صلح در اسلام و موضع‌گیری مولوی عبدالحمید در قبال صلح بعد از جنگ تحمیلی رمضان 1404ش با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

صلح در اسلام و موضع‌گیری مولوی عبدالحمید در قبال صلح بعد از جنگ تحمیلی رمضان 1404ش با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

برای دنیا جای تعجب بود که در حین مذاکره و گفتگو در رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها غدارانه به دارالاسلام ایران حمله کردند و ترامپ سک زرد آمریکائی در کمال بی حیائی اعلام کرد که مذاکره فریبی بود جهت حمله ی غافلگیرانه بر ایران.

با این وجود کفار محارب آمریکائی – صهیونی و شرکای غربی و منطقه ای آنها که برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که در این مدت حاکمیت را در ایران عوض کنند متوجه شدند که دچار خطای محاساباتی شده اند و هر روز که از جنگ می گذشت آشکارتر از قبل، ظهور ابرقدرتی جدید را به دنیا نشان می دادند به همین با واسطه هائی درخواست مذاکره و اتش بس را التماس کرده اند.

اما همچنانکه بارها از سوی مسئولین دارالاسلام گفته شده بود، ممکن است جنگ را آمریکا شروع کند اما اینکه چگونه خاتمه پیدا کند را ایران تعیین می کند.

در چنین وضعیتی که دارالاسلام ایران قدرت برتر را دارد و بر حقوق مردم خود پافشاری می کند سخنان اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی که اسلام را صرفاً دین صلح و گفت‌وگو معرفی کرده و با استناد به صلح حدیبیه، بر پذیرش شرایط سخت دشمن برای جلوگیری از جنگ تأکید دارند، بازی در پازل کفار محارب خارجی است.  

 مولوی عبدالحمید می گوید: “اسلام دین صلح و گفت‌وگو است. رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم همواره از صلح استقبال کرده است..”

اسلام بی‌شک دین صلح و رحمت است، اما صلح در کنار جهاد و عزت؛ و این صلح مشروط به عدالت، حفظ عزت مسلمانان و امنیت خواسته شده در شریعت الله برای مومنین است. صلح در اسلام به معنای تسلیم در برابر ظلم یا پذیرش دائمی ذلت نیست. بلکه صلحی است که با حکمت، اقتدار و حفظ حقوق امت اسلامی همراه باشد. قرآن کریم و سنت نبوی در کنار آیات صلح، بر جهاد، حفظ عزت و مقابله با متجاوز تأکید فراوان دارند.

در مورد جها تدافعی، الله جل جلاله می فرماید:

  • وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره/۱۹۰)
  •  أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (حج/۳۹)

 این آیات به وضوح بیانگر آن هستند که دفاع از خویش، دین، سرزمین و ناموس مسلمانان، فریضه‌ای الهی است و در این راه، حتی اگر مستلزم از دست دادن جان و مال باشد، مسلمانان باید ایستادگی کنند. عزت، نه ذلت، مبنای تعاملات اسلامی است.

الله تعالی می فرماید:  وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ  وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (انفال/۶۰)

در تفسير اين آيه، عقبة بن عامر از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنيده است كه بر روى منبر بعد از قرائت اين آيه سه بار فرمود:” ….أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ .  آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است.

تیر اندازی در زمان حاضر از تیراسلحه های فردی شروع می شود تا به موشکهای مختلف می رسد و این آیه نشان می‌دهد که هدف از کسب قدرت، تهیه ی قدرت بازدارندگی و ترساندن دشمن و جلوگیری از تجاوز است و نه صرفاً نشستن و انتظار صلح.

در کنار این، اگر دشمنی عهد خود را بشکند و به خیانت روی آورد، اسلام به شدت با آن برخورد می‌کند. الله می فرماید: وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ(انفال/۵۸)و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.

این آیه به صراحت دستور می‌دهد که در صورت خوف از خیانت دشمن، پیمان را به آنان بازگردانید (باطل کنید) و بر اساس برابری با آنان عمل کنید. یعنی خیانت دشمن، توجیه‌کننده ادامه تعهد مسلمانان نیست و راه برای واکنش قاطع باز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *