تحریک طالبان کشمیر (TTK) با هدف استقلال منطقه کشمیر از سلطه هند و پاکستان

تحریک طالبان کشمیر (TTK) با هدف استقلال منطقه کشمیر از سلطه هند و پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

طبق بیانیه‌ای که توسط مولوی محبوب بت سوپور، سخنگوی گروه تحریک طالبان کشمیر منتشر شد، هدف اصلی از تأسیس این جنبش، دستیابی به آزادی کامل و حاکمیت مستقل کشمیر از سلطه هر دو کشور هند و پاکستان و همچنین اجرای قوانین الهی اسلام و پاسداری از تعالیم پیامبر اسلام (ص) است.

بر اساس این بیانیه، خط کنترل (LoC) میان هند و پاکستان یا هر مرز جغرافیایی‌ دیگری در کشمیر رسمیت ندارد، اما دامنه جهاد این گروه محدود به جغرافیای کشمیر خواهد بود و نیروهای نظامی و امنیتی هند، جاسوسان و خائنین به آرمان استقلال کشمیر اهداف اصلی حملات آنها هستند. این گروه تأکید کرده است که هیچ غیرنظامی، گروه قومی، حزب سیاسی یا نهاد اجتماعی را هدف قرار نخواهد داد مگر اینکه به‌طور مستقیم با برنامه‌ های دولت هند همکاری کند و مانع تحقق آزادی کامل کشمیر شود.

تحریک طالبان کشمیر با اشاره به قطعنامه‌ های ۳۹ و ۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد، مدعی است که مردم کشمیر حق تعیین سرنوشت دارند، اما این حق از سال ۱۹۴۷ میلادی توسط هند نقض شده و این منطقه تحت اشغال آنها قرار گرفته است. این گروه همچنین با انتقاد از همکاری پاکستان با هند برای سرکوب گروه های جهادی و آزادیخواه از سال ۲۰۰۴ میلادی مدعی می‌شود که سازمان استخبارات نظامی پاکستان در سال ۲۰۲۴، به برخی گروه‌ های جهادی پیشنهاد داده است تا در ترور هدفمند مجاهدین در کشمیر، پاکستان، ایران و افغانستان همکاری کنند و در این کشورها بحران هایی مشابه بحران سوریه ایجاد کند‌. تحریک طالبان کشمیر همچنین عملیات تروریستی در منطقه پهلگام را که موجب درگیری سه روز ارتش هند و پاکستان شد را یک عملیات «پرچم دروغین» از سوی هند دانست که هدف آن تصرف اراضی کشمیر بود.

این جماعت کشمیری در پایان با ذکر شعار اسلامی «الحکم لله، الملک لله»، خواستار اتحاد و حمایت مردم کشمیر و پاکستان، جنبش های مردمی و نهادهای مدنی از آرمان کشمیر و پشتیبانی از اوامر رهبری خود به نام «امیر مولانا مقبول دار» شد و از ارتش پاکستان اگر آنها را همراهی نمی‌کند، در کار آنها نیز دخالت نکند.

لازم به ذکر است که تحریک طالبان کشمیر پس از طالبان افغانستان (TTA)، تحریک طالبان پاکستان (TTP) و تحریک طالبان تاجیکستان (TTT)، چهارمین شعبه رسمی و همنام از سازمانی فراگیر در کشورهای اسلامی آسیای مرکزی است که هدف خود را مبارزه و تلاش برای ایجاد دولت اسلامی عنوان می‌کند. این گروه تاکنون فعالیت خاصی نداشته و مسئولیت هیچ حمله‌ای را به عهده نگرفته است.

مولوی عبدالحمید و کلی گوئی های تکراری در مورد اعدام مجرمین در ایران

مولوی عبدالحمید و کلی گوئی های تکراری در مورد اعدام مجرمین در ایران

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی عبدالحمید در خطبه های نماز جمعه این هفته ضمن محکوم کردن قانونی کردن حکم اعدام برای فلسطینی ها و مجزا کردن عبری ها از این قانون توسط صهیونیستهای اشغالگر گفت: “توصیۀ ما در کشور خودمان نیز آن است که اعدام‌ها را متوقف کنند. یقین داریم که اعدام کمکی به حفظ امنیت و حل مشکلات نمی‌کند.”

بدون شک و همچنانکه مولوی عبدالحمید گفته است اعدام اسرای فلسطینی که برای آزادی سرزمین خود از اشغالگران می جنگند امری جنایتکارانه است اما از نگاه چه کسی؟

زمانی که آمریکا آنهمه افغان و پاکستانی و آفریقائی و آسیائی و سایر مخالفین خودش را به اشکال مختلفی قتل عام می کند آن را حق خودش می داند؛ حکومتهای چین و روسیه و صهیونیستها هم همین گونه هستند.

مولوی عبدالحمید باید می گفت از نگاه شریعت اسلام چنین کشتاری جنایت است. سکولاریستها کشتار مسلمین را تا زمانی که مسلمین مفهیم و محتوای 4گانه ی دین را به کفار سکولار ندهند، یعنی تابع 1- حاکمیت 2- قوانین سکولاریستی آنها نشده اند و 3- ار این قوانین اطاعت نمی کنند 4- و مجازات و پاداش بر اسسا این قوانین را نمی پذیرند این کفار سکولار کشتار مسلمین را حق خودشان می دانند چنانچه الله تعالی می فرماید:

وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره / ۲۱۷  ) (مشركان = سکولاریستها) پيوسته با شما خواهند جنگيد تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند .

پس ما اعدام هر مسلمانی توسط هر کافری را صحیح نمی دانیم؛ چرا؟ چون شریعت الله این را به ما می گوید.

حالا در دارالاسلام ایران دیدیم که در چند روز گذشته و در حین جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار آمریکائی – صهیونی و نوکران آن در آل سعود و امارات متحده عربی بر دارالاسلام ایران، چند نفر از گروه سکولار و مرتد رجوی به همراه عده ای متهمین اغتشاشات سکولاریستهای دی ماه 1404ش اعدم شدند.

مولوی عبدالحمید باز و مثل همیشه دست به محکوم کردن این افراد توسط دارالاسلام ایران پرداخت اما با دلیل شرعی نگفت که اعدام این اشخاص چرا اشتباه است.

بدون شک ما از اعدام هر مسلمانی که برخلاف منابع شرعی ما باشد و سیر قضائی شرعی آنرا نگذرانده باشد مخالفیم اما مولوی عبدالحمید به هیچ یک از منابع شرعی استناد نمی کند و تنها نظر خودش را می دهد که شبیه دیدگاه سکولاریستهائی است که در تمام حالات مخالف حکم اعدام هستند.

مولوی عبدالحمید قصد راضی کردن رسانه های غربی و غربگرا و گروه منافقین را دارد نه رضایت الله و حرمت در مسیر شریعت الله بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمه الله که فقه مذهبی بلوچهائی است که به او اقتدا کرده اند.

مولوی عبدالحمید به سیره جاهل است یا در این شرایط جنگ تحمیلی رمضان 1404ش امنیت کشور برایش مهم نیست یا …

مولوی عبدالحمید به سیره جاهل است یا در این شرایط جنگ تحمیلی رمضان 1404ش امنیت کشور برایش مهم نیست یا …

کاتب: محمد اسامه

در زمان حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم بر دارالاسلام مدینه و در هنگام جنگ فتح مکه صحابه ی جلیل القدر حاطب ابن ابی بلتعه رضی الله عنه که در تمام غزوات در کنار رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و اهل بدر هم بود نامه ای برای سران سکولار و کافر قریش فرستاد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از طریق وحی باخبر شد و علی رضی الله عنه را برای دستگیری حامل پیامک فرستاد و پیامک را برگرداند.

عمر بن خطاب رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم اجازه خواست که گردن این صحابی را بزند؛ حاطِب رضی الله عنه که می دانست این کار باعث ارتداد می شود به همین دلیل از خودش در برابر حکمی که عمر رضی الله عنه صادر کرده بود  گفت: من مرتد نشده ام ودلایل خودش را آورد.

عمر بن خطاب رضی الله عنه به این شکل  حاطب رضی الله عنه را تکفیر کرد و حکم کافر را بر او اطلاق کرد و رسول الله صلی الله علیه وسلم هم معترض این حکمش نشد و نگفت که این حکمی که صادر کردی اشتباه است بلکه، تحقیقات را لازم دانست و در ضمن این تحقیقات مشخص شد که حاطب رضی الله عنه قصد ارتداد نداشته، یعنی هدفش این نبوده که مرتد شود بلکه، تأویل کرده و چنین شخصی با چنین عذرهائی با آنکه تکفیر می شود؛ اما، این ارتداد حکمی بوده و حالا که حقیقت روشن شده و مشخص شده که حقیقتاً مرتد نبوده، پس حکم ارتداد از او برداشته می شود.

مشخص است صحبت در مورد ارتداد حاطب بوده که از خودش دفاع کرده که هدفش مرتد شدن نبوده … یعنی یقین داشت که هر کسی این کار را به دلیل پشتیبانی از کفار علیه مسلمین انجام دهد و کفار را علیه مسلمین یاری کند باعث ارتدادش می شود. اما، او به چنین نیتی کاری را انجام نداده بود، بلکه دلایل و سوابق وی نشان دادند که هدف دیگری داشت، به همین دلیل می گفت من مرتد نشده ام و دلایلی آورد که مورد پذیرش رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفت و رسول الله صلی الله علیه وسلم به خاطر تأویل اشتباه او، عذرش را قبول کرد. آیاتی هم که در این زمینه نازل شدند ثابت کردند که حاطِب تأویل اشتباه کرده بود.

آیا مولوی عبدالحمید چنین مطلب مهمی را نمی داند و جاهل به آن است؟

آیا نمی داند چرا آمریکا به صورت مجانی آنهمه استارلینک را از طریق کُردهای سکولار و مرتد موجود در اقلیم کُردستان عراق برای ایرانی ها فرستاد تا به اینترنت ماهوراه ای متصل شوند؟

بدون شک انینترنت برای جاسوسها و مرتدین داخلی و برای ماموران رسمی آمریکا و صهیونیستها جهت انجام اعمال تخریبی خود یک پاداش برای ضربه زدن به امنیت مردم و دارالاسلام است.

پس درخواست مولوی عبدالحمید در چنین شرایط جنگی برای اتصال اینترنت جهانی خواست مومنین و دلسوزان دارالاسلام و مردم است یا خواست کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین و خائنین داخلی؟

بدون شک هیچ یک از این خائنین مرتدی که برای شبکه های ماهوراه ای و رسانه های دشمن اخبار و فیلم وگزارش می فرستند هرگز به جایگاهی که حاطب رضی الله عنه دارد نزدیک نشده و نخواهند شد و آشکارا و واضح هدف این مرتدین خدمت به کفار محارب و اشغالگر خارجی جهت ضربه زدن به کلیت دارالاسلام و حتی دادن آدرس و گرا جهت بمباران مراکز مورد نیاز کفار محارب آمریکائی – صهیونی است.

حالا اگر کسی چون عمر بن خطاب چنین خائنینی را تکفیر کند و ارتداد و خیانت آنها نیز روشن شود چه کسی می تواند جلو حکم اعدام آنها را بگیرد؟

آنچه روشن است اینکه خروجی سخنان مولوی عبدالحمید ضربه زدن به امنیت دارالاسلام و مردم و باز کردن زمینه جهت ارتداد مردم و صدمه رساندن به آنهاست.

در حالی که آمریکا در جنگ رمضان 1404ش دارالاسلام ایران را به تسلیم شدن مجبور می کند مولوی عبدالحمید کجا ایستاده؟

در حالی که آمریکا در جنگ رمضان 1404ش دارالاسلام ایران را به تسلیم شدن مجبور می کند مولوی عبدالحمید چه می گوید؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

ترامپ با سوار شدن بر سیاست «مرد دیوانه» و اینکه غیر قابل پیش بینی شود امروز اعلام کرد که اگر ایران امشب تا ساعت 3و نیم شب به وقت تهران تسلیم نشود تمدن ایران را از بین خواهد برد و زیر ساختهای ایران از جمله پلها و نیروگاههای تولید برق و … را نابود کرده و ایران را به عصر حجر برمی گرداند .

این سخنان ترامپ در حالی گفته می شود که چند روز است رژیم صهیونیستی پالایشگاهها و دانشگاهها و مراکز داروسازی و همین الان تاسیسات ریلی قطارها و برق کرج و فرودگاه و… را مورد هدف قرار داده است و تنها امروز18 فروردین 1405ش 8پل کاملا غیر نظامی توسط صهیونیستها نابود شده اند و کنیسه یهودی ها و ساختمانهای مسکونی در پردیس تهران و بازار سید اسماعیل تهران و بازار مولوی که موشک تاماهاک منفجر نشده بود و دهها مرکز غیر نظامی دیگر نیز امروز مورد هدف قرار گرفتند؛ آمریکا هم امروز جزیره خارک و پتروشیمی شیراز و کشتی سازی خرمشهر را مورد هدف قرار داده است و قبلاً آب شیرین کن قشم و پلها و سایر زیر ساختهای ایران و مراکز غیر نظامی را نابود کرده است.

طی این حملات هزاران نفر از زنان و کودکان و پیرو و جوان غیر نظامی قتل عام شده اند؛  در چنین شرایطی که جهاد «فرض عین» است و دارالاسلام ایران در اوج قدرت قرار دارد و دشمنان را شگفت زده و غافلگیر کرده است و نیاز به حمایت و اتحاد بیشتر مردمی جهت خاتمه دادن شرعی به این جنگ تحمیلی دارد، مولوی عبدالحمید به جای فتوای بسیج عمومی و جهاد و دعوت مردم به اتحاد که از بزرگترین ابزارهای عقب راندن دشمن از زیاده خواهی است، باز شروع کرده است به غُر زدنها و سخنان متناقض سابقش و سخنانی رسانه و عوام پسندی چون آزاد کردن اینترنت در این شرایط حساس جنگی و…

 مولوی عبدالحمید در روز 14 فروردین 1405 و در مراسم نماز جمعه اهل سنت زاهدان گفت:”جنگی که این روزها در ایران رخ داده نیز به مرحلۀ بسیار حساسی رسیده است، به‌طوری‌که زیرساخت‌های حیاتی را تهدید می‌کند. در این شرایط، کسب‎وکار مردم از بین رفته و زندگی‌ها با بن‌بست مواجه شده‌اند. گرانی و تورم قبلا بیداد می‌کرد، اکنون که کشور در شرایط جنگی قرار دارد زندگی برای مردم دشوارتر شده است. با تداوم این شرایط، تلفات جانی و مالی و تخریب و نابودی امکانات کشور بسیار زیاد خواهد بود..”.

خوب که چه مولوی؟ این را همه دارند می بینند.

اما مولوی آلترناتیو و راهکار قاطع و شجاعانه و … هم ارائه داده و می گوید: “توصیۀ بنده به تمام طرف‌های درگیر آن است که از حمله به زیرساخت‌های حیاتی از قبیل: آب و برق و نفت و گاز و سایر زیرساخت‌های حیاتی که زندگی عموم مردم به آنها وابسته است، به شدت پرهیز کنند.”

نگاه کردید چه شد؟ انگار نه انگار بخشی از این کشور است و باید در صف مبارزین دارالاسلام بایستد و مردم را مشارکت در جبهه ی دارالاسلام بر علیه دارالاسلام تحریض و تشویق کند.

یعنی مثل کسی است که بیگانه ای به خانواده اش حمله کرده باشد و او دور بایستد و به آنها بگوید مواظب باشید وسایل خانه را نشکنید و خراب نکنید.

واقعاً هیچ انسان باغیرتی چنین واکنشی نشان نمی دهد.

خوب مولوی تو حداقل اگر غیرت حضور در این جهاد را نداری، به قول عوام،از دور به این دشمنان کافر و محاربی که به خانه ات حمله کرده اند چند تا فحش بده نمی میری که.

به دنبال آن و در همین منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوید: “تدبیر در خارج آن است که با کشورهای متخاصم و درگیر، توافق حاصل شود. توافق، بهترین راه‌حل است.”

آمریکا و صهیونیستها برای نابودی حاکمیت بر دارالاسلام و تشکیل دارالفکری طاری سکولار در ایران آمده بودند که موفق نشدند و محاسباتشان غلط از آب درآمد، حالا تسلیم شدن ایران را می خواهند؛ متوجهی جناب مولوی؟ تسلیم شدن و نابودی عزت و استقلال ایران را می خواهند و به چیزی غیر از یان راضی نیستند و همین امروز ترامپ دوباره گفت اگر ایران تسلیم نشود تمدن ایران را نابود خواهد کرد و….

بهترین گزینه تحمیل شروط خود بر ترامپ و صهیونیستها با قدرت نظامی و مردمی است. تو در این بهترین راه حل کجا ایستاده ای؟

نقدی صریح بر سکوت مولوی عبدالرحمن چابهاری وقتی قرآن سوزانده شد و هم اکنون که به دارالاسلام حمله نظامی می شود

نقدی صریح بر سکوت مولوی عبدالرحمن چابهاری وقتی قرآن سوزانده شد و هم اکنون که به دارالاسلام حمله نظامی می شود

 کاتب: نذیر احمد بارکزایى

زمانی که در کودتای دی ماه 1404ش که اغتشاشگران و آشوب طلبان سکولار و مرتد با حمایت و هدایت آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی به خیابانها ریختند و اعتراض مسلمان آمیز بازاری ها و مردم را تبدیل به جنگ شهری کردند یکی از اقدامات آنها حمله به مساجد و سوزاندن قرآنها بود.

در این هنگام بیانیه ای منسوب به مولوی عبدالرحمن چابهای در بعضی از رسانه ها در محکومیت این اعمال کفرآمیز دیده شد اما به دنبال آن بیانیهٔ رسمی دفتر مولوی عبدالرحمن چابهاری دیده شد که هرگونه صدور موضع یا بیانیه را تکذیب می‌کرد، و این یک واقعیت را آشکار می‌سازد و آنهم اینکه در برابر آشوب طلبی دی ماه 1404ش، از جمله قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار، موضع روشنی برای دفاع از کلام‌الله مجید اعلام نشد.

مسئله این نیست که مولوی کتمان کننده و عوام زده وارد مسائل اساسی متعلق به دارالاسلام شود مسئله این است که وقتی قرآن کریم به آتش کشیده می‌شود و شعائر الهی هتک می‌گردد، سکوت عالم چگونه توجیه می‌شود؟

الله جل جلاله می فرماید: وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج/ ۳۲)

تعظیم شعائر الهی نشانهٔ تقواست؛ و دفاع از قرآن، حدّاقل این تعظیم است. وقتی قرآن سوزانده می‌شود، انتظار طبیعی از هر مومنین و بخصوص از عالم دین، اعلام محکومیت روشن و دفاع صریح از کلام‌الله است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ» دین، موضع مسئولانه و خیرخواهی برای خدا، کتاب او و مؤمنان است. بر این اساس، پرسش‌ها روشن‌اند و نیازمند پاسخ شفاف:

  • آیا قرآن‌سوزیِ اغتشاشگران به‌صراحت محکوم شده است؟
  • چرا دفاعی علنی از کلام‌الله مجید صورت نگرفت؟
  • سکوت در برابر هتک قرآن با منهج اهل‌سنت و جماعت چگونه جمع می‌شود؟

علاوه بر این و بعد از دو جنگ 12 روزه و کودتای دی ماه و در جنگ سومی که آمریکا و اسرائیل بر علیه دارالاسلام ایران راه انداخته اند موضع صریح مولوی عبدالرحمن چابهاری چیست؟

ما اهل سنت و جمعات حق داریم از امثال مولوی عبدالرحمن چابهاری و مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و صدها مولوی دیگر بپرسیم آیا زمانی که کفار محارب خارجی به سرزمین اسلامی و دارالاسلام حمله بیاورند جهاد بر تمام مردم آن سرزمین همچون نماز فرض عین نمی شود؟

پس کجاست فتوای جهاد شما بر علیه کفار آمریکائی – صهیونیستی و متحدین مرتد آنها در دولتهای حاشیه خلیج فارس و خارج از آن؟

این سکوت و عدم روشنگری بوی کتمان حق و خیانت می دهد جناب مولوی .

به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

 به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

در چند روز گذشته و در حین جنگ رمضان و تهدیدات آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران ما شاهد اعدام چند نفر از گروه سکولار و مرتد رجوی بودیم و همزمان با اعدام این افراد، با نام بلوچها چند نفر نقابدار را دیدیم که اعلام کردند جزو این گروه سکولاریستی و ارتدادی هستند.

لازم است خدمت خوانندگان محترم عرض شود که بلوچه هم حنفی دارند هم شیعه و هم ذکری و هم دسته ای نوپیدا از مرتدین سکولار و اگر به تاریخ مبارزاتی بلوچهای حنفی مذهب و کل اهل سنت ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مذاهب اهل سنت با آنکه با حاکمیت شیعه متحد شده اند اما هرگز بخشی از احزاب مذهبی ضد حکومتی میان شیعه نشده اند.

یعنی در زمان پهلوی ها نیز باز بلوچها و جنوبی ها و عربها و ترکها و تالشی ها و ترکمنها و کُردهای اهل سنت هرگز عضو گروه شبه مذهبی سازمان منافقین خلق نشدند با آنکه سکولاریستهای میان اینها در احزاب مختلف سکولاری چون توده و راه کارگر و چریکهای فدائی خلق و … عضو شدند.

به هر حال همه بدانند با آنکه ما شاهد ادبیاتی سکولاریستی در میان گروههایی چون جیش العدل (جم) هستیم اما بلوچهای حنفی مذهب ربطی به این گروه خائن به دین و ملت ندارند که کارنامه ی سیاه آنها در خدمت به صدام حسین و غرب برای همه روشن شده است.

با این مقدمه لازم است گفته شود که دارالاسلام ایران، حتی با تکیه بر فقه تشیّع، از ظرفیت کامل حقوقی و فقهی برای تنظیم قوانین بازدارنده در حوزهٔ اغتشاشات، امنیت داخلی و صیانت از مقدسات برخوردار است. با این حال، این پرسش جدی مطرح است که چرا این ظرفیت به‌گونه‌ای شفاف، قاطع و بازدارنده به اجرا درنمی‌آید؛ به‌نحوی که عملاً مانع جرأت هتک حرمت قرآن و مساجد شود همچنانکه هم اکنون امارت اسلامی افغانستان و سایر حکومتهای مذهبی اسلامی در طول تاریخ به اجرا درآورده اند؟

در روند فقه اسلامی اعم از تشیّع و تسنن قانون زمانی مؤثر است که مرز اعتراض مشروع با تعدی به مقدسات را دقیق تعریف کند و پیامد حقوقی روشن داشته باشد و اجرای بی‌تبعیض آن اعتماد عمومی را تقویت کند.

وقتی این سه رکن سست شود، قانون کارکرد بازدارندهٔ خود را از دست می‌دهد.

در جهان کافر سکولار غرب، به‌ویژه آمریکا، با وجود ادعاهای گسترده درباره آزادی بیان، در حوزهٔ امنیت داخلی و نظم عمومی صراحت قانونی و شدت اجرا بالاست. گزارش‌های متعدد از برخورد پلیس نشان می‌دهد که عبور از خطوط قرمز امنیتی، پیامد فوری و سخت دارد و هشدارها پیشاپیش اعلام می‌شود و ابهامی در عواقب باقی نمی‌ماند و اجرای قانون، فارغ از شعارها، قاطع است.

این مقایسه نشان می‌دهد که بازدارندگی نه با شعار آزادی، بلکه با قانون شفاف و اجرای قاطع محقق می‌شود.

وقتی در جامعه‌ای شاهد هتک حرمت قرآن و مسجد و یا آشوب طلبی و قتل انسانها و هدف گرفتن اصل نظام جهت تشکیل حکومتی ارتدادی سکولار آنهم با حمایت کفار سکولار خارجی هستیم، مسئله صرفاً یک «اعتراض» نیست؛ بلکه نقض آشکار مقدسات و امنیت معنوی جامعه و ضربه زدن به مهمترین سپر مومنین در برابر کفار خارجی و دشمنان داخلی است. پرسشهای کلیدی این است که چرا همچون اعدام این چند نفر از گروه سکولار رجوی:

  •  چارچوب حقوقی صریحی که بازدارندگی واقعی ایجاد کند، به‌طور مؤثر اعمال نمی‌شود؟
  • پیامدهای حقوقی روشن و فوری برای چنین اعمالی به‌صورت شفاف به جامعه اعلام و اجرا نمی‌گردد؟

اگر حتی نظام‌های سکولار غربی در حوزهٔ امنیت داخلی خط قرمزهای روشن و برخورد قاطع دارند، انتظار می‌رود دارالاسلام ایران، با تکیه بر فقه اسلامی، قوانین شفاف‌تر و بازدارنده‌تر را برای صیانت از مقدسات و حفظ دارالاسلام اجرا کند؛ قوانینی که جرأت هتک حرمت را از میان ببرد و مرز اعتراض و تعدی را روشن سازد و اعتماد عمومی به کارآمدی قانون را احیا کند.

صیانت از مقدسات و محافظت از دارالاسلام، با ابهام حقوقی ممکن نیست بلکه با قانون روشن و اجرای قاطع ممکن است.

امت به جای قومیت گرائی

امت به جای قومیت گرائی

کاتب: مولوی عبدالسمیع غزنوی حفظه الله

ما باید در سخنان خود همیشه از واژهٔ «امت» استفاده کنیم؛ زیرا ما ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) را نمی‌پذیریم. از دیدگاه اسلامی، از خراسان تا آفریقا همه یک امت و یک پیکر واحد هستند. از همین‌رو، لازم است با تلاش و جدیت این اندیشهٔ نادرست را کنار بگذاریم و بر اصلِ امتِ واحد تأکید کنیم.»

وظیفهٔ کنونی علما این اسـت که حق را بیـان کننــد، بــــاطل را رد نمایند، مردم را از فتنه ها حفظ کنند و امت را به سـوی وحدت هدایت نمایند.

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

عده یا با سروصدای زیاد می خواهند چنین نشان دهند که بعد از تمام شدن جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها از در صلح و آشتی وارد می شوند و منطقه گل و بلبل می شود اما به دلایل زیاد و با اصرار می گوئیم و خواهیم گفت – و فارغ از تفکر آرزومندانه – که باید از ایران در مقابله با تجاوز آمریکائی – صیهونی به سرزمین‌های اسلامی حمایت کرد و از تسلیم کردن منطقه و به زانو درآوردن ملت‌های آن توسط رژیم صهیونیستی و تشکیل «اسرائیل بزرگ» جلوگیری نمود و گرنه جنگ دامنگر همه خواهد شد.

هر کس گمان می‌کند وقتی من این حرف‌ها را می‌زنم، از وضعیت بحث و جدل یا کَل‌کَل خوشحالم، یا گمان می‌کند هدفم تحریک است، کاملاً بد گمان کرده و اشتباه قضاوت نموده است. زیرا من نه وقت اضافه دارم و نه فرصت راحتی برای کَل‌کَل و جدل، چون «آنقدر که من غم و غصه دارم، به همه دنیا می‌رسد». الحمدلله در خوشی و ناخوشی.

ضمناً… آسان‌ترین کار برای من این است که همچون مولوی عبدالحمید احساسات مردم را مخاطب قرار دهم و نوازش کنم و به آنها چیزی را بشنوانم که دوست دارند و گوش‌هایشان از آن لذت می‌برد. اما در این صورت، من به امانت «امانت کلمه»خیانت کرده‌ام، و رسول الله صلی الله علیه و سلم خطاب به اصحاب قلم، و کسانی که با آگاهی و عقول مردم سخن می‌گویند، فرمودند: «پیشرو (الرائد) به قومش دروغ نمی‌گوید.»

و این سخن من از آن روست که نبرد آگاهی بین ما و دشمنمان، مادر جنگ‌هاست و آینده ملت‌ها و امت ما و ماهیت رابطه ما با قدرت‌های بزرگ در نظم نوین جهانی که در حال شکل‌گیری است، بر آن بنا شده است.

ضمناً، دشمن اصلی ما  تفکر احساسی و روش آرزومندانه در تحلیل وقایع است، که بی‌تردید ما را به برداشت‌ها و تصورات تحریف شده از رویدادها و اتفاقات سوق خواهد داد و به ناچار به نتایج گمراه‌کننده و فاجعه‌بار منجر خواهد شد… همانطور که می‌گویند: «حکم بر چیزی، فرع بر تصور آن است.»

ای کسانی که درگیر اختلافات داخلی هستند بخوابید، فردا که آتش خانه‌هایتان را بسوزاند – خدای ناکرده – این حرف‌ها به یادتان خواهد آمد.

حافظ قرآن هم باشی اما منهج اهل سنت را ندانی احتمال می رود یکی از سربازان کافر شوی

حافظ قرآن هم باشی اما منهج اهل سنت را ندانی احتمال می رود یکی از سربازان کافر شوی

کاتب: محمد اسامه

اینکه شخص عرب باشد یا غیر عرب و قرآن را آنگونه حفظ کرده باشد که همچون زبان مادری اش آنرا در ظاهر متوجه شود اما از منهج صحیح اسلامی غافل باشد امکان اینکه تبدیل به یکی از سربازان جنگ روانی و حتی یکی از سربازان بخش مدیریتی یا حتی نظامی دشمن شود وجود دارد.

در زمان حمله ی مغولهای سکولار و وجود آنهمه به ظاهر عالم و دانشمند مسلمان در ارتش و حکومت آنها نمونه ی بارز تاریخ است اما نمونه ی امروزی آن را در کسی چون راشد العفاسی می بینیم در صفحه ایکس (توییتر) خود از حملات آمریکا به ایران حمایت کرده و نوشته بود: «آقای رئیس‌جمهور ترامپ دروازه‌های جهنم را به روی ایران باز خواهد کرد.»

العفاسی که خود حافظ قرآن کریم است، با این نوشته‌اش واکنش‌های گسترده‌ای را در جهان اسلام برانگیخت که در نتیجه آن، وب‌سایت مشهور قرآنی نام او را از صفحه خود حذف کرد.

اگرچه تلاوت مشاری العفاسی همچنان در وب‌سایت معروف «قرآن دات کام» (Quran.com) وجود دارد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند تلاوت قرآن را با صدای او بشنود (دسترسی به آن غیرفعال شده است).

به طور کلی، در حال حاضر در میان تمام مسلمین جهان باور بر این است که آمریکا و اسرائیل آشکارا علیه اسلام اعلام جنگ کرده‌اند و در این شرایط حساس، لازم است جهان اسلام بدون توجه به هرگونه اختلاف مذهبی، در کنار یکدیگر بایستند.

العفاسی و مجریان شبکه ی کلمه و دهها خائن دیگر در میان شیعیه ها و سنی ها کسانی هستند که چه بخواهند چه نخواهند بخشی از سربازان بخش جنگ روانی و سرد کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در سال پنجم هجری، جبهه متحد کفار سکولار به رهبری قریش و با همکاری یهودیان و منافقان داخلی، تمامی توان خود را برای نابودی اسلام و محو نام دین خدا به کار بستند. آن نبرد، «جنگ احزاب» بود؛ روزگاری که سختی به اوج رسید، اما ایستادگی مسلمانان پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم به عنوان حاکم بر دارالاسلام، یکپارچگی امت و ثبات قدم در مسیر حق، در کنار امدادهای غیبی، ورق را برگرداند. آن شکست سنگین جبهه متحد کفر، سرآغازی شد برای پیروزی‌های بزرگ‌تر که در نهایت به فتح مکه انجامید.

امروز نیز شاهد تکرار همان تاریخ هستیم. اختلافات عمیق میان جبهه مشرکان زمان به رهبری آمریکا و متحدان صهیونیست آن‌ها، یادآور درگیری‌های درونی احزاب (= سکولاریستها = مشرکین) در صدر اسلام است. ایالات متحده از درون دچار فروپاشی اجتماعی و سیاسی شده و افکار عمومی آن دیگر تاب حمایت از جنگ‌افروزی‌های این رژیم را ندارد. این تزلزل، نشانه‌ای آشکار از نزدیک شدن به پایان هژمونی استکبارگری این وحشی ضعیف است.

امروز دارالاسلام ایران مقتدر با اتکا به نصرت الهی و اتحاد و حمایتهای مردمی و تجهیز به پیشرفته‌ترین سلاح‌ها، از موشک‌های نقطه‌زن تا پهپادهای تهاجمی، توازن قوا را تغییر داده است. این قدرت برآمده از ایمان، نه تنها دشمن اصلی را درهم شکسته، بلکه لرزه بر اندام حاکمان خائن، مزدور و مرتد محلی انداخته است؛ همانانی که به جای تکیه بر امت اسلامی، به دامان آمریکا و صهیونیسم پناه برده‌اند.

بشارت پیروزی نهایی نزدیک است. همان‌گونه که پس از سختی‌های احزاب، دروازه‌های مکه به روی مسلمانان گشوده شد، ان‌شاءالله با خروج و برچیده شدن سلطه آمریکا از جزیره العرب و بخصوص سرزمین وحی (حجاز و مکه مکرمه)، بساط این حاکمان خودفروخته و پیروان شیطان نیز برچیده خواهد شد و باذن الله، فتح مکه دیگری در راه است و پیروزی نهایی از آن جبهه حق خواهد بود.