بدعت یا نواندیشی؟ واکاوی مواضع اخیر مولوی عبدالحمید در مورد اغتشاشگران دی 1404 ایران و حاکمیت اسلامی از منظر فقهی

بدعت یا نواندیشی؟ واکاوی مواضع اخیر مولوی عبدالحمید در مورد اغتشاشگران دی 1404 ایران و حاکمیت اسلامی از منظر فقهی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

تحلیل سخنان و مواضع مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی (امام جمعه اهل‌سنت زاهدان) که در آن بر «خواست اکثریت» حتی در صورت نفی نظام اسلامی و تأکید بر «انسانیت و انسان محوری سکولاریستها» اشاره شده است، از منظر فقهی و تطبیق آن با معیارهای حاکمیت‌ شرعی (مانند امارت اسلامی)، ابعاد مختلفی دارد.

در ادامه، به بررسی محتوایی سخنان ایشان و واکنش‌های احتمالی فقهی-قضایی در یک نظام مبتنی بر فقه امام ابو حنفیه رحمه الله می پردازیم:

سخنان اخیر ایشان  و در سال‌های گذشته، به‌ویژه در خطبه‌های نماز جمعه، شامل مواردی است که از دیدگاه  فقهای اهل سنت و جماعت و حاکمان شرعی، «تخطی از حدود» تلقی می‌شود:

• حقوق بهائیان و پیروان سایر ادیان: ایشان بر تساوی حقوقی و انسانی همه افراد (حتی غیرمسلمانان) در کسب قدرت حکومتی تأکید کرده‌اند. در فقه حنفی ، برخورد با پیروان برخی نحله‌ها (مانند بهائیت که بدعت یا ارتداد تلقی می‌شوند) بسیار سخت‌گیرانه است.

• آزادی‌های تغییر دین و پلورالیسم: تأکید بر آزادی کامل در تغییر دین و برابری مومن و کافر و مرتد، با نصوص که «اعتلای کلمة‌الله» و برتری اسلام بر سایر ادیان را در عرصه سیاسی واجب می‌داند، در تعارض قرار می‌گیرد.

• حقوق زنان و آزادی‌های اجتماعی: مواضع ایشان در حمایت از رها شدگی و بی و بندوباری سکولاریستی زنان با شعار آزادی زنان و نقد برخی محدودیت‌ها، با قرائت‌های فوق‌ (مانند قرائت فعلی در امارت اسلامی افغانستان) که اجازه ی نمایانده شدن زنان به شکل غربی آن در عرصه‌های عمومی را محدود می‌کند، تفاوت فاحش دارد.

اگر این سخنان مولوی عبدالحمید در چارچوب یک حاکمیت کاملاً شرعی (مانند امارت اسلامی افغانستان) مطرح می‌شد، قاضی شرع بر اساس ابواب زیر به پرونده رسیدگی می‌کرد:

• باب «فتنه و تشویش اذهان»: در فقه سیاسی اسلام، هر سخنی که باعث تضعیف حاکمیت اسلامی یا ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین شود، تحت عنوان «فتنه» شناخته می‌شود. محاکم شرعی این سخنان را مصداق «خروج بر مصالح نظام» می دانند.

• اتهام «بدعت»: ترویج قرائت‌های لیبرال سکولاریستی غرب پسند از دین یا دفاع از حقوق نداشته ی کسانی که از نظر فقهی کافر یا مرتد شناخته می‌شوند، می‌تواند از سوی فقها به عنوان «بدعت در دین» تلقی شود که مجازات‌های سنگینی در پی دارد.

• مفهوم «بغات» (شورش بر امام): اگر سخنان یک عالم دینی منجر به نافرمانی مدنی یا اعتراض علیه حاکم شرع شود، در فقه به آن «بغی» گفته می‌شود. مجازات باغی در صورت عدم توبه، در بسیاری از متون فقهی اشد مجازات (اعدام) است.

سخنان مولوی عبدالحمید در واقع تکرار سخنانی است که چند دهه است در کشورهای عربی و غیر عربی و بخصوص در اروپا گفته شده است و چیز جدیدی را بیان نکرده است با این وجود می توان گفت برای مردم حنفی مذهب بلوچستان این سخنان پریشان شبه سکولاریستی نوعی بدعت در بطن مذهب حنفی مردم منطقه است که سعی دارد مذهب اسلامی مردم را با مفاهیم سکولاریستی حقوق بشر غربی سازگار کند. اما:

• در محاکم امارت اسلامی، ملاک عمل «ظواهر نصوص» و فتاوای قرون گذشته و اجتهاد بر اساس نصوص شرعی و ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله است و هر سخنی بر اساس دیدگاه کفری سکولاریستها و مخالف با قوانین شریعت الله جرم محسوب شده و توسط نیروهای استخبارات و امنیتی و قضایی امارت اسلامی پیگیری شده و شخص مجرم مجازات می شود .

• در این دیدگاه، دفاع از حقوق غیرمسلمانان یا نقد حاکمیت اسلامی در ملأ عام، نه «آزادی بیان»، بلکه «تضعیف اصل اسلام و نظام اسلامی» تلقی می‌گردد.

اینجاست که می توانیم بگوئیم که در صورت حضور مولوی عبدالحمید در حاکمیت  امارت اسلامی افغانستان ، قطعاً محاکم شرعی وی را به «تجدیدنظر در عقاید» فرا می‌خواندند و در صورت پافشاری بر مواضعی چون « برتغیر نظام اسلامی به نظام کفری » یا «آزادی‌های سکولار»، حکم به تکفیر یا تعزیر غلیظ (زندان طولانی یا اعدام) صادر می‌شد؛ زیرا این مواضع از نظر  قانون شریعت الله ، با اصول و مبانی اسلام و فقه امام ابوحنفیه رحمه الله در تضاد است.

آشکار کردن انحراف سخنان مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان در چند سؤال‌وجواب فقهی

آشکار کردن انحراف سخنان مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان در چند سؤال‌وجواب فقهی

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

سؤال ۱: مولوی عبدالحمید گفته است: «الله انسان‌ها و حکومت‌ها را دوست دارد که نسبت به همهٔ انسان‌ها فارغ از دین و اعتقاد، ترحم داشته باشند.» آیا این سخن صحیح است؟

پاسخ:

خیر، این سخن اگر به صورت مطلق گفته شود، با نص قرآن و سنت ناسازگار است.

قرآن می‌فرماید:

  • إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل‌عمران/ ۳۲)
  • إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ(صف/4)

یعنی محبت و رضایت الهی مشروط به ایمان و احسان در چارچوب شریعت و جهاد در راه الله است.

سؤال ۲: آیا رسول الله صل یالله علیه وسلم با کفار مهربان بود و حاکمیت آنان را پذیرفت؟

پاسخ:

 رسول الله صل یالله علیه وسلم با کفار ظلم نکرد اما هرگز حاکمیت آنان را مشروع ندانست و هرگز رسالت توحید را فدای انسان‌گرایی سکولاریستی آنها نکرد.

• قرآن می فرماید:

  • مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ (فتح/29)
  • قَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ (بقره/ ۱۹۳)

سیره ی نبوی نشان می‌دهد که «رحمت» با جهانیان یعنی رفتار با آنها بر اساس قانون شریعت الله و تطبیق شریعت الله در زمین که بسیاری از موارد آن تنها به وسیله حاکمیت انجام می شود و بدون حاکمیت اسلامی این قوانین تعطیل می شوند و قوانین کفری جای آنها را می گیرد.

سؤال ۳: معیار مشروعیت حکومت در فقه اهل‌سنت چیست؟

پاسخ:

اقوال ائمهٔ چهارگانه اهل‌سنت تصریح دارند:

• امام ابوحنیفه رحمه‌الله:

طاعت و ولایت بر اساس ایمان و التزام به شریعت است، نه صرف عدالت ظاهری.

• امام مالک رحمه‌الله:

پایان این امت اصلاح نمی‌شود مگر به همان چیزی که آغازش اصلاح شد. (اصول توحید و شریعت)

• امام شافعی رحمه‌الله:

الحكم بما أنزل الله أصل الدين – حکم‌کردن به آنچه خدا نازل کرده، اصل دین است.

• امام احمد بن حنبل رحمه‌الله با استناد به حدیث:

لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق – اطاعت از مخلوق در معصیت خدا جایز نیست.

مشروعیت حکومت، بر اساس شریعت و احکام الهی است، نه صرف انسان‌ مداری( انسانیت) که زیر بنای دین سکولاریسم و تولید قوانین سکولاریستی است.

سؤال ۴: آیا سخنان مولوی عبدالحمید می‌تواند برای مردم خطرناک باشد؟

پاسخ:

بله. اگر مردم تصور کنند «انسانیت یا همان انسان مداری و انسان محوری به جای الله محوری و شریعت مداری» معیار رضایت الهی است:

  • ایمان و کفر خلط می‌شود، و کفر به طاغوت اصلا صورت نمی گیرد چه رسد به برائت از مشرکین (= سکولاریستها)
  • مشروعیت شریعت نادیده گرفته می‌شود،
  • زمینه برای نفوذ سکولاریسم و فتنه فراهم می‌گردد.

ائمه اهل‌سنت همواره هشدار داده‌اند هر سخنی که دین و شریعت را بی‌اهمیت جلوه دهد، می‌تواند مردم را گمراه کند.

سؤال ۵: چه راهکاری برای علماء و خطباء در این موقعیت وجود دارد؟

پاسخ:

  •  تنویر افکار مردم با قرآن و سنت،
  • نشان دادن تفاوت ایمان و کفر،
  • فرهنگی کردن کفر به طاغوت (کفر به کفار 5گانه : الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/17) 1- یهودی ها 2-  مندائیان (صابئین) 3- مسیحی ها 4- زرتشتی ها 5- مشرکین= سکولاریستها)
  •  براءت از مشرکین (=سکولاریستها)
  • هشدار درباره خطر سکولاریسم و فتنه،
  • تأکید بر اطاعت از شریعت و حفظ حکومت اسلامی.

در نهایت باید گفت که دفاع از دین و شریعت و حاکمیتی که تنها ابزار دنیوی محافظت کننده از مومنین و اجرایی شدن قوانین شریعت الله است، حتی در شرایط فشار اجتماعی یا اقتصادی، وظیفه ی شرعی است و نباید با شعارهای عوام فریبانه و کفری «انسانیت یا انسان مداری و انسان محوری به جای الله مداری و شریعت محوری» منحرف شود.

مولوی عبدالحمید زاهدانی بگوید قرآن سوزی توسط فتنه گران سکولار ایرانی را مصداق «آزادی بیان» می‌داند یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟

مولوی عبدالحمید زاهدانی بگوید قرآن سوزی توسط فتنه گران سکولار ایرانی را مصداق «آزادی بیان» می‌داند یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟

کاتب:  مولوی سید محمد رخشانی بادینی

اهل سنت و جماعت بلوچستان حق دارد از مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان و امام جمعه اهل سنت زاهدان بپرسد شما که مدعی دفاع از دین و اهل‌سنت هستید، اکنون باید پاسخ دهید همان اغتشاشگرانی که با هدایت و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل وارد صحنه اعتراضات مسالمت آمیز ایراین ها شدند و آنرا تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی و فتنه و جنگ شهری کردند که طی آن نه تنها تعداد زیادی از ایرانی ها کشته شدند بلکه به قرآن کریم هم اهانت کردند، کتاب خدا را به آتش کشیدند و شعائر الهی را هتک کردند؛

  •  حکم شرعی این اعمال از نظر شما چیست؟
  • آیا این رفتار را مصداق «آزادی بیان» می‌دانید یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟
  • آیا برای شما، هتک حرمت کلام‌الله و توهین به شعائر الهی، عملی ساده و قابل چشم‌پوشی است، یا مطابق فقه اهل‌سنت، عملی کافرانه و ارتدادی است؟

شما که در برابر اجرای قوانین شریعت حنفی و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان اعتراض می‌کنید، اما در برابر اهانت علنی به قرآن سکوت اختیار می‌کنید بدانید که این سکوت، همراهی با دشمنان اسلام، مزدوران آمریکا و صهیونیست‌ها و کسانی است که دین را به بازی گرفته‌اند.

عالمان و پیروان اهل‌سنت با مواضع مبهم سنجیده نمی‌شوند بلکه با دفاع قاطع و بی‌کم‌وکاست از قرآن، شریعت و شعائر الهی شناخته می‌شوند.

مولوی عبدالحمید، اگر واقعاً مدعی شریعت هستید، اکنون زمان پاسخ‌گویی است؛ نه سکوت و توجیه جنایات و خیانتهای مزدوران داخلی کفار و راضی کردن رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین داخلی.

خطابی علمی به مولوی عبدالحمید و نقد فقهیِ سکولارسازی و پیامدهای تعطیل حدود و سکوت یا ابهام در برابر اهانت به قرآن

خطابی علمی به مولوی عبدالحمید و نقد فقهیِ سکولارسازی و پیامدهای تعطیل حدود و سکوت یا ابهام در برابر اهانت به قرآن

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

در سال‌های اخیر، مواضعی از سوی مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان مطرح شده که در آن‌ها بر «تغییر قانون اسلامی بدون ذکر مورد یا جایگزین قانونی»، «تعلیق یا حذف مجازات‌ها» و «کاهش نقش حدود شرعی» در ساختار حاکمیت تأکید شده است. این رویکرد، از منظر فقه اهل‌سنت، نیازمند بررسی دقیق و پاسخ‌گویی علمی است؛ زیرا تعطیل یا تضعیف احکام قطعی، پیامدهایی مستقیم در نظم دینی و اجتماعی دارد.

همه می دانیم که در اصول فقه اهل‌سنت، احکام ثابتِ مستند به نصوص قطعی (کتاب و سنت) محلّ تعطیل و مصالحه سیاسی نیستند. حدود شرعی، به‌ویژه در حوزه ی حفظ دین و شعائر، در شمار احکام تعبّدی و مقصودِ شارع قرار دارند و تغییر آن‌ها با عناوینی چون «مصلحت» یا «زمانه» بدون ضوابط معتبر، جایز شمرده نشده است.

بر اساس نظریه ی مقاصد شریعت، حفظ دین در صدر ضروریات خمسه است. هر سیاست یا گفتمانی که عملاً به تضعیف بازدارندگی شرعی بینجامد، راه را برای جرأت بر محرّمات و هتک شعائر می‌گشاید. اهانت به قرآن کریم و تعرض به مساجد، از شدیدترین مصادیق نقض حفظ دین است و نشان می‌دهد که تضعیف احکام، به تضعیف هیبت شریعت می‌انجامد.

فقه اهل‌سنت، به‌ویژه در مذاهب مالکی و حنبلی، بر سدّ ذرایع تأکید دارد؛ یعنی بستن راه‌هایی که به مفاسد بزرگ‌تر منتهی می‌شود. ترویج گفتمانِ بی‌هزینه‌سازیِ جرم و تعلیقِ مجازات‌های بازدارنده، ذریعه‌ای آشکار به گسترش جسارت بر مقدسات است؛ مفاسدی که امروز آثار اجتماعی آن مشاهده می‌شود.

عالِمِ دین، به نصّ قرآن و سنت، مسئول بیان صریح حکم و دفاع از شعائر است. سکوت یا ابهام در برابر اهانت به کلام‌الله، با وظیفه ی امانت‌داری علمی سازگار نیست. اختلافات سیاسی، مجوزِ تعلیقِ موضع شرعی در مسائل قطعی نمی‌شود.

بر این اساس می توان گفت از منظر فقهی تغییر یا تعطیل احکام قطعی، بدون مستند معتبر، پذیرفته نیست و تضعیف حدود، با مقاصد شریعت (حفظ دین) در تعارض است و سدّ ذرایع اقتضا می‌کند که با عوامل جرأت بر شعائر مقابله ی شرعی شود وعالم دین موظف به موضع‌گیری روشن در دفاع از قرآن است.

امید است این مباحث، به بازگشت به گفت‌وگوی فقهیِ مستند و دفاع صریح از شعائر الهی بینجامد؛ چرا که اعتبار علم دینی، به التزام به نصوص و مقاصد شریعت گره خورده است.

نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در برابر حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در برابر حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حکومت حنفی‌مذهبِ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نمونه‌ای روشن از التزام عملی به شریعت است؛ حکومتی که قوانین خود را نه بر اساس فشار رسانه‌ای، نه خواست بیگانگان، بلکه با رجوع به کتاب‌الله، سنت رسول‌الله ﷺ و فقه معتبر حنفی تدوین کرده است و روشن است که شریعت با رأی شخصی تغییر نمی‌کند. تصریح وزارت عدلیه امارت اسلامی بر این حقیقت، تأکیدی دوباره بر این اصل است که اعتراض به قوانین شرعی، اعتراض به شریعت و خروج از منهج اهل‌سنت و جماعت است.

در نقطهٔ مقابل، مولوی عبدالحمید زاهدانی با طرح ادعاهایی خلاف نصوص شرعی، مدعی می‌شود که «اعدام و برخورد قاطع با محاربینی که جرم آنها عادلانه ثابت شده است در اسلام جایگاهی ندارد» و حتی از حکومت دارالاسلام ایران می‌خواهد اغتشاشگرانی را که به خدا، قرآن و مسجد توهین کرده‌اند آزاد کند. این سخنان، نه تنها با فقه حنفی، بلکه با نص صریح قرآن و سنت در تعارض آشکار است.

قرآن کریم در باب فساد فی‌الارض به‌روشنی می‌فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/ ۳۳) ‏کیفر کسانی که ( بر حکومت اسلامی می‌شورند و بر احکام شریعت می‌تازند و بدین‌وسیله ) با خدا و پیغمبرش می‌جنگند ، و در روی زمین ( با تهدید امنیّت مردم و سلب حقوق انسانها ، مثلاً از راه راهزنی و غارت کاروانها ) دست به فساد می‌زنند ، این است که ( در برابر کشتن مردم ) کشته شوند ، یا ( در برابر کشتن مردم و غصب اموال ) به دار زده شوند ، یا ( در برابر راهزنی و غصب اموال ، تنها ) دست و پای آنان در جهت عکس یکدیگر بریده شود ، و یا این که ( در برابر قطع طریق و تهدید ، تنها ) از جائی به جائی تبعید گردند و یا زندانی شوند . این رسوائی آنان در دنیا است ، و برای ایشان در آخرت مجازات بزرگی است.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إقامةُ حدٍّ في الأَرضِ ؛ خَيرٌ لأهلِها مِن مَطرِ أربَعين ليلةً. [1] برپایی یک حدّ الهی، از چهل شبانه‌روز باران پربرکت‌تر است.

پس چگونه می‌توان با وجود این نصوص، اجرای حدود و برخورد با مفسدان و محاربین را انکار کرد و آن را «غیر اسلامی» نامید؟

مواضع مولوی عبدالحمید، عملاً همسو با گفتمان سکولار، رسانه‌های غربی و شبکه‌های وابسته به آمریکا است؛ جریانی که همواره می‌کوشد شریعت را از محتوا تهی و اسلام را به توصیه‌های اخلاقیِ بی‌اثر تقلیل دهد. همراهی او با محاربین، اراذل سیاسی و عناصر آشوب‌طلبی که به مقدسات اهانت کرده‌اند، پرده از این واقعیت برمی‌دارد که این سخنان، صرفاً «اختلاف فقهی» نیست، بلکه انحراف منهجی است.

در برابر این انحراف، امارت اسلامی افغانستان ایستاده است؛ با حکومت‌داری حنفی، اجرای قانون شرع، و ردّ باج‌خواهی بیگانگان. این حکومت نشان داده که اسلام با قاطعیت زنده است، نه با سازش؛ و عدالت با اجرای احکام الهی برقرار می‌شود، نه با رها کردن مفسدان به نام «آزادی».

اسلام با دروغ‌سازی علیه حدود شرعی و تطهیر اغتشاش و توهین به مقدسات حفظ نمی‌شود. راه اهل‌سنت و جماعت، راه تسلیم در برابر نص و ایستادگی در برابر فتنه است؛ نه هم‌صدایی با آمریکا و نه مشروعیت‌بخشی به آشوب و جنگ شهری سکولارهای ضد شریعت الله.


[1]  الألباني، صحيح الترغيب 2350

مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

دیروز امارت اسلامی افغانستان با صراحت تمام اعلام کرد که قانون ما یعنی قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و فقه مستند مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و هر کسی با آن مخالفت کند یا اعتراض کند مجرم است و توسط مراجع امنیتی و قضائی مورد محاسبه قرار می گیرد.

با آنکه صدای سکولاریستهای کافر جهانی و مزدوران داخلی درآمده است اما امارت سالامی افغانستان با قاطعیت بر حکم شریعت الله ایستاده است.

هم امارت اسلامی افغانستان بر اساس مذهب حنفی است و هم اکثریت مطلق بلوچها دارای مذهب حنفی هستند اما در این سال‌ها مولوی عبدالحمید که با زبان «اصلاح» و «مدارا»، به‌تدریج از حاکمیت شریعت فاصله گرفته است و از «دارالسلام ایران» خواسته که حتی قانون اسلامی را تغییر دهد و حدود الهی را کنار بگذارد و مجازاتِ مجرمان و محاربان را حذف کند؛ در ماه گذشته ما ثمره ی این مسیر انحرافی را ندیدیم؟

ثمره‌اش همین تنزل آشکار است، جایی که مجرم جری می‌شود، شرارت عادی می‌گردد، و کار به جایی می‌رسد که حتی به صورت فراگیر به قرآن کریم ـ این کلام عظیمِ خداوند ـ اهانت می‌شود و خانه ی خدا به آتش کشیده می‌شود و حریم دین شکسته می‌گردد.

مولوی عبدالحمید گرامی بدان که این‌ها نتیجه ی «بی‌هزینه کردن جرم» است، نتیجه ی تضعیف حدود الهی، نتیجه ی جایگزین کردن رضایت جریان‌های سکولار به‌جای رضایت الله متعال.

بدان ای مولوی که شریعت خدا با حذف و تعلیق، نابود نمی شود و حساب الهی با توجیهات سیاسی از میان نمی‌رود.

ممکن است در دنیا سکوت‌ها و سازش‌ها توجیه شود اما در میزان عدل الهی هیچ عالمی بدون پاسخ از کنار مسئولیتش عبور نخواهد کرد.

ما داریم می بینیم و آیندگان نیز به قضاوت خواهند نشست و داوری نهایی با خداوند عادل است اما این را بدان که اگر خون یک مسلمان از کعبه هم بالاتر است در این اغتشاشات حمایت شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی ایران صدها مسلمان توسط این آشوب طلبان خائن یا فریب خورده کشته شدند و علاوه بر این صدها جلد قرآن در بیشتر از 300 مسجد و مرکز دینی سوزانده شدند.

آیا توهین به کلام الله توهین به الله نیست؟

کجاست واکنش شرعی شما در برابر توهین کننده های به قرآن؟

مگر این قرآن متعلق به یک مذهب خاص است یا تمام مومنین جهان؟

ما نه تنها هزینه های جانی و تخریب آنهمه مسجد و اماکن عمومی و بیمارستانها و … را متحمل شدیم بلکه توهین به الله از طریق توهین به کلامش را نیز بر ما تحمیل کردند؟

واکنش شما در برابر این مصیب بزرگ چیست؟

اگر حنفی مذهب هستی بگو بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله باید در برابر این توهین کننده های به قرآن چکار کرد؟

اگر این توهین به قرآن و مساجد در امارت اسلامی افغانستان اتفاق می افتاد می دانی چه بر سر این مجرمین می آمد؟ البته اگر قبل از اینکه توسط مردم مجازات نمی شدند و دست حاکمیت به زنده ی این هرزه ی سکولار می رسید.

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حکومت حنفی مذهب و شریعت‌محور دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر اساس کتاب الله، سنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم و فقه حنفی قوانین خود را تدوین کرده است. تمامی اسناد تقنینی امارت اسلامی کاملاً مطابق با شریعت هستند و بر این اساس می توان گفت هرگونه مخالفت عقلی و بدون پشتوانه ای از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم با این قوانین، عملاً اعتراض به شریعت و حکم خدا محسوب می‌شود.

در مقابل، مولوی عبدالحمید زاهدانی با ادعاهای خلاف واقع و مواضع شبه سکولار، تلاش می‌کند اجرای حدود شرعی و مجازات مفسدین فی‌الارض را زیر سؤال ببرد.

 او مدعی است که اعدام و برخورد با اغتشاشگران سکولار و مفسدان و محاربینی که بر اسسا معیارهای شرعی حکم آنها عادلانه ثابت شده است در شریعت جایگاهی ندارد و از حکومت دارالاسلام ایران خواست که اغتشاشگرانی را که به خدا، قرآن و مساجد توهین کرده‌اند آزاد کند. این مواضع نه تنها با فقه حنفی و حکم الهی در قرآن و سنت مخالف است، بلکه آشکارا در خدمت دشمنان اسلام و آمریکا قرار می‌گیرد.

مولوی عبدالحمید با همراهی محاربین، اراذل اوباش و مزدوران آمریکایی، تلاش می‌کند اسلام و شریعت را ضعیف و مردم را از حکومت شرعی دور کند. او با این اقدامات، نه تنها به مسیر امت اسلامی خیانت کرده، بلکه تلاش دارد فتنه و آشوب را مشروع جلوه دهد و وحدت مسلمین را تضعیف نماید.

حکومت حنفی امارت اسلامی افغانستان، بر خلاف ادعاهای دروغین او، با ثبات، عدالت و اجرای شریعت امنیت و حقوق مردم را تامین می‌کند و اجازه نمی‌دهد اغتشاشگران سکولار، مزدور آمریکا و ضد اسلام، با توهین به دین و مقدسات، فضای جامعه را ناامن کنند.

این یک واقعیت روشن است که اجرای شریعت، وحدت امت و مقابله با دشمنان اسلام، خط قرمز حکومت امارت اسلامی افغانستان است و هرگونه سخن یا عمل خلاف آن، به‌وضوح در خدمت دشمنان دین و امت قرار دارد.

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: فضل احمد هراتی

دوست دارم به صورت مستقیم به مولوی عبدالحمید زاهدانی بگویم تو که مدعی دفاع از اهل‌سنت و شریعت هستی، اکنون باید پاسخ شجاعانه بدهی:

همان اغتشاشگرانی که با هدایت و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل وارد  دارالاسلام ایران شدند، قرآن کریم را آتش زدند، شعائر الهی را هتک کردند و دین مردم را به بازی گرفتند حکم شریعت الله بر اساس مذهب اهل سنت و جماعت در مورد آنها چیست؟ 

ابتدا به چند نمونه از آراء فقهای اهل‌سنت درباره هتک قرآن نگاه کن:

• مذهب حنفی:

ابن عابدین و فقهای حنفی: کسی که قرآن را عمداً بسوزاند، مرتد است.[1]

• مذهب مالکی:

امام مالک رحمه‌الله: هرگونه اهانت به قرآن، کفر آشکار است و مستحق شدیدترین احکام شرعی.[2]

• مذهب شافعی:

امام نووی رحمه‌الله: هر کس قرآن را تحقیر یا بسوزاند، بی‌تردید کافر شده است.[3]

• مذهب حنبلی:

ابن قدامه مقدسی: اهانت به قرآن خروج آشکار از اسلام است.[4]

مولوی عبدالحمید، اینها مشتی از خروار آراء فقها و بزرگان اهل سنت و جماعت است که نوعی اجماع تمام مذاهب اسلامی نیز به حساب می آید، آیا این آراء فقهای اهل‌سنت را قبول داری و بدون ترس از سرزنشِ سرزنش ککنده ها آنرا بیان می کنی یا سکوت می‌کنی؟

آیا سوزاندن قرآن و اهانت به شعایر الهی را جرم ساده می‌دانی یا طبق فقه اهل‌سنت، کفر و ارتداد است؟

چرا در برابر اجرائی شدن قوانین شریعت در دارالاسلام‌های ایران و افغانستان اعتراض می‌کنی، اما در برابر قرآن‌سوزی سکوت مرگبار اختیار می‌کنی؟

بدان که سکوت تو در برابر هتک قرآن، همراهی با دشمنان اسلام و مزدوران آمریکا و اسرائیل است.

هم اکنون عالمان و پیروان اهل‌سنت با دفاع شجاعانه و بی‌کم‌وکاست از قرآن و شعایر الهی شناخته می‌شوند، نه با مواضع مبهم و سکوت در برابر هتک دین.


[1]  رد المحتار، الفقه الحنفي

[2]  الشفا، قاضی عیاض

[3] روضة الطالبين

[4]  المغني

وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

وقتی صدای آمریکا از تریبون دینی شنیده می‌شود، نقدی صریح و شرعی بر مواضع مولوی عبدالحمید

کاتب: عبدالرحمن براهویی

امت اسلام امروز با دشمنی روبه‌روست که نه پنهان است و نه تازه.

آمریکا همان قدرتی است که افغانستان را بیست سال کوبید، عراق را سوزاند و لیبی و یمن و سومالی را ویران کرد و هر جا قدم گذاشت، دین را تضعیف و ملت‌ها را به جان هم انداخت. این واقعیتِ تاریخی است، نه ادعا.

در چنین صحنه‌ای، هر سخنی که خواسته یا ناخواسته ادبیات دشمن را بازتولید کند، دیگر «نصیحت» نیست؛ لغزشِ خطرناک است.

مولوی عبدالحمید به عنوان یک خطیب رسانه ای و  شناخته‌شده، در بزنگاه‌های حساس گزاره‌هایی را برجسته می‌کند که دقیقاً تیتر رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی می‌شود و به‌جای افشای ریشه‌های فتنه، تمرکز را از دشمنِ محارب برمی‌دارد و به ادبیاتی میدان می‌دهد که در پازل «فشار، اغتشاش، تحریم» جا می‌گیرد، این دیگر اختلافِ اجتهادی نیست؛ خطای روش است، خطایی که هزینه‌اش را امت می‌پردازد.

اهل‌سنت و جماعت به‌روشنی گفته‌اند نصیحتِ حکّام با حفظ اصلِ کیانِ اسلام است و علنی‌سازیِ فتنه‌زا مردود است و یاریِ دشمن و کافر محارب و اشغالگر خارجی با دست و زبان و قلب حرام است.

مشکلات معیشتی، تبعیض‌ها یا نارضایتی‌ها هرچه باشد مجوز شرعی برای هم‌صدایی با پروژه‌های کفار محارب و اشغالگر خارجی نمی‌شود. دشمنی که دیروز کابل را هدف گرفت، امروز تهران را نشانه گرفته و فردا همان سناریو را علیه هر سرزمین اسلامی دیگری که بخواهد مستقل باشد اجرا می‌کند.

در ماجرای نامه‌نگاریِ حاطب بن ابی بلتعه رضی الله عنه، یکی از صحابه به کفار قریش،حضرت عمر رضی‌الله‌عنه از شدتِ خطرِ «یاری دشمن» واکنش نشان داد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم با علم، عدل و ضابطه حکم داد.

این رخداد به ما می گوید: نه تساهلِ ساده‌لوحانه در برابر دشمن، نه هیجانِ بی‌ضابطه؛ بلکه بصیرتِ سخت‌گیرانه نسبت به هر نشانه‌ی هم‌صدایی با خصم.

در اینجا مولوی عبدالحمید زاهدانی و هر صاحب تریبونی باید بداند سخنی که سوختِ رسانه‌های دشمن شود، مسئولیت دارد و سکوتِ حکیمانه گاه از فریادِ ناپخته واجب‌تر است و عالمِ دین اگر ناخواسته به پلِ عبورِ پروژه‌های بیگانه بدل شود، به امت ظلم کرده است حتی اگر نیتش خیر باشد.

در آخر باید بدانیم که آمریکا دشمنِ ثابتِ امت است، نه داورِ بی‌طرف. هر ادبیاتی که فشار او را توجیه یا تکمیل کند، به زیان اسلام تمام می‌شود.

حق با میزانِ شرع سنجیده می‌شود، نه با تشویقِ رسانه‌های بیگانه و توجیهات خطبای عوام زده ی غربزده.

«اللهم أرِنا الحقَّ حقًّا وارزقنا اتباعه، وأرِنا الباطلَ باطلًا وارزقنا اجتنابه.»

در ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله، تازیانه‌ی نقد بر بدعت‌های سیاسی مولوی عبدالحمید به نسبت هتاکان به قرآن و مقدسات و…

در ترازوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله، تازیانه‌ی نقد بر بدعت‌های سیاسی مولوی عبدالحمید به نسبت هتاکان به قرآن و مقدسات و…

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

بیائید به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما که سال‌هاست بر کرسیِ پشت منبر مسجد بلوچهای حنفی مذهب تکیه زده‌اید و خود را پیرو «امام اعظم، ابوحنیفه (رح)» می‌دانید، پاسخ دهید: در کدام صفحه از کتب فقهی مذهب حنفی، «فتنه»، «آشوب»، «هتک حرمت مقدسات» و «توجیهِ جنایت» مجاز شمرده شده است؟ آیا شما پیرو ابوحنیفه هستید یا پیرو جریانات سیاسیِ خارج‌نشین که اساس اسلام را هدف گرفته‌اند؟

طبق فقه امام ابوحنیفه و اجماع علمای حنفی، ایجاد فتنه و خروج علیه امنیت جامعه (حتی اگر نقد هم داشته باشید) ممنوع است؛ زیرا «خون مسلمین و امنیت سرزمین اسلام» خط قرمز است.

امام ابوحنیفه همواره بر حفظ نظام جامعه تأکید داشت تا خون کسی به ناحق ریخته نشود. شما با چه مجوزی از آشوب‌هایی حمایت کردید که نتیجه آن ناامنی، ترور و به خاک و خون کشیدن مردم بی‌گناه بود؟ این کجایِ فقه ابوحنیفه است؟

جناب مولوی، در مذهب حنفی، «تعظیم شعائر الله» از واجبات قلب است. چگونه است که در فتنه‌های اخیر، قرآن‌ها سوخت، مساجد به آتش کشیده شد و چادر از سر زنان مسلمان کشیدند، اما شما به جای محکومیت قاطع این «محاربان با خدا»، با جملات دوپهلو سعی در تطهیر آنان کردید؟

قرآن می‌فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَا (بقره/ ۱۱۴)

کسی که در برابر تخریب‌گرانِ مساجد سکوت می‌کند، طبق این آیه در زمره «ظالم‌ترینِ افراد» است. آیا امام ابوحنیفه رحمه الله به شما آموخته که مصالح سیاسی خود را بر حرمت خانه خدا و کتاب خدا ترجیح دهید؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ قَتْلِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ. نابود شدن دنیا نزد خدا آسان‌تر از کشته شدن یک شخص مسلمان است.

تحریکات شما و فضای غبارآلودی که ایجاد کردید، باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری شد. طبق فقه حنفی، هر کسی که در ریختن قطره‌ای خون مسلمان شریک باشد (حتی با یک کلمه تحریک‌آمیز)، در پیشگاه خدا مسئول است. شما چگونه در قیامت پاسخگوی یتیمانی خواهید بود که پدرانشان قربانیِ ناامنیِ ناشی از سخنان شما شدند و یا فرزندانشان قربانی تحریکات غیر شرعی شما شدند؟

در حدیث شریف آمده است: اَلْفِتْنَةُ نائِمَةٌ لَعَنَ اللهُ مَنْ اَيْقَظَها .[1]  فتنه خواب است؛ لعنت خدا بر کسی که آن را (دوباره) بیدار کند.

جناب عبدالحمید، چرا تریبون نماز جمعه را که باید سنگر تقوا و وحدت باشد، به بلندگویِ نفاق و بیدار کردن فتنه‌های خفته تبدیل کرده‌اید؟ آیا این است وفاداری به سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و راه امام ابوحنیفه رحمه الله؟

قرآن صراحتاً می‌فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مائده/ ۸۲)

امروز صهیونیست‌ها و سکولاریستها برای سخنان شما هورا می‌کشند. از کی تا حالا یهود و مشرکین (=سکولاریستها) مصلحت‌خواه مسلمانان شده‌اند؟ این هم‌صدایی شما با رسانه‌های کفر، بزرگترین گواه بر انحراف از مسیر حق و فقه سلیم امام ابوحنیفه رحمه الله است.

جناب مولوی، میان «مطالبه‌گری» و «آشوب‌طلبی» مرز باریکی است که شما آن را شکستید. یا لباسِ مذهب ابوحنیفه را از تن درآورید و رسماً ردایِ سیاست‌بازانِ  سکولار و سکولار زده ی غربی را بپوشید، و یا به قرآن و سنت و فقه امام اعظم رحمه الله بازگردید و از این فتنه‌انگیزی‌ها توبه کنید.

بدانید که «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» (یقیناً پروردگارت در کمینگاه است).


[1]  رواه الإمام أحمد في ” الزهد ” ( 46 ) ، والبيهقي في ” شعب الأيمان ” ( 6 / 145 ) والطبراني في ” المعجم الكبير ” ( 7738 ) ، وصححه الألباني في ” الصحيحة ” ( 741 )