مولوی عبدالحمید پدیده ای نوظهور و بر خلاف شریعت در میان بلوچهای حنفی مذهب

مولوی عبدالحمید پدیده ای نوظهور و بر خلاف شریعت در میان بلوچهای حنفی مذهب

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

زمانی که می گوئیم پدیده ای نوظهور، چون چنین ترکیب فکری را در میان بلوچهای مسلمان از زمان اسلام آوردن آنها توسط سیاهسوار رحمه الله تا کنون و جود ندارد؛ بر خلاف شریعت هم، یعنی این ترکیبی که در مولوی عبدالحمید به وجود آمده دقیقاً برخلاف شریعت الله است؛ یعنی مواردی در سخنان ورفتار مولوی عبدالحمید وجود دارد که آشکارا مخالف شریعت الله هستند و مواردی هم وجود دارند که مستحباتی است که حق مردم عادی بلوچ ضایع شده و به مردم عادی صدمه می زنند.

به این شکل اگر در تاریخ اسلام، عالمان دین همواره دیده‌بانان عقیده و پناهگاه محرومان بوده‌اند اما امروز شاهد پدیده‌ای تلخ در میان بلوچهای حنفی مذهب هستیم؛ شخصی که مدعی سیادت علمی است، اما رفتار و گفتارش با سیره سلف صالح و نصوص صریح قرآن و سنت فرسخ‌ها فاصله دارد.

در همین قدم اول به زندگی ملوکانه در دارالخلافه زاهدان و تضاد با زهد امام ابوحنیفه رحمه الله نگاهی بیاندازیم که گاه ما را به یاد این آیه قرآن می اندازد که می فرماید:

قرآن کریم در نکوهش دنیامداری خواص می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ (توبه/34)

جناب مولوی عبدالحمید در حالی در قصری باشکوه و با تجملاتی ملوکانه زندگی می‌کند که بسیاری از مردم متدین و نجیب بلوچ در فقر و تنگدستی به سر می‌برند. این سبک زندگی با سیره امام اعظم ابوحنیفه  رحمه الله که خود تاجری پارسا بود و اموالش را صرف فقرا می‌کرد، و یا امام احمد بن حنبل رحمه الله که سختی زندان را بر نان سفره دیگران ترجیح داد، چه سنخیتی دارد؟ عالم باید پاسخگو باشد که این ثروت کذایی از کجا آمده است؟ آیا این ثمره‌ی تجارت خون مظلومان است یا مواجب پروژه‌های برون‌مرزی؟

مورد دیگر انحصار در حج و تضییع حقوق عامه و خودخواهی دینی است؛ چون می دانیم بر اساس فقه اسلامی، «حج» یک‌بار واجب است و تکرار آن مستحب؛ اما «رعایت حق‌الناس» واجب شرعی است. در حالی که هزاران مرد و زن مؤمن بلوچ سال‌ها در حسرت یک‌بار زیارت کعبه در صف نوبت می‌سوزند، رفتن هرساله جناب مولوی به عربستان با استفاده از رانت‌های خاص، مصداق بارز ترجیح هوای نفس بر حقوق مؤمنین است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: “المُسلِم مَن سَلِمَ المُسلِمونَ مِن لِسَانِهِ وَ یَدِهِ.” مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند . همچنین از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال شد: سُئِلَ أَىُّ الْمُسْلِمِينَ أَفْضَلُ قَالَ ‏”‏ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ.”  آیا رواست کسی که خود را پیشوا می‌داند، جای یک پیرزن و پیرمرد یا جوان مستضعف را در صفوف حج غصب کند؟ این فریادهای «وا اسلاماه» او برای حج، بیش از آنکه بوی بندگی بدهد، بوی دیدارهای خاص را می‌دهد.

مورد خطرناکتر ناشی از سخنان و رفتار مولوی عبدالحمید است که کاملاً در برابر شریعت الله ایستاده و نقش یکی از گروه منافقین را در میان بلوچهای حنفی مذهب را بازی می کند مأموریت سکولارسازی و خدمت به کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و اپوزیسیون سکولار داخلی ایرانی است .

 واقعیت تلخ آن است که عبدالحمید زاهدانی عملاً مأموریت سکولارسازی بلوچهای حنفی مذهب را به نیابت از کفار سکولار غربی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران  بر دوش گرفته است. همسویی او با آل‌سعود و امارات متحده عربی و قطر (گاوهای شیرده آمریکا و غرب) که سال‌هاست خادم منافع واشنگتن و صهیونیست‌ها هستند، بر کسی پوشیده نیست. در حالی که در رمضان ۱۴۰۴ هجری شمسی، صف‌بندی میان حق و باطل و دارالاسلام ایران با جبهه کفر شفاف‌تر از همیشه شد، مواضع ایشان نشان داد که او نه یک «دلسوز مذهبی»، بلکه «مار آستینی» است که نمک دارالاسلام را می‌خورد و نمکدان می‌شکند.

الله جل جلاله می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا * الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹).

کسی که با شعار حقوق بشرِ غربی و دموکراسی سکولار، به دنبال تضعیف حاکمیت اسلامی و جبهه ی جهادی دارالاسلام است، در واقع در حال پیاده‌سازی نقشه دشمنان اهل‌سنت و جماعت و کل شهروندان دارالسالام و تمام مومنینی است که چشم به دارالاسلام ایران دوخته اند است.

 امامان چهارگانه اهل‌سنت همواره بر حفظ وحدت امت و دوری از فتنه‌انگیزی تأکید داشتند؛ اما عبدالحمید با تحریک عواطف و موج‌سواری بر مشکلات، جاده‌صاف‌کن دشمنانی شده است که نه به شیعه رحم می‌کنند و نه به سنی.

با اینهمه نشانه و آنچه که با چشم سر می بینیم می توانمی بگوئیم که زمان آن فرا رسیده است که جامعه ی حنفی مذهب بلوچها، حساب خود را از کسانی که دین را وسیله‌ای برای رسیدن به قصرها و سفرهای سیاسی به سعودی کرده‌اند، جدا کنند. تجمل‌گرایی، نفاق سیاسی و هم‌پیالگی با دشمنان اسلام، هیچ جایی در مکتب مذهبی امام ابوحنیفه رحمه الله و سلف صالح ندارد.

 باید واضح و آشکارا گفت: مولوی صاحب، این راه که می‌روی به کعبه نیست، به ترکستان سکولاریسم و بردگی آمریکا و غرب است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *