موضعگیری غیر شرعی مولوی عبدالحمید در برابر آشوب طلبان سکولار ایرانی

موضعگیری غیر شرعی مولوی عبدالحمید در برابر آشوب طلبان سکولار ایرانی

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

در همین ابتدای امر اگر به قرآن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که بر اساس آیاتی چون آیه 191 سوره بقره، فتنه و آشوب؛ خط قرمز قرآن است و ما حق داریم خطاب به مولوی عبدالحمید بگوئیم شما در بیانات خود بر لزوم مدارا با کسانی که در خیابان‌ها دست به تخریب می‌زنند تأکید دارید. اما قرآن کریم مرز میان «اعتراض» و «فتنه» را به وضوح ترسیم کرده است و می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه (و بازگرداندن مردم به قوانین کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی) از قتل هم بدتر است.

وقتی جریانی کفری سکولار با حمایت کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی اصل قوانین شریعت الله را هدف قرار داده، به مقدسات توهین کرده و جامعه را به سمت دوقطبی‌سازی و خون‌ریزی سوق می‌دهد، این دیگر یک مطالبه مدنی نیست، بلکه «فتنه» است. سکوت یا حمایت از فتنه‌گران، با منطق قرآن که فتنه را گناهی عظیم‌تر از قتل می‌داند، فرسنگ‌ها فاصله دارد.

یکی از ملاک‌های قرآنی برای سنجش درستیِ مسیر، نگاه به موضع دشمنان اسلام (یهود و نصاری و معاندان) است. قرآن می‌فرماید:

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/ ۱۲۰) هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا زمانی که از آیین‌شان پیروی کنی.

جناب مولوی، وقتی رسانه‌های صهیونیستی و آمریکائی و انگلیسی و معاندانِ اسلام، سخنان شما را بازنشر کرده و برای آن سوت و کف می‌زنند، آیا زمان آن نرسیده که در مواضع خود تجدیدنظر کنید؟ طبق این آیه، رضایت آن‌ها نشان‌دهنده انحراف از مسیر اصیل اسلامی است. چگونه است که مواضع شما دقیقاً در پازل دشمنان قسم‌خورده اسلام قرار می‌گیرد؟

مولوی گرامی، آتش زدن قرآن، هتاکی به حجاب و حمله به مساجد، بزرگترین بدعت‌ها و منکرات زمانه ماست. «اظهار علمِ» یک عالم در این زمان، باید در جهت محکومیت این جنایات باشد، نه در جهت هم‌سویی با جریانی که اساس دین را هدف گرفته است.

این را بدان مولوی گرامی که قرآن مجید ما را به عدالت حتی در مواجهه با دشمنان فرا می‌خواند و می فرماید: وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى. دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ پس حتی اگر نقدی به دولت یا حاکمیت بر ایران دارید دارید، نباید این نقد باعث شود که چشمان خود را بر جنایات آشوبگران و هتاکان ببندید. نادیده گرفتن حقوق کسانی که در این آشوب‌ها جان و مالشان به خطر افتاده و تمرکز صرف بر دفاع از متهمان، خروج از دایره عدل قرآنی است.

جناب مولوی عبدالحمید در نهایت به شما می گوئیم که بر اساس آموزه‌های وحیانی:

۱. مسجد و قرآن خط قرمز لایتبدل اسلام هستند و هرگونه تسامح در برابر هتاکان به این دو، خیانت به آرمان‌های نبوی است.

۲. نفاق در صدر اسلام هرگز به جسارت علنی علیه کتاب خدا نرسید؛ لذا کسانی که امروز چنین می‌کنند، در جبهه‌ای خطرناکتر از منافقینِ مدینه ایستاده‌اند.

۳. عالم دینی باید دیده‌بان اسلام باشد، نه تریبون جریانی که از خارج مرزهای دارالاسلام و توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدینی چون ربع پهلوی و گروه رجوی و سایر مرتدین و گروه منافقین هدایت می‌شود.

پرسش: موضع مولوی عبدالحمید در برابر بیانیه دارالاسلام حنفی مذهب امارت اسلامی افغانستان چیست؟

پرسش: موضع مولوی عبدالحمید در برابر بیانیه دارالاسلام حنفی مذهب امارت اسلامی افغانستان چیست؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

پس از صدور بیانیه رسمی وزارت عدلیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که تأکید کرده است:

• تمامی اسناد تقنینی حکومت کاملاً مطابق شریعت حنفی تدوین شده‌اند،

• هرگونه اعتراض به این قوانین، عملاً اعتراض به شریعت است،

سؤال اساسی این است که مولوی عبدالحمید زاهدانی اکنون چه پاسخی دارد؟

آیا او می‌تواند با نصوص قرآن و سنت و فقه معتبر حنفی مخالفت کند و اصرار داشته باشد که برخورد با اغتشاشگران و مفسدان غیر اسلامی است؟

آیا ادعاهای او در دفاع از اغتشاشگران سکولار ایرانی که به مقدسات توهین کرده‌اند و قرآنها و مساجد را سوزانده اند، با حقیقت این بیانیه و شریعت اهل‌سنت همخوانی دارد؟

به‌ویژه وقتی که بیانیه وزارت عدلیه تصریح می‌کند:

• اعتراضات بر قوانین، فاقد پایه شرعی و علمی است،

• و افرادی که قوانین شرعی را زیر سؤال ببرند، از نظر شرعی جرم محسوب می‌شوند.

این پرسش مطرح می‌شود: آیا مواضع مولوی عبدالحمید، همراهی با اغتشاشگران و مزدوران آمریکا و ضد اسلام، قابل توجیه است یا با حقیقت شریعت و نصوص قرآن و سنت در تعارض آشکار است؟

این پرسش روشن می‌کند که اختلاف او با امارت اسلامی افغانستان صرفاً اختلاف فکری نیست، بلکه همسو با دشمنان اسلام و ضد وحدت امت و ضد تطبیق شریعت الله تلقی می‌شود.

خطرات اصلی هم‌صدایی ناخواسته عده ای از صاحبان تریبون و رسانه با دشمن آمریکائی – صهیونی

خطرات اصلی هم‌صدایی ناخواسته عده ای از صاحبان تریبون و رسانه با دشمن آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

می بینیم که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو آشکارا از ناآرامی‌ها و فشار بر ایران حمایت کردند و هم اکنون نیز «شبح جنگ» تحمیلی بر علیه ایران را به میان کشیده اند، در چنین وضعیتی هر صدایی در داخل که هم‌جهت با این حمایت‌ها تفسیر شود، ناخواسته در معرض پرسش مومنین شریعتگرا قرار می‌گیرد.

این نکته هم بسیار مهم است که حمایت دشمنان شناخته‌شده ی امت اسلام از جریانی سکولار و ارتدادی خاص، نه نشانه ی دلسوزی برای مردم است و نه گواه حقانیت یک مسیر؛ بلکه زنگ خطری است که باید همگان را به بازاندیشی وادارد.

وقتی بوی حمایت آشکار آمریکا و صهیونیسم به مشام می‌رسد و این حمایتها علنی شده است، حداقل از انتظار می‌رود عالمان دینی با مرزبندی روشن سخن بگویند؛ مرزی که هیچ قرابتی با پروژه‌های سکولارِ وابسته، آشوب‌طلبی، تخریب مسجد و قرآن‌سوزی نداشته باشد. هر موضعی که این مرز را کمرنگ کند اگر با نیت اصلاح هم بیان شود در میدان رسانه‌ای دشمن به‌گونه‌ای دیگر مصرف می‌شود.

مشکلات معیشتی واقعی است و انکار آن خطاست؛ اما تجربهٔ تلخ منطقه نشان داده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی از رنج مردم نردبان فشار سیاسی می‌سازند، نه پل نجات. همان‌ها که امروز دم از «حمایت» می‌زنند، دیروز و امروز در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه، ویرانی، کشتار و تفرقه به‌جا گذاشته‌اند. پس هر جا حمایت آنان پررنگ شد، باید پرسید: سود این مسیر به جیب چه کسی می‌رود؟

از این‌رو، انتظار از امثال مولوی عبدالحمید زاهدان و هر صاحب‌تریبون دینی آن است که:

• صریحاً حمایت ترامپ و نتانیاهو از ناآرامی‌ها را محکوم کند؛

• مرز خود را با جریان‌های سکولارِ وابسته و هر حرکتِ آلوده به خشونت، تخریب مقدسات و ناامنی اجتماعی روشن سازد؛

• و اجازه ندهد مطالبهٔ اصلاح، دستاویز پروژه‌ای شود که نتیجه‌اش تضعیف دین و شکستن ستون‌های جامعه است.

اصلاح از درون، نقد منصفانه و مطالبهٔ عدالت، راهی روشن دارد؛ اما هم‌صدایی، حتی ناخواسته با دشمنان قسم‌خورده ی اسلام، نه اصلاح می‌آورد و نه عدالت.

امثال مولوی عبدالحمید بدانند هر جا تریبون‌ها در لحظه ی حساس مرز خود را روشن نکردند، هزینه‌اش را مردم و دین با هم پرداختند.

مولوی عبدالحمید از ادعای دیانت تا ترویج سکولاریسم  و اسلام آمریکائی – صهیونی جدید

مولوی عبدالحمید از ادعای دیانت تا ترویج سکولاریسم  و اسلام آمریکائی – صهیونی جدید

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

اسلام آمریکائی – صهیونی جدید اصطلاحی است که توسط مصطفی حامد (ابوولید مصری) از رهبران فکری القاعده و از همرزمان اسامه بن لادن برای دسته ای از مبلغین و خطباء و حتی گروههای مسلح شبه جهادی به کار رفت که خروجی و نتیجه فعالیتهای آنها تماماً به نفع آمریکا و صهیونیستهاست چه آنهائی ادعای اسلامی لیبرال را دارند و چه آنهائی که خود را شریعت گرا و جهادی نامیده اند؛ مهم این است که خروجی و ثمره ی فعالیتهای آنها در نهایت به نفع آمریکا و صهیونیستهاست و خواسته یا ناخواسته بر اساس فیلمنامه  سناریوی این دشمنان بازی می کنند.

نکته ی مورد بحث ما این است که ابوولید المصری رحمه الله شخصی چون مولوی عبدالحمید را جزو همین اسلام آمریکائی – صهیونی جدید معرفی می کند.

با این نگرش و در برهه‌ای که امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری به تمسک به حبل‌الله و هدایت‌های قرآنی نیاز دارد، مواضع و سخنان مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان ابهامات و نگرانی‌های عمیقی را برانگیخته است. بررسی دقیق بیانات ایشان، نشان‌دهنده مسیری است که با اصول بنیادین اسلام و سنت نبوی فرسنگ‌ها فاصله دارد و با ادبیاتی شبه اسلامی مبلغ نوعی اسلام لیبرال است که با معیارهای سکولاریستی حقوق بشری و اهداف دشمنان اسلام و بخصوص کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی همخوانی بیشتری دارد تا با منهج صحیح اسلامی.

تهی بودن سخنان مولوی عبدالحمید از مبانی وحیانی و روایی و تمرکز آن بر رای و نظر و برداشت خودش یکی از اسباب این انحراف آشکار شده است.

بسیار جای تأمل است که در خطبه‌ها و موضع‌گیری‌های کسی که در جایگاه عالم دین نشسته، استناد به آیات صریح قرآن کریم و احادیث گهربار نبوی به کلی رنگ باخته است. ایشان به جای تبیین شریعت، به بیان آراء شخصی و تحلیل‌هایی می‌پردازد که بیش از آنکه ریشه در متون شریعت و ادله الفقه مذاهب اسلامی داشته باشد، از “هوای نفس” و “اندیشه‌های بشری” نشأت گرفته است به همین دلیل تناضات متعددی در سخنان او با منهج صحیح اسلامی و بخصوص منهج اهل سنت و جماعت وجود دارد.

رفتارشناسی ایشان یادآور هشدارهای جدی سلف صالح درباره کسانی است که دین را ابزار مقاصد دنیوی و سیاسی قرار می‌دهندکه به وضوح نشان می‌دهند وقتی عالمی از مسیر حق عدول کرده و به جای رضای الهی، به دنبال جلب رضایت جریان‌های باطل و بیگانه باشد، در زمره «علمای سوء» قرار می‌گیرد که مایه فتنه در امت هستند.

آنچه امروزه در کلام ایشان مشهود است، تلاش برای استحاله فکری اهل سنت در منطقه است. مولوی عبدالحمید با نادیده گرفتن مطالبات واقعی مومنین بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، عملاً نقش جاده‌صاف‌کنِ جریان‌های سکولار را بازی می‌کند و به دنبال حذف نقش دین از مدیریت جامعه و جایگزینی آن با الگوهای غربی و سکولاریستی و شبیه به آنچیزی است که اردوغان در حال پیاده کردن آن است.

ما حق داریم بپرسیم چرا در برابر مفاهیم حیاتی چون حاکمیت الهی و جهاد سکوت کرده اند؟ چرا در قاموسِ ایشان، واژگانی چون «حاکمیت احکام الله»، «تطبیق شریعت الله» و «فریضه جهاد» و «فرض عین بودن جهاد در هنگام اشغال سرزمینهای اسلامی توسط کفار محاربر و اشغالگر خارجی»جایی ندارد؟ ایشان به جای دعوت به عزت اسلامی و ایستادگی در برابر کفر، با بیانی نفاق‌آلود از ارزش‌هایی سخن می‌گوید که تنها در جهت خوش‌آمدِ دشمنان اسلام است. این سکوتِ معنادار در برابر احکام قطعی دین، نشانه دوری از وظیفه خطیر رسالتِ علمایی است.

مردم مسلمان و بیدار باید بدانند که آنچه از این تریبون‌ها شنیده می‌شود، صدای اسلام اصیل نیست؛ بلکه فریادی است که هدف آن سست کردن پایه‌های ایمان و تسلیم کردن جامعه در برابر افکار سکولاریستی و ناامید کردن مردم از حاکمیت اسلامی و بزرگ نشان دادن قدرت کفار اشغالگر خارجی است.

 بصیرت حکم می‌کند که میان «عالم ربانی» و «عالم سوء» که دچار عوام زدگی شده و دین را به بهای ناچیزِ خوش‌نامی در نزد بیگانگان می‌فروشد، تفاوت قائل شویم.

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (2)

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (2)

کاتب: محد اسامه

الإمام العز بن عبد السلام رحمه الله می گوید: ” من دخل قرية فشا فيها الربا، فخطب فيها عن الزنا فقد خان الله ورسوله”. کسی که وارد مکانی شود که در آن ربا رواج یافته باشد اما او در مورد حرمت زنا صحبت کند پس چنین شخصی به الله و رسولش خیانت کرده است.

این یعنی نگاه کنید ببینید اولویت جامعه چیست؟

هم اکنون اولویت جامعه ی ایران مقابله با تهدیدات آمریکا و صهیونیستها و غرب وحشی است و باید از اتحاد و محکم کردن صفوف و تشویق به جهاد صحبت کرد نه مسائل دیگری که ممکن است به این اتحاد مردمی هم صدمه بزند.

شجاعت ایمانی و فرهنگ و روحیه جهادی، دژ مستحکم مسلمین در برابر اشغالگران و متجاوزان است. اما چرا در تریبون‌های مولوی عبدالحمید، یادی از حماسه‌های مجاهدین اسلام علیه کفار متجاوز نیست؟ این سکوت، خصلت بارز «علماءُ السوء» (دانشمندان بدنهاد و خائن) است؛ کسانی که علم دارند اما آن را در خدمت جبهه حق به کار نمی‌گیرند و با مصلحت‌سنجی‌های باطل، جاده‌صاف‌کنِ دشمنان می‌شوند.

زمانی که خطر تهدیدت نظامی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی وجود دارد اولویت پرداختن به این امر مهم است و صحبت کردن در مورد هر مساله ی دیگری هر چند حق هم باشد بر اساس فتوای الإمام العز بن عبد السلام رحمه الله شخص را تبدیل به خیانتکار می کند آنهم خانت به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم سپس خیانت به مردم و سرزمین اسلامی.

تعجب‌آور است که وقتی ترامپ و سردمداران کفر، صراحتاً ایران — که امروز دارالاسلام وتنها حاکمیت مستقل اسلامی در حال جهاد با آمریکا و صهیوینستهاست — را تهدید می‌کنند و برای منافقان و آشوب‌طلبان داخلی پیام حمایت می‌فرستند، هیچ فریادی از سوی این مولوی در دفاع از عزت کشور و دفع شر دشمن شنیده نمی‌شود. گویی ایشان وظیفه‌ای برای خود در صیانت از مرزهای اعتقادی و سیاسی اسلام در برابر تهاجم بیگانه نمی‌بیند.

در تاریخ اسلام مواردی از این دست زیاد دیده ایم اما تاریخ اسلام هرگز کسانی را که در لحظات حساس، میان حق و باطل ایستاده و یا به نفع باطل سکوت کردند، نخواهد بخشید.

 امت بیدار، میان «عالم ربانی» که بر سر کفر فریاد می‌کشد و «عالم سوء» که دعوت به سازش با شیطان بزرگ می‌کند، تفاوتی آشکار قائل است.

ملت ایران و جامعه اهل سنت، هوشیارتر از آن هستند که فریب این رویکردهای نفاق‌آلود را بخورند.

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (1)

نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (1)

کاتب: محد اسامه

غیر از مسلمان زاده های مرتد غربگرا و گروه منافقین داخلی کسی نیست که نتواند جبهه کفر به سرکردگی آمریکا در برابر کیان اسلام و بخصوص اهل دعوت و جهاد را نبیند، در چنین وضعیتی مواضع دوگانه و سکوت معنادار و سخنان ضد و نقیض مولوی عبدالحمید زاهدانی در قبال جنایات استکبار جهانی و تهدیدات آشکار آن در برابر دارالاسلام ایران، پرسش‌هایی تلخ و تأمل‌برانگیز را در ذهن امت اسلامی ایجاد کرده است. کسی که خود را مبلغ مذهبی و خطیب مسجد می‌داند، چگونه می‌تواند چشم بر واقعیات روشن جهان و بخصوص تهدیدات آشکاری که متوجه دین و سرزمینش می شود ببندد؟

زمانی که خطر تهدیدات خارجی و مرتدین داخلی وجود دارد صحبت کردن در مورد مشکلات داخلی و مشغول کردن مردم به مسائل داخلی نوعی غدر و خیانت محسوب می شود.

با آنکه امام احمد بن حنبل رحمه الله مخالف حکومت عباسیان بود و 15 سال را در زندان این حاکمیت گذراند آنهم با شکنجه و اذیت و آزار اما زمانی که مرتدین خرمدینی دست به شورش و آشوب طلبی زدند امام احمد بن حنبل رحمه الله اصلا در مورد مشکلات داخلی صحبت نکند بلکه با فتوا در کنار این حاکمیت ایستاد و مردم را به جهاد با این مرتدین تشویق کرد.

کجاید کسانی که خود را اهل سنت و جماعت می نامند اما فتواهای آنها بر علیه مرتدینی چون ربع پهلوی و گروه رجوی و سهاب و کومله ها و دمکراتها و … که با حمایت آمریکا و صهیونیستها آنهمه توحش در دی ماه امسال درست درست کردند شنیده نمی شود؟

ابن تیمیه رحمه الله هم در هنگام حمله ی مغولهای سکولار به شام تمام مباحث متعلق به حاکمیت و اختلافات فقهی با سایر مذاهب را کنار گذاشت و مردم و حاکمیت را متحد و تشویق به جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی کرد؟ آیا مغلولهای سکولار جدید در قابل آمریکا و صهیونیستها و انگلیس و ناتو را نمی بینیم؟ پس کجاست ندای اتحاد و فتواهای تحریضی جهادی بر علیه این کفار محارب و اشغالگر خارجی؟

آیا بر کسی پوشیده است که آمریکا، کشوری سکولار و دشمن سوگندخورده‌ی ارزش‌های الهی، مسئول نیمی از خون‌های ریخته شده در جهان اسلام است؟ آیا مولوی نمی‌داند که «دونالد ترامپ»، این جنایتکارِ کافر، با وقاحت تمام علیه مقدسات مسلمین اقدام کرده و حامی اصلی رژیم‌ کودک‌کش صهیونیستی است؟ او به خوبی می‌داند، اما در کمال ناباوری به جای تبیین خوی درندگی این دشمن شماره یک، مسیر «سازش» و «کرنش» را پیش گرفته است.

بعد از ایمان و اتحاد و نصرت الله، الله تعالی به عنوان «تنها عامل بازدارنده» مادی در برابر دشمنان امر می کند:

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (جنگ با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است»

دارالاسلام ایران که به این آیه عمل کرده و باعث تولید ترس در میان این دشمنان شده و عاملی بازدارنده در برابر اشغالگری ها و زیاده خواهی های آنها شده، این کفار خیلی تمایل و اصرار دارند این عامل بازدارنده را از دارالاسلام ایران بگیرند و اینهمه مشکل آفرینی می کنند.

سوال اینجاست: چرا مولوی که مدعی علم به قرآن است، این آیه را سرلوحه دعوت خود قرار نمی‌دهد؟ چرا به جای تشویق به اقتدار دفاعی و نظامی در برابر کفار، به دنبال تضعیف روحیه مقاومت و حتی عقب نشینی از این دستور الله  و در نهایت لیبی سازی ایران است؟


[1]  أخرجه أبو داود (2514)، ومسلم (1917)، وابن ماجه (2813)

مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

مواضع غیر شرعی  و مغالطه مولوی عبدالحمید در تطهیر آشوب طلبان سکولار دی ماه 1404 ایران و نادیده گرفتن هتک حرمت‌ها

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

ابتدا اجازه دهید از مغالطه در تعریف «مردم» و نادیده گرفتن مرز آشوب طلبی هرزه های سکولاری که از حمایت آشکار آمریکا و صهیونیستها و احزاب سکولار و مرتد ایرانی و بخصوص ربع پهلوی دزد و خائن مشهور برخوردار بود سخنانی را خطاب به مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان بیان کنیم.

جناب مولوی، در سخنان خودت در مورد «اعتراضات» و «اغتشاشات» و «آشوب طلبی و جنگ شهری اغتشاشگران» به گونه‌ای صحبت می‌کنید که گویا تمامی حاضران در وقایع اخیر، صرفاً مردمی معترض به وضعیت اقتصادی بوده‌اند. این یک «مغالطه خلط مبحث» آشکار است.

در خلوت بعد از نمازت از خودت بپرس آیا کسانی که آگاهانه به مساجد، که خانه‌ی خداست، حمله کرده و آن‌ها را به آتش کشیدند و قرآنها را لگد مال کرده و بعد به آتش کشیدند، در زمره همان «مردم دلسوز» هستند که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید؟ میان «معترض معیشتی» و «آشوبگر هتّاک آشوب طلب حتی مسلح» تفاوت ماهوی وجود دارد که در کلام شما نادیده گرفته شده است.

شما در حالی از حقوق معترضان با استناد به واکنش رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر گروه منافقین سخن می‌گویید که اعتراضی نمانده بود و از معترضین کسی صدمه ندید چون بر اساس قانون و در محافظت نیروهای امنیتی و با تأئید مسئولین حکومتی صورت گرفت و بعد از اینها تنها مشتی «اغتشاشگر» و «آشوب طلب مجری جنگ شهری» وجود داشتند که ربطی به دارودسته ی منافقین عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم نداشته و ندارند.

منافقین در صدر اسلام، نفاق خود را پنهان می‌کردند و در ظاهر جرأت جسارت مستقیم به الله و رسولش و مساجد و قرآن و قوانین شریعت الله و ارکان وحی را نداشتند. اما امروز ما شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن عده‌ای سکولار و مرتد با حمایت کفار محارب و اشغالگر خارجی و دشمن قوانین شریعت الله به اسم اعتراض، به ساحت مقدس قرآن کریم جسارت کرده و آن را آتش می‌زنند و مساجد را آتش می زنند و آشکارا می گویند می خواهیم مساجد را به مشروب فروشی و کاباره و… تبدیل کنیم.

 کجای تاریخ اسلام سراغ دارید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر کسانی که به کتاب خدا و خانه خدا یورش می‌بردند، سکوت کرده یا آنان را صرفاً «مردم معترض» بنامند؟

اهل سنت و جماعت متعجبند دلیل سکوت شما در برابر توهین به مقدسات توسط این خائنین و هرزه های سکولار آشوب طلب همسو با کفار خارجی چیست؟

چرا در بیانات شما اشاره‌ای به سوزاندن مساجد و قرآنها و توهین به مقدسات اسلامی نمی‌شود؟ اگر این افراد به قول شما «خارجی نیستند»، پس چگونه قلب‌شان اجازه می‌دهد به مقدسات اکثریت همین ملت و تمام مومنین دنیا توهین کنند؟ آیا دفاع از حقوق بشر شامل حال کسانی که امنیت روانی و مذهبی یک جامعه و تمام مومنین دنیا را با آتش زدن قرآن و مسجد به مخاطره می‌اندازند نیز می‌شود؟

مورد دیگری که وجود داشت این بود که شما از دین‌گریزی مردم سخن می‌گویید، اما آیا به این اندیشیده‌اید که حمایت یا سکوت در برابر کسانی که به نمادهای دین (قرآن و مسجد) و قوانین شریعت الله در قالب جریانات سکولاریستی و ارتدادی حمله می‌کنند، خود بزرگترین عامل دین‌زدگی و ایجاد بدعت در جامعه است؟ مسئولیت اندیشمندان، تشخیص حق از باطل است، نه قرار گرفتن در موضعی که در آن میان «مظلوم» و «هتاک به مقدسات» تفاوتی قائل نمی‌شود.

تمام مردم ایران و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران  در برابر این آشوب طلبان سکولار هستند و همچنین با اتحادی کفر شکن نشان خواهند داد که در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها خواهند ایستاد و اجازه نخواهند داد که کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام ما صدمه ای بزنند با این وجود انتظار می‌رود نخبگان مذهبی، ضمن پیگیری مطالبات برحق مردم، مرز خود را با کسانی که از خط قرمزهای اعتقادی اسلام عبور کرده و دست به تخریب مساجد و توهین به قرآن زده‌اند و یا با کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی همسو شده اند، به صورت شفاف مشخص کنند تا مسیر اعتراضات به حق اقتصادی، با نفاق و آشوب‌های ضد دینی و ضد مردمی گره نخورد.

پلیس آمریکا در توضیح بخشی از خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید اعلام کرد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

پلیس آمریکا در توضیح خطبه ی جمعه ی مولوی عبدالحمید توضیح داد که با معترضین آمریکایی چه برخوردی خواهند داشت

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه ی 3 بهمن 1404 مسجد مکی زاهدان چیز عجیبی گفت که انسان نمی تواند قبول کند که این سخنان غیر عمدی باشد.

در این خطبه و در نقد برخوردی که نیروهای امنیتی ایران با اغتشاشگران و مزدوران خارجی دی ماه امسال داشتند که متاسفانه عده ای فریب خورده هم جزو سیاهی لشکر این آشوب طلبان مسلح شدند و همین فریب خورده ها خوراک پروژه ی «کشته سازی» توسط همین مزدوران هم شدند می گوید:

«در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

پلیس آمریکا هم به محض شنیدم خطبه ی غرای مولوی عبدالحمید لبیک گویان به معترضین آمریکایی چنین توضیحاتی داد و گفت:

«اگر مقابل دستورات قانونی مقاومت کنید به زندان می‌روید، اگر خیابان و چهارراه را ببندید به زندان می‌روید، اگر سمت ما تف کنید، اول به بیمارستان و بعد به زندان می‌روید، اگر پلیس را بزنید اول به بیمارستان و بعد زندان می‌روید و احتمالا یکی از سگ‌های گنده‌ای که داریم شما را گاز می‌گیرد! اگر سمت ما آجر، آتش‌زا یا تفنگ نشانه بگیرید به خانواده‌تان اطلاع می‌‌دهیم باقی‌مانده بدن‌تان را از کجا جمع کنند، چون شما را خواهیم کشت …»

این روش برخورد با معترضین در آمریکایی است که هم اکنون به بهانه ی روش برخورد ایران با اغتشاشگران مسلح و با کلی دروغ و داستان سرایی و بزرگ نمایی تهدیدات قلدرمآبانه ای هم می کند و در کنار تحریمهای اقتصادی بیشتر مردم ایران تهدید به مداخله ی نظامی هم دارد.

آیا این دشمن آشکار را نمی بینید؟

مولوی صاحب با آنکه نمی دانم هدفت از گفتن این سخنان چیست اما یک چیز را خوب می دانم و آنهم اینکه هر کسی با یک کلمه در «جبهه» ی آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران بر علیه حاکمیت بر دارالاسلام ایران قرار بگیرد بدون شک جزو همان «جبهه» است.

ما در حال جنگ با آمریکا و شرکا و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم و منهج اهل سنت و جماعت به ما می گوید:

  • از هر مسلمانی بر علیه هر کافری حمایت می کنیم
  • از دارالاسلام (بر اساس هر مذهبی) بر علیه هر دارالکفری حمایت می کنیم

در این جنگ هم تنها دو جبهه وجود دارد یا جبهه ی کفار یا مسلمین چنانچه الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.‏

سید قطب رحمه الله به آمریکا می گفت «شیطان بزرگ» و ما هم اکنون در حال جنگ با این شیطان و یاران خارجی و داخلی اش هستیم، پس مواظب باشید در جبهه ی شیطان قرار نگیرید.

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

مولوی عبدالحمید گرامی چرا عمداْ توهین به قرآن و مساجد را در آشوب طلبی اغتشاشگران دی 1404ش را نادیده می گیری؟

کاتب: براهندک بلوچ

با کمال تعجب در این نماز جمعه ی 3 بهمن 1404ش باز دیدیم که مولوی عبدالحمید سخنی از آشوب طلبی و جنگ شهری مزدوران آمریکا و صهیونیستها بر زبان نراند و از کلمات «اعتراضات» و حتی «خیزش» مردم ایران صحبت کرد و با آنکه برای همه روشن است که اعتراضات قانونی بازاری ها چگونه توسط مزدوران و با حمایت آمریکا و صهیونیستها تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی و جنگ شهری شد باز می گوید: «اعتراضات مردم گسترش پیدا کرد و علیه مدیران کشور اعتراض صورت گرفت و مردم مشکلات‌شان را فریاد زدند.»

مولوی گرامی زمانی که اعتراضاتی که مورد تایید قانون بود و توسط نیروهای امنیتی هم محافظت می شد تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد و گسترش پیدا کرد شعارهای آنها علیه حاکمیت اسلامی و حرکت به سوی سکولاریسم بود نه فلان مدیر اقتصادی یا اجرایی و این اغتشاشگران هرگز مشکلات اقتصادی را فریاد نزدند بلکه اصل نظام را هدف گرفتند و مشکل خود را در قرآن و قانون الله و مساجد و مراکز مذهبی و حتی مراکز فرهنگی چون کتابخانه ها می دیدند به همین دلیل به این مراکز حمله ور شدند و آنها را به آتش کشیدند.

مولوی عبدالحمید می داند که این اغتشاشگران آشوب طلب که بر اساس طرح و نقشه ی آمریکا و صهیونیستها جنگ شهری را بر مردم و نیروهای امنیتی ایران تحمیل کردند اصل نظام و حکومت اسلامی بر اساس تمام مذاهب اسلامی را هدف گرفته بودند و برایشان شیعه و سنی فرقی نداشت به همین دلیل اقرار و ادعا می کند: «در کشورهای دنیا حتی برای مقابله با کسانی که برانداز هستند نیز از راه‌های متعارف مثل بازداشت و دیگر روش‌ها کار گرفته می‌شود. کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب می‌کنند.»

آیا این سخن را انسانی که با روش برخورد کشورهای کافر و مسلمان دنیا با براندازهای مسلح دیده باشد می تواند قبول کند؟ آنهم براندازهایی که از حمایت دشمنان خارجی برخوردار باشند؟

فقط کافی است بدانید در اواسط دی ماه امسال بود یک زن در تیراندازی نیروهای مهاجرتی آمریکا در شهر مینیاپولیس به قتل رسید و ترامپ از افسر مهاجرتی پس از قتل آن زن حمایت کرد، دیروز هم باز یک نفر دیگر را کشتند و باز ترامپ از قاتل حمایت کرد. این متعلق به یک شهر آمریکا است و آنهم اعتراضی مسالمت آمیز نه اغتشاشی که اغتشاشگران با انواع اسلحه های سرد و گرم شکاری و جنگی روبروی نیروهای امنیتی قرار گرفته باشند.

نمونه های سرکوب و قتل عام معترضین مثل آنچه در رابعه ی مصر توسط سیسی و با حمایت آل سعود و امارات و آمریکا و صهیونیستها صورت گرفت زیاد است که نیاز به یادآوری نیست، اینها مسلح نبودند، فقط کافی است از هر کشوری کافر مثل آمریکا و کانادا و هر یک از کشورهای اتحادیه اروپا که آنها را متمدن تر می دانید و یا از کشور اسلامی امارت اسلامی افغانستان که بر اساس مذهب حنفی اداره می شود (که هم مذهب با بلوچهاست) بپرسی اگر یک جمع آشوب طلب مسلح به سمت نیروهای امنیتی و مردم شلیک کنند چگونه با آنها برخورد کرده و یا برخورد می کنند تا متوجه شویم مولوی عبدالحمید دچار چه دغل بازی و وارونه گویی آشکاری شده است.

این مقدمه را به عنوان ضرورت جهت ورد به اصل سوال مطرح کردم تا با ذهنیتی آگاه متوجه تناقضات مولوی شویم و بدانیم که در مواردی عمدا حقایقی را نادیده می گیرد، به عنوان مثال چند مدت قبل و در مراسم ختم قرآن مجید شهر نصرت‌آباد، از توابع شهرستان زاهدان در واکنش به توهین یک مداح در شبکه پنج سیما به یکی از اصحاب گفت: «از دیدگاه ما اگر یک اهل‌سنت به مقدسات شیعه توهین کند به شدت محکوم است و باید مجازات شود، همین‌طور اگر یک شیعه به مقدسات اهل‌سنت توهین کند باید مجازات شود.»

با آنکه به گفته ی دفتر مولوی عبدالحمید«صدا و سیما مدیر آن شبکه را برکنار کرد و مداح هتاک نیز بازداشت و زندانی شد. مقامات قضایی نیز بیانیه دادند که اهانت‌کنندگان به مقدسات اهل‌سنت تحت تعقیب قرار گرفته و مجازات می‌شوند.»

همین اتفاق و واکنش مدیران صدا و سیما و مقامات قضایی می تواند پاسخ سوال ما باشد و بدانیم اگر کسی به قرآن تمام مسلمین (اعم از شیعه و سنی) که برای همه  یمومنین جزو مقدسات است توهین کند نباید بازداشت و زندانی و مجازات شود؟  فرق اینها با سلوان مومیکای عراقی که در قلب اروپا توسط مومنین مجاهد به درک واصل شد چیست؟

مولوی گرامی، در نزدیک به 300 مسجد و 90 حسینیه و 12 امامزاده و آرامگاه بزرگان گذشته به هزاران قرآن توهین کردند و آنها را زیر پا گذاشتند و آنها را سوزاندند چرا این جرم آشکار را نادیده می گیری و اگر با این اغتشاشگران آشوب طلب برخوردی صورت گیرد و دستگیر و مجازات شوند تو را آشفته می کند؟

خودت قبلا گفتی اگر شیعه یا سنی به مقدسات توهین کند باید مجازات شود، آیا اگر یک مرتد و مزدور سکولار به مقدسات تمام مسلمین توهین کرد نباید مجازات شود؟ \س چرا سکوت کرده ای؟ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (قلم/36) شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟!

از ولایت نمیروز افغانستان به ولایت زاهدان ایران، نفاق عهد شکنان و مولوی های نمیه محترم در فتنه 1404ش اهل بغی ایران شما را نفریبد

از ولایت نمیروز افغانستان به ولایت زاهدان ایران، نفاق عهد شکنان و مولوی های نمیه محترم در فتنه 1404ش اهل بغی ایران شما را نفریبد

کاتب:  صدیق عثمانی

ما مسلمین به الله عهد بسته ایم که در مسیر شریعتش حرکت کنیم و تنها برای اجرای شریعتش تعاون و همکاری داشته باشیم و از غلامان کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و ناتو و اسرائیل دوری کنیم و بلکه با آنها وارد جهاد مستمر شویم.

این روزها در ایران فتنه ای در جریان است که عده ای از مولوهای نیمه محترم و گروه منافقین سعی دارند به بهانۀ اعتراض قانونی و در وضعیتی که در ایران اغتشاش غلامان آمریکا و اسرائیل در جریان است اهل سنت و جماعت را وارد این فتنه ی غلامان کفار محارب خارجی کنند.

به این مولوی های نیمه محترم که با زبان دلسوزی و حق خواهی این فتنه و دام بزرگ را برای اهل سنت پهن کرده اند باید بگوئیم که شما از غلامان این کفار هستید همچون مجددی و سیاف افغانستان و عهد شکنانی هستید که عهد خود را با الله و بلوچهای حنفی مذهب ایران شکسته اید؛ چون عهد کرده اید که فقط از قانون شریعت الله و از اهل سنت و جماعت دفاع کنید نه اینکه غلام و بلندگو و سرباز تبلیغی کفاری چون ترامپ و نتانیاهو شوید و اهل سنت و جماعت را در کنار تروریستهای میان شیعه که اغتشاش کرده اند قرار دهید.

این مولوی نمیه محترم بدانید بترس از اینکه نفاق قلوبتان را محاصره کرده و اعماق وجودتان را اقتحام کند و در ان موقع هر چقدر دست و پا بزنید نجات نمی یابید! نفاق مریضی است که قابل سرایت و رشد سریع و شاعیه پذیر است و همچون غده ی سرطان رشد می کند و به مرور صاحبش را از پای در اورده و هلاک می کند.

بخاطر وخامت آثار عهد شکنی شخص دچار نفاق می گردد و قلبش از سوی سیاهی لشکر نفاق تیربار می گردد و بخاطر یک معصیت به سوی نفاق می رود همین جاست که باید فهمید معاصی و گناهان راهی هستند به سوی کفر!

آیا در جبهۀ آمریکا و اسرائیل و غلامان داخلی قرار گرفتن و تلاش و کوشش برای ضربه زدن به حاکمیت اسلامی و تقویت کفار خارجی و تغییر حاکمیت به حاکمیتی کفری سکولاریستی گناه بزرگی نیست که شما را به سوی کفر می برد؟

الله به من و شما در ایران و افغانستان حکومت اسلامی و دارالاسلام داده و این فضل الله است ، فضلی است بالاتر از مال، پس اگر این فضل داده شد عهد شکنی نکن و در کنار حاکمیت بر دارالاسلام در برابر تمام کفار خارجی و مرتدین محلی و غلامان داخلی بمان چون اگر جزو کسانی باشید که بعد از فضل الله و نعمتش «تولوا و هم معرضون» [التوبة/ ۷۶ ]اعراض کنان روی گرداندند و سرپیچی کردند. الله جل جلاله هم شما را مشمول این حکم می کند که می فرماید:  

فاعقبهم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما عدوه و بما کانوا یکذبون [ التوبة/ ۷۷] پس این عمل نفاق را تا روز ی که او الله را ملاقات کنند در دلهایشان بر قرار ساخت به سبب انچه که با الله وعده کرده بودند،  خلاف نمودند،  و عهد شکنی کردند و به سبب انکه دروغ می گفتند.

آنها گمان می کنند که اگر عهد خود را شکستند و زیر ان زده و میثاقشان را پشت سر انداختند خیری کرده و درونشان مخفی خواهد ماند!..  هیهات هیهات که هیچ چیز از الله تبارک و تعالی مخفی نیست و مخفی نیز نمی ماند؛

الم یعلموا ان الله یعلم سرهم و نجواهم و ان الله علام الغیوب} التوبة/ ۷۸] آیا نمیدانستید که خداوند اسرارشان و سخنان در گوشی شان را میداند و بی گمان الله متعال دانای غیبها است.»

به عهد شکنان برسانید که الله متعال از عمل آنان غافل نیست و روزی خواهد رسید که مومنین هم از آنان همچون خائنین به دین و ملت یاد خواهند کرد.

امروز دارالاسلام ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل و کفار غربی قرار دارد، هر کسی با زبان هم بر علیه این حکومت شود در جبهۀ این کفار قرار دارد و اگر سکوت کند و فقط تماشاچی باشد و از مسلمین بر علیه این کفار خارجی و غلامان آنها حمایت نکند یکی از گروه منافقین داخلی خواهد بود پناه بر الله.

والحمد لله آولا وأخرا