هویت یک مومن عقیده ی اوست و وطنش دارالاسلام (1)

هویت یک مومن عقیده ی اوست و وطنش دارالاسلام (1)

برگرفته از آثار : سید قطب رحمه الله

زمانی که که پیوند استوار عقیده برقرار شد، مؤمنان همگی برادرند، حتی اگر هیچ نسب و خویشاوندی‌ای آنان را به هم پیوند ندهد: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾، که این بیان، نهایتِ حصر و تأکید را می‌رساند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ…﴾ (الأنفال: ٧٢) (همانا کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد نمودند، و کسانی که [مهاجران را] پناه دادند و یاری کردند، آنان یاران و سرپرستان یکدیگرند…).

و این ولایت و دوستی، از یک نسل فراتر رفته و به نسل‌های پیاپی می‌رسد و اولِ این امت را به آخرش، و آخرش را به اولش، با پیوندی از محبت و مودت و وفاداری و همدردی استوار، متصل می‌سازد:

﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾ (الحشر: ٩-۱٠) (و [همچنین] برای کسانی [انصار] که پیش از آنان [مهاجرین] در این سرا [مدینه] و در ایمان، جای گرفتند؛ آنان کسانی را که به سویشان هجرت کرده‌اند دوست می‌دارند، و در دل‌های خود نسبت به آنچه به [مهاجران] داده شده، نیازی (و حسدی) نمی‌یابند و آنان را بر خود ترجیح می‌دهند، هرچند خود نیازمند باشند. و هرکس از بخلِ نفسِ خویش در امان مانَد، آنان همان رستگارانند. و [نیز برای] کسانی که پس از ایشان آمدند [و] می‌گویند: پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌هایمان هیچ کینه‌ای نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند قرار مده. پروردگارا، تو به راستی رئوف و مهربانی).

و خداوند برای مسلمانان، نمونه‌هایی از آن گروه گرانقدر از پیامبران را می‌آورد که پیش از ایشان در کاروان ایمانی که در دره‌های زمان پیش می‌رود، قرار داشتند:

﴿وَنَادَىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ. قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ. قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ (هود: ٤٥-٤٧) (و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا، پسرم از خاندان من است، و بی‌گمان وعده‌ی تو حق است و تو بهترین داورانی. [الله] فرمود: ای نوح، او از خاندان تو نیست؛ او [صاحب] عملی ناشایست است؛ پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه. من تو را پند می‌دهم که از جاهلان نباشی. [نوح] گفت: پروردگارا، من به تو پناه می‌برم از اینکه چیزی را از تو بخواهم که به آن علم ندارم؛ و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود).

﴿وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾ (البقرة: ١٢٤) (و [یاد کن] هنگامی که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آن‌ها را به طور کامل به انجام رساند. [الله] فرمود: من تو را برای مردم، امام قرار می‌دهم. [ابراهیم] گفت: و از فرزندان من نیز؟ [الله] فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد).

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ﴾ (البقرة: ۱۲۶) (و آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا، اینجا را شهری امن قرار ده و از اهل آن، هرکس را که به الله و روز قیامت ایمان آورده است، از محصولات روزی بخش… [الله] فرمود: و آن کس که کفر ورزد، او را اندکی بهره‌مند می‌سازم، سپس او را به عذاب آتش می‌کشانم).

و ابراهیم از پدر و قوم خود کناره می‌گیرد، آنگاه که از آنان اصرار بر گمراهی را می‌بیند:

﴿وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَىٰ أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبِّي شَقِيًّا﴾ (مریم: ٤٨) (و از شما و از آنچه به جای الله می‌خوانید، کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم؛ امید است که در خواندنِ پروردگارم ناکام و نگون بخت نباشم).

و خداوند داستان ابراهیم و قومش را برای ما بازگو می‌کند که در آن الگو و اسوه‌ای نیکوست:

﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ﴾ (الممتحنة: ٤) (به راستی برای شما در [زندگی] ابراهیم و کسانی که با او بودند، الگویی نیکو بود، آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جای الله می‌پرستید، بیزاریم؛ به شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما دشمنی و کینه‌ی همیشگی پدیدار گشت، تا آنکه به الله یگانه ایمان آورید).

و آن جوانمردانِ اصحاب کهف، از خانواده و قوم و سرزمین خود کناره می‌گیرند تا دین خود را برای الله خالص گردانند و با عقیده‌ی خویش به سوی پروردگارشان بگریزند، آنگاه که یافتنِ جایی برای این عقیده در میان وطن و خانواده و قبیله برایشان دشوار و گران آمد:

﴿إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى. وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَٰهًا ۖ لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا. هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً ۖ لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا. وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقًا﴾ (الکهف: ۱۳-۱۶) (آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. و بر دل‌هایشان قوت بخشیدیم آنگاه که بپاخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ هرگز جز او معبودی را نخواهیم خواند، که در این صورت سخنی گزاف و دور از حق گفته‌ایم. اینان قوم ما هستند که به جای او معبودانی را برگزیده‌اند؛ چرا بر [حقانیت] آنان دلیلی روشن نمی‌آورند؟ پس چه کسی ستمکارتر از آن است که بر الله دروغ بندد؟ و چون از آنان و از آنچه جز الله می‌پرستند کناره گرفتید، پس به غار پناه برید تا پروردگارتان از رحمت خویش بر شما بگسترد و برایتان در کارتان گشایشی فراهم آورد).

همسر نوح و همسر لوط، آنگاه که عقیده‌شان جدا شد، میان آنان و همسرانشان جدایی افتاد:

﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ﴾ (التحریم: ۱٠) (خداوند برای کسانی که کفر ورزیدند، مَثَل همسر نوح و همسر لوط را زده است؛ آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، اما به آن دو خیانت کردند، و [آن دو پیامبر] نتوانستند در برابر [عذاب] خدا چیزی را از آنان دفع کنند، و گفته شد: همراه با واردشوندگان، به آتش درآیید).

و در سوی دیگر، همسر فرعون:

﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ (التحریم: ۱۱) (و خداوند برای کسانی که ایمان آوردند، مَثَل همسر فرعون را زده است، آنگاه که گفت: پروردگارا، برای من نزد خود خانه‌ای در بهشت بنا کن، و مرا از فرعون و عمل او نجات بده، و مرا از قوم ستمکار رهایی بخش).

و این‌چنین نمونه‌ها در تمامی پیوندها و روابط، یکی پس از دیگری می‌آیند: پیوند پدری در داستان نوح، پیوند فرزندی و وطنی در داستان ابراهیم، و پیوند خانواده و قبیله و وطن همگی در داستان اصحاب کهف، و رابطه‌ی زناشویی در داستان‌های همسران نوح و لوط و همسر فرعون…

و این‌چنین این کاروان گرانقدر، در تصور خود از حقیقتِ پیوندها و روابط به راهش ادامه می‌دهد… تا آنکه «امت میانه» از راه می‌رسد و این ذخیره‌ی عظیم از نمونه‌ها، الگوها و تجربه‌ها را پیش روی خود می‌یابد، و بر همان مَنْهَج ربانیِ امت مؤمنه گام برمی‌دارد. و آنگاه که عقیده جدا می‌شود، قبیله‌ی واحد از هم می‌پاشد و خانه‌ی واحد، دوپاره می‌گردد، و آنجاست که پیوندِ نخستین (پیوند خونی) گسسته می‌شود و خداوند سبحان در وصف مؤمنان، سخن گرانقدر خود را می‌فرماید:

﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ (المجادلة: ۲۲) (قومی را نمی‌یابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند و همزمان با کسانی که با الله و رسولش دشمنی می‌کنند، دوستی ورزند، هرچند که پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا قبیله‌شان باشند. آنان کسانی هستند که [الله] ایمان را بر دل‌هایشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأییدشان کرده است و آنان را به باغ‌هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، وارد می‌کند در حالی که جاودانه در آن می‌مانند؛ الله از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند. اینان حزب الله هستند. آگاه باشید که حزب الله همان رستگارانند).

به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

 به بهانه ی اعدام چند نفر از اعضای گروه سکولار رجوی: چرا دارالاسلام ایران قانون اسلامیِ بازدارنده را در برابر هتک مقدسات و محافظت از دارالاسلام اجرا نمی‌کند؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

در چند روز گذشته و در حین جنگ رمضان و تهدیدات آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران ما شاهد اعدام چند نفر از گروه سکولار و مرتد رجوی بودیم و همزمان با اعدام این افراد، با نام بلوچها چند نفر نقابدار را دیدیم که اعلام کردند جزو این گروه سکولاریستی و ارتدادی هستند.

لازم است خدمت خوانندگان محترم عرض شود که بلوچه هم حنفی دارند هم شیعه و هم ذکری و هم دسته ای نوپیدا از مرتدین سکولار و اگر به تاریخ مبارزاتی بلوچهای حنفی مذهب و کل اهل سنت ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مذاهب اهل سنت با آنکه با حاکمیت شیعه متحد شده اند اما هرگز بخشی از احزاب مذهبی ضد حکومتی میان شیعه نشده اند.

یعنی در زمان پهلوی ها نیز باز بلوچها و جنوبی ها و عربها و ترکها و تالشی ها و ترکمنها و کُردهای اهل سنت هرگز عضو گروه شبه مذهبی سازمان منافقین خلق نشدند با آنکه سکولاریستهای میان اینها در احزاب مختلف سکولاری چون توده و راه کارگر و چریکهای فدائی خلق و … عضو شدند.

به هر حال همه بدانند با آنکه ما شاهد ادبیاتی سکولاریستی در میان گروههایی چون جیش العدل (جم) هستیم اما بلوچهای حنفی مذهب ربطی به این گروه خائن به دین و ملت ندارند که کارنامه ی سیاه آنها در خدمت به صدام حسین و غرب برای همه روشن شده است.

با این مقدمه لازم است گفته شود که دارالاسلام ایران، حتی با تکیه بر فقه تشیّع، از ظرفیت کامل حقوقی و فقهی برای تنظیم قوانین بازدارنده در حوزهٔ اغتشاشات، امنیت داخلی و صیانت از مقدسات برخوردار است. با این حال، این پرسش جدی مطرح است که چرا این ظرفیت به‌گونه‌ای شفاف، قاطع و بازدارنده به اجرا درنمی‌آید؛ به‌نحوی که عملاً مانع جرأت هتک حرمت قرآن و مساجد شود همچنانکه هم اکنون امارت اسلامی افغانستان و سایر حکومتهای مذهبی اسلامی در طول تاریخ به اجرا درآورده اند؟

در روند فقه اسلامی اعم از تشیّع و تسنن قانون زمانی مؤثر است که مرز اعتراض مشروع با تعدی به مقدسات را دقیق تعریف کند و پیامد حقوقی روشن داشته باشد و اجرای بی‌تبعیض آن اعتماد عمومی را تقویت کند.

وقتی این سه رکن سست شود، قانون کارکرد بازدارندهٔ خود را از دست می‌دهد.

در جهان کافر سکولار غرب، به‌ویژه آمریکا، با وجود ادعاهای گسترده درباره آزادی بیان، در حوزهٔ امنیت داخلی و نظم عمومی صراحت قانونی و شدت اجرا بالاست. گزارش‌های متعدد از برخورد پلیس نشان می‌دهد که عبور از خطوط قرمز امنیتی، پیامد فوری و سخت دارد و هشدارها پیشاپیش اعلام می‌شود و ابهامی در عواقب باقی نمی‌ماند و اجرای قانون، فارغ از شعارها، قاطع است.

این مقایسه نشان می‌دهد که بازدارندگی نه با شعار آزادی، بلکه با قانون شفاف و اجرای قاطع محقق می‌شود.

وقتی در جامعه‌ای شاهد هتک حرمت قرآن و مسجد و یا آشوب طلبی و قتل انسانها و هدف گرفتن اصل نظام جهت تشکیل حکومتی ارتدادی سکولار آنهم با حمایت کفار سکولار خارجی هستیم، مسئله صرفاً یک «اعتراض» نیست؛ بلکه نقض آشکار مقدسات و امنیت معنوی جامعه و ضربه زدن به مهمترین سپر مومنین در برابر کفار خارجی و دشمنان داخلی است. پرسشهای کلیدی این است که چرا همچون اعدام این چند نفر از گروه سکولار رجوی:

  •  چارچوب حقوقی صریحی که بازدارندگی واقعی ایجاد کند، به‌طور مؤثر اعمال نمی‌شود؟
  • پیامدهای حقوقی روشن و فوری برای چنین اعمالی به‌صورت شفاف به جامعه اعلام و اجرا نمی‌گردد؟

اگر حتی نظام‌های سکولار غربی در حوزهٔ امنیت داخلی خط قرمزهای روشن و برخورد قاطع دارند، انتظار می‌رود دارالاسلام ایران، با تکیه بر فقه اسلامی، قوانین شفاف‌تر و بازدارنده‌تر را برای صیانت از مقدسات و حفظ دارالاسلام اجرا کند؛ قوانینی که جرأت هتک حرمت را از میان ببرد و مرز اعتراض و تعدی را روشن سازد و اعتماد عمومی به کارآمدی قانون را احیا کند.

صیانت از مقدسات و محافظت از دارالاسلام، با ابهام حقوقی ممکن نیست بلکه با قانون روشن و اجرای قاطع ممکن است.

امت به جای قومیت گرائی

امت به جای قومیت گرائی

کاتب: مولوی عبدالسمیع غزنوی حفظه الله

ما باید در سخنان خود همیشه از واژهٔ «امت» استفاده کنیم؛ زیرا ما ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) را نمی‌پذیریم. از دیدگاه اسلامی، از خراسان تا آفریقا همه یک امت و یک پیکر واحد هستند. از همین‌رو، لازم است با تلاش و جدیت این اندیشهٔ نادرست را کنار بگذاریم و بر اصلِ امتِ واحد تأکید کنیم.»

وظیفهٔ کنونی علما این اسـت که حق را بیـان کننــد، بــــاطل را رد نمایند، مردم را از فتنه ها حفظ کنند و امت را به سـوی وحدت هدایت نمایند.

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

اگر مسلمین در این جنگ رمضان 1404ش در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگیرند نوبت بعدی خودشانند

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

عده یا با سروصدای زیاد می خواهند چنین نشان دهند که بعد از تمام شدن جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها از در صلح و آشتی وارد می شوند و منطقه گل و بلبل می شود اما به دلایل زیاد و با اصرار می گوئیم و خواهیم گفت – و فارغ از تفکر آرزومندانه – که باید از ایران در مقابله با تجاوز آمریکائی – صیهونی به سرزمین‌های اسلامی حمایت کرد و از تسلیم کردن منطقه و به زانو درآوردن ملت‌های آن توسط رژیم صهیونیستی و تشکیل «اسرائیل بزرگ» جلوگیری نمود و گرنه جنگ دامنگر همه خواهد شد.

هر کس گمان می‌کند وقتی من این حرف‌ها را می‌زنم، از وضعیت بحث و جدل یا کَل‌کَل خوشحالم، یا گمان می‌کند هدفم تحریک است، کاملاً بد گمان کرده و اشتباه قضاوت نموده است. زیرا من نه وقت اضافه دارم و نه فرصت راحتی برای کَل‌کَل و جدل، چون «آنقدر که من غم و غصه دارم، به همه دنیا می‌رسد». الحمدلله در خوشی و ناخوشی.

ضمناً… آسان‌ترین کار برای من این است که همچون مولوی عبدالحمید احساسات مردم را مخاطب قرار دهم و نوازش کنم و به آنها چیزی را بشنوانم که دوست دارند و گوش‌هایشان از آن لذت می‌برد. اما در این صورت، من به امانت «امانت کلمه»خیانت کرده‌ام، و رسول الله صلی الله علیه و سلم خطاب به اصحاب قلم، و کسانی که با آگاهی و عقول مردم سخن می‌گویند، فرمودند: «پیشرو (الرائد) به قومش دروغ نمی‌گوید.»

و این سخن من از آن روست که نبرد آگاهی بین ما و دشمنمان، مادر جنگ‌هاست و آینده ملت‌ها و امت ما و ماهیت رابطه ما با قدرت‌های بزرگ در نظم نوین جهانی که در حال شکل‌گیری است، بر آن بنا شده است.

ضمناً، دشمن اصلی ما  تفکر احساسی و روش آرزومندانه در تحلیل وقایع است، که بی‌تردید ما را به برداشت‌ها و تصورات تحریف شده از رویدادها و اتفاقات سوق خواهد داد و به ناچار به نتایج گمراه‌کننده و فاجعه‌بار منجر خواهد شد… همانطور که می‌گویند: «حکم بر چیزی، فرع بر تصور آن است.»

ای کسانی که درگیر اختلافات داخلی هستند بخوابید، فردا که آتش خانه‌هایتان را بسوزاند – خدای ناکرده – این حرف‌ها به یادتان خواهد آمد.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش از محنت احزاب تا بشارت فتح مکه و غروب قدرت آمریکا و پایان حاکمان مزدور در منطقه

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در سال پنجم هجری، جبهه متحد کفار سکولار به رهبری قریش و با همکاری یهودیان و منافقان داخلی، تمامی توان خود را برای نابودی اسلام و محو نام دین خدا به کار بستند. آن نبرد، «جنگ احزاب» بود؛ روزگاری که سختی به اوج رسید، اما ایستادگی مسلمانان پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم به عنوان حاکم بر دارالاسلام، یکپارچگی امت و ثبات قدم در مسیر حق، در کنار امدادهای غیبی، ورق را برگرداند. آن شکست سنگین جبهه متحد کفر، سرآغازی شد برای پیروزی‌های بزرگ‌تر که در نهایت به فتح مکه انجامید.

امروز نیز شاهد تکرار همان تاریخ هستیم. اختلافات عمیق میان جبهه مشرکان زمان به رهبری آمریکا و متحدان صهیونیست آن‌ها، یادآور درگیری‌های درونی احزاب (= سکولاریستها = مشرکین) در صدر اسلام است. ایالات متحده از درون دچار فروپاشی اجتماعی و سیاسی شده و افکار عمومی آن دیگر تاب حمایت از جنگ‌افروزی‌های این رژیم را ندارد. این تزلزل، نشانه‌ای آشکار از نزدیک شدن به پایان هژمونی استکبارگری این وحشی ضعیف است.

امروز دارالاسلام ایران مقتدر با اتکا به نصرت الهی و اتحاد و حمایتهای مردمی و تجهیز به پیشرفته‌ترین سلاح‌ها، از موشک‌های نقطه‌زن تا پهپادهای تهاجمی، توازن قوا را تغییر داده است. این قدرت برآمده از ایمان، نه تنها دشمن اصلی را درهم شکسته، بلکه لرزه بر اندام حاکمان خائن، مزدور و مرتد محلی انداخته است؛ همانانی که به جای تکیه بر امت اسلامی، به دامان آمریکا و صهیونیسم پناه برده‌اند.

بشارت پیروزی نهایی نزدیک است. همان‌گونه که پس از سختی‌های احزاب، دروازه‌های مکه به روی مسلمانان گشوده شد، ان‌شاءالله با خروج و برچیده شدن سلطه آمریکا از جزیره العرب و بخصوص سرزمین وحی (حجاز و مکه مکرمه)، بساط این حاکمان خودفروخته و پیروان شیطان نیز برچیده خواهد شد و باذن الله، فتح مکه دیگری در راه است و پیروزی نهایی از آن جبهه حق خواهد بود.

در حالی که مرتدین سکولار گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

در حالی که مرتدین گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سیستان و بلوچستان مرکب از اکثریتی حفنی مذهب و به دنبال آن شیعیان و اقلیتی بسیار اندک از گروه زکری ها است. در این ترکیب جمعیتی نزدیک به چند سال است در فضای مجازی و با نام این مردم گروه منافقین آشکار شده یا همان دارودسته ی سکولار و مرتد رجوی فعالیت داشتند، یا اثرات آنها را در بیانیه ها و ادبیات گفتمانی گروه تازه تاسیس «جبهه ی مبارزین مردمی» می دیدیم اما امروز شاهد روخوانی بیانیه ای توسط گروهی چند نفره بودیم که آشکارا خود را بخشی از اینس ازمان سکولار و مرتد معرفی کردند.

آیا منکر و بدعتی بالاتر از این گروههای سکولار و مرتد می تواند برای ایمان و قیامت مردم مسلمان وجود داشته باشد؟ پس چرا مولوی های ما هنوز سکوت کرده اند؟

در اینجا فراخوان غیرت دینی و مسئولیت شرعی علمای بلوچ در برابر انحرافات عقیدتی ضرورت دارد و سکوت نخبگان و علمای ربانی، پرسشی بزرگ در اذهان امت ایجاد خواهد کرد. تلبیس حق به باطل و تفسیر سکولار از آیات الهی، بدعتی است که اگر امروز با پاسخ علمی و قاطع مواجه نشود، فردا کیان ایمان مردم را به باد خواهد داد.

علمای بزرگوار بلوچستان، امروز که مفاهیم لیبرالیستی و زمزمه‌های خروج از حاکمیت الله تحت عنوان «آزادی و انسانیت» از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، مصداق بارز ظهور بدعت است. سکوت در این مقطع، نه از باب مصلحت، بلکه به معنای پذیرش تدریجی انحراف است. کجایند وارثان سنت که در برابر این تحریفات قد علم کنند؟

استناد به آیه «لا إکراه فی الدین» برای توجیه نظام‌های کافر سکولار و زیر سوال بردن حدود الهی، تیشه زدن به ریشه فقه اسلامی است. علمای بلوچ که همواره به تمسک به سیره سلف صالح شناخته می‌شدند، نباید اجازه دهند افراد و گروهها با رویکردهای سیاسی، مسلمات دین را به بازی بگیرد.

آنهمه مولوی عبدالحمید در مورد حکومت سکولار  و زمینه سازی برای این تفکر ارتدادی صحبت کرد و آشکارا در برابر این جریان مخرب نایستادید تا اینکه مرتدینی سکولار چون گروه رجوی به خود جرئت داده اند در میان مردم سیستان و بلوچستان یارگیری کنند.

علمای گرامی، آیا پذیرش حاکمیت اکثریت و سکولاریسم در مقابل حاکمیت نص، با اصول عقیدتی اهل‌سنت سازگار است؟ چرا پاسخ مستند و فقهی خود را برای آگاهی جوانان منتشر نمی‌کنید؟

انحراف فکری امثال مولوی عبدالحمید و حبیب سربازی و سرخوش و BLA و امثالهم تنها یک موضع شخصی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر هویت مذهبی مردم غیور بلوچ از یک جامعه متشرع به یک جامعه سکولار و خنثی است. اگر امروز در برابر این «کفرگویی‌های سکولاریستی» ایستادگی نشود، فردا پاسخگویی به نسل‌های آینده که دینشان را در مسلخ مرتدین سکولار از دست داده‌اند، غیرممکن خواهد بود.

جامعه متدین بلوچستان منتظر است تا ببیند کدام عالم ربانی، رضایت الله را بر مصلحت‌های دنیوی و پیوندهای جناحی ترجیح می‌دهد. ما خواهان تشکیل جلسات نقد علمی، صدور بیانیه‌های روشنگرانه و مرزبندی صریح با افکاری هستیم که بوی شرک و نفاق و ارتداد از آن استشمام می‌شود.

ای علمای حق، «حق» ستودنی‌تر از اشخاص است. اگر امروز جلوی این انحراف عقیدتی سکولاریستهای مرتد در هر لباسی و با هر عنوانی گرفته نشود، فردا نام اسلام تنها پوششی برای نظام‌های طاغوتی و ارتدادی خواهد بود. برخیزید و با سلاح برهان و غیرت دینی، از حریم شریعت دفاع کنید که «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا».

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

کاتب: محمد اسامه

اگر کسی قبل از این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران در خیمه شب بازی نهادهای بین المللی سکولاریستی در حمایت از حقوق بشر و حاکمیتها و… شک داشت امروز برای امت اسلامی و تمامی آزادگان جهان، حقیقت پشت پرده‌ی مؤسسات ملل کفری و شعارهای پوچ سکولاریستی آن‌ها کاملاً روشن شده است.

امثال مولوی عبدالحمید که همیشه نهادهای بین المللی سکولاریستی را به جای مومنین و دارالاسلام و قرآن و شریعت الله به عنوان محک و میزان و عامل نظم دهنده و صلح و … معرفی می کنند لازم است بدانند که آنچه به عنوان نظم سکولاریستی جهانی و حقوق بشر فروخته می‌شود، جز ابزاری برای تثبیت اشغالگری کفار سکولار قدرت مند بر ملل دیگر نیست.

باید دانست که چیزی به نام «قانون بین‌الملل سکولاریستی» یا «احترام به حاکمیت کشورها» وجود خارجی ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در برنامه‌های درسی فرزندان مسلمان و حتی در خطبه های گروه منافقین نیز گنجانده شده‌اند تا روحیه جهادی آنان را تضعیف کرده و آنان را مطیع و رام نظم کفری سکولاریستی سازند.

هم اکنون که دارالاسلام ایران در جنگ با آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و مزدوران منطقه ای آنهاست واقعیت میدان ساده و صریح است: در منطق کفار محارب و سکولار خارجی، هر که قدرت دارد، حق دارد تهدید کند، طغیان نماید و سرکشی کند. لذا بر والدین و مربیان و خطبای مساجد و سایر صاحبان رسانه واجب است که فرزندان خود و مردم جامعه را بر اساس فرمان الهی «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ یعنی آمادگی همه‌جانبه برای مقابله با کفار محارب سکولار خارجی و شرکای آنها، به جای دل بستن به معاهدات فریبکارانه جهانی.

بزرگترین معضل جهان اسلام در سده‌های اخیر، وجود حکامی است که توسط همین ملل کفری سکولاریستی بر سرزمین‌های اسلامی تحمیل شده‌اند. وظیفه این حکام دست‌نشانده، چیزی جز تثبیت چنبره اشغالگران سکولار خارجی نیست. آن‌ها جاده‌صاف‌کن نفوذ آمریکا، صهیونیست‌ها، انگلیس، فرانسه و دیگر قدرت‌های استعماری سکولاریستی هستند تا منابع و جغرافیای مسلمین در خدمت اهداف کفر باقی بماند.

نمود عینی این خیانت بزرگ، اقدامات «آل‌سعود مرتد» است که امت اسلامی را شوک‌زده کرده است. آن‌ها سرزمین مکه و مدینه، یعنی قلب وحی الهی را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. امروز شاهدیم که نیروهای متجاوز آمریکایی با امنیت کامل در سرزمین وحی مستقر شده و از آنجا به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای حملات علیه «دارالاسلام ایران» استفاده می‌کنند. این حضور کفر در مقدس‌ترین خاک اسلام، سندی بر سقوط اخلاقی و دینی حکامی است که قبله مسلمانان را به پایگاه نظامی شیاطین تبدیل کرده‌اند.

در کنار این حکام خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی کسانی در قالب خطیب و حتی عالم وجود دارند که این اشغالگری و خیانت آشکار را با بازی با منابع شرعی و با سوء استفاده از جایگاهی که نزد مسلمین پیدا کرده اند برای مومنین توجیه می کنند

وقت آن است که مسلمانان از فریب نهادهای ساخته‌دست کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی بیدار شوند. حقیقت این است که تا زمانی که حکام دست‌نشانده بر مقدرات بلاد اسلامی حاکم باشند، زنجیرهای اشغالگری آمریکا و صهیونیسم گسسته نخواهد شد. تنها راه عزت، بازگشت به قدرت ایمانی و نظامی و کوتاه کردن دست مزدوران کفار سکولار و اشغالگر خارجی از سرزمین‌های اسلامی است.

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

کاتب: ماهدیم بلوچ

امروز که دارالاسلام ایران در تهاجمی بی سابقه از سوی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آنها قرار گرفته است باید همچون یک امتحان به آن نگاه کرد که باید با نمره ی عالی از آن بیرون آمد.

در این زمینه در فتح‌الباری، ۷/۳۴۷ نکته ی مهمی را دیدیم که با مرور چند باره ی آن باذن الله به ما کمک خواهد کرد نمره ی خوبی در کارنامه ی خود ثبت کنیم.

در این کتاب گرانمایه آمده است:

” در تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها، درسی‌ست برای فروتنی و شکستنِ غرور و تکبر نفس. 

مؤمنان در این ابتلا صبر پیشه می‌کنند و سرافراز می‌مانند، در حالی‌که منافقان بی‌تاب و سست می‌شوند.

نیز خداوند برای مؤمنان در سرای کرامت، مقام‌هایی در نظر گرفته که تنها با اعمال‌شان به آن نمی‌رسند؛ پس آن‌ها را در بوته‌ی آزمون‌ها و سختی‌ها قرار می‌دهد تا به جایگاهی که شایسته‌اش‌اند برسند.

و شهادت، که والاترین مرتبه‌ی اولیای خداست، در پرتو همین امتحانات، نصیب آنان می‌شود که لایق آن‌اند.”

هم اکنون که کفار محارب خارجی به دارالاسلام حمله آورده اند بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی، جهاد بر عموم مومنین فرض عین شده است مثل نماز.

ما نماز را برای خودمان و بدون اجازه ی دیگران برپا می داریم؛ جهاد در چنین حالتی هم مثل نماز است.

به کسی گوش نده و نگاه کن در جهاد با این کفار چه کاری از دستت برمی آید انجام بده و با الله جل جلاله معامله کن .

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

آنهائی که تابع رسانه ها و بخصوص رسانه های ماهواره ای هستند متاسفانه شناختی دقیق از اهل سنت ایران ندارند و تنها مولوی ها و خطبای رسانه ای چون مولوی عبدالحمید را می بینند که با سخنان متناقض خود همسو با سیاستهای لیبرال اسلام آمریکائی – صهیونی در حرکت هستند.

جریانی که امثال مولوی عبدالحمید نماینده ی آن هستند با آنکه ممکن است برای اهل سنت ایران و بخصوص برای حنفی مذهبی های بلوچ استان سیستان و بلوچستان پدیده ای تازه باشد اما برای جهان اسلام ویروسی قدیمی و مخربی است که چندین دهه است سرزمینهای مختلف اسلامی با مجریان این بیماری دست و پنجه نرم می کنند به گونه ای که چندین دهه قبل کسی چون سید قطب رحمه الله فکر و منهج و برنامه ی این افراد را «اسلام آمریکائی» نامید.

اسلام آمریکائی یعنی اسلامی که تنها به مسائل شخصی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان کافر اشغالگر و طاغوتهای حاکم بر مسلمین می پردازد و اگر در مسائل حکومتی وسیاسی عمومی و اجتماعی هم صحبت کند همان «الرویبضه» هائی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 1400 قبل ماهیت آنها را برملاء کرده است.

به همین دلیل خروجی این مجریان جنگ روانی دشمنان و حاملان اسلام آمریکائی تماماً به نفع آمریکا و شرکایش است؛ اسلام لیبرال آمریکائی- صهیونی جدید هم چه در قالب مسلح خودش را نشان دهد چه در قالب فعالیتهای تبلیغی و مدنی محض، باز نتیجه ی تمام فعالیتهای عمده اش به نفع آمریکا و صهیونیستهاست.

در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران مثل قبل از آن باز ما این حمالان اسلام آمریکائی را یا در تماشاچی و نظاره گر بودن و سیاست سکوت خائنانه دیدیم یا باز سخنان دوپهلوئی زدند که محرکی برای «فرض عین جهاد» در چنین موقعیتی، و بسیج و تحریک و تحریض مومنین به جهاد با این کفار محارب خارجی نبود.

در کنار این طیف، هم در میان شافغی ها و هم در میان حنفی های ایران ما شاهد سخنان و بیانیه های مختلفی درحمایت از دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و مردم حاضر در میدان بوده ایم که در زری به دو نمونه اشاره می کنیم:

مولوی بزمانی امام جمعه  حنفی مذهب ایرانشهر گفت: نقش مردم در تحولات منطقه کلیدی است و امروز اراده مردم است که زمان و چگونگی پایان این وضعیت را رقم می‌زند و درگیری‌های جاری موجب کاهش برخی مؤلفه‌های قدرت در منطقه شده و این شرایط، برتری نظامی و فناوری کشورهای مداخله‌گر را با چالش جدی مواجه کرده است.طی سال‌های اخیر توانمندی‌های دفاعی کشور افزایش یافته و زیرساخت‌های نظامی به شکل چشمگیری تقویت شده است.

امام جمعه ی شافعی مذهب بندر عباس نیز اعلام کرد که قدردان رشادت نیروهای مسلح هستیم و آرزوی همه ما رفع فتنه جنگ و ایجاد آرامش در کشوراست و در این مسیر از رشادت‌های نیروهای مسلح تشکر می کنیم.

با هم بودن مسلمین شیعه و سنی را در بطن جامعه باید دید نه در سخنان بیهوده ای که حتی کسانی چون نتانیابو که با این توهمات توانست ترامپ نیمه دیوانه ی نامتعادل را به مرداب جنگی بکشد که سرابی برایش مانده است و ناامیدی و شکست و آنهمه صدمه ای که دیده است.

آنها انتظار داشتند هرزه های سکولار و خائنین بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به خیبابانها یم ریزند و ظرف 72 ساعت حاکمیت ایران را با چند ضربه ی اساسی نابود می کنند؛ اما امروز و بعد از 28 روز از حضور مردم در میدانهای و خیابانها و دیپلماسی قدرتمند دولت، ما شاهد بودیم برای اولین بار در تاریخ آمریکا و به صورت فله ای و یکجا 500 نیروی نظامی آنها در خاک امارات و ساحل دُبی بر اثر حملات کوبنده ی نیروهای نظامی دارالاسلام ایران کشته و زخمی شدند و وزراری خارجه ی شرکا و مزدورانش از ترکیه و عربستان و مصر و پاکستان را در پاکستان بسیج کرده که راهی برای فرار آمریکا و صهیونیستها از این مهلکه پیدا کنند.

آیا نصرت الله را که بعد از قدرت نظامی دارالاسلام که در اتحاد مسلمین شیعه و سنی ایران است نمی بینید؟

البته امروز 8 فروردین 14104ش نیز اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن رسماً به جبهه ی جهاد بر علیه کفار محارب آمریکائی صهیونی پیوست و اولین حملات موشکی خود را به سرزمینهای اشغالی انجام داد.

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

مفتي عام ليبيا الشيخ المجاهد الصادق الغرياني گفت:

إيران -بغضِّ النظر عن النظام القائم بها- بلد يرفع فيها الأذان وتقام فيها صلوات الجماعة وأهلها يصلون ويصومون ويحجّون، فهي -في تعريفها الشرعي- بلد من بلاد الإسلام ومن أهل القبلة، رَضِي مَن رضي وكرِه مَن كره.

این فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران در فقه اهل سنت و جماعت به این معنی است که دفاع از آن و جهاد بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی بر هر مسلمانی «فرض عین» است.

علمای اهل سنت و جماعت ایران هم لازم است با مراجعه به منابع فقهی خود مردم را این امر مهم آگاه کنند و این فرض عین را همچون نماز و روزه به آنها یاد دهند.