضای مجازی که در کشورهای غربی یا در امارات و عربستان و غیره ساکنند و خود را پرچمدار «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامند، اما در عمل، پشت به قبله و رو به واشینگتن و تل‌آویو ایستاده‌اند.

این عده یا با زبان و دست در اختیار این جبهه ی کفار محارب برا علیه دارالاسلام هستند که جزو مرتدین به شمار می روند یا با خیانت «سکوت» خود به صورت تماشاچی و نظاره گر درآمده اند وعملا در این جبهه ایستاده اند که جزو گروه منافقین محسوب می شوند؛ در هر دو حالت اینها با «مومنین» نیستند.

 منهج امامان بزرگوار ما همچون امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل رحمهم الله  همواره بر حفظ کیان دارالاسلام و وحدت کلمه در برابر «کفار محارب» استوار بوده است. چگونه دم از سنت می‌زنید در حالی که صریح‌ترین دستور قرآن مبنی بر عدم «موالات» با دشمنان خدا را نادیده می‌گیرید؟

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به سرپرستی نگیرید؛ آنان دوستان و سرپرستان یکدیگرند. هر کس از شما آنها را به سرپرستی بگیرد، قطعاً از آنان است.

آیا حکمی صریحتر از این می خواهید؟

شماها تنها یهود و نصارا را به سرپرستی نگرفته اید بلکه کفار محارب سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که از حمایت بسیاری از یهودی زاده ها و مسیحی زاده ها و مسلمان زاده های مرتد و… هم برخوردارند.

ای کسانی که به دلیل اختلافات مذهبی با شیعه، چشمان خود را بر عقیده و منهج اهل سنت و جماعت و بر جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بسته‌اید، منهج اهل‌سنت به ما آموخته است که اختلاف در فروعات و حتی برخی اصول، هرگز مجوزی برای هم‌پیمانی با «کفار محارب» علیه یک گروه از منسوبین به قبله و دارالاسلام نیست.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در بحث «دفع دشمن متجاوز» (العدو الصائل) تصریح می‌کند که وقتی دشمن کافر به بلاد مسلمین هجوم می‌آورد، دفع آن بر همه‌ی مسلمانان واجب است و اختلافات داخلی نباید مانع از جهاد علیه کفرِ اصلی شود. شما با بغض و بی‌انصافی، آرای سخیف خود را بر نصّ صریح قرآن مقدم داشته‌اید و در جبهه کسانی ایستاده‌اید که بمب‌هایشان بر سر کودکان غزه و لبنان و اکثر سرزمینهای اسلامی فرود می‌آید.

اتحاد با آمریکا و صهیونیسم تحت عناوین فریبنده‌ای چون «ائتلاف بین‌المللی» یا «مصلحت سیاسی»، از نظر فقهی لغزشگاهی است که به «موالات کبری» منتهی می‌شود. امامان اهل‌سنت «مظاهره الکفار علی المسلمین» (پشتیبانی از کافران علیه مسلمانان) را از موجبات خروج از اسلام دانسته‌اند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «المُسلِمُ أَخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُهُ ولا يُسلِمُهُ» مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را در برابر دشمن رها نمی‌سازد.

شما نه تنها برادران خود را رها کرده‌اید، بلکه با گرا دادن به پهپادهای آمریکایی – صهیونیستی و خوشحالی از ضربات صهیونیست‌ها و آمریکائی ها به جبهه دارالاسلام و مسلمین، عملاً در خون مسلمانان شریک شده‌اید. این تمرد از راهنمایی‌های قرآن، سرانجامی جز تباهی و ارتداد نخواهد داشت.

بس است این همه دروغ و تلبیس، اهل‌سنت واقعی آن مجاهدی است که در قدس و یمن و ایران و سومالی و… لوله تفنگش به سمت اشغالگر است، نه آن مدعی عافیت‌طلبی که در رسانه‌ها، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های پنتاگون و موساد شده است.

الله تعالی می فرماید:تَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده/ ۸۰) بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران را به سرپرستی می گیرند؛ چه بد است آنچه برای خود پیش فرستادند که خشم خدا بر آن‌هاست و در عذاب جاودانند.

ما به مدعیانی که تحت نام اهل‌سنت که در کشورهائی چون امارات و بحرین و عربستان و اردن و قطر و غیره ، آب به آسیاب صهیونیسم و آمریکا می‌ریزند، می‌گوییم: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» و از همین چند دهه ی گذشته عبرت بگیرید. کسانی که به آمریکا و صهیونیستها تکیه کردند، جز خواری نصیبشان نشد. به منهج امامان خود بازگردید؛ به وحدت و انسجام در برابر دشمن مشترک (آمریکا و اسرائیل) ایمان بیاورید و اجازه ندهید تعصبات مذهبی، شما را به هیزم‌آور آتش کفر تبدیل کند. پیش از آنکه دیر شود و در محکمه مومنین و دادگاه الله به عنوان «خائنین به دین و امت» محاکمه شوید، توبه کنید.