
مولوی عبدالحمید و فرار به جلو با واژهی «تندروی» و تمرکز بر مسائل داخلی در سایه اغماض نسبت به کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها (1)
کاتب: محمد اسامه
ما همیشه این مساله را در مورد اهل علم، یعنی کسانی که قرآن و حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم را آموخته اند در ذهن خود داریم که : إنَّ العلماءَ ورثةُ الأنبياءِ وإنَّ الأنبياءَ لم يُورِّثوا دينارًا إنما وَرَّثوا علمًا.[1] اما در همین قدم اول باید از خود بپرسیم که این شیخ یا مولوی که می بینیم از الله و رسولش صلی الله علیه و سلم (العلم) برای ما صحبت می کند یا از چیزی غیر از این؟
کسی که معیارش الله و رسول صلی الله علیه و سلم نباشد دیگر نمی توان به او گفت «عالم» بلکه فردی است مثل دیگران که بر اساس فکر و برداشت خودش و شهرتش حرف می زند نه بر اساس«العلم»
اینجاست که می توانیم از خود بپرسیم مولوی عبدالحمید در ترازوی «العلماءَ ورثةُ الأنبياءِ» و میراثداری از العلم قرار دارد یا سرگرمی به حواشی رسانه پسند؟
چون، در حالی که جهان اسلام و بخصوص دارالاسلام ایران در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود به سر میبرد و دشمن صهیونیستی حتی در نمادهای خانگی خود (مانند کیک طناب دار) خوابِ نابودی مسلمانان را میبیند، شاهد آن هستیم که جناب مولوی عبدالحمید به جای بسیج امت علیه دشمن کافر محارب غاصب، بر طبل اختلافات داخلی و شکایت از «دادگاه ویژه روحانیت» و «افراد تندرو در استان» میکوبد.
مولوی گرامی، احضار چند تن از مولوی ها به دادگاه مشهد که امری حقوقی و داخلی است چگونه در ترازوی اهمیت، هموزن یا فراتر از «نسلکشی در غزه» و «آنهمه جنایت کفار محارب خارجی و خائنین داخلی در ایران» قرار میگیرد؟
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»؛ اما این اصلاح و فریادگری باید بر اساس قرآن و حدیث صحیح و دلیل عینی باشد نه با کلی گوئی و شایعه پراکنی و به قیمت نادیده گرفتن دشمن اصلی کافر محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها تمام شود. متهم کردن نیروهای وفادار به دارالاسلام در داخل به «تندروی»، آنهم بدون استناد به قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، دقیقاً همان ادبیاتی است که دشمنان فرامنطقهای برای تضعیف بنیه دفاعی مومنین به کار میبرند.
الله جل جلاله می فرماید: وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (آل عمران/133) و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعتِ] آسمان ها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است.
پس در اینجا و آیات مختلف دیگر و در سیره ی رسول الله صلی الله و علیه وسلم و صحابه ی کرام رضی الله عنهم اجمعین نوعی مسابقه و تند روی در عمل کردن به شریعت الله را می بینیم؛ آنچه در شریعت الله مذموم است «انحراف از مسیر» شریعت الله است که گاه در قالب غلو و افراط دیده می شود و گاه در قالب تفریط و شل روی و سستی؛ که باز در هر دو مورد معیار جهت تشخیص انحراف باز «قرآن و پیامبر» صلی الله علیه وسلم است نه نظر شخصی دیگران.
شما کسانی را در داخل استان «تندرو» مینامید که مانع از اجرای جنگ روانی و پروژههای نفوذ دشمنان و مانع از عادی سازی اشغالگری میشوند. اما آیا از دیدگاه فقهی، ایستادگی در برابر نفوذ کفار محارب خارجی و گروه منافقین داخلی تندروی است؟
همه می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در برابر کفار محارب و هم در برابر گروه منافقین داخلی صلابت محض داشتند چون دستور الله بود که: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ۚ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (توبه/73) ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است.
آیا عمل به آیاتی شبیه به این آیه «تند روی» است؟ اگر ایستادگی بر اصول شریعت و مبارزه با کفار محارب اشغالگر و گروه منافقین داخلی که اکثراً به عنوان ستون پنجم و مجریان جنگ روانی این کفار محسوب می شوند «تندروی» نامیده شود، پس طبق این گفتمان، جهاد و مبارزات رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه و مجاهدین تاریخ اسلام را چه خواهید نامید؟ چرا حتی زمانی که دشمن صهیونیستی طناب دار را جشن میگیرد، کلمهی «تندروی» را برای آنها به کار نمیبرید، اما برای دلسوزان داخلی دارالاسلام، از این واژه استفاده میکنید؟
امام ابوحنیفه رحمهالله مثل سایر ائمه گفتند : «إِذَا صَحَّ الْحَدِيثُ فَهُوَ مَذهَبِي». این سخن شما بر اساس کدام حدیث صحیح است؟ چون حدیث صحیح در این شرایط جنگی و سایر شرایط زندگی ما را به وحدت در برابر کفار محارب فرا میخواند.
[1] رواه الترمذي وغيره وصححه الألباني