وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

کاتب: عبدالرحمن براهویی

امت اسلام امروز با دشمنی روبه‌روست که نه پنهان است و نه تازه.

آمریکا همان قدرتی است که افغانستان را بیست سال کوبید، عراق را سوزاند و لیبی و یمن و سومالی را ویران کرد و هر جا قدم گذاشت، دین را تضعیف و ملت‌ها را به جان هم انداخت. این واقعیتِ تاریخی است، نه ادعا.

در چنین صحنه‌ای، هر سخنی که خواسته یا ناخواسته ادبیات دشمن را بازتولید کند، دیگر «نصیحت» نیست؛ لغزشِ خطرناک است.

مولوی عبدالحمید به عنوان یک خطیب رسانه ای و  شناخته‌شده، در بزنگاه‌های حساس گزاره‌هایی را برجسته می‌کند که دقیقاً تیتر رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی می‌شود و به‌جای افشای ریشه‌های فتنه، تمرکز را از دشمنِ محارب برمی‌دارد و به ادبیاتی میدان می‌دهد که در پازل «فشار، اغتشاش، تحریم» جا می‌گیرد، این دیگر اختلافِ اجتهادی نیست؛ خطای روش است، خطایی که هزینه‌اش را امت می‌پردازد.

اهل‌سنت و جماعت به‌روشنی گفته‌اند نصیحتِ حکّام با حفظ اصلِ کیانِ اسلام است و علنی‌سازیِ فتنه‌زا مردود است و یاریِ دشمن و کافر محارب و اشغالگر خارجی با دست و زبان و قلب حرام است.

مشکلات معیشتی، تبعیض‌ها یا نارضایتی‌ها هرچه باشد مجوز شرعی برای هم‌صدایی با پروژه‌های کفار محارب و اشغالگر خارجی نمی‌شود. دشمنی که دیروز کابل را هدف گرفت، امروز تهران را نشانه گرفته و فردا همان سناریو را علیه هر سرزمین اسلامی دیگری که بخواهد مستقل باشد اجرا می‌کند.

در ماجرای نامه‌نگاریِ حاطب بن ابی بلتعه رضی الله عنه، یکی از صحابه به کفار قریش،حضرت عمر رضی‌الله‌عنه از شدتِ خطرِ «یاری دشمن» واکنش نشان داد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم با علم، عدل و ضابطه حکم داد.

این رخداد به ما می گوید: نه تساهلِ ساده‌لوحانه در برابر دشمن، نه هیجانِ بی‌ضابطه؛ بلکه بصیرتِ سخت‌گیرانه نسبت به هر نشانه‌ی هم‌صدایی با خصم.

در اینجا مولوی عبدالحمید زاهدانی و هر صاحب تریبونی باید بداند سخنی که سوختِ رسانه‌های دشمن شود، مسئولیت دارد و سکوتِ حکیمانه گاه از فریادِ ناپخته واجب‌تر است و عالمِ دین اگر ناخواسته به پلِ عبورِ پروژه‌های بیگانه بدل شود، به امت ظلم کرده است حتی اگر نیتش خیر باشد.

در آخر باید بدانیم که آمریکا دشمنِ ثابتِ امت است، نه داورِ بی‌طرف. هر ادبیاتی که فشار او را توجیه یا تکمیل کند، به زیان اسلام تمام می‌شود.

حق با میزانِ شرع سنجیده می‌شود، نه با تشویقِ رسانه‌های بیگانه و توجیهات خطبای عوام زده ی غربزده.

«اللهم أرِنا الحقَّ حقًّا وارزقنا اتباعه، وأرِنا الباطلَ باطلًا وارزقنا اجتنابه.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *