توهم شکست‌ناپذیری آمریکا و صهیونیستها در دلها و نزد حکام وابسته

توهم شکست‌ناپذیری آمریکا و صهیونیستها در دلها و نزد حکام وابسته

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

این جنگ رمضان 1404 که ما در 37مین روز آن هستیم بار دیگر و به صورت روشن و واضح افسانه ی شکست ناپذیری ارتش آمریکا و صهیونیستها را به دوست و دشمن نشان داد به گونه ای که ترامپ برای صلح در حال گدائی و التماس کردن است و با وجود سانسور شدید خبری همه شاهد میزان نابودی سرزمینهای تحت اشغال رژیم صهیونیستی و مراکز نظامی و اقتصادی و امنیتی آمریکا رد دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس هستیم.

با این وجود و در تحلیل چالش‌های جهان اسلام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضروری است که مرز میان «واقع‌گرایی استراتژیک» و «توهم ضعف ناشی از مزدوری» را به وضوح ترسیم کنیم. زمانی که از «تغییر قواعد مبارزه و جهاد» سخن به میان می‌آید، این ندا باید از حلقوم رهبرانی برخیزد که خود را نه غلام و بنده دشمن، بلکه حافظ منافع امت اسلامی می‌دانند. اما متأسفانه، امروز شاهد آن هستیم که همین تئوری «شکست‌ناپذیری دشمن» از سوی کسانی ترویج می‌شود که در عمل، سال‌هاست به بندگی قدرت‌های کافر سکولار و محارب غربی خو گرفته و هویت اسلامی خود را به حراج گذاشته اند.

نکته قابل تأمل اینجاست که کشورهایی نظیر ترکیه، مصر و پاکستان، بر خلاف تصور رایج، فاقد توانایی‌های نظامی و تکنولوژیک نیستند. این حاکمیتهای خائن که با ادعای نمایندگی مسلمین، بر سرزمین‌های اسلامی حکم می‌رانند در حوزه‌هایی چون ساخت پهپادهای جنگی پیشرفته، تولید موشک و توسعه صنایع دفاعی، دستاوردهای قابل توجهی دارند،اما با وجود در اختیار داشتن این ابزارها، دائماً بر طبل ضعف و ناتوانی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌کوبند و ضرورتِ تسلیم در برابر «برتری تکنولوژیک» دشمن را گوشزد می‌کنند

این رویکرد، نه از روی واقع‌بینیِ راهبردی، بلکه ناشی از عادت به مزدوری، بردگی و فقدان ایمان و غیرت اسلامی است. وقتی ایمان راستین از قلبی رخت بربندد و روحیه جهادی و غیرت حفظ عزتِ امت جای خود را به خودباختگی بدهد، دشمن به ناحق، شکست‌ناپذیر پنداشته می‌شود و هرگونه مقابله‌ای بی‌معنا تلقی می‌گردد. اینجاست که رهبران، به جای تقویت روحیه مقاومت، به توجیه‌گران انفعال تبدیل می‌شوند.

این رژیم‌ها، به جای آنکه در راستای منافع اصیل امت اسلامی گام بردارند و از آرمان‌های مسلمین دفاع کنند، عملاً به آلت دست و غلام قدرت‌های استکباری، به‌ویژه آمریکا، تبدیل شده‌اند. نمونه بارز آن، ترکیه است که با وجود لفاظی‌های ظاهری و مانورهای سیاسی، در عمل به یکی از بزرگترین همکاران و حامیان سیاست‌های آمریکا در منطقه تبدیل شده است. همکاری‌های اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی پنهان و آشکار این کشورها با دشمنان قسم‌خورده اسلام، پرده از چهره واقعیِ آنها برمی‌دارد.

این خیانت، تنها به پشت‌پرده ختم نمی‌شود؛ بلکه در سیاست‌های علنی تضعیف جبهه مقاومت، سرکوب جنبش‌های اصیل اسلامی، و از همه مهم‌تر، عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی نیز نمود پیدا می‌کند. حاکمانی که خود را متولی بخشی از جهان اسلام می‌دانند، اما در خفا و آشکارا با دشمنان مسلمین پیمان همکاری می‌بندند، در واقع، مرتکب خیانتی نابخشودنی به امت واحده اسلامی شده‌اند.

این تفکرِ ذلیلانه که دشمن را قدر مطلق می‌بیند و هرگونه مواجهه را بی‌حاصل می‌خواند، در واقع تلاشی مذبوحانه برای توجیه وابستگی و تداوم بندگی است. حاکمانی که به جای پرورش اراده مقاومت و تقویت روحیه جهاد در میان ملت‌های خود، به ترویج یأس و القای برتریِ موهومِ دشمن می‌پردازند، در حقیقت به منافع امت اسلامی پشت کرده و راه را برای غارت بیشتر منابع، تحمیل اراده بیگانگان و تداوم اشغالگری هموار می‌سازند. اینگونه حاکمیتهای خائن که با پوشش اسلام و با زبان ظاهری حمایت از مسلمین، در خدمت کفار محارب خارجی قرار گرفته‌اند، بزرگترین ضربه را به پیکره امت وارد می‌کنند و از عوامل اصلی توقف حرکت رو به جلوی مسلمین در مسیر عزت و استقلال هستند.

تا زمانی که حاکمان این سرزمین‌ها از ذلت مزدوری و بردگی دست نکشند و ایمان، غیرت و اراده مقاومت را سرلوحه کار خود قرار ندهند، سخن گفتن از هرگونه مقابله‌ای با دشمن بی‌معنا خواهد بود. قدرت حقیقی نه در داشتن تجهیزات نظامی، بلکه در اراده‌ای پولادین و قلبی سرشار از ایمانی است که هرگز دشمن را شکست‌ناپذیر نمی‌داند. رهایی از این وضع، تنها با طرد حاکمان وابسته و بازگشت به اصول و مبانی اسلامی و تکیه بر ایمان و اتحاد و توان و غیرت درونی امت و اسلحه میسر خواهد شد.

سرانجام تلخ مزدوران نجدیت درباری آل سعود از تکفیر نابجای مسلمین و حلال کردن خون اهل دعوت و جهاد تا زباله‌دانی تاریخ

سرانجام تلخ مزدوران نجدیت درباری آل سعود از تکفیر نابجای مسلمین و حلال کردن خون اهل دعوت و جهاد تا زباله‌دانی تاریخ

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مسلمین در یکی دو قرن گذشته به دو بیماری مختلف و حتی متضاد آلوده شده اند، یکی تفکرات نجدیت از کانال دستگاه رسمی آل سعود و دیگری عقیده ی دین سکولاریسم از اکانال احزاب و گروهها و افراد مرتد داخل یکه از حمایت کفار سکولار و محارب خارجی هم برخوردار بوده اند.

نطفه‌ی تفکر نجدیت درباری آل سعود که توسط شیخ محمد بن عبدالوهاب حنبلی مذهب پایه گذاری شد، در واقع و عملاً نه برای اعتلای کلمه الله، بلکه با دلارها و نقشه های انگلیسی و برای درهم‌شکستن وحدت امت اسلامی در قلب نجد کاشته و دامن زده شد. این جریان مسموم از همان روز نخست، پیوندی نامقدس با خاندان فاسد آل‌سعود بست تا خون مسلمانان را مباح و غارت ثروت‌های آنان را برای این خاندان دست نشانده ی منحرف قانونی جلوه دهد.

تفکر نجدیت از آغاز، ابزاری در دست انگلیس بود تا دولت عثمانی را تضعیف و جغرافیای دارالاسلام را بیشتر تکه‌تکه کند. شیوخ نجدی درباری آل سعود با قرائتی وارونه از بعضی از مفاهیم دین اسلام، به جای مبارزه با اشغالگران کافر محارب خارجی، لوله‌ی تفنگ‌های خود را به سمت سینه برادران مسلمان خود گرفتند. آن‌ها «دین» را به حراج گذاشتند تا آل‌سعود بر اریکه‌ی قدرت تکیه بزند و کفار محارب خارجی هم به اهداف خود در سرزمینهای اسلامی برسند.

امروز که محمد بن سلمان برای خوش‌خدمتی به اربابان غربی و صهیونیست خود، به دنبال «سعودی جدید» و سکولار است، تاریخ مصرف این شیوخ درباری نیز ظاهرا به پایان رسیده است. شیوخی مانند «صالح الفوزان» که روزگاری با فتاوای خود حکم مرگ هزاران مجاهد اهل دعوت و جهاد بی‌گناه را صادر می‌کردند، اکنون مانند «سگان پیری» هستند که دیگر دندان و زبانی برای ارباب ندارند. حذف ده هزار فتوای فوزان، پیامی آشکار است: «مزدور، تا زمانی عزیز است که سودمند باشد.» بن‌سلمان با تیپا زدن به این شیوخ، آن‌ها را به همان زباله‌دانی می‌اندازد که پیش‌تر عقایدشان امت اسلام را به آن گرفتار کرده بود.

شیوخ نجدیت درباری برای جلب رضایت آل‌سعود، آیات خدا را تحریف کردند و اکنون پاداش خود را با ذلت و بایکوت دریافت می‌کنند در حالی که  می دانستند الله فرموده است: وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ (بقره/ ۴۱) و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید، و تنها از من پرهیز کنید.

سرنوشت صالح الفوزان و امثال او، درس عبرتی برای تمام کسانی است که دین را در پای تخت سلاطین جور قربانی می‌کنند. آل‌سعود مرتد، پس از آنکه دهه‌ها از این شیوخ برای تثبیت قدرت خود استفاده کرد، اکنون آن‌ها را همچون دستمالی کهنه به دور می‌اندازد. این فرجام دنیایی آن‌هاست و عذاب آخرت برای خائنان به امت رسول الله صلی الله علیه وسلم سخت‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

در حالی که مرتدین سکولار گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

در حالی که مرتدین گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سیستان و بلوچستان مرکب از اکثریتی حفنی مذهب و به دنبال آن شیعیان و اقلیتی بسیار اندک از گروه زکری ها است. در این ترکیب جمعیتی نزدیک به چند سال است در فضای مجازی و با نام این مردم گروه منافقین آشکار شده یا همان دارودسته ی سکولار و مرتد رجوی فعالیت داشتند، یا اثرات آنها را در بیانیه ها و ادبیات گفتمانی گروه تازه تاسیس «جبهه ی مبارزین مردمی» می دیدیم اما امروز شاهد روخوانی بیانیه ای توسط گروهی چند نفره بودیم که آشکارا خود را بخشی از اینس ازمان سکولار و مرتد معرفی کردند.

آیا منکر و بدعتی بالاتر از این گروههای سکولار و مرتد می تواند برای ایمان و قیامت مردم مسلمان وجود داشته باشد؟ پس چرا مولوی های ما هنوز سکوت کرده اند؟

در اینجا فراخوان غیرت دینی و مسئولیت شرعی علمای بلوچ در برابر انحرافات عقیدتی ضرورت دارد و سکوت نخبگان و علمای ربانی، پرسشی بزرگ در اذهان امت ایجاد خواهد کرد. تلبیس حق به باطل و تفسیر سکولار از آیات الهی، بدعتی است که اگر امروز با پاسخ علمی و قاطع مواجه نشود، فردا کیان ایمان مردم را به باد خواهد داد.

علمای بزرگوار بلوچستان، امروز که مفاهیم لیبرالیستی و زمزمه‌های خروج از حاکمیت الله تحت عنوان «آزادی و انسانیت» از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، مصداق بارز ظهور بدعت است. سکوت در این مقطع، نه از باب مصلحت، بلکه به معنای پذیرش تدریجی انحراف است. کجایند وارثان سنت که در برابر این تحریفات قد علم کنند؟

استناد به آیه «لا إکراه فی الدین» برای توجیه نظام‌های کافر سکولار و زیر سوال بردن حدود الهی، تیشه زدن به ریشه فقه اسلامی است. علمای بلوچ که همواره به تمسک به سیره سلف صالح شناخته می‌شدند، نباید اجازه دهند افراد و گروهها با رویکردهای سیاسی، مسلمات دین را به بازی بگیرد.

آنهمه مولوی عبدالحمید در مورد حکومت سکولار  و زمینه سازی برای این تفکر ارتدادی صحبت کرد و آشکارا در برابر این جریان مخرب نایستادید تا اینکه مرتدینی سکولار چون گروه رجوی به خود جرئت داده اند در میان مردم سیستان و بلوچستان یارگیری کنند.

علمای گرامی، آیا پذیرش حاکمیت اکثریت و سکولاریسم در مقابل حاکمیت نص، با اصول عقیدتی اهل‌سنت سازگار است؟ چرا پاسخ مستند و فقهی خود را برای آگاهی جوانان منتشر نمی‌کنید؟

انحراف فکری امثال مولوی عبدالحمید و حبیب سربازی و سرخوش و BLA و امثالهم تنها یک موضع شخصی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر هویت مذهبی مردم غیور بلوچ از یک جامعه متشرع به یک جامعه سکولار و خنثی است. اگر امروز در برابر این «کفرگویی‌های سکولاریستی» ایستادگی نشود، فردا پاسخگویی به نسل‌های آینده که دینشان را در مسلخ مرتدین سکولار از دست داده‌اند، غیرممکن خواهد بود.

جامعه متدین بلوچستان منتظر است تا ببیند کدام عالم ربانی، رضایت الله را بر مصلحت‌های دنیوی و پیوندهای جناحی ترجیح می‌دهد. ما خواهان تشکیل جلسات نقد علمی، صدور بیانیه‌های روشنگرانه و مرزبندی صریح با افکاری هستیم که بوی شرک و نفاق و ارتداد از آن استشمام می‌شود.

ای علمای حق، «حق» ستودنی‌تر از اشخاص است. اگر امروز جلوی این انحراف عقیدتی سکولاریستهای مرتد در هر لباسی و با هر عنوانی گرفته نشود، فردا نام اسلام تنها پوششی برای نظام‌های طاغوتی و ارتدادی خواهد بود. برخیزید و با سلاح برهان و غیرت دینی، از حریم شریعت دفاع کنید که «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا».

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

«وعده های صادق» میثاق خون و فتح و تجلی وحدت دارالاسلام ایران و گردان‌های سرافراز قسّام فلسطین

به قلم: براهندک بلوچ

اجازه دهید سخن خود را با این عبارت شروع کنم که : بُورِكَ كُلُّ ثَأرٍ قِبلَتُهُ فِلسطین . مبارک است هر انتقامی که قبله‌گاهش فلسطین باشد.Blessed is every act of revenge directed towards Palestine

با آنکه مدتهاست جبهه ی کفار آمریکائی و غرب و صهیونیستها در کنار مرتدین داخلی تمام‌قد در برابر اسلام ایستاده است، اما در این جنگ رمضان 1404ش آنرا بیشتر از هر زمانی لمس می کنیم و تا کنونی آشکارا ندیده بودیم که آمریکا و صهیونیستها و مرتدین آشکارا در یک جنگ مشارکت کنند بلکه یکی از آنها مشارکت می کرد و بقیه پشت صحنه حمایت مالی و نظامی و امنستی و … می کردند.

امروز و در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش پیوند پولادین میان مجاهدان تمام سرزمینهای اسلامی و بخصوص مجاهدین غزه و پشتیبانان صادق در ایران اسلامی، کابوسی مرگبار برای اشغالگران کافر محارب و خائنین داخلی رقم زده است. این نه یک همکاری تاکتیکی موقتی و گذرا، بلکه پیوندی است ایمانی که ریشه در قرآن و منهج اسلامی دارد.

الله جل جلاله مجاهدانی را که در یک صف واحد علیه باطل می‌جنگند، محبوب خود می‌خواند و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۴) بدرستی که الله کسانی را دوست می‌دارد که در راه او به‌صورت صفی واحد [و استوار] جنگ مسلحانه می‌کنند، گویی بنایی ریخته‌شده از سرب هستند.

گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، با انتشار سخنان سخنگوی دلاور خود، شهید «حذیفه الکحلوت» (ابوعبیده)، بر نقش حیاتی ایران در درگیری مستقیم با غده سرطانی صهیونیسم تأکید کرد. ابوعبیده با بصیرتی الهی، عملیات‌های «وعده صادق» را ضرباتی کاری بر پیکره دشمن دانست ودر مورد وعده صادق 2 گفت: «جمهوری اسلامی ایران با دشمن صهیونیستی وارد درگیری شده و با عملیات‌های وعده صادق، ضربات دردناکی بر این دشمن وارد می‌سازد.»

ایران اسلامی به عنوان پایگاه مقتدر اهل دعوت و جهاد، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و دفاع از فلسطین را دفاع از کیان امت می‌داند. «ابراهیم ذوالفقاری»، سخنگوی نیروهای مسلح ایران، با زبانی عربی و خطاب به مجاهدان غزه، حقیقت این نبرد مقدس را چنین تبیین کرد: «به عزیزان‌مان در سرزمین فلسطین، به‌ویژه غزه‌ی صبور، می‌گوییم: ما امروز تنها برای دفاع از خود نمی‌جنگیم، بلکه برای دفاع از مظلومیت امت اسلامی، ملت فلسطین و خون شهدای آنان می‌جنگیم.»

این هم‌افزایی میان موشک‌های تهران و ایمان غزه، نشانه‌ای از نزدیکی روز موعود و آزادی قدس شریف است. همان‌گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن اُمَّتي عَلَي الحَقِّ ظاهِرينَ لِعَدُوِّهِم قاهِرينَ… قالوا: یا رسول‌الله و أین هم؟ قال: في بَيتِ المَقدِسِ و أكنافِ بَيتِ المَقدِسِ» همواره گروهی از امت من بر حق استوار و بر دشمنانشان چیره هستند… پرسیدند: ای رسول خدا، آن‌ها کجایند؟ فرمود: در بیت‌المقدس و اطراف بیت‌المقدس.»

امروز دارالاسلام ایران و گردان‌های قسام، همان «بنیان مرصوص» هستند که تا آزادی کامل پاره تن اسلام، فلسطین عزیز، آرام نخواهند گرفت.

خطر سکوت دسته هائی از خطبا و علمای ایران در قبال سیاستهای دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ رمضان 1404ش

خطر سکوت دسته هائی از خطبا و علمای ایران در قبال سیاستهای دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ رمضان 1404ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سکوت امثال مولوی عبدالحمید و مولوی ها و شیوخ و آخندهای دیگر در برابر جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران که دولتهای خائن خاطراف خلیج فارس نیز خود را بخشی از این جنگ کرده اند مایه ی تعجب مومنین شده است چون این مولوی ها برای کوچکترین مساله ی اختلافی آنهمه سروصدا برپا می کردند و هم اکنون که اصل دارالاسلام در معرض خطر قرار گرفته و جهاد فرض عین شده است از بیان و توضیح این فرض عین هم کوتاهی می کنند.

 چه کسی هست که نداند حضور نیروهای آمریکایی در سرزمین وحی و همکاری حاکمان منطقه با کشورهای کافر محارب غربی، مصداق اشغالگری و خیانت به آرمان‌های اسلامی است که باید صراحتاً محکوم شود.

بر اساس آموزه‌های قرآن، سنت نبوی و فقه امام ابوحنیفه رحمه الله، واگذاری خاک اسلام به بیگانگان و کفار محارب بر علیه دارالاسلام، عملی در تضاد با ایمان و حتی در حکم ارتداد است.

حالا به نظر شما چرا این مباحث فقهی و سیاسی برای جوانان باایمان بلوچ تشریح نمی‌شود تا نسبت به خطر «کفر و خیانت» حاکمان دست‌نشانده آگاه شوند؟

تمرکز این مولوی‌ها بر آموزش احکام جزئی و مسائل طهارت و عبادات فردی است، در حالی که از مسائل کلان و شکننده اسلام (نواقض اسلام) چشم‌پوشی می‌کنند. آگاه نکردن مردم از وضعیت قبله مسلمین و مدینه منوره، کوتاهی در وظیفه دینی و نادیده گرفتن تهدیدات اصلی علیه جهان اسلام است.

از جامعه بلوچ  می‌خواهیم که از رهبران مذهبی خود درباره حکم شرعی وجود پایگاه‌های نظامی بیگانگان در کشورهای اسلامی نظیر عربستان، امارات و بحرین و قطر و کویت که هم اکنون نقش بارزی در ضربه زدن به دارالاسلام ایران دارند سؤال کنند و اجازه ندهند سکوت این مراجع، حقیقت جبهه کفر و نفاق را پنهان سازد.

فریاد بیداری و چرایی سکوت مرگبار مولوی عبدالحمید در برابر کفار اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

فریاد بیداری و چرایی سکوت مرگبار مولوی عبدالحمید در برابر کفار اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ی 7 فروردین 1404ش علت سکوتش در برابر جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران را اینگونه بیان کرد که انگار چون قبلاً به حرفهایش گوش نداده اند او هم سکوت کرده است. واقعاً بهانه ای غیر شرعی و کاملاً بچه گانه است.

در منابع تاریخی اهل سنت و جماعت آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 250 بار دسته هائی از مردم مکه را دعوت داد اما همیشه جواب رد می شنید، آیا در فقه یکی از مذاهب اسلامی آمده است چون مردم یا دسته هائی از مردم از پذیرش سخن یک خطیب یا دعوتگر سرباز می زنند پس این دعوتگر حق دارد که دعوت را ترک کند؟ قطعاً خیر. فقط کافی است ترک دعوت توسط یونس علیه السلام و اتفاقات بعد از آن بررسی شود تا به میزان پوچی بهانه ی مولوی عبدالحمید پی ببریم.

علاوه بر این، زمانی که مولوی عبدالحمید زبان باز کرد به جای دعوت به بسیج عمومی برای جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و روشن کردن فرض عین بودن جهاد بر تمام مومنین در چنین حالتی، باز شاهد سخنانی بودیم که با بررسی تاریخ کمونیستهای شوروی و عدم حمایت مردم از آنها و فروپاشی آنها و… به نحوی باز با سخنان دوپهلو، سخنانش کمکی به تقویت جبهه ی دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی نداشت.

خطاب به جوانان با ایمان و غیرتمند بلوچ این است شما که همواره خود را پاسدار منافع مردم و کشور نشان داده اید، امروز در برهه‌ای حساس از تاریخ اسلام قرار دارید. سؤالی بزرگ در برابر ماست که پاسخ به آن، مرز میان «دین‌داری واقعی» و «نفاق مصلحتی» را روشن می‌کند.

ای مردم غیور بلوچ، مولوی‌هایی که سال‌هاست وقت شما را صرف جزئی‌ترین مسائل طهارت، آداب مستراح، حیض و نفاس  و یا کلی گوئی های رسانه پسند در دفاع از منافع مردم کرده‌اند، چرا امروز که «اصل نظام» و «دارالاسلام» در خطر است، مهر سکوت بر لب زده‌اند؟ آیا شکستن وضو مهم‌تر است یا شکستن دارالاسلام و حاکمیت بر دارالاسلام که بزرگترین و مهمترین سپر مومنین در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی است؟

آن‌ها به شما آموختند که چگونه بدن خود را پاک کنید، اما هرگز نگفتند که حضور چکمه‌های سربازان «کفار حربی آمریکایی و صهیونیستی» در سرزمینهای اسلامی، بزرگترین نجاستی است که دامن امت اسلام و مسلمین را گرفته است. چرا مولوی عبدالحمید از این «کفر صریح» سخنی نمی‌گوید؟

بر اساس نص صریح الله جل جلاله که می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/ ۵۱) هر حکمی که دست دوستی و اتحاد به سوی کفار محارب دراز کند و خاک اسلام را پایگاه آنان قرار دهد، از دایره اسلام خارج است.

آل‌سعود مرتد با در اختیار قرار دادن قبله مسلمین و شهر رسول‌الله صلی الله علیه وسلم به بدترین دشمنان اسلام (آمریکا)، مرتکب خیانتی شده است که در فقه اسلامی هیچ توجیهی ندارد. امارات، کویت، بحرین و قطرو اردن به انبار باروت و پایگاه کفر علیه «دارالاسلام ایران» تبدیل شده‌اند. سکوت در برابر این فاجعه، چیزی جز «نفاق» و «دین‌فروشی» نیست.

مولوی عبدالحمید که خود را پیرو مذهب حنفی می‌داند، چرا به فتاوای صریح امام اعظم رجوع نمی‌کند؟ در فقه حنفی، حمایت از کفار علیه مسلمین و سپردن سرزمین‌های اسلامی به دست اشغالگران کافر، مایه ابطال حاکمیت و کفر آشکار و بواح حاکم است.

مولوی عبدالحمید که در مورد جنگ دو دارالکفر اصلی روسیه و اوکراین ( که هیچ ارزشی برای سخنانش قائل نیستند) خطبه ی مسجد را اختصاص می دهد چرا در مورد حضور کفار سکولار و اشغالگر خارجی در سرزمینهای اسلامی سخنی نمی گوید در حالی در این مورد خاص، رسول الله صلی الله علیه وسلم در بستر رحلت فرمودند: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ. سکولاریستها(=مشرکان) را از جزیرة‌العرب بیرون کنید. امروز نه تنها مشرکان (=سکولاریستها) بیرون نرفته‌اند، بلکه با دعوت و حمایت آل‌سعود، و بن زیاد و آل ثانی و … بر مقدرات مسلمین عربستان و امارات و بحرین و قطر و کویت و اردن و … حاکم شده‌اند. چرا مولوی عبدالحمید این سنت نبوی را برای جوانان بلوچ بازگو نمی‌کند؟

دلیل این سکوت مرموز چیست؟ آیا پیوندهای پنهان و دلارهای نفتی، زبان حق‌گوی این مدعیان را بسته است؟ چرا جوان با غیرت بلوچ نباید بداند که هر حاکمی که خاک خود را در اختیار اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی و سایر کفار سکولار خارجی قرار دهد تا علیه دیگر مسلمانان توطئه کنند، خائن به الله و رسول صلی الله علیه وسلم است؟

این مولوی‌ها موظف بودند به شما بگویند که «ولایت و به سرپرستی گرفتن این کفار سکولار خارجی»، ایمان را باطل می‌کند. آن‌ها باید پاسخ دهند که چرا برای مسائل پیش‌پاافتاده فریاد می‌زنند، اما در برابر تبدیل شدن کعبه به حیاط‌خلوت ژنرال‌های آمریکایی خفقان گرفته‌اند؟

ای جوانانِ بیدار بلوچ، ایمان شما در خطر است. بدانید که اسلام واقعی، مبارزه با سلطه کفر است، نه فقط رعایت آداب دستشویی، از علمای خود مطالبه کنید؛ بپرسید حکم شرعی حاکمان خائنی که پایگاه‌های نظامی کفار سکولار آمریکائی و سایر کفار محارب غربی را در سرزمینهای اسلامی بنا کرده‌اند چیست؟ اجازه ندهید با سکوت و نفاق، غیرت دینی شما را به مسلخ سیاست‌هایِ آل‌سعود و اربابان آمریکایی‌شان ببرند.

عزت از آن الله، رسول و مؤمنان بیدار است.

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

سالهاست که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقیم و بخصوص از کانال حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر کشورهای همسایه ی ایران با دارالاسلام ایران در حال جنگ بوده است اما به صورت مستقیم در دو نوبت جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش وارد جنگ شده اند و امروز 33ومین روز این جنگ رمضان است.

در این صورت، جبهه حق در تقابلی سرنوشت‌ساز با سرافعی و کفر جهانی قرار دارد، در چنین جنگی اتحاد شوم میان نفاق داخلی و مزدوری خارجی، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. اقدامات اخیر ارتش دارالکفر طاری پاکستان در تسهیل عبور ناوگان شیطان بزرگ از تنگه هرمز، تنها یک معامله تجاری نیست، بلکه خنجری از پشت بر پیکر جبهه ی مجاهدین و جریان اصیل مقاومت در برابر کفر جهانی به پرچمداری آمریکاست.

تبانی ارتش پاکستان با آمریکا برای عبور کشتی‌های نفتی تحت پرچم نفاق، هدفی جز محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام ایران و تضعیف توان رزمندگان مقاومت ندارد. این مزدوران با قرار دادن امکانات خود در اختیار صهیونیسم بین‌الملل، عملاً راه را بر مجاهدانی که در صف اول مبارزه با کفر هستند، می‌بندند و امنیت حریم دارالاسلام را وجه‌المصالحه دلارهای آمریکایی قرار داده‌اند.

در این میان، نقش مزدوران رسانه ای وابسته به پاکستان در گمراه کردن افکار عمومی و جابجایی حقایق غیرقابل کتمان است. این سربازان بخش جنگ روانی و تبلیغی جریان نفاق با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، جای مدافع از سرزمین اسلامی و اشغالگران کافر محارب و اشغالگر خارجی را عوض کرده و با پوشاندن خیانت‌های آشکار مزدوران منطقه‌ای، سعی در تطهیر چهره‌های مرتد و وابسته دارند. این سربازن بخش جنگ روانی دشمن با واژگون نشان دادن واقعیت‌های میدان، به دنبال سرپوش گذاشتن بر معاملات پنهانی هستند که هدف نهایی آن‌ها ضربه زدن به عمق استراتژیک مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی است.

ارتش دارالکفر طاری پاکستان و دنباله‌های فکری آن‌ها در جبهه نفاق، با این خوش‌خدمتی‌ها ثابت کردند که در جبهه دشمن تعریف می‌شوند. اما دارالاسلام ایران با اشراف کامل بر این تحرکات، اجازه نخواهد داد که غلامان آمریکا و اسرائیل و غرب با لفاظی و جابجایی حقایق، خیانت‌های بزرگ را کوچک جلوه دهند. تنگه هرمز برای کسانی که پرچم نفاق به دست گرفته‌اند، به بن‌بستی مرگبار تبدیل خواهد شد.

امروز بر تمامی مجاهدین اهل دعوت و جهاد و پویندگان راه حق واجب است که مرز میان مدافعین از دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی و نفاق جاده‌صاف‌کن کفار محارب و اشغالگر خارجی را بشناسند. خیانت پاکستان و دروغ‌پراکنی‌های باند رسانه ای همسو با آن، دو روی یک سکه‌اند که هدف‌شان تنها بقای آمریکا و غرب و حکام دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی و تضعیف اقتدار دارالاسلام است؛ اما اراده پولادین مومنین اهل دعوت و جهاد و مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی، این نقشه شوم را نقش بر آب خواهد کرد.

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

کاتب: محمد اسامه

اگر کسی قبل از این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران در خیمه شب بازی نهادهای بین المللی سکولاریستی در حمایت از حقوق بشر و حاکمیتها و… شک داشت امروز برای امت اسلامی و تمامی آزادگان جهان، حقیقت پشت پرده‌ی مؤسسات ملل کفری و شعارهای پوچ سکولاریستی آن‌ها کاملاً روشن شده است.

امثال مولوی عبدالحمید که همیشه نهادهای بین المللی سکولاریستی را به جای مومنین و دارالاسلام و قرآن و شریعت الله به عنوان محک و میزان و عامل نظم دهنده و صلح و … معرفی می کنند لازم است بدانند که آنچه به عنوان نظم سکولاریستی جهانی و حقوق بشر فروخته می‌شود، جز ابزاری برای تثبیت اشغالگری کفار سکولار قدرت مند بر ملل دیگر نیست.

باید دانست که چیزی به نام «قانون بین‌الملل سکولاریستی» یا «احترام به حاکمیت کشورها» وجود خارجی ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در برنامه‌های درسی فرزندان مسلمان و حتی در خطبه های گروه منافقین نیز گنجانده شده‌اند تا روحیه جهادی آنان را تضعیف کرده و آنان را مطیع و رام نظم کفری سکولاریستی سازند.

هم اکنون که دارالاسلام ایران در جنگ با آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و مزدوران منطقه ای آنهاست واقعیت میدان ساده و صریح است: در منطق کفار محارب و سکولار خارجی، هر که قدرت دارد، حق دارد تهدید کند، طغیان نماید و سرکشی کند. لذا بر والدین و مربیان و خطبای مساجد و سایر صاحبان رسانه واجب است که فرزندان خود و مردم جامعه را بر اساس فرمان الهی «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ یعنی آمادگی همه‌جانبه برای مقابله با کفار محارب سکولار خارجی و شرکای آنها، به جای دل بستن به معاهدات فریبکارانه جهانی.

بزرگترین معضل جهان اسلام در سده‌های اخیر، وجود حکامی است که توسط همین ملل کفری سکولاریستی بر سرزمین‌های اسلامی تحمیل شده‌اند. وظیفه این حکام دست‌نشانده، چیزی جز تثبیت چنبره اشغالگران سکولار خارجی نیست. آن‌ها جاده‌صاف‌کن نفوذ آمریکا، صهیونیست‌ها، انگلیس، فرانسه و دیگر قدرت‌های استعماری سکولاریستی هستند تا منابع و جغرافیای مسلمین در خدمت اهداف کفر باقی بماند.

نمود عینی این خیانت بزرگ، اقدامات «آل‌سعود مرتد» است که امت اسلامی را شوک‌زده کرده است. آن‌ها سرزمین مکه و مدینه، یعنی قلب وحی الهی را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. امروز شاهدیم که نیروهای متجاوز آمریکایی با امنیت کامل در سرزمین وحی مستقر شده و از آنجا به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای حملات علیه «دارالاسلام ایران» استفاده می‌کنند. این حضور کفر در مقدس‌ترین خاک اسلام، سندی بر سقوط اخلاقی و دینی حکامی است که قبله مسلمانان را به پایگاه نظامی شیاطین تبدیل کرده‌اند.

در کنار این حکام خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی کسانی در قالب خطیب و حتی عالم وجود دارند که این اشغالگری و خیانت آشکار را با بازی با منابع شرعی و با سوء استفاده از جایگاهی که نزد مسلمین پیدا کرده اند برای مومنین توجیه می کنند

وقت آن است که مسلمانان از فریب نهادهای ساخته‌دست کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی بیدار شوند. حقیقت این است که تا زمانی که حکام دست‌نشانده بر مقدرات بلاد اسلامی حاکم باشند، زنجیرهای اشغالگری آمریکا و صهیونیسم گسسته نخواهد شد. تنها راه عزت، بازگشت به قدرت ایمانی و نظامی و کوتاه کردن دست مزدوران کفار سکولار و اشغالگر خارجی از سرزمین‌های اسلامی است.

مولوی عبدالحمید، در هنگام تهاجم کفار محارب خارجی بر دارالاسلام، اولویت نزد اهل سنت چیست؟

مولوی عبدالحمید، در هنگام تهاجم کفار محارب خارجی بر دارالاسلام، اولویت نزد اهل سنت چیست؟

کاتب: براهندک بلوچ

به صورت کلی و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، در هنگام حمله ی کفار محارب و اشغالگر خارجی بر دارالاسلام، اولویت بعد از ایمان و نماز، دفع این کفار مهاجم است.

اینجاست که عزلت‌نشینی شک‌برانگیز در نبرد سرنوشت‌ساز کنونی برای مومنین سوالی به وجود آورده که چرا صدای مدعیانِ زاهدان در برابر آمریکا و صهیونیسم بر اساس ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله خاموش است؟

الان بعد از نماز، فقط جهاد و سخن گفت از جهاد دفع اولویت مومنین و دارالاسلام ایران است. فتوای جهاد مولوی عبدالحمید بر علیه کفار محارب اشغالگر آمریکائی – صهیونی کجاست؟

در چنین وضعیتی که «دارالاسلام ایران» به عنوان پرچمدار حقیقی جهاد بر علیه کفار آمریکائی و صهیونیستی در غرب آسیا، سینه سپر کرده است، و مرتدین تحت عنوان «کنگره آزادی سکولاریستی» جهت اتحاد و در هم مسیری با این کفار محارب تشکیل داده اند، سکوت مرگبار و غیبت معنادار برخی چهره‌ها، علامت سؤال‌های بزرگی را در ذهن بیدار اهل سنت ایجاد کرده است.

آن روز که رسانه‌های همین اعضای «کنگره ی مفسدین» برای سخنان تفرقه‌افکنانه ایشان هلهله می‌کردند، ایشان با جبهه کفر دل‌بسته بود؛ اما امروز که موشک‌های دارالاسلام، قلب تلاویو و پایگاههای آمریکا در منطقه را می‌شکافد، نه صدایی از ایشان شنیده می‌شود و نه موضعی در حمایت از مجاهدین منطقه.

مولوی عبدالحمید که «خطیب»ی دارای رسانه هستی به این حکم سلطان العلماء عزبن عبدالسلام از «علما»ی مطرح اهل سنت و جماعت و جهان اسلام نگاه کن و جایگاه خودت را مشخص کن که می فرماید: من نزل بقريةٍ فشى فيها الربا، فخَطَب عن الزنا، فقد خان الله ورسوله.[1] اگر کسی وارد مکانی شود که در آن مکان ربا منتشر شده است اما او در مورد زنا سخنرانی کند یا فتوا دهد، به الله و رسولش خیانت کرده است.


[1]  محمد علي الصابوني، روائع البيان في تفسير آيات الأحكام المعروف بـتفسير آيات الأحكام .، تفسیر سوره نور

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

کاتب: ماهدیم بلوچ

امروز که دارالاسلام ایران در تهاجمی بی سابقه از سوی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آنها قرار گرفته است باید همچون یک امتحان به آن نگاه کرد که باید با نمره ی عالی از آن بیرون آمد.

در این زمینه در فتح‌الباری، ۷/۳۴۷ نکته ی مهمی را دیدیم که با مرور چند باره ی آن باذن الله به ما کمک خواهد کرد نمره ی خوبی در کارنامه ی خود ثبت کنیم.

در این کتاب گرانمایه آمده است:

” در تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها، درسی‌ست برای فروتنی و شکستنِ غرور و تکبر نفس. 

مؤمنان در این ابتلا صبر پیشه می‌کنند و سرافراز می‌مانند، در حالی‌که منافقان بی‌تاب و سست می‌شوند.

نیز خداوند برای مؤمنان در سرای کرامت، مقام‌هایی در نظر گرفته که تنها با اعمال‌شان به آن نمی‌رسند؛ پس آن‌ها را در بوته‌ی آزمون‌ها و سختی‌ها قرار می‌دهد تا به جایگاهی که شایسته‌اش‌اند برسند.

و شهادت، که والاترین مرتبه‌ی اولیای خداست، در پرتو همین امتحانات، نصیب آنان می‌شود که لایق آن‌اند.”

هم اکنون که کفار محارب خارجی به دارالاسلام حمله آورده اند بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی، جهاد بر عموم مومنین فرض عین شده است مثل نماز.

ما نماز را برای خودمان و بدون اجازه ی دیگران برپا می داریم؛ جهاد در چنین حالتی هم مثل نماز است.

به کسی گوش نده و نگاه کن در جهاد با این کفار چه کاری از دستت برمی آید انجام بده و با الله جل جلاله معامله کن .