بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

کاتب: براهندک بلوچ

امروز 25 روز از جنگ رمضان 1404ش می گذرد، جنگی که آمریکا و صهیونیستها برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که با کمک خائنین و مرتدین داخلی بتوانند نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را از بین برده و همچون ونزوئلا و لیبی و عراق و سوریه و … استقلال به همراه نفت و سایر منابع نفتی آنرا بگیرند.

با این وجود همه دیدیم و می بینیم که به صورت پلکانی و مرحله به مرحله دارالاسلام ایران در حال نشان دادن قدرت روزافزون و شگفت انگیز خود و درهم کوبیدن دشمن آمریکائی – صهیونی و همپیمانان خائن عربی آن در منطقه است؛ همین ناکامی در جنگ و فشار میدانی بر دشمن، آنرا در تنگای قابل رویتی قرار داده به گونه ای که دنبال راهی برای نجات از این مردابی است که در آن افتاده است.

 در چنین شرایطی و جهت جبران شکستهایش دست به هر گونه جنگ روانی زده است، یا مکارانه دنبال آتش بس است، اما اصلی ترین و مهمترین موردی که با کودتای دی ماه 1404ش جرقه های آنرا زده بود و در این جنگ رمضان هم به آن دل بسته بود سناریوی بی ثبات کردن داخلی و تولید اغتشاش و قرار دادن دسته هائی از مردم در برابر حاکمیت به بهانه های مختلف و شعارهای رنگارنگ بوده است.

هم اکنون نیز باز با در نظر گرفتن اختلافات مذهبی و قومیتی و مشکلات اقتصادی موجود در دارالاسلام ایران (که یکی از مطالبات 5گانه ی دارالاسلام ایران جهت اتمام این جنگ هم رفع تمام تحریمها و برطرف شدن تدریجی مشکلات اقتصادی است)، دشمن سعی دارد با بهره گیری از ظرفیت اختلاف افکنی مذهبی و قومیتی در میان بلوچهای حنفی مذهب دست به توطئه ای جدید بزند و بلوچهای حنفی مذهب را خوراک و قربانی اهداف و شکستهای فاحش خود در جنگ کند.

با آنکه می بینم که گروههای همسو با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در این مدت تنها در غدر و خیانت تفتان توانستند خائنانه چند نیروی دارالاسلام ایران را به نفع جبهه ی کفار محارب به قتل برسانند اما این حرکتهای ایزائی و خائنانه مثل همیشه تاثیری بر روند قدرت دارالاسلام ایران نداشته و نخواهد داشت، اما دشمن در توطئه ای جدید قصد دارد با تکرار سناریو هائی که قبلا در پاکستان و عراق و یمن و افغانستان و … انجام داده عملیاتهای مشکوکی را انجام دهد و آنها را به نیروهای دارالاسلام ایران نسبت دهد تا به این شکل بتواند با شوراندن مردم محلی بر علیه حاکمیت به اهداف خود برسد.

آمریکا بارها در پاکستان در مدارس و خیابانها و بازارها و اماکن عمومی دست به بمب گذاری می زد و سعی می کرد این عملیاتهای وحشیانه را به مجاهدین ضدآمریکائی نسبت دهد اما با بیانه هایی که امثال یحیی غادن(گادن) صادر می کردند و با شناختی که مردم از مجاهدین داشتند این نقشه های وحشیانه در پاکستان عقیم ماند.

در سال 2003 و در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و انگیس هم  مجاهدین شیعه و سنی متحدا بر علیه این اشغالگران در حال جهاد بودند به گونه ای که شخصی چون ابومصعب الزرقاوی در کنار نیروهای صدر در کربلا و نجف در یک سنگر بر علیه اشغالگران خارجی و مرتدین داخلی در حال جنگ بودند.

 این اتحاد به نفع کفار اشغالگر خارجی و خائنین و مرتدین داخلی همسو با آنها نبود به همین دلیل در مدارس و بازارها و خیابانها و اماکن عمومی و شلوغ متعلق به اهل سنت بمب گذاری و انفجارهائی انجام می دادند و یا شخصیتهای مختلف اهل سنت را ترور می کردند و آنرا به گردن شیعیان می انداختند و یا بلعکس، همین کارها را در امکان شیعیان و نسبت به شخصیتهای بزرگ و علمی شیعیان انجام می دادند و آنرا به گردن اهل سنت می انداختند.

با آنکه سربازان انگلیسی را با ریش مصنوعی و در بصره و مناطق دیگر و در حین بمب گذاری و انجام توطئه دستگیر کردند اما عملیاتهای تخریبی آنها به اندازه ی گسترده و وسیع بود که در نهایت موفق شدند اتحاد میان مجاهدین شیعه و سنی عراقی ها را بر هم بزنند و آنها را به جان هم بیاندازند و خودشان نفس راحتی بکشند.

این اختلاف افکنی ها و تولید جنگ داخلی در عراق تنها با اقدامات نظامی به پیش نرفت بلکه کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و دهها سرباز بخش جنگ تبلیغی کفار محارب در انگلیس و کانادا و اردن و سرزمینهای عربی دیگر  با نام اهل سنت و دهها مورد دیگر از میان شیعیان انگلیسی نیز از نظر فکری و عقیدتی به این فتنه و آتش دامن می زدند و برای این جنگ مذهبی میان شیعه و سنی توجیهات عوام فریبانه تهیه می کردند.

این توطئه و سناریوی تکراری این کفار محارب در اکثر سرزمینهای اسلامی بوده است که به «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مشهور شده و بر تمام مسلمین و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب لازم است از این توطئه و اهداف پشت پرده ی دشمنان آگاهی یابند و به دشمنان کافر و محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها اجازه ندهند مسائل مذهبی و قومیتی آنها را ابزاری جهت پیشبرد سناریوها و برنامه های خود کنند.

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

کاتب: محمد اسامه

حکومت دست نشانده ی پاکستان که حتی حقوق نظامی ها و نیروهای امنیتی خود را از آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود دریافت می کند و مجری پروژه های امنیتی و نظامی آمریکا در این بخش از سرزمینهای اسلامی است، مدتی قبل از شروع جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، با حکومت خائن و مرتد آل سعود نیز پیمان امنیتی و دفاع مشترک بست.

همه ی ما در طول چند دهه ی گذشته متوجه شده ایم و حتی عده ای از نزدیک و به صورت میدانی تجربه کرده اند که قدرت دارالکفرهای اصلی اشغالگر آمریکائی و ناتو و صهیونیستها و امثالهم تنها در نیروی هوائی است و در جنگ زمینی همیشه در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر کفار منهجی و عقیدتی چون کفار کمونیست ویتنامی شکست خورده اند.

بر این اساس، در جنگ زمینی ، خائنین و مرتدین داخلی به همراه فریب خورده های فکری به عنوان بزرگترین بازوی زمینی این کفار محارب و اشغالگر خارجی به کار گرفته شده اند که نزدیکترین نمونه ی آن را در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی دیدیم.

هم اکنون و در جنگ رمضان 1404ش که آمریکا و صهیونیستها در جنگ هوائی دچار شکست فاحشی در برابر دارالاسلام ایران شده اند و نه آمریکا و صهیونیستها بلکه حاکمیتهای خائن عرب نیز توان جنگ زمینی بر علیه دارالاسلام ایران را ندارند، مرزهای ایران و پاکستان در حکم تنگه ی پشت سر مجاهدین در غزوه ی اُحُد در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد.

با آنکه احزابی سکولار و بلوچ قومیت گرایی چون BLA و یا گروههایی چون TTP در پاکستان و ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارند که با حکومت دست نشانده ی پاکستان و مزدوران آنها چون جیش العدل و… در حال جنگ هستند با این وجود خطر تکرار سناریوی جنگ افغانستان و گروههای 7گانه ی پیشاور تحت حمایت پاکستان به بهانه های مذهبی و حتی قومیتی برای ایران هم وجود دارد.

بر این اساس، و به صورت کلی می توانیم بگوئیم که مرزهای دارالاسلام ایران با دارالکفرطاری پاکستان و نیروهای در کمین نشسته ی موجود در پاکستان، ظرفیت تکرار سناریوی گروههای 7گانه ی پاکستان و تنگه ی اُحُد برای دارالاسلام ایران را دارد.

در این میان، اهل سنت و جماعت باید مواظب دارودسته ی منافقین باشند که با ادبیاتی شبه اسلامی و شبه جهادی سعی دارند در این فتنه برای کفار محارب اصلی و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی عده ای از اهل سنت را با شعارهای جهادی هیزم این جنگ کنند همچنانکه دهها خائن چون جولانی این کار را انجام داده اند.

اینها دسته هائی از مفسدین داخلی هستند که أبومحمدالجويني از شیخ الاسلام ابن تیمیه روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[1]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

اهل سنت و جماعت به صورت عام و حنفی مذهبهای بلوچستان به صورت خاص لازم است هوشیار باشند که این خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند و در واقع در همان جبهه ی کفار سکولار بر علیه دارالاسلام فعالیت دارند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…»..

رهبران این گروه منافقین که ممکن است عده ای مسلمین و مومنین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده باشند کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …»

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سخنان زیبای شبیه شریعت آنها تعجب می کرد باید این را نیز بپذیریم که در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ به همین دلیل دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی و قومیتی و شعارهای اقتصادی و … دور خود جمع کرده اند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ای مسلمین، ای اهل سنت و جماعت:

بدانید که در این دو جبهه ای که در یک طرف آن کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی قرار دارند و در طرف دیگر آن دارالاسلام ایران و گروههای جهادی همسو با آن قرار گرفته اند، حتی اگر با یک کلمه از این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی حمایت کنید و موجب تقویت جبهه ی این کفار محارب بر علیه دارالاسلام ایران و مومنین شوید از دایره ی اسلامی خارج شده و مرتد می شوید هر چند تمام عبادتهای شخصی دیگر ار نیز انجام دهید. این منهج اهل سنت و جماعت است که توسط تمام ائمه ی مذاهب اسلامی ما بیان شده است .

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهید مواظب سخنان و اعمالت باش.


[1] ابن تیمیه، الصارم المسلول على شاتم الرسول (2/328 – 339)

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین. اما بعد:

اگر می بینیم که حکومت غلام و اجیر پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حملات هوائی انجام می دهد و دهها مسلمان افغان را قتل عام کرده است و همزمان با آن و در سایه ی جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران گروههای مزدور را به دارالاسلام ایران می فرستد و در تفتان ولایت سیستان و بلوچستان ایران چند نیروی مسلح ایرانی را می کشد، در واقع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان ریز و درشت آنها در جنگ با دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی را می بینیم .

در این صورت، امت اسلام در این منطقه در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود قرار گرفته و جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به سرکردگی آمریکای متجاوز و رژیم اشغالگر صهیونیستی، چنگ بر پیکره‌ی بلاد مستقل اسلامی انداخته‌اند، و تبیین مرزهای ایمان و کفر و برائت از کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و تمام غلامان این کفار مهاجم و محارب از منظر فقهی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در فقه و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت، «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» از ارکان توحید است.

 این برائت از مشرکین (کفار سکولار) غیر از به سرپرستی گرفتن کفار را نیز در بر می گیرد که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوانِ ولی و یاور و سرپرست خود نگیرید… و هر کس از شما آنان را به سرپرست بگیرد، از آنان خواهد بود.

ما علاوه بر آنکه هیچ یک از کفار پنج گانه ی: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17) را به سرپرستی نمی گیریم از کفار سکولار برائت هم می جوئیم و این همان برائت از مشرکین است، مشرکینی که هم اکنون به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران حمله ور شده اند و سگهای ریز و درشت خود در پاکستان را نیز بر علیه دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان به کار گرفته اند.

در این صورت باید بگوئیم که از منظر فقهی، هرگونه هم مسیری سیاسی، نظامی و اطلاعاتی با دشمنان حربی اسلام (آمریکا و صهیونیسم) که منجر به تضعیف صفوف مسلمانان می شود، خروج از دایره‌ی «ولای ایمانی مومنین» و سقوط در پرتگاه «مظاهرة المشرکین» (یاری کافران  سکولارعلیه مسلمانان) و سقوط در دایره ی ارتداد است.

فقهای بزرگ اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بر این «اجماع» داشته‌اند که: «هرگاه دشمن کافر به سرزمینی از بلاد اسلام حمله کند، بر تمام مسلمانان واجب و فرض عین است که از آن دفاع کنند.»

امروز که ایران به عنوان «دارالاسلام» و پیشقراول جهاد با آمریکا و صهیونیسم مورد هجوم قرار گرفته است، هرگونه هم‌سویی، سکوت تاییدآمیز یا همکاری با آمریکا و اسرائیل، از نظر فقهی «خیانت عظمی و ارتداد از اسلام» محسوب می‌شود.

علما تصریح کرده‌اند که «مُظاهَرَةُ الکُفّارِ عَلَی المُسلِمین» (پشتیبانی از کافران بر ضد مسلمانان) از نواقض اسلام است که فرد را از دایره ی اسلام خارج می‌سازد.

کسانی که در لباسِ شیخ، مفتی و و حتی رهبر جهادی، تا دیروز شعار اسلام می‌دادند و امروز در برابر جنایات آمریکا و صهیونیسم و غلامان آنها در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان سکوت کرده و با تماشاچی شدن خود علیه مدافعان اسلام (ایران و جبهه مقاومت و امارت اسلامی افغانستان) با دشمن هم‌صدا شده‌اند، همان « گروه منافقین» عصر حاضرند.

دلیل پنهان شدن و سکوت مرگ‌بار آنان در سوراخ‌های ذلت، «بیماری دل» است: يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ. می‌گویند می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار [از جانب غرب و مرتدین داخلی] به ما برسد.

آن‌ها از خشم آمریکا و صهیونیستها و کم شدن منابع مالی مزدوران و غلامان آنها می‌ترسند اما از قهر خدای جبار نمی‌هراسند. اینان همانند منافقان صدر اسلام، در انتظار شکست جبهه‌ی حق نشسته‌اند تا دوباره با نقاب جدید بر سر سفره‌ی قدرت بنشینند.

برادران و خواهرانِ اهل سنت دارالاسلام ایران:

بدانید که اسلام به ظاهر افراد و القاب «شیخ» و «امیر» و مفتی و مولوی و … نگاه نمی‌کند؛ بلکه ملاک، نصرت دین خدا و ایستادگی در برابر کفار محارب است. کسانی که در برابر این کفار محارب و اشغالگر و مرتدین همسو با آنها سکوت کرده اند راه تزویر را در پیش گرفته‌اند؛ وظیفه‌ی شرعی هر مسلمان است که از این «دین‌فروشان منافق» برائت جسته و در جبهه‌ی واحد اسلام علیه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل) بایستد.

حمایت از دارالاسمهای ایران و امارت اسلامی افغانستان و جبهه‌ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین میان مسلمین، «فریضه‌ی شرعی» است. و هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هر بهانه‌ای، « سقوط در نفاق» و خیانت به الله، رسول و مومنین است.وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (یوسف/ ۲۱) و خداوند بر کارِ خود چیره است، ولی بیشترِ مردم نمی‌دانند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

کاتب: محمد اسامه

هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.  

مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟

جُندب بن عبدالله رضی‌الله‌عنه می‌گوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمان‌مان افزوده شد.

این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشه‌دار، قبل از محفوظات و الفاظ.

مشکل امروز کجاست؟

امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته می‌شوند، از همین اصلِ بنیادین بی‌خبرند.

قرآن می‌خوانند، اما ایمان نمی‌شناسند.

آیات را حفظ کرده‌اند، اما ولاء و براء را نفهمیده‌اند.

فقه می‌گویند، اما توحید حاکمیت در دل‌شان جا نگرفته است.

نتیجه‌ی ایمانِ نیاموخته

وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:

  • کفر را با ایمان اشتباه می‌گیرند
  • آمریکا را قبله‌ی حکومتی و فکری خود می‌سازند
  • به‌جای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی می‌تراشند
  • حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمان‌زاده را «ولی‌امر» می‌نامند
  • و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج می‌کنند

این‌ها قرآن می‌خوانند، اما قرآن آن‌ها را نساخته است.

ایمان چیست که گم شده؟

ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:

  •  تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
  • وفاداری به اسلام، نه پروژه‌های سکولار
  • دشمن‌شناسی، نه هم‌سفره شدن با دشمن
  • تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی

بازگشت به منهج نبوی

اگر ایمان، همان‌گونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دل‌ها کاشته می‌شد:

  • نه قبله عوض می‌شد
  • نه طاغوت، ولی‌امر نام می‌گرفت
  • نه کفر، لباس اسلام می‌پوشید

قرآن وقتی ایمان می‌سازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیه‌گر.

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

امروز شانزده روز است که شاهد جنگ تحمیلی از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم شگفت‌زده‌ایم از کسانی در رسانه های ماهوراه ای چون کلمه و غیره و یا در فضای مجازی که در کشورهای غربی یا در امارات و عربستان و غیره ساکنند و خود را پرچمدار «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامند، اما در عمل، پشت به قبله و رو به واشینگتن و تل‌آویو ایستاده‌اند.

این عده یا با زبان و دست در اختیار این جبهه ی کفار محارب برا علیه دارالاسلام هستند که جزو مرتدین به شمار می روند یا با خیانت «سکوت» خود به صورت تماشاچی و نظاره گر درآمده اند وعملا در این جبهه ایستاده اند که جزو گروه منافقین محسوب می شوند؛ در هر دو حالت اینها با «مومنین» نیستند.

 منهج امامان بزرگوار ما همچون امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل رحمهم الله  همواره بر حفظ کیان دارالاسلام و وحدت کلمه در برابر «کفار محارب» استوار بوده است. چگونه دم از سنت می‌زنید در حالی که صریح‌ترین دستور قرآن مبنی بر عدم «موالات» با دشمنان خدا را نادیده می‌گیرید؟

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به سرپرستی نگیرید؛ آنان دوستان و سرپرستان یکدیگرند. هر کس از شما آنها را به سرپرستی بگیرد، قطعاً از آنان است.

آیا حکمی صریحتر از این می خواهید؟

شماها تنها یهود و نصارا را به سرپرستی نگرفته اید بلکه کفار محارب سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که از حمایت بسیاری از یهودی زاده ها و مسیحی زاده ها و مسلمان زاده های مرتد و… هم برخوردارند.

ای کسانی که به دلیل اختلافات مذهبی با شیعه، چشمان خود را بر عقیده و منهج اهل سنت و جماعت و بر جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بسته‌اید، منهج اهل‌سنت به ما آموخته است که اختلاف در فروعات و حتی برخی اصول، هرگز مجوزی برای هم‌پیمانی با «کفار محارب» علیه یک گروه از منسوبین به قبله و دارالاسلام نیست.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در بحث «دفع دشمن متجاوز» (العدو الصائل) تصریح می‌کند که وقتی دشمن کافر به بلاد مسلمین هجوم می‌آورد، دفع آن بر همه‌ی مسلمانان واجب است و اختلافات داخلی نباید مانع از جهاد علیه کفرِ اصلی شود. شما با بغض و بی‌انصافی، آرای سخیف خود را بر نصّ صریح قرآن مقدم داشته‌اید و در جبهه کسانی ایستاده‌اید که بمب‌هایشان بر سر کودکان غزه و لبنان و اکثر سرزمینهای اسلامی فرود می‌آید.

اتحاد با آمریکا و صهیونیسم تحت عناوین فریبنده‌ای چون «ائتلاف بین‌المللی» یا «مصلحت سیاسی»، از نظر فقهی لغزشگاهی است که به «موالات کبری» منتهی می‌شود. امامان اهل‌سنت «مظاهره الکفار علی المسلمین» (پشتیبانی از کافران علیه مسلمانان) را از موجبات خروج از اسلام دانسته‌اند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «المُسلِمُ أَخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُهُ ولا يُسلِمُهُ» مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را در برابر دشمن رها نمی‌سازد.

شما نه تنها برادران خود را رها کرده‌اید، بلکه با گرا دادن به پهپادهای آمریکایی – صهیونیستی و خوشحالی از ضربات صهیونیست‌ها و آمریکائی ها به جبهه دارالاسلام و مسلمین، عملاً در خون مسلمانان شریک شده‌اید. این تمرد از راهنمایی‌های قرآن، سرانجامی جز تباهی و ارتداد نخواهد داشت.

بس است این همه دروغ و تلبیس، اهل‌سنت واقعی آن مجاهدی است که در قدس و یمن و ایران و سومالی و… لوله تفنگش به سمت اشغالگر است، نه آن مدعی عافیت‌طلبی که در رسانه‌ها، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های پنتاگون و موساد شده است.

الله تعالی می فرماید:تَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده/ ۸۰) بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران را به سرپرستی می گیرند؛ چه بد است آنچه برای خود پیش فرستادند که خشم خدا بر آن‌هاست و در عذاب جاودانند.

ما به مدعیانی که تحت نام اهل‌سنت که در کشورهائی چون امارات و بحرین و عربستان و اردن و قطر و غیره ، آب به آسیاب صهیونیسم و آمریکا می‌ریزند، می‌گوییم: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» و از همین چند دهه ی گذشته عبرت بگیرید. کسانی که به آمریکا و صهیونیستها تکیه کردند، جز خواری نصیبشان نشد. به منهج امامان خود بازگردید؛ به وحدت و انسجام در برابر دشمن مشترک (آمریکا و اسرائیل) ایمان بیاورید و اجازه ندهید تعصبات مذهبی، شما را به هیزم‌آور آتش کفر تبدیل کند. پیش از آنکه دیر شود و در محکمه مومنین و دادگاه الله به عنوان «خائنین به دین و امت» محاکمه شوید، توبه کنید.

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز 13 روز از معرکه تحمیلی 1404 رمضان کفار آمریکائی و صهیونیست بر دارالاسلام و سرزمین اسلامی ایران می گذرد، در چنین حالتی که چنین سرزمینی اینهمه روز و در جلو چشم تمام مسلمین و کفار جهان در پی حملات ددمنشانه صهیونیستی-آمریکایی در آتش و خون است، بازخوانی تکلیف شرعی مومنین و سلف صالح بیش از هر زمانی ضرورت دارد؛ چون در زمانی که دشمن حربی به خاک اسلام قدم می‌گذارد، دیگر جایی برای درنگ، سکوت و یا مشغول شدن به اختلافات فرعی نیست.

از منظر فقهِ اصیل اسلامی و اجماع امت، هنگامی که دشمن کافر محارب خارجی به سرزمین مسلمین هجوم می‌آورد، جهاد از حالت «فرض کفایی» خارج شده و به «فرض عینی» تبدیل می‌شود.

در این حالت، همان‌گونه که هیچ مؤمنی نمی‌تواند نماز و روزه رمضان را به بهانه اشتغال دیگران ترک کند، دفاع از کیان اسلام نیز بر تک‌تک آحادِ امت واجب می‌گردد. خطبا و مولوی‌هایی که در این شرایط بر طبل اختلافات ریز فقهی می‌کوبند و از تبیین این فرض بزرگ سر باز می‌زنند، در پیشگاه خدا مسئول و در حق امت ستمکارند. اما بدانیم که کوتاهی خواص، رافعِ تکلیف عوام نیست.

سکوت در برابر منکری به بزرگی اشغالگری و کشتار مظلومان، طبق نص صریح حدیث نبوی، مقدمه فروپاشی کل جامعه است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: إِنَّ الله عز وجل لاَ يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرُوا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيْهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَذَّبَ اللهُ الخاصةَ والعامةَ (رواه احمد).

وقتی منکر آشکاری چون نابودی زیرساخت‌های مسلمین و ریختن خون زنان و کودکان توسط کفار محارب رخ می‌دهد، هر کس به قدر توان خود (از زبان و قلم گرفته تا حضور در میدان) اگر انکار و مقابله نکند، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این منکر بزرگ، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن می‌خواهد که متأسفانه برخی مدعیان علم، آن را از دست داده‌اند.

تاریخِ سلف امت سرشار از درس‌های شکوه و عزت است. در زمان هجوم صلیبی‌ها و یا فتنه تاتار و مغولهای سکولار، سلف صالح و علمای ربانی چگونه عمل کردند؟

آنان اصل را بر فرع ترجیح دادند و تمام اختلافات مذهبی و کلامی را در صندوقچه‌ها نهادند و در برابر «دشمن متجاوز» (العدو الصائل) که به هیچ‌کس رحم نمی‌کرد، جبهه‌ای واحد تشکیل دادند.

به عنوان مثال ابن تیمیه رحمه الله در جریان هجوم مغولهای سکولار فتوا داد که در برابر دشمن مهاجم، حتی اگر لشکریانی با بدعت‌ها و گناهانی در صف مسلمین باشند، باید با آن‌ها متحد شد و علیه کفر حربی جنگید؛ چرا که ضرر سلطه کفر بر سرزمین اسلام، بسیار بزرگ‌تر از اختلافات داخلی است.

سلف صالح امت می‌دانستند که در وقت هجوم کفار محارب خارجی، «تفرقه» بزرگ‌ترین منکر و «وحدت» بزرگ‌ترین واجب است. آن‌ها مشت واحدی بودند که اجازه نمی‌دادند دشمن از شکاف بین مذاهب برای نفوذ استفاده کند.

مؤمنان بیدار، نباید منتظر اذن کسانی ماند که در تشخیص منکر آشکار صهیونیسم و آمریکای وحشی ناتوان‌اند. وقتی دشمن بر خانه و کاشانه شما می‌تازد، دفاع تکلیف مستقیمِ شماست.

امروز دارالاسلامِ ایران، سنگر اول دفاع از حیثیت قرآن و سنت در برابر جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستهاست. هر گونه اهمال، همسویی با اهداف جبهه کفر است. ما موظفیم با نیت خالص و تکیه بر قدرت لایزال الهی، دوشادوش نیروهای نظامی و با مشارکت همگانی، فتنه این اشغالگران کافر و محارب خارجی را دفع کنیم.

آنان که دلی برای فهمیدن و چشمی برای دیدن دارند، می‌دانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، نبرد میانِ تمام کفر و تمام اسلام است. ما به سیره سلف بازمی‌گردیم؛ اختلافات را در برابر دشمنِ مشترک کنار می‌گذاریم و با وحدتی پولادین، به فرمان الهی برای دفعِ تجاوز کفار محارب لبیک می‌گوییم.

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب: محمد اسامه

با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.

در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند می‌شود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم می‌زنند.

در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.

این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.

 الله جل جلاله هشدار می‌دهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنه‌های مذهبی، «بی‌عدالتی» زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدت‌ها، خون‌های ریخته شده و هم‌سنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.

در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.

در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن می‌زنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:

  • جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویت‌ها (فقه الاولویات) باعث می‌شود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر می‌شود.
  • بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسل‌های مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.

برخی به اشتباه تصور می‌کنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمی‌یابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کرده‌اند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او می‌شتابند، نه اینکه با سرزنش و بی‌عدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.

بی‌عدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنه‌ای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.

برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:

  1.  حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسی‌های علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
  2. بصیرت‌افزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
  3. ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.

در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» می‌گذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعله‌های فتنه‌ای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

کاتب: محمد اسامه

احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کنند که مسلمین در مسیر حرکت خودشان بعد از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و دوران نبوت تا روز قیامت 3 گونه حکومت را خواهند دید:

 قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.

  1. خلافت مطابق منهج و روش رسول الله . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
  2. دوران پادشاهی که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه بودند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها علاوه بر آن با استبداد و خودکامگی (تحمیل عقاید خود بر دیگران) هم به مسیر خودشان ادامه دادند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
  3.  بازگشت خلافت مطابق منهج و روش رسول الله .خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

باید برای چندمین بار یادآور شویم که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم، حاکمیت بر «دارالاسلام» است نه دارالکفر. یعنی این شاهان و حاکمان هر چند خشونت گرا و مستبد باشند نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان و بر اساس «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء/59) از مومنین هستند «مِنكُمْ».

بر این اساس هر حاکمیت بر دارالاسلام مسلمین بین دو  «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» حکومتهای 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند؛ یعنی مطلوب شریعت نیستند و ممنوع هستند و «بدیل» «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» هستند و در حالت «اضطرار» از آنها استفاده می شود تا زمانی که به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» برسیم؛ «اسلامی» هستند چون دستور اسلام است که در حالت ضرورت و اضطرار جهت حفظ ضرورتهای خمسه از آنها استفاده کنیم .

در این صورت نه تنها ایران بلکه امارت اسلامی افغانستان و الشباب سومالی و تمام حاکمیتهای بر دارالاسلامهای کوچک و بزرگ که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا یکی از تفاسیر و جریانات اسلامی اداره می شوند حکومتهای : 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند و قیام بر علیه این حاکمیتها  زمانی صحیح است که مومنین دارالاسلام را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیکتر کند.

بر این اساس چون جنگ بر علیه دارالاسلام ایران کنونی باعث تشکیل دارالکفری سکولار و ارتدادی و حاکمیت سکولاریستهای مرتد می شود و مومنین را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیک نمی کند چنین قیامی غیر شرعی است و چنانچه شخص یا گروهی هماهنگ با حملات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار بگیرد از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود .

دقت داشته باشید: در زمانی که آمریکا و مرتدین جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند هم جبهه ای شدن با این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بزرگترین صدمات را به ایمان و قیامت شخص می زند .

منهج اهل سنت و جماعت بر این است که از «هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفر محارب و اشغالگر خارجی» حمایت می کند و برایش فرق دارد این دارالاسلام توسط امارت اسلامی افغانستان اداره شود یا ایران یا الشباب سومالی یا ….

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

تهدیدات کنونی آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در برابر ایران بر کسی پوشیده نیست . در چنین وضعیتی که نگاه‌ها به تحولات سرنوشت‌ساز منطقه دوخته شده و تمرکز جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان باید بر اصلاح، عدالت و مهار ظلم ساختاری حکومت و جهاد با آمریکا و مزدورانش باشد، ناگهان زمزمه‌های مشکوکی از جنگ مذهبی، درگیری با تشیع، و کشاندن نزاع به پرونده‌هایی چون پاراچنار و کشمیر به گوش می‌رسد. این هم‌زمانی تصادفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از فتنه‌ای برنامه‌ریزی‌شده است.

این زمزمه ها زمانی به گوش می رسد که شیعیان پاراچنار و کشمیر به دفاع از ایران در جهاد با آمریکا و سایر کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به اعتراضات علنی و راهپیمایی گسترده زدند. کاری که هر مومنی از تمام مذاهب اسلامی باید به عنوان حداقل حمایت خود از یک مسلمان در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باید نشان می داد.

تجربه تاریخی امت اسلام به‌روشنی می‌گوید هرگاه دشمنان اسلام در فشار قرار گرفته‌اند، آتش تفرقه مذهبی را شعله‌ور کرده‌اند تا صف مجاهدان و مصلحان از هم بپاشد. این همان نسخه کهنه‌ای است که بارها در عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان آزموده شده و جز ویرانی، خون مسلمان و تقویت دشمن خارجی ثمری نداشته است.

در همین روزها، جریان‌های سکولار و ملحدِ بلوچ در بلوچستان دست به درگیری زده‌اند؛ اما عجیب آن است که به‌جای تمرکز بر ریشه‌های این آشوب‌ها، عده‌ای مجهول‌الحال، آدرس را عوض می‌کنند و نزاع مذهبی را پیش می‌کشند. این تغییر میدان، دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.

خطاب ما به جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان روشن است و آنهم این است اگر واقعاً دغدغه‌ی حاکمیت اسلامی، عدالت شرعی و نجات امت را دارید، از جنگ مذهبی بپرهیزید. راهِ شما راهِ وحدت بر اصول و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران آن و تمام مرتدین سکولار داخلی است، نه افتادن در دام نزاع‌های فرسایشی مذهبی. الگوی خردمندانه، همان رویکردی است که امارت اسلامی افغانستان در قبال تشیع در پیش گرفته است: مدیریت اختلاف، جلوگیری از خون‌ریزی، و سدّ کردن راه فتنه.

هوشیار باشید کسانی که امروز پرونده‌ی پاراچنار و کشمیر را با زبان تحریک مذهبی باز می‌کنند، دوست امت نیستند. آنان یا آگاهانه یا ناآگاهانه، پازل دشمنان اسلام را کامل می‌کنند. دشمن اصلی، از تفرقه‌ی شما تغذیه می‌کند؛ و هر قطره خون مسلمان، سرمایه‌ای برای اوست.

وحدتِ امت، خواستِ خدا و رسول اوست؛ و تفرقه‌ی مذهبی، راهی است که به رضایت دشمن می‌انجامد، نه به اقامه‌ی دین. امروز، زمانِ بیداری، بصیرت و ایستادن در یک صف بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار است؛ نه افتادن در دام فتنه‌ای که پایانش جز حسرت نخواهد بود.

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (نساء/59)

خطاب به:

مراجع محترم قضایی، محاکم صالحه شرعی و مسئولان عالی‌رتبه دارالاسلام ایران

مقدمه

ما جمعی از آحاد متدین اهل‌سنت ایران، در چارچوب فریضه‌ی قطعی امر به معروف و نهی از منکر و با التزام به مبانی مسلّم فقه اهل‌سنت، بدین‌وسیله مراتب اعتراض و دادخواهی شرعی خود را نسبت به مواضع و اظهارات اخیر آقای مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب مسجد مکی زاهدان اعلام می‌داریم. موارد زیر به‌منظور بررسی فقهی و قضایی تقدیم می‌شود:

۱) نفی حاکمیت الهی و ترویج سکولاریسم

از منظر شریعت اسلام، حاکمیت مطلق از آنِ خداوند متعال است و مشروعیت هر نظام سیاسی در گرو التزام به احکام الهی می‌باشد. هرگونه دعوت به جدایی دین از حاکمیت یا ترجیح قوانین بشری بر شریعت، نفی ضروریات حکمرانی اسلامی و موجب تشویش اذهان مؤمنین است. اظهارات نامبرده که متضمن تضعیف حاکمیت اسلامی و جایگزینی الگوهای غیراسلامی است، از حیث فقهی موجب فتنه و اخلال در نظم دینی جامعه تلقی می‌گردد.

۲) انحراف از اصول فقهی اهل‌سنت و تضعیف بیعت

در فقه اصیل اهل‌سنت—به‌ویژه فقه حنفی—حفظ انتظام جامعه اسلامی و پایبندی به بیعت با حاکمیتی که مجری حدود الهی است، واجب شرعی شمرده شده است. تضعیف پایه‌های نظام اسلامی و هم‌صدایی با جریان‌های معاند، بدعت مذموم بوده و زمینه‌ساز تفرقه، ناامنی و تضعیف دارالاسلام است.

۳) تبیین فقهی شائبه‌های اعتقادی در حوزه حکمرانی

بر اساس متون معتبر فقهی، انکار آگاهانه‌ی حاکمیت احکام الهی یا ترجیح نظام‌های غیرالهی بر نظام اسلامی، موجب تزلزل مرزهای اعتقادی می‌گردد. اظهاراتی که شائبه‌ی نفی شریعت و پذیرش الگوهای سکولار را القا کند، از دیدگاه بسیاری از علما دارای تبعات سنگین فقهی است و نیازمند رسیدگی تخصصی و قضایی می‌باشد.

۴) خواسته‌ها و مطالبات شرعی

ما اهل سنت و جماعت ایران، ضمن اعلام برائت از دیدگاه‌های انحرافی یادشده، از قوه قضائیه و محاکم شرعی دارالاسلام ایران تقاضا داریم:

• با رسیدگی دقیق فقهی و حقوقی به این مواضع، از تکرار بدعت‌هایی که عقیده و اصل اسلام را مورد هدف قرار داده جلوگیری شود؛

• با اقدام قاطع و عادلانه، از کیان شریعت، امنیت دینی اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین و وحدت امت صیانت گردد؛

• نتیجه رسیدگی به‌صورت شفاف اعلام شود تا تشویش اذهان عمومی رفع گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جمعی از متدینین و دغدغه‌مندان اهل‌سنت و جماعت ایران