جنگ مسلحانه ی ملی گراهای سکولار بلوچ و غیر بلوچ و گروههای اسلامی اهل تفرق قتال الفتنه است نه جهاد فی سبیل الله

جنگ مسلحانه ی ملی گراهای سکولار بلوچ و غیر بلوچ و گروههای اسلامی اهل تفرق قتال الفتنه است نه جهاد فی سبیل الله

به قلم: سید محمد رخشانی بادینی

منظور ما از گروههای اهل تفرق اسلامی گروههای مرتد کمونیست ملی گرا مثل مچاران یا مزاران ارتش آزادیبخش نیست بلکه مسلمین اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند یعنی از خودمان حنفی مذهب و اهل سنت هستند و با همین آیات و احادیث و زبان دینی خودمان صحبت می کنند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» [1] ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار و مرتدینی سکولار چون مچاران مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی فرقه باز در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

پس عمل مقدس جهاد حکمی الهی است و خود شریعت به بیان ضوابط و چارچوب و تعریف آن پرداخته است؛ اما فرقه بازها در این مسیر نیستند، در کنار این مسلمین فرقه بازی که حق و باطل را با هم مخلوط کرده اند گروههای مسلح سکولار کمونیست یا سکولار ملی گرا و قوم پرست نیز وجود دارند که هویت خود را در چارچوب رنگ و نژاد و زبان و خاک تعریف کرده اند، جنگ مسلحانه ی اینها هم ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد.  

هدف مجاهد از جهاد، اعلای کلمة الله و تحکیم شریعت آنهم در قالب یک جماعت واحد و به دور از فرقه بازی و گروه گرائی است، او به خاطر عمل به حکم پرودگار برای نجات مظلومان با دشمن می جنگد تا جامعه ای بهتر از جامعه ی جاهلی فعلی که وجود دارد را درست کند؛ اما یک جنگجوی فرقه باز و یک جنگجوی سکولار و مرتد ملی گرا نسبتی با تحکیم شریعت ندارد، او فقط می خواهد با آرزوهای خیالی و فریبنده بجنگد و هدفش فقط جنگیدن است صرفا برای سرزمین و نژاد و نکایه با دشمنش مقابله می کند. هر چند جامعه ای که بعد از این دشمنش به وجود بیاید جامعه ای کافرباشد که بر اسا قوانین کفری اداره شود و بسیار بدتر از این حاکمیتی که الان وجود دارد باشد.  

مجاهد هیچ گاه راهکارها و سیاست های راهبردیِ مغایر با شرع اتخاذ نمی کند؛ اما یک مسلح به ظاهر اسلامگرا و یک سکولار مرتد ملی گرا احساسات بر او مسلط شده است و کورکورانه بر خلاف شریعت عمل می کند و علاوه از نژاد و خاک خط قرمز دیگری ندارد و در نهایت، تلاشهایش منجر به حاکمیتی سکولار می شود و تمام ایده های سیاسی مخالف با دین می تواند با ملی گرایی جمع شون هر چند در زبان چیز دیگری بگوید…

با آنکه در اسلام از فرقه بازی و قتال الفتنه توسط مسلمین نهی شده است همچنین صراحتا از جنگ های ملی گرایانه ممانعت شده است؛ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أوْ يَدْعُو إلى عَصَبَةٍ، أوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فقِتْلَةٌ جاهِلِيَّةٌ»(مسلم  ۱۸۴۸) ترجمه: هرکس زير پرچم مجهولی بجنگد که خشم وی جهت تعصب قومی و قبیله ای است یا به آن دعوت می دهد یا آن را ياری می کند و در اين راه کشته شود، در مسیر جاهليت مرده است.

 پس، همچنانکه قتال و جنگ مسلحانه ی فرقه های به ظاهر اسلامگرا هرگز جهاد فی سبیل الله نامیده نمی شود، هرگز نمی توان به یک سکولار مرتد ملی گرا نیز گفت: مجاهد، چون جهاد فی سبیل الله با ارتداد و عقاید سکولاریستی و ملی گرایی قابل جمع نیست.


[1]  صحیح بخاری شریف 3606

ثمره ی جنگ مسلحانه بر علیه حاکمیت بر دارالاسلام محک شرعی یا غیر شرعی بودن آن

ثمره ی جنگ مسلحانه بر علیه حاکمیت بر دارالاسلام محک شرعی یا غیر شرعی بودن آن

به قلم: محمد اسامه

یکی از مشکلات بزرگ جوامع اسلامی در یک قرن گذشته دوری آنها از منهج اسلامی ائمه ی مذاهب خودشان بوده است.

همین دوری از منهج و روش ائمه ی مذاهب باعث شده است عده ای سودجو از دارودسته ی منافقین و حتی رسانه های دشمنان خودشان را جایگزین این ائمه کنند، و یا عده ای از مومنین جاهل ناخواسته طبق نقشه ی دشمنان خود بازی کنند.

یکی از این انحرافات آشکاری که می بینیم در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی با دست یا با زبان است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بيَدِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسانِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وذلكَ أضْعَفُ الإيمانِ.[1] هر کس از شما ناشایسته‌اى بیند، به دست خویش مانع آن شود و اگر نتواند به زبان و اگر نتواند به دل مانع شود که حداقل ایمان همین است.

جهاد مسلحانه یکی از راههای برداشتن منکر با دست در سطح حکومتی است که اگر بر اساس منهج صحیح اسلامی انجام نشود از جهاد فی سبیل الله تبدیل به قتال الفتنه می شود.

امام ابوحنیفه که در دوران خلاء قدرت حکومتی بین امویان و عباسیان و دوران عدم استقرار عباسیان از مناصرین نهضتهای انقلابی بود با جنگ مسلحانه ای که منجر به قتال فتنه می شود آشکارا مخالفت می کند.

أبو مُطيع البَلخي از امام ابوحنیفه سوال می کند: در مورد کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند و به این دلیل افرادی از او تبعیت می کنند و این شخص بر الجماعة قیام و خروج می کند، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، آیا این کار را صحیح می دانی؟

امام ابوحنیه گفت: نه.

 بلخی می گوید گفتم: برای چه؟ در حالی که الله تعالی و رسولش به امر به معروف و نهی از منکر دستور داده اند و این فریضه ی واجبی است.

 امام ابوحنیفه با شناختی که از این افراد و ثمرات قیام نارس آنها داشت جواب داد: آنچه گفتی همانگونه است، اما این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال.[2]

پس به فایده ی جنگ مسلحانه ی گروههای مختلف اطراف خودت نگاه کن، الله جل جلاله به کار بی ثمره دستور نمی دهد و راضی نیست چه رسد به اینکه ثمره ی کار منجر به فساد و هدر رفتن جانها و اموال و حاکم شدن فساد بیشتر و یا حاکم شدن کفر در جامعه شود.


[1]  مسلم/49

[2]  الفقه الأبسط، ص 108 / ما تَقولُ فيمَن يَأمُرُ بالمَعروفِ ويَنهى عنِ المُنكَرِ، فيَتبَعُه على ذلك ناسٌ، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، هل تَرَى ذلك؟ قال: لا، قُلتُ: ولمَ؟ وقد أمرَ اللَّهُ تعالى ورَسولُه بالأمرِ بالمَعروفِ والنَّهيِ عنِ المُنكَرِ، وهذا فريضةٌ واجِبةٌ، فقال: وهو كذلك، لَكِن ما يُفْسِدونَ من ذلك يَكونُ أكثَرَ مِمَّا يُصلِحونَ؛ من سَفكِ الدِّماءِ، واستِحلالِ المَحارِمِ، وانتِهابِ الأموالِ