
آیا مولوی عبدالحمید آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بیند؟
کاتب: محمد اسامه
ایران به گواهی دوست و دشمن در این جنگ رمضان و قبل از آن و در کودتای دی ماه و جنگ 12 روزه در برابر تهدیداتی قرار گرفت که همه انتظار نداشتند اینگونه قدرتمند و به عنوان قدرت چهارم دنیا ظاهر شود بلکه سخنان ترامپ را مد نظر داشتند که برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که ایران متلاشی و تجزیه شود و برای ایران حتی نقشه ی جدیدی ارائه داده بودند.
در چنین موقعیتی و در زمان مواجهه با تهدیدات امنیتی و تجاوزات به کیان سرزمینهای اسلامی، از امثال مولوی عبدالحمید انتظار می رفت که به جای سخنانِ مأیوسکننده، به آیات صریح جهاد و استقامت استناد کند.
به عنوان مثال الله جل جلاله می فرماید وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/ ۶۰). و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی خدا آنان را می شناسد بترسانید.
سکوت در برابر این دسته از آیات و ترویج ادبیات تسلیمطلبانه، در تضاد با امر الهی مبنی بر ایجاد ترس در دل دشمنان با استفاده از اقتدارو قدرت نظامی است آنهم زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را اینگونه تفسیر کرده است که از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است».[1]
آیا مولوی این آیات و احادیث را نمی بیند؟ می بیند اما سخنان تضعیفکننده که قدرت دشمن را بزرگ جلوه داده و مردم را از نصرت الهی ناامید میکند را بر زبان می راند که با آموزههای قرآنی و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم و منهج اهل سنت و جماعت در تضاد است چون الله تعالی به عنوان مثال می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (آل عمران/۱۳۹) و یک عالم دینی موظف است روحیه عزت و برتری مؤمنین را تقویت کند اما مواضع ایشان نه تنها این روحیه را تقویت نمیکند، بلکه به صفوف مسلمانان آسیب میزند.
بهترین الگوی ما در تمام زمینه های مختلف زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم است«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب/ ۲۱)و رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان الگوی کامل، در برابر دشمنان متجاوز، همواره با حکمت، صلابت و توکل عمل میکردند اما چرا در گفتمان مولوی عبدالحمید، استراتژیهای نبوی برای حفظ عزت «دارالاسلام» در برابر کفار محارب غایب است و به جای آن، رویکردهایی اتخاذ میشود که ناشی از هم سوئی با رسانه های مختلف ماهوراه ای و مجازی دشمنان اصلی و گروه منافقین داخلی است؟
مولوی عبدالحمید حتماً دیده است که عالمان دین وارثان انبیا هستند و کتمان حقایق یا بیان سخنانی که باعث تفرقه و ضعف مسلمین شود، تبعات سنگینی دارد چنانچه الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹). کسانی که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را الله و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن میکنند.
پس جایگاه خطبه نماز جمعه باید تریبون «تبیین شریعت» باشد اما وقتی از آیات و احادیث صحیح و منهج صحیح اسلامی برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی آنهم زمانی که به شدت به آن نیاز هست استفاده نمیشود، آن سخنان از اعتبار شرعی ساقط شده و نمیتواند راهگشای امت باشد.
بر این اساس می بینیم که عملکرد مولوی عبدالحمید در موقعیتهای حساس، با معیارهای «عزت ایمانی» و «جهاد اسلامی» فاصله دارد به همین دلیل لازم است او با تکیه بر «قرآن و سنت» و بدون توجه به فشارهای رسانه ای یا خواسته های مردم رسانه زنده یا تمایلات شخصی، تنها «حکم الهی» را تبیین کرده و امت را به سوی وحدت و ایستادگی در برابر دشمنان اسلام سوق دهد، نه آنکه با ادبیات مأیوسانه، باعث جریتر شدن دشمن آمریکائی – صهیونی و تضعیف جبهه حق گردد.
[1] مسلم 1917