
شفافیت و مستند گوئی حلقهی مفقوده در کلی گوئی ها و لفاظیهای رسانهپسند مولوی عبدالحمید
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
الله جل جلاله در برابر توهمات بی پایه و اساس کفار نصرانی و یهودی می فرماید: وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ (و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این دروغ ها و اباطیل آنان است؛) قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/111) بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.
یعنی، الله جل جلاله به مومنین یاد می دهد که فقط تابع دلیلی مستند باشند نه توهمات و کلی گوئی های عامه پسند. در مسائل شرعی دلیل تنها در منابع شرعی است و در مسائل تجربی نیز، دلیل باید عینی و واضح و آشکار برای همه می باشد.
با این وجود می بینیم که مولوی عبدالحمید باز هم در موضعگیری اخیر خود در نماز جمعه ی 11 اردیبهشت 1405ش، بدون اشاره به جزئیات و حقایق، احضار برخی خطبا به دادگاه ویژه روحانیت را ناشی از «بهانههای پوچ» و «مسائل پیشپاافتاده» خواندهاند. این رویه، تکرار همان الگوی محکومیتهای کلی است که ایشان در جریان آشوبهای هرزه ها ی سکولار و خائنین گذشته و در دفاع از جریانهای سکولار و نفوذیهای بیگانه در پیش گرفته بودند.
مولوی باید پاسخ دهد، ما مردم عادی از جریان مسائل دادگاهی مولوی ها و به طور کلی از جریان دادگاهی شیخها و آخوندها و ماموستاها در دادگاههای ویژه ی روحانیت بی اطلاع هستیم، اگر دلایل احضار این افراد واقعاً «پوچ» است، چرا شجاعانه و با جزئیات، موارد اتهامی آنها را برای مردم بیان نمیکنید؟
عقل بیدار و شریعت گرای اهلسنت نمیپذیرد که بدون دانستن علت، قضاوت کند. آیا اتهام این افراد، تحریک به تفرقه، همکاری با عناصری که امنیت ملی دارالاسلام را در شرایط جنگی و عادی هدف قرار دادهاند، یا پیوند با شبکههای کفار محارب و معاند و اپوزیسیون سکولار و مرتد خارجنشین است؟ صِرف ادعای «پیشپاافتاده بودن»، وقتی با اسناد امنیتی و قضایی روبهرو میشویم، بیشتر به یک «فرار رسانهای» شبیه است تا یک دلسوزی مذهبی و نوعی تناقض در دفاع از «ارزشها» و از آشوبگران سکولار و خطبای حاشیهساز را می رساند تا حرکت بر اساس شریعت الله.
مولوی عبدالحمید پیش از این نیز در برابر برخورد قانونی حاکمیت با اغتشاشگران هرزهی سکولار و جاسوسان اسرائیل و آمریکا، مواضعی مشابه داشت. گاهی انسان تعجب می کند زمانی که همه ی کفار بر اساس عقاید خود با قضایا برخورد می کنند چگونه یک عالم دینی که مدعی پیروی از قرآن و سنت نبوی است، میتواند میان «دفاع از دین» و «همصدایی با کفار آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی به عنوان دشمنان خونی قوانین شریعت اسلام» جمع کند؟ حمایت از کسانی که در حمایت از جنگ کفار محارب خارجی به دارالاسلام و وطن و ملت خیانت میکنند، در هیچ کجای شریعت جایگاهی ندارد.
بر این اساس است که ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله نیز مجازات فتنهانگیزان است نه دفاع از آنها.
اگر ملاک مولوی عبدالحمید فقه امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله است، باید بداند که در این فقه، و در این شرایط جنگی که کفار محارب بر دارالاسلام تحمیل کرده اند، حفظ «دارالاسلام و نظام جامعه» و جلوگیری از «بغی» از اوجب واجبات است.
در فقه حنفی، برای کسانی که با زبان و خطابه، امنیت دارالاسلام را به خطر میاندازند و در زمین کفار محارب خارجی و مرتدین بازی میکنند، سنگینترین تعزیرات در نظر گرفته شده است.امام ابوحنیفه رحمه الله هرگز اجازه نمیداد که از لباس مولوی گری برای سست کردن پایههای اقتدار امت اسلام و دارالاسلام در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و حتی در برابر منحرفینی چون مرجئه استفاده شود.
مولوی عبدالحمید اگر دقت کند همین الان یک آینهی عبرت برایش وجود دارد: امارت اسلامی افغانستان و فقه حنفی
پس می توانیم به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما که همواره تمایل خود را به ساختار امارت اسلامی افغانستان نشان دادهاید، خوب میدانید که در آنجا که بر اساس فقه حنفی اداره میشود برخورد با «مفسدین فیالارض» و کسانی که علیه مصالح نظام حاکم سخن بگویند یا با بیگانگان در ارتباط باشند، چگونه است.
اگر این خطبا و مولویهایی که شما از آنها دفاع میکنید، در کابل یا قندهار مرتکب چنین تحریکاتی میشدند، آیا با آنها با رأفت دادگاههای مشهد برخورد میشد؟ یقیناً خیر؛ آنها با بدترین و قاطعترین مجازاتها روبهرو میشدند. پس چگونه است که در ایران، اجرای قانون را «تندروی» مینامید اما در جای دیگر آن را «اجرای شریعت»؟
دوران سخنان کلی و «رسانهپسند» که برای خوشآمد شبکههایی نظیر اینترنشنال و بیبیسی و کلمه ایراد میشود، گذشته است. اهلسنت غیور و با بصیرت و شریعت گرا، تفاوت میان «عالم مصلح» و «فعال سیاسی جناحی» و «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» را میفهمند.
باید به مولوی عبدالحمید گفته شود اگر صادق هستید، ابتدا دلایل احضار را شفاف بگویید تا مشخص شود آیا این احضارها برای صیانت از دین و امنیت دارالاسلام بوده است یا خیر؟ بعد حکمی که بر این افراد صادر شده است بر اساس قرآن و حدیث و فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله صحیح است یا خیر؟
اگر به این شکل واقعیت را روشن کنید همه ی ما نیز در کنار حق خواهیم بود که شریعت الله است، در غیر این صورت، این مظلومنماییها تنها پوششی برای حمایت از کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه، در پازل دشمنان قسمخوردهی این آب و خاک بازی میکنند.








